ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

پنج شنبه, 12 مرداد 1396 11:48

هدایای هوشمند

ابزارهایی که تکنولوژی ویژگی آنهاست
   DEN-F92D27E5-E65E-4E65-8158-FFBB3E748432
هدایای هوشمند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لیدا ایاز

برای هدیه دادن این روزها گزینه‌های بسیاری پیش رو دارید، هزار مغازه مجازی و غیرمجازی روزانه ابزارهایی را به شما پیشنهاد می‌دهند که کار انتخاب هدیه را آسان می‌کند اما هدیه‌هایی از نوع‌های تک یا تکنولوژی بالا می‌تواند نوع ویژه نگاه شما را به زندگی نشان دهد و فرد هدیه‌گیرنده را نیز غافلگیر کند. در ادامه با برخی از این دست از هدیه‌ها آشنا می‌شوید که هوشمند بودن آنها می‌تواند برای همه خوشایند باشد.

 

کنسول بازي قابل حمل

کنسول بازی قابل ‌حمل وسیله سرگرمی مقرون‌به‌صرفه‌ای است که برای کودکان یا گیمرهای تازه‌کار گزینه بسیار خوبی به‌عنوان هدیه محسوب می‌شود. این دسته از محصولات، در ابعاد متفاوتی طراحی شده‌اند که باعث می‌شود گیمر از بازی با آن احساس خستگی نکند. چینش دکمه‌ها در این کنسول، متناسب با قرارگیری آن در دست طراحی شده است. این کنسول‌ها که از نوع شارژی محسوب می‌شوند، با اتصال به برق، با سرعت قابل‌قبولی شارژ می‌شوند. این دستگاه با توجه به قیمت مناسب و کارآیی مختلف برای کودکان، سرگرمی مناسبی محسوب می‌شود. قیمت پایه این محصول در بازار ایران از 60 هزار تومان برآورد می‌شود.

 

مچ‌بند هوشمند

مچ‌بندهای هوشمند از جمله ابزاری هستند که محبوبیت خود را در بین کاربران حفظ کرده‌اند. صرف‌نظر از مدل‌هایی با تکنولوژی بالا در بازار ایران می‌توان دسته‌ای از این مچ‌بندها را یافت که با وجود قیمت مناسب قابلیت‌های خوبی هم دارند. در نسخه‌های قدیمی این دستبندها معمولا تنها اعلان‌های گوشی مانند تماس و پیامک دریافتی فقط از طریق ویبره اطلاع‌رسانی می‌شد؛ اما در مدل‌های به‌روز شده می‌توان این اطلاعات را روی صفحه‌نمایش 42/ 0 اینچی نیز مشاهده کرد. روی این صفحه دکمه‌ای لمسی قرار دارد که با فشردن پی‌درپی آن اطلاعات مختلفی روی صفحه نشان داده می‌شود. تعداد قدم‌های برداشته‌شده، مسافت طی‌شده، کالری سوزانده‌شده، تعداد ضربان قلب و مدت‌ زمان خواب سبک و عمیق اطلاعاتی هستند که روی صفحه‌نمایش نشان داده می‌شوند. برای انتقال اطلاعات مچ‌بند به گوشی باید اپلیکیشن‌های خاصی را روی گوشی نصب کرد. از ویژگی‌های دیگر این مچ‌بندها هشدار عدم فعالیت بدنی، قابلیت تعیین اهداف تمرینی، روشن‌ شدن صفحه با چرخش مچ و نمایش درصد باتری باقی ‌مانده است. برای شارژ این مچ‌بندها باید هسته مرکزی را از بند جدا کرده و توسط کابل مخصوص شارژ به شارژر یا کامپیوتر شخصی وصل کرد. کمترین قیمت این مچ‌بندها در بازار ایران 100 هزار تومان برآورد می‌شود.

 

چراغ خواب هوشمند

زمانی را به یاد بیاورید که برای هدیه دادن به سمت آباژورها و چراخ خواب‌های رنگارنگ می‌رفتیم. به نظر نمی‌رسد آنها از مد افتاده باشند و اگر بخواهیم هنوز هم این وسایل هدیه‌های مناسبی هستند که حالا تنها فرقشان این است که رنگ تکنولوژی هم به خود گرفته‌اند. چراغ خواب‌های هوشمند به‌طور معمول به رنگ سفید هستند و البته به‌ جز رنگ سفید به سه رنگ اصلی قرمز، سبز و آبی مجهز شده و در مواقعی که روشن باشد، قابلیت تولید بیش از 16 میلیون رنگ مختلف را دارند. شما می‌توانید این محصول را روی میز کار یا کنار تختخواب خود قرار داده و آداپتور آن را به پریز برق متصل کنید. در این حالت چراغ خواب آماده به‌کار است و در صورت نیاز تنها باید آن را با استفاده از کلید پاور که بالای بدنه قرار دارد، روشن یا خاموش کنید؛ همچنین در کنار آن یک کلید قرار گرفته که می‌توانید از آن برای تغییر رنگ چراغ خود استفاده کنید. این محصول قابلیت کنترل روشنایی را هم دارد.

برای این کار می‌توانید دست خود را روی قسمت مربوط به آنکه با علامت + یا - مشخص شده حرکت دهید؛ همچنین می‌توانید با استفاده از نرم‌افزار مخصوص به این چراغ خواب که QR کد آن روی جعبه وجود دارد، نور را کم و زیاد کنید. حداکثر توان نوری در این چراغ خواب 300 لوم است و نوری متعادل را برای شما فراهم می‌کند. انرژی مورد نیاز برای استفاده از این محصول، از طریق یک آداپتور و اتصال به برق شهری (100 تا 240 ولت) تامین می‌شود. توان اسمی در این چراغ 10 وات است. دارندگان گوشی‌های هوشمند با سیستم عامل اندروید و افرادی که از گوشی‌های موبایل آی‌فون با سیستم عامل iOS استفاده می‌کنند، قابلیت استفاده از نرم‌افزار این محصول و کار کردن با آن را دارند. برای این کار لازم است نرم‌افزار مربوط به آن را از روی QR کد جعبه یا گوگل پلی و اپ‌استور دانلود و روی دستگاه‌تان نصب کنید؛ سپس بلوتوث دستگاه خود را روشن کرده و با استفاده از نرم‌افزار، چراغ خواب را به‌راحتی کنترل کنید. قیمت پایه این محصول در بازار داخل 250 هزار تومان است.

 

کليد هوشمند

با آویزان کردن کلیدهای هوشمند در صورت گم‌ شدن وسایل از مکان آنها با خبر می‌شوید. درصورتی‌که جسم گم‌شده در محدوده 200 متری باشد قابلیت پیدا شدن دارد و وقتی به فاصله مشخصی از آن برسید زنگ هشدار آن فعال می‌شود. حداقل این گستره فاصله 1 تا 3 متر و حداکثر 8 تا 10 متر است. برای استفاده از این کلید‌ها باید اپلیکیشن مخصوص آن را نصب کنید. این کلیدها معمولا از یک باتری لیتیوم یونی بهره می‌برند که ظرفیت آن 210 میلی‌آمپر ساعت است. این کلیدهای هوشمند کوچک و سبک هستند و با سوراخی که در آن وجود دارد به وسایل وصل می‌شوند. کلید را می‌توانید در خودرو قرار دهید تا با GPS آن مکان‌یابی کنید. کلید هوشمند SK210 ،  4/5 سانتی‌متر طول و حدود 4 سانتی‌متر عرض دارد و ضخامت آن تقریبا یک سانتی‌متر است. این هدیه‌ای است که برای افراد فراموشکار می‌تواند بسیار دلچسب باشد قیمت پایه آن در بازار 70 هزار تومان است.

فرقه ها و عرفان های نوظهور تلاش می کنند از طریق کتاب، اندیشه ها و افکار خود را به مخاطب انتقال دهند، و البته به گونه ای این کار را انجام می دهند که مخاطب متوجه انحرافی بودن این افکار نشود.

به گزارش فرقه نیوز؛ فرقه ها و عرفان های نوظهور تلاش می کنند از طریق کتاب، اندیشه ها و افکار خود را به مخاطب انتقال دهند، و البته به گونه ای این کار را انجام می دهند که مخاطب متوجه انحرافی بودن این افکار نشود. پائولو کوئلیو یکی از نویسندگان مطرح جهانی است که از او بالغ بر بیست و سه کتاب تا کنون روانه بازار شده است که تمام آن ها به زبان فارسی نیز ترجمه شده است. کوئلیو اگر چه در آثار خود از خداوند سخن می گوید اما خدایی را معرفی می کند که می توان با او کشتی گرفت و گناهان را با او تقسیم کرد.

 


 

شیوه او برای انتقال آموزه هایش، رمان است. زیرا قلم خوبی دارد و سحارانه می نویسد. همین ویژگی باعث شده است که بسیاری از مخاطبین عام او متوجه انحرافات افکار او نشوند و کتاب های او را با خیالی راحت مطالعه کنند و در برخی مواقع الگوی خود نیز قرار دهند.

با این وجود و بر اثر بی اطلاعای مدیران تصمیم گیرنده، آثار او همچنان در بازار کتاب چاپ می شود و در هر گوشه و کناری به فروش می رسد. آثار او علاوه بر کتابفروشی های معتبر، در میان بساط دست فروشان نیز پیدا می شود.

یکی از مکانهای که مراجعین فراوانی دارد و جمعیت زیادی در روز به آنجا مراجعه می کنند پست مرکزی مشهد مقدس هست. در این مکان نمایشگاه کتابی دایر است که در آن فقط دو نوع کتاب وجود دارد، یکی مجموعه کامل کتاب های فراروانشناسی و فراعلم، مانند چگونه پولدار شویم، مدیریت موفق، میلیونر یک شبه، و... . و کتاب های پائولو کوئلیو.

به نظر می رسد فروشنده برای فروش کتاب های پائولو بساط کرده اما برای این که رد گم کند، از یکی دوتا موضوع کتاب دیگر هم استفاده کرده است.

حال سوال اینجاست: وجود کتاب های سراسر انحرافی پائولو کوئلیو در یک مرکز دولتی چه می کند؟ و آیا مسئولین آن مرکز از وجود این کتاب ها اطلاعی دارند یا خیر؟ که اگر اطلاع داشته باشند خود نیز شریک جرم هستند و اگر اطلاعی ندارند، پستی را اشغال کرده اند که مناسب آن نیستند.

