ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

آنچه استراتژیست‌ها باید بدانند (بخش چهل و هشتم)

 
 
پایان اسطوره سازی از رهبری سازمانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرویز نصرتی کردکندی

عضو انجمن ایرانیان فارغ‌التحصیل ژاپن

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

در سیر تطور موضوع مهم رهبری ‌‌‌سازمان‌ها‌، تعداد زیادی نظریه در شیوه رهبری مطرح شده که هریک با مجموعه‌ای از ویژگی‌های منحصربه‌فرد و البته دارای نقاط قوت ونقاط ضعف هستند و می‌توان آنها را در هفت گروه طبقه‌بندی کرد. البته گروه‌بندی مذکور صرف‌نظر از زمان ظهور، یک فرآیند تکاملی را در رهبری سازمانی به‌وجود آورده است و تبدیل به ویژگی‌هایی چندگانه در زمان حال شده است. به همین دلیل، مقایسه هر یک از الگوهای کارکردی رهبری در این فرآیند، ترجیح یک نوع به نوع دیگر نیست، بلکه مطابق سیر تکاملی یک پدیده با حفظ ‌‌‌ویژگی‌های گذشته و برخوردار شدن از مجموعه‌ای از توانمندی‌های تکمیلی است تا او را قادر به رهبری سازمان در شرایط فعلی کند. داشتن ‌‌‌ویژگی‌های انتزاعی و حتی چند ویژگی از هفتگانه مذکور نیز بسیار شکننده بوده و مبارزه رهبری را برای حفظ و توسعه سازمانش با مخاطره همراه می‌کند‌‌. به بیانی دیگر، عصر رهبرانی که فقط با تکیه بر توانایی فردی به اسطوره‌های بی‌بدیلی تبدیل می‌شدند به پایان رسیده است و به تنهایی کارساز نیست.

 

‌‌‌ویژگی‌های هفت‌گانه در سیر تکامل رهبری سازمان

1- نظریه اسطوره

در این نظریه که برخی ‌‌آن را‌‌ «مرد بزرگ» هم نامیده‌اند‌، رهبر سازمان تلاش دارد با اثرگذاری شخصی در چالش‌های سازمان و با تفوق بر آنها سازمان خود را به شرایط متمایزی از رقبا برساند‌. توجه بیش از اندازه به توانایی فردی، بنیان اصلی در این دیدگاه است و همزمانی بین رویدادهای تاریخی در یک سازمان و نقش آنها به‌عنوان نقش محوری آنها آشکارا قابل تشخیص است. به عنوان مثال، در نبود افرادی مانند ماتسو شیتا‌، فورد‌، کیم وو چونگ‌، جک ولش‌، استیو جابز‌، بیل گیتس و ده‌ها نام دیگر آیا ‌‌‌سازمان آنها می‌توانست همانند ‌‌‌سازمان‌هایی باشد که در دوره رهبری آنها می‌شناسیم یا مسیر متفاوتی را طی می‌کرد‌‌‌؟ معمولا جواب منطقی به این سوال منفی است و تاریخ ‌‌‌سازمان‌های موفق جهانی حاکی از ظهور مردان بزرگ بوده است‌، ولی آیا کماکان باید منتظر چنین رهبرانی بود و اصولا این‌گونه رهبران چه درصدی از کل رهبران ‌‌‌سازمان‌ها را تشکیل می‌دهند‌‌‌؟ پاسخ کاملا مشخص است‌. ‌‌‌باید هم در توسعه این ویژگی رهبران از طرق مختلف کوشا بود و هم از ‌‌‌ویژگی‌های دیگر رهبری موثر استفاده ‌‌کرد.

2- نظریه موقعیتی

در این دیدگاه ظهور رهبران بزرگ مستلزم یک موقعیت برای پرداختن به چالشی است که نیازمند دخالت رهبران سازمانی است. در این دیدگاه، این موقعیت است که تعیین‌کننده است و منجر به شرایطی خواهد شد که ‌‌‌باید به‌وجود بیاید‌‌. این نظریه در همزمانی بین رویدادهای تاریخی و موقعیت‌های خاص بر یک ارجحیت تاکید ‌‌‌می‌کند که در نبود آن موقعیت، امکان عملی هرگونه شایستگی رهبری را به‌رغم دارا بودن سلب ‌‌‌می‌کند. این دیدگاه می‌گوید ظهور یک رهبر بزرگ نیاز به زمان، مکان و شرایط دارد. تمرکز این‌ نظریه بر آن است که شایستگی رهبرانی که در ‌‌‌سازمان‌ها انتخاب می‌شوند، شرط لازم است ولی کافی نیست و برای موفق شدن آنها عامل موقعیتی نیز باید وجود داشته باشد.چنین به‌نظر می‌رسد که برای عملی شدن رهبری موثر به یک کاتالیزور موردنیاز است؛ هرچند ‌‌‌نظریه موقعیتی بسیاری از مشکلات ذاتی در ‌‌‌نظریه مرد بزرگ را حل می‌کند و می‌گوید چرا یک رهبری بزرگ و خوب در دو سازمان در موقعیت‌های مختلف جواب یکسانی نمی‌گیرند و شبیه بازیکنانی می‌شوند که هنگام تغییر تیم نمی‌توانند موفقیت در تیم قبلی را تکرار کنند، چراکه عوامل موقعیتی می‌تواند در پیشبرد آنها بسیار موثر بوده باشد.

3- نظریه اقتضایی

درحالیکه از نظریه‌های اسطوره و موقعیتی چنین استنباط می‌شد که همه‌چیز با این دو نظریه برای اعمال رهبری موثر ممکن شده، ولی دو افراط بزرگ در رهبری، یعنی تمرکز نداشتن بر موضوعات اساسی یا تمرکز و توجه بیش از اندازه به موضوعات کوچک و کم‌ارزش، منجر به ظهور ‌‌‌نظریه اقتضایی شد تا با پر کردن شکاف میان این دو شرایط افراطی و با یک رهبری بر اساس عوامل موقعیتی، شرایط موثرتری در کارکرد رهبری سازمان به‌وجود آورد. با این حال، این ‌‌‌نظریه با نگاه کردن به هر دو موضوع و موارد ریز و درشت تصمیم‌گیری در مدیریت به اقتضای شرکت نیز توجه ‌‌‌می‌کند و برای رهبری موفق در وضعیت‌های مختلف اندازه‌گیری احتمال مورد نظر قرار می‌گیرد.

4- نظریه تبادل

نظریه تبادل برخی از انتقادات ذاتی در علم احتمالات را بیان ‌‌‌می‌کند و تاکید بر نظریه مرد بزرگ را به‌دلیل ارتباطات اجتماعی آن می‌داند‌‌. نظریه تبادل به سیستم تبادل ذاتی در تعاملات اجتماعی و تاثیر آن بر رهبری تاکید دارد‌‌. این ‌‌‌نظریه بر سهم و مزایای هر دو رهبر و پیروان به عنوان عناصر موفقیت تمرکز دارد و رهبری را به معنی برقراری رابطه عادلانه بین خود و پیروان تعریف ‌‌‌می‌کند‌‌. هنگامی که تعهدات متقابل بین آنها برقرار می‌شود‌، هریک از طرفین می‌توانند انتظارات دیگری را به صورت عادلانه برآورده کنند. اعتقاد این نظریه بر آن است که برای موفقیت ‌‌‌باید مزایای اجتماعی ناشی از کارکرد سازمان افزایش و هزینه‌های جامعه کاهش یابد.مبانی ‌‌‌نظریه مبادله، ریشه در جامعه‌شناسی دارد و همزمان جنبه‌هایی از روانشناسی، اقتصاد و انسان‌شناسی را نیز دارد. این نظریه توصیه به پاداش گروه‌های ذی‌نفع‌، اعتبار و موقعیت رهبری سازمان را به شکل موثری فراهم می‌کند. قطعا رهبرانی با پیروان قدرتمند، قوی‌تر از رهبرانی با پیروان کم‌قدرت هستند. نظریه تبادل به خوبی توضیح می‌دهد زندگی اجتماعی و اقتصادی با یکدیگر می‌توانند به نیروی فوق‌العاده بزرگ‌تر و قوی‌تری تبدیل شوند و می‌گوید مبادله اجتماعی و تعامل اجتماعی عرف دقیق مبادله بوده و در صورت تمرکز برآن، می‌توان تکامل ‌‌‌نظریه‌های قبلی را فراهم کرد.

5- نظریه تجزیه و تحلیل سیستم‌های باز

نظریه تجزیه و تحلیل سیستم‌های باز تمرکز بر معرفی شناختی از سیستم در توسعه رهبری دارد. این نظریه بر رویکرد سیستمی از سوی رهبری سازمان تاکید دارد و شامل ورودی ها، خروجی‌ها و جریان‌ها بر اساس عوامل اجتماعی، سازمانی و محیطی ‌‌‌است. در سیستم‌های باز، تاثیر خروجی‌ها بر محیط، بازخورد در ورودی‌های جدید است و روابط درون سیستم از طریق چرخه‌های ورودی-خروجی و تکرار هم پیچیده‌تر شده و هم رشد می‌کنند. این نظریه کلید تجزیه و تحلیل سیستم‌ها و محدودیت‌های سیستمی را فراهم ‌‌‌می‌کند. سیستم‌های باز اگر به خوبی کار کنند و تمام متغیرهای لازم به درستی تعریف شوند، شرایط به شکل پیش‌بینی شده طی می‌شود؛ ولی آن زمانی که متغیر‌ها از دست رفته یا تغییر ماهوی و معنی داری پیدا می‌کنند شرایط می‌تواند به گونه دیگری رقم بخورد.

6- نظریه رهبری تحول گرا

رهبری تحول گرا تلاش دارد برای شرایط رهبری خود و ارتباط آن با چندگانگی که وجود دارد از تحقیقاتی که از قبل صورت گرفته به ایجاد تغییر مثبت در سازمانش صورت دهد. این ‌‌‌نظریه بر توانایی گروه‌ها برای مسوولیت پذیری بیش از حد، علاقه شخصی و تمرکز بر نیازهای کارکردی به شکل عدم تمرکز تاکید دارد. رهبران سازمانی تحول گرا، از طریق ترکیبی از روش‌ها رضایت و کارآیی زیردستان خود را به شکل معنا داری افزایش می‌دهند.ماهیت ترکیبی این ‌‌‌نظریه، آن را به مدل‌های دیگر رهبری مانند چارچوب سیستم‌های باز و سایر راهبردها در فرآیند رهبری به شکل هدفمند و سازماندهی شده برای تغییرات متصل می‌کند و با تجزیه و تحلیل سیستماتیک و ظرفیت حرکت منابع از مناطقی که بهره‌وری کمتر دارند یا هزینه بیشتر را تحمیل ‌‌‌می‌کند شروع می‌شود. رهبری تحول‌گرا آرامشی جز ایجاد تحول ندارد.

7- نظریه رهبری خدمتگزار

نقطه ضعف رهبری تحول‌گرا استفاده از قابلیت مرد بزرگ بود و حتی برخی آن را ناشی از نبود تواضع و فروتنی می‌دانستند‌. به همین دلیل، امکان تلفیق و یکپارچه شدن رهبری با کارکنان به‌ندرت یا با آمیختگی کمتری اتفاق می‌افتاد. در سال‌های اخیر، نظریه رهبر خدمتگزار این کاستی را نیز جبران کرد‌. رهبری سازمانی خردمند دیگر خود به یک خدمتگزار تبدیل شده که کارش به جای دستور دادن‌، گوش کردن است و بیشتر از اینکه تصمیم بگیرد کمک می‌کند پیروان با احساس مسوولیت و اختیار بالا بتوانند بدون ترس از توبیخ و... تصمیم بگیرند‌. رهبری سازمانی خدمتگزار بیشتر از آنکه بر چالش‌ها به شکل انفرادی تمرکز کند، اجازه می‌دهد‌ پیروان خود چالش‌هایشان را حل کنند و رهبر سازمان فقط باید به کاستی‌های چنین فرآیندی توجه کند و نسبت به رفع آن کوشا باشد‌. زیباترین قسمت نقش رهبری‌ سازمان آن هنگام است که شرایط را به گونه‌ای رقم می‌زند که ناممکن‌ها انجام می‌شوند‌ و مواردی که ‌‌‌سازمان‌های دیگر حتی فکرش را نمی‌کردند، در سازمان او انجام می‌شود‌‌. این بزرگ‌ترین لذت یک رهبری سازمان است.

