ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

شنبه, 24 تیر 1396 11:09

مسیریابی با تکنولوژی

اپلیکیشن‌هایی که به کاربران برای انتخاب مسیر مناسب کمک می‌کنند

 
  DEN-1108163
مسیریابی با تکنولوژی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عاقله ترابی: پیداکردن آدرس از دیرباز مشکل همه ما بوده و هنوز هم هست. در گذشته و پیش از ظهور جدی تکنولوژی تنها راه یافتن مسیرهایی که نمی‌شناختیم پرسیدن از افرادی بود که امیدوار بودیم مسیر را بهتر از ما می‌شناسند. گاهی هم راهنمایی این افراد درست از آب درنمی‌آمد و راه را گم می‌کردیم و بدتر از آن چیزی می‌شد که بود. حالا ولی وضعیت فرق‌کرده و اگر کمی با دنیای تکنولوژی آشنایی داشته باشیم، می‌توانیم بدون سردرگمی و اتلاف‌وقت مسیر خود را پیدا کنیم. کافی است یک تلفن هوشمند داشته باشیم تا با نصب اپلیکیشن‌های موردنیازمان مشکل گم‌کردن راه را حتی برای مکان‌هایی که برای نخستین‌بار می‌رویم برای همیشه حل کنیم. یکی از نخستین اپلیکیشن‌هایی که در این زمینه در کشور ما شناخته شد برنامه نقشه گوگل (Google maps) بود. این برنامه البته هنوز هم طرفداران پروپاقرص خود را دارد و با وجود ظهور برنامه‌های مسیریابی بهتر و با کیفیت و امکانات بیشتر همچنان به این برنامه وفادارند. گوگل‌مپس را می‌توان گفت همه کاربران تلفن هوشمند می‌شناسند و کم و بیش از آن استفاده کرده‌اند ولی اپلیکیشن‌های مسیریابی به این برنامه ختم نمی‌شود. در سال‌های اخیر برنامه‌های متنوع و متفاوتی طراحی و تولید شده‌اند که برتری‌های جالب‌توجهی به این اپلیکیشن دارند؛ برنامه‌هایی که برای هدف ویژه‌ای مثلا با هدف کمک به مسیریابی دوچرخه‌سواران یا کوهنوردان طراحی شده که تمرکزشان بر یک موضوع خاص است. اگر می‌خواهید با این نوع برنامه‌های مسیریابی آشنا شوید در ادامه با ما باشید که به معرفی برخی از بهترین آنها می‌پردازیم.

 

رانندگی

یکی از بزرگ‌ترین مشکلات ما برای مسیریابی هنگام رانندگی است. برای همه ما بارها پیش آمده که به مکان‌هایی می‌رویم که برای نخستین‌بار است و به آن منطقه آشنایی نداریم. در این موارد حتی اگر آدرس را هم در دست داشته باشیم، باز هم رفتن به مکان موردنظر راحت نیست. گاهی هم پیش می‌آید به سفر می‌رویم و در شهر مقصدمان نیاز به نقشه‌ای کامل و مطمئن داریم که بی‌نیاز از پرسش‌های مکرر و گاهی ناامیدکننده مسیر خود را پیدا کنیم. یکی از اپلیکیشن‌هایی که با این هدف تولید شده و در کشور ما هم کاربران خود را پیدا کرده، برنامه Waze است. این اپلیکیشن البته مدتی است که فیلتر شده ولی از آنجا که کیفیت و قابلیت‌های جالب‌توجهی دارد، همچنان کاربران خود را دارد. Waze البته فقط برای رانندگان مناسب است و مسیرهایی را که می‌توان با خودرو رفت برای شما انتخاب می‌کند.

کافی است شما مبدا و مقصد را تعیین کنید و بقیه کار را Waze برای شما انجام می‌دهد؛ بهترین مسیر را به شما پیشنهاد می‌کند، زمانی را که به مقصد می‌رسید به شما اعلام می‌کند و حتی در مسیر دوربین‌های کنترل سرعت و پلیس راهنمایی و رانندگی را به شما اطلاع می‌دهد. وقتی از این برنامه استفاده می‌کنید، در کنار صفحه، سرعت مجاز در خیابانی را که هستید نوشته شده و جالب‌تر اینکه این برنامه سرعت خودروی شما را هم می‌سنجد و اگر بیشتر باشد به شما هشدار می‌دهد که سرعت خود را پایین بیاورید. اپلیکیشن Waze را اگر چندبار هنگام رانندگی استفاده کنید به آن معتاد می‌شوید. این برنامه به‌مرور به شما می‌فهماند که حتی در مسیرهای روزانه خود هم به این برنامه پناه ببرید تا با توجه به ترافیک آن زمان بهترین مسیر را برای شما انتخاب کند تا کمتر در ترافیک بمانید. Waze هم کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر را می‌شناسد و شما را گاهی از مسیرهایی می‌برد که تاکنون ندیده‌اید.

 

کوهنوردی

طراحان و تولیدکنندگان اپلیکیشن‌های مسیریابی به فکر کوهنوردان هم بوده‌اند.  BackCountry Navigator TOPO GPS یکی از این برنامه‌هاست که ویژه کوهنوردان طراحی شده تا مسیر خود را گم نکنند و با اطمینان بیشتر به راه خود ادامه دهند. شما می‌توانید با نصب این نرم‌افزار در موبایل یا تبلت خود، هنگام کوهنوردی توسط جی‌پی‌اس و قطب‌نمای موجود در برنامه موقعیت خود را تشخیص بدهید و مسیر خود را تعیین کنید. نکته مثبت این برنامه این است که نیازی به اینترنت ندارد و برای کوهنوردان که اینترنت جالب توجهی در اختیار ندارند، بهترین گزینه است.

نکته دیگر اینکه این اپلیکیشن از گجت‌های اندرویدی مانند ساعت‌های هوشمند هم پشتیبانی می‌کند و شما می‌توانید موقعیتتان را روی مچ دستتان ببینید؛ بی‌آنکه دستگاه خود را از جیب یا کیفتان دربیاورید. این برنامه طول و عرض جغرافیای را به شما نشان می‌دهد و همچنین کمپ‌ها یا اردوگاه‌ها هم در این نقشه تعبیه شده و می‌توانید به کمک GPS آنها را بیابید. یکی از ویژگی‌های جالب‌توجه این اپلیکیشن خواندن فایل‌های با فرمت GPX و KML و ناوبری بر اساس داده‌های این فایل‌هاست. همچنین قابلیت دریافت و نمایش داده‌هایی با دیگر فرمت‌های معمول ابزارهای ناوبری و سیستم‌های مختصاتی مانند UTM/ UPSو LAT/ LOGرا دارد.

 

جایگزین گوگل‌مپ

اپلیکیشن گوگل‌مپ را همه می‌شناسیم و کارکردن با آن را نیز راحت‌ می‌دانیم ولی اگر به هر علتی می‌خواهید این برنامه را تغییر دهید و به مسیریابی دیجیتالی خود تنوعی بدهید، بهترین گزینه HERE WeGo است. این برنامه همانند گوگل‌مپ ترافیک را به شما اعلام می‌کند تا بتوانید در کمترین زمان ممکن به مقصد برسید. همچنین برای افرادی که خودروی شخصی ندارند اطلاعات حمل و نقل عمومی را در اختیار می‌گذارد. شما می‌توانید نقشه منطقه مشخصی را که قصد رفتن به آنجا را دارید HERE WeGo دانلود کنید و در مکان مورد نظرتان بدون نیاز به اینترنت و به‌صورت آفلاین از اطلاعات نقشه بهره ببرید. امکان به اشتراک‌گذاری مکان‌ خود با دوستانتان از طریق ایمیل یا پیامک، نمایش و پیداکردن مکان‌های نزدیک، پشتیبانی از مسیریابی صوتی و همچنین هشداردهنده سرعت غیر مجاز برخی از ویژگی‌های HERE WeGo است.

نکته جالب درباره این اپلیکیشن اینکه HERE WeGo نرم‌افزار رسمی کمپانی نوکیا بوده و با هدف رقابت با گوگل‌مپ به‌صورت پیش‌فرض روی گوشی‌های نوکیا نصب شده بود و در این موبایل‌ها خبری از نقشه گوگل نبود. اواخر تابستان 2015 گروهی از خودروسازان آلمانی این اپلیکیشن را با مبلغی بیش از 8/ 2 میلیارد دلار از نوکیا خریدند و سپس با اعمال تغییراتی در رابط کاربری، قابلیت‌های بیشتری نیز به آن اضافه کردند که امکان به اشتراک‌گذاری مسیر سفر یکی از آنها است. سال گذشته میز این اپلیکیشن که در ابتدا HERE Maps نام داشت عنوان جدید HERE WeGo را به خود گرفت و قابلیت‌های بیشتری نیز به آن افزوده شد. این اپلیکیشن حالا از زبان فارسی هم پشتیبانی می‌کند و برای کسانی که به زبان انگلیسی مسلط نیستند جایگزین مناسبی برای دیگر اپلیکیشن‌های مسیر‌یابی محسوب می‌شود.

 

مسیریاب آفلاین

اگر متصل‌شدن به اینترنت در محیط بیرون از خانه یا در جاده‌ها برای شما دشوار است و نمی‌توانید از برنامه‌های مسیر‌یابی متعارف استفاده کنید، پیشنهاد ما برای شما MAPS.ME است. این اپلیکیشن مسیریاب آفلاین نقشه شهرهای ایران را هم دارد و برای کاربران ایرانی که در مقایسه با کاربران دیگر کشورها مشکل متصل‌شدن به اینترنت پرسرعت دارند، گزینه مناسبی است. نقشه این برنامه حتی جاده‌های فرعی را هم پوشش داده و شما می‌توانید با خیال راحت هنگام سفر به MAPS.ME تکیه کنید. این برنامه مسیرهای پیاده‌روی را هم مشخص کرده و اگر قصد پیاده‌رفتن به مقصد خود را داشته باشید بهترین مسیر را به شما معرفی می‌کند؛ موضوعی که اپلیکیشن Waze از آن بی‌بهره است. نمایش اطلاعات ترافیکی، نمایش مکان‌های عمومی و همچنین نمایش زمان تقریبی رسیدن به مقصد از دیگر قابلیت‌های MAPS.ME به شمار می‌رود.

 

دوچرخه

از آنجا که در کشور ما شرایط برای دوچرخه‌سواری به‌ویژه برای خانم‌ها مهیا نیست شاید استفاده از اپلیکیشن مسیر‌یاب برای دوچرخه‌سواری نیز بی‌معنا باشد. با این حال برای آن دسته از کاربرانی که با تمام شرایط بازدارنده، دوچرخه‌سواری می‌کنند و به دنیای تکنولوژی هم علاقه‌مند هستند MapMyRide+ GPS Cycling Riding را معرفی می‌کنیم. شما با استفاده از این اپلیکیشن می‌توانید جدا از یافتن مسیر مناسب برای دوچرخه‌سواری از طریق جی‌پی‌اس، مسافت طی‌شده و میزان کالری مصرف‌شده و ضربان قلب خود را در اختیار داشته باشید. همچنین این برنامه هنگام دوچرخه‌سواری به شما هشدارهای صوتی را اعلام می‌کند. این برنامه همچنین به شما امکان این را می‌دهد که برنامه‌ها و شرایط تمرین‌هایتان از طریق دوچرخه‌سواری را در شبکه‌های اجتماعی با دوستانتان به اشتراک بگذارید. در واقع این اپلیکیشن فقط به شما مسیر مناسب برای دوچرخه‌سواری را نمی‌دهد. شما می‌توانید با استفاده از این برنامه از طریق دوچرخه‌سواری و لذت تفریح آن به تناسب اندام نیز برسید.

پنج شنبه, 22 تیر 1396 23:40

ازدواجتان در خطر است اگر...

 

اگر شوهرتان مدام این ۶ جمله را می‌گوید، ازدواجتان در خطر است

 
خطر در ازدواج

 

 

جمله‌ های منفی به راحتی ازدواج‌هایی که سالیان سال ادامه داشته‌اند را ویران می‌کند.اگر ارتباط و احترام بین شما و همسرتان ضعیف‌تر شده است، احتمالاً نگران زندگی‌ زناشوییتان شده‌اید.

