ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

وقتی خورشید هم برای علی(علیه‌السلام) تسلیم می‌شود !

 

یکی از وقایع شگفت انگیزی که در تاریخ اسلام گواه بر عظمت و بزرگی امام علی(علیه السلام) بوده، رویداد مهمی به نام «رد الشمس» است.

علی بیرانوند- کارشناس حوزه
رد شمس

 

شرح ماجرای رد الشمس (برگشت خورشید به عقب)

واقعه و رویداد تاریخی "ردّ شمس" علاوه بر منابع شیعی، در منابع اهل سنت نیز مورد توجه و دقت قرار داشته است، به طوری که جای هرگونه شک و شبهه را در خصوص اصل این ماجرا برطرف می کند، برای روشن تر شدن این واقعه بزرگ و مهم در ادامه به شرح این ماجرا می پردازیم. 

کتب روایی و تاریخی واقعه ی «رد الشمس» را در زندگی امام علی (علیه السلام) دو مورد ذکر کرده اند، یک مورد در زمان حیات پیامبر اکرم (صلی الله علی و اله) و دیگر بعد از وفات ایشان.

شیخ مفید واقعه ی اول را در کتاب ارشاد در حالی  نقل می کند که اسماء بنت عمیس و ام سلمه همسر رسول خدا (صلی الله علیه و اله)، و جابر بن عبداللَّه انصارى، و ابو سعید خدرى، و گروهى از اصحاب آن را روایت کرده اند: 

برای پذیرش این روایت باید قائل به این شویم که در این ماجرا نماز حضرت قضا نشده بود؛ بلکه تنها از وقت فضیلت خود گذشته بود و الا اگر این بیان را نپذیریم و قائل به قضا شدن نماز حضرت در آن واقعه شویم در این صورت این روایت با مشکل جدی محتوایی مواجه خواهد بود.

«نقل شده است پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) روزى در خانه خود بود و امام على (علیه السّلام) نیز در خدمت ایشان بودند، در این زمان جبرئیل از جانب خداى متعال به نزد پیامبر اکرم نازل شد و با او به رازگوئى پرداخت، و چون (هنگام رسیدن) وحى بر آن حضرت سنگینى عارض می‌ شد به ناچار به جایى تكیه می كردند، در اینجا نیز چون (وحى) رسید، زانوى امیرالمؤمنین را بالش كرد (و سر خویش را بر آن نهاد) و سر بر نداشت تا خورشید غروب كرد، و امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) (چون نمی توانست سر رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) را بر زمین نهد) نماز عصر را به همان حال نشسته خواند و به ناچار ركوع و سجده آن را با اشاره برگزار كرد، و چون رسول خدا به حال عادى برگشت به امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) فرمود: آیا نماز عصر از تو فوت شد؟ عرض كرد: اى رسول خدا به خاطر شما و آن حالتى‏ كه براى شنیدن وحى به شما دست داده بود نمى ‏توانستم(سر شما را بر زمین نهاده و) ایستاده نماز بخوانم!

پیامبر به او فرمود: خدا را بخوان تا خورشید را برایت باز گرداند و تو نمازت را چنانچه از تو فوت شده ایستاده بخوانى زیرا (اگر در این باره خدا را بخوانى) خداوند دعایت را مستجاب كند، چون تو در حال اطاعت خدا و رسول او بوده‏ اى، پس امیرالمؤمنین (علیه السّلام) برگشتن خورشید را از خداوند درخواست كرد و خورشید بازگشت و در آن جایى از آسمان قرار گرفت كه وقت نماز عصر بود، پس امیرالمؤمنین (علیه السّلام) نماز عصر را دو وقت خواند سپس خورشید غروب كرد، اسماء گوید: به خدا سوگند هنگام غروب كردن صدائى از آن شنیدیم مانند صداى ارّه (هنگام كشیدن) در میان چوب.»[1]

تاریخ ماجرا

علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار قائل به این شده است که این واقع در 17 شوال رخ داده است به همین جهت بیان می دارد: «و یوم ردت الشمس علیه و هو سابع عشر شوال؛[2] و روزی که خورشید برای او بازگشت و آن روز 17 شوال است.»، البته افرادی همچون کفعمی قائل به این هستند که این واقع در 15 شوال اتفاق افتاده است.[3] 

نقل ماجرا در منابع اهل سنت

بسیاری از منابع اهل سنت همین ماجرا را با کمترین اختلافی در کتب خود نقل کرده اند: برای نمونه جناب سیوطی به سند خودش از ابو هریره این چنین نقل می کند: «رسول خدا (صلی الله علیه و اله) در حالی که سرش در دامان علی (علیه السلام) بود به خواب رفت، این در حالی بود که علی نماز عصرش را به جا نیاورده بود تا اینکه خورشید غروب کرد. پیامبر که بلند شد برای او دعا کرد و خورشید بازگشت و علی(علیه السلام) نمازش را به جای آورد.»[4]

کتب روایی و تاریخی واقعه ی «رد الشمس» را در زندگی امام علی (علیه السلام) دو مورد ذکر کرده اند، یک مورد در زمان حیات پیامبر اکرم (صلی الله علی و اله) و دیگر بعد از وفات ایشان

راویان حدیث از علمای اهل سنت

علاوه بر سیوطی افراد بی شمار دیگری از اهل سنت این ماجرا را در کتب خویش نقل کرده اند که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم: 

1-حافظ ابو جعفر احمد بن صالح مصری (بنابر نقل ابو جعفر طحاوی در مشکل الآثار، ج2، ص11).

 2- حافظ ابو بشیر محمد بن احمد دولابی (الذریه الطاهره، ص129)، 

3- حافظ ابو جعفر طحاوی، (مشکل الآثار، ج2، ص11)،

 4- ابو اسحاق ثعلبی،(العرائس، ص 249)

 5- ابو الحسن ماوردی،(اعلام النبوه، ص 132)

علمای اهل سنت علاوه بر اینکه راویان این حدیث بوده اند کتبی نیز در خصوص این واقعه به رشته تحریر در آورده اند. 

حل یک شبهه در خصوص روایت

با توجه به اهمیت و جایگاه نماز در اسلام چگونه ممکن است حضرت اجازه دهد که نماز عصرش قضا شود؟!

جواب شبهه

اول اینکه بر اساس نقل بعضی از کتب، امام علی (علیه السلام) اجازه نداد که نمازش قضا شود از این رو در همان حال نشسته مبادرت به اقامه نماز نمود؛ کما اینکه شیخ مفید در این خصوص نقل کرده است: « فَاضْطُرَّ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع لِذَلِكَ‏ إِلَى صَلَاةِ الْعَصْرِ جَالِساً یُومِئُ بِرُكُوعِهِ وَ سُجُودِهِ إِیمَاءً فَلَمَّا أَفَاقَ مِنْ غَشْیَتِهِ؛[5] على (علیه السلام)_ كه نماز عصر را به جا نیاورده بود بى ‏اندازه _پریشان شد، زیرا نمی توانست سر پیغمبر را از روى زانوى خود بردارد و نمى ‏توانست نماز را به طور معمول به جا آورد، چاره نداشت جز اینكه همچنان كه نشسته است با اشاره ركوع و سجود را به عمل آورد.»

2-عده ای از علما نیز بر این باورند که اصلاً نماز قضا نشده بود بلکه خورشید از زمان فضیلت دور شده بود و لذا حضرت از این ناراحت بود که نماز را در وقت فضیلت به جا نیاورده است و لذا با دعای پیامبر خورشید برمی گردد و حضرت نمازش را در وقت فضیلت اقامه می نماید.[6]

سخن آخر

هر چند که روایات فراوانی در خصوص واقعه «رد الشمس» وجود دارد، ولی بدون شک برای پذیرش این روایت باید قائل به این شویم که در این ماجرا نماز حضرت قضا نشده بود؛ بلکه تنها از وقت فضیلت خود گذشته بود و الا اگر این بیان را نپذیریم و قائل به قضا شدن نماز حضرت در آن واقعه شویم در این صورت این روایت با مشکل جدی محتوایی مواجه خواهد بود؛ چرا که با آموزه های اسلامی و همچنین سنت و سیره اهل بیت (علیهم السلام) که همواره توصیه به نماز اول وقت می نمودند، هم خوانی نخواهد داشت. 


پی نوشت ها: 

[1]. شیخ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۱، ص۳۴5.«أَنَّ النَّبِیَّ ص كَانَ ذَاتَ یَوْمٍ فِی مَنْزِلِهِ وَ عَلِیٌّ علیه السلام بَیْنَ یَدَیْهِ إِذْ جَاءَهُ جَبْرَئِیلُ ع یُنَاجِیهِ عَنِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ فَلَمَّا تَغَشَّاهُ الْوَحْیُ تَوَسَّدَ...»

[2]. بحار الأنوار، ج‏97، ص384. 

[3]. المصباح للكفعمی (جنة الأمان الواقیة)، ص514. 

[4]. الخصال الکبری، ج2، ص324.

[5]. الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج‏1، ص: 345.

[6]. ر. ک: شریف مرتضى، على بن حسین موسوى، رسائل الشریف المرتضی، ج 4، ص 79، دار القرآن الکریم، قم، چاپ ‏اول، 1405ق.

حضرت زهرا(علیهاالسلام) هر روز سر مزار چه کسی می‌رفت؟

 

این لقب به معنای برتری و فضیلت یك شهید بر سایر شهیدان است. چنانكه در برخی روایات دركنار سید ‌الشهداء، افضل ‌الشهداء نیز درباره حسین ‌بن‌ علی‡آمده است.[شیخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص122]

فرآوری: زهرا اجلال- بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

حضرت حمزه

 

 

در بیشتر کتاب ‌های تاریخی و روایی، از حمزه با لقب سیدالشهداء یاد شده است [برای نمونه رک: بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴، ج ۲، ص۳۹۴؛ شیخ صدوق، الخصال، ۱۴۰۳، ج۲، ص۴۱۲، ۵۵۵؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۴، ص۳۷]، اما در بعضی روایات او را با عناوین دیگری خوانده ‌اند، مانند سید شهیدان بهشت،[شیخ صدوق، الخصال، ج ۱، ص۵۷۵] سید شهیدان اولین و آخرین جز انبیا و اوصیا،[کتاب سلیم‌بن قیس، ص۱۳۳ـ۱۳۴؛ شیخ صدوق، کمال‌الدین، ۱۴۰۵، ص۲۶۳ـ۲۶۴] خیر الشهداء،[کتاب سلیم‌بن قیس، ۱۴۲۰، ص۱۳۳؛ طوسی، الغیبه، ۱۴۱۱، ص۱۹۱؛ طبری، ذخائر العقبی، ۱۳۵۶، ص۱۷۶] افضل ‌الشهداء،[کوفی، تفسیر فرات کوفی، ۱۴۱۰، ص۱۰۱؛ شیخ کلینی، الکافی، ۱۳۶۳، ج۱، ص۴۵۰] اسد اللّه و اسد رسوله.[واقدی، المغازی، ۱۹۶۶، ج ۱، ص۲۹۰؛ شیخ کلینی، الکافی، ۱۳۶۳، ج۱، ص۲۲۴؛ شیخ صدوق، الخصال، ۱۴۰۳، ج۱، ص۲۰۳ـ۲۰۴]

لقب سیدالشهدا برای حضرت حمزه به معنی این است که او سید و سرور شهدای زمان خودش بوده است تا زمان شهادت امام حسین؛ و از آن پس امام حسین علیه السلام سید و سرور شهدای همه زمان‌ ها بوده و هست.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) (در شورای شش نفره)، امام حسن (علیه السلام)، امام حسین (علیه السلام) (در کربلا)، و محمد بن حنفیه در سخنان و احتجاجات خود، همواره به این مقام حمزه اشاره کرده و از ملقب ‌شدن حمزه به سیدالشهداء به مثابه یکی از افتخارات بنی هاشم و اهل بیت (علیهم السلام) یاد کرده‌اند.[نهج‌البلاغه، چاپ صبحی صالح، نامه ۲۸؛ طبری، تاریخ، ج ۵، ص۴۲۴؛ شیخ صدوق، الخصال، ۱۴۰۳، ج۱، ص۳۲۰]

لقب سید الشهدا در ابتدا به حمزة‌ بن ‌عبدالمطلب، عموی پیامبر كه در جنگ اُحد به شهادت رسید، عطا شد و از آن پس از حمزه با لقب سید‌الشهداء یاد می ‌شد .[الإصابة، ج2، ص106. متقی هندی،‌ كنزل‌العمال، ج11، ص675؛ سیوطی، الدر المنثور، ج2، ص97]

چرا لقب سید الشهدا؟!

لقب سیدالشهدا برای حضرت حمزه به معنی این است که او سید و سرور شهدای زمان خودش بوده است تا زمان شهادت امام حسین؛ و از آن پس امام حسین علیه السلام سید و سرور شهدای همه زمان‌ ها بوده و هست.

چنانچه سیدة النساء هم به حضرت مریم گفته می‌ شود و هم به حضرت زهرا سلام الله علیها. اما حضرت مریم بانوی زنان زمان خودش بوده و حضرت زهرا سلام الله علیها «سیده نساء العالمین» یعنی بانوی بزرگ همه عالم است.

نامیدن لقب سید الشهدا برای حضرت حمزه ازسوی رسول ‌خدا ˆ، به سبب ایمان بالا و سابقه درخشان، در حمایت از اسلام، یاری و دفاع از شخص رسول ‌خداˆ همواره مورد توجه و علاقه ایشان بود. ایثار و فداكاری‌ های حمزه و همچنین شجاعت فوق ‌العاده او در تاریخ اسلام مشهور است. همچنان كه در جنگ اُحد نیز صحنه‌هایی از این ایمان و ایثار و شجاعت و دلاوری را به نمایش گذاشت. دركنار این فضایل، چگونگی شهادت او و اوج غربت و مظلومیت او نیز در میان شهیدان اُحد و قبل و بعد از آن كم نظیر بوده است.[ابن ‌هشام، السیرة النبویة، ج 3، ص74-76] 

از طرفی در تاریخ است که حضرت حمزه از مدافعان بزرگ و ثابت قدم تا آخرین قطره خون خود بود به طوری که در اوائل رسالت رسول خدا، بعد از حضرت علی علیه السلام و حضرت خدیجه سلام الله علیها چهره حضرت حمزه به زیبایی و قدرت تمام می درخشد. [به نقل از بیانات حجت الاسلام عالی]

از امام محمد باقر(علیه السلام) در تفسیر آیه (مِنَ المُؤمِنینَ رِجالُ صَدَقوا ما عاهَدوا الله عَلَیهِم، فَمِنهُم مَن قَضی نَحبه وَ مِنهُم مَن ینتَظِر وَ ما بَدّلوا تّبدیلا) نقل شده که از مصادیق مهم این آیه حضرت حمزه و جعفر، برادر امام علی علیه السلام می باشد.

اندوه رسول خدا در برابر شهادت شیر خدا

وقتی رسول خدا بر سر جسد حمزه سیدالشهدا رسید و او را با آن وضعیت رقّت ‌بار دید، فرمود: «هرگز به مصیبت (دیگری بزرگ‌تر از مصیبت) کسی مثل تو گرفتار نخواهم شد و هرگز در هیچ مقامی سخت ‌تر از این بر من نگذاشته است:«لن اصابَ بِمِثْلکَ ابَداً، ما وَقَفتُ مَوقِفاً قَطٌّ اَعنیَ…».[تاریخ پیامبر اسلام، دکتر آیتی، ص۳۲۳]

پیامبر (صلی الله و علیه وآله) مدتی در کنار جسد حمزه ایستاد و سپس چنین فرمود: «جبرئیل نزد من آمد و به من خبر داد که در میان اهل هفت آسمان نوشته شده: حمزه بن عبدالمطلب اسدالله و اسد رسوله[تاریخ پیامبر اسلام، دکتر آیتی، ص۳۲۳]؛ حمزه بن عبدالمطلب، شیر خدا و شیر رسول خداست».