 

روش‌های اندازه‌گیری

توانایی ارزیابی هر یک از این توانایی‌های هفت گانه به محیط‌های مدیریت رهبری معاصر و چالش‌هایی که با آن روبه‌رو هستند، بستگی دارد و شاید ارتباطی با نقاط قوت و ضعف موارد به بحث گذاشته شده نداشته باشد‌. هر نوع ‌‌‌نظریه رهبری، به‌خصوص نظریه‌های موقعیتی، شناختی، تعاملی، اجتماعی و... یا ترکیبی از مجموعه آنها شیوه منحصربه‌فردی برای اندازه‌گیری نیاز دارد. البته این به آن معنا نیست که مدل‌ها نامعتبر هستند یا یک مدل از بقیه بهتر یا تعیین‌کننده‌تر است، بلکه این هوش رهبری سازمان است که ترجیح می‌دهد بر اثر تاثیرات ناشی از نظریه ها، کدام را پررنگ‌تر به‌کار برد‌‌. چنین به نظر می‌رسد رهبری ‌‌‌سازمان‌ها به پایان اسطوره سازی از خود رسیده‌اند و آنان که چنین بوده‌اند تبدیل به اسطوره شده‌اند.

در بخش‌های دیگر، به موارد دیگری از آنچه استراتژیست‌ها باید بدانند خواهیم پرداخت‌؛ سه‌شنبه‌ها با ما باشید.

سه شنبه, 13 تیر 1396 11:46

ناشران بزرگ غافلگیر شدند

ناشران بزرگ غافلگیر شدند

روزنامه دنیای اقتصاد - شماره 4084 تاریخ چاپ:1396/04/13 بازدید:756بار کد خبر: DEN-1106994

«دنیای اقتصاد» گام‌های باقی مانده در «باغ کتاب» برای تبدیل به «پاتوق کتابخوانی» را بررسی می‌کند

دو شرط رونق باغ کتاب
عكس: دنیای اقتصاد

دنیای اقتصاد: درحالی‌که روز گذشته مجموعه باغ کتاب تهران با حضور علی لاریجانی رسما آغاز به کار کرد، اما بسیاری از ناشران درخصوص نحوه کارکرد و تعامل با این مجموعه دچار ابهام هستند. توان رقابت‌پذیری با زیرمجموعه‌های نهاد مدیریت شهری ازجمله دغدغه‌های این صنف به‌حساب می‌آید. به‌نظر می‌رسد رفع این دغدغه‌ها در کنار کاستن از هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم شهروندان در مراجعه به این مجموعه از پیش‌شرط‌های اصلی رونق آن باشد. در صورت برداشتن این گام‌ها، پیش‌بینی می‌شود باغ کتاب علاوه‌بر آنکه پاتوقی برای کتابخوانی باشد، اهداف جانبی آن نیز محقق شود.

 

یکی از پرکاربردترین پروژه‌های شهری در پایتخت که کمبود آن در همه سال‌های اخیر به‌عنوان یک دغدغه در شهر مطرح بوده بعد از 10 سال، روز گذشته آماده بهره‌برداری شد. این پروژه «باغ کتاب» نام دارد و قرار است با راه‌اندازی آن 5/ 6 هکتار از عرصه تپه‌های عباس‌آباد تهران به پاتوق کتابخوانی در پایتخت تبدیل شود. طبق اعلام مدیران شهری این مجموعه دارای کاربری‌های متعدد فرهنگی است که بزرگ‌ترین آن متعلق به نمایشگاه و فروشگاه کتاب با 14 هزار مترمربع زیربنا است. علاوه بر این مجموعه دارای یکسری کاربری‌های مکمل شامل 6 هزار مترمربع تالارهای علم و تجربه، 1700 مترمربع نگارخانه هنری و کافه هنر، 25 هزار مترمربع بام و دیوار سبز، 8 سالن سینما و یک سالن تئاتر روباز است. پروژه احداث باغ کتاب تهران طبق اعلام سایت رسمی این پروژه در تیرماه 86 در دستور کار مدیریت شهری تهران قرار می‌گیرد اما به دلایل قابل تامل، ساخت و تکمیل آن 10 سال به طول می‌انجامد.

مدیران شهری پایتخت علت طولانی‌شدن ساخت پروژه باغ کتاب را کمبود منابع مالی عنوان کردند، این درحالی است که ساخت این پروژه 280 میلیارد تومان هزینه در برداشته است که در مقایسه با منابع ابرپروژه‌های ساخته شده از سوی شهرداری طی سال‌های گذشته رقم چندان زیادی نیست. هزینه احداث باغ کتاب تهران که بخشی از آن به دلیل تحمیل بارتورمی ناشی از تاخیر در ساخت پروژه بود، کمتر از 300 میلیارد تومان بوده که این عدد یک پنجم هزینه ساخت ابرپروژه اتوبان دوطبقه صدر برآورد می‌شود. مطابق با آنچه در مورد روند پیشرفت فیزیکی این پروژه طی سال‌های گذشته اعلام شده‌است: پروژه باغ کتاب در سال 87 معادل 20 درصد، در سال 89 معادل 50 درصد، در سال 90 معادل 70، در سال 91 معادل 87 و در سال 92 معادل 91 درصد پیشرفت کرده ‌است. در حال حاضر نیز طبق آخرین مرحله پیشرفت فیزیکی که در این سایت درج شده معادل 5/ 94درصد ثبت شده است، بنابراین به نظر می‌رسد بخش‌هایی از عرصه 5/ 6 هکتاری باغ کتاب به‌طور کامل به بهره‌برداری نرسیده‌است و در قالب طرح توسعه در سال‌های آتی قرار است به بهره‌برداری کامل برسد. کارشناسان شهری معتقدند: مدیریت شهری پایتخت در همه دوره‌های گذشته با غفلت از تامین سرانه‌های فرهنگی-تفریحی و رفاهی عمده اولویت خود را در اجرای پروژه‌های شهری به ابرپروژه‌هایی اختصاص داده که چندان دغدغه شهروندان نبوده و کمترین ارتباط را با نیاز اجتماعی شهروندان برقرار کرده ‌است.

بررسی‌های «دنیای اقتصاد» نشان می‌دهد پروژه باغ کتاب اگرچه می‌تواند نیاز فرهنگی کودکان و بزرگسالان را همزمان برطرف کند، اما دو نقص اصلی دارد که اگر رفع شود می‌توان انتظار داشت به پاتوق کتابخوانی در پایتخت تبدیل شود. نقص کلیدی اول این پروژه در مقطع فعلی به موضع‌گیری ناشران بزرگ نسبت به این پروژه باز می‌گردد. قرار است 70 هزار عنوان کتاب در این باغ عرضه شود، اما تاکنون اطلاعات 30 هزار نسخه کتاب به ثبت رسیده که عمده آنها مربوط به گروه سنی کودک و نوجوان است.

بررسی‌های «دنیای اقتصاد» نشان می‌دهد: اگرچه مدیران شهری برای جذب ناشران در باغ کتاب مذاکره و رایزنی‌هایی در دست‌کم یکسال اخیر شروع کرده‌اند، اما به دلیل یک دغدغه مشترک بین ناشران به ویژه ناشران گروه سنی بزرگسال، تاکنون باغ کتاب موفقیت موثری در جذب ناشران برای انتقال آنها از نقاط پراکنده سطح شهر به این مکان نداشته است. دغدغه ناشران به موضوع میزان استقبال شهروندان از باغ کتاب بازمی‌گردد. به گفته آنها در صورتی که استقبال شهروندان از فروشگاه و نمایشگاه دائمی کتاب در این باغ کم باشد، ناشران با کاهش فروش مواجه خواهند شد. کارشناسان شهری معتقدند این نقص می‌تواند از طریق ارائه تسهیلات از سوی شهرداری به ناشران رفع شود. اما تاکنون نه تنها تسهیلاتی برای حضور ناشران بزرگ در این باغ اختصاص پیدا نکرده ‌است، بلکه شیوه واگذاری فضا به شکل مزایده‌ای بوده که قطعا نمی‌تواند پاسخگوی دغدغه ناشران باشد.

نقص کلیدی دوم احداث باغ کتاب، هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم مراجعه شهروندان و اهالی کتاب به باغ کتاب است.

باغ کتاب در حال حاضر پارکینگ مجهزی ندارد و قرار است پارکینگ طبقاتی در جوار این پروژه ساخته شود، اما هنوز آماده بهره‌برداری نیست. این در حالی است که تجربه بهره‌برداری از پروژه‌های تفریحی-رفاهی در شهر تهران از جمله پارک آب‌وآتش، دریاچه چیتگر و... نشان می‌دهد فقر شدید فضای پارک خودرو و سختی در مراجعه شهروندان به چنین فضاهایی حتی با وجود شبکه مترو و حمل‌ونقل عمومی در استفاده مکرر شهروندان از این فضا مشکلاتی را به وجود آورده‌است. باتوجه به اینکه پروژه باغ کتاب به تازگی راه افتاده اولین مراجعه شهروندان به این مکان اگر با سختی در ورود و خروج همراه باشد در مراجعه بعدی شهروندان به این مکان اثر منفی می‌گذارد. در این میان آنچه اهمیت دارد این نکته است که شهر تهران به چنین مکان‌هایی که در قالب یک مجموعه فرهنگی باشد، نیاز دارد و این بهره‌برداری دیر اتفاق افتاده و باید برطرف شود. علاوه بر مشکل پارکینگ، ترافیک سرسام‌آور معابر اطراف این پروژه به خصوص بزرگراه شهید حقانی از دیگر چالش‌های افتتاح باغ کتاب است.

 

آینده نمایشگاه کتاب خارج از پایتخت

گفته‌های مدیران شهری در مورد ویژگی‌های پروژه باغ کتاب نشان می‌دهد در حال حاضر دو دیدگاه مختلف در مدیریت شهری در مورد آینده نمایشگاه کتاب وجود دارد. گروهی از مدیران شهری عنوان می‌کنند این نمایشگاه قرار است جایگزین نمایشگاه دائمی کتاب که به تازگی به محل شهر آفتاب منتقل شده است شود، اما گروهی دیگر با لحاظ این دیدگاه که حجم مراجعه شهروندان به نمایشگاه دائمی کتاب منجر به بروز بار ترافیکی گسترده درون شهری می‌شود و دقیقا به همین دلیل این نمایشگاه به خارج از شهر منتقل شده است، عنوان می‌کنند قرار نیست باغ کتاب جایگزین نمایشگاه دائمی شود.

 

6سال کار مفید

علیرضا جعفری مدیر عامل سازمان توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران در پاسخ به چرایی طولانی شدن پروسه احداث مجموعه باغ کتاب تهران به «دنیای اقتصاد» گفت: استارت اصلی کار این پروژه از سال 88 بوده ‌است اما در این مدت به دلیل محدودیت منابع مالی در اصل کار مفید برای راه‌اندازی این پروژه 6 سال بوده‌است. او درعین حال افزود: سازه و معماری این مجموعه از سوی مهندسان داخلی اجرا و استانداردسازی شده ‌است. به گفته وی دو ایستگاه مترو حقانی و همت در شمال و جنوب این پروژه قرار گرفته‌اند که می‌تواند باعث ایجاد سهولت در دسترسی به این مجموعه شود.

