ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

مجموعه ارزشمند هشت جلدی معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام به ضمیمه پیوست میباشد

این مجموعه ارزشمند به همت گروهی از علما در موسسه المعارف الاسلامیه تالیف شده است سه مجلد

اولیه با عنوان احادیث النبی(ص) است که جلد اول شامل منقولات کتب سماوی سابق نیز میباشد چهار

مجلد بعدی احادیث الائمه علیهم السلام میباشد و مجلد آخر شامل فهارس تفصیلی و کاربردی میباشد.

پنج شنبه, 08 تیر 1396 20:51

ویروس زنای ذهنی !

ویروس عجیبی به نام زنای ذهنی !

 

این روزها معصیت ذهنی پیچیده ای گریبانگیر برخی از جوانان شده است، ویروس عجیبی به نام زنای ذهنی.زنای ذهنی بیماری خاموشی است که فرد را به امور جنسی و برقراری رابطه جنسی با نامحرم وا می دارد اما نظر شرع در رابطه با زنای ذهنی چیست؟

هدی سادات پاک نهاد – بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
زنای ذهنی

 

 

دوستی از خاطرات خوابگاهش می گفت که حدود چهارسال با سه نفر هم خوابگاهی بودیم..در خوابگاه دوستی داشتیم که اکثر اوقات شبها هنگام خواب نگاهش را به یک جا معطوف  میکرد  و پلک نمی زد.انگار یادخاطره ای می افتاد  یا در حال فکر کردن به کسی بود. این کارِ یک شب و دو شبش نبود. یک روز به شوخی از او پرسیدم عاشق شدی رفت؟!  - گفت عاشق؟! چطور مگه ؟ - گفتم خب خیلی میری تو فکر! به کی فکر میکنی انقدر؟! – گفت: مگه حتما باید عاشق باشم! من وقتی میخوابم یا وقتی که تنها می شود یک موسیقی ملایم میذارم و یک نفر جنس مخالف را که او را دیدم و از او خوشم آمده در ذهنم هر جور که بخواهم تصور میکنم و ....! اینطوری هم از لحاظ ذهنی ارضا می شوم و هم گناه نکرده ام چون نه نیت عمل به این کار را دارم و نه این کار را در عمل انجام می دهم... به راستی زنای ذهنی گناه نیست؟ شرع در این باره چه نظری دارد ؟ آیا فکر کردن به یک عمل گناه غیر شرعی گناه است یا خیر؟ 

این روزها معصیت ذهنی پیچیده ای گریبانگیر برخی از جوانان شده است، ویروس عجیبی به نام زنای ذهنی. زنای ذهنی

فکر به گناه مقدمه ای برای شروع گناه خواهد بود و انسان با فکر کردن به گناه باید به طریقی خود را ارضا کند که یا مجبور به خودارضایی میشود و یا زنا را در عمل محقق می کند

بیماری خاموشی است که فرد را به امور جنسی و برقراری رابطه جنسی با نامحرم وا می دارد و خود این عامل علاوه بر نابود کردن روح و جسم زندگی ها را نابود خواهد کرد. متاسفانه مساله ای که غرب به آن مبتلا است تجاوز جنسی است و سبک زندگی اسلامی دچار زنای فکری شده است که از نظر شرعی فکر کردن به گناه  چه اختیاری و چه از روی عمد گناه نیست ولی فکر به گناه مقدمه ای برای شروع گناه خواهد بود و انسان با فکر کردن به گناه باید به طریقی خود را ارضا کند که یا مجبور به خودارضایی میشود و یا زنا را در عمل محقق می کند همانطور که حضرت على(علیه السلام) فرمود:«من کثر فکره فى المعاصى دعته إلیها؛ کسى که در مورد گناهان زیاد فکر کند، گناهان او را به سوى خود مى کشند.»

نیز فرمود: «خوض النّاس فى شى‏ءٍ مقدّمه الکائن؛  فرو رفتن و تفکّر در مورد چیزى، سرآغاز وجود و پیدایش آن چیز است».

از این رو، حضرت مسیح به پیروان خود فرمود: «موسى بن عمران به شما دستور داد، زنا نکنید؛ اما من به شما سفارش مى کنم، فکر زنا را هم نکنید؛ زیرا کسى که به زنا بیندیشد، مانند کسى است که در اتاق زیبا و رنگ آمیزى شده‏اى، آتش روشن کند. در این صورت، هر چند ممکن است خانه در آتش نسوزد؛ لکن دست کم دود، آن را سیاه و خراب مى کند».

آیا فکر کردن به گناه فقط مختص به زنا است؟ آیا اگر کسی به چیزی غیر از زنا هم فکر کند مرتکب گناه نشده است؟

فکر کردن به گناه گاهی پیامد علمی و عملی ندارد و تنها در عالم ذهن و خیال اتفاق می افتد مانند فکر کردن به زنا که  مسلما از نظر عقلی و شرعی کسی که به زنا فکر میکند در حالی که آن را در واقع انجام نداده است و قصد عمل به آن را هم ندارد ، گناه نکرده است هر چند که نمی توان منکر این قضیه شد که خود فکر کردن به زنا هم پیامدهای مخربی در روح و جسم انسان خواهد داشت اما صورت دوم فکر کردن به گناه هنگامی است که گناه آثار علمی و عملی داشته باشدکه در این صورت نمی توان منکر این بود که فکر کردن به آن گناه ، گناه نیست به عنوان مثال حسد از جمله بزرگترین گناهانی است که

هر مومنی قصد گناهی را بکند تا زمانیکه آن را به جا نیاورد چیزی بر او نیست اما حسد  و امثالهم از جمله گناهانی است که با نیت شکل میگیرد لذا تمام گناهانی که جای آنها  قلب است و از سنخ گناهان فکری است و در عالم خارج عینیت پیدا نمی کنند همچون ریا، کینه ورزی و مانند اینها از مورد روایت عفو می شوند و فکر کردن به چنین گناهانی گناه محسوب می شود.

 روی زمین واقع شده است. همانطور که گفته شد در برخی از روایات آمده است که هر مومنی قصد گناهی را بکند تا زمانی که آن را به جا نیاورد چیزی بر او نیست اما حسد و امثالهم از جمله گناهانی است که با نیت شکل میگیرد لذا تمام گناهانی که جای آنها  قلب است و از سنخ گناهان فکری است و در عالم خارج عینیت پیدا نمی کنند همچون ریا، کینه ورزی و مانند اینها از مورد روایت عفو می شوند و فکر کردن به چنین گناهانی گناه محسوب می شود.

در پایان باید خاطر نشان کردن که درست است که فکر کردن به گناهانی که از اعضا و جوارح سر می زنند همچون زنای ذهنی گناه نیست اما محال است کسی به تخیلات شهوانی دست بزند و از لحاظ روحی خود را ارضا کند بدون آنکه از نظر جسمی ارضا شود  اما برای کنترل زنای ذهنی هم راه حل هایی وجود دارد و می توان آن را با خدا محوری، خواندن قران ، پر کردن اوقات فراغت و ... کنترل کرد و جلوی افکار شیطانی و شهوانی را گرفت؛  هر چند که مقابله با افکار شیطانی برای یک جوان مجردی که در آستانه ازدواج است بسیار دشوار خواهد بود اما با استقامت و تمرین می توان با قوه ی تخیل مقابله کرد و با توکل بر خدا بر مشکلات زندگی _چه روحی و چه جسمی_ پیروز شود.

پنج شنبه, 08 تیر 1396 20:45

بیداری بین الطلوعین !

 

بیدار بودن بین الطلوعین چه فایده ای دارد؟

 

یکی از اوقات بسیار شریف و گرانبها، بین  الطلوعین (از زمان اذان صبح تا طلوع خورشید) است و اخبار زیادی از اهل بیت علیهم السلام در فضیلت این وقت و در ارتباط با عبادت و ذکر و تسبیح خداوند در این مدت وارد شده است .

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
خواب بین الطلوعین

 

 

امام باقر علیه السلام فرمود: «خواب صبح، شوم و نامیمون است، روزی را دور می سازد، رنگ صورت را زرد و متغیر می کند، خداوند متعال روزی را بین الطلوعین تقسیم می کند، از خواب در این زمان بپرهیزید.» (التهذیب ج2 ص139)

طبق نقل دیگر فرمودند: « روزی خداوند در بین الطلوعین تقسیم می شود و من ناپسند می دانم که انسان در آن ساعت خواب باشد » (الفقیه ج1 ص501)

کسی از امام صادق علیه السلام سوال کرد که من نماز صبح را می خوانم سپس مشغول ذکر خدا می شوم و پس از آن قبل از طلوع خورشید می خواهم بخوابم اما نگرانم که این خوابم ناپسند باشد.

امام علیه السلام پاسخ دادند: « بر تو حرج و مانعی نیست ، در صورتی که پس از نماز صبح مشغول ذکر خدا می شوی می توانی بخوابی.) (التهذیب ج2 ص321)

امام رضا علیه السلام نیز فرمود: «فرشتگان ارزاق بنی آدم را مابین طلوع فجر ( ابتدای زمان نماز صبح ) تا طلوع خورشید تقسیم می کنند، هر کس در این ساعات خواب باشد، از رزقش محروم می شود.» (وسائل_الشیعه ج6 ص497)

پیامبر گرامی فرمود: «زمین از سه چیز به نزد خداوند شدیدا شکایت می کند ، از خون حرامی که بر روی او ریخته شود ، و غسل کردن  از زنا و خوابیدن قبل طلوع خورشید.» (الخصال ج1 ص141)

البته در برخی روایات آمده است که اگر انسان مقداری پس از نماز صبح مشغول به ذکر و دعا شود و پس از آن بخوابد اشکالی ندارد و کراهت خواب بین الطلوعین برطرف می شود .

کسی از امام صادق علیه السلام سوال کرد که من نماز صبح را می خوانم سپس مشغول ذکر خدا می شوم و پس از آن قبل از طلوع خورشید می خواهم بخوابم اما نگرانم که این خوابم ناپسند باشد.

