ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

دوشنبه, 09 مرداد 1396 14:57

منفیِ محبوب. واقعا چرا؟

 

 

منفیِ محبوب. واقعا چرا؟

 

سریال «عاشقانه» تمام شد. درباره اش خواهیم نوشت؛ فعلا روی نوشته درباره یکی از شخصیت های منفی و البته محبوب سریال است. راستی چرا آدمی که باید منفور باشد مورد توجه قرار می گیرد؟ این اتفاق ریشه جامعه شناختی دارد یا به طراحی خوب شخصیت برمی گردد؟

فرآوری: منیژه خسروی- بخش سینما و تلویزیون تبیان
عاشقانه

 

 

اگر پی گیر سریال «عاشقانه» بوده باشید با شخصیت پیمان (هومن سیدی) آشنا هستید. او بخش زیادی از جذابیت سریال را تضمین کرده؛ در نقش جوانی خوش گذران و خوش سر و زبان. رفتار او مطرود است اما چه می شود که بیننده او را پس نمی زند؟ این اتفاق از دو منظر قابل بررسی است.

سید رضا صائمی منتقد سینما و تلویزیون ماجرا را این طور دیده: «شخصیت پردازی لزوما تابع عناصر درون متنی نیست، خوانش مخاطب هم به مثابه عامل برون متنی در سرشت و سرنوشت دراماتیک کاراکتر تاثیر می گذارد. بر همین مبنا پیمان سریال «عاشقانه» در نگاه غالب مخاطبان همانی نیست که احتمالا نویسندگان مجموعه در نظر یا انتظار داشتند .احتمالا قرار بود پیمان به عنوان شخصیت منفی و منفور و لمپن و آدم بده قصه، دچار دافعه باشد اما برعکس بیشترین جاذبه را نزد مخاطب یافته و به شخصیت دوست داشتنی بدل شده. مخاطب به جای اینکه از او بدش بیاید یا نفی و طردش کند جذبش شده که البته بازی هومن سیدی فارغ از شخصیت پیمان در این جاذبه بی تاثیر نیست. به نظر می رسد این مساله را نباید مطلقا به عنوان ضعف در شخصیت پردازی لحاظ کرد .واقعیت این است که تیپی مثل پیمان برای بخشی از جامعه به ویژه دختران جوان تر و نسل جدید بیش از مثلا سهیل (گلزار) و رضا (حسین یاری) جذابیت دارد. دیگر دورانی که حسن جوهرچی «در پناه تو»، خواهان داشت و مرد ایده آل دختران زمانه بود گذشته یا کمرنگ شده. برای نسل جدیدتر، بچه مثبت، کسالت بار است و حتی دروغین!(الزاما نه برای همه) کسانی مثل پیمان با شر و شور و نمک بودگی، جذاب تر به نظر می رسند و حتی صادق تر! دیگر جنم و جذبه مرد مهم نیست، جذابیت او مهم است.شاید از این روست که برای برخی، قباد بیش از فرهاد، جذاب است. گویی کهن الگوهای عاشقانه هم در حال فروپاشی یا جا به جایی است...» 

حتما به دیدگاه سیدرضا صائمی نقد وارد است و لااقل می توان به صراحت گفت، پیمان الگو و مطلوب «همه» نیست و نباید حکم کلی صادر کرد. اما نمی توان اصل حرف را نادیده گرفت؛ الگوها تغییر کرده و ذائقه ها عوض شده. مقصر سیستم آموزشی ما است؟ به تربیت خانواده ها برمی گردد؟ این گزارش دنبال جواب نیست و فقط از یک پدیده حرف می زند. پیمان «عاشقانه» شخصیتی منفی است و در ادامه درباره اش نوشته ایم؛ او از سوی بسیاری خانواده ها پس زده می شود اما واقعیت را نمی توان کتمان کرد که مدل رفتاری نسل جدید تغییر کرده. با نفی «عاشقانه» و موضوعی که طرح کرده مشکل حل نمی شود بلکه هشدار می دهد اگر برخی مفاهیم برای مان ارزش و وجاهت دارد، به هوش باشیم.

شخصیت پیمان از نظر فنی هم درست طراحی شده؛ هومن سیدی حواسش بوده و کارگردان اجازه نداده کاراکتر گرفتار اغراق شود. احمد رنجبر، خبرنگار حوزه سینما و تلویزیون این طور درباره او نوشته:

« اصولا کاراکترهای راحت (و در عین حال مودب) شیرینی داستان و البته جمع های دوستانه هستند ولی طبعا نگه داشتن اندازه کار سختی است. این که شخصیت در خوشمزگی گرفتار افراط نشود و به قول معروف روی مخ نرود فقط از عهده معدودی برمی آید. هومن سیدی پیش تر رگه هایی از بامزه بودن را نشان داده بود؛ از جمله فیلم «بوفالو» یا «من دیه گو مارادونا هستم» حد اعلای رفتارهای جذاب او در کاراکتر پیمان «عاشقانه» تجلی یافته و بار طنز فیلم بر دوش قرار گرفته است. پیمان با خصوصیات «دون ژوان» وارش یادآور جوان ها مثلا زرنگی است که خود را به کوچه علی چپ زده اند و با زبان بازی و شوخی های کلامی و دل جمعی را می برند بارشان را به منزل می رسانند. از منوچهر هادی پرسیده ایم شخصیت در فیلمنامه شکل گرفته بود یا خود سیدی به آن رسید؟: «به تمام شخصیت ها، بازیگران چیزهایی اضافه كردند، من به عنوان كارگردان هم به آن اضافه كردم ولی پایه اصلی فیلمنامه است.» با این حال بازی سیدی متفاوت از دیگران است:«چون هومن سیدی هم نویسنده است،‌هم بازیگر هم كارگردان و توی هر سه زمینه موفقیت بوده و این شانس من بوده كه هومن در سریالم بازی كرده. قطعا با هم بده بستان و تعامل داشته ایم و گرنه سیدی این همه فیلم و سریال بازی كرده چرا آن ها «عاشقانه» نشد؟ این جا نود درصد اتفاق با هومن سیدی و توانایی اش بوده اما عناصر دیگر دست به دست هم داده تا او مثل دیگر بازیگران دیده شود.» 


منابع: اینستاگرام سید رضا صائمی/ هفت صبح/ تبیان

دوشنبه, 09 مرداد 1396 14:49

سلاحهای سری سازمان ملل

کشتارهای سری سازمان ملل

 

تعجب خواهید کرد، اگر بدانید سازمان ملل متحد به عنوان بزرگترین و مهمترین نهاد صلح در جهان، بزرگترین و مهمترین نهاد کشتارهای ضدبشری در دنیاست.

قبس زعفرانی- بخش سیاست تبیان
کشتارهای سری سازمان ملل

 

 

«سازمان ملل متحد»، به عنوان بزرگترین و مهمترین نهاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و آموزشی در جهان پس از جنگ جهانی دوم جایگزین «جامعه بین الملل» شد. نهادی که نتوانسته بود، از بحران‌های پس از جنگ سربلند بیرون آید و تحولات ساختاری و بنیادین نظام بین المللی پس از جنگ جهانی اول را در خود حل و جذب کند.

این بخشی از آموزه‌های کتاب‌های درسی است که نحوه تاسیس سازمان ملل متحد را توضیح می‌دهد و تاکید می‌کند، عضویت کشورها در این نهاد جهانی و تبعیت از تصمیمات و مصوبات آن از جمله الزامات برقراری صلح و امنیت بین المللی است که از آن به عنوان مهمترین ماموریت سازمان ملل یاد شده است.

اما در پس این چهره «صلح‌طلب» سازمان ملل، چهره‌ای زشت و کریه وجود دارد که دهه‌هاست، از نگاه جهانیان پنهان مانده است. چهره‌ای که مثلث شوم سرمایه‌داری، فراماسونری و صهیونیسم جهانی آرایشگران آن بوده‌اند تا تشکیل دهنده نهادی به نام «کمیته خطر جاری» باشند.

ماموریت این کمیته که سازمان ملل از سال 1975 میلادی بر فعالیت‌هایش اشراف و نظارت دارد، نابودی «بشریت» و «کاهش جمعیت جهان به پایین‌ترین حد ممکن» است و بارزترین موسسان آن، «هنری کیسینجر»، وزیر خارجه آمریکا در فاصله سال‌های 1973 تا 1977 میلادی، ملقب به «روباه سیاست خارجی» آمریکا و صاحب مقوله معروف «اگر می‌خواهی بر کشوری مسلط شوی، بر منابع انرژی و نفتی‌‌اش چیره بشو؛ اما اگر می‌خواهی بر ملتی سیطره‌ یابی بر منابع غذایی‌اش تسلط پیدا کن».

درواقع، هنری کیسینجر یکی از مهمترین حامیان طرح‌های ضدبشری کاهش جمعیت جهان تحت نظارت و اشراف سازمان ملل بود، طرح‌هایی که در قالب برافروختن آتش‌ جنگ‌ها، انتشار بیماری‌ها،‌ قحطی‌های ساختگی و واکسن‌های اصلاح شده ژنتیکی یا «واکسن‌های نو ترکیب» در نقاط مختلف جهان به ویژه قاره آفریقا پیاده شدند و میلیون‌ها کودک را در این بخش از جهان به کام مرگ فرستادند.

 

طرح استفاده از بذرهای اصلاح‌شده سازمان ملل

اوایل قرن 21 سازمان ملل طی مصوبه‌ای اعضای این سازمان را ملزم به استفاده از بذرهای اصلاح شده ژنتیکی در بخش کشاورزی و کنار نهادن بذرهای طبیعی کرد. در حالی‌که بذرهای طبیعی به ایالت «آلاسکا» در آمریکا منتقل شدند تا در بانکی به نام «خزانه بذر سوالبارد» نگهداری شوند و طی دو دهه آینده پس از نابودی دستکم 3 میلیارد انسان بار دیگر مورد استفاده قرار گیرند.

اولین‌بار سازمان ملل در سال 1962 طرح گردآوری از بذرها و موادغذایی طبیعی و ایجاد خزانه‌ای برای نگهداری از آنها را ارائه داد. یک سال بعد در سال 1963 کمیته جمع آوری و تطبیق استانداردهای مواد غذایی و ارائه آن به شكل واحد موسوم به «کدکس» تحت نظارت سازمان ملل تشکیل شد.

اعضای کمیته کدکس یا کمیته «استاندارد جهانی غذا» را کارشناسان سازمان بهداشت جهانی و سازمان خواربار جهانی تشکیل می‌دهند و باید آن را اجرای راهبرد «جیمی کارتر»، رئیس جمهوری آمریکا طی سال‌های 1977 تا 1981 تلقی کرد.

کارتر پس از امضای پیمان ننگین «کمپ‌دیوید» بین مصر و رژیم صهیونیستی در مزرعه‌ای به این نام، به مجتمع کشاورزی جو و گندمی که در آن حوالی وجود داشت، اشاره کرده و می‌گوید: «آمریکا از اینجا بر جهان حکومت می‌کند».

بر این اساس ساده‌لوحی است، اگر بروز برخی بیماری‌های ناشناخته و انتشار فقر و گرسنگی و قحطی و جنگ را سرنوشت رقم خورده برخی ملل و جمعی از انسان‌ها بدانیم.

در سال 1984 میلادی، خزانه‌ای به نام «نوردیک ژن بانک» NGB تشکیل شده و اقدام به جمع‌آوری و فریز دانه‌های گیاهان و نگهداری آنها در یک معدن ذغال سنگ قدیمی به نام سوالبارد در ایالت آلاسکا می‌کند، اما این ایده که وجود یک خزانه برای تمامی دانه‌ها امری الزامی است، در سال 2008 میلادی محقق شد.

 

افشاگری ساندی تایمز از طرح اصلاح ژنتیکی بذرها

اما این ظاهر خوشایند این طرح است، برای اطلاع از زوایای پنهان این طرح، بخش‌هایی از گزارش افشاگرانه روزنامه انگلیسی «ساندی تایمز» مورخ 24 مه 2009 میلادی را نقل می‌کنیم.

