ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

پنج شنبه, 15 تیر 1396 22:18

داعش در منگنه !

 

آخرالزمان داعش زودتر از آنچه تصور می‌شد فرا رسید
ویژهنامه دنیای اقتصاد - شماره 4086 1396/04/15 
سقـــــوط سیاه جامگان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

محمدحسین باقی

روزی که البغدادی در مسجد النوری موصل ردای خلافت بر تن کرد و در کسوت امیرالمومنین ظاهر شد و همگان را به بیعت با خود واداشت، تصور نمی‌کرد روزی برسد که متواری شود و از این خانه به آن خانه و از این سوراخ به آن سوراخ فرار کند. او نه تنها تصوری از فرار نداشت، بلکه گمان می‌کرد مالک شامات و «ناجی»‌ای است که قرار است نظم سایکس – پیکویی را بر هم زده و طرحی جدید در اندازد. اگر امیرالمومنین داعشی در آن یکشنبه تاریخیِ ۲۹ ژوئن سال ۲۰۱۴ استوار، مطمئن و قاطعانه روی منبر مسجد النوری نزول اجلال کرد، اما این روزها قد و قامتش خمیده و دیگر رمقی برای او نمانده است (Martin Chulov, 2017). اگر آن روز او خلافت خود را با صدایی رسا به گوش همگان رساند اما این روزها صدایش در حلقومش خاموش شده و دیگر خبری از او نیست. برخی از کشته شدن او سخن می‌گویند‌(Maher Chmaytelli, 2017; Bethan McKernan, 2017)؛ برخی می‌گویند فراری شده (SUMAN VARANDANI, 2016) و برخی هم از مسموم شدن وی سخن می‌گویند(foxnews, 2016). برخی هم می‌گویند هنوز زنده است (Harriet Agerholm, 2016).

 

با این حال، گزارش‌های ضد و نقیض تا لحظه نگارش این متن (10 تیرماه 1396) در مورد او فراوان است. اگر آن روزی که 800 جنگجوی بدوی و پابرهنه داعشی با ورود به موصل نیروهای عراقی اعم از ارتش و پلیس را تار و مار کردند، نیروهای عراقی ایستادگی می‌کردند و هزاران «اگر» دیگر، عراق شاهد ویرانی‌های چند سال اخیر به‌دست داعش نمی‌بود. آزادسازی موصل را می‌توان نوعی جبران مافات دانست؛ جبران شکست و فرار سال 2014 در برابر آن 800 پابرهنه. آزادسازی موصل به‌دست ارتش عراق جنبه‌ای حیثیتی داشت، زیرا اگر شکست دیگری عاید ارتش عراق می‌شد دیگر آبرویی برایش باقی نمی‌ماند. آن فرار چند روزه خساراتی چندساله و چند صد میلیارد دلاری بر اقتصاد و زیرساخت‌های عراق وارد آورد. علاوه بر این، مرارت‌ها و آوارگی‌ها و بی خانمانی‌های بسیاری برای فرزندان عراق به دنبال داشت. مسجد النوریِ موصل، همان جایی که البغدادی در سال 2014 خلافت خود را از آنجا اعلام و فرمان مغول‌گونه برای یورش به عراق و سوریه را صادر کرد، به‌دست عراقی‌ها افتاد. بازپس‌گیری موصل نه تنها یک «پیروزی نمادین» برای ارتش عراق محسوب می‌شود، بلکه «شکست نمادین»ی نیز بر پیکر داعش بود، زیرا یکی از نمادهای قدرت خود را از دست داد. اگرچه این مسجد قرن دوازدهمی پیش از داعش نماد موصل بود اما اکنون جز خرابه چیزی از آن باقی نمانده است.

 

چند سوال

اکنون چند سوال مطرح است: پس از عراق و سوریه، داعش به چه فرجامی مبتلا خواهد شد؟ در ذهن تروریست‌ها و انتحاری‌های این گروه چه می‌گذرد؟ آیا عملیات‌های داعش متوقف خواهد شد یا به شکلی دیگر ادامه خواهد یافت؟

الف) عملیات انتحاری فردی: داعش را می‌توان به بمبی تشبیه کرد که پس از اصابت به زمین ترکش‌های آن همه جا پخش می‌شود. اکنون اعضای این گروه در تمام دنیا پراکنده‌اند. اما لااقل در خاورمیانه این گروه پس از آزادی رقه (در سوریه) و موصل (در عراق) برای مدتی به لاک دفاعی فرو خواهد رفت و پس از اندکی تجدید قوا بازخواهد گشت. این «فرو رفتن در لاک دفاعی» به این معنا نیست که از شدت عملیات‌های این گروه کاسته شود بلکه به این معناست که داعش دست به «عملیات گروهی» نخواهد زد، بلکه به ریشه‌های طغیانگرانه خود بازخواهد گشت که همان عملیات‌های انتحاری گاه و بیگاه و نگه داشتن چماق تهدید بر سر نیروهای امنیتی است(ERIC SCHMITT, 2017). به عبارت دیگر، عملیات‌های داعش شکل فردی- انتحاری خواهد یافت تا به این وسیله بر میزان خسارت‌های دشمن افزوده و از میزان تلفات انسانی خود بکاهند.

تحلیل IHS Markit’s Conflict Monitor نشان می‌دهد که تا ژوئن 2017 این گروه 60 درصد از سرزمین‌ها و 80 درصد از درآمدهای خود را از دست داده است. این تحلیل معتقد است بازپس‌گیری مسجد بزرگ موصل شکست نمادین بزرگی به داعش بود که می‌تواند لطمه روحی بزرگی به سربازان خلافت وارد آورد. «شیراز ماهر»، قائم مقام مرکز بین‌المللی مطالعات رادیکالیسم در کینگ کالج لندن، می‌گوید: «پروژه دولت اسلامی روی خرابه‌ها شکل گرفته است. برای اینکه دریابیم اوضاع چقدر بد شده فقط در نظر داشته باشید که این گروه همان مسجدی را تخریب کرد که البغدادی در آن خلافت خود را اعلام کرد.» اگر داعش رقه را هم از دست بدهد یعنی دو پایتخت خود در عراق و سوریه را از دست داده اما مبارزه هنوز تمام نشده است (Bethan McKernan, 2017). بنابراین، در این سناریو داعش انجام عملیات‌های گروهی را پر هزینه خواهد یافت. با توجه به اینکه از درآمدها و نیروهای این گروه کاسته شده انجام عملیات‌های گروهی دیگر به صرفه نخواهد بود بلکه هسته ها/ سلول‌های مخفی یا همان گرگ‌های تنها در قالب حملات انتحاری گاه و بیگاه فعال خواهند شد. نکته این است که داعش تا حد زیادی مشروعیت خود را از دست خواهد داد. شکست سرزمینی بزرگ‌ترین ضربه به اعتبار ایدئولوژیک این گروه بود.

«جاکوب اولیدورت»، محقق مسائل بنیادگرایی در موسسه واشنگتن، و «مارا رکوین»، نویسنده نیویورک تایمز، معتقدند آنچه برای داعش مهم است حفظ «برند ایدئولوژیک» این گروه است. آنها بر این باورند که عملیات موصل آزمونی است برای محک زدن انعطاف پذیری و انطباق پذیری داعش. در حالی که موصل به لحاظ استراتژیک و نمادین مهم است اما آزاد‌سازی این شهر (در عراق) و رقه (در سوریه) به معنای شکست این گروه نیست. حکمرانی سرزمینی پیام اصلی دستور کار داعش است. آنها معتقدند «دولت اسلامی» از زمان «القاعده در عراق» به دنبال حاکمیت سرزمینی بود. مبنای تشکیل خلافت از سوی این گروه هم «سرزمین» بود. در واقع، بقای این گروه به داشتن سرزمین است.

رکوین معتقد است که این گروه بیشتر از لحاظ ایدئولوژی دوام خواهد آورد. ایده‌های رادیکال، باعث تداوم این جنبش‌ها و افرادی می‌شود که آنها را خلق کرده‌اند. داعش جدیدترین گروه در امتداد گروه‌های شورشیِ عراقی است که در هرج و مرج ایجادشده به واسطه فساد، شکست دولتی و جنگ داخلی شکل گرفته و جریان یافته است. داعش همچون «القاعده در عراق» سازمانی بسیار منعطف است که رهبرانش دهه‌ها تجربه عملیات زیرزمینی و روزمینی داشته‌اند. رکوین می‌افزاید «برند» داعش به شکلی از اشکال ادامه خواهد یافت حتی اگر متحمل از دست دادن سرزمین شود. مقام‌های داعش ماه‌هاست در مورد احتمال شکست نظامی مداقه می‌کنند. ابو‌محمد العدنانی، سخنگوی کشته‌شده داعش، پیش از مرگ اعلام کرده بود که این گروه فارغ از شکست سرزمینی به نبرد ادامه خواهد داد و اعلام کرد که حتی اگر داعش «بی‌دولت» هم بشود خود را از هیچ بازسازی خواهد کرد درست همان طور که «در ابتدا» چنین کرد. او در سخنرانی دیگری حامیان داعش را ترغیب کرده بود که به جای مهاجرت به قلمرو داعش در کشورهای خود بمانند.

معلوم است که ایدئولوژی داعش روی اینترنت و در ذهن اندک پیروانش دوام خواهد آورد. مهم نیست این گروه قلمرو از دست بدهد یا به دست آورد. کنترل و حکمرانی سرزمینی جزئی جدایی‌ناپذیر از «برند» داعش است زیرا از دست دادن سرزمین موجب بحران اعتباری خواهد شد که از دل آن، ممکن است این گروه هرگز به‌طور کامل احیا نشود. برای درک اینکه چرا «دولت بودن» برای هویت سازمانی داعش ضروری است، باید مروری بر گذشته داشته باشیم. برای «القاعده در عراق» اعلام تاسیس «دولت» گامی ضروری به سوی هدف نهایی بود: ادعای احیای «خلافت»ی که ابتدا از سوی پیامبر اعلام شد. وقتی این گروه در سال 2006 «دولت» را اعلام کرد، سایر گروه‌های سلفی- جهادی اعلام این دولت را زودهنگام و جاه‌طلبانه دانستند. اندیشمندان جهادی پروژه سیاسی «القاعده در عراق» را «تخیلی»، «کودکانه» و «زودهنگام» می‌دانستند.