امام علیه السلام پاسخ دادند: « بر تو حرج و مانعی نیست ، در صورتی که پس از نماز صبح مشغول ذکر خدا می شوی می توانی بخوابی.) (التهذیب ج2 ص321)

در روایت دیگری امام رضا علیه السلام خطاب به یکی از یاران فرمود: «فردا پس از طلوع خورشید به نزد من بیا زیرا من پس از نماز صبح ( و مشغول شدن به ذکر خدا ) می خوابم.» (الاستبصار ج1 ص350)

پنج شنبه, 08 تیر 1396 20:16

وهابیت سیاسی

ویژه نامه دنیای اقتصاد - شماره 4080 1396/04/08   
وهابیت در خدمت قدرت سیاسی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از زمان تاسیس دولت عربستان سعودی در 1932 بر مبنای اتحاد دولت و وهابیت، اساس نظام برپایه پدرسالاری سیاسی و مذهبی استوار بوده است که سلطه خود را بر دیگر شئون جامعه اعمال کرده است. اتحاد و پیوندهای مذهبی و سیاسی بین خاندان سعود و علما و آموزه‌های وهابیت، پیوندهای دوسویه بین این خاندان و سران قبایل، سرکوب سیاسی، تقویت نهادهای سنتی همچون بازار، روحانیت و قبایل، جلوگیری از قدرت‌یابی نهادهای مدنی جدید، گسترش پیوندهای حامی- پیرو بین حکومت و اعضای وابسته به نهادهای آن از بخش خصوصی، سیستم اطلاعاتی و سرکوبگر قوی و حمایت قدرت‌های خارجی از این خاندان از جمله عوامل موثر در استمرار حکومت خاندان سعودی بوده است. در میان عوامل فوق، پیوند وهابیت و خاندان سعودی مهم‌تر از عوامل دیگر محسوب می‌شود.

 

در این چارچوب، آل‌سعود امور سیاسی و فرزندان عبدالوهاب امور دینی و هر چیز مرتبط با دین را در اختیار داشته‌اند. این وضعیت با انجام برخی تحرکات و مداخلات داخلی و خارجی از جمله حمله به کربلا گسترش یافت و اولین نشانه‌های اتحاد سیاسی-مذهبی را در عمل نمایان ساخت. به‌خصوص که باید توجه داشت وهابیت رسمی از نظر مذهبی متعصب، از نظر اجتماعی محافظه‌کار و از نظر سیاسی سازشکار است. اما از همان آغاز با بروز اختلافات میان عبدالعزیز و جریان اخوان که معتقد به رویکردهای سفت و سخت‌تر در قبال شیعیان احساء بودند، آشکار شد که نگاه حاکمیت سیاسی به عناصر وهابیت متاثر از رویه عمل‌گرایی و مصلحت‌های سیاسی مرتبط با مناسبات قدرت در سطوح داخلی و خارجی است و نباید به مانعی برای نظام سیاسی تبدیل شوند. از این رو مشخص بود که قدرت‌گیری بیش از اندازه متولیان امور دینی در ساختار حاکمیت سیاسی باعث نگرانی‌هایی خواهد شد تا جایی که حاکمیت سیاسی به مرور زمان تلاش کرد تا از اقتدار این گروه بکاهد.

«سعد الفقیه»، معارض سیاسی عربستانی مقیم لندن بر این امر تاکید می‌کند که نهاد دینی در عربستان به‌صورت مستقل عمل نمی‌کند؛ بلکه یکی از نهادهای درون حکومت به‌شمار می‌رود. بنابراین تشکیلات دینی رسمی در عربستان، بدون دستورات حکومت به‌وجود نیامده است به همین دلیل همه اقدامات و تصمیم‌گیری‌ها و نیز مواضع این نهاد دینی، چیزی جز ترجمه اراده و تصمیمات حاکمیت نیست. حتی تصمیمات و مصوبات این نهاد دینی، همان چیزی است که به‌صورت مکتوب از سوی دیوان پادشاهی یا از سوی وزارت کشور به آنان ابلاغ می‌شود و این موسسه با ایجاد برخی اصلاحات و ویرایش ساختاری و تنظیم آن با ادبیات دینی آنها را چاپ می‌کند. پس از مرگ شیخ «محمد بن ابراهیم آل شیخ» مفتی اعظم عربستان در نیمه دهه 1960، ملک فیصل پادشاه وقت عربستان، جمعیت علمای سعودی را تشکیل داد. این جمعیت در واقع سیاست کاهش نقش عالمان دین و نیز کمرنگ کردن نقش مفتی اعظم عربستان را دنبال می‌کرد.

ملک فیصل در تکمیل پروژه کاهش قدرت مفتی اعظم در اولین اقدام «عبدالعزیز بن باز» را به‌عنوان بالاترین مقام جمعیت علمای عربستان تعیین کرد. با این کار تاثیرگذاری آل ابراهیم در عرصه امور دینی که از نوادگان عبدالوهاب بود کم شد. همچنین بن باز به یک خاندان و طایفه مشهور و ریشه‌دار عربستان منسوب نبود. ظاهرا این کار به عمد انجام شد و در راستای تلاش برای تضعیف نقش نهاد دینی صورت می‌گرفت. از آن زمان به بعد بود که دیگر نهاد دینی هرگز به‌عنوان یک نهاد مستقل در برابر قدرت ظاهر نشد؛ بلکه به ابزاری برای تسلیم شدن یکجانبه مردم در برابر تصمیمات حکومت تبدیل شد. این وضعیت سبب شد تا جمعیت علمای بزرگ عربستان در امور سیاسی تقریبا نتواند موضعی مستقل اتخاذ کند. خواه این امور مربوط به موضع دین در برابر مسائل نوپدید بوده و خواه در قبال مسائل حکومتی باشد.

این وضعیت به‌خصوص با ورود مدرنیته و غربگرایی در حکومت و میان شاهزادگان روند تصاعدی به خود گرفت که منجر به دو حادثه یعنی قتل ملک فیصل و پس از آن قیام «جهیمان العتیبی» نو اخوانی سعودی و تسخیر مسجدالحرام شد. این وضعیت باعث شد تا در اواخر دوران ملک خالد و پس از او ملک فهد، تلاش‌ها برای بازگرداندن قدرت به نهاد وهابیت دولتی در مقابل گرایش‌های گریز از مرکز صورت بگیرد. از این رو در این دوران حاکمیت تلاش کرد ضمن راضی نگه داشتن مفتی‌های وهابی از وجهه دینی آنها استفاده کند. طی دهه 80 به علت تاکیدات حکومت روز به روز بر قدرت این نهاد افزوده شد. پرداخت مقادیر مالی، واگذاری مراکز مهم دولتی، اجازه حضور در نزد پادشاه و... همه از سیاست‌های جدیدی بود که حاکمیت سعودی در قبال مفتی‌های وهابی اتخاذ کرد. البته همه این امتیازات به شروطی به مفتی‌های وهابی داده شد، از جمله اینکه در سیاست، در مسائل خارجی و اقتصادی دخالت نکنند، مگر اینکه دولت مصلحت بداند یا نیاز به تایید علمای دین در مصالح سیاسی را داشته باشد. چنان‌که در دوران ملی‌گرایی عربی جمال عبدالناصر، این نهاد دینی را وارد عمل کردند تا در بالاترین سطح به نفع حکومت عربستان فعالیت کند. بنابراین نهاد دینی تا اوایل دهه 90 میلادی همیشه نوعی احترام و اعتبار باوجود تابع بودن را در خود حفظ کرد.

از این تاریخ به بعد است که شاهد به‌وجود آمدن رسمی دو جریان در وهابیت هستیم که یکی وهابیت رسمی و دولتی که بسیار محافظه‌کار، عمل‌گرا و تابع دولت و مصلحت‌های سیاسی است و دیگری نوسلفی‌های منبعث از جریان «الصحوه الاسلامی» که به‌دنبال آن بودند تا وهابیت را با اندیشه‌های اخوان‌المسلمین ترکیب کنند. این تاریخ همان جنگ خلیج فارس و حضور نیروهای ائتلاف برای آزادسازی کویت است که منجر به تقابل دو دیدگاه در درون نهاد وهابیت در عربستان شد. شیوخی چون «سلمان العوده»، «سفر الحوالی»، «ناصر العمر» و «عائض القرنی» که قرائت متفاوتی از ادبیات نهاد دینی عربستان ارائه می‌کردند و به‌دنبال محکوم کردن حضور کفار در سرزمین‌های اسلامی بودند. این در شرایطی بود که پیش از این، ده‌ها هزار نفر از نیروهای آمریکایی به بهانه حمایت از عربستان، در شهرهایی چون ریاض به سر می‌بردند.

عبدالعزیز بن باز به‌عنوان مفتی اعظم و رئیس علمای ارشد سعودی که در زمان ملی‌گرایی جمال عبدالناصر، فتوای عدم جواز یاری گرفتن از کفار حتی در شرایط اضطرار را صادر می‌کرد، در این شرایط جدید فتوای خود را تغییر داد و از یاری گرفتن از کفار سخن به میان آورد. در واقع این همان عملگرایی متاثر از مصلحت‌گرایی سیاسی بود که در سطور بالا به آن اشاره شد. اما مرگ عبدالعزیز بن باز در سال 1998 میلادی و فوت «محمد بن صالح عثیمین» از دیگر علمای ارشد در سال 2001، برای عربستان رویدادی مهم بود؛ چراکه دیگر جمعیت علمای بزرگ عربستان، از اعتبار و وجاهت قبلی خود برخوردار نبود و بیش از پیش در قدرت و بوروکراسی دولتی ادغام شد. این وضعیت با یک مساله بین‌المللی مهم دیگر که گریبان سعودی را گرفت، همراه شد و بیش از پیش منجر به تضعیف این نهاد در عربستان شد. اگرچه برخی معتقدند که این موضوع باعث اهمیت مجدد جایگاه و اعتبار علمای وهابی شد.