برای داشتن ازدواجی بادوام، محکم و شاد، سه چیز باید بین شما ماندگار باشد: 

*ارتباط کلامی

*احترام متقابل 

اگر شوهر شما شکایت دارد که شما هیچوقت حرف او را متوجه نمی‌شوید یا درکش نمی‌کنید، وقت بگذارید و خوب به حرف‌هایش گوش کنید. خوب گوش کردن برای دوام هر رابطه‌ای اهمیت دارد

 *تعهد.

اگر شوهر شما مدام این جملات را به زبان می‌آورد، راحت با او درمورد احساسی که این جملات در شما ایجاد می‌کند، با او حرف بزنید. او باید درکتان کند و به احساسات و نظرات شما احترام بگذارد.

۱-حوصله‌ام سر رفته! 

گاهی اوقات ایجاد تغییر و وقفه در برنامه‌ عادی روزانه خیلی خوب است. از خودتان بپرسید که آیا از برنامه عادی‌تان در رابطه راضی هستید؟ فکر می‌کنید شوهرتان راضی است؟ خیلی مهم است که هر از گاهی برنامه‌ها و فعالیت‌های متفاوتی در رابطه‌تان داشته باشید تا عشقتان قوی‌تر شده و ارتباط احساسی بینتان عمیق‌تر شود.

۲-«تو هیچوقت حرف‌های منو نمی‌فهمی» یا «تو منو درک نمیکنی»

زن‌ها و مردها به طریقی متفاوت فکر می‌کنند. به همین دلیل گاهی اوقات ارتباط بین یک زوج پیچیده می‌شود. اگر شوهر شما شکایت دارد که شما هیچوقت حرف او را متوجه نمی‌شوید یا درکش نمی‌کنید، وقت بگذارید و خوب به حرف‌هایش گوش کنید. خوب گوش کردن برای دوام هر رابطه‌ای اهمیت دارد.

۳-«تو هیچوقت عوض نمیشی»

تغییر سخت است. اما اگر شوهر شما مدام شکایت دارد که شما قادر به عوض شدن نیستید، با او درمورد اینکه چرا کارهایی که مورد پسند او نیست را آنطور انجام می‌دهید. حرف زدن درمورد این موضوعات و استدلال منطقی شما باعث خواهد شد که درکتان کند.

۴-«تو چرا مثل …. نیستی؟»

مقایسه کردن روابط را ویران می‌کند. اگر شوهر شما مدام شما را با مادر، دوستان، خواهرها یا زنان دیگر مقایسه می‌کند، یعنی به آنچه هستید ارزش نمی‌گذارد. به این وضعیت خوب فکر کنید و تصمیمی بگیرید که برای سلامتی و خوشبختی‌تان بهتر باشد.

۵-«تو دیگه اون آدمی که من عاشقش شدم نیستی»

تغییرات فیزیکی، احساسی و عقلانی با گذشت زمان ایجاد می‌شود. اگر شوهرتان مدام از این جمله استفاده می‌کند، متوجه نیست که خودش هم دیگر آن فردی که شما عاشقش شده بودید نیست. غیرممکن است که در طول سال‌ها هیچ تغییری نکنید.

رمز داشتن ازدواجی موفق، رسیدگی به مسائل جزئی و کوچک نیست، بلکه اعتماد کردن به هم و حرف زدن با همدیگر است. برای حل مشکلاتتان با هم وقت بگذارید تا بتوانید زندگی شاد را کنار هم تجربه کنید

برای داشتن ازدواجی موفق، شما باید هر دو کنار هم رشد کرده و تغییر کنید و بعنوان یک زوج به این تغییرات همدیگر احترام بگذارید.

۶-«هر چی تو بگی درسته» یا «هر جور خودت دوست داری»

این عبارات نشان دهنده فقدان علاقه به کارهای شماست. دلیلش این نیست که شما بر رابطه مسلط هستید و او تابع نظرات شماست. دقیقاً برعکس! این رفتار ادامه‌دار نشاندهنده فقدان علاقه و هیجان در ازدواج شماست.

رمز داشتن ازدواجی موفق، رسیدگی به مسائل جزئی و کوچک نیست، بلکه اعتماد کردن به هم و حرف زدن با همدیگر است. برای حل مشکلاتتان با هم وقت بگذارید تا بتوانید زندگی شاد را کنار هم تجربه کنید.


منبع : مردمان

پنج شنبه, 22 تیر 1396 23:33

تاریخچه مسلک بودا در ایران

تاریخچه ای از مسلک بودا در ایران

 

با آمدن اسلام به ایران‌ نه‌ تنها‌ آئیـن«بـودا»از ایـالات شرقی ایران‌ بکلی رخت بربست،بلکه از مهد تولد خویش و وطن‌ اصلی خود نیز «هندوستان»کـه هزار سال تحت نفوذ آئین بودا بوده؛ متزلزل‌ گردید.

بخش اعتقادات اسلامی تبیان
 
آیین بودا

 

بودا کیست و چه‌ می ‌گوید؟

در‌ اصـل وجود شخصی به نام «بـودا» مـانند بسیاری‌ دیگر از شخصیت های دوران کهن، محققان هند شناس اظهار تردید کرده‌ اند و می گویند: بسیار احتمال می رود شخصیت او از داستان های جعلی و افسانه ‌های مذهبی هندی استخراج‌ شده و یا اینکه‌ زائیده اندیشه مردم خرافه ‌پسند است. (مراجعه شود به کتاب «فروغ خاور» تألیف «هرمان الدنبرک» خاورشناس آلمانی ترجمه آقای کتابی)

برخی از صـاحب نظران با بررسی هائی که در این باره‌ به عمل آورده‌ اند معتقدند «بودا» وجود خارجی‌ داشته و در اواسط قرن ششم قبل از میلاد زندگی‌‌ می کرده‌ است. (بودا چه می ‌گوید!!ص 71 و 72/محمد مهین ‌پو‌:طبع‌ تـهران‌)

مسلک بـودا بـیش از‌ آنکه‌ به دین شباهت‌ داشته باشد به یک‌ فلسفه‌ شبیه است‌ و چون‌ تعالیم‌ بـودا در آغـاز رنگ‌ کلی فلسفی داشت؛ لذا در افـکار روشـن‌ موفقیت خـاصی حـاصل کـرد ولی در ابتدای ظهور‌ در‌ میان توده مردم تـوجه قـرار نگرفت‌ و از‌ آنجا‌ که‌ پیروان‌ او تدریجاً تعالیم‌ او‌ را به صورت یک آئین‌ مذهبی در آوردنـد تـوده مردم،به کیش بودا علاقه ‌مند شـدند.

این دسته می‌ گویند: «بودا» ظاهراً در سال 568 قبل از میلاد در شمال هندوستان، در پای کوه های‌ «هیـمالیا» در یـک صد میلی شمال شهر کهن «بنارس» دیده به جهان گشود (دائرة المـعارف بریتانیکا:ج 4/کلمه‌ بودا‌) و در‌ بیست‌ و پنج سالگی به‌ جهانگردی پرداخت و در هشتاد سالگی دیده از جهان‌ فرو بست. (477 ق.م)

او در حقیقت معاصر کیخسرو فرزند سیاوش کیانی (580 ق.م) بود. (برمکیان‌:تالیف پرفسور محمد عبد الرزاق کانپوری-ترجمه سید مصطفی طباطبائی) پدرش سلطانی بوده کـه بـر‌ قبیله ‌«ساکیا: Sakya» فرامانروائی می کرده است و نام مادرش «ماها یاما» بوده که بعد از تولد «بودا» به فاصله هفت روز‌ از‌ دنیا‌ رفت. (بـودا چـه می‌گوید!!ص 71)

اسم«بودا» (مهاتما بودارا در زبان پالی ‌«بوداست‌» در سنسکریت «بدهی‌ست» در عبرانی‌ «جوذافت‌» در‌ عربی‌ «بـوذاسف» و در‌ فـارسی ‌«بوداسدی» می ‌خوانند:به کتاب‌:تاریخ‌ بودا مـراجعه شـود.)

پیش از آنکه تـرک دنـیا‌ کـند‌ به‌ «گوتاما» معروف بوده و به قول بـودائیان بـعد از آنکه در زیر درخت «اسواتا» یعنی شجره حکمت‌ به واقعیت رسید‌ او‌ را ‌«بودا» یعنی: بیدار، بصیر و دانا نامیدند.

درباره زندگی با شکوه‌ و خـوشگذرانی او افـسانه هـای اغراق‌ آمیز گفته‌ اند؛ به طوری که از خود او نقل‌ کرده ‌اند وی می گفت: «مـن جـامه ‌های ابریشمین‌ می ‌پوشیدیم‌ و چاکران‌ و خدمه‌؛ چتری سفید برفراز تارک من نگاه می داشتند» (بـنا به نقل: «تاریخ جامع ادیان» ص 122)

پدرش برای او سه‌‌ قصر‌ مجلل بنا نموده بود کـه در فـصول مـختلف سال‌ (خشکی، بارانی، گرما و سرما)در یکی از‌ آنها‌ به سر‌ می‌ برد. شـاهزاده جوان پیوسته در میان غلامان و خدمتکاران خوش صورت و زیبا‌ به خوبی‌ و شادابی‌ بزرگ‌ می شد. غرض، پدرش آن چنان وسایل خوشگذرانی‌ را از بـرای او فـراهم سـاخته بود‌ که‌ جهان‌ را جز از دریچه شادابی و ناز و نعمت نمی ‌دید.

ولی از آنجا کـه مـادیات و لذائذ دنیوی‌ نمی‌ تواند نیازهای روحی انسان را برطرف سازد؛ این‌ جوان به ظاهر خوشبخت؛ نا آرام و مضطرب‌، ماتم زده‌‌ و غـمگین‌ بـود و آن چنان بود که روزی راهبی مرتاض را مشاهده کرد که با حالتی آسوده‌ در‌ سایه درخـتی در کـنار راهـی نشسته است. چون او را دید برخاسته به سوی‌ او‌ آمده‌ و با او سخن گفت و از او تعلیم یافت که چـگونگی‌ سـکون ضـمیر و آرامش روح خود‌ را‌ دریابد.

پس‌ از آن، شاهزاده از قصر سلطنت بیرون آمد در وادی‌‌ بی خانمانی‌ و سر‌ منزل بـی‌ نشانی در جـستجوی سعادت‌ بر آمد و به سوی جنگل و بیابان به راه افتاد و بعد از شش‌ یا‌ هفت‌ سال ریـاضت بـالاخره بـه قول خودش‌ به رمز نجات دست یافت.

آیا «بودیزم» را‌ می‌ توان‌ دین نامید؟

این مسئله که آیا بـودیزم را مـی ‌توان دین و مذهب،نامید.یا نه، مورد بحث و نظر است‌. بعضی ها‌ عقاید او را در باب جهان هـستی و روش های‌ پیـچ و پیچ آن را‌ به عنوان ‌«دین» تعریف کرده ‌اند. لیکن این تعریف درست‌ نیست‌؛ زیرا‌ در مسلک او خدایان و آلهه از مـقام‌ الوهـیت‌ عزل شده‌ اند. اعتقاد به «الهه» به معنای تام این کلمه نزد «بودا» مـثل کـیش های‌ بـاطل‌ دیگر، وجود ندارد به عبارت‌‌ دیگر‌ در مبادی‌ فلسفی‌ بودائی‌، فوق الطبیعه (متافیزیک) و امثال این مـباحث‌ عـقلانی‌، مـحلی ندارد و آداب و مناسک و عبادات به عقیده باطل و لغو است.

به طور خلاصه می ‌توان‌ گفت‌ کـیش او فـلسفه‌ ای از خود گذشتگی‌ و تصوف و ترک دنیا و زهد‌ و انزوا است‌ و مبنای اصلی آن پشت پا‌ زدن‌ به لذات مادی جهان‌ می ‌باشد.