چهارشنبه, 11 مرداد 1396 13:16

«من خواب دیدم در حریمت کفشدارم »

«من خواب دیدم در حریمت کفشدارم »

 

 «محمد جواد حاجی بنده» شاعر به مناسبت فرا رسیدن میلاد امام هشتم ترکیب بندی را  تقدیم به ساحت مقدس حضرت علی بن موسی الرضا(ع) سروده است.

 

بخش ادبیات
حرم امام رضا

 

 

وقتی قلم می‌کوفت بر واژه سرش را 

انگار وا می‌کرد شاعر شهپرش را 

آرام آرام آمد و دیوانگی کرد 

تا که ببوسد واژه‌های دربَرَش را

می‌خواست بنویسد غزل درباره‌ی او

می‌خواست در آغوش گیرد رهبرش را 

گاهی میان گریه می‌خندید...گاهی 

از شوق می‌بویید دست سرورش  را 

واژه به واژه عطر گل می‌داد شعرش

زیرا گرفته بود در بر دلبرش را 

إذن دخولش را که با حال خوشش خواند 

رفت و زیارت کرد قبر اطهرش را 

بعد از زیارت حال شاعر رو به راه است 

آماده‌ مدح و ثنای پادشاه است

پر می‌کشد هر نیمه شب طاووس.. در طوس 

از عالَم معقول تا محسوس ...در طوس

لبریز از تشبیه‌های بی نظیر است 

شعری که با باران شده مأنوس در طوس

تسبیح در دستان شاعر چرخ می‌خورد 

می‌گفت یا سبّوح یا قدوس ...در طوس

می‌گفت همراه خودم خیل ملک را 

 از آسمان آورده‌ام پابوس ...در طوس

وقتی که دل حالی به حالی شد همانجا

وقتی نفس در سینه شد محبوس در طوس:

با چشم‌هایش حرف می‌زد، که یقیناً

هرگز نمی‌گردد کسی مأیوس در طوس

مشهد بهشت عرشیان ِ آسمانی است 

جای نزول آیه‌های مهربانی است 

از بس که مست و عاشق و مخمور دارد

انگور در انگور در انگور دارد

بالای صحن کهنه‌اش بین دو تا شیر 

فیروزه‌ای از أصل نیشابور دارد

نَقّاره زن وقتی چنین خوش می‌نوازد 

هم شور، هم طنازی ماهور دارد 

ممنونم از اینکه مرا هم راه داده است

با این که صدها شاعر مشهور دارد

نور علی نور است در صحن عتیقش

دور ضریحش مخزنی از نور دارد

حتی هوای عاشقانش  را به والله 

میدانم از فرسنگ‌هایی دور دارد

در خاک صحنش شاخه‌های زر بروید 

در  سایه فوّاره‌اش گوهر بروید 

هر شعر نابی که سرانجامش غزل شد 

با نور چشمان تو از روز ازل شد 

آبِ تمام رودهای جاری خاک 

با خنده‌های تو مبدّل به عسل شد

شاعر پس از وصف کمالات تو آقا 

در شهر خود معروف شد ضرب المثل شد  

از آن زمان که پا در این کشور نهادی 

ایران به ایرانی پر از عاشق بدل شد 

فردی کنار پنجره فولاد می‌گفت:

آن مشکل لا ینحل من بود!!!.. حل شد 

می‌گفت: نازا هستم و بچه ندارم 

رفت و پس از یکسال "او" بچه بغل شد

هرکس برای مشکلش دارو بخواهد 

باید که از این ضامن آهو بخواهد 

خورشید اگر در بارگاه تو مرید است 

جام زیارتنامه ات را سر کشیده است 

هرکس که از خورشید می‌گوید یقیناً

گنبد طلای در خراسان را ندیده است 

هر عارف و هر زاهدی که شُهره گشته 

از شهدِ سقّاخانه یک جرعه چشیده است

این بار شاعر بی پناه ِ بی پناه است 

دل از تمام مردم دنیا بریده است 

وقت ورود از فرط غم ...با نا امیدی 

وقت خروج از صحن تو غرق امید است 

هر روسیاهی که دلش را برد مشهد

بعد از زیارت تا قیامت رو سپید است

شاعر که اینگونه خلوصی با تو دارد 

یک آسمان حرف خصوصی با تو دارد 

هرکس که با آب و گِلش مستی عجین است 

با عالم آلِ محمد (ع) هم نشین است 

یا دائم الفضل است یک نیم نگاهش 

فرمانروای آسمان‌ها و زمین است 

توحید مرهون تلاش و زحمت اوست 

انگشتر سبز عبادت را نگین است

این بیت تشبیهی ندارد می‌نویسم 

او حجت حق، حجت دین مبین است 

او پاره‌ی جان و تن پیغمبر ماست 

همنام بابایش امیرالمونین (ع) است 

سرشارِ از رحمت، کرامت، دستگیری

آقا ملقب به شفیعُ المُذنبین است

آن دل که می‌خواهد بهار جاودان را 

باید ببوید عطر ناب زعفران را

صابر، زکی، کفوُ الْمَلِک (١)، ربُّ السریری (٢)

شمس الشموسی، شاه طوسی، بی نظیری

مصداق تام و روشن این جمله هستی

سلطان ِ ظلُّ الله ِفی الارض الکبیری

تو از تبار نوری و نور الهدایی

نور سما ء، نور زمین، نور منیری

آنقدر رأفت در منش داری تو مولا 

که به امام مهربانی‌ها شهیری

شیوا سخن، شیرین بیان، سُکر مدامی

زیبا لقب، زیبا ردا  ، زیبا ضمیری

تا آسمان پر می‌کشیم از لطفت آقا 

یک روز اگر دست دل ما را بگیری 

 

ای جان فدای خنده سبز و ملیحت

دل را سپردم که بماند در ضریحت 

گفتم که بنویسند بر سنگ مزارم 

من غیر تو با هیچ کس کاری ندارم 

بنویس اسمم را میان نوکرانت

دستان من خالیست اما جان نثارم 

ناقابل است این جان بگیر و راحتم کن 

تقدیم تو «یارا» همه دار و ندارم 

جانا فقط کافیست چشمانت بگردد

هر جا که باشم کاملاً خدمتگزارم 

دار الهدایه؟، صحن جمهوری،؟ رواقت؟

من خواب دیدم در حریمت کفشدارم 

من خواب دیدم که پس از إتمام این شعر 

یک گوشه در صحن هدایت حجره دارم 

هرچند خواهش‌های من خواب و خیال است 

دل کندن از این خواب، آقا جان محال است 

١. پابرجا

٢. آقا و سید تخت پادشاهی


منبع: تسنیم

چهارشنبه, 11 مرداد 1396 12:44

چگونه فردی باحال و خوش رو باشیم؟

چگونه فردی باحال و خوش رو باشیم؟

 

راه هایی برای اینکه خودتان را باحال و خوش رو جلوه دهید وجود دارد.با این مقدمه با ما همراه باشید با چند نکته خوب برای انرژی مثبت های خوب. ببخشید! معذرت میخواهم! این دو جمله کوتاه، بین انگلیسی ها خیلی شهرت دارد.

بخش خانواده ایرانی 
ادبیات زشت و ناپسند، شادی، سبک زندگی ، انرژی مثبت، مهارت های ندگی

 

 

انگلیسی ها چه کار مثبت برای شما انجام بدهندو چه احیانا رفتار منفی از ان ها سر بزند، همواره می گویند:

excuse me! همواره حالت مهربانی داشتن و تکریم طرف مقابل با بیان ادبیات گفتاری محترمانه و مودبانه، می تواند روشی برای افزایش انرژی مثبت باشد. برای کار های مثبت خود، به دنبال پاداش گرفتن نباشید. هر چقدر کار ها را برای دل خود و راضی نگه داشتن وجدان خود انجام بدهید،

سعی کنید، فرهنگ صحبت کردن شما شبیه فرهنگ صحبت کردن فردی فرهیخته باشد

در واقع تلاشی مهمی برای شاد بودنتان کرده اید. پس، کادو دادن و هدیه دادن و خیرات کردن و خیر بودن و منش و مسلک لوطی گری و مشتی گری را فراموش نکنید. لوطی ها و مشتی ها و پهلوانان، افراد انرژی مثبت هستند. . . پهلوان زندگی خود باشید!خیلی از روان شناسان معتقدند که برای کاهش استرس و شاد بودن و شاد‌زیستن و به قولی انرژی مثبت بودن، باید همواره از دیگران به خاطر لطف های مستقیم و غیر مستقیم‌شان به خودمان قدردان باشیم. بد نیست که آخر هفته ها که فرصت بیش تری دارید، فهرستی از افرادی که در طول هفته آینده باید به واسطه خدماتی که ازشان دریافت کرده اید،قدردانی کنید آماده نمایید. این لیست، کمکی برای نشان دادن چهره شجاع و قدردان شما است که هم تاثیر انرژی مثبت روی خودتان و هم دیگران خواهد داشت.با گل دادن و گل گرفتن آشتی کنید! گل همین چند روز و شش باشد، اما دل شما را شاد و دل طرف مقابل را خوشحال می کند. با گل و بوییدن گل، همواره عجین باشید.

ورزش کردن به مدت نیم ساعت در روز، توصیه همیشگی پزشکان بوده و هست. ورزش، سبب باز شدن عضلات و خلل و فرج های روحی و جسمی شما شده و همان طور که ذهن سالم در بدن سالم است، بدن سالم نیز مدیون ورزش است. آخر هر روز، به آن چه در طول روز بر شما گذشت، فکر کنید.

سعی کنید فرهنگ اندیشه کردن در سبک زندگی دیجیتالی و ماشینی شده امروزی شما جلوه بیش تری داشته باشد. بعضی وقت ها زمانی که به رویداد های در طول روز فکر می کنید، می بینید برای فلان موضع و یا فلان موقع یا فلان برخورد با فلان موضوع،می توانستید بهتر عمل کنید و شاید نیاز به تند خویی و تند مزاجی و پر خاشگری و نبود! حالا با این درک، سعی کنید فردا، ناهنجاری هایی که سبب شده تا شما دیروز انرژی منفی باشید را نداشته باشید. هر روز، بهتر از دیروز بودن، عملی است  برای شاد بودن و انرژی مثبت بودن.

