ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

دوشنبه, 12 تیر 1396 12:07

وای-فای در فضا !

   DEN-1228298


اخترفیزیکدان‌ها با توسعه یک فناوری جدید قصد دارند تا امکان استفاده از وای-فای را برای مسافرانی که به فضای میان ستاره ای سفر می‌کنند فراهم کنند.

به گزارش ایسنا و به نقل از mnn.com، مایکل هیپکه، اخترفیزیکدان،‌ طرحی را برای ارائه "اتصال اینترنتی بین ستاره‌ای" با نزدیکترین همسایه ستاره‌ای ما یعنی "آلفا قنطورس" راه‌اندازی کرده است و این فناوری در حال حاضر برای ما در دسترس است.

البته در حال حاضر هنوز کسی از این امکان بهره نبرده است اما این فناوری می‌تواند روزی برای ارتباطات میان‌ستاره‌ای مفید واقع شده و مورد استفاده قرار گیرد.

فناوری نوین هیپکه می‌تواند ما را به این فضای میان ستاره‌ای نزدیک‌تر کند.

این روش از یک پدیده شناخته شده به نام "همگرایی گرانشی" ( gravitational lensing ) استفاده می کند، بدین ترتیب فضای اطراف یک شیء عظیم (مانند خورشید) مانند یک ذره‌بین برای تقویت سیگنال عمل می‌کند. هیپکه برآورد کرده است که یک تلسکوپ حدودا یک متری که در حدود 90 میلیارد کیلومتری از خورشید قرار دارد، می‌تواند سیگنال را با حداکثر کارایی رله کند.

هیپکه اظهار کرد: "این کار بسیار ساده‌تر از ساخت تلسکوپ فضایی هابل است زیرا در مقایسه، ایجاد یک ابزار در اینجا بر روی زمین برای ارائه چنین سیگنال پرقدرتی، نیاز به یک منطقه با طول 53 کیلومتر دارد که بزرگتر از مساحت شهر نیویورک است.

این دانشمند بر این باور است که با استفاده از این روش می‌توان امکاناتی را که بر روی زمین در دسترس مردم قرار دارد را در فضای میان ستاره‌ای نیز فراهم کرد و از نزدیکترین ستاره برای زمین ویدئو فرستاد.

دوشنبه, 12 تیر 1396 12:03

ازدواج مجازی !

  
DEN-1228289

یک جوان ژاپنی با یک شخصیت مجازی که وجود خارجی ندارد ازدواج کرده و سوژه کاربران شبکه‌های اجتماعی شده است.

به گزارش ایسنا، ویدئوی مراسم ازدواج این مرد جوان ژاپنی با یک دختر از دنیای مجازی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است.

نکته جالب اینجاست که تا پیش از این ازدواج با حیوانات، پیتزا، افراد مرده و حتی اتومبیل نیز به ثبت رسیده بود ولی ازدواج با آنچه وجود ندارد حرکت جدیدی است که این جوان ژاپنی با انجام آن بسیاری از کاربران را حیرت زده کرده است. 

در توضیحات این ویدئو گفته می‌شود که این مراسم ازدواج در توکیو بوده و داماد در حال قسم خوردن برای آغاز یک زندگی مشترک با نامزد خود در دنیای مجازی است.

به گزارش اسپوتنیک، این مراسم از طریق عینک واقعیت مجازی که داماد به چشمان خود زده بود صورت گرفت. گزارش‌ها حاکیست اخیرا شمار بیشتری از مردان جوان در این کشور به ازدواج با شخصیت‌های مجازی تمایل پیدا کرده‌اند.

 

چرا فرآیند یادگیری باید مدام العمر باشد؟

 

 
ترویج فرهنگ یادگیری برای نیل به اهداف فردی و سازمانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: Ari Kopoulos

مترجم: مریم مرادخانی

 

اگر به شما بگویند که یادگیری مادام‌العمر، کیفیت زندگی خانوادگی شما را ارتقا می‌دهد و باعث افزایش درآمد، رضایت شغلی و پیشرفت کاری‌تان می‌شود، چه می‌کنید؟ احتمالا در مورد استراتژی‌های آموزشی خود تجدید نظر می‌کنید. جالب است بدانید که مزیت‌های یادگیری مداوم فراتر از اینها است. در حوزه کسب‌وکار، اگر به‌طور مستمر در حال یادگیری باشید، از پیامدهای کوچک‌سازی سازمانی، تعدیل نیرو، ادغام، ارتقای تکنولوژی و سایر تغییراتی که در ساختار سازمان رخ می‌دهد، در امان خواهید بود. همین‌طور در زندگی شخصی، یادگیری مادام‌العمر به شما کمک می‌کند با تکنولوژی‌های جدید، شبکه‌های اجتماعی و سایر راه‌های ارتباطی دیجیتال آشنا شوید و مهارت‌های ارتباطی خود را تقویت کنید. از این رو، اگر به دنبال پیشرفت حرفه‌ای و ارتقای کیفیت زندگی‌تان هستید، از یادگیری مادام‌العمر غافل نشوید.

 

یادگیری مادام‌العمر چیست؟

یادگیری مادام‌العمر تنها به معنای افزایش قابلیت‌های درآمدزایی نیست. اگرچه ایجاد فرهنگ یادگیری از نظر اقتصادی به نفع شرکت‌ها و کارکنان است، اما بسیاری از کارکنان ترجیح می‌دهند در محیط کار به جنبه‌های فردی یادگیری نیز اهمیت داده شود. برای کارکنان، «رشد شخصی، رضایت شغلی و احساس غرور ناشی از کسب مهارت‌های جدید» از درآمد مهم‌تر است. بنابراین، هنگام تعیین استراتژی‌های یادگیری باید هر دو جنبه فردی و اقتصادی را در نظر بگیریم و نکاتی را لحاظ کنیم که نه‌تنها به رشد اقتصادی که به رشد فردی کارکنان نیز منجر شوند. مفهوم یادگیری مادام‌العمر در این جمله خلاصه می‌شود که «برای یاد گرفتن، هیچ‌وقت زود یا دیر نیست». واحدهای منابع انسانی و شرکت‌های بازاریابی باید روی جذب نیروهایی تمرکز کنند که پتانسیل یادگیری دارند، صرف‌نظر از سن آنها. باید برای کارکنان، در هر سن و سالی که هستند فرصت‌هایی فراهم شود تا بتوانند همزمان هم از نظر حرفه‌ای پیشرفت کنند و هم به اهداف فردی خود دست پیدا کنند.

یادگیری یک فرآیند مستمر است و فرآیندهای مغزی بسیاری را شامل می‌شود. یادگیری مادام‌العمر شامل کسب مهارت‌های جدید، دریافت اطلاعات جدید، تغییر گرایش‌های فردی، تحصیلات تکمیلی، دریافت مدارک آموزشی و استقبال از چالش‌های جدید است. شرکت‌ها هنگام طراحی استراتژی‌های آموزشی، معمولا بر منافع مالی تمرکز می‌کنند؛ چرا که نفع مالی در کارکنان انگیزه بیشتری ایجاد می‌کند. آنها از این حقیقت غافل هستند که در عصر دیجیتال، با ایجاد فرصت‌هایی برای یادگیری مستمر می‌توانند پیشرفت شغلی کارکنان را تضمین کنند، میزان استعفای کارکنان را از طریق افزایش انعطاف‌پذیری شغلی افزایش دهند و به آنها در تقویت مهارت‌های ارتباطی فردی و شغلی کمک کنند.

 

مزایای یادگیری مادام‌العمر

در دنیایی که به سرعت در حال تحول و تکامل است، یادگیری مداوم دیگر تنها یک آرزو نیست، یک ضرورت است. مطالعات اخیر مرکز تحقیقات «پیو» (Pew) نشان می‌دهد ۱۶ درصد مردم آمریکا معتقدند برای به دست آوردن یک شغل پردرآمد و رضایت‌بخش، در دست داشتن مدرک کارشناسی کافی نیست و چهار سال تحصیل در دانشگاه نمی‌تواند افراد را برای ورود به دنیای کار آماده کند. کسی که پس از اتمام چهار سال، همچنان به تحصیلاتش ادامه دهد، به ازای هر سال اضافه، درآمدش در هر ساعت به‌طور متوسط بین ۸ تا ۱۳ درصد افزایش خواهد یافت.

یادگیری مادام‌العمر برای کارکنان نسل امروز آسان‌تر از نسل‌های پیشین است. به لطف تکنولوژی‌های دیجیتال، شبکه‌های اجتماعی، ابزارهای ارتباطی و دوره‌های آموزشی آنلاین، به راحتی و آسان‌تر از هر زمانی می‌توانید بیاموزید و دانش خود را به‌روز کنید. ازجمله مزیت‌های یادگیری مادام‌العمر از این قرارند:

* سلامت مغز و آمادگی آن برای پذیرش اطلاعات جدید

* مبارزه با خستگی روحی

* تقویت اعتماد به نفس

* قابلیت استفاده از تکنولوژی‌هایی که کیفیت زندگی را بالا می‌برند

* کسب مهارت‌های کاربردی زندگی

* سلامت جسمی و روحی

* آشنایی با مشکلات مربوط به سلامتی یا کسب مهارت‌های فنی

* انعطاف‌پذیری در برابر تغییرات

* آشنایی با دوستان جدید و افزایش ارتباطات از طریق فروم‌های اجتماعی

* خودشکوفایی و افزایش رضایتمندی.

 

تفاوت میان دو ساختار ذهنی ایستا و بالنده

صرف‌نظر از شغل یا صنعتی که در آن مشغول به‌کار هستید، حفظ عادت‌های خوب و تقویت مهارت‌های جدید حتی برای کارکنان باهوش و متعهد، دشوار و چالش‌برانگیز است. اما شما یک برگ برنده در دست دارید: ذهنتان. ذهن شما تا حدی قدرتمند است که می‌توانید با استفاده آن به کارهای بزرگ دست بزنید، رفتارهای خود را تغییر دهید یا ظرفیت یادگیری خود را افزایش دهید. اما باورهای شما نیز در رسیدن به این اهداف نقش مهمی ایفا می‌کنند. دانشمندان، افراد را بر اساس رویکردی که نسبت به مقوله رشد و یادگیری دارند، در یکی از این دو گروه طبقه‌بندی می‌کنند: ساختار ذهنی ایستا و ساختار ذهنی بالنده. این طبقه‌بندی نخستین بار از سوی «کارول دوک»، استاد دانشگاه استنفورد در کتابی تحت عنوان «طرز فکر، روانشناسی نوین موفقیت» مطرح شد. او در این رابطه می‌گوید: «کسانی که دارای ساختار ذهنی ایستا هستند معتقدند که توانایی‌ها، هوش و استعدادها، ویژگی‌های ثابت و غیرقابل تغییرند. سهم آنها همین است و هرگز بیشتر از این نصیبشان نمی‌شود. به این ترتیب، هدف آنها در این خلاصه می‌شود که همیشه و همه جا باهوش به نظر برسند و هرگز کندذهن به نظر نیایند».