این روزنامه می‌نویسد: 

میلیاردرهای رده نخست جهان پنهانی گردهم آمده‌اند تا درباره چگونگی استفاده از ثروت خود جهت کاهش جمعیت جهان و برچیدن موانع سیاسی و مذهبی در مسیر دستیابی به این خواسته، به گفت‌وگو بنشینند.

آنها به این نتیجه رسیده‌اند که برای کاهش رشد جمعیت به‌عنوان تهدیدی زیست محیطی، اجتماعی و صنعتی باید استراتژی مشترکی اتخاذ کنند .بالطبع یهودیان در جمع فهرست قربانیان نخواهند بود.

آنها نه دین شان را تبلیغ می‌کنند و نه کسی را به جمع شان راه می‌دهند. علاوه بر اینکه آنها بخش کوچکی از جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند. از جهتی سلطه بر بشریت را حق خود می‌پندارند، بنابراین راهی جزء کاستن از جمعیت نیست.

در بخش دیگری از گزارش ساندی تایمز می‌خوانیم: جهت کنترل کامل منابع غذایی جهان «بیل گیتس»، مدیر سابق شرکت مایکروسافت و اعضای گروه «بیلدربرگ» بنیادی به نام خود با 6/34 میلیارد دلار سرمایه تاسیس کرده که 31 میلیارد دلار آن را «وارن بافت»، ابرسرمایه‌دار صهیونیست تامین کرده است.

  بیل گیتس در این بنیاد سالیانه میلیون‌‌ها دلار برای پرورش و نگهداری سه میلیون نوع بذر می‌کند که از سراسر جهان جمع‌آوری شده و برای قحطی بزرگ جهان در انبار بزرگی به نام «بانک بذر قیامت»، در نروژ در قطب شمال نگهداری می‌شود. 

یکی از برنامه‌های بنیاد گیتس جمع‌آوری بذرهای طبیعی مناطق مختلف جهان و واداشتن کشاورزان به استفاده از بذرهای اصلاح‌شده هستند، بذرهایی که اصلاحات صورت گرفته روی آنها هدفمند و برنامه‌ریزی شده است.

رئیس انبار بزرگ گیتس یک کانادایی به نام «مارگارت کتلی کارسون» است که تا سال 1998 رئیس شورای کنترل جمعیت بنیاد راکفلر، یکی از شرکای گیتس در این پروژه بود.

بنیاد راکفلر پیش از سازمان ملل، در دهه 70 طرح تغییر ژنتیکی بذرها را آغاز کرد و مردم دنیا بی‌خبر از آنکه برخی از این تغییرات ژنتیکی تاثیرات وحشتناکی بر سلامت انسان دارد، آنها را مصرف می‌کنند.

 

توافقنامه مونسانتو یا طرح عقیم‌سازی بشریت

افزون بر آن باید از توافقنامه مونسانتو نام برد. مونسانتو نام بزرگ‌ترین شرکت تولیدکننده بذر، به ویژه ذرت و آفت‌کش‌های اصلاح شده است. این شرکت در سال 1901 توسط داروسازی به نام «جان فرانسیس کویینی» در ایالت میسوری آمریکا تاسیس شد و اولین محصول آن شیرین‌کننده مصنوعی «ساخارین» بود.

در دهه 1920، مونسانتو صنعت شیمیایی خود را گسترش داد و طی جنگ جهانی دوم در پروژه منهتن که تحقیق روی اورانیوم را شامل می‌شد و به کشف و تولید بمب اتم منتهی گردید، مشارکت داشت. مونسانتو تا اواخر دهه 80 یکی از شرکای دولت آمریکا در پروژه ساخت بمب اتم بود.

از دهه 1930 مونسانتو تحقیق روی «بی‌فنیل‌های‌ پلی‌کلرینه»( PCBS) را آغاز کرد که سردکننده و روان‌کننده‌های صنعتی مقاوم در برابر گرما هستند. این ترکیبات در زنجیره غذایی آبی مؤثرتر از خاکی است، لذا بیشترین غلظت این ترکیبات در محیط‌های طبیعی، در پستانداران دریایی و شکاری، سمور دریایی، پرندگان ماهی‌خوار و ماهیان شکارچی گزارش شده است.

آزمایش‌ها نشان داد، مواد حاوی ترکیبات PCBS روی سیستم ایمنی، تولید مثل، عصبی و ترشح غدد درون‌ریز بدن آبزیان تأثیر منفی می‌گذارد و سبب بروز انواع سرطان‌ها می‌شوند. 

اثرات این ترکیبات در انسان شامل بروز انواع سرطان‌های صفرا، کبد و مغز است. در مادران باردار این آثار به صورت هیپرپلازی لثه، مخاطی شدن پوست، آسیب استخوان‌ها، تولد زود‌رس نوزاد، رشد کند مغز جنین و تغییرات رفتاری نوزادان تازه متولدشده خود را نمایان می‌سازد.

سرانجام در سال 1997 ترکیبات حاوی PCBS پس از آنکه 4 دهه زمین را آلوده ‌کرده و انتشار انواع بیماری‌ها از جمله سرطان‌ها را درپی‌ داشتند، ممنوع ‌شدند.

 

هورمون رشد گاوی مونسانتو

هورمون رشد گاوی، هورمون اصلاح‌شده برای افزایش شیر در گاو است. ورم پستان، شایع‌ترین بیماری در میان گاوهایی است که این هورمون به آنها تزریق شده است.

افزون بر آن تاکنون 22 عارضه خطرناک این هورمون شناسایی شده‌ که مهمترین آن افزایش میزان ابتلا به سرطان در میان مصرف‌کنندگان این نوع از شیرهاست و موجب شد، دولت آمریکا در سال 1994 استفاده از هورمون را ممنوع کند.

 

ذرت‌های اصلاح‌شده مونسانتو

شرکت مونسانتو در سال 2003 میلادی ذرت اصلاح‌شده خود را وارد بازار جهانی کرد. ذرت‌های این شرکت حاوی ماده‌ شیمیایی سمی بودند که به مرگ انسان‌ها منجر می‌شد.

مطالعات علمی روی موش‌ها نشان داد، ذرت شرکت مونسانتو موجب مرگ قبل از بلوغ 70 درصد موش‌هایی شده بود که از محصول تغذیه کرده بودند. همچنین این ذرت اصلاح شده موجب افزایش 50 درصدی مرگ و میر در میان موش‌های نر شده بود.

آنچه به آن اشاره شد، مواردی معدود از صدها و چه بسا هزاران محصول اصلاح‌شده و تغییر ژنتیک‌یافته شرکت مونسانتو و صدها شرکت مشابه آن است که تماما زیر نظر دولت‌ها و سازمان‌ها و نهادهای بین المللی از جمله سازمان‌های وابسته به سازمان ملل متحد فعالیت و محصولات خود را با موافقت و اطلاع آنها وارد بازارهای جهانی می‌کنند.

بر این اساس ساده‌لوحی است، اگر بروز برخی بیماری‌های ناشناخته و انتشار فقر و گرسنگی و قحطی و جنگ را سرنوشت رقم خورده برخی ملل و جمعی از انسان‌ها بدانیم.

حقایق و واقعیت‌ها تاکید می‌کند، قدرت‌های جهانی که سکانداران سازمان‌ها و نهادهای بین المللی از جمله سازمان ملل هستند، بخاطر منافع خود و به بهانه اینکه زمین گنجایش بیش از 7 میلیارد آدمی را ندارد، اقدام به کشتارها بشریت با سلاح‌های پیشرفته و بی‌صدای خود در جهان سوم می‌کنند، بی‌آنکه کمتر کسی از حقیقت آنچه رخ داده مطلع باشد.

دوشنبه, 09 مرداد 1396 13:46

دزدیهای آنلاین

 

 

تابحال متوجه دزدی از حسابتان نشده‌اید؟!

 

مطمئیند که تابحال از حساب بانکی شما مبلغی کم نشده و یا خودتان به دزدهای اینترنتی کمک نکرده‌اید که حسابتان را خالی کنند؟! کمی دقت کنید و جلوی دزدی‌های آنلاین را بگیرید.

فرآوری: آزاده مرنی -بخش ارتباطات 
تابحال متوجه دزدی از حسابتان نشده‌اید؟!

 

 

از همان آغاز به کار تجارت الکترونیک، سرقت آنلاین نیز همپای آن شکل گرفت و تا امروز هم علارغم تمام مقابله هایی که با این پدیده از سوی دولت ها و ارگان های بین المللی شده است، این پدیده همچنان پابرجاست.

با وجود تمام مقابله هایی که با این پدیده انجام گرفته است، همچنان به نظر میرسد مهم ترین رکنی که باعث کاهش آن خواهد شد افزایش اطلاعات مشتریان بانک ها از این پدیده و روش های جلوگیری از دزدی آنلاین است.

 

پرداخت در پیام‌رسان‌ها

با بحثِ اضافه شدن امکان پرداخت در پیام‌رسان‌ها، به نظر می‌رسد هکرها و کلاهبرداران اینترنتی هم وارد عرصه شده تا با ایجاد فروشگاه‌های مجازی در جهت منافع خود استفاده کنند.

به تازگی با اعلام اینکه در نسخه‌های جدید پیام‌رسان‌های خارجی امکان پرداخت وجود دارد، کلاهبرداران وارد عمل شده و دست به اعمال مجرمانه می‌زنند. به همین دلیل از طرف مقامات مسوول نکات امنیتی و راه‌های جلوگیری از سوءاستفاده‌های مالی ذکر شده است.

 

دزدی آنلاین

به تازگی با اعلام اینکه در نسخه‌های بعدی برخی شبکه‌های اجتماعی خارجی امکان پرداخت وجود دارد، کلاهبرداران وارد عمل شده و با بیان اینکه می‌توان از طریق این پیام‌رسان خرید اینترنتی انجام داد، با ایجاد فروشگاه‌های مجازی دست به اعمال مجرمانه می‌زنند.

ماجرا از این قرار است که فرد مجرم لوازم، نرم‌افزار و... را در معرض فروش قرار می‌دهد و مبلغی اندک برای آن تعیین و سپس اقدام به فریب قربانیان کرده و آنها را با یک لینک به ربات ایجادشده که به ظاهر اقدام به انتقال وجه می‌کند، هدایت می‌کند. فرد قربانی نیز با تصور اینکه انتقال وجه انجام می‌پذیرد تمام اطلاعات کارتی خود را در ربات وارد می‌کند.

اگر شک کردید که فردی از طریق اینترنت به کامپیوتر شخصی شما دسترسی دارد، به سرعت اینترنت خود را قطع نموده و تا پیش از کسب اطمینان به اینترنت متصل نشوید.

مجرم با استفاده از اطلاعات به دست آمده به حساب بانکی قربانی دسترسی پیدا کرده و اقدام به انتقال و یا خریدهای اینترنتی از حساب کاربران می‌کند.

در حال حاضر هیچ پرداختی از طریق پیام‌رسان‌ها یا شبکه‌های اجتماعی خارجی انجام نمی‌پذیرد و حتی با ایجاد امکان پرداخت درون پیام‌رسان در آینده، باید ارتباط با سیستم‌های بانکی داخل کشور نیز برقرار شود که فعلا این ارتباط برقرار نبوده و در صورت اعلام بانک‌های داخل کشور امکان‌پذیر می‌شود.

البته باید توجه داشت که این روش (سرقت از طریق پیام‌رسان‌ها) نه اولین و نه آخرین روش سرقت آنلاین است؛ بلکه هر روز شاهد ابداع روشی جدید برای سرقت از حساب های بانکی کاربران اینترنتی هستیم.

 

روش هایی که از طریق آن سارقان آنلاین

مهم‌ترین روش‌هایی که از طریق آن سارقان آنلاین، حساب بانکی شما را خالی می‌کنند به شرح زیر است:

- فیش های تقلبی در ایمیل (کلاهبرداران اینترنتی از طریق ایمیل با نام بانک شما و در قالب بانک شما برای شما قبض یا فیشی میفرستند که در آن درخواست پرداخت آنلاین رقم کمی پول به دلیلی غیر واقعی را می‌نمایند. فرد فریب خورده، پس از وارد نمودن مشخصات کارت خود برای پرداخت قبض، تمام اطلاعات خود را در اختیار سارقان قرار داده است!)