نمی توان ادبیات زشت و ناپسند گفتاری و نوشتاری داشت. سعی کنید، فرهنگ صحبت کردن شما شبیه فرهنگ صحبت کردن فردی فرهیخته باشد. حتی در بد ترین شرایط که گستاخی یا سخن ناپسند و رکیکی به شما گفته می شود ، برای

به ذهن خود آرامش دهید. همراهی با دوستان و وقت گذاشتن با خانواده، راه حلی برای شاد زیستن است

 احترام به وجدان خود و تلاش برای حفظ روحیه آرام و صبور انرژی مثبت خود،تامل کرده و با ادبیات شایسته و فاخر، پاسخ طرف مقابل را بدهید. خیلی اوقات، پاسخ محترمانه و فاخر، طرف مقابل را از رفتار ناهنجارش، پشیمان می کند. نوشته های مثبت بخوانید و بنویسید و جملات قشنگ را همواره در ذهن خود مرور کنید. اینستاگرام و فیس بوک و اینترنت مملو از مطالب نامطلوب است.

با خواندن محتواهایی که به درد شما نمی خورد و کمکی به رشد علمی و جسمی و روحی شما و تقویت ذهن زیبای شما نمی کند پرهیز کنید. شما هیچ وظیفه ای برای خواندن همه مطالب با ربط یا بی ربط به زندگی خودتان ندارید.

به ذهن خود آرامش دهید. همراهی با دوستان و وقت گذاشتن با خانواده، راه حلی برای شاد زیستن است. فرار از افسردگی که بیماری هزاره سوم شده است، با تعامل بیش تر با خانواده و دوستان و اقوام، به دست خواهد آمد. به این موضوع توجه کنید.


منبع : ایران ناز

چهارشنبه, 11 مرداد 1396 12:36

مقدمات فکری ازدواج

چگونه مقدمات ازدواج را فراهم بیاوریم؟

 

اگر قصد این را دارید که دوتا شوید و مقدمات عروسی را فراهم آورید یک سری کارهایی را باید انجام دهید. عاشق شدن و دل دادن راهی است که در بیشتر مواقع جوانها را به این فکر می اندازد که ازدواج کنند و تشکیل خانواده بدهند در حالی که این دلدادگی تنها،برای تشکیل خانواده کافی نیست.

بخش کلوب ازدواج تبیان
مقدمات ازدواج، خواستگاری، استقلال مالی ،ازدواج، کلوب ازدواج

 

 

روند دل سپردن و عاشق شدن شبیه مدرسه ای است که باید وارد آن شده و اطلاعات کافی کسب کرده و در نهایت از آن فارغ التحصیل شوید. زندگی زناشویی نیازمند پیش نیازهایی است که از راه شناخت و آگاهی بدست می آیند.به عنوان یک گام اساسی در ازدواج بهتر است بدانیم که قرار است در ازدواج چه اتفاقی بیفتد و باید دارای چه شرایطی باشیم تا بتوانیم خود را در موقعیت ازدواج بدانیم.ازدواج چیست؟شاید در ابتدا این سوال که « ازدواج چیست» به نظر خنده‌دار بیاید. اما بدلیل نداشتن جواب دقیق این سوال بسیاری از ازدواج ها دچار آفت شده و به جدایی منجر می شوند.

 

بودن در کنار یکدیگر، پذیرفتن تفاوت های دیگری و نقش مکملی و احترام به این تفاوت ها مواردی است که باید با اعتقاد کامل به چشم یک پیش نیاز واقعی برای ازدواج مورد توجه قرار گیرد

ازدواج پیوندی است بین دو نفر که قرار است با علایق، سلیقه ها و خصوصیات شخصی و خُلقی که دارند زندگی خود را به اشتراک گذاشته و در نهایت، سازگاری، آرامش و بالندگی را به یکدیگر هدیه دهند. این تعریف اگر چه ساده بنظر می رسد اما عمل به آن و فراهم کردن اصولی که در آن بیان شده مسئولیتی است  بر دوش هر دو طرف زوجین که هم ایجاب می‌کند برای عمل به آن تا حد ممکن با آگاهی و مهارت در این راه قدم برداشته و آمادگی لازم برای تحقق آن کسب شود.در زندگی مشترک بنابراین است که همه چیز مشترک باشد و هیچ نوع من و تویی وجود نداشته باشد. هر یک از زن و مرد باید تماما در یکدیگر ذوب شده و محو همسر خود شوند.

در ازدواج باید خود را فراموش کرد و در دیگری خلاصه شد. پا گذاشتن روی شخصیت خود و بها دادن به طرف مقابل، در حقیقت نوعی کتمان وجود و هستی خود با تمام ابعاد یک انسان است. در این ذوب شدن است که خوشبختی رقم می خورد، زن و مرد مکمل هم هستند و این کمال در ابتدا در احترام به خود سپس به طرف مقابل معنا می شود. زن در کنار مرد و مرد در کنار زن به خوشبختی خواهند رسید.اما برخی از زوجین این تکامل و ذوب شدن در یکدیگر را نادیده می‌گیرند و تنها و تنها خود را می بینند و اصلا توان دیدن تفاوت ها و مخالفت ها و خصوصیات فردی طرف مقابل را ندارندو می خواهند که همسرشان  مطابق میل او رفتار کند، لباس بپوشد، سخن بگوید و … این افراد آنچه برایشان مهم است رسیدن به آرامش خود، آن هم با ارضاء حس خودخواهی بدون توجه به نیازهای دیگری است.در هر دو حالت افراط و تفریطی وجود دارد که زن و شوهر را از مرکز دایره خوشبختی دور می کند.

بهتر است قبل از ورود به زندگی مشترک بدانید چه نقاط قوت یا ضعفی دارید و با کار کردن روی آنها در صدد اصلاح یا تقویت آنها برآیید

بودن در کنار یکدیگر، پذیرفتن تفاوت های دیگری و نقش مکملی و احترام به این تفاوت ها مواردی است که باید با اعتقاد کامل به چشم یک پیش نیاز واقعی برای ازدواج مورد توجه قرار گیرد.یکی از مهمترین ثمرات ازدواج خارج شدن از وابستگی به خانواده است و روی پای خود ایستادن و مستقل شدن در رفتار و گفتار و بالاتر از همه مستقل شدن در امور اقتصادی و تصمیم گیری های زندگی! بی شک تا دختر یا پسری جرأت استقلال و زندگی جدید را پیدا نکرده باشند نباید به ازدواج فکر کنند. استقلال مالی برای مردان، عاطفی و پشتیبانی از موارد مهم در این پیش نیاز است.

بالاخره یک جایی باید دختر دل از وابستگی عاطفه پدری یا مادری بِکند تا به همسر خود معطوف شود و یک پسر هم همین طور. سازگاری با شرایط جدید زندگی، نیاز به استقلال دارد و این استقلال روانی باید قبل از ازدواج صورت گیردبهترین شرایط در ازدواج وقتی فراهم می آید که هر یک از زوجین خود را خیلی خوب قبل از زندگی مشترک بشناسد.

بهتر است قبل از ورود به زندگی مشترک بدانید چه نقاط قوت یا ضعفی دارید و با کار کردن روی آنها در صدد اصلاح یا تقویت آنها برآیید. به قول معروف پیش گیری بهتر از درمان است. در حقیقت وقتی بدانید فرد وابسته ای به مادر یا پدر یا حتی خواهر و برادر خود هستید؛ می توانید قبل از ازدواج برای رفع آن اقدام کرده و سپس با استقلال فکری و روانی و عاطفی اقدام به خواستگاری کنید.


منبع : ایران ناز 

چهارشنبه, 11 مرداد 1396 12:28

چرا از عبادت لذت نمی بریم؟

 

 چرا از عبادت لذت نمی بریم؟

 

"دوری از تملق و چاپلوسی"، "اجتناب از تکبر و خودپرستی" و "آلوده نشدن به حرام، از ترس معیشت" از جمله میوه‌های "عقیده توحید" هستند. در این مطلب به خصیصه ای می پردازیم که آرزوی هر انسان مؤمن و موحّد است: لذت از عبادت.

بخش اخلاق و عرفان اسلامی

عبادت، عبادات، عبادت شیرینی، لذت عبادت

 

 عبادت چیست؟

به اعمال نیکی که با خضوع و قصد قربت به خداوند انجام شود و همراه با تقدیس و عقیده به خالقیت و الوهیت و ربوبیت معبود باشد، عبادت گفته می شود.

نماز، روزه، علم آموزی، پرداخت صدقات واجب و مستحب، نیکی به والدین و بستگان، صله رحم، حج، زیارت، کمک به بیماران و درماندگان، خدمت به خلق، قرائت قرآن، نیایش و... اگر با قصد قربت و بدون ریا و انگیزه های غیرالهی انجام شود، عبادت محسوب می گردد.

 

توحید در عبادت

در پنجمین شب نوشتیم که: فقط خداوندی که "یگانه" است، همتا و شریکی ندارد، همه چیز را به وجود آورده و تنها اوست که زنده می کند و پرورش می دهد و روزی می بخشد و می میراند، شایسته عبادت و رکوع و سجود است.

و در هفدهمین شب هم یادآور شدیم که: عبادت، آنگاه کاری نیکو محسوب و مستوجب پاداش می گردد، که فقط به قصد خشنودی خداوند انجام شود، نه با قصد دیده شدن به وسیله مردم یا دلایلی شبیه به آن؛ که در این صورت "ریاکاری" خواهد بود که "شرک اصغر" است.

آلوده شدن به گناهان (اعم از اذیت دیگران، لقمه حرام، سخن ناروا، غیبت، نیش و کنایه، تهمت، فحاشی، نگاه حرام و ...) که قلب آدمی را بیمار می کند و توفیق و حال عبادت را از او سلب می سازد.

 

عبودیت؛ هدف خلقت

رسیدن انسان به کمال و نزدیک شدن او به خداوند، بالاترین هدف آفرینش است. 

انسان كامل، کسی است كه به آستان قرب الهی راه یافته و در نتیجه، از رحمت بی پایان او بهره‌مند شده است: "و لا یَزالُونَ مُختَلِفِینَ إِلاَّ مَن رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ ــ ولی آن‌ها همواره مختلفند، مگر كسی كه مورد رحمت الهی قرار گیرد، و برای همین (پذیرش رحمت) خداوند آن‌ها را آفرید". (سوره هود، 119)

این بهره‌مندی از رحمت الهی، نتیجه عبودیت و کارهای نیکی است که در فرصت کوتاه دنیا باید آنها را انجام داد: "و ما خَلَقتُ الجنَّ وَ الإِنسَ إِلاَّ لِیَعبُدُون ــ من جنس و انس را نیافریدم جز برای اینكه عبادتم كنند"(سوره ذاریات، 56) زیرا این عبادت است که آنها را به قلّه كمالات رهنمون می گردد.

