ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

 کد خبر:DEN-1235348

 

ترکیه از نظام آموزشی جدیدی رونمایی کرد که در آن برخی نظریات مادی‌گرایانه مربوط به آفرینش انسان حذف شده‌اند.

به گزارش عصرایران به نقل از آر تی روسیه، نظریه تکامل داروین که انسان‌ها را نتیجه تکامل زیستی جانداران دیگر معرفی می‌کند از کتاب‌های آموزشی مدارس ترکیه حذف شد.

"عصمت ییلماز" وزیر آموزش ملی ترکیه در این باره گفت: نظریات تطورگرا در نظام آموزشی وجود دارند اما نظریه مشهور داروین از کلیه کتاب‌های آموزشی مدارس و مراحل پیش از دانشگاه حذف شده است.

وی افزود: حذف این نظریه به این خاطر انجام شد که از سطح دانش آموزان بالاتر است.

"مصطفی بالبای" نماینده پارلمان که مخالف دولت رجب طیب اردوغان است در اظهاراتی به این مسئله واکنش نشان داد و سخنان وزیر درباره سطح فهم دانش‌آموزان را توهین‌آمیز توصیف کرد.

"محمد بالیک" رئیس اتحادیه معلمان در واکنش به این تغییرات گفت: این تغییرات یک گام بزرگ در مسیر اشتباه و تلاشی برای ممانعت از تربیت دانش آموزان پرسش خیز است.

رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه از اعضای حزب اسلام گرای "عدالت و توسعه" ترکیه است. وی گرایشی اسلام گرا دارد.

منتقدان لیبرال اردوغان وی را به تلاش برای تضعیف اصولی می‌کنند که "مصطفی کمال آتاتورک"  بنیانگذار جمهوری ترکیه کنونی بنا نهاده بود.

وزیر آموزش ملی ترکیه در پاسخ به منتقدان گفت: نظام آموزشی جدید هیچ چیز مربوط به آتاتورک را حذف نکرده است.

داروین زیست شناس انگلیسی نظریه تکامل زیستی یا اندامی بشر را ارائه داد. بر اساس این نظریه انسان‌ها محصول تکامل موروثی جانداران دیگر هستند. دیدگاه اسلامی با این نظریه متفاوت است.

مصلحت‌های خودساخته برای دروغ‌های مصلحتی!

 

متأسفانه دروغگویی در میان ما رواج بسیاری دارد. از لحاظ شرعی در برخی موارد دروغگویی مجاز شمرده شده است اما این موارد در زندگی ما اغلب رخ نمی دهند و معمولا ما مجوز شرعی برای دروغ نداریم؛ لذا بهتر است با رعایت بعضی نکات خود را از گرفتاری در دروغ نجات دهیم. این نکات عبارتند از دوری از پرحرفی، تقویت مهارتهای ادبی، تقویت شهامت و مسئولیت پذیری و رتبه بندی اطلاعات.

روح الله رستگار صفت- کارشناس حوزه
دروغ

 

دروغ مصلحتی به مصلحت است؟

شکی نداریم که دروغگویی اخلاقی ناپسند است، اما چگونه ممکن می شود که گناهی به این بزرگی در جامعه ما رواج دارد. مگر نه این است که فطرت ما توحیدی است و دروغگویی باعث آشفتگی ذهنی و روانی ما می شود؟ 

در ادبیات ما هم نکات فراوانی درباره مذمت دروغ آمده که برخی از آنها در قالب ضرب المثل به ما رسیده است. بعضی از  آنها عبارتند از: 

دروغم چیه؟

دروغ مالیات ندارد. 

دروغ شاخ و دم ندارد.

دروغ گو آنقدر دروغ می گوید که خودش هم باورش می شود. 

دروغ گو حافظه ندارد.

دروغ مایه دردسر است.

ندهد چهره دروغ فروغ

دروغگو ته چاه است.

آدم دروغ گو کلاهش سوراخ است

زبانی که باشد بریده به جای   از آن به باشد دروغ آزمای

دروغ گو همیشه دروغ شنو داشته

دروغ گو زود مچش باز می شه

دورغگو خود خود را رسوا می کند

دروغ را مثل بچه قنداق می کند می گذارد بغل آدم

دروغ گو دور را نزدیک و نزدیک را دور می کند

چوپان دروغگو

هر که دروغ گوید اول به خودش ضرر می زند

دروغگو دشمن خداست.

بجز این موارد، ضرب المثل هایی هم هست که دروغ را گاهی لازم و بهتر از راستگویی دانسته است مثلا: 

دروغ مصلحتی جایز است. 

دروغ مصلحت آمیز به ز راست فتنه انگیز. 

خیلی اوقات، دروغ ها مجوز شرعی ندارد و تنها از ترس ها یا خیالات موهوم سرچشمه گرفته است. مثال ساده آن، "تعارف کردن ها"ست که در فرهنگ ما بسیار رایج است. خیلی از تعارف کردن های ما دروغین است و خیلی از جواب های "بلی" یا "نخیر" ما به آنها هم دروغین است.

حال به منابع دینی رجوع می کنیم تا ببینیم آیا از لحاظ شرعی مواردی هست که دروغ در آن جایز باشد؟ آیا ممکن است در جایی دروغ گفتن بهتر از راست گفتن باشد؟ در کتاب های اخلاقی به مواردی اشاره شده است که از نظر شرعی دروغ اشکالی ندارد. دو مورد مهم آن عبارتست از:

 اول- در جایی که اگر مرتکب دروغ مرتکب نشود مفسده بر آن مترتب شود یا ضرری به خود برسد یا باعث قتل مسلمانی یا بر باد رفتن آبرو یا مال محترم مسلمانی شود که در این صورت دروغ جایز بلکه واجب است.

دوم- برای آشتی دادن میان دو نفر که بینشان کدورتی پیش آمده است جایز است از زبان هر یک به دیگری دروغی گفته شود تا اختلافشان برطرف شود و همچنین هرگاه از خود شخصی سخنی سرزده باشد.

یعنی اگر مسأله مهمی مثل جان یا مال مهم یا آبروی یک مسلمان و یا ضرر مهم و قابل اعتنایی در میان باشد و چاره ای جز دروغ وجود نداشته باشد، جایز هستیم دروغ بگوییم. 

حال سوالی مطرح می شود: آیا دروغ های ما هم به ضرورت حفظ جان و مال و ناموس و آبرو و مسائل مهمی مانند آنهاست؟ البته که غالبا چنین نیست. خیلی اوقات، دروغ ها مجوز شرعی ندارد و تنها از ترس ها یا خیالات موهوم سرچشمه گرفته است. مثال ساده آن، "تعارف کردن ها"ست که در فرهنگ ما بسیار رایج است. خیلی از تعارف کردن های ما دروغین است و خیلی از جواب های "بلی" یا "نخیر" ما به آنها هم دروغین است.

دروغی به نام "دروغ مصلحتی"

اکنون خوب است درباره "دروغ مصلحتی" صحبت کنیم. در گلستان می خوانیم که "دروغ مصلحت آمیز به ز راست فتنه انگیز" این جمله سعدی، درست است و با موازین شرعی مطابقت دارد زیرا همانطور که از کتاب های اخلاقی نقل کردیم، جایز است که میان دو نفر مثل یک زوج که روابطشان رنگ کدورت گرفته است، با نقل کردن دروغ از یکی به دیگری، کار آنها را به صلح و صفا بکشانیم و یا اگر از کسی گناهی پنهانی سراغ داریم که اگر فاش شود آبروی او به ضربه می زند، می توانیم به مردم بگوییم که فلان گناه را در او سراغ نداریم تا باعث یکفتنه و کدورت مهم تر نشده باشیم.

اما شاهد هستیم که در بسیاری از موارد بسیار پیش پا افتاده که ضرر و خطر مهمی تهدیدمان نمی کند هم دروغ می گوییم و نامش را "دروغ مصلحتی" می گذاریم؛ در حالی که آسیب ها و ضررهایی که با این دروغ های بی مجوز بر جانمان وارد می شود بسیار بیشتر از سودهایی است که خیال می کنیم با دروغ گفتن نصیبمان می شود و به عبارت دیگر این دروغ ها بر خلاف مصلحت ما هستند. 

راست هایی که زحمت و مشکل آفرین می شوند

اما آیا مومن بودن به معنای آن است که همه اطلاعات خود را به دیگران بدهیم حتی اگر باعث زحمت و گرفتاری و اذیت مان شود؟

گاهی راست گفتن باعث ایجاد زحمت یا مشکلات و یا تکلیفی که وظیفه اش را نداریم می شود یا آنکه با مردمی سروکار داریم که در صورتی که اطلاعاتی از ما به دستشان برسد خواسته یا ناخواسته سبب مزاحمت و ضربه مادی یا معنوی به ما می شوند. در این موارد چه باید بکنیم؟ آیا مومن بودن به معنای آن است که هر چه می دانیم را به دیگران بگوییم و هیچ چیز را پنهان نکنیم؟ 

بعضی موارد گفتن حقیقت نه به ضرر ماست و نه جزو اطلاعات مخفی و اسرار ما. در این موارد، ترس از مسئولیت پذیری و پای حرف خود ماندن است که باعث دروغگویی می شود. در حقیقت این مورد بر اثر ضعف شخصیت است که به وجود آمده است. باید شخصیت خود را ترمیم کنیم. در این موارد می توانیم از مشاوران متخصص کمک بخواهیم.

جواب منفی است. برای اینکه نه دچار این مشکلات بشویم و نه آنکه به دام دروغگویی بیفتیم مناسب است در هنگام صحبت کردن به این موارد بیشتر دقت کنیم:

1- پرحرفی ممنوع: با پرحرفی به راحتی ممکن است وارد فضایی شویم که در آن چاره ای جز دروغگویی پیدا نکنیم.

2- گفتن همه چیز واجب نیست: درست است که دروغ گفتن حرام است اما بیان همه حرف ها واجب نیست.