- پیشنهاد اشتراک های ماهانه با تخفیف فراوان! (برخی از کلاهبرداران روشی جالب برای مشتریان را انتخاب می‌کنند. آن ها پرمخاطب‌ترین و پرطرفدارترین محصولاتی که افراد اشتراک آن را دریافت می‌کنند را در ابتدا شناسایی می‌کنند. سپس برای افراد ایمیلی ارسال می‌نمایند که در آن پیشنهاد شده از طریق آن‌ها اشتراک محصول مورد نظر را با کمتر از نصف قیمت دریافت کنند. تنها چیزی که از افراد خواسته می‌شود اطلاعات کارت آن‌ها خواهد بود و بعد از آن نوبت به مرحله سرقت می‌رسد!)

- نیمه گمشده ی نیازمند پول! (یکی از روش‌های جالب و نسبتا زمان‌بر اما مطمئن کلاهبرداران در سال های اخیر روشی است درد آور! آن‌ها از طریق وبسایت های همسر یابی، افرادی که مدت ها است در انتظار یافتن نیمه گمشده خود هستند را پیدا کرده و با ایجاد یک حساب تقلبی، خود را فردی معرفی می‌کنند که به دلایلی چون سرباز ارتش بودن و یا تاجر بودن در حال حاضر در کشور نیستند. سپس پس از ابراز عشق فراوان و آشنایی، پیامی میفرستند که در جایی گیر افتاده و نیازمند فوری پول هستند و درخواست می‌کنند برای آن ها پول ارسال نمایید.)

- ارسال یک هدیه برای شما! (کلاهبرداران از طریق اکانت های شما در سایت های مختلف، اطلاعات شخصی شما مانند تاریخ تولدتان و نام دوستان صمیمی شما را میابند. سپس در روز تولدتان، برای شما از طریق شبکه های اجتماعی و یا ایمیل، پیامی ارسال میشود که در گفته شده است که یکی از دوستان شما برای شما از طریق کارت هدیه پولی را هدیه داده است که برای واریز شدن مبلغ به حسابتان، از شما اطلاعات بانکی را تماما طلب می‌کند.)

- حمایت از شما در مقابل کلاهبرداران! (کلاهبرداران اینترنتی برای شما ایمیلی ارسال می‌کنند که گویا از طرف پشتیبانی بانک شماست و به شما اخطار میدهد که به تازگی فردی تلاش نموده به اکانت شما وارد شود. از شما درخواست شده است برای جلوگیری از اینکه از شما کلاهبرداری گردد، به سرعت از طریق لینک ارائه شده در ایمیل، اطلاعات کارت خود را وارد کرده و رمز کارت خود را عوض کنید. غافل از اینکه کلاهبردار واقعی کیست!)

 

چه کارهایی برای جلوگیری از دزدی آنلاین میتوان انجام داد؟

- پسورد بانکی خود را هر چند ماه عوض کنید.

- هرگز از یک رمز مشترک برای تمامی کارت ها و حساب های خود استفاده نکنید.

- آدرس ارسال کنندگان ایمیل را با دقت کامل بررسی نمایید.

- از تماس با پشتیبانی اجتناب نکنید! هر زمان به چیزی شک کردید با پشتیبانی بانک خود تماس بگیرید.

- اگر شک کردید که فردی از طریق اینترنت به کامپیوتر شخصی شما دسترسی دارد، به سرعت اینترنت خود را قطع نموده و تا پیش از کسب اطمینان به اینترنت متصل نشوید.

- در مکان هایی که به درستی نمیشناسید، تنظیمات تلفن همراه خود را به گونه ای تنظیم کنید که به طور اتوماتیک به WiFi های رایگان متصل نشود.

- در هنگام پرداخت های اینترنتی، از صحت لینک وبسایت مطمئن شوید.

باتوجه به آنچه که گفته شد؛ بهتر است آگاهی های خود را برای حضور در فضای مجازی افزایش داده و بیش از پیش مراقب اطلاعات شخصی خود باشیم.


منابع: ایتنا / پایگاه اطلاع رسانی ایرانیکارت

دوشنبه, 09 مرداد 1396 13:40

مسیر آرامش و خوشبختی

 

معرفی یکی از راه‌های رسیدن به خوشبختی و آرامش

 

همه ما آدم‌ها به دنبال آسایش، آرامش و ایجاد نشاط و شادی در زندگی هستیم و برای رسیدن به این مقصود، در جستجوی یادگیری راه ها و کارهاییم که ما را به این هدف برساند. در این فرصت بر آن شده‌ایم که یکی از این راه‌ها را با هم مروری داشته باشیم ... با ما همراه باشید ...

زهرا اجلال- بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
 
راه رسیدن به آرامش

 

 

آرامش یک حالتی است که هر نوع شک و دو دلی و ترس و وحشت را از انسان دور نموده و انسان را در برابر حوادث ثابت قدم و درای روحی آرام و عزمی راسخ می گرداند .آرامش بزرگترین نعمت خداوند هم در این دنیا و هم در جهان آخرت می باشد. در واقع اولین نعمتی که نصیب بهشتیان می شود آرامش می باشد همان گونه که خداوند می فرماید: به خاطر این عقیده و عمل خداوند آنان را از شر آن روز «قیامت» نگه می دارد و آن ها را می پذیرد در حالی که غرق شادی و سرورند.

پیامبر (صلی الله و علیه وآله) در حدیت قدسی از محبت  وتعاون میان مردم به صورت عامل جلب محبت خدا و دست یابی به آرامش و اطمینان وامنیت یاد می كند

هستند افرادی که در دنیا از انواع امکانات برخوردار هستند ولی آرامش ندارند،تمام امکانات و نعمت ها برای چنین انسانی وسیله عذاب و زجر و شکنجه می شود،به خاطر همین بسیاری از ثروتمندان دست به خود کشی می زنند.

می گویند در ژاپن جنگی وجود دارد به نام جنگل خود کشی«جنگل او کیگاها»که بیشترین مشتریان این جنگل کسانی هستند که از نظر مادی همه چیز شان تامین است و تنها از نداشتن آرامش خود کشی می کنند.

یکی از راه هایی که به تعبیر آیات و روایات مسیر آدمی را به آرامش منتهی می کند، محبت کردن و احسان و نیکی به دیگران است.

خداوند برای اینكه همه ما به داشتن این روحیه، روحیه محبت كردن به دیگران تشویق كند،پاداش كسانی كه (اهل محبت وكمك واحسان به دیگران هستند واسباب امنیت وآرامش دیگران را فراهم می كنند) را، رساندن آنها به مقام امنیت و آرامش در دنیا و آخرت بیان می كند: بلی من اسلم وجهه لله وهو محسن فله اجره عند ربه ولا خوف علیهم ولاهم یحزنون

(آری، كسی كه روی خود را تسلیم خود كند ونیكوكار باشد پاداش او نزد پروردگارش ثابت است، نه ترسی بر آنهاست ونه غمگین می شوند)

نیكی به دیگران و شاد كردن دل دیگران، یك خوشحالی شادابیِ روحی را نصیب انسان می كند و یك آرامش روانی را به انسان می دهد كه قابل وصف نیست.

 

عاملی برای جلب محبت خدا و رسیدن به آرامش

پیامبر (صلی الله و علیه وآله) در حدیت قدسی از محبت و تعاون میان مردم به صورت عامل جلب محبت خدا و دست یابی به آرامش و اطمینان و امنیت یاد می كند. آنجا كه می فرماید: «قال الله تعالی: حقت محبتی للمتحابین فیّ وحقت محبتی للمتزاورین فیّ، وحقت محبتی للمتجالسین فیّ، الذین یعمرون مساجدی بذكری، ویعلمون الناس الخیر، ویدعونهم الی طاعتی اولئك اولیائی الذین اظلهم فی ظل عرشی واسكنهم فی جواری وآمنهم من عذابی وادخلهم الجنه قبل الناس بخمسمأته عام یتنعمون فیها وهم فیهاخالدون» پیامبر بعد از ذكر این حدیث فرمودند: (الا ان اولیاء الله لاخوف علیهم ولاهم یحزنون)

 

تا می توانید برای دیگران کارگشا باشید

در روایات درباره اهمیت کارگشایی و برطرف کردن مشکلات مردم سخن بسیاری بیان شده و آموزه‌های دستوری و ترغیبی بسیاری نیز مطرح شده است. از جمله امام صادق (علیه السلام) فرموده است: سئل رسول‌ الله صلی‌الله علیه‌ و آله عن احب الناس الی ‌الله؟ قال: انفع الناس للناس؛ از رسول خدا سئوال شد، محبوب ‌ترین مردم در پیشگاه خدا کیست؟ پیامبر فرمود: کسی که بیشترین سود و خدمت را به مردم برساند. (بحارالأنوار، ج73، ص339)

پس اگر هنوز شک دارید که آیا ارزش دارد وقت خود را برای کمک به دیگران بگذارید یا نه باید بگویم بله ارزش دارد. شما می‌توانید با یک کمک کوچک، با یک همفکری دوستانه با دیگران، با یک تلفن کردن و جویای حال شدن، با یک لبخند و حتی با یک نگاه  شروع کنید و اصلاً نیازی نیست که کمک‌هایی که خارج از توانتان است را انجام دهید. شما به راحتی می‌توانید در طول زندگی و شرایط مختلف به دیگران کمک کنید.

احمدبن عیسی می‌ گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: نیازمندی که به من مراجعه می‌ کند من زود نیاز او را برطرف می ‌کنم از ترس اینکه او بی ‌نیاز شود و این کار نیک از دستم برود. (بحارالانوار، ج74، ص317)

 

شیوه درست خدمت کردن

شیوه درست کارگشایی و خدمت به خلق آن است که امام علی (علیه السلام) فرموده است؟ کارگشائی از مردم کامل نمی‌شود مگر به سه چیز: کوچک شمردن آن تا خود بزرگ گردد، پنهان نگهداشتن آن تا خود آشکار شود، شتاب و سرعت در آن تا گوارا گردد. (بحارالانوار، ج74، ص318)

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله و علیه وآله) نیز فرموده است: انسان مؤمن وقتی نیاز برادرش را می ‌داند او را مجبور نمی ‌کند که نیازش را بخواهد «قبل از درخواست، نیاز او را برطرف می‌ کند.» (بحارالانوار، ج74، ص312)

 

کلام آخر

پس اگر هنوز شک دارید که آیا ارزش دارد وقت خود را برای کمک به دیگران بگذارید یا نه باید بگویم بله ارزش دارد. شما می‌توانید با یک کمک کوچک، با یک همفکری دوستانه با دیگران، با یک تلفن کردن و جویای حال شدن، با یک لبخند، اگر در توانتان است و مشکلی ندارید با اهدای خون خود و حتی با یک نگاه  شروع کنید و اصلاً نیازی نیست که کمک ‌هایی که خارج از توانتان است را انجام دهید. شما به راحتی می ‌توانید در طول زندگی و شرایط مختلف به دیگران کمک کنید.


منابع:

سایت کیهان

بیانات حجت الاسلام قرائتی

سایت معارف قرآن

برنامه سلام ایران؛ صحبت های مهندس فتحی پور پژوهشگر علوم قرآنی

دوشنبه, 09 مرداد 1396 13:35

فکر یا عالی‌ترین مظهر حیات !

 

فکر یا عالی‌ترین مظهر حیات !

 

میزان شگفتی های جهان آفرینش آنقدر‌ زیاد اسـت که دانش روزافزون بشر، در برابر آن جلوه ی یک صفر را‌ هم ندارد؛ هر روزی‌ کـه‌ از عمر جهان می‌ گذرد و دامـنه ی عـلوم وسعت می یابد و سطح افکار بالاتر می رود، قیافه ی اسرار جدیدی نمایان می‌ گردد و لذا نباید گمان کنیم که اسرار این عالم تمام شدنی و محدود است.