 

ساختار ذهنی ایستا: یادگیری محدود به سن و سال است

اگر برای یادگیری محدودیت سنی یا زمانی قائل شوید یا سقف دانسته‌های خود را از قبل تعیین کنید، چه اتفاقی می‌افتد؟ مثلا بگویید که «اگر به این هدفم برسم، دیگر نیازی به یادگیری مهارت‌های جدید ندارم» یا «انسان تا 50 سالگی قابلیت یادگیری دارد». قطعا وقتی به این سن رسیدید، فرآیند پیشرفت شما متوقف خواهد شد، سلول‌های مغزتان را به مرور از دست خواهید داد و وارد فرآیند پیری خواهید شد. در این حالت تنها می‌توانید امیدوار باشید که دانسته‌های خود را از دست ندهید و به‌دلیل کهولت سن، اخراج یا ناچار به بازنشستگی نشوید. خوشبختانه، برای یادگیری هیچ محدودیتی وجود ندارد مگر آنکه فرد دچار آسیب‌های جدی شده باشد. اما بسیاری از افراد تصور می‌کنند که اگر به یک سن خاص یا به اهداف خود برسند، دیگر نمی‌توانند مهارت‌های جدید کسب کنند. این کارکنان معتقدند سطح هوش، استعدادها و قابلیت‌هایشان محدود و از پیش تعیین شده است و نمی‌توانند پای خود را از این محدوده فراتر بگذارند. افرادی که دارای این طرز فکر هستند معمولا از پذیرش چالش‌های جدید امتناع می‌کنند، پس از هر شکست، خود را می‌بازند و به دنبال این هستند که دیگران، مهارت‌های فعلی آنها را تایید کنند.

 

ساختار ذهنی بالنده: یادگیری سن و سال نمی‌شناسد

اگر یادگیری برای همه انسان‌ها صرف‌نظر از سن و ضریب هوشی آنها ممکن باشد چه اتفاقی می‌افتد؟ به باور پروفسور دوک، فردی که دارای ساختار ذهنی بالنده است معتقد است که استعدادها و توانایی‌های انسان می‌توانند در هر سن و سالی رشد و پرورش یابند. این البته بدین معنا نیست که همه ما می‌توانیم به استیون‌هاوکینگ یا انیشتین تبدیل شویم، اما هر کسی می‌تواند توانایی‌هایش را گسترش دهد، به شرطی که به یادگیری مادام‌العمر معتقد و متعهد باشد.

 

علم یادگیری مادام‌العمر

از نظر علمی، قابلیت رشد، تغییرپذیری و یادگیری مغز را «شکل‌پذیری مغز» (Neuroplasticity) می‌نامند. این یعنی مغز در تمام طول عمر می‌تواند خود را تغییر دهد. یادگیری مادام‌العمر می‌تواند این قابلیت مغز را پرورش دهد. در نتیجه، کارکنان می‌توانند مهارت‌های جدید فرابگیرند، در حوزه‌های مختلف آموزش ببینند و خود را با تغییرات سازگار کنند. پرورش این قابلیت مغز از نظر فردی نیز به نفع کارکنان است و به آنها کمک می‌کند از آلزایمر و سایر اختلالات ذهنی که در اثر افزایش سن ایجاد می‌شوند، جلوگیری کنند. برای داشتن یک زندگی سالم و رضایت شغلی، سلامتی مغز به اندازه سلامت جسم حائز اهمیت است.

هر حیوانی در یک بازه زمانی مشخص با فرصت‌های بیشماری روبه‌رو می‌شود تا مهارت‌های لازم را برای بقا یاد بگیرد. اما این فرصت‌ها تنها مهارت‌های اولیه را در او تقویت می‌کنند. وجه تمایز انسان با حیوانات این است که انسان می‌تواند پس از کسب مهارت‌های اولیه، مهارت‌های ذهنی خود را نیز رشد دهد، مگر اینکه دچار آسیب مغزی یا وضعیت پزشکی خاصی شده باشد. عوامل زیست‌شناختی ممکن است توانایی‌های ذهنی و جسمی فرد را محدود کنند، اما کمتر کسی با این محدودیت‌ها مواجه می‌شود. اغلب مردم می‌توانند در تمام طول عمر، توانایی‌های خود را پرورش دهند و اگر به یادگیری ادامه دهند، مغز آنها نیز به‌طور مستمر در حال تغییر و تکامل خواهد بود. عصب‌شناسان هر روز به یافته‌های جالبی برای افزایش شکل‌پذیری مغز و توانایی‌های یادگیری دست می‌یابند. طبیعت و تربیت، هر دو در قابلیت‌های یادگیری مغز تاثیر دارند. پرورش مغز در سن بلوغ متوقف نمی‌شود. پیش‌زمینه‌های ژنتیکی ممکن است تا حدی محدودیت ایجاد کنند اما هر کسی می‌تواند اطلاعات جدید فرابگیرد یا در زمینه‌ای غیر از حوزه تخصصش آموزش ببیند. الگوی رشد مغز در جنسیت‌ها و نژادهای مختلف یکسان است، اما هر کسی بسته به تجربیاتش ممکن است به کسب اطلاعات در چند زمینه خاص علاقه بیشتری نشان دهد. به عنوان مثال، در مغز راننده‌های تاکسی، ماده خاکستری رنگ در قسمت‌هایی از مغز که حافظه و جهت‌یابی را برعهده دارد، بیشتر مشاهده می‌شود.

 

نکاتی برای ترویج فرهنگ یادگیری در سازمان‌ها

برای ایجاد یک فرهنگ یادگیری مداوم در سازمان‌ها رویکردهای بسیاری وجود دارد. یادگیری مادام‌العمر به معنای ایجاد فرصت‌های بزرگ برای کسب مهارت‌های جدید و افزایش دانش شخصی است. هر کسی می‌تواند نکات یادگیری مادام‌العمر را به‌منظور رشد حرفه‌ای و شخصی به‌کار ببرد. مدیران خبره می‌توانند با استفاده از این نکات، فرهنگ یادگیری را در سازمان نهادینه کنند:

۱- پذیرش تفکر بالنده

گام اول و موثرترین راه برای افزایش قابلیت یادگیری مداوم، پذیرش تفکر بالنده است. پیش از هر چیزی باید بپذیریم که امکان یادگیری در هر سن و سالی وجود دارد.

۲- فرصت‌ها از دل چالش‌ها بیرون می‌آیند

هر فروشنده‌ای که فرآیندهای فروش را مطالعه کرده باشد، با این مفهوم روبه‌رو شده است که «چالش‌ها و شکایات، باعث ایجاد فرصت‌های فروش می‌شوند». این در حوزه‌های دیگر نیز صدق می‌کند. هنگام یادگیری مهارت‌های جدید، چالش‌های بسیاری بر سر راه شما قرار می‌گیرند که مواجهه با این چالش‌ها و غلبه بر آنها می‌تواند ده‌ها فرصت شغلی و شخصی برای شما ایجاد کند. «چارلز آر سویندال»، نویسنده آمریکایی می‌گوید: «همه ما در زندگی با فرصت‌های بیشماری روبه‌رو می‌شویم که ماهرانه در دل سختی‌ها پنهان شده‌اند». شکست، یک تجربه یادگیری است که کمک می‌کند اشتباهات گذشته را تکرار نکنید و خود را برای چالش‌های غیرمنتظره آماده کنید.

۳- هدف‌گذاری

اهداف فقط مربوط به حوزه کسب‌وکار نیستند. باید برای زندگی هدف‌گذاری کنید. یادگیری باید داوطلبانه و خودجوش باشد. وقتی برای یادگیری اشتیاق داشته باشید، فرآیند یادگیری آسان‌تر می‌شود. وقتی به یادگیری مادام‌العمر متعهد هستید، اهداف میان‌مدت شما نیز کاربردی و استراتژیک خواهند بود. اهداف باید واقع‌بینانه باشند وگرنه به مرور دلسرد خواهید شد. فرآیند هدف‌گذاری موثر (S.M.A.R.T) یعنی اهداف مشخص، قابل اندازه‌گیری، دست‌یافتنی، مرتبط و زمان‌بندی شده باشند.

۴- کنجکاوی ذهنی

کودکان به‌طور ذاتی دارای حس کنجکاوی هستند و به همین دلیل به سرعت یاد می‌گیرند. کنجکاوی می‌تواند رشد و پرورش یافته و به کنجکاوی ذهنی تبدیل شود. کنجکاوی ذهنی به معنای تمایل فرد به صرف زمان و انرژی برای کشف و یادگیری است. اگر از نظر ذهنی کنجکاو باشید، یادگیری آسان‌تر خواهد شد، حضور ذهن و حس همدلی در شما افزایش خواهد یافت و مهارت شما در انجام فعالیت‌های گروهی بیشتر خواهد شد. وقتی چیزی را درک نکرده‌اید یا درباره آن مطمئن نیستید، باید سوال کنید وگرنه درگیر فرضیات اشتباه خواهید شد و در آینده به مشکل بر خواهید خورد.

۵- مطالعه مستمر

مطالعه را به محتوای درسی محدود نکنید. مطالعه درباره موضوعات مورد علاقه‌تان (ورزش، اخبار، داستان) به شما کمک می‌کند تا به‌طور مستمر در حال یاد گرفتن باشید.

۶- رویکرد ضد کتابخانه «اومبرتو اکو»

اومبرتو اکو، نویسنده و فیلسوف ایتالیایی کتابخانه‌ای داشت با بیش از 30 هزار کتاب. بازدیدکنندگان همواره این کتابخانه را می‌ستودند و از او می‌پرسیدند که چند کتاب خوانده است. اکو در پاسخ می‌گفت که ارزش این کتابخانه به کتاب‌هایی است که او تا به حال نخوانده است. اگر قصد پیشرفت دارید، باید به منابع آموزشی و پلت‌فرم‌های ارتباطی دسترسی داشته باشید.