با تکامل و تبدیل القاعده در عراق به داعش، اشتیاق این سازمان برای اعلام خلافت منجر به نزاع با رهبری مرکزی القاعده شد که به داعشی‌ها نسبت به اعلام زودهنگام خلافت هشدار داد. تبلیغات رسمی تکامل این گروه از «سازمان صِرف به دولت واقعی و کارآمد» را که دارای بوروکراسی، سیستم قضایی و سیستم خدمات عمومی است ستود. داعش در پروژه دولت- ملت‌سازی‌اش تا حدودی موفق عمل کرد اما وقتی قلمرو خلافت آب رفت و نبرد علیه این گروه شروع شد القاعده گفت: «ما به شما گفته بودیم.»

برای گروهی که «برند» خود را بر حاکمیت و حکمرانی و کسب سرزمین قرار داده، شکست دولتی و از دست دادن سرزمین یعنی شکست پروژه سیاسی‌اش. محتمل است که داعش خود را از نو گروه‌بندی و «برند» آسیب‌دیده‌اش را بازسازی کند اما سناریوی محتمل‌تر این است که حامیان این گروه به درون گروه‌های جهادی و رقیب دیگر بخزند؛ گروه‌هایی که همچون «ستاره‌های در حال ظهور» هستند. اگرچه اینترنت تضمین می‌کند که ایده‌های این گروه جاودان است اما بدون وجود خلافت سرزمینی که بر اساس آن، این ایدئولوژی شکل گرفته داعش عضوگیری و حفظ حامیان را به شدت دشوار خواهد یافت (Mara Revkin and Jacob Olidort, 2016).

ب) در ذهن داعشی‌ها چه می‌گذرد؟ داعش با تحقیر، مخالفان خود را «صلیبی»، «پرستنده صلیب» و «مشرک» می‌خواند. به این ترتیب، در ذهن حامیان خلافت دشمنان آنها فقط مستحق مرگ هستند. در ذهنیت داعش هر آن که دشمن او باشد (اعم از کودکان و حتی پیرمردان و پیرزنان) و در هر جا که زندگی کند (اعم از دارالاسلام یا دارالکفر) مستحق مرگ است. داعش تنها گروه تروریستی «کودک‌کُش» هم نیست. پیش از آن گروهی که خود را «رياض الصالحين» می‌نامید و در سپتامبر 2014 مدرسه‌ای را در «بسلان» (روسیه) به تصرف درآورد بیش از 1100 نفر را گروگان گرفت که 777 نفر آنان کودک بودند. از این تعداد 330 نفر کشته شدند که 186 نفرشان کودک بودند. طالبان پاکستان هم در سال 2014 با حمله به یک مدرسه 148 کودک را کشت. بنابراین، «دشمن» چه در روسیه باشد (دارالکفر) و چه در پاکستان (سرزمینی در دارالاسلام) باید از میان برود. برای زهر چشم گرفتن از دشمن به تاسی از اندیشه‌های ابوبکر ناجی می‌توانند کودکان را هم هدف قرار دهند تا فشار روحی- روانی سنگینی بر دشمن وارد آید.

شیراز ماهر معتقد است آنچه آنها می‌خواهند ایجاد وحشت و ترس با به‌کارگیری بربریت قرون وسطایی و مطیع کردن مخالفان است. بر اساس این فرض بود که العدنانی از مبارزان خلافت خواست به جای مهاجرت به «قلمرو خلافت» در کشورهای خود بمانند. العدنانی خطاب به آنها می‌گفت: «کوچک‌ترین کار شما در دل سرزمین‌های غربی نزد ما عزیزتر از بزرگ‌ترین کار از سوی ما در دل خلافت است. هیچ بی‌گناهی در سرزمین‌های صلیبیون وجود ندارد.» آنها با بر حق دانستن خود بر این باورند که تمام آنچه علیه غرب انجام داده و می‌دهند پاسخی است به تهاجم‌ها یا تجاوزهای غرب. آنها در ذهنیت خود بر این باورند که غرب دشمنی مبنایی با اسلام دارد. داعشی‌ها در ادبیات خود در نشریه دابق چنین می‌نویسند: «چه زمانی دشمنی آنها با اسلام و مسلمین سر خواهد آمد؟... کی می‌فهمند که راه حل پریشانی‌های رقت‌انگیزشان در برابر چشمان کورشان است؟ تا آن زمان «فقط ترور و وحشت» ادامه خواهد یافت تا ضربه را به عمق قلب‌های کورشان وارد کنیم.»

داعشی‌ها عملیات‌های خود را «قصاص» می‌نامند و معتقدند آنچه در برابر غرب انجام می‌دهند نوعی جهاد دفاعی و واکنشی است به جنایت‌های غرب علیه مسلمین. آنها معتقدند قصاص یک جنبه سیاسی دارد و می‌تواند قابل تسری به مسائل بین‌المللی هم باشد. بر اساس این رویکرد، آنها آحاد شهروندان را مسوول جنایات دولت هایشان می‌شناسند. آنها مبانی دینی را تفسیر به رای می‌کنند و به این ترتیب منطقی برای هدف قرار دادن آحاد شهروندان غرب (از کودک و پیر و نوجوان) به دست حامیان خود می‌دهند. شیراز ماهر معتقد است که در سال 1997 هم اسامه بن لادن در مصاحبه با CBS News گفته بود: «تمام آمریکایی‌ها دشمن ما هستند نه فقط کسانی که مستقیما با ما در جنگ هستند. کسانی هم که مالیات می‌دهند دشمن ما هستند.» حمله 11 سپتامبر از سوی بن لادن توجیهی برای این استدلال او بود.

نمونه‌ای از «قصاص» مد نظر داعش رفتاری بود که با «معاذ الکساسبه»، سرباز اردنی که به اسارت داعش در آمد، داشت. او زنده زنده در قفس سوزانده شد و پس از آن با کامیون خروارها خاک روی این قفس ریختند. استدلالی که پس ذهن نیروهای خلافت بود این بود که این کار برای انتقام از کشتار «سربازان اسلام» و مدفون شدن آنها زیر خروارها خاک انجام شده است. این «سربازان اسلام» از تمام نقاط جهان بودند. گفته می‌شود از کل اروپا حدود 5 هزار نفر به داعش پیوسته‌اند (SHIRAZ MAHER, 2017).

 

آیا داعش بازخواهد گشت؟

در ماه‌های اخیر و پس از آزادی شهرهای عراق و سوریه از دست داعش، این گروه حدود 1500 حمله انتحاری در 16 شهر عراق و سوریه انجام داده است. این نشان می‌دهد که اگرچه ممکن است شر این گروه از سرزمینی کنده شود، اما داعش به ریشه‌های طغیانگر خود بازخواهد گشت که همان عملیات‌های انتحاری گاه و بی‌گاه و نگه داشتن چماق تهدید بر سر نیروهای امنیتی است. مرکز مبارزه با تروریسم در وست پوینت (CTC) در گزارشی اعلام کرد که دستاوردهای نظامی چندان تاثیری نخواهد داشت و بار دیگر داعش باز خواهد گشت مگر اینکه امنیت، حکمرانی موثر و اقتصاد در سرزمین‌هایی که پیش‌تر به‌دست داعش افتاده بود در ریل خود قرار گیرد و اوضاع در آنها بهبود یابد.

پنج شنبه, 15 تیر 1396 21:47

اپلیکیشن‌های بانکی امن‌اند؟

بررسی میزان امنیت ابزارهای مختلف تکنولوژی برای انجام عملیات پرداخت

 
  
اپلیکیشن های بانکی امن اند؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دنیای اقتصاد: به‌نظر می‌رسد طی 5 سال اخیر نظر مردم در استفاده از اپلیکیشن‌ها کاملا عوض شده است. با این حال، استفاده کردن یا نکردن از برنامه‌های مخصوص انجام تراکنش‌های بانکی از سوی کاربران، بستگی به نوع دستگاه مورد استفاده، بانک متصل به اپلیکیشن، شبکه‌ ارتباطی و حتی محتویات داخل گوشی افراد دارد. مرورگرها برای انجام تراکنش‌های بانکی کمی خطرناک هستند؛ چراکه اکثر تروجان‌ها برای سرقت اطلاعات بانکی از طریق مرورگرها طراحی شده‌اند. البته اپلیکیشن‌ها نیز به ‌نوبه‌ خود خطراتی دارند چون بیشتر اپلیکیشن‌های بانکی دارای نقاط ضعف هستند و اینکه گاهی اوقات اپلیکیشن‌های تقلبی و باج‌افزارها نیز در فروشگاه‌های نرم‌افزار دیده می‌شوند. بهترین راه استفاده از سیستم‌های دارای الگوریتم تایید هویت دومرحله‌ای هستند و در صورتی که این سیستم‌ها توانایی ساخت پسورد لحظه‌ای داشته باشند، بهترین گزینه برای استفاده کاربران خواهند بود. با این همه بزرگ‌ترین خطر این است که کاربران بیش از اندازه به ابزارهای بانکداری الکترونیکی اطمینان دارند به همین دلیل شاهد رشد استفاده افراطی از این ابزارها هستیم. در این میان خود بانک‌ها یا سرویس‌های پرداخت نیز بحث‌های مربوط به آموزش کاربران در حفظ امنیت را در اولویت قرار نمی‌دهند به همین دلیل ریسک به خطر افتادن اطلاعات حساب بانکی افزایش می‌یابد هرچند ممکن است با توجه به اقدامات امنیتی تعداد آنها در مقایسه با تعداد تراکنش‌های موفق و بی‌خطر بسیار کم باشد.

 

اپلیکیشن چیست؟

زمانی که در دهه 70 میلادی کامپیوترهای شخصی وارد بازار شدند، «اپ» (Application Programme) یا همان اپلیکیشن‌ها نیز مورد استقبال کاربران قرار گرفتند. با این وجود، در یک دهه گذشته رشد اپلیکیشن‌ها و اپ‌استورها با رشد غیرقابل توصیفی همراه شدند. این اپلیکیشن‌ها با برنامه‌های سنتی ویندوز کمی تفاوت دارند؛ چرا که از فروشگاه‌های آنلاین معتبر خریداری و دانلود می‌شوند. ضمنا این اپلیکیشن‌ها شدیدا تحت نظارت و کنترل فروشگاه‌های آنلاین هستند. در طرف دیگر، برنامه‌های کامپیوتری را می‌توان از هر منبعی خریداری یا دانلود کرد که احتمال دارد برخی از این منابع وب‌سایت‌های آلوده به باج‌افزار باشند و در این صورت تنها راه جلوگیری از آنها آنتی‌ویروس‌های قدرتمند خواهد بود.

