ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

پنج شنبه, 12 مرداد 1396 15:29

نه فرشته‌ایم؛ نه شیطان

خلقیات ما ایرانیان

آیا خلقیات کنونی ما ذاتی هویت ایرانی است یا ویژگی اکتسابی آن؟
ویژهنامه دنیای اقتصاد - شماره 4109 1396/05/12
کد خبر: DEN-4B1ADF08-4D90-45D3-9212-8CB64465A761
نه فرشته ایم؛ نه شیطان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برخی مفسران تاریخی معتقد هستند که دعای داریوش برای ایران نشان‌دهنده رواج هر سه مورد در کشور ما از گذشته‌های دور است. حقایق علمی و تاریخی دو مورد از سه دعای داریوش یعنی خشکسالی و دشمن را به خوبی تایید می‌کنند اما درخصوص دعای سوم به راحتی نمی‌توان نظر داد. اگر چه شرایط جغرافیایی نشان می‌دهد مردمان فلات ایران همواره با مشکل خشکسالی مواجه بوده و موقعیت ژئوپلیتیک آن نیز تاییدی بر وجود همیشگی دشمن در چهارگوشه مرزی آن است اما به راستی با استناد به چه چیزی می‌توان گفت ایرانیان به‌صورت تاریخی مردمانی دروغگو بوده‌اند یا نه؟ در نمونه‌های بسیاری از آثار ادبی ایران به خوبی می‌توان نشانه‌هایی از مذمت دورویی یافت. اما از آنجا که واکاوی هویت، امری مدرن شناخته می‌شود بسیاری ترجیح داده‌اند شروع مطالعات خود درخصوص نگاه ایرانیان به خلقیات خود را از زمان ورود مدرنیته به ایران بررسی کنند. از آنجا که مهم‌ترین مشخصه دوران مدرن مواجهه با دیگری محسوب می‌شود، این موضوع سبب شد که با ورود مدرنیته به ایران، خودمان برای خودمان بحث‌برانگیز شویم و به همین دلیل متن‌هایی که پس از این درباره خلقیات ایرانی تولید شده نتیجه مساله شدن خود در مواجهه با دیگران است.

 

خودمان درباره خودمان چه فکر می‌کنیم؟

نخستین کتابی که بسیاری از جامعه‌شناسان به‌عنوان نگاهی به اخلاق ایرانیان نام می‌برند کتاب «خلقیات ما ایرانیان» نوشته محمدعلی جمالزاده است، اما شاید بد نباشد پیش از آن به سراغ یکی از متونی برویم که هنوز هم طرفداران بسیاری که مدعی هستند ما هنوز هم همانی هستیم که «حاجی بابای‌اصفهانی» می‌گوید. ادعا می‌شود هر دیپلماتی که می‌خواسته به ایران سفر کند با مطالعه «حاجی بابا» می‌توانسته اطلاعات جامعی درباره ایران به‌دست بیاورد. حتی گفته شده که رضاخان نیز به سبب علاقه‌اش برای تغییر ایران به این کتاب توجه کرده است. نکته‌سنجی این کتاب به اندازه‌ای است که برخی در خارجی بودن نویسنده آن دچار شک شده و معتقد هستند که یک خارجی نمی‌تواند با چندسال زندگی در ایران تا این حد از جزئیات خلقیات ما ایرانیان آگاه باشد.

پس از این کتاب اما جمالزاده با خلق «خلقیات ما ایرانیان» نقطه عطفی در پرداخت به منش ایرانی به‌حساب می‌آید زیرا قبل از آن بررسی و پژوهش در حوزه خلقیات جامعه ایرانی تنها به‌صورت پراکنده آن هم عموما توسط دیپلمات‌ها و مسافران سایر کشورها انجام می‌شد. در واقع «خلقیات ما ایرانیان» نخستین کتابی است که یک ایرانی درباره ویژگی‌ها و خلقیات جامعه خود نوشته است. جمالزاده در بخشی از کتاب معتقد است: «یک ایرانی امروز از بسیاری جهات و به خصوص ازلحاظ اخلاق و خلقیات، تفاوت زیادی با ایرانی دیروز و پریروز ندارد. امید است که این همه بیانات دلخراش... ما را متنبه سازد و دیده انصاف ما را بگشاید و به ما بهتر بفهماند که مریض و علیل و بیماریم و احتیاج مبرم حیاتی و مماتی به مداوا و معالجه داریم.» این اشاره نشان‌دهنده دو موضوع است. یکی اینکه جمالزاده نیز معتقد است که اخلاق ایرانی با همه خوبی‌ها و بدی‌های آن نتیجه امروز و دیروز نبوده بلکه مجموعه‌ای حاصل از گذشت زمان‌ها است. دوم اینکه نویسنده به خوبی به‌عنوان پایان‌بندی کتاب اشاره می‌کند که نیاز مبرم به مداوا داریم. نیاز مبرمی که همین امروز هم پس از گذشت نزدیک به یک قرن هنوز احساس می‌شود.

پس از آن و از ابتدای دهه 70 اقبالی به کتاب‌هایی که ویژگی‌های ایرانیان را توصیف می‌کرد به وجود آمد و کتاب‌هایی چون آثار احسان نراقی، قاضی مرادی، سریع‌القلم، رضاقلی و فراستخواه مورد استقبال عموم مردم قرار گرفت. کتاب‌هایی که هر کدام از منظری به بررسی دلایل عقب‌ماندگی ایران پرداخته است. به‌عنوان نمونه مقصود فراستخواه در کتاب «ما ایرانیان» اشاره می‌کند که «آیا خلقیات ما ایرانیان ضعف‌هایی دارد؟» در پاسخ به این سوال ۹۶ درصد از جامعه‌ آماری متشکل از اعضای هیات علمی و گروهی از نخبه‌های کشور پاسخ مثبت داده‌اند. آنها مشکل را در ضعف فرهنگ کار جمعی، انتقادناپذیری، رودربایستی، عدم شفافیت، خودمحوری، غلبه احساسات بر خردورزی، رواج دروغ و رفتارهای غیرقابل‌ پیش‌بینی برشمرده‌اند. فراستخواه درخصوص ویژگی‌های خلقی ایرانیان بر این باور است که «ما باید هویت سیمرغی پیدا کنیم و جامعه را به مثابه یک شبکه ببینیم.

در هر یک از ما تکه‌ای از اهریمن و پاره‌ای از فرشته وجود دارد و اگر ساختار مناسبی پی‌ریزی شود، رفتار فرشتگی ما نمایان خواهد شد. نمونه‌اش را در همین سیستم نوبت‌دهی بانک‌ها می‌بینیم که تا پیش از آن، از سر و کول هم بالا می‌رفتیم تا کار خود را انجام دهیم، اما از وقتی این ساختار فراهم شد، رفتار هم اصلاح شد.» عضو هیات علمی دانشگاه تهران خاطرنشان می‌کند: «این امر اختصاص به جامعه ما ندارد، حتی در ونکوور هم اگر برق قطع شود، باز همان رفتارهای نابهنجار تکرار خواهد شد. همه ما می‌دانیم که نباید دروغ گفت اما به موقع دروغ می‌گوییم. نمی‌توانیم از وجدان اخلاقی خود طفره رویم و در نتیجه، نوعی نفس لوامه (ملامتگر) اجتماعی داریم که به نفس مطمئنه تبدیل نشده است.»

 

ناامنی تاریخی ما را مردمانی دروغگو بار آورده؟

کافی است نگاهی به آثار بسیاری از شاعران ایران بیندازیم. برجسته‌ترین آنها هم سعدی، حافظ، خیام، مولانا و نیز مسعود سعد سلمان هستند. نگاهی به اشعار این شاعران و بالا بودن میزان گلایه و شکایت از زمانه برخی پژوهشگران را به «نظریه گلایه» رسانده است. تئوری گلایه می‌گوید مردم ایران همیشه در مورد خودشان و پیرامونشان گلایه دارند. این موضوع در تاکسی‌ها، مهمانی‌ها در سطح عامه و همین‌طور در سطح نخبگان هم دنبال می‌شود. این نشان می‌دهد که ما یک جامعه توفیق‌گرا هستیم و رویاها و آرزوهای فروخورده تاریخی داریم ولی نمی‌توانیم از آنها دست بکشیم و مرتب خودمان را پروبلماتیزه می‌کنیم. درنتیجه ما خودآگاهی اخلاقی بالایی داریم ولی توفیق‌سوز نیز هستیم. در نتیجه نوعی پارادوکس به وجود می‌آید. پارادوکسی که برخی آن را نتیجه ناامنی تاریخی ایران می‌دانند.

بر اساس این نظریه شاید بیراه نباشد اگر بگوییم بهتر بود داریوش همان دعای مصون ماندن کشور از خشکسالی و دشمن را ذکر می‌کرد، چراکه اگر ایران به این اندازه با دشمنان مختلف مواجه نبود هیچ‌گاه مجبور به کسب هویت ظاهرسازی و دروغ نمی‌شد. در همین خصوص اردشیر انتظاری، مدیر گروه جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی معتقد است: «شما اگر به ظاهر خانه‌های قدیمی دقت کنید، می‌بینید که بیرون این خانه‌ها بسیار محقر و فقیرانه طراحی شده، اما فضای داخل خانه از فقر صاحب ملک خبر نمی‌دهد. خب این دوگانگی ناشی از فضای حاکم بر جامعه و ناامنی‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بوده است.» انتظاری بر این باور است که ما از نظر تاریخی دچار این ظاهرسازی شده‌ایم و به همین علت بی‌آنکه متوجه باشیم به شکلی ناخودآگاه در عمل و فکر گاه دچار دوگانگی می‌شویم و در تاریخ هم جلوه‌های مختلف آن را دیده‌ایم. بنابراین این یک امر تاریخی تثبیت شده است و ما هم وارث گذشتگان‌مان هستیم.

این جامعه‌شناس معتقد است: «ورود ما به جهان شبه‌مدرن هم مزید بر علت شده و مشکلات جدیدی را به‌وجود آورده است که تقویت بدل‌گرایی در جامعه یکی از پیامدهای آن است. ما باید ابتدا از نظر تاریخی منابع ناامنی اجتماعی را برطرف کنیم. بر این اساس باید احساس امنیت در کنار امنیت در جامعه توسعه یابد. شما باید بدانید که مهم‌تر از امنیت، بحث احساس امنیت است و ما باید در هردو زمینه به خوبی عمل کنیم. البته نقش رسانه‌ها دراین زمینه بسیار مهم است، اما باید توجه داشت که امور تاریخی دیر به نتیجه می‌رسد و صبر و حوصله زیادی نیاز دارد.»

 

موقعیت‌هایی که انسان ایرانی به واسطه آنها دروغ می‌گوید

محمدرضا جوادی‌یگانه، رئیس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات و پژوهشگر حوزه خلقیات ایرانیان اما نظری متفاوت از دیگران دارد.  وی با اشاره به اینکه تصور شخصی من این است که ما مردم خیلی بدی نیستیم و مثل همه مردم دنیاییم، خاطرنشان می‌کند: «ما در گذشته تصورمان این بود که هوشمان بالاست، ولی ازنظر هوش میانه‌ایم. ازنظر امکانات میانه‌ایم، ازنظر درک میانه‌ایم. به جای اینکه بپذیریم که این جامعه، جامعه واقعی است می‌گوییم مردم مقصرند.  می‌گوییم ایرانی‌ها این جور یا آن جورند. سعدی مثالی می‌زند که یک انسان زشت بدچهره، بچه‌‌ای را بغل کرده بود و این بچه دائم گریه می‌کرد و او هم سعی می‌کرد آرامش کند. بالاخره به او گفتند تو بچه را زمین بگذار، خودش آرام می‌شود. بسیاری از کارهایی که برای بهبود رفتار اجتماعی در ایران دارد صورت می‌گیرد، خودش آسیب‌زاست. من همه‌جا می‌گویم تلویزیون (کلیت تلویزیون و نه‌فقط صداوسیمای جمهوری اسلامی) یک موجودیت آسیب‌زاست، اگر تعطیلش کنید هیچ اتفاقی نمی‌افتد.

بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که ما در ایران دروغ داریم اما این دروغ ذاتی فرهنگ ایران نبوده و دلایل اجتماعی دارد. بنابراین نسبت دادن دروغ به ایرانیان اشتباه است.» جوادی‌یگانه در این خصوص معتقد است: «ایرانی‌ها در موقعیت‌هایی چاره‌ای جز دروغ نداشتند و اگر موقعیت را عوض کنیم، مشکل دروغ هم حل می‌شود. من نمی‌خواهم ایرانی‌ها را تقدیس کنم. بلکه می‌خواهم بگویم مشکل ما در برخی موقعیت‌ها مانند صف بانک است. وقتی دستگاه نوبت‌دهی تعبیه شد این مشکل ما نیز برطرف شد. به یک تعبیر من معتقدم که بزرگ‌ترین مشکل جامعه ایران «فقدان دولت»در گذشته ها است. ما یک دوره طولانی ناامنی و استبداد داشتیم که باعث می‌شد ایرانی‌ها دروغ بگویند. بنابراین دروغگویی صفت ذاتی ایرانی‌ها نیست. اگر قرار بود ایرانی‌ها واقعا ازلحاظ شخصیتی مشکل داشته باشند وقتی سالی 150 هزار نفر که تمام شخصیتشان در ایران شکل گرفته مهاجرت می‌کنند، نباید موفق می‌بودند. ولی چرا موفق می‌شوند؟ چون یک سیستم درست
وجود دارد.»

به عبارت دیگر و در جمع‌بندی می‌توان گفت فرهنگ ایرانی، فرهنگی از الگوهای آمیخته‌ است و رنگین‌کمانی متنوع به وجود آورده که نمی‌توان آن را تنها به خلق‌ و خوها، آن هم با نگاهی صرفا منفی تقلیل ‌داد. داریوش شایگان در کتاب پنج اقلیم وجود این نظریه را مطرح می‌کند که در هر ایرانی پنج شخصیت وجود دارد که در موقعیت‌های مختلف از یکی از آنها استفاده می‌کند. پنج شخصیتی که پنج شاعر ایرانی نماینده هر کدام از آنها هستند. شخصیت مصلحت‌گری در سعدی، حماسی در فردوسی، خوشباشی در خیام، معنوی و آن جهانی در مولانا و نگاه ازلی و ابدی در حافظ در هر کدام از ما وجود داشته و بنابر موقعیت‌ها از آنها استفاده می‌کنیم. رفتارهایی که همه آنها را شاید بتوان در یک رباعی خیام خلاصه کرد: «ماییم که اصل شادی و کان غمیم/ سرمایه دادیم و نهاد ستمیم. / پستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم/ آئینه زنگ خورده و جام جمیم.»

پنج شنبه, 12 مرداد 1396 14:57

سه مسیر تقویت بنیه مالی

اقتصاد خانواده

ویژهنامه دنیای اقتصاد - شماره 4109 1396/05/12
کد خبر: DEN-E6977F5D-5781-44A4-8D4E-D90B27C404EF
سه مسیر تقویت بنیه مالی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کارشناسان اقتصاد خانواده معتقدند افزایش سرمایه و پس‌انداز خانواده و نهایتا آن چیزی که از آن به‌عنوان ثروتمند شدن یاد می‌شود بر سه اصل اساسی استوار است. این سه اصل شامل تلاش، فکر و سرمایه است. به گفته کارشناسان هریک از این ابزارها برای سرمایه‌دار شدن نقش اساسی دارد. طبیعی است اگر پول کافی دراختیار داشته باشیم در واقع ثروتمندیم که می‌خواهیم ثروت‌مان بیشتر شود اما اگر پول کافی دراختیار نداشته باشیم چگونه ثروتمند شویم؟ در یک اقتصاد تورمی مردم در درجه اول علاقه‌مند به حفظ ارزش پول خود در مقابل تورم هستند. به‌عنوان مثال در شرایطی که تورم 20 درصدی در یک اقتصاد حاکم باشد، به آن معنا است که نگهداری پول نقد در هر سال به اندازه 20 درصد ضرر به همراه دارد.

 

در شرایطی که تورم بسیار بالاتر رفته و تبدیل به ابرتورم شود که معمولا به نرخ‏های تورم سه رقمی اطلاق می‌شود، تمایل به نگه‌داشتن پول نقد به حداقل رسیده و در این شرایط به پول نقد اصطلاحا «پول داغ» می‌گویند که هیچ‌کس تمایلی به نگهداری آن نداشته و مانند یک شیء داغ می‌ماند که نمی‌توان آن را در دست نگه داشت. شرایط اقتصاد ایران به‌گونه‏ای است که هیچ‏گاه دارای ابرتورم نبوده و بالاترین نرخ تورم در این اقتصاد به حدود 49 درصد می‌رسد، اما با این حال تورم‏های 15 تا 20 درصدی در اقتصاد ایران موجب شده است تا مردم انگیزه بالایی برای تبدیل پول نقد خود به سایر ابزارهای مالی داشته باشند. بنابراین می‌توان ادعا کرد که برای اکثریت مردم ایران انگیزه تبدیل پول نقد به سایر انواع سرمایه در درجه‏ اول جلوگیری از کاهش ارزش پول به‌واسطه تورم و در درجه‏ دوم کسب سود است. بنابراین برای آنکه در این راه قدم بردارید در ابتدا یک بودجه ماهانه که تمامی هزینه‌های اولیه شما را پوشش دهد، مقرر کرده و مقدار کمی را هم برای تفریح و سرگرمی کنار بگذارید. پس از آن با رعایت چند نکته می‌توانید در مسیر پولدار شدن و افزایش سرمایه خود گام بردارید.

مسیر نخست ثروتمند شدن از طریق یک حرفه است. در این مسیر کارشناسان اقتصاد خانواده توصیه می‌کنند که دانش آکادمیک فرا بگیرید.مهم نیست که دانش شما در رشته مورد نظر با تحصیل در مقطع دوره فوق لیسانس دانشگاه صنعتی شریف حاصل شده باشد یا اینکه از طریق ثبت‌نام در یک دوره آموزشی به آن دست یافته باشید بلکه باید دانش فیلد مطلوب کاری خود را در حد قابل قبولی داشته باشید. حتی مواردی که رویکرد کاملا تئوریک دارند، در بعضی مواقع در پروژه‌های واقعی به کمک شما آمده و باعث تمایز شما از سایر همکاران‌تان می‌شود. در ضمن، هنگام استخدام نیز رزومه علمی شما تاثیر بهتری از سوابق نامعلوم و حتی غیرمعتبر کاری در نزد کارفرما خواهد داشت. در عین حال توصیه مهم دیگر این است که حرفه آینده‌تان را درست انتخاب کنید. اگر اولویت اول شما کسب ثروت و زندگی راحت در آینده است، خیلی دنباله‌رو علاقه خود به رشته خاصی نباشید. به نتایج تحقیقاتی که در مورد متوسط درآمد مشاغل مختلف انجام شده، نگاه کنید تا ببینید در کدام رشته‌ها که به علایق شما نزدیک‌ترند، احتمال ثروتمند شدن بیشتر است. به‌طور مثال احتمال ثروتمند شدن شما در نقش یک برنامه‌ریز مالی بیشتر از یک استاد دانشگاه خواهد بود.

ازسوی دیگر مکان درستی را برای فعالیت شغلی انتخاب کنید. به‌جایی بروید که شغل‌های بهتر و بیشتری وجود دارد. مثلا به‌عنوان کارشناس مسائل مالی و بورس، زمینه کاری بهتر و امکان رشد بیشتری در تهران برای شما وجود خواهد داشت تا در یک شهرستان کوچک. ابتدا شغلی برای کسب تجربه پیدا کنید. تا می‌توانید برای جاهای مختلف درخواست کار بفرستید و مصاحبه بروید. هنگامی که کار مورد نظر را یافتید آن را نگه دارید و سعی کنید تجارب لازم برای موفقیت‌های آینده را کسب کنید. تا پیدا شدن یک کار مناسب نیز می‌توانید در یک شرکت معتبر کارآموزی کنید و تجربه کسب کنید. شغل و کارفرمایتان را تغییر دهید. با این کار می‌توانید دستمزد خود را افزایش داده، تجارب کاری و غیرکاری مختلف به دست آورده و ریسک بیکاری آینده به دلیل تک‌بعدی بودن را کاهش دهید. از اینکه این کار را بارها انجام دهید واهمه نداشته باشید. اگر شما کارمند باارزشی باشید، حتی ممکن است کارفرمای فعلی‌تان برای نگه داشتن شما، افزایش حقوق و سایر مزایا را در نظر بگیرد. ممکن است وابستگی به شرایط فعلی، ترس از محیط و کار جدید یا وفاداری شغلی، شما را در این اقدام سست کند، اما به یاد داشته باشید برای پیشرفت باید مدام در حرکت باشید، بنابراین برای یافتن موقعیت‌های تازه گوش به زنگ باشید.

تجارت شخصی راه‌اندازی کنید. بیشتر افراد موفق یک درآمد جانبی به جز حقوق ثابت ماهانه دارند که گاهی از این کارهای جانبی درآمد بیشتری عایدشان می‌شود. این کار تمرکز و وقت زیادی می‌طلبد و استرس زیادی به‌شما وارد می‌کند، اما بعد از چند وقت که به سوددهی رسید، شما می‌توانید نتیجه آن را ببینید. علاوه بر درآمد بیشتر، شما این مزیت را خواهید داشت که رئیس خود باشید و زمان‌های کاری خودتان را تنظیم کنید. پیشنهاد می‌کنیم پس از کسب تجربه در یک زمینه خاص و به‌دست آوردن دانش جنبه‌های مختلف آن، تجارت خود را شروع کنید. دومین مسیر ثروتمند شدن، از طریق سرمایه‌گذاری است. سرمایه‌گذاری کردن در تحصیل. حتی اگر موفق نشدید از طریق کنکور وارد دانشگاه شوید، با هزینه شخصی به دانشگاه بروید. مطمئن باشید با انتخاب رشته صحیح بعدها چند برابر هزینه سرمایه‌گذاری‌شده برای تحصیل خود را به‌دست خواهید آورد.

برای مثال اگر شخصی که به تجارت علاقه‌مند است، مدرک MBA بگیرد، هزینه تحصیل خود را بعدها در کمتر از یک سال به دست خواهد آورد. در بازار‌های مالی سرمایه‌گذاری کنید. بازارهای مالی محل مناسبی برای چند برابر کردن پول شما هستند. اگر خود را به دانش لازم مجهز کنید و فرد فرصت‌شناسی باشید قادر خواهید بود چند برابر درآمد سالانه خود را از این طریق به دست آورید. خرید سهام شرکت‌های معتبر و اوراق مشارکت راهی مطمئن برای ایجاد درآمد فرعی است. برای افراد ریسک‌پذیرتر، سرمایه‌گذاری در بازار بورس، سود بیشتری به‌دنبال خواهد داشت. در کنار اینها نباید از سرمایه‌گذاری در سایر بازارهای مالی غافل شد. این بازارها در شرایط بحران‌های اقتصادی داخلی یا جهانی، به طرز شگفت‌آوری سودآوری دارند.

وقت خود را سرمایه بدانید. به‌جای اینکه چند ساعت در روز را به بطالت صرف کنید، سعی کنید برای کل روزتان برنامه‌ریزی داشته باشید. از هر زمانی برای یادگیری مطالبی مانند سازوکارهای اقتصادی، عملکرد شرکت‌های بورس، مدل‌های ریاضی ساده و پیشرفته تحلیل مالی و... استفاده کنید. از خریدهایی که ارزش آنها در آینده پایین خواهد آمد، اجتناب کنید. به‌طور مثال خرید یک ماشین گران‌قیمت، اقدام جالبی از لحاظ اقتصادی به‌شمار نمی‌آید، زیرا صرف نظر از میزان کاری که از آن می‌کشید، بعد از ۵ سال، ارزش آن به میزان زیادی نزول خواهد کرد. ثروتمند بمانید. ثروتمند شدن سخت است، اما ثروتمند ماندن حتی از آن هم سخت‌تر است. دارایی شما همواره از بازار تاثیر می‌پذیرد و بازار هم که پستی و بلندی‌های خود را دارد. اگر شما در زمانی که بازار در شرایط خوبی به‌سر می‌برد، بی‌خیال باشید و استفاده حداکثری را نبرید، در زمان رکود محکوم به شکست و بازگشت به پله نخست خواهید بود. اگر ارتقایی در حقوق خود داشتید یا سهامتان سوددهی خوبی داشت، این مبلغ اضافه را پس‌انداز یا سرمایه‌گذاری کنید، زیرا قریب به یقین با روزهای سخت مواجه خواهید شد.