۷- برقراری ارتباط و استفاده از تکنولوژی

یکی از موثرترین راه‌ها برای یادگیری این است که مطمئن شوید اطلاعات مستقیما به دست خود شما می‌رسد. با برقراری ارتباط با همکاران و افرادی که در حوزه تخصص شما کار می‌کنند، می‌توانید به این اطلاعات دست پیدا کنید. امروزه به لطف شبکه‌های اجتماعی و تکنولوژی‌های دیجیتال به راحتی می‌توانید موضوعات دلخواه خود را طبقه‌بندی کنید و در برابر حجم وسیع اطلاعات، زمان خود را مدیریت کنید.

۸- عادت به روش میکرو یادگیری (Micro Learning)

میکرو یادگیری یکی از استراتژی‌های آموزش است که در آن، محتوا به‌طور مستمر اما به شکل واحدهای کوچک به دانش‌آموز منتقل می‌شود. شما هم می‌توانید از این روش استفاده کنید و هر روز مطلب جدیدی، هرچند کوچک، یاد بگیرید. یادگیری مادام‌العمر به‌طور طبیعی و در واکنش به محرک‌های زندگی اتفاق می‌افتد. رهبران موفق از ارزش پرورش استعدادها باخبرند و می‌دانند که ترغیب کارکنان به نیل به اهداف شخصی و شغلیشان به نفع سازمان و کسب‌وکار آنها خواهد بود.

منبع: employee connect

 
 
 

نویسنده: Pratik Dholakiya

مترجم: شهلا زمانی

 

در گذشته نه‌چندان دور ترویج یک برند با آنچه امروز انجام می‌دهیم بسیار متفاوت بود. به لطف اینترنت، بیش از 40 درصد از جمعیت جهان از طریق کامپیوتر با هم در ارتباط هستند و با استفاده از نرم‌افزارها اطلاعات مورد نیازشان را به‌دست می‌آورند. درنتیجه تعریف ما از رقابت نیز تغییر کرده است. امروزه کسب‌وکارها باید برای ماندگاری و برتری در این بازار شلوغ راهی طولانی را طی کنند. در اغلب موارد می‌توانم با اطمینان بگویم که صدها و بلکه هزاران نفر دیگر هستند که کسب‌وکارهای مشابهی دارند. پس چه چیزی جایگاه آنها را بالاتر از دیگران قرار می‌دهد؟ حقیقت این است که با آمدن بازاریابی دیجیتالی همه چیز دچار تغییر شد و چیزهای کمی بدون تغییر ماندند. روش‌هایی اساسی وجود دارند که کسب‌وکار را در یک موقعیت بهتر قرار می‌دهند و برند را برجسته می‌کنند. در ادامه سه ابزاری را که در استراتژی بازاریابی به شما کمک می‌کند معرفی می‌کنیم.

 

1) نرم‌افزار SEO Power Suite : گوگل روزانه 5/ 3 میلیارد جست‌وجو را پردازش می‌کند. در مورد تعداد زیاد کاربران آنلاین یک موتور جست‌وجو فکر کنید! تعداد کمی از آنها بیش از یک صفحه از نتایج را بررسی می‌کنند و اغلب به همان چند صفحه اول بسنده می‌کنند. بنابراین نمی‌توانید برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها استراتژی بهینه‌سازی موتور جست‌وجو یا SEO را از بازاریابی خود حذف کنید. برای SEO نیاز به تحقیق و توجه به جزئیات دارید. نرم‌افزار SEO PowerSuite به چهار ابزار اصلی مجهز شده که تمامی موارد جست‌وجو را پوشش می‌دهد.

Rank Tracker: کلمات کلیدی مهم‌ترین چیز برای جست‌وجوگرها است. این ابزار می‌تواند دائما رتبه سایت شما را برای کلمات کلیدی در میان موتورهای جست‌وجوی مختلف بررسی کند. حتی می‌تواند رتبه کلمات کلیدی موجود را نسبت به هر منطقه و هر زمانی که بخواهید بررسی ‌کند. به‌راحتی می‌توانید رتبه‌بندی‌ها را مشاهده و آنهایی را که اشاره دقیق‌تری به سایت شما دارند انتخاب کنید. توصیه می‌شود از منابع مختلف کلماتی را انتخاب کرده و در استراتژی بازاریابی‌تان استفاده کنید.

Website Auditor: این ابزار وظیفه بررسی محتوای درون سایت شما را برعهده دارد. بررسی کامل سایت اولین گام در بهبود نتایج جست‌وجو است. این ابزار می‌تواند صفحات، نوشته‌ها، فروشگاه، کامنت‌ها و سایر قسمت‌های مربوط به سایت شما را بررسی کند و همه مشکلات و خطاهایی را که به رتبه شما صدمه می‌زند تشخیص دهد. سپس نتایجی به شما ارائه می‌دهد تا در بهینه‌سازی صفحات خود به‌کار ببرید و نتایج بهتری حاصل شود.

SEO Spyglass: با استفاده از این ابزار می‌توانید به‌طور دقیق از بک‌لینک‌های سایت خود مطلع شوید. در تلاش برای بازاریابی رقابتی در موتورهای جست‌وجو این ابزار به شما کمک می‌کند اطلاعات بک‌لینک‌های رقبای خود را نیز به‌دست آورید. استراتژی و نقاط قوت و ضعف بک‌لینک برندها را شناسایی کنید.

LinkAssistant: بک‌لینک‌ها باید در سایت‌های معتبر و مرتبط ایجاد شوند. با این نرم‌افزار می‌توانید لیست مفصلی از سایت‌های مرتبط و هدف را گردآوری کنید و با تکنیک‌های مختلف مانند پست و کامنت یک بک‌لینک مناسب برای خود ایجاد کنید. سپس، میزان اعتبار هر سایت برای لینک‌گذاری و کیفیت آن را بررسی کنید. از آنجا که به تمام این اطلاعات نیاز دارید، این نرم‌افزار می‌تواند چنین حجم عظیمی از داده‌ها را در دسترس شما قرار بدهد و ممکن است رقبای شما چنین فرصتی را نداشته باشند.

2) Awario: جالب است بدانید که بخش بزرگی از بازاریابی هیچ اقدام عمومی‌ را شامل نمی‌شود. بهترین استراتژی این است که به آنچه مردم در مورد کسب‌وکار شما می‌گویند گوش دهید. در این بخش به سادگی می‌فهمید چه موضوعاتی در حوزه فعالیت شما ایجاد شدند. وقتی مساله‌ای جزو اخبار داغ روز شود، از طرف مشتریان پیام‌هایی مربوط به آن گذاشته می‌شود. Awario می‌تواند با 4 عملکرد اصلی این اطلاعات را جمع‌آوری کند:

آگاهی برند: رسانه‌های اجتماعی که براساس مفهوم ردیابی برند ایجاد می‌شود، پیگیری بسیار آسان‌تری خواهد داشت. شبکه‌های اجتماعی و بیش از 13 میلیارد صفحه را هر روز برای آنچه که مردم در مورد کسب‌وکار شما می‌گویند لحظه‌به‌لحظه پیگیری می‌کند.

تحقیقات بازار: در جمع‌آوری اطلاعات در مورد مسائل داغ مربوط به کسب‌وکار به شما کمک می‌کند. شاید پروفایل شما نیاز به تجدیدنظر داشته باشد.

فرصت‌های فروش: از گفت‌وگوها و زمینه‌های مربوط به برندتان، مشتریان بالقوه‌ای که به‌دنبال محصول یا خدمات شما هستند را ردیابی می‌کند؛ بنابراین می‌توانید برای آنها پیام تبلیغی ارسال کنید و برای مشکل‌شان راه‌حلی پیشنهاد دهید.

بازاریابی تاثیرگذار: افراد تاثیرگذار در کسب‌وکار را شناسایی می‌کند. همکاری با اشخاص مناسب می‌تواند به‌طرز شگفت‌انگیزی به رشد آگاهی مشتریان از برند شما در جوامع مختلف کمک کند.

3) Contently: علاوه‌بر دانستن اصول اولیه بازاریابی و همچنین SEO، به ابزارهایی نیاز دارید که در ایجاد محتوای مناسب و ایجاد تعامل به شما کمک کند. این برنامه موثر و قابل اعتماد است و در بازاریابی سه قابلیت اصلی را شامل می‌شود:

تولید محتوا: مفاهیم کلیدی را از وب استخراج کرده تا نشان دهد در ایجاد اصولی برند و رسیدن به بهره‌وری تا چه حد محبوبیت و پذیرش ایجاد شده است. هر مرحله از این فرآیند از تیم تا ایده‌ها و روش‌هایی که به تصویب نهایی می‌رسند، ساده و موثر است.

برقراری ارتباط: اگر در یک استارت‌آپ یا کسب‌وکار کوچک کار می‌کنید، احتمالا همیشه درگیر وظایف مختلف خواهید بود. در چنین موردی نرم‌افزار Contently می‌تواند شما را از طریق شبکه گسترده سازندگان محتوا با فریلنسرها مرتبط کند. به محض اینکه مطالب ایجاد شود و مورد تایید قرار گیرد، می‌توانید به‌راحتی آن را در کانال‌های مهم خود منتشر کنید.

داده‌ها: بدون تجزیه و تحلیل‌های مناسب، ایجاد محتوای با کیفیت بسیار سخت است. با استفاده از داشبورد ردیابی، اطلاعات حیاتی در مورد وضعیت مطالب در سراسر وب به‌دست می‌آید. این معیارها برای شناسایی نقاط قوت و بهبود پیام‌های تبلیغاتی بسیار مهم است. بازاریابی محتوا در حال حاضر یکی از داغ‌ترین موضوعات در جهان کسب‌وکار است. بررسی‌ها نشان می‌دهد کسب‌وکارهای قائل به بازاریابی محتوا رتبه‌ بالاتری نسبت به سایر کسب‌وکارها دارند. این آمار باعث می‌شود که برندها بودجه‌هایی را برای این امر اختصاص دهند. شما نیز برای بالا بردن رتبه نیاز به پیمودن مسیر دیگری دارید، با استفاده از ابزار مناسب می‌توانید محصولات و خدمات خود را برجسته کنید.

منبع: Entrepreneur

یکشنبه, 11 تیر 1396 11:42

استمرار مقاومت مقابل گناه

 

راهکاری برای قدرتمند شدن نفس در برابر گناه !