زمانی که مایکروسافت ویندوز 8 را برای استفاده روی تبلت‌ها و اسمارت‌فون‌ها بازطراحی کرد، یک سیستم زیرمجموعه برای اجرای این اپلیکیشن‌ها در ویندوز 8 را نیز به‌همراه آن معرفی کرد. این سیستم زیرمجموعه به ویندوز امکان اجرای اپلیکیشن‌های مجازی را که از طریق ویندوز استور دانلود شده بودند، می‌داد. این اپلیکیشن‌ها از برنامه‌های سنتی که روی ویندوز استفاده می‌شوند امن‌تر هستند چرا که کارآیی آنها بسیار محدودتر و قابل کنترل‌تر شده است. امروزه تعداد بسیار کمی اپلیکیشن‌ بانکی برای ویندوز وجود دارد که از نظر سرعت چندان تعریفی ندارند. «مرورگر اج» در ویندوز 10، یکی از همین اپلیکیشن‌هایی است که برای اجرا روی ویندوز طراحی شده بنابراین استفاده از آن برای انجام امور بانکی از طریق ویندوز بسیار مناسب به‌نظر می‌رسد. البته مرورگر کروم شرکت گوگل هم از امنیت بالایی برخوردار است و می‌تواند جایگزین خوبی برای این مرورگر باشد. برخی‌ از افزودنی‌های شرکت‌های امنیتی از جمله Safe Money شرکت کسپرسکی و Safepay شرکت Bitdefender هم می‌توانند امنیت مرورگر هنگام انجام کارهای بانکی را تا حدودی افزایش دهند. مرورگرهای تلفن‌های هوشمند و تبلت‌ها نیز جزو اپلیکیشن‌های تحت نظارت هستند، اما همانند همتاهای ویندوزی خود همچنان ممکن است مورد حمله‌ باج‌افزاها و تروجان‌ها قرار بگیرند.

 

اپلیکیشن‌های بانکی همچنان نامطمئن

اپلیکیشن‌های بانکی در مقایسه با مرورگرها تا حدودی امن‌تر هستند اما همه‌ این اپلیکیشن‌ها لزوما قابل اعتماد نیستند. در مطالعه تخصصی که در سال 2014 انجام گرفت، مشخص شد بیش از 90 درصد این اپلیکیشن‌ها حاوی لینک‌های نا‌امن (آدرس‌های فاقد SSL) هستند و 40 درصد آنها از SSL مجاز برخوردار نیستند. ضمنا 50 درصد آنها در مقابله با حملات «مرد میانی» (Man in the Middle) کاملا آسیب‌پذیر بودند. در این زمینه شاید مهم‌ترین هشدار را به مدیران و مسوولان بخش فنی بانک‌ها و موسسات پرداختی باید داد. امروزه ابزارهای امنیتی مختلفی می‌تواند در شبکه بانکی به کار گرفته شود که اتصال‌های غیر امن را به‌صورت لحظه‌ای شناسایی و مسدود کند.

 

شبکه‌های ناامن

توصیه می‌کنیم که هیچ‌گاه از کافی‌نت‌ها یا از طریق شبکه اینترنت وای فای هتل‌ها، رستوران‌ها، فرودگاه‌ها و درکل مکان‌های عمومی برای انجام عملیات‌های بانکی خود استفاده نکنید چرا که به‌هیچ وجه نمی‌توانید به سالم بودن این شبکه‌ها اطمینان کنید. استفاده از این شبکه‌ها احتمال انجام حملات مرد میانی را تا حد زیادی افزایش می‌دهد. همیشه به‌خاطر داشته باشید که هنگام ورود به وب‌سایت‌ بانک‌ها، قبل از هر چیزی از وجود «https» در ابتدای آدرس سایت مورد نظر اطمینان حاصل کنید. تمامی تجارت‌های آنلاین و خدمات دولت الکترونیکی از وب‌سایت‌های دارای «https» استفاده می‌کنند. لازم به‌ذکر است هنگامی که دستگاهتان را جیلبریک می‌کنید، زنجیره‌های امنیتی هم از بین می‌روند. سیستم‌های امنیتی باید دستگاه‌های جیلبریک شده را شناسایی کنند که متاسفانه 40 درصد این سیستم‌ها فاقد چنین توانایی هستند. زمانی که وارد یک شبکه بانکی می‌شوید، دستگاه شما باید از طریق https یا SSL به بانک گیرنده متصل شود که متاسفانه تشخیص وجود این اتصال کار ساده‌ای نیست. بهترین راه برای اطمینان یافتن از این نوع اتصال، نصب افزونه‌ «HTTPSeverywhere» شرکت EFF است که روی مرورگرهای کروم، فایرفاکس و اپرا قابل اجرا است. این افزونه در صورتی که وب‌سایت مورد نظر شما از https پشتیبانی نکند، به‌صورت خودکار محتویات وب‌سایت و اطلاعات شما را به حالت کدگذاری شده (encrypted) درمی‌آورد.

 

اقدامات جایگزین

برای افزایش امنیت حساب بانکی الکترونیک، کاربران ویندوز 10 می‌توانند از یکی از مرورگرهای خود تنها برای انجام تراکنش‌های بانکی‌‌اش استفاده کنند و برای انجام دیگر فعالیت‌های اینترنتی خود از یک مرورگر مجزا استفاده کنند یا اینکه پس از انجام هر تراکنش‌، کل حافظه کش‌ و کوکی‌های مرورگر خود را پاک کنند. استفاده از یک حساب کاربری جداگانه در ویندوز صرفا برای انجام تراکنش‌ها هم ایده‌ خوبی به‌نظر می‌رسد. راه دیگر این است که از یک آی‌پد استفاده کنید. روی این دستگاه هیچ برنامه‌ای نصب نکنید و از آن تنها برای انجام امور بانکی خود استفاده کنید. این روش یکی از معقول‌ترین و امن‌ترین راه‌های ممکن برای کاربران محسوب می‌شود. امکان هک شدن حساب بانکی شما از طریق آی‌پد نه غیر ممکن بلکه بسیار سخت است.

چهارشنبه, 14 تیر 1396 17:27

رفتارهایی که زنان دوست ندارند !

رفتارهایی که زنان دوست ندارند !

 

اگر می خواهید برای همسرتان شوهر خوبی باشید ، باید بدانید همسرتان از چه کارهایی خوشش نمی‌آید. بعضی کارها به طور کلی برای اکثر خانم‌ها چندان دوست داشتنی نیستند که در این مقاله به آنها می پردازیم.

رومینا سادات تجاره، کارشناس ارشد مشاوره- بخش خانواده ایرانی تبیان
احساسات درونی، فضای مجازی، بی توجهی

 

 

تمام خانم ها چه قبل از ازدواج و چه بعد از ازدواج راجع به همسرشان خیالبافی‌هایی را می‌کنند. اینکه همسرشان بهترین مرد روی زمین هست و همیشه با هم رفتار همراه با محبت را دارند و هیچگاه بین آنها اختلافی ایجاد نمی‌شود. اما باید بدانیم که زندگی همیشه این گونه نیست. 

همیشه این طور نیست که هیچ مشکلی وجود نداشته باشد و همه چیز در صلح و دوستی سپری شود. هیچ انسانی کمال مطلق را ندارد یعنی هیچ انسانی به غیر از ائمه اطهار، وجود ندارد که فقط مثبت باشد و هیچ نقطه ضعفی نداشته باشد. همان طور که ما خانم ها ممکن است یه زمان هایی باعث رنجش خاطر مردان بشویم، مردان هم ممکن است زمان هایی باعث رنجش خاطر زنان بشوند.

 آقای محترم اگر این 6 کار را انجام می‌دهی، بدان رنجش آور هستند!!! 

1. پنهان کردن احساسات درونی 

مردان باید استفاده از فضای مجازی در منزل را مدیریت کنند تا همسرشان حساس به موضوع نشود

2. استفاده زیاد از فضای مجازی 

3. پوشیدن هر روزه ی لباس های مشابه 

4. بی توجهی 

5. بیش از حد به خود رسیدگی کردن 

6. اعتقاد داشتن به این مساله که زنان رانندگان ماهری نیستند 

پنهان کردن احساسات درونی 

ممکن است برای هر مردی این اتفاق بیافتد که زمان هایی بی حوصله هست و حتی حوصله حرف زدن با همسرش را نداشته باشد. این مساله کاملا طبیعی هست و در اصطلاح می‌گوییم این مرد نیاز دارد مدتی را در غار تنهایی خودش باشد. ولی زنان به این مساله بسیار حساس هستند و با دیدن این صحنه که همسرشان در خانه هست ولی حوصله حرف زدن با او را ندارد و در سکوت فرو رفته است، بسیار آزرده خاطر می‌شوند تا جایی که ممکن است با خود به افکار نامطلوبی هم فرو بروند. پیشنهاد ما اینجا این است که اگر مردی به این حالت رسید که روزی یا ساعتی را دوست ندارد در جمع باشد یا دوست ندارد با همسرش باشد، این مساله را پنهان نکند و خیلی راحت و دوستانه با همسرش صحبت کند و علت این اتفاق را برای همسرش بیان کند. معمولا در این زمان ها خانم ها از همسرشان علت بی حوصلگی را می‌پرسند و معمولا مردان پاسخی نمی‌دهند. همین پاسخ ندادن باعث ایجاد دلخوری‌ها می‌شود. اما اگر مرد به همسرش بیان کند که کمی خسته است و هیچ اتفاقی نیفتاده و او را مطمئن کند که مشکلی وجود ندارد، در این زمان خانم هم راحت تر می‌تواند با این اتفاق کنار بیاید. البته بهتر است که این را هم به همسرتان بگوید که چه مدت زمانی را نیاز دارید تنها باشید. فقط توجه داشته باشید که این مدت طولانی نباشد و به بیشتر از چند ساعت نرسد. 

استفاده زیاد از فضای مجازی 

اگر افراد از فضای مجازی به درستی استفاده کنند، فواید بسیاری را می‌تواند داشته باشد. اما اگر استفاده از این فضا، مدیریت نشود می‌تواند برای فرد و زندگیش مضر باشد. اگر متاهل هستید سعی کنید در زمان هایی که در کنار همسرتان هستید زیاد به سراغ فضای مجازی نروید زیرا خانم ها با توجه به اینکه روحیه حساس تری دارند، با دیدن این صحنه که همسرشان مدام در فضای مجازی هست، احساس خطر می‌کنند. پیشنهاد می‌شود اگر هم می‌خواهید در منزل استفاده کنید به این صورت باشد که بعد از رسیدن به منزل در ابتدا به سراغ گوشی های خود نروید و همسرتان را حساس نکنید و اینکه زمان هایی وارد این فضا بشوید که همسرتان هم در کنارتان هست و قرار هست با هم صفحه‌ای را مشاهده نمایید. 