 

 لذت از عبادت

بنا بر آنچه گفتیم، انسان موحّد باید "عاشق عبادت" باشد؛ چرا که این، تنها وسیله ای است که او را به هدف آفرینش ــ که همان کمال و قرب الهی است ــ می رساند.

پس چگونه است که ما در هنگام "نماز" کسل هستیم؟ 

برای "پایان ماه روزه" لحظه شماری می کنیم؟ 

در "انفاق" خساست می ورزیم؟ 

از "جهاد" می هراسیم؟ 

و از عبادات دیگر نیز لذتی نمی بریم؟

رفاه طلبی و علاقه مفرط به دنیا. (که فرمودند: "حبّ الدنیا رأسُ کلّ خطیئة ــ عشق به دنیا ریشه همه بدیهاست").

 

دلایل عدم لذت از عبادت

در این مجال اندک، فهرستی از موانعی که باعث می شود تا از نماز و عبادات خود لذت نبریم را از نظر می گذرانیم:

1. عدم شناخت کامل از خداوند متعال و توحید.

2. فعالیت شیطان و نفس امّاره، برای دور کردن انسان از موقعیت عبادت و اعمال نیک.

3. نشناختن آثار مثبت عبادات بر خود و جامعه اطراف؛ و نیز عدم توجه به علم آموزی و فراگیری ترجمه آیات قرآن و اذکار نماز و عبارات ادعیه و زیارات.

4. آلوده شدن به گناهان (اعم از اذیت دیگران، لقمه حرام، سخن ناروا، غیبت، نیش و کنایه، تهمت، فحاشی، نگاه حرام و ...) که قلب آدمی را بیمار می کند و توفیق و حال عبادت را از او سلب می سازد.

5. دوستان ناباب و معاشران غیر متدین و ناآگاه. (در روایات آمده است با کسانی معاشرت کنید که اگر به شما عطر نمی بخشند، لااقل همچون عطّار بوی عطر معنویت و معرفت را به شما بدهند و دیدن آنان شما را به یاد خدا و معاد بیندازد).

6. رفاه طلبی و علاقه مفرط به دنیا. (که فرمودند: "حبّ الدنیا رأسُ کلّ خطیئة ــ عشق به دنیا ریشه همه بدیهاست").

 

دعای سیدالشهداء در ظهر عاشورا

هرگاه که خواستیم عبادتی کنیم، اما دیدیم که شیطان و نفس اماره تلاش دارند که ما را از آن عبادت دور کنند، به یاد امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا بیفتیم که در گرماگرم آن بلای عظیم، نماز خود را ترک نکرد و در حق آن شخص که این عبادت را به او یادآوری نموده بود دعا کرد: "خداوند تو را از نمازگزاران قرار دهد".


 

منبع: کانال تلگرام اخلاق و عدالت

چهارشنبه, 11 مرداد 1396 12:25

حلقه اتصال دنیای نو و کهن !

 

حلقه اتصال دنیای نو و کهن !

 

تمدنی که چهارده قرن قبل از یکی از تاریک ترین مراکز وحشیانه انسانی برخاست و بر وسیعترین قدرت ‌های حاکم جـهان دسـت یافت.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
اتصال دنیای نو و کهنه

 

 

کتاب تمدن بـشری‌ را‌ مـی گشائیم‌؛ صـفحات این کتاب را از دورترین نقاط تاریک تاریخ و از اعماق تیره ی خاک، روح الواح‌ و سنگ نبشته ‌های شش هفت هـزار ساله گرفته، تا اوج اهرام مصر و هیاکل و معابد‌؛ و کاخ های ویران نظر می افکنیم‌ و تمام‌ آنـچه را که کاوش باستا ن‌شناسان بـدست‌ آورده و حـوصله ی متتبعین اجازه ی جمع و تدوین آن را داده است، بطور اجمال مطالعه می‌ کنیم و سپس دامنه ی مطالعه ی خود را به تمدنهائی که در آثار فکری و عملی و صنعتی‌ امروز بشر نفوذ کرده و حاکمیت‌ و حیات خود را حفظ کرده ‌اند توسعه دهیم و بالاخره از مـطالعه ی همه جانبه و وسیع خود، عالی ترین، پایدارترین، مؤثرترین ادوار تمدن بشری را در صفحات روشن و جاوید تمدن‌‌ اسلامی‌ منعکس می ‌بینیم.

تمدنی که چهارده قرن قبل از یکی از تاریک ترین مراکز وحشیانه انسانی برخاست و بر وسیعترین قدرت ‌های حاکم جـهان دسـت یافت.

تمدنی که در قرن دوم طلوع خود حدود دو برابر‌ مساحت‌ تمام خاک اروپا را در برگرفت‌ از کرانه ‌های اقیانوس اطلس تا دیوار چین و از سواحل دریای مدیترانه تاریگستان های افریقا، درحالی‌ که جمعی از سربازان مسلمان در شمال، پس از فتح‌ اندلس‌، جـبال پیـرنه را زیر پا گذارده و به شهرهای مرزی فرانسه می تاختند. گروهی دیگر از فاتحین مسلمان؛ در جنوب خود را به کرانه ‌های اقیانوس هند رسانده و جلال پروردگار را در امواج سیمین ‌بحر‌ محیط‌ مشاهده‌ می‌ کردند. عده ‌ای هم در قسمت‌ غربی‌ بلاد‌ افـریقیه(مـراکش؛ طرابلس، الجزائر ...) را فتح کرده و مغاربه و بربرهای سرسخت را تسلیم نموده، و جلوه ی فتح و پیروزی را از زیر و بم امواج‌ خروشان‌ اقیانوس‌ اطلس می دیدند و در ناحیه ی شرقی هم جمع دیگر‌؛ سند‌ و پنجاب‌ را تسخیر کرده و بـه سوی چـین پیـش می رفتند.

جرجی‌ زیدان مسیحی می گوید:(تاریخ تمدن اسلام‌ صفحه‌ 1) «از تاریخ اسلام، تمدن جـدید سـر زده و تـمدن‌ دنیای قدیم به آن پایان یافته‌ است‌.»

تمدنی که وارث تمدن ها و قدرت های کـهن شـده و از سـقوط حتمی فکری و نظاماتی‌ و مدنی‌ انسانی‌ جلوگیری کرد و تمدن باشکوه و همه جانبه‌ ای آورد که پایه گذار‌ تمدن جدید و پدید آورنده ی تکامل علمی و صـنعتی دوره ی پس از رنـسانس اروپا است.

مگرنه این است که سیر‌ فکری‌ و فـلسفی‌ بـشر پس از ظهور افلاطونیون اخیر متوقف شده‌ و بدست دوره ی تاریک‌ و وحشیانه‌ قرون وسطائی داده شده بود. اسکولاستیک یا فکر متحجر و تحمیلی کـلیسا؛ کـه خـلاء هزار ساله ی جدول‌ جوامع‌ فلسفی‌ اروپا (تاریخ فلسفه،تألیف ویل دورانت، بـه جدول‌ صـفحه‌ 88-89 مـراجعه شود.) را پر کرده است، چراغ علم را خـاموش نموده و دریچه ‌های فهم‌ و استدلال‌ را‌ بر روی ذهن بشر بسته بود، قدرت های‌ حکومتی هم تحت نفوذ کلیسا درآمده و نشر و اشـاعه ی‌ نـظامات‌ و قـدرت‌ اروپا بر اساس زور و تحمیل‌ و کشتارهای دست جمعی و قتل عام های کلیسا بود به طوری که مثلا گـوستاولوبون مـی گوید (تمدن اسلام و عرب-چاپ چهارم ص 316): «آری‌ در افریقیه هم مانند مصر دیانت مسیح اشاعه یافت ولی برای این کار نهرهائی‌ از‌ خون‌ جاری شد!»

ایـن وضـع از اواخـر قرن پنجم میلادی تا قرن پانزدهم ادامه داشت‌، تا‌ بالاخره سیل تـمدن‌ اسـلامی، بـر حکومت خفقان ‌آور و وحشیانه کلیسا غالب شد و علوم اسلامی‌ بدان‌ سرزمین‌‌ راه یافت و نهضت جدید اروپائی آغـاز گـردید و بـا تفصیلی که در آینده خواهیم دید، تمدن اسلامی‌‌ حلقه‌ اتصال بین تمدن باستان مصر و یونان و هـند و ایـران، و تمدن جدید اروپائی‌ شناخته‌ شد‌.

جرجی‌ زیدان مسیحی می گوید:(تاریخ تمدن اسلام‌ صفحه‌ 1) «از تاریخ اسلام، تمدن جـدید سـر زده و تـمدن‌ دنیای قدیم به آن پایان یافته‌ است‌.»

حیدر‌ بامات سویسی می گوید:(مجالی الاسلام.ترجمه بعربی عـادل‌ زعـیتر‌ صـفحه 61‌) «این تمدن اسلامی اسـت کـه تمدن یونانی را از‌ نابودی‌ نجات داد و آثار تمدن درخشان خود را به اروپا تسلیم کرد و اکنون مـا بـه تمدن اسـلامی و هدایای گرانبهایش‌ پایداریم‌...»

گستاولوبون فرانسوی می ‌گوید: «...تمدن عرب به قدری که در شرق‌ تأثیر بخشید؛ در غرب‌ نیز‌ هـمانقدر مـؤثر واقع شده و بدین وسیله اروپا داخل‌ در‌ تمدن‌‌ گردید...»

تمدنی که‌ دنیای‌ آشفته و متزلزل را رام کرد و جهان‌ مدنیت‌ را از انحراف اخلاقی و سقوط فکری و مـعنوی نـجات بخشید؛ قدرت عظیم روم‌ شرقی‌ که در قرن پنجم میلادی از‌ دریای آدریاتیک تا فرات‌ و دجله‌ و از سرزمین تـاتار تـا جنوب‌ حبشه‌، یعنی تمام ممالک جنوبی‌ و غربی اروپا و شمال افریقا و سوریه و آسیای صـغیر را تـسخیر‌ کرده‌ بود؛ گرفتار خرافی ‌ترین‌ افکار مسلکی‌ و اخـتلافات‌ شـدید‌ و مـبتذل به نام مذهب‌ شده‌ بود، و نظام تحمیلی و فـشار‌ کـلیسا‌، سوابق تمدن چهارده قرنی روم را در آستانه سقوط قرار داده و زمینه را برای‌ انقلاب‌ اصلاحی‌ اسلام آمـاده مـی کرد.