 

چند ویژگی ممتاز باغ کتاب تهران

باغ کتاب تهران را می‌توان بزرگ‌ترین کتاب‌فروشی جهان در دو بخش کودک و بزرگسال توصیف کرد که 25 هزار مترمربع زیربنا دارد و مجموعا 400 هزار عنوان کتاب در آن عرضه شده است. این مجموعه فرهنگی و تفریحی را می‌توان به پردیس بزرگ علمی کودک و نوجوان با وسعت 12 هزار مترمربع نیز تشبیه کرد که به‌عنوان یک شهربازی علمی قابل بهره‌برداری برای کودکان و نوجوانان است. بزرگ‌ترین گالری هنری کشور با مساحت هزار و 700 مترمربع به‌عنوان فضایی برای عرضه آثار هنری از جمله نقاشی و هنرهای تجسمی در باغ کتاب تهران در نظر گرفته شده است. ارزش دیگر مجموعه باغ کتاب در این نهفته است که همه این فضاهای فاخر در دل باغی بزرگ و در میان فضای سبز اراضی عباس‌آباد پیش‌بینی شده و مراجعه‌کنندگان با قدم زدن در این فضاهای مفرح و جذاب می‌توانند از این مجموعه دیدن کنند.

از سوی دیگر باغ کتاب تهران در مجاورت فرهنگستان زبان و ادب فارسی، کتابخانه ملی ایران و باغ موزه دفاع مقدس قرار گرفته و در نتیجه یک مجموعه عظیم فرهنگی با این همجواری مراکز فرهنگی بزرگ در اراضی عباس‌آباد شکل گرفته است. از دیگر ویژگی‌های ممتاز این مجموعه، پیش‌بینی 25 هزار مترمربع فضای باز روی بام کتابفروشی باغ کتاب تهران است و علاوه بر بام سبز، 20 هزار مترمربع از اراضی باغ کتاب نیز سبز شده است تا فضای مناسبی برای تفرج مراجعان نیز فراهم شود.

یکی از متفاوت‌ترین بخش‌های باغ کتاب تهران، باشگاه رباتیک است. اعضای این باشگاه می‌توانند دوره‌های تخصصی هوش مصنوعی را بگذرانند و اطلاعات خود را با سایر اعضا در این باشگاه و باشگاه‌های مشابه دراقصی نقاط جهان به اشتراک بگذارند که این موضوع، ویژگی ممتاز باغ کتاب است و نوجوانان را بیش از پیش به استفاده از امکانات این مجموعه ترغیب می‌کند. باغ کتاب تهران در چهار بلوک اصلی طراحی و تفکیک شده است. بلوک A شامل فروشگاه دائمی و موضوعی کتاب و بلوک B مشتمل بر گذر فرهنگ است که ورودی‌های اصلی، دالان شگفت‌انگیز و انبار در آن قرار دارد. بلوک C شامل آمفی تئاتر روباز، آمفی تئاتر اصلی، نگارخانه و فروشگاه محصولات فرهنگی است و بلوک D نیز مشتمل بر نمایشگاه تخصصی، سالن کودک و نوجوان و کارگاه‌های کودکان و نوجوانان است. علاوه بر چهار بلوک اصلی باغ کتاب، این پردیس فرهنگی شامل استودیو، بلوار، نمازخانه، رستوران و دریاچه است.

به گزارش «دنیای اقتصاد»، در حال حاضر بزرگ‌ترین کتابفروشی جهان، شعبه اصلی فروشگاه «بارنز» و «نوبل» در نیویورک با مساحت 14 هزار و 300 مترمربع است و بعد از آن به ترتیب کتابفروشی «پاول درپورتلند» آمریکا با مساحت 6 هزار و 300 مترمربع و کتابفروشی «استرند» با مساحت 5 هزار مترمربع در نیویورک قرار دارند. این در حالی است که کتابفروشی باغ کتاب تهران با 25هزارمترمربع مساحت با مجموع مساحت کتابفروشی‌‌های اول، دوم و سوم جهان برابری می‌‌کند و به عبارتی، وسعت باغ کتاب تهران معادل مساحت مجموع سه کتابفروشی بزرگ جهان است. باغ کتاب تهران از 10 صبح تا 10 شب باز است و علاقه‌مندان می‌توانند از طریق ایستگاه مترو شهید حقانی و خودروهایی که برای انتقال بازدیدکنندگان در این ایستگاه پیش‌بینی شده، به این مجموعه فرهنگی دسترسی پیدا کنند.

 

راهکار فرهنگي گره‌هاي پايتخت

غافلگیری ناشران در باغ کتاب

8 راهکار برای تسهیل مدیریت دانش در آموزش الکترونیک


 

آیا معتقدید شاگردان شما باید با اعتماد به نفس و قدرتمند باشند؟ آیا آنها را برای استفاده از منابع آنلاین و جستجو آماده کرده اید؟ همانطور که مثل قدیمی می گوید، به جای اینکه به کسی ماهی بدهی، ماهی گیری یادش بده! یکی از مصداق های این ضرب المثل آموزش است. شاگردان باید بتوانند آنچه یاد می گیرند و آنچه تاکنون آموخته اند را مدیریت کنند.

تسهیل مدیریت

 

 

به جای اینکه به کسی ماهی بدهی، ماهی گیری یادش بده! شاگردان باید بتوانند آنچه یاد می گیرند و آنچه تاکنون آموخته اند را مدیریت کنند. در این نوشتار درباره مدیریت دانش مطالبی را به اشتراک می گذاریم.

 

1- انجام پیش ارزیابی:

برای اینکه ابزار مورد نیاز را به شاگردان خود ارائه کنید، باید بدانید آنها چه می دانند. پیش ارزیابی ها به شما امکان ایجاد الگو می دهد که از طریق آن می توانید پیشرفت خود را محک بزنید همچنین به آنها فرصت ایجاد برنامه شخصی، پرکردن محدودیت ها و مشخص کردن منابع را می دهد. ارزیابی های آنلاین هدف دیگری نیز دارد که همانا انگیزه دادن به شاگردان است، آموزش شخص محور ممکن است چالش های زیادی به همراه داشته باشد، مخصوصا برای آنها که تمرکز ندارند.

 

2-شروع با یک هدف تعیین شده:

مدیریت دانش همان یادگیری نیست، می توان آن را جمع آوری اطلاعات مرتبط برای مقابله با چالش های روزمره و توسعه مهارتها دانست. بنابراین باید با یک هدف آغاز کرد، از آنها بخواهید اهداف بلندمدت را به کوتاه مدت تغییر دهند تا ساده تر محقق شوند، این امر به آنها اجازه می دهد تا در یک لحظه مشغول یک کار شوند تا انگیزش آنها ساده تر باشد.

 

3- پایگاه داده ای از منابع ایجاد کنید:

به عنوان متخصصان آموزش الکترونیک، این فرصت را داریم تا به شاگردانمان درست زندگی کردن را بیاموزیم، یکی از موثرترین راهکارهای انجام این مهم از طریق مدیریت دانش است.

یک لیست از منابع مورد نیاز برای توسعه دانش آنها ایجاد کنید برای مثال: مقالات، ویدئوها و بلاگ ها، همچنین می توانید یک پایگاه داده از منابع در دسترس خود ایجاد کنید. 

شبیه سازی ویدئویی از مطالب و یا بازی سازی. هدف داشتن آموزش ساده و آسان است، بدانید که شاگردان شما در پی یافتن اطلاعاتی برای پاسخ به مشکلاتشان هستند و این پایگاه داده به آنها کمک می کند.

 

4- ارتقاء آموزش در حجم کوچک:

نباید بار آموزشی زیادی به شاگردان تحمیل شود، با حضور فن آوری، مقدار زیادی از دانش زیر انگشتان شماست. دانشجو بایستی به دنبال راهکارهای کمک کننده و موضوعات در هر زمانی باشد، بنابراین فراگیران باید بدانند چگونه از انرژی خود استفاده کنند تا خسته نشوند.، آنها را تشویق کنید تا کم کم شروع به یادگیری کنند پیشنهاد کنید تنها روی یک موضوع متمرکز باشند.

 

5- به آنها فرصت استفاده از دانش را بدهید:

فراگیران باید فرصت آزمودن و استفاده از دانش خود را به دست آورند، آنها ضرورتا نباید هر چیزی را بدانند، باید روی آنچه مهم تر است تمرکز کنند و آن را به خاطر بسپارند، برای مثال استفاده از لغات کلیدی برای به خاطرسپاری موضوعات و یا خلاصه سازی مباحث می تواند کمک کند.

 

6- به اشتراک گذاری را تشویق کنید:

هر عضو از دانشجویان چیزی برای به اشتراک گذاری دارد، شاید آنها در یک مهارت موفق ترند و یا روی یک مبحث خاص تسلط دارند. هرچه باشد به اشتراک گذاری مهم است، یک انجمن آنلاین بسازید تا آنها با هم درارتباط باشند.

تسهیل مدیریت

7- ابزارهای لازم را در اختیار آنان قرار دهید:

تعداد زیاد و متنوعی از ابزارها برای کمک به تحصیل وجود دارد، برای مثال ابزارهای آنلاین مدیریت پروژه، گروه های شبکه های اجتماعی ، MOOC ها. لینک های این ابزارها را در اختیار آنان قرار دهید.

 

8-توسعه گستره منابع:

استفاده از ابزارهای الکترونیک جدید به ویژه برنامه های شبکه کاربردی را به دانشجویان توصیه کنید.

همانطورکه می دانید، هرچه روی اینترنت می بینید، قابل استناد نیست! باید روی این نکته تاکید کنید تا دانشجویان بتوانند منابع قابل استناد را  تشخیص دهند، بدین صورت آنها می توانند سریع تر پاسخ مسائل را پیدا کنند. یک پایگاه داده برای این منابع ایجاد کنید، بگذارید خودشان منابع شخصی را نیز به این پایگاه اضافه کنند.

مدیریت دانش به دانشجویان اجازه پیداکردن اطلاعات مورد نیاز را می دهد، متخصصان می توانند این ایده ها را هنگام طراحی دوره ها نیز به کار گیرند. برای داشتن بهترین آموزش، باید بتوانید آنچه یاد می گیرید و یا قبلا می دانسته اید را مدیریت کنید. یکی از بهترین راه های تسهیل مدیریت دانش استفاده از شبکه های اجتماعی است، از این ابزار بهترین استفاده را ببرید.

با محصولات تراریخته، مرگ می‌خورید!

 

قریب به 37 کشور در سراسر دنیا که سال‌ها از این محصولات استفاده می‌کردند به علت بررسی‌های گسترده و آزمایش‌های فراوان به این نتیجه رسیدند که محصولات دستکاری شده‌ی ژنتیکی باعث بروز بیماری‌های کشنده و خطرناکی از جمله سرطان می‌شود بنابراین به سرعت استفاده از این قبیل محصولات را در کشورشان ممنوع کردند.

آزاده مرنی –بخش اجتماعی تبیان
با محصولات تراریخته، مرگ می‌خورید!

 

 

مدتی است که اصطلاح "تراریخته" در جامعه گسترش یافته است؛ اصلاحی که همراه با خطرناک بودن محصولاتی با درج نام آن همراه بود. اصطلاح "تراریخته" (Transgenesis) به معنی دستکاری ژنتیکی در محصولات گیاهی و یا انتقال ژنی خاص به حیوانات (Transgenic) است؛ این عمل به جهت مقاوم سازی گیاهان و حیوانات در برابر شدت سرما و یا هجوم حشرات می باشد اما باید توجه داشت که این روش باعث تداخلات فیزیکی و به وجود آمدن عوارضی خاص و ناسازگار با بدن انسان می گردد.

"دستکاری ژنتیکی" چند سالی است که در کشورهای مختلف جهان از جمله ایران رو به گسترش است اما قریب به 37 کشور در سراسر دنیا که سال ها از این محصولات استفاده می کردند به علت بررسی های گسترده و آزمایش های فراوان به این نتیجه رسیدند که محصولات دستکاری شده ی ژنتیکی باعث بروز بیماری های کشنده و خطرناکی از جمله سرطان می شود بنابراین به سرعت استفاده از این قبیل محصولات را در کشورشان ممنوع کردند. این در حالی است که بزرگترین حامی و صادرکننده ی محصولات تراریخته، یعنی آمریکا و شرکت های صهیونیستی، سعی بر آن دارد تا با اشاعه ی این محصولات در کشورهای مختلف علاوه بر کسب سودی سرسام آور؛ به هدف اصلی خود که نابودی بشر و سیطره ی جهانی است دست یابند. گواه این موضوع هم قرارگیری بزرگترین شرکت های تولید کننده ی محصولات تراریخته از جمله "سینجنتا"، "داو"، "مونسانتو" و ... در آمریکا است البته باید توجه داشت که طبق آخرین آمار شعب این شرکت ها در سراسر جهان به 315 شرکت عظیم می رسد.