پوشیدن هر روزه ی لباس های مشابه 

معمولا در زمینه لباس پوشیدن، خانم ها مهارت ویژه ای دارند و از تعداد لباس‌های بیشتری برای ست کردن آنها استفاده می‌کنند. اما برخی از مردان خیلی توجهی به ظاهر خود ندارند. این مساله نیز برای زنان می‌تواند بسیار رنجش آور باشد. اگر جزء آن دسته از مردانی هستید که اهل رسیدگی به ظاهر خود نیستند، لطفا از همسرتان کمک بگیرید. 

بی توجهی 

دغدغه خیلی از خانم ها این است همسرشان به آنها بی توجه هست. این زنان ابتدا باید توجه را تعریف کنند. چه کارهایی

مردان حتما باید نسبت به مساله غار تنهایی با همسرشان صحبت کنند

 همسرشان انجام بدهند یعنی توجه گرفته اند؟ زنانی که از همسرشان توجه نمی بینند بسیار آزرده خاطر می‌شوند . اگر می‌خواهید زندگی متاهلی شما به مشکل نخورد، یک راهکار آن این است که از همسرتان بپرسید که دوست دارد در چه زمان هایی از شما توجه ببیند. برای مثال برخی از زنان دوست دارند در میهمانی ها، بر سر سفره غذا، در سفر، در کنار خانواده خودشان و یا همسرشان و ... ، توجه ویژه ای از همسرشان دریافت کنند. اگر شما به عنوان یک مرد بدانید که همسرتان چه نوع توجه و محبتی را تمایل دارد بگیرد، باز یک قدم به خوش بختی نزدیک تر می‌شوند. 

بیش از حد به خود رسیدگی کردن

همان طور که زنان از مردی که به خودش نمی رسد بیزار هستند، از مردانی هم که بیش از حد به خودشان می‌رسند و شیشه ادکلن را روی خود خالی می‌کنند نیز رنجیده می‌شوند. اگر جز آن دسته از مردان هستید که علاقه زیاد به ادکلن زدن دارید برای اینکه حساسیت همسرتان را برافروخته نکنید از شب قبل هر چقدر خواستید ادکلن را بر روی لباستان بزنید و صبح هنگام رفتن بیرون منزل این کار را نکنید و همسرتان را حساس نکنید. بهترین کار این است که به صور کلی مرتب و آراسته باشید ولی بهترین لباس ها و عطرهایتان را در زمانی که با همسرتان هستید استفاده کنید. 

اعتقاد داشتن به این مساله که زنان رانندگان ماهری نیستند

رانندگی کردن نه زنانه هست و نه مردانه. آقای محترم، لطفا اینقدر نگو خب زن است دیگر،  نمی تواند پارک دوبل کند. زنان به این جمله حساس هستند.

چهارشنبه, 14 تیر 1396 17:16

چالش مامانم اینا، مامانت اینا!

چالش مامانم اینا، مامانت اینا!

 

حتما شنیده اید که می گویند ازدواج دختر و پسر تنها پیوند ۲ نفر نیست بلکه پیوند ۲ خانواده است یعنی این که پدر و مادر ما چنان در ما درونی شده اند و پدر و مادر همسرمان چنان در او درونی شده اند که انگار ۲ خانواده با هم ازدواج می کند، نه یک نفر با یک نفر. خانواده‌های ما مهم ترین عامل شکل گیری شخصیت ما بوده اند. همین می تواند پایه به وجود آمدن مشکلات ارتباطی با خانواده همسر باشد.

فرآوری : هدی پاک نهاد – بخش کلوب ازدواج تبیان
خانواده همسر، احترام گذاشتن، ازدواج، کلوب ازدواج، دردسرهای دوست داشتنی

 

 

در حال حاضر جامعه سنتی ما در حال گذار به مدرنیته است و این موضوع خودش را به بغرنج ترین شکل نشان داده است. از یک طرف زوج های جوان امروزی خیلی بیشتر از قبل برایشان استقلال مهم است و ازطرف دیگر پدر و مادرها همچنان می‌خواهند با قوانین نانوشته روزگار خودشان با عروس یا دامادشان رفتار کنند.

در این موقعیت عجیب و غریب احتمال ایجاد چالش با خانواده همسر بیشتر و بیشتر می شود. اما اختلاف با خانواده همسر معمولا از کجا نشأت می گیرد و با آن باید چه کار کرد؟

اختلاف از کجا می آید؟

حتما شنیده اید که می گویند ازدواج دختر و پسر تنها پیوند ۲ نفر نیست بلکه پیوند ۲ خانواده است یعنی این که پدر و مادر ما چنان در ما درونی شده اند و پدر و مادر همسرمان چنان در او درونی شده اند که انگار ۲ خانواده با هم ازدواج می کند، نه یک نفر با یک نفر. خانواده های ما مهم ترین عامل شکل گیری شخصیت ما بوده اند. همین می تواند پایه به وجود آمدن مشکلات ارتباطی با خانواده همسر باشد.

تا وقتی که از لحاظ مالی به خانواده همسرتان وابسته باشید، مجبورید که دخالت های آن‌ها را تاب بیاورید. پس اول سعی کنید که استقلالتان را حفظ کنید و بعد در مقابل دخالت ها موضع بگیرید

نزدیكی و ارتباط با خانواده همسر در نگاه اول و در بدو ازدواج شاید به نظر ترسناك و مشكل بیاید.در اینجا بعضی از نكات اصلی را در ارتباط با خانواده همسر بیان می‎كنیم:

1-احترام بگذارید

بیشترین چیزی که خانواده همسرتان از شما می‌خواهند احترام است. البته احترام گذاشتن اصلا به معنای منفعل بودن و غلام حلقه به گوش بودن نیست اما کافی است که شما گاهی خودتان را جای پدر یا مادر همسرتان بگذارید. کسانی که در درجه اول از یک یا دو نسل قبل از شما هستند. بنابراین دیدشان به دنیا جور دیگری است.

در ثانی یکی از اعضای خانواده‌شان حالا با شما زندگی می‌کند و یک جورهایی خودشان را هنوز مسئول می‌دانند. اگر از این دید نگاه کنید، ‌می‌توانید خیلی از حرف‌های شاید ناراحت کننده آن ها را زیرسبیلی رد کنید.

 2-استقلالتان را حفظ کنید

تا وقتی که از لحاظ مالی به خانواده همسرتان وابسته باشید، مجبورید که دخالت های آن‌ها را تاب بیاورید. پس اول سعی کنید که استقلالتان را حفظ کنید و بعد در مقابل دخالت ها موضع بگیرید. ضمن این که اگر از همان اول و البته با احترام، قوانین خانواده جدیدی را که دارید شکل می‌دهید به خانواده همسرتان اعلام کنید، یا آن را در رفتارهایتان نشان دهید، در درازمدت کمتر با خانواده همسرتان چالش خواهید داشت.

3-رفت و آمدتان را کنترل کنید

طوری نباشید که بعد از عقد همیشه شما را خانه نامزدتان پیدا کنند و روزهای متوالی به خانه خود سر نزنید. اگر رفت‌و‌آمد با خانواده همسرتان بیش از عرف باشد باعث درگیری می‌شود. حتی در دوران عقد، اقامت‌های طولانی مدت شما در خانه پدری همسرتان می‌تواند زمینه دخالت‌های آینده خانواده همسرتان در زندگی شما را فراهم کند.

4-مقایسه نکنید

لطفاً پدر و مادر همسرتان را با پدر و مادر خودتان مقایسه نکنید و پیش روی آنها از پدر و مادر خودتان تعریف نکنید. گرچه به طور معمول و البته متأسفانه از پدر و مادر همسر به خوبی یاد نمی‌شود، ولی آنها بیشتر اوقات انسان‌های خوبی هستند.

لطفاً پدر و مادر همسرتان را با پدر و مادر خودتان مقایسه نکنید و پیش روی آنها از پدر و مادر خودتان تعریف نکنید. گرچه به طور معمول و البته متأسفانه از پدر و مادر همسر به خوبی یاد نمی‌شود، ولی آنها بیشتر اوقات انسان‌های خوبی هستند

به هر حال همین‌ پدر و مادر همسرتان هستند که همسر شما را بزرگ کرده‌اند و به جایی رسانده‌اند که شما تصمیم گرفته‌اید تا آخر عمر در کنارش زندگی کنید و تکیه گاه شما شده است. آنها دیگر خانواده شما هستند و باید آنها را همان‌طور که هستند بپذیرید.

تمایلات طبیعی زن‌ها و مردها به کامل کردن همدیگر، آنها را برای مقابله با چالش‌های زندگی آماده می‌کند. البته هرکسی متفاوت است و هر زوج داستان خاص خود را دارد اما بین همه آنها اشتراکاتی وجود دارد.

بااینکه هرکدام از این جنسیت‌ها حرفی برای گفتن دارند اما مردها معمولاً فایده بیشتری از روابط می‌برند، درمقابل حساسیت و درک خانم‌ها، خصوصیاتی مردانه مثل جدی بودن و قدرت بدنی از خود نشان می‌دهند.

6-والدین هر کس مال اوست!

درست است که پدر و مادر همسرتان از این به بعد حکم پدر و مادر شما را خواهند داشت و شما آن‌ها را مامان و بابا صدا می‌کنید اما آن‌ها هیچ وقت واقعا پدر و مادر شما نمی‌شوند. پس مرزهای ارتباطی را با آن‌ها حفظ کنید و در نزدیک شدن به آن‌ها زیاده روی نکنید. چون مطمئنا اگر مشکلی پیش بیاید در نهایت والدین حق را به فرزند خودشان می‌دهند نه شما. احترام و فاصله‌ را حفظ کنید و مراقب باشید زیاد به آن‌ها نزدیک نشده، زیاده از حد رفت و آمد نکنید و شوخی و راز گویی را با آن‌ها محدود کنید.

7-اولویت با خانواده جدید است

خیلی وقت ها خود زن و شوهرها درباره رابطه با خانواده همسر با هم مشکل پیدا می کنند. یادتان باشد که شما خانواده جدیدتان را تشکیل داده اید و باید هوای همسرتان را داشته باشید البته آن هم با رعایت احترام کامل به پدر و مادر خودتان.


منابع : عصر ایران / دلگرم

چهارشنبه, 14 تیر 1396 16:49

مواحهه با اشتباهات نامزدم !؟

چگونه با اشتباهات نامزدم برخورد کنم؟

 

دختر خانم‌ها و آقا پسرهایی كه تازه عقد كردید یا در شرف ازدواجید باید از همین ابتدای زندگی مشتركتان بیاموزید كه اگر در زندگی تان و در رابطه با نامزدتان دچار اشتباهی شدید چه كارهایی انجام دهید تا شرایط به حالت عادی بازگردد.