در روایتی از باقر است که در ستونی در عرش نوشته شده که اسد الله و اسد رسوال لله .. این لقب شیر خدا بودن برای حضرت حمزه به این علت بود که واقعاً از او حساب می بردند

از حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) روایت کرده‌اند که بر ستونی از ستون های عرش نوشته شده است:«حمزه، شیر خدا و شیر رسول خدا و سید شهداست.» [کلیات منتهی الامال، ص ۱۳۸]

باز از امام محمد باقر(علیه السلام) در تفسیر آیه (مِنَ المُؤمِنینَ رِجالُ صَدَقوا ما عاهَدوا الله عَلَیهِم، فَمِنهُم مَن قَضی نَحبه وَ مِنهُم مَن ینتَظِر وَ ما بَدّلوا تّبدیلا) نقل شده که از مصادیق مهم این آیه حضرت حمزه و جعفر، برادر امام علی علیه السلام می باشد.

حضرت زهرا(سلام الله علیها) بعد از رحلت پدر هر روز سر مزار چه کسی می‌ رفت؟

بعد از وفات حضرت رسول اکرم (صلی الله و علیه وآله)، بی‌ بی دو عالم (سلام الله علیها) مزار حضرت حمزه (علیه السلام) را پناهگاه و مأمن خویش برای ابراز مصایب می‌بیند، به گونه‌ ای که طبق نقل (مستدرک علی الصحیحین، جلد 1، صفحه 377)، هر جمعه حضرت زهرا(سلام الله علیها) بر سر مزار عمویش حمزه می ‌رود و یا طبق نقل کتاب (تهذیب الاحکام، جلد 1، صفحه 465) هر صبح بر سر قبر شهدا و عمویش حمزه می رود.

کلام آخر

به عنوان حسن ختام بحث، در روز شهادت حضرت حمزه علیه السلام، بزرگ مدافع پیامبر اسلام صلی الله و علیه وآله و اسلام عزیز، از راه دور به این شهید در راه دین و حق سلامی عرض می کنیم:

السَّلامُ عَلَیکَ یا عَمَّ رسول الله، صَلَّی الله علیه و آلِه، اَلسَّلام عَلَیکَ یا خَیرَ الشُّهَداء، السَّلامُ عَلَیکَ یا اَسَدُالله وَ اَسَدُ رَسولِه، اَشهَدُ اَنَّکَ قَد جاهَدتَ فِی الله عَزَّ وَ جَلَّ، وَحُدتَ بِنَفسِکَ، وَنَصَحتَ رَسولَ الله وّ کُنتَ فیما عِندَاللهِ سُبحانَهُ راغِباً ، بِاَبی اَنتَ وَ اُمّی.


منابع:

سایت ویکی شیعه

سایت فارس نیوز

سایت پرسمان

سایت اسک قرآن

سمت خدا؛ بیانات حجت الاسلام عالی در رابطه با حضرت حمزه سلام الله علیه

سایت 14 معصوم

زنان خانه‌دار رکورددار فضای‌مجازی!

 

در کل دنیا بانوان، از فضای‌مجازی بیشتر برای سرگرمی و فعالیت‌های اجتماعی و مردان بیشتر برای فعالیت‌های اقتصادی استفاده می‌کنند اما جالب است بدانید رکورددار این حضور؛ بانوان هستند.

فرآوری: آزاده مرنی -بخش ارتباطات تبیان
زنان خانه‌دار رکوردار فضای‌مجازی!

 

امروزه بر همگان آشکار است که  اینترنت در حال دگرگون سازی زندگی خانواده ها می باشد. دامنه این دگرگونی‌ها از مخدوش ساختن مرزهای میان امر جهانی و امر محلی گرفته تا ایجاد مجراهای نوینی برای تعامل و همچنین انجام وظایف شغلی به‌صورت شبکه‌ای و... را شامل می‌شود.

در این راستا "مانوئل کاستلز" (نظریه پرداز حوزه فضای مجازی) معتقد است که: "ارتباطات مبتنی بر کامپیوتر" انقلابی در فرآیند ارتباطات ایجاد کرده است و گسترش اینترنت خود به خلق محیط‌های جدیدی منجر شده که با عمومی شدن این فرصت، زنان نیز با وارد شدن به آن، شکل دیگری از حضور در اجتماع مدرن را تجربه می‌کنند.

در حال حاضر، تغییراتی چون گسترش تامین‌کنندگان خدمات اینترنتی، ورود تکنولوژی‌هایی مثل گوشی و تبلت و همچنین سیم‌کارت‌های تری جی و رایتل، باعث رشد چشمگیر کاربران اینترنتی و حضور آنها در شبکه‌های مجازی شده است. در واقع، طیف وسیعی از مردم، از حضور در این شبکه‌ها استقبال فراوانی کرده‌اند.

با توجه به اینکه زنان ایرانی بخش قابل توجهی از کاربران اینترنتی را شکل می‌دهند و به حضور در فضای مجازی علاقه نشان داده‌اند، در مورد پیوستن آنان به این شبکه‌ها و پیامدهای آن، اخیرا بحث‌های زیادی صورت گرفته است. از همین رو، این مقاله درصدد بررسی چگونگی حضور آنان و پیامدهای آن است.

بانوان پیشتاز حضور در فضای مجازی

در کل دنیا بانوان از فضای مجازی بیشتر برای فعالیت‌های اجتماعی و سرگرمی استفاده می‌کنند. طی چند سال اخیر؛ بانوان بیشتر در فیس‌بوک، تلگرام و اینستاگرام فعالیت می‌کنند و این در حالی است که مردان بیشتر از شبکه‌های اقتصادی استفاده می‌کنند. طبق آخرین آمار منتشر شده، بانوان خانه‌دار در ایران بیشترین مخاطبان فضاهای مجازی را تشکیل می‌دهند.

بی برنامگی در ورود و خروج به تلگرام و دیگر شبکه های اجتماعی مشکلاتی بوجود می آورد که بر همه ی اعضای خانواده اثر نامطلوب می گذارد و اعتیادآور بوده که در نهایت اوقات فراغت با اعضای خانواده و ایجاد فضای صمیمی، خصوصا گفتگوهای محبت آمیز، فرهنگ سازی صحیح و درست را از افراد می رباید.

مفسرینی که نسبت به این پدیده خوش‌بین هستند و حضور در فضای مجازی را فرصتی نوین تلقی می‌کنند. آنها معتقدند که این شبکه‌ها، امکان ارتباطی نوینی است که می‌تواند تعامل‌های یک فرد را تقویت یا تکمیل کند. همچنین آنها باور دارند که ارتباطات مجازی، به‌دلیل تازگی تاریخی این رسانه و بهبود نسبی جایگاه قدرت برای گروه‌هایی از قبیل زنان که از نظر سنتی زیر دست بوده‌اند، ممکن است فرصتی برای معکوس کردن بازی‌های سنتی قدرت در فرآیند ارتباطات فراهم کند. امانوئل کاستلز باور دارد که حضور گروه‌های مختلف جوامع از جمله زنان در این   وسایل ارتباطی جدید، فرصت حضوری نو را فراهم کرده، فرصتی که افراد خود را آن گونه که مایل هستند به دیگران بشناسانند و این جنبه به لحاظ اجتماعی دارای اهمیت است.

دیدگاه دومی نیز از کسانی که نسبت به حضور زنان در شبکه‌های مجازی دیدگاه نقادانه‌ای دارند، وجود دارد. آنها استدلال می‌کنند حضور زنان در این شبکه‌ها، باعث می‌شود که آنها وقت کمتری را به تعامل در دنیای واقعی اختصاص دهند و از این رو این نوع ارتباطات منجر به انزوای اجتماعی می‌شود و از طرفی، این شبکه‌ها عموما در حال تصرف زندگی خانگی است. به‌عنوان مثال در یکی از بیلبوردهای شهر تهران، تصویری از یک خانواده که در یک سمت میز شوهر و فرزند خانواده و در طرف دیگر میز، زن با یک گوشی نشسته است، نصب شده است. وجه مشخصه این تصویر، طویل بودن میز است که بین زن با شوهر و فرزند فاصله ایجاد کرده است. این تصویر حاکی از رویکرد نقادانه به ارتباطات مجازی یک زن است و به صورت ضمنی، معتقد است که ارتباطات مجازی منجر به کاهش روابط خانوادگی شده است و پایه‌های بنیاد خانواده را در معرض خطر قرار می‌دهد.

با کمرنگ‌تر شدن محدودیت‌های دسترسی به اینترنت و همچنین تغییرات رخ‌داده در حوزه‌های اجتماعی، کاربران اینترنتی که در گذشته، محدود به دانشجویان و افرادی با سطح سواد بالا و مشاغل خاص می‌شد، اکنون شامل طیف وسیعی از مردم، از روستاهای کوچک تا کلان‌شهرهایی مانند تهران و از شاغلان گرفته تا زنان خانه‌دار و کودکان و... شده است.

زنانِ غرق در تلگرام

با ورود فضای مجازی و شبکه های اجتماعی تا حدود زیادی جوامع به حالت راحتی درآمده و بسیاری از امور نیز تسهیل گردید. در کنار این تسهیل بیشتر موارد زنان و خانواده نیز دچار دگرگونی های شدند، زنان غرق فضای مجازی و خانواده ها نیز در گیر و دار این فضای افسونگر مجازی به تباهی کشیده شدند.

فضای مجازی ابعاد مختلفی دارد که ابتدا از واژه ی اینترنت شروع شده و در نهایت واژه های دیگری را مثل  واتساپ، وایبر، تانگو، فیس بوک، موبوگرام، فلوگرام  و تلگرام را در خود جای داده است. در این میان نفوذ فرهنگی؛ جنگ نرم و تهاجم دشمن در قالب همین شبکه های اجتماعی شکل گرفته و خانواده ها را به عنوان هدف اصلی نشانه رفته است.

متاسفانه در کنار تمام خوبی های که تلگرام دارد، بدی های زیادی را هم با خود به یدک می کشد، اثراتی به مراتب بدتر از هر مرگ زجرآوری که در گوشی همراه جای گرفته و همواره هم با شخص همراه است. این پیام رسان اجتماعی در ایران به دلیل وجود گوشی همراه برای همه افراد و راحتی استفاده از اینترنت به مراتب خطرسازتر بوده و آسیب های به مراتب سخت تر را برای زنان و در نهایت خانواده ها ایجاد می کند.

با توجه به گستردگی امکانات تلگرام که در اختیار فرد قرار دارد، اگر فرهنگ درست استفاده کردن از این پیام رسان قوی را نداشته باشیم، به راحتی در مسیر توطئه قرار گرفته و دچار آسیب می شویم. تا حدودی لازم است که به صورت کامل با تمام امکانات تلگرام آشنا باشیم تا راه های مقابله با آسیب های احتمالی را بشناسیم، لازم است که زمانبندی مناسب را رعایت کنیم تا وقت گرانبهای خود را هم از دست ندهیم.

 بی برنامگی در ورود و خروج به تلگرام و دیگر شبکه های اجتماعی مشکلاتی بوجود می آورد که بر همه ی اعضای خانواده اثر نامطلوب می گذارد و اعتیادآور بوده که در نهایت اوقات فراغت با اعضای خانواده و ایجاد فضای صمیمی، خصوصا گفتگوهای محبت آمیز، فرهنگ سازی صحیح و درست را از افراد می رباید. پس باید با توجهی بیش از پیش و برنامه ریزی دقیق برای حضور در این فضا، تهدیدها را به فرصت تبدیل کرده و از بروز هرگونه آسیبی جلوگیری نماییم و از آنجایی که خانم ها به طور کلی در جامعه در مقایسه با مردان در برابر اتفاقات آسیب پذیرتر هستند برهمین اساس آثار شبکه های اجتماعی بیشتر متوجه خانمها می شود و سوء استفاده ممکن است این فضا را برای خانمها آسیب پذیرتر کند، که در نهایت با توجه به درگیری زنان با خانواده منجر به تخریب و به یغما کشاندن خانواده ها هم می شود.

باید توجه داشت که فضای مجازی به مانند یک شمشیر دولبه بوده و ارزش های انسانی و آموزه های دینی را با هم تخریب می کند و تمام محتوای ضد اخلاقی و ضد انسانی آن متوجه خانواده و جامعه خواهد شد.


منابع: خبرگزاری ایسنا / دنیای اقتصاد

بررسی آسیبهای اجتماعی/« نابسامانی اخلاق جنسی»/3

دکتر ابهری: روابط جنسی غلط تابعی از سبک زندگی است / دچار شلختگی فرهنگی شده ایم/کشور فاقد بانک اطلاعات آسیب‌های اجتماعی است/ازدواج موقت ترویج و ساماندهی شود
گفتگو از:فرزانه زنگیان/19تیر96
 
 
در سال های اخیر عبارت «آسیب های اجتماعی » را فراوان شنیده ایم و خوانده ایم. آسیب های اجتماعی مقوله ای است که هیچ کشوری در دنیای معاصر از گزند آن مصون نمانده و در جوامع مختلف مصادیق و تبعات خاص خود را داشته است. اما در کشور ما که دارای جمعیت بسیار جوان و ظرفیت تحول پذیری اجتماعی و فرهنگی فراوان است و معمولا ارزش های زندگی سنتی و معیارهای زیست مدرن و امروزی در تقابل با یکدیگر مطرح شده و محل بحث و مجادله می شود ؛ ریشه یابی آسیب های اجتماعی و پیامدهای آن از اهمیت ویژه ای برخوردار می شود. آسیب اجتماعی به هر نوع عمل فردی یا جمعی اطلاق می شود که در چارچوب اصول اخلاقی و معیارهای هنجاری جامعه محل فعالیت کنشگران قرار نمی گیرد و در نتیجه با منع قانونی و یا قبح اخلاقی و اجتماعی روبرومی شود. با این تعریف ، می توان گفت که همۀ ما به نوعی با آسیب های اخلاقی روبرو بوده و در این زمینه مشاهدات و تجربیاتی داشته ایم. پایگاه خبری و تحلیلی الف در نظر دارد سلسله مصاحبه هایی را که با کارشناسان مختلف در زمینۀ بررسی آسیب های اجتماعی مبتلابه جامعه با محوریت موضوع « نابسامانی اخلاق جنسی» انجام شده است به نظر مخاطبین محترم برساند. هدف ما انعکاس واقعیت ها در این زمینه و ریشه یابی و ارایۀ راهکارهای صحیح برای ایجاد مصونیت و ارتقای مقاومت جامعه در مقابل بروز و تشدید آسیب های اجتماعی است و در این مسیر از همفکری و تعامل و تحلیل های تک تک شما عزیزان که به شکل نظر دادن در ذیل مصاحبه ها و یا انعکاس یادداشت های مستقل شما خواهد بود استقبال می کنیم. انچه در ادامه تقدیم می شود گفتگویی است با دکتر مجید ابهری آسیب شناس اجتماعی و متخصص علوم رفتاری.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ساعت ۰۷:۰۰



آقای دکتر جامعۀ امروز ما با نابسامانی هایی در زمینۀ اخلاق جنسی روبرو شده است. نابسامانی هایی که به هر حال تاثیر گذار است و خانواده ها را درگیر میکند. نظر شما در این مورد چیست ؟

 سبک زندگی محوری است اثرگذار به همه ابعاد زندگی افراد از پوشش، آرایش، پیرایش ، تغذیه گرفته تا روابط اجتماعی و روابط جنسی  . بنابراین می‌توانیم بگوییم  روابط جنسی  تابعی است از سبک زندگی است و از آنجایی که سبک زندگی ما دچار تغییرات منحنی خیلی شیب‌دار و تندی شده ، روابط جنسی هم به عنوان یک تابع از آن دچار تغییرات عجیب و غریب شده است .

