ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

دوشنبه, 19 تیر 1396 11:45

دهکده فیسبوک !

  
 
فیس بوک دهکده خودش را می سازد!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دنیای اقتصاد: میلیاردها نفر وقت زیادی از زندگی روزانه خودشان را در شبکه اجتماعی فیس‌بوک می‌گذرانند. شاید به همین دلیل هم هست که حالا فیس‌بوک می‌خواهد جامعه نه‌چندان کوچک خودش را به دنیای واقعی بیاورد. این غول اینترنتی تصمیم دارد در مقر اصلی شرکتش خانه، فروشگاه‌های خرده‌فروشی، هتل و چیزهای دیگری بسازد. به عبارت دیگر فیس‌بوک به تدریج می‌خواهد شهر خودش را بسازد و ایجاد کند.

 

شرکت فیس‌بوک روز پنج‌شنبه گذشته از برنامه‌های خود برای اجرای یک پروژه ساخت و ساز در مقر اصلی شرکتش در منطقه منلوپارک در کالیفرنیا خبر داد. این پروژه در واقع بخشی از برنامه‌های فیس‌بوک برای گسترش مقر خانگی و اصلی خودش است. این سایت 226هزار و 624 متر مربعی که فیس‌بوک آن را در سال 2015 به مبلغ حدود 400 میلیون دلار خرید، درست در امتداد همان خیابانی قرار دارد که مقر اصلی فیس‌بوک در آن واقع شده است. این سایت حدود 150 هزار متر مربع فضا برای خانه‌سازی دارد که تقریبا حدود 1500 واحد خانه می‌شود. فیس‌بوک در یک پست وبلاگ این برنامه را اعلام و تشریح کرد که این پروژه در آینده به‌عنوان «یک دهکده ترکیبی» امکانات مختلفی از قبیل مسکن و خدمات حمل‌ونقل را در اختیار ساکنانش که کارمندان شرکت فیس‌بوک خواهند بود، قرار خواهد داد. در این پست آمده است: «ما تصمیم داریم فضایی در حدود 11هزار و 613 متر مربع را به فروشگاه‌ها شامل خواربار فروشی، داروخانه و البته نسل جدید فروشگاه‌های خرده‌فروشی مدرن و تکنولوژیک، اختصاص بدهیم.» این توسعه همچنین شامل ساخت یک هتل هم خواهد بود.

یک فرد آگاه در این زمینه معتقد است که روند ساخت و ایجاد چنین دهکده‌ای در حدود یک دهه طول خواهد کشید. فاز اولیه این پروژه که شامل ساخت خانه‌ها و فروشگاه‌هاست، در نیمه اول سال 2021 افتتاح خواهد شد. بهره‌برداری از هر کدام از فازهای بعدی آن دو سال طول خواهد کشید. درحالی‌که اغلب خانه‌هایی که در این پروژه ساخته شوند، در اختیار کارمندان شرکت فیس‌بوک قرار خواهند گرفت، اما فیس‌بوک تصمیم دارد جامعه‌ای بزرگ‌تر را در این خانه‌ها ساکن کند. خانه‌های دهکده فیس‌بوک قیمت‌های متفاوتی خواهند داشت و واحدهای مسکونی ارزان‌تر که تعدادشان به 225 واحد می‌رسد، قیمتی تا 15 درصد کمتر از نرخ رایج بازار در آن زمان خواهند داشت. فیس‌بوک در پست وبلاگش نوشته است: «بخشی از دیدگاه ما ایجاد یک منطقه همسایگی است که بتواند نیازهای بلندمدت ساکنانش را فراهم کند.» یکی از مزایای ساکن شدن کارمندان فیس‌بوک در نزدیکی مقر اصلی این شرکت، کاهش میزان ترافیک در این منطقه خواهد بود.

یکشنبه, 18 تیر 1396 12:36

گره های زندگی ام !

گره‌های زندگی از این جا شروع می‌شوند!

 

زندگی بافتن یک قالی است نه هر آن نقش و نگاری که خودت میخواهی، نقشه از پیش مشخص شده است تو در این بین فقط می بافی، نقشه را خوب ببین، خوب بباف، نکند آخر کار قالی بافته ات را نخرند.

فرآوری: زهرا اجلال- بخش قرآن 
مشکلات زندگی

 

 

یکی از زیبایی هایی که در هنر به زیبایی خود نمایی می کند هنر قالیبافی است ... هنری زیبا و ظریف به طوری که قالیباف هنرمند با توجه به نقشه ای که در اختیار دارد دار قالی را فراهم م یکند و با رنگ ها اثری را خلق می کند که همگان را از زیبایی این هنر به تعجب وا می دارد ... هنری که خریداران زیادی را در بازار قالی فروشی به سمت خود جذب می کند .

زندگی هم همین طور است بعضی ‌ها می ‌گویند مگر ما چه کار کردیم این قدر زندگی ما پیچ می ‌خورد، این قدر گره در کار ما می ‌افتد. گاهی ما آدم ها فکر می کنیم  باید یک جنایات سنگینی کرده باشیم تا یک اتفاقات سخت و سنگینی در زندگی پیش بیاید در حالی که اهل بیت به ما گفته اند دنیا مزرعه است؛ با این تمثیل ها خواسته اند تصویر دنیا و بازتاب اعمال و رفتارهایمان را به ما بفهمانند.

تا به حال توجه کرده اید که زندگی ما در این دنیا هم دقیقاً مثل هنر قالیبافی است؟! نقشه ای داریم که باید مو به مو طبق این نقشه، تارو پود زندگی هایمان را در کنار هم قرار دهیم تا به شکل اصلی که باید و شاید است برسیم و در نهایت در بازار قیامت که همچون بازار قالی فروش ها است، قالی زندگی باز می شود: وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ» (تکویر/10)  و آن جا معلوم می شود که این قالی زندگی چقدر با نقشه ی اصلی خود؛ قرآن و زندگی اهل بیت هماهنگ بافته شده یا خیر .. آن جا است که اگر بافته های‌ ی ما زیبا شود، نفیس می ‌شود خود خداوند هم مشتری و خریدار است؛ «إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى» (توبه/111) وگرنه هیچ خریداری وجود ندارد  

زندگی بافتن یک قالی است

نه همان نقش و نگاری که خودت می ‌خواهی

نقشه از پیش مشخص شده است

تو در این بین فقط می ‌بافی

نقشه را خوب ببین خوب بباف

نکند آخر کار

قالی بافته ات را نخرند

و در روز قیامت، روزی شبیه بازار قالی فروش ها گفته می شود؛ خودت بگو «كَفَى بِنَفْسِكَ الْیَوْمَ عَلَیْكَ حَسِیبًا» (اسراء/14) خودت خودت را حساب رسی کن و این جا است که قرآن می ‌گوید «وَیَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى یَدَیْهِ» (فرقان/27)

آن روز روزی است که آدم ‌هایی که به خودشان ظلم کرده اند و مطابق این نقشه رفتار نکردند دستان خودشان را می‌گزند‌ «یَوْمَئِذٍ یَتَذَکَّرُ اْلإِنْسانُ وَ أَنّی لَهُ الذِّکْری» (فجر/24) آن روز است که آدم ‌ها تازه می ‌فهمند چه می ‌توانستند ببافند و چه بافتند ولی‌ چه فایده؟!! که دیگر برای بافتن قالی عمرشان دیگر زمانی باقی نمانده است .

میخی افتاد، به خاطر میخی نعلی افتاد، به خاطر نعلی اسبی افتاد، به خاطر اسبی سرداری افتاد، به خاطر سرداری جنگی شکست خورد، به خاطر شکستی مملکتی نابود شد و این ‌ها همه به خاطر این بود که آن مرد نعل بند میخ خود را خوب نکوبیده بود. کوبیدن یک میخ کار خیلی کوچکی است، کار کمی است ولی  اگر آن نعل بند آن میخ را محکم می‌کوبید این نعل نمی ‌افتاد اسب نمی ‌افتاد سردار نمی ‌افتاد جنگ شکست نمی ‌خورد و مملکت هم نابود نمی‌ شد .

همین ریز ها و کوچک هایی که در نظر ما بی اهمیت هستند، مثل آن بذری است که کاشته می‌ شود؛ چطور گاهی وقت‌ ها بذری در حیاط کاشته می ‌شود بعد از سال‌ ها تمام حیاط را می ‌گیرد، نمی ‌گذارد به این خانه آفتاب بتابد، فضا را تاریک می‌ کند؛ می‌ گوید یک روزی اتفاق می ‌افتد که همین کار کوچک ممکن است زندگی تو تار و تیره می ‌کند. یک دلی می‌ شکنیم می ‌گوییم به جایی بر نمی خورد

زندگی هم همین طور است بعضی ‌ها می ‌گویند مگر ما چه کار کردیم این قدر زندگی ما پیچ می ‌خورد، این قدر گره در کار ما می ‌افتد. گاهی ما آدم ها فکر می کنیم  باید یک جنایات سنگینی کرده باشیم تا یک اتفاقات سخت و سنگینی در زندگی پیش بیاید در حالی که اهل بیت به ما گفته اند دنیا مزرعه است؛ با این تمثیل ها خواسته اند تصویر دنیا و بازتاب اعمال و رفتارهایمان را به ما بفهمانند.

فکر نکنیم که کارهایی که انجام می دهیم ریز است و دیده نمی شوند و تأثیری ندارند، خیر!  نگوییم این گناه کوچک است، نگوییم انقدر مردم بد شده اند که این بدی کوچک من چیزی نیست! همین که می گوییم این که چیزی نبود گاهی وقت ‌ها تمام زندگی را تحت تاثیر شعاع خودش قرار می ‌دهد.

همین ریز ها و کوچک هایی که در نظر ما بی اهمیت هستند، مثل آن بذری است که کاشته می‌ شود؛ چطور گاهی وقت‌ ها بذری در حیاط کاشته می ‌شود بعد از سال‌ ها تمام حیاط را می ‌گیرد، نمی ‌گذارد به این خانه آفتاب بتابد، فضا را تاریک می‌ کند؛ می‌ گوید یک روزی اتفاق می ‌افتد که همین کار کوچک ممکن است زندگی تو تار و تیره می ‌کند. یک دلی می‌ شکنیم می ‌گوییم به جایی بر نمی خورد ..... این همان است که گفت:

چون که بد کردی بترس ایمن نباش                       زان که تخم است و برویاند خداش

نقشه ی راه را تنها و تنها از قرآن و اهل بیت بگیریم

قرآن و اهل بیت نقشه زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی هستند. همه مردم قرآن و اهل بیت علیهم السلام را دوست دارند اما معرفت به عمق قرآن و امام را همه ندارند. برای استفاده از این نقشه های راه باید به آن هاشناخت و معرفت پیدا کنیم، چرا که ما محتاج آدرس‌ های قرآنی و روایی از اهل بیت بوده و نیازمند دارویی برای دردهای زندگی هستیم .