بخش کلوب ازدواج تبیان
دوران نامزدی، بخشش، اشتباهات نامزدی،کلوب ازدواج، دردسرهای دوست داشتنی

 

 

بدون شک همه آدم ها هر چقدر هم كه خوب و با تجربه باشند باز هم دچار اشتباهات كوچك و بزرگ می‌شوند. چه بسیار پدر و مادرها و پدربزرگ و مادر بزرگ ها كه پس از سال ها زندگی مشترك با یكدیگر هنوز هم اشتباهات بسیاری می‌كنند و همسرشان را از خود می‌رنجانند.

بدیهی است كه ارتكاب به اشتباهات برای دختر و پسری كه تازه با یكدیگر آشنا شده و عقد كرده‌اند و نسبت به روحیه و اخلاقیات نامزدشان آشنایی چندانی ندارند بسیار بیشتر از افرادی است كه سالهاست با یكدیگر زندگی كرده اند و به قولی چم و خم یكدیگر را به خوبی می‌شناسند.

وقتی نامزدتان به خاطر اشتباهش از شما عذرخواهی كرد، برای بخشش وی خیلی سرسختی به خرج ندهید

دختر خانم‌ها و آقا پسرهایی كه تازه عقد كردید یا در شرف ازدواجید باید از همین ابتدای زندگی مشتركتان بیاموزید كه اگر در زندگی تان و در رابطه با نامزدتان دچار اشتباهی شدید چه كارهایی انجام دهید تا شرایط به حالت عادی بازگردد.

اشتباهات چند گونه اند

اشتباهات كوچك :

اشتباهاتی كه با برخی از اقدامات ساده قابل جبران می‌باشند.

اشتباهات بسیار بزرگ : 

اشتباهاتی كه فرد برای جبران آنها باید بسیار تلاش كند. گاه حتی برخی از این اشتباهات از دید افراد غیر قابل جبران هم می‌باشند.

راه های جبران اشتباهات

پذیرش اشتباه 

اولین مرحله جبران اشتباهات پذیرش خود اشتباه است. فرد باید ابتدا بپذیرد كه كار یا فعالیتی كه انجام داده اشتباه بوده و به همین دلیل نامزدش از وی دلخور است پس باید اشتباهش را جبران نماید.

اقرار به اشتباه

در این مرحله فرد باید به نامزدش بگوید كه متوجه اشتباهش شده است و به دلیل این خطا پشیمان است و دوست دارد كه مورد بخشش او قرار گیرد.

تلاش برای عدم تكرار اشتباه

فرد باید به نامزدش قول بدهد كه همه تلاشش را جبران اشتباهش و عدم تكرار آن خواهد كرد.

سعی كنید بیشتر از آنكه به اشتباه نامزدتان بیاندیشید، خوبی‌هایش را برای خود تكرار كنید. همانگونه كه مرور اشتباه دیگران باعث بیشتر عصبانی شدن می‌شود، مرور خوبی‌هایشان نیز باعث ایجاد محبت بیشتر به آنها می‌گردد

وقتی نامزدتان به خاطر اشتباهش از شما عذرخواهی كرد، برای بخشش وی خیلی سرسختی به خرج ندهید. بدانید كه او با پذیرش اشتباهش و طلب عذرخواهی از شما شجاعت بسیاری به خرج داده و در واقع با این كار غرورش را زیر پاگذاشته است. عدم بخشش شما یعنی له كردن غرور نامزدتان.

رفتار شما در مقابل اشتباهات همسر

اگر نامزدتان اشتباهی كرد و پی به اشتباهش برد و از شما درخواست بخشش داشت حتماً به نكات زیر توجه نمایید:

1-سعی كنید بیشتر از آنكه به اشتباه نامزدتان بیاندیشید، خوبی‌هایش را برای خود تكرار كنید. همانگونه كه مرور اشتباه دیگران باعث بیشتر عصبانی شدن می‌شود، مرور خوبی‌هایشان نیز باعث ایجاد محبت بیشتر به آنها می‌گردد. این كار باعث ایجاد محبت بیشتر در وجودتان شده و بخشش را برایتان راحتر می‌كند.

2- همان اندازه كه بخشش سریع و بی قید شرط نامزدتان مهم است، نحوه برخورد پس از آن نیز بسیار مهم است. اگر نامزدتان را بخشیدید نباید طوری با او برخورد كنید كه حس به رخ كشیدن اشتباه، سركوفت و یا شرمندگی در او زنده شود. البته این به آن معنا نیست كه اصلاً در مورد اشتباهش با او صحبت نكنید. صحبت در مورد این اشتباه را به زمانی مناسب موكول نمایید.

3-سعی كنید با بخشش و برخورد مناسبتان نامزدتان را در اصلاح اشتباهش یاری دهید.


منبع : شمیم

سه شنبه, 13 تیر 1396 13:09

چاشنی همیشگی حمد و شکر !

چاشنی تمام لحظات زندگی!

 

⁠ما معمولا برای رسیدن به اهداف، مقاصد و رفع آنچه به آن در امور دنیوی نیاز داریم به دنبال برآورده شدن آن رفته و از وسایلی برای برطرف شدن آن نیازها استفاده کرده و تا رسیدن به نتیجه آن را ادامه می دهیم. گاه به نامه نوشتن و گاه با خواهش کردن و گاه ... بسته به مقدارِ اهمیت، درخواستمان را مطرح می‌کنیم.

محمد امیری نژاد - کارشناس حوزه
دعا

 

 

در امور معنوی هم داستان از همین قرار است و برای رسیدن به نیازهای معنوی با درخواست و دعا در پیشگاه خداوند زمینه‌ی برآورده شدن آن را فراهم می‌کنیم. چون تا زمانی که درخواستی مطرح نشود، اجابتی هم در کار نخواهد بود. پس ما در هر صورت برای رسیدن به مقصود به خواندن و دعا کردن نیازمندیم.

در هر حالتی دعا چاشنی زندگیمان باشد

دعا همانند سلاحی است در دست مومن و هر که در آن عاجز باشد عاجزترین مردم است. دعا وسیله ایست برای جلوگیری از عقوبت ها و بلاها و کسی که توفیق دعا پیدا کند، از اجابتش محروم نخواهد شد و دعا كلید عطاء و وسیله قرب به خدا و مغز عبادت و حیات روح و روح حیات است. با این اوصاف هر وقت و هر لحظه را باید برای دعا کردن به درگاه الهی غنیمت شمرد و از آن بهره برد. 

خداوند می فرماید ای پیامبر هر گاه بندگان من از من پرسیدند، من نزدیکم و هرگاه مرا بخوانند، دعای دعا کنندگان را اجابت می کنم (بقره: 186). سزاست که انسان پروردگار خویش را در هر حالتی بخواند و از یاد او غافل نشود؛ در غم و شادی، در سختی و آسانی، در رفاه و تنگ دستی ... و خلاصه در تمام اوقات در دعا و خواهش از خدا مداومت داشته باشد. بعضی از ما انسان ها هنگام دشواری ها دست به دعا بر می داریم اما همین که خداوند متعال مشکلمان را حل می کند همه چیز را فراموش می‌ کنیم به طوری که انگار اصلاً سختی ‌ای در کار نبوده و در آسایش کامل به سر بوده ایم.

چه زیباست که انسان همیشه و همه جا در سختی و راحتی در غم و در شادی در مقام شکر معبود خویش لب به شکر بگشاید و شکرگزاری را سرلوحه ی کارش قرار دهد که بسی دلپذیر و از عبد پذیرفتنی تر است.

درخواستی از جنس سپاسگزاری 

امام زین العابدین در دعای ابوحمزه (دعایی که توفیق ارتباط بیشتر با این دعای ارزشمند را در شب های ماه مبارک رمضان داشتیم) به گونه ای با معبود خویش دلبری می کند که حتی خواسته ای را که در طلب آن قدم بر می دارد، در قالب حمد و سپاس مطرح می نماید. 

حضرت می فرماید: « سپاس خداى را كه می خوانمش و او جوابم را می دهد، گرچه گاهى كه او مرا مى خواند سستی مى كنم، و سپاس خداى را كه از او درخواست مى‌كنم و او به من عطا مى نماید، گرچه بخل می ورزم هنگامى كه از من قرض بخواهد، و سپاس خداى را كه هرگاه بخواهم براى رفع حاجتم صدایش كنم، و هرجا كه بخواهم براى راز و نیاز با او بی پرده خلوت كنم و او حاجتم را برآورد، سپاس خداى را كه غیر او را نمی‌خوانم، كه اگر غیر او را می خواندم دعایم را مستجاب نمی كرد. 

امام نگاهی کاملاً مثبت و شاکرانه دارند، نه منفی و شاکیانه. از خدا شکایت نمی کند بلکه به خدا شکایت می نماید. نگاهش به سوی خدا بسیار امیدوارانه است و از این رهگذر، پیوسته حمد و سپاس را چاشنی دعا قرار می دهد و می فرماید: «سپاس خداى را كه به غیر او امید نبندم، كه اگر جز به او امید مى بستم نا امیدم می نمود، و سپاس خداى را كه مرا بخویش وا گذاشت، از این رو اكرامم نمود، و به مردم وا نگذاشت تا مرا خوار كنند، و سپاس خداى را كه با من دوستى ورزید، درحالى كه از من بى نیاز است، و سپاس خداى را كه بر من بردبارى مى كند تا آنجاكه گویى مرا گناهى نیست! پروردگارم ستوده ترین موجود نزد من بوده و به ستایش من سزاوارتر است.» 

ای خدا شکر من در مقابل نعمت های بزرگ تو بسیار ناچیز و حمد و ثنای من در قبال اکرام و عنایتت بسی ناقابل است و نعمت انوار مرا بیاراسته به زیورهای مجلل و لطائف جود و کرمت تاج عزت بر سرم نهاده و احسان های تو رشته ی علاقه ای و طوق های شرافتی بر گردنم افکنده که دیگر گشوده نگردد. آنقدر نعمت های تو زیاد است که زبانم از شمارش نا توان و به حدی زیاد است که فهمم از درکش قاصر است ... پس من چگونه توانم شکر آن نعمت ها را بجا بیاورم و حال انکه شکر تو گفتن شکری بر آن لازم است پس من هر چه شکرت گویم بر آن باید تو را نیز شکری دیگر گفت ... ستایش مخصوص توست بر آزمایش و ابتلای نیکویت. (مناجات خمس عشر امام سجاد علیه السلام)

سزاست که انسان پروردگار خویش را در هر حالتی بخواند و از یاد او غافل نشود؛ در غم و شادی، در سختی و آسانی، در رفاه و تنگ دستی ... و خلاصه در تمام اوقات در دعا و خواهش از خدا مداومت داشته باشد. بعضی از ما انسان ها هنگام دشواری ها دست به دعا بر می داریم اما همین که خداوند متعال مشکلمان را حل می کند همه چیز را فراموش می‌ کنیم به طوری که انگار اصلاً سختی ‌ای در کار نبوده و در آسایش کامل به سر بوده ایم.