3-رتبه بندی اطلاعات: ما نیازمند رتبه بندی اطلاعات خود هستیم. بخشی از اطلاعات ما رازهای ما هستند (مانند عیوب جسمانی و روانی و اخلاقی) که نباید هرگز به هیچ کس بگوییم (مگر کسانی مثل پزشک و مشاور و استاد اخلاق). بخشی دیگر را تنها باید در محدوده اعضای خانواده و دوستان بسیار صمیمی خود بگوییم. بخشی از اطلاعات ما عمومی تر هستند و می توانیم به هر کسی که به نحوی با ما آشناست ابراز کنیم. لازم است حیطه های سر و مخفی خود را بشناسیم تا ناخواسته در حال صحبت کردن وارد حیطه ای نشویم که فاش شدن اسرار، سبب رنجش خاطر ما شود.

4- شهامت و مسئولیت پذیری: در بعضی موارد گفتن حقیقت نه به ضرر ماست و نه جزو اطلاعات مخفی و اسرار ما. در این موارد، ترس از مسئولیت پذیری و پای حرف خود ماندن است که باعث دروغگویی می شود. در حقیقت این مورد بر اثر ضعف شخصیت است که به وجود آمده است. باید شخصیت خود را ترمیم کنیم. در این موارد می توانیم از مشاوران متخصص کمک بخواهیم.

5- مهارت های بیانی: گاهی اوقات عده ای با اصرار زیاد به دنبال کشف یک مطلب هستند و یا با نوعی زرنگی به دنبال فضولی در کار ما هستند. در این موارد هم گفتن دروغ ضرورتی ندارد. در بسیاری از موارد برای منحرف کردن فکر آن شخص می توانیم از بذله گویی و شوخی استفاده کنیم و راه حل دیگر در این موارد، استفاده از صنعت های ادبی است. 

معروف است که حجاج ستمکار کسی را مجبور کرد که علی علیه السلام را لعن کند. آن شخص به منبر رفت و به مردم گفت: این حاکم شما از من خواسته علی را لعنت کنم، ای مردم او را لعن کنید، خدا لعنتش کند. این گوینده بدون اینکه علی علیه السلام را لعنت کرده باشد، از شر آن شخص هم در امان ماند زیرا بدون اینکه امیرالمومنین علی علیه السلام را لعنت کند، ذهنها را منحرف کرد و فریب داد.

به کار بستن این موارد به ما کمک می کند تا دچار دروغگویی نشویم و از آثار منفی آن در امان بمانیم. فراموش نمی کنیم که گناه نکردن آسان تر است از توبه کردن.
منابع:

فرهنگ جامع ضرب المثل های فارسی، بهمن دهنگان، انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی، مدخل دروغ

معراج السعاده، فصل دروغ

المناقب، ابن شهر آشوب، ج2، ص269

 

سه شنبه, 27 تیر 1396 18:49

پاکدامنی در فساد

مردی که در محیط فساد، فاسد نشد !

 

عبد المطلب فرزند هاشم‌، نـخستین‌ جـد‌ پیـغمبر اکرم ،زمامدار و سرشناس‌ قریش است که در سراسر زندگی اجتماعی خود، نقاط روشن و حساسی‌ دارد و چون‌ حـوادثی که در موقع زمامداری وی بوقوع پیوسته است با تاریخ‌ اسلام بی ‌ارتباط نیست‌ از‌ این‌ جـهت به شرح زندگانی او می پردازیم.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
عبدالمطلب

 

کـمالات روحـی وی

شکی نیست که انسان هر اندازه قوی و نیرومند باشد بالاخره تا حدودی‌ محکوم به حکم محیط خواهد بود و عادات و رسوم محیط آثار خود را‌ در طرز تفکر او خواهند گذارد، ولی گاهی مردانی پیدا می شوند کـه با کمال شهامت در برابر عوامل محیط، ایستادگی بخرج داده، خود و محیط زندگی خودش را از هرگونه‌ آلودگی مصون‌ می دارند‌.

قهرمان گفتار ما یکی از نمونه ‌های کامل این قسمت است که در صفحات زندگیش‌ نقاط روشنی را مـشاهده مـی کنیم. اگر کسی متجاوز از هشتاد سال در میان جمعی‌ زندگی کند‌ که‌ بت ‌پرستی و میگساری و ربا خواری و آدم ‌کشی و بدکاری از رسوم پیش پا افتاده ی آنها باشد، اما در سراسر عمر خود لب به شراب نزند، از آدم ‌کشی و میگساری‌ و بدکاری مـردم را بـاز دارد، و از‌ ازدواج‌ با محارم و طواف با بدن برهنه جدا جلوگیری کند و در راه عمل به نذر و پیمان تا آخرین نفس پافشاری کند، جز اینست که این مرد یکی‌ از آن افراد نمونه‌ است‌ که‌ در اجـتماعات کـمتر پیدا می شوند؟

آری‌ مردی‌ مانند ‌«عبد المطلب» که در وجود او نور نبی ‌اکرم صلی اللّه علیه و اله (بزرگترین‌ رهبر جهانیان) به ودیعت گذارده شده بود، باید‌ یک‌ چنین‌ شخص پاک و مبرا از هرگونه‌ آلودگی باشد.

از‌ حکایات‌ و کـلمات کـوتاه و حـکمت ‌آمیز وی چنین استفاده می شود که وی در آن مـحیط تـاریک در اعداد مردان موحد و معتقد به معاد‌ بوده‌ است‌ و همواره می گفت: «مرد ستمگر در همین سرا به سزای خود می رسد، و اگر‌ اتفاقا عمر او سپری شود و پاداش عـمل خـود را نـبیند، در روز باز پسین به سزای کردار خود خواهد‌ رسید.‌»

اعراب جاهلیت با اینکه در گرداب فساد دسـت و پا مـی زدند، بـرخی از اوصاف‌ و آداب آنان درخور‌ تحسین‌ بود، مثلا پیمان شکنی و پایمال نمودن مقررات یکی از بدترین کار در میان آنان بـشمار ‌ ‌مـی رفت، و گاهی پیمان های بسیار سنگین و سخت با قبائل عرب می بستند، ولی تا آخرین نفس‌ حـاضر‌ نـبودند‌ پیـمان خود را بشکنند، و گاهی‌ نذرهای‌ بسیار‌ طاقت فرسا میان خود و خدا می نمودند و با کمال مشقت و زحـمت‌ در اجراء آن کوشش می کردند.

حـمایت‌ از ضـعیفان

«حرب بن امیه» از بستگان نزدیک وی بود و خود‌ نیز‌ جزء شخصیت های بزرگ‌ قریش به شمار می رفت، و در همسایگی او یک مرد یهودی زنـدگی مـی کرد، اتـفاقا این‌‌ مرد‌ یهودی‌ روزی در یکی از بازارهای «تهامه» تندی به خرج داد و کلمات زنـنده‌ ای‌ میان‌ او‌ و «حرب‌» رد و بدل شد؛ اینکار موجب گردید که مرد یهودی با تحریکات «حرب» کشته شود ‌«عبد‌ المطلب‌» از جـریان اطـلاع یـافت روابط خود را با او قطع نمود، و کوشش‌ کرد که‌ خونبهای‌ یهودی را از «حـرب» بـگیرد و به بازماندگان مقتول برساند این‌ داستان کوتاه نمونه‌ ای است‌ از‌ روح ضعیف نوازی و عدالت خواهی این مرد بـزرگ.

حـفر زمـزم

از آن روزی که چاه زمزم‌ پدید‌ آمد گروه «جرهم» دور آن چاه گرد آمدند و سالیان درازی کـه حـکومت مـکه‌ را‌ به‌ عهده داشتند، از آب چاه بهره‌ مند بودند، ولی بر اثر رواج تجارت مکه، و خوشگذرانی مردم‌، و مسامحه‌ و بـی ‌بند و بـاری‌ آنـان، کم‌کم کار به جائی رسید که آب زمزم خشک شد‌.

بعضی‌ از‌ تاریخ نویسان چنین اظهار مـی دارند کـه چون طائفه ی «جرهم» مورد تهدید قبیله «خزاعه» قرار گرفتند‌ و ناچار‌ شدند‌ مرز و بوم اجـدادی خـود را تـرک گویند، بزرگ و سرشناس «جرهم» (مضاض بن عمرو‌) یقین‌ کرد که به زودی زمام امور را از دسـت خـواهد داد و ملک و حکومت او با حملات دشمن‌ تباه‌ خواهد گردید؛ از این لحاظ دستور داد دو آهوی‌ طـلا، و چـند قـبضه‌ شمشیر‌ پر قیمت را که به عنوان هدیه برای کعبه‌ آورده‌ بودند‌ در قعر چاه‌ قرار دهند، سپس آن را کـاملا‌ پر‌ کـنند تا دشمن به جای آن پی ‌نبرد؛ و اگر دو مرتبه‌ ملک و تخت از دست‌ رفته‌ را بدست آوردنـد از ایـن‌ گـنج‌ استفاده کنند‌ پس‌ از‌ چند حملات‌ «خزاعه» آغاز گردید به حدی که‌ طائفه ‌«جرهم» و بسیاری از اولاد اسماعیل سرزمین مـکه را تـرک گـفتند و به سوی یمن‌ کوچ‌ نمودند و دیگر کسی از آنان باز‌ نگشت، از این‌ تاریخ‌ بـه‌ بـعد حکومت مکه به دست قبیله ی ‌«خزاعه‌» افتاد تا اینکه ستاره اقبال‌ قریش با روی کار آمدن «قصی بـن کـلاب‌» (جد‌ چهارم پیغمبر اسلام) درخشیدن‌ گرفت‌، پس‌ از‌ چندی زمام کار‌ بدست‌ عـبد المـطلب افتاد.

وی‌ تصمیم‌ گرفت که‌ چاه زمـزم را مـجددا حـفر کند، ولی متأسفانه نقطه ‌ای که زمزم در‌ آن‌ نـقطه قـرار داشت به طور یقین روشن‌ نبود‌، پس از‌ کاوش های‌ زیاد‌ با مقدمات و وسیله ی مخصوصی‌ به جای‌ واقـعی آن اطـلاع یافت، تصمیم گرفت که بـا فـرزند خود «حـارث» مـقدمات حـفر چاه‌ را‌ فراهم آورد.