کلام آخر

اگر کسی با هدایت ‌های قرآن زندگی کند زندگی اش مثل تابلو نفیس می ‌شود و اگر به هدایت هایش التفاتی نداشته باشیم، زندگی هایمان به هم می ‌ریزد و اگر التفات کنیم تمام این به هم ریختگی ‌ها سامان پیدا می ‌کند 

بنابر این برای رفع مشکلاتمان باید به قرآن روی آوریم چرا که قرآن هم آدرس زندگی ما و هم داروخانه درد ها و مشکلات ما در همه امور است.


منابع:

سایت سمت خدا؛ بیانات حجت الاسلام رنجبر

سایت فارس؛ بیانات حجت الاسلام ماندگاری

 

یکشنبه, 18 تیر 1396 12:30

خصلت ضروری مرد خانواده !

خصلتی که مرد در خانواده به آن نیاز دارد !

 

امیرالمؤمنین (علیه السلام) در روایتی سه خصلت را لازمه رفتار یک مرد در خانواده معرفی کردند.

فرآوری: زهرا اجلال- بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
اخلاق در خانواده

 

 

مدیریت سالم مرد در خانواده بستگی به خصلت ‌هایی دارد که آن شخص واجدش است. هر اندازه این خصلت ‌ها نیکو باشد، میزان اثرگذاری او در محیط خانواده بیشتر خواهد بود؛ بنابراین نباید نوع مدیریت اداری را حاکم بر منزل کرد بلکه باید گشاده‌ روتر و با تواضع بیشتر با اهل منزل برخورد کرد. امیرالمؤمنین (علیه ‌السلام) در روایتی سه خصلت را لازمه رفتار یک مرد در خانواده معرفی کردند و فرمود: مرد در خانه و نسبت به خانواده ‎اش نیازمند رعایت سه صفت است هر چند در طبیعت او نباشد (اگر در طبیعتش هم نباشد باید بر خود تحمیل کند): خوش ‌رفتار بودن، گشاده‌ دستى به اندازه و غیرت به جا همراه با خویشتنداری: إنَّ المَرءَ یَحتاجُ فى مَنزِلِهِ و َعِیالِهِ إِلى ثَلاثِ خِلالٍ یَتَکَلَّفُها و َإن لَم یَکُن فى طَبعِهِ ذلِکَ : مُعاشَرَةٌ جَمیلَةٌ و َسَعَةٌ بِتَقدیرٍ و َغَیرَةٌ بِتَحَصُّنٍ.» (تحف ‌العقول، ص 322)

از حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) روایت شده است که فرمود: بدترین مردم، سختگیر بر خانواده است. شخصی پرسید: ای رسول خدا! مراد از سختگیری بر خانواده چیست؟ فرمود:‌ مرد هرگاه وارد خانه شد همسرش بترسد و فرزندش بهراسد و بگریزد و هرگاه از خانه بیرون رفت همسرش بخندد.

در ادامه به تبیین کوتاه و ارزش یکی از این خصلت ها، یعین خوش رفتاری در خانه از لسان دین می پردازیم...

بی اخلاقی که خانواده را درگیر خود کرده

متأسفانه وقتی پای درد و دل بسیاری از خانم ها که می نشینیم، بسیاری از آن ها از بداخلاقی های همسرانشان ناله دارند؛ شوهرم خیلی اخلاقش بده، فحش می دهد، دست بزن دارد و امثال این بی اخلاقی ها که متأسفانه مردان زیادی را به خود گرفتار کرده ...  

در این جا چند کلمه ای با آقایان آن هم نه از جانب خود بلکه از لسان دین صحبتی داریم ... مرد خانه اگر بداند كه بالاخره این دنیا تمام شدنی است و روزی باید عذاب این بداخلاقی ها را تحمل كند، در نوع رفتارش با اهل خانه بسیار توجه بیشتری خواهد کرد ... در ادامه به این داستان توجه کنید؛ 

از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه فرمودند: بـه پـیـامـبـر اکـرم (صلی الله و علیه وآله) خـبر رسید که (سعدبن معاذ) از دنیا رفت. پیامبر (صلی الله و علیه وآله) به همراه اصـحـاب بـرخـاسـتـه و بـه طـرف خـانـه او حـرکـت کـرد. حـضـرت امـر فرمود تا بدن سعد را غـسـل داده ، کـفـن نـمـایـنـد. سپس به طرف قبرستان حرکت کردند. پیامبر(صلی الله و علیه وآله) با پاى برهنه و بـدون عـبـا در تـشییع جنازه او شرکت نمود. گاهى طرف راست و گاهى طرف چپ تابوت را به دوش مـى گـرفـت، تـا بـه کـنـار قـبـر رسـیـدنـد. حـضـرت خـود داخـل قـبر رفته ، جسد سعد را در قبر گذاشت و با دست خود سنگ قبر را چید و آن را هموار و محکم نمود... پس از دفن سعد، مادرش که در کنار قبر ایستاده بود، با صداى بلند گفت: (یا سَعْدُ! هنَیئاً لَکَ الْجَنَّةُ «اى سعد! بهشت، بر تو گوارا باد.»

در ایـن هـنـگـام، پـیـامـبـر(صلی الله و علیه وآله) که صداى او را شنید، به او فرمود: ساکت باش، در امرى که به پروردگار مربوط است با قاطعیت، سخن مگو، زیرا هم اکنون سعد به فشار قبر مبتلا است .

پس از بازگشت از قبرستان، مردم به حضرت، عرض کردند: شما نسبت به جنازه سعد، بسیار احـتـرام کـردیـد و درباره او رفتارى نمودید که با هیچ کس دیگر چنین رفتارى نکردید. حضرت فرمود: آنـچـه مـن در تـشـیـیـع جـنـازه سـعـد، انـجـام دادم بـه پـیـروى از فـرشـتـگـان و حـضـرت جبرئیل بود، که در این تشییع حضور داشتند.

اصحاب عرض کردند، با این وصف، چگونه فرمودید: سعد دچار فشار است؟! حضرت در جواب فرمود:(نَعَمْ، إِنَّهُ کانَ فى خُلْقِهِ مَعَ اءَهْلِهِ سُوءٌ) (بحارالانوار، ج 73، ص 298) آرى ، زیرا سعد با اهل خانه اش، بداخلاق بود.

ای آقایان محترم بدانید که؛ مردی كه همه خوبی ها را داشته باشد ولی در اهل خانه و با خانواده اش بداخلاق باشد به عذاب قبر گرفتار می شود .

سه‌ گروه‌ از زنانند که‌ خداوند عذاب‌ قبر را از آنان‌ برطرف‌ کرده‌ و با فاطمه‌زهرا (سلام الله علیها) در قیامت‌ محشور خواهند شد؛ یکی‌ از آن‌ سه‌ گروه‌ زنانی‌ هستند که‌ بر بداخلاقی‌ همسرشان‌ صبر می ‌کنند. (وسائل‌ الشیعه‌ ج‌ 21، ص‌ 285)

چنانچه از حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) روایت شده است که فرمود: بدترین مردم، سختگیر بر خانواده است. شخصی پرسید: ای رسول خدا! مراد از سختگیری بر خانواده چیست؟ فرمود:‌ مرد هرگاه وارد خانه شد همسرش بترسد و فرزندش بهراسد و بگریزد و هرگاه از خانه بیرون رفت همسرش بخندد.

مژده ای به خانم هایی که شوهرانشان بداخلاق هستند

زندگی كردن و همراهی با شوهر بداخلاق برای همسرانشان بالاترین عبادت و جهاد است و ان شاالله مزد این صبر و پایداری را در جهان آخرت خواهند دید همان گونه كه در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه می فرماید: سه‌ گروه‌ از زنانند که‌ خداوند عذاب‌ قبر را از آنان‌ برطرف‌ کرده‌ و با فاطمه‌زهرا (سلام الله علیها) در قیامت‌ محشور خواهند شد؛ یکی‌ از آن‌ سه‌ گروه‌ زنانی‌ هستند که‌ بر بداخلاقی‌ همسرشان‌ صبر می ‌کنند. (وسائل‌ الشیعه‌ ج‌ 21، ص‌ 285)

و یا در روایت دیگری از پیامبر اكرم (صلی الله و علیه وآله) می خوانیم كه حضرت می فرماید: هـر زنى که در بـرابر بـداخلاقى شـوهـرش صبر و شكیبایى ورزد، خداوند همانند (ثواب) آسیه (همسر فرعون) به او عطا كند. (بحار الأنوار : 103 / 247 / 30 . منتخب میزان الحكمة : 254)


منابع:
سایت رهروان ولایت
کتاب مفاتیح الحیاة ، آیت الله جوادی آملی

یکشنبه, 18 تیر 1396 12:26

مکر و حیله خدا !

مکر و حیله از جانب خدا، چه معنایی دارد؟

 

یکی از فرازهایی که ما در شب های ماه رمضان در دعای ابوحمزه خواندیم این جمله بود که «الهی لا تمکر بی فی حیلتک» «خدایا به مجازات عَمَلَم به مکر و حیله ات مرا غافلگیر و مبتلا مگردان». حال کیفیت حیله و مکری که امام از آن سخن به میان می آورد چیست؟ که در ادامه و به تدریج به توضیح آن خواهیم پرداخت.

محمد امیری نژاد - کارشناس حوزه
مکر خدا

 

فریبکاری با وفا و راستگویی جمع نمی شود

مولا علی (علیه السلام) درباره ی نیرنگ می فرماید: « وفا توأم با راستگویی است، کسی که از بازگشت خود به قیامت آگاه باشد، خیانت و نیرنگ ندارد. اما امروز در محیط و زمانه ای زندگی می کنیم که بیشتر مردم حیله و نیرنگ را، زیرکی می پندارند، و افراد جاهل آنان را اهل تدبیر می خوانند. چگونه فکر می کنند؟ خدا بکشد آنها را! چه بسا شخصی تمام پیشامدهای آینده را می داند، و راههای مکر و حیله را می شناسد ولی امر و نهی پروردگار مانع اوست، و با این که قدرت انجام آن را دارد آن را به روشنی رها می سازد، اما آن کس که از گناه و مخالفت با دین پروا ندارد از فرصت ها برای نیرنگ بازی، استفاده می کند» (خطبه ی 41 نهج البلاغه)

در جایی دیگر حضرت می فرماید: «از نیرنگ بپرهیز که نیرنگ از صفات مردان پست است» (غرر الحکم: ح 2505) « و کسی که به خدا نیرنگ بزند فریب می خورد» (همان: ح 2509) زهی باطل است این خیال که بتوانند با خدا نیرنگ بازی کنند.