شبکه‌های ماهواره‌ای، فضای مجازی ، سکس مجازی و روابط جنسی مجازی باعث شده است که سلیقه‌های جنسی عوض شود ؛ روابط  فراخانوادگی و فرازناشویی رشد کند و خیانت  ومقولاتی چون  ازدواج سفیدو طلاق عاطفی وارد زندگی افراد جامعه شود  .

از یک طرف شبکه‌های ماهواره‌ای  و سریال‌های فسادانگیز آن و از طرف دیگر افزایش بیوه های جوان و عدم برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری برای مدیریت غریزه جنسی جامعه  مشکل ساز شده است. یعنی الان یکی می‌گوید عقد موقت کنید ؛ دیگری ازدواج سفید را پیشنهاد میکند ؛ آن یکی می‌گوید اصلا هیچ کدام از این ها نباشد ؛ همین جوری حیوانی و سهل انگارانه با هم رابطه داشته باشید.

 چون مدیریت غریزۀ جنسی در جامعه سیاست‌گذاری و تدوین نشده است ، الان دچار یک آنومی و بی‌سامانی  در روابط جنسی و روابط زناشویی شده‌ایم که در ابعاد مختلف وجود دارد و متاسفانه دود این نابسامانی به چشم خانواده‌ها و افراد متاهل و در جایگاه دوم افراد مجرد می‌رود .

شما چه راهکارهایی برای بهبود این وضعیت پیشنهاد می کنید ؟

ما دو گروه راهکار در بحث آسیب‌شناسی اجتماعی می‌توانیم مطرح کنیم . صاحب‌نظران در این زمینه، یک گروه راهکار کوتاه مدت و یک گروه راهکارهای دراز مدت پیشنهاد می کنند . من اول راهکارهای درازمدت را خدمت شما عرض می‌کنم:

یک راهکار دراز مدت ساماندهی ازدواج آسان است  که پیش زمینۀ آن اشتغال زایی و کارآفرینی برای جوانان  است ؛ چون الان جوانان میگویند ما بی کار هستیم ؛ خانه نداریم ؛   تورم وجود دارد و حرف هایی مثل این ها.

در راهکار درازمدت این مشکلات و بن‌بست‌ها باید از سر راه ازدواج برداشته شده و آسان گزینی انجام شود. همان طور که مقام معظم رهبری فرموده‌اند  در ازدواج باید همسان گزینی تسهیل شود. مشاورۀ زمان ازدواج هم مهم است؛ چون در حال حاضر مشاورۀ قبل از ازدواج و حین ازدواج حالت تشریفاتی دارد .

 بالا رفتن آمار طلاق‌ به این علت است که ازدواج‌ها ساماندهی نشده و همسان گزینی انجام نشده است  . ساده زیستی در ازدواج یعنی این دیدگاه ایجاد شودکه لازم نیست در یک عروسی پنجاه یا صد میلیون خرج بشود. 

چون مدیریت غریزۀ جنسی در جامعه سیاست‌گذاری و تدوین نشده است ، الان دچار یک آنومی و بی‌سامانی در روابط جنسی و روابط زناشویی شده‌ایم که در ابعاد مختلف وجود دارد و متاسفانه دود این نابسامانی به چشم خانواده‌ها و افراد متاهل و در جایگاه دوم افراد مجرد می‌رود .

وقتی موانع از سر راه ازدواج برداشته شود ،  ازدواج طبعا تسهیل و تسریع می‌شود واین راهکار دراز مدت است.

اما در راهکار کوتاه مدت  ، مدیریت ساماندهی غریزه جنسی است . متاسفانه الان 75 درصد از مردانی که به زنان خیابانی یا کارگران جنسی  مراجعه می‌کنند مردان متاهل هستند. 25 درصد مجردها هستند .
 
 
 
میفرمایید 75 درصد از مردانی که به زنان خیابانی مراجعه میکنند متاهل هستند، علت بروز این مسئله چیست؟

 تنوع طلبی و مشکلات جنسی لاینحل در روابط زناشویی از علت هاست. یعنی زن و شوهر ( در روابط جنسی) مشکل دارند ؛ اما (به متخصص)  برای حل مشکل مراجعه نمی کنند  و خجالت می کشند . این یک تابواست و باید برداشته شود.

اگر زن و شوهری مشکل جنسی دارند باید نزد مشاور بروند . نزد روانپزشک و متخصص بروند تا مشکل شان حل شود. بیش از 70 درصد طلاق ها ریشه در مشکلات جنسی دارد .  اما زن و شوهر حرف دل شان را نمیگویند و بهانه میآورند.   مثلا یکی شان می گوید دیگری درخواب خرخر می‌کند ! 

بنابراین ملاحظه می‌فرمایید  مشکلات جنسی بین زن و شوهرها وجود دارد و متاسفانه آموزش  جنسی هم به زوج‌های جوان داده نمی‌‌شود.

اگر یک پسر جوان سوالی داشته باشد ، پدر و مادرش این مسائل را تابو می‌دانند و در بارۀ آن حرف نمی زنند.  دختر جوان هم همین مشکل را دارد . یا باید از دوست هایش بپرسد یا به اینترنت مراجعه کند . در نتیجه این نابسامانی ها به وجود می‌آید.  روابط جنسی باید به شکل درست و صحیح و اصولی آموزش داده شود  و افرادی که مشکل دارند به مشاور ارجاع داده شوند.

گروهی از مردان هم تنوع طلب هستندو صرفا به خاطر تنوع و خسته شدن از همسران خود ، به زنان دیگر مراجعه می‌کنند ، این ها هم باید ساماندهی و معالجه شوند.  اگر ازدواج موقت به عنوان اهرم کنترل ومدیریت روابط جنسی در جامعه مطرح شده ، باید ساماندهی نیز بشود. ترویج ازدواج موقت  باعث می شود مسایل روانی و عصبی افراد ترمیم و جبران شود و اگربچه‌ای به وجود آمد ، سرراهی و مجهول الوالد نباشد .

یک جوان دانشجو یا بی کار یا کارمند، غریزه جنسی‌اش دروغ نیست . اما پول ندارد ، خانه ندارد ، پس به کجا باید مراجعه کند ؟گاهی مجبور می شود به دنبال زنان متاهل برود و خود این موضوع ، معضلی برای جامعه می شود.
 
در حال حاضر هم دیده می شودکه علاقۀ جوانان برای ارتباط با خانم های میان سال یا مسن تر از خودشان زیاد شده است ، تحلیل شما از این اتفاق چیست ؟

 دلایل متعددی دارد ، یک دلیل مسائل مالی است،  و دیگر اینکه شاید بعضی از این خانم ها در روابط جنسی سهل گیری داشته باشند.   از طرف دیگر هم مردان سن بالا با دختران جوان رابطه برقرار می کنند.  الان با توجه به ظهور پدیدۀ بیوه‌های جوان و رسیدن سن بیوگی به 17 سال ، ما با مشکل جدیدی روبرو هستیم. خانواده ها به پسرشان اجازه نمی‌دهند با زن بیوه  ازدواج کند . در حالی که یک دختر هفده ساله ، شش ماه زندگی مشترک داشته و حالا بیوه شده است و فرصت های ازدواج را از دست می دهد.

او مجبور می شود یا  با مردان متاهل ازدواج سفید انجام بدهد  و زندگی و رابطۀ  بی تعهد داشته باشد یا با مردان سن بالا مرتبط شود . در این موارد ، شاید کسب درآمد هم عاملی برای ایجاد ارتباط باشد.  سازمان‌های حمایتی هم در این زمینه کاری نکرده‌اند .

برای حمایت از زنان بیوه و بی سرپرست ،  پول مختصری می‌دهند که حتی هزینۀ خرید یک مانتو نمی‌شود. باید برای حمایت از زنان بیوه، بیمۀ زنان بیوه ساماندهی شود  تا دیگر زنی به خاطر نیاز مالی تن به رابطه ندهد. اگر جوان ها به سمت ازدواج موقت سوق داده شوند ، دیگر به دنبال زنان متاهل و انحرافات جنسی نخواهند رفت .

انحرافات جنسی  الان متاسفانه زمینۀ گسترده‌ای دارند ، مثل هم جنس گرایی و هم جنس بازی در جامعه که خود مبحث جداگانه دارد . همه این ها به این دلیل است که ازدواج موقت در جامعه وجود ندارد و ازدواج دائم بسیار مشکل ودشوار است.

خوب یک جوان 27 – 28 ساله چه کند ؟  یا باید خودارضایی کند

اگر ازدواج موقت به عنوان اهرم کنترل ومدیریت روابط جنسی در جامعه مطرح شده ، باید ساماندهی نیز بشود. ترویج ازدواج موقت باعث می شود مسایل روانی و عصبی افراد ترمیم و جبران شود و اگربچه‌ای به وجود آمد ، سرراهی و مجهول الوالد نباشد.یک عده از ترس فمینیست‌ها و افرادی که به ظاهر مدافع حقوق زنان هستند ، با ازدواج موقت به عنوان یک راهکار اصلی اجتماعی مخالفند . اما با فحشا موافقند.

یا باید به مسیرهای انحرافی برود . اما اگر ازدواج موقت تصویب و از طرف نهادهای متولی  ساماندهی شود ، برای افراد مجرد یا مردان متاهلی که مشکلات جنسی در زندگی زناشویی دارند ، خیلی از مشکلات حل می شود.
 
در بارۀ مردان متاهل ، چه مرجعی باید تشخیص دهد که واقعا مشکلات زناشویی دارند و به دنبال تنوع طلبی نیستند؟

 این را باید دکتر بنویسد که این آقا خانمش مشکل زنانگی دارد  یا نمی‌تواند رابطه جنسی داشته باشد . این آقا می‌تواند برود و این کار را انجام بدهد.

یعنی باید طوری قانونمند بشود که هر آقایی  از سر تنوع طلبی به دنبال ازدواج موقت نرود ؟

بله همین نابسامانی خودش باعث متلاشی شدن خانواده ها شده است . هیچ زنی تحمل این چیزها را ندارد ؛ تحمل خیانت را ندارد  ؛ همان طوری که ما مردها نداریم. مرد می‌رود دنبال این کار ، خانمش می‌فهمد و به قصد انتقام گیری عین آن عمل را انجام می‌دهد.

 یا خانم طلاق می‌گیرد و یک بیوه به جامعه اضافه می‌شود . الان حدود ششصد و پنجاه هزار یا دو میلیون و پانصد هزار زن سرپرست خانوار داریم . سالی ششصد و پنجاه هزار نفر به این ها اضافه می‌شود . این شوخی نیست وخیلی مشکل است.

پس به نظر شما ازدواج موقت باید ساماندهی و قانون مند شود ؟

قانونمند هست ،  باید ساماندهی شود و فرهنگ سازی شود . یک عده از ترس فمینیست‌ها و افرادی که به ظاهر مدافع حقوق زنان هستند ، با ازدواج موقت به عنوان یک راهکار اصلی اجتماعی مخالفند . اما با فحشا موافقند . با خودفروشی و رفتارهای پرخطر خیابانی  موافقند . ولی با ازدواج موقت به عنوان یک راهکار موثر مخالفند.

اما  نگرانی بعضی از خانم های متاهل این است که شوهرانشان به خاطر هوس بازی به سراغ ازدواج موقت بروند  و چارچوب زندگی شان از هم پاشیده شود .

 وقتی ازدواج موقت ساماندهی و قانونمندشود ، دیگر هر کسی نمی‌تواند دنبال این کار برود . یعنی حتما باید پزشک  برای یک آقای متاهل بنویسدکه خانمش مشکل جنسی دارد یا آن آقا مجرد باشد .

 نه اینکه آقایان تنوع طلب  بروند دنبال ازدواج موقت  و تشنج خانوادگی ایجاد شود و به دنبال آن افت تحصیلی فرزندان ، فرار آن ها از خانه ، اعتیاد ، ازدواج های اجباری  و امثال این ها به وجود می آید که همه اینها آسیب‌های یک رابطه جنسی غیرمنطقی است که شخصی متاهل برقرار کرده است .  زن هم برای انتقام‌گیری این کار را انجام می‌دهد،  آن وقت خانواده می‌شود بلبشو و طلاق عاطفی و مصیبت های دیگر ایجاد می‌شود.

به نظر شما زنانی که به شوهرانشان خیانت می‌کنند فقط برای انتقام‌گیری است؟

یک تعدادشان بله،  اما عده ای هم به خاطر کمبودهای جنسی  و کمبود توجه است . وقتی با بی توجهی شوهر روبرو میشوند و نیازشان برآورده نمی شود ، جذب مردی می شوند که تازه از راه رسیده و به خانم توجه بیشتری می کند. اینها نتیجۀکمبود توجه است ، نتیجۀ ضعف فرهنگی است که به زن و مرد یاد نداده‌اند چه رفتاری داشته باشند.

 پس دلیل اول کاستی‌های جنسی است ودوم کمبودهای روابط جنسی و سه و چهار مسئلۀ انتقام‌جویی و مشکلات روحی و روانی است . زن می خواهد بگوید من هم هنوز قابل توجه هستم و به من توجه می شود ، این مشکلات روانی و رفتاری  برخی از خانم هایی است که خیانت می‌کنند.

آقای دکتر ، به ظاهر در قشر مردان جوان و تازه ازدواج کرده هم تا حدودی این مشکلات به وجود آمده است ، یعنی به دنبال تنوع طلبی جنسی می روند ، در عین اینکه متاهل هستند.

خوب ببینید متاسفانه این به خاطر نابسامانی اجتماعی است . وقتی پوشش زنان در خیابان طوری شده است که واقعا در اتاق خواب هم آن لباس ها را نمی پوشند ، و آن خانم با آن پوشش به خیابان می آید ، یک جوان ، متاهل هم که باشد ، وقتی این را می‌بینید با آن خوشگلی و با آن لباس و وضعیت زننده، تحریک می‌شود.

 پوشش زنان  بایدساماندهی شود .  الان در خیابان پوششهایی را می‌بیند که در سالن‌های رقص غربی نمی‌بینید، خوب وقتی یک مرد چه مجرد و چه متاهل ،آن وضعیت را می بیند ، تحریک می شود  بعد می‌رود خانه ، همسرش به خاطر کار و فشار زندگی و بچه  و مشکلات اقتصادی نمی‌تواند آن طور که باید و شاید به خودش برسد.

که باز این هم اشتباه است . باید به زنان ما آموزش داده شود که موقعی که همسرانشان می‌آیند باید به سر و وضع خود رسیدگی کنند و لباس مطلوب بپوشند .اینجا وقتی مرد می آید خانه و خانم خود را با این وضع می‌بیند و می‌رود بیرون آن تضاد را می‌بیند ، متاسفانه دچار انحراف می شود .

به نظر می آید مقداری  از نابسامانی های اخلاق جنسی

روابط جنسی تابعی است از سبک زندگی است و از آنجایی که سبک زندگی ما دچار تغییرات منحنی خیلی شیب‌دار و تندی شده ، روابط جنسی هم به عنوان یک تابع از آن دچار تغییرات عجیب و غریب شده است .

به سنین میانسالی و حتی سالمندی  رسیده است  ، یعنی ما می‌بینیم خانم های چهل ، پنجاه ساله دنبال تنوع طلبی جنسی هستند یا آقایان  در این سنین به همسرانشان خیانت می‌کنند که البته در مردها خیلی بیشتر هست تا خانم ها ، علت این اتفاق چیست ؟

می توان گفت این مشکل بیشتر در بخش  ثروتمند جامعه دیده می‌شود  و خوشبختانه زیاد به بخش فقیر و کم درآمد سرایت نکرده یا کمتر سرایت کرده است  .

یک مرد مسن و ثروتمند وقتی توجه یک دختر هفده، هجده ساله که از بچه‌ خودش کوچکتر است را به خود می بیند ،  دچار اشتباه می شود و متوجه نمی شود که این دختر به پول او توجه می کند نه به خود او ، یا خانم های مسن و پولدار که به دنبال جوان های کم درآمد و فقیر می روند و با این ها رابطه جنسی برقرار می کنند. آن جوان هم درآمدی ندارد و منتظر است این خانم یک ماشین بخرد و زیرپایش بیندازد.