معمولا در میان هر‌ دسـته‌ ای‌ یـک‌ مشت‌ مردم‌ منفی باف پیدا‌ می شود‌ که دنبال بهانه‌ می گردند، تا از هـر امـر مثبتی جلوگیری به عمل آورند، از این لحـاظ رقیبان ‌«عبد‌ المطلب‌» بـرای ایـنکه مبادا این افتحار نصیب وی گـردد‌، زبان‌ به اعتراض‌ گشودند‌ و به عبد‌ المطلب‌ چنین خطاب کردند «بزرگ قریش!چون این چـاه یـادگار جد ما «اسماعیل» است‌ و همه ی مـا از اولاد وی بـه شمار مـی رویم، باید همه را در ایـن کـار سهیم‌ سازیم. به علل و جـهاتی‌ «عـبد المطلب» پیشنهاد آنان را نپذیرفت؛ زیرا نظر وی این بود که تنها این چاه را حفر کـند و آب آن را به رایگان در اختیار همه بگذارد و سقایت حـاجیان را‌ در‌ مـواقع‌ مخصوص بـه عهده بـگیرد، تـا وضع آب دادن حجاج با نـظارت شخصی او از هرگونه بی‌ نظمی بیرون آید، و این نظر در صورتی تأمین می شد که وی مستقلا این کار‌ را‌ بـه عهده داشـته‌ باشد.

بالاخره آنان با یک کـشمکش شـدیدی که رو بـه رو گـردیدند، بـنا شد پیش یکی از دانـایان عـرب(کاهن) بروند و داوری او را در‌ این‌ باره بپذیرند. «عبد المطلب» و رقیبان‌‌ بار‌ سفر بستند، بیابان های بی‌ آب و علف میان حـجاز و شـام را یـکی پس از دیگری پشت‌ سر گذاشتند، در اثناء راه از تشنگی بـه ستوه آمـدند، و کـم‌کم‌ یـقین‌ کـردند کـه آخرین‌ دقایق‌ زندگی‌ خود را بسر می برند؛ لذا درباره ی مرگ و دفن خود فکر می کردند.

«عبد المطلب» نظر داد که هرکس برای خود قبری بکند و هر موقع مرگ او فرا رسد دیـگران جسد او‌ را‌ زیر خاک پنهان سازند، و اگر بی ‌آبی و تشنگی بدین طریق ادامه پیدا کند؛ و همگی حیات خود را از دست دهند بدین وسیله تمام آنان (به جز آخرین کسی که‌ از این جمعیت می میرد) زیر خاک‌ مستور‌ و پنـهان گـشته‌، و طعمه ی درندگان و مرغان هوا نخواهند شد.

نظریه ی «عبد المطلب» مورد تصویب قرار گرفت هرکس برای خود قبری‌ کند و همگی با رنگ های پریده و چهره ‌های پژمرده در انتظار مرگ بسر‌ می بردند‌. نـاگهان‌‌ «عـبد المطلب» صدا زد ای مردم! این مرگی است توأم با ذلت و خواری، چه بهتر که‌ همگی به طور دسته ‌‌جمعی‌ برای آب دور این بیابان گردش کنیم، شاید لطـف پروردگـار شامل حال ما‌ گردد‌. هـمه‌ سـوار شدند؛ قدم های مأیوسانه را بر می داشتند و به روی یکدیگر نگاه می نمودند، اتفاقا چیزی نگذشت آب گوارائی‌ بدست آورده و از مرگ قطعی‌ نجات یافتند و از همان راهی که آمده بودند‌ به سوی مـکه بـاز گشتند‌، و با‌ کمال رضـا و رغـبت درباره ی حفر چاه با نظریه ی «عبد المطلب» موافقت نموده و او را در این باب تام الاختیار قرار دادند.

«عبد المطلب» با یگانه فرزند خود «حارث» مشغول حفر چاه شد.‌ در اطراف چاه تلی‌ از خاک بـه وجود آمـد. ناگهان به دو آهوی زرین و چند قبضه شمشیر برخوردند، قریش غوغای‌ جدیدی را برپا کردند و خود را در این گنج سهیم می دانستند. قرار گذاردند‌ که‌‌ قرعه میان آنان حکومت کند اتفاقاً دو آهوی زرین «بـه نام کـعبه» در آمد و شـمشیرها «به نام عبد المطلب» ولی برای قریش چیزی در نیامد «عبد المطلب» جوانمرد برای کعبه از آن‌ شمشیرها‌ دری ساخت و دو آهو را بـر آن در نصب نمود.

فداکاری در راه پیمان

اعراب جاهلیت با اینکه در گرداب فساد دسـت و پا مـی زدند، بـرخی از اوصاف‌ و آداب آنان درخور‌ تحسین‌ بود، مثلا پیمان شکنی و پایمال نمودن مقررات یکی از بدترین کار در میان آنان بـشمار ‌ ‌مـی رفت، و گاهی پیمان های بسیار سنگین و سخت با قبائل عرب می بستند، ولی تا آخرین نفس‌ حـاضر‌ نـبودند‌ پیـمان خود را بشکنند، و گاهی‌ نذرهای‌ بسیار‌ طاقت فرسا میان خود و خدا می نمودند و با کمال مشقت و زحـمت‌ در اجراء آن کوشش می کردند.

عبد المطلب موقع حفر زمزم احساس‌ کرد‌ که‌ بر اثـر نداشتن فرزند زیاد در مـیان قـریش‌ ضعیف‌ و ناتوان است، از این جهت تصمیم گرفت و نذر کرد که هر موقع‌ شماره ی فرزندانش به ده رسید یکی را در‌ پیشگاه‌ کعبه‌ قربانی کند (سرگذشت فـوق را بـسیاری از مورخان و سیره نویسان نوشته ‌اند و این‌ داستان‌ فقط از این جهت قابل تقدیر است که بزرگی روح و رسوخ عزم و اراده‌ عبد‌ المطلب‌ را مجسم می سازد و دوست می رساند که تا چه اندازه این مـرد پابـند بـه عقائد و پیمان خود‌ بوده‌ است.) و کسی را از این پیمان مطلع نساخت. چیزی‌ نگذشت که شماره ی فـرزندانش به ده رسید، موقع آن شد که پیمان خود را به مورد اجراء گذارد. تصور قضیه‌ برای ‌«عبد‌ المطلب» بسیار سخت‌ بود، ولی درعین‌حال از آن ترس داشت که‌ موفقیتی‌ در این باره تحصیل نکند و بالاخره در ردیف پیمان شـکنان قـرار گیرد، از این لحاظ تصمیم‌ گرفت‌ که‌ موضوع را با فرزندانش در میان بگذارد و پس از جلب رضایت آنان‌، یکی‌ را‌ به وسیله قرعه‌ انتخاب کند «عبد المطلب» با موافقت فرزندانش رو به رو گردید.

مراسم قرعه‌ کشی به عمل‌ آمـد‌ ،قـرعه‌ بنام «عبد اللّه» (پدر پیغمبر اکرم) اصابت‌ کرد. «عبد المطلب» بلافاصله دست عبد اللّه‌ را‌ گرفته به سوی قربانگاه برد؛ گروه‌ قریش از زن و مرد. از جریان نذر و قرعه‌ کشی‌ اطلاع‌ یافتند‌، سیل اشک از رخسار جـوانان سـرازیر بـود یکی می گفت ای کاش به جای این جوان مراذبح‌ می کردند‌، سران‌‌ قریش می گفتند اگر بتوان او را به مال فدا داد؛ ما حاضرین ثروت خود را در اختیار‌ وی بـگذاریم‌: «عـبد المطلب» در برابر امواج خروشان احساسات عمومی متحیر بـود چـه‌ کند‌، و با‌ خود می گفت و می اندیشید که مبادا از اطاعت خدا دست بردارد و نذر و پیمان‌ خود را بشکند، ولی‌ با‌ این همه دنـبال چـاره نـیز می گشت، یکی از آن میان گفت: که‌ این مشکل‌ را‌ پیش یکی از دانـایان عرب ببرید، شاید‌ وی‌ برای‌ اینکار راه حلی‌ بیاندیشد «عبد المطلب» و سران‌ قوم‌ موافقت کردند به سوی «یثرب» که اقـامتگاه‌ آن مرد دانـا بود روانه شدند.

وی برای‌ پاسخ‌ گفتار آنان یک روز مهلت‌ خواست‌. روز دوم کـه‌ همگی‌ به حضور او بار یافتند چنین گفت‌: خون بهای‌ یک انسان پیش شما چقدر است؟ گفتند ده شتر، گفت: شما بـاید مـیان ده شتر‌ و آن کسی که او را برای قربانی‌ کردن‌ انتخاب کرده‌ اید، قرعه بزنید‌ و اگر‌ قرعه بـه نام آنـ شخص در آمـد‌ شماره ی‌ شتران را به دو برابر افزایش دهید. باز میان آنها قرعه بکشید، و اگر قرعه‌ نـیز‌ بـنام وی اصـابت‌ کرد، شمارهء ی شتران‌ را‌ به سه برابر برسانید‌ و باز‌ قرعه بزنید و به همین ترتیب‌ تا‌ آن‌ هـنگامی که قـرعه به نام شتران اصابت کند.