 

چه کنیم حالا که ان شاء الله از ماه با برکت رمضان پاک بیرون آمده ایم و ان شاء الله توبه مان پذیرفته شده است، بتوانیم دیگر سمت گناه نرویم؟

فرآوری: زهرا اجلال
تقویت اراده

 

 

یکی از معضلاتی که همه ی ما آدم ها درگیرش هستیم گناه است. خیلی ازما هم دوست داریم که دیگر گناه نکنیم اما اراده مان هنوز خیلی قوی نیست که چنین اتفاقی برایمان بیفتد؛ به عبارتی نمی دانیم چگونه می توان به چنین شرایطی برسیم که اراده مان قوی شده و سمت گناه نرویم. در ادامه به نکاتی از لسان آیات و روایات و سخنان بزرگان در زمینه تقویت اراده و قدرتمند شدن نفس در برابر گناه می پردازیم ... 

شارژش کن

همان طور که جسم انسان نیاز به غذا دارد، نفس انسان هم نیازمند تغذیه و شارژ شدن است. نکته ای که در این رابطه باید توجه شود این است که این تغذیه و شارژ کردن نفس باید استمرار داشته باشد و مرتبا انسان با آیات و روایات، تفکر و تعقل، هم نشینی با علما و داشتن استاد اخلاق درست نفس خود را در جهت صحیح تغذیه کند.

در مسیر تغذیه نفس این نکته را فراموش نکنیم که فضای زندگی باید محیط مناسب و پاک باشد؛ چرا کهراحت‌ ترین راه گناه نکردن، در محیط و فضای آلوده وارد نشدن در آب گناه مسموم کننده است. واقع شدن در فضای آلوده به گناه، مثل واقع شدن در محیطی آغشته به بیماری واگیر است و آثار مخرب آن اجتناب ناپذیر است.

لذا برای گناه نکردن دوری از گناه از ضروریات بسیار مهم بشمار می‌ آید. مثلاً اگر در اتاقی، چند نفر در حال غیبت کردن هستند. تا زمانی که وارد آن اطاق نشده ایم از غیبت و آثار مخرب آن در امان هستیم. اما به محض ورود به آن مکان چه غیبت بکنیم چه بشنویم در هر صورت آلوده به گناه شده‌ایم. 

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) «طبع آدمی خوبی ‌ها و بدی ‌ها اخلاقی و رفتاری دیگران را از آن خود می ‌کند. پس با خوبان معاشرت کنید تا از خوبان و پاکان به شمار آیید.»

خواندن کتب مختلف و شنیدن سخنرانی های بزرگان در زمینه آثار و شناخت گناهان می توانند بسیار کارساز باشند.

به آن نزدیک هم نشو

نکته دیگر در مسیر تقویت اراده که قرآن کریم هم به آن توجه کرده است، نه تنها گناه نکردن، بلکه به گناه نیز نزدیک نشویم؛ لا تقربوا الّزنا ... قرآن کریم نمی فرماید که این گناه را انجام ندهید، بلکه می فرماید به این گناه نزدیک نشوید ... باید نسبت به گناهان و محرمات الهی حریم نگه داشت .. اگر می دانیم در فلان محیط اگر برویم احتمال آن گناه است، به آن محیط و شرایط و موقعیت نباید نزدیک شویم ...

شرایط را تغییر بده

باید شرایط گناه را تغییر داد ؛ در روایتی زیبا داریم که پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله  به معرفی نشانه های توبه می پردازند. در یکی از این نشانه ها می فرمایند: وَ مَنْ تَابَ وَ لَمْ یُغَیِّرْ رُفَقَاءَهُ فَلَیْسَ بِتَائِبٍ: كسی كه توبه می ‌كند ولی رفقای نااهل خود را عوض نمی ‌كند توبه واقعی نكرده است «وَ مَنْ تَابَ وَ لَمْ یُغَیِّرْ مَجْلِسَهُ وَ طَعَامَهُ فَلَیْسَ بِتَائِبٍ» یعنی كسی كه توبه كند ولی مجالس گناه خود را عوض نكند توبه واقعی نكرده است. در اینکه کسی می گوید من توبه کرد و می خواهم گناه را نکنم ولی دوستان، رفقا، شغل گناه آلود و کلا اسبابی که منجر به انجام گناه می شود را ترک نکند فایده ای ندارد و در حقیقت توبه اش بی اثر است ...

در مسیر تغذیه نفس این نکته را فراموش نکنیم که فضای زندگی باید محیط مناسب و پاک باشد؛ چرا که راحت‌ ترین راه گناه نکردن، در محیط و فضای آلوده وارد نشدن در آب گناه مسموم کننده است. واقع شدن در فضای آلوده به گناه، مثل واقع شدن در محیطی آغشته به بیماری واگیر است و آثار مخرب آن اجتناب ناپذیر است.

این مورد، فاکتور اصلی و بسیار مهم است

در مسیر دور شدن از گناهان، دوری از دوستان و آشنایان و معاشرانی که اهل معصیت و گناه هستند، فاکتور بسیار بسیار مهمی است. در آموزه ‌های دینی انسان به آئین و مرام همنشین خود خوانده شده است. شخصیت و موقعیت هر کس را از طریق همنشینانش می ‌توان محک زد. بنابر این برای پرهیز از گناه و لغزش نباید با کسانی که گناه می ‌پراکنند، معاشرت نمود بنا به گفته امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) «طبع آدمی خوبی ‌ها و بدی ‌ها اخلاقی و رفتاری دیگران را از آن خود می ‌کند. پس با خوبان معاشرت کنید تا از خوبان و پاکان به شمار آیید.»

از ادعیه کمک بگیر

برخی از ادعیه ها مثل دعای کمیل یا بعضی اذکار در این مسیر بسیار راهگشا هستند؛  بعد از طلوع فجر ذکر یا فتّاح 70 مرتبه توصیه شده است؛ آثار بسیار زیادی برای این ذکر گفته شده اعم از رفع گرفتاری، بدبختی و مصیبت ها ، شرح صدر و قدرتمند شدن نفس در برابر گناه 

چند توصیه ی کلیدی

یک) هیچ گناهی را کوچک نشمارید.

دو) در ابتدای روز با خدای متعال شرط کنید که گناه نکنید و در طول روز مراقب اعمال و رفتار خود باشید و در پایان روز از خویش حساب بکشید. اگر از عملکرد خویش راضی بودید، خدای را شکر گویید و در صورتی که راضی نبودید، بر خویش سخت بگیرید.

سه) بدانید که همواره در محضر خدای بزرگ هستید ، او بر سراسر وجود شما اشراف دارد و از ظاهر و باطن شما آگاه است.

چهار) از خداوند با دعا و نیایش استعانت و استمداد بجویید، زیرا که خود فرمود: اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هیچ کدام به فضیلت و تزکیه روی نمی آوردید. (نور، آیه 21)

برخی از ادعیه ها مثل دعای کمیل یا بعضی اذکار در این مسیر بسیار راهگشا هستند؛ بعد از طلوع فجر ذکر یا فتّاح 70 مرتبه توصیه شده است؛ آثار بسیار زیادی برای این ذکر گفته شده اعم از رفع گرفتاری، بدبختی و مصیبت ها، شرح صدر و قدرتمند شدن نفس در برابر گناه 

پنج) اعمال و عادات نیکو را جایگزین رفتار ناپسند نمایید; مانند شرکت دائمی در نماز جماعت، نماز شب، زیارت اهل قبور و دعا. قرآن کریم می فرماید: خوبی ها سرانجام میدان را بر بدی ها تنگ خواهد کرد و آنها را از بین خواهد برد. (هود، آیه 114)

شش) مطالعه پیرامون زندگی پارسایان و زاهدان و مطالعه کتب اخلاقی را فراموش نکنید.

کلام آخر

در پایان توجه همه عزیزان را به این روایت جلب می ‌کنم:

امام علی (علیه السلام) می ‌فرمایند: «اکره نفسک علی الفضائل فان الرذائل انت مطبوع علیها» با سعی و مجاهدت فضایل اخلاقی را به نفس سرکش خود تحمیل کن، زیرا خواهش طبیعی بشر بر شهوات و رذایل اخلاقی است.


منابع:

بیانات استاد محمدی در رابطه با توبه

سایت پرسمان اخلاقی

برای صد ساله شدن باید نخست متولد شد

 
10 اصل راهبردی برای مدیران تازه کار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: بیل کوهن

مترجم: سید حسین علوی لنگرودی

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

می‌گویند تجربه مانند شانه‌ای است که زندگی بعد از ریختن موهایتان به شما هدیه می‌کند و این حکایت مدیرانی است که باید مدت‌ها مدیریت کنند تا به تجربه و پختگی کافی برای مدیریت کردن برسند و چه بسا بسیاری از آنها در این مسیر و پیش از رسیدن به بلوغ مدیریتی مجبور شوند از دنیای مدیریت خداحافظی کنند. با این همه می‌توان مدیران تازه‌کار و کم‌تجربه را به ابزارها و دانشی مجهز کرد که مانند دندانه‌های شانه تجربه عمل می‌کنند و با استفاده بهنگام از آنها می‌توان موفقیت‌های بزرگی را به‌وسیله مدیران جوان و تازه‌کار رقم زد. در اینجا به 10توصیه کاربردی و ارزشمند برای این گروه از مدیران اشاره شده است.

 

1) کاملا متعهد به هدفی مشخص باشید. شما نمی‌توانید به‌جایی که می‌خواهید برسید، وقتی که نمی‌دانید آنجا کجاست. هدف شما باید دقیقا مشخص شود و بعد از آن باید کاملا به آن هدف متعهد باشید. یکی از اشتباهات اغلب مدیران تازه‌کار به متزلزل بودن و از این شاخه به آن شاخه پریدن آنها مربوط می‌شود. اغلب این مدیران به اشتباه فکر می‌کنند که تغییر پی در پی مسیر حرکت و تعویض پروژه‌ها و رویکردها علامت خلاق بودن و نوآوری است، در حالی که به هیچ‌عنوان چنین نیست و تعهد داشتن به هدف از پیش تعیین‌شده از ضروریات مدیریت موفق به حساب می‌آید.