حاصل تراریختگی

عده ای بر این باورند که محصولات تراریخته علاوه بر آسیب های خاص، مزیت های منحصر به فردی هم دارند که باعث ادامه ی این روند می شود در حالی که دانشمندان به اثبات رسانده اند که این محصولات نه تنها مزیت واقعی و خاصی ندارند که آسیب های آنها غیرقابل جبران و کُشنده است. 

طبق برنامه ششم، وزارتخانه‌های بهداشت، کشاورزی و سازمان محیط زیست باید در زمینه وضعیت ورود محصولات تراریخته به کشور گزارش‌هایی به کمیسیون کشاورزی مجلس ارائه دهند.

طبق اعلام نتیجه ی برخی آزمایش ها توسط برجسته ترین دانشمندان جهان، پروتئین ها یکی از اصلی ترین مواردی است که در بدن انسان صفات را تحت الشعاع خود قرار می دهد و یا به عبارت دیگر تعیین کننده ی صفات انسانی است و این تغییرات ژنتیکی که عمدتا از طریق پروتئین ها وارد بدن می شود به طرز سریع و فوق العاده ای صفات بشری را دستخوش تغییرات خاصی می کند. البته باید توجه داشت که به دلیل ورود یک ژن خاص بصورت مداوم، ژن های دیگر تضعیف و رو به زوال می گذارند که این همه بدن انسان را با کمبودها و ناهنجاری های ژنتیکی خاصی همراه می کند.

نظر علما درباره محصولات تراریخته

- رهبر انقلاب اسلامی: "اگر مصرف این محصولات ضرر قابل توجه بر بدن داشته باشد، جایز نیست."

- آیت الله العظمی مکارم شیرازی : "با توجه به اینکه کشورهای زیادی هم‌اکنون آن را تحریم کرده‌اند و بسیاری از اهل خبره آن را مضر می‌دانند، لااقل باید پیش از روشن شدن مطلب از کشت آن خودداری شود و بنا بر احتیاط گذارده شود. همیشه موفق باشید."

- آیت الله العظمی علوی گرگانی : "تحقیق در مورد محصولات تراریخته و دستکاری شده ژنتیک اشکالی ندارد ولی این محصولات تا از نظر علمی بی خطر و ضرر بودن آن اثبات نشده تجاری سازی آنها جایز نیست و باید با دقت فراوان ــ حتی در مورد جزئی ــ مورد استفاده قرار گیرد."

کلام آخر

از سال گذشته برخی پژوهشگران، پزشکان و مسئولان در کشورمان از خطرات محصولات تراریخته پرده برداشتند و بارها درباره استفاده از این محصولات تذکرات جدی دادند اما هنوز هم شاهد پخش گسترده ی محصولات تراریخته در سطح کشور هستیم. اخیرا نیز با ملموس و مشهودتر شدن عوارض این محصولات نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز اعلام کردند که باید هرچه سریع تر استفاده از این محصولات ممنوع و با متخلفان برخورد شود.

طبق برنامه ششم، وزارتخانه‌های بهداشت، کشاورزی و سازمان محیط زیست باید در زمینه وضعیت ورود محصولات تراریخته به کشور گزارش‌هایی به کمیسیون کشاورزی مجلس ارائه دهند. ورود محصولات تراریخته به کشور هنوز پابرجاست و در صورت متوقف نشدن، بطور حتم کمیسیون کشاورزی مجلس به این موضوع ورود خواهد کرد. (1)

به راستی وقتی روش های فراوانی برای مقابله با آفت ها و استقامت محصولات کشاورزی وجود دارد چرا باید با علم به خطرات فراوان دستکاری ژنتیکی، از این روش استفاده کرد؟ آیا واقعا مسئولین با مخاطرات این روش آشنایی کافی را ندارند و یا دلیل دیگری برای آن دارند؟ این روند جاری ایران در حالی است که دولتمردان بزرگترین کشورهای غربی مصرف چنین محصولاتی را به شدت ممنوع کرده اند.

 

پی نوشت:

1. هشدار به ۳ عضو کابینه، خبرگزاری تسنیم، 11 تیر 96

دوشنبه, 12 تیر 1396 13:22

ستارگان درخشان بقیع !

 

ستاره هایی که در خاک بقیع می درخشند!

 

تخریب بقیع، به معنای خراب کردن آرامگاه‌ها و بناهای مذهبی و تاریخی قبرستان بقیع در مدینه به دست وهابیان است. وهابیان دو بار، یکی در ۱۲۲۰ و دیگری در ۱۳۴۴ قمری با بدعت شمردن بنای بر قبور و زیارت، به تخریب اماکن و بقعه‌های بقیع پرداختند. تخریب بقیع اعتراضات شدیدی را در کشورهای مسلمان از جمله ایران برانگیخت. بسیاری از شیعیان، هر سال در هشتم شوال که با عنوان یوم الهدم شهرت یافته، مجالسی برگزار می‌کنند و به مرثیه‌خوانی و یادآوری حادثه تخریب بقیع می‌پردازند.

 

اینفوگرافی، تخریب بقیع، بقیع

جهت بزرگنمایی روی تصویر کلیک کنید

 

مخالفت محترمانه با حجاب !

 

 

چرا برخی به دنبال راه‌اندازی موج‌هایی هنجارشکنانه و ضدارزشی در جامعه‌ی ایرانی هستند؟ و به چه قیمتی عده‌ای دیگر، خود را بازیچه‌ی دستان این قبیل افراد قرار داده‌اند؟

مرجان شرف -بخش سیاست تبیان
چهارشنبه های سفید یا سیاه؟!

 

چند سال پیش یکی از خبرنگاران مجلس شورای اسلامی با توجه به اطلاعات خاصی که داشت اقدام به دزدیدن اسناد مجلس در دوره هفتم و افشا کردن آنها در فضای جامعه نمود. وی به سرعت از این سمت اخراج شد و پس از این رسوایی به انگلستان کوچ کرد و از آن پس به فعالیت های اجتماعی در امور بانوان و البته بر علیه جمهوری اسلامی ایران مشغول شد. از اقداماتی که وی انجام داد و باعث شهرت نسبی وی در میان معاندان نظام شد؛ دو طرح "آزادی‌های یواشکی" و "چهارشنبه‌های سفید" بود که همگان آنها را همواره با نام "مسیح علی نژاد" می شناسند. فردی که یکی از پُرحاشیه ترین روزنامه نگاران دهه 80 بود. وی پس از خروج از ایران تمام توان خود را به کار گرفت تا هنجارشکنی را در قالب حقوق بشر و یا حقوق زنان، در جامعه ی ایرانی اشاعه کند.

"آزادی‌های یواشکی" در مورد زنانی بود که حجاب را قبول نداشتند و با توجه به اینکه در کشور ما حجاب یکی از ملزومات است، این افراد در محیط‌هایی از شهر اقدام به برداشتن حجاب نموده و تصاویر خود را برای روزنامه نگار اخراجی ارسال می کردند و وی نیز این عکس ها را در صفحه فیس بوک و اینستاگرام شخصی خود منتشر و مدعی مخالفت عده ی زیادی از مردم ایران، با "حجاب" می شد. این طرح که در اندک زمانی با شکست مواجه شد، باعث راه اندازی طرحی دیگر با عنوان "چهارشنبه‌های سفید" گردید. طرحی که نسبت به طرح پیشین؛ طرفداران و عمر کمتری داشت.

طبق این طرح؛ برخی زنان در روزهای چهارشنبه ی هر هفته با به سر داشتن شالی سفید رنگ شاخه گلی به افراد محجبه می دادند تا با این حرکت یک دوقطبی گسترده اما به ظاهر مصالمت آمیز ایجاد کنند. غافل از این که نمی توان با اعتقادات یک ملت بازی کرد و بی تردید هرکس که وارد خط قرمزهای دینی و مذهبی شود مشت محکمی از مردم خواهد خورد و گواه این مهم تاریخ ایران اسلامی است.

حجاب در ایران

از دیوارنوشته‌های قدیمی تا کتاب‌های مصور در همه‌ی آن‌ها زنان ایرانی حجاب دارند، از لباس سنتی گیلکی تا لباس‌های زنان لر، در هیچ‌کجای ایران و در هیچ کدام از لباس‌های سنتی زنان ایرانی بی حجابی به چشم نمی‌خورد پس چرا بی حجابی از قول مسیح علی نژاد به مهم‌ترین مساله در بین زنان تبدیل گشته است؟

از حدود صد سال پیش بی حجابی به ایران آمد و گاهی این بی حجابی از آنچه که در کشورهای لاییک و اروپایی هم می‌بینیم بیشتر شد این را می‌توان از مقایسه فیلم‌های فارسی و فیلم‌های هالیوود در همان دوره فهمید.

رعایت حجاب به دنبال خود مقید بودن در زمینه‌های مختلفی را می‌آورد که کوچک‌ترین آن؛ عدم استفاده از نوشیدنی‌های الکلی است.

در ایران مشارکت زنان در امور اجتماعی از تحصیل و اشتغال گرفته تا تصاحب منصب‌های سیاسی روز به روز بیشتر می‌شود به طور مثال  مشارکت زنان در سمت‌های سیاسی  حدود 15 درصد است و بالغ بر 70 درصد شغل‌های تولید شده در سال 1395 را زنان به خود اختصاص داده‌اند.

با این وجود در کشوری که نظام مردسالاری سالیان سال حکم فرما بوده، در کشوری که نظام و ساختار مدیریتی مردانه است و آحاد جامعه و نه فقط مردان بلکه حتا زنان هم توانایی و مهارت زنان در امور مهم را باور ندارند در جامعه‌ای که زنان هنوز حق طلاق و حق حضانت فرزند ندارند و مسائلی از این دست چگونه است که بی‌حجابی در منظر علی نژاد به مهم‌ترین مساله و مطالبه زنان ایران بدل می‌شود؟

حجاب چرا آنقدر مهم است؟

همیشه افرادی بوده اند که سعی داشتند حجاب را از سر زنان بردارند، از آنطرف در کشور با اجرایی شدن گشت ارشاد سعی بر این شده که حجاب حتما بر سر زنان بماند، در دیگر کشورها هم همین اتفاقات می‌افتد مانند تاجیکستان یا فرانسه. در این کشورها حجاب اجباری نیست ولی زنان این قبیل کشورها روز به روز بیشتر به حجاب روی آورده‌اند و حکومت هم با وضع قوانین سعی بر جلوگیری از این امر دارد. 

به راستی حجاب چیست که این همه موضوع مناقشات شده است؟ آیا به نظر این طرح‌ریزان با حجاب نمی‌توان به انجام کارهای روزانه و اجتماعی پرداخت؟ یا با حجاب اجباری تمام کشور  به سعادت می‌رسند؟ این طرح‌ها و اقدامات چه در مورد حجاب اجباری باشد یا بی‌حجابی اجباری با تبلیغ اینکه برای آزادی زن بهتر است انجام می‌گیرد ولی آیا بزرگترین خواسته زنان فقط حجاب است؟

طرح هایی با مضمون حجاب!

آزادی های یواشکی و چهارشنبه های سفید دو طرحی بودند که بر پایه ی کشف حجاب راه اندازی شدند طرح هایی که به ظاهر نه تنها آسیبی به کسی نمی زد که با گل هدیه دادن روابط افراد را مستحکم می کرد اما در حقیقت ضربه ای سهمگین و غیرقابل جبران بر پیکره ی دینی جامعه وارد می کرد زیرا یکی از ابتدایی ترین موارد دین اسلام رعایت حجاب (از سوی زن و مرد) است و دشمن نیز از ریشه دارترین مسئله شروع کرده تا در کمتر زمانی به اهداف شوم خود برسد.