الان ما  متاسفانه شاهد ظهور طبقه‌ای به نام برده‌های جنسی در جامعه هستیم که دختران پولدار به گردن و پای پسران فقیر قلاده می بندند و آن ها را مجبور به اعمال جنسی زشت و غیر اخلاقی و غیر انسانی می کنند که نه تنها با قوانین اسلامی بلکه اصلا با قوانین هیچ مذهبی و هیچ باوری  وهیچ مکتبی مطابقت ندارد  .

 همه اینها  به فضای مجازی و شبکه های اجتماعی و ماهواره ها بر می گردد ، این مسایل بردگی جنسی عوارض ناشی از فضای مجازی است که به وجود آمده است .بعضی از خانم های میانسال ، پسران جوان را که از بچه خودشان  هم کوچکتر است را  می‌برند  و برایشان خرج می‌کنند و با آنها رابطه برقرار می‌کنند.

آن پسر هم بردۀ این خانم مسن می شود  .  دختران جوانی هم هستند که به خاطر برآورده شدن غرایز جنسی‌ شان از میان پسران جوان و فقیر بردۀ جنسی انتخاب می کنند .

 این ها  نارسایی‌های فرهنگی جامعه است . نهادهای متولی و سازمان‌های متولی باید با سرعت وارد عمل شوند ،الان در زمینه آسیب‌های اجتماعی ، با حضور شبکه های اجتماعی  هیچ نوع مخفی‌کاری نمی‌ توان انجام داد.

یک اتفاقی ساعت نه صبح در اصفهان می‌افتد،  ساعت یازده و نیم تمام دنیا متوجه  می‌شوند ،  بنابراین الان دیگر نمی‌شود آسیب‌های اجتماعی را مخفی کرد یا انکار کرد .  مخفی کردن  آسیب‌های اجتماعی جامعه ما را به اینجا رسانده است .

 وقتی ما آمدیم گفتیم ایدز در جامعه وجود دارد ، می‌گفتند نگویید،  اشاعه فحشا می‌شود .  الان می‌گویند بگویید اما دیگر فایده‌ای ندارد .  ببینید ما باید به موقع پیشگیری  کنیم ،  پیشگیری ما ضعیف است  ، پیشگیری‌های فرهنگی اجتماعی ما ضعیف است ،  پیشگیری وضعی‌ مان ضعیف‌تر است و به همین دلیل ما الان مواجه با یک آشفتگی اخلاقی در جامعه شدیم که متاسفانه دودش به چشم جوانها و نوجوان‌های ما می‌رود .

گروه‌های سکس مجازی  عامل اصلی انحراف جوانان و ایجاد  گروه های همجنس گرا و دگرباشان جنسی است و از این طرف ما هیچ حرکتی نداریم .

از سال 1368 مقام معظم رهبری درباره جنگ نرم، تهدید نرم، شبیخون فرهنگی ، رخنه فرهنگی ، تهاجم فرهنگی و مهندسی فرهنگی بارها و بارها اشاراتی داشته‌اندو رهنمودهایی داده‌اند .  خوب نخبگان ما در این زمینه چه کردند؟ اگر ما از سال 68 به موضوع جنگ نرم توجه می‌کردیم و ورود شبکه‌های فضای مجازی و اینترنتی را به جامعه جدی میِ‌گرفتیم و آموزش می‌دادیم الان حال و روزمان این نبود.

شما با روش‌هایی سلبی  مثل گشت ارشاد  موافقید؟ یعنی به نظر شما تاثیرگذار است ؟

  موافقت کردن یا موافقت نکردن من تاثیری در قضیه ندارد ،  اگر کار فرهنگی نکنیم همه کارها

متاسفانه الان 75 درصد از مردانی که به زنان خیابانی یا کارگران جنسی مراجعه می‌کنند مردان متاهل هستند. 25 درصد مجردها هستند .

به دوش نیروی انتظامی ریخته می شود. ، نیروی انتظامی آخرین خاکریزاست و اگر سازمان‌های فرهنگی و متولی به وظایفشان عمل کنند ،  لزومی به دخالت نیروی انتظامی نیست.

 وقتی که مسوولین و خانواده‌ها  این آشفتگی را می‌بینند ، به چه کسی بگویند و از چه کسی بخواهند مداخله کند. تنها  نهاد موجود ، نیروی انتظامی است، می‌گویند  بیایید مداخله کنید ،  شاید بشود این درد را و این هجوم را کمی کاهش بدهیم  .دخالت آنها برخورد سلبی  است ودر زمینه مسایل فرهنگی اصلا موثر نیست  .در مسایل فرهنگی باید برخورد فرهنگی بشود .

اما وقتی که یک عده مستقیما دستور می‌گیرند که فرهنگ ایرانی و اسلامی و خانواده  را به عنوان رکن اصلی  جامعه متلاشی بکنند ،ما دیگر چه می توانیم بکنیم ؟

در باره حمایت از زنان بیوه صحبت کردید  ،گفته می شود در برخی کشورهای اروپایی وقتی یک خانم از همسرش جدا می شود ، امکانات ویژه ای به او می دهندکه بتواند بچه‌اش را بزرگ کند ، مثلا حقوقش را زیاد می کنند .  ولی اینجا هیچ حمایتی از زن بیوه و بی سرپرست نمی‌شود ، حالا این حمایتی که شما فرمودید  چه چیزی را مد نظر دارید ؟ ، منظورتان حمایت های دولتی است ؟

 اولا ما نباید بگذاریم که کسی به مرحله بیوه گی و بی سرپرستی برسد ، چون یک جای دیگر ناعلاج می‌شود.   هشتاد درصد از بیوه‌ها به خانه پدری باز نمی گردند و دوست دارند تنها زندگی کنند ،  حالا هرچند سالشان که باشد  ، ممکن است دختر ی اگر ازدواج نکند تا چهل سالگی هم خانه پدر و مادرش باشد و او را تامین کنند.

 ولی وقتی ازدواج می‌کند و می‌رود  ، یعنی از خانواده منفک شده و دیگر روی برگشت ندارد . مجبور است زندگی خصوصی و مستقل برای خودش درست کند  . خود این موقعیت  و این زن جوان تنها، یک طعمه در جامعه است .
زن بیوه در جامعه یک طعمه است . در مجلس قبلی قانونی داشتیم ،  فکر میکنم ماده 33 بود که در شناسنامه خانم ها به بیوگی ایشان اشاره نشود  که خود همین مشکل شناسنامه آسیب‌زا است .

 الان باید نمایندگان محترم مجلس، خانم‌هایی که در مجلس تشریف دارند ، باید روی این موضوع تکیه کنند و قانونی بگذرانند که ثبت احوال، ثبت طلاق در شناسنامه زنان  مطلقه را ملغی بکند  و این خودش یک مقدار آسیب را کاهش می‌دهد .

در محل کار یک خانم ، شناسنامه‌اش نشان‌دهنده این است که بیوه است  که این جا خانم تبدیل به یک طعمه سیار می‌شود .  یا باید تن بدهد به خواسته‌های نامشروع اطرافیانش، یا هر روز یک جا عوض بکند .

  حمایت مالی هم به تنهایی درباره زنان بیوه کارساز نیست ،   چون اینها نیازهای جنسی هم دارند ،  باید امکانات ازدواج زنان بیوه فراهم بشود.

 ماهی 45 هزار تومان یا 70 هزار تومان که بهزیستی  یا کمیته امداد به زنان سرپرست خانوار می‌دهد ، با این هزینه های زیاد به کجا می رسد ؟  این خانم شاید مجبور شود برای تامین خود از طریق ازدواج سفید به عنوان زن در سایه وارد زندگی یک مرد متاهل بشودو یک خانواده را متلاشی کند.

می‌بینید که نبودن سیاست‌های حمایتی چه آسیب‌هایی به جامعه می‌زند که خیلی از اینها زیرپوستی است و ملموس نیست.

شما در بارۀ علل به وجود آمدن این نوع از آسیب های اجتماعی و نابسامانی های جنسی ، مسائل اقتصادی را بیشتر موثر می دانید یا مشکلات فرهنگی را مهم تر می بینید ؟

ببینید من کسانی

شبکه‌های ماهواره‌ای، فضای مجازی ، سکس مجازی و روابط جنسی مجازی باعث شده است که سلیقه‌های جنسی عوض شود ؛ روابط فراخانوادگی و فرازناشویی رشد کند و خیانت ومقولاتی چون ازدواج سفیدو طلاق عاطفی وارد زندگی افراد جامعه شود .

را که می‌خواهند هر مشکل و هر آسیبی را به اقتصاد ربط بدهند  ، قبول ندارم . ما زنانی را داشتیم که فقیر بودندو چندتا بچه داشتند و با پاکدامنی زندگی کردند ، اینکه ما بیاییم و هر مشکلی را ربط بدهیم به اقتصاد  ، این از نظر آسیب‌شناسی اجتماعی  قابل قبول نیست .

 ضعف فرهنگ و تهاجم فرهنگی اصلی‌ترین عامل است و مشکلات اقتصادی بستر آشکار ساز است . عامل نیست. توجه داشته باشید ،  عامل اصلی بروز این ناهنجاریها مشکلات فرهنگی است ،  ضعف فرهنگی است  ، کم رنگ بودن آموزش است ،  تهاجم فرهنگی ماهواره‌ها، شبکه‌ها و فضاهای مجازی و گروههای موجود در فضای مجازی است .

الان  بعضی از ثروتمندان ما هم به اعتیاد و انحرافات جنسی دچار شده اند. اینکه ما بیاییم هر چیزی را ربط بدهیم به اقتصاد  من قبول ندارم و هیچ آسیب شناس دیگری هم قبول نمی‌کند.   ضعف فرهنگ باعث ایجاد زندگی‌های موزاییکی‌ شده است .

 در حال حاضر، متوسط گفتگو در خانواده‌های ایرانی هفده دقیقه است .  به طور متوسط افراد روزانه چهار تا هشت ساعت در فضای مجازی سرگردان هستند . از وقت بچه و همسرشان می‌زنند ودر فضای مجازی وقت می گذرانند.
 متاسفانه آدم ها دچار یک سردرگمی  فرهنگی شده‌اند ،  این شلختگی فرهنگی منجر به نابسامانی شده است و سازمانهای فرهنگی متولی هم می‌خواهند با چهارتا کتاب جلوی این ها را بگیرند ، یعنی می‌خواهند با قاشق چایی جلوی یک سونامی را بگیرند . این اصلا دور از عقل و دور از منطق است .

بنابراین عزیزان باید توجه داشته باشند که حل این مشکلات باید از طریق فرهنگ‌سازی شروع شود ، با حربه‌ای که مقام معظم رهبری فرموده‌اند یعنی با مهندسی فرهنگی . باید توانایی ها و عده و عُدۀ دشمن را بسنجیم و  با ابزار و وسایل خودشان به آن هاحمله کنیم یا جواب حمله‌اشان را بدهیم .

نمی‌شود با تیر و کمان به جنگ توپ و تانک رفت. باید با توپ و تانک با توپ و تانک مبارزه کرد. با پهباد با پهباد مبارزه کرد . الان هجوم گسترده فرهنگی به سمت خانواده‌ها است ، خانواده طعمۀ اصلی دشمن است و تهدیدها به سمت خانواده‌ها است و خانواده‌ اگر ارکانش متزلزل شود ، طبعا جامعه سقوط خواهد کرد.
 
به نظرشما پس از وقوع انقلاب اسلامی ، عملکرد دولت های مختلف و نهادهای فرهنگی در این زمینه چه کاستی هایی داشته  که حالا جامعه دچار چنین مشکلاتی شده است ؟

نظام یک مسئله است ، سازمان‌های فرهنگی یک مسئلۀ دیگر است . نظام جمهوری اسلامی ایران یک قانون اساسی دارد ، رهبری دارد و همه چیز در جای خودش و با نظم و ترتیب  انجام می‌شود .

  اما بعضی از سازمان ها و نهادهای جمهوری اسلامی ، یعنی وزارت‌خانه‌ها ،آموزش و پرورش ، وزارت ارشاد اسلامی ،  صدا و سیما و رسانه‌ها  به وظایف خودشان عمل نکردند ، کارشان بیشتر به طور شعاری و نمایشی بوده کار تا زیربنایی .
 الان سی و چند سال از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته است  ، هنوز ما بانک اطلاعات آسیب‌های اجتماعی نداریم. نمی‌دانیم واقعا چندتا معتاد داریم ؛ چه قدرکودک کار داریم ؛ چه قدر زن خودفروش داریم ؛ چندتا زن بیوه داریم .

  با این همه بودجه‌ای که بیست و دو سازمان و نهاد پیشگیری و مداخله‌گر در این زمینه دارند ، ما هنوز یک بانک اطلاعات آسیب‌های اجتماعی  نداریم.   وقتی آمار درستی نداشته باشیم ، سیاست‌گذاری درستی هم نمی‌توانیم انجام بدهیم. وقتی سیاست‌گذاری درست نباشد وظیفه هیچ سازمانی مشخص نیست  .

الان سهم آموزش و پرورش در پیشگیری‌های فرهنگی چقدر است ؟ پنج درصد ، ده درصد ، یا سهم وزارت ارشاد چقدر است ؟ سهم دانشگاه ها در پیشگیری فرهنگی چقدر است ؟ این ها باید مشخص بشود . سهم هر سازمان مشخص بشود و نظارت بر ایفای نقش ها انجام شود، تا بتوانیم قدمی برداریم  ، چون تا دو سال دیگر این هم  امکان‌پذیر نخواهد بود .

به بهانه سی امین جشنواره بین المللی فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان
 
فرهاد مهرانفر:خوراک فرهنگی کودک امروز ما بازیهای غربی است که خشونت را در آنها تقویت می کند
گفتگو از:مینو خانی/19تیر96
 
 
الف/ فرهاد مهرانفر یکی از سینماگرانی است که با آثار کوتاه، مستند و بلند سینمایی خود توجه بسیاری از جشنواره های داخلی و خارجی را به خود جلب و جوایز زیادی کسب کرده است: موشک کاغذی، درخت جان، چریکه هورام و ... به بهانه حضور وی در سی امین جشنواره بین المللی فیلمهای کودکان و نوجوانان گپ کوتاهی با او زدیم.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ساعت ۰۸:۰۰



-آقای مهرانفر دوست دارید بحث با چه چیزی شروع شود؟

توجه به توسعه پایدار. اگر در ساخت فرهنگ یک ملت، هدف توسعه پایدار و ارتقای دانش باشد، یعنی باید آنچه نسلهای قبل تجربه کرده و آموخته اند، درست به نسل بعد منتقل شود تا بیرق فرهنگ درست بالا کشیده شده و توسعه پایدار ایجاد شود. در کشور ما تجربیات زیادی شده است و از دهه 50 فیلمساران نخبه ای بودند که در حوزه سینما از موج جهانی عقب نمانند و همراه با فیلمسازان جهان قدم برداشته اند، تجربیاتی که اگر درست به کار بسته شود، به کمک جوانان امروز می آید. ولی متاسفانه مملکتی هستیم که حافظه تاریخی خوبی نداریم و در هر مقطعی گذشته را نادیده می گیریم و فکر می کنیم تاریخ باید از ما شروع شود.

البته این نگاهی است که در سیاست وجود دارد و به بقیه بخشها منتقل می شود. در حالی که امروز و اکنون ما، محصول مجموعه تجارب نسلهای قبل است که توانسته اند آن دانش و زیباشناسی و تجارب را بیاموزند و خودآگاه یا ناخودآگاه به نسل بعد منتقل کنند. در رد پای هر نسلی از فیلمسازان از قبل از من تا خیلی های دیگر بعد از من رد پای مجموعه تجارب نسلهای قبلی دیده می شود و نمی توانیم بگوییم که از آقای بیضایی، کیارستمی، تقوایی، مهرجویی و شهید ثالث و دیگران و حتی از مدیران سینمایی مثل فیروزشیروانلو متاثر نشدیم. چه بخواهیم چه نخواهیم، مجموع شعور سینمایی امروز ما برآیند این گذشته است.