 

فتح بابی برای شکرگزاری

سپاس خدا را به جمیع اوصاف کمالیه اش بر تمام نعمت های بی شمارش، سپاس خدا را که در ملکش هیچ ضد و مخالفی ندارد و در امر و فرمانش خصمی کشمکش نتواند، سپاس خدا را که در آفرینش او را شریک نباشد و در بزرگی و بزرگواری او را مانند نیست. سپاس خدای راست که امرش در خلق نافذ و اوصافش آشکار و بر مجد و بزرگواریش به لطف و کرمش پدیدار است....

سپاس خدا را بر حلم او پس از عملش و ستایش خدا را بر عفو او پس از قدرتش و ستایش خدا را بر عفو او پس از قدرتش و بر حلم و بردباری طولانی او در مقام غضبش... سپاس خدا را که چون او را ندا کنم جواب دهد و هر عیب و نقص را بر من بپوشاند در حالی که مرتکب معصیت او هستم و مرا نعمت بزرگ می بخشد و شکرش نمی گزارم ... سپاس مختص خدایی است که پرده ای که او نهد کَس نَدَرد و دری که او بگشاید کس نبندد. 

بند بند این دعاها شاکرانه است نه شاکیانه و چه زیباست که انسان همیشه و همه جا در سختی و راحتی در غم و در شادی در مقام شکر معبود خویش لب به شکر بگشاید و شکرگزاری را سرلوحه ی کارش قرار دهد که بسی دلپذیر  و از عبد پذیرفتنی تر است. 

کلام آخر

آدمی و بالاخص مومنین بدون تردید برای رسیدن بهمقاصد اخروی محتاج دعاییم. اما این دعا البته سزاوار است که از روی شکر و سپاسگزاری و به تعبیری شاکرانه باشد و نه از روی شکایت و گلایه و شاکیانه... 


سه شنبه, 13 تیر 1396 13:03

نسیان در پیامبران !

 

آیا پیامبران دچار فراموشی می شوند؟

 

چگونه می گویید پیامبران دچار فراموشی نمی شوند در حالی که قرآن می گوید موسی و همسفرش که یوشع بن نون بود و او هم پیامبر بود ماهی خود را فراموش کردند (نسیا حوتهما کهف 61)

بخش اعتقادات شیعه تبیان
عصمت پیامبران

 

 

موسی علیه السلام به دستور الهی مامور شد که به نزد خضر برود و از او مسائلی را فرا گیرد .

موسی و همسفرش راهی سفر برای یافتن خضر شدند ،در بین راه ماهی که به عنوان غذا برای خود آورده بودند فراموش کردند .

قرآن نقل می کند؛ « به خاطر بیاور هنگامی که موسی به دوست خود گفت من دست از طلب بر نمی دارم تا به محل تلاقی دو دریا برسم ، هر چند ، مدت طولانی به راه خود ادامه دهم، هنگامی که به محل تلاقی آن دو دریا رسیدند ، ماهی خود را فراموش کردند ، و ماهی (که هنوز جان داشت) راه خود را درپیش گرفت (و روان شد) .هنگامی که از آنجا گذشتند موسی به یار همسفرش گفت غذای ما را بیاور که از این سفر خسته شده ایم ، او گفت به خاطر داری هنگامی که ما به کنار آن صخره پناه بردیم (و استراحت کردیم) من در آنجا فراموش کردم که جریان ماهی را بازگو کنم، این شیطان بود که یاد آن را از خاطر من برد و ماهی به طرز شگفت انگیزی راه خود را در دریا پیش گرفت.» (کهف 60-63)

حال سوال این است که مگر پیامبران از سهو کردن و فراموشی در امان نیستند ❕پس چگونه موسی  ماهی را فراموش کرد (نسیا حوتهما)

برای پاسخ باید توجه داشت که فراموش کننده همسفر موسی بود نه خود موسی و در آیات بالا هم دیدیم که دوست موسی افتادن ماهی به دریا و زنده شدن و حرکت او را دیده بود و تصمیم داشت که این مساله را با موسی در میان بگذارد ، ولی فراموش کرد .

و اگر در جمله (نسیا) فراموشی به هر دو نسبت داده شده است از قبیل نسبت دادن کار فرد به گروه است که بسیار رائج است چنان که عرب می گوید « نسی القوم » فلان قوم فلان مساله را فراموش کرد در حالی که تنها برخی از افراد آن قوم بوده اند که چنین فراموشی به آنها دست داده بود نه تمام قوم . (الالهیات ،ج3 ص532)

در روایتی از پیامبر گرامی نقل شده است که فرمود؛ « هنگامی که ماهی حرکت کرد و به دریا افتاد ، و راه خود را در پیش گرفت ، موسی در خواب بود ، و دوستش (که این ماجرا را دیده بود) نخواست موسی را بیدار کند و ماجرا را بگوید ، و بعد از بیداریش فراموش کرد که جریان را به او بگوید ، و لذا یک شبانه روز دیگر به راه خود ادامه دادند ، سپس دوست موسی ماجرا را به خاطر آورد و بازگو کرد ، ناچار آنها به مکان اول که ماهی در آب افتاده بود بازگشتند.» (تفسیر مراغی ج15 ص174)

ممکن است اشکال کنید که همسفر موسی یوشع بن نون وصی او بوده  که او هم پیامبر است بنابراین چگونه ممکن است این فراموشی برای او حاصل شود و این فراموشی را هم به شیطان نسبت داده است .مگر شیطان می تواند سبب فراموشی انبیاء شود.

برای پاسخ این اشکال هم باید توجه داشت که قرآن از نام همسفر موسی سخنی به میان نمی آورد و تنها در برخی روایات آمده است که او یوشع بن نون بوده است. (تفسیر عیاشی ج2 ص330)

که این روایات مرسل و ضعیف هستند .

اگر از این اشکال هم چشم بپوشیم و قبول کنیم که همسفر موسی ، یوشع بن نون بوده است باز هم باید توجه کرد که به پیامبری رسیدن یوشع بن نون در زمان آن حادثه ثابت نیست و ممکن است یوشع سال ها پس از آن حادثه به پیامبری و وصایت موسی دست یافته باشد .

و هیچ منع عقلی ندارد که فردی که هنوز به پیامبری نرسیده است قبل از نبوت ، در برخی امور روز مره زندگی دچار فراموشی شود و این فراموشی هم ناشی از شیطان باشد اما پس از برگزیده شدن و رسیدن به مقام نبوت ، گرفتار هیچ گونه سهو و نسیانی حتی در امور روز مره زندگی نمی شود و شیطان نیز هیچ گونه نفوذی به او نخواهد داشت .


منبع:
کانال تلگرام پرسمان اعتقادی

 

تشریح خانه یـکی از شـاهکارهای عالم خلقت

 

مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتاوان‌ او‌ هن‌ البـیوت لبـیت العـنکبوت لو کانوا یعلمون(سوره عنکبوت آیه 41) «کسانی که غیر خدا را ولی‌ خود قرار داده ‌اند همچون عنکبوتند کـه خانه ‌ای برای خود اختیار کرده و سست- ترین‌ خانه ‌ها؛ خانه عنکبوت است‌ اگر‌ بـدانند.»

 
لانه عنکبوت

 

 

پروردگار عالم در طی آیـات قـرآن مثل های بسیاری زده و حقایق برجسته ‌ای را در لباس مثل بیان فرموده است. قرآن یک دعوت عمومی، و یک ندای توحید جهانی است قرآن پیشرو و الهام ‌دهنده ی‌ کلیه ی طبقات اجتماعی انسان است، باید طوری باشد که هـمه ی مردم بتوانند از آن استفاده کنند.

آنهایی است که با چشم مـی ‌بیند و یـا با گوش می شنود، و یا با دست لمس می کند. لذا مطالب دقیق و پیچیده‌ وقتی‌ در مثل لباس ریخته شود با افکار همه نزدیک می گردد، و هر کسی به فرا خور فهم و نیروی فکر خود می تواند از آنها بـهره‌ مند گـردد.

آن گـروهی کـه بر غیر خدا تکیه کرده ‌اند؛بر غـیر خدا اعـتماد نـموده‌اند، نـجات‌دهنده از مـشکلات را غیر خدا‌ می دانند‌ مـثل آنـان مثل عنکبوت است که با تارهای زیادی برای خود لانه درست می کنند حقا که سست‌ ترین خـانه لانـه ی عـنکبوت است

از جمله مثل های قرآن مجید مثلی است که در سوره‌ عنکبوت‌ بیان‌ شده است که یک جهان سخن‌ در‌ یک‌ جمله ساده و شیرین بیان شده است. آنجا که می فرماید: «کسانی که غیرخدا را ولی (و پشتیبان) خـود قـرار دهـند همچون عنکبوتند که خانه ‌ای‌ بـرای‌ خـود‌ انـتخاب کرده و سست ‌ترین خانه ‌ها خانه ی عنکبوت است اگر‌ بدانند‌»

سپس می فرماید: و تلک الامثال نضربها للناس و ما یعقلها الا العالمون

یعنی مردمان فهمیده و عـاقل ،بـه حقیقت ایـن مثل ها می رسند! آری‌ بزرگتری‌ درس‌ توحید و خداشناسی بـا هـمین مثال ساده بیان شده است،و همین‌ آیه به تنهائی می تواند برنامه ی کامل سعادت را برای ما تنظیم کند، که اگـر مـفاد آن را اجرا کنیم‌، یک‌ فرد‌ موحد واقعی و خوشبخت و سعادتمند خواهیم بـود.

اینک توضیح مثال مزبور

1- ما‌ تصور‌ می کنیم که بشر نیرومندترین موجودات روی زمین است که با آن قدرت خداداد، مـالک ایـن‌ عـرصه‌ شده‌ و بر اوج آسمان ها و قعر دریاها و صفحه ی بیابانها حکومت می کند، درحالی ‌که بـا ایـن‌ قدرت‌ و نیرو‌ یکی از موجودات ضعیف و ناتوان بشمار می رود، چنانکه قرآن کریم این مطلب را در‌ سوره ی نساء‌ آیـه 32 گـوشزد فـرموده است: و خلق الانسان ضعیفها (بشر ضعیف و ناتوان آفریده شده است‌) زیرا‌ انـسان در زنـدگی خـود به وسایل و ابزار بیشماری نیازمند است که بسیاری از موجودات‌ آن‌ نیازمندی ها‌ را ندارند، از نظر خوراک و پوشـاک، مـحیط و شـرائط زندگی با سائر جنبندگان فرق فاحشی‌ دارد‌،انسان همیشه در یک شرائط مخصوص با اغذیه و لبـاس ‌های مـعینی می تواند زیست کند‌، درحالی ‌که‌ بقیه ی‌ جانداران دامنه ی احتیاجاتشان این قدر وسعت ندارد.

