ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

 

  کد خبر: DEN-1112358
زندگی مخفی میلیونرهای بیکار دنیای تکنولوژی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دنیای اقتصاد: یکی از اصطلاحات قطب تکنولوژیک دنیا-سیلیکون ولی- عبارتی است به نام «Resters and Vesters» که می‌توان از آن به‌عنوان «مهندسان سرمایه دار بیکار» نام برد و به متخصصان و مهندسانی اطلاق می‌شود که درآمدهای هنگفت دریافت می‌کنند و در ازای آن کار چندان بزرگی انجام نمی‌دهند و مثلا تنها منتظر می‌مانند تا ارزش سهام آنها افزایش پیدا کند. در این مقاله با سردمداران دنیای «Resters and Vesters» صحبت کرده‌ایم و می‌خواهیم بیشتر با این سبک از شغل‌ها آشنا شویم.

 

یک روز آفتابی تابستانی، یکی از مهندسان فیس‌بوک برای رفتن به سر کار حاضر شد، ولی احساس کرد حال خوشی ندارد. به سرعت به سمت سرویس بهداشتی دوید و بالا آورد. وی در ابتدا فکر کرد شاید مسموم شده باشد و بعد احساس کرد که مساله فیزیکی نیست. وی اصلا دلش نمی‌خواست سر کار برود. این فرد در آن زمان درآمد سالانه یک میلیون دلاری داشت که بیشتر آن در بخش سهام سرمایه‌گذاری می‌شد. وی تیمی متشکل از 3 هزار کارمند داشت و چند سالی از پیوستنش به شرکت بزرگ فیس‌بوک می‌گذشت.این خانم احساس می‌کرد که بیشتر از حد توان خود برای پول درآوردن مایه گذاشته است. پروژه آن زمان این مهندس، یک پروژه سیاسی مهم بود که استرس و سختی فراوان داشت.

مهندس خسته تصمیم گرفت از کار خود استعفا دهد و با عنایت به سرمایه‌گذاری عظیم در بخش سهام، مشکلی در اداره زندگی روزمره خود و پرداخت هزینه‌های مالیاتی نداشت. «سرکار نرفتن» ایده‌ای بود که در ذهن این مهندس شکل گرفت و تصمیم گرفت تنها با اتکا به سهام خود، زندگی را بگذراند. برای این مهندس که تا پیش از این شخصی کوشا و سختکوش بود، عملی کردن این تصمیم سخت بود ولی احساس می‌کرد خسته‌تر از آن است که بتواند به غیر از این فکر کند و اینجا بود که این مهندس به جُرگه افراد «سرمایه‌داران بی‌دردسر» پیوست.

عبارت «Resters and Vesters» به کارمندان- اکثرا مهندسان و متخصصانی اطلاق می‌شود که بار کاری سبکی دارند(البته اگر شغل خاصی داشته باشند) و بیشتر در بخش خرید و فروش سهام فعالیت دارند و به همین طریق زندگی را می‌گذرانند. این افراد که معمولا مهندسان ارشد و سرمایه‌دار هستند، با فعالیت در بخش سهام درآمد زیادی کسب می‌کنند. بعد از اینکه این افراد به یک سرمایه‌دار بیکار تبدیل شدند، معمولا به فعالیت در پروژه‌های جزئی، شرکت در کنفرانس‌ها، برنامه‌ریزی و شراکت با دوستان مشغول می‌شوند.بیشتر این افراد اعلام می‌کنند که این وضعیت، شرایطی موقتی در زندگی آنهاست و احتیاج دارند مدتی از بار شغلی خود بکاهند و به خود فرصتی بدهند تا بتوانند مسیر بعدی را مشخص کنند.

به گزارش Business Insiders، این نوع فرهنگ سرمایه‌داری بی‌دردسر، نوعی سبک درآمدزایی شایع ولی مخفی محسوب می‌شود که شخص می‌تواند بر اساس سلیقه خویش، فعالیت‌های روزانه‌اش را مدیریت کند. دقیقا برعکس زندگی کارمندانی که در حوزه تکنولوژی فعالیت می‌کنند، این افراد ساعت‌های کاری چندانی ندارند و همچنین استرس و فشار شغلی نیز تجربه نخواهند کرد. Manny Medina مدیرعامل استارت‌آپ رو به رشد Outreach در سیاتل است که تجربه شیوه درآمدزایی «کار کم و درآمد بالا» را داشته است. وی که زمانی به همین طریق زندگی می‌کرده، می‌گوید حتی در شرکت بزرگ مایکروسافت نیز شاهد شیوع این سبک از کار بوده است و حتی نتایج مثبتی نیز برای این شرکت در پی داشته است. وی اواخر دوران تحصیل خود تجربه این شیوه از درآمدزایی را داشته است. مدینا هنگام دانشجویی پروژه‌های در دست اقدام خود را زودتر از موعد مقرر به پایان رساند و به شرکت محل کارش اعلام کرد که بعد از فارغ‌التحصیلی از سمت خود استعفا خواهد داد.