-اگر ما میراث دار آن گذشته هستیم امروز باید دستمان خیلی

بچه دو ساله ما پشت کوچکترین ابزار رسانه ای مثل یک موبایل هوشمند یا تبلت نشسته و با گیم های آن سوی آبها بازی می کند. جهان آینده را گیم تعیین می کند و سینما در دل گیم ظهور پیدا می کند. خوب خوراک فرهنگی این بچه از حالا از آن سوی آب می آید

پر باشد و نباید شاهد گسستی در بخشهای مختلف باشیم. ولی متاسفانه مجموع نگاه فیلمسازان کهنه کار سینمای کودک این گسست را حداقل در این حوزه تایید می کند. مثلا سینمای کودک دهه شصت دهه پرباری و دوره درخشش سینمای کودک بود. البته شاید یکی از مهمترین دلایل این باشد که سینماگر کودک به محض اینکه در این عرصه موفق می شود، وارد عرصه سینمای بزرگسال می شود. به نظر شما چرا این گسست به وجود می آید؟

- اگر بُعد صنعت سینما را در نظر بگیریم و منطق صنعت یعنی عرضه و تقاضا را در آن مدنظر قرار بدهیم، ابتدا باید تقاضا در سینمای کودک را از دید مدیران سینمایی بررسی کنیم، وجهی که خیلی زیاد در آن حرف زده می شود و به نظر می رسد دغدغه زیادی نسبت به آن وجود دارد. منظورم این است که باید ببینیم چقدر برای تولید فیلم کودک و فرهنگ سازی برای کودک همت جدی وجود دارد. اگر جشنواره کودک اصفهان را که آن هم به همت چند مدیر دلسوخته و کارشناسانی که سالها در این زمینه استخوان خرد کرده و توانسته اند حیثیت این جشنواره را حفظ کنند، کنار بگذاریم، مجموعه مدیریت سینما چقدر دلسوخته این سینما و کودکان این سرزمین است و چقدر می خواهد برای این کودکان فضای فرهنگی ایجاد کند؟ اگر این دغدغه وجود نداشته باشد یعنی تقاضایی وجود ندارد و تولیدی نخواهیم داشت.

- یعنی شما معتقدید که تقاضا باید اول از سوی مدیران وجود داشته باشد؟

- مسلم است. چون مخاطب که بالفطره و بالقوه وجود دارد و نمی توانیم منکر این شویم که نسل کودک و نوجوان ما نیازمند فیلم نیست. ولی باید ببینیم که این دغدغه چقدر در سطح مدیران و حاکمیت کلان برای نسل کودک و نوجوان هدفمند وجود دارد و برنامه ریزی می شود.

- شما چطور ارزیابی می کنید؟

- واقعیت این است که وقتی برگزاری جشنواره کودک نزدیک می شود خیلی عجولانه تلاش می شود چند فیلم به هر طریق حمایت شود تا چیزی برای عرضه در جشنواره وجود داشته باشد. اما دلیل بی این توجهی را بعد از جشنواره متوجه می شویم که هیچ دغدغه ای برای اکران این فیلمها وجود ندارد.

مثلا فیلم «موشک کاغذی» من در همین جشنواره در بخش ملی و بین المللی جایزه گرفت ولی تا به امروز امکان اکران برای این فیلم وجود نداشته است. در حالی که تمام دست اندرکاران سینما معتقد بودند موشک کاغذی فیلمی است که خانواده را هم با خودش به سینما می آورد. فیلمهای دیگری هم هستند که هم در عرصه بین المللی درخشیدند و هم در جشنواره های داخلی ولی تا به امروز فرصت اکران پیدا نکردند. گرچه به زعم برخی، فیملهایی «درباره کودک» بوده و سیاه نمایی داشته اند،

همیشه در جشنواره ها همه ما آرمانهایمان را می گوییم، ولی باید منتظر باشیم و ببینیم که در طول سال این حرفها چه نتیجه ای برای سینما به بار خواهد آورد و این دیدگاهها چقدر خریدار داشته و توانسته به عمل درآید

ولی تعدادی هم فیلمهای خوب «برای کودک» هستند که متاسفانه امکان عرضه نداشته اند. وقتی فیلم اکران نمی شود، فیلمساز کودک دلسرد می شود و فکر می کند در زمینه ای فعالیت کند که امکان اکران فیلمش وجود داشته باشد و بازگشت سرمایه داشته باشد.

مثلا الان موضوعات اجتماعی چون از سوی مخاطب استقبال می شود، باعث شده که عرضه در این حوزه وجه غالب تولیدات را به خود اختصاص بدهد. معتقدم دلیل اصلی عدم اکران فیلمهای کودک به عدم برنامه ریزی و مدیریت توزیع سرمایه و بودجه و حمایت مربوط است. چون نمی توانیم بگوییم که سینمای کودک در گامهای اولیه اش به لحاظ اقتصادی، نیازمند هیچ حمایت دولتی نیست. این سینما در صورتی نیازمند حمایت دولتی نیست که خط قرمزهای آن برداشته شود.
 
- در شرایط فعلی سینمای بزرگسال هم نیازمند حمایت دولتی است.

- بله وقتی محدودیت وجود دارد و شاخ و بال تجاری فیلم محدود می شود، طبیعتا باید سوبسید هم داده شود. من معتقدم اگر آن محدودیتها نباشد همچنان افرادی مثل خانم برومند، آقایان طهماسب یا جبلی و دیگرانی که در حوزه کودک تجربیات خوبی داشته اند همچنان می توانند آثار خوبی ارایه دهند. چون کودک سرمایه بزرگی برای اقتصاد سینماست که اصولا نادیده گرفته می شود و متوجه این پتانسیل نیستیم که همراه هر کودک، پدر و مادر هم به سینما می آیند.

این در حالی است که بخشی از تولیدات سینمای هالیوود اتفاقا برای کودک و نوجوان است یا در ساخت فیلم مختصاتی را در نظر می گیرند که بتواند کودک و نوجوان تا سن 15 سال را دربرگیرد. چون باور دارند که همراه کودک، پدر و مادر هم به سینما می روند و این پتانسیل بسیار خوبی برای اقتصاد سینماست.

در حالی که ما این سرمایه بالقوه را نادیده می گیریم. این مشکلی است که از منظر اقتصادی در سینمای کودک وجود دارد، اما مشکل اصلی در وجه فرهنگی است و فاجعه بیشتری با خود به دنبال دارد. یعنی ما نسل آینده را با چه چیزی تجهیز می کنیم؟ در حال حاضر، کودک دو ساله ما پشت کوچکترین ابزار رسانه ای مثل یک موبایل هوشمند یا تبلت نشسته و با گیم های آن سوی آبها بازی می کند. جهان آینده را گیم تعیین می کند و سینما در دل گیم بروز پیدا می کند. خوب خوراک فرهنگی این کودک از حالا از آن سوی آب می آید. ما چقدر برای این کودک سرمایه گذاری کرده ایم؟

- من همین را می خواستم بپرسم. بخشی از موقعیت فرهنگی و اجتماعی امروز همنسلان من و شما به واسطه تصاویری است که در کودکی

خشونت طلبی که منافع لابی های قدرت و اقتصاد نظامی در آن است، با این سرمایه گذاری در حوزه کودک و ایجاد حس خشونت طلبی و نژادپرستی و مرزبندی انسانها و فرهنگ و ادیان است محقق می شود. ولی ما در این زمینه چه کار می کنیم؟ هیچ، یعنی کودک ما هیچ خوراکی ملی و فرهنگی ندارد.

دیدیم و حس بلندپروازی و خیال پردازی را در ما پروراند و به ما انگیزه هایی را داده که در بزرگسالی آنها را محقق کردیم. حالا این حس چطور در نسل کودک و نوجوان ما ایجاد می شود؟

- متاسفانه بخشی از آن با خشونتی که در آثار غربی وجود دارد تامین می شود، اتفاقی که بسیار هدفمند انجام می گیرد. یعنی تیمی از کارشناسان و متخصصان امور مختلف در حال برنامه ریزی آینده جهان هستند و به شدت بر کودک سرمایه گذاری می کنند. این خشونت طلبی، منافع لابی های قدرت و اقتصاد نظامی را تامین می کند و آنها با سرمایه گذاری در حوزه کودک و ایجاد حس خشونت طلبی و نژادپرستی و مرزبندی انسانها و فرهنگ و ادیان اهدافشان را محقق می کنند. در حالی که هیچ خوراک ملی و فرهنگی برای کودکمان نداریم.

حتی سالهاست هیچ برنامه ریزی درستی در تلویزیون هم وجود ندارد. زمانی شبکه 2 آثار قابل توجهی تولید می کرد، ولی الان جز بعضی سریالهایی که محض سرگرمی مخاطب متوسط به پایین است، هیچ چیز دیگری وجود ندارد. این در حالی است که کودک ما همچنان به واسطه رسانه های نیرومندتری مثل امکانات مجازی و ابزار هوشمند امروزی تحت تاثیر قرار می گیرد و بنیان های فرهنگی و رشته های احساسی اش با برنامه های آنها شکل می گیرد؛ چیزی که به راحتی دگرگون نخواهد شد.

مثلا فرض کنیدما در کودکی اگر آثار خارجی را می دیدیم، والت دیسنی و انیمیشن هایی راجع به ارتباط انسان با انسان یا انسان با طبیعت مثل «بل و سباستین»بود و همین ها کودکی ما را شکل داد. در حالی که کودکی کودکان ما با انواع گیم های خشونت زا در حال شکل گیری است.

- در حالی که ارتباط انسان با انسان یا طبیعت و حیوانات در ذات انسان است که باید با ابزارهای مختلف مثل فیلم حفظ و تقویت شود. ولی کودک امروز ما چطور این احساسات را دریافت خواهد کرد؟

- این خلایی است که وجود دارد هر چند در همین دوره از جشنواره فیلمهایی را دیدم که می تواند در صورت اکران تاثیر خوبی داشته باشد.
- مثل؟
- مثل فیلم آقای طالبی، «پایان رویاها». آقای طالبی یکی از دانش آموخته های سینمای کودک است که از نوجوانی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بوده است، کانونی که فیلمسازان تاثیرگذاری مثل آقای کیارستمی و خیلی های دیگر را تربیت کرده و امروز ستون سینمای کودک هستند. اما آیا واقعا توانستیم کانون را با همان اقتدار حفظ کنیم؟ درست است که سرمایه گذار این فیلم آقای طالبی، کانون بوده ولی این اصلا کافی نیست. چون برنامه استراتژیکی برای نسل آینده وجود ندارد.
 
- این برنامه را سیاستگذاران کلان باید داشته باشند یا کانون؟ نقش کانون چیست؟

- دوستانی که در کانون بالیدند و پدران معنوی کانون هستنداین باور را به نقش کانون دارند، ولی

کودک ما همچنان به واسطه رسانه های نیرومندتری مثل امکانات مجازی و ابزار هوشمند امروزی تحت تاثیر قرار می گیرد و بنیان های فرهنگی و رشته های احساسی اش با برنامه های آنها شکل می گیرد؛ چیزی که به راحتی دگرگون نخواهد شد.

وقتی در سیاستهای کلان و در تقسیم اعتبارات فرهنگی سهم قابل توجهی به کانون اختصاص داده نمی شود، نقش کانون کم رنگ می شود. این در حالی است که  سهم اعتبارات مراکز و نهادهایی که در فرهنگ سازی نقش مهمی ندارند، خیلی بیشتر از کانون است.

- یعنی کانون همچنان می تواند تاثیرگذار باشد به شرطی که به لحاظ مالی دستش باز باشد؟

- قطعا. کارشناسان لازم وجود دارد، البته مدیریت جسور هم لازم است تا همان تجربه ای که مدیران کانون قبل از انقلاب داشتند، را تکرار کنند؛ مدیری که تحمل دیدگاههای مختلف را داشته باشد و اجازه دهد سینماگر در فضای باز به بالندگی برسد.

- البته نباید فراموش کنیم که عرصه کودک بسیار حساس است، چراکه آینده کشور را همین کودکان می سازند.

- بله، دقیقا. باید بدانیم چه نهالی را در چه زمینی می کاریم و چه مراقبت و توجهی لازم دارد.

- با توجه به شرایط موجود چه تصوری از آینده نه چندان دور این سینما دارید؟

- من همیشه امیداورم ولی در شرایط امروز خیلی بدبینم...

- یعنی آقای مهرانفر با آن تصاویر به یادماندنی در فیلمهایش که حال آدم را خوبو حس رضایت از زندگی ایجاد می کرد، الان بدبین شده... وای به حال بقیه.

- من امیدوارم چون به آقای روحانی رای دادم و معتقدم باید این اتقاق می افتاد. حداقل خاصیت این رای دادن یک اتحاد ملی بود. ولی در همان نظری که از من خواستند، گفتم من به آقای روحانی رای می دهم ولی از فردای موفقیت ایشان منتقد کاستی ها و خلاهای فرهنگی خواهم بود. چونمی دانم که ظرفیت نقدپذیری دارند و می دانم پناهنگاه تعالی و رشد جوانان هستند. الان هم باید به آینده امیدوار باشیم ولی باید بدبین باشیم برای همه آن چیزهای بدی که حوزه فرهنگ را احاطه کرده...

- حداقل متناسب با موضوع بحث مان یعنی سینمای کودک چه پیشنهادی دارید؟

- در حوزه مدیریت فکر می کنم یک مدیر خوب، فردی است که باور دارد همه چیز را همگان دانند. این یعنی مشاور قرار دادن اهل فن و تخصص. من فکر می کنم حداقل در حوزه سینما باید یک جا به جایی و دگرگونی صورت بگیرد و نگاه پیشتاز و ساختارشکنانه به کسانی که نگاه انتقادی به مدیریت سینما دارند، اجازه بدهد نظراتشان مطرح بشود.

مثلا من بین فیلمسازان جوان فردی مثل آقای آل احمد را می بینم که فرد فرهیخته و اندیشمندی است و مطمئنم در حوزه نظریه پردازی هم می تواند تاثیرگذار باشد. در حالی که ایشان در حال حاضر فقط از طریق یک گروه تلگرامی امکان بیان نظراتش را دارد یا بقیه سینماگرانی که در گروه تلگرامی ایشان

نباید در مورد سینمای کودک نگاه دلسوزانه و حمایتگر داشته باشیم، بلکه باید سرمایه گذاری جدی صورت بگیرد.چرا که یک فیم کودک هم می تواند فروش میلیاردی داشته باشد به شرطی که سرمایه گذاری و برنامه ریزی درستی داشته باشد؛ نمونه های موفق آن مدرسه موشهاست

عضو هستند امکانی بیش از این ندارند. در حالی که حرفهای بسیار خوبی در این گروه زده می شود. ولی چرا این نظرات نباید به مدیران سینمایی منتقل شود و تعامل و گفتمانی بین مدیران و این سینماگران برقرار شود؟

- با توجه به صحبتهای آقای حیدریان درباره سینمای کودک در جلسه مطبوعاتی چه احساسی دارید؟

- همیشه در جشنواره ها همه ما آرمانهایمان را می گوییم، ولی باید منتظر باشیم و ببینیم که در طول سال این حرفها چه نتیجه ای برای سینما به بار خواهد آورد و این دیدگاهها چقدر خریدار داشته و توانسته به عمل درآید. مثلا سالهاست که می شنویم قرار است اکران ویژه برای سینمای کودک و نوجوان اختصاص داده شود...
 