بنابراین؛ مسلک بـودا بـیش از‌ آنکه‌ به دین شباهت‌ داشته باشد به یک‌ فلسفه‌ شبیه است‌ و چون‌ تعالیم‌ بـودا در آغـاز رنگ‌ کلی فلسفی داشت؛ لذا در افـکار روشـن‌ موفقیت خـاصی حـاصل کـرد ولی در ابتدای ظهور‌ در‌ میان توده مردم تـوجه قـرار نگرفت‌ و از‌ آنجا‌ که‌ پیروان‌ او تدریجاً تعالیم‌ او‌ را به صورت یک آئین‌ مذهبی در آوردنـد تـوده مردم،به کیش بودا علاقه ‌مند شـدند.

انتشار تعالیم‌ بودا‌

«بـودا‌»در حـال حیات خود پیروان زیادی پیـدا‌ کـرد‌ و ایالات‌ هند‌ که‌ یکی‌ از آنها «نپال» که‌ مقر پادشاهی پدرش بود به او گرویدند و پس از مـرگ‌ او نـیز تعالیم او همچنان انتشار می‌ یافت. در اواخـر قـرن‌ سـوم (273 ق.) یکی‌ از سلاطین مـعروف هـند به نام‌ «آشوکا» امپراطور بـزرگ هـندوستان به آئین او در آمد و با شوق و علاقه فراوان به نشر و توسعه آن‌ پرداخت.

مبلغان ورزیـده بـودائی که تعدادشان‌ بسیار بود‌، به‌ نـقاط مـختلفی اعزام مـی شدند. از ایـن‌ واقـعه چندان نگذشت که آئیـن بودا در چین و ژاپن‌ و هندوستان شهرت و عظمت فراوانی پیدا کرد و دیرها و صومعه ‌های زیادی در سرتاسر هند و چـین بـنا‌ گردید‌.

بعد از مرگ «آشوکا» سلطنت از دودمـان او بـر افـتاد. کـانون بـودائیزم تغییر محل داده بـه طرف مـغرب‌ رو آور شد و در ناحیه شمال‌ غربی‌ هندوستان؛ بسط و توسعه جدیدی یافت‌ و در‌ صورت تازه ‌ای به خود گرفت.

یکی از پادشاهان به نام «کـانیشکاه Kanishka» کـه پایتختش «پیشاور» بود درصدد بر آمد که بـرای خـود دیـنی انـتخاب کـند و پس از‌ آنـکه‌ در اصول و فروع‌ ادیان‌ مختلف‌ از جمله دین زردشتی تحقیقات نمود؛ سرانجام به دین بودا درآمد و وجود او اثر عمده در انتشار«بودائیزم» گردید؛ مجسمه‌ ها و ساختمان هائی‌ در آن ناحیه به وجود آورد.

«کریستن سن» می‌ گوید: «در دوره تسلط‌ یونانیان؛ دیانت در شرق ایران نفوذ یافت و پادشاه‌ هند موسوم به آشوکا که در حدود 260 سال قبل از میلاد دین بودائی گرفته بود دعاتی به ایالت گنداره‌ (دره کابل‌) و باختر‌ (بلخ) گسیل‌ داشـت.

بـودائیان در قرون نخستین میلادی در کابل؛ و یهارها یعنی صومعه‌ های بسیار ساختند و امروز در ویرانه‌ های آن‌ معابد نقوشی به سبک آمیخته یونانی‌ و هندی یافته‌اند. در بامیان؛ مغرب‌ کابل‌ مجسمه‌ های عظیمی از بودا هست کـه در کـوه کنده‌ اند.

از سفر نامه «هپون تسانگ» معلوم می‌ شود که ‌‌تا‌ قرن‌ هفتم میلادی صومعه ‌های بودائی در ایران وجود داشته است و نیز بنابر روایات‌ او‌ اتباع‌ سـایر دیـانت‌ هندی هم جماعاتی مقیم ایـالات شـرقی ایران‌ بوده‌ اند.» (ایران در زمان ساسانیان/ص 60‌)

در آخر دوره ساسانی سرگذشت‌ عبرت‌ انگیزی از بودا تحت عنوان «بوذاسیف و بلوهر» در بعضی از بلاد ایران‌ انتشار داشت‌ (دو قرن سکوت:زرین کوب ص 316) گذشته از‌ آن‌‌ چنانکه از منابع بر می ‌آید، بودا بـا یـکی از شاگردان‌ او کتابی به فارسی داشـته‌ اند. (مفاتیح العلوم،خوارزمی ص 25 طبع مصر) هـمچنین سکه ‌ای‌ از پیروز پسر اردشیر بابکان که از جانب پدر فرامانروای‌ خراسان بوده است و به «کوشان شاه» معروف‌ بوده؛ در آن سکه هـم خـود را مزداپرست و هم‌ بودا پرست خوانده‌ است. (تـاریخ ایـران:زریـن کوب/ص 190)

از گفته «هپون تسانگ» جهانگرد معروف بر می آید که در فتح کابل کشکول بودا هم به دست‌ انوشیروان افتاده بود. همین جهانگرد که در نواحی‌ مشرق ایران سـفر کـرده‌ است‌ مـی ‌نویسد: «در بلخ‌ بیش از صد معبد بودائی وجود داشته است. (همان مدرک‌ ص 190‌)

البته بلخ یکی از چهار شهر مهم استان خراسان‌ بـود و از نظر تاریخی به نام «ام البلاد» شهرت‌ داشت‌.(مرآة البـلدان صـنیع الدولة-نـزهة القلوب-چاپ لیدن ص 55)

«نوبهار» بلخ که از کلمه «ویـهارا، Vihara» مـعبد بـودائی اشتقاق یافته، آثاری است (مراجعه شود‌ به‌ پاورقی صفحه 147 تاریخ جامع ادیان) در حوالی آن شهر قدیمی باقی مانده و در آن زمان‌ شهر بلخ مرکزیت بودائی‌ داشته‌. معبد‌ عـظیمی ‌‌در آنـجا بر پا بوده‌ و خاندان‌ بر‌مکی از قدیم متولیان‌ آن بوده ‌اند و در آن روزگاران معبد مهم بودائیان‌ بـوده اسـت. (معجم البلدان؛ یاقوت:کلمه بلخ-الفقیه همدانی-آثار البلاد‌،زکـریا‌ بـن مـحمد قزوینی)

با آمدن اسلام به ایران نه تنها مذهب‌ بودا از ایران به کلی رخـت‌ بـربست‌ بلکه‌ از مهد تولد خویش و وطن اصلی خود‌: هندوستان‌ که‌ هزار‌ سال‌‌ تحت‌ نـفوذ آئیـن بـودائی بوده ریشه کن گردید و در کشورهای مجاور نفوذ یافت به طوری که در حال حاضر پیروان بودا در کشورهائی کـه اسـلام کمتر در آنها نفوذ داشته‌ چون: سیلان، برمه، سیام؛ جزائر فرمز، ژاپن؛ کره، چـین، تـبت و مـغولستان زندگی‌ می کنند و یکی از مذاهب بزرگ جهان به حساب می آید و بیش از پانصد میلیون پیرو دارد.

در عـظمت و بزرگی بنا «نوبهار» به‌ مبالغه‌‌ چیزها‌ گفته ‌اند و گویند: معبد مزبور دارای قبه‌ ها بود و قاعده‌ آن‌ صـد ذراع و ارتفاع آن از صد ذراع‌ بیشتر بود و در اطراف خانه سیصد و شصت حجره بنا کرده بـودند. جای‌ خدام‌ و کارکنان‌ و مـتوالیان و بـرای‌ هر یک از خدام در سال بیش از‌ یک روز خدمت مقرر نبود و سیاست آن معبد به میراث از برمکی به برمک‌ دیگر می‌ رسید. پادشاهان هند و چین‌ و کابل‌ و غیره‌‌ بدان جا وارد می شدند و در مقابل بت بزرگ به سجده‌ می ‌پرداختند. هفت فـرسخ‌ در‌ هفت فرسخ از اطراف‌ «نوبهار» در تحت قدرت بر مکی بود.(البلدان:ابن الفقیه

همه اینها حاکی از‌ این‌ است‌ مقارن پایان عهد ساسانی؛ آئین بودا در دو طرف رود «آموی» قوت‌ و نفوذ‌ تمام‌ داشت.

خلاصه از بررسی تاریخی برآمد کـه دیـن بودا از مشرق ایران یعنی هندوستان‌؛ به‌ ایران‌ وارد شده‌ بود و به سرعت پیشرفت می‌ کرد؛ همچنان که دین مسیح‌ از غرب ایران و بین‌ النهرین‌ آمده و در حال پیشروی‌ بود. بدین ترتیب که دین بودا بـه طـرف غرب‌ پیش‌‌ می رفت‌ و دین مسیح به طرف شرق.

در این میان، آئین زردشت در برابر نفوذ این‌ دو‌ دین خود را باخته بود هر روز عقب تر می‌ رفت حتی‌ سختگیری های موبدان مانع‌ از‌ انتشار‌ این دو دیـن در بـین طبقات مختلف مردم نبوده است چنانکه با آمدن‌ اسلام به‌ ایران‌ اوضاع دگرگون نمی‌ گشت؛ ایالات‌ شرقی ایران بودائی و بت ‌پرست میشدن ولی دین‌ بودا‌ پس‌ از‌ اسلام نتوانست تاب بیاورد به تدریج از این منطقه رخت بـربست تـاریخ‌ می‌ گوید‌: گردانند- گان معبد«نوبهار» بلخ با نهایت‌ اکرم‌ و احترام‌‌ می ‌زیستند تا آنکه سرزمین خراسان به تصرف مسلمانان‌‌ درآمد‌ و در ایـن هـنگام ریـاست خانه و معبد نوبهار بعهده برمک پدر خالد جد یحیی‌ و زیر‌ هـارون الرشید واگذار بود برمک‌ با‌ یک عده‌ از‌ اطرافیان‌ خود اسلام‌ را پذیرفت و نام خود‌ را‌ به امر خلیفه عوض کـرد و عـبد اللّه گـذاشت. مردم بلخ از اسلام‌ آوردن‌ او تعجب کردند و اسلام وی را‌ انکار نمودند بر ضـد‌ وی اقدام نمودند و یکی از پسرانش‌ را‌ به عنوان بر مکی‌ به جای او نشاندند.

«نیرک طرخان» یکی از ملوک آن سامان‌ ،به وی‌ نـامه‌ نـوشت و او را بـه ترک‌ دین‌ جدید‌ و رجوع به دین بودا‌ دعوت‌ نمود. برمک در جواب‌ نوشت‌ من دیـن اسـلام‌ را بـه میل خود اختیار نمودم و فضیلت و برتری آن را بر سایر‌ ادیان‌ شناختم و بی‌ ترس و بیم به دین جدید گـرائیدم‌ و البـته‌ بـه دین شما‌ باز‌ نگردم‌ که عیب و رسوائی‌ آن‌ آشکار است.

نیرک از جواب برمک برنجید سـرانجام به طور ناگهانی بر وی تاخت و اوده پسرش‌ را‌ به قتل‌ رساند و از اولاد وی به جز طفلی‌ باقی‌ نماند‌ و این‌ طفل‌ پدر خـالد جـد‌ بـرامکه‌ است. (مقایسه شود با تاریخ برامکه گـویند در مـصر خلافت هارون الرشید، فضل بن یحیی برمکی‌ حاکم‌ خراسان‌ شد(179 هـ) بـرای سـرکشی به بلخ رفت و دستور داد تا نـوبهار را ویران سازند ولی شالوده‌ آن بـه قدری مـحکم بود که به آسانی خـراب نـمی شد و فقط توانستند قسمتی از‌ آن را‌ خراب کنند‌ و مسجدی در جای آن برپا کردند. مراجعه شود بـه کـتاب «الوزراء و الکتاب» جهشیاری،ص 176)

البته با آمدن اسلام به ایران نه تنها مذهب‌ بودا از ایران به کلی رخـت‌ بـربست‌ بلکه‌ از مهد تولد خویش و وطن اصلی خود‌: هندوستان‌ که‌ هزار‌ سال‌‌ تحت‌ نـفوذ آئیـن بـودائی بوده ریشه کن گردید و در کشورهای مجاور نفوذ یافت به طوری که در حال حاضر پیروان بودا در کشورهائی کـه اسـلام کمتر در آنها نفوذ داشته‌ چون: سیلان، برمه، سیام؛ جزائر فرمز، ژاپن؛ کره، چـین، تـبت و مـغولستان زندگی‌ می کنند و یکی از مذاهب بزرگ جهان به حساب می آید و بیش از پانصد میلیون پیرو دارد.