در این میان بد نیست کمی تامل کنیم فردی همچون "مسیح علی نژاد" که مخالفت خود را صراحتا با حجاب بیان داشته چرا ما را وادار به این کرده که گل به با حجاب‌ها بدهیم؟ اهدای گل برای زمانی است که دو طرف قصد اعلام کردن این را دارند که بگویند با هم خصومتی ندارند ولی آیا در کشور ما زنان محجبه و بی‌حجاب با هم خصومتی تا حالا داشته‌اند که امروز به هم گل اهدا کنند؟ بهتر نیست در زمانی که ما از اهداف یک طرح اطلاع درستی نداریم کمی محتاط تر عمل کنیم؟

حرف آخر

و در کنار همه‌ی این‌ها نباید از تأثیراتی که طرح‌های این‌چنینی بر قشر جوان ما می‌گذارند غافل شویم از طرفی در خیابان گشت ارشاد را می‌بیند که سعی در نظارت بر نحوه ی حجاب زنان دارد و از طرف دیگر دشمن با شال سپید که رنگ پاکی و صداقت است برای تبلیغ بی‌حجابی گل اهدا می‌کند بدون هیچ خشونتی.

دوشنبه, 12 تیر 1396 13:10

بهانه های مدرن بچه دار نشدن!

پاسخ قرآن به بهانه های مدرن برای بچه دار نشدن!

 

حتما با بهانه های مدرن امروزی ها برای بچه دار نشدنشان آشنایی دارید! اما قرآن از قرن ها پیش به بهانه ی امروزی ها برای بچه دار نشدن پاسخ داده است، با این اوصاف برای  بچه دار نشدن چه جوابی دارید؟

 

هدی سادات پاک نهاد-بخش قرآن تبیان 

بهانه های بچه دار نشدن

 

 

کنترل جمعیت و فرزند آوری و مباحث مربوط به آن از جمله مباحثی است که در اکثر جوامع بشری مورد توجه قرار دارد ، این بحث در کشورهای اسلامی و همچنین در کشور ما مورد توجه کارشناسان قرار دارد . متاسفانه در سال های اخیر برخی بر این باورند که باید به شدت جمعیت کشور را کنترل کرد و با شعارها و برنامه های فراوانی در پی کاهش جمعیت برآمدند . حتما شعار فرزند کمتر زندگی بهتر را بارها و بارها شنیده اید . این شعاری بود که نخستین بار در اوایل دهه 50 و در زمان حکومت پهلوی مطرح شد و در اوایل انقلاب اسلامی تا سال 68 کنار گذاشته شد و مجدد از سال 69 به بعد قوت گرفت و اکنون در شرایطی به سر می بریم که قریب به اتفاق افراد جامعه به تک فرزندی روی آورده اند این در حالی است که با این منوال روز به روز از شیعیان اسلام کاسته می شود و در سر تیتر خبرها میخوانید که اسرائیل بالاترین میزان رشد جمعیت در کشور را دارد و ایران رکورددار کنترل جمعیت است!...

در بین یهودیان هدف اصلی از ازدواج افزایش جمعیت است و از این رو در تورات عواملی که باعث کنترل جمعیت می‌گردد منع شده است. به طور مثال در این کتاب در بخش جرایمی که بر ضد تمامیت جسمانی اشخاص است، سقط جنین هم‌ردیف با قتل دانسته شده و برای آن مجازات‌هایی را تعیین کرده‌اند. از نظر رژیم صهیونیستی مفیدترین زن ، زنی است که  8 فرزند داشته باشد. براساس همین تعالیم تورات است که امروزه شاهدیم چطور در مورد تعداد فرزندان مقرر شده که هر عائله حداقل باید چهار فرزند داشته باشد. از طرفی میزان حق اولاد پرداختی به کارمندان زیاد است و بچه زیاد موجب کاهش انواع و اقسام مالیات‌ها می‌شود به هر ترتیب یهودیان از هر قانون و روشی برای ازدیاد جمعیت و نسل خویش استفاده می کنند و در مقابل شیعیان اسلام روز به روز به بهانه های واهی از تعداد جمعیت کشور می کاهند. اما نظر اسلام و قرآن درباره فرزند آوری چیست؟

در قرآن ‌کریم اصل وجود فرزند به ‌عنوان نعمت الهی یاد شده چنان‌که در آیه ۷۲ سوره نحل در این رابطه فرموده است: «وَاللّهُ جَعَلَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَکُم مِّنْ أَزْوَاجِکُم بَنِینَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَکُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ یُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللّهِ هُمْ یَکْفُرُونَ؛ خدا براى شما از خودتان همسرانى قرار داد و از همسرانتان براى شما پسران و نوادگانى نهاد و از چیزهاى پاکیزه به شما روزى بخشید آیا [باز هم] به باطل ایمان می‌‏آورند و به نعمت خدا کفر می‌‏ورزند.»

در آیه ۱۴ سوره آل ‌عمران از فرزندان به ‌عنوان متاع یاد شده و آمده است: «زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِینَ وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِکَ مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ؛ دوستى خواستنی‌ها[ى گوناگون] از زنان و پسران و اموال فراوان از زر و سیم و اسب‏‌هاى نشان‌دار و دام‌ها و کشتزار[ها] براى مردم آراسته شده [لیکن] این جمله مایه تمتع زندگى دنیاست و [حال آن‌که] فرجام نیکو نزد خداست.»

همچنین، در آیه ۴۶ سوره کهف از فرزندان به ‌عنوان زینت زندگی یاد شده و آمده است: «الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِندَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلًا؛ مال و پسران زیور زندگى دنیایند و نیکی‌هاى ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر امید [نیز] بهتر است.»

همچنین، در قرآن‌کریم از فرزند به‌عنوان امتحان و آزمایش یاد شده و در ایه ۲۸ سوره انفال در این رابطه  آمده است: «وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلاَدُکُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ؛ و بدانید که اموال و فرزندان شما [وسیله] آزمایش [شما] هستند و خداست که نزد او پاداشى بزرگ است.»

خداوند متعال در آیه ۷۴ سوره فرقان نیز فرموده است: «وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا؛ و کسانی‌‏اند که می‌‏گویند پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنى چشمان [ما] باشد و ما را پیشواى پرهیزگاران گردان.

بنابراین آنچه سبب ایجاد زاد و ولد می‌شود قدرت خداست. خالق و پدیدآورنده تمامی انسانها اوست، نه سایر انسانها؛ خداوند متعال در آیه 59- 58 سوره مبارکه واقعه می فرمایند: أَفَرَأَیْتُمْ مَا تُمْنُونَ ﴿۵۸﴾آیا از نطفه‏ ای كه در رحم می‏ریزید آگاهید؟ (۵۸)أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ ﴿۵۹﴾ آیا شما آن را (در دوران جنینی) آفرینش پی درپی می‏دهید، یا ما آفریدگاریم؟

شمایی که الان به وجود آمده اید ، ما حصل نسل قبل خودتان هستید و بشر آینده ای که الان نیست ، حاصل توالد نسل امروز است. تصور کنید که مردمان ده نسل پیش به این نتیجه می رسیدند که فرزندآوری سخت است و اصلا احتیاجی به فرزندآوری نیست مسلما شما و به طور کل نسل امروز وجود نداشت

بهانه مدرن امروزی ها برای بچه دار نشدن

امروزه اکثر افراد جامعه به بهانه هایی همچون وضعیت اقتصادی و تربیت صحیح فرزندان از زیر بار مسئولیت شانه خالی میکنند و زندگی دو نفره را به مشغله هایش ترجیح میدهند. این یکی از فتنه های شیطانی برای جلوگیری از فرزندآوری است که: آیا اگر بچه دار شوم، می رسم تربیتشان کنم یا نه؟ اصلا با این مخارج سنگین مگر می شود بچه دار شد؟! درست است که فرزندآوری هم تربیت میخواهد هم حداقل مخارجی برای تامین معاش را، اما آدمی برای رشد و رزقش باید تلاش کند و خیالش راحت باشد که کسی پشتش ایستاده است . مگر شده است کسی به خدا اعتماد کند و جواب نگیرد؟ 

مردی به نام بکر ابن صالح گوید به ابوالحسن (ع) یا موسی بن جعفر(ع) نوشتم که پنج سال است که از بچه دار شدن

خودداری کرده ام زیرا خانواده ام بچه نمی خواهد و می گوید: بزرگ کردن ایشان به خاطر فقر و تنگدستی مشکل است، شما چه می فرمایید؟ حضرت در جواب نامه مرقوم فرمود: بچه بخواه که خداوند به آن ها روزی می دهد.

همچنین آیه ۱۵۱ انعام می‌فرماید «لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیَّاهُمْ؛ فرزندانتان را از بیم فقر نکشید، ما شما و آن‌ها را روزی می‌دهیم.» 

برای بچه دار نشدن چه جوابی دارید؟

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان نوشته اند: شمایی که الان به وجود آمده اید ، ما حصل نسل قبل خودتان هستید و بشر آینده ای که الان نیست، حاصل توالد نسل امروز است. تصور کنید که مردمان ده نسل پیش به این نتیجه می رسیدند که فرزندآوری سخت است و اصلا احتیاجی به فرزندآوری نیست مسلما شما و به طور کل نسل امروز وجود نداشت. لذا اگر با یک دید بشر دوستانه به این مسئله نگاه کنیم، باید برای توالد ارزش قائل باشیم حالا حرف سر همین است و قرآن صراحتاً می فرماید: «هَلْ أَتَی عَلَی الْإِنسَانِ حِینٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ یکن شَیئاً مَّذْکورًا (آیه یک- سوره انسان) «آیا زمانى طولانى بر انسان گذشت كه چیز قابل ذكرى نبود» در واقع الان هم انسان های نسل آینده هستند اما مذکور نیستند و شما باید بگویید که به چه حقی آنها را غیر مذکور کرده اید؟ متاسفانه ما احساس میکنیم چیزی به گردن ما نیست و چون من نمی خواهم نباید اتفاق بیفتد و حتی اگر اتفاق بیفتد جلوی آن را با نخواستن هایم می گیرم(سقط جنین)، حال آنکه آن دنیا باید در قبال چنین نخواستن هایی پاسخگو باشیم.

دوشنبه, 12 تیر 1396 13:03

ازدواج بی ازدواج !

خود ارضاها ازدواج بی ازدواج!

 

وارد تلگرام می شوم، تند و تند برایم پیغام می آید فیلم های غیر اخلاقی،اوووووف بیا ببین چی می‌بینی،عکس و گیف‌های +18...واردش می‌شوم... واقعا پر از فیلم ها و گیف‌های غیر اخلاقی‌ست!...کنجکاو می‌شوم!...دانلود را میزنم، فیلم را می‌بینم، به قدری تحریک می‌شوم که...

 

هدی سادات پاک نهاد – بخش کلوب ازدواج تبیان
خود ارضاها ازدواج بی ازدواج!

 

 

کنجکاوی کارم را به جایی می‌کشاند که چشم بهم میزنم می‌بینم 10 سال از عمرم را صرف دیدن فیلم‌های پورن و خودارضایی کرده ام. روح و روانم بهم ریخته بود. ارضا می شدم اما نمیدانم چه سری بود که از این طرف ارضا میشدم و از آنطرف یک احساس کمبود و عذاب وجدان و گناه وجودم را می گرفت. کلمه ی خودارضایی برایم شده بود مثل یک کابوس.به هر چیزی که فکرش را بکنید متوسل شدم تا راهی پیدا کنم که بتوانم خود را از این منجلاب بیرون بکشم؛آخر تصمیم به ازدواج گرفتم.فکر می‌کردم که با ازدواج همه چیز درست می‌شود اما زندگیم ویران شد.هیچ وقت نتوانستم از رابطه جنسیمان لذت ببرم...بدتر اعصابم بهم می‌ریخت و مجبور می‌شدم یواشکیِ همسرم دست به خودارضایی بزنم...کم کم از همسرم هم سرد شدم و کار به جایی رسید که سر از دادگاه خانواده در آوردیم...