- آقای حیدریان در جلسه قولش را دادند، ولی موضوع اینجاست که اختصاص اکران ویژه گره گشای وضعیت سینمای کودک یا هر سینمای دیگری نیست. سالهاست در این سینما از اختصاص سانس ویژه برای فیلم کوتاه یا مستند زده می شود، یا الان سینمای هنر و تجربه. ولی به نظر من اگر فیلم خوب باشد فارغ از هر گونه طبقه بندی می تواند مخاطبش را پیدا کند.

- منطق همین را می گوید. بحث ما صرف تخصص گروه نیست، بحث سرمایه گذاری زیربنایی و توجه به توسعه پایدار است. شما اگر به غرب توجه کنید که چطور استراتژیک در حوزه کودک سرمایه گذاری می کند، می بینید فیلمهایی را با صداپیشگان و بازیگران مطرح می سازند تا فیلم قوی ساخته شود و از طریق آن بتوانند ذهن کودک را جهت دهی کنند. سرمایه ساخت یک فیلم کودک معادل یک فیلم اکشن پرهزینه است.

یعنی آنها همانگونه که گفتم هوشمندانه کودک را هدف قرار می دهند و در کنارش پدر و مادر را هم برای برگشت سرمایه می بینند. کسی که مخاطب بالای 18 سال را هدف قرار می دهد در واقع داردیک پتانسیل خوب را ندیده می گیرد. به نظرم نباید در مورد سینمای کودک نگاه دلسوزانه و حمایتگر داشته باشیم، بلکه باید سرمایه گذاری جدی صورت بگیرد.

سرمایه گذار فیلم کودک باید متقاعد شود که یک فیم کودک هم می تواند فروش میلیاردی داشته باشد به شرطی که سرمایه گذاری و برنامه ریزی درستی داشته باشد؛ نمونه های موفق آن «مدرسه موشها» است. ولی وقتی این نگاه وجود ندارد نتیجه مورد نظر هم حاصل نمی شود.

من در این سفر با آقای رمضانی از فیلمسازان فعال کودک همراه بودم. ایشان هم چند سالی است که در این حوزه فیلم نساخته. واقعیت این است که بعد از سالها وقت گذاشتن برای سینمای کودک ایشان هم از تولید در این حوزه ناامید شده است. سوال مهم اینجاست که این سینما چه شرایطی ایجاد کرده که کسی مثل آقای رمضانی در مسیر فیلمسازیش برای کودک راهش را ادامه بدهد؟ چرا این آدم کنار می کشد؟

- واقعا چرا؟

- پیشنهاد می کنم با خودشان صحبت کنید.

دوشنبه, 19 تیر 1396 14:41

شب زمین ازفاصله۸۲۴کیلومتر

عکس خارق‌العاده شب زمین ازفاصله۸۲۴کیلومتر
 
 
در این عکس که ناسا منتشر کرده نور شهرها این امکان را می‌دهد که بعضی از مناطق مهم را روی آن بتوان پیدا کرد. نورهای ساختۀ دست بشر نواحی توسعه یافته یا پر جمعیت سطح زمین را نمایان می کنند، از جمله سواحل اروپا، شرق ایالات متحده و ژاپن.
 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ساعت ۰۶:۴۹
 
  DEN-1107664

نویسنده : JOHN BOITNOTT

مترجم : هانیه رضایی

 

وقتی کسب‌وکار خود را می‌سازید، همواره به دنبال دریافت بازخورد اطرافیان خود هستید. چه از خانواده، چه از همکاران و چه از اعضای تیم خود سوال کنید، مهم است که کلمات درستی به‌کار ببرید تا پاسخ صادقانه‌ای که نیاز دارید را دریافت کنید، در غیر این‌صورت اطرافیان شما ممکن است کاملا محترمانه ایده شما را تصدیق کنند، صرف‌نظر از آن چیزی که واقعا فکر می‌کنند. شما به بازخوردهای محکم و قابل‌اطمینان نیاز دارید. یک دیدگاه صادقانه از فردی قابل‌اطمینان، به بهبود محصول شما کمک می‌کند. اگر ندانید که اطرافیان واقعا چه فکری می‌کنند، ممکن است تلاش سالیانه‌تان همچون «آب در هاون کوبیدن» باشد، به همین دلیل، بنیان‌گذار هر کسب‌وکاری باید محصول خود را خارج از محدوده‌ کسب‌وکارش محک بزند. در ادامه چند نمونه از سوالاتی که می‌تواند به شما کمک کند بازخورد صادقانه و کارآمدی دریافت کنید، آورده شده است.

 

1- چطور می‌توانم این محصول را بهبود ببخشم؟

به‌جای آنکه بپرسید «آیا این محصول را دوست دارید؟» یا «آیا من در مسیر درستی قرار دارم؟» سوالاتی مطرح کنید که جزئیات افکار فرد را کشف کند.

هنگامی که نظر همکاران یا کاربران ثانویه را در مورد محصول خود می‌پرسید، به‌طور خاص پیشنهادهای آنها را برای بهبودهایی که می‌توانید ایجاد کنید، بجویید. این پیشنهادها را در نظر گرفته و جدی بگیرید. آنها می‌توانند در اختیار تیم طراحی شما قرارگرفته و برای ارتقاهای آینده به‌کار گرفته شوند. هنگامی که پیشنهادهای همکاران شما جدی گرفته شود، وفاداری بیشتری به برند شما پیدا می‌کنند و حتی ایده‌های بیشتری ارائه می‌کنند.

2- چه نقاط ضعفی در طراحی محصول من می‌بینید؟

این سوال مستقیما از شخص می‌خواهد به جای پرداختن به نکات مثبت محصول بر نقاط ضعف آن تمرکز کند. درحالی‌که بسیاری از مردم در بیان افکار خود مردد هستند، این سوال آنها را دعوت می‌کند مشکلاتی را که متوجه شده‌اند، بیان کنند. می‌توانید نواقصی را که دیگران به آن اشاره کرده‌اند، بیان کنید تا از صحت آنها مطمئن شوید. این فرایند هنگامی که نظر گروهی از مردم را پس از استفاده‌ محصول بخواهید بسیار تاثیرگذار است. یکی از مهم‌ترین اهداف شما در نظرسنجی از کاربران ثانویه، شناسایی نواقص طراحی محصول است تا بتوانید محصول خود را بهبود ببخشید.

3- با دیدن این محصول، چه نکاتی به ذهنتان می‌رسد؟

زمانی که بر کار خود برای مدت طولانی تمرکز می‌کنید، ممکن است نتوانید به‌طور منصفانه در مورد محصول خود نظر دهید. همکاران شما با نگاه بی‌طرفانه ممکن است نکاتی را ببینند که از دید شما دور مانده است. از آنها بپرسید هنگام کار با محصول چه فکری می‌کنند. ترجیحا فرصت زیادی برای فکر کردن به پاسخ سوال به آنها ندهید و به دنبال اولین چیزی که به آن فکر می‌کنند، باشید.

4- در حین کار با این محصول، با چه مشکلاتی مواجه شدید؟

هنگام کار با هر محصول جدیدی، مصرف‌کننده ناگزیر با مشکلات و نقص‌هایی مواجه می‌شود. در صورت امکان مسیری را برای مشتریان خود برای گزارش مشکلاتش در وب‌سایت خود فراهم کنید. هرچه این مسیر ساده‌تر باشد، می‌توانید پاسخ دقیق‌تری دریافت کنید. طراحان برنامه‌های رایانه‌ای می‌توانند مسیر گزارش نقص را در خود برنامه قرار دهند. تولیدکنندگان محصولات نیز می‌توانند شماره تلفن یا آدرسی اینترنتی را از طریق بسته‌بندی محصول در اختیار مصرف‌کنندگان برای گزارش مشکلات قرار دهند.

5- چه چیزی شما را از معرفی این محصول به دیگران بازمی‌دارد؟

توصیه سینه به سینه دوستان و مشتریان شما بهترین منبع برای شهرت شماست. آنها بهترین گزینه برای این هستند که بدانید چه چیزی آنها را از این توصیه بازمی‌دارد. در صورتی که مردم بگویند محصول شما را به دیگران پیشنهاد می‌کنند، نشانه خوبی از این است که شیفته‌ محصول شما شده‌اند.

6- آیا آمادگی تحویل مداوم محصول را در زمان مورد نیاز شما داریم؟

فرض کنید که تقاضا برای محصول شما بسیار بالا باشد. در دسترس بودن منابع ضروری نه‌تنها برای تولید بلکه برای پشتیبانی از محصول در موفقیت برند حیاتی است. نداشتن آمادگی برای مواردی همچون اقدام قانونی مشتری یا اتفاقات غیرمنتظره دیگر، معمولا ازجمله غفلت‌های سهوی تجارت‌های نوپا است. سم میناسیان (یکی از بنیان‌گذاران کسب‌وکار بیمه در ایالات‌متحده امریکا) می‌گوید: «هشتاد درصد اوقات کارگزاران در محافظت و بیمه کسب‌وکار خود غفلت می‌کنند؛ به‌خصوص در نقطه اوج کاری که تمام تمرکز در تولید است، وقتی برای هدردادن در مواجهه با مسائل قانونی یا دستگاه‌های از کارافتاده بدون یک تیم پشتیبانی مناسب ندارید.»

7- آیا مایل هستید هم اکنون این محصول را خریداری کنید؟

بهترین زمان برای پرسیدن این سوال زمانی است که در حال بحث با خریدار احتمالی هستید و او فقط نظرات مثبت در مورد محصولتان می‌دهد. هدف از طرح این سوال این است که اگر شیفته محصول شما شده‌اند، چه مواردی آنها را از خرید بازمی‌دارد. این یک روش مناسب برای وادار کردن خریدار احتمالی به تفکر درباره‌ مواردی است که می‌تواند محصول را بهبود ببخشد. طبق معمول زمانی که صحبت به پول داخل جیبشان می‌رسد، احتمال اینکه مردم نظرات و انتقادهای کارآمدتری در مورد محصول بدهند بالا می رود. این سوال ممکن است باعث موضع‌گیری فرد مقابل ‌شود. پس آن را تنها در صحبت با کسانی ‌به‌کار ببرید که با آنها ارتباط نزدیکی دارید. برای اینکه بازخورد اطرافیان را درباره‌ محصول خود بدانید، بسیار مهم است که سوالات درستی را مطرح کنید. هر هفته ساعات مشخصی را به صحبت با مصرف‌کنندگان کنونی یا احتمالی اختصاص دهید تا زمانی که کاملا این حس به شما دست دهد که محصول شما به‌خوبی در بازار جا افتاده است ولی بازهم از نظر مشتریان غافل نشوید. نکته مهم این است که با سوالات ساده نظر مخاطب را جلب کنید تا پاسخ‌های بهتری دریافت کنید. هرچه صداقت و صمیمیت در سوال‌های شما بیشتر باشد، مخاطب بهتر با شما ارتباط برقرار می‌کند و پاسخ‌های صادقانه‌ای می‌دهد.

  DEN-1107663
شبکه سازی ستون موفقیت همه کسب و کارها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مترجم: آناهیتا جمشیدنژاد

این روزها ارائه برندها و در معرض قرار دادن محصولات و خدمات بسیار آسان‌تر شده است. همه اینها به لطف تبلیغات و از همه مهم‌تر شبکه‌سازی آسان ممکن شده که ارائه همه چیز را در اینترنت امکان‌پذیر ساخته‌اند. به نظر می‌رسد این پیشرفت‌ها واقعا جدال در حوزه کسب‌و‌کار را سهل‌تر کرده است. اما این یک حقیقت است که کسب‌و‌کارهایی وجود دارند که هنوز از این مزایا به‌طور کامل بهره‌ نمی‌برند؛ حال یا به‌خاطر اینکه نسبت به روش‌های شروع آن ناآگاه هستند یا اینکه در کسب‌و‌کار آنقدر زرنگ و باهوش نیستند. با توجه به آنچه گفته شد می‌توان فهمید که چرا از هر 10 استارت‌آپ 9 تای آنها شکست می‌خورند. بدون استراتژی‌های بازاریابی مانند شبکه‌سازی موثر و ارائه برند، ایجاد کسب‌و‌کارهای بزرگ و زمینه مالی قدرتمند در عصر دیجیتال غیرممکن است. با توجه به اینکه ارائه برند و استراتژی بازاریابی موثر ،کلید رسیدن به موفقیت در کسب‌و‌کار هستند، در زیر دلایل اینکه چرا شبکه‌سازی یک شرط لازم است، چگونگی شروع آن و چگونگی عملی کردن آن در کسب‌و‌کار آورده شده است.

 

اهمیت شبکه‌سازی

هر فردی در حوزه‌ای خاص ماهر، مستعد و باهوش است. در حوزه‌های محاسبه، بازاریابی، سلامتی، مهندسی و غیره، افراد حرفه‌ای و کارشناسان مختلفی وجود دارند؛ گرچه به‌رغم این تنوع، هر فرد مستقیم یا غیرمستقیم به خدمات و محصولات دیگران نیاز دارد تا بتواند عملکرد کارآیی داشته باشد، به این معنی که صرف‌نظر از حوزه شغلی‌تان، شما نمی‌توانید کاملا وابسته به خود باشید. در واقع شرکت‌ها و افرادی که بر دانش کسب‌و‌کار، چرخه‌های درونی و شرکای نزدیک کسب‌و‌کار خود متکی هستند، زمانی که محصولات و خدمات معین خارج از دسترس آنهاست، در این حوزه با دشواری مواجهند. شبکه‌سازی به شما کمک خواهد کرد تا با افراد متفاوتی ملاقات کنید، ترفندها و توصیه‌های بسیاری را بشنوید و به گوش سایرین برسانید و همچنین منابع و دانش را با افرادی که در موقعیت بهتر هستند و تجربه بیشتری در این حوزه نسبت به شما دارند، به اشتراک بگذارید. این امر همچنین به ایجاد یک جامعه از افراد هم‌فکر کمک می‌کند؛ جامعه‌ای که در آن بازرگانان، کارآفرینان و حتی هنرمندان دانش خود را به اشتراک می‌گذارند و دیدگاه و تجربیات بیشتری به‌دست می‌آورند.

 

از شبکه‌سازی بهترین بهره را ببرید

پلت‌فرم‌های شبکه‌سازی اجتماعی مانند لینکدین و حتی توئیتر این فرآیند را به مراتب آسان‌تر کرده‌اند. برای شروع شبکه‌سازی در هر کدام از این پلت‌فرم‌ها، باید خودتان را به‌عنوان یک فرد حرفه‌ای در این حوزه ثابت کنید، به این معنی که ایجاد تاییدات اجتماعی1 و دریافت پیشنهاد‌ها از سطوح بالاتر در حوزه شماست.در پلت‌فرم‌های شبکه‌سازی اجتماعی، دغل‌بازان بسیار زیادی وجود دارند که ادعای حرفه‌ای بودن دارند. بنابراین با اخذ نگرش بالا که برای یک شبکه‌سازی موثر یک پیش‌نیاز است، ضرورتی برای جداسازی خودتان به وجود می‌آید؛ چرا که این امر به جداسازی کسانی که از دانش و توانایی‌های واقعی برخوردارند از کسانی که در لباس افراد حرفه‌ای ظاهر می‌شوند، کمک می‌کند.

 

افزایش مهارت‌های شبکه‌سازی شما

البته ایجاد یک حساب شبکه‌ اجتماعی و در معرض تماشا گذاشتن تاییدات اجتماعی مختلف شما اولین گام در شبکه‌سازی است. برای دستیابی به بهترین نتایج، به تلاش بیشتری برای کشف و به‌کارگیری بهترین نگرش‌ها نیاز است.

در زیر چند مورد کلیدی را آورده‌ایم که زمان شبکه‌سازی باید در ذهن داشته باشید:

1- حرفه‌ای برخورد کنید.

ایجاد ارتباطات جدید از طریق پلت‌فرم‌های شبکه‌سازی اجتماعی آسان است؛ گرچه استمرار این ارتباطات بسیار دشوار است. با افراد به مثابه ایجاد یک رابطه کاری بلندمدت برخورد کنید و به این ترتیب فرصت این را خواهید داشت که دفعه بعدی به اندازه‌ای که می‌خواهید محصولات بسیاری به آنها بفروشید.