بخش اعتقادات شیعه تبیان
 
فکر

 

 

مخترع بزرگ‌ آمریکائی «ادیسون» که صدها اختراع و اکتشاف در عـالم بشریت به نام‌ وی ثبت شده است می گوید: «بشر با پیشرفت علمی هنوز یک میلیونیم از صدها میلیارد حقایق جهان‌ را کشف نکرده است‌».

ولی‌ خوشبختی از اینجاست که خداوند در وجود ما نیروی اسرارآمیزی بنام «فـکر» بـه ودیعت نهاده است که روز به روز بتوانیم قدم های برجسته‌ تری برداریم و به شگفتی های موجودات‌ این عالم آشناتر گردیم.

ما که به عجائب‌ و بدایع‌ جهان آفرینش توجه می‌ کنیم و آنها را مورد بررسی قرار می دهیم‌ باید اول به همین قوه ی مـرموز یـعنی «فکر» توجه کنیم؛ زیرا همین نیرو است که تمدن ها را بوجود آورده، رشته ‌های‌ علوم‌ را تدوین، کتابها تألیف و کتابخانه ‌ها تأسیس کرده است.

همین قوه ی حیرت‌ انگیز است که انسان را بر همه ی مشکلات زنـدگی پیـروز می‌کند، و هر روزی در زندگی طرح جدیدی می ریزد همین‌ نیروی‌ بدیع‌ و فعال است که لحظه‌ ای وقفه‌ و رکورد‌ به خود‌ راه نمی ‌دهد و با فعالیت خستگی ‌ناپذیری‌ کاروان بشریت را در مسیر اجتماع پیش می برد.

در وجود هـر فـردی،چراغی از جهان غیب‌ روشن‌ شده است‌ که وی را به آنچه خیر و صلاح‌ است رهبری می ‌کند و آثار زیانبخش مضرات را اعلام می نماید، این چراغ روشن‌ «فـکر» اسـت‌ فکر نیروئی است فوق نیروهای مـاده ی بـی ‌جان یعنی: نتیجه ی ترکیب‌ عناصر‌ ماده‌ نیست و جنبه ی «ماوراء الطبیعی»دارد.

با مختصر تـوجهی؛ نـمونه ی فـعالیت فکر را در‌ وجود‌ خود‌ می ‌بینیم: مـا در یـک نـقطه ‌ای از زمین نشسته ‌ایم‌ ولی‌ فکر ما آسمان ها را قلمرو تاخت و تاز خود قرار می دهد، ما ساکنیم اما آن مسافت های بسیار دور و دراز را‌ زیر‌ پا‌ می گذارد؛ این نـیروی فـعال هـیچ گاه برای جولان خود مرزی قائل‌ نیست و لذا گاهی کـهکشان ها را مـورد بررسی قرار می دهد، زمانی به اعماق اقیانوس ها راه پیدا می‌ کند؛ گاهی آنقدر دقیق‌ و موشکاف‌ می شود‌ که ابعاد اتم را اندازه ‌گیری می ‌کند، زمـانی آن انـدازه اوج می گیرد‌ که‌ ماوراء جو را تسخیر می ‌نماید.

بشر تاکنون موجودی سـریع السیرتر از نور کشف نکرده است، می دانیم‌ که‌ نور‌ در هر ثانیه‌ سیصد هزار کیلومتر راه طی می کند، یعنی می تواند در‌ یـک‌ ثـانیه‌ هـفت مرتبه، دوره کره ی زمین بگردد ولی این سرعت اصلا با سرعت و فعالیت نـیروی ‌«فـکر‌» قابل‌ مقایسه نیست.

به عبارت روشن تر فکر اساسا «زمان» ندارد.

 

امتیاز انسان از حیوان

انسان گرچه‌ هنگامی‌ کـه چـشم به این جهان می گشاید بسیار ضعیف است، جز گریه دلخراش‌ و مکیدن پستان‌ چیزی‌ بـلد‌ نـیست؛ ولی رفـته رفته در نتیجه رشد قوه ی «فکر» با عوامل طبیعت آشنا می شود‌ و بر‌ آنها تسلط مـی ‌یابد، مـواد اولیـه زندگی را از دل زمین بدست می آورد، وسیله‌ آسایش‌ خود‌ را در سایه ی صنایع گوناگون فراهم می سازد؛ از دریا و صـحرا بـهره ‌برداری می کند؛ از لابلای طبقات‌‌ خاک‌ و آب گنج ها و ذخائر فراوانی تحصیل می نماید، علم‌ ها پدید می آورد، حـوادث و تـجربه ‌های‌ گـذشته‌ را‌ به زنجیر‌ تاریخ کشیده برای آینده حفظ می کند، و بالاخره علاوه بر مهار کردن قوای‌ طـبیعت، کـمر همت‌ برای‌ تسخیر‌ سیارات آسمانی می ‌بندد.

آری کلیه اختراعات و اکتشافات شگرفی که در صحنه ی اجـتماع‌ بـشر‌ خـودنمائی می‌ کند و تحول عجیبی در رژیم زندگی بوجود می‌ آورد، همه و همه محصول این نیروی نیرومند است‌.

جـانداران‌ دیـگر که دارای زندگی اجتماعی هستند و همچنین بعضی از حیواناتی که در‌ حال‌‌ انفراد زندگی مـی کنند؛ بـطوری کـه معروف است‌ دارای‌ غرائزی‌ هستند که طبق آن اعمال عجیبی‌ انجام‌ می دهند‌، ولی هیچ گاه نباید غریزه را بـا فـکر اشـتباه کنیم مثلا:

زنبور عسل در‌ زندگی‌ خود تشکیلات قابل توجهی دارد‌ عصاره ی‌ گلها را‌ مـی مکد‌ و غـذای‌‌ لذت‌ بخشی فراهم می‌ نماید؛ لانه شش گوشه منظم‌ می سازد‌ و نوزادهای خود را با طرز جالبی تربیت‌ می ‌کند.

و همچنین مـورچگان زنـدگی اجتماعی‌ داشته‌ مخصوصا به آشیانه و وطن خود علاقه‌ شایانی‌ دارند و لانه ی خود را‌ بـه طبقات‌ مـنظمی بنا می‌ کنند. در فصل‌ تابستان‌ با کمال جـدیت بـرای‌ زمـستان خود خوار بار را در انبار مخصوصی ذخیره‌ مـی ‌نمایند‌ و بـا مهارت عجیبی دانه‌ ها را‌ نگهداری‌ می ‌کنند‌ که سبز نشود‌ و ضمنا‌ فاسد هم نگردد؛ حـتی‌ در‌ دامـپروری یعنی، در تربیت و نگهداری بعضی از حـشرات بـه منظور استفاده از مـوادی کـه از‌ بـدن‌ آنها ترشح می کند مهارت خاصی دارنـد‌.

طـرز‌ زندگی موریانه‌ بسیار‌ جالب‌ است: عمارت های خود را‌ با سیمان خیلی محکمی بـنا مـی کند و از اجتماع آنها خیابان های مرتب و منظمی بـه وجود می آورد،تقسیم‌ کار‌ در مـیان افـراد با طرز دقیقی‌ انجام‌ مـی ‌گیرد‌ و هـمچنین‌ بسیاری‌ از حیوانات دیگر‌ در‌ طرز لانه ساختن و تهیه ی غذا و تربیت نوزاد خود دقت‌ هائی بـکار مـی برند که بسیار جالب می ‌باشد، ولی‌ هـمه ی‌ ایـنها‌ نتیجه ی غریزه ‌هائی اسـت کـه در وجود آنها‌ بطور‌ خـودکار‌ تـعبیه‌ شده‌ است‌؛و لذا همیشه یکنواخت و ثابت‌ است،تفنن و تنوع ندارد.

اما انسان روز بروز در نتیجه ی قـوه ی «فـکر» رژیم خود را عوض می‌ کند و نقش‌ نـوینی طـرح می‌ نماید و تـحولات و تـغییرات‌ دامـنه ‌داری پدید می آورد.

 

جهان کـوچک و قدرت بزرگ

بسیاری از افراد با اینکه سالها در این عالم زندگی کرده ‌اند؛ دقیقه ‌ای به عجائب جهانی‌ که در لوح ذهـن آنـها مرتسم است توجه ننموده‌اند؛ شما‌ هـر‌ مـنظره‌ای را کـه از آغـاز عـمر دیده؛ و هر آوازه ‌ای را کـه شنیده و هر مطلبی را که خوانده ‌اید و بالاخره هر موضوعی را که‌ ادراک نموده ‌اید، خورشید و ماه، آسمان و زمین، دریا‌ و صـحرا‌، کـوه و کـاه، آشنا و بیگانه، کوچک و بزرگ؛ همه و همه در ایـن گـنجینه ی عـجیب بـایگانی شـده اسـت، علاوه بر اینکه کلیه ی معلومات شما در‌ این‌ مخزن(ذهن)نگهداری می ‌شود خلاقیت‌ وصف‌ ناپذیری دارد یعنی هر چیزی را که بخواهید فورا ایجاد می کنید حتی چیزهائی را که خارج از وجـود شما وجود ندارد،راستی این خلاقیت‌ که‌ برای نفس آدمی است‌ نمونه‌ بارزیست از قدرت خداوند احسن الخالقین که این اندازه قدرت و اختیار بنفس انسان داده که هرچه را بخواهد می ‌آفریند، حتی بـه عقیده ی بـعضی منظور از حدیث: «من عرف نفسه فقد عرف‌ ربه‌» یعنی «هر- کس نفس خود را بشناسد پروردگار خود را شناخته است» همین موضوع خلاقیت‌ نفس است.

 

چراغ روشن در جهان تاریک

در وجود هـر فـردی،چراغی از جهان غیب‌ روشن‌ شده است‌ که وی را به آنچه خیر و صلاح‌ است رهبری می ‌کند و آثار زیانبخش مضرات را اعلام می نماید، این چراغ روشن‌ «فـکر» اسـت‌ فکر نیروئی است فوق نیروهای مـاده ی بـی ‌جان یعنی: نتیجه ی ترکیب‌ عناصر‌ ماده‌ نیست و جنبه ی «ماوراء الطبیعی»دارد.

مغز با جمیع محتویات خود،در طول عمر یک فرد،چندین بار ‌‌عوض‌ می‌شود ولی‌ افـکار و مـعلومات شخص در تمام این مدت ثـابت و پا بـرجا می ‌ماند؛ و همین‌ موضوع‌ دلیل‌ است که‌ افکار خاصیت ماده مغزی نیست.

البته در این مقاله کوتاه ما نمی ‌توانیم دلائلی را‌ که فلاسفه برای مادی نبود ن«فکر» و سایر خواص روحی بیان کرده‌اند،یادآور ‌شویم (به جلد اول کتاب اصول فلسفه مراجعه‌ فرمائید‌.) ولی ایـن نـکته را‌ نیز‌ نمی ‌توانیم‌ ناگفته بگذاریم که فکر و سایر نمونه‌ های نفسانی، خاصیت و اثر ماده نیست و هیچ گاه با انرژی‌ حرارتی و مکانیکی و فیزیکی و شیمیائی که مادی هستند قابل مقایسه نیست.

بدون تردید از این نـیروی فـوق‌ ماده روزنـه‌ای بماوراء طبیعت باز می‌گردد و وجود آفریننده ی انسان متفکر را ثابت می ‌سازد «کرسی موریسن» می‌گوید: «ظهور انسان عاقل‌ مـتفکر در میان حیوانات امری خطیر و غامض ‌تر از آن است که تصور کنیم‌ این‌ ظـهور، مـعلول‌ تـحول ماده است و دست خالقی در آن دخالت نداشته است»

همین قوه ی حیرت‌ انگیز است که انسان را بر همه ی مشکلات زنـدگی پیـروز می‌کند، و هر روزی در زندگی طرح جدیدی می ریزد همین‌ نیروی‌ بدیع‌ و فعال است که لحظه‌ ای وقفه‌ و رکورد‌ به خود‌ راه نمی ‌دهد و با فعالیت خستگی ‌ناپذیری‌ کاروان بشریت را در مسیر اجتماع پیش می برد.