سومین مسیر ثروتمند شدن از طریق پس‌انداز روزانه است. کارشناسان اقتصادی در این زمینه پیشنهاد می‌دهند که چند حساب پس‌انداز باز کنید. بهتر است هر فردی بیش از یک حساب پس‌انداز داشته باشد تا با ریختن مقداری از درآمد ماهانه در حساب‌های دیگر از خرج‌های اضافی جلوگیری کند. به‌طور مثال، بهتر است هر زمان که حقوق خود را دریافت کردید و همان ابتدا درصدی از پولتان را در حساب مخصوصی بریزید و کارت آن را همیشه در منزل نگه دارید. یک حساب مخصوص خرج منزل و یک حساب هم برای تفریحات ماهانه داشته باشید. بودجه‌بندی کنید. یک بودجه ماهانه که تمامی هزینه‌های اولیه شما را پوشش دهد، مقرر کرده و مقدار کمی را هم برای تفریح و سرگرمی کنار بگذارید. هیچ‌گاه از این مقدار در خرج کردن فراتر نروید. به ماشین و منزل سطح پایین رضایت دهید اما قانع نباشید. معمولا انتظاری را که از یک منزل ویلایی دارید، یک آپارتمان هم برآورده می‌سازد. آپارتمان مسکونی را می‌توان با یک نفر دیگر شریک شد و به یک ماشین دست دوم رضایت داد.

در یک کلام تجمل‌گرا نباشید. با این کار ماهانه مقدار زیادی پول پس‌انداز خواهید کرد تا اینکه روزی برسد که بتوانید بهترین منزل و ماشین را بخرید بدون اینکه چیزی از درآمدزایی شما کم شود. ازسوی دیگر داشتن يك برنامه‌ريزي كوتاه‌مدت و درازمدت جهت سروسامان دادن به موضوع خريد كه بتوان چه مقدار پول را در چه زماني و چه مكاني و در چه موردي هزينه كرد، ضروري است. همچنين شناسايي نيازهاي افراد براي توازن بين دخل و خرج و مديريت صحيح نيازها با توجه به ميزان درآمد افراد. نيازهاي واقعي آنهايي هستند كه براي رشد جسمي، ذهني و روحي به آنها نياز دارند (تفريح و مسكن)؛ ولي زيورآلات و سيگار و... فريبنده‌هايي هستند كه فقط پول شما را هدر مي‌دهند. روانشناسان تاکید دارند خريد كردن افراطي و بدون برنامه مي‌تواند ناشي از اختلالات شخصيتي يا بيماري باشد.

در افراد بهنجار از لحاظ رواني تمايل به خريد و مصرف تحت‌تاثير پديده‌هاي روان‌شناختي و جامعه‌شناختي گوناگوني است، اما در برخي بيماري‌هاي رواني و نابساماني شخصيتي ديدگاه‌ها و رفتارهاي ويژه‌اي مرتبط با خريد و مصرف ديده مي‌شود. افرادي كه خودشان را بالاتر از ديگران مي‌دانند، مايل نيستند كالاهايي را خريداري كنند كه عموم مردم استفاده مي‌كنند به‌دنبال كالاهاي انحصاري و مارك‌دار مي‌روند كه قيمت آن چند برابر است (خودشيفته) و افرادي هم هستند كه مي‌كوشند با نمايش ظاهر و امكانات خود از اجناس گران‌قيمت و غيرعادي توجه ديگران را جلب كنند (نمايشي) يا افرادي كه ولخرجي و خريدهاي غيرضروري گزاف را كه با امكانات مالي فرد و نيازهايش سازگاري ندارد، انجام مي‌دهند (بيماري شيدايي ـ افسردگي) يا مبتلا به خساست بيش از حد هستند (وسواسي ـ اجباري) حل مشكل اين افراد را مي‌توان با تكنيك‌هاي تخصصي رفتار درماني و شناختي مراجعه به روان‌شناس و در صورت بيماري به روانپزشك درمان كرد.

در عین حال هنگامی که پول به دست‌تان می‌رسد، در یک لحظه به فکر خرید می‌افتید؟ این فکر را از خود دور کنید و فقط مقداری از پول را برای این کار اختصاص دهید نه تمام مبلغ پول. ضمن آنکه هر ماه مبلغی از مقدار پول را هر چقدر هم کم به خرید یک شیء با ارزش اختصاص دهید مانند خرید یک سکه کم عیار و ... . یا آنکه اگر در بورس سهام دارید، برای جلوگیری از ولخرجی‌های زیاد می‌توانید هر ماه یک سهم به سهامتان اضافه کنید. برای اینکه پول‌تان ذخیره شود باید کمی از کارهایی که در گذشته انجام می‌دادید، چشمپوشی کنید. از جمله آنکه لباس‌هایتان را خودتان اتو کنید و دیگر به خشکشویی ندهید، کفش‌هایتان را خودتان واکس بزنید و به کفاشی ندهید و... یا اگر با دوستانتان دوره دارید و هر ماه یکدیگر را ملاقات می‌کنید به جای اینکه به منزل یکدیگر بروید یا اینکه به رستوران بهتر است به محیط‌های سالمی مانند پارک بروید هم از هوای آزاد استفاده می‌کنید و هم روحیه شما عوض می‌شود.

همچنین مبالغی را که خرج می‌کنید یادداشت کنید، اگر شما هر روز مبلغی را که خرج می‌کنید یادداشت کنید باعث می‌شود آگاهی بیشتری داشته باشید و بدانید که در چند روز آینده پولتان تمام می‌شود پس کمی با درایت بیشتری، پولتان را خرج می‌کنید. اگر شما فردی هستید که مدام از مترو و اتوبوس‌های تندرو استفاده می‌کنید، توصیه می‌کنیم به‌جای اینکه هر روز بلیت مترو یا مبلغی را بابت استفاده از اتوبوس هزینه کنید از کارت‌های اعتباری مخصوص استفاده کنید تا در هزینه و زمان صرفه‌جویی کرده باشید. در آخر هر ماه، مبلغی را که پس‌انداز کرده‌اید به یک حساب سپرده انتقال دهید تا پولی در دسترس شما نباشد که به فکر خرج کردنش باشید و هم اینکه مبلغی به‌عنوان سود به‌حساب شما در آخر هر ماه اضافه می‌شود و به این ترتیب پول شما رشد بیشتری می‌کند.

 

پنج شنبه, 12 مرداد 1396 13:15

استراتژی‌ میلیاردر شدن کارمندها

  ویژهنامه دنیای اقتصاد - شماره 4109 1396/05/12
 کد خبر: DEN-386B91B5-341B-4BEB-A2AB-F5346116BC48

 

استراتژی هایی برای میلیاردر شدن کارمندها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مترجم: علیرضا نویم

بسیاری از مردم معتقدند تنها راه پولدار شدن کار آزاد است. اکثر آنها تنها راه میلیاردر شدن را داشتن یک کسب‌وکار مستقل، پر ریسک و پر از فراز و نشیب می‌دانند. اما وقتی برای رئیسی که شما را بیمه کرده کار می‌کنید و راضی هم هستید تکلیف چیست؟ بر‌اساس برخی برآوردها، اگر قصد دارید کار‌آفرین شوید باید بتوانید حداقل 35 درصد بیش از در‌آمد کارمندیتان پول در آورید تا از پس هزینه‌ها برآیید. برای افراد خانواده‌دار ترک کردن کاری که حقوق ثابت دارد ریسک بزرگی است؛ حتی اگر مطمئن باشند آینده کار آزاد بهتر است. اگر آرزوی میلیاردر شدن دارید و دلتان هم نمی‌آید بی‌خیال درآمد کارمندی‌تان شوید چند راه به شما پیشنهاد می‌کنیم که شاید بد نباشد در مورد آنها فکر کنید.

 

1- شریک پیدا کنید

فکر نکنید شراکت فقط مختص شرکت‌ها و مشاغل آزاد است. دنبال یک کار کوچک یا نوپا بگردید که نیاز به شریک داشته باشد. درست است که خیلی از کارآفرین‌ها در بدو تاسیس شرکتشان بین شریک شدن یا مستقل کار کردن یکی را انتخاب می‌کنند، ولی بسیاری از صاحبان مشاغل کوچک در مسیر رشد خود مجبور به تغییر عقیده در این زمینه می‌شوند. اگر سختکوش هستید، تخصص خاصی دارید یا توانایی مدیریت در خود می‌بینید از فرصت استفاده کنید و به رئیستان پیشنهاد دهید بخشی از مدیریت کار را به شما محول کند. با این کار سهم بیشتری از سود شرکت عاید شما می‌شود و حتی ممکن است به سودهای بالا برسید. البته اگر بخواهید خجالتی باشید و از مدیر شدن بترسید بعید است که به این زودی‌ها به پول درست و حسابی برسید.

 

2- در سهام شرکت سهیم شوید

بسیاری از شرکت‌ها هنگام مصاحبه، شراکت در سهام را پیشنهاد می‌دهند. دنبال شرکت‌هایی باشید که این پیشنهاد را به شما بدهند، هرچند حقوقشان کمی کمتر باشد. این روش مدتی است در شرکت‌های نوپای «سیلیکون ولی» باب شده است. کارمندهای باهوش می‌دانند قبل از اینکه قرار‌دادی را امضا کنند باید از چند و چون سهام پیشنهادی با خبر شوند. البته باید این واقعیت را هم در نظر داشته باشیم که کسی با سهام کارمندی میلیاردر نمی‌شود. هیچ ضمانتی وجود ندارد شرکتی که در آن کار می‌کنید آنقدر رشد کند که به بازار سهام راه پیدا کند یا ازسوی شرکتی بزرگ‌تر خریده شود. به همین دلیل احتمال اینکه صرفا با این روش میلیاردر شوید، زیاد نیست. سرمایه‌گذاری روی سهام شرکتی که در آن کار می‌کنید باید تنها قسمتی از عملکرد اقتصادی شما باشد.

 

3- کمتر از درآمدتان هزینه کنید

هر چه کمتر خرج کنید پس‌اندازتان در بانک بیشتر می‌شود. اگر مدام در حال خرج کردن باشید پس‌اندازی هم نخواهید داشت. وقتی می‌شنوید کسی از‌ هم‌محله‌ای‌های شما در پایین شهر، الآن میلیاردر است بدانید او از آن آدم‌هایی است که کمتر از درآمدش خرج می‌کند. ممکن است مجبور شوید سال‌ها و شاید دهه‌ها در یک خانه کوچک زندگی کنید یا ماشین دست دوم سوار شوید. ولی در نهایت می‌بینید که میلیاردر شدن به زحمتش می‌ارزد. بعضی وقت‌ها پس‌انداز کردن از پول در آوردن هم اقتصادی‌تر است. به‌خصوص اگر بدانید چند ماه دیگر موعد چک‌هایتان فرا می‌رسد.

 

4- با ذکاوت سرمایه‌گذاری کنید

سرک کشیدن در بازار سهام می‌تواند گول زننده باشد. اما اگر وقت و انرژی اضافی‌تان را برایش بگذارید و از چند و چونش باخبر شوید می‌توانید سرمایه‌تان را در مدت کوتاهی چند برابر کنید. افرادی که ذهن کار‌آفرین دارند، سهام مطمئن و نوآورانه را کشف و در آنها سرمایه‌گذاری می‌کنند. آنها با نگاهی تیزبین گستره متنوعی از سهام را زیر نظر دارند و مثل یک طرفدار دو آتشه فوتبال هستند که همیشه آمار تیم‌ها و بازیکنان مختلف را از بر است و در ذهنش یک تیم منتخب دارد. اگر کاملا از بازار سهام بی‌اطلاع هستید، زمان بگذارید و با جدیت دنبال یک فرد متخصص بگردید که به بهترین سرمایه‌گذاری راهنمایی‌تان کند و مسیر رسیدن به اهدافتان را به شما نشان دهد. اگر بتوانید سرمایه خوبی جمع کنید می‌توانید کم کم به کسب‌وکار ساخت و ساز ملک هم وارد شوید یا منزلی بخرید و اجاره دهید.