2- به شخصیت‌ها احترام بگذارید و برای هر پیامدی آماده باشید.

وقتی شما شروع به شبکه‌سازی می‌کنید، ممکن است سایرین مدت زمان خیلی طولانی این کار را کرده باشند و برخی ممکن است نیازی به افزودن یک مخاطب جدید به لیست فعلی خود نبینند. این مساله را درک کنید و زمان برخورد با مخاطبان جدید، انتظارات بیش از حد نداشته باشید.

3- پتانسیل و ارزش خودتان را بشناسید.

اگر پتانسیل و ارزش‌های خودتان را نشناسید، برای تطبیق با دشواری روبه‌رو‌ خواهید بود چرا که همه افراد را بالاتر از خود می‌بینید و برای خودتان به چیزی کمتر از آنچه شایسته آن هستید راضی خواهید شد.

4- برای بلندمدت برنامه‌ریزی کنید.

روابط کسب‌و‌کار بلندمدت مزایای بیشتری به همراه دارند. زمانی که با مخاطبان جدید ملاقات می‌کنید، تنها بر معاملاتی تمرکز نکنید که فقط به شما منفعت برسانند. معاملاتی انجام دهید که به هر بخش منفعت خواهد رساند و ارتباطی که بیشتر به طول بینجامد.

5- شبکه‌سازی را به یک عادت تبدیل کنید.

برای دریافت بهترین نتیجه از شبکه‌سازی، باید آن را به یک کار روتین تبدیل کنید؛ چرا که هر چه بیشتر شبکه‌سازی کنید، از ترفندهای کارآتری پرده برمی‌دارید.شبکه‌سازی هرگز گزینه‌ای برای یک فعالیت اقتصادی که می‌خواهد در عصر جدید موفق باشد نبوده است؛ اما یک پیش‌نیاز است. از ترفندهای شبکه‌سازی ذکر شده استفاده کنید تا شاهد اوج گرفتن برندتان باشید.

 

منبع: huffingtonpos

 

چگونه بدون استفاده از بازاریابی سنتی در طیف وسیعی از مخاطبان نفوذ کنیم؟

 
 خبر: DEN-1107662
رهبری افکار، چشم اندازی نو در عرصه بازاریابی محتوا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: Ari Kopoulos

مترجم: مریم مرادخانی

این روزها در بسیاری از رزومه‌ها عبارت «رهبری افکار» به چشم می‌خورد، درحالی‌که اغلب جویندگان کار از این مفهوم چیزی نمی‌دانند. لورن هاکنسون، نویسنده و کارشناس مدیریت محتوا، در این رابطه می‌گوید: «اینکه در حوزه کاری خود مهارت داشته باشید کافی نیست؛ رهبر افکار کسی است که الگوی دیگران و مورد احترام آنهاست و در حوزه فعالیت خود، پیشرو، پیشتاز و متمایز است.» رهبران افکار کسانی هستند که نوآوری و تحول ایجاد می‌کنند و الگوهای فرهنگی را تغییر می‌دهند. شاید این رهبران از نظر پیشینه فرهنگی و سطح تحصیلات با یکدیگر متفاوت باشند، اما یک وجه اشتراک میان همه آنها وجود دارد: توانایی ایجاد انگیزه، نفوذ و تاثیرگذاری. رهبران افکار قادرند قواعد بازی را تغییر ‌دهند، صنایع را دستخوش تحولات عظیم کنند و تاریخ را دگرگون کنند. اگر به دنبال موفقیت شغلی هستید و می‌خواهید در حوزه کاریتان مورد تحسین و احترام همگان باشید، به یک رهبر افکار تبدیل شوید.

 

رهبری افکار چیست؟

از زمانی که غارنشینان، چرخ را اختراع کردند رهبری افکار به شکل‌های مختلف وجود داشته است. تفاوت دوران غارنشینی و عصر دیجیتال این است که این روزها، سازمان‌ها از رهبری افکار به‌عنوان یک استراتژی عملی و کاربردی برای افزایش مهارت‌های رهبری، خلق ایده‌های خلاقانه و پیشی گرفتن از رقبا استفاده می‌کنند. رهبری افکار به تکنولوژی وابسته نیست، بلکه به نوآوری‌ وابسته است. «جرج برنارد شاو»، نمایشنامه‌نویس ایرلندی نقل قولی دارد که بی‌ارتباط با این مقوله نیست: «شما همه چیز را به شکلی که هست می‌بینید و می‌پرسید چرا؟ اما من رویای چیزهایی را در سر دارم که هرگز وجود نداشته‌اند و می‌گویم چرا که نه؟»

 

مزایای رهبری افکار

یک رهبر افکار، باید همواره گرایش‌های جدید را زیر نظر داشته باشد و از طریق برندسازی، شناسایی چهره‌های بانفوذ عرصه کسب‌وکار و ایجاد شبکه‌های ارتباطی، از این گرایش‌ها به بهترین نحو بهره ببرد. مزایای رهبری افکار از این قرارند:

 مدیریت اعتبار برند

 روابط عمومی «هدف‌گیری‌شده» و کارآمد

 توانایی تعیین جایگاه یک برند
(Brand Positioning) به‌عنوان رهبر صنعت مربوطه

 استفاده از رویکردی موسوم به بازاریابی «خط لوله» برای تبدیل بازدیدکننده به مشتری

 سهیم کردن مشتریان احتمالی در امور مختلفی مثل فروش و استخدام، از طریق شبکه‌های اجتماعی

 بهینه‌سازی موتور جست‌وجو یا SEO (قرار گرفتن وب‌سایت شما در صدر نتیجه‌های جست‌وجو)

 ایجاد محتوای بهتر و هدف‌گیری دقیق‌تر مخاطبان

 متمایز ساختن کسب‌وکارتان از سایر سازمان‌های فعال در همین عرصه

 تقویت استراتژی برندسازی

 افزایش قابلیت سودآوری سازمان از طریق ساده‌سازی و افزایش کارآمدی فرآیندهای داخلی و ارتقای کیفیت کار

افرادی که زمان صرف می‌کنند تا گوش کنند، مشاهده کنند، از دیگران یاد بگیرند و مفروضات را زیر سوال ببرند، بیشترین پتانسیل را دارند که به رهبران افکار تبدیل شوند. رهبری افکار یعنی به جای پیروی از گرایش‌هایی که ایجاد می‌شوند، خودمان دست به‌کار شویم و گرایش‌های جدید خلق کنیم.

 

رهبری افکار چه چیزهایی را شامل نمی‌شود؟

رهبری افکار، کسب تخصص در یک زمینه خاص نیست، حتی اگر در آن زمینه به موفقیت‌های بزرگی دست یافته باشید. رهبری افکار فراتر از مهارت‌های فنی است. یک رهبر افکار از زوایای جدید به حقایق و اعداد و ارقام نگاه می‌کند تا بتواند ایده‌های جدید خلق کند. البته برای شروع می‌توانید در یک زمینه خاص، تخصص کسب کنید، اما رهبری افکار، محدود به شما و موفقیت‌هایتان نیست. رهبران‌افکار، مردم را تشویق می‌کنند تا متفاوت فکر کنند، به بینش‌های جدید دست یابند و از پذیرش ایده‌های خنده‌دار یا نامتعارف نهراسند. رهبران افکار به دنبال شهرت یا محبوبیت نیستند. دغدغه اصلی آنها این است که بتوانند در میان گروهی از صاحبان سهام، ارزش‌آفرینی کنند.

 

محتوا، پول رایج رهبران افکار

رهبران افکار از محتوا به عنوان ابزاری برای تثبیت جایگاه خود استفاده می‌کنند. آنها محتوا را با شرکا، همتایان، مشتریان و کارشناسان عرصه خود به اشتراک می‌گذارند. بعضی از رهبران، هنوز به اهمیت محتوا در عرصه رقابت کسب‌وکارها پی نبرده‌‌اند. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد ۷۸ درصد مشتریان به دنبال برقراری ارتباط با افرادی هستند که محتوای مفید تولید می‌کنند. «محتوای مرتبط» یکی از سه عاملی است که نظر مشتریان را نسبت به یک فرد یا برند جلب می‌کند و آنها را ترغیب می‌کند تا آن برند را به اصطلاح «دنبال کنند». تولید محتوای مفید و سنجیده، دارای این مزیت‌ها است:

 محتوای معتبر، اعتبار شما را افزایش می‌دهد.

محتوا به شما کمک می‌کند مشتریان، افراد بانفوذ و تصمیم‌گیرندگان اصلی صنعت خود را هدف‌گیری کنید.

 با استفاده از محتوا می‌توانید تصویری از برند خود در ذهن مشتری ایجاد کنید یا این تصویر را تغییر دهید.

 محتوای مرتبط، رتبه وب‌سایت شما در موتور جست‌وجو را افزایش می‌دهد.

 محتوایی که با دقت انتخاب شده باشد، شما را از سایر کمپین‌های بازاریابی متمایز می‌کند.

 با استفاده از محتوا می‌توانید به عنوان یک کارشناس برای خود اعتبار ایجاد کنید.

 

۱۴ گام اساسی تا رهبری افکار

با انتخاب یک استراتژی رهبری افکار می‌توانید به یک رهبر مترقی و انعطاف‌پذیر تبدیل شوید. این موفقیت یک شبه حاصل نمی‌شود و نمی‌توانید برای آن محدوده زمانی تعیین کنید اما برای شروع می‌توانید تفکر خلاق را در خود پرورش دهید، به مقوله بازاریابی از زوایای جدید نگاه کنید، در جریان آخرین تحولات، گرایش‌ها و عوامل تعیین‌کننده بازار قرار بگیرید و محتوایی تهیه کنید که برای مخاطب ارزش‌آفرینی کند.

سفر شما به سوی رهبری افکار از نخستین گام آغاز می‌شود. چهارده گام اساسی در این مسیر از این قرارند:

۱) انتخاب موضوع

برای آنکه به یک رهبر واقعی تبدیل شوید، باید ابتدا زمینه‌ای را که قصد دارید در آن تحول ایجاد کنید، انتخاب کنید سپس قواعد بازی را تغییر دهید. اگر سرنشین یک فضاپیما باشید و تنها راه زنده ماندن شما سیستم‌های پشتیبانی از زندگی مثل ماسک‌های اکسیژن باشند، سرهم‌بندی و تعمیر سهل‌انگارانه قطعات عاقلانه نیست. درست مثل فرآیندهای کسب‌وکار. تنها در صورتی می‌توانید تحول ایجاد کنید که به موضوع مورد نظر خود، اشراف کامل داشته باشید و بتوانید پیامدهای ناشی از تغییرات را پیش‌بینی کنید.

۲) مخاطب خود را بشناسید

یک رهبر افکار بیش از آنکه به فکر رفع نیازها و خواسته‌های خودش باشد، به فکر تامین نیازهای مخاطبانش است. باید مخاطبان خود را درک کنید، به صحبت‌های مردم گوش کنید و با آنها همدلی کنید.

۳) کاری کنید مردم احساس هوشمندی کنند

یک ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید: «می‌توانی یک اسب را به سمت آب هدایت کنی اما نمی‌توانی وادارش کنی آب بنوشد.» این یعنی می‌توانی روش انجام یک کار را به مردم نشان دهی اما نمی‌توانی آنها را مجبور به انجام آن کار کنی. می‌توانید انسان‌ها را طوری راهنمایی کنید که بر اساس «نفع شخصی» تصمیم بگیرند. وقتی از زوایای جدید به مسائل نگاه می‌کنید، به مردم کمک می‌کنید کارها را با روش خودشان انجام دهند. این باعث می‌شود مردم احساس هوشمندی کنند و چون برای حل مشکلات رایج، چند راه‌حل به آنها نشان می‌دهید، شما را نیز باهوش می‌پندارند. اگر بتوانید ارزش‌آفرینی کنید، مشکلات را حل کنید یا مردم را متقاعد کنید که باورهایشان را تغییر دهند، می‌توانید ادعا کنید که اصول اولیه رهبری افکار را یاد گرفته‌اید.

۴) ایده‌های خود را بذل و بخشش کنید

یکی از بهترین استراتژی‌ها در رهبری افکار، سخاوتمندی است پس در بخشش زمان، ایده‌ها، پول، توصیه‌ها و مهارت‌های خود سخاوتمند باشید. رهبران افکار به جای آنکه برای کسب منافع مالی، ایده‌های خود را بفروشند یا معامله کنند، آنها را با حامیان خود به اشتراک می‌گذارند. یکی از بهترین نمونه‌ها، انجمن نرم‌افزارهای Open Source است. در این انجمن، طراحان و کدنویسان نرم‌افزارهای خود را به صورت رایگان در اختیار جامعه فناوری اطلاعات قرار می‌دهند. رهبران افکار می‌توانند با عضویت در این انجمن برای خود کسب اعتبار کنند و دامنه ارتباطات خود را گسترش دهند. فیس‌بوک سال‌ها پیش از آنکه به درآمدزایی برسد، یک وب‌سایت غیرتجاری بود. اگر ایده‌های جذابی در سر بپرورانید، همیشه فرصت دارید که از این ایده‌ها به درآمد برسید. منافع مالی مهم هستند اما بدون کمک مشتریان، همکاران، صاحبان سهام و سایر کسانی که قرار است تحت تاثیر شما قرار بگیرند، نمی‌توانید به یک رهبر افکار تبدیل شوید. اگر می‌خواهید مخاطبانی پیدا کنید که در نهایت به مشتری تبدیل شوند، باید به آنها ارزش‌های کاربردی ارائه کنید.

۵) خود را به سایر رهبران بشناسانید

جلب نظر مخاطبان، افراد بانفوذ، رسانه‌ها و سایر رهبران افکار، فرآیندی زمان‌بر است اما با پشتکار به نتیجه خواهید رسید. یک شبکه اجتماعی مناسب انتخاب کنید و محتوای جالب و تاثیرگذار تهیه کنید. می‌توانید با درج کامنت‌های هوشمندانه در سایر صفحات، دنبال کردن افراد بانفوذ و برقراری ارتباط با سایر رهبران، به مرور خود را به مخاطبان بشناسانید.

۶) با توجه به محیط و بستر، محتوای با کیفیت ارائه کنید

در مقوله رهبری افکار، ارائه محتوا بسیار مهم است. باید نحوه دسترسی به مخاطبان و ادبیات مورد استفاده خود را بررسی کنید. نمی‌توانید همه مخاطبان را با یک ادبیات یکسان خطاب قرار دهید. طبیعتا نحوه گفت‌وگو با مدیران ارشد، با ادبیاتی که برای گفت‌وگو با کارکنان پشتیبانی به‌کار می‌برید، متفاوت است.

۷) ثابت قدم باشید

برای آنکه به یک رهبر افکار تبدیل شوید، باید به‌طور مستمر تلاش کنید. محتوایی که ارائه می‌کنید باید طبق الگوهای مشخص و ثابت تهیه و ارائه شوند تا مخاطب بتواند محتوای شما را دنبال کند.

۸) به‌طور مرتب کامنت بگذارید

اگر می‌خواهید شما را به‌عنوان یک رهبر افکار بپذیرند، به حساب‌ کاربری سایر رهبران بروید و درباره مطالبی که به اشتراک گذاشته‌اند، نظر بدهید. مهم نیست که با نظر آنها موافقید یا مخالف. مهم این است که گفت‌وگوهای شما ارزشمند باشند. هرگز نگویید که این ایده جواب نمی‌دهد. یک ایده یا راه حل جایگزین ارائه دهید. صرف‌نظر از اینکه ایده‌ای را می‌پسندید یا رد می‌کنید، حضور شما در شبکه‌های اجتماعی، باعث جلب نظر رهبرانی می‌شود که این ایده‌ها را خلق کرده‌اند.