باز می‌ گوید: «ماده جز برطبق‌ قوانین و نظامات خود عملی انـجام ‌نـمی ‌دهد؛ ذرات و اتم ها تابع قوانین مربوط به قوه ی جاذبه‌‌ زمین‌ و فعل و انفعال های شیمیائی و تأثیرات هوا و الکـتریسته هـستند مـاده از خود ابتکار ندارد و فقط حیات(قوای روحی)است که هر لحظه نقش های تازه و موجودات بـدیع به عرصه وجود می آورد.»(نقل از‌ کتاب‌ راز آفرینش انسان)

 

اولین نقطه ی توجه فکر

نخستین مـوضوعی که پیش از همه چـیز فـکر آدمی را به خود جلب می‌ کند و هر فردی‌ اعم از متمدن و وحشی در اولین قدم‌ رشد‌ فکری‌، به این موضوع توجه می ‌نماید، موضوع‌ مبدء‌ جهان‌ یعنی خدا است، اولین سؤالی که طبیعت کنجکاو بشر از خود مـی ‌کند این است که من‌ چیستم و جهانی که در آن هستم‌ چیست؟

انسان‌ وقتی که‌ در نظام شب و روز، طلوع و غروب خورشید و ماه‌ و ستارگان‌، فصول منظم‌ سال، روئیدن گیاهان؛ پیدایش جانوران و بالاخره در وجود اسرارآمیز خود فکر می‌ کند غرق در حـیرت مـی‌ گردد و از‌ خود‌ سؤال‌ می‌ کند:

که در پیکر تن روان آفرید؟ که بخشید عقل و که‌ جان آفرید؟ که گلگونه بر گونه ی لاله کرد؟ که پیرایه ی غنچه از ژاله کرد؟ که بر تارک چرخ افسر نهاد؟ که در‌ سنگ‌ یاقوت‌ احمر نهاد؟ که شمع شـب ‌افروز مـه برفروخت؟ که در مجمر گلستان عود سوخت؟ زمین‌ را‌ که گسترد بر روی آب؟ که در دانه کرد از سرشک سحاب؟

«فکر‌» ای سؤالات را پاسخ می دهد و آدمی را به آن قدرتی که بر همه ی  کـائنات‌ حـکومت‌ می کند رهبری می کند، زیرا نظام شگرف این جهان؛ با گویاترین زبان و رساترین بیان دل و دیده ی‌ هر‌ صاحبدل‌ و صاحب نظر را به قدرت و حکمت خداوند متعال جلب می کند، آری: دل گواهست که در‌ پرده‌ دل ‌آرائی هست‌ هستی قـطره دلیـل اسـت که دریائی هست

شکی نـیست کـه هـرچه‌ بیشتر‌ فکر‌ کند؛ معرفت وی کامل تر خواهد شد، روی همین‌ اصل پیشوایان عالی مقام دین مقدس اسلام‌ ما‌ را بتفکر در موجودات این عالم تشویق‌ مـی ‌نمودند.

امـیر مـؤمنان علی علیه السلام‌ می فرمودند‌: «لا‌ عبادة کالتفکر فی صـنعة الله» یـعنی: «هیچ عبادتی مانند فکر کردن در مصنوعات پروردگار عالم‌ نیست‌».

چون در سال گذشته در شماره ی 8 در مقاله ی «عقائد و مذاهب» راجع به اسرار‌ دسـتگاه‌ اعـصاب‌‌ انـسان بحث شده است ما در این باره به همین مقاله که مـربوط به «فکر» است‌ قناعت‌ می کنیم‌ و در شماره ی بعد باز درباره ی حواس انسان بحث خواهیم کرد.


منبع:

شگفتیهای آفرینش/ فکر یا عالیترین مظهر حیات؛ نوشته نوری،حسین- مجله «درسهایی از مکتب اسلام » اسفند 1339، سال سوم - شماره 1 (صفحه 32)

پاداش عباداتی که با سرعت بالا ضریب می‌خورند!

 


تا به حال فکر کرده‌اید که راز این همه لطف و کرم الهی و پاداش او در قبال اعمال نیک ما انسان‌ها در چیست؟

فاطمه سرفرازی- بخش اخلاق و عرفان اسلامی
پاداش الهی

 

 

آیا می دانید بنا به فرموده رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) هر كس تصمیم به كار نیكى بگیرد، ولى آن را انجام ندهد، برایش یك حسنه نوشته مى شود، و اگر آن را انجام بدهد، برایش ده تا هفتصد تا چندین برابر نوشته مى شود و هر كس به كار بدى تصمیم بگیرد، ولى آن را انجام ندهد، براى او یك حسنه نوشته مى شود، و اگر آن را انجام بدهد، براى او یك گناه نوشته مى شود، یا آن كه خداوندْ آن را نیز محو مى كند ... .(1)

به راستی راز این همه لطف و کرم الهی و پاداش او در قبال اعمال نیک ما انسان ها در چیست؟

راز وجود عباداتی با پاداش نامحدود

در ریاضیات شنیده اید که نسبت متناهی به نامتناهی همیشه صفر است. یعنی مثلاً نسبت عدد 1000 به بی نهایت صفر است. هر عددی با بی نهایت مقایسه شود، نسبتش صفر می شود.

اگر کسی در این دنیا همیشه عبادت کند، روز قیامت چقدر ثواب دارد؟ کسی همیشه در دنیا عبادت کند روز قیامت ثواب هیچ چیزی را ندارد، نه اینکه ثواب کم داشته باشد، اصلاً ثواب چیزی را ندارد. بخاطر اینکه نسبت دنیا به آخرت، نسبت محدود به نامحدود است و نسبتش صفر است.

به همین جهت در دین ما آمده است یک عبادت هایی را انجام دهید که نامحدود باشد، و اگر یک عبادتی ثوابش نامحدود بود آخرت نیز نامحدود است و این نامحدود برای آن نامحدود مناسب است.(2)

در دین ما آمده است یک عبادت هایی را انجام دهید که نامحدود باشد، و اگر یک عبادتی ثوابش نامحدود بود آخرت نیز نامحدود است و این نامحدود برای آن نامحدود مناسب است.

عباداتی با پاداش نامحدود

عباداتی وجود دارند که ثواب هایشان نامحدود است. برخی از این عبادات به قرار زیرند:

1. نماز جماعت

یکی از عباداتی که به سرعت ضریب می خورد نماز است که اگر به جماعت خوانده شود؛ ضریب بالائی دارد و اگر در مسجد خوانده شود همچنین. در حدیثی آمده است که نماز جماعتی که بیش از ده نفر باشد، هیچ کس ثوابش را جز خدای متعال نمی داند؛(3) یعنی ثوابش بی نهایت است و برای آن بی نهایت (آخرت) بس است.

و اگر نماز در مساجد خاصی اقامه شود؛ ضریب آن بیشتر افزایش می یابد. پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله فرمودند: هرکس در مسجد الحرام یک نماز واجب بخواند، خداوند همه نمازهایى را که از روز واجب شدن نماز بر او، خوانده است و همه نمازهایى را که تا زمان پایان عمر خود خواهد خواند، به برکت این نماز از او قبول مى کند.(4)

2. نماز شب

امام صادق علیه السلام فرمود: هر كارِ نیكى كه انسان با ایمان انجام مى دهد پاداشش در قرآن ذكر شده است ، جز نماز شب، كه به خاطر اهمیّت آن خداوند آن را با صراحت بیان نفرمود، همین قدر فرموده است: «تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ * فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِیَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْیُنٍ جَزَاء بِمَا كَانُوا یَعْمَلُونَ »(5): پهلوهایشان از بسترها در دل شب دور مى شود (و به پا مى خیزند و رو به درگاه خدا مى آورند) و پروردگارِ خود را با بیم و امید مى خوانند و از آنچه به آنان روزى داده ایم انفاق كنند! هیچ كس نمى داند چه پاداش هاى مهمّى كه مایه روشنى چشم هاست براى آنان نهفته شده، این پاداشِ كارهایى است كه انجام مى دادند.

3. روزه

خداوند فرموده است: «روزه، براى من است و خودم پاداش آن را مى ‏دهم»(6)، زیرا در آن، كسى شریك من نگشته است و با آن جز من، پرستش نشده است. پس در این هنگام، خودم پاداش آن را بر عهده مى‏گیرم و به كسى دیگر، چه فرشتگان مقرّب و چه غیر آنان، وا نمى‏گذارم؛ تا اندازه ‏اى كه به من اختصاص یابد.(7)

بنا به فرموده رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) هر كس تصمیم به كار نیكى بگیرد، ولى آن را انجام ندهد، برایش یك حسنه نوشته مى شود، و اگر آن را انجام بدهد، برایش ده تا هفتصد تا چندین برابر نوشته مى شود و هر كس به كار بدى تصمیم بگیرد، ولى آن را انجام ندهد، براى او یك حسنه نوشته مى شود، و اگر آن را انجام بدهد، براى او یك گناه نوشته مى شود، یا آن كه خداوندْ آن را نیز محو مى كند ...

در کتاب چهل حدیث امام خمینی (رحمه الله علیه) آمده است: عمل رسول خدا و امامان معصوم علیهم السلام اینگونه بوده که پنج شنبه اول هرماه که روز عرض اعمال است و اولین چهارشنبه از دهه دوم هر ماه که روز نحس مستمر است و آخرین پنج شنبه از هر ماه قمری که نیز روز عرض اعمال است را روزه می گرفته اند و در ثواب روزه گرفتن این سه روز گفته شده هر که این سه روز را روزه بگیرد ثواب روزه تمام آن ماه قمری را در نامه عملش ثبت می کنند و در حکمت این سه روز هم بد نیست بدانید بر امت های گذشته هر وقت عذابی نازل می گشته حتما در یکی از این سه روز بوده است.

4. برآورده ساختن حاجت مؤمن

اگر کسی حاجت یک مومن را برآورده کند و مشکلش را حل کند، ثوابش نامحدود است و برای آخرت نیز کافی است. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: هر مسلمانی که نیاز و حاجت مسلمانی را برطرف نماید خدای متعال به او می فرماید: اجر و ثواب تو به عهده من است و به کمتر از بهشت برای تو راضی نخواهم شد. (8)

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) نیز می فرماید: کسی که برای رفع نیاز برادر مومن خود کوشش کند مثل این است که نه هزار سال خداوند متعال را عبادت کرده؛ در حالی که روزها روزه بوده و شب ها هم شب زنده داری می کرده است. (9)

5. ذکر « الحمد الله كما هو اهله»

از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده است كه فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله مى فرمود هر كس بگوید :«الحمد الله كما هو اهله»: حمد خدایى را همانگونه كه سزاست، نویسندگان آسمان ها مشغول نوشتن ثواب آن گردند، پس به خداى عرضه بدارند كه: خدایا! ما غیب نمى دانیم، خداى تعالى مى فرماید: همانطور كه بنده گفته است بنویسید و من پاداشش را مى دهم .(10)

یعنی ثواب گفتن یک بار "الحمدالله کما هو اهله" را احدی جز خدا نمی داند. یعنی ثوابش نامحدود است.

6. صلوات بر محمد و آل محمد

در شب معراج پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرشته ای را دید که هزار دست داشت و هر دستش هزار انگشت، پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به آن فرشته فرمود: چه کاره ای؟ فرشته گفت: یا رسول الله من مامور باران های خدا هستم، از اول عمر دنیا تا الان می دانم چند قطره باران باریده است و چند قطره در دریا بوده و چند قطره در خشکی و چند قطره در شهر بوده و چند قطره در بیابان، حساب همه ی اینها را دارم.

یکی از عباداتی که به سرعت ضریب می خورد نماز است که اگر به جماعت خوانده شود؛ ضریب بالائی دارد و اگر در مسجد خوانده شود همچنین. در حدیثی آمده است که نماز جماعتی که بیش از ده نفر باشد، هیچ کس ثوابش را جز خدای متعال نمی داند؛ یعنی ثوابش بی نهایت است و برای آن بی نهایت (آخرت) بس است.