حتما قبل از اینکه ازدواج کنید این عمل را ترک کنید چرا که مردی که عادت به خودارضایی داشته باشد از وجود هیچ زنی لذت نخواهد بود

متاسفانه این دست مشکلات در جامعه امروز فراوان دیده می‌شود. دختران و پسرانی که به بهانه ی یادگیری و یا از روی کنجکاوی به سمت فیلم های پورنوگرافی کشیده می‌شوند که هم زندگی فعلی خود و هم در آینده با ازدواجشان زندگی فرد دیگری را هم به تباهی می‌کشانند.

لطفا اول ترک کنید بعد ازدواج کنید

ترک خودارضایی هم مانند هر کار دیگری نیاز به پشتکار و همت دارد. فقط کافیست به خود بگویید من می توانم و با انجام یکسری راهکارها اقدام به ترک آن کنید . کارهایی همچون:

- تنها نماندن

-نگاه نکردن به مناظر و فیلم ها و عکس های تحریک کننده

-اجتناب از پوشیدن لباس تنگ

-نگاه نکردن به بدن عریان خود و راههای بسیار دیگری که هر شخص می تواند برای نجات از این اعتیاد بسیار مضر برای خودش فراهم کند. اما حتما قبل از اینکه ازدواج کنید این عمل را ترک کنید چرا که مردی که عادت به خودارضایی داشته باشد از وجود هیچ زنی لذت نخواهد بود. بسیاری از اوقات می بینیم که همسر چنین مردانی از همه لحاظ کامل هستند و حتی در برآوردن نیازهای جنسی همسرشان هم کوتاهی نمی کنند اما مرد غرق در دنیای فانتزی و خیالی خود حالتی ایده آل را به تصویر می کشد و باعث بروز چنین انحرافاتی و در ادامه طلاق جنسی و عاطفی و در نهایت رسمی می شود.لذا اگر با وجود عادت به خودارضایی تصمیم به ازدواج گرفتید بدانید که به همسر خود به نوعی خیانت هم کرده اید! 

خودارضاهای خیانتکار!

تصور کنید که احساس می‌کنید مدتی است همسرتان سرد شده و فکرش جای دیگری است.کنجکاو می‌شوید و خیال می‌کنید پای زن دیگری در میان است.گوشی موبایلش را چک می کنید اما خبری نیست!مرد سربه زیری است سر وقت به محل کارش می‌رود به موقع هم به خانه بر می‌گردد...تماس مشکوکی ندارد! خب خیالتان راحت می‌شود و با خود می‌گویید حتما مشغله کاری فکرش را به هم ریخته است اما بالاخره دستش برایتان رو می‌شود و می‌بینید همسر سر به زیر شما پشت رایانه اش با دیدن فیلم و عکس های پورن در حال خیانت به شماست...آری می گوییم خیانت چرا که ازدواج قراردادی است که علاوه بر تعهدهای نوشته شده یکسری تعهدهای نانوشته را هم شامل می‌شود.فرد متاهل موظف است که متعهد شود هیچ گونه رابطه نامشروع و خارج از چارچوب معقول را انجام ندهد و اساس فلسفه ی ازدواج پایبندی دونفر به یکدیگر است حال اگر شرایطی پیش آید که یکی از طرفین خود را با دیدن تصاویر غیر اخلاقی تحریک و ارضا کند، اخلاقا به زوج یا زوجه خود خیانت کرده است و دیدن برهنه ی یک زن و لذت بردن از او معنای دیگری نمی‌تواند داشته باشد...

 با همسرم که خود ارضایی می کند ،چه کنم؟

از شما سوال می کنم که رابطه جنسیتان با همسرتان خوب است یا خیر؟ اگر بگوید بله، روابط جنسی ما خیلی خوب است، توصیه این است که زن باید کمک کند که این فرد آرام‌آرام خودارضایی خود را به این سمت ببرد که با همسرش ارضا شود؛ یعنی به جای سرزنش و تهدید همسرش که چرا این کار را انجام می‌دهی، اجازه دهد که آرام‌آرام خودارضایی خود را ترک کند؛ خودارضایی‌اش در حضور زن انجام شود، اجازه دهد زن برایش ارضای فوری انجام دهد و در نهایت این تبدیل به یک رابطه جنسی دوسویه شود، اما اگر زن پاسخ بدهد که با من نیز رابطه خوبی ندارد و اصلاً خودارضایی را به رابطه زناشویی با من ترجیح می‌دهد، می‌گوییم این فرد نیازمند درمان است و باید به مشکل‌اش رسیدگی شود. در نوع اول که رابطه خوب است، اما به‌صورت جسته و گریخته خودارضایی دارد، نیاز به درمان دارویی خاص یا مشاوره روانشناسی خاصی نیست، بلکه بیشتر نیاز به مشاوره‌های دوسویه احساس می‌شود تا مرد آرام‌آرام این روابط را نیز به روابط جنسی زناشویی تبدیل کند.

پول‌های خاوری و زنجانی کجاست؟
بخش تعاملی الف - علی امیری
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ساعت۱۰:۵۲

 

 

در روزها و هفته‌های اخیر، همزمان با مشکلات بانک ها و موسسات مالی و اعتباری کشور و تحریم جدید امریکا، سه خبر در مورد سه نفر از کسانی‌ که سال ها است در گیر پرونده‌های فساد مالی در ایران یا خارج از ایران هستند و به هر حال سرنوشت ده ها هزار میلیارد تومن از ثروت ملت و دولت ایران به آن ها ارتباط  مستقیم و غیر مستقیم پیدا می‌کند انتشار یافت. عکسی‌ از خاوری در کانادا، ادعای جدید بابک زنجانی در مورد پول های وزارت نفت و محل این پول ها در توکیو بانک و اعلام استخدام رودی جولیانی و گرانترین وکلا آمریکا از سوی رضا ضراب در زندان آمریکا.

در اینجا بدون اینکه خواسته باشیم در مورد پرونده این سه نفر قضاوتی کرده باشیم، فقط با توجه به شواهد و مستندات و با اتکا‌ به تجربه از روند اینگونه موارد که بعدا توضیح داده خواهد شد که در واقع یک الگوی جهانی‌ است، می‌خواهیم به سرنوشت پول های این سه نفر در خارج از ایران بپردازیم تا شاید بتوانیم هشداری به آن دسته از مردم ایران که به فکر کار و زندگی‌ و احیاناً سرمأیه گذاری در خارج از ایران هستند و به خصوص آن دسته از افرادی که مانند این سه نفر با سؤ استفاده از فضای کار و کاسبی در ایران تصور می کنند بسیار زرنگ تشریف دارند داده باشیم تا شاید تجدید نظری در عمل خود داشته باشند و خصوصا مدیران و مسٔولین ایران هم شناخت بهتری در مورد این روندها پیدا کنند.

بدین منظور بهترین نمونه آقای خاوری و سرنوشت او و خانواده او هست که اطلاعات بیشتری از آن منتشر شده. آقای خاوری و خانواده در حدود ۲۰۰۵ یا قبل از آن مقدمات سفر و زندگی‌ در کانادا را آغاز کردند. در سال ۲۰۰۸ دو پسر آقای خاوری که در آن زمان حدود ۲۰ سال بودند در کانادا مشغول زندگی‌ و تحصیل بودند. در همین سال های بین ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱ که آقای خاوری از ایران خارج می شود، مطابق اطلاعات دادگاه آقای خاوری مشغول انتقال پول های سنگینی‌ از ایران به کانادا بودند، خانواده و پسران او با فردی ایرانی‌- کانادایی به نام سام میزراهی آشنا می شوند و با او وارد شراکت به منظور ساخت برج مسکونی در کانادا می شوند که این شراکت تا همین سه سال پیش ادامه پیدا می‌کند و به ساخت چند برج بسیار لوکس می انجامد و تا به مقدمات ساخت بزرگترین و گرانترین برج کانادا توسط سام میزراهی می رسند.

اما در حدود سه سال پیش، بین سام میزراهی و خانواده خاوری، اختلاف مالی‌ در مورد این شراکت بروز می‌کند و کار به تهدید و شکایت خانواده خاوری از سام میزراهی در دادگاه کانادا بابت عدم اجرای تعهدات و به صورت ساده خوردن همه پول های خانواده خاوری می‌رسد. داستان از این قرار بوده که گویا بعد از فرار آقای خاوری به کانادا در ۲۰۱۱ و همزمان با تحریم های سنگین مالی‌ آمریکا و کانادا برعلیه ایران و افراد ایرانی‌، خانواده خاوری تصمیم می گیرند که پول های حساب های بانکی‌ خود را کلا به شریک کانادایی خود یعنی‌ سام میزراهی منتقل کنند تا به حساب خود هم احتمال برگشت این پول ها به ایران و هم توقیف این حساب ها توسط تحریم ها را به صفر برسانند! می‌بینید چه اندازه فکر همه جا را به حساب خود کرده بودند! اما دادگاهی که دو سال طول کشید در پاییز سال گذشته و با حکم پانزده صفحه یی قاضی مربوطه پایان یافت. بر اساس این حکم، نه‌ تنها هیچ یک از شکایت خانواده خاوری علیه سام میزراهی به دلیل عدم وجود مستندات کتبی وارد شناخته نشده بود، بلکه خانواده خاوری محکوم به پرداخت ۳۷۰ هزار دلار هم به دادگاه بابت هزینه شکایت غیر وارد شد. تازه این در صورتی‌ است که هنوز شکایت متقابل سام میزراهی از خانواده  و شخص خاوری بابت اتهام اشتباه، تهدید سام میزراهی به آتش زدن خانه و زندگی‌ توسط شخص خاوری، خسارت به شهرت آقای میزراهی و چندین و چند مورد دیگر باقی‌ است و به احتمال قوی نتیجه آن ها هم دادن خسارت بسیار سنگین از سوی خانواده خاوری به آقای میزراهی خواهد بود. یعنی‌ تقریبا قسمت اعظم پولهای خانواده خاوری (یک قلم ۱۰۵ میلیون دلار) و در واقع ملت و دولت ایران در جیب سام میزراهی و سیستم قضایی کانادا که متشکل از وکلای انچنانی است، خواهد رفت.

البته خوانندگان به حق ممکن است تصور کنند تا اینجا به نظر می‌رسد که یک الگوی معمولی‌ و تیپیک در جریان این گونه موارد فساد و اختلاس است. یک فرد متخلف و یک شراکت شکست خورده! اما اینجا لازم است که توضیح بیشتری در مورد شریک خانواده خاوری یعنی‌ سام میزراهی داده شود تا خیلی‌ از مسائل روشن شود و الگویی که در مقدمه آمد، تبیین شود. سام میزراهی ۵۰ ساله دو سال قبل از انقلاب، و زمانی‌ که ۶ ساله بود همراه با خانواده خود از ایران به تورنتو مهاجرت می‌کند. از ابتدای حضور در کانادا خانواده او شروع به کار در مغازه خشکشویی می کنند و به تدریج دارای چند مغازه خشکشویی  می شوند و این بیزینیس خانواد‌گی تا ۲۰۰۸ توسط سام میزراهی ادامه پیدا می‌کند. اما سام میزراهی، همزمان با آشنایی با خانواده خاوری (اگر این آشنایی را همین سال ۲۰۰۸ فرض کنیم نه قبل از آن) از بیزینس خشکشویی  وارد ساخت برج می شود! آن هم برج های لوکس و آنچنانی در داغ ترین بازارهای مسکن! کسانی‌ که ده ها سال در آمریکا، اروپا و کانادا زندگی‌ کرده اند، می‌دانند که چه اندازه مشکل و تقریبا غیر ممکن است که فردی به صرف تجربه مغازه خشکشویی، ناگهان وارد بیزینس ساختمان، و آنهم برج سازی، در معروف‌ترین و پر رقابت‌ترین محلات شود که ده ها سال است شرکت‌های بسیار معظم و غول های ساختمانی که توسط مافیا ایتالیای، انگلیسی‌ و یهودی اداره می‌شود و  فرصت ها را بین خود تقسیم کردند، شود و تازه در گرانترین و بیشترین قطعه زمین مورد تقاضا در قلب شهر تورنتو که امروزه یکی از  داغ ترین بازارهای ساختمان دنیا را دارد، اقدام به آغاز ساخت بلند‌ترین و لوکس‌ترین برج مسکونی کانادا و حتی آمریکای شمالی را بکند. برخی‌ دوستان حتما خواهند گفت آفرین به این  استعداد! یا فقط ایرانی‌ دارای این نبوغ است!