2) ابتکارعمل را در دست بگیرید و آن را حفظ کنید. دلیل اصلی این موضوع این است که نه‌تنها در کسب‌وکار، بلکه در زندگی هم رقابت وجود دارد. چه بسیار ایده‌های فوق‌العاده‌ای که به دلیل تاخیر در عملی شدن و تبدیل به محصول شدن هدر رفته‌اند یا اینکه از سوی فرد یا شرکت دیگری به بهره‌برداری رسیده‌اند و شخص دیگری این کار را انجام داده و فرد بسیار موفقی شده است. تفکرات و برنامه‌ریزی‌ها اگر منجر به اقدامی عملی نشوند، بی‌ارزش هستند بنابراین اگر فردی ابتکار عمل را در دست نگیرد و آن را حفظ نکند، یک رقیب این کار را انجام می‌دهد.

3) صرفه‌جویی کنید تا منابع خود را افزایش دهید. نمی‌توانید در همه‌جا نیرومند باشید. این ایده برای صرفه‌جویی کردن یا از بین بردن اتلاف وقت یا منابع در موقعیت‌های بی‌اهمیت ضروری است. مدیران جوان و کم‌تجربه در ماه‌ها و سال‌های اولیه مدیریتشان دست به کارهایی می‌زنند که به نوعی آزمون و خطا بوده و موجب از بین رفتن منابع مادی و معنوی سازمان‌ها و شرکت‌های تحت رهبری‌شان می‌شود، در حالی که آنها می‌توانند با صرفه‌جویی در منابع مالی، انرژی و مهم‌تر از همه نیروی انسانی، روی اولویت‌های اصلی تمرکز کنند و آنها را با صلابت و اقتدار تمام به انجام برسانند.

4) از تعیین موقعیت راهبردی استفاده کنید. برای رسیدن به هدف راهبردی، نیاز مبرمی به حرکت ماهرانه نسبت به تغییرات محیطی یا تغییرات غیرمنتظره دیگر دارید. ممکن است نیاز به اصلاح رویکرد و موقعیت نهایی خود داشته باشید، حتی وقتی که در حال رسیدن به هدف خود هستید، به همین دلیل اگر آنچه شما انجام می‌دهید کاربردی ندارد، نیاز به تغییر راهبردهایتان دارید.

5) کارهای غیرمنتظره انجام دهید. وقتی با دیگران رقابت دارید، بسیار موثر است که رقبا را شگفت‌زده کنید و کاری غیرمنتظره انجام دهید. شرکت سونی این کار را با استفاده از ترانزیستور انجام داد. گرچه ترانزیستور در آمریکا اختراع شده بود، اما شرکت‌های آمریکایی همچنان به فناوری لوله خلأ پایبند بودند و برآورد می‌کردند که ترانزیستور نمی‌تواند برای سال‌های متوالی سودده باشد و به همین جهت آن را به‌کار نبردند. اما سونی با به‌کارگیری ترانزیستور در محصولاتش ظرف دو سال، رادیو ترانزیستوری قابل حملی را ساخت که به سرعت رقیبان را از میدان رقابت خارج کرد.

6) مواردی را ساده نگه دارید. اگر می‌خواهید کمتر دچار اشتباه شوید، راهبرد خود را ساده نگه دارید. راهبردها و مفاهیم برتر آنهایی هستند که هرگز منجر به پیچیدگی بسیار نمی‌شوند و اجرای آنها ساده است. مدیران جوان در بسیاری موارد بر پیچیدگی زیاد و اجرای پروژه‌های پیچیده تاکید می‌کنند و به این وسیله می‌کوشند نقش و جایگاهشان را در شرکت و در مقابل دیدگان سهامداران برجسته کنند. اما از این مساله غافل هستند که کارها و پروژه‌های ساده و سهل‌الوصول بهتر و سریع‌تر پیش می‌روند و مدیریت آنها برای مدیران به‌ویژه آنهایی که تجربه چندانی در زمینه مدیریت ندارند، آسان‌تر خواهد بود.

7) همزمان جایگزین‌های چندگانه‌ای را تهیه کنید. چون مطمئنا برخی اقدام‌های ناشی از تصورات شما درست از آب درنمی‌آیند، پس باید همیشه «طرح B» را داشته و آماده اجرای آن باشید. همیشه به یاد داشته باشید که اگر یک ایده کار نمی‌کند، هدف را رها نکنید، بلکه با جایگزین آن پیش بروید. اصرار بی‌مورد برخی مدیران جوان بر اجرای یک پروژه صرفا با یک روش می‌تواند به شکست‌های فاحش و از میان رفتن حیثیت و اعتبار کاری آنها منتهی شود.

8) مسیر غیرمستقیم به هدفتان را پیش بگیرید. راهبردی را مورداستفاده قرار دهید که ممکن است تفاوت ایجاد کند. برای مثال، شرکت سونی ترانزیستور را در محصولات خود به‌کار برد و مزایای آن را نشان داد و مستقیما به سراغ تولید ترانزیستورهای متفاوت نرفت. مدیران جوان و کم تجربه باید همیشه به‌یاد داشته باشند که مسیر مستقیم همیشه بهترین مسیر نیست، بلکه مسیرهای غیرمستقیم، متفاوت و خلاقانه می‌توانند به موفقیت‌های بزرگ منتهی شوند.

9) زمان‌بندی و تعیین مسیر را تمرین کنید. اجرای راهبرد درست در زمان اشتباه یا مسیر اشتباه می‌تواند به حدی بی‌اثر باشد که انگار خود آن راهبرد اشتباه بوده است. ذهن مدیران جوانی که به تازگی از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده‌اند، سرشار از ایده‌ها و اطلاعات جدیدی است که می‌تواند راهبردهای فوق‌العاده‌ای را شکل دهد اما نکته مهم در اینجا این است که بهترین راهبردها چنانچه در زمان و مکان نامناسبی به مرحله اجرا درآیند، نه‌تنها مفید نخواهند بود بلکه اثر معکوسی خواهند داشت.

10) جور دیگر قضایا را ببینید. یکی از رازها و دلایل اصلی موفقیت بسیاری از مدیران و رهبران تاثیرگذار جهان در ویژگی خاص بودن و جور دیگر دیدن آنها نهفته است. تجربه نشان داده که اگر مدیری بخواهد صرفا با پیروی از روش‌های موفق پیشین به موفقیت برسد، یا اصلا موفق نخواهد شد و شکست خواهد خورد و یا اینکه یکسری موفقیت‌های کوچک و کم‌اهمیت را به‌دست خواهد آورد که چنین موفقیت‌هایی در دنیای پرتکاپو و سرشار از رقابت‌ها و تحولات سریع محلی از اعراب نخواهد داشت.

 

منبع: Business Insider

 
 

 

یکشنبه, 11 تیر 1396 10:29

باهوشی در عصر هوش مصنوعی !

 
معنای متفاوت «باهوش بودن» در عصر هوش مصنوعی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: Ed Hess

مترجم: رویا مرسلی 

اندرو ان.جی (Andrew NG) دانشمند چینی-آمریکایی علوم کامپیوتر، هوش مصنوعی را به اختراع برق تشبیه می‌کند، چراکه به نظر او این مقوله برای انسان‌های امروز مرحله گذاری را شکل می‌دهد که برق برای گذشتگان ما به وجود آورده بود. می‌توانم تصور کنم که برق در آن زمان چقدر برای آنها رمزآلود، ترسناک و حتی شوکه‌کننده بود. همان‌طور که اکنون هوش مصنوعی نیز برای بسیاری از ما همین حس را تداعی می‌کند.

 

از نظر اندرو، اسم هوش مصنوعی به خوبی تعبیر نشده است. اختراع برق، دنیا را متحول کرد و شیوه حمل‌ونقل، تولید، کشاورزی و بهداشت را بهبود بخشید. هوش مصنوعی نیز قرار است اثر مشابهی داشته باشد. تکنولوژی اطلاعات، جست‌وجوی وب و تبلیغات در حال حاضر با هوش مصنوعی قوی‌تر شده‌اند. این هوش مصنوعی است که این روزها برای خیلی از مردم در سراسر دنیا تصمیم می‌گیرد که آیا واجد شرایط دریافت وام هستند یا نه. هوش مصنوعی به ما کمک می‌کند پیتزا سفارش دهیم و زمانی را که باید منتظر بمانیم برای ما تخمین می‌زند. حوزه‌های دیگری که تحت تاثیر هوش مصنوعی قرار می‌گیرند، عبارت است از: تکنولوژی مالی، لجستیک، سلامت و امنیت. هوش مصنوعی در حال حاضر به بسیاری از تعاملات امروز ما قدرت می‌بخشد. وقتی به برنامه «سیری» دستور می‌دهید و توصیه‌های نت‌فلیکس را دنبال می‌کنید، می‌دانید که این تعاملات با سیستم‌هایی اداره می‌شوند که از حجم انبوهی از داده برای پیش‌بینی نیازهای شما استفاده می‌کنند. این بازار رو به رشد است. تحقیقات شرکت پژوهشی IDC پیش‌بینی می‌کند تا سال 2020 هوش مصنوعی درآمدزایی در سطح جهانی را به بیش از 47 میلیارد دلار می‌رساند، درحالی‌که این رقم در سال 2016 تنها 8 میلیارد دلار بوده است.

دانشمندان همچنین پیش‌بینی می‌کنند که اتوماسیون بخش‌های خدماتی و مشاغل حرفه‌ای در ایالات متحده، بیش از 10 برابر بیشتر از تعداد مشاغل تولیدی خواهند بود که تاکنون به شکل اتوماتیک درآمده‌اند. این مساله به احتمال زیاد برای ما بسیار تکان‌دهنده است. با این حساب، ما در جهت آماده شدن برای دنیای جدید چه اقداماتی باید انجام دهیم؟ هوش مصنوعی رقیبی سرسخت‌تر از هر انسانی خواهد بود و ما خواسته یا ناخواسته در یک مسابقه آشفته خواهیم بود تا خود را در این قاب بگنجانیم. این موضوع مستلزم آن است که مهارت‌های دانش‌بنیان و احساسی خود را در سطح بسیار بالاتری نگه داریم. بسیاری از متخصصان بر این باور هستند که هنوز برای مشاغلی که دارای اهمیت زیادی هستند، خلاقیت بیشتری می‌طلبند و نیاز به تفکر نوآورانه دارند و همچنین مشاغلی که مستلزم حضور احساسی برای برآوردن نیاز انسان‌های دیگر است، به وجود بشر نیاز است.