به هر حال، این موضوع مهم حوادث 11 سپتامبر 2001 بود که عربستان را به‌عنوان متهم ردیف اول در صف انتقاد قرار می‌داد، به‌خصوص که از دید غربی‌ها متونی که علمای وهابی سعودی در مدارس دینی داخل و خارج عربستان تدریس و بر آن تاکید می‌کنند، باعث به‌وجود آمدن این وضعیت شده است؛ بنابراین این حادثه از جمله حوادثی بود که در روابط بین حاکمیت سیاسی آل‌سعود و نهاد دین تاثیر گذاشت به‌گونه‌ای که در آن زمان همه از افراط‌گرایی سخن می‌گفتند و چشم‌ها به سوی دولت سعودی دوخته شده بود. در چنین شرایطی آل‌سعود مجددا با به‌کارگیری یک راهبرد محدودکننده از یکسو برای مشروعیت خود بر حمایت بیشتر مفتی‌های وهابی تاکید کرد و از سوی دیگر برای نشان دادن حسن نیت خود در استراتژی ضد تروریستی آمریکا موانع محدودکننده‌ای را بر قدرت علمای وهابی اعمال کرد. تعیین «عبد العزیز بن عبدالله آل الشیخ» مفتی اعظم وهابیت و وزیر فتوای دولت سعودی به‌جای عبدالعزیز بن‌باز نیز تحول دیگری در مسیر دولتی شدن بیش از پیش نهاد وهابیت در عربستان بود.

اگر بن باز به‌دلیل قدرت و جایگاه خود میان شیوخ سلفی می‌توانست در مقابل قدرت دولت بایستد، اما مفتی جدید عملا مسیر تضعیف استقلال رای هیات کبار العلما را بیش از پیش فراهم ساخت. این وضعیت در دوران پادشاهی ملک عبدالله نیز تداوم یافت، اگرچه عبدالله به‌دلیل رویکردهای اجماعی خود به‌دنبال وفاق میان گروه‌ها و جناح‌های سیاسی و مذهبی در پادشاهی بود، اما در این دوران برخی اصلاحات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی او باعث شد تا عملا علمای وهابی نتوانند در مقابل او اقدام کنند. انتصاب نمایندگان زن در مجلس شورای مشورتی، موضوع رانندگی زنان و شرکت آنها در انتخابات شهرداری‌ها و مسائلی از این قبیل باعث شد تا عملا هیات کبار العلما به‌عنوان متولی امور مذهبی رویه سابق خود را در حمایت از ملوک سعودی ادامه دهد. موضوعی که در دوران ملک سلمان هم تاکنون ادامه یافته، اگرچه برخی معتقدند که تعامل سلمان با نهاد وهابیت در عربستان مطلوب‌تر از سلف خود است و می‌تواند منجر به بهبود وضعیت علمای سعودی شود. در این میان اما چالش اصلی شخصیت و رویکرد محمد بن‌سلمان است که می‌تواند روندهای سابق در برخورد با این نهاد را ادامه داده و حتی با قدرت بیشتری تضعیف کند.

متغیر بسیار مهمی که بر چگونگی و کیفیت روابط محمد بن‌سلمان با علمای مذهبی در عربستان تاثیرگذار خواهد بود، طرح تحول اقتصادی یا چشم‌انداز 2030 او برای عربستان سعودی است. اگرچه این طرح در وهله اول بیشتر اقتصادی می‌نمایاند و به‌دنبال یک اقتصاد مبتنی‌بر زیرساخت‌های غیرنفتی است، اما مفاد برآمده از این طرح و همچنین ماهیت آن نشان می‌دهد که این طرح پتانسیل ایجاد تغییرات اجتماعی را در خود دارد و می‌تواند بر نحوه مواجهه با موضوعاتی که در عربستان در تار و پود سنت‌ها و عرف‌های تاریخی مانده‌اند، تاثیرگذار باشد. به‌خصوص که نوسازی یا پروژه مدرنیزاسیون همواره موجد آثار سیاسی و اجتماعی بر کشورها بوده است. اگرچه در این طرح بر دستیابی به بودجه جدا از نفت در سال 2030 میلادی، هدفمندی یارانه‌ها و بهبود وضعیت اقتصادی تاکید شده است، اما دقت در مفاد این طرح همچون: باز شدن درهای عربستان سعودی برای سرمایه‌گذاری‌های خارجی در زمینه‌های مختلف به‌ویژه گردشگری، افزایش سهم بخش خصوصی، رقابتی شدن، شفافیت اطلاعات و دسترسی به اطلاعات آزاد، افزایش 60 درصدی میانگین درآمد هر خانواده سعودی، ایجاد 6 میلیون فرصت شغلی، ارتقای جایگاه زنان و مواردی از این قبیل نشان می‌دهد که نمی‌توان این چشم‌انداز 2030 را صرفا یک طرح اقتصادی دانست.

چهارشنبه, 07 تیر 1396 15:06

حقایق و اسرار GPS

سیستم مکان یابی جغرافیایی جهانی یا همان GPS با شیوع استفاده از گوشی های هوشمند به سرعت در سراسر جهان و از سوی کاربران مختلف مورد استفاده قرار گرفته است و اکنون روزمره در نرم افزارهای مبتنی بر نقشه و جهت یابی از این ابزار استفاده می شود، ولی گویا کاربران از این ابزار که به وفور از آن استفاده می شود، اطلاعات اندکی دارند.
به گزارش پایداری ملی، سیستم مکان یابی جغرافیایی جهانی یا همان GPS با شیوع استفاده از گوشی های هوشمند به سرعت در سراسر جهان و از سوی کاربران مختلف مورد استفاده قرار گرفته است و اکنون روزمره در نرم افزارهای مبتنی بر نقشه و جهت یابی از این ابزار استفاده می شود، ولی گویا کاربران از این ابزار که به وفور از آن استفاده می شود، اطلاعات اندکی دارند.
 
به نظر می رسد، کاربران گوشی های هوشمند، این روزها جزو پر استفاده ترین افراد از GPS هستند و از آن بر روی ابزارهایی نظیر نقشه های گوگل و بسیاری از بازی ها استفاده می کنند. 
 
گفته می شود، تا سال 2019 تعداد نرم افزارها و بازی هایی که از GPS استفاده میکنند به دو برابر میزان فعلی خواهد رسید اما GPS نگرانی هایی را نیز برای کاربرانی که به امنیت و حریم خصوصی خود اهمیت زیادی می دهند، به همراه دارد.
 
در این جا چهار نکته اساسی در مورد GPS را یادآور می شویم که شما نیز به عنوان یکی از کاربران استفاده کننده از این ابزار باید از آن ها اطلاع داشته باشید.
 
 
GPS برای اولین بار در آمریکا ساخته شد 
 
در واقع اصالت ابزار GPS به ایالات متحده بازمی گردد که برای اولین بار این ابزار در پایگاه نیروی هوایی «شریور» در کلورادو مورد استفاده قرار گرفت. این ابزار با استفاده از 24 ماهواره مخابراتی و جهت یابی و همچنین با استفاده از پایگاه های دریافت داده بر روی زمین ساخته شده است.
 
آزمایشگاه تحقیقاتی نیروی دریایی آمریکا از سال 1960 تجربیات فراوانی را با ماهواره های موقعیت یابی داشته است و در همان زمان، نیروی هوایی و زمینی ایالات متحده نیز مشغول به کار بر روی تکنولوژی های موقعیت یابی ماهواره ای خاص خود بوده اند. نیروی هوایی و دریایی ایالات متحده در سال 1974 اقدام به راه اندازی برنامه مشترک خود تحت عنوان NAVSTAR کردند و این تکنولوژی از آن زمان تا کنون پیشرفت های فراوانی داشته است.
 
در سال 2000 بیل کلینتون، رئیس جمهور وقت ایالات متحده GPS را عمومی ساخت و اعلام کرد که از این پس شهروندان آمریکایی از محدودیت های استفاده از GPS رهایی پیدا می کنند و خواهند توانست موقعیت های جغرافیایی را بر اساس تکنولوژی ماهواره ای با دقت دهبرابر بیشتر از سابق تخمین زده و شناسایی کند.
 
در نتیجه، دیگر دولت ایالات متحده بابت استفاده از GPS از نهادهای مختلف و شهروندان آمریکایی هزینه ای دریافت نکرد و به این ترتیب بود که تحولی بزرگ در سیستم های مبتنی بر GPS چه در حمل و نقل و چه در بازی ها رخ داد و تا به امروز نیز ادامه پیدا کرده است.
 
این در حالی است که سایر کشورها از جمله روسیه، چین و برخی کشورهای اتحادیه اروپا در حال کار بر روی نسخه های مخصوص به خود از GPSهستند تا وابستگی خود به ایالات متحده را در این خصوص کاهش دهند. در واقع روسیه سیستم موقعیت یابی جغرافیایی مبتنی بر ماهواره خود را همزمان با GPS با نام GLONASS عرضه کرد و این سیستم تا اواسط دهه 2000 به حالت عملیاتی رسید؛ اما با این همه، هنوز سیستم GPS پوشش جغرافیایی بهتری از GLONASS داشت.
 
همچنین سیستم مشابه اتحادیه اروپا با نام «گالیله» قرار است تا سال 2020 تمامی سطح کره زمین را پوشش دهد و احتمالا بسیار دقیق تر ازGPS نیز خواهد بود، زیرا قادر به موقعیت یابی سانتی متری است. همچنین سیستم موقعیت یاب جغرافیایی چین نیز تا سال 2020 تکمیل خواهد شد.
 
اما چرا همه این کشورهای به نسخه های خاص خود از GPS نیازمند هستند؟ قطعا در هنگام یک برخورد و تنش نظامی دولت ها قادر به مختل کردن و متوقف کردن خدمات ماهواره ای برای موقعیت یابی جغرافیایی هستند و در این شرایط قطعا در اختیار داشتن یک جایگزین اهمیت بسیاری دارد، زیرا بدون دسترسی به سیستم GPS هیچ کشوری قادر به شناسایی اهداف نظامی نخواهد بود.
 