اما با همه این قدرتى كه از نظر دستها و انگشتان و حفظ و یادآورى دارم از محاسبه‏ یك چیز ناتوانم. آن که عدّه اى از امّت شما كه در محلّى اجتماع كرده باشند و چون نام مبارك شما به میان آید بر شما صلوات‏ فرستند ، من از شمارش ثواب آن عاجزم .(11) "اللهم صل علی محمد و آل محمد"

کلام آخر

آنچه ملاحظه فرمودید بخشی از تفضلات خداوند است که برای بندگان مؤمنش قرار داده است و از آنها به خوبی استفاده می شود که خداوند در مقام آمرزش مؤمنان است و می خواهد آنان را نجات دهد پس نتیجه اینکه اگر نمی شود به هر دلیل گناه نکرد اما می شود با استفاده از فرصت های ظلائی که خدا در اختیار قرار داده جهنم نرفت و این لطف خدا همچنان ادامه دارد...


پی نوشت ها:

1. حكمت نامه پیامبر اعظم صلَّی الله علیه و آله، ری شهری، ج 6، ص 413، ح 4569.

2. برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی استاد احمد عابدی.

3. مستدرك الوسائل،ج 1 ص 487.

4. الحج والعمرة، ح 120.

5. سوره سجده، آیات 16و 17.

6. من لا یحضره الفقیه: ۲ / ۷۵ / ۱۷۷۳.

7. النهایة، ج ۱،ص ۲۷۰.

8. بحارالانوار جلد 73، صفحه 312.

9. همان،جلد 74، صفحه 315.

10. سفینة البحار،ج ۳،ص ۲۰۵ـ ۲۰۷.

11. تفسیر ابو الفتوح، ج 2، ص 228.

تحصیلات بالاتر،ازدواج راحت تر!!!

 

هر ازدواج موفقی مستلزم وجود داشتن یکسری عوامل مهم و اساسی هست. یکی از این عوامل و ملاک ها، سطح تحصیلات طرفین ازدواج، یعنی دختر و پسر و خانواده هایشان است. ولی آیا واقعا هر چه سطح تحصیلات یک نفر بالاتر باشد، صد در صد می‌تواند ازدواج موفقی را داشته باشد؟ 

رومینا سادات تجاره، کارشناس ارشد مشاوره- بخش کلوب ازدواج تبیان
تحصیلات، ازدواج، انتخاب همسر،کلوب ازدواج، انتخاب باچشمان باز

 

 

تناسب های اساسی 

در ازدواج بهتر است دختر و پسر به همراه خانواده هایشان در چند مورد با یکدیگر تناسب داشته باشند. این تناسب ها عبارتند از: 

1- سلامت روان و جسم 

2- تحصیلات 

3- شغل و درآمد 

یکی ازمهم ترین تناسب ها در ازدواج تناسب در سطح تحصیلات دختر و پسر است

4- فرهنگ 

5- مسایل اعتقادی 

6- اختلاف سنی

7- مسایل سیاسی

8- شخصیت  

9- ایمان و اخلاق 

10-ظاهر  

در این مقاله به سه مورد از مهم ترین این عوامل اشاره می‌شود، سطح تحصیلات و درآمد طرفین و خانواده هایشان. 

سطح تحصیلات 

بهتر است دختر و پسری که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند در زمینه تحصیلات با یکدیگر تناسب داشته باشند. اگر تفاوت سطح تحصیلات خیلی بالاتر باشد، می‌تواند در آینده زمینه ساز مشکلات اساسی بین همسران شود. بهتر است هر دو دیپلم یا هر دو لیسانس یا هر دو فوق لیسانس و دکتری باشند. نهایتا اگر تمام ملاک های یک همسر ایده آل را طرفین داشتند می‌توانند با یک سطح تفاوت با هم ازدواج کم درد سر‌تری را داشته باشند. ولی بهتر است که در این مورد سطح تحصیلی اقا یک مقطع از خانم بالاتر باشد. 

مشکلات عدم تناسب سطح تحصیلات همسران

اگر تفاوت بین سطح تحصیلی دختر و پسر بسیار بالا و مشهود باشد می تواند همسران را در دراز مدت دچار مشکلاتی کند. 

یکی از مهم ترین این مشکلات آن است که نوع تفکر این همسران نسبت به مسایل مختلف زندگی متفاوت است و این تفاوت در نوع تفکر باعث ایجاد اختلاف در نوع تصمیم گیری آنها هم در مسایل و حوزه‌های مختلف زندگی می شود. مشکل دیگر در این زمینه این است که ممکن است در اختلافات شدید همسری که سطح تحصیلات بالاتری دارد نسبت به همسر با تحصیلات پایین تر فخر فروشی کند و برچسب های منفی را به او بزند و خود را بالاتر ببیند.  مشکل دیگر این است که زوج بیشتر تحصیل کرده ممکن است در تصمیم گیری های مختلف زندگی همسرش را مشارکت ندهد .

تحصیلات بالاتر یعنی قدرت فهم بیشتر!!! 

خیلی از افراد فکر می‌کنند که هر چه سطح تحصیلات آدم های زندگیشان بالاتر باشد ازمیزان فهم و درک بالاتری در زندگی برخوردار هستند و بهتر است که با یک فرد تحصیل کرده تر ازدواج کنند. درصورتی که واقعا اینگونه نیست. تحصیلات بالاتر قطعا درک و فهم بالاتری را در یک فرد ایجاد نمی کند. 

علاوه بر سطح تحصیلات باید ملاک های دیگری هم برای ازدواج در نظر گرفته شود

خیلی از مواقع دیده می شود که یک فرد دیپلمه خیلی بهتر ازیک فرد دارای درجه دکتری می تواند در شرایط مختلف زندگی تصمیم گیری کند. 

پس بزرگترین اشتباه یک فرد می تواند این باشد که ملاک برای ازدواجش را 100 درصد سطح تحصیلات یک نفر انتخاب کنند. باید عوامل مختلفی را در انتخاب همسر با هم در یک راستا در نظر بگیریم. 

از رویا تا واقعیت 

هیچ گاه از روی ظاهر یک فردی او را انتخاب نکنید. ببینید آیا او به قدرت درک و فهم بالایی در مسایل مختلف زندگی رسیده است یا خیر؟ برای این ملاک باید عوامل زیر را بررسی کرد: 

1- آیا فرد به بلوغ جسمی رسیده است؟ 

2- آیا فرد به بلوغ اقتصادی رسیده است؟ ( توانایی پیدا کرد کار و کار کردن و پس انداز کردن) 

3- آیا فرد به بلوغ عاطفی رسیده است؟ ( توانایی فرد برای ابراز احساسات به موقع) 

4- آیا فرد به بلوغ اجتماعی رسیده است؟ ( توانایی فرد برای برقراری روابط اجتماعی) 

تحصیلات بالا در زندگی بسیار خوب است ولی باید این ذهنیت را ازبین ببرید که تمام کسانی که تحصیلات بالاتری دارند، قدرت درک بالایی نسبت به زندگی دارند و آدم های با تحصیلات پایین تر، قدرت شعور پاییت تری دارند. 

تحصیلات خانواده ها 

خانواده ها رکن اساسی هر ازدواج موفق هستند. باید در هنگام انتخاب همسر به این مساله نیز توجه داشته باشیم که سطح تحصیلات خانواده ی طرف مورد نظر درباره، چگونه است؟ میزان درک و فهم خانوده ها بر روی نوع تصمیم گیری هاشون تاثیر دارد.

دوشنبه, 09 مرداد 1396 13:12

تکثیرِ «خیابان ایران»

 

 کلونی‌های دین‌داران و سیاستِ بقا: چالشِ زیستِ مذهبی در چهارمین دهه‌ی حکومت دینی  

 

 نوشته: محسن حسام مظاهری

 

 

 قسمت اول

 

 «این یه رستورانه. فقط چادریا رو راه می‌دن. محیطش خیلی جالبه. خیلی آروم و معنویه. پرسنلشونم موقع آشپزی وضو دارن. این رستوران ویژه‌ی خانواده‌های مذهبیه و ورود خانم‌ها با چادره. این رستوران رو به دوستان مذهبی و خانم‌های محجبه معرفی کنید تا ان‌شالله کارشون رونق پیدا کنه و شعبه‌های دیگه هم در نقاط دیگه تهران افتتاح بشه».

 

 این بخشی از تبلیغ یک رستوران تازه‌تأسیس در تهران است. تبلیغی که دیشب در یک گروه تلگرامی با کاربران مذهبی به آن برخوردم. چند سالی است که فضاهای اختصاصی برای مذهبی‌ها در حال تکثیر است. این تکثیر، در کنار منافع اقتصادی ـ که طبیعی است ـ، واجد دلالت‌های فرهنگی اجتماعی مهمی است. این‌ آگهی‌ها یک زنگ خطر را به صدا در‌آورده‌اند.

 

 یکی از پیامدهای سکولاریزاسیون جامعه‌ی ایران در دوره‌ی دوم سلطنت رضاشاه و تحدید شئون مذهبی از جانب حکومت، منزوی‌ساختن قشر مذهبی و طرد آن‌ها از عرصه‌ی عمومی جامعه بود. رضاشاه، مذهبی‌ها را بالاجبار بر سر یک دوراهی نشانده بود: یا باید از شئون مذهبی خود صرف‌نظر می‌کردند و تابع سیاست متحدالشکل‌سازی مدرن حکومت می‌شدند، یا از عرصه‌ی عمومی کناره می‌گرفتند و آن را به دیگران واگذار می‌ساختند. کم نبودند متدینانی که راه دوم را برگزیدند. زیرا عملاً انتخاب دیگری برایشان متصور نبود. درنتیجه‌ی این روند، مظاهر دین‌داری، نوعاً‌ زیرزمینی شد. زنان محجبه خانه‌نشین شدند تا تن به کشف حجاب ندهند. دختران خانواده‌های مذهبی (و گاه حتی پسران) از تحصیل محروم شدند تا مدارس مختلط، در کنار سوادآموزی، دین‌شان را به خطر نیندازد.

 

  روضه‌خوانی‌ها در پستو برگزار می‌شد تا از باتوم مأموران شهربانی مصون بماند و... .

 

 پس از شهریور ۱۳۲۰ هم گرچه موقتاً باتوم از دست پاسبان‌ها افتاد و سیاست آمرانه‌ی حکومت تاحدی تلطیف شد، اما فضای جامعه دیگر به دوره‌ی ماقبل رضاشاهی برنگشت و کماکان مذهبی‌ها در جامعه احساس ناامنی می‌کردند. اما اتفاق تازه‌ای که افتاد، فراهم‌شدن فضایی بود که برخی از مذهبی‌های پیشرو مسیر دیگری را به‌ غیر از انزواگزینی و خانه‌نشینی درپیش گیرند.

 

 تأسیس مدارس اسلامی نسخه‌ای بود که این گروه از مذهبی‌ها سراغش رفتند و راه‌اندازی «جامعه تعلیمات اسلامی» به‌همت شیخ عباسعلی اسلامی و گروهی از بازاریان در آغاز دهه‌ی ۱۳۲۰ آغاز این جریان بود.

مدارس اسلامی محصول تنازع بقا بود. محصول تلاش جامعه‌ی مذهبی برای حفظ خود در دل جامعه‌ای که مذهب در آن روز به روز بیش‌تر به حاشیه می‌رفت. سیاستی که هر گروه اجتماعی براساس غریزه در مواقع بحران و خطر آن را اتخاذ می‌کند.

 

  منطق دراقلیت‌بودن اقتضا می‌کند که: وقتی نمی‌توانی کلیت جامعه را تغییر دهی، لااقل خودت را حفظ کن!