 

5- شرکت را تصاحب کنید

بالاخره روزی فرا می‌رسد که صاحب شرکتی که در آن کار می‌کنید می‌خواهد بازنشسته شود یا شغل عوض کند. این روز می‌تواند روز درخشش شما باشد. حتی اگر صاحب شرکت جوان‌تر از آن است که به زودی بازنشسته شود، دنبال موقعیتی بگردید که او بخواهد شغل فعلی را کنار بگذارد و شانسش را در کاری دیگر امتحان کند. زمانی که کارمند جایی هستید باید خودتان را اثبات کنید و نشان دهید آنقدر اشتیاق و مهارت دارید که بتوانید شرکت را در غیاب رئیس اداره کنید. اگر کارمند قابل اطمینانی باشید، احتمال آنکه به مرور مسوولیت‌های مدیریتی بیشتری به شما محول شود، بالا خواهد بود. اگر فکر می‌کنید علاقه‌ای ندارید روزی صاحب شرکتی که الان در آن کار می‌کنید شوید به فکر عوض کردن شغل خود باشید.

 

6- کسب‌وکار دومتان را راه بیندازید

پس از اتمام کار روزانه باید کار دوم را آغاز کنید. با امکانات تکنولوژیک امروز، نیاز نیست حتما دفتر کار اجاره کنید یا گروهی کارمند استخدام کنید. اگر کارمندی بخواهد میلیاردر شود باید شب‌های زیادی را سخت کار کند تا بتواند مشتری دائم پیدا کند و به یک در‌آمد ثابت و قابل اتکا برسد تا بالاخره روزی روی پای خودش بایستد و کارمندی را کنار بگذارد. البته تا زمانی که برای گذران زندگی به حقوق کارمندیتان احتیاج دارید مراقب باشید شغل دوم اختلالی در شغل اولتان ایجاد نکند. افراد بسیار کمی بوده‌اند که یک شبه پولدار شده‌اند، لازمه رسیدن به پول زیاد سال‌ها تلاش و تدبیر است. اگر قصد دارید درآمدتان را بیشتر کنید باید حداقل در ابتدای راه حقوق ثابتتان را از دست ندهید. یادتان نرود که راه انداختن یک کسب‌وکار جدید کار آسانی نیست. نیاز مشتری‌ها را درک کنید و کالا یا خدمات متناسب با آن نیاز عرضه کنید. راه میلیاردر شدن سخت است و همه از پس آن بر نمی‌آیند. البته اگر منظم و سختکوش باشید و در میانه راه ناامید نشوید حتما موفق خواهید شد.

 

منبع: Entrepreneur

پنج شنبه, 12 مرداد 1396 12:56

از «هرانده» تا «خمده»

برنامه یک پیاده‌روی تابستانی
روزنامه دنیای اقتصاد - شماره 4109 1396/05/12
کد خبر: DEN-9F6DE610-C3E2-43D8-85FC-7A6F2FE72545
از «هرانده» تا «خمده»

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یکی از سفرهای محبوب راهنمایان گردشگری سفری است که با دیگر همکارانشان می‎روند؛ سفرهایی که بیشتر جنبه‎ اکتشافی دارند و تمام اعضای گروه برای یادگیری و آشنایی با جاذبه‎ها به آن ملحق شده‎اند. در یکی از روزها من و همکارانم برای سفری آموزشی و تفریحی به سمت روستای هرانده و خمده رفتیم تا هم یک آخر هفته خاص داشته باشیم و هم با جاذبه‎هایی جدید آشنا شویم.

 

پیش به سوی خورشید

مقصد اول ما روستای هرانده بود. این روستا با فاصله حدود 120 کیلومتر در شرق تهران قرار دارد. وقتی سفری به سمت جاده‎های شرق هماهنگ می‎شود، ساعت طلوع خورشید موضوع بسیار مهمی است. برای آنکه راننده‎ها بتوانند بهتر رانندگی کنند و نور خورشید کمتر رانندگی آنها را تحت تاثیر قرار بدهد، ما پیش از طلوع خورشید به راه افتادیم. از تهران به سمت جاده‎ دماوند و بعد هم فیروزکوه رفتیم. حدود دو ساعت بعد برای صرف صبحانه در رستوران کوچک اما با صفایی توقف کردیم. بیشتر راهنماها صبحانه‎های گرمی مثل املت و نیمرو را انتخاب می‎کردند تا بتوانند برای راهپیمایی طولانی که در انتظارمان بود انرژی لازم را به‌دست بیاورند. بعد از صبحانه به ماشین بازگشتیم و مسیر را تا جایی که تابلوی ابتدای روستای هرانده قرار داشت ادامه دادیم. با دیدن تابلو ماشین به جاده فرعی پیچید و کمی بعد ایستاد.

 

زرشک می‎خورید یا والک؟

بعد از پیاده شدن از ماشین وسایل‎مان را از صندوق برداشتیم. با اینکه همه ما راهنما بودیم اما دو نفر از دوستان‎مان که تجربه‎های بی‌شماری در سفر داشتند مسوولیت تور را بر عهده گرفتند و قبل از آغاز پیاده‎روی برایمان نکاتی از پیمودن مسیر، چگونگی حرکت کردن، برنامه سفر و نکات ایمنی گفتند. مسیر از میان درختان زرشک کوهی و والک (یک گیاه بومی) می‎گذشت. خوشه‎های زرشک و والک‎های تازه به مسیر جذابیت بیشتری داده بودند. در قسمت‎هایی درختان بسیار به هم نزدیک شده بودند و طاق‎هایی سبز و هیجان‌انگیز ساخته بودند. در کنار جاده رودخانه‎ای پر آب و زلال در حال گذر بود و هوا هم بسیار خنک و دلچسب. کم‎کم شکل جاده عوض شد. حالا رودخانه بیشتر به‎چشم می‎آمد و درختان سپیدار بلندقامت، سایه‎هایشان را روی زمین پهن کرده بودند. از دور باغات سیب به‎چشم می‎خوردند. کمی بعد چوپانی با گله‎ای از گوسفندان بازیگوشش از کنارمان گذشت و صدای پرندگان از لابه‎لای شاخه درختان به گوش می‎رسید. بعد از حدود نیم ساعت به کوهی رسیدیم که یکی از جاذبه‎هایی که می‎خواستیم ببینیم در بالای آن قرار داشت.

 

کوهپیمایی تا «جای امن»

اولین چالش ما کوهپیمایی تا غار بورنیک بود. معنای بورنیک در زبان محلی «جای امن و خوب» است. غارها دالان‎هایی اسرارآمیز به ژرفای زمین هستند. میلیون‎ها سال با حوصله در گوشه‎ای یا در بلندای کوهی مانده‎اند و اگر بارها و بارها هم به آنها سر بزنید باز هم شگفت‎زده خواهید شد. غار بورنیک در بالای یک کوه قرار دارد. برای رسیدن به آن بعضی از وسایل‎مان را پایین کوه گذاشتیم و با برداشتن تجهیزات لازم به سمت غار حرکت کردیم. شیب کوه و سختی مسیر در بعضی قسمت‎ها نمی‎گذاشت خیلی سریع حرکت کنیم. با این حال پوشش گیاهی و سنگ‎های کوه برایمان جاذبه‎هایی دوست‎داشتنی بودند. بعد از حدود یک ساعت به دهانه‎ غار رسیدیم. لباس‎های گرم‎، دستکش‎‎ها، کلاه ایمنی و چراغ‎های مخصوص‌مان (که روی پیشانی نصب می‎شد) را پوشیدیم و به داخل غار حرکت کردیم.

 

بسان رهنوردانی در افسانه‎ها

با ورود هر فرد جدید، یک نور روی دیواره و سقف غار اضافه می‎شد. ابتدای غار پلکانی سیمانی وجود داشت و بعد از آن دیگر به‎صورت کامل ارتباطمان با جهانی که انسان آن‎ را ساخته است، قطع شد. از مسیر پر پیچ و خم ابتدایی غار گذشتیم و به یک دالان رسیدیم. دیواره‎ها، غار نبشته‎ها و زیبایی‎های سقف غار شگفت‎زده‎مان کرده بود. کمی بعد به دیواره بلندی رسیدیم. بالای دیواره راهی باریک وجود داشت که به آن گربه‎رو می‎گفتند. ما باید از دیوار بالا می‎رفتیم، از داخل گربه‎رو می‎خزیدیم تا به تالار بعدی غار برسیم. بالارفتن از دیوار و پیدا کردن راهی برای عبور از آن شکاف باریک کمی گروه را معطل کرد اما بالاخره همه از آن گذشتیم. دالان بعدی غار، وسیع و سردتر بود. ریشه بعضی گیاهان از سقف و دیواره‎ها به چشم می‎خورد و به‌دلیل لغزنده بودن مسیر باید با احتیاط بیشتری حرکت می‎کردیم.

بعد از حدود دو ساعت به انتهای دالان رسیدیم و هر کسی جایی را برای نشستن پیدا کرد. راهنمای غار از همه ما خواست چراغ‎هایمان را خاموش کنیم. بعد از خاموشی راهنما موسیقی ملایمی پخش کرد. بعد از گذراندن راهی طولانی و کمی سخت، این تاریکی مطلق و موسیقی آرامش‎بخش تمام چیزی بود که می‎توانست نیروی ما را برای بازگشت تامین کند. بعد از حدود نیم ساعت استراحت و گرفتن عکس‎هایی تماشایی، مسیر بازگشت را در پیش گرفتیم. از راهروها، دالان‎ها و دیواره‎ گربه‎رو گذشتیم. به ابتدای غار رسیدیم و پله‎های سیمانی را بالا رفتیم. چراغ‎های غارنوردی را خاموش کردیم و برای آنکه نور خورشید در ابتدای ورود آزارمان ندهد مسلح به عینک آفتابی، از دهانه‎ غار خارج شدیم. سپس مسیر کوه را به سمت پایین ادامه دادیم تا به دشت رسیدیم.

 

ناهار با صدای رودخانه

بعد از برداشتن وسایل‎مان حرکت کردیم تا جایی را برای نشستن و صرف ناهار پیدا کنیم. کمی بعد به دشت زیبایی رسیدیم. لابه‎لای علف‎های بلند چند جای مناسب برای پهن کردن زیراندازهای‌مان پیدا کردیم. تقریبا همه‎ ما ناهارهای سرد اما پرانرژی به‎همراه داشتیم. با اینکه آفتاب در میانه‎ آسمان می‎درخشید اما هوا هنوز هم خنک بود. صدای رودخانه، عبور باد از میان گیسوان علف‎ها و ناهارهای خوشمزه‎ای که یک‎به‎یک روی سفره قرار می‎گرفتند، حال و هوای خوبی به ما داده بود. بعد از ناهار با دوستانمان از خاطرات سفرها گفتیم و کمی هم استراحت کردیم. حدود یک ساعت بعد وسایل را جمع کردیم تا به سمت روستای خمده برویم.

 

کشف بزرگی به‎نام گردو!

از میان کوچه باغ‎ها، کنار درختان بزرگ و رودخانه‎ زیبا گذشتیم. گاهی که به صخره‎ها و سنگ‎ها می‎رسیدیم دوستانمان که سررشته‎ای در علم زمین شناسی داشتند، به کمکمان می‎آمدند. بعد وقتی صدای پرندگان بلند می‎شد راهنماهای پرنده‌شناس برایمان از نحوه‎ زندگی پرندگان می‎گفتند. مسیر ما در کنار تمام زیبایی‎هایش تبدیل به کلاس درسی مهیج شده بود. تقریبا نصف مسیر را رفته بودیم که یکی از همسفران چیز مهمی را کشف کرد. در مسیر ما درختان گردوی بسیاری بود که در باغ یا ملک شخصی کسی نبودند. پای بعضی از درخت‎ها لابه‎لای علف‎ها گردو پیدا می‎شد. وقتی دوستمان از شیوه‎ پیدا شدن گردویی که در دستش بود گفت، تقریبا 10 دقیقه بعد پیدا کردن گردو تبدیل به یک موضوع بسیار مهم شد. اگرچه با توجه به فصل، پیدا کردن گردوها بسیار نادر بود اما امید آن ما را کاملا سرگرم کرده بود. کار به جایی رسید که ما چند تیم شدیم و قرار شد هرکسی گردوی بیشتری پیدا کند صاحب گردوی بقیه تیم‎ها هم بشود. مسیر پیاده‎روی ما تا خمده باید در حدود دو ساعت پیموده می‎شد اما شوق کودکانه‏‎ای که وجودمان را گرفته بود نمی‎گذاشت طبق برنامه پیش برویم. ما از کنار درختان کهنسال زیبای بسیاری گذشتیم. با چند پل چوبی عکس گرفتیم و آنقدر راهمان را ادامه دادیم که از دور چند خانه‎ کاهگلی دیدیم.