۹) اجتماعی شوید

رهبران افکار همواره در جریان تحولات عرصه کسب‌وکار و گرایش‌های شبکه‌های اجتماعی هستند. استراتژی شما می‌تواند شامل وبلاگ‌نویسی، تولید ویدئو یا توییت کردن باشد. باید همواره با مخاطبان خود در تماس باشید و پست‌ها و نظرات آنها را دنبال کنید.

۱۰) تکنولوژی را بپذیرید

اگر قصد دارید به یک رهبر افکار تبدیل شوید، باید با اپلیکیشن‌ها و آخرین تکنولوژی‌ها آشنا شوید. فراموش نکنید که هر تکنولوژی جدید، تکنولوژی‌های قدیمی‌تر را به سرعت از رده خارج می‌کند. اپلیکیشن‌هایی که من برای بازاریابی محتوا به‌کار می‌برم، عبارت است از:

 ابزار تجزیه و تحلیل گوگل (Google Analytics) برای ارزیابی عملکرد وب‌سایت و محتوا

 ابزار SEMRush برای شناسایی کلیدواژه‌ها، صفحات دارای رتبه بالا و تجزیه و تحلیل دامنه

 اپلیکیشن Slack برای ارسال پیام در کسری از ثانیه از طریق ده‌ها دستگاه به مخاطبان

 ابزار Tweetdeck برای جست‌وجوی افراد تاثیرگذار در کسب‌وکار، زمان‌بندی توییت‌ها، پیگیری هشتگ‌ها و برندهای ذکر شده
(Brand Mentions)

 وب‌سایت توزیع خبر PR Newswire

 اپلیکیشن Grammarly برای تصحیح خطاهای گرامری و ساختاری رایج در متون

 ابزار Outbrain برای ارتقا و بهبود محتوا به صورت هدفمند

۱۱) از حد و مرزها فراتر روید

لازمه هر نوآوری و خلاقیتی، شکستن مرزها و محدودیت‌ها است و لازمه یک استراتژی موفق برای رهبری افکار، داشتن چنین جسارتی است.

۱۲) ترقی، ترقی، ترقی

باید همزمان با بازاریابی، جایگاه خود را نیز ارتقا دهید. زمانی که برای یک ایده بازاریابی می‌کنید، امکان ارتقای جایگاهتان بیشتر از زمانی است که برای یک محصول یا خدمات بازاریابی می‌کنید.

۱۳) اندازه‌گیری کنید

از آنجا که رهبری افکار، ناملموس است، اندازه‌گیری آن آسان نیست. اما اگر قصد دارید پیام خود را اصلاح و بهینه‌سازی کنید، باید تمام تلاش خود را بکنید. می‌توانید با کمک اپلیکیشن‌ها، تعداد به اشتراک‌گذاری‌ها، کامنت‌ها، بازنشر محتوا و ارجاعات، نتایج را اندازه‌گیری کنید.

۱۴) آماده شوید

همزمان که صاحب اسم و رسم می‌شوید، به مرور با افرادی روبه‌رو می‌شوید که از شما سوال می‌پرسند، درخواست سخنرانی می‌کنند، توصیه می‌خواهند یا می‌خواهند برایشان ستون یا مقاله بنویسید. باید برای چنین مسوولیت‌هایی آماده باشید، چرا که این همان جایگاهی است که یک روز آرزویش را داشتید.

 

ساختن یا خریدن، انتخاب با شماست

می‌توانید از مزایای رهبری افکار به یکی از این دو روش بهره‌مند شوید: خریدن یا تولید محتوا:

۱) می‌توانید محتوا را خودتان تولید کنید یا کارشناسانی را استخدام کنید تا مقالات، ویدئوها و پست‌هایی را تولید و به مخاطبان ارائه کنند (استراتژی تولید).

۲) می‌توانید از روش برون‌سپاری استفاده کنید (استراتژی خرید).

صرف‌نظر از اینکه کدام روش را انتخاب می‌کنید، باید بکوشید محتوای تولید شده با افکار، گرایش‌ها و اهداف شما هم‌جهت باشند. همچنین، باید نتایج را اندازه‌گیری کنید تا ببینید محتوای شما تاثیر دلخواهتان را روی مخاطب گذاشته است یا خیر. توسعه کسب‌وکار، دیگر به بازاریابی سنتی وابسته نیست. سازمان‌ها می‌توانند با به‌کارگیری استراتژی رهبری افکار، به مشتریان، صاحبان سهام و افراد با نفوذ دسترسی پیدا کرده و ارزش‌ها، استراتژی‌ها و نتایج تحقیقات خود را در اختیار آنها قرار دهند.

منبع: employeeconnec

سایت‌های داخلی چقدر روی امنیت زیرساخت‌های داخلی حساب می‌کنند

 
روزنامه دنیای اقتصاد - شماره 4089 تاریخ چاپ:1396/04/19 بازدید:264بار کد خبر: DEN-1107596

تولید داده در جهان طی ۵ سال ۲۶ برابر شده اما این با رشد اقتصادی دیتاسنترها توازن ندارد

 

پیامدهای ضعف اقتصادی دیتاسنترها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لیدا ایاز: توسعه در زمینه ایجاد شبکه‌ها و مراکز تولید داده امروز با سرعت بیشتری رشد می‌کند؛ وابستگی هرچه بیشتر اقتصاد به دنیای وب و کنترل آن از سوی دولت‌ها عامل اصلی این رشد آماری است تا مراکزی با سرویس‌دهی بیشتر برای نگهداری از داده‌هایی که در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مهم هستند، شکل بگیرد. اهمیت سازماندهی و بالا نگه داشتن ضریب امنیت آنها حالا مساله بزرگی برای جهان دارای منافع از اقتصاد وب محسوب می‌شود. در ایران اما شکاف ناشی از نبود اطمینان از توانمندی مراکز داده احساس می‌شود؛ چنانچه اخیرا دبیر شورای عالی فضای مجازی با انتقاد از نقص دیتاسنترهای داخلی در حفظ امنیت اطلاعات سایت‌های ایرانی گفت که دیتاسنترهای داخلی عموما در حوزه امنیت و پایداری سرویس، غیراستاندارد هستند.

 

به گفته ابوالحسن فیروزآبادی حجم بازار اطلاعات (داده) در حال حاضر حدود ۴۰۰ میلیارد دلار است که حدود ۱۰ درصد آن در حوزه خدمات ابری صورت می‌گیرد. او می‌گوید که تولید داده در جهان در ۵ سال گذشته حدود ۲۶ برابر شده است اما رشد تولید داده با رشد اقتصادی آن توازن ندارد. چرا که اقتصاد این حوزه تنها دو برابر رشد را نشان می‌دهد. دبیر شورای عالی فضای مجازی با تاکید بر اینکه رشد سریع حجمی و کیفی در مراکز داده، متناسب با رشد اقتصادی این بخش در کشور نیست، معتقد است در صورتی که به این مهم توجه نشود در بحث قدرت مراکز داده (دیتاسنتر) در سطح فضای مجازی دچار عقب‌ماندگی خواهیم شد. یکی از مواردی که باید در داخل کشور به آن توجه شود ایجاد مدل اقتصادی دیتاسنترها است. به گفته رئیس مرکز ملی فضای مجازی در حوزه دیتاسنترها دچار تاخیر در تدوین استراتژی، مقررات‌گذاری و تاخیر در پیاده‌سازی مدل‌های مناسب مبتنی بر استراتژی‌های ملی بر فضای مجازی هستیم.

امروز ایران می‌تواند محل مناسب انباره داده‌ها در منطقه باشد. در حال حاضر در دنیا کشورهایی دارای اهمیت ژئوپلیتیکی بیشتری می‌شوند که مراکز داده فراملی دارند. اما متاسفانه ما در این حوزه دارای نواقصی هستیم که باعث شده حتی اطلاعات بخشی از سایت‌های ایرانی با دامنه (.IR) هم به دلایل فنی و اقتصادی همچون امنیت و پایداری شبکه و قیمت، در خارج از کشور نگهداری شود.» با وجود این نواقص او می‌گوید که در داخل کشور برای راه‌اندازی مراکز داده رقابت بسیاری وجود دارد اما مراکز داده‌ای که شکل می‌گیرند معمولا غیراستاندارد در زمینه حفاظت فیزیکی، الکترونیکی، نرم‌افزاری، امنیتی و پایداری در سرویس هستند. فیروزآبادی به فقدان مدل و نظام ارزیابی، نظام رتبه‌بندی و نظام نظارت برای مراکز داده اشاره می‌کند که باید در حوزه قانون‌گذاری، نظارت و اشتراک‌گذاری داده‌ها، نظام‌های مربوطه شکل گیرد.

ناصر کلانتری‌نژاد مدیر یک شتاب‌دهنده علمی در این زمینه معتقد است که لزوم امن نگه داشتن داده‌های تولید شده در داخل به دلیل اهمیت اقتصادی آنهاست. او به «دنیای اقتصاد» می‌گوید: «در زمینه کارکرد پایگاه‌های داده‌ بزرگ در کشور، دو موضوع مهم است؛ از منظر نخست، توجه به امنیت پایگاه‌های ذخیره‌سازی داده‌ها در کشور اولویتی بالا دارد، داده‌های در حال تولید در کشور به میزانی است که ارزشی باورنکردنی در اقتصاد، اجتماع و امنیت دارد و به همین علت، طرح این سوال درست است که بدانیم آیا سیستم‌های نگهداری داده در داخل به اندازه کافی قابل اعتماد و امن هستند، اما اینکه آن دسته از مراکز ذخیره‌سازی داده‌ای که تحت کنترل ما نیستند، امنیت دارند یا خیر، امری نسبی است چراکه ما در کشورمان نیز تجربه‌هایی از این دست داشته‌ایم که مراکز حساس تحت هجوم هکرها و ویروس‌های سایبری قرار گرفته که ویروس استاکس‌نت از آن جمله است، اما این آسیب‌ها در مقایسه با کشورهای دیگر مشابه بوده و به مراتب بهتر هم بوده است و در نتیجه نمی‌توانیم به کل بگوییم که تمام مراکز ذخیره‌سازی داده در کشور نامناسب هستند و باید از نو تمام آنها را بازسازی کرد.

او تاکید می‌کند که برداشتن گام اساسی که کشور به آن نیاز دارد یعنی فراهم کردن بستری امن برای داده‌ها نیازمند ساختار جدید مبتنی بر استفاده از فناوری‌های سخت‌افزاری جدید داخلی است. «در حال حاضر یکی از مهم‌ترین مشکلات در زمینه سرویس‌دهی به دیتا نبود سیستم پشتیبانی سخت‌افزارهای مورد نیاز است که در مواقع بروز مشکل پاسخگو باشد. دسترسی‌های ناشناخته در سخت‌افزارهای خارجی سطح بالایی از ناامنی در این شبکه‌ها ایجاد می‌کند که نمی‌توان آن را در نظر نگرفت. بنابراین در این مبحث باید گفت که کشور نیاز به سرمایه‌گذاری و مدیریت مناسب دارد.»

به گفته کلانتری‌نژاد «شاید یکی از عمده‌ترین دلایل تمایل کاربران ایرانی به استفاده از مراکز داده و شبکه‌های متن باز خارجی این است که در داخل دسترسی به سرویس مناسب وجود ندارد، مثلا کاربران به جای استفاده از سرویس داخلی ترجیح می‌دهند از دراپ باکس استفاده کنند و این مصادیقی از این واقعیت است که در داخل کشور سرویس مناسب برای نگهداری داده‌ ارائه نمی‌شود، درحالی که در بسیاری مواقع نگهداری از داده‌ها به دلیل داشتن بار اطلاعاتی مهم و دانشی که ایجاد می‌کنند، باید مورد توجه خاص قرار بگیرد و همیشه تقویت شوند.» او تاکید می‌کند: «ما بدون کمک گرفتن از شبکه‌های ارائه خدمات در زمینه پوشش و نگهداری دیتای داخلی نمی‌توانیم موفق باشیم، چراکه قرار دادن داده‌های تراز بالا روی شبکه‌هایی که درکنترل ما نیستند، کاری اشتباه است.»

 

عبور از اینترنت هراسی

جهان در آستانه ثبت کردن رقم بیش از 500میلیارد دلاری در فرصت‌های به وجود آمده اقتصادی در فضای مجازی است، اما آیا ایران در رشد دادن این شاخص تاثیرگذار بوده است؟ رضا هاشمی، کارشناس فناوری‌های ابری است و در این باره معتقد است که ایران یک شاهراه بزرگ اینترنتی در منطقه است و آنچه برای حضور در اقتصاد اینترنتی جهانی لازم دارد، کنار گذاشتن اینترنت هراسی است. او به نقص دیتا سنترها در ایران از نظر فنی نگاه می‌کند و اعتقاد دارد می‌توان گوشه چشمی به آخرین فناوری‌ها در جهان داشت و آن را با شرایط موجود داخلی مقایسه کرد. او به «دنیای اقتصاد» می‌گوید:« اما آنچه اهمیت اساسی دارد نگاه راهبردی به موضوع است. کارفرمای اصلی در بخش دیتا سنترها در کشور بخش دولتی و حاکمیتی است. بنابراین وقتی صحبت از نقص دیتا سنترها شود بیش از هرچیز توجه به سمت نقص امنیتی و اقتدار عرصه حاکمیت دیجیتالی است. این رویکرد موجب شده تا حذف قوانین دست و پاگیر پیش روی بخش خصوصی و رویکرد فرصت آفرینی برای توسعه اقتصادی اولویت اصلی نباشد. به عبارتی اقتصاد اینترنتی بیش از آنکه فرصت اقتصادی و فرهنگی باشد به‌عنوان یک بستر نفوذ و تغییر دیده است که سیاست‌های انقباضی در این راستا تدوین می‌شود.»

او به تفاوت دیدگاه در ایران و جهان درباره استفاده از فرصت‌های اقتصاد اینترنتی اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «رشد و تجهیز مراکز داده و فناوری‌های ابری در کشورهای پیشرو اساسا به خاطر نقش کلیدی آن در افزایش سهم اقتصاد اینترنتی و به‌عنوان یکی از اهرم‌های توسعه اقتصادی و رشد بخش خصوصی بوده است. پیش بینی می‌شود تا پایان سال ۲۰۱۸ بیش از ۵۴۷ میلیارد دلار وارد بازار فناوری‌های ابری و دیتاسنترها و نرم افزار‌های آن شود و متاسفانه نه تنها ما سهمی از این بازار نداریم بلکه رویکردی هم برای سهم گرفتن از این بازار بزرگ نداریم. در حالی که نقش توسعه اینترنت و عبور ترافیک جهانی از ایران کمتر از عبور خطوط لوله نفت و گاز کشورها از داخل ایران نیست.» به اعتقاد او ساخته شدن دیتا سنترهای پیشرفته از سوی شرکت‌های پیشرو جهانی نه تنها مشکل بیکاری در عرصه فناوری اطلاعات را پوشش می‌دهد و شکاف دیجیتالی ایران با جهان در عرصه فناوری ابری را کم می‌کند بلکه عرصه حاکمیت دیجیتالی کشور را نیز به خارج از مرزها توسعه می‌دهد. «به نظرم باید از موقعیت جغرافیایی کشور برای تبدیل شدن یه یک شاهراه بزرگ اینترنتی در منطقه استفاده کرد و به دنبال جذب سرمایه و سهم خواهی از اقتصاد اینترنتی جهانی بود. لازمه این کار کنار گذاشتن اینترنت هراسی و نگاه باز به فرصت‌های پیش رو است.» استفاده از پتانسیل بازار اقتصاد اینترنتی برای ایران که از نظر تولید داده وضعیت مطلوبی دارد مهم‌ترین مساله مورد تفاهم کارشناسان است، اما سود بردن از این فضا نیازمند اصلاح ضوابط و مقرراتی است که حالانه تنها سد راه شرکت‌های خصوصی بلکه دیوار مقابل توسعه است.