2- یگانه وسـیله و عـاملی که انـسان را به عالم دیگر متوجه می سازد‌ و وادار‌ می کند که بشر تکیه ‌گاهی برای خود در مشکلات اختیار کند، هـمان احـتیاج‌ شدید‌ و توسعه‌ دامنه وسائل زندگی او است که مختصری تغییر و کم و زیاد آن بدبختی ها را در دنـبال‌ دارد‌.

مـثلا‌ حـرارت یکی از وسائل زندگی انسان است اگر درجه ی حرارت از حد‌ معمول‌ و لازم پائین‌تر بیاید سرما هـمه را خـشک می ‌کند و اگر درجه ی حرارت بالا برود گرما مغز‌ را‌ آب می کند، زندگانی انسان بـه وسیله ی هـمین دسـتگاه تنفس است و در فشار مخصوصی‌ می تواند‌ از هوا استفاده کند ؛کم و زیاد فشار‌ هوا‌ ممکن‌ است به حیات انـسان خـاتمه دهد.

همچنین بقیه ی وسائل‌ زندگی که هرکدام با مختصر تغییر انسان را به لبه پرتـگاه نیستی می کشاند، از‌ همه‌ گذشته حوادث و بلاهائی همیشه در‌ کمین‌ انسان است‌ که‌ این‌ شیر نیرومند و قهرمان قـدرت را مـانند‌ پر‌کاه به هر سو می برد. همین ضعف و ناتوانی انسان است که توجه او‌ را‌ بـه پیـدا کردن یک تکیه ‌گاه جلب‌ می کند، تا در مـواقع‌ بـدبختی‌ به او پناه ببرد.

تکیه‌گاه های گوناگون‌

تا‌ اینجا و در تـمام ایـن مقدمات مردان موحد و غیر موحد یکسانند، همه با صدای رسا‌ می گویند‌ باید بشر به یک مـبدأ قدرتی‌ متکی‌ باشد‌ تا در مـشکلات‌ و حـوادث‌ سخت زنـدگانی به آن پنـاه‌ ببرد‌ ولی در اینجا این دو دسته از هم جـدا شـده و دو راه مختلف را‌ می پیمایند‌ و بالنتیجه دو جمعیت متضاد را تشکیل‌ می دهند‌:

دستهء اول‌: اشخاصی که‌ راه‌ را گم کـرده و به یکی‌ از موجودات ضعیف یا ضعیف تر از خود پنـاه می برند، گاهی به دنبال مـال و گـاهی به دنبال مقام‌ و شخصیت‌ می روند، گـمان مـی کنند که مال و مقام‌؛ فرزند‌ و عشیره‌ می تواند‌ آنان‌ را واقعاً در‌ مشکلات‌ یاری دهد غافل از آنـکه بـسیار می شود که همین ها مشکلات تـازه ‌ای را فـراهم مـی آورند!

افرادی هستند که تکیه‌گاهی جز ذات مقدس خـداوند که تمام دستگاه‌ها و نـظامات و سـازمانهای جهان‌ هستی‌ در‌ قبضه قدرت او است، ندارند‌ و تمام‌ قدرت های‌ انسان و غیر انسان را در برابر قدرت او ناچیز دانسته، و اراده او را بر تمام نافذ می دانند. اینها همان افرادی هستند که‌ قرآن‌ و کتاب‌ های‌ آسمانی سعادت و نجات آنان را ضامن شـده است‌؛ آنها‌ بر یک تکیه‌ گاه استوار و محکم و غیرقابل زوال تکیه کرده‌اند

در صفحات‌ تاریخ‌ سـطور‌ بـرجسته ‌ای به چشم ما می خورد کـه چـه‌ بسا ثروتمندان‌ بزرگ‌، زورمندان‌ گردنکش‌ و قوی‌ پنجه‌: سلاطین و امراء نیرومند،بزرگان عشیره و قبیله صاحبان ثـروت های بـیشمار؛ وقتی طوفان های حوادث به سوی آنها مـتوجه شـد کوچکترین مـقاومتی از خـود نـتوانستند نشان بدهند؛ و در برابر حـوادث تسلیم‌ و نابود گشتند.

قرآن کریم در آیه ی فوق برای جهانیان چنین پیام فرستاده است که: آن گـروهی کـه بر غیر خدا تکیه کرده ‌اند؛ بر غـیر خدا اعـتماد نـموده‌اند،نـجات ‌دهنده از مـشکلات را غیر خدا‌ می دانند.‌ مـثل آنـان مثل عنکبوت است که با تارهای زیادی برای خود لانه درست می کنند حقا که سست‌ ترین خـانه لانـه ی عـنکبوت است

تشریح لانه عنکبوت و شمه‌ای از وضع زندگی آن

خـانه‌ عـنکبوت یـکی از شـاهکارهای عالم خلقت است و کیفیت خانه ‌سازی او در خور دقت و تدبر می باشد. خانه‌ های تمام عنکبوت ها از کوچک و بزرگ یکنواخت است، و این‌ خود‌ دلیل بر قدرت فوق العاده ‌ای است‌ که‌ آفریدگار متعال در وجـود آن نهاده است.

تارهای عنکبوت:هر تار عنکبوت (اگر تعجب نکنید) از هزاران تار فوق العاده نازک ساخته شده است‌ و آن همه‌ تارهای باریک دست بدست‌ هم‌ داده این تارها را تشکیل می دهند. این جـنبنده ی نـاتوان بدون اینکه با چشم خود نگاهی کند، به وسیله پاهای عقبی خود تمام تارها را می ‌تند و با اینکه به نظر می رسد که در‌ کار‌ خود تنبل است ولی اگر موقع غروب قسمتی از تارهای خـانه او بـریده شود،تا طلوع آفتاب تمام قسمت های آسیب دیده را مرمت می کند.

گاهی چوب کوچک و یا سنگی روی‌ تارهای‌ خود می گذارد‌ که از تحریک باد مـصون بـماند، و بسیاری از اوقات مواد صمغی از درخـتان مـی گیرد و تارهای خود را‌ با آن آلوده می سازد تا در نقاطی که بهم اتصال دارند‌ بهم‌ بچسبند‌ و هرموقع مگس روی آن بنشیند، همین چسبندگی از پرواز او جلوگیری می کند، هرموقع مگسی را در دام ‌‌خود‌ بیفکند فـورا آن را با نیش خود کـه دارای سـم مخصوصی است می کشد و یا‌ نیمه‌ جان‌ می افکند، ولی از نیش و سم زنبور می ترسند،لذا اگر زنبور بدام او افتد فوراً تارهائی‌ را تنیده و دست و پای زنبور را به وسیله ی آن می‌شکند، همینکه از حرکت افتاد‌ و اطمینان پیدا کرد که‌ بی جان شـده است،از بدن او تغذیه می کند.

وضع خانه ‌سازی عنکبوت

عنکبوت هنگام خانه ‌سازی نقطه ‌ای را به عنوان مرکز اتخاذ می کند. سپس تارهائی را دور آن مرکز بصورت شعاع های دایره تنیده و آنها را‌ به جای ستون قرار می دهد،بعداً تارهائی بـر عـرض آنها تـنیده و آن دو را باهم پیوند می دهد و فواصل این تارها از نظر تساوی و دقت مانند یک تور ظریف صیادی است ولی با‌ ایـن همه‌، هیچ خانه سست ‌تر از آن نیست، در مقابل یک قطره آب تاب مقاومت ندارد، در بـرابر یـک نـسیم ملائم از جا کنده می شود، بوسیله یک شعله مختصر آتش، یا گرد و غبار‌، سازمان‌ خانه او از هم می پاشد و بدست عـدم ‌ ‌سـپرده می شود.

خانه‌ای که گرد و غبار، نسیم ملائم، شعله مختصر آن را ویران سازد پیدا است تـا چـه انـدازه سست است. بعقیده قرآن مجید همه‌ دستگاه‌ عالم، تمام این وسائل مادی بدون تکیه به خدا مانند همین خانه عنکبوت است.

دسته دوم: افرادی هستند که تکیه ‌گاهی جز ذات مقدس خـداوند که تمام دستگاه‌ها و نـظامات و سـازمان های جهان‌ هستی‌ در‌ قبضه قدرت او است، ندارند‌ و تمام‌ قدرت های‌ انسان و غیر انسان را در برابر قدرت او ناچیز دانسته، و اراده او را بر تمام نافذ می دانند. اینها همان افرادی هستند که‌ قرآن‌ و کتاب‌ های‌ آسمانی سعادت و نجات آنان را ضامن شـده است‌؛ آنها‌ بر یک تکیه‌ گاه استوار و محکم و غیرقابل زوال تکیه کرده‌اند.


منبع: درسهایی از مکتب اسلام » اسفند 1338، سال دوم - شماره 3 (صفحه 45)

سه شنبه, 13 تیر 1396 12:30

کیمیای کنجکاوی !

 DEN-1106910

نویسنده: کارل استایب

مترجم: سیدحسین علوی لنگرودی

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

قسمت سی و پنجم

یادم نمی‌آید چه موقع این عبارت زیبا را شنیدم که «فقط آدم‌های خسته کننده، خسته می‌شوند.» این حرف را کاملا قبول دارم. هنگامی که ما متفاوت و جالب دیدن چیزهای کوچک را فراموش کنیم، ‌به‌طور حتم شادیمان را از دست خواهیم داد. چرا باید لذت‌های کوچک و ساده‌ای که می‌تواند همکارانمان را بخنداند فراموش کنیم و به جای آن به عوامل نگران‌کننده و منفی بپردازیم؟ بهترین زمان برای جست‌وجوی کنجکاوی، درست زمانی است که دچار نگرانی و دلهره می‌شوید. بسیاری از ما فکر می‌کنیم که باید از قدرت کنجکاوانه و جست‌وجوگرانه خود فقط برای حل مشکلات کاری مثل فروش، حسابداری و بازاریابی استفاده کنیم؛ حال آنکه چنین نیست و می‌توانیم از این قدرت بی کران برای تمام مشکلات جسمی و روحی خود بهره‌گیریم.