به راستی در انجام هر کاری اگر وفاداری به آن باشد، همه ی راهها به سوی خیانت و حیله بسته خواهد بود. در راه خدا و در مسیر عبودیت هم همین گونه است. اگر بنده به ندای «اوفوا بالعقود» از روی صداقت و نه حیله و نیرنگ گوش فرا دهد، سعادت دنیوی و اخروی نصیبش خواهد شد، اما چنین نیست و بسیاری بر تن نیرنگ لباس تدبیر، سیاست ورزی و .... می پوشند (همانطور که امام از خدعه و نیرنگی که به نام تدبیر بر مردم تحمیل می شود، شکایت می کند) و به خیال خود  مردم را می ‌فریبند. اما خدا را چه؟ 

در جایی دیگر حضرت می فرماید: «از نیرنگ بپرهیز که نیرنگ از صفات مردان پست است» (غرر الحکم: ح 2505) « و کسی که به خدا نیرنگ بزند فریب می خورد» (همان: ح 2509) زهی باطل است این خیال که بتوانند با خدا نیرنگ بازی کنند.

مکر خدا، تاکتیکی از جنس غافلگیری

در اثر اعمال زشتی که از ما سر می زند، مستحق آنیم که خدا با آن حیله و مکر الهی، مکر کند و با حیلتی که دارد نگذارد ما به مقصدمان برسیم . چون خداوند حائل خوبی است. اما مکر خدا چگونه است؟ ترفند و مکری که خداوند بکار می برد بسان مکرهای زمینی ما انسان ها نیست که از سر نیاز و نقصان و کمبود باشد، بلکه نیرنگ او در نهایت توانمندی و اقتدار صورت می پذیرد.

علامه طباطبایی، ذیل آیه «أفأمِنوا مَکرَ اللهِ فَلا یَأمَنُ مَکرَ اللهِ إلّا القَومُ الخاسِرونَ» (اعراف: 99) ، با اشاره به این مفهوم می‌گوید: «مکر از سوی خداوند تعالی، فقط به صورت مجازات و کیفر دادن صحیح است. بدین ترتیب که کسی معصیت کند و در پی آن خداوند او را به طوری یا از جایی که نمی داند، مؤاخذه نماید یا کاری کند که او را به سوی عذاب سوق دهد و او خود متوجه نشود»

در حقیقت شخص غفلت می کند و دچار غافلگیری از سوی خدا می گردد. مکر کردن، استفاده کردن از وسائل مرموز است و وسیله مرموز در اینجا غفلت زدگی فرد است از افتادن در دام مگر خدا. خداوند بنا به فرموده خودش، تمام وسائل را در اختیار دارد «و عِندَ اللهِ مَکرُهُمْ وَ إنْ کَانَ مَکرُهُمْ لَتَزُولُ مِنْهُ الجِبال» (ابراهیم: 46) و قادر است که مکر ماکران را به خودشان برگرداند. و نگذارد شخص به مقصد برسد.

خداوند تمام درها را برایشان می گشاید

خداوند می فرماید: «فَلَمّا نَسوا ما ذُکّروا بِهِ فَتَحنا عَلَیهِم اَبوَاب کُلِّ شَیءٍ» (انعام: 44) «پس هنگامی که  فراموش کردند آنچه را به آن تذکر داده شده اند، درهای همه چیز را به روی آنها گشودیم» یعنی وقتی کفار تذکرات الهی را فراموش کردند و از آنها اعراض نمودند، آنگاه خداوند آنها را استدراج فرمود و از هر نعمتی به آنان ارزانی داشت و تمتع از لذائذ مادی را برایشان تکمیل گرداند و در نتیجه فرح و سرور و غفلت که از آثار تکمیل نعمت است در دلهایشان پدید آمد و ناگاه در حالی که دیگر هیچ عذری نداشتند آنها را به عذاب خود دچار نمود و هلاکشان کرد. این است نمونه ای از مکر الهی که باید از شر آن به خود خدا پناه برد.

مکر کافران را برایشان زینت می کند

نکته قابل توجه درباره مکر خداوند، نیز درک این کلام نورانی خداوند است که: «بَل زُیِّنَ لِلَّذینَ کَفَروا مَکرُهُم وَ صَدّوا عَن سَبیلِ اللهِ وَ مَن یُضلِلِ اللهُ فَما لَهُ من هاد ٍ» (رعد: 33) خداوند مکر کافران را برایشان زینت داده است و آن‌ها (به سبب اعمالشان) از راه خدا باز داشته شدند و هرکس خدا او را گمراه کند، هدایت کننده‌ای برای او وجود نخواهد داشت.

علامه طباطبایی، ذیل آیه «أفأمِنوا مَکرَ اللهِ فَلا یَأمَنُ مَکرَ اللهِ إلّا القَومُ الخاسِرونَ» (اعراف: 99) ، با اشاره به این مفهوم می‌گوید: «مکر از سوی خداوند تعالی، فقط به صورت مجازات و کیفر دادن صحیح است. بدین ترتیب که کسی معصیت کند و در پی آن خداوند او را به طوری یا از جایی که نمیداند، مؤاخذه نماید یا کاری کند که او را به سوی عذاب سوق دهد و او خود متوجه نشود

این آیه اشاره به این نکته دارد که کسانی که در مقابل خداوند به ریسمان «مکر» متوسل می‌شوند، چاره‌ای ندارند جز افتادن در سیاه چال گمراهی و ضلالت. به شهادت خود قرآن، این افراد از نعمت هدایت محروم می‌گردند و این همان مکر بزرگی است که خداوند در جای جای قرآن از آن سخن گفته است، چرا که بزرگترین سعادت بنده، رسیدن به فیض هدایت است و چه زیانی از این بالاتر که فرد در مسیر حق شناسی گمراه گردد و مصداق مکر خدا درباره او، همان ضلالت و گمراهی‌اش است لذا امام سجاد (علیه السلام) در دعای ابو حمزه می فرماید: «خدایا! ما را در اثر گناهانمان عقوبت نکن! در اثر مکر و بدرفتاری‌مان مبتلا به مکر و حیله خود مگردان!» هیچ کس به هیچ مقصدی نرسیده است، مگر به فیض و فوز تو ! و هیچ کسی از شرّ رهایی پیدا نکرده و به خیر نرسیده است، مگر به عنایت تو .

کلام آخر

یکی از سنت های الهی مکر و نیرنگ در مقابل مکر مکاران است از جایی که به هیچ وجه امکان شناختن این مکر برایشان امکان ندارد و دچار چنان غفلتی می شوند که انتهای آن ظلالت و گمراهی است و هدف امام چهارم از بیان این جمله این است که خدایا ما را به مکری مبتلا نکن که نتیجه‌ی  آن گمراهی و ظلالت و غفلت زدگی است.

برای صد ساله شدن باید نخست متولد شد

 
 
پنج ترفند برای تبدیل مدیران تازه کار به رهبران تاثیرگذار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: نیکول فالون

مترجم: سیدحسین علوی لنگرودی

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

مدیران تازه باید چیزهای زیادی را بیاموزند تا به تدریج به رهبری بزرگ و پرنفوذ تبدیل شوند. تحقق این هدف نیازمند کسب تجربیات و مهارت‌هایی است که در طول زمان و به‌تدریج از سوی مدیران جوان کسب می‌شوند و به سال‌ها زمان نیاز دارند. با این همه ترفندهایی وجود دارند که بر سرعت و کیفیت این تحول می‌افزایند و رهبران بزرگی را که از نعمت جوانی و خلاقیت برخوردارند به جهانیان معرفی می‌کنند. در این مطلب به پنج ترفندی که مدیران جوان و تازه‌کار را به رهبرانی بزرگ و قدرتمند تبدیل می‌کند اشاره خواهد شد.

 

ترفند شماره 1: از پتانسیل‌های موجود برای برآورده ساختن انتظارات بهره ببرید

یکی از نکاتی که مدیران جوان و تازه‌کار باید به آن توجه کنند این است که شرکت ایده‌آل و بی‌نقص به هیچ عنوان وجود خارجی ندارد و چه بخواهیم، چه نخواهیم یکسری کمبودها و ضعف‌ها در هر شرکتی وجود دارد که باید با آنها کنار آمد. در این میان وظیفه خطیری بر دوش مدیر شرکت گذاشته می‌شود و آن استفاده بهینه از پتانسیل‌ها و امکانات موجود است. بنابراین اگر در هفته‌ها و ماه‌های اول فعالیت مدیریتی‌تان با واقعیتی به نام کمبود امکانات و کارکنان بی‌نقص مواجه شدید به هیچ عنوان خود را نبازید و به جای غر زدن و نالیدن از نداشته‌ها به داشته‌هایتان قناعت کنید و از آنها حداکثر استفاده را ببرید. علاوه‌بر این می‌توانید با جابه‌جایی‌های هوشمندانه در پست‌ها و شناخت توانایی‌های نهفته و پنهان کارکنان، استفاده بهینه‌تری را از نیروی کار تحت امر خود صورت دهید. چنین رویکردی را می‌توان در مربیان فوتبال مشاهده کرد: بارها دیده شده که با تعویض مربی یک تیم در میانه فصل و ورود مربی جدید و از طریق جابه‌جایی بازیکنان در پست‌های جدید، یک تیم ته جدولی به مقام قهرمانی پایان فصل رسیده است.

 

ترفند شماره 2: شفافیت را سرلوحه همه کارهایتان قرار دهید

وقتی کارمند بودید و هنوز وارد حوزه مدیریت نشده بودید به اطلاعات زیادی راجع به شرکت دسترسی نداشته و به تبع آن مسوولیتی بابت اطلاع‌رسانی و شفافیت اطلاعاتی متوجه شما نبود. اما حالا که به صندلی مدیریت تکیه زده‌اید باید به یاد داشته باشید که شفافیت و اطلاع‌رسانی درست و به موقع به کارکنان از جمله مهم‌ترین عوامل ایجاد کننده اعتماد در درون سازمان‌هاست. بنابراین حتما به شفافیت در تصمیم‌گیری‌ها و اقداماتتان در درون سازمان توجه داشته باشید. همیشه به یاد داشته باشید که دانستن حق کارکنان است و آنها فقط در صورتی که از مسائل و مشکلات و فرصت‌ها اطلاع داشته باشند با شما همکاری می‌کنند و در غیر این صورت فقط برای شما کار می‌کنند و نه همکاری. تجربه نشان داده که کارمندان یک سازمان هنگامی که تصویری بزرگ و کامل از واقعیت دارند حداکثر همکاری و همیاری را با مدیران از خود نشان می‌دهند و به شدت از پنهان‌کاری مدیران بیزارند.