بدون اینکه بخواهیم وارد مقوله نبوغ ایرانی یا این گونه مسائل شویم باید گفت دلیل چیز دیگری است. آقای سام میزراهی در همین شش سال گذشته همراه با آشنایی با خانواده خاوری و پول های این خانواده، رکوردهای قابل تعمق بیشتری هم از خود به جای گذاشته است. او یکی‌ از فعالترین فعالین اقلیت تندرو جامعه یهودی کانادا و حامیان بسیار سر سخت اسرائیل در کانادا است که نه تنها بیشترین کمک ها را به اسرائیل و ساخت شهرک‌های یهودی نشین در ساحل غربی رود اردن می‌کند بلکه بانی‌ و سازنده بزرگترین مرکز فرهنگی و مذهبی‌ یهودیان کانادا نیز شده است که احتمالا بعد از تکمیل مروج ایده‌ها و انگاره های این اقلیت تندرو در بین جامعه یهودیان اغلب میانه رو کانادا خواهد بود و چندین مدال از اسرائیل و شهرداری تورنتو، بابت این خدمات چشمگیر! دریافت کرده است.

کوتاه سخن اینکه، اصلا مسئله نبوغ و صرف بیزینس نیست. همه چیزی که هست این است که سام میزراهی کارگزار یک شبکه بسیار حرفه یی و سازمان یافته هست که او را در مسیرخاوری و خاوری نام ها مانند زنجانی و خاوری و ... قرار می دهند و به صورت بسیار تشکیلاتی، تمام پول های آن ها را می‌بلعند و این افراد را وسیله یی برای انتقال و در واقع نفوذ در شبکه مالی دیگر کشورها قرار می دهند تا هر روز خود قویتر و بزرگتر شوند. شخصا از همین زاویه به حرف بابک زنجانی هم می‌توانم اعتماد کنم و در مسیر زنجانی و ضراب هم کارگزارانی گذاشته باشند و این دو به همان دلیل که خاوری پول های خود را به حساب آن ها انتقال داد، به حساب این افراد انتقال داده باشند و خود بابک زنجانی یا رضا ضراب اصولا پولی‌ در حساب های خود نداشته باشند. در مورد رضا ضراب هم می بینیم که همان الگو اجرا می شود. یعنی‌ رضا ضراب که بعد از دو ماه زندانی شدن در ترکیه، مانند یک پیروز و قهرمان آقای آردوغان و ترکیه از زندان خارج شد و همه اتهامات بر علیه او رفع شد، ولی‌ با پای خود به فلوریدای آمریکا رفت و توسط همین سیستم، به تور انداخته شد و حالا ذره ذره تمام موجودی او را که در واقع بیشتر آن، ثروت و سرمایه ملت و دولت ایران است، دارند تحت عنوان استخدام گرانترین وکلا از چنگ او در می‌‌آورند و در نهایت تعجب ، قاضی مربوطه با وجود درخواست گرانترین وکلا آمریکا و با پیشنهاد وثیقه ۱۵۰ میلیون دلاری حاضر نشد حبس زندان ضراب را به حبس در خانه در نیویورک تبدیل کند.

البته این فقط در مورد این سه نفر یا دیگران یا فقط در ایران نیست، بلکه این یک الگوی جهانی این شبکه نه تنها در کشورهای خاورمیانه یا روسیه یا اروپا است بلکه حتی در خود سیاست و اقتصاد آمریکا هم جاری است و هر روز قویتر می شود و در یادداشت"پوتین، نتانیاهو، ترامپ و امنیت ملی‌ ایران " به بخشی از این سیطره و نظام تشکیلاتی اشاره شد، ولی‌ حالا با شرح مورد خاوری و میزراهی، به صورت بسیار جزئی تری به نحوه کارکردهای این شبکه پرداخته شد.

 به هر حال همانطور که اسنودن به بخشی از ماجرا اشاره کرد تصور اینکه یک جوان ۲۲ ساله  زوکربرگی نامی بوده و ناگهان خود فقط با نبوغ خود تصمیم می‌گیرد با از میدان به در کردن بزرگترین شبکه‌های اجتماعی آنزمان در سال ۲۰۰۷ بزرگترین شبکه اجتماعی را راه اندازی کند و تبدیل به ثروتمند‌ترین افراد دنیا شود و یا آقای ترامپی بوده که خود تصمیم گرفت به ریاست جمهوری برسد یا ناگهان این آقای ترامپ فقط به صورت اتفاقی داماد ۳۰ ساله یی از این شبکه دارد که همه کاره آقای ترامپ می شود و یا ناگهان عربستان قرار دادهای چند صد میلیارد دلاری با کمپانی های آمریکای که تقریبا همگی‌ به این شبکه تعلق دارند می‌بندد و فوری قطر را هم مجبور می کنند که همان راه را برود و یا پوتین با همه دنیا و اوباما سر جنگ و رقابت دارد ولی‌ وقتی‌ به نتانیاهو می‌رسد، به دلیل اینکه همه سرمایه دارن امروز روسیه متعلق به همین شبکه هستند، پوتین از در دوستی‌ و اتحاد و رفاقت با اسرییل و همکاری تمام قد با اوباما در برجام سر در میاید و هزاران نمونه دیگر، همه اتفاقی و یا به خاطر نبوغ این افراد است، همانقدر اشتباه است که تصور کنیم سام میزراهی هم فقط از نبوغ خود توانسته از یک گرداننده خشکشویی در ۶ سال تبدیل به بزرگترین برج ساز کانادا و رقیب غول های مافیایی بخش ساختمان و سرمایه امریکای شمالی شود و بیشترین کمک مالی را به اسراییل و آرمان های اقلیت بسیار تندرو یهودیان کانادا کند!

جالب است بدانید یک مجموعه کارتونی در آمریکا به نام خانواده سیمپسون‌ها هست که از سال ۱۹۸۷ پخش می شود و به طولانی‌‌ترین و پر مخاطب‌ترین مجموعه تلویزیونی دنیا تبدیل شده است، که همه نویسندگان و تولید کنندگان آن، به همین شبکه تعلق دارند. بسیار عجیب خواهد بود که بدانید در سال ۲۰۰۰ در همین مجموعه، پیش بینی‌ شده بود که همین شخص ترامپ با همین خصوصیات، ریاست جمهوری آمریکا می شود. شاید اتفاقی‌ بوده، ولی‌ وقتی‌ همه مسائل را در نظر بگیریم، خواهیم دید که هیچ چیز برای این شبکه اتفاقی‌ نیست.

البته میدانم بسیاری از خوانندگان که صبوری کرده و این یادداشت را تا به اینجا خوانده اند این مطالب را با نظریه توطئه یا توّهم ارتباط می دهند و از آنجا که تئوری توطئه ده ها سال است که در ایران تکرار و در نتیجه لوث شده، تصور وجود این شبکه قدرتمند و پیچیده را توّهم می دانند. شاید برای ما این چنین باشد ولی‌ دوستان، وقتی‌ شما دارای افراد بسیار کارکشته و حرفه یی باشید که با چند ده سال، اگر نگوییم چند صد سال، کار سیستماتیک و علمی‌ برای ایجاد و سازماندگی این گونه شبکه‌ها در جای جای دنیا کرده اند، و در راه و عقیده خود تلاش بسیار داشتند تا به اهداف خود برسند، اصلا وجود چنین توانایی‌هایی‌ از این شبکه دور از ذهن نیست، همانطور که کشورهای صنعتی‌ مانند آلمان، ژاپن، آمریکا و... بعد از ده ها سال کار سنگین، گسترش علم و... به خلق اختراعات و صنایع بسیار دقیقی‌ مانند هواپیمایی، کارخانه‌، کامپیوتر و در یک کلام تمدن صنعتی قادر شدند.

حالا همین جا اجازه می‌خواهم که از فرصت استفاده کرده و از همین منظر به صورت اختصار به سه مساله امروز کشور یعنی‌ وضعیت بانک ها، قانون تحریم های جدید سنا آمریکا و همچنین مساله سرمایه ایرانیان خارج از کشور بپردازیم:

۱- در مورد وضیعت امروز بانک ها و موسسات اعتباری کشور باید به مسٔولین هشدار داد که تصور نکنیم که خاوری و مواردی شبیه او، فقط یک مورد محدود بودند. شما واقعاً تصور می‌کنید که این وام های بی‌ برگشت، در سال ها گذشته، به افراد عادی و یا صنعتگران با سابقه داده شده است؟ اگر کمی‌ هوشیار باشیم متوجه خواهیم شد که خاوری نام ها زیادی در این شبکه داریم. البته قطعاً اکثریت بدنه مدیریت اقتصادی کشور، سالم هستند ولی‌ در بسیاری موارد، این افراد نفوذی و جریاناتی از این دست هستند که به صورت سیستماتیک، سیستم بانکداری ما را به اینجا رساندند که با توجه به تجربه خاوری که به بهانه معالجه و شرکت در کنفرانس از کشور خارج شد، باید هشیار باشیم که در این وضعیت بحرانی موسسات اعتباری، برخی‌ از مدیران مقصر به خارج از کشور سفر نکنند و در نهایت پول های مردم ایران توسط آن ها از بین برود و در نهایت از آبادی های اسرائیل سر در آورد. برای این منظور، هیچ چیز بهتر از شفافیت و قبول اشتباه در مدیریت ضعیف نیست.

سود ۲۰ تا ۳۰ درصدی که آقایان [...] و [...] برای کنترل تورم ایجاد کردند تا به صورت مصنوعی همه چیز را در چهار سال اول خوب نشان دهند، حالا دارد اثرات خود را نشان می دهد. اصولا اگر کسی‌ تصور کند وقتی‌ بانک کشوری، سود بالای ۲۰ درصد به سپرده گذار می دهد، در حالیکه آن کشور در شرایط رشد منفی‌ یا کاهش قیمت نفت یا تحریم است، میتوان درآن کشور، انتظار رشد اقتصادی و ایجاد کار و انگیزه برای انجام کاری و رونق اقتصادی و بازار سرمایه و... داشته باشید، در تاریکی‌ مطلق است.
 
 در آمریکا و اروپا در حال حاضر اگر یک کارمند بخواهد با سود پول خود زندگی‌ کند، با توجه به سود بانکی‌ زیر یک درصد، باید ۳ تا ۴ میلیون دلار در بانک داشته باشد، ولی‌ در ایران یک کارمند یا کارگر برای اینکه بخواهد معادل حقوق ماهانه خود از سود بانک درآمد داشته باشد، فقط کافیست ۱۰۰ میلیون تومن، یا ۲۵ هزار دلار در بانک‌های ظاهراً بسیار موفق سپرده گذاری کند. آقای [...] و [...] که هیچ، حتی یک کودک ابتدایی هم می داند که در این صورت، هیچ کس تشویق به کار و تلاش و سرمایه گذاری در صنعت و ساختمان نمی‌شود، و نتیجه آن در میان مدت و بلند مدت، همین هست که می بینیم. افزایش روز افزون بیکاری، فقر، کاهش سرمایه گذاری، و آغاز ورشکستگی تحت عنوان ادغام.

همین است که می‌گویند اقتصاد یک علم است. یک تیم اقتصادی واقعی، مسئولیت ندارد که فقط تورم را پایین بیاورد. یک اقتصاد دان باید بتواند ضمن اینکه تورم را کنترل می‌کند، میزان رشد و رونق را در حد خوبی‌ نگاه دارد. اگر قرار بود که با بالا بردن سود، تورم کنترل شود، همه کشورهای دنیا می توانستند به همین راحتی‌ تورم را کنترل کنند. البته نرخ سود، فقط یکی‌ از پارامتر‌ها هست.
 