از‌ حکایات‌ و کـلمات کـوتاه و حـکمت ‌آمیز وی چنین استفاده می شود که وی در آن مـحیط تـاریک در اعداد مردان موحد و معتقد به معاد‌ بوده‌ است‌ و همواره می گفت: «مرد ستمگر در همین سرا به سزای خود می رسد، و اگر‌ اتفاقا عمر او سپری شود و پاداش عـمل خـود را نـبیند، در روز باز پسین به سزای کردار خود خواهد‌ رسید.‌»

پیشنهاد «کاهن» موج احساسات مردم را فرو‌ نشاند‌: زیرا قـربانی کـردن صـدها شتر برای‌ آنان‌ آسان‌ تر بود‌ که‌ جوانی‌ مانند عبد اللّه را‌ در خاک و خون غلطان ببینند پس از مـراجعت «بـه مکه» یک روز در مجمع عمومی مراسم‌ قرعه‌ کشی‌ آغاز گردید و در دهمین بار که‌ شمارهء ی شتران‌ بـه صد‌ رسـیده‌ بـود، قرعه به نام‌ آنها‌ در آمد، نجات و رهائی‌ «عبد اللّه» شور عجیبی برپا کرد، ولی«عبد المطلب»گفت: بـاید قـرعه‌ را‌ تجدید‌ کنم تا یقینا بدانم که خدای من‌ به اینکار‌ راضی‌ است‌ سـه‌ بـار‌ قـرعه را تکرار کرد، و در هر سه بار قرعه بنام صد شتر در آمد. بدین ترتیب اطمینان پیدا کـرد کـه خـدا راضی است‌. دستور صادر نمود که‌ صد شتر از شتران شخصی او را در همان روز در پیـشگاه کـعبه ذبح‌ کنند و هیچ انسان و حیوانی را از خوردن آن جلوگیری ننمایند.

این بود شمه ‌ای از روحیات «عبد‌ المطلب‌» و در شماره ی آیـنده غـوغای عام الفیل و حمله ی (ابرهه) را به مکه که در دوران زمامداری «عبد المطلب» اتفاق افتاده و نـیز مـیلاد مسعود پیغمبر اکرم که در همان سال بـوده اسـت، و مـشروحاً‌ از‌ نظر خوانندگان‌ خواهیم گذراند.

نتیجه ی سخاوت

حـاتم طـائی و نابغه ی ذبیائی‌ (از شعرای معروف عرب) و مردی از بزرگان مدینه به قصد خواستگاری‌ «ماویه» دختر پادشاه یمن که بـه زیبائی و کـمال‌ شهرت‌ شایسته‌ ای داشت به جانب یـمن‌ رهـسپار‌ می شوند‌. پس از ورود بـه دربار سـلطنتی مـقصود خویش را باز می گویند. «ماویه» دستور مـی دهد کـه هر یک را در قصر جداگانه ‌ای جا دهند، تا شب را استراحت‌ کنند‌ و ضمناً هـرکدام از آنـها‌ در‌ ضمن قطعه‌ ای از اشعار، مفاخر خود را از لحـاظ حسب و نسب‌ مندرج کـرده فـردا به حضور بیاورند، تا از میان آن سـه نـفر یکی انتخاب شود.

مهمان ها به منزل خود می روند. «ماویه‌» فرمان‌ می دهد برای هر یک شـتری نـحر کرده بفرستند و خود شبانه جـامه ‌های کـهنه در بـر کرده؛ و به صورت فقیری بـه در قـصر هر یک می رود، نابغه دم شـتر را بـوی می دهد، و مرد مدنی مقداری از جگر‌ و سپرز‌؛ حاتم که‌ ذاتاً کریم بود قسمتی از گوشت ران و پشـت شـانه و مقداری از کوهان پیش‌ وی می نهد. «ماویه» آنـها‌ را بـه قصر مخصوص خـود مـی آورد. روز دیـگر که خواستگاران‌ به دربار رفـته‌ قطعات‌ اشعار‌ را که شب سروده بودند می ‌خوانند، کنیزها طبق دستور قبلی «ماویه» سفره‌های ضیافت گـسترده و جـلو هریک از ‌‌آنها‌ همان را که شب «بـماویه» داده بـودند مـی ‌نهند؛ نـابغه و مـرد مدنی شرمنده مـی شوند‌ و بـدین‌ ترتیب‌ افتخار وصلت دختر پادشاه یمن، نصیب حاتم می گردد. (تاریخ حبیب السیر‌)
منبع:

تجزیه و تحلیل در تاریخ اسلام/ عبدالمطلب؛ نوشته سبحانی تبریزی،جعفر، مجله «درسهایی از مکتب اسلام » دی 1338، سال دوم - شماره 1 (صفحه 48)

 

درجست‌وجوی سرمایه‌گذار وفادار
 
  DEN-1108752

دکتر محیا کربلایی

تحلیلگر اقتصادی و کسب‏وکار

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

بدون شک پرطرفدارترین ابزار ارتباطی در دنیای امروز اینترنت است. احتمالا بیشتر از آنکه با تلفن یا پیامک با اطرافیانمان ارتباط برقرار کنیم، در درجه اول از شبکه‌های اجتماعی و برنامه‌های پیام‌رسان استفاده می‌کنیم.اینترنت این فرصت را برایمان ایجاد کرده تا بتوانیم با کمترین هزینه پیام‌های خود را در کمترین زمان ممکن به دورترین فاصله‌ها ارسال کنیم. با بهره‌گیری صحیح از شبکه‌های اجتماعی، می‌توانیم فعالیت‌ها و محصولات خود را به جمع کثیری از مخاطبان معرفی کنیم. با وجود این، هنوز شاهدیم بسیاری از کسب‌وکارها برای توسعه فعالیت خود، از ابزارهای مختلفی که اینترنت در دسترسشان قرار می‌دهد، چندان بهره‌ای نمی‌گیرند.وب‌سایت اولین وسیله در دسترس هر شرکتی برای معرفی کسب‌وکارش است. شاید باور آن سخت باشد، اما هنوز در آمریکا نیمی از کسب‌وکارهای کوچک وب‌سایت ندارند. نداشتن وب‌سایت به یک طرف، داشتن وب‌سایت بد شاید از آن هم بدتر باشد.فرض کنید در خیابان از کسی آدرسی می‌پرسید؛ یک نفر به شما می‌گوید بلد نیستم و شخصی دیگر با تصور اینکه بلد است، مسیر غلطی را به شما نشان می‌دهد. قطعا پاسخ دوم، شما را با مشکلات و سردرگمی‌های بیشتری روبه‌رو می‌کند، تا اولی که می‌گوید بلد نیستم. در عین حال احتمال اینکه پاسخ دومی باعث دیر رسیدن شما شود، خیلی بیشتر از پاسخ اولی است.

 

داشتن وب‌سایت غیر کارآمد هم مانند دادن آدرس غلط به افراد است. متاسفانه وقتی به سایت بسیاری از شرکت‌های ایرانی سر می‌زنیم، با این حالت روبه‌رو می‌شویم: وب‌سایت‌هایی که سال‌هاست به‌روزرسانی نشده‌اند. در بسیاری موارد آدرس و تلفن شرکت ممکن است با جابه‌جایی دفتر آن، تغییر نکرده باشد یا با مراجعه به بخش‌های مختلفی که روی سایت قرار داده شده است، اطلاعات مربوطه را دریافت نمی‌کنید. یا وقتی صفحه‌ای را باز می‌کنید با یک صفحه خالی از محتوا روبه‌رو می‌شوید.در بسیاری از موارد با کلیک کردن روی مثلا گزینه «محصولات» به صفحه «ارتباط با ما» یا هر محتوای دیگری که به صفحه دیگری مربوط است، هدایت می‌شوید. بدتر از همه این است که اخیرا و پس از برداشته شدن تحریم‌ها، بسیاری از شرکت‌ها به فکر ایجاد یک وب‌سایت انگلیسی هم افتاده‌اند. هرچند در اغلب موارد وقتی به نسخه انگلیسی مراجعه می‌کنید، یا اصلا گزینه انگلیسی کار نمی‌کند یا به همان سایت فارسی برگردانده می‌شوید. در مواردی، حتی تنها گزینه‌های منوی صفحه به انگلیسی ترجمه شده‌اند و مابقی اطلاعات موجود به همان زبان فارسی ظاهر می‌شوند.

وب‌سایت یک شرکت معرف آن شرکت است. هر اندازه این معرف آراسته‌تر و مرتب‌تر باشد، قادر خواهد بود تصور بهتری از مجموعه پشت سر خود در ذهن بازدیدکنندگان ایجاد کند. بر عکس آن نیز صادق است؛ هرچند شما در فعالیت خود موفق باشید، کارمندانتان از همکاری با شما راضی و خوشحال باشند، محصولات باکیفیتی تولید کنید و ارزش افزوده بالایی داشته باشید، چنانچه برای بازدیدکننده ناشناخته باشید، با چنین وب‌سایتی می‌توانید تصوری نادرست در ذهنش ایجاد کنید.این مساله درمورد شرکت‌های سهامی عام اهمیت بسیار بالاتری می‌یابد، چراکه آنها همیشه به دنبال یافتن سهامداران بیشتری هستند. بالارفتن تقاضا برای خرید سهام یک شرکت، طبعا قیمت سهام را افزایش خواهد داد و این دقیقا همان چیزی است که می‌تواند موفقیت‌های بعدی را برای شرکت، مدیران آن و سهامدارانش به همراه داشته باشد.اما وب‌سایت ناکارآمد و با ظاهری آشفته این تصور را در افراد ایجاد می‌کند که اگر مدیران یک شرکت به وب‌سایت شرکت خود و به عبارتی نماینده خود در دنیای مجازی اهمیت نمی‌دهند و برای آراستن آن تلاش نمی‌کنند، از کجا بدانم به سرمایه من اهمیت خواهند داد؟

وب‌سایت یک شرکت، به‌عنوان نماینده آن در دنیای مجازی، موظف است اطلاعات مربوط به شرکت را به بازدیدکنندگان منتقل کند. امروز وقتی نام یک شرکت را می‌شنویم، اولین کاری که می‌کنیم مراجعه به وب‌سایت آن است. وقتی در وب‌سایت آن نمی‌توانیم اطلاعات مفیدی به دست بیاوریم، به‌سراغ جست‌وجو در سایر وب‌سایت‌ها می‌رویم. در این حین، احتمال برخورد به اطلاعاتی که ممکن است صحت نداشته باشند افزایش می‌یابد. در ادامه ممکن است با برخورد به سایت شرکت رقیب و مواجهه با یک سایت کامل که می‌تواند پاسخگوی بسیاری از سوالاتمان باشد، دیگر اصلا به فکر بازگشت به شرکت اولیه نیفتیم. در واقع با دست کم گرفتن اهمیت وب‌سایت کامل و مفید، یک شرکت نه‌تنها بازدیدکنندگان را مایوس می‌کند، بلکه خود را در شرایطی قرار می‌دهد که می‌تواند آنها را به سمت رقبایش هدایت کند.این مساله در شرایط موجود که بسیاری از فعالان اقتصادی در سایر کشورها به دنبال ورود به بازارهای کشورمان هستند، اهمیت بیشتری می‌یابد. شاید بتوانم بگویم در این شرایط اهمیت وب‌سایت برای شرکت‌های بورسی و غیربورسی به یک اندازه است، هرچند برای شرکت‌های سهامی عام یک ضرورت محسوب می‌شود.