 

ترفند شماره 3: با اعضای تیم‌تان روابط قوی و دائمی برقرار کنید

یکی دیگر از اشتباهات مدیران تازه‌کار به اصرار بی‌مورد آنها بر فاصله گرفتن از کارمندان یا کارگران و به اصطلاح «آدم حساب نکردن» آنها مربوط می‌شود. وجود چنین شکافی بین مدیر و کارکنان به هیچ عنوان پذیرفتنی و توجیه‌پذیر نیست و به شدت به بهره‌وری و راندمان کاری لطمه می‌زند. کارمندان به‌طور طبیعی منتظرند مدیران برای ایجاد ارتباط با آنها پیشقدم شوند و کمتر کارمندی را می‌توان یافت که به صورت خودجوش و داوطلبانه برای ایجاد رابطه با مافوق خود اقدام کند. پس سعی کنید در اولین فرصت ممکن رابطه‌ای صمیمانه و هدفمند با کارکنانتان برقرار کنید و آن را استمرار ببخشید. باید به خاطر داشته باشید که تاکید بیش از حد شما بر مسائل کاری و بازدهی کارکنان شما را به مدیری تبدیل می‌کند که فقط به خرده‌کاری‌ها و مسائل جزئی توجه دارد و در نتیجه از مسائل کلان کاری دور می‌ماند. شناخت هرچه سریع‌تر کارکنان و توانمندی‌های آنها می‌تواند از سازمانی با کارکنان معمولی و دارای توانایی‌های متوسط، مجموعه‌ای قدرتمند و موثر بسازد.

 

ترفند شماره 4: کارهای خوب کارکنانتان را حتی اگر کوچک هستند، ببینید

اگر می‌خواهید کارکنانتان از صمیم دل و با نهایت توان‌شان برای شما کار کنند حتما به کارهای خوب آنها حتی اگر کوچک و بی‌اهمیت هستند، توجه کنید و آنها را به رخ همه بکشید. با این کار فرهنگ سپاس را در درون مجموعه تحت مدیریتتان رواج می‌دهید و افرادتان را به‌کار بیشتر و بهتر سوق می‌دهید. مدیران تازه‌کار باید بدانند سپاسگزاری از کارکنان و اعلام علنی عملکردهای مطلوب افراد نه‌تنها به جایگاه و نظم کاری آنها به‌عنوان یک مدیر لطمه نمی‌زند، بلکه بر ارج و ارزش آنها می‌افزاید.

 

ترفند شماره 5: از دیگران بازخورد بگیرید، اما سبک مدیریتی خودتان را داشته باشید.

هر مدیر جوان و کم تجربه‌ای دوست دارد از تجربیات و نظرات مدیران باسابقه‌ای که در اطرافش حضور دارند استفاده کند و خیلی زود به مدیر پخته‌ای تبدیل شود. اما در این میان باید به این مساله نیز توجه داشت که تقلید کردن از مدیران دیگر نمی‌تواند اثر مثبت چندانی بر کیفیت مدیریت مدیران جوان داشته باشد، چرا که از یکسو آنها را به مدیران تقلید کن و فاقد شخصیت مستقل تبدیل می‌کند و از سوی دیگر آنها را دچار شکست‌‌های سنگینی می‌کند چون همان‌طور که پیتر دراکر گفته است «تکرار آنچه در گذشته موجب موفقیت شما شده، در آینده به احتمال زیاد به شکست‌تان خواهد انجامید.» بنابراین حتما و در اولین فرصت ممکن نسبت به طراحی و اجرای سبک مدیریتی منحصربه‌فردتان اقدام کنید و برای این کار هیچ‌گونه تردید و نگرانی به خود راه ندهید.

 

منبع: Business news daily

 
 

شواهدی از مکاتب تاثیرگذار در شکل گیری تغییر سازمانی

 
 
قطعه گمشده توسعه عملکرد کارکنان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسندگان: Nik Kinley

Shlomo Ben-Hur

مترجم: فریبا ولیزاده 

ارزیابی‏های عملکرد سالانه سنتی در برخی سازمان‏ها به مرور جای خود را به رویکردهای نوین بهبود عملکرد شخصی می‏دهند. انقلابی آرام در زمینه مدیریت عملکرد کارکنان در جریان است. در سال‌های اخیر، سازمان‏ها اجرای فرآیندهایی را اولویت بخشیده‎اند که در نهایت بهتر از رویه‏های سنتی، ارزیابی عملکرد نیروی انسانی را بهبود می‎بخشند. «بازخوردهای زمان واقعی» به مرور جایگزین اهداف توسعه، ارزیابی‎های سالانه و ابزارهای بازخورد رسمی خواهند شد که مستقیما از سوی مدیران صف دریافت و منتشر می‏شوند.

 

گرچه چنین تغییری نویدبخش است، اما خطراتی را به ‎همراه دارد، برای مثال میزان توان مدیران در کمک به توسعه مهارت‎های کارکنان. بررسی 500 مدیر در سراسر جهان نتایجی دربر داشت. یک سوم این مدیران اذعان داشتند کمک به کارکنان به منظور شناسایی و درک رفتارهای مستلزم تغییر، کار دشواری نیست. درست همان میزان از مدیران نیز بر این باور بودند که به خوبی می‏دانند چگونه بازخوردهایی در این خصوص جمع‎آوری کنند. اما کمتر از 10درصد از این مدیران در خصوص ثبات تغییرات ایجاد شده در طول زمان ابراز امیدواری کرده‌اند. کمتر از نیمی از مدیران بر این باور بودند که تغییر در رفتار واقعا کارساز است. در حالی‌که مدیران عملیاتی به‌عنوان رکن اصلی فرآیند بهبود عملکرد در سازمان شناخته می‏شوند، نرخ 50 درصدی موفقیت در اجرای این برنامه به نظر کافی نیست.

توصیفی ساده از یافته‏های نظرسنجی حاکی از این است که ایجاد تغییر امری دشوار است. اما با این وجود مطالعات نشان می‎دهند افراد قادر و مصمم به ایجاد آن هستند. سرخوردگی‏های مورد اشاره مدیران نه بر دشوار بودن فرآیند توسعه، بلکه بر غیر قابل پیش بینی بودن آن دلالت دارند. روانشناسان و اقتصاددانان در خصوص سازوکار تغییر رفتار اطلاعات بسیاری در اختیار دارند. چالش اصلی این است که دیدگاه‎های این گروه به ندرت به صورت قابل اجرا به مدیران منتقل می‏شوند. در طول ۵ سال گذشته نتایج دهه‎ها پژوهش در حوزه علوم روان‏شناسی با هدف کمک به مدیران در زمینه بهبود موثر عملکرد نیروی انسانی بررسی شده است. رویکردهای مرسوم در زمینه تغییر شامل یک فرآیند دو مرحله‎ای ساده است: نخست، شناسایی هرآنچه مستلزم تغییر است و سپس رفع مساله که معمولا به واسطه ارائه اطلاعاتی در خصوص ویژگی رفتار جدید در قالب توصیه، بازخورد یا آموزش انجام می‎گیرد. بسیاری از سازمان‏ها با شناسایی محدودیت‎های موجود اخیرا به استفاده ‏از رویکرد مربیگری روی آورده‎اند. تعاملاتی که بر پایه مربیگری شکل می‎گیرند، از لحن تعاملی‎تر برخوردار هستند، نه دستوری. اما هسته اصلی این رویکرد نیز همچنان بر شناسایی تغییرات مورد نیاز افراد و اقدامات ضروری در جهت تحقق آن تمرکز دارد.

 

نقش زمینه

معمولا زمینه را به عنوان ویژگی‎های آشکار و بیرونی افراد- موقعیت‎ها و محیطی که در آن حضور دارند- تلقی می‏‎کنیم. اما نوع دیگری از زمینه وجود دارد که از نظر محققان این حوزه از اهمیت بالایی برخوردار است: هر آنچه در درون افراد در جریان است و تلاش فرد برای تغییر رفتار. یکی از مولفه‎ها به توانایی‎ها و قابلیت‎های شخص مربوط می‎شود. مولفه دوم میزان اعتماد به نفس افراد و تعهد درونی به تغییر است.برای شناسایی اینکه کدام یک از فاکتورهای زمینه‎ای نقش مهم‌تری در شکل‎گیری تغییر دارند شواهدی از چهار مکتب مختلف پژوهشی در حوزه روانشناسی بررسی شده است: رفتارگرایی، روان‎شناسی شناختی، روان‎درمانی سیستماتیک و اقتصاد رفتاری. در مرحله بعدی چهار عامل کلیدی تاثیرگذار بر تلاش‎های افراد در زمینه ایجاد تغییر انتخاب شده است که به قرار زیر هستند:

• انگیزش: آیا افراد خواهان توسعه هستند؟ مطالعات انجام شده پیرامون انگیزش بسیار شفاف هستند. اگر فرد خواهان تغییر نیست بنابراین احتمال ایجاد تغییر وجود نخواهد داشت. هنگامی که افراد از انگیزش کافی برای ایجاد یک تغییر خاص برخوردار هستند، فاصله کمی با موفقیت خواهند داشت. در حالی که مدیران از این موضوع آگاه هستند، اما روش‎های ایجاد انگیزش در افراد چندان روشن نیستند. در واقع، مطالعات نشان می‎دهد تنها ۲۸ درصد از مدیران از اعتماد به نفس کافی در خصوص توانایی ایجاد انگیزش در کارکنان برخوردار هستند.

این موضوع با وجود سرمایه‎گذاری‎های گسترده سازمان‎ها در زمینه پیاده‎سازی سیستم‎های تشویقی به نظر غیر عادی می‎رسد. اغلب اوقات شرکت‎ها از پاداش‎ها یا مجازات‎هایی تحت عنوان انگیزاننده‎های بیرونی استفاده می‎کنند. اگرچه شواهدی مبنی بر تاثیرگذاری آن در تغییر رفتار در دست است، اما این تنها نیمی از تصویر پیش رو است. انگیزش درونی نوعی از انگیزش است که نه به واسطه محرک‎های بیرونی، بلکه از طریق احساسات درونی حاصل از لذت‌بخش بودن هر تجربه خوشایند شکل می‎گیرد و معمولا قوی‎تر و با دوام‎تر است.