مؤلف کـتاب «ادیـان‌ و مـکتب ‌های‌ فلسفی هند» می ‌نویسد: فتوحات مسلمین در سال 712 میلادی‌ انقراض و دگرگونی (آئین بودا) را در داخـل هـند به صورت فاحشی تسریع کرد. همزمان با اضمحلال‌ آئین بودا مکتب جدیدی به نام ‌«تانتریزم‌» که معجونی‌ از عـناصر گـوناگونی آئین هندو بود و در آن آداب‌ «یوگا»و آئین سحر و جادو و فنون مختلف ریاضت‌ تـلفیق یـافته بودند؛ پیدا شد‌ و در‌ دوران سلطنت‌ سلسله «پالا» در‌ بنگال ‌(800-1054)کـه حـامیان‌ بـودا بودند ترویج و توسعه یافت. سرانجام حمله‌ مـسلمانان و تـسلط آنها بر سرزمین هند ضربت دیگری‌ بر آئین بودا وارد کرد‌ و این‌ دین از آن پس‌ هـر‌ روز به انحطاط گرائید و رفته رفـته از سـرزمین هند ریـشه کـن شـد» (ادیان و مکتب های‌ فـلسفی هـند)


منبع:

ایران و اسلام : مسلک بودا در ایران؛ نوشته الهامی، داود؛ مجله «درس هایی از مکتب اسلام » خرداد 1354، سال شانزدهم - شماره 6

پنج شنبه, 22 تیر 1396 23:25

برهنه کردن آدم‌ها !

 

تلاش برای برهنه کردن آدم‌ها، قدمتی دیرینه دارد !

 

 

گل و دوست داشتن و آزادی خواهی، خیلی حرف های قشنگی هستند اما مشکل اینجاست که همه ی حرف های قشنگ را نمی شود به راحتی باور کرد. 

فاطمه حسینی مجرد- کارشناس ارشد فلسفه اسلامی/ بخش قرآن تبیان
بی حجابی

اخیراً می گویند ما شما را دوست داریم! چهارشنبه ها برایتان گل می آوریم. شما هم ما را دوست داشته باشید!

می گویند به صورت خیلی سفید، داریم برای آزادی تلاش می کنیم.

نمی شود باور کرد تلاش برای نهادینه کردن بی حجابی و راه اندازی کمپین و یک غوغای رسانه ای که از سوی دشمنان چندین ساله ی ما حمایت می شود، همه، نشانه هایی از دوست داشتن ماست. 

قرآن کریم در میان آیاتی که به ماجرای آدم و حوا پرداخته است "لباس" را نعمتی معرفی می کند که از جانب خداوند برای انسان نازل شده است. یا بَنی‏ آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْكُمْ لِباساً یُواری سَوْآتِكُمْ وَ ریشاً وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَیْرٌ ذلِكَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّكَّرُون‏ (اعراف، 26) 

از دو کارکردی که در آیه برای لباس بیان شده است، معلوم می شود که این دو، دو نیاز مهم و فطری هر انسانی است که با لباس برآورده می شود.

ما خانواده داریم؛ فرهنگ اصیل بومی داریم؛ اعتقادات ناب ایمانی و عقلانی داریم. بارها با دلیل ثابت کرده ایم و به تجربه هم دیده ایم که حجاب یا همان پوششی که معیارهای اسلامی دارد، یک ضرورت است برای حفظ همه ی داشته هایمان. حفظ حریم خانواده هایمان. حفظ فرهنگ اصیلمان و حفظ اعتقادات ایمانیمان. 

حالا چطور باور کنیم شما که تیر دشمنی به سمت داشته های قیمتی ما نشانه رفته اید، ما را دوست داشته باشید؟!

اما برای اینکه ثابت کنیم ما شما را دوست داریم، باید یک حقیقت مهم را برایتان بگوییم. شما هموطن مایید؛ خیلی از داشته هایمان را با هم مشترکیم؛ پس خوش بینانه فرض می کنیم که از پشت پرده ی نقشه های شیطان بی خبرید و نادانسته در دایره ی تلاش های شیاطین انس و جن، گرفتار شده اید. 

با مقدمه ای کوتاه، اثبات می کنیم که تلاش علیه حجاب، یک دشمنی تاریخی با انسان است نه یک مبارزه ضد جمهوری اسلامی یا ضد دین اسلام. 

"حجاب" ضد "بد حجابی" است یا ضد "برهنگی" ؟

قطعاً حجاب، فقط چادر و روسری برای پوشاندن موهای خانم ها نیست. به همین دلیل می توان ضد آن را، "برهنگی" دانست. گفته اند می شود پدیده ها را از مخالف هایشان شناخت: تعرف الاشیاء باضدادها؛ پس حجاب را هم می شود از زاویه ی ضدش یعنی "برهنگی" بررسی کرد. 

انسان برهنه به دنیا می آید اما ذاتاً نمی تواند برهنگی را تحمل کند. اگر غیر از این بود، در ماجرای حضرت آدم ابوالبشر علیه السلام، برهنه شدن، آنقدر برای آدم و حوا گران تمام نمی شد.

آدم و حوا علیهماالسلام از اول، ساکن بهشت بودند. حتی اگر به پاکی و عصمت نبوت برای حضرت آدم استناد نکنیم، ذات و فطرت آن ها هنوز دست نخورده و پاک بود و هنوز آلوده ی زندگی دنیایی نشده بودند که غبار غفلت فطرت انسانی پاکشان را بپوشاند. پس می شود گفت که فطرت انسانیه آدم و حوا که همه ی انسان های دیگر نیز با همان فطرت پاک خلق می شوند ( فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللَّه‏- روم 30) از برهنگی بیزار است. 

قرآن کریم در میان آیاتی که به ماجرای آدم و حوا پرداخته است "لباس" را نعمتی معرفی می کند که از جانب خداوند برای انسان نازل شده است. یا بَنی‏ آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْكُمْ لِباساً یُواری سَوْآتِكُمْ وَ ریشاً وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَیْرٌ ذلِكَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّكَّرُون‏ (اعراف، 26) 

از دو کارکردی که در آیه برای لباس بیان شده است، معلوم می شود که این دو، دو نیاز مهم و فطری هر انسانی است که با لباس برآورده می شود.

اول- پوشاندن عیوب (یُواری سَوْآتِكُمْ) 

دوم- زینت و زیبایی (وَ ریشاً).

پس مثل همه ی نیازهای دیگر انسان، اگر در تأمین این نیاز هم خدشه ای به وجود بیاید، انسان را آزرده و مضطرب می کند. اگر لباس را از آدمی بگیرند، از این دو جنبه به روح و شخصیت او ضربه وارد می شود. و ابلیس که از روز اول دشمن قسم خورده ی آدمی است، با نقشه ای فریب کارانه وارد شد و همین ضربه را به آدم علیه السلام زد: "فَدَلاَّهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّة" ( اعراف، 22) پس از اتفاق ناگوار برهنگی که برای آدم و حوا رخ داد، از متن آیه، اضطراب و سراسیمگی آنها نمایان است. آنجا که می فرماید شروع کردند با برگ های درختان خود را بپوشانند. 

خداوند به فرزندان آدم هشدار می دهد که همان دشمن قسم خورده در کمین شماست که همان بلایی را که بر سر پدرتان آدم آورد، بر سر شما بیاورد. فطرت، همان فطرت است و نیاز، همان نیاز. میل به پوشیدگی، در ذات شماست مبادا از مکر شیطان غافل شوید و او شما را بفریبد و نعمت لباس را از شما بگیرد. (اعراف، 27)

حال، خداوند به فرزندان آدم هشدار می دهد که همان دشمن قسم خورده در کمین شماست که همان بلایی را که بر سر پدرتان آدم آورد، بر سر شما بیاورد. فطرت، همان فطرت است و نیاز، همان نیاز. میل به پوشیدگی، در ذات شماست مبادا از مکر شیطان غافل شوید و او شما را بفریبد و نعمت لباس را از شما بگیرد. "یا بَنی‏ آدَمَ لا یَفْتِنَنَّكُمُ الشَّیْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَیْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِیُرِیَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ یَراكُمْ هُوَ وَ قَبیلُهُ مِنْ حَیْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیاطینَ أَوْلِیاءَ لِلَّذینَ لا یُؤْمِنُون‏" (اعراف، 27)

طبق این آیه ی شریف، تلاش برای برهنه کردن آدم ها، یکی ازاهداف شیطان است و قدمتی به دیرینگی خلقت انسان دارد. و باز به استناد همین آیه، همیشه و همیشه، یکی از نقشه های استراتژیک شیطان علیه فرزندان آدم، نقشه برای برهنه نمودن آنهاست. 

قرآن کریم در میان آیاتی که به ماجرای آدم و حوا پرداخته است "لباس" را نعمتی معرفی می کند که از جانب خداوند برای انسان نازل شده است. یا بَنی‏ آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْكُمْ لِباساً یُواری سَوْآتِكُمْ وَ ریشاً وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَیْرٌ ذلِكَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّكَّرُون‏ (اعراف، 26) 

در روزگار ما هم شیاطین انس، مخفی و علنی، برهنگی را رواج می دهند؛ برایش تبلیغ می کنند و هزاران حرف و شعار قشنگ برایش طراحی می کنند.

جامعه ی امروز غرب و اروپا، ثمره ی این شاخه از تلاش های ضدبشری شیطان را، خیلی خوب نمایان کرده است. پیکره ی زخمی نهاد خانواده در غرب، دیگر پوشاندنی و کتمان کردنی نیست. همه ی اینها نشان می دهد که دوستان هموطن ما که به خیال خودشان می خواهند با ترویج بی حجابی و برهنگی، چهارشنبه ها را سفید کنند، خواسته یا ناخواسته، دارند در زمین شیطان بازی می کنند: " إِنَّ فی‏ ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِی الْأَبْصار"

پنج شنبه, 22 تیر 1396 10:49

از «پوشیه» تا «شُل‌حجابی»!

از «پوشیه» تا «شُل‌حجابی»!

چرا پوشش بانوان در جامعه ما تا این حد متفاوت است؟ برخی، پوشش میانه (دستور شرعی وجه و کفین) را برگزیده‌اند، عده‌ای فراتر از حد عرف شرعی، بر چهره خود «پوشیه» می‌افکنند و دسته‌ای دیگر، بی‌محابا آغوش می‌گشایند به روی هر گونه مد و فشن که از دیار غرب به سوی این مُلک، سرازیر می‌شود. گفتمان حجاب در کشور ما چه چیز کم دارد که به سامان نمی‌رسد؟

نویسنده: شکوری_شبکه تخصصی قرآن تبیان

پوشیه

دستور حجاب در همه ادیان آسمانی بوده است. در برخی حتی سخت‌گیرانه‌تر از اسلام. در ایران پیش از اسلام، زنان از بیشترین حد پوشش، برخوردار بودند. در شاهنامه فردوسی، اغلب به جای دختران و زنان، واژه «پوشیده‌رویان» به کار رفته است.

همان پاک‌پوشیده‌رویان تو

که بودند ارزنده بر جان تو

در برخی ملت‌های غیرعرب، فراتر از پوشش چهره زن، سخن از پنهان کردن زن بود. در عربستانِ آن روز، «روبنده» آویختن مرسوم نبود. اسلام نیز به تعبیر استاد مطهری، پوشش وجه و کفین را واجب نکرد، اما تحریم هم نکرد.(مجموعه آثار، ج19، ص526) با این حال، همه مذاهب اهل سنت به جز مالکی، پوشانیدن چهره را واجب می‌دانند. اما فقیهان شیعی اغلب، حد شرعی حجاب را پوشش تمام بدن به جز چهره و دست‌ها تا مچ دانسته‌اند ولی بسته به اینکه پوشش بیشتر، مصداق لباس شهرت است یا نه، حکم به جواز یا حرمت آن داده‌اند. هم اکنون در برخی مناطق ایران مانند استان هرمزگان و شهر مقدس قم، «پوشیه»پوشی، بیش و کم، رایج است، اما نمی‌توان و نباید آن را به عنوان یک الگوی فراگیر، تبلیغ کرد.