در دهه‌ی ۳۰ و سرخوردگی پس از کودتا، این نسخه مقبولیت بیش‌تری یافت و به تأسیس مدارس «علوی» و پس از آن «رفاه» و بعدتر «نیکان» و دیگران انجامید و به‌تدریج مدارس اسلامی را به یک جریان مهم تبدیل کرد. نسل دوم مدارس مذهبی یک گام از سیاست بقا فراتر رفتند و به رقابت هم ‌اندیشیدند. و همین امر به ارتقای کیفیت آموزشی این مدارس انجامید؛ روندی کمابیش امروز هم ادامه دارد.

 

 

 

 

 

 

‍  

 قسمت دوم

 

 با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت دینی که کاملاً برخلاف حکومت قبل، ترویج مذهب و شعایر و شئون مذهبی را وظیفه‌ی خود می‌دانست، دوره‌ی انزوای مذهبی‌ها به پایان رسید. حالا شرایط برعکس شده بود. «سالم‌سازی» و «اسلامی‌سازی» سیاست رسمی حکومت بود و همه‌ی فضاهای عمومی را دربر می‌گرفت؛ از ساحل دریا تا کلاس مدرسه و دانشگاه. حالا «سیاستِ غلبه»، جایگزین «سیاستِ بقا» شده بود. گویی مذهبی‌ها اراده کرده بودند خانه‌نشینیِ نسلِ قبلیِ خود را تلافی کنند. تا چند صباحی این سیاست ظاهراً جواب داد و سروشکل عرصه‌ی عمومی جامعه، اسلامیزه شد. زنان محجبه شدند و مردان صاحبِ «محاسن» و همه‌ی فضاها و رفتاهایی که پیش‌تر محیط عمومی را برای دین‌داران ناامن و نامطلوب می‌ساخت، حذف شدند. (یا بهتر است بگوییم: موقتاً زیرزمینی شدند.)

 

 اما طولی نکشید که ورق برگشت و «از قضا سرکنگبین صفرا فزود». قدرت رسمی و ابزارهای اعمال آن به‌تمامی دست مذهبی‌ها بود، اما بخش قابل‌توجهی از جامعه، مسیر دیگری را می‌رفت. بی‌اعتنا به فهرست طویل امر و نهی‌ها و باید نبایدها و بخشنامه‌ و دستورالعمل‌های حداکثری حکومت دینی. آنچه مذهبی‌های انقلابی و بر مسند حکومت تکیه‌زده نمی‌دانستند (یا فراموش کرده بودند) قانون بقای انرژی در فرهنگ و خاصیت فنری جامعه بود. یادشان رفته بود که با دولت هر کاری نمی‌شود کرد. فکر می‌کردند تا پیش از انقلاب، مشکل‌شان این بوده که قدرت را در دست نداشته‌اند. فکر می‌کردند دولت، اکسیری است جادویی که می‌شود با آن مدینه‌ی فاضله ساخت.

 

  چنین بود که به‌تدریج مذهبی‌ها دوباره در مواجهه با عرصه‌های عمومی احساس ناامنی کردند. این‌بار نه در یک حکومت غیردینی، بلکه در دل حکومت اسلامی.

 

 در سال‌های اخیر، شدت‌گرفتن این ناامنی، به‌موازات عوامل دیگر مانند تقویت شکاف‌ها و تقابل‌های فرهنگی در جامعه ـ که آن‌ها هم تاحد زیادی محصول تنگناهای حکومت دینی اند ـ سبب شده است که بخشی از جامعه‌ی مذهبی‌ها احساس اقلیت‌بودگی کرده و به نسخه‌ی دهه‌های ۲۰ و ۳۰ بازگردند و دوباره سیاست بقا را در پیش گیرند. با این تفاوت مهم و معنادار که این‌بار مصادیق این سیاست، فراتر از مدارس است و همه‌ی دیگر فضاهای عمومی را شامل می‌شود. مذهبی‌ها، و مشخصاً مذهبی‌های جوان، و دقیق‌تر: مذهبی‌های جوانِ طبقات متوسط و بالای شهرهای بزرگ، در موقعیتی پراگماتیستی درحال تولید فضاهایی گرچه کوچک و محدود، ‌اما در عوض «آزاد» و «امن» برای خود هستند. کلونی‌هایی جدا از «دیگران». فضاهایی که نوعاً‌ با سبک زندگی، مصرف و زندگی روزمره‌‌شان مرتبط است.

 

  پیش‌تر مسجد و هیئت دو فضای اختصاصی برای مذهبی‌ها به‌شمار می‌رفت؛ اما حالا به این فهرست، آن‌ها کافه، رستوران، پارک، سینما، رسانه، شهربازی، استخر، هتل، مجتمع مسکونی، اداره، دانشگاه، پاساژ و مرکز خرید را نیز افزوده‌اند. (در ادامه‌ی این مسیر هیچ بعید نیست که روزی به «مذهبی‌‌مال» هم برسیم؛ مشابه «مگامال» و «اطلس‌مال»).

 

 رویه‌ای که من اسمش را می‌گذارم: «تکثیرِ خیابان ایران». مذهبی‌ها روز به روز دارند خرج‌شان را از جامعه بیش‌تر جدا می‌کنند. روز به روز «میدان» خودشان را کوچک‌تر می‌کنند (برخلاف آن‌که می‌پندارند درحال توسعه‌اش هستند.) برای مصون‌ماندن خود و خانواده‌شان از آلودگی هوای جامعه به «حیات گلخانه‌ای» پناه می‌برند. برای درامان‌ماندن از بمباران‌های «دیگری»، تن به پناهگاه‌ می‌دهند و در انزوایی خودخواسته، از دیگر فضاهای عمومی محروم می‌مانند.

و البته از آن‌جاکه این انتخاب، مستلزم برخورداری از «سرمایه» است، این نسخه بیش‌تر در بین مذهبی‌های جوان و نسبتاً مرفه طرفدار دارد.

 

 آن‌ها که توانایی مالی‌اش را دارند تا فرزندشان را به مهدکودک‌ها و مدرسه‌های مذهبی با شهریه‌های چندمیلیونی بفرستند. اما درعوض خیال‌شان راحت باشد که فرزندشان مذهبی بار خواهد آمد. (بماند که تجربه نشان داده خیلی‌وقت‌ها این خیال خامی است.) یا خانه و زندگی‌شان را حراج کنند تا بتوانند در فلان محله‌ی مذهبی ساکن شوند. تا لااقل در فضای کوچک محله، آسودگی بصری داشته‌ باشند. سویه‌ی دیگر این نسخه، همان منطق سرمایه‌داری است که به دیندارِ مدرن القا می‌کند هر انتخابی هزینه دارد. حتی اگر این انتخاب، مصرف کالای مذهبی و داشتن سبک زندگی دینی در یک حکومت دینی باشد.

 

 

  

 

 

 قسمت سوم و پایانی

 

 

 جالب این‌که حکومت دینی، خود نیز شهروندان مذهبی‌اش را به این «حیاط گلخانه‌ای» (بخوانید: به انزواگزینی و غارنشینی) تشویق می‌کند. (بماند که آغازگر این جداسازی‌ها برخی سازمان‌های حکومتی نظیر سپاه بودند؛ روندی که با «شهرک محلاتی» و «مجموعه‌ی طلاییه» و «رستوران سبز» آغاز شد و به راه‌اندازی «شبکه‌ی افق» رسید.) اگر این روند معکوس بود، یعنی فرضاً غیرمذهبی‌ها مجبور می‌شدند در فضاهای مشخصی ساکن شوند، می‌شد آن را از نظر سازوکارهای کنترل سیاسی توجیه کرد. اما این تحدید خودخواسته‌ی مذهبی‌ها و تشویق و حمایت حکومت، نشانه‌ی آن است که احساس ناامنی منحصر به لایه‌های پایین شهروندان مذهبی نیست و صاحبان قدرت را هم دربر گرفته است. جمهوری اسلامی، ناخواسته و ندانسته دارد مسیر سکولارشدن جامعه‌ی ایرانی را هموارتر می‌سازد.

 

 پروژه‌ی ایرانِ سکولار ‌که پهلوی نتوانست به انجامش برساند، حالا پروسه‌ای شده است که جمهوری اسلامی کاتالیزورهایش را فراهم می‌سازد.

 

 آسیب‌شناسی و نقد این رویه بحث مفصلی است و مجال مستقلی می‌طلبد. (فقط به‌اختصار بگویم که من فکر می‌کنم این روند در بلندمدت به ضرر خودِ جامعه‌ی مذهبی است و به انزوای بیش‌تر آن‌ها از متن جامعه، انتزاعی‌شدن تصور مذهبی‌ها و «دیگری»هاشان از هم و تعمیق شکاف مذهبی/غیرمذهبی در آینده‌ی ایران منجر خواهد شد. همچنین هرچه سطح تعاملات روزمره میان مذهبی‌ها و دیگر اعضای جامعه پایین بیاید، فضای گفتگو و امکان مدارا نیز به‌تبع محدودتر خواهد شد و نسل مذهبی آینده، مهارت اجتماعی کافی برای مفاهمه و زندگی نرمال را از دست خواهد داد.)

 

 همچنین از نظر تحولات سیاسی و مشخصاً‌ پس‌لرزه‌های وقایع سال ۸۸ نیز می‌توان این موضوع را بررسی کرد که فعلاً از آن می‌گذرم. نکته‌ی مهم‌تری که می‌خواهم بگویم این است:

 

 تکثیر الگوی خیابان ایران و شهرک محلاتی، آن‌هم در چهارمین دهه‌ی جمهوری اسلامی، شاید برای جامعه‌ی مذهبی‌ها در کوتاه‌مدت خوشایند و رضایت‌بخش باشد، اما برای جمهوری اسلامی قطعاً شکست بزرگی است. متولیان فرهنگی نظام باید به این بیندیشند که چرا چهل‌سال پس از استقرار حکومت دینی، بقا کماکان مسأله‌ی مذهبی‌ها است؟ چه شباهتی میان دهه‌ی ۹۰ و دهه‌ی ۳۰ است که در هردو مذهبی‌ها سراغ نسخه‌های مشابهی رفته‌اند؟

 

 

 توضیح تیتر: «خیابان ایران»، خیابان و محله‌ای است در جنوب شرقی تهران (منطقه‌ی 13) که از پیش از انقلاب تا امروز به‌عنوان یکی از محلات سنتی و پایگاه‌های مذهبی شهر به‌شمار می‌رود و بسیاری از مسئولان و روحانیون مشهور در آن حوالی زندگی می‌کنند. برخی مدارس مذهبی مشهور (نظیر علوی و رفاه) هم در همین محله واقع است. همه‌ی این موارد، سبب اقبال مذهبی‌ها به این محله شده است. به‌گونه‌ای که قیمت مسکن در خیابان، تفاوت کاملا‌ً محسوسی با خیابان‌ها و محلات مجاورش دارد

 

 خیابان_ایران

منبع دين آنلاين

 

http://telegram.me/tahlyleejtemaaey

 


دوشنبه, 09 مرداد 1396 12:45

روش صحیح شارژ باتری موبایل

روش صحیح شارژ باتری موبایل
بخش دانش و فناوری الف،9 مرداد96
 
شارژ کردن صحیح باتری گوشی موبایل بسیار حائز اهمیت است و قوائد و نکات خاصی دارد که در این گزارش به بررسی این قوائد و روش صحیح شارژ باتری موبایل خواهیم پرداخت .
 

 باشگاه خبرنگاران جوان؛ زمانی که شما در حال استفاده از گوشی هوشمند خود هستید و ناگهان باتری آن تمام می‌شود و دسنگاه شما را در وسط کار خاموش می‌کند، باتری ها برای شما به نفرت انگیزترین تکنولوژی بشر تبدیل می‌شوند. اما به هر حال هر حسی که شما نسبت به این تکنولوژی کوچک داشته باشید کارایی بسیار تاثیرگذار و مهم آن را تغییر نخواهد داد.

شارژ کردن صحیح باتری گوشی موبایل بسیار حائز اهمیت است و قوائد و نکات خاصی دارد. در این گزارش به بررسی روش صحیح شارژ باتری موبایل خواهیم پرداخت .