• توانایی: آیا افراد می‎دانند چه رفتارهایی مستلزم تغییر هستند؟ آیا از مهارت‏های لازم برای توسعه عملکرد برخوردار هستند؟ از میان تمامی فاکتورهای موجود در مدل، توانایی احتمالا از رایج‎ترین مولفه‎های مورد توجه مدیران کسب‎وکارها به‌شمار می‎رود. برای موفقیت هر چه بیشتر برنامه توسعه عملکرد شخصی، مدیران باید از تحقق سه نکته زیر اطمینان حاصل کنند:

۱) آیا نقش هر فرد در سازمان فرصت انجام رفتار مطلوب را برای او فراهم می‎کند؟

۲) آیا فرد مهارت‎ها و دانش کافی برای اجرای رفتار خاص را دارد؟

۳) آیا فرد منافع فیزیکی (نظیر تجهیزات، زمان و پول) مورد نیاز برای یادگیری و انجام رفتار جدید را داراست؟

• سرمایه روانی: آیا از منابع درونی کافی برای حفظ مستمر تغییر (نظیر اعتماد به نفس، اراده و انعطاف‎پذیری) برخوردارند؟ روان‏شناسان سال‌ها موضوع سرمایه‎های روانی را مورد بحث و بررسی قرار داده‎اند. بر اساس تحقیقات انجام شده، دو فاکتور تاثیرگذار بر حفظ رفتار جدید شناسایی شده‎اند: اعتماد به نفس فرد در زمینه کسب موفقیت و اراده و انعطاف پذیری. مطالعات حاکی است افرادی که اعتماد به نفس بیشتری دارند از شانس موفقیت بیشتر و همچنین استقامت بیشتر در مقابله با موانع برخوردار هستند. نکته قابل توجه اینکه مهم‏ترین معیار پیش‏ بینی‏ کننده میزان سرمایه‏ های روانی افراد در فضای شغلی، رفتار مدیران و محیط کاری است که فرد در آن فعالیت می‏کند.

• محیط حمایتگر: آیا محیط کار ویژگی‎هایی نظیر حمایت اجتماعی، نشانه‎های موقعیتی و هنجارهای اجتماعی و حمایت از توسعه عملکرد شخصی را داراست؟ آخرین فاکتور محیط خارجی حمایت‏کننده است که شامل محیط و فضای فیزیکی شغلی، پویایی تیم و فرهنگ سازمانی است که می‏تواند بر توانمندی‏های فردی تاثیرگذار باشد. با این حال مدیران می‏توانند از سه اهرم اصلی برای ایجاد تغییر و توسعه عملکرد استفاده کنند. حمایت‏های اجتماعی، ارائه پیشنهادها، مشوق‏ها و اطلاعات هدف‏دار و ساختار عادتی. هر یک از این سه اهرم را می‏توان با هدف حمایت از طرح‏های توسعه عملکرد به‌کار گرفت. هر سه این اهرم‏ها تاثیر قابل‌توجهی در موفقیت طرح‏های مذکور دارند.

 

مدیریت توسعه عملکرد

فاکتورهای اشاره شده را می‏توان به واسطه تکنیک‏های نسبتا ساده اجرا کرد. موسسه Deloitte در بررسی‏های خود به این نتیجه رسید که سالانه بالغ بر ۲ میلیون ساعت از وقت سازمان صرف تخمین رتبه ‏بندی‏های عملکردی کارکنان می‏شود. روشن است که فرصت‎هایی برای تغییر مسیر زمان مدیریتی و تلاش برای تغییر رفتار و توسعه عملکرد وجود دارد. قبل از تحقق این امر، سازمان باید مدل‏هایی فراتر از نمونه‏ های ساده را به منظور اجرای تغییر و توسعه مد نظر قرار دهد. کسب اطمینان از کارآمدی برنامه‏های تغییر و توسعه از الزامات به‌شمار می‏رود و این دلیل اهمیت رویکرد اتخاذ شده در خصوص مدیریت توسعه عملکرد در سازمان است. بدون تغییر مدیران نخواهند توانست نقش حمایت‏گرایانه مورد نیاز برای توسعه‏ای تاثیرگذار را ایفا کنند. این روزها انقلاب واقعی در نحوه بهره‏برداری مدیران از فرآیندهای مدیریت عملکرد در حال شکل‏گیری است.

منبع: MITSloan

جمعه, 16 تیر 1396 00:19

خواست حقیقی تحقق ظهور !

چگونه زمان ظهور را جلو بیندازیم؟  

 

سال‌ها می‌گذرد، حادثه‌ها می‌آید و ما همچنان به استفاده از نور خورشید امامت از پس ابرهای غیبت خو گرفته‌ایم. می‌خواهیم امام عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ را درک کنیم و از فیض حضورش بهره ببریم اما همچنان در غیبت به سر می‌بریم. پس چگونه «ظهور» را جلوتر بیندازیم؟

محمد دهقانی زاده - بخش مهدویت تبیان   

ظهور، ظهور امام زمان، امام زمان

 

 

هدف ما از این نوشتار ارائه یک پژوهش علمی نیست، بلکه تنها تذکری است برای غافل نبودن. تذکری بر این که محقق نشدن آن حادثه والا، از کوتاهی ماست و کلید حل آن نیز در اراده ماست. بر این مبنا اهمیت دو گزینه در تعیین سرنوشت ظهور قابل ملاحظه است:

1. فهمیدن

سنت الاهی این است که تا مردم نخواهند اوضاع تغییر کند، چیزی عوض نمی‌شود:

إِنَّ اللَّـهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ؛(رعد/11) بی‌گمان خداوند آنچه قومی دارند دگرگون نکند مگر آنکه آنچه در دلهایشان دارند، دگرگون کنند.

ما به وضع «غیبت امام» گرفتار آمده‌ایم. برای رهایی از این گرفتاری، باید تغییر کنیم و نقطه آغاز این تغییر، درون ماست. نکته اینجاست که هر تغییری نیازمند هزینه است و کسی که طالب تغییر است باید آن هزینه را بپردازد. ما نیز برای تغییر باید هزینه آن را بپردازیم تا زمینه ظهور فراهم شود. ولی وقتی حساب و کتاب می‌کنیم و چرتکه می‌اندازیم، هزینه این تغییر را بیش از فواید آن می‌یابیم. از این رو حاضر به پرداخت هزینه رهایی از غیبت نمی‌شویم و در نتیجه اوضاع به همین صورت ادامه می‌یابد و ظهوری محقق نمی‌شود.

روشن است که درمان تنها در یک کلمه خلاصه می‌شود: «آگاهی». اگر ما از جهل بیرون بیاییم و بدانیم که مشکلات طاقت‌فرسایی داریم و الان به دلیل خماری جهل، آن‌ها را احساس نمی‌کنیم در آن صورت می‌خواهیم که آن دردهای دردناک مرتفع شود. وقتی دانستیم که با ظهور چه گنج‌های نابی به دست می‌آوریم و از چه نعمت‌های بزرگی برخوردار می‌شویم در آن صورت محاسبه‌مان به خطا نمی‌رود و حاضریم برای آن رخداد بزرگ، هزینه‌های بزرگ بپردازیم

اشکال کار از همان حساب و کتاب است؛ البته نه خود «حساب و کتاب» کردن، چرا که انسان ذاتا منفعت طلب است و کاری را که به ضررش باشد انجام نمی‌دهد، بلکه اشکال در خطای محاسباتی است. اشتباه در آن است که منفعت ظهور را کمتر از هزینه کردن برای آن می‌بینیم و به همین دلیل خواهان آن نیستیم. ما از فواید ظهور غافلیم و نمی‌دانیم که در آن دوران در چه جایگاهی قرار خواهیم گرفت، چه شرایطی خواهیم داشت و چه نعمت‌هایی ما را دربرخواهدگرفت. در حالی که فواید گسترده ظهور نه تنها شیعیان و مسلمانان، بلکه برای همگان خواهد بود و برکت وجود امام عصر، شامل همه آدمیان خواهد شد.

به این مثال توجه کنید: کسی که بیماری دیابت دارد و اوضاع بیماری‌اش وخیم شده، بسیاری از دردها را احساس نمی‌کند. در حالی که اگر آن شخص، دیابت نداشت و سالم بود طاقت تحمل آن دردها را نداشت و شدیداً بی‌تابی می‌کرد. وضع ما شبیه این بیمار دیابتی است؛ در بیماری جهلی فرو رفته‌ایم که درد نداشتن امام را حس نمی‌کنیم، از این رو برای درمان آن هم قدمی برنمی‌داریم.

روشن است که درمان تنها در یک کلمه خلاصه می‌شود: «آگاهی». اگر ما از جهل بیرون بیاییم و بدانیم که مشکلات طاقت‌فرسایی داریم و الان به دلیل خماری جهل، آن‌ها را احساس نمی‌کنیم در آن صورت می‌خواهیم که آن دردهای دردناک مرتفع شود. وقتی دانستیم که با ظهور چه گنج‌های نابی به دست می‌آوریم و از چه نعمت‌های بزرگی برخوردار می‌شویم در آن صورت محاسبه‌مان به خطا نمی‌رود و حاضریم برای آن رخداد بزرگ، هزینه‌های بزرگ بپردازیم؛ هرچند بیش از لحظه کوتاهی از عمرمان نتوانیم آن واقعه عظیم را درک کنیم. در این صورت است که تلاش و هزینه دادن ما معنی ارزشمند «انتظار» به خود می‌گیرد: أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ انْتِظَارُ الْفَرَج‏.(امام کاظم علیه السلام؛ تحف العقول، ص403)

2. دعا کردن

نباید برای ظهور تنها به دعا کردن بسنده کرد؛ نباید تنها گوشه‌ای نشست و از درد فقدان امام ناله کرد؛ نباید تنها دست به آسمان الاهی بلند کرد و عجل لولیک الفرج گفت، بلکه باید برخاست و کاری کرد؛ ولی باید در نظر داشت که «کار کردن»، جای دعا خواندن را نمی‌گیرد.

ما به وضع «غیبت امام» گرفتار آمده‌ایم. برای رهایی از این گرفتاری، باید تغییر کنیم و نقطه آغاز این تغییر، درون ماست. نکته اینجاست که هر تغییری نیازمند هزینه است و کسی که طالب تغییر است باید آن هزینه را بپردازد. ما نیز برای تغییر باید هزینه آن را بپردازیم تا زمینه ظهور فراهم شود

دعا حقیقت بلندی است که سخن گفتن از آن، فراتر از جایگاه نگارنده این سطور است. فقط به دو نکته از قرآن کریم اکتفا می‌شود:

اول: دعا کردن لازم است.

هرچند دعا کردن به تنهایی کافی نیست، اما عمل کردن به تنهایی نیز کافی نیست:

قُلْ مَا یَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ؛ (فرقان: 77) بگو اگر دعایتان نباشد، پروردگار من به شما اعتنایی ندارد.

در مقوله انتظار، دعاکردن مثل عمل کردن دارای منزلت است. امام صادق علیه السلام وقتی راه رهایی از دشواری‌های عصر غیبت را به عبدالله بن سنان می‌فرمود نه تنها توصیه نمود که دعای غریق بخواند، بلکه بر دقیق خواندن آن دعا نیز تأکید کرد. (1) پس دعاکردن و مداومت بر آن، در مسیر انتظار اهمیت دارد.