واقعیت این است که مساله حجاب در کشور ما، فراتر از یک حکم شرعی، به یک جریان سیاسی بدل شده است. هر ساله همزمان با سال‌روز واقعه خون‌بار مسجد گوهر شاد در 21 تیر ماه 1314، که به روز ملی « عفاف و حجاب » نام‌گذاری شده است، ده‌ها همایش، نشست و ویژه‌برنامه پیرامون پدیده حجاب و عفاف برگزار می‌شود که در ترویج و پیاده‌سازی گفتمان عمومی حجاب در جامعه، چندان رهین توفیق نبوده است.

چرا این گونه گفتمان‌ها کمتر به ثمر می‌نشینند؟ چرا پوشش بانوان در جامعه ما تا این حد متفاوت است؟ برخی، پوشش میانه (دستور شرعی وجه و کفین) را برگزیده‌اند، عده‌ای فراتر از حد عرف شرعی، بر چهره خود «پوشیه» می‌افکنند و دسته‌ای دیگر، بی‌محابا آغوش می‌گشایند به روی هر گونه مد و فشن که از دیار غرب به سوی این مُلک، سرازیر می‌شود.

گفتمان حجاب در کشور ما چه چیز کم دارد که به سامان نمی‌رسد؟

در اینجا چند ملاحظه وجود دارد که کمتر شنیده و گفته‌ایم:

یک. حجاب، طیفی دارد از حجاب حداقلی تا حداکثری. زیرساخت حجاب احکامی، ایمان است. هر که مومن‌تر، باحجاب‌تر.

مرتبه حجاب حداکثری آن است که چون دخت پیامبر(س)، نه مردی را ببینی و نه مردان ببینندت: « لایَرَینَ الرِّجالَ و لایَراهُنَّ الرِّجالُ»( وسائل الشیعه، ج 20 ، ح 24). و مرتبه حجاب حداقلی، کف آنچه شریعت، برای عموم واجب دانسته یعنی پوشیدن تمام بدن بدون چهره و دست‌ها تا مچ.( جواز وجه و کفین). 

حکم یکی را نباید به دیگری داد. نسخه حجاب خاص را اگر برای عموم جامعه تجویز کنیم، پس می‌زند.

واقعیت این است که مساله حجاب در کشور ما، فراتر از یک حکم شرعی، به یک جریان سیاسی بدل شده است. هر ساله همزمان با سال‌روز واقعه خون‌بار مسجد گوهر شاد در 21 تیر ماه 1314، که به روز ملی « عفاف و حجاب » نام‌گذاری شده است، ده‌ها همایش، نشست و ویژه‌برنامه پیرامون پدیده حجاب و عفاف برگزار می‌شود که در ترویج و پیاده‌سازی این گفتمان در جامعه، راه به جایی نبرده است.

دو. حجاب در قرآن، دستوری ولایی است. خداوند در وهله نخست، به عالی‌ترین شخص اسلام٬ خطاب می‌کند که:

قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ (نور/30)

و نیز: یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ...(احزاب/59)

بدیهی است اگر سیاست‌های اجرایی مربوط به مساله «حجاب و عفاف» نیز مانند سیاست‌های کلی «محیط زیست»، «خانواده»، «سلامت»، «‌اقتصاد مقاومتی»،«علم و فناوی»،«انتخابات» و ...از سوی ولی امر مسلمین، روشن و شفاف ابلاغ گردد، پیاده‌سازی گفتمان حجاب در جامعه، ضمانت اجرایی بیشتری یافته و دیگر، جایی برای ‌برخورد‌های سلیقه‌ای متولیان امر دین و دنیای مردم با این مقوله، باقی نخواهد گذاشت. 

سه. حجاب، مساله‌ای چندتباری است که با ساحت‌های چندگانه دین، اجتماع، فرهنگ و سیاست در تکاپوست، حل مسائل چندتباری جز در پرتو رویکرد میان‌رشته‌ای ممکن نیست. پس، در مقام روش، حصرگرا نباشیم.

چهار. حجاب، حیا، صبر، سخاوت و ... گل‌هایی هستند که از خاک سرزمین «عفاف»‌ می‌رویند. «عفاف» بنا بر تعریف، اعتدال در قوه شهوت است. افراط در شهوت‌، «شَره» (حرص شدید)، و تفریط در آن، «خمودی» است. حرکت بر ریل اعتدال شهوت، «عفت» نام دارد.(المیزان، ج1، ص137)

نه فقط بدحجابی، که بی‌عدالتی، اختلاس، ربا، ویژه‌خواری، زیرمیزی و...نیز علف‌های هرزی هستند که از زمین بی‌عفتی سربرمی‌آورند. آری، شهوت فقط در جسم نیست، در مال و قدرت هم است. حد اعتدال در شهوت مال‌پرستی، عدم تجاوز به حقوق دیگران است. پس درد، فراوان اما درمان(عفت) یکی است. نسخه‌ای تجویز کنیم که همه دردها را درمان باشد.

پنج. استخدام روش سخت در مساله نرم، معمولا نتیجه عکس دارد. باید به جای برخوردهای سلبی، به روش‌های ایجابی و تبیینی روی آورد. در اینجا نقش رسانه از همه بیشتر است و نخست آنچه باید هدف گرفته شود، خانواده است.

پنج شنبه, 22 تیر 1396 10:42

فانتزی هایی در سنین بالا

فانتزی های جنسی در سنین بالا 

 

رابطه جنسی بین زن و مرد یکی از شیرین‌های زندگی است که تا سنین پیری می توانند از آن بهره مند شوند و چگونگی ارتباط با یکدیگر در این زمینه به کیفیت کل ارتباطات، باورها و نگرشها و آموزشهای که دریافت گرده اند، بستگی دارد.

زهرا خسروجردی – بخش مخصوص متاهلین تبیان
رابطه جنسی، مخصوص متاهلین، خانواده، زندگی زناشویی

 

 

درارتباط و تعامل با همسر ارتباط‌های مختلفی را تجربه می‌کنید، از جمله ارتباطات عاطفی، اقتصادی، اجتماعی و ارتباط جنسی. ارتباط جنسی یکی از انواع ارتباطات زن و شوهر است که لذت و طراوت بیشتری برای شما بوجود می آورد. متاسفانه شاید بعضی از خانم‌های میانسال تصور بر این دارند که ارتباط جنسی مخصوص مردان است و زن نباید از این ارتباط لذت ببرد و حتی در مورد آن با همسر خود صحبت کند یا پیش قدم شود، برای آنها این مسئله تابو است. در حالیکه رابطه جنسی بین زن و مرد یکی از شیرین‌های زندگی است که تا سنین پیری می توانند از آن بهره مند شوند و چگونگی ارتباط با یکدیگر در این زمینه به کیفیت کل ارتباطات، باورها و نگرشها و آموزشهای که دریافت گرده اند، بستگی دارد.

فواید ارتباط جنسی در سنین بالا

فعال بودن از لحاظ جنسی در سنین بالا نه تنها ضرری ندارد بلکه  با طراوت نگه‌داشتن ارتباط جنسی در سنین بالا به حفظ کیفیت زندگی،سلامت روان و  صمیمیت زوج کمک می کند و از لحاظ بیولوژیک نیز کارکرد سلامت اندام‌های تناسلی در هر دو جنس با فعالیت جنسی مستمر را تا سنین بالاتر تضمین می‌کند.

فعال بودن از لحاظ جنسی در سنین بالا نه تنها ضرری ندارد بلکه  با طراوت نگه‌داشتن ارتباط جنسی در سنین بالا به حفظ کیفیت زندگی،سلامت روان و  صمیمیت زوج کمک می کند

علاوه بر این در بهبود سلامت ذهنی و جسمی، افزایش طول عمر، محکم شدن رابطه جنسی تاثیر بسزایی دارد و همچنین وسیله‌ ای برای نزدیکی و عمیق شدن رابطه عاطفی است تا از این طریق پیوندهای عاطفی خود را عمیق تر کنید و آرامش بیشتری را برای خود و همسرتان بوجود آورید و  فرصتی برای فرار از مشکلات است.

چه باید کرد؟

مراقبت از ظاهر خود، زن و مرد را جذاب تر می‌کند. مراقبت از بدن، تصویر مثبتی از بدن بوجود می آورد. هر چند ممکن است بدلیل پیری یا بیماری و یا خجالت کشیدن از بدنتان به مرور زمان توجه به بدن کمرنگ شود. اما توجه به ظاهر، وجود این مشکلات را کمتر می‌کند.  بنابراین با کشف جوانب عاطفی، جسمانی و درک تمایلات جنسی یکدیکر به تقویت رابطه جنسی خود بپردازید.

اگر مشکلاتی در زمینه ارتباط جنسی دارید؛ بعنوان مثال ناراحتی و افسردگی که در ارتباط جنسی تاثیر می گذارد و موجب کاهش تمایل جنسی می شود، در این سنین طبیعی است. با مطالعه و کمک گرفتن از متخصص آنها را برطرف کنید تا روحیه شما همچنان شاد و با طراوت باقی بماند.

از ذهنتان برای تقویت جنسی کمک بگیرید و تصور کنید که ارتباط جنسی خوب چه فایده ای برای شما و همسرتان دارد، بویژه کمک می کنید تا شاداب تر باشید و به زیبایی ظاهر و پوست شما هم کمک می‌کند بخصوص در مورد خانم‌ها که دیگر نگران حامله شدن نیستند یک محرک خوبی برای میل جنسی است. 

از جمله موارد که در این سنین باید به آن توجه داشته باشید تغذیه متناسب با سن است که انرژی لازم را در اختیار شما می گذارد تا سالم تر باشید.

ورزش کنید: اگر مشکلات جسمی دارید از پزشک خود مشورت بگیرد و ورزش‌های متناسب با وضعیت بدنی خود را انجام دهید، ورزش کمک می کند نه تنها قوای جسمی شما بیشتر شود بلکه شادتر هم باشید و انرژی لازم برای فعالیت‌های جنسی را در اختیار می گذارد.

تکنیک تقویت جنسی 

ممکن است در این سنین خجالت بکشید ولی صحبت درباره رابطه جنسی احساس نزدیکی را بیشتر می کند زیرا شما مانند جوانی نیاز به رابطه جنسی دارید که با صراحت درباره آن صحبت کنید.

از لباسهای زیر زیبا و عطر و ادکلن های خوشبو استفاده کنید و به خودتان نگوید این کارها مال جوان‌ها است و از ما گذشته است

با بوسیدن و لمس بدن یکدیگر و تحریک نقاط حس بدن در این دوران هم نیازمندی‌ها خود و همسرتان را بخوبی شناسایی کنید و با استفاده از عشق بازی و بازیگوشی انجام شود. با انجام آزمایش‌های مختلف بهترین روش را انتخاب کنید.  حتی  اگر دچار مشکلاتی مانند اختلال نعوظ می شوید با برقراری مکرر رابطه جنسی، اعتماد به نفس خود را در ارتباط جنسی تقویت کنید و سعی کنید از همسرتان در این زمینه یاری بگیرید.

از لباسهای زیر زیبا و عطر و ادکلن های خوشبو استفاده کنید و به خودتان نگوید این کارها مال جوان‌ها است و از ما گذشته است. آنچه مهم است، این است که شما می‌خواهید با همسرتان خاطره‌ی خوبی را در ذهنتان بوجود آورید و از آن لذت ببرید. خودتان را درگیر سن و سال  نکنید.

در ارتباط جنسی پیش قدم باشید و در این زمینه برنامه ریزی کنید، چنین فعالیت‌های به شما کمک می‌کند تا فعال باشید.

از آهنگ‌های مناسب استفاده کنید حتی فضای اتاق خوابتان را برای چنین فعالیتی آماده کنید تا از تمام امکانات برای لذت بردن دو نفره بهره مند شوید و به خودتان نگوید مناسب سن من نیست. بلکه از زندگیتان لذت ببرید. 

رابطه جنسی، یکی از نعمت‌های زیبا زناشویی است که خداوند برای زن و مرد قرار داده است تا باعث آرامش و تسکین روح و روان شود. از این لذت سالم بهره مند شوید و خودتان را با حرف‌ها و کلیشه ها آزار ندهید.