همه اینها در حالی است که تنها تعداد اندکی از شرکت‌های ایرانی، دارای یک وب‌سایت به زبان انگلیسی به معنای واقعی آن هستند. یک وب‌سایت تنها از محتوای آن تشکیل نشده است. نحوه ارائه این اطلاعات، آرایش و دسته بندی و جذابیت بصری این اطلاعات به همان اندازه محتوا مهم هستند. بازدیدکننده از یک وب‌سایت باید بلافاصله متوجه فعالیت اصلی شرکت و سابقه آن شود. معرفی دقیق مدیران ارشد با ارائه خلاصه‌ای از سابقه و تحصیلات آنها ضروری است. استفاده از عبارات کلیشه‌ای در بیان چشم‌انداز و اهداف، نه‌تنها هیچ اطلاعاتی به بازدیدکننده نمی‌دهد، بلکه وی را دلزده هم می‌کند. معرفی محصولات یا خدمات شرکت به‌صورت جداگانه ضروری است. همه این اطلاعات به زبان انگلیسی، می‌تواند به سادگی توسط یک مترجم خبره تهیه شود. هزینه‌ای که یک شرکت برای ترجمه مطالب و طراحی جذاب سایت خواهد پرداخت، قطعا کمتر از هزینه‌ای است که ناخواسته با طرد بازدیدکنندگان پرداخت خواهد کرد. از سوی دیگر، بدون شک وب‌سایت قوی در جلب نظر سرمایه‌گذاران بالقوه تاثیری مثبت خواهد داشت و آنها را به سمت شناخت بیشتر از شرکت هدایت خواهد کرد. چنانچه در قدم‌های بعدی نیز گزینه‌های مد نظر سرمایه‌گذاران برآورده شوند، مدیران شرکت می‌توانند روی دریافت سرمایه‌اش حساب باز کنند.

شبکه‌های اجتماعی فیلترشده از شبکه‌های اجتماعی داخلی محبوب‌ترند

یک نظرسنجی از محبوبیت بالای تلگرام واینستاگرام حکایت می‌کند

 
  کد خبر: DEN-1108670

 

 

دنیای اقتصاد: نتایج یک نظرسنجی از رفتارشناسی کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی نشان‌دهنده محبوبیت بالای تلگرام و اینستاگرام است. براساس این نظرسنجی دلیل اصلی استفاده از شبکه‌های اجتماعی جست‌وجوی مطالب است و در این میان زنان نسبت به مردان مطالب را با جدیت بیشتری دنبال می‌کنند. ارتباط از طریق پیام‌رسان‌ها با دیگر افراد و اطلاع از اخبار روز و همچنین سرگرمی از دیگر دلایل استفاده است. تلگرام محبوب‌ترین شبکه اجتماعی ایرانیان است و ۹۰ درصد شرکت‌کنندگان گفته‌اند که هر روز از تلگرام استفاده می‌کنند.

 

تلگرام و اینستاگرام دیگر تقریبا برای اغلب مردم ایران شناخته‌شده‌ترین ابزار ارتباطی هستند. مدیر شرکت زیرساخت یکشنبه شب در یک برنامه تلویزیونی گفت که از محتوای خارجی مصرفی کاربران اینترنت در ایران 25 درصد مربوط به تلگرام و 15 درصد مربوط به اینستاگرام است. برای نمونه، پیام‌رسان تلگرام در مدت زمان کوتاهی توانست جایگزین اپراتورهای موبایلی داخلی برای ارسال پیام و تبدیل به محبوب‌ترین شبکه اجتماعی و پیام‌رسان در بین کاربران ایرانی شود. نظرسنجی که اخیرا توسط سایت تحقیقات آنلاین «نظر بازار» و سایت خبری تحلیلی«تکراسا» انجام شده، نشان می‌دهد که 75 درصد پاسخگویان به این نظرسنجی در تلگرام حساب کاربری فعال دارند.

این نظرسنجی از 3707نفر فرد بالغ بین 18 تا 65سال درباره رفتارشناسی افراد در شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های پرطرفدار بین ایرانیان انجام شده است. در این نظرسنجی که 76درصد آن را مردان تشکیل می‌دهند، مشخص شد اینستاگرام، دومین شبکه اجتماعی بوده که در بین حدود 53درصد این افراد طرفدار دارد، این در حالی است که با اختلاف اندکی تلگرام در میان زنان و اینستاگرام در میان مردان محبوب‌تر است. البته آمار نشان می‌دهد امکان برقراری تماس صوتی و تصویری آنلاین از طریق واتس‌اپ باعث شده این پیام‌رسان بتواند از سایر رقبای خود در دنیای ارتباطات جلوتر باشد و اپلیکیشن آن روی گوشی 35درصد این افراد جای بگیرد. در این میان، با وجود محدودیت‌های فیلترینگ اعمال شده بر برخی شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک، گوگل پلاس، لینکدین و توییتر افراد در این شبکه‌ها حساب کاربری داشته و فعالیت می‌کنند و محبوبیت آنها همچنان از شبکه‌های اجتماعی داخلی بیشتر است که براساس این نظرسنجی تعداد فعالان در شبکه‌های داخلی به مرز پنج درصد هم نمی‌رسد و در حد شبکه‌های کم‌طرفدار مانند پینترست و تامبلر است.

براساس آنچه در این نظرسنجی آمده، عمده دلیل گشت‌زدن افراد در اینترنت و فضای مجازی جست‌وجوی مطالب است که البته در این زمینه زنان از مردان پیشروتر بوده و مطالب بیشتری را دنبال می‌کنند. همچنین اهداف کاری اعم از ارسال ایمیل، پیام کاری، اجرای ویدئوکنفرانس و ... باعث شده بخشی از وقت افراد در این فضا سپری شود. در این میان فعالیت در شبکه‌های اجتماعی، پیام‌رسان‌ها و اطلاع از اخبار روز دیگر عامل محبوبیت فضای مجازی در بین کاربران ایرانی شده است. البته سرگرمی و انجام امور بانکی نیز از آن دست فعالیت‌های آنلاین این افراد بود تا بخشی از کارهایشان را مبتنی بر خدمات الکترونیکی انجام دهند. همچنین نتایج این نظرسنجی حاکی از آن است که افراد معمولا در ساعات بین 19 تا 22 وقتشان را در شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها صرف می‌کنند و در این میان، حضور زنان در این رسانه‌ها نسبت به مردان بیشتر است. به عبارت دیگر، این ساعات زمان طلایی برای صاحبان کسب و کارهایی است که روی تبلیغات آنلاین در این رسانه‌های نوظهور سرمایه‌گذاری کرده‌اند. نکته جالب به‌دست آمده از این نظرسنجی نشان می‌دهد با وجود اینکه مراجعه و پیگیری مطالب در شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان وقت قابل‌توجهی از افراد را اشغال می‌کند، با این حال تقریبا نیمی از این افراد، آنها را به‌عنوان یک منبع موثقی برای اطلاعات و اخبار نمی‌دانند.

 

تلگرام

پیام‌رسان تلگرام، صرف‌نظر از گروه سنی و... افراد، محبوب‌ترین اپلیکیشن ارتباطی در میان کاربران ایرانی است که به لطف راه‌اندازی اینترنت پرسرعت به ویژه 3G و 4G همیشه در دسترس افراد بوده و در واقع، به یکی از کانال‌های راه‌اندازی کسب و کار عمدتا برای زنان تبدیل شده است. آمار به نقل از نظرسنجی مذکور گویای این امر است که 90درصد افراد روزانه حساب کاربری خود را در تلگرام چک می‌کنند، این در حالی است که حدود 30درصد این افراد همیشه آنلاین و از آن دست افراد مسوولیت‌پذیر هستند و به محض دریافت پیام، آن را پاسخ می‌دهند. البته زنان نسبت به مردان بیشتر به این پیام‌رسان سر می‌زنند. اکثر آنها در هر بار مراجعه حدود یک تا 20دقیقه زمان برای چک کردن پیام در تلگرام صرف می‌کنند و به شکل قابل‌توجهی در برخی از این افراد زمان صرف‌شده به یک ساعت نیز می‌رسد. بیشترین زمان مراجعه افراد به این پیام‌رسان بین ساعات 16 تا 22 است که عمدتا برای معاشرت با اقوام و آشنایان، تفریح و سرگرمی و ارتباط کاری صرف می‌شود.

 

اینستاگرام

شبکه اجتماعی اینستاگرام یکی از شبکه‌های محبوب بین ایرانی‌ها بوده که به‌نظر می‌رسد تریبون خوبی برای افراد شناخته‌شده جهت اظهارنظر و ارسال پیام است. همین امر باعث شده، 76درصد افراد حاضر در این نظرسنجی هر روز به اینستاگرام سر بزنند و در این میان زنان مشتری پروپا قرص‌تری باشند. ظاهرا مصرف بالای حجم اینترنت باعث می‌شود که تعداد دفعات مراجعه اکثر افراد به اینستاگرام کمتر از 5بار در روز باشد و عمدتا در هر بار ورود بین یک تا 20دقیقه در آن وقت می‌گذرانند. یکی از دلایل مراجعه افراد به اینستاگرام آگاهی گرفتن از کالا یا خدمات است، پس بهتر است مدیران بازاریابی شرکت‌ها یک برنامه تبلیغاتی مخصوص فضای اینستاگرام برای ساعت‌های 19 تا یک بامداد داشته باشند.