 

غروب آفتاب در استکان چای

آن خانه‎ها متعلق به روستای خمده بودند. بافت روستا ساده و دلنشین بود. دیگر چیزی به غروب آفتاب نمانده بود که میهمان یک خانه‎ روستایی شدیم. در حیاط دنبال چوب گشتیم و بعد از افروختن آتشی گرم، کتری پر آبی را برای فراهم کردن چای زغالی روی آن گذاشتیم. تا آب جوش بیاید باید تکلیف برنده گردوها تعیین می‎شد. وقتی همه‎ گردوها را کنار هم گذاشتیم متوجه شدیم تقریبا همه به یک تعداد گردو پیدا کرده‎اند. چند سنگ آوردیم و با شکستن تمام گردوها این بازی تمام شد. حالا دیگر چای هم آماده بود. تمام راهنماها با لیوان‎هایشان دور آتش جمع شده بودند. چیزی که بین تمام ما مشترک بود عدم حضور حتی یک ظرف یکبار مصرف بود. ما لیوان‎هایی از جنس استیل داشتیم که هم مقاوم و هم سبک بودند و آسیبی هم برای محیط زیست نداشتند. با پر شدن لیوان‎ها از عطر چای زغالی، خورشید جایش را در آسمان خالی کرد و آن‎را به ماه داد. آسمان خمده یکدست سرمه‎ای شده بود و ستارگان از گوشه و کنار آن طلوع می‎کردند. پیش از آنکه هوا کاملا تاریک شود آتش را خاموش کردیم، سوار ماشین شدیم و به سمت تهران حرکت کردیم.

 

خانه تو را می‎خواند

سفر ما پیش از طلوع آفتاب آغاز شده بود و حالا با غروب آفتاب به پایان می‎رسید. در این مسیر چیزهای زیادی آموختیم؛ از سنگ‎ها، گیاهان و پرندگان. اما آنچه بیش از هرچیز برایمان باقی ماند خاطره‎ای خوش بود از راهی که با هم آغاز کرده بودیم و به خوشی آن را به‎ پایان بردیم. سفر انسان را به وادی‎هایی می‎برد که از تعلقات بی‌ارزش رها می‎شود و برایش درس‎هایی باقی می‎گذارد که هرگز از یاد نمی‎رود.

پنج شنبه, 12 مرداد 1396 12:43

5 ویژگی مدیریت موفق شرکت گوگل

 

ویژهنامه دنیای اقتصاد - شماره 4109 1396/05/12
خبر: DEN-8F09433C-C313-491A-BAD7-A152E1B7D754
5 واقعیت عجیب در مورد مدیریت موفق شرکت گوگل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یکی از مسائل واقعا قابل تحسین در مورد رویکرد مدیریتی شرکت اپل این است که مدیران منابع انسانی این شرکت مثل سایر مدیران آن، برای مهندسی فعالیت‌های کارکنان و هدایت تصمیم‌گیری‌های آنها از داده‌های واقعی استفاده می‌کنند. تعجبی ندارد که با وجود عجیب بودن و غیرمتداول بودن برخی اقدامات گوگل از نظر دنیای بیرون، این شرکت برای هشتمین بار در طول 11 سال، رتبه اول مناسب‌ترین شرکت‌ها برای کار کردن را از آن خود کرده است. لازلو باک، رئیس منابع انسانی سابق گوگل، نظرات خود در مورد رهبری گوگل و اقدامات کارکنان آن را به‌طور گسترده و هم در قالب کتاب و هم نشریات رسانه‌ای مختلف به اشتراک گذاشته است. تعدادی از این ویژگی‌ها در اینجا عنوان می‌شود:

 

1) در تصمیم‌گیری پایدار باشید، اما همه جا حضور نداشته باشید

آیا تاکنون برای تیمی مدیریتی کار کرده‌اید که در آن هیچ کس دست راست و چپش را تشخیص نمی‌دهد؟ شاید در این تیم پارتی‌بازی صورت گرفته، جهت استراتژیک آن هر روز تغییر می‌کند یا بینش واضحی وجود ندارد. اما شرکت گوگل دریافته که وقتی رهبران سازمان در تصمیم‌گیری‌های خود پایدار و عادل باشند و عامل پیش‌بینی‌پذیری وجود داشته باشد، افراد احساس آزادی بیشتری می‌کنند که این موضوع هم به تجربه‌ای بسیار عالی برای کارکنان منجر می‌شود. باک می‌گوید، دلیل این موضوع آن است که کارکنان می‌دانند در چارچوب یکسری پارامترهای خاص، آنها هر کاری را که بخواهند می‌توانند انجام دهند. اگر مدیری همه جا سرک بکشد، کارکنان نسبت به انجام کاری که در درست دارند، احساس استقلال نمی‌کنند و نمی‌توانند آن را پیش ببرند. این شرایط در بهترین حالت، به تجربه‌ای محدودکننده و ناامیدکننده منجر می‌شود.

 

2) ماموریتی اخلاقی داشته باشید، نه کاری

ماموریت گوگل اولین سنگ بنای فرهنگ آن است: «سازماندهی اطلاعات در دنیا و دسترس‌پذیر کردن و مفید کردن این اطلاعات.» چیزی که بیانیه ماموریت گوگل را نسبت به دیگر شرکت‌ها متمایز می‌کند این است که در آن هیچ اشاره‌ای به سود، بازار، سهامداران یا کاربران نشده است. نمی‌توانید بفهمید چرا ماموریت شرکت این است و اهداف خود را به چه منظوری دنبال می‌کند. به گفته باک، «این نوع ماموریت به کار افراد معنا می‌بخشد، چون به جای اینکه صرفا یک هدف کاری باشد، یک هدف اخلاقی است.» باک با استناد به تاریخ اضافه می‌کند، «قدرتمندترین جنبش‌ها در تاریخ با انگیزه‌های اخلاقی شکل گرفته‌اند؛ چه به سبب استقلال‌جویی بوده باشند و چه درخواست برای حقوق برابر.» چنین محیطی برای استعدادهایی که به‌دنبال کارهای امیدبخش و اشتیاق‌دهنده هستند، بسیار جذاب است. هیچ‌چیز قدرتمندتر از این نیست که بدانید کارتان یک تفاوت مثبت در دنیا ایجاد می‌کند. «ماموریت اخلاقی» گوگل، مبنایی برای کار ایجاد کرده که بسیار اهمیت دارد.

 

3) همه ‌چیز را به اشتراک بگذارید

در گوگل، شفافیت دومین سنگ بنای فرهنگ شرکت است. به‌عنوان مثال، یک مهندس نرم‌افزار که تازه استخدام شده، در اولین روز کاری خود تقریبا به همه کدها دسترسی پیدا می‌کند. کارکنان همگی نقشه‌های راه محصول، برنامه‌های راه‌اندازی، گزارش‌های وضعیت هفتگی و اهداف فصلی فردی و تیمی را در اختیار دارند و هر کس می‌تواند ببیند که دیگری روی چه موضوعی کار می‌کند. کارکنان همه چیز را به اشتراک می‌گذارند، چون به هم در محرمانه نگه داشتن اطلاعات اطمینان کافی دارند. مزیت نهایی این حجم از شفافیت، برای شرکت‌های سلسله مراتبی سنتی که اطلاعات را از تیم‌های خود مخفی نگه می‌دارند، بسیار وحشتناک است. این مزیت این است که همه افراد در شرکت گوگل می‌دانند اوضاع از چه قرار است. این به اشتراک‌گذاری اطلاعات روحیه تیمی سالمی را رواج می‌دهد، رقابت‌های ناسالم را می‌کاهد و جلوی زیرآب زدن را می‌گیرد. از نظر باک، این اقدام «به همه امکان می‌دهد اهداف متفاوت را در تیم‌های مختلف تشخیص دهند و از رقابت‌های داخلی درون تیم‌ها پرهیز کنند.» باک به‌طور خلاصه مبحث داشتن فرهنگ شفاف را به این صورت قاب‌بندی می‌کند: «اگر سازمانی هستید که می‌گوید کارکنان ما ارزشمندترین دارایی ما هستند و به این حرف خود اعتقاد دارید، باید شفاف باشید. در غیر این صورت، هم به خودتان دروغ می‌گویید و هم به کارکنانتان.» او می‌افزاید: «شما ادعا می‌کنید که کارکنان مهم هستند، اما طوری با آنها رفتار می‌کنید که انگار نیستند.»

 

4) در مدیریت شرکت به کارکنان اختیار دهید

در شرکت گوگل، «اظهارنظر کردن» سومین سنگ بنای فرهنگ است. این یعنی باور داشته باشید کارکنانی که استخدام کرده‌اید، ذاتا خوب و قابل اعتماد هستند‌ و بنابراین اجازه می‌دهید در تصمیم‌گیری‌ها دخالت داشته باشند. برای بیشتر شرکت‌ها چنین چیزی شگفت‌آور است، اما در گوگل بسیاری از اقدامات طبق نظر کارکنان صورت می‌گیرند. در سال 2009، «گوگلرها» (عنوانی که از روی صمیمت به کارکنان گوگل داده شده) نسبت به اینکه شرکت به سرعت در حال رشد است و شرایط کاری دشوار شده، اعتراض کردند. تیم اجرایی شرکت اذعان کرد که حق با کارکنان است. همان‌طور که باک می‌گوید، مدیر مالی گوگل تصمیم گرفت با راه‌اندازی برنامه‌ای که گوگلرها در آن بزرگ‌ترین مشکلات خود را شناسایی و به حل آن کمک می‌کردند، اختیار کار را کاملا به‌دست آنها بسپارد. این اقدام روحیه گوگلرها را به شدت تقویت کرد و آنها برنامه‌ریزی کردند تا سیستم‌ها و فرآیندها را ارتقا دهند و شرایط را بهتر کنند.

 

5) هنگام استخدام، نمرات و معدل درسی اهمیت ندارد

باک با اتکا بر تجزیه و تحلیل داده، چند سال پیش در مصاحبه با روزنامه نیویورک تایمز گفته بود نمرات درسی و معدل نهایی به‌عنوان معیاری برای استخدام افراد، ارزشی ندارند. گوگل به این نتیجه رسیده که این معیارها هیچ چیزی را پیش‌بینی نمی‌کنند.  به گفته باک، «بعد از دو یا سه سال، عملکرد شما در شرکت گوگل هیچ ربطی به عملکردتان در مدرسه یا دانشگاه پیدا نمی‌کند، چون مهارت‌هایی که در دانشگاه می‌آموزید کاملا متفاوتند. همچنین شما فرد کاملا متفاوتی هستید. چون یاد می‌گیرید و رشد می‌کنید و در مورد مسائل به شکل متفاوتی فکر می‌کنید.» در نتیجه، عجیب نیست که حدود 14 درصد اعضای تیم‌ها در شرکت گوگل، اصلا تحصیلات دانشگاهی ندارند.