مشکل بسیاری از ما این است که در این مهارت‌ها دارای برتری نیستیم و علت آن در طبیعت دانش‌پژوه و احساسات شرورانه ما نهفته است: ما متفکرانی هستیم که به دنبال تایید شدنیم و استدلال‌گرانی هستیم که تدافعی به دنبال برآوردن حس امنیت خود هستیم. ما باید بر این تمایل به شر خود غلبه کنیم تا بتوانیم مهارت‌های تفکر، گوش دادن، ارتباط‌گیری و همکاری را به سطوح بالاتری برسانیم. من معتقدم که فرآیند این ارتقا، از تغییر تعبیری که از آن به‌عنوان «باهوش بودن» یاد می‌کنیم، شروع می‌شود. تا امروز بسیاری از ما با «باهوش‌تر بودن» از دیگران آن گونه که از نتایج امتحانات در سال‌های اولیه مدرسه آغاز می‌شود، موفقیت کسب‌ کرده‌ایم. همیشه افراد باهوش آنهایی بوده‌اند که بالاترین نمرات را با کمترین اشتباه به دست آورده‌اند.

هوش مصنوعی این مفهوم را تغییر می‌دهد، چرا که هیچ راهی وجود ندارد که بشر بتواند بر آن مستولی شود؛ به عنوان مثال، سوپرکامپیوتر واتسون IBM. ماشین‌های هوشمند می‌توانند سریع‌تر و بهتر از ما انسان‌ها اطلاعات را پردازش، ذخیره و بازیابی کنند. به علاوه، هوش مصنوعی می‌تواند سریع‌تر از ما الگوها را با هم تطبیق دهد و ارائه‌های جایگزین و وسیع‌تری از ما ایجاد کند. هوش مصنوعی می‌تواند حتی سریع‌تر یاد بگیرد. در عصر ماشین‌های هوشمند، تعریف قدیمی ما از آنچه یک شخص را باهوش نشان می‌دهد، هیچ معنایی نخواهد داشت. به یک تعریف جدید از باهوش بودن نیاز است؛ تعریفی که سطح بالاتری از تفکر انسان و حضور احساسی او را ارتقا دهد. شخص باهوش در دنیای امروز، آن گونه که می‌دانید یا می‌شناسید تعریف نمی‌شود، بلکه تعریف او به کیفیت تفکر، گوش دادن، برقراری ارتباط، همکاری و یادگیری وابسته است و این حرکت ما را قادر خواهد کرد تمام تمرکز و تلاش خود را به‌کار بگیریم تا مهارت‌های دانش‌پژوهی و احساسی خود را به سطوح بسیار بالاتری ارتقا دهیم.

ما زمان بیشتری را صرف آموزش خود برای داشتن ذهن باز و به‌روز کردن باورهایمان در پاسخ به دوره‌های جدید خواهیم کرد. ما تمرین خواهیم کرد که بعد از اشتباه، خود را تنظیم کنیم و سرمایه‌گذاری بیشتری در مهارت‌هایی خواهیم کرد که به‌طور سنتی با هوش مصنوعی در ارتباط هستند. باهوش بودن در دنیای جدید یعنی تلاش برای غلبه بر دو مانع بزرگ: تفکر بحرانی و همکاری تیمی. یعنی منیت ما و ترسمان. با انجام این اقدامات، راحت‌تر می‌توانیم حقیقت را همان‌گونه که هست برداشت کنیم، نه آن‌گونه که دلمان می‌خواهد باشد. به عبارت ساده‌تر، باید فروتنی را بپذیریم. این‌گونه است که ما انسان‌ها در دنیای تکنولوژی هوشمند، ارزش خلق خواهیم کرد.

منبع: HBR

 
 
 

علم دانایی فرد است یا دارایی او ؟

 

عصر حاضر به‌ عنوان عصر شکوفایی علم و دانش شناخته می‌شود. دورانی که بخش مهمی از رقابت ‌های بین‌المللی بر سر علم بوده و هزینه‌ های کلانی بر روی پروژه‌ های علمی صرف می ‌شود و دلیل آن این است که علم هم قدرت به دنبال دارد و هم ثروت ...

حجة الاسلام علیرضا تقوی زاده- کارشناس حوزه/ بخش قرآن تبیان
 
علم و ثروت، علم و دارایی، دانایی و ثروت

 

 

به فرموده رهبر معظم انقلاب علم اقتدار است، علم مساوی است با قدرت؛ هر كسی كه علم را پیدا كند، می‌ تواند فرمانروایی كند؛ هر ملتی كه عالم باشد، می ‌تواند فرمانروایی كند؛ هر ملتی كه دستش از علم تهی باشد، باید خود را آماده كند كه دیگران بر او فرمانروایی كنند. 1 و در زمینه تولید ثروت فرموده اند: دانش، منشأ تولید ثروت است.2

اسلام نیز از دیرباز بر مسئله تعلیم و تعلم تاکید ویژه‌ای داشته به ‌گونه‌ای که هیچ محدودیتی را در فراگیری دانش (بر پایه تعریفی که بیان خواهد شد) قائل نشده است. مسلمان برای فراگیری دانش می ‌تواند حتی به منافق یا مشرک نیز رجوع کند (قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام خُذُوا الْحِكْمَةَ وَ لَوْ مِنَ الْمُشْرِكِینَ - وَ لَوْ مِنْ‏ أَهْلِ‏ النِّفَاق‏‏)3 و توصیه شده است که برای فراگیری علم اگر لازم شد تا به دوردست‌ترین نقاط عالم سفر کنید این کار را انجام دهید: (اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصّینِ)4

پرسش ریشه ‌ای اینجاست که آیا هدف اسلام از انگیزش و تشویق مؤمنین یادگیری علوم بوده است؟ آیا صرف تحصیلات آکادمیک یا ... هدف اسلام را فراهم می ‌کند یا خواسته اسلام از فراگیری دانش چیز دیگری است؟

حقیقت مطلب این است که در سطح عموم جامعه، مفهوم علم از دیدگاه قرآن و احادیث درست شناخته نشده است.

مهم‌ترین شاخصه ‌ای که از سوی خدای متعال برای دانش بیان شده است این است که باید انسان را از جهل بیرون سازد. در حالی که با نظر به اوضاع و احوالات جوامع گوناگون به‌ وضوح درمی‌ یابیم که نه ‌تنها جهل با پیشرفت بسیار خیره‌ کننده علم، کم ‌رنگ نشده است بلکه نمود بیشتری نیز داشته است.

علمی که مورد تایید قرآن کریم است علمی است که توام با ایمان باشد و منشا اعمال صالح باشد و در صورتی فقدان این شرط بنیادی، علم همچون حجابی است که ن ه‌تنها انسان را به کمال نزدیک نمی‌ سازد بلکه همچون زنجیری است که پاهای شخص پیچیده شده و او را به اعماق تاریکی ‌های جهالت می ‌کشاند.

نکته کلیدی در فرهنگ قرآن و اهل بیت اینجاست که ما گمان می ‌کنیم جهل یعنی بی ‌سوادی و علم یعنی باسوادی؛ آنگاه با خیالی آسوده آیات و روایات درزمینهٔ جهل و جهالت را مرور می ‌کنیم و به خود می‌ گوییم که چه خوب که جهالت ریشه شده است و ما در دوران شکوفایی علم گذران عمر می‌کنیم.

جهل علمی و جهل عملی

آنچه ما به‌ عنوان علم می‌ شناسیم یک سری داده ‌هایی است که مرتبط با عقل نظری است که ما در تعبیر عامیانه به آن می گوییم سواد و دانش؛ در برابر این علم جهلی است که به معنای بی ‌سوادی است همچون شخصی که تحصیل نکرده و دانش آکادمیک ندارد؛ اما آن جهلی که خواسته قرآن است جهل عملی است که مربوط به عقل عملی می شود و چه ‌بسا شخصی در بالاترین مراتب تحصیلات دانشگاهی باشد ولی از منظر قرآن جاهل باشد و چه بسا فردی از تحصیلات عالیه برخوردار نباشد ولی از دیدگاه قرآن اهل علم باشد.

علم از منظر قرآن

علمی که مورد تایید قرآن کریم است علمی است که توام با ایمان باشد و منشا اعمال صالح باشد و در صورتی فقدان این شرط بنیادی، علم همچون حجابی است که ن ه‌تنها انسان را به کمال نزدیک نمی‌ سازد بلکه همچون زنجیری است که پاهای شخص پیچیده شده و او را به اعماق تاریکی ‌های جهالت می ‌کشاند.

علامه جوادی آملی (حفظه الله) در ذیل آیه 26 بقره در تعریف علم و تمایز آن با تحصیلات آکادمیک چنین می‌فرمایند:

در جمله (فأمّا الّذین آمنوا فیعلمون...) خداوند مؤمنان را به علم می‏ ستاید و می ‏فرماید علم آن است كه با ایمان آمیخته باشد و وحی را بشناسد؛ چنانكه در جای دیگر می ‏فرماید: عالمان می ‏دانند آنچه تو آوردی حق است: (ویری الّذین أوتوا العلم الّذی أُنزل إلیك من ربّك هو الحق) (سوره سبأ، آیه 6) یعنی، علم آن است كه وحی را بشناسد. پس مقصود آیه، صرف علوم كسبی مدرسه‏ ای نیست؛ زیرا ممكن است كسی اهل خواندن و نوشتن نباشد ولی دارای روحی آگاه و مؤمن باشد و برعكس، كسی اهل درس، امّا غافل و جاهل باشد. به همین جهت، حضرت علی (علیه‏ السلام) می ‏فرماید: چه بسیارند عالمانی كه كشته جهل خویش هستند و دانش آنان برایشان نافع نیست: «رُبَّ عالمٍ قد قتله جهله وعلمه معه لا ینفعه» (نهج البلاغه، حكمت 107)

علوم مدرسه ‏ای نوعی حرفه و صنعت است كه برخی از آنها در دوران پیری فراموش می ‏شود: (ومنكم من یُرَدُّ إلی أرذل العمر لكی لا یعلم بعد علم شیئاً) (نحل 70) گرچه این مطلب كلیّت ندارد و برخی از بزرگانِ علمْ هنگام پیری همچنان هوشمند و عاقل می ‏مانند و آنان كسانی هستند كه قلبشان ظرف قرآن است. علوم مدرسه ‏ای حتی اگر ملكه هم شده باشد در فاصله مرگ تا قیامت به دلیل عدم ممارست فراموش می ‏شود؛ ولی علومی كه مربوط به معرفت خدا، اسمای حسنای او، فرشتگان و نبوّت و رسالت و ولایت است و وجود انسان را نورانی می ‏كند نه تنها بعد از مرگ می ‏ماند، بلكه شكوفاتر می ‏شود؛ زیرا نشئه آخرت جایگاه ظهور و بروز این‏گونه از علوم الهی است. [تسنیم، جلد 2 - صفحه 513]

مهم‌ترین شاخصه ‌ای که از سوی خدای متعال برای دانش بیان شده است این است که باید انسان را از جهل بیرون سازد. در حالی که با نظر به اوضاع و احوالات جوامع گوناگون به‌ وضوح درمی‌ یابیم که نه ‌تنها جهل با پیشرفت بسیار خیره‌ کننده علم، کم ‌رنگ نشده است بلکه نمود بیشتری نیز داشته است.