 

واتس‌اپ

امکان معاشرت با اقوام و دوستان از طریق تماس‌های صوتی و تصویری واتس‌اپ باعث شده این پیام‌رسان همچنان در بین کاربران ایرانی محبوب باشد و بنا بر این نظرسنجی 66درصد افراد هر روز به آن سر می‌زنند. البته به دلیل کاربری کم این پیام‌رسان تعداد دفعات مراجعه در روز کمتر از 5بار بوده و عمدتا بین یک تا پنج دقیقه است، با این حال، بخش قابل‌توجهی از این افراد بعضا در هر مراجعه تا یک ساعت هم وقت صرف می‌کنند و عموما این مراجعات در ساعات 19 تا 22 است.

 

فیس‌بوک و گوگل پلاس

مسدود شدن دسترسی به شبکه‌های اجتماعی فیس‌بوک و گوگل‌پلاس بهانه‌ای شد تا افراد از این دو شبکه اجتماعی دست بکشند و با روی کار آمدن رقبای جدید مانند تلگرام و اینستاگرام، آنها را به بوته فراموشی بسپارند یا صرفا به‌خاطر آشنایی به افراد جدید و برای تفریح و سرگرمی به این شبکه‌ها سر بزنند. به این ترتیب، مراجعات افراد به نسبت کمتر شده و تنها 25درصد این افراد روزانه حساب کاربری خود را در فیس‌بوک چک می‌کنند که آن هم کمتر از 5بار بوده و عمدتا بین یک تا 10دقیقه است. همه این اطلاعات حاکی از آن است که فیس‌بوک یا گوگل‌پلاس فضای مناسبی برای تبلیغات آنلاین کسب و کارهای ایرانی نیست.

 

توییتر

به‌نظر می‌رسد، فضای ساده 140کاراکتری توییتر که می‌توان به آن عکس یا ویدئویی را افزود فضای مناسبی برای آن دسته از صاحبان کسب و کاری است که به دنبال برندسازی شخصی هستند زیرا این نظرسنجی نشان می‌دهد یکی از دلایل مراجعه افراد به توییتر برای برندسازی شخصی است، هدفی که در دیگر شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان دنبال نمی‌شود. البته فضای متنی توییتر خلاقیت خاصی را می‌طلبد و همین امر باعث شده کاربران این شبکه از اقشار خاصی باشند که بعضا آغاز‌کننده برخی جریان‌های اجتماعی و فرهنگی از طریق همین شبکه اجتماعی متنی هستند. به هر حال، 23درصد افراد مصاحبه‌شونده در این نظرسنجی هر روز به توییتر سر می‌زنند، البته این رقم در بین زنان تا 35درصد هم می‌رسد که عموما از پیام‌ها و اتفاقات حساب کاربری در روز کمتر از 5بار بین یک تا 10دقیقه خبر می‌گیرند و این هم عمدتا بین ساعات 19 تا 22 است. از نظر این افراد توییتر فضای خوبی برای تفریح و سرگرمی و آشنایی با افراد جدید است.

 

لینکدین

لینکدین یک شبکه اجتماعی است که براساس روابط تجاری، مهارت و حرفه کاربران آن شکل گرفته است.ممکن است به اندازه شبکه‌های اجتماعی عادی جذاب نباشد، ولی برای آن دسته از متخصصان که به دنبال به اشتراک گذاشتن تخصص و تجربه خود و یادگیری از دیگران هستند، فضای خوبی است و همین امر باعث شده لینکدین در مقایسه با سایر شبکه‌ها منبع موثق‌تری برای اطلاعات و اخبار باشد. با این حال، در این نظرسنجی 10درصد که عمدتا مردان بودند، اعلام کردند که در این شبکه اجتماعی حساب کاربری دارند و تعداد کاربران فعال کمتر از 5درصد است. این در حالی بوده که میزان مراجعه به لینکدین معمولا 2 یا 3بار در روز آن هم ساعات 8 تا 12 صبح و حدود یک تا 10دقیقه است. همان‌طور که انتظار می‌رود هدف اصلی از ایجاد حساب کاربری در این شبکه ارتباط کاری بوده، با این حال، از نظر افراد پاسخگو لینکدین فضای مناسبی برای آشنایی با افراد جدید، تبلیغات و برندسازی شخصی است.

دوشنبه, 26 تیر 1396 15:24

نفوذ صوفیه در مراکز آموزشی

 

 
متاسفانه فعالیت‌های مخرب هرمی‌ صوفیه در مراکز آموزشی زنگ خطریست که تابستان امسال به صدا در آمد و با گسترش کلاس سماع و تورهای مربوطه، این موضوع در حال تبدیل شدن به بحران نفوذ عقاید انحرافی صوفیه در جامعه است.

به گزارش فرقه نیوز؛ اوقات فراغت بخش مهمی از زندگی انسان‌ها را تشکیل می‌دهد. اگر افراد برنامه‌ای مشخص برای گذراندن مفید اوقات فراغت خود نداشته باشند این بی‌برنامگی سایر جنبه‌های زندگی را به طور چشمگیری تحت شعاع خود قرار می‌دهد و فساد انگیز است.

 

انسان تمایل دارد در اوقاتی که از کار اجباری و وظیفه‌ای فارغ می‌شود به نوعی به تفریح و یا سرگرمی بپردازد. این تمایل جزء نیازهای انسان محسوب می‌شود چگونگی گذارندن اوقات فراغت در هر جامعه به عوامل متعددی بستگی دارد که باید به فرهنگ، امکانات مالی فردی و اجتماعی به‌عنوان دو عامل مهم اشاره نمود.


امروزه روانشناسان عقیده دارند که تفریح و سرگرمی نقش مهمی در پرورش قوای جسمانی، فکری، اخلاقی و رفتاری افراد دارد و چنانچه از این اوقات به‌خوبی و به طرز صحیح استفاده شود در پیشگیری از انحرافات و کجروی‌ها می‌‌تواند به‌نحو چشم‌گیری مؤثر باشد

به گزارش واحد رصد بخش تصوف فرقه نیوز، متاسفانه فعالیت‌های مخرب هرمی‌ صوفیه در مراکز آموزشی زنگ خطریست که تابستان امسال به صدا در آمد و با گسترش کلاس سماع و تورهای مربوطه، این موضوع در حال تبدیل شدن به بحران نفوذ عقاید انحرافی صوفیه در جامعه است.

 

یکی از جریان‌های خزنده در ایران که در این سال‌ها به دلیل غفلت مسئولان ریشه دوانده و در بسیاری از مناطق کشور از قلب تهران تا... نفوذ کرده جریان انحرافی تصوف فرقه‌ای می‌باشد.

نفوذ تفکرات صوفیه در سیستم آموزشی مهدهای کودک و کلاس‌های اوقات فراغت تابستانی، هویت اسلامی نظام مقدس جمهوری اسلامی را زیر سوال می‌برد و به گسترش تفکرات صلح کل و سماع صوفیانه می‌پردازد.

سرشاخه‌های تصوف فرقه‌ای تصمیم گرفته‌اند با تاسیس مهد کودک و تسلط و نفوذ در کلاس‌های تابستانی به انتقال باورهای خود در جامعه پرداخته و برنامه‌های خود را از این طیف سازمان دهی کنند و با برپایی تورهای داخلی و اردوهای تحصیلی سیاحتی به کانالیزه کردن آنان بپردازند.

مولود نامبارک صوفیه که نطفه‌اش از رابطه نامشروع انگلیس و اختلافات درون فرقه‌ای بسته شده است امروزه در غفلت مسئولین و دعواهای جناحی در حال از بین بردن فرهنگ اسلامی در مراکز آموزشی است و بدون شک هویت فرهنگی موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت، به همین جهت باید نیروهای ارزشی خود را موظف به حراست ازاین سرمایه با استعانت از روح بلند اسلامی بدانند و در مقابل این حرکت تخریبی ایستادگی کنند و با انجام کار فرهنگی تمیز مانع گسترش نفوذ تفکرات انحرافی صوفیه در جامعه اسلامی شوند.

 

 
 
میرزا تقی خان امیرکبیر که عزم خویش را بر آبادانی و اصلاح کشور جزم کرده بود،علیرغم فشارهای سیاسی دول استعماری،بدون هیچ ترس و واهمه ای از حمایت آنان از علیمحمد شیرازی، او را به دار مجازات آویخت تا این مساله همواره لکه ننگی بر دامن بهائیت باقی بماند.

به گزارش فرقه نیوز؛ این روزها سالگرد اقدام شجاعانه ابرمرد تاریخ ایران مرحوم امیر کبیر است. شخصیتی عظیم که در سه سال حکومت خویش بر ایران آثار بزرگی از خویش برجای گذاشت.


مقام معظم رهبری در وصف ایشان فرمودند: امیرکبیر که یک چهره‌ی ماندگار در تاریخ ماست و واقعاً کارهای بزرگی هم کرده، همه‌ی حکومت او سه سال بود؛ یعنی یک سال از مدتی که بناست علی‌العجاله شما در این مسؤولیت مشغول باشید، کمتر است؛ اما آنقدر این کار، مهم و بزرگ و جدی بود که تاریخ امیرکبیر را فراموش نمیکند؛ و الّا قبل از این‌که بیاید در رأس صدارت قرار بگیرد، و بعد که به کاشان تبعید شد، دیگر چیزی در پرونده‌ی او وجود ندارد؛ همین سه سال است.[1]

میرزا تقی خان امیرکبیر که عزم خویش را بر آبادانی و اصلاح کشور جزم کرده بود، مراکز و نقاط فساد انگیز در دربار و جامعه را شناسایی و با شجاعت بی نظیر خویش در صدد امحاء آنها برآمد و بالاخره جان عزیز خویش را در گرو همین همت والا گذاشت.