 

منبع: INC

ویژهنامه دنیای اقتصاد - شماره 4109 1396/05/12
کد خبر: DEN-CE429165-EC52-4AA3-874D-636A4D4D28BC
 

 

میترا فتحی
مربی بین‌المللی هوش هیجانی و اجتماعی
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

در زندگی اجتماعی یعنی وقتی که ما در جمع و گروه زندگی می‌کنیم، هیچ‌یک از ما نمی‌تواند بگوید که فقط خودم مهم هستم و فقط اهداف، نیاز‌ها و خواسته‌های من در اولویت است. افرادی که این روش را برای زندگی در اجتماع انتخاب می‌کنند به خودمحوری و خودشیفتگی دچار هستند. زندگی در جمع آداب مخصوص به خود را دارد که اگر آن را نادیده بگیریم هرج و مرج و آشفتگی پیش می‌آید. در این مقاله می‌خواهیم بعضی از رفتار‌هایی را که در زندگی اجتماعی به دیگران (به گروه) آسیب می‌زند را برای شما شرح دهیم، سپس به‌طور اجمالی بگوییم که تقویت هوش هیجانی و هوش اجتماعی چه تاثیری بر زندگی اجتماعی دارد:

 

افراد خودمحور. افرادخود محور کسانی هستند که بر نیاز‌ها و مسائل فردی خود متمرکز بوده و نسبت به خواسته و نیاز دیگران بی اعتنا هستند. آنها کار‌های خود را بی عیب و نقص می‌بینند و احساسات دیگران را نسبت به کار‌های خود نادیده می‌گیرند. این افراد مسائل دیگران کوچک و بی اهمیت شمرده و مسائل خود را بزرگ می‌دانند. این افراد همان‌هایی هستند که بدون در نظر موقعیت دیگران بر برآوردن درخواست خود توسط آنها اصرار می‌کنند. آنها بدون در نظر گرفتن آسیبی که به دیگران می‌زنند، آن‌طور که دلشان می‌خواهد رفتار می‌کنند و می‌گویند که دیگران باید خود را تغییر دهند و نه من. آنها غالبا بر اساس امیال خود رفتار می‌کنند و نسبت به اینکه چه کاری به نفع جمع است، بی اعتنا هستند.

افراد خودشیفته. افراد خودشیفته این باور را دارند که همه باید در خدمت آنها باشند. همه باید همیشه دردسترس‌شان باشند و مهم نیست که آنها در دسترس دیگران باشند یا نه. عمدتا باور دارند که از همه بهتر، داناتر و بالاتر هستند و اجازه دارند که هر نوع رفتار تحقیرآمیزی را در قبال دیگران انجام دهند. در باور آنها همه باید به باورشان احترام بگذارند، اما خود آنها دلیلی نمی‌بینند که همیشه به باور‌های دیگران احترام بگذارند. بنابر این نوع باور‌ها واکنش‌هایی را از آنها می‌بینیم که برای دیگران آسیب زننده است. آنها به خود اجازه می‌دهند که حتی قوانین را زیر پا بگذارند؛ زیرا فکر می‌کنند که قوانین فقط برای دیگران است.

افراد تحقیرگر. افراد تحقیرکننده آن دسته از افرادی هستند که کمبود‌ها و حقارت‌های خود را به دیگران نسبت می‌دهند. یا آن دسته از افرادی که نقش والد سرزنشگر را برای دیگران بازی می‌کنند. یا آنهایی که با باور‌های مسموم یا متعصبانه بزرگ شده‌اند و غالبا مشغول عیب‌جویی از دیگران هستند. افراد تحقیرگر در جامعه‌ای که زندگی می‌کنند غالبا دیگران را از خود می‌رنجانند.

افراد سرزنشگر. افراد سرزنشگر همان‌هایی هستند که همیشه نقش والد سرزنشگر را بازی می‌کنند و مشغول به سرزنش و توبیخ دیگران هستند. آنها غالبا نیاز زیادی به اثبات خود دارند. این افراد همان‌هایی هستند که وقتی خطایی از شما سر می‌زند شروع به سرزنش وگفتن جملاتی نظیر «دیدی گفتم؟؟!» می‌کنند.

افراد خودخواه. افراد خودخواه همیشه می‌گویند که هر کاری را که دلم بخواهد انجام می‌دهم و هر کاری که می‌کنم به دیگران ربطی ندارد. در زندگی اجتماعی ما نمی‌توانیم بگوییم که من هر کاری می‌کنم به دیگران ربطی ندارد؛ زیرا وقتی در یک جمع هستیم هم رفتار و احساسات ما بر جمع و هم رفتار و احساسات جمع بر ما تاثیر می‌گذارد. یعنی در هر جمعی میان افراد و جمع تاثیری متقابل در جریان است.

 

مهارت همدلی در هوش اجتماعی

یکی از مهارت‌های مهمی که هر یک از ما در زندگی گروهی و جمعی باید به‌دست آوریم، مهارت همدلی است. اینکه یاد بگیریم که در جمع منافع گروه بر منافع فرد اولویت دارد. اینکه یاد بگیریم که در جمع تاثیر متقابل وجود دارد و هر رفتار ما، بر جمع تاثیر می‌گذارد. اینکه یاد بگیریم که قبل از هر رفتاری خودمان را جای جمع بگذاریم و آسیب‌هایی که ممکن است که به جمع بزنیم را به حداقل برسانیم. طبق مشاهدات، جامعه ما در کار گروهی بسیار ضعیف عمل می‌کند؛ زیرا در هر جمعی به جای منافع و اهداف جمع، خواست و نیاز شخصی اولویت دارد، همدلی پایین است و حد و حدود‌های تعریف‌شده‌ای وجود ندارد. در یک جمع نمی‌توانیم بگوییم که به شما چه که من هر کاری می‌کنم. جامعه ما فقط اگر همین یک مطلب را یاد بگیرد، عملکردش در کار و زندگی گروهی بهتر می‌شود.

مهارت یکپارچگی و انسجام درونی در هوش هیجانی. کسانی که این مهارت را کسب می‌کنند به اخلاق مداری بالایی می‌رسند. میان رفتار، گفتار و نیت این افراد یکپارچگی وجود دارد. این‌طور نیست که آنها حرفی بزنند و خلاف آن رفتار کنند. آنها با رفتار اخلاقی خود در جامعه اعتماد و اعتبار کسب می‌کنند. آنها کار درست را انجام می‌دهند، حتی اگر منافعی برایشان نداشته باشد. این افراد حتی اگر موقعیت خود را از دست بدهند باز هم به اصول و ارزش‌های اخلاقی خود پایبند می‌مانند. غالبا از چنین افرادی کمتر به دیگران ضرر می‌رسد.

 

مهارت آگاهی و مدیریت هیجانات در هوش هیجانی

با کسب مهارت مدیریت هیجانات، افراد به شناخت کافی از هیجانات خود می‌رسند و یاد می‌گیرند که چه برخورد مناسبی را با آنها خود داشته باشند. در این مهارت افراد با انجام تمارین مختلف به توانایی مدیریت هیجانات خود می‌رسند. کسب این مهارت باعث می‌شود که از رفتار‌های هیجانی آنها کاسته شده، با منطق قوی‌تری رفتار مناسب را انتخاب کرده و انجام دهند. آنها یاد می‌گیرند که به جای سرکوب هیجانات یا فرار از آنها راه‌های مناسب‌تری را برای برخورد با هیجانات پیدا کنند. با کسب این مهارت افراد به آمادگی لازم برای کنترل رفتار‌های خود می‌رسند.

پنج شنبه, 12 مرداد 1396 12:18

فرزند خوب، فرزند بد !

ویژهنامه دنیای اقتصاد - شماره 4109 1396/05
کد خبر:DEN-1203E1A7-184C-4231-9561-771311884007
فرزند خوب، فرزند بد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرزند خوب و فرزند بد بحث داغی است که سال هاست که در تربیت فرزند وجود داشته است. تربیت ما عمدتا بر این اساس بوده است که باید دختر یا پسر خوبی باشیم. حال اینکه دختر یا پسر خوب و بد چه کسانی هستند به تعریف وقت جامعه و والدین بستگی داشته است. در اغلب مواقع دیده می‌شود که پدر‌ها و مادر‌ها در تلاش برای تربیت یک فرزند خوب هستند، اما به‌راستی فرزند خوب چه فرزندی است؟ فرزندی مطیع؟ عاقل؟ بالغ؟ فهمیده؟ دانشمند؟ مودب؟ کسی که نظری از خود ندارد؟ کسی که نه نمی‌گوید؟ کسی که با شما مخالفت نمی‌کند؟ کسی که آن‌گونه که شما می‌خواهید رفتار می‌کند؟ کسی که به‌طور مادرزاد و از ابتدا قادر به تشخیص درست و غلط است؟ فرزندی که درس می‌خواند و همیشه نمره بیست می‌گیرد؟ کسی که مایه افتخار و مباهات شماست؟ کسی که بهتر از بچه‌های مردم است؟ کسی که بازی و شیطنت نمی‌کند و مثل یک خانم یا آقا ساکت سر جایش می‌نشیند؟

 

اگر تعریف شما از فرزند خوب ویژگی‌های بالا و دیگر مثال‌هایی شبیه آنها است، بهتر است بگوییم که شما دنبال فرزند خوب نیستید، شما به دنبال یک برده و انسان ناقص هستید. شما تعبیر اشتباهی از فرزند دارید. طرز فکر خود را تغییر دهید. فرزند شما باید بازی و شیطنت کند. او باید کنجکاوی کند، باید اشتباه کند، باید گاهی مخالف شما حرف بزند، باید درخواست استقلال کند، نباید از کودکی فقط درس بخواند و برای شما افتخار جمع کند. شما اگر به دنبال افتخارات هستید لطف کنید و خودتان افتخارات را کسب کنید. فرزندان خود را مجبور به کاری که خودتان دوست دارید نکنید و اجازه دهید که به‌طور طبیعی رشد کنند و یک انسان طبیعی باشند.  وقتی که باید و نباید‌های ناسالم برای فرزند خود تعریف کرده و او را مجبور به تظاهر و خود سانسوری می‌کنید توقع نداشته باشید که فرزند سالم و خوبی داشته باشید. شما در جهت بیمار کردن فرزند خود قدم برمی‌دارید.

 

فرزند خود را با دیگران مقایسه نکنید و به جای آن سعی کنید که خود او را بیشتر بشناسید و درک کنید. اگر حوصله و اعصاب ندارید، پس اصلا بچه‌ای به دنیا نیاورید یا اینکه برای تقویت اعصاب و اصلاح روان خود اقدام کنید. فرزندان سالم آنهایی هستند که با خود در صلح هستند. در ابتدا فرزند خوب یا بد وجود ندارد، این شما هستید که با تربیت صحیح یا غلط به زندگی فرزند خود جهت می‌دهید؛ زیرا فرزندان شما زمانی که به دنیا می‌آیند شناختی از این دنیا ندارند و اولین کسانی که او را به شناخت مسائل دنیا می‌رسانند شما هستید.  جبران خلیل جبران می‌گوید: «فرزندان شما از آن شما نیستند، آنها دختران و پسران زندگی‌اند. آنها از طریق شما به دنیا گام نهاده‌اند، نه از شما و هر چند با شما هستند، به شما تعلق ندارند. شما شاید بتوانید عشقتان را به آنها بدهید، ولی فکرتان را نمی‌توانید؛ زیرا آنها افکار خودشان را دارند.