علم دارایی نه دانایی

یکی دیگر از شاخصه‌ های علم از منظر قرآن این است که در رفتار و عملکرد شخص ظهور و بروز داشته باشد. علمی که نقشی در نحوه‌ ی عملکرد عالم نداشته باشد در اصل وبالی است بر گرده ‌ی صاحب آن نه بالی برای پرواز. به فرموده علامه جوادی آملی این علم دانایی شخص است نه دارایی او؛ ایشان در این زمینه می فرمایند: هم نادان، به هدف نمی ‏رسد و هم عالمی كه عمل ندارد؛ یعنی علم او از دانایی به دارایی ارتقا نیافته است. از لطایف ادبی جناب خواجه عبدالله انصاری این است: «خدایا! اگر دانم، مرا «دارا» كن، زیرا كسی حرف «دانا» را گوش نمی‏دهد، بلكه حرف «دارا» را گوش می‏ دهند». دارا كسی است كه علم را داشته باشد. دانایان در عالم بسیارند؛ امّا دارا كسی است كه علم را دارد؛ نه اینكه فقط می‏ داند. [بنیان مرصوص امام خمینی (ره) ص 216]

جدا کردن دانایی از دارایی مسئله ای است که حضرت علامه بسیار زیبا به آن اشاره‌ کرده‌اند و این نکته را می توان در روایات نیز مشاهده کرد. حضرت علی (علیه السلام) علم را دارایی شخص عاقل می ‌داند (عاقل در روایات کسی است که عملش بر طبق علم باشد) و می‌ فرماید: «ثروة العاقل فی علمه و عمله»؛ دارایی عاقل در علم و عمل اوست. «ثروة الجاهل فی ماله و أمله»؛ دارایی جاهل در مال و آرزوی اوست (شرح غررالحكم، ج 3، ص 351)


پی نوشت ها:

1.  بیانات در دیدار زائرین و مجاورین حرم مطهر رضوی، (01/۰۱/1385)

2. بیانات در دیدار نخبگان جوان، (14/07/1389) ‌

3. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏2، ص: 97 و 99

4. بحارالانوار، ج 2/ ص 96

شنبه, 10 تیر 1396 15:15

قهر و آشتی با همسر !

چگونه با همسرم آشتی کنم؟!

 

قهر کردن، عادت هر شب و روز ماست. شاید در سال اول ازدواجمان، بیش از صد دفعه قهر کرده باشیم، اما این بار خیلی مضطرب و آشفته هستم چون همسرم برخلاف گذشته برای آشتی پیش قدم نمی‌شود و بیش از گذشته به من بی‌محلی می‌کند...

 
آشتی، قهر کردن، ازدواج، خودخواهی، باج گیری

 

 

اگرچه قهر در میان بیشتر همسران اتفاق می‌افتد و اغلب به عنوان شیوه‌ای برای جلب نظر و توجه به کار گرفته می‌شود، اما در میان برخی زوجین، این مساله جدی تر است. قهر همسران، رفتاری است که اغلب به صورت یک عادت غلط رفتاری برای مواجهه با مشکلات ترجیح داده می‌شود یا به عنوان حربه‌ای برای دفاع از خود یا آزار دیگری، مورد استفاده قرار می‌گیرد. البته روان شناسان نظری متفاوت دارند و معتقدند قهر، نامساعدترین و آسیب زاترین روش انتخابی زوجین برای حل مسائل است و معمولا پیامدهای منفی جبران ناپذیر آن، موجب بر هم ریختگی سامان زندگی و خانواده می‌شود. کسانی که با این مشکل درگیرند، بخوبی می‌دانند که قهر چون سمی مهلک، در نخستین درجات موجب عذاب و فرسودگی و در بالاترین حد، باعث دلسردی و دلزدگی و در نهایت ختم رابطه می‌شود. گاه این افراد ترجیح می‌دهند روزی چند بار مورد ضرب و شتم و فحش و دشنام همسرشان قرار بگیرند، اما با قهر او مواجه نشوند.

اما چرا برخی همسران قهر می‌کنند و روزها و گاه ماه‌ها وسال‌ها بر قرار قهر خود پایبند باقی می‌مانند؟

 قهر می‌کنم تا تنبیه شوی!

« از این که بی‌توجه به حرف‌‌‌هایم باشد، احساس دلخوری و ناراحتی می‌کنم، اما چه کنم که کاری از دستم برنمی‌آید. اصلا

بسیاری از زوجین به جای آن که دنبال راهکاری مفید برای حل مشکلاتشان باشند، سعی می‌کنند صورت مساله را به طور موقت یا برای همیشه پاک کنند، که این عین ناتوانی است و نداشتن مهارت در بیان مشکلات و ناراحتی را نشان می‌دهد

 حوصله کل‌کل ندارم. می‌دانم هر چقدر بگویم، باز کار خودش را خواهد کرد! خیلی وقت‌ها ترجیح می‌دهم قهر کنم تا شاید به خودش بیاید و این‌قدر مرا آزار ندهد. اگر چه این روش گاهی موثر است، اما من چاره‌ای جز این ندارم... »

آیا تا به حال با خود اندیشیده‌اید که چرا وقتی از همسرتان دلگیر و ناراحت می‌شوید، از او دوری می‌کنید یا نسبت به او بی‌توجه می‌شوید؟ به نظرتان قهر کردن و حرف‌نزدن، شیوه مناسبی برای حل مشکلات و تنبیه همسرتان است یا این که این روش بیش از پیش، بر رابطه‌تان آسیب می‌رساند؟

محل نگذاشتن، بی‌توجهی، ترشرویی، جواب سربالا دادن، نادیده گرفتن، لجبازی، کینه‌جویی و در نهایت،‌ قطع ارتباط، ساده‌ترین روش مواجهه با مشکلات ارتباطی است و بی‌تردید معنایی جز فرار کردن ندارد؛‌ فراری که نشانه ترس، ناپختگی و ضعف شخصیتی است. بسیاری از زوجین به جای آن که دنبال راهکاری مفید برای حل مشکلاتشان باشند، سعی می‌کنند صورت مساله را به طور موقت یا برای همیشه پاک کنند، که این عین ناتوانی است و نداشتن مهارت در بیان مشکلات و ناراحتی را نشان می‌دهد.

 باج می‌گیرم چون می‌توانم

«کاملا به یاد دارم، هر وقت مادرم نمی‌توانست پدرم را متقاعد به انجام کاری کند، چند روزی قهر می‌کرد و بعد پدرم گوش به فرمانش می‌شد. حالا من هم اگر چند روزی محلش نگذارم، بی‌تردید به خودش می‌آید و به انجام خواسته‌های من رضایت می‌دهد. »

بسیاری از افراد، عادت به باجگیری عاطفی دارند، به این معنا که با توسل آگاهانه به قهر سعی می‌کنند به اهداف کوچک و بزرگشان دست یابند. الگوبرداری از رفتار دیگران بخصوص والدین یا زندگی با افراد مستبد و زورگو و سرکوب نیازها و امیال طبیعی،‌ باعث پرورش رفتارهایی چون قهر و لجبازی می‌شود. معمولا فرد این خصیصه نهادینه شده در شخصیتش را تا بزرگسالی با خود یدک می‌کشد و در صورت مواجهه با مشکلی، با توسل به آن (ترفند قهر کردن)، کارش را پیش می‌برد. این افراد در فرآیند شکل گیری شخصیت‌شان در کودکی بخوبی یاد گرفته‌اند که اگر بهانه‌گیری کنند و روی نقطه ضعف دیگران انگشت بگذارند، خیلی سریع و راحت می‌توانند با مستاصل کردنشان، رضایت آنان را برای رسیدن به اهدافشان جلب کنند.

فقط خودت را نبین!

« انگار هیچ‌وقت قرار نیست رفتارهای بدش را ترک کند. من هم از منت کشیدن خسته‌ام. تا به کی خودم را به کوچه علی چپ بزنم و بگویم اشکالی ندارد و به خاطر زندگی و بچه‌ها کوتاه بیایم؟ این بار هم اگر پذیرای رفتارهای اشتباه او باشم، نه تنها خودم را کوچک کرده‌ام بلکه به او نشان داده‌ام که حق با اوست و من مقصر همیشگی‌ام ... »

برخی زوجین بسیار خودخواه و خود بین هستند. این افراد معمولا در تصمیمات مهم زندگی یا حل مشکلات، نه تنها به شریک زندگی و تصورات و نیازهای او اهمیتی نمی‌دهند بلکه به طور خودمحورانه وارد عمل می‌شوند و هماهنگ با نیازهای شخصی خویش، شروع به تصمیم‌گیری می‌کنند. بی‌تردید با گذشت زمان، این خودمحوری محض، باعث تفاوت نگرش، دلخوری، احساس ناامیدی و یأس و احتمالا سردی و قطع رابطه می‌شود و پدیده‌ای به نام قهر را رقم می‌زند.

در این میان، از زن وشوهرهای مغروری می‌توان سخن گفت که به‌خاطر حفظ اقتدار ظاهری خویش، به هیچ صراطی مستقیم نیستند و حاضر نمی‌شوند با پیش‌قدم شدن برای آشتی، مساله پیش آمده را ختم به خیر کنند. جالب آن که گاه با قدرت هر چه تمام در تلاشند، قهرهای کوچک را به قهرهای بزرگ و طولانی تبدیل کنند. زیر سوال رفتن شخصیت، انتقاد‌ناپذیری و ناتوانی در مواجهه با نقاط ضعف خویش، از جمله دلایلی است که آنها را مجبور می‌کند، فرار را بر قرار و قهر را بر آشتی ترجیح دهند.

وقتی نمی‌شود گفت، بالای چشمت ابروست!