 
GPS حتی وقتی گوشی شما خاموش باشد نیز فعال است
 
نکته جالب در مورد سیستم GPS این است که می توان از آن به عنوان یک شاهد برای وقوع جرایم در موقعیت های جغرافیایی استفاده کرد. موارد متعددی در استفاده از GPS در دادگاه ها موجود است؛ از جمله ماجرای قتل «ریچل اوریلی» در سال 2007 و همچنین ماجرای دادگاه «عدنان سید» در سال 1999.
 
یکی از دلایل این موضوع این است که سیستم GPS حتی در زمانی که گوشی هوشمند کاربر خاموش باشد، هنوز قادر به رصد موقعیت جغرافیایی است. دلیل واضح است: برخی از گوشی های هوشمند حتی وقتی خاموش شوند، عملکردهای محدودی را همچنان صورت می دهند. در نتیجه برای از کار انداختن کامل GPS لازم است، باتری گوشی به شل کامل خارج شود.
 
همچنین برای مواردی که کاربر نخواهد از طریق GPS رصد شود، گزینه هایی وجود دارد. یکی از مؤثرترین آنها قرار دادن گوشی در حالت Airplane Mode است؛ اما این حالت نیز بر روی همه گوشی های هوشمند جوابگو نیست. این در حالی است که هکرها قادرند حالت Airplane Mode را بر روی گوشی کاربر جعل کنند، در حالی که گوشی واقعا بر روی این حالت قرار ندارد.
 
در واقع کاربرانی که نمی خواهند هرگز توسط GPS رصد شوند، باید از حمل هرگونه دستگاهی مجهز به این سیستم یا قادر به ارسال سیگنال های رادیویی مانند بلوتوث یا WiFi پرهیز کنند!
 
البته این روزها نرم افزارهایی وجود دارد که به شما اجازه می دهد، بر روی گوشی هوشمند خود یک مکان یابی مبتنی بر GPS جعلی ایجاد کنید. گزارش ها حاکی از این است که اکنون گروه داعش از این ابزارها برای محافظت از خود در برابر شناسایی جغرافیایی استفاده می کنند.
 
از سوی دیگر، موضوع اطلاعاتی که با فعال کردن GPS از روی دستگاه شما خوانده میشود نیز با اهمیت است. بیشتر کاربران دقیقا درک درستی از میزان اطلاعات و ماهیت اطلاعاتی که با فعال کردن GPS در اختیار یک نرم افزار قرار می دهند، ندارند و لذا لازم است تا قبل از صدور مجوز برای نرم افزارها در راستای دسترسی و کنترل GPS گوشی، به دقت اطلاعاتی را که توسط آن نرم افزار خوانده می شود، بررسی کنید.
 
 
جهت یابی مبتنی بر GPS همواره دقیق نیست
 
واقعیت این است که GPS همواره و صد در صد دقیق نیست و می تواند کاربران را در موقعیت های ناخواسته و حتی خطرناک قرار دهد. شواهد زیادی از گم شدن کاربران در استفاده از GPS گزارش شده است که شاید معروف ترین آنها ماجرای سال 2009 در نشنال پارک کلیرفنیا در نوادا باشد که طی آن یک زن به همراه کودک شش ساله خود برای پنج روز گم شدند و قبل از آن که پارکبان ها به کمک آنها برسند، کودک شش ساله جان خود را از دست داده بود. دلیل گم شدن این دو نفر اطلاعات اشتباهی بود که از طریق GPS گوشی در مورد جهت یابی به آنها داده شده بود.
 
قطعا سیستم GPS در این گونه موارد تنها متهم ماجرا نیست؛ اما می تواند منجر به فاجعه هایی اساسی شود. اتکا به اطلاعات GPS می تواند منجر به قدم گذاشتن در مسیر اشتباه و حتی به قیمت از دست دادن جان افراد نیز تمام شود.
 
 
GPS می تواند مغز ما را دچار تحول کند
 
از آنجایی که GPS یک پدیده نوظهور است، هنوز دانشمندان و محققان اطلاعات درستی از اثرات آن بر مغز انسان ندارند؛ اما تحقیقات اخیر نشان می دهد، اتکا به GPS برای مغز انسان به هیچ وجه مناسب و مفید نیست.
 
بر اساس یک تحقیق در سال 2000 که از سوی محققان بریتانیایی صورت گرفته است، اتکای بسیار زیاد به استفاده از GPS می تواند منجر به مختل شدن بخش «هیپوکامپ» در مغز انسان شود. این بخش در مغز مسئولیت تجزیه و تحلیل و پردازش داده های مربوط به جهت یابی بیرونی و فضایی را بر عهده دارد.
 
این امر ناشی از آن است که اتکا به GPS قدرت مغز ما برای تصویرسازی از نقشه و جهت یابی را به شدت کاهش می دهد و منجر به آن می شود که به مرور زمان استفاده بیش از حد از GPS باعث کوچک شدن بخش «هیپوکامپ» در مغز شود. این موضوع با مطالعه بر روی مغز شانزده راننده تاکسی در لندن مطرح شده است.
 
منبع: تابناک
چهارشنبه, 07 تیر 1396 14:12

پوشاندن دوربین لپ تاپ !

رئیس پلیس فدرال آمریکا (اف بی ای)، نیز بر ضرورت پوشاندن دوربین لپ تاپ برای جلوگیری از عملیات جاسوسی تأکید کرد.
به گزارش پایداری ملی، کارشناسان امنیتی معتقدند که باز گذاشتن وب کم باعث می شود هکرها بتوانند به آن نفوذ کنند و رفتار کاربر را زیر نظر بگیرند.
 
اهمیت پوشاندن وب کم وقتی مشخص شد که تصاویری از مارک زاکربرگ، مدیر فیسبوک، در حالی که وب کم لپ تاپش را پوشانده بود منتشر شد.
 
حالا جیمز کومی، رئیس اف بی آی نیز با تأیید این اقدام، آن را از حساس ترین اقداماتی که هر فردی باید انجام دهد ارزیابی کرد و گفت: همۀ دفاتر دولتی دوربین لپ تاپ ها را می پوشانند و شهروندان عادی هم باید این کار را انجام دهند.
 
روزنامۀ انگلیسی ایندیپندنت هم می نویسد: با وجود آن که وب کم در لپ تاپ می تواند وسیلۀ مفیدی باشد، اما از نظر امنیتی بسیار ضعیف است و می تواند مورد دستبرد هکرها قرار گیرد. آنها به محض نفوذ به دوربین لپ تاپ می توانند کاربر و محیطی که او در آن قرار گرفته را مشاهده کنند و از این اطلاعات برای نفوذ به سازمان های امنیتی و غیره استفاده کنند.
 
 
منبع: العالم
 
مرکز ارتباطات استراتژیک ناتو مطرح کرد:
شبکه‌های اجتماعی زمین حاصلخیزی برای انتشار دروغ، دستکاری ادراکات و باورهای افراد است و از اثرات بالقوه این شبکه‌ها می‌توان برای جنگ‌ها ترکیبی استفاده نمود که مطالعات نشان می‌دهد داعش نیز از آن استفاده می‌کند.
به گزارش پایداری ملی، مرکز عالی ارتباطات استراتژیک ناتو که بازوی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در عرصه فرهنگ و رسانه محسوب می‌شود، در یکی از جدیدترین گزارش‌های خود به موضوع رسانه‌های اجتماعی تحت عنوان «رسانه‌های اجتماعی به مثابه ابزار در جنگ‌ ترکیبی» پرداخته است. با توجه به توسعه روزافزون تکنولوژی و رشد چشمگیر تولید اطلاعات، این گزارش نقش فعال رسانه‏‌های اجتماعی در جنگ‌ها را بررسی کرده است.

این گزارش به عنوان نمونه اشاره می‌کند که این ابزار نقش خود را در درگیر‌های لیبی، سوریه، اوکراین به منظور هماهنگ کردن اقدامات، جمع آوری اطلاعات، و مهمتر از همه برای نفوذ در باورها و تغییر نگرش‌های مخاطبان و یا حتی بسیج آن‌ها برای اقدامات عملی نشان داده‌اند.

مشرق صرفا جهت اطلاع نخبگان و تصمیم‌گیران عرصه سیاسی کشور از رویکردها و دیدگاه‌های این مرکز، خلاصه‌ای از این گزارش را منتشر می‌کند اما دیدگاه‌ها، ادعاها و القائات این گزارش‌ هرگز مورد تأیید مشرق نیست.

 
مرکز عالی ارتباطات استراتژیک ناتو در گزارشی با عنوان «رسانه‌های اجتماعی به مثابه ابزار در جنگ‌ ترکیبی» نقش فعال رسانه‏‌های اجتماعی در جنگ‌ها را بررسی کرده است
 

 

محیط جدید اطلاعات و نقش رسانه‌های اجتماعی

محیط جدید اطلاعات شامل خصوصیات مهمی است که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

دسترسی آسان:

ارزان بودن و در دسترس بودن گوشی‌های هوشمند و راحتی کار با آن‌ها به راحتی به هر فردی اجازه می‌دهد که به موقع و یا بی‌موقع اطلاعات را ثبت و آن‌ها را نشر دهد.

سرعت:

رسانه‌های اجتماعی، قابلیت نشر اطلاعات را با سرعت و حجم بالایی فراهم می‌کنند، از این رو حداکثر تاثیر را دارند.

گمنام بودن:

ناشناس بودن در این حوزه، به کاربران اجازه می‌دهد تا آزادانه به بیان نظرات خود بپردازند. از طرفی، دستکاری اطلاعات و یا جعلی بودن و شایعات نیز در این امر تاثیرگذار است.

مراوده حجم بالایی از اطلاعات در روز:

روزانه در این شبکه‌ها حجم زیادی از اطلاعات رد و بدل می‌شود که صحت درستی یا نادرستی آن‌ها قابل تشخیص نیست.

بدون مرز و ابستگی به جغرافیا :

در این رسانه‌ها هیچ مرزی متصور نیست و شما می‌توانید اطلاعات را در اختیار هر گروهی(افراط‌گرا، اقلیت، رادیکال) قرار دهید.