 

تاکتیک‌های هکرها برای شکستن سدهای امنیتی

 
سرقت اطلاعات با مهندسی اجتماعی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیمان احمدی: حملات سایبری یا کلاهبرداری از طریق اینترنت یکی از بخش‌های لاینفک دنیای ICT است که همزمان با پیشرفت آن توسعه می‌یابد و دامنه تخریب آن از حساب‌‌های شخصی افراد معمولی آغاز شده و در حملات وسیع‌تر حتی گریبان بخش‌‌های مهم و حیاتی اقتصاد یک کشور مانند بخش بهداشت و درمان یا صنایع هسته‌ای را گرفته است. برای مثال، فضای سایبری کشورها در همین سه ماه گذشته دو بار مورد حمله وسیع دو باج‌افزار قرار گرفتند که میلیون‌ها دلار خسارت به جا گذاشت. حملات وسیع و بین‌المللی و باج خواهی از طریق اینترنت در حالی است که این روزها فضای مجازی فرصت خوبی برای افراد سودجویی شده که بتوانند اقدام به فریب دادن افراد یا مهندسی اجتماعی کنند. مهندسی اجتماعی، همه چیز در مورد ایجاد بی اعتمادی یا شروع تعارض‌ها است؛ این اتفاقات اغلب از سوی افراد حقیقی یا حقوقی رخ می‌دهد که کاربران آن را می‌شناسند. آنها با به‌کارگیری تاکتیک‌های مهندسی اجتماعی، از کاربران اینترنتی می‌خواهند داده‌‌های شخصی اعم از اطلاعات بانکی، یک حساب ایمیل یا دیگر حساب‌‌های ارتباطی روی یک سرویس گیرنده IM، شبکه‌‌های اجتماعی، چت، فروم و ... را در اختیار آنها قرار دهند.

 

متداول‌ترین حملات مهندسی اجتماعی

مهندسی اجتماعی اطلاعات می‌تواند با دسترسی مجرمان و تحت کنترل گرفتن کامپیوتر افراد و دستیابی به رمز عبور کاربران شکل بگیرد و به این ترتیب هرگونه اطلاعات فرد در فضای مجازی منتشر یابد. متداول‌ترین حملات مهندسی می‌تواند به‌صورت ارسال ایمیلی از طرف یک دوست باشد. اگر یک مجرم موفق به هک یا مهندس اجتماعی رمز عبور ایمیل یک نفر باشد به لیست تماس‌‌های فرد دسترسی خواهد داشت و چون اکثر افراد از یک رمز عبور در همه جا استفاده می‌کنند، احتمالا به اطلاعات تماس شبکه‌‌های اجتماعی فرد نیز دسترسی پیدا خواهد کرد. هنگامی که مجرم حساب ایمیل را تحت کنترل خود دارد، ایمیلی را به تمام مخاطبان فرد ارسال می‌کند یا پیام‌‌هایی را در تمام صفحات اجتماعی دوست خود و احتمالا در صفحات دوستان دوستانش از خود به جا می‌گذارد.

این پیام‌ها ممکن است از اعتماد و حس کنجکاوی کاربر سوءاستفاده کنند. برای نمونه، پیام حاوی یک لینک از سوی یک دوست باشد و کاربر به لینک اعتماد کرده و کلیک کند و به این ترتیب، دستگاه خود را با نرم‌افزار‌های مخرب آلوده کند و از این طریق، هکر می‌تواند دستگاه کاربر را کنترل کرده و اطلاعات تماس وی را جمع‌آوری کند و در ادامه مخاطبان کاربر را فریب دهد. ممکن است پیام شامل یک عکس، موسیقی، فیلم، اسناد دانلود شده و ... باشد که حاوی نرم‌افزار‌های مخرب تعبیه شده است. اگر کاربر لینک را دانلود کند که به احتمال زیاد این کار را انجام می‌دهد، دستگاه وی آلوده خواهد شد.

تلاش‌‌های فیشینگ، شکل دیگری از این حملات هستند. به‌طور معمول، یک فیشر یک پیام ایمیل، IM، نظر، یا متنی که به نظر می‌رسد از یک فرد مشروع، شرکت محبوب، بانک، مدرسه، یا موسسه آمده است را می‌فرستد. این پیام‌ها معمولا دارای یک سناریو یا داستان هستند. پیام ممکن است توضیح دهد که یک مشکل وجود دارد و کاربر را ملزم به تایید اطلاعات از طریق کلیک کردن روی لینک نمایش داده شده و ارائه اطلاعات در فرم آنها کند. هر چند ممکن است لینک با تمام آرم‌ها و محتوا‌های صحیح(در واقع، ممکن است مجرمان فرمت دقیق و محتوای سایت قانونی را کپی کرده باشند) درست و قانونی به نظر برسد، با این حال، کاربر به ایمیل و سایت جعلی اعتماد می‌کند و هر اطلاعاتی که کلاهبردار درخواست کرده را ارائه می‌دهد. این نوع از فیشینگ اغلب شامل یک هشدار است که کاربر هر چه سریع‌تر عملیات را انجام دهد و در این شرایط کاربر به احتمال زیاد در دام سرقت آنها گرفتار می‌شود.

ممکن است پیام به کاربر اطلاع دهد که در یک قرعه‌کشی برنده شده‌ یا به او مبلغ کلانی به ارث رسیده و کاربر باید برای دریافت جایزه‌‌ خود مجبور به ارائه اطلاعات در مورد بانک خود باشد، یا از کاربر می‌خواهند آدرس، شماره تلفن یا اطلاعات بیمه خود را ارائه دهد تا آنها بدانند چگونه جایزه را به کاربر ارسال کنند. اینها فیشر‌های حریصانه هستند. اگرچه بهانه داستان آنها ضعیف است، اما مردم به شدت تمایل دارند بدانند چه چیزی به آنها ارائه خواهد شد، سپس سارقان با دور زدن اطلاعات حساب بانکی آنها را خالی کرده و هویتشان را به سرقت می‌برند. حتی ممکن است پیام درخواست کمک باشد. این فیشرها با تحت تأثیر قرار دادن حس نوع دوستی کاربر تقاضای کمک یا حمایت از فاجعه، مبارزات سیاسی، خیریه‌ها و موضوعات داغ را مطرح می‌کنند.

 

تبدیل به یک قربانی نشوید

اسپمر می‌خواهد شما اول اقدام کنید بعد فکر کنید. اگر پیام احساس فوریت را منتقل کند؛ هرگز اجازه ندهید فوریت آنها بررسی دقیق شما را تحت تاثیر قرار دهد. نسبت به پیام‌‌های ناخواسته مشکوک باشید. اگر ظاهراً ایمیل از شرکتی است که با آن کار می‌کنید، تحقیقات خود را انجام دهید. از یک موتور جست‌وجو برای رفتن به سایت واقعی شرکت استفاده کنید یا از یک راهنمای تلفن برای پیدا کردن شماره تلفن آن استفاده کنید. هرگونه درخواست برای اطلاعات مالی یا کلمه عبور را حذف کنید. اگر از شما خواسته شده تا به یک پیام با اطلاعات شخصی پاسخ دهید، قطعا آن یک کلاهبرداری است. درخواست یا پیشنهادها برای کمک را رد کنید. شرکت‌ها و سازمان‌‌های قانونی هرگز با کاربر برای ارائه کمک تماس نمی‌گیرند.

ربودن ایمیل شایع است. هکرها، اسپمرها و مهندسان اجتماعی کنترل ایمیل افراد(و دیگر اکانت‌های ارتباطی) را در اختیار می‌گیرند. هنگامی که آنها ایمیل کسی را کنترل می‌کنند درصدد جلب اعتماد همه مخاطبان فرد هستند. حتی زمانی که فرستنده به نظر می‌رسد کسی است که او را می‌شناسید، اگر شما یک ایمیل با یک لینک یا یک پیوست دریافت می‌کنید قبل از باز کردن لینک‌ها یا دانلود حتما با دوستان خود چک کنید. مراقب هرگونه لینک دانلودی باشید. اگر شما شخصا فرستنده را نمی‌شناسید و انتظار ارسال فایلی از آنها ندارید، دانلود کار اشتباهی است. پیشنهادهای خارجی جعلی هستند. اگر شما ایمیلی از یک قرعه‌کشی خارجی یا درخواستی برای انتقال وجوه از یک کشور خارجی برای یک سهم از پول آن دریافت کردید قطعا یک کلاهبرداری است.

فیلتر‌های اسپم خود را روی بالاترین درجه تنظیم کنید. هر برنامه ایمیل دارای فیلتر‌های اسپم است. پوشه اسپم خود را به‌صورت دوره‌ای بررسی کنید که آیا یک ایمیل مشروع به‌طور تصادفی در دام اسپم افتاده است یا خیر. همچنین می‌توانید یک راهنمای گام به گام را برای تنظیم فیلتر‌های اسپم خود با جست‌وجو روی نام ارائه‌دهنده ایمیل خود به همراه عبارت «فیلتر‌های اسپم»، جست‌وجو کنید. ایمن‌سازی دستگاه‌های محاسباتی خود، نصب آنتی‌ویروس، فایروال ها، فیلتر‌های ایمیل و به‌روزرسانی آنها. تنظیم سیستم عامل‌ها برای به روز‌رسانی خودکار و استفاده از یک ابزار ضد فیشینگ ارائه شده از سوی مرورگرتان یا شخص ثالث برای هشدار دادن از دیگر اقدام در این راستا است.

 
 

 

پندهای مدیریتی / قسمت هفتاد و نهم
 
مدیریت شکاف نسل ها و فرآیند جانشینی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مترجم: سیدحسین علوی لنگرودی

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

یکی از ویژگی‌های محیط‌های کاری امروز، وجود چند نسل از کارکنان و مدیران در یک شرکت یا سازمان است که مدیریت کردن بر آنها را با مشکلاتی روبه‌رو می‌سازد. از یکسو با کارمندان و مدیران باسابقه و باتجربه‌ای مواجهیم که باید احترامشان حفظ شود و از تجربیات و دانش آنها به نحو احسن بهره گرفته شود و از سوی دیگر کارمندان و مدیران جوان و پرانرژی و کم‌تجربه‌ای در شرکت‌ها حضور دارند که انرژی و خلاقیت‌شان باید در مسیر درستی قرار بگیرد و به جهت مناسبی هدایت شود. در این میان وظیفه مدیران به‌عنوان رهبران چنین مجموعه‌های متنوعی به مراتب سخت‌تر از حالتی می‌شود که در آن بخش عمده کارکنان یک شرکت یا سازمان را افرادی با سن و تجربه مشابه تشکیل می‌دهند. از سوی دیگر بسیاری از کشورهایی که در دهه‌های گذشته با پدیده جوان بودن جمعیت مواجه بودند، امروزه در حال حرکت به سمت پیر شدن جمعیت هستند که این موضوع در مورد شرکت‌ها و سازمان‌های آنها نیز مصداق پیدا می‌کند و در آنها نیز با پدیده‌ای به نام تغییر نسل کارکنان و مدیران مواجه هستیم؛ جایی که اغلب کارکنان به سن بازنشستگی نزدیک می‌شوند و باید جای خود را به جوان‌ترها بدهند، در حالی که زمینه مساعدی برای این انتقال وجود ندارد. در اینجا به چند توصیه در ارتباط با مدیریت محیط‌های کاری چند نسلی و تسهیل و مدیریت فرآیند جانشینی نیروی کار اشاره خواهد شد.

 

 

راهکار شماره 1: به‌طور منظم فرصت‌های ارتقای سازمانی را برای کارکنان توضیح دهید

یکی از ترفندهای مناسب مدیریتی برای آماده‌سازی شرایط برای انتقال آرام و درست قدرت و مسوولیت‌ها از نسل قدیم به نسل جدید کارکنان، تشریح منظم شرایط حاکم بر سازمان و فرصت‌های پیش رو برای تمام کارکنان است. مدیران باید به بهانه‌های مختلف از چشم‌اندازهای آینده برای کارکنان - چه باسابقه و مسن و چه جوان و آینده‌دار - سخن بگویند تا هم انگیزه و علاقه‌مندی کارکنان مجرب را برای ادامه کار حفظ کنند و هم به کارکنان جوان خود این امیدواری را بدهند که آینده درخشانی در شرکت در انتظارشان است. به این ترتیب نه کارکنان قدیمی انگیزه کار کردن را از دست می‌دهند و به انتظار بازنشسته شدن خواهند نشست و نه کارکنان جوان دست روی دست می‌گذارند و منتظر بازنشسته شدن مسن‌ترها خواهند بود.