یکی از اقدامات فوق العاده ایشان از بین بردن یکی از جرثومه های فساد در جامعه بود که نقش مهمی در تخریب عقائد مردم و به آشوب کشاندن کشور داشت.

پیروان علیمحمد شیرازی (باب) که با زیاده خواهی و تحریک ایادی استعمار، خویش را نائب امام زمان (عج) و بعد خود امام زمان (عج) و سپس پیامبری جدید و در ادامه خدا معرفی کرده بود، هر روز در نقطه ای از کشور به اسم دفاع از امام زمان (عج) دست به آشوب زده و امنیت کشور را مختل نموده بودند. جناب امیر کبیر که اصلاح کشور را جز در گرو آرامش کشور نمی دید همت خویش را بر قلع این ریشه و بنیان فساد قرار داد.

علیرغم فشارهای سیاسی دول استعماری، اما ایشان بدون هیچ ترس و واهمه ای از حمایت آنان از علیمحمد شیرازی او را به دار مجازات آویخت تا این مساله همواره لکه ننگی بر دامن بهائیت باقی بماند که ابرمرد تاریخ ایران، کسی که دوست و دشمن در بزرگی او تردید ندارند و تمامی ایرانیان با هر اندیشه و مرامی او را بزرگ می شمرند، از بین برنده پیامبر دروغین این مسلک خیالی باشد و بزرگ ترین دشمن بهائیان و منفورترین مردم در نزد آنان به شمار آید.

اما نکته عجیب اینجاست که بعد از گذشت قریب به 170 سال از این اقدام شجاعانه این روزها، بهائیان در سوگ این منشاء فساد با تعطیلی مغازه ها و کار خویش دست به فسادی دیگر زده تا نام ننگین علیمحمد شیرازی فراموش نشود.

البته این گروه باید بدانند که تاریخ نام علیمحمد شیرازی را فراموش نخواهد کرد. تا نام میرزا تقی خان امیرکبیر بر تارک تاریخ ایران می درخشد، قطعا نام علیمحمد شیرازی نیز بعنوان معدوم به دست امیرکبیر نیز در یادها خواهد ماند کما اینکه دارالفنون نیز از یاد نخواهد رفت تا امیرکبیر در یادها باقی است.

و مردم ایران بزرگان خویش را فراموش نمی کنند و بهائیان به این راحتی نمی توانند جای خائن و خادم را عوض کنند.

 
در واتیکان، سمینار سه روزه با عنوان "دین و سیاست" گفتمان اسلام، مسیحیت و بودائیسم در کلیسای اکسلنس شهر مونستر برگزار خواهد شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

به گزارش فرقه نیوز؛ در واتیکان، سمینار سه روزه با عنوان "دین و سیاست"  گفتمان اسلام، مسیحیت و بودائیسم در کلیسای اکسلنس شهر مونستر برگزار خواهد شد.

در این سمینار حدود 20 اندیشمند در حوزه ادیان آسمانی از  کشورهای ژاپن، آمریکا، ترکیه، تایلند، ویتنام و آلمان حضورخواهند یافت و در مورد ابعاد سیاست و دین به بحث و تبادل نظر خواهند پرداخت.

 

این سمینار به عنوان اولین سمینار گفتمان سه ادیان در جهان از سلسله کنفرانس های "اسلام، مسیحیت و بودائیسم: گفتمان، بررسی تقابلی"  است که در ماه فوریه سال جاری در شهر ژاپن کار خود را آغاز نمود و قرار شد سمینار بعدی در مونستر آلمان به عنوان یکی از شهرهای مهم در دنیای مسیحیت برگزار شود.

این سمینار در روز چهارشنبه 12  جولای با ارائه دو سخنرانی که اولی توسط پروفسور مهند خورشیده از کلیسای شهر مونستر با موضوع ارتباط اسلام با دیگر مذاهب و دومی توسط پروفسور ایمتیاز یوسف اندیشمند تایلندی با موضوع بررسی اوضاع مسلمانان و بوداییها در آسیا است، کار خود را آغاز خواهد کرد و تا روز جمعه ادامه خواهد یافت.

* برگزاری نمایشگاه تصور مسلمانان، مسیحیان و بوداییها از مفهوم شر و بدی

همچنین در حاشیه ی این سمینار نمایشگاهی با عنوان تصور مسلمانان مسیحیان و بوداییها از مفهوم شر و بدی برگزار خواهد شد که هدف بررسی تقابلی پیروان این سه ادیان از این مسئله است.

سمینار بعدی در ماه فوریه 2018 در دانشگاه واشنگتن آمریکا است که در آن ابعاد اجتماعی و مذهبی مسئله تجارت در اسلام، مسیحیت و بودائیسم به صورت مقایسه ای مورد بررسی قرار خوهد گرفت.

دوشنبه, 26 تیر 1396 14:42

تازه مسلمان آمریکایی !

 
دلیل اصلی جذب شدن من به اسلام قرآن مجید بود. آیه ((و وجدک ضالا فهدی))(ضحی آیه ۷) زیباترین آیه قرآن است برای اینکه من یک تازه مسلمانم و احساس می‌کنم خطاب این آیه با من است.

به گزارش فرقه نیوز؛ از شما به دلیل پذیرفتن انجام این مصاحبه تشکر می‌کنم. به عنوان اولین سؤال خودتان را معرفی کنید.

اسم من بریتنی موری است و ۲۷ سال سن دارم. در هیوستون تگزاس زندگی می‌کنم. بهداشت دهان و دندان خوانده‌ام ولی به دانشگاه برگشته‌ام تا زبان ژاپنی بخوانم. با عشق دوران دبیرستانم ازدواج کرده‌ام و هنوز فرزندی نداریم. به مطالعه؛ یادگیری زبان؛ شنا؛ انیمیشن‌های ژاپنی و درام‌های کره‌ای علاقه دارم.

قبل از اسلام چه دینی داشتید؟

من به کلیسای مسیحی می‌رفتم ولی به اعتقادات آنها باور نداشتم و غسل تعمید هم نشده‌ام. همیشه فکر می‌کردم حقیقت بزرگ‌تری در رابطه با دین وجود دارد و من فقط باید آن را پیدا کنم.

چطور با اسلام آشنا شدید؟

صادقانه بگویم من تا ۲۱ سالگی حتی اسمی از اسلام نشنیده بودم من اهل شهر کوچکی در کنتاکی هستم و هرگز فردی که دینی غیر از مسیحیت داشته باشد ندیده بودم. اولین بار وقتی که در اینترنت لیست ادیان را چک می‌کردم به نام اسلام برخوردم.از وقتی کودک کوچکی بودم متوجه شدم که اعتقادی به مسیح به عنوان خدا یا نجات دهنده ندارم. ولی هیچ گزینه‌ی دیگری جز مسیحیت در جایی که من بزرگ شده بودم وجود نداشت. پس تصمیم گرفتم در اینترنت تمام ادیان جهان را که به خدای یگانه اعتقاد دارند ولی اعتقادی به ربوبیت مسیح ندارند در اینترنت جست و جو کنم. این جست و جوی من منتج به سه نتیجه شد: یهودیت؛ شاهدان یهوه (فرقه‌ای از مسیحیت) و اسلام.

چه چیزی شما را مجاب به انتخاب اسلام کرد؟

من بلافاصله مجذوب اسلام و مبانی اعتقادی‌اش شدم ولی خانواده من به شدت اسلام هراس بودند و من می‌ترسیدم مسلمان شدن؛ من را از آنها جدا کند به همین دلیل تصمیم گرفتم پیرامون یهودیت مطالعه کنم. دو سال دراین‌باره تحقیق کرده و تمام آنچه که بود را مطالعه کردم. درست قبل از ورود به دین یهود فهمیدم که قلبم به اسلام تمایل واقعی دارد و همان‌جا یهودیت را کنار گذاشته و تحقیق جدی درباره ی اسلام را شروع کردم. وقتی قرآن می‌خواندم احساس می‌کردم در وطن و خانه‌ام هستم. حس می‌کردم و می‌دانستم که اسلام دین درستی برای من است و برای شناخت کامل آن بی تاب بودم. یک سال طول کشید تا اسلام را مطالعه کردم و شهادتینم را در مسجدی که  شیخ یوسف استس (Estes) سخنران آن بود به زبان آوردم. از دو سال زمانی که صرف شناخت یهودیت کردم پشیمان نیستم باعث شد که برادران و خواهران کتابی خود را بهتر بشناسم. (کتاب تورات یا عهد عتیق در بین یهودیت و مسیحیت مشترک است)

به صورت خاص چه چیزی شما را جذب اسلام کرد؟

قرآن دلیل اصلی جذب من به اسلام بود. پیامی که قرآن می‌رساند زیباست و شیوه زندگی‌ای که توضیح می‌دهد بسیار کامل است همچنین عاشق پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) شدم؛ عاشق شخصیتش و برخوردش با پیروان و همسرانش شدم. او آن نمونه و مثال کاملی است که ما باید برای شیوه‌ی زندگی خود انتخاب کنیم.

شوهر شما هم مسلمان است؟

متأسفانه خیر؛ ما ده سال است که با هم هستیم و من تازه یک سال است که مسلمان شده‌ام. خیلی از دین جدیدم حمایت می‌کند و من فکر می‌کنم او هم ان شاء الله به زودی مسلمان خواهد شد.