دوم: دعاکردن با استجابت همراه است:

قَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ؛ (غافر: 60) پروردگارت گوید مرا به دعا بخوانید تا برایتان اجابت کنم.

ما گرفتار غیبتیم. برای رهایی از این گرفتاری دعا می‌کنیم؛ چراکه پیامبر صلی الله علیه واله به ما آموخته که بلاها را با دعا رفع کنیم. (2) بعد از دعا نیز امید استجابتش داریم که این امید، نه از سر خیال واهی، بلکه از اعتماد به قول الاهی است. اللهم عجل لولیک الفرج.


پی نوشت ها:

1- عبدالله بن سنان: امام صادق علیه السلام فرمود: بزودی در شبهه‌ای خواهید افتاد و بدون نشانه‌ای نمایان و امامی رهنما خواهید ماند. از این شبه رهایی نمی‌یابد مگر کسی آن‌کس که دعای غریق را بخواند. عرض کردم: دعای غریق چگونه است؟ فرمود: می‌گویی: «یا الله، یا رحمن، یا رحیم، یا مُقَلِّبَ القُلوب، ثَبِّت قلبی علی دینک؛ خدایا! مهرگسترا! مهربانا! ای دگرگونساز دل‌ها! دل مرا بر دینت استوار گردان». و من گفتم: «یا مقلّب القلوب والأبصار، ثبّت قلبی علی دینک؛ ای دگرگونساز دل‌ها و اندیشه‌ها! دل مرا بر دینت استوار گردان!» و امام فرمود: البته خداوند دگرگون کنندۀ دل‌ها و اندیشه‌هاست. اما تو همان بگو که من می‌گویم: ای دگرگونساز دل‌ها! دل مرا بر دینت استوار گردان. منتخب میزان الحکمه، ج1، ص129

2- رسول الله صلی الله علیه واله: إدفعوا أبواب البلاء بالدعاء؛ منتخب میزان الحکمه، ج1، ص440.

پنج شنبه, 15 تیر 1396 23:23

مدیر قابل کردن فرزندانمان !

چگونه از فرزندانمان مدیران قابلی بسازیم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: Travis Bradberry
مترجم: الهام شیخان

همه ما دوست داریم فرزندانمان در آینده مدیران موفقی باشند. پدر و مادر مسوولیت بزرگی دارند تا مسیر کودک برای رسیدن به موفقیت را تعیین کرده و با برنامه‌ریزی مناسب مهارت‌هایی به کودک بیاموزند و او را در دنیای رقابتی مجهز کنند و کودک خود را به یک مدیر موفق تبدیل کنند. اگرچه یک مدیر تمام روز خود را در محل کارش می‌گذراند، اما باید قوی، پرانرژی و قابل اعتماد باشد و با عملکردش الهام‌بخش دیگران شود. آموزش مدیریت و مدیر بار آوردن کودکان با انجام چند کار ساده امکان‌پذیر است.

 

الگوی کاملی از هوش هیجانی (EQ) باشید

هوش هیجانی کنترل‌گری نامرئی در درون همه ما است که برای دستیابی به نتایج مثبت، بر نحوه مدیریت رفتار ما در موقعیت‌های پیچیده اجتماعی و تصمیم‌گیری‌های شخصی اثر می‌گذارد. کودکان هوش هیجانی را از پدر و مادر خود یاد می‌گیرند. آنها هر روز شما را می‌بینند و مانند اسفنج رفتار شما را جذب می‌کنند. هوش هیجانی به درک و بروز احساسات مربوط می‌شود. کودکان به احساسات و رفتار شما در پاسخ به احساسات و رفتار خودشان توجه می‌کنند. EQ یکی از بزرگ‌ترین محرک‌های موفقیت در مشاغل مدیریتی است. TalentSmart بیش از یک میلیون نفر را آزمایش کرده و متوجه شد که EQ مسوول 58 درصد عملکرد یک مدیر است. به همین ترتیب، 90 درصد مدیران موفق دارای بالاترین EQ هستند. تنها 36 درصد از افرادی که تست شده‌اند قادر به تشخیص درست احساسات‌شان هستند. اکثر مردم برای بالا بردن EQ خود کاری انجام نمی‌دهند. کودکانی که سطح بالایی از EQ را پرورش می‌دهند و آن مهارت‌ها را با خود به بزرگسالی می‌برند، عملکرد بهتری در زندگی و شغل‌های مدیریتی دارند.

 

نگران موفقیت فردی نباشید

پدر و مادر در مورد موفقیت فرزند خود نگران هستند، زیرا بر این باورند که موفقیت در آنها انگیزه قوی ایجاد می‌کند. اما از طرفی هم تمرکز زیاد برای موفقیت مشکلاتی به‌وجود می‌آورد. مخصوصا در شغل مدیریت، تمرکز بر موفقیت‌های فردی می‌تواند ایده‌های اشتباهی در مورد چگونگی انجام کار ایجاد کند. بهترین مدیران کسانی هستند که افراد کارآزموده را دور خود جمع می‌کنند، زیرا می‌دانند به تنهایی نمی‌توانند کاری انجام دهند. کودکانی که روی جوایز و نتایج متمرکز می‌شوند، می‌بینند که بازیکن بسکتبال جایزه MVP را می‌برد و یا مدیرعامل یک شرکت معروف خبرساز می‌شود. آنها فکر می‌کنند همه اینها به‌صورت فردی انجام شده است. اما زمانی که به حقیقت ماجرا پی می‌برند شوکه می‌شوند.

 

بیش از حد تشویق نکنید

کودکان برای داشتن حس اعتماد به نفس باید تشویق شوند. متاسفانه، تشویق زیاد اعتماد به نفس آنها را بیشتر نمی‌کند. کودکان برای تبدیل شدن به مدیران موفق و ایجاد اعتماد به نفس لازم، باید خود را باور کنند. اما اگر از او بخواهید به تنهایی کارها را انجام دهد یا تنهایی به دروازه حریف هجوم ببرد و جایزه را تنها برای خود بخواهد، در او سردرگمی ‌و اعتماد به نفس کاذب ایجاد می‌کنید. به کودکان بیاموزید که تلاش کردن ارزشمند است اما نباید تک‌رو باشند.

 

اجازه دهید ریسک کنند و شکست بخورند

موفقیت همیشه با ریسک کردن همراه است. اگر پدر و مادر در حمایت از کودکان افراط کنند، آنها نمی‌توانند ریسک کرده و نتایج را ببینند. وقتی کسی شکست نخورده باشد و طعم آن را نچشیده باشد نمی‌تواند مفهوم ریسک کردن را درک کند و ریسک‌های مناسبی با نتایج سودمند داشته باشند. مسیر رسیدن به موفقیت با شکست هموار می‌شود. اگر سعی کنید کودک خود را از شکست خوردن محافظت کنید، ناخواسته باعث می‌شوید آنها در آینده نتوانند شکست را تحمل کنند. کودکان در هنگام شکست به حمایت شما نیاز دارند و باید بدانند که به آنها توجه دارید و از آسیب‌ها نیز اطلاع دارید. حمایت شما باعث می‌شود آنها شکست را با آغوش باز بپذیرند و بدانند که می‌توانند همه چیز را از این طریق روبه‌راه کنند. دقیقا همین جاست که یک شخصیت قوی برای شغل مدیریت شکل می‌گیرد.

 

به آنها «نه» بگویید

افراط در برآوردن خواسته‌های کودکان از رشد شخصیت آنها جلوگیری می‌کند. انسان برای رسیدن به موفقیت به‌عنوان یک مدیر، باید قادر باشد لذت پاداش را به تاخیر انداخته و برای چیزهایی که واقعا مهم هستند، سخت کار کند. کودکان باید صبر را بیاموزند. نه گفتن به فرزندان ممکن است آنها را ناامید کند اما بیش از آنچه فکر می‌کنید برای آنها منفعت دارد.

 

حرف و عملتان را یکی کنید

مدیر باید آینده‌نگر باشد. حرف‌های او شفاف باشد و با عمل به آنها احترام دیگران را جلب کند. شما می‌توانید بهترین الگو برای کودک خود باشید. اگر صادق باشید و به حرف‌هایی که می‌زنید عمل کنید کودک به‌طور طبیعی آن را از شما می‌آموزد.

 

تجربه‌های خود را انتقال دهید

شما قهرمان و الگوی کودکان خود هستید. خشمگین و خجالت زده بودن از اشتباهات گذشته باعث می‌شود آنها را از کودک مخفی کنید، زیرا می‌ترسید که او همان اشتباهات را مرتکب شود. اما وقتی نشان می‌دهید که اشتباهی نکرده‌اید، فرزند شما از اشتباهش شدیدا احساس گناه دارد و فکر می‌کند کار وحشتناکی کرده است. کودکان باید بدانند که هیچ‌کس از خطا و اشتباه مصون نیست. مدیر موفق باید توانایی تحلیل اشتباهات خود را داشته باشد و از آنها درس گرفته و در آینده عملکرد بهتری داشته باشد. کودکان نمی‌توانند این کار را در برخورد با اشتباهاتشان انجام دهند. آنها به یک فرد با تجربه نیاز دارند تا یاد بگیرند چگونه اشتباهاتشان را تحلیل کرده و از آن عبرت بگیرند. بهترین راه این است که به آنها بگویید در گذشته مرتکب چه اشتباهاتی شده‌اید و چگونه آنها را مدیریت کردید. در پایان باید گفت زمانی می‌توانیم از فرزندانمان مدیران قابلی بسازیم که خودمان نیز این کار را انجام داده باشیم.

 

منبع: Forbes

ویژهنامه دنیای اقتصاد - شماره 4086 1396/04/15 
عصبانیت ایرانیان دردنشانی برای درمان

 

احسان عزیزی

در مواجهه با گزارش اخیر نظرسنجی گالوپ مبنی بر خشمگین بودن ایرانیان، اولین برداشتی که از نتایج این گزارش دریافت می‌شود وخامت حال عمومی جامعه است. بله، بهتر بود ایران در صدر عصبانی‌ترین کشور دنیا قرار نگیرد اما بزرگ‌ترین کارکرد چنین گزارش‌هایی چیست؟! معمولا وقتی افراد بیمار می‌شوند و به پزشک مراجعه می‌کنند، ممکن است آزمایش‌هایی جهت تشخیص بیماری و کشف علائم بیشتر آن تجویز شود. ناعلاج‌ترین امراض جسمانی که درمانشان بسیار دشوار است و یا درمان ناپذیرند، در مراحل اولیه‌ پیدایش خود هیچ نشانه‌ای از درد ندارند و در عوض در اوج رشد و مراحل گسترش خود بدترین دردها را تا رسیدن به مرگ تمامیت بدن بروز خواهند داد.