 در چه درصدی از باتری، باید آن را شارژ کنیم؟

قائده کلی برای شارژ نگه داشتن باتری این است که همواره آن را بالای 50 درصد نگه دارید. با شارژ به موقع باتری دستگاه خود، کاری کنید که درصد آن همواره بالای 50 بماند. هیچگاه نگذارید باتری شما به طور 100 درصد شارژ شود. بعضی از ما اغلب اوقات که کار اضطراری ای با دستگاه خود داریم و میخواهیم آن را به مدت طولانی استفاده کنیم، شارژ آن را به 100 درصد می‌رسانیم، این کار بسیار اشتباه است و به عمر باتری لطمه می‌زند. در نتیجه بهترین حالت این است که شارژ باتری را بین 40 تا 80 درصد نگه دارید. همچنین به هیچ وجه اجازه ندهید شارژ آن از 20 درصد پایین تر بیاید زیرا عملکرد باتری به شکل قابل توجهی کاهش می‌یابد.

چه زمانی می‌توانیم باتری را به طور کامل شارژ کنیم ؟

افراد مجرب در این زمنیه می‌گویند زمانی می‌توانید باتری گوشی خود را تا 100 درصد شارژ کنید که شارژ آن به 0 درصد رسیده باش. همچنین این افراد توصیه می‌کنند که ماهی یک مرتبه این عمل را بر روی گوشی موبایل خود انجام دهید، به این شکل که شارژ آن را به صفر برسانید و سپس تا 100 درصد شارژ کامل انجام دهید. این عمل مانند بارگزاری مجدد موبایل است و انجام آن فقط یک مرتبه در ماه برای باتری مفید است.

آیا شارژ کردن گوشی در طول شب صحیح است ؟

 اکثر گوشی‌های هوشمند امروزی قابلیتی دارند بر این اساس که وقتی گوشی شما به طور 100 درصد شارژ می‌شود، برق را از دستگاه قطع می‌کنند و گوشی دیگر بیش از آن شارژ نمی‌شود، در نتیجه اگر گوشی خودتان را شبها به شارژ بزنید و آن را رها کنید ، خطر بزرگی شما را تهدید نمی‌کند. اما صاحب نظران توصیه میکنند که اجازه ندید گوشی بیش از حد در شارژ بماند زیرا این عمل باعث افزایش حرارت گوشی می‌شود و این شرایط برای باتری های لیتیومی اصلا خوب نیست و باعث کاهش عمر آنها می‌شود.
 آیا می‌شود از هر شارژری استفاده کرد ؟

 مادامی که شما از شارژری که خود کارخانه برای شارژ کردن دستگاه در جعبه ارائه داده است استفاده می‌کنید می‌توانید مطمئن باشید که خللی در عملکرد آن ایجاد نمی‌شود. حتی زمانی که می‌خواهید به ناچار از شارژر دیگری استفاده کنید، مطمئن شوید که این شارژر اورجینال شرکتی است و با دستگاه شما همخوانی دارد. به هیچ وجه برای شارژ گوشی موبایل خودتان از شارژر ای ارزان قیمت که در بازار فروخته می‌شود استفاده نکنید، زیرا بارها گزارش آتش گرفتن اینگونه شارژرها در هنگام شارژ مشاهده شده است.

 نکاتی درباره ذخیره انرژی در باتری

هیچگاه گوشی خود را آنقدر بی استفاده رها نکنید که شارژ آن در نهایت به صفر برسد و خاموش شود. بخش هایی  از باتری زمانی که به شکل طولانی مدت مورد استفاده قرار نمیگیرد در درصد حدود 5 تا 10 آسیب جدی می‌بیند و ممکن است از کار بیفتد. حتی اگر قرار است در طی دوره خاصی از گوشی خود استفاده نکنید سعی کنید شارژ آن را در حدود 40 یا 50 درصد نگه دارید. زمانی که گوشی شما به دلیل اتمام باتری خاموش شود و شما به مدت زیادی آن را به شارژ نزنید و خاموش رها کنید، ممکن است باتری آن دیگر قابلیت شارژ را نداشته باشد و این قابلیت را از دست بدهد.

   DEN-1110363

محمدجواد سمیعی، محمد بهنام رسولی

 

تفاوت‌ها و مزیت‌هایی که در مرکز نوآوری‌های دانشگاه کنکوردیا (Distrcit3) واقع در مونترال کانادا وجود دارد، می‌تواند الهام‌بخش برنامه‌های کارآفرینی و استارت‌آپی در ایران باشد و به همین خاطر در یادداشت زیر، مروری اجمالی بر جنبه‌های مختلف این مرکزکه از آن با عنوان اختصاری D3 یاد می‌کنیم، خواهیم داشت.D3 یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های نوآوری در مونترال است که در سال 2016 جایزه استارت‌آپ کارآفرین کانادا، در منطقه کبک را از آن خود کرد. در این مرکز تاکنون 350 استارت‌آپ تحت آموزش قرار گرفته‌اند که این استارت‌آپ‌ها تا به امروز بالغ بر 12 میلیون دلار فروش و جذب سرمایه داشته‌اند و مجموعا 50 میلیون دلار، ارزش‌گذاری شده‌اند.

 

D3 در مرکز شهر مونترال در منطقه‌ای که ساختمان‌ها و دانشکده‌های مختلف دانشگاه کنکوردیا قرار دارد واقع شده است. فضای فیزیکی D3؛ شامل یک فضای اشتراکی بزرگ برای استقرار و فعالیت تیم‌های مختلف، یک کلاس و سه اتاق کنفرانس و جلسه، بخش آزمایشگاهی مجهز به تکنولوژی‌های روز، محوطه‌ای برای گفت‌وگوها و جلسات داخلی تیم‌ها و در نهایت فضایی برای بازی، استراحت و غذا خوردن است. ساعت فعالیت مرکز از 7 صبح تا 11 شب در روزهای غیرتعطیل است، اما برای اعضای تیم‌های مستقر، در صورتی که مایل باشند، کارت ورود الکترونیکی (Access card) صادر می‌شود تا بتوانند در هر ساعتی از شبانه‌روز و حتی در روزهای تعطیل مراجعه داشته باشند. فضای اشتراکی که عمدتا پس از گذراندن برنامه اول مرکز (با عنوان BMV) و تایید شدن ایده از منظر داشتن بازار در اختیار تیم‌ها قرار می‌گیرد، از یک طرف به استارت‌آپ‌ها کمک می‌کند بتوانند بدون نیاز به پرداخت هزینه‌ای برای مکان استقرار، بر پیشبرد ایده خود متمرکز شوند و از سوی دیگر فضایی برای گفت‌وگو و تبادل نظر بین تیم‌ها به صورت غیررسمی فراهم می‌کند. دیدن جمع‌های چندنفره از تیم‌های مختلف به هنگام ناهار یا در استراحت‌های بین روزی که مشغول گپ و گفت و بعضا طرح مشکلات و مشورت گرفتن برای حل آنها هستند؛ کاملا متداول است.

برنامه‌های آموزشی مرکز در سه سطح برنامه‌ریزی شده است:

 

دوره نخست که از آن با عنوان BMV یاد می‌شود، در طول 12هفته برگزار می‌شود. هدف از این دوره آن است تا افراد یا تیم‌هایی که تصور می‌کنند ایده‌ای نوآورانه دارند، در روندی سریع و کم‌هزینه، قابلیت تبدیل آن به کسب‌وکار را بیازمایند. پس از یک جلسه اولیه برای ارائه ایده در جمع مربیان مرکز، ایده‌هایی که مورد انتخاب قرار گرفته‌اند وارد برنامه می‌شوند. در طول این برنامه، از طریق نزدیک به 100 مصاحبه روشمند با مشتریان بالقوه، همچنین صاحب‌نظران و دست‌اندرکاران آن حوزه، هر هفته یک بار یک جلسه آموزشی دو ساعته در رابطه با جنبه‌های مختلف راه‌اندازی و پیشبرد پایدار یک کسب‌وکار و یک جلسه سه ساعته ارائه دستاوردهای هر تیم طی هفته قبل و برنامه‌ریزی برای هفته بعد، برگزار می‌شود. در طول این 12 هفته به‌تدریج تمامی 9 خانه بوم کسب‌وکار (Canvas) تکمیل می‌شود، اما بیشترین تاکید روی ارزش ایجاد شده انحصاری برای مشتری و طبقه‌بندی مشتریان است. خروجی این دوره، تایید شدن یا نشدن ایده‌ای است که از سوی هر تیم دنبال می‌شده است. این امکان هم در نظر گرفته شده است که در طول مسیر، متناسب با بازخوردهایی که هر تیم می‌گیرد، چرخش و تغییراتی در ایده داده شود.

با پایان دوره BMV، در صورتی که ایده – به‌ویژه از نظر قابلیت آن برای تبدیل شدن به یک کسب‌وکار - تایید شده باشد، دو برنامه دیگر تعریف می‌شود. دوره اول موسوم به MVP در طول هشت هفته بر این تمرکز دارد که تیم به ساده‌ترین محصول قابل اتکایی که قابل ارائه به نخستین مشتری‌ها باشد، دست پیدا کند و به نوعی تست اولیه از بازار صورت بگیرد، بی‌آنکه نیاز باشد محصول نهایی تولید شود. در این دوره نیز برنامه‌های آموزشی به همراه جلسات ارائه دسته جمعی وجود دارد و البته جلسات ویژه رودررو نیز به‌طور مستقل برای هر تیم با مربیانشان دنبال می‌شود. تمرکز این دوره روی تست بازار، اخذ بازخوردها و تصحیح و تکمیل مفروضاتی است که در مدل کسب‌وکار لحاظ شده است. با عبور از این برنامه، به دوره نهایی تعریف‌شده در مرکز نوآوری‌ها می‌رسیم، دوره‌ای که از آن با عنوان PMF یاد‌می‌شود و در آن، روی آماده کردن محصول نهایی برای عرضه به بازار کار می‌شود. کارگاه‌ها، جلسات منظم دو هفته‌ای و همین‌طور جلسات ویژه با مربیان مرکز برای تسریع پیشبرد کار و رفع موانع پیش آمده در طول دوره برگزار و تیم را برای تبدیل شدن به یک استارت‌آپ تمام‌عیار در بازار رقابتی آماده می‌کنند. در کنار این برنامه‌ها که روال کلاسیک و متداول آموزش و هدایت استارت‌آپ‌هاست، ظرفیت‌های دیگری هم در مرکز پیش‌بینی شده است.

آزمایشگاه طراحی، یکی از این فضاها است که با داشتن امکاناتی نظیر پرینت سه‌بعدی، وسایل مورد نیاز برای تهیه طراحی‌های اولیه و یک تکنیسین عمومی که به تیم‌ها کمک کند، فضای خوبی برای عملی کردن خلاقیت‌های ذهنی در مسیر طراحی و تولید محصول فراهم می‌آورد. تیم فنی حاضر در این آزمایشگاه آماده است تا با تعیین وقت قبلی، برای حل معضلی که تیم را برای پیشبرد ایده گرفتار کرده، یک توفان مغزی برگزار کنند. پلت‌فرمی ویژه با عضویت همه کسانی که در فضای مرکز هستند در دسترس همه است تا بتوان به راحتی به گفت‌وگو و انتقال فایل و... پرداخت. مرکز، تسهیلات ویژه‌ای نیز برای شرکت در رویدادهای خاص پیش‌بینی می‌کند. به‌طور مثال رویداد بین‌المللی حمل‌ونقل پایدار که هزینه ثبت نام در آن به‌صورت عادی، سه هزار دلار بود، با معرفی‌نامه مرکز برای سهمیه مشخصی از اعضا، به‌طور رایگان قابل استفاده بود. دیدن تورهای مختلفی از سرمایه‌گذاران، دانشجویان یا حتی کودکان مدرسه‌ای که برای آشنایی با مرکز نوآوری‌های دانشگاه کنکوردیا آمده‌اند و از بخش‌های مختلف آن بازدید می‌کنند، امری عادی به‌شمار می‌رود. امیدواریم نوشتار حاضر توانسته باشد فضای این مرکز و برنامه‌های آن را تا حدودی ترسیم کند.