 

راهکار شماره 2: از کارمندان قدیمی به‌عنوان مربی کارمندان جدید استفاده کنید

وجود نسل‌های مختلف کارمندان در یک شرکت نه تنها یک تهدید و معضل نیست، بلکه می‌تواند فرصتی باشد برای انتقال تجربیات و دانش از نسل قدیم به نسل جدید. بهترین راهکار برای این انتقال استفاده از نیروهای قدیمی شرکت به‌عنوان مربی و آموزش‌دهنده به نسل جدید است. این رابطه مربیگری می‌تواند برای سال‌ها و بین نسل‌های مختلف کارکنان تداوم پیدا کند و چیزی موقتی و کوتاه‌مدت نیست. در چنین شرایطی است که کارمندان مسن و قدیمی همچنان احساس مفید بودن می‌کنند و دیگر منتظر بازنشسته شدن نمی‌مانند، چرا که در این حالت نقش جدید و کارکرد متفاوتی برای آنها ایجاد شده است و این فرصتی برای آنها جهت نشان دادن توانمندی‌ها و تجاربی است که طی سالیان متمادی کسب کرده‌اند. برای کارکنان جدید نیز این فرصت یادگیری ارزشمند و دوره‌های ضمن خدمتی است که آنها را برای پذیرش مسوولیت‌های سنگین و حیاتی در آینده آماده می‌کند.

 

راهکار شماره 3: از نیروهای بازنشسته به‌عنوان مشاور شرکت استفاده کنید

برای بسیاری از کارمندان و مدیرانی که بازنشسته می‌شوند، بازنشستگی دورانی کابوس‌وار و مملو از حس بی‌فایده بودن و ناامیدی است، در حالی که به هیچ عنوان چنین نیست و نیروهایی که بازنشسته می‌شوند کوله‌باری از تجربیات و دانش ارزشمند را در اختیار دارند که به شدت مورد نیاز سازمان‌ها و کارکنان جوان آنها است. بنابراین یکی از بهترین روش‌هایی که مدیران می‌توانند برای تبدیل تنوع نسل‌ها در محل کار از حالت یک تهدید به یک فرصت به کار گیرند عبارت است از: استفاده دائمی از نیروهای قدیمی و بازنشسته به‌عنوان مشاور سازمان و اعضای اتاق فکر که می‌تواند فواید بسیاری را به دنبال داشته باشد.

 

راهکار شماره 4: الزامات کاری انعطاف‌پذیری را شکل دهید

بسیاری از کسانی که به سن بازنشستگی می‌رسند و باید شرکت را ترک کنند در شرایطی قرار دارند که در اوج پختگی و بلوغ کاری قرار دارند و تنها عاملی که موجب بازداشته شدن آنها از ادامه کارشان می‌شود سن و سال آنها است. بنابراین در نظر گرفتن الزامات کاری و پرسنلی انعطاف‌پذیر می‌تواند از خروج نابهنگام آنها از شرکت یا سازمان جلوگیری کند.

 

راهکار شماره 5: انگیزه‌ها و مشوق‌های متفاوتی را برای نسل‌های مختلف در نظر بگیرید

یکی از اشتباهات رایج در میان اغلب سازمان‌ها و شرکت‌ها در سراسر دنیا این است که سیستم‌های پاداش‌دهی و انگیزه‌بخشی به کارکنان دارای شکل و ساختار مشابهی است، به‌طوری که در آنها فاکتورهایی مانند سابقه و سن و سال کارکنان نادیده گرفته می‌شود. در چنین ساختاری است که مشوق‌ها خاصیت و کارکرد خود را از دست می‌دهند و به چیزهای تشریفاتی و بی‌خاصیتی تبدیل می‌شوند. تحقیقات نشان داده پاداش‌های پولی و مزایای مالی تاثیر چندانی بر افزایش انگیزه کارمندان مسن و باسابقه ندارد و بیشتر به درد کارکنان تازه‌کار و جوان می‌خورد، در حالی که کارکنان قدیمی و در آستانه بازنشستگی بیشتر توقع دریافت توجه و احترام از طرف مدیران سازمان را دارند و وجود همین احترام و توجه است که بیش از هر چیز دیگری آنها را نسبت به کار کردن در آنجا امیدوار و پایبند می‌کند. بنابراین یکی از اولویت‌های برنامه‌ریزی مدیران و رهبران باید حول محور انگیزه‌بخشی مبتنی بر سن و سال و علاقه‌مندی‌های خاص نسل‌های مختلف کارکنان شکل بگیرد. به‌عنوان مثال، می‌توانید با تبریک سالگرد تولد نوه‌های کارکنان قدیمی‌تان چنان تاثیر مثبتی در آنها ایجاد کنید که با صرف ده‌ها دلار نخواهید توانست انجامش دهید.

منبع: مجله Management Today

 

موردکاوی رفتار با کارمند برتر در سازمان

 
    
چگونه کارمند نمونه خود را مدیریت می کنید؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مترجم: آناهیتا جمشیدنژاد

مدیریت کارمندان نمونه شما نباید دشوار باشد، مگر نه؟ آنها همیشه به نتیجه می‌رسند و از اهداف پیشی می‌گیرند. اما تصور نکنید که می‌توانید خیلی راحت خود را از سر راه آنها کنار بکشید و بگذارید آنها برتری بیابند. آنها به اندازه هر فرد دیگری در سازمان‌تان به توجه نیاز دارند. اما چگونه کسی را مدیریت می‌کنید که فراتر از انتظار ظاهر می‌شود؟ چگونه کارمندان نمونه‌ خود را علاقه‌مند به کارشان نگه می‌دارید؟ و در این میان باید مراقب چه ریسک‌هایی باشید؟

 

 

آنچه کارشناسان می‌گویند

داشتن یک کارمند به شدت مستعد در تیم‌ رویای هر مدیری است. اما طبق گزارش لیندا هیل، استاد مدرسه کسب‌و‌کار هاروارد و یکی از نویسندگان «رئیس بودن: سه ضرورت برای تبدیل شدن به یک رهبر سازمانی فوق‌العاده» این امر می‌تواند یک چالش واقعی نیز باشد. باید اطمینان یابید که کارمند نمونه شما برای اینکه کاملا متعهد بماند، کار و مشغله کافی دارد؛ البته نه به اندازه‌ای که دچار فرسایش شود. شما نیاز به «ارائه بازخورد مثبت» به او دارید؛ اما نه به صورتی که برای رشد و توسعه فرد زیان‌آور باشند. ماری شاپیرو، که رفتار سازمانی در دانشکده سیمونز تدریس می‌کند و مقاله «راهنمایی برای تیم‌های پیشرو» را در نشریه HBR نوشته است، می‌گوید «زمانی که یک کارمند برجسته در تیم‌تان دارید، پویایی‌های گروهی نگرانی دیگری است.» او می‌افزاید «اگر این احساس ایجاد شود که رئیس شرکت به کارمند نمونه توجه ویژه‌ای دارد، ممکن است خشم و رنجش در تیم ایجاد شود.» چه کارمند نمونه شما تازه به تیم‌تان ملحق شده باشد و چه مدتی باشد که برای شما کار می‌کند، در اینجا چند ترفند در مورد چگونگی مدیریت او آورده شده است.

 

در مورد توسعه فکر کنید

یکی از سخت‌ترین نکات در مورد مدیریت یک کارمند فوق‌العاده شایسته و مطمئن اطمینان یافتن از این موضوع است که او به قدر کافی در شغلش به چالش کشیده شده است. به گفته شاپیرو پادزهر این مشکل «توسعه کلاسیک استعدادهاست.» ابتدا از کارمندان خود بپرسید «گام بعدی شما چیست؟ و من باید چه تجربیاتی در اختیار شما قرار دهم تا اطمینان یابم که به هدف بعدی خود می‌رسید؟» سپس فرصت‌هایی را بیابید تا به این فرد کمک کنید به مهارت‌های جدید دست یابد و مهارت‌های قدیمی را بهبود ببخشد. هیل پیشنهاد می‌کند که به کارمندان کمک کنید در معرض دیگر بخش‌های سازمان قرار بگیرند و چشم‌انداز خود را گسترده‌تر کنند. هیل می‌افزاید: البته «از کارمندان جایگزین غافل نشوید.» در غیر این صورت ظرفیت تیم تکمیل نمی‌شود و «طی زمان از میزان مهارت افراد کاسته می‌شود.» به یاد داشته باشید هر فردی در تیم شما «استحقاق توسعه یافتن را دارد.»

 

به کارمندان‌تان استقلال کافی بدهید

روش دیگر برای اطمینان یافتن از تعهد کارمندان نمونه و علاقه‌مند نگه داشتن آنها برای آمدن به سر کار، این است که «به آنها استقلال کافی بدهید.» با محول کردن اختیار و مسوولیت پروژه‌ها و وظایف معین، اعتماد خود را به او نشان دهید. در مدیریت خیلی وارد جزئیات نشوید. «برای کار کردن به او آزادی تصمیم‌گیری بدهید.» اگر یک ترفیع رسمی ممکن نیست یا کارمند شما برای آن کاملا آماده نیست، در مورد روش‌های تقویت رهبری او خلاقانه فکر کنید. او می‌افزاید «مسوولیت‌های آموزش به او بدهید.از کارمند نمونه خود بخواهید تا برای مشاوره و توسعه کارمندان دیگر در تیم با آنها کار کند.»

 

در بازخوردهای خود زیاد هیجان‌زده نشوید

به گفته هیل به‌طور کلی «کارمندان نمونه نسبت به کارمندان متوسط شما بیشتر نیازمند تحسین و قدردانی هستند.» اما شما نمی‌خواهید دچار عادت «مدام تعریف کردن از کسی» بشوید. پیشنهاد هیل این است که با « تصدیق همکاری‌های کارمندان نمونه» مقدار مناسبی از بازخورد به آنها ارائه دهید. اگر کارمند نمونه شما یک پروژه را به خوبی اجرا کرده است یا یک ارائه درخشان داشته است، نیز به همین ترتیب رفتار کنید. اما نیاز ندارید که هیجان‌زده شوید و شور و اشتیاق بیش از حد نشان دهید. هیل می‌گوید «به او کمک کنید تا بیاموزد خودش را مورد بازبینی قرار دهد» و «همکاری‌های دیگر افراد تیم را که در موفقیت او نقش داشتند تصدیق کند.» شاپیرو نیز با این امر موافق است و اذعان می‌کند که برخی کارمندان نمونه، انتظار تحسین و تمجید مداوم را ندارند یا اصولا چنین چیزی را نمی‌خواهند. «وانمود نکنید که آنچه به آنها انگیزه می‌دهد را می‌دانید.»

 

حجم کار کارمند نمونه خود و هر فرد دیگری در سازمان‌تان را مدیریت کنید

بخش مهمی از شغل شما به عنوان یک رئیس اطمینان دادن از این امر است که کار به‌طور منصفانه تقسیم شده است. زمانی که فردی را مدیریت می‌کنید که یک سر و گردن از بقیه بالاتر است این موضوع می‌تواند یک چالش باشد. شاپیرو می‌گوید «شما می‌خواهید همه وظایف را به کارمند نمونه خود بدهید، چرا که می‌دانید این کارمند برتر کار را به بهترین شکل انجام خواهد داد.» گرچه «این کار برای شما راحت‌تر است» کار بیش از حد در نهایت به فرسودگی شغلی منتج خواهد شد. برای جلوگیری از وقوع این اتفاق، پیشنهاد او انجام «یک تحلیل دقیق از وظایف کارمند نمونه» برای شناسایی وظایف و پروژه‌هایی است که می‌تواند از دوش او برداشته شود تا «ظرفیت کافی برای پروژه‌های دیگر ایجاد شود.» احتمالا «کارمند نمونه شما نسبت به رفع برخی مسوولیت‌ها از دوش خود بی‌میل باشد» اما شما باید شرکت را حفظ کنید. «صریح باشید و بگویید که می‌خواهید ظرفیت انرژی و ذهنی او را بالا ببرید، به این ترتیب او ادراک، انرژی و زمان برای عملکرد بهتر را خواهد داشت.» از فرسودگی تیم به شدت حذر کنید. هیل می‌گوید «کار با کارمندان نمونه برای سایر افراد می‌تواند هیجان‌انگیز و الهام‌بخش باشد؛ اما اغلب سایرین نمی‌توانند هم‌پای آنها باشند.» باید «اطمینان یابید که حجم کار برای همه افراد منطقی است.»