 

شما شاید بتوانید برای جسم‌های آنها مسکن فراهم آورید، ولی نه برای روح آنها؛ زیرا روح آنها در خانه فردا مسکن دارد، فردایی که شما قادر نیستید آن را ببینید حتی در رویاهایتان. شاید شما تلاش کنید که مثل آنها شوید؛ ولی از آنها نخواهید که مثل شما شوند؛ زیرا زندگی به عقب بازنمی‌گردد و با دیروز سروکار ندارد. شما کمان هستید و فرزندانتان تیرهای زندگی‌اند که از این کمان پرتاب می‌شوند. آنکه کمان را آفریده است مسیر را به نیکی می‌شناسد و با مشیت خود شما را تا آنجا خم می‌کند که تیرها در کمال آرامش، اما تا حد نهایت خود بپرند. بگذارید سازنده کمان شما را در مسیر شادی و شادمانی خم کند. بگذارید تیرها رو به جانبی که او می‌پسندد پرواز کنند و بدانید که او کمان را نیز استوار و محکم می‌پسندد. »

پنج شنبه, 12 مرداد 1396 12:10

هفت قدم تا موفقیت

 کد خبر: DEN-58D52393-111E-42BA-A34D-77F552330272
هفت قدم تا موفقیت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای موفق شدن، ابتدا باید بستر موفقیت را فراهم کنید. بستر موفقیت یعنی مسیری که شما را به موفقیت می‌رساند، یعنی شناخت اینکه موفقیت چه چیزی است یا چگونه فراهم می‌شود؟ فراهم کردن بستر موفقیت یعنی وارد شدن به حوزه اطلاعاتی و شخصیتی انسان‌های موفق، یعنی اینکه رفتار ها، باور‌ها و شخصیتی را پیدا کنید که از شما یک انسان موفق می‌سازد. در ادامه می‌خواهیم چند کاری را که با انجام آنها شما می‌توانید بستر مناسبی برای موفقیت خود فراهم کنید برایتان شرح دهیم:

 

1- قدم اول پیدا کردن شناخت کافی نسبت به خود است. شما تا زمانی که خود را نشناسید، نمی‌توانید خود را تغییر دهید یا اصلاح کنید و تا زمانی که تغییر نکنید، هیچ چیزی تغییر نخواهد کرد. همچنین، تا وقتی که خود را نشناسید، نمی‌توانید روش‌های متناسب با خود را برای موفقیت انتخاب کنید و از عهده ظرافت‌های مسیر موفقیت نمی‌توانید بر آیید. بنابراین اولین قدم اصولی در این مسیر، شناخت خود است. طی فرآیند شناخت خود، شما به اطلاعات مهمی از دلایل عدم موفقیت خود دست پیدا می‌کنید که با اصلاح آنها به راحتی می‌توانید به موفقیت‌های زیادی دست یابید.

 

2- قدم دوم تغییر کردن است. قرار نیست چیزی بیرون از شما تغییر کند تا شما موفق شوید. افرادی که دائما در انتظار تغییر اوضاع و شرایط برای رسیدن به موفقیت هستند، در اغلب مواقع این بازی را می‌بازند. اگر تغییر نکنید حذف می‌شوید و زمانی که شما تغییر می‌کنید، هستی هم به خیلی از درخواست‌های شما پاسخ مثبت می‌دهد. انسان‌هایی که هوش هیجانی بالایی دارند، افرادی هستند که مهارت خاصی در تشخیص تغییرات مورد نیاز و اقدام به تغییر دارند. آنها در برابر تغییر منعطف هستند و زندگی بدون تغییر را نمی‌پذیرند. حال شما بهتر نمی‌شود مگر اینکه با خود واقعی‌تان مواجه شوید و آن را تغییر دهید.

 

3- قدم سوم اصلاح باور‌های سمی است. بسیاری از باور‌هایی که در ذهن افراد ناموفق وجود دارد، باور‌های سمی‌ای هستند که مانع رشد آنها می‌شوند، سطح عملکردشان را پایین می‌آورند، ترس هایشان را افزایش می‌دهند و واکنش‌ها و رفتار هایشان را به سمت و سویی منفی و مخرب هدایت می‌کنند. باور‌های سمی خود را که مانع موفقیت‌تان می‌شود به کمک یک متخصص شناسایی و اصلاح کنید تا موانع بزرگی از مسیر موفقیت‌تان برداشته شود. فراموش نکنید که زندگی شما، باور‌های عمیقی است که در ذهن دارید.

 

4- قدم چهارم تقویت هوش هیجانی است. با تقویت هوش هیجانی خود می‌توانید تمام مراحل دیگر را پوشش دهید. طبق تحقیقات دنیل گلمن، هشتاد و پنج درصد از موفقیت شما به سطح هوش هیجانی و هوش اجتماعی شما وابسته است. اهمیت تقویت هوش هیجانی و هوش اجتماعی بسیار بالاتر از IQ بالا است. به صرف داشتن اطلاعات و حافظه قوی نمی‌توانید عنوان انسان موفق را به خود اختصاص دهید. شما زمانی انسان موفقی هستید که در تمام جنبه‌های زندگی خود حد متعادلی را داشته باشید.

 

5- قدم پنجم این است که موفقیت را بشناسید و به تعریف جامع و صحیحی از آن برسید. آیا می‌دانید که موفقیت چیست؟ آیا می‌دانید به چه کسی انسان موفق می‌گویند؟ بنابراین، لازم است که برای موفق شدن به درک صحیحی از مفهوم موفقیت برسید.

 

6- قدم ششم این است که هدف‌سازی و راه دستیابی به هدف را یاد بگیرید. بسیاری از افراد قادر به ساختن هدف برای زندگی خود نیستند، و بسیاری دیگر هدف دارند؛ اما نمی‌دانند که چگونه به آن هدف برسند. آیا آن هدفی که برای خود تعیین کرده‌اید واقعا هدف خودتان است یا بر اساس گفته‌های دیگران و چیزی را که در جامعه رایج است، انتخاب کرده‌اید؟ آیا آن هدف با شخصیت، استعداد‌ها و توانایی‌های شما همراستا است؟ آیا هدف را درست تشخیص داده‌اید؟ آیا راه‌ها و ظرافت‌های رسیدن به اهداف را بلد هستید؟ آیا اصلا می‌دانید که دستیابی به هدف روش‌های هوشمندانه‌ای دارد؟ آیا آن روش‌های هوشمندانه را بلد هستید؟

 

7- قدم هفتم این است که به نقطه کور خود آگاهی پیدا کنید. نقطه کور جایی است که شما قادر به دیدن آن نیستید؛ اما دیگران به راحتی می‌توانند آن را ببینند. بد نیست که هرازگاهی از دیگران بخواهید که نمای بیرونی شما را برای خودتان توصیف کنند. آنها شما را چگونه می‌بینند؟ آیا آن‌گونه که خود را می‌بینید، دیگران هم شما را همان‌گونه می‌بینند؟ چه چیز‌هایی درباره شما وجود دارد که خود قادر به دیدن آنها نیستید؟ آگاهی به نقطه کور باعث می‌شود که شما بسیاری از دلایل عدم موفقیت خود را که تا به حال قادر به دیدن آنها نبوده‌اید دیده، شناخته و اصلاح یا تقویت کنید.

 کد خبر: DEN-C547C86D-B01B-4132-ACEA-6B11A1D3D47B
گوشی موبایل شما چقدر رم لازم دارد؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این روزها مدل‌های متنوعی از گوشی‌های موبایل روانه بازار می‌شوند که گاهی حتی 6 یا 8 گیگابایت رم دارند. با این حال اما رم بیشتر چه کاربردی دارد و اصلا واقعا به این حجم از رم نیاز است؟ حافظه رم که اغلب در بازار کشور ما آن را با کارت حافظه اشتباه می‌گیرند یک حافظه با دسترسی تصادفی (Random Access Memory) است که به‌طور خلاصه اطلاعات مورد نیاز اپلیکیشن‌های پر استفاده را درون خود به‌ شکل موقت برای پردازش واحد پردازنده مرکزی (CPU) نگه می‌دارد تا سرعت کلی و عمومی سیستم بالاتر برود. محتوای حافظه رم پس از روشن و خاموش شدن سیستم به‌طور کامل پاکسازی می‌شود و به این ترتیب است که می‌توان گفت رم هیچ ارتباطی با کارت حافظه ندارد.

 

رم دقیقا چه ‌می‌کند؟

گوشی‌های هوشمند امروزی کارهای بسیاری بیشتری را نسبت به چند سال پیش انجام می‌دهند و برای انجام این کارها به ‌نحو درست و سریع به حافظه‌های رم نیاز است. ما اپلیکیشن‌ها و بازی‌ها را درون حافظه داخلی یا حافظه خارجی گوشی خود نصب می‌کنیم؛ پردازنده CPU و پردازنده گرافیکی GPU نیز وظیفه پردازش را برعهده دارند پس در این میان وظیفه رم چیست؟ ویشال کارا مدیر محصول شرکت Piriform سازنده اپلیکیشن محبوب CCleaner در این مورد می‌گوید که گوشی‌های هوشمند به یک حافظه دسترسی سریع برای مالتی‌تسکینگ یا همان چند وظیفگی نیاز دارند؛ کاری که رم آن را انجام می‌دهد. در واقع رم می‌تواند تمامی عملیات را در آن واحد در حال اجرا نگه دارد. وقتی یک اپلیکیشن بازی را اجرا می‌کنید آن اپ درون رم بارگذاری می‌شود و تا وقتی که در رم حضور دارد می‌توانید بدون نیاز به رفرش شدن یا بارگذاری مجدد محتوا به‌سرعت بین آن اپ و سایر اپ‌ها جابه‌جا شوید. به همین دلیل است که رم برای چند وظیفگی ضروری بوده و وقتی حافظه رم پر شود سیستم مجبور می‌شود اپ‌های نسبتا قدیمی‌تر را ببندد تا جا برای اپ‌های جدیدتر باز شود. در تئوری رم بیشتر به معنای اجرای همزمان پروسه‌های بیشتر و اپلیکیشن‌های بیشتر است.

برخلاف کامپیوترهای خانگی که معمولا تاخیر یکی دو ثانیه‌ای در اجرای برنامه‌ها قابل قبول است ما دوست داریم گوشی هوشمندمان همان موقع که آیکون اپلیکیشنی را لمس کردیم آن‌را برایمان اجرا کند. علاوه بر اپلیکیشن‌هایی که خودمان اجرا می‌کنیم سرویس‌های اپ‌های دیگر مانند پیام‌رسان‌ها، ایمیل‌ها و … نیز در پس ‌زمینه در رم حضور دارند تا بتوانند به محض اینکه پیام جدیدی را دریافت کردیم آن را برایمان به شکل یک نوتیفیکیشن نمایش دهند. اما در واقع هیچ مقدار ثابتی برای رم مورد نیاز یک گوشی هوشمند وجود ندارد؛ همان‌طور که می‌دانید آی‌فون و سیستم‌عامل iOS طوری حافظه رم را مدیریت می‌کنند که با 2 یا نهایتا 3 گیگابایت رم عملکرد چند وظیفگی در حد گوشی‌های اندرویدی با 6 یا 8 گیگابایت رم است.

اولین گوشی اندرویدی که به دو شکل T-Mobile G1 و HTC Dream ازسوی اچ‌تی‌سی تولید شد تنها 192 مگابایت رم داشت. این مقدار رم هم‌رده سایر گوشی‌های هوشمند مثل پاکت‌پی‌سی‌های آن دوران بود. اولین آی‌فون هم که در سال 2007 معرفی شد تنها 128 مگابایت رم داشت. این مقدار ظرف 10 سال به 8 گیگابایت در گوشی وان‌پلاس 5 یعنی حدود 43 برابر رسیده است. در حال حاضر وان‌پلاس 5 با 8 گیگابایت حافظه داخلی خود در مالتی‌تسکینگ از دیگر پرچم‌داران اندرویدی و حتی آی‌فون 7 بهتر عمل می‌کند و می‌تواند اپلیکیشن‌های بیشتری را در پس‌ زمینه نگه‌ دارد. البته سرعت رم نیز فاکتور مهمی است که سرعت نوشتن و فراخوانی از این حافظه را بیشتر می‌کند. در حال‌حاضر LPDDR4 در اکثر پرچم‌داران اندرویدی به یک استاندارد تبدیل شده است.

جان پول از شرکت Primate Labs سازنده اپلیکیشن بنچمارک مشهور Geekbench معتقد است که در واقع هرچقدر هم رم حجیمی در گوشی هوشمند استفاده کنیم این امر باعث کاهش سرعت یا کارآیی نمی‌شود، اما آیا چنین حجم بالایی واقعا نیاز است؟ مقدار رم مورد نیاز ما در گوشی‌های هوشمند رو به افزایش است. طبق آمار App Annie هر کاربر گوشی هوشمند به‌طور متوسط 9 اپلیکیشن در طول روز و 30 اپلیکیشن مختلف در طول ماه اجرا می‌کند. با نگاهی به بخش RAM گوشی گلکسی اس 6 خود متوجه شدم سیستم و اپلیکیشن‌ها چیزی حدود 9/ 1 گیگابایت از 3 گیگابایت رم این گوشی را اشغال کرده‌اند که با پاکسازی اپلیکیشن‌ها این مقدار به 6/ 1 گیگابایت کاهش می‌یابد. رم اشغال شده در گوشی‌های با حافظه رم بیشتر مثلا 4 یا 6 گیگابایت بیشتر است به این دلیل که سیستم سعی می‌کند برای افزایش سرعت باز شدن اپلیکیشن‌ها از مقدار بیشتری از رم استفاده کند. برخلاف تصور عمومی همیشه مقدار رم بلااستفاده بیشتر به معنی عملکرد بهتر نیست!