عکس‌العمل خانواده‌ات چطور بود؟ با افرادی که تو را می‌شناختند مشکلی پیدا نکردی؟

یک هفته بعد از مسلمان شدنم به خانواده‌ام گفتم که مسلمان شده‌ام. خیلی نگران عکس‌العملشان بودم ولی دوست داشتم اعمال دینی خود را بدون پنهان کاری انجام بدهم. پدر و مادرم از هم جدا شده‌اند پس مجبور بودم به آنها و به پدر بزرگ و مادر بزرگ‌هایم به صورت جداگانه اعلام کنم که مسلمان شده‌ام. مادرم خوشحال نشد ولی عکس‌العملش از همه بهتر بود. او مایل بود که مسائل دینی را در روابطمان دخیل نکنیم. پدرم بدترین عکس‌العمل را داشت؛ خیلی برایش سخت بود و حرف‌های بسیار تندی به من زد. خوشبختانه الآن توانسته‌ایم با هم کنار بیایم. پدر بزرگ و مادر بزرگ‌هایم فکر می‌کردند که من شست‌وشوی مغزی شده‌ام و به یک گروه تروریستی پیوسته‌ام. مدت کوتاهی بعد از اسلام آوردنم به طرف دیگر کشور مهاجرت کردم و این یکی از بهترین تصمیم‌هایی بود که برای رشد دادن سریع اعتقاداتم گرفتم تا بتوانم دور از خانواده و آشنایان با آزادی بیشتری اعمال دینی‌ام را انجام بدهم.

رشد اسلام در کشورتان را چطور ارزیابی می‌کنید؟

احساس می‌کنم اسلام رشد سریعی در آمریکا دارد و تعداد زیادی تازه مسلمان داریم خصوصاً زن‌ها؛ ولی به هر حال جو سیاسی و اجتماعی آمریکا اصلاً برای مسلمانان مساعد نیست. اسلام هراسی در بدترین وضعیت است؛ خشونت ناشی از تنفر و مسجد سوزی هرازگاهی اتفاق می افتد؛ مسلمان بودن در آمریکا ترسناک شده و هر لحظه ممکن است فقط به دلیل داشتن حجاب؛ حمله خشونت آمیزی علیه شما صورت گیرد. تنفر زیادی علیه مسلمانان در اینجا ایجاد کرده‌اند. من دوست دارم درباره‌ی کشورهای مسلمان بیشتر بدانم اینجا مغز مردم را شست و شو داده‌اند و مردم فکر می‌کنند کشورهای اسلامی مکان‌هایی خطرناک هستند. درهرصورت مسلمان بودن در آمریکا کار سختی است.

زیباترین آیه قرآن از نظر شما کدام است؟

آیه و وجدک ضالا فهدی: و (خداوند) تو را گمراه یافت سپس تو را هدایت کرد (ضحی آیه ۷)  زیباترین آیه قرآن است برای اینکه من یک تازه مسلمانم و احساس می‌کنم خطاب این آیه با من است. این تصور برای من بسیار زیباست که خداوند مرا از بی خبری کامل بیرون آورد و در حصار بهترین دین وارد کرد.

 نظرتان درباره حجاب چیست؟ آیا زندگی خصوصی‌تان را متأثر کرده و آیا فکر می‌کنید حجاب به زنان اجبار شده؟

من عاشق حجاب هستم. حجاب زنان را زیباتر می‌کند و در عین حال عفت و حیاء آنان را حفظ می‌کند. شما با حجاب هم امکان انتخاب از بین رنگ‌ها و مدل‌های متنوعی دارید و می‌توانید در جامعه حضور داشته باشید و دیده شوید. حجاب تنها برای زنان نیست؛ مردان هم باید عفیفانه لباس بپوشند و نگاهشان را کنترل کنند. این مهم است که هر دو طرف حجاب را رعایت کنند. حجاب داشتن چیزی را برای من عوض نکرده (من را محدود نکرده). والدینم اجازه نمی‌دهند در حضور آنها حجاب داشته باشم البته به دلیل مهاجرت؛ زیاد آنها را ملاقات نمی‌کنم.

چه حسی داشتید وقتی برای اولین بار نماز خواندید؟ و آیا برایتان سخت نیست که روزی ۵ بار نماز بخوانید؟

اولین باری که نماز خواندم درست بعد از شهادتینم بود. گیج شده بودم و نمی‌دانستم دارم چه کار می‌کنم. فقط از سایرین پیروی می‌کردم ولی احساس شگفت انگیزی داشتم. همه چیز در آرامش بود و انگار در آن لحظه همه چیز دنیا درست شده بود. البته من یک تازه مسلمانم و هنوز نتوانستم شرایط ۵ بار نماز در روز را پیدا کنم. وقتی بیرون خانه هستم تقریباً غیر ممکن است که مکانی برای نماز و وضو پیدا کنم. می‌ترسم کسی در حال نماز به من حمله کند ولی ان شاء الله شجاعتش را پیدا می‌کنم تا بتوانم در خارج از خانه هم نماز بخوانم.

از توجه شما متشکرم. ان شا الله خداوند شما را حفظ کند و برای ادامه این مسیر قوی نگه دارد.

دوشنبه, 26 تیر 1396 13:43

انتخاب رشته دبیرستان

مشارکت یک میلیون دانش آموز پایه نهم در فرآیند انتخاب رشته دبیرستان

 

به گزارش اداره اطلاع رسانی وروابط عمومی آموزش‌ و پرورش شهرتهران، مهدی فیض اظهارکرد: روند تحصیلی تا پایه نهم مشترک است  پس از آن دانش آموزان در سه شاخه؛ فنی و حرفه‌ای( 153 رشته) ، کاردانش(41 رشته) و نظری (4 رشته) ادامه تحصیل می دهند.

چگونه بهتر انتخاب كنیم؟

 

درواقع حدود به یک میلیون دانش آموز در اوج فرآیند انتخاب رشته و شاخه تحصیلی مورد نظرخود هستند. معاون پرورشی و فرهنگی وزیرآموزش‌ و پرورش افزود: دانش آموزان شاخه کاردانش طی سه سال با بخش عملی آشنا شده و با توجه به تنوع رشته ها وارد بازار کار می‌شوند .

وی ادامه داد: شاخه فنی‌ و حرفه ای ترکیبی از رشته های نظری و کاردانش است البته شرایط کنونی هنرجویان کاردانش مشابه هنرجویان فنی و حرفه ای است. شاخه نظری مقدمات ورود به دانشگاه را برای دانش‌ آموزان فراهم کرده است .

معاون پرورشی و فرهنگی وزیر آموزش و پرورش با اشاره به اینکه بر اساس الگوی توسعه متوازن باید سهم 37 درصدی حضور دانش آموزان در فنی و حرفه‌ای به 47 درصد برسد عنوان کرد: در برنامه ششم آمده است که در هر سال افزایشی دو یا سه درصدی در  ورود به شاخه فنی رخ دهد که در طول پنج سال وضع موجود به وضع مطلوب برسد .

وی تصریح کرد: علاقه و رغبت دانش‌آموزان در زمینه انتخاب رشته تحت تاثیرمسائل اجتماعی قراردارد و در مناطق کمتر توسعه یافته این مسائل پررنگ است بنابراین بعضا در برخی استان ها تا ۷۰درصد علاقه به رشته تجربی را شاهد بودیم .

فیض خاطرنشان کرد: این تصور درست نیست که ورود به رشته تجربی درنهایت باعث ورود به رشته پزشکی می شود و آینده شغلی فرد تضمین است چرا که از یک کلاس ۳۰  نفره فقط یک دانش آموز امکان قبولی در رشته پزشکی دانشگاه های دولتی و آزاد را دارد .

وی با اشاره به مسائل مطرح شده در خصوص هدایت تحصیلی درسال گذشته و هم چنین درباره اظهارات سخنگوی کمیسیون آموزش مجلس مبنی بر اینکه آموزش و پرورش باید درباره مسائلی چون هدایت تحصیلی با کمیسیون آموزش مجلس تعامل داشته باشد، اظهارکرد: مساله هدایت تحصیلی پایه نهم در حدی نبوده که نیازمند مداخله مجلس شورای اسلامی باشد زیرا مجلس باید بحث های کلان را مورد بحث وبررسی قرار بدهد، بنابراین مشکل سال پیش در خصوص هدایت تحصیلی، به دلیل بازی های سیاسی ایجاد شد و صدا و سیما نیز به این مساله دامن زد، در واقع آموزش و پرورش سیاست زده است و مسائل آن نباید به بحران سیاسی تبدیل شود .

معاون پرورشی و فرهنگی وزیر آموزش و پرورش ادامه داد: اگر مجلس به اجرای الگوی توسعه متوازن اشاره دارد باید این نیاز ملی با عزم ملی پیش رود که الگوی آن مهندسی معکوس از نیاز آینده را می طلبد و آموزش عالی و آموزش و پرورش هر 2 باید برای پاسخگویی به این نیازها توجه داشته باشند .

وی با یادآوری اینکه سوابق تحصیلی 35 درصد، رغبت و استعداد 30 درصد، نظر دبیران 10 درصد، نظر مشاور 10 درصد، نظر دانش آموزان 10 درصد و نظر اولیاء 5 درصد در هدایت تحصیلی تاثیر دارد، گفت: امسال دو فرم هدایت تحصیلی صادر می‌ کنیم ؛ فرم "شمار یک" توصیه نامه هدایت تحصیلی است و به دانش آموز می‌گوید 12 اولویت اولش چیست. برای وی چهار رشته نظری، چهار رشته فنی و چهار رشته کاردانش انتخاب می شود. فرم‌ها از 18 تیر ماه صادر شده است و منطقه به منطقه انجام می‌شود و این 12 اولویت در فرم توصیه نامه درج می شود .

 فیض افزود: همه مدارس متوسطه اول  دارای مشاور هستند، البته در برخی مدارس مشاوران به طور تمام وقت و در برخی دیگر به شکل پاره وقت فعالیت می‌کنند .

وی درمورد استاندارد میزان مراجعه دانش آموزان به مشاور مدرسه گفت: براساس مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش، به ازای هر12دانش ‌آموز یک ساعت وقت مشاوره درهفته تعیین شده است، در حالی سازمان برنامه به ازای هر 15 دانش‌آموز یک ساعت وقت مشاوره درنظر گرفته و این مساله یکی از اختلافات با سازمان برنامه است.

 

 

منبع: پایگاه جامع اطلاع رسانی وزارت آموزش و پرورش

مرکز یادگیری سایت تبیان، تنظیم: زینب شاه مرادی