 

کنجکاوی‌ها از احساساتمان سرچشمه می‌گیرند

کنجکاوی راه حلی درخشان و ایده‌آل برای رفع خستگی و کسالت از کار و سرزندگی در محیط کار به شمار می‌آید. می‌توانید با پیوند زدن ایده‌های گوناگون موجود در زندگی کاری‌تان و پل زدن بین آنها، ‌به راه‌حل‌های خلاقانه دست یابید. یادم می‌آید یک بار پس از پایان یک جلسه پراسترس، گردنم به شدت گرفت و تا شب آن گرفتگی از بین نرفت. می‌توانستم منتظر گذشت زمان و خوب شدن تدریجی آن باشم؛ اما تفکر خلاقانه و سرچشمه گرفته از کنجکاوی ام به من کمک کرد با امتحان کردن درمان‌های مختلف، خیلی زود از آن درد خلاصی یابم. سعی کردم با آرامش کامل روی صندلی‌ام تکیه دهم و از سایر همکاران خواستم برای حل مشکلم هر چه به ذهنشان می‌رسد، ‌پیشنهاد دهند.پس از آن بود که چند پیشنهاد جالب و خلاقانه را دریافت کردم و با به‌کار گیری آنها خیلی زود سلامتم را به دست آوردم. به عقیده من مهم‌ترین بخش و عنصر کنجکاوی ‌عبارت است از جذب و پردازش ایده‌ها و راه حل‌های موجود و نه رسیدن مستقیم و سریع به راه حل.

 

ایده، آزمایش، تعدیل و تکرار

چندی بعد، گردن درد دوباره به سراغم آمد و کسی در اطرافم نبود که از او نظر بخواهم. بنابراین خودم دست به‌کار شدم و به موسیقی گوش کردم، روی صندلی‌های مختلفی نشستم، ماساژ درمانی را امتحان کردم، اما هیچ کدام موثر واقع نشد تا اینکه یک روز به کتابخانه رفتم و کتابی درباره یوگا و تاثیر مثبت آن بر بدن انسان امانت گرفتم. در آن کتاب خواندم که با دور نگه داشتن آرنج از بدن و تغییر زاویه قرار گرفتن آن در برابر گردن می‌توان بر درد گردن غلبه کرد. من نیز چنین کردم و خیلی زود به نتیجه رسیدم. در آن کتاب توصیه‌هایی برای جلوگیری از تکرار گردن درد ذکر شده بود که با رعایت آنها برای همیشه از این درد رهایی یافتم.هر کدام از شما ممکن است از برخی دردهای جسمی و روحی رنج ببرید، اما بدانید این خود شما هستید که باید کنجکاوی تان را فعال کرده و راه حل مناسبی را بیابید. مطمئن باشید که هیچ چیز را نمی‌توان بدون جست‌وجو و تلاش انجام داد و پس از همین کنجکاوی‌ها و ماجراجویی‌هاست که احساس شادی در محل کار به سراغ شما خواهد آمد.

 

منبع: کتاب Work Happy Now

 
بر چه مبنایی کارکنان را ارتقا دهیم سابقه یا استعداد؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: Liz Ryan

مترجم: مریم مرادخانی

مشاور عزیز،

در اکتبر گذشته، سِمت مدیریت کنترل شرکت را پذیرفتم. پیش از آن در واحد دیگری کار می‌کردم. وقتی وارد واحد کنترل شدم، یک جایگاه شغلی جدید، تحت‌عنوان «رهبر تیم» در این واحد ایجاد شده بود.با سه نفر از کارکنان همین بخش مصاحبه کردم. یکی از کارکنان که «الیزا» نام داشت، به نظرم شایستگی لازم برای این سِمت را داشت. سایر مدیران نیز از او تعریف می‌کردند و مرا تشویق می‌کردند که به او ترفیع رتبه بدهم. من هم او را انتخاب کردم. از قضا، سابقه کار الیزا از سایر کارکنان بیشتر بود. او حدود 6 سال در این واحد کار کرده بود درحالی‌که دو کارمند دیگر از او سابقه کمتری داشتند. یکی از آنها چهار سال سابقه کار داشت و دیگری تنها دو سال.

 

ما به یک کارمند دیگر برای جایگاه رهبری تیم نیاز داریم. نفر بعدی که «در نوبت» است و از سایر گزینه‌ها سابقه بیشتری دارد، از نظر من برای این سِمت مناسب نیست. نام او «کریس» است و اصرار دارد که او را انتخاب کنم.کریس کارمند شایسته‌ای است، اما نمی‌تواند رهبر خوبی باشد. او همه چیز را به شوخی می‌گیرد، از مسوولیت شانه خالی می‌کند، کوتاهی می‌کند و به نظرم، برای آموزش کارکنان هیچ رویکرد خاصی ندارد. نمی‌توانم او را در جایگاه رهبری تصور کنم و به نظرم او مناسب این جایگاه نیست؛ اما در این شرکت، رسم بر این است که کارکنان بر اساس سابقه کارشان ترفیع رتبه می‌گیرند. این یعنی کسی که سابقه بیشتری دارد در اولویت است.

کریس حدود پنج سال در این شرکت سابقه کار دارد. کارنامه عملکرد او درخشان است. چطور می‌توانم او را رد کنم؟ الیزا در جایگاه شغلی جدیدش عملکرد موفقی داشته است. از او پرسیدم: «اگر کریس را به عنوان رهبر تیم انتخاب کنم، می‌توانی کمک کنی که او را آموزش دهیم؟»او گفت: «این مسوولیت سختی است. من از همکاری با کریس لذت می‌برم؛ اما او از رهبری سر در نمی‌آورد. اگر او انتخاب شود، باید از صفر شروع کند. در تیم ما افراد دیگری هستند که از کریس با استعدادترند.» با منابع انسانی صحبت کردم و آنها گفتند که می‌توانم هر کسی را که می‌خواهم استخدام کنم. هرچند که در سیاست‌های این سازمان، به موضوع ارتقای شغلی بر اساس سابقه کار اشاره‌ای نشده، اما می‌دانم که اگر این سنت را بشکنم، به مذاق کارکنان خوش نمی‌آید و احتمالا از دست من عصبانی خواهند شد. اگر کریس را انتخاب نکنم، بلافاصله این ذهنیت در کارکنان ایجاد می‌شود که برای تجربه و سابقه کار آنها ارزشی قائل نیستم. شما چه توصیه‌ای دارید؟ 

پاسخ:

دوست عزیز، تو باید با کریس و سایر کارکنان صادقانه رفتار کنی. کریس چندین سال در این شرکت فعالیت کرده است. اگر او سال‌ها به دنبال ترفیع رتبه بوده و کسی به او نگفته که چرا نتوانسته ترفیع رتبه بگیرد و کجای کارش ایراد دارد، این اشتباه شرکت شما است.طی این سال‌ها او شاهد این بوده که همکارانش، برای دریافت ترفیع رتبه مدت‌ها انتظار کشیده‌اند تا به جایگاه بالاتری دست پیدا کنند. او می‌داند که معیار مدیران برای اعطای ترفیع رتبه، سابقه کار بوده، بنابراین منطقی است اگر انتظار داشته باشد که حالا پس از چهار سال سابقه، او را انتخاب کنی. اگر قصد داری این سنت را بشکنی و افراد را بر اساس سابقه کار انتخاب نکنی، نباید به احساس خودت درباره توانمندی کریس یا نظر الیزا اکتفا کنی. تو به دلایل محکم‌تری نیاز داری.

صرف‌نظر از نگرانی الیزا، ممکن است کریس این قابلیت را داشته باشد که آموزش ببیند و برای جایگاه رهبری آماده شود. یکی از وظایف تو به‌عنوان مدیر شرکت این است که به همه رهبران تازه‌کار کمک کنی، نه فقط آنهایی که توانایی رهبری در خون آنهاست. تصمیم تو هرچه باشد، باید با کریس صحبت کنی و دلسوزانه به او توضیح دهی که چرا آن تصمیم را گرفتی.در این شرکت، قانون نانوشته‌ای وجود دارد: «کسی که سابقه‌اش بیشتر است، در اولویت است.» کریس هم این اصل را رعایت کرده است. اگر تصمیم گرفتی او را انتخاب نکنی، به او بگو که چه ایرادی در عملکردش وجود دارد و از کسی که رهبری تیم را بر عهده می‌گیرد، چه انتظاراتی داری. شرکت شما نتوانسته شرایط و وظایف این جایگاه شغلی را به درستی برای کارکنان توضیح دهد و حالا تو باید این مسوولیت را بر عهده بگیری.اگر فرد دیگری را برای این جایگاه انتخاب کنی، کریس احتمالا خواهد پرسید: «من سال‌ها برای این شرکت کار کردم و بر اساس سنت همیشگی، من واجد شرایطم. حالا تو آمده‌ای و تمام قواعد و قوانین را تغییر داده‌ای؟ آیا این بی انصافی در حق من نیست؟»

صادقانه بگویم که این منصفانه نیست. اما زندگی همیشه بر وفق مراد ما نیست. در نهایت، تو باید فردی را استخدام کنی که به نظرت عملکرد موفقی خواهد داشت. اگر کریس انتخاب نشد؛ اما مایل بود که برای فرصت‌های بعدی آماده شود، برای او برنامه‌ریزی کن تا به این هدف برسد. او استحقاقش را دارد. برای او لیستی از کارهایی که باید انجام دهد تهیه کن و هر زمان که به حمایت تو نیاز داشت، به او آموزش بده.مطمئن‌ترین راه برای از دست دادن کارکنان با استعداد و تخریب اعتماد به نفس آنها این است که به آنها بگویی: «تو برای ارتقای شغلی آماده نیستی؛ اما نمی‌توانم بگویم که کجای کار تو ایراد دارد. هر وقت احساس کنم که آمادگی داری، به تو خواهم گفت.» پذیرش سِمت مدیریت و شکستن سنت‌ها و قوانینی که سال‌ها در یک سازمان رایج بوده‌اند کار آسانی نیست.نباید انتظار داشته باشی که کارکنانت این تغییر رویه را به این زودی بپذیرند. اگر به آنها نشان دهی که راستگو و قابل اعتماد هستی و موفقیت آنها برایت مهم است، به مرور می‌توانی موافقت آنها را جلب کنی. هر تصمیمی که گرفتی، از کریس حمایت کن. اگر تو و کریس با کمک هم روی این مساله کار کنید، ممکن است در فرصت بعدی به‌عنوان رهبر تیم انتخاب شود.چه کریس را انتخاب کنی چه انتخاب نکنی، جلب اعتماد او مهم‌ترین چالشی است که بر سر راه تو قرار دارد.

منبع: Forbes