ساسانیان هم‌ که‌ جناح مـقابل‌ و قـدرت‌ عظیم‌ مـشرق را تـشکیل مـی دادند‌، گرفتار نوعی‌ دیگر از اختلافات مذهبی و کـش و قـوس آئین مزدک و مانی و هرج و مرج های اخلاقی و اجتماعی‌ بودند‌.

جنگ و ستیز دامنه‌ دار دو نـیروی جـهانی‌ روم‌ و ایران‌ هم‌ زمینه ی‌ سقوط آنـان را‌ فراهم ‌تر‌ می ‌ساخت.

اسلام افـکار پراکـنده و استعدادهای سر گرفته را در مسیر تـفکر صـحیح و دست جمعی انداخت و براساس توحید‌ و نیروی‌ ایمان‌ قدرت های وحشیانه و ضد انسانی را درهم کوبید‌ و در‌ پنـاه‌ حـکومت‌‌ عادلانه‌ و ملایم‌ و منطق آزاد خود جـهان مـدنیت را تـسخیر کرد سرزمین پهـناور سـاسان را متصرف‌ شد و نیروی روم را درهـم شـکسته و آنان را از آسیای صغیر و مصر و افریقای شمالی راند‌ و به ساحل‌ اقیانوس اطلس و حدود قفقاز، و رود جیحون و شـط سـند رسید.

تمدن اسلامی خیلی سریع ولی طـبیعی و آرام نـفوذ کرد و بـدون آنـکه بـرای مسلمان کردن ملل مـغلوب، به زور اسلحه و خونریزی متوسل‌ شود‌؛ با روشن ‌بینی و تدبیر؛ به تنویر افکار مردم و نشر حقایق پرداخت و رفـته رفـته دل ها را به خود متوجه کرد.

هاری و هـازارد مـی گوید:(اطلس تاریخ اسلامی-صفحه 5) «...مـسیحیان مـصر و شـام؛ دشمنان کینه ‌توز روم‌ شـرقی، به تدریج اما به طیب‌ خاطر‌ دین اسلام را پذیرفتند...

زردشتی ‌های ایران نیز که فاتحین عرب با آنان بـه ملایمت و ارفـاق رفـتار کردند، اندک‌ اندک به اسلام متمایل شدند ... در حـملات‌ بـعدی‌ ایـن مـدارا و حـسن سـلوک در‌ طرف‌ دیگر جهان هم‌ از طرف فاتحین مسلمان معمول گردید...»

حیدر بامات می گوید:«عرب ها برعکس بربرها که بر سرزمین روم تسلط‌ پیدا‌ کرده و بلاد شـرق و غرب‌ را‌ خراب کردند و جز خرابی بار نیاوردند، اینان تمدن درخشانی‌ بوجود آوردند که تمام ملل مسلمان در آن سهیم بودند..»(مجالی الاسلام صفحه‌61)

گوستاولوبون می گوید:(تمدن اسلام و عرب صفحه 396) «...آری رحمت و شفقت اسلام در اخلاق اقوام‌ اروپا نرمی‌ و ملایمت‌ ایجاد کرده بـود و از خـونریزی ‌های مذهبی و فجایع قتل عام سن‌ بار تلمی و مظالم دادگاه های مذهبی که تا چندین قرن نهرهائی از خون در اروپا جاری کرده بود! و مسلمین به کلی از آن‌ برکنار‌ بودند-آنان را‌ نجات بخشید.»

تمدن اسلامی خیلی سریع ولی طـبیعی و آرام نـفوذ کرد و بـدون آنـکه بـرای مسلمان کردن ملل مـغلوب، به زور اسلحه و خونریزی متوسل‌ شود‌؛ با روشن ‌بینی و تدبیر؛ به تنویر افکار مردم و نشر حقایق پرداخت و رفـته رفـته دل ها را به خود متوجه کرد.

هاری و هـازارد مـی گوید:(اطلس تاریخ اسلامی-صفحه 5) «...مـسیحیان مـصر و شـام؛ دشمنان کینه ‌توز روم‌ شـرقی، به تدریج اما به طیب‌ خاطر‌ دین اسلام را پذیرفتند...

آری این دین زنـده و جـاوید با عمق تعلیماتی و منطق متین و پیروز خود در کلیه ی مذاهب‌‌ و ادیان رخنه کرده و همانطور که بت ‌پرستان را در سرزمین عربستان وادار کرد‌ که‌ بدست‌ خود خدایان مـجسم را درهـم بشکنند،در فارس؛ شعله ‌های آتشکده ‌ها را خـاموش کـرد، و در مصر و شام صلیب ‌‌را‌ واژگون نمود و ناقوس کلیسا را از صدا بازداشت و در جای دیگر ستارگان و ماه‌ را‌ از‌ مقام خدائی تنزل داده و در مدار خویش انداخت ... و حتی در چین سرسخت هم‌ نـفوذ کـرد‌.

گوستاولوبون می‌ گوید: (تـمدن‌ اسـلام‌ و عـرب صفحه 808) «چین در تـبدیل مـذهب یک سرزمین خیلی سختی‌ است که کشیشان‌ اروپا با وسائل زیادی‌ که‌ برای آنها فراهم است، مع هذا؛ صراحتاً به عجز خود اعتراف می نمایند، ولی اسلام با فقدان وسائل خارجی، روزانه توسعه پیدا مـی کند. چـنانکه امروزه زیاده از چهل کرور مسلمان در تمام چین و در‌ یک پکن حالیه صد هزار نفر مسلمان موجود است.‌(البته این آمار مربوط بحدود پنجاه سال قبل است.ولی تعدا مسلمانان فعلی‌ چین طبق آمار دار التـقریب؛‌ ‌51 مـلیون نفر است.)

پروفسور وازیلیف می نویسد: «مذهب اسلام از راهی که وارد چین شده مذهب بودا هم‌ از همان راه به چین ورود نموده اسـت؛ ولی تـعجب در این‌ اسـت‌ که مذهب اسلام بر مذهب‌ بودا غلبه پیدا می کند...»

این تمدن درخشان،برخلاف تمدن های کهن، مانند تـمدن اقوام آشوری، مصری یونان،رومی و ایرانی؛که‌ از‌ آنها جز سقف های فرو ریخته و خرابه‌ هائی که بـه زحمت مـی توان‌ از اعـماق آن سند مبهمی از جلال و شکوه از دست رفته آنان پیدا کرد؛ همچنان استوار و زنده‌ مانده و در کلیه شـئون ملل‌ مختلف‌ ریشه‌ دوانده است.

درست است که‌ حکومت‌ عظیم‌ جهانی اسلام درهـم شکسته شده است، ولی نـفوذ تـمدن‌ آن در افکار و عقائد و نظامات و آثار صنعتی و علمی همچنان باقی و در جناح‌ توسعه‌ و انتشار‌ است‌ تا آنجا که افکار بیدار جهان اسلام‌ را‌ زنده‌ ترین و ارزنده ‌ترین ادیان جهان شناخته و مبانی‌ و حدود وسیع و همگانی آن را شایسته پذیـرش و قبول دنیای علم تشخیص می دهد.

از طرفی‌ خلاء‌ فکری‌ و مذهبی دنیای نو هم زمینه را برای پیشرفت اسلام آماده‌تر‌ می کند، چون دنیا کم‌ کم احساس می کند که تردید و ابهام در امر دین، با واقع‌ جوئی و تـلاشی‌ کـه بشر امروز‌ برا‌ فهمیدن‌ همه چیز می کند؛ سازگار نیست. باید این مسئله را هم حل‌‌ کرد‌ و تکلیف بشر را از نظر غریزه ی مذهبی روشن نمود افکار کلیسا که امتحان خود را داده‌اند‌ و نمی توان‌ آنـها‌ را بـه عنوان مذهب قرن فضا انتخاب کرد، طبعاً ادیان و مذاهب باستانی دیگر‌ هم‌‌ هرچه‌ بیشتر و سریع تر سنگرها را تخلیه کرده و عقب نشینی می کنند.

بنابراین به نظر می رسد بشر در‌ آینده‌ بر‌ سر یکی از دو راه قـرار خـواهد گرفت: یا بی دینی‌ به تمام معنی و انکار همه‌ چیز‌ و یا پیروی از حقائق تابناک مذهب اسلام و یکی از این دو هستند که‌ جای‌ خرافات‌ و افکار پوسیده و آلوده ی مذاهب مختلف را پر خواهند کرد. تا کـدام یـک از رهـبران‌ این‌ دو جناح بتوانند از موقعیت مـتزلزل دیـنی بـشر، بیشتر استفاده کرده و تفوق و حاکمیت‌ خود‌ را‌ تثبیت کنند؟

این خلاء فکری و مذهبی دنیا و این رهبران و مقامات عالیه اسلام در آستانه ی سقوط بدر‌ الدیـن‌ فـرماندار مـوصل می گوید: در آن روزهای بحرانی که سپاه مغول به جان کـشور‌ اسـلامی‌ افتاده‌ بود و با قتل نفوس و خراب کردن شهرها هر آنی پیش می رفتند در چنین هنگام که‌‌ مرکز‌ خلافت ‌(بغداد) در آسـتانه سـقوط بـود نامه‌ ای از مستعصم خلیفه وقت به دستم رسید که‌‌ دستور‌ داده بود عـده‌ای از زنان نوازنده و خواننده را پیش او اعزام بدارم؛ در همین حال‌ قاصدی‌ از‌ هلاکو وارد«موصل» شد و حامل پیامی از او بمن بود که هـرچه‌ زودتـر‌ تعداد و اسـباب قلعه ‌گیری برای آنان فراهم نمایم. سپس‌ فرماندار‌ موصل‌ می گوید: من پس از مـطالعه‌ رو بـه حضار‌ کردم‌ و گفتم هر دو نامه را مطالعه کنید و بر اهل اسلام گریه کنید، خلیفه ی‌ مسلمانان‌‌ از من خواننده و نـوازنده مـی خواهد‌ و پیـشوای‌ کفر از‌ من‌ اسباب‌ فتح و پیروزی.