پول می‌گوید در حال‌حاضر نرم‌افزارها در حال بزرگ‌تر و پیچیده‌تر شدن هستند و همچنین دوربین گوشی‌ها نیز قادر به عکسبرداری‌های خام RAW با وضوح بالا بوده که برای پردازش این مقادیر اطلاعات نیاز به رم بالاست. با این وجود شاید 8 گیگابایت با این شرایط هم بیش از حد نیاز هر کاربری باشد و می‌توان گفت 4 گیگابایت برای رم گوشی‌های هوشمند اندرویدی کنونی کاملا کافی است. از آنجا که ارتقای رم از 4 به 6 یا حتی 8 گیگابایت هزینه چندانی برای تولیدکنندگان ندارد آنها ترجیح می‌دهند مقادیر رم بالاتری را استفاده کنند تا روی کاغذ محصولشان بهتر از محصول متناظر رقیب به نظر برسد.

حالا که رم بیشتر باعث کاهش سرعت یا کارآیی گوشی نمی‌شود شاید با خودتان بگویید استفاده از 8 یا حتی 16 گیگابایت رم چه عیبی می‌تواند داشته باشد؟ پول می‌گوید: هر چه رم بیشتری درون یک گوشی هوشمند قرار دهید به انرژی بیشتری نیاز خواهید داشت و به این ترتیب دوام شارژ باتری گوشی شما کاهش خواهد یافت. رم فارغ از اینکه تا چه حدی اشغال شده است حداکثر انرژی مورد نیاز خود را طلب می‌کند و به این ترتیب حتی اگر تنها یک اپلیکیشن در آن حضور داشته باشد یا کاملا خالی باشد باز هم همان مقدار انرژی را مصرف خواهد کرد. به این ترتیب رم بلااستفاده کماکان در دوام شارژ گوشی شما تاخیر خواهد داشت. پس رم بیشتر می‌تواند گاه تاثیر منفی نیز بر گوشی هوشمند شما داشته باشد.

 

جادوی اپل در آی‌فون

با اینکه رم گوشی‌های اندرویدی در دو سه سال اخیر از 2 به 4 و حالا به 6 و 8 گیگابایت جهش کرده‌اند کماکان پرچم‌داران اپل آی‌فون 7 و آی‌فون 7 پلاس تنها 2 و 3 گیگابایت رم دارند و با این وجود عملکرد مساوی یا بعضا بهتری هم از اکثر اندرویدی‌ها دارند؛ اما این چگونه ممکن است؟دلیل عملکرد مشابه آی‌فون با دستگاه‌های اندرویدی مجهز به رم بیشتر تفاوت‌های ساختاری و اساسی بین مدیریت حافظه رم در دو پلت‌فرم اندروید و iOS است. اندروید از رویکردی با نام garbage collection یا جمع‌آوری زباله استفاده می‌کند، در حالی ‌که iOS از رویکرد reference counting یا شمارش مرجع بهره می‌برد. با اینکه در مورد اینکه کدام روش بهتر عمل می‌کند نظرات متعددی وجود دارد، اما همگی قبول دارند که روش اول برای عملکرد بدون مشکل به مقدار رم بیشتری نیاز دارد. با وجود تفاوت این دو رویکرد هر دو پلت‌فرم یک سیستم مدیریت حافظه دارند که نحوه عملکرد رم را دیکته می‌کند. به همین دلیل شاید با افزودن مقدار بیشتر رم لزوما عملکرد بهتر را شاهد نباشید و باید برای بهبود عملکرد سیستم مدیریت رم را نیز تغییر دهید. در تحقیقی که DigitalTrends انجام داده متاسفانه اپل و هوآوی در این مورد پاسخی نداده و ال‌جی و اچ‌تی‌سی نیز تمایلی به شرکت در این تحقیق نداشته‌اند.

 

رم را آزاد کنید

همان‌طور که گفتیم باور عمومی این است که میزان حافظه رم خالی بیشتر همیشه بهتر است. راستش را بخواهید این اعتقاد در دوران پی‌سی‌های با حافظه رم محدود درست بود و تا حدی برای گوشی‌های اندرویدی ارزان‌قیمت با حافظه رم کم نیز صادق است، اما در سایر موارد باوری اشتباه محسوب می‌شود. «کارا» می‌گوید این باور امروزه اشتباه است و در واقع در گوشی‌های هوشمند معمولا برعکس آن صادق است. همچنین اگر عادت دارید به‌صورت مرتب در منوی مالتی‌تسکینگ اپلیکیشن‌های باز را می‌بندید بهتر است بدانید این‌ کار نیز نه‌ تنها تاثیر مثبتی ندارد، بلکه می‌تواند تاثیر منفی در عملکرد گوشی‌تان داشته باشد. بستن اپلیکیشن‌ها در پس‌ زمینه دوام شارژ باتری را افزایش نخواهد داد و سرعت گوشی را بیشتر نخواهد کرد. درست است که پروسه‌های پس‌ زمینه همیشه در حال مصرف باتری هستند، اما این پروسه‌ها بدون توجه به اینکه صفحه اپلیکیشن را از منو ببندید یا خیر در حال اجرا باقی خواهند ماند. همچنین اجرای اپلیکیشن‌ها از حافظه داخلی به انرژی بیشتری نسبت به اجرای از حافظه رم نیاز دارد و به همین دلیل اگر اپلیکیشن‌ها را در رم نگه ‌دارید دوام شارژ گوشی شما بهبود خواهد یافت.

با اینکه برخی فضای خالی رم را فضای آزادی برای کارهای بیشتر می‌بینند، اما این تصور اشتباه است. همچنین اپلیکیشن‌های تسک کیلر که برای بستن اپلیکیشن‌ها طراحی شده‌اند معمولا تاثیر برعکس دارند. البته این اپ‌ها کماکان می‌توانند در گوشی‌های با رم محدود 512 مگابایتی یا یک گیگابایتی مفید باشند، اما به‌طور کلی برای سایر گوشی‌ها استفاده از آنها را توصیه نمی‌کنیم مگر اینکه دقیقا بدانید چه پروسه‌هایی را می‌بندید و این‌کار چه تاثیری بر سیستم دارد. به‌طور کلی اینکه گوشی هوشمندتان به چند گیگابایت رم احتیاج دارد به این عامل بستگی دارد که شما چطور از گوشی خود استفاده می‌کنید. آیا دائما بین بازی و چند اپلیکیشن جابه‌جا می‌شوید یا به‌صورت عادی از گوشی خود استفاده می‌کنید. در هر صورت شاید برخی کاربران بتوانند از 6 گیگابایت رم بهره نسبتا خوبی ببرند، اما حداقل در حال حاضر 8 گیگابایت رم تاثیر چندانی در استفاده واقعی و روزانه نخواهد داشت.

پنج شنبه, 12 مرداد 1396 11:52

میل به بادیگاردهای اطلاعات

برای محافظت از اطلاعات در فضای مجازی چه راهکاری وجود دارد؟
 
   DEN-57D45C26-06E3-4C62-8608-9DD5A518E472
میل به بادیگاردهای اطلاعات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ترس از دست دادن اطلاعات یا دزدی آنها توسط هکرها اینترنتی در دنیایی که روزانه خبرهای زیادی درباره سرقت اطلاعات به گوش می‌رسد، ترس بی‌دلیلی نیست. اینکه بی‌وقفه هجوم حمله‌های هکری از نقاط مختلف دنیا مخابره می‌شود، نشانگر آن است که باید با تجهیزات امنیتی بیشتری از اطلاعاتی که از طریق ایمیل، گوشی و لپ‌تاپ‌ها جابه‌جا می‌شوند، محافظت کرد. خوشبخانه همان اندازه که راه‌های درز اطلاعات شخصی و محرمانه زیاد است، به آن اندازه هم راه‌های جلوگیری از آن ابداع شده‌اند؛ نرم‌افزارها یا وسایل هوشمندی که ضریب اطمینان و محافظت از اطلاعات اشخاص را تضمین می‌کنند. در ادامه به برخی از این راهکارها اشاره شده است که آمارها نشان می‌دهد میل به استفاده از آنها در میان کاربران جهان رو به افزایش است.

 

Qkey

میل به بادیگاردهای اطلاعات

یک فلش مموری است که می‌تواند اطلاعاتی که نمی‌خواهید به دست دیگران بیفتد را در مکانی امن نگاه دارد. می‌توانید این فلش را به کامپیوتر خود متصل کرده و به اطلاعات حساس خود دسترسی داشته باشید. این فلش هوشمند از همان تکنولوژی استفاده می‌کند که در کارت‌های اعتباری رایج بین‌المللی مانند ویزا و مسترکارد استفاده شده است و رمزگذاری آن همچون رمزگذاری‌های نظامی است. برای دسترسی به اطلاعات، این فلش مموری یک گاوصندوق امن مجازی دارد که با رمز محافظت می‌شود. توزیع آن از ماه ژوئن ۲۰۱۷ آغاز شده و قیمت آن ۹۹ دلار است.

 

سرویس‌های ذخیره رمز Last Pass و ۱Password

میل به بادیگاردهای اطلاعات

سرویس‌های Last Pass و ۱Password سرویس‌های امنیت با رمز هستند که می‌توانند رمز‌های شما را در محیط امنی ذخیره کرده و آنها را از طریق اپ‌هایشان در تلفن‌همراه در دسترس قرار دهند؛ همچنین از آنجایی که احتمال فراموش شدن رمز‌های طولانی و پیچیده متعدد وجود دارد، این برنامه‌ها هر رمز مربوط به حساب کاربری را حفظ کرده و به شما ارائه می‌دهند. برنامه Last Pass را می‌توان بدون هزینه یا با هزینه یک دلار در ماه و برنامه ۱Password را با 99/ 3 دلار در ماه استفاده کرد.

 

قفل هوشمند سفری «داگ اند بون»

میل به بادیگاردهای اطلاعات

این قفل هوشمند دقیقا همان چیزی است که نامش نشان می‌دهد. این قفل هوشمند که برای امنیت چمدان‌ها در سفر طراحی شده است، از راه دور توسط تلفن همراه کنترل می‌شود و خطر گم‌شدن کلید قفل‌های سفری را از بین می‌برد، باز شدن آن توسط برنامه‌اش در گوشی تلفن همراه صورت می‌گیرد و حتی می‌توانید در برنامه از مکان قفل باخبر شده یا آن را دنبال کنید. ورژن اندروید و ios این برنامه در کنار صفحه اینترنت آن موجود است.

 

ایمیل امنیتی پروتون

میل به بادیگاردهای اطلاعات

پروتون میل نام یک سرویس ایمیل با امنیت بالا، واقع در کشور سوئیس است. این سرویس از رمزگذاری انتها به انتها استفاده می‌کند؛ به این معنا که جز شما و مخاطب ایمیلتان، شخص دیگری قادر به مشاهده یا دسترسی به پیام شما نخواهد بود. داشتن محیط کاربری آسان و صندوق دریافت پیشرفته، رمزگذاری انتها به انتها و قرار گرفتن سرور‌های این سرویس در سوئیس –که این اطمینان را می‌دهد که تمام اطلاعات ایمیل‌های شما تحت‌قوانین سخت حریم شخصی این کشور محافظت می‌شوند – پروتون میل را به یکی از امن‌ترین سرویس‌های جهان تبدیل کرده است که هم در صفحه اینترنت و هم بر روی برنامه‌های اندروید و ios قابل دسترسی است.

 

پیام‌رسان خصوصی سیگنال

میل به بادیگاردهای اطلاعات

سیگنال نام پیام‌رسان امنی است که مانند هر پیام‌رسان دیگری کار می‌کند؛ می‌توان در آن پیام فرستاد، تماس اینترنتی کاملا رایگان برقرار کرد یا تصویر و فیلم به اشتراک گذاشت؛ با این تفاوت که تمام اطلاعات شما کاملا محرمانه و فقط توسط شما قابل دسترسی هستند. این برنامه پیام‌رسان را می‌توان برای سیستم‌عامل‌های اندروید یا ios دریافت کرد.