شرکت محل کار مدینا مجبور بود تا زمان پیدا شدن شخص جایگزین و آموزش کارمند بعدی، مدینا را نگه دارد. شغل مدینا طی چند ماه بعد تنها پرسه زدن در دفتر و جوابگویی به سوالات دیگر کارمندان بود. وی با خنده به یاد می‌آورد: «روز من از ساعت 11 شروع می‌شد و ناهار خوردنم ساعت‌ها زمان می‌برد. کارفرمایانم وظیفه جدید به من محول نمی‌کردند اما حضور من برای پیشبرد کارها لازم بود.» چند سال بعد، وی در مایکروسافت مشغول شد و می‌گوید شرکتی مانند مایکروسافت از سمت‌های شغلی پردرآمد، هم در بخش مهندسی و هم در بخش تحقیقاتی، به‌صورت استراتژیک استفاده می‌کند. مایکروسافت متخصصان سختکوش زیادی در زمینه‌هایی مانند هوش مصنوعی، روباتیک، زبان‌های گفتاری، پردازش کوانتوم و ... را جذب خود کرده و حقوق عالی به آنها پرداخت می‌کند، درحالی که این افراد می‌توانند همزمان شغل‌های اصلی خود مانند پروفسوری و تحقیقاتی در دانشگاه را ادامه دهند.

اما شرکتی مانند فیس‌بوک از روشی متفاوت استفاده می‌کند. این شرکت برنامه تشویقی پنهانی دارد که بنا به گفته یک مهندس سابق فیس‌بوک که این تشویقی را دریافت کرده، «Discretionary Equity» نام دارد. DE زمانی اعمال می‌شود که شرکت به یکی از مهندسان برتر و خلاق خود، مقادیر انبوه و اضافه سهام که صدها هزار دلار ارزش دارد، اهدا می‌کند. این مبلغ در حقیقت در ازای کار خوبی که مهندس مورد نظر انجام داده به وی اعطا می‌شود که با گذشت زمان ارزش آن افزوده می‌شود و همین مساله این افراد را برای ماندن در فیس‌بوک و ادامه همکاری با این شرکت ترغیب می‌کند. طبق گفته کارمند سابق فیس‌بوک، این مهندسان افرادی زُبده و حرفه‌ای هستند که فیس‌بوک نمی‌خواهد آنها را در طول زمان از دست بدهد. این خبر درحالی است که شایعاتی در مورد فیس‌بوک منتشر شده مبنی بر اینکه این شرکت از مهندسان خود ساعت‌های طولانی کار می‌کشد.

نمی‌توان ادعا کرد که تشویقی‌های DE دقیقا بر مبنای مکانیزم «سرمایه‌داری بدون زحمت» بنا نهاده شده است اما بدون شک مسیر آن را هموار می‌کند. افرادی که بسته‌های تشویقی این چنینی دریافت می‌کنند، قدرت و سرمایه زیادی می‌گیرند و در حقیقت می‌توانند با زحمت کمتر، پول بیشتری به دست آورند. این افراد معمولا جوان و خلاق هستند و می‌توانند بدون زحمت چندان زیادی،یک سرمایه‌دار میلیونر شوند. به این مهندسان می‌توانیم لقب «Resters and Vesters» بدهیم. دیگر افراد جُرگه rest and vest، گروهی در سیلیکون ولی هستند که تحت عنوان «the 10x engineer» یا «مهندس 10 برابری» نامیده می‌شوند و به این معناست که فردی 10 برابر یک مهندس عادی درآمد دارد. طبق شایعات، مهندسان 10 برابری، کاری را که مهندسان عادی در 10 ساعت می‌توانند انجام دهند تنها در یک ساعت تکمیل می‌کنند. برخی از این افراد جزو نوابغ حساب می‌شوند.

برخی دیگر نیز لزوما باهوش‌تر از بقیه نیستند اما با تمام جزئیات سیستم تخصصی خود آشنا هستند. از دیگر اعضای Rest and Vest می‌توان به «Coaster»‌ها اشاره کرد، افرادی که در شرکت خود کهنه‌کار حساب شده و به مدارج بالای مهندسی رسیده‌اند و حالا نیازی ندارند که برای نگه داشتن سمت شغلی خود، چندان سخت کار کنند. بر اساس مصاحبه Business Insiders با افراد مختلف، گوگل یکی از شرکت‌هایی است که پرورش‌دهنده مهندسان پردرآمد و کم کار است. یکی از این مهندسان می‌گوید: «بیشتر دوستان من در گوگل که معمولا جزو مهندسان ارشد هستند، تنها 4 ساعت در روز کار می‌کنند اما با تمام جزئیات سیستم گوگل آشنا هستند.» یکی از مدیران گوگل نیز با این روند شکل گرفته در شرکت موافق است و می‌گوید: «ما در گوگل مهندسان ارشد زیادی داریم که درآمد بالا دارند و کار سنگینی ندارند. این افراد به مرحله‌ای از تخصص رسید‌ه‌اند که نیازی ندارند سخت کار کنند. آنها چندین شغل همزمان دارند، برای ارتقا یافتن کار نمی‌کنند و اگر از همکاری با بخش خود ناراضی باشند به راحتی به قسمت دیگری انتقال پیدا می‌کنند.»

تیم تحقیقاتی moonshot که تحت سرپرستی شرکت مادر گوگل- آلفابت- مدیریت می‌شود، یکی از معروف‌ترین مکان‌ها برای این گونه مهندسان است. طبق گفته یکی از مهندسان این بخش، اهداف این تیم تحقیقاتی بلندمدت است و احتمال کنسل شدن پروژه‌ها معمولا بالاست. وی در ادامه گفت: «مهندسان این بخش حقوقی معادل 250 هزار تا 600 هزار دلار دریافت می‌کنند ولی برای اتمام سریع کار هیچ اجباری در کار نیست. در گوگل بعد از رسیدن به یک مرحله به خصوص، مهندسان آنقدر درآمد خواهند داشت که نیاز به کار سخت ندارند. زندگی در این شرایط عالی است. تعطیلات درازمدت، ساعات کاری منعطف و ...» یکی از مدیران سابق گوگل به Business Inside می‌گوید: «فرقی ندارد که این مهندسان گوگل چرا و به