 

از پویایی‌های گروه آگاه باشید

کارمندان برتر می‌توانند در تیم تنش ایجاد کنند. شاید آنها از سایرین انتظار عملکردی برابر با خودشان دارند یا همتایان آنها نسبت به توانایی‌های آنها احساس حسادت ‌کنند و با آنها متفاوت از سایرین برخورد ‌کنند. شما نمی‌توانید احساسات دیگران را کنترل کنید؛ اما باید روی روش عملکرد آنها قدرت تاثیرگذاری داشته باشید. هیل می‌گوید «اول و مهم‌تر از همه رفتاری مبتنی بر طرفداری از فرد خاصی نشان ندهید. سپس با اعضای تیم‌تان در مورد پویایی‌های گروهی و رفتار فردی آنها صحبت کنید. هدف شما این است که این اطمینان را ایجاد کنید که آنها با کارمند نمونه به‌طور مناسب رفتار می‌کنند.» شاپیرو می‌گوید «باید با همه افراد، مکالمات رودررو داشته باشید. بپرسید چه چیزی در شما انگیزه ایجاد می‌کند و من چگونه می‌توانم به شما کمک کنم؟»

 

کارمند نمونه خود را به ایجاد روابط تشویق کنید

به گفته هیل شما نیاز به صحبت با کارمند نمونه خود خواهید داشت. بسیاری از کارمندان برتر در توسعه روابط مبتنی بر اعتماد با مشکل روبه‌رو هستند. «آنها سریعا خود را تطبیق می‌دهند؛ بنابراین سوال نمی‌پرسند و تلاش نمی‌کنند تا در روابطشان پل بسازند و علت آن اغلب این است که لزومی به این کار ندارند.» این وظیفه شما است که آنها را به شبکه‌سازی تشویق کنید و «به آنها کمک کنید تا ظرفیت خود را برای مشارکت با دیگران بالا ببرند و از قدرت همکاری آگاه باشند.» توضیح دهید که «امروزه برای مشارکت با سازمان‌ها، باید بتوانید با سایر افراد در فعالیت‌های متفاوت کار کنید.»

 

خودخواه نباشید

شاپیرو می‌گوید «هیچ‌کس نمی‌خواهد یک کارمند نمونه را از دست بدهد؛ اما وقتی با کسی سر‌وکار دارید که بسیار «شایسته و تواناست» ممکن است تصور کنید که او برای بیش از یک نقش خاص آماده است.» گرچه نباید بگذارید شرکت دیگری او را از شما بگیرد. اما اولویت‌های کل سازمان‌تان را در نظر بگیرید و اینکه آیا برای او خارج از تیم جایگاه مناسبی وجود دارد یا خیر. با رئیستان در مورد یافتن جایگاهی در شرکت برای کارمند نمونه صحبت کنید به طوری‌که او بتواند ترفیع یابد. هیل می‌گوید «شما نمی‌توانید استعدادها را احتکار کنید.»

منبع: HBR

دلیل پیوند پاداش زیارت کربلا و زیارت حضرت عبدالعظیم در چیست؟

 

روایات بسیار زیادی در بیان فضیلت و پاداش زیارت امام حسین (علیه ‌السلام) وجود دارد؛ اما در بین روایات، یک روایت به ما می‌گوید: زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی پاداش زیارت حسینی را دارد.

 

معین شرافتی- کارشناس حوزه / بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
حضرت عبدالعظیم

 

 

یکی از اهالی ریّ خدمت امام هادی (علیه‌ السلام) می‌ رسد و حضرت از علت سفر او می‌ پرسد؛ سپس آن شخص سبب این سفر را زیارت امام حسین (علیه ‌السلام) بیان می ‌کند. حضرت امام هادی (علیه ‌السلام) نیز به آن شخص می ‌فرماید: «أَمَا إِنَّكَ‏ لَوْ زُرْتَ‏ قَبْرَ عَبْدِ الْعَظِیمِ عِنْدَكُمْ لَكُنْتَ كَمَنْ زَارَ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ (علیه ‌السلام)؛ بدان که اگر قبر عبدالعظیم را در شهر خودتان زیارت کنی، مانند کسی هستی که حسین بن علی علیه ‌السّلام را زیارت کرده باشد.» (کامل الزیارات، ابن قولویه، ص324 و ثواب الاعمال، شیخ صدوق، ص99) اما حکمت این بیان نورانی چیست؟ چه حکمتی بوده که حضرت، پاداش زیارت حسینی را به زائران یکی از نواده ‌های امام حسن(علیه‌ السلام) اختصاص دادند؟

عظمت حضرت عبدالعظیم (علیه ‌السلام)

اولین نکته در شخصیت بزرگ و ویژه این امامزاده نهفته است. ایشان در عصر امام کاظم (علیه ‌السلام) متولد شده و از اصحاب خاص امام جواد و امام هادی (علیهما السلام) است. پرسش ‌های حضرت عبد العظیم و پاسخ‌ های این دو امام، گویای بصیرت فکری این امامزاده و اعتماد ائمه به وی بوده و می ‌بینیم که برخی از احادیث در باب مهدویت، غیبت، انتظار و ظهور از طریق سیدالکریم به دست ما رسیده است. پس باید خورشید ری را محدثی بزرگ بدانیم؛ اما عظمت شخصی این خورشید آسمان روایت به اینجا ختم نمی ‌شود.

شخصی به نام ابا حمّاد رازی که از اهالی مناطقی در اطراف ری است؛ نقل کرده که خدمت امام هادی (علیه ‌السلام) رسیدم و مسائل شرعی را از ایشان پرسیدم. به هنگام خداحافظی حضرت به من فرمودند: «یَا حَمَّادُ إِذَا أَشْكَلَ عَلَیْكَ شَیْ‏ءٌ مِنْ أَمْرِ دِینِكَ‏ بِنَاحِیَتِكَ‏ فَسَلْ عَنْهُ عَبْدَ الْعَظِیمِ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِیَّ وَ أَقْرِأْهُ مِنِّی السَّلَام‏؛ ای حماد! هنگامی‌ که چیزی از امور دینی در منطقه‌ ات برای تو مشکل شد، از عبدالعظیم بن عبد الله حسنی بپرس و سلام مرا به او برسان.» (مستدرک الوسائل، ج17، ص 321) پس حضرت عبدالعظیم حسنی علاوه بر آنکه یک راوی باشد؛ اهل اجتهاد بوده و توانایی فهم احکام اسلام را از بطن روایات داشته است. مجتهدی که مورد اعتماد امام قرار گرفته و حضرت مردم را به ایشان ارجاع می ‌دادند.

ایشان در عصر امام کاظم (علیه ‌السلام) متولد شده و از اصحاب خاص امام جواد و امام هادی (علیهما السلام) است. پرسش ‌های حضرت عبد العظیم و پاسخ‌ های این دو امام، گویای بصیرت فکری این امامزاده و اعتماد ائمه به وی بوده و می ‌بینیم که برخی از احادیث در باب مهدویت، غیبت، انتظار و ظهور از طریق سیدالکریم به دست ما رسیده است.

 

اقدامات سیاسی علیه مکتب حسینی

دومین نکته در اقدامات سیاسی علیه مکتب حسینی نهفته است. حاکمان جور همواره می ‌خواستند نام، یاد و نشان‌ های حسینی را از صفحه روزگار محو کنند. آنها راه امام حسین (علیه ‌السلام) را مسیر آزادگی و ظلم ستیزی می ‌دانستند و باقی ماندن این مکتب را به ضرر خودکامگی‌ هایشان بر می‌ شمردند.

از این رو می ‌بینیم از بنی امیه و بنی عباس گرفته تا صدام و حزب بعث، از توان سیاسی و نظامی خود علیه مکتب و بارگاه حسینی استفاده کرده و راه زائران را بسته یا برای زائران، خطر آفرینی می ‌کردند.

این حرکت ‌ها در زمان امام هادی (علیه ‌السلام) در اوج بود. حضرت که با هفت خلیفه عباسی (مأمون، معتصم، واثق، متوکّل، منتصر، مستعین، معتزّ) هم عصر بودند؛ به خوبی بر آن اقدامات سیاسی اشراف داشته و از علت آنها آگاه بودند. مثلاً متوکل بارها دستور تخریب بارگاه حسینی را داد و حتی از عامل یهودی خود خواست آنجا را شخم زده و زراعت کند! وی زائران را نیز شناسایی و مجازات می ‌کرد به نحوی که تاریخ بهای زیارت حسینی را قتل، زندان یا قطع شدن دست زائران ذکر کرده است. (مروج الذهب، ج 4، ص 51 و بحارالانوار، ج45،ص404)

البته شیعیان تمام سختی ‌ها و خطرات را به جان خریده و برای درک فیض زیارت حسینی راهی کربلا می ‌شدند؛ ولی باز بودند افرادی که از این زیارت منصرف شده و به واسطه آن، از مکتب و تعالیم حسینی فاصله می ‌گرفتند و این، همان خواسته و هدف حاکمان جور بود. برای آنکه کوچکترین موفقیتی نصیب این حاکمان نشود؛ امام هادی(علیه‌ السلام) پاداش زیارت حسینی را با زیارت حضرت عبدالعظیم پیوند زده و از قبر مطهر این امامزاده، پایگاهی برای انتشار تعالیم نورانی حسینی ساختند. بدین صورت بود که شیعیان شناسایی نمی‌ شدند و از مکتب اباعبدالله (علیه ‌السلام) نیز دور نمی ‌ماندند. در حقیقت امام هادی (علیه ‌السلام) با پیوند زدن پاداش زیارت کربلا و زیارت حضرت عبدالعظیم، اقدامی سیاسی و تربیتی انجام دادند، اقدامی که توطئه متوکل‌ ها را خنثی می ‌ساخت و از خلل در رشد و تربیت شیعی جلوگیری می ‌کرد.

حضرت عبدالعظیم حسنی علاوه بر آنکه یک راوی باشد؛ اهل اجتهاد بوده و توانایی فهم احکام اسلام را از بطن روایات داشته است. مجتهدی که مورد اعتماد امام قرار گرفته و حضرت مردم را به ایشان ارجاع می ‌دادند.

سفره رحمت و فیض الهی

زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی سفره رحمت و فیض الهی است. سفره‌ ای که در قلب ایران گسترده شده و نباید از آن غفلت کرد. حضور در آن مکان مقدس و بهره ‌مندی از تعالیم اهل بیت (علیهم‌ السلام) و به خصوص نام و یاد حسینی در آنجا، پاداشی بسیار بزرگ به دنبال دارد. پاداشی که به آسانی به دست خواهد آمد.

البته باید توجه داشت که دیگر امامزادگان نیز سفره ‌های رحمت و فیض خداوندی هستند. ستارگان فروزانی که هر کدام بزرگی و جلالت منحصر به فردی دارند. شخصی که بخواهد ارتباطش با اهل بیت قطع نشود؛ علاوه بر زیارت‌ های سالانه که خود را به عتبات عالیات می ‌رساند؛ بسیار زیبا، به جا و نیکوست که در طول سال و به طور مرتب به زیارت امامزادگان مشرف شده و خود را سر سفره رحمت و فیض الهی حاضر کند.

سخن پایانی

خواندن زیارت عاشورا در کنار بقعه‌ های نورانی امامزادگان عطر حسینی را در وجود انسان، تازه کرده و برکات دنیوی و اخروی زیادی به دنبال دارد. فراموش نکنیم که امام هادی (علیه ‌السلام) به یکی از اهالی ریّ سفارش زیارت حضرت عبدالعظیم را کردند؛ زیارت ایشان و زیارت امامزادگانی که در شهر و دیار ما هستند؛ سفارش اهل بیت (علیهم‌ السلام) به همه ماست.