 

مهم‌ترین کارکرد نتایج چنین گزارش‌هایی نیز تشخیص بیماری‌های صعب‌العلاج اجتماعی است. زیگمونت باومن چنین وضعیتی را با بی‌حسی اخلاقی مقایسه می‌کند و معتقد است که «درد نوعی هشدار، نوعی اخطار، نوعی وسیله‌ پیش‌گیری است. اگر به موقع متوجه نشویم که اتحاد بشری و دوام جامعه‌ انسانی عیب و ایرادی پیدا کرده و در پی رفع آن برنیاییم، اوضاع بدتر خواهد شد. به عبارت دیگر، خطر را نادیده می‌گیریم یا کم‌اهمیت می‌شماریم که تعاملات بشری سطحی، سرسری، سست و ناپایدار می‌شود و در نتیجه دیگر نمی‌توان این تعاملات را عامل بالقوه برای صیانت نفس همگانی دانست.»[1]. حال باید دید خشمگین بودن جامعه‌ ایران، نشانه‌های کدام بیماری‌های صعب‌العلاج است که ما را در صدر مردمان عصبانی دنیا قرار داده است. قطعا مساله چند جانبه است و اختلال‌هایی در سطوح مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی وجود دارد که کارکردهای نهادهای اجتماعی را مختل کرده است.

به نظر می‌رسد جامعه‌ ایران تب کرده است، نتایج آزمایش‌ها علائم بدی در رشد اختلال‌ها را نشان می‌دهد. نتایج این گزارش صدای درد جامعه‌ای است که گویا مراحل اولیه‌ و خفته‌ بیماری را سپری کرده است و بیماری در آستانه‌ بحرانی شدن قرار دارد. شاره به آمارها و ارقامی مانند نرخ تورم، نرخ بیکاری، وضعیت طلاق و افزایش سن ازدواج و دیگر مسائل اجتماعی امری کلیشه‌ای است. قطعا تمامی این عوامل زمینه‌ساز اختلال‌هایی در عملکردهای ساختارهای اجتماعی و بروز خشم در هر جامعه‌ است؛ ناکامی‌ها، سرکوب‌ها و محرومیت‌های مختلف که پیوند اجتماعی میان افراد را دچار گسست می‌کند، نابرابری‌های اجتماعی و انباشت محرومیت‌ها که منجر به کینه‌ طبقاتی و از هم گسستگی اجتماعی می‌شود. اما آن سوی این وضعیت که محصول مجموعه‌ای از متغیرهای کلان اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است، بحران‌هایی است که در روابط بین فردی در سطوح خرد وجود دارد.

واقعیت اجتماعی به مثابه‌ امری دیالکتیکی محصول کنش‌های خرد و ساختارهای کلان اجتماعی است. اگر ساختارهای کلان سیاسی و اجتماعی و اقتصادی امروز در کارکرد خود دچار اخلال شده‌اند، در یک رابطه‌ دو سویه کنش‌ها و رفتارهای انضمامی و خرد نیز دچار اخلال و بی‌نظمی‌اند. اما چه اصلی همواره مبنای عمل اجتماعی است؟ به عقیده‌ نگارنده اخلاق. نچه امروز جامعه ایران را بیش از پیش تهدید می‌کند بحران اخلاقی است. امروز کنش‌های ابزاری (معطوف به اهداف شخصی و فردی) جای کنش‌های ارتباطی (معطوف به اهداف جمعی و خیر جمعی) را گرفته‌اند. کنش ارتباطی معطوف به رسیدن به تفاهم است و هدف آن حصول یک درک مشترک از طریق صحبت و استدلال، وفاق و همکاری متقابل افراد است. زبان و ارتباط نقشی محوری برای رسیدن به این تفاهم کلیدی دارد و به‌نظر می‌رسد یکی از اختلال‌های سطح خرد کنش‌های اجتماعی امروز عدم کارکرد زبان و اختلال در ایجاد ارتباط بین افراد است.

یک «خودگرایی فزاینده» بدل به محور تعاملات اجتماعی ما شده است. روابط بین اعضای خانواده، همکاران در محل کار، استاد و شاگرد در دانشگاه و اغلب تعاملات ما بر مبنای یک سود و منفعت شخصی شکل می‌گیرند. لحاظ نکردن «دیگری» در تعاملات بین فردی منجر به یک شکاف و گسست در درک و توافق اجتماعی می‌شود و این گسست به دنبال خود منجر به عدم همدلی و احساس تنهایی می‌‌شود. وضعیتی که افراد در آن خود را تنها و «دیگران» را دربرابر منافع خود می‌بینند. افراد اتمیزه شده و پراکنده تنها به اهداف می‌اندیشند و هدف (منافع فردی) وسیله (بی‌اخلاقی) را توجیه می‌کند. لحاظ نکردن «دیگری» و اضمحلال کنش ارتباطی منجر به خشم و برون‌ریزی تضادها می‌شود. خشم و عصبانیت‌هایی که در سطوح فردی در یک رابطه‌ دو سویه ساختاریابی پیدا می‌کنند و دردنشانی از امراض اجتماعی می‌شوند. این خشم و عصبانیت دردنشان امراض متعددی هستند که ریشه در نابسامانی اخلاقی دارند، امید است که اقدامات لازم برای درمان و علاج این بیماری صورت گیرد.

 

1.زیگمونت باومن (1396). مصرف گرایی و بی‌حسی اخلاقی، ترجمه عرفان ثابتی.

پنج شنبه, 15 تیر 1396 22:37

ملت خشمگین؟

خوشه‌های خشم

 
ویژهنامه دنیای اقتصاد - شماره 4086 1396/04/15   

 

ترجمه و تلخیص: امیر شاملویی

در روزهای اخیر اخباری منتشر شد که ایران را به‌عنوان عصبانی‌ترین کشور جهان نشان می‌داد. منبع این گزارش البته موسسه گالوپ است که یکی از مراکز مهم و معتبر نظرسنجی در جهان به شمار می‌رود. البته در این گزارش ایران از نظر برخی شاخص‌های دیگر نیز مانند شاخص تجربه احساسات منفی نیز رتبه‌های نامناسبی را داشت که چندان مطرح نشدند و تنها رتبه عصبانی بودن ایران منتشر شد. واقعیت این است که موسسه گالوپ هر ساله دست به انتشار گزارشی برای سنجش میزان احساسات می‌زند. این موسسه در تازه‌ترین گزارش خود نیز به بررسی وضعیت «تجربه‌های منفی و مثبت» در جهان پرداخته است که شاخص‌های سنتی اقتصاد مانند تولید ناخالص داخلی قادر به سنجش و ارزیابی آن نیستند. هر شاخص نشانه‌ای از آن چیزی است که مردم هر روزه تجربه می‌کنند و به رهبران کشورها بینش‌هایی را برای حفظ سلامت جوامعشان ارائه‌‌ می‌کند که به تنهایی نمی‌توانند معیارهای اقتصادی آنها را به دست آورند. حال این سوال پیش می‌آید که چارچوب و روش‌شناسی این موسسه چیست که رتبه ایران این چنین عنوان شده است و به‌طور کلی وضعیت جهان در این گزارش چگونه است؟

 

مبنای گزارش گالوپ چیست؟

گزارش سال 2017 احساسات جهانی، نتایج آخرین ارزیابی‌ها از تجارب مثبت و منفی روزانه را بر اساس 149 هزار مصاحبه از 142 کشور جهان در سال 2016 بیان می‌کند. در این راستا پرسش‌هایی مبنی بر شاخص تجربه مثبت پرسیده شده است که عبارتند از:

- آیا دیروز احساس خوبی داشته‌اید؟

- آیا تمام دیروز با شما به احترام رفتار شده است؟

- آیا دیروز چیز جذابی یاد گرفته‌اید؟

- ایا دیروز لبخند یا قهقهه زیادی داشته‌اید؟

- آیا دیروز احساسات مثبت زیادی را مانند لذت بردن در زندگی خود تجربه کرده‌اید؟

شاخص احساسات مثبت میانگین تمام پاسخ‌های مثبت به این موارد است که در 100 ضرب شده است. امتیاز برای شاخص سطح هر کشور در محدوده بین صفر تا 100 قرار دارد. امتیازات بالاتر به این معنی است که احساسات مثبت در یک کشور فراگیرتر هستند. این امتیازات به‌طور عمده با دریافت و درک افراد در مورد استانداردهای زندگی، آزادی‌های شخصی و حضور شبکه‌های اجتماعی ارتباط دارند.  پرسش‌هایی نیز برای سنجش شاخص تجربه منفی در کشورهای مختلف مورد بررسی قرار گرفته‌اند که عبارتند از:

- آیا دیروز احساسات منفی زیادی را مشابه دردهای فیزیکی تجربه کرده‌اید؟

- آیا دیروز احساسات منفی زیادی را شبیه به نگرانی تجربه کرده‌اید؟

- آیا دیروز احساسات منفی زیادی را شبیه به غمگین بودن تجربه کرده‌اید؟

- آیا دیروز احساسات منفی زیادی را شبیه به داشتن استرس تجربه کرده‌اید؟

- آیا دیروز احساسات منفی زیادی را شبیه به خشمگین بودن تجربه کرده‌اید؟

شاخص احساسات منفی نیز همانند شاخص احساسات مثبت اندازه‌گیری شده و به هر کشوری عددی بین صفر تا 100 نسبت داده می‌شود. تجارب مردم در مورد مشکلات مربوط به سلامت و توانایی آنها برای تهیه مواد غذایی و خوراک از امتیازات زیادی در این خصوص برخوردارند. بیش از 70 درصد از افراد در سراسر جهان که گالوپ از آنان خواسته بود به این پرسش‌ها پاسخ دهند، گفتند که تجربه لذت، لبخند یا قهقهه زیاد، احساس آسایش و رفتار با احترام را تجربه کرده‌اند. با این حال افراد بسیار کمتری گفته‌اند که آنها روز قبل از مصاحبه چیزی یاد گرفته‌اند یا کاری در این خصوص انجام داده‌اند که به حدود 50 درصد می‌رسیدند. مطابق یافته‌های گالوپ، دامنه امتیازات جهانی درخصوص شاخص تجربه مثبت بین 51 تا 84 محدود می‌شد که بالاترین امتیاز مربوط به پاراگوئه و پایین‌ترین امتیاز متعلق به یمن بود. پاراگوئه در سال 2015 نیز در صدر این شاخص در جهان قرار داشت و سوریه در سال 2015 پایین‌ترین رتبه را کسب کرده بود. شاخص تجربه مثبت برای جهان نیز 70 اعلام شده که نسبت به سال‌های 2013 تا 2015 که عدد ثابت 71 بود، یک واحد کاهش یافته است.