 
 

در ژانویه 2016 نیمی از جمعیت جهان، کاربر فعال اینترنت بوده‌اند و یک سوم آن‌ها از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کردند. علاوه بر این تعداد کاربران شبکه اجتماعی موبایل محور به تعداد 12 کاربر در ثانیه رشد داشته است.

 

پلت‌فرم‌های متفاوت این شبکه‌ها سبب شده است که هرکدام در حوزه بخصوص موفق باشند. به عنوان نمونه فیس‌بوک محبوب‌ترین و متداول‌ترین شبکه اجتماعی در دنیاست که مورد استفاده قرار می‌گیرد و یا اینستاگرام به عنوان اشتراک عکس و فیلم مورد استفاده است.

همه‌ این‌ها سبب اشتراک‌گذاری نظرات و تجارب افراد به یکدیگر شده است که از محاسن آن می‌توان کمک به یکدیگر، رسیدگی به جنایات، و ارائه کمک‌های بیشتر به فاجعه انسانی، تلاش‌های امدادی، شفافیت در دولت و همچنین گفتگو میان گروه‌های مختلف اجتماعی نام برد.

از طرفی باید به این نکته توجه داشت که شبکه‌های اجتماعی زمین حاصلخیزی برای انتشار دروغ، دستکاری ادراکات و باورهای ما است و از اثرات بالقوه این شبکه‌ها می‌توان برای جنگ‌ها استفاده نمود.

 
گزارش: شبکه‌های اجتماعی زمین حاصلخیزی برای انتشار دروغ، دستکاری ادراکات و باورهای ما است  از اثرات بالقوه این شبکه‌ها می‌توان برای جنگ‌ها استفاده نمود
 

مفهوم جنگ ترکیبی

مفاهیمی مانند نامتقارن، نامنظم، ترکیبی و جنگ‌های نوین اغلب در محافل سیاسی و علمی شنیده می‌شود. اصطلاح ترکیبی برای نخستین بار در پایان‌نامه ویلیام جی نمت در سال 2002 به کار برده شد که در آن از تاکتیک‌های جنگجویان چچنی و استفاده آن‌ها از اینترنت و موبایل نام برده بود.

اصطلاح ترکیبی به طور اولیه به استراتژی بازیگران غیردولتی، مانند سازمان حزب الله اطلاق می‌شد. اما پس از بحران کریمه و مداخله نظامی روسیه در اوکراین، گراسیموف(فرمانده ستاد کل نیروهای روسیه) از جنگ نوین غیرخطی نام برد.

 
والری گراسیموف، فرمانده ستاد کل نیروهای روسیه 

دکترین گراسیموف بر این پایه بود:

- جنگ برای همه اعلان شده نیست، عملیات نظامی با فعالیت گروه‌های نظامی در زمان صلح آغاز خواهد شد.

- برخوردهای بدون تماسبین گروه‌های مبارزه با قابلیت مانور بالا استفاده می‌شود.

- منابع اقتصادی و نظامی دشمن با حمله دقیق به زیرساخت‌های شهری نابود می‌شوند.

- استفاده گسترده از سلاح‌های با دقت بالا و عملیات ویژه: رباتیک، سلاح لیزری و ...

- حملات هم‌زمان به نیروهای دشمن و پیشروی در قلمرو

- جنگ هم‌زمان در دریا، خشکی، هوا و فضای اطلاعات.

- استفاده از روش‌های مستقیم و نامتقارن.

- مدیریت نیروهای نظامی فضای اطلاعات.

جنگ ترکیبی روسیه بر روی میدان نبرد یا صحنه عملیات متمرکز نیست، و به جای آن به ضرورت کاهش مواجهه مسلحانه تاکید شده است. از این رو جنگ‌های ترکیبی را می‌توان ترکیبی از جنگ‌های کلاسیک به همراه نبردهای سایبری و اطلاعاتی دانست که عملیات فریب و یا عملیات روانی در آن، جای می‌گیرند.

 
گزارش: جنگ ترکیبی روسیه بر روی میدان نبرد یا صحنه عملیات متمرکز نیست، و به جای آن به ضرورت کاهش مواجهه مسلحانه تاکید شده است 

در حال حاضر با گسترش شبکه‌های اجتماعی مرز بین جنگ سایبری و اطلاعاتی در حال کمرنگ شدن است. فعالیت‌های فضای مجازی نه تنها برای مختل کردن سیستم‌های فیزیکی، بلکه برای نفوذ در نگرش‌ها و رفتارهای خاص برای رسیدن به اهداف سیاسی یا نظامی است.

درگیری روسیه و اوکراین در شبه‌جزیره کریمه نشان داد که چگونه آن‌ها می‌توانند بر افکار عمومی تاثیر بگذارند. این یک عملیات نفوذ و فریب با استفاده از شبکه‌های اجتماعی بود.

مسلح‌سازی شبکه‌های اجتماعی

طبق نظر توماس ای. نیسِن شش راهی که شبکه‌های اجتماعی می‌توانند در عملیات نظامی استفاده بشوند عبارتند از: جمع‌آوری اطلاعات، هدف‌یابی، خبرچینی و نفوذ (عملیات روانی)، عملیات سایبری، دفاع، فرماندهی و کنترل.

 

 

 

هدف‌یابی:

برای شناسایی اهداف می‌توان از امکانات شبکه‌های اجتماعی همچون Geo-Tag (نشان کردن محل جغرافیایی بر روی عکس) و یا موقعیت حساب کاربری با استفاده از هک استفاده نمود. به عنوان مثال حمله به یک مقر داعش، پس از 22 ساعت از ردیابی یک نوشته در شبکه اجتماعی مربوط به آن صورت گرفت.

جمع‌آوری اطلاعات:

جستجوی متمرکز برای تحلیل اطلاعات بر روی شبکه‌های اجتماعی، پروفایل‌ها و یا محتواها به صورت آشکار یا پنهان صورت می‌پذیرد. تمامی این تجزیه و تحلیل‌ها می‌تواند به پشتیبانی از عملیات روانی کمک کند و مفید واقع شود. به عنوان نمونه نقش توئیتر در انقلاب‌های بهار عربی (بیداری اسلامی) اغراق آمیز گفته می‌شود، اگرچه توئیتر برای انتشار پیام‌ها و هماهنگی اقدامات مفید بود، اما انقلاب‌ها در شرایط واقعی و بر روی زمین اتفاق می‌افتد.

امروزه جمع‌سپاری به طور فزاینده‌ای به عنوان یک روش برای پی بردن به واقعیت یک موضوع در شبکه‌های جتماعی استفاده می‌شود. به عنوان نمونه مشاهدات کاربران رسانه‌ای و فعالان مدنی از نیروهای نظامی روسیه در اوکراین، کمک بسیاری در جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات کرد.

 
گزارش: مشاهدات کاربران رسانه‌ای و فعالان مدنی از نیروهای نظامی روسیه در اوکراین، کمک بسیاری در جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات کرد

عملیات سایبری:

هدف قرارد دادن رسانه‌های اجتماعی با روش دست‌یابی به رمز عبور حساب‌های کاربری، تغییر محتوا و یا ارائه یک فضای غیرقابل استفاده در وب‌سایت، افشای محتوای اتاق‌های گفتگو، ایمیل، تلفن همراه کاربر و یا نفوذ به بانک اطلاعاتی برای جمع‌آوری اطلاعات و رخنه در آن، همگی از جمله موارد عملیات سایبری است.

به عنوان نمونه حساب کاربری "خلیفه سایبری" با هک کردن حساب کاربری فرماندهی مرکزی ایالات متحده پیام تهدیدآمیزی بر روی آن منتشر کرد.

داعش به خوبی جایگاه فضای مجازی و مشارکت عمومی مردم را در شبکه‌های اجتماعی درک کرده و در راستای اهداف و نیات خود از آن بهره‌گیری نموده‌ است 

 

فرماندهی و کنترل:

استفاده از رسانه‌های اجتماعی در میان گروه‌های شورشی به عنوان یک ابزار برای ارتباطات داخلی، اشتراک‌گذاری اطلاعات و هماهنگ‌سازی اقدامات همگی از امکانات این شبکه‌هاست که سبب سهولت مولفه فرماندهی و کنترل می‌شود. هم‌چنین این شبکه‌ها می‌توانند از تاکتیک نظامی «سوآرم» برای هجوم سریع‌تر و انبوه از کاربران در این شبکه‌ها استفاده نمود.

دفاع:

محافظت از پلتفرم‌ شبکه‌های اجتماعی، وب‎‌سایت‌ها، پروفایل‌ها و حساب‌های کاربری در سطح تکنیکی از اجزاء دفاع به شمار می‌روند. این فعالیت‌ها می‌تواند با استفاده از رمزگذاری و ضد رهگیری و یا تغییر آی‌پی‌ها به همراه باشد.

 
محافظت از پلتفرم‌ شبکه‌های اجتماعی، وب‎‌سایت‌ها، پروفایل‌ها و حساب‌های کاربری در سطح تکنیکی از اجزاء دفاع به شمار می‌روند 

خبرچینی و نفوذ:

خبرچینی و نفوذ، هم‌چنین جنگ روانی به انتشار اطلاعات برای هدف‌گذاری و نفوذ بر روی ارزش‌های مخاطب، نظام اعتقادی، احساسات و عواطف و رفتارها اشاره دارد.رسانه‌های اجتماعی در این مورد به دنبال دستیابی به اثرات نظامی خاصی در شناخت دامنه شکل، اطلاع، نفوذ، دستکاری، افشا، کاهش، ترویج، فریب، زورگویی، بازدارندگی و بسیج می‌باشند.

روش‌های نفوذی که در شبکه‌های اجتماعی به کار برده می‌شود، می‌تواند آشکارا باشد، هم‌چون استفاده از حساب‌های کاربری رسمی، کانال‌ها، وب‌سایت‌ها و یا استفاده از حساب‌های کاربری جعلی و بات‌ها که به صورت پنهان است.