منبع:

مقاله فرهنگ و تمدن اسلامی/ حلقه اتصال دنیای نو و کهنه - نوشته باهنر،محمد جواد؛ مجله «درسهایی از مکتب اسلام » اسفند 1339، سال سوم - شماره 1

چهارشنبه, 11 مرداد 1396 12:22

ارزش انسان در سایه اخلاق

 

ارزش انسان در سایه اخلاق

 

«پیغمبر اسلام(صلی الله و علیه وآله): هر وقت‌ اخلاق قومی از دسـت رفت آن قوم را منقرض- شده باید دانست!»

بخش اخلاق و عرفان اسلامی
ارزش انسان

 

 

هر‌ وقت ملتی از جاده ی‌ تقوی‌ و فضیلت مـنحرف گردید و اعتنائی به راسـتی و حـق و عدالت نکرد آن ملت‌ دیگر قابل بقاء و زیست نخواهد بود.

«ساموئیل اسمایلز»  صورت و سیرت زیبائی بر دو گونه است: صوری و معنوی، در قسم اول‌ میزان‌ نه آنست که فقط از یک عضو از اعضاء صورت بحسن و زیـبائی آراسته باشد؛ چه افراد نادری یافت‌ می گردند که حتی فاقد زیبائی برخی از اعضاء صورت باشند، بلکه ملاک‌ حسن‌ صوری، تناسب و همآهنگی خاصی است که میان اعضاء وجود داشته باشد.

در چنین صـورتی رمـز زیبائی وجود خواهد داشت، و اگر این تناسب و همآهنگی وجود نداشته باشد می گویند فلان کس مثلا‌ دارای‌ چشم زیبائی است، بدون اینکه کلمه ی زیبائی به طور مطلق‌ درباره او گفته شود.

در این جهان هر موجودی برای هدفی آفریده شده اسـت،کمال و سعادت او نیز در رسیدن‌ به همان‌ هدف و مقصود است، انسان‌ هم‌ که موجودی از موجودات این جهان‌ است از خلقت و آفرینش او هدف و مقصودی در نظر گرفته شده است، هدف نهائی انسان‌ همان شخصیت بـارز انـسانیت و مقام عبودیت است البته رسیدن‌ به هر‌ مقصودی طریق و راه مخصوصی دارد که می بایستی از همان طریق براه افتاد. راهی که آدمی را به هدف او یعنی: «انسانیت» می رساند مجموعه ‌ای است از دستوراتی که بنام «اخلاق» خوانده مـی شود.

در زیبائی مـعنوی عـینا همینطور است، یعنی در برابر شکل صوری؛ حقیقتی بنام سیرت وجود دارد‌؛ این‌ صورت درونی مانند صورت خارجی زشتی و زیبائی دارد، چه او نیز دارای اعضاء و اجزاء معنوی است.

ممکن است برخی از اجزاء روحـی مـا زشت و ناپسند باشد، چنانچه برخی دیگر‌ از‌ آنها‌ ممکن است نیکو و پسندیده باشد‌؛ ولی‌ رمز‌ زیبائی سیرت در آن است که اعتدال خاصی میان صفات‌ و عواطف ما وجود داشته باشد، نتیجه ی ایـن تـعدیل صـفات آنست که‌ زمام‌ و اختیار‌ صـفات را در عـهده ی خـود داشته به آسانی و راحتی‌ بتوان‌ آنها را کنترل نمود یعنی هنگامی که عقل فرمان می دهد که‌ قوه غضب قیافه ی خود را ظاهر سازد؛ از جاده ی‌ حـق‌ و اعـتدال‌ خـارج نشویم.

و همچنین گاه شهوت، از حصار عفت قدم بـیرون‌ نـگذاریم. همچنین در مورد سایر احساسات‌ و غرائز تعادل و همآهنگی را رعایت کنیم اگر این تناسب و انضباط میان تمام‌ صفات‌ روحی‌ ما وجـود داشـته بـاشد دارای «اخلاق پسندیده» خواهیم بود.

اگر برجستگی‌ و امتیازی‌ در یکی و دوتا از اوصـاف روحی باشد، در چنین صورتی‌ گویند: فلانی سخاوت داشته و یا اینکه‌ متواضع‌ است‌، ولی هرگز نمی گویند: «اخلاق‌ پسندیده» دارد، چه از یـک گـل بـهار نخواهد‌ شد‌ گرچه‌ گل در هر حال مطبوع و زیبا است.

 

توارث و مـحیط

جـای تردید نیست که نسل‌ و طبقه ی کنونی‌ از افراد انسان یادگار و نمونه ‌ای از انسانهای پیشین است، همانطوری که نسل ‌های آیـنده هـمیشه بـسیاری‌ از‌ منابع‌ حیاتی و اقتصادی و علمی پیشینیان را بعنوان توارث به ارث می برند. به همین قسم صـفات‌ و اخـلاقیات‌ گـذشتگان‌ را نیز در خود می‌ پذیرند. هر نسلی نماینده و مظهری از اوصاف و اخلاقیات نسل های پیش‌ از‌ خود می باشد، دانـشمندان از ایـن مـوضوع بعنوان اصل توارث‌ یاد می نمایند.

طرفداران اصل‌ توارث‌ می گویند‌: امراض و خصوصیات بدنی مثل رنـگ و شـکل و قد، استعدادهای مربوط به کارهای دستی؛ نواقص مربوط به حواس مثل‌ نزدیک‌ بینی و دور بینی و بـسیاری عـادات قـابل انتقالند، ولی از همه مهمتر قسمت‌ امراض‌ مربوط‌ به مغز و سلسله اعصاب‌ است. احساسات و عواطف و خصال نـیز قـابل انتقالند؛ امراض عقلانی و روحی و عصبی نیز‌ بارث‌ می رسد‌. در مقابل اصل توارث «محیط پرورش» اسـت. کـار مـحیط، عمل در توارث‌ است‌ و بعبارت‌ دیگر ایجاد عادات کسبی، بجای عادات و استعدادهای ارثی است. به هر حـال ایـن دو عامل‌ کاملا‌ باهم‌ متضاد پیوسته در جنگ و نزاعند. طرفداران افراطی توارث می گویند: بـه وسیله ی تـربیت نـمی توان‌ عادات‌ و خصال تازه ایجاد کرد، بلکه می توان آنها‌ را‌ فقط‌ تغییر شکل داد، بهتر یا بدتر کـرد‌.

ولی طـرفداران تربیت در مقابل می گویند بوسیله ی تربیت می توان عادات و صفات و استعداد های تازه‌ ایـجاد‌ کـرد. البته سخن طرفداران تربیت‌ به حقیقت‌ نزدیک تر است‌، چه‌ محیط‌ تربیت‌ چنانچه می تواند استعدادهای نیک و پسندیده‌ را‌ از مـیان بـرده به جای آن خصال و عادات زشت‌ و نکوهیده ایجاد کند، همین‌طور‌ تربیت‌ و پرورش قادر است عـکس ایـن معنی‌ را انجام دهد، یعنی‌ صفات‌ نیکو بـوجود آورد. ولی نـکته ‌ای‌ کـه‌ هر دو گروه بر آن اتفاق دارند آن است کـه انـسان‌ برای سلامت روح‌ به دستورات‌ اخلاقی نیازمند می باشد. خواه تربیت‌ در‌ ایجاد‌ خلق و خوی نـیکو‌ مـؤثر‌ باشد یا استعدادهای نیکی‌ را‌ کـامل تر کـند، چه در هـر دو صـورت وجـود روش‌ های اخلاقی و تربیتی ضروری است، زیـرا‌ در‌ غـیر این صورت شخصیت معنوی انسان‌ اندک‌ اندک‌ روی به انحطاط‌ نهاده‌ در‌ اثر از دست دادن‌ سـرمایه ‌های مـعنوی خوی و اخلاق حیوانی، بلکه به مراتب پسـت ‌تر از آن، در او بوجود خواهد آمد‌.

 

عـشق‌ بـه کمال

کارهائی که از انسان سر‌ مـ یزند‌ هـمه‌ معلول‌ مقدمات‌ و عللی است که‌ در‌ وجود انسانی تحقق دارد، میل و رغبت و تنفر و انزجار و هـمچنین سـایر آثار وجودی همه نتیجه حـالات‌ گـوناگون‌ و کـیفیات‌ خاصه‌ ای است‌ که در خـود انـسان وجود دارد: کسی‌ که‌ عـطش‌ داشـته‌ باشد‌ دنبال‌ آب می رود این حالت معلول تقاضا و طلبی است که در نفس خویش می‌ یابد؛ در اثر کـیفیت سـیراب شدن؛ در خارج بوجود می آید.

همانند ایـن طـلب و تقاضا، در دل‌ و جـان مـا وجـود دارد؛ شاید پیش از آنکه کـودک به سن عقل‌ و بلوغ برسد محکوم این تقاضاهای درونی است؛ کمال را دوست داشته و خواهان آنست، گـرچـه هنوز قادر بر آن‌ نیست‌ کـه کـمال و سـعادت خـود را تـشخیص دهد؛ زیرا عـشق بـه کمال جزو فطرت انسان است.

روی همین جهت است که آدمی در تمام ادوار عمر خود متوجه این نکته اسـت‌ کـه‌ گـوئی‌ گمشده‌ ای داشته دائما دنبال آن می گردد، سعادت خـود را دریـافتن آن مـی داند. ایـن طـلب و تـقاضای درونی از زمان پیدایش خود، انسان را‌ بسوی‌ هدف و مقصودی که در فرا‌ راه‌ او قرار داده‌ شده دعوت کرده و راهنمائی می نماید.

روشن ترین دلیـل بـر اشـتباه کاری قوه ی واهمه این است که چون دنبال هدف مادی رفته‌، گمان‌ می‌ کند که آسایش روحی در تحصیل شـئون ‌ ‌مـادی و حیثیات مالی و مقامی می باشد، ولی‌ به مجرد اینکه بر آن امور مادی دست می‌ یابد، مـی ‌بیند کـه هـنوز عطش و تشنگی درونی او کاهش‌‌ نیافته‌؛ آن طلب و تقاضا به حال خود باقی است، با اینکه این نـکته بسیار روشن است که پس از رسیدن به مطلوب بقاء طلب معنی و حقیقتی ندارد قرآن مـجید می‌ گوید: «کسراب بقیعة‌ یـحسبه‌‌ الظـمآن‌ ماءاً حتی اذا جاء لم‌ یجده‌ شیئاً‌ (آیه 39 سوره ی نور) مانند سرابی در بیابان هموار است که شخص تشنه آن را آب پندارد و چون به جانب آن شتابد‌ و به آن‌ برسد‌ اثری از آب نمی‌ یابد (و همچنان تشنه و نالان به جانب‌ دیگر‌ مـی دود).