«کافی است بگویی بالای چشمان تو ابروست. روزگاری از ما سیاه می‌شود که بیا و ببین! از ترس این رفتار آزار دهنده همسرم مجبور به سکوت می‌شوم، با آن که درونم همیشه چون آتشی شعله‌ور است. »

افرادی که زیاد قهر می‌کنند، عموما انتقاد‌ناپذیر و زودرنج هستند و عزت نفس پایین یا آسیب‌دیده دارند

افرادی که زیاد قهر می‌کنند، عموما انتقاد‌ناپذیر و زودرنج هستند و عزت نفس پایین یا آسیب‌دیده دارند. بیان عباراتی چون فلانی حساس و زود‌رنج است، به فلانی زود بر می‌خورد و‌... کاملا آشکارکننده شرایط روحی و درونی این افراد است. آنها معمولا هنگام رویارویی با مشکلات یا اختلاف عقیده و سلیقه با دیگران، احساس ترس، حقارت و درماندگی می‌کنند و به ناچار قهر را تنها راه دفاع و خلاصی خود از این شرایط می‌بینند. در حقیقت با قهر و محل نگذاشتن به دیگری از مساله فرار می‌کنند و سطح استرس و اضطرابشان را کاهش می‌دهند که بی‌شک، نشانه ترس و ضعف شخصیتی فرد است.

قهر می‌کنم چون به صلاح من است

« همیشه همسرم مقصر اصلی دعواست. با این حال طوری بحث را پیش می‌راند که من متهم ردیف اول می‌شوم و او نیز برای تنبیه من، چاره‌ای جز قهر نمی‌یابد؛ معمولا مبهوت این روش او بودم تا این که اخیرا متوجه شدم، این بحث‌ها و قهرها ترفندی بیش نیست و همسرم با قهر چند روزه می‌تواند خود را از انجام مسئولیت‌‌‌هایش خلاص کند.»

گاهی قهر کردن، روش مناسبی برای سلب مسئولیت است و بسیاری از همسران با توسل به آن، با یک تیر دو نشان می‌زنند، به این معنا که هم خود را از انجام وظایف محوله رها می‌کنند و هم به همسرشان می‌آموزند از آنها هیچ انتظاری نداشته باشند. البته این افراد مانند سایرین از قهر و لجبازی لذت نمی‌برند، اما برای حل مشکلاتشان مجبور به قهر هستند‌؛ چه‌بسا در این صورت کمتر مورد مواخذه قرار گیرند و برای مدت کوتاهی هم که شده، پاسخگوی بی‌مسئولیتی‌‌‌هایشان نباشند.


منبع: سلامت نیوز

شنبه, 10 تیر 1396 13:21

اسرار نفوذ و تاثیر

 

نویسنده: Travis Bradberry

مترجم: الهام شیخان

در میان همه کسانی که می‌شناسیم و در جامعه با آنها تعامل داریم، افرادی هستند که جذابیت و مغناطیس خاصی دارند. داستان زندگی آنها باورنکردنی و غیر معمول است. چه چیزی آنها را جذاب می‌سازد؟ بارزترین مشخصه آنها کنجکاوی است. همیشه برای کشف دنیای اطرافشان هیجان‌زده‌اند، این انرژی را به بیرون متصاعد می‌کنند و این موضوع کاملا در ظاهر آنها مشهود است.برخی افراد به‌طور ذاتی شخصیت جالب و نافذی دارند، اما روش‌هایی هم برای جذاب شدن وجود دارد که آموختنی است. دکتر کلر نیکسون، استاد حسابداری دانشگاه تگزاس، یکی از این شخصیت‌ها است. او معتقد است حسابداری یک موضوع دشوار اما سرگرم‌کننده است. او می‌تواند همه چیز را به طرز جالب و جذابی ارائه دهد و علاوه‌بر آموزش دروس حسابداری، جلسات سخنرانی با موضوع «چگونه جذاب‌تر و اثرگذارتر باشیم» برگزار می‌کند.

 

درواقع، هر کسی می‌تواند یاد بگیرد که چگونه بانفوذتر و اثرگذارتر باشد. این موضوع شگفت‌انگیز است. چون اثرگذار بودن می‌تواند به شما کمک کند شبکه ارتباطی خود را قوی‌تر کرده و مشتریان بیشتری به‌دست آورید و به نتیجه مورد نظرتان دست پیدا کنید.چند ویژگی مشترک در میان افراد بانفوذ و تاثیرگذار وجود دارد. گاهی اوقات این ویژگی‌ها به‌طور ذاتی وجود دارند، اما بیشتر آنها نتیجه تلاش آگاهانه هستند. کارهایی که می‌توان از افراد بانفوذ و تاثیرگذار بیاموزیم تا خود را جذاب، غیرمعمول و مسحورکننده نشان دهیم، در ادامه آمده است.

1) پرشور باشید. خانم جین گودال یک فرد بانفوذ و مصمم است که در 26 سالگی کشورش انگلستان را به مقصد تانزانیا ترک کرد. او در آنجا پژوهش روی شامپانزه‌ها را شروع کرد. تمام زندگی‌اش را به این کار اختصاص داد و خود را وقف این پژوهش کرد. او در این کار الهام‌بخش بسیاری از پژوهشگران دیگر شد. افراد بانفوذ نه تنها حس کنجکاوی و توجه دیگران را تحریک می‌کنند بلکه برای این کار اشتیاق و تمایل شدیدی نیز دارند و به‌طور کامل خود را وقف دیگران می‌کنند.

2) چیزهای جدید را امتحان کنید. افراد بانفوذ و تاثیرگذار به دنبال اهداف مورد علاقه‌شان می‌روند. آنها می‌دانند چه می‌خواهند و شجاعت کافی برای گام برداشتن در مسیر اهدافشان را دارند. این مساله به معنی امتحان کردن چیزهای جدید است؛ حتی چیزهایی که در ابتدا از مواجهه با آن وحشت داشتند. زمانی که به دنبال تجربه‌های جدید هستند اتفاق‌های جالب و فوق‌العاده‌ای برایشان رخ می‌دهد و حس خوبی خواهند داشت. این افراد خوشحالند، مغناطیس دارند و در کنار آنها بودن به مراتب جالب‌تر از ارتباط با افراد دلسرد و افسرده است.

3) خصلت‌های شخصی خود را پنهان نکنید. افراد با نفوذ و تاثیرگذار اغلب اولویت‌های غیرمعمول دارند که با هنجارهای معمول متفاوت است. خودِ واقعی‌شان هستند و شخصیت حقیقی خود را به نمایش می‌گذارند. همه به سمت این افراد جذب می‌شوند زیرا این مشخصه باعث جلب اعتماد دیگران می‌شود. برای مثال، وارن بافت میلیاردری است که هرگز روش زندگی پرخرج و تجملاتی نداشته و هنوز در همان خانه‌ ساده‌ای زندگی می‌کند که در سال 1958 به قیمت نه چندان زیادی خریده بود. ممکن است به نظر برسد صرفه‌جویی برای چنین فرد فوق‌العاده ثروتمندی یک خصلت متناقض و حتی عجیب و غریب است، اما بافت اولویت‌های خود را به‌دلیل آنچه دیگران از او انتظار دارند، قربانی نمی‌کند.

4) فعالیت‌هایی را که به‌طور ناگهانی مد روز و همه‌گیر شدند، انجام ندهید. هیچ چیز خسته‌کننده‌تر از یک فعالیت تکراری و تقلیدی نیست. افراد بانفوذ و تاثیرگذار با آنچه دیگران انجام می‌دهند مشکلی ندارند ولی می‌خواهند مسیر منحصربه‌فرد خودشان را بسازند. آنها مبتکر و سنت‌شکن هستند و به جای پیروی از عقاید و رسوم متداول به دنبال کارها و چیزهای جدید و هیجان‌انگیز و البته ایده‌های جالب می‌روند.

5) به ندای درونتان توجه کنید. خودمحوری و تکبر هرگز خصوصیت جذابی نیست. افراد متکبر همیشه در حال خودنمایی و ژست هستند. نگران تصویر ذهنی ساختگی‌شان هستند و طوری رفتار می‌کنند که جذاب به نظر برسند. این خصوصیت خسته‌کننده و نامطلوب است.

یکی از افراد بانفوذ و تاثیرگذار، اپرا وینفری، در یکی از سخنرانی‌هایش برای فارغ‌التحصیلان دانشگاه استنفورد در سال 2008، توصیه مهمی دارد: «نکته این است که برای شروع باید به ندای درونی‌تان گوش کنید و بعد تصمیم بگیرید. هر تصمیم درستی که تاکنون گرفته‌ام در نتیجه اعتماد به حس غریزی‌ام بوده است. به جای غرور کاذب به ارزش‌ها، اهداف و بلندپروازی‌هایتان توجه کنید.»

6) همیشه در حال یادگیری باشید. برای افراد با نفوذ و تاثیرگذار، جهان دارای امکانات نامحدود و فرصت‌های زیادی است. این کنجکاوی در مورد ناشناخته‌ها باعث می‌شود مدام درحال آموختن چیزهای جدید باشند و تمایل شدید به کشف ناشناخته‌ها داشته باشند. آلبرت انیشتین خودش را دارای استعداد خاصی نمی‌دانست اما یک خصوصیت بارز داشت و آن کنجکاوی بود و همیشه در مورد جهان اطرافش سوال می‌پرسید. افرادی مثل انیشتین همیشه از جهان و اتفاقات آن در شگفت هستند.

7) آنچه کشف می‌کنید را با دیگران به اشتراک بگذارید. افراد با نفوذ و تاثیرگذار از تنها چیزی که به اندازه یادگیری لذت می‌برند، به اشتراک‌گذاری اکتشافاتشان با دیگران است. مثلا داستان جالب در مورد سفر هیجان‌انگیز خود را به‌طور کامل شرح می‌دهند و چیزهای بیشتری به آن اضافه می‌کنند تا حس کنجکاوی و توجه دیگران را تحریک کنند زیرا می‌خواهند عکس‌العمل و احساسات شخص مقابل را بررسی کنند و ببینند که چه چیزی برای او جذاب خواهد بود. آنها این کار را صرفا برای آگاهی و نمایش انجام نمی‌دهند، بلکه می‌خواهند دیگران را در لذت، دانش و فرصت‌های خود سهیم کنند بنابراین آنها هرگز تنها نمی‌مانند.

8) همه این خصوصیات را با هم داشته باشید. ممکن است گنجاندن همه این عادت‌ها در زندگی روزمره کار آسانی نباشد، اما افراد با نفوذ و جذاب کارهایی غیرمعمول انجام می‌دهند و این در نظر همگان واقعا جالب و جذاب است.