 برای اقتصاد سالم، باید شفافیت باشد. وقتی‌ مسئول خرید هواپیما وزارت راه، به راحتی می‌گوید ما تا ۵۰ درصد تخفیف گرفتیم، ولی‌ اطلاعات را نمی دهیم چون در دنیا مخفی‌ است، یعنی‌ عملا دارد به همه توهین می‌کند. یعنی‌ بوئینگ و ایرباس که باید جزئی‌ترین سود خود را به خاطر بازار سرمایه و سهام، به اطلاع بازار برسانند، همه را مخفی می کنند؟!

حالا هم می‌بینید که همانطور که پیش بینی‌ شده بود، تمام خرید‌های هواپیما به صورت نقد و از پول نفت بوده و خبری از خط اعتباری خارجی نبوده. حالا بروید ببیند چه اتفاقاتی با چنین مدیرانی در پشت صحنه افتاده و دارد می‌افتد.

2- مساله دیگری که این روزها ما با آن روبرو هستیم، تحریم های جدید و بسیار شدید مجلس آمریکا است. متاسفانه در این مورد هم ما شاهد ضعف شدید و عدم قبول مسئولیت و شفافیت از سوی دستگاه سیاست خارجی‌ کشور و به خصوص تیم‌ مذاکره کننده هستیم.

چه اندازه در سال های مذاکره از سوی دلسوزان و کارشناسان مستقل، هشدار داده شد که نباید دست ایران با خوشبینی مطلق تیم‌ مذاکره کننده خالی‌ شود. چه اندازه گفته شد که این قوانین تحریمی کنگره آمریکا است که ما باید آن را حل کنیم و به این منظور هر گونه توافقی را باید با الزام تصویب در مجالس کشورهای ۵+۱ امضا کنیم. اگر دوستان بگویند که در آن صورت خبری از برجام و توافق نبود، نشان می دهد که هیچ شناختی‌ از حاکمیت آمریکا و اهمیت رفع نگرانی‌های این حاکمیت از اراک و فردو نداشته‌اند.
 
اطمینان داشته باشید که اگر تیم‌ مذاکره کننده این جسارت و شناخت را داشتند که برای سیمان کردن اراک، قبول تصویب و همکاری از سوی کنگره آمریکا را هم می‌گذاشتند، قطعا با کمی‌ پایین و بالا، آن ها قبول می کردند، ولی‌ متاسفانه آنچه نباید می شد، شد.
هر کسی‌ به تیم‌ مذاکره کننده انتقاد کارشناسی داشت، متهم به کاسب تحریم و طرفداری از تیم‌ قبلی‌ شد. ولی‌ هرگز نخواستیم کارکرد تیم‌ مذاکره کننده را با اصول و شرح وظایف و استانداردها بسنجیم و همین اندازه که این تیم‌ ازتیم قبلی بهتر بود، برای خیلی‌ها کافی‌ بود.

شخصاً به اندازه وسع قلم و دانسته‌های خود، بارها با همکاری سایت محترم الف، در یادداشت‌های گذشته مانند "ظریف، موسویان و دوری از واقعیت دنیا"،"اقتصاد ایران، فرود نرم یا سخت"،"برای اقتصاد ایران، خرداد ۹۶، بسیار دیر است"و... تلاش نمودم که مسٔولین محترم دستگاه سیاست خارجه و اقتصاد را متوجه این کاستی ها و در مذاکرات برجام بنمایم ولی‌ نتیجه آن شد که تیم‌ مذاکره کننده، به ریاست جمهوری کشور چنین گزارش کرده بودند، که تمام تحریم های هسته ای، غیر هسته ای، موشکی، بانکی‌، پولی‌ و... در روز اجرای برجام لغو و برچیده خواهد شد! آیا تیم‌ محترم مذاکره کننده یا تیم‌ اقتصادی دولت، شجاعت قبول مسئولیت و گزارش غیر صحیح به مقام ریاست جمهوری و مسئولان کشور و مردم ایران را دارند؟

حالا هم همانطور که در یادداشت "ترامپ و فرصتی تکرار نشدنی‌ برای ایران" پیش بینی‌ شده بود، متاسفانه ترامپ و دستگاه حاکم آمریکا، با علم به دست خالی‌ بودن کشور بعد از سیمان کردن اراک و برجام، با انواع دستورات اجرائی و تحریم های جدید، کشور و نظام را آماج فشارهای سنگین اقتصادی و سیاسی از ناحیه تحریم های جدید قرار خواهند داد و این فشارها آنقدر ادامه خواهد یافت تا مانند دور قبل، برای سیاست خارجی‌ کشور، هیچ انتخابی باقی نماند تا باز در مورد رفع این تحریم‌ها به مذاکره بپردازد و از پله یی بسیار پایینتر، دوباره با آن ها پشت میز مذاکره بنشینیم.

کاش از مورد قبلی‌ درس می گرفتیم و حداقل قبل از آنکه دیر شود، خود کنترل مسائل را در دست بگیریم و با موضع قویتری شروع به مذاکره و تعامل با طرف‌های خارجی کنیم. ولی‌ افسوس که باز مانند همیشه، می‌‌گذاریم تا دقیقه ۹۰ و آنزمان است که به فکر راه حل و چاره میافتیم که به وضوح بسیار دیر خواهد بود.

به هر حال در اینجا موضوع هراس از دشمن، یا مرعوب شدن یا خودباختگی و... نیست بلکه موضوع قبول واقعیت است. بسیاری از دوستان می‌گویند مگر آمریکا و چند کشور دیگر، همه دنیا هستند. ولی‌ این دوستان نمی فرمایند، اگر دنیا اقتصاد فقط این ها نیستند پس چرا هیچ بانک معتبری در دنیا، حتی بانک های چینی‌ و روسی حاضر نیستند با بانک ایران روابط معمولی‌ برقرار کنند و یا چرا از بین ۲۰۰ کشور دنیا، فقط چهار کشور حاضر شدند در زمان تحریم از ایران نفت بخرند که اتفاقا هر چهار کشور یعنی‌ چین، هند، کره جنوبی و ژاپن، یا در هم پیمانی استراتژیک با آمریکا هستند (کره جنوبی و ژاپن) و یا روابط بسیار گسترده اقتصادی با آمریکا دارند (هند و چین) که ثابت کردند هرگز حاضر به در خطر قرار دادن آن روابط نیستند. خوب بود که دنیا چنین نبود ولی‌ حالا این واقعیتی است‌که ما با آن روبرو هستیم و باید با این شرائط، که قطعاً مطابق میل ما نیست، سیاست های خود را تنظیم کنیم.

۳- در پایان یک اشاره کوچک به این بحث ایرانیان خارج از کشور و سرمایه آن ها با توجه به مطلب این یادداشت بنماییم. بله ایرانیان مقیم خارج، چند صد میلیارد دلار ثروت میتوانند داشته باشند، ولی‌ این ثروت ها با توجه به همان سیستمی‌ که شرح داده شد، اصولا متعلق به آن ها نیست.

یعنی‌ سیستم غرب طوری عمل می‌کند که یک خانواده ایرانی‌ معمولی‌، خانه چند صد هزار دلاری دارد، چند ماشین چند ده هزار دلاری دارد، حساب بانکی‌ و... دارد. ولی‌ اگر بخواهد آن ها را نقد کند، شاید هزینه رهن یک آپارتمان معمولی‌ در تهران را هم نتواند تامین کند! در واقع میشود گفت ایرانی ها و اصولا مهاجران و حتی اکثریت بومی این جوامع، عوض مالکیت، حق استفاده از این اموال را دارند. و کسانی‌ هم که ثروت زیادی دارند، یا مانند خاوری‌ها هستند که از ایران آورده اند و اگر می‌خواستند برگردند، اصلا نمی‌آوردند و یا آنچنان در این شبکه در هم رفته، بدون آنکه خود متوجه شوند، در گیر شدند و مورد نظارت غیر مستقیم و مستقیم قرار گرفتند که حتی نمیتوانند کوچکترین حرکتی خلاف این شبکه یا سیستم اقتصادی انجام دهند.

سرورهای تلگرام به داخل کشور منتقل می شوند
 
 
بخش دانش و فناوری الف،12 تیر96
در نتیجه توافق صورت گرفته میان مدیران تلگرام با نهادهای ویژه در کشور، به‌زودی سرورهای این پیام‌رسان محبوب میان ایرانیان به داخل کشورمان منتقل می‌شود.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ساعت۱۰:۴۲

 

در نتیجه توافق صورت گرفته میان مدیران تلگرام با نهادهای ویژه در کشور، به‌زودی سرورهای این پیام‌رسان محبوب میان ایرانیان به داخل کشورمان منتقل می‌شود. در این شرایط پرونده احتمال فیلتر شدن تلگرام که گاه و بی‌گاه مطرح می‌شود و هر بار نگرانی خیل عظیم دوستداران و کاربران این نرم‌افزاری ارتباطی در کشورمان را به همراه دارد، برای همیشه بسته می‌شود!

این در حالی است که در آذر سال گذشته ابوالحسن فیروزآبادی، دبیر شورای عالی فضای مجازی درباره تعداد کاربران ایرانی در شبکه‌های مجازی مختلف گفت: «تعداد کاربران ایرانی تلگرام ۲۴‌میلیون برآورد می‌شود، واتس‌اپ هم ۱۴‌میلیون عضو ایرانی دارد و اینستاگرام نیز چیزی در حدود ۱۲ تا ۱۴‌میلیون عضو دارد.» مدیران تلگرام که از مدت‌ها پیش برای ادامه فعالیت در کشورمان با شروطی همچون انتقال سرورهایشان به کشورمان مواجه شده و به این درخواست‌ها پاسخ مثبت نداده بودند، بالاخره در مذاکرات با مسئولان کشورمان به توافق رسیدند تا در آستانه دوره جدید از توسعه این نرم‌افزار در کشورمان قرار گیرند. آن‌گونه که خبر می‌رسد، درنتیجه توافق صورت‌گرفته میان مدیران تلگرام با نهادهای مرتبط در کشورمان، به‌زودی سرورهای این پیام‌رسان محبوب میان ایرانیان به داخل کشورمان منتقل می‌شود. بر این اساس، شرایط برای دایر کردن خدمات جدید و بومی این نرم‌افزار در ایران، فراهم می‌شود.

این خبر که شمارش معکوس برای اعلام آن توسط مدیران تلگرام و همچنین مقامات کشورمان آغاز شده، به معنی توسعه بیشتر و سریع‌تر تلگرام در کشورمان است. نرم‌افزاری که مدت‌هاست با دایر کردن امکاناتی همچون ساخت سوپر گروه‌ها و کانال‌های مختلف، خود را در قامت یک شبکه اجتماعی نوظهور به جهانیان معرفی کرده و با اقبال شدید و روزافزونی در میان ایرانیان مواجه شده است.

بر این اساس، توافق نهایی مدیران تلگرام با مسئولان کشورمان، به معنی باز شدن راه فعالیت آنها در زمینه‌های مختلف همچون پرداخت آنلاین به‌واسطه این نرم‌افزار و حتی کاهش هزینه‌های اینترنت کاربران تلگرام است؛ اتفاقاتی که اگر رخ دهند، بر محبوبیت این نرم‌افزار در کشورمان افزوده و حتی زمینه‌ساز شکل‌گیری فعالیت‌های اقتصادی جدید بر بستر تلگرام در کشورمان می‌شود؛ اتفاقی که از هم‌اکنون مدیران تلگرام برای رقم زدن آن اشتیاق فراوانی نشان داده‌اند و آن‌گونه که خبر می‌رسد، هزینه کرد بیش از 10‌میلیون یورو برای استقرار سرورهای این شرکت در کشورمان، گواهی بر این موضوع است.

پاول دورف، مدیر و بنیانگذار تلگرام از حضور 40‌میلیون کاربر در ایران و درز نکردن حتی یک بایت اطلاعات شخصی این کاربران خبر داده است


منبع: آرمان