در این جهان هر موجودی برای هدفی آفریده شده اسـت،کمال و سعادت او نیز در رسیدن‌ به همان‌ هدف و مقصود است، انسان‌ هم‌ که موجودی از موجودات این جهان‌ است از خلقت و آفرینش او هدف و مقصودی در نظر گرفته شده است، هدف نهائی انسان‌ همان شخصیت بـارز انـسانیت و مقام عبودیت است البته رسیدن‌ به هر‌ مقصودی طریق و راه مخصوصی دارد که می بایستی از همان طریق براه افتاد. راهی که آدمی را به هدف او یعنی: «انسانیت» می رساند مجموعه ‌ای است از دستوراتی که بنام «اخلاق» خوانده مـی شود.

از‌ هـمین جا‌ اهمیت اخلاق‌ بدست می آید؛ زیرا شرافت و اهمیت هر علمی ارتباط مستقیمی با نتیجه و ثمری‌ که از آن علم بدست‌ می آید دارد.

مثلا علم طب خادم تـن و ضـامن صحت و سلامت مزاج‌ است‌، عـلم‌ مـنطق عهده‌دار صحت‌ استدلال و تفکر است، علم اخلاق هم با روان ما سروکار داشته عواطف و غرائز ما ‌‌را‌ تعدیل می کند، قوانین و دستوراتی دارد که عمل کردن به آنها اضـطرابات و تـشویشات درونی ما‌ را‌ کاهش‌ داده،‌ زنـدگی را در کام ما گوارا و مطبوع می سازد، در نتیجه مرض های قلبی ما درمان‌ پذیرفته سلامت‌ روح ما تأمین شده به همین مقدار به هدف نهائی خلقت انسان نزدیک‌ می شویم.

 

از بیراهه نرویم‌

این‌ طلب و تقاضا در همه افـراد انـسانی وجود دارد؛ و همه کم‌ و بیش این ندای قلبی را شنیده و می شنوند؛ ولی متأسفانه بسیاری از مردم در اثر یک اشتباه و غلط اندازی نیروی واهمه و خیال، این‌ استدعاء روحی و معنوی را به رنگ امور مادی درآورده، می خواهند با امور مـحسوسه مـادی جواب ایـن تقاضای معنوی را بدهند، درحالی ‌که این نوع جوابگوئی علاوه‌ بر اینکه دردی از دردهای روحی ما‌ را‌ علاج نمی کند بلکه بـر پیچ و خم های راه انسانیت افزوده‌ در نتیجه وصول هدف را دشوارتر می سازد.

روشن ترین دلیـل بـر اشـتباه کاری قوه ی واهمه این است که چون دنبال هدف مادی رفته‌، گمان‌ می‌ کند که آسایش روحی در تحصیل شـئون ‌ ‌مـادی و حیثیات مالی و مقامی می باشد، ولی‌ به مجرد اینکه بر آن امور مادی دست می‌ یابد، مـی ‌بیند کـه هـنوز عطش و تشنگی درونی او کاهش‌‌ نیافته‌؛ آن طلب و تقاضا به حال خود باقی است، با اینکه این نـکته بسیار روشن است که پس از رسیدن به مطلوب بقاء طلب معنی و حقیقتی ندارد قرآن مـجید می‌ گوید: «کسراب بقیعة‌ یـحسبه‌‌ الظـمآن‌ ماءاً حتی اذا جاء لم‌ یجده‌ شیئاً‌ (آیه 39 سوره ی نور) مانند سرابی در بیابان هموار است که شخص تشنه آن را آب پندارد و چون به جانب آن شتابد‌ و به آن‌ برسد‌ اثری از آب نمی‌ یابد (و همچنان تشنه و نالان به جانب‌ دیگر‌ مـی دود).


منبع:

درسی از اخلاق/ ارزش انسان در سایه اخلاق؛ نوشته رشید پور،عبدالمجید- مجله «درسهایی از مکتب اسلام » اسفند 1339، سال سوم - شماره 1

 

اجتناب از "افتادن به حرام از ترس معیشت"

 

دین سه بخش دارد: ــ "عقاید" که همچون ریشه و تنه دین است؛ ــ "احکام" که شاخ و برگ آن است؛ و ــ "اخلاق" که میوه آن درخت، در دیندار واقعی است.

بخش اخلاق و عرفان اسلامی

کسب حلال، روزی حلال، رزق حلال

 

افتادن به حرام از ترس معیشت

"ترس از تنگی معیشت" یکی از نگرانی های دائمی ماست. اینکه: وضع زندگی ما چه خواهد شد؟ فردای فرزندانمان چه می شود؟ جهیزیه دختر و خانه پسر ما را چه کسی تأمین می کند؟ و اگر به فکر روز مبادا نباشیم، "بدبخت" خواهیم بود!

این ترس و نگرانی از بدبختی است که ما را به چاره‌اندیشی می اندازد؛ و همین جاست که اگر "موحّد" نباشیم، چاه برایمان راه خواهد شد.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در سفر حجة الوداع به مسلمانان فرمود: "بدانید که جبرئیل به من الهام کرد هیچ کس نمی میرد، مگر وقتی که تمام روزی مقدّرش به او رسیده باشد. پس، از خدا بترسید و در طلب روزی حریص نباشید و دیر رسیدن رزق حلالتان، شما را وادار نکند که عجله کنید و رزق خود را از راه حرام بخواهید. خداوند رزق حلال را بین مخلوقاتش تقسیم کرده و روزی حرام را قسمت نکرده ... کسی که پرده عفّت خود را بدرد و شتاب کند و آن را از طریق حرام کسب کند، از رزق حلال و مقدّرش محروم می شود و به آنچه کسب کرده، در قیامت مؤاخذه خواهد شد؛ چنان که خداوند در قرآن مجید از کسب حرام نهی فرمود: «... وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِیثَ بِالطَّیِّب ــ مال پاکیزه را به خبیث تبدیل نکنید» (نساء، 2)".

امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) روزی نزدیک در مسجد از استر پیاده شد و آن را به شخصی سپرد و وارد مسجد شد. آن شخص لجام استر را بیرون آورد و فرار کرد. امیرالمؤمنین(علیه السلام) در حالی که دو درهم را در دست داشت تا مزد آن مرد را بدهد، از مسجد خارج شد و دید مرکب، بدون لجام است. حضرت دو درهم را به غلامش داد تا برای آن مرکب لجامی بخرد. غلام به بازار آمد و همان لجام را در دست یک نفر دید. معلوم شد که دزد، آن را به دو درهم به آن شخص فروخته و رفته است. غلام این مطلب را به آن حضرت گزارش داد. امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: "إنّ العَبدَ لِیُحرِمُ نَفسَهَ الرّزقَ الحَلالَ بِتَرکِ الصَّبرِ وَ لاِیَزدادُ عَلی ما قُدِّرَ لَه ــ جز این نیست که بنده، به سبب صبر نکردن، رزق حلال را بر خود حرام می کند؛ در حالی که بیش از آنچه مقدّرش بوده، به دست نمی آورد".

آنچه خداوند از ما می ‌خواهد این است که خودمان را در این فرصت دنیا، برای زندگی جاویدانی آماده کنیم که بر خلاف دنیا ابدی است و هرگز به انتها نمی ‌رسد.

 

چرا این ترس، ضد توحید است؟

 "همه نیروها و تأثیرات در دنیا از خداوند است". مسأله رزق و معیشت نیز از این قاعده خارج نیست و خداوند متعال به پیامبر خود فرمود که به مردم بگو: "پروردگارم روزی را برای هر کس بخواهد وسعت می‌بخشد و برای هر کس بخواهد تنگ می‌سازد...". (سبأ، 39)

پس ابر و باد و مه و خورشید و فلک، همه، وسایل خداوند هستند تا ما نانی به کف آریم؛ پس شایسته نیست که از صاحب اثر "غفلت" کنیم و به دنبال راههایی خلاف دستورات او برای پیدا کردن آن نان باشیم.

به بیان علمی، ترس ما از معیشت، اگر به جای تلاش در راههای مشروع، ما را به سوی حرام سوق دهد، هم "توحید اَفعالی" را نادیده گرفته ایم، و هم از "توحید در اطاعت" خارج شده ایم.

 

 ترس از معیشت؛ دام ابلیس

ترس از تنگی معیشتی که انسان را به مسیر حرام بکشاند، یکی از دامهای مهم «ابلیس» ــ این دشمن دیرینه ما ــ محسوب می شود که با القاء این واهمه، بشر را از طاعت خداوند خارج نموده و به اطاعت خود وادارد.

خداوند می فرماید: "شیطان به شما وعده فقر و تهیدستی می‌دهد؛ و به کارهای زشت امر می‌کند؛ ولی خداوند وعده «آمرزش» و «فزونی» به شما می‌دهد؛ و خداوند، قدرتش وسیع، و به هر چیز داناست". (بقره، 268)

پس خداوندی که همه اختیارات جهان را در دست دارد، هراس افکنی شیطان را برای ما ناپسند می‌ شمارد؛ زیرا خود رزق ما را تضمین کرده ‌است. او به جای فقر، از مغفرت و فضل خود با ما سخن می ‌گوید.

 

ترس واقعی از چه باید باشد؟

آنچه خداوند از ما می ‌خواهد این است که خودمان را در این فرصت دنیا، برای زندگی جاویدانی آماده کنیم که بر خلاف دنیا ابدی است و هرگز به انتها نمی ‌رسد.

خداوند متعال می فرماید: "هر کس باید بنگرد تا برای فردایش چه چیز از پیش فرستاده؛ و از خدا بپرهیزید که خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است". (حشر، 18)

از این روست که باید بیش از اینکه نگران کم یا زیاد بودن رزق و روزی خود باشیم، نسبت به حلال بودن آن حساسیت داشته باشیم و نیز درباره نحوه درست خرج کردن آن هراسان گردیم.


 

منبع: کانال تلگرام اخلاق و عدالت

چهارشنبه, 11 مرداد 1396 11:57

ایده هایی برای ازدیاد عشق و محبت

با این ایده ها عشقتان زیاد می‌شود !