 

آمریکای لاتین پیشتاز در تجربه مثبت احساسات

همانند بیشتر سال‌های این دهه، کشورهای آمریکای لاتین در فهرست تجربه مثبت سال 2016 نیز تسلط خود را حفظ کرده‌اند. تنها کشورهایی که خارج از این منطقه قرار دارند و در 11 رده بالای این فهرست قرار گرفته‌اند، عبارتند از: فیلیپین، ازبکستان و نروژ. بسیاری از افراد گزارش‌کننده احساسات مثبت در آمریکای لاتین حداقل تا اندازه‌ای منعکس‌کننده این مطلب هستند که تمایلات فرهنگی در این منطقه به سمت و سوی نگرش‌های مثبت گرایش دارد و به نظر می‌رسد گرایش‌های فرهنگی در به دست آمدن چنین نتایجی نقش موثری داشته است. در رتبه‌بندی این گزارش، پاراگوئه با 84 امتیاز در صدر قرار گرفته است، کاستاریکا با 83 امتیاز دوم است و پاناما نیز 82 امتیاز دارد. در رده‌های بعدی نیز به ترتیب کشورهای فیلیپین، ازبکستان، اکوادور، گواتمالا، مکزیک، نروژ، شیلی و کلمبیا قرار گرفته‌اند.

به نظر می‌رسد وجود شبکه‌های اجتماعی و آزادی‌های فردی به شدت در حوزه احساسات مثبت و درک آنها از سوی افراد نقش داشته باشند. این مساله نشان می‌دهد که چرا افراد متعلق به اقتصادهای بالاتر و اندکی پایین‌تر از متوسط در آمریکای لاتین به احتمال بیشتری نسبت به کشورهای دارای اقتصاد پیشرفته احساسات مثبت را گزارش کرده‌اند. این رابطه همچنین گویای آن است که چرا برخی از کشورهای پایین این فهرست در طول زمان چندان تغییر نمی‌کنند. این کشورها شامل عراق، اوکراین، یمن و ترکیه هستند که عموما تجربه درگیری و جنگ داخلی را در این سال‌ها داشته‌اند. کمترین احساسات مثبت در این گزارش به ترتیب متعلق‌ است به یمن با 51 امتیاز، ترکیه با 52 امتیاز و عراق با 54 امتیاز. پس از آنها نیز وضعیت کشورهای بلاروس، گرجستان، بنگلادش، آذربایجان، لیتوانی، هائیتی و اوکراین اگرچه اندکی بهتر است اما در میان کشورهایی قرار دارند که کمتر از سایر کشورها احساسات مثبت را تجربه می‌کنند.

به نظر می‌رسد کشورهای خاورمیانه، شمال آفریقا و کشورهای پس از تجزیه اتحاد جماهیر شوروی در میان پایین‌ترین درک احساسات مثبت در جهان قرار گرفته‌اند. جالب اینجا است که تمام کشورهای پساشوروی نیز جز دو کشور ازبکستان و قرقیزستان، امتیازی کمتر از میانگین جهانی به دست آورده‌اند. از سوی دیگر، 6 کشور منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا که شامل بیشتر کشورهای غنی از نفت شورای همکاری خلیج فارس هستند بیش از میانگین جهانی احساسات مثبت، امتیاز کسب کرده‌اند. در بخش دیگری از گزارش کامل احساسات در سال 2017، اشاره شده است که تنها نیمی از بزرگسالان ادعا کرده بودند که چیز جدیدی در روز قبل از مصاحبه یاد گرفته یا کار جالبی انجام داده بودند. کمترین میزان برای این متغیر 18 درصد در بنگلادش و بیشترین میزان 78 درصد در فیلیپین گزارش شده است.

 

تجربه احساسات منفی

شاخص تجربه احساسات منفی در سال 2016 نیز از سوی گالوپ گزارش شده است. در این گزارش، کمترین میزان 12 درصد و بیشترین مقدار 56 درصد عنوان شده است. بیش از یک سوم افرادی که نسبت به پرسش‌های این بخش پاسخ داده بودند، (یعنی 36 درصد) احساس نگرانی زیاد یا استرس زیادی (35 درصد) می‌کردند. 30 درصد از این افراد نیز تجربه درد فیزیکی شدیدی داشتند. حداقل 20 درصد نیز تجربه غم (22 درصد) یا عصبانی شدن (20 درصد) داشتند. درد فیزیکی تنها موردی است که نسبت به سال گذشته تغییر کرده و 2 درصد نسبت به گزارش سال گذشته افزایش داشته است. گالوپ پاسخ‌های پنج پرسشی را که پیشتر توضیح دادیم گرد آورده و شاخص تجربه احساسات منفی را می‌سازد.

نمره این شاخص برای سال 2016 برابر با 28 است که نسبت به سال گذشته تفاوتی نکرده است و دو سال اخیر از سال 2006 به این سو بیشترین مقدار تجربه احساسات منفی در جهان بوده‌اند. عراق برای بار پنجم و در واقع چهارمین سال متوالی در صدر کشورهایی قرار گرفته است که تجربه احساسات منفی داشته‌اند. این کشور در سال‌های 2011، 2013، 2014، 2015 و 2016 به این عنوان دست یافته بود و از سال 2008 نیز در میان 5 کشور دارای بیشترین تجربه این قبیل احساسات بوده است. در رده دوم پس از عراق، سودان جنوبی قرار گرفته که نمره آن تنها در طول یک سال از 46 به 55 افزایش یافته است. عامل آن نیز تشدید ناآرامی‌های داخلی این کشور و رویارویی مردم آن با قحطی و نسل‌کشی عنوان شده است. جالب اینجا است که ایران نیز در این شاخص در رده سوم جای گرفته است! پس از این سه کشور، لیبریا، جمهوری آفریقای مرکزی، توگو، چاد، سیرالئون، اوگاندا و گابن قرار داشته‌اند.

حضور مداوم عراق در بالای این فهرست شگفت‌آور نیست زیرا به دلیل مشکلات زیادی که در این سال‌ها عراق با آن روبه‌رو‌ شده است، این واکنش تا حدودی طبیعی محسوب می‌شود. از سوی دیگر، نگاهی به این گزارش نشان می‌دهد کشورهایی که کمترین احساسات منفی را تجربه کرده‌اند عبارتند از قرقیزستان با امتیاز 12، ازبکستان با امتیاز 14 و تایوان با امتیاز 15. همچنین کشورهای دیگری که شاخص تجربه احساسات منفی آنان نسبت به سایر کشورهای جهان کمتر بوده است، عبارتند از: سنگاپور، روسیه، قزاقستان، مغولستان، بلغارستان، سومالی و استونی. نکته جالب در این بین نیز قرار گرفتن کشوری همچون سومالی در این میان است. علاوه بر این کشورهای آسیایی خاصی مانند مغولستان نیز در این میان دیده می‌شود.

همان‌طور که مشخص است، کشورهایی که کمترین میزان را در شاخص تجربه احساسات منفی تجربه کرده‌اند، لزوما بالاترین امتیازات را در شاخص مثبت نداشته‌اند. تقریبا تمام کشورهایی که در فهرست امسال در این بخش جای گرفته‌اند در سال گذشته نیز در همین جا قرار داشتند. جالب است که در این مورد هم نتایج گویای این هستند که دیدگاه‌های فرهنگی در مورد اینکه چگونه افراد به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهند، تاثیرگذارند.  گزارش کامل موسسه گالوپ نشان می‌دهد که درصد بالایی از عراقی‌ها روز پیش از مصاحبه با این موسسه تجربه احساسات منفی زیادی داشته‌اند. اکثر عراقی‌ها یعنی 63 درصد آنها نگرانی را تجربه کرده بودند، 60 درصد درد فیزیکی را تحمل کرده بودند، 59 درصد با استرس و 57 درصد از آنها نیز با غم روبه‌رو‌ شده بودند. تقریبا نیمی از عراقی‌ها نیز (49 درصد) عصبانی شدن را تجربه کرده بودند. به گزارش گالوپ، ایرانی‌ها با 50 درصد و اتباع جنوب سودان با 47 درصد در کنار عراقی‌ها عصبانی‌ترین مردم جهان را تشکیل داده‌اند. همچنین عراقی‌ها در کنار اتباع جمهوری آفریقای مرکزی با 59 درصد، جنوب سودان با 59 درصد و توگو با همین درصد، در رنج‌های فیزیکی در جهان رتبه برتر را داشتند و با لیبریا (55 درصد) نیز در رابطه با گزارش احساس غم در رتبه‌های بالایی جهان قرار داشتند.

با این وجود، در حالی که اکثر عراقی‌ها گزارش‌هایی در مورد تجربه غم و نگرانی کرده بودند، نگران‌ترین کشور یا پراسترس‌ترین سرزمین در گزارش امسال نیستند. در یونان، بیش از دو سوم ساکنان یعنی 67 درصد اظهار کرده‌‌اند که روز پیش از مصاحبه روز پر‌استرسی را پشت سر گذاشته‌اند که بالاترین میزان در جهان است و عمدتا آن را در نتیجه نرخ بیکاری زیاد در این کشور می‌دانند که بیش از 20 درصد برآورد می‌شود. بالاترین میزان نگرانی در جهان نیز در اختیار جمهوری آفریقای مرکزی با 72 درصد و توگو با 71 درصد قرار دارد. جمهوری آفریقای مرکزی در سال‌های اخیر درگیر جنگ داخلی شده است.  در مجموع و با توجه به آنچه گفته شد، در پایان گزارش موسسه گالوپ، مجموع احساسات جهان در سال 2016 جمع‌بندی شده است. در این بخش مشاهده می‌شود که آمریکای لاتین جایگاه اساسی کشورهای احساسی است. میانگین پاسخ‌های مثبت برای 10 پرسشی که در ابتدا مطرح شد و دو شاخص فوق را تشکیل دادند، تصویری از احساسی‌ترین و کمترین کشور احساسی در جهان را ارائه می‌کند. با توجه به این چارچوب به ترتیب کشورهای اکوادور با امتیاز 60، السالوادور با امتیاز 59 و لیبریا با همین امتیاز در سه جایگاه نخست احساسی‌ترین کشورهای جهان قرار داشته‌اند و در رده‌های بعدی نیز به ترتیب کشورهای فیلیپین، گوآتمالا، نیکاراگوئه، پرو، کاستاریکا، بولیوی و نیز ایران قرار داشته‌اند. ایران با کسب 57 امتیاز در رده دهمین کشور احساسی جهان قرار گرفته است!