روش‌های دیگر از جمله ترندکردن هشتگ و یا ربودن آن، اسپم کردن با حجم انبوه پیام، فریب و یا مهندسی اجتماعی از دیگر مواردی هستند که در عملیات سایبری و روانی استفاده می‌شوند.

روش‌های نفوذی که در شبکه‌های اجتماعی به کار برده می‌شود، می‌تواند آشکارا باشد، هم‌چون استفاده از حساب‌های کاربری رسمی، کانال‌ها، وب‌سایت‌ها و یا استفاده از حساب‌های کاربری جعلی و بات‌ها که به صورت پنهان است

 

مورد مطالعاتی؛ روسیه

نقش رسانه‌های اجتماعی در فعالیت‌های اطلاعاتی روسیه

عملیات نظامی روسیه علیه اوکراین که منجر به الحاق کریمه به روسیه شد، نسل جدیدی از جنگ را به نمایش گذاشت که در آن رهبران روسیه به خوبی در کنار بخش کلاسیک نظامی، جنگ اطلاعات، حملات سایبری و دیپلماسی را به خوبی مدیریت کردند. استفاده از فضای مجازی چه از نظر فنی و چه محتوا نشان می‌دهد که مسکو به خوبی بر روی این بخش سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

اطلاعات و فضای مجازی در اسناد راهبردی

در دکترین نظامی روسیه، محیط مجازی به عنوان یک امر مهم و راهبردی به آن توجه شده است. روسیه با توجه به تهدیدات روزافزون سایبری، سرمایه‌گذاری زیادی بر روی این بخش انجام داده است.

اشراف بر محیط مجازی

با توجه به اینکه وبلاگ‌نویسان حجم زیادی از مطالب خود را علیه سیاست‌های دولت روسیه به روز می‌کنند، از این رو دولت در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 میلادی در پی آن برآمد که با اشراف بر این محیط، مخالفان را وادار به سکوت کند و فضا را به کنترل خود در آورد.

 
در دکترین نظامی روسیه، محیط مجازی به عنوان یک امر مهم و راهبردی به آن توجه شده است 

نتیجه‌گیری

امروزه به موازات فعالیت‌های نظامی، بهره برداری از فضای مجازی نیز برای انجام حملات به زیرساخت‌ها و تاثیر بر ذهن انسان در حال انجام است. فضای مجازی روز به روز در حال گسترش است و بالتبع وابستگی ما به آن نیز بیش از پیش خواهد بود.

درگیری‎‌های اخیر نشان داده است که بازیگران مختلف چگونه استراتژی خود را بر اساس استفاده از محیط مجازی قرار داده‌اند. مطالعات موردی نشان می‌دهد که داعش به خوبی جایگاه فضای مجازی و مشارکت عمومی مردم را در شبکه‌های اجتماعی درک کرده و در راستای اهداف و نیات خود از آن بهره‌گیری نموده‌ است.

معرفی مرکز ارتباطات استراتژیک ناتو
مرکز عالی ارتباطات استراتژیک ناتو (NATO Strategic Communications Centre of Excellence) بیستمین سازمان زیرمجموعه ناتو است که تحت نام «مراکز عالی ناتو» شناخته می‌شوند و هدف از تشکیل آنها تشریک مساعی میان اعضای ناتو در عرصه‌های مختلف مورد هدف آن است.

هدف اصلی مرکز عالی ارتباطات استراتژیک ناتو، تقویت توانمندی‌های ارتباطات استراتژیک میان کشورهای عضو ناتو عنوان شده است. این مرکز وظیفه دارد برنامه‌هایی در جهت پیشبرد و هماهنگی دکترین ارتباطات استراتژیک تدوین کند، تحقیقات و تجارب علمی مقتضی را برای یافتن راهکارهای حل چالش‌های موجود انجام دهد، درس‌ها و تجارب ارتباطات استراتژیک به کار رفته در عملیات‌ها را استخراج کند و اقدامات آموزشی و قابلیت انجام عملیات با مشارکت اعضای ناتو را توسعه دهد. اگر بخواهیم ماموریت سازمانی مرکز عالی ارتباطات استراتژیک ناتو را طبق ادبیات سیاسی کشورمان توصیف کنیم، می‌توان گفت این مرکز وظیفه دارد برای عملیات‌ها، ماموریت‌ها، اهداف و نقش‌های سیاسی و نظامی جدید ناتو، بسته فرهنگی-رسانه‌ای دقیق، به‌موقع، کاربردی و پاسخگو تدوین کند.

 
 
 
 
منبع مشرق
چهارشنبه, 07 تیر 1396 13:18

طلاق قبح دارد یا ارزش !؟

به عقیده برخی، تفکری در جامعه شکل گرفته است که طلاق و زندگی مجردی را به عنوان یک ارزش می‌داند. مشاهده افراد طلاق گرفته یا دارای زندگی مجردی نیز می‌تواند به الگوبرداری در این زمینه منجر شود.

به عقیده برخی، تفکری در جامعه شکل گرفته است که طلاق و زندگی مجردی را به عنوان یک ارزش می‌داند. مشاهده افراد طلاق گرفته یا دارای زندگی مجردی نیز می‌تواند به الگوبرداری در این زمینه منجر شود. براساس آمارها، طلاق توافقی نیز در حال افزایش است که برخی آن را ناشی از تبلیغات وکلا در این زمینه می‌پندارند. محمد زاهدی اصل، استاد دانشگاه و مددکار اجتماعی، در گفت وگو با «آرمان» می‌گوید: «اگر ویژگی‌های ارزش را با بحثی مثل طلاق یا تجرد مقایسه کنیم، می‌بینیم طلاق و زندگی مجردی نمی‌توانند به عنوان یک ارزش تلقی شوند. تاثیرپذیری در مورد طلاق و تجرد وجود دارد و زمانی که از حد متعارف خود در جامعه بگذرد، به سایر افراد نیز سرایت می‌کند. تبلیغات می‌تواند از سوی یک وکیل هم باشد که ادعا دارد با کمترین زمان و هزینه، طلاق را رقم می‌زند. این نوع تبلیغات فضایی را ایجاد می‌کند که واقعا خوشایند جامعه ما نیست.»

برخی معتقدند طلاق و زندگی مجردی در حال تبدیل شدن به یک ارزش در جامعه است. نظر شما در این باره چیست؟

زمانی که ما از ارزش صحبت می‌کنیم، این موضوع تعریف خاص خود را دارد. اگر ویژگی‌های ارزش را با بحثی مثل طلاق یا تجرد مقایسه کنیم، می‌بینیم طلاق و زندگی مجردی نمی‌توانند به عنوان یک ارزش تلقی شوند، اما اگر بگوییم پدیده طلاق و زندگی مجردی در حال عادی شدن در جامعه است، این مساله جای بحث دارد، چون این حرف مقبول و منطقی است. ارزش پنداشتن طلاق در جامعه با ویژگی‌های ارزش مغایرت دارد، چون طلاق به عنوان یک مساله اجتماعی مطرح است. هیچ صاحب‌نظری نمی‌تواند این مساله را مطرح کند که یک مساله اجتماعی در حال تبدیل شدن به ارزش است. این مساله زمانی می‌تواند صورت بگیرد که ارزش‌‌های اجتماعی به قدری دچار تخریب و دگرگونی شوند که ما شاهد سقوط ارزش‌ها شویم و طلاق به عنوان ارزش در جامعه تلقی شود. در جوامعی با سطح پایین هم طلاق نمی‌تواند ارزش تلقی شود. یکی از نکاتی که در رابطه با ارزش مطرح می‌شود، این است که فرد دارای آن صفت، به خود مفتخر باشد. من تردید دارم چنین چیزی در جامعه ما وجود داشته باشد؛ ممکن است در یک گوشه از کلانشهری مثل تهران، این احساس به خانواده خاصی دست بدهد اما اصولا این مساله نمی‌تواند تبدیل به ارزش در کل جامعه شود، چون با ارزش‌های حاکم بر جامعه مغایرت دارد. شاید ۱۰۰ سال بعد که کل ارزش‌ها دچار تغییرات اساسی و به نوعی مخالف با خود شوند، بتوان از طلاق و زندگی مجردی به عنوان ارزش صحبت کرد، اما در جامعه امروز ایران چنین چیزی صدق نمی‌کند.

مشاهده افراد طلاق گرفته و نوعی الگوبرداری از آنها، چقدر روی افزایش نرخ طلاق در جامعه نقش دارد؟

الگوبرداری امری طبیعی است و وجود دارد. من از این زاویه به موضوع نگاه می‌کنم که ممکن است زمانی یک بیماری جسمانی به آدم‌های جامعه سرایت کند؛ در حوزه آسیب‌های اجتماعی این‌طور مطرح می‌شود که ممکن است چنین سرایتی در جنبه بیماری‌های اجتماعی نیز اتفاق بیفتد. اگر زندگی مجردی را یک آسیب و طلاق را یک مساله اجتماعی بدانیم، این مسائل زمانی که از حد متعارف خود در جامعه عبور کند، به تدریج عمومیت پیدا می‌یابند. بنابراین می‌توان از شکستن قبح در این باره نام برد. این مساله به نوعی با سوال اول نیز در ارتباط است؛ ریختن قبح یک پدیده ناخوشایند، به معنای تبدیل شدن‌ آن به یک ارزش نیست. افرادی را فرض کنید که با هم دوست هستند و سال‌ها نشست و برخاست داشته‌اند. طبیعی است که این افراد از یکدیگر تاثیر بگیرند. این تاثیر می‌تواند در رابطه با زمینه‌های مثبت یا منفی باشد. زمانی که ۱۰ نفر از دوستان من زندگی مجردی دارند و دائما از آرامش و صفای این نوع زندگی در گوش من بخوانند، طبیعی است که از آنها تاثیر بگیرم و بخواهم مانند آنها از مسئولیت فارغ باشم. بنابراین تاثیر پذیری وجود دارد و زمانی که از حد متعارف خود در جامعه بگذرد، به سایر افراد نیز سرایت می‌کند؛ این سرایت با گذشتن از حد متعارف رابطه دارد. وضعیت جامعه ما در رابطه با طلاق و زندگی مجردی، وضعیتی بیمارگونه است و چون از حد متعارف خود گذشته است، نمی‌توان تاثیری را که بر اطراف می‌گذارد، انکار کرد.

برخی وکلا در ماه‌های اخیر تبلیغات زیادی روی طلاق توافقی کرده‌اند و براساس آمارها، طلاق توافقی رو به گسترش است. نقش این نوع تبلیغات درافزایش طلاق را چطور ارزیابی می‌کنید؟

تبلیغات هم می‌تواند به چیزی ارج ببخشد و هم آن را نابود کند. این مساله به محتوا و هدف تبلیغات برمی‌گردد. زمانی که همه چیز در جامعه اقتصادی شده و نگاه‌ به همه پدیده‌ها از دریچه اقتصاد است، کنترلی هم وجود ندارد. متاسفانه برخی مطبوعات بدون توجه به اینکه تبلیغ‌کننده کیست و محتوای تبلیغ چیست، به دلیل درآمد ناشی از آن، هر چیزی را چاپ می‌کنند، این تبلیغ می‌تواند از سوی یک وکیل هم باشد که ادعا دارد با کمترین زمان و هزینه، طلاق را رقم می‌زند. این نوع تبلیغات فضایی را ایجاد می‌کند که واقعا خوشایند جامعه ما نیست. این کانون وکلاست که باید این افراد را مواخذه کند و از آنها بخواهد بر چه اساسی این مساله را مطرح می‌کنند که مساله متعارفی در جامعه نیست. بنابراین چنین مسائلی بر افزایش طلاق اثرگذار است و می‌تواند به آن در جامعه دامن بزند.

آیا طلاق در هر صورت مذموم است یا گاهی اوقات تنها چاره یک زندگی است؟ مرز طلاق گرفتن یا نگرفتن کجاست؟

حوزه اصلی من مددکاری اجتماعی است. در این حوزه به عنوان یک مددکار اجتماعی، ممکن است با توجه به وضعیت یک خانواده طلاق را به عنوان یک راه حل و برای باز کردن یک گره تجویز کنیم. مباحث زیادی حول این مساله با دوستان داشته‌ایم که طلاق جزو مسائل اجتماعی است، اما لزوما یک آسیب اجتماعی نیست. برای مثال بیکاری یک مساله اجتماعی است، اما نمی‌توان از آن به عنوان یک آسیب یاد کرد. آیا می‌توان افراد بیکار را به عنوان یک بیمار اجتماعی در نظر گرفت؟ در مورد طلاق هم چنین مسائلی وجود دارد، به این معنا که نمی‌توان همه افراد طلاق گرفته را به عنوان بیمار اجتماعی در نظر بگیریم. در مواردی ممکن است دادگاه و مددکار اجتماعی به عنوان بازوی اجرایی دادگاه، به این تصمیم برسند که برای نجات یک خانواده، طلاق صورت بگیرد. بنابراین طلاق را نمی‌توان در هر صورت به عنوان یک امر ناخوشایند و مذموم تلقی کرد و ممکن است در جایی لازم هم باشد.

زمانی که مشکلی برای یک زوج که به صورت مدرن با یکدیگر آشنا شده و ازدواج کرده‌اند، پیش‌ می‌آید، خانواده به دلیل نداشتن نقش در پیوند آنها، نمی‌تواند مانند گذشته نقش سازشگرانه خود را ایفا کند. آیا چنین تغییری در نقش خانواده‌ها، می‌تواند از عوامل افزایش طلاق باشد؟

بله، زمانی که قرار است ازدواجی صورت بگیرد، اگر انتخاب همسر با میانجیگری خانواده، اقوام، دوستان نزدیک و... انجام شود، در صورت بروز مساله‌ای در زندگی زوج، خود فرد پیوند‌دهنده نقش میانجیگری را به عهده می‌گیرد و سازش را برقرار می‌کند، اما زمانی که این موضوع به فضای مجازی سپرده می‌شود، آیا می‌توان انتظار داشت که شبکه‌های اجتماعی بتوانند نقش سازشگرانه خانواده را به عهده بگیرند؟ در چنین شرایطی است که بدون هیچ‌گونه رودربایستی و تعارفات گذشته که خانواده‌ها رقم‌ می‌زدند، طلاق اتفاق می‌افتد؛ چه بسا شکل توافقی آن که سریع‌تر نیز انجام می‌شود.

چهارشنبه, 07 تیر 1396 13:08

مخدر فضای مجازی !

استاد روانشناسی دانشگاه تهران اظهار کرد: شیوع استفاده از شبکه های مجازی در خانواده ها به مرز هشدار رسیده است.
غلامعلی افروز استاد ممتاز روان شناسی دانشگاه تهران؛ در مورد شایع ترین مشکلات روان درمانی در کشور اظهار کرد: اختلال اضطراب و افسردگی شایع ترین اختلالات روان شناختی در بین بزرگسالان به خصوص در خانم ها در ایران و دیگر کشورها محسوب می شود. 
 
وی با بیان اینکه در کودکان و نوجوانان افسردگی ناچیز است، گفت: براساس پژوهش های انجام شده در کشور، خانم هایی که در حدود 10 سال پس از ازدواج با کمبودهای عاطفی و روانی در زندگی زناشویی مواجه بودند، بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند.  
 
افروز با اعلام اینکه شیوع اختلالات عاطفی و رفتاری در کشور از اهمیت زیادی برخوردارند، افزود: بروز نگرش های ناخوشایند اجتماعی مانند تعارض های روانی و اجتماعی در کشور به اختلال تبدیل شده است. 
 
وی اعتیاد به وسایل الکترونیکی را مشکلی جدی در کشور دانست و تصریح کرد: بسیاری از افراد از این نوع اعتیاد مطلع نیستند و در برخی دانشجویان عدم دسترسی به تلفن همراه در سر کلاس درس موجب ناراحتی آنها می شود. 
 
این استاد روان شناسی دانشگاه تاکید کرد: وسایل ارتباطی فضای مجازی باعث کاهش پیوندهای عاطفی در خانواده ها شده که باید پیوندهای عاطفی و گفتمان در خانواده بیشتر شود که دستور کار کشورهای پیشرفته و ایران قرار گرفته است. 
 
وی با اعلام اینکه خانواده ها به دلیل اعتیاد به وسایل الکترونیکی ویران می شوند، اظهار کرد: استفاده غیرمعمول از وسایل ارتباط جمعی مانند تلویزیون، کامپیوتر و سایر شبکه های مجازی سبب کلافگی ذهنی و کوفتگی فکری می شود که نیاز به راهکارهای درمانی دارد. 
 
افروز بیان داشت: باید برای تمامی اعضای خانواده به خصوص والدین، دوره های دانش افزایی برای اطلاع از پیامدهای اعتیاد الکترونیکی برگزار کنیم و آنها باید بدانند تمام زندگی کارهای روزمره نیست. 
 
وی با تاکید بر اینکه فاصله روانی زیادی بین فرزندان و والدین با شیوع فضای مجازی ایجاد شده، افزود: استفاده از وسایل ارتباطی برای فضای مجازی به مرز هشدار جدی رسیده که نیازمند آموزش ملی و عمومی برای والدین و فرزندان هستیم. 
 
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران برای پیشگیری از شیوع فضای مجازی در زندگی افراد تاکید کرد: وسایل ارتباطی از جمله تلویزیون، موبایل و سایر دستگاه الکترونیکی باید دور از اتاق خواب قرار بگیرند زیرا باعث بیماری صرع در افراد می شوند و حداکثر مدت استفاده از این وسایل باید 2 ساعت در روز باشد.
چهارشنبه, 07 تیر 1396 13:04

لطفا مادرم را «فیلتر» کنید!

وقتی از الناز می‌پرسی که آیا فعالیت مادرت باعث کم توجهی به تو شده است، پاسخ جالبی می‌دهد: «وقتی از خانه به دانشگاه می‌روم تمام مدت نگران هستم، زیرا مادرم از وقتی اینستاگرام را در گوشی‌اش نصب کرده گاهی یادش می‌رود که برادر کوچکم، گرسنه است و باید به او شیر بدهد.»

تحقیقات مؤسسه افکار سنجی دانشجویان ایران نشان می‌دهد از هر ۱۰۰ مرد ایرانی ۵۵ نفر و از هر ۱۰۰ زن ایرانی ۵۱ نفر عضو شبکه‌های اجتماعی هستند. یکی از آسیب‌هایی که در اثر استفاده مدام از فضای مجازی ایجاد می‌شود، منزوی شدن و عدم اعتماد به نفس است که تداوم این مشکلات در آینده می‌تواند خطرآفرین باشد.

 
لطفاً مادرم را «فیلتر» کنید!
 

 

«مادرم معتاد تلگرام و اینستاگرام است. با زن‌های فامیل یک گروه تلگرامی دارند که شب و روز با هم در آنجا چت می‌کنند. هر بار که می‌خواهم با او حرف بزنم مدام به تلفن همراهش نگاه می‌کند و تنها با حرکات سر جملاتم را تأیید می‌کند. زمانی که در میان حرف‌هایم از او سؤال می‌کنم هاج و واج مرا نگاه می‌کند زیرا تمام مدت حواسش به گوشی‌اش بوده و حتی کلمه‌ای از حرف‌هایم را نفهمیده است.» این‌ها گله‌های دختر یکی از طرفداران پروپاقرص تلگرام است. هرچند که مادرش اعتقاد دارد حضورش در فضای مجازی لطمه‌ای به رابطه‌اش با فرزندانش نزده اما با هر کدام از بچه‌هایش که حرف می‌زنی آه از نهادشان بلند می‌شود.

ارتباط‌های دنیای واقعی به ته خط رسیده‌اند، آن هم با شعار دوری و دوستی. به طوری که 28 میلیون ایرانی شب و روزشان راصرف گشت‌زنی در تلگرام می‌کنند. این نرم‌افزار آنقدر در دل برخی‌ها جا باز کرده که خیلی‌ها حتی علاقه‌ای به دید و بازدید‌های خانوادگی ندارند. دلشان می‌خواهد یک گروه تلگرامی خانوادگی داشته باشند تا خبری از دید و بازدید‌های خانوادگی نباشد. وقت گذرانی در این شبکه‌ها آنقدر وسوسه‌انگیز شده که برخی از مادران حتی بدون در نظر گرفتن عواقب این کار مدت‌های طولانی را صرف گشت‌زنی در سایت‌های مجازی می‌کنند و شاید حتی فرصتی در نیمه‌های شب هم پیدا نشود که پای درد دل فرزندان خود بنشینند.

اما در این میان مادرانی هم هستند که وابستگی چندانی به استفاده از شبکه‌های مجازی ندارند. سپیده مادری است که بودن یا نبودن گوشی همراهش برایش تفاوت چندانی ندارد. هرچند که امید پسر بزرگ او از کم بودن فعالیت مادرش در فضای مجازی گله‌مند است و می‌خواهد او کمی در فضای مجازی سرگرم باشد تا کمتر در طول روز پاپیچش شود: «مادرم اغلب درگیر رسیدگی به من و برادرم است. دائم نگران می‌شود و روزی چند بار به من زنگ می‌زند ولی مادران دوست‌های من آنقدر سرگرم تلگرام و اینستاگرام هستند که حتی روزی یک بار هم با آنها تماس نمی‌گیرند.»

اعتیاد به فضای مجازی تا مرز دیوانگی

«یک روز اگر گوشی‌ام کنارم نباشد، دیوانه می‌شوم» این‌ها حرف‌های سارا مادر یک دختر 16 ساله است: «در گذشته بیشتر با دخترم بیرون می‌رفتیم و با هم وقت می‌گذراندیم اما حالا او هم بیشتر دوست دارد در اتاقش با گوشی همراهش سرگرم باشد تا اینکه با هم برای تماشای یک فیلم به سینما برویم.»

مادر الناز هم طرفدار ثابت صفحه‌های اینستاگرامی است. کار صبح تا شب او تنها باز کردن صفحات سلبیریتی‌های دنیاست تا با تقلید از آنها دریچه‌ای به دنیای مد باز کند. وقتی از الناز می‌پرسی که آیا فعالیت مادرت باعث کم توجهی به تو شده است، پاسخ جالبی می‌دهد: «وقتی از خانه به دانشگاه می‌روم تمام مدت نگران هستم، زیرا مادرم از وقتی اینستاگرام را در گوشی‌اش نصب کرده گاهی یادش می‌رود که برادر کوچکم، گرسنه است و باید به او شیر بدهد.»

احوال‌پرسی‌های استیکری

فرستادن شکلک‌های مختلف و احوال‌پرسی‌های استیکری کار هر روز کاربران تلگرامی است. دنیای مجازی آنقدر گسترش پیدا کرده که حتی راه ارتباط‌های واقعی را هم مسدود کرده، به طوری که حتی زمانی که در یک جمع خانوادگی قرار می‌گیری همه مشغول استفاده از گوشی همراهشان هستند.

آن طور که دکتر مصطفی آب روشن در گفت‌و‌گو با «ایران»، می‌گوید: «وابستگی به شبکه‌های مجازی یک اصل فراگیر است. این شبکه‌ها یکی از مهم‌ترین ابزارهای نوین ارتباطی محسوب می‌شوند و در زندگی فردی و اجتماعی ما ایرانی‌ها جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده‌اند. بنابراین به نظر می‌رسد دنیای مجازی جزو جدا نشدنی مناسبات روز مره افراد قرار گرفته است.»

این جامعه شناس در ادامه بیان می‌کند: «اغلب در میهمانی‌های خانوادگی و دوستانه مشاهده می‌کنیم که همه در گیر تلفن همراهشان هستند و برخی از نوجوانان به جای ارتباط کلامی با همسالان خود، متأسفانه از طریق شبکه‌های اجتماعی یا تلگرام با یکدیگر صحبت می‌کنند، یعنی شخص در میان اعضای خانواده حضور دارد ولی دیواری شیشه‌ای به دور خود کشیده و با اطرافیان ارتباط مؤثری ندارد.»

بچه‌ها می‌بینند پس یاد می‌گیرند

دختر شما هم کفش‌های پاشنه بلندتون رو به پا می‌کنه و کیف شما رو بر میداره تا خاله بازی کنه؟، پسر بچه تون رو دیدین که مثل شما راه بره و ادای سیگار کشیدن شما رو دربیاره؟ تا حالا به بازی کردن دختر تون با عروسک هاش دقت کردین؟

برای یادآوری نقش والدین در رفتارهای کودکان می‌توان این سؤال‌ها را از آنها پرسید تا به آنها یادآوری کرد که والدین نخستین الگوی کودکان هستنند. به طوری که حتی روانشناسان هم اعتقاد دارند که رفتار والدین تأثیر بسزایی در رفتارهای آینده فرزندان آنها دارد.

دکتر آب روشن هم با تأیید این موضوع می‌گوید: الگوهای رفتاری فرزندان، وابستگی مستقیمی به رفتارهای مادران دارد لذا نخستین قدم به سوی انحراف از هنجارهای اجتماعی زمانی آغاز می‌شود که فرزند از حیطه نظارت والدین خارج شود. در واقع مشاهده می‌کنیم که در خلأ الگوهای رفتاری شایسته، فضای مجازی در اجتماعی کردن فرزند پر رنگ می‌شود.

او در ادامه بیان می‌کند: به عبارتی می‌توان این قاعده را در حکم یک کفه ترازو در نظر گرفت که یک سوی آن والدین هستند و از سوی دیگر عوامل بیرونی مانند شبکه‌های اجتماعی که به نوعی فرزندان را اجتماعی می‌کنند. لذا در نبود الگوهای تربیتی، آموزشی و رفتاری شایسته در نظام خانواده شاهد فرزندانی خواهیم بود که با ما بیگانه هستند. یعنی ظاهر فیزیولوژیکی‌شان به ما شبیه است اما از لحاظ تفکر، عقیده و سبک زندگی با ما متفاوت هستند. به گفته آب روشن، زمانی که مادر درگیر استفاده از فضای مجازی است به طور ناخواسته فرزند را در مسیری قرار می‌دهد که از سوی دیگران جامعه پذیر می‌شود یعنی هنجارها، الگوها و باورهای محیط اجتماعی درونی و تبدیل به رفتار خواهد شد.

جامعه تلگرامی جامعه منزوی

تحقیقات مؤسسه افکار سنجی دانشجویان ایران هم نشان می‌دهد که از هر ۱۰۰ مرد ایرانی ۵۵ نفر و از هر ۱۰۰ زن ایرانی ۵۱ نفر عضو شبکه‌های اجتماعی هستند. یکی از آسیب‌هایی که در اثر استفاده مدام از فضای مجازی ایجاد می‌شود، منزوی شدن و عدم اعتماد به نفس است که تداوم این مشکلات در آینده می‌تواند خطرآفرین باشد.

آب روشن هم به این موضوع تأکید کرده و بیان می‌کند:«زمانی که افراد ترجیح می‌دهند با دوستان خود از طریق شبکه‌های اجتماعی ارتباط داشته باشند و تمایلی به ملاقات‌های حضوری احساس نمی‌شود، به مرور برقراری اینگونه ارتباطات تلگرامی و غیر مستقیم، اعتماد به نفس آنان را کاهش داده و مشاهده می‌کنیم که مهارت‌های ارتباطی برای حضور در محیط‌های اجتماعی به شدت تضعیف می‌شود.»

او با اشاره بر اینکه تداوم استفاده از فضای مجازی ارزش‌های خانوادگی را سست می‌کند، می‌گوید: ما با نوعی از اولویت بخشی به دنیای مجازی روبه‌رو هستیم زیرا فرد در جمع خانوادگی بیشترین وقتش را با تلگرام سپری می‌کند که این به این معنی است که خانواده از اولویت کمتری برخوردار است و شخص به افرادی که در جمع خانوادگی حضور ندارد اولویت بیشتری می‌بخشد و این اولویت بخشی به سمبل‌ها (sticker) و اپلیکیشن‌های ارتباطی جهت ابراز عقیده و احساسات در مناسبات ارتباطی باعث می‌شود که شخص در مهارت‌های ارتباطی دچار مشکل شود.

آب روشن اعتقاد دارد، یکی از عواملی که به روند استفاده گسترده کودکان و نوجوانان از تلفن همراه دامن می‌زند چشم و هم چشمی خانواده‌هاست. به طوری که والدین تمایل ندارند که فرزندشان نسبت به بچه‌های فامیل یا همکلاسی‌هایش که از تلفن همراه‌های پیشرفته استفاده می‌کند کم بیاورد زیرا نداشتن گوشی را به منزله تنزل شخصیت و پایگاه اجتماعی پایین تلقی کرده سعی می‌کنند با خرید گوشی گرانقیمت برای فرزندشان، از این سرخوردگی و احساس ناکامی جلوگیری کنند در حالی که داشتن تلفن همراه‌های پیشرفته برای فرزندان نه تنها ضروری نیست بلکه آسیب‌های روانی و اختلالات ارتباطی شدیدی را برای فرزندان به ارمغان می‌آورد.

این جامعه‌شناس با تأکید بر اینکه شبکه‌های اجتماعی یا امواج ماهواره‌ای از عوامل بسیار مؤثر در اجتماعی کردن فرزندان هستند، می‌گوید: متأسفانه خود والدین بخصوص مادران در موارد زیادی متأثر از این روند تغییرات قرار گرفته و به نوعی جزو آسیب‌های جامعه هستند و به جای اینکه راه حلی برای نابسامانی‌های ذهنی و وابستگی‌های بیمارگونه فرزند‌شان ارائه دهند متأسفانه خودشان نیز بخشی از صورت مسأله محسوب می‌شوند.

منبع: روزنامه ایران