 

گاهی زندگی به قدری تکراری و روتین می شود که از همه چی خسته می‌شوی... دلت روزهای اول ازدواج را می‌خواهد؛آن همه شوق و ذوق که هر کاری که انجام می‌دادی برایت تازگی داشت اما هنوز هم می‎توان کارهایی را انجام داد که همان شوق و ذوق روزهای اول زندگی  تکرار شود گاهی با کلام ، گاهی با عملی؛ فقط باید کمی خلاقیت به خرج داد ما قصد داریم در این مطلب ایده هایی به شما ارائه دهیم تا تحول  و عشق روز افزون در زندگیتان را احساس کنید...

هدی سادات پاک نهاد – بخش خانواده ایرانی تبیان
عشق،ایده عاشقانه، همسر، کادو

 

ایده1

اگر همسرتان می خواهد به سفر برود برایش کادو بخرید و در گوشه ساکش بگذارید تا وقتی که در راه است آن را پیدا کند.

ایده 2

یک بسته از ستاره های شب نما بخرید و آن ها را روی سقف بالای تخت خواب طوری بچسبانید که وقتی چراغ خاموش بشوند پیغام شما آشکار خواهد شد.

ایده 3

در مناسبتی خاص برای همسر خود یازده شاخه گل رز قرمز و یک رز مصنوعی بخرید. رز مصنوعی را در وسط گلهای رز طبیعی جای دهید به آن کارت تبریک وصل کنید که روی آن نوشته شده باشد: تا زمانی که اخرین رز پژمرده شود دوستت خواهم داشت...

ایده 4

برای همسر خود یک آینه با دسته استیل که در قاب آن محل الصاق کارت باشد بخرید و به او هدیه بدهید.روی کارت بنویسید:"شما در این آینه تصویر زیباترین زن دنیا را خواهید دید."

ایده 5

برای همسرتان به محل کارش گل بفرستید او نه تنها از گل ها لذت خواهد برد بلکه وقتی از طرف همکارانش به خاطر این عمل شما مورد توجه قرار بگیرد لذت او دو چندان خواهد شد.

ایده 6

کتابی را که همسرتان در حال خواندن آن است بردارید و در بخش‌هایی از کتاب که هنوز نخوانده است با یک مداد ریز بعضی از حروف را خط بزنید و یا های لایت کنید. به طوری که وقتی حروف کنار هم قرار بگیرد یک جمله عاشقانه به دست آید.به عنوان مثال حروف مشخص شده در همین متن پیغام رمزی زیر را می سازند.

"دوستت دارم".حروف های مشخص شده کنجکاوی همسر شما را بر خواهد انگیخت و با کمی دقت جمله شما را خواهد خواند. وقت بگذارید تا چنین پیغامی را رمز گزاری کنید.

ایده 7

در حالی که با همسرتان در تعطیلات آخر هفته به گردش رفته اید و در طبیعت قدم می زنید یک سنگ صاف پیدا کنید و بگویید که آن را به عنوان یک یادگاری مخصوص از این سفر با خود خواهید برد.بعدا از یک سنگتراش بخواهید که چنین جمله ای را روی آن حکاکی کند:"من ربکا را دوست دارم"

ایده 8

یک کاغذ و چند مداد رنگی بردارید و روی آن یک تصویر بچه گانه بکشید یک خورشید خندان با دو دست که روی آن ها دو برچسب باشد که اسامی هر دوی شما روی آن ها نوشته شده باشد و قلبی در بین آن که روی آن نوشته اید"دوستت دارم" بعدا یک پاکت بزرگ بردارید و روی آن آدرس محل کار همسرتان را بنویسید و آن را به محل کار همسرتان پست کنید .احتمالا او نامه را در یک روز پر مشغله دریافت خواهد کرد.

ایده 9

یکی از سروده های عاشقانه شکسپیر یا شاعر دیگری را به خاطر بسپارید و در حالی که در باغ گلی نشسته اید, برایش از حفظ بخوانید. به طور ناگهانی و بی مقدمه خواندن شعر را شروع نکنید.با حالت شوخ طبعی به او بگوید آیا الان زمان خوبی نیست که برایت شعر عاشقانه بخوانم؟

او احتمالا می گوید بله و انتظار دارد که شما با چنین کلماتی آغاز کنید: گلهای رز سرخ رنگ….درعوض شما به چشمانش نگاه کنید لبخند بزنید و در حالی که به آرامی صورتش را نوازش می کنید شعر را برایش بخوانید:

آیا تو را با یک روز تابستانی مقایسه خواهم کرد؟

هنر تو دوست داشتنی تر و دلپذیرتر است

بادهای خشن حتما غنچه های ظریف را خواهند لرزاند و خانه های ییلاقی مدتی را در اجاره خواهند بود

که گاه چشم های فروزان آسمان می درخشدو زمانی می رسد که انوار طلایی خورشید رنگ می بازنداما تابستان ابدی هرگز کم نور نخواهد شد تا زمانی که انسان ها نفس می کشند و چشم ها می بینند و تا زمانی که زندگی هست و به تو زندگی می بخشد دوستت دارم و هرگز گرمای محبتت را از یاد نخواهم برد.

ایده 10

با اتومبیل به یک روستا در اطراف شهر بروید و با همسر خود روی تپه ای پوشیده از علف دراز بکشید و در ابرها مانند بچه ها دنبال شکل‌های مختلف بگردید.

ایده 11

اگر همسرتان تا دیروقت کار می کند برایش یک بسته مخصوص در کنار ناهارش بگذارید و داخل بسته را با بعضی چیزهای مورد علاقه اش از قبیل شکلات , شیرینی , تنقلات و یک آدامس کوچک پرکنید.بعد یک کاغذ بردارید و بنویسید: بسته نجات میشل, یک ضربدر بزرگ قرمز زیر آن بکشید و کاغذ راروی بسته بچسبانید به همسرتان بگویید : وقتی شرایط خیلی سخت شد بسته را باز کن.

ایده 12

اگر در پارک قدم می زنید وسایل بازی را پیدا کنید و با همسرتان تاب بازی کنید . اغلب چنین کاری خاطرات خوش دوران کودکی را برایش تداعی خواهد کرد.

ایده 13

یک رز ساقه بلند را در جایی قرار دهید که همسرتان آن را ببیند در حالی که به همراه آن یادداشتی با این مضنون وجود داشته باشد: "از این که وارد زندگی من شدی متشکرم"

ایده 14

برای بیان ایده یک دستگاه واکمن نیاز دارید. اگر شما و همسرتان یک آهنگ خاص را دوست دارید.وقتی که برای آخر هفته ای رمانتیک بیرون می روید آن آهنگ را همراه خود داشته باشید هنگامی که به نقطه رمانتیکی رسیدید به همسرتان پیشنهاد کنید که از اتومبیل پیاده شوید و به موسیقی گوش دهید. یکی از گوشی ها را در گوش او و دیگری را در گوش خود قرار دهید و در کنار هم از موسیقی لذت ببرید. اگر مکانی که شما انتخاب کردید جایی باشد که معمولا مردم به آنجا نمی روند مثلا در یک مکان باستانی هنگام غروب آفتاب یا نوک یک کوه در طول یک سفر این تکنیک موثرتر بود.

ایده 15

برای قدم زدن به ساحل بروید. یک قلب بزرگ عاشقانه روی شن بکشید همراه همسرتان داخل قلب بنشینید و از نگاه کردن به غروب خورشید لذت ببرید.

ایده 16

اگر شما از هنر نوازندگی برخوردار باشید می توانید با نواختن موسیقی محیط رمانتیکی را برای همسرتان فراهم کنید برای مثال گیتار را تمرین کنید با یکی از اعضای خانواده همسرتان تماس بگیرید و از او بخواهید که مثلا راس ساعت 9 او را به حیاط خانه بیاورد به محض این که وارد حیاط شد گیتار خود را آماده کنید و یک قطعه آرام و رمانتیک بنوازید.

ایده 17

از این ایده هنگامی استفاده کنید که همسرتان در محل کار است و شما بنا به دلایلی در منزل هستید(شاید کمی بیمار باشید یا این که کلا در منزل کار می کنید) به محض این که با همسرتان خداحافظی کردید به آدرس پست الکترونیکی او نامه یا بفرستید دقیقا بنویسید:"پیشاپیش دلم برایت تنگ شده"

وقتی می خواهد نامه های صبح خود را بررسی کند نامه شما در صندوق پست الکترونیکی اش خواهد بود.

ایده 18

اگر همسر شما موهای بلندی دارد موهایش را با حرکات آرام و طولانی برس بکشید این کارخصوصا وقتی که او دوش گرفته است یا وقتی که برای خواب آماده می شود بسیار رمانتیک است.

ایده 19

در موقعیت های مخصوص مثل تولد همسرتان یک جستجوی گنج را برایش برنامه ریزی کنید سرگرمی زمانی آغاز می شود که شما پیشنهاد کنید برای قدم زدن به ساحل بروید.

وقتی به ساحل دریا رسیدید که یک کیف کوچک با خود داشته باشید که داخل آن از قبل یک بطری حاوی نقشه گنج قرار داده باشید. برای این که نقشه واقعی تر به نظر بیاید انتهای نقشه را با کبریت بسوزانید.

در حالی که قدم می زنید بطری را از کیف بیرون بیاورید و آن را روی شن ها نزدیک به لب دریا رها کنید .. ممکن است برای این که او متوجه امر نشود مجبور باشید مکث کنید و حواس او را پرت کنید.

کمی دیگر قدم بزنید بعد برگردید و قدم های تان را برای کشف بطری دنبال کنید.روی نقشه یک خط نقطه چین از ساحل به سمت یک رستوران در آن اطراف بکشید در رستوران همسر شما نمی داند که به دنبال چه چیزی باید بگردد, پس شما پیشنهاد کنید که فقط بنشینید و یک فنجان قهوه بنوشید. وقتی پیشخدمت قهوه را می آورد به همسر شما می گوید امکان دارد چیزی که به دنبالش هستید زیر رومیزی باشد. وقتی همسرتان رومیزی را برمی گرداند کلیدی را می یابد واضح است که شما قبلا با همکاری پیشخدمت ترتیب این کار را داده اید. اکثر پیشخدمت‌ها از این که به افراد رمانتیک چنین کمکی بکنند خوشحال می شوند . وقتی مسیر نقشه را دنبال کنید به جعبه ای می رسید که با آن کلید می تواند آن را باز کند و هدیه تولدش را در آن بیابد.( این مثالی بود که شما می توانید نمونه این همسرتان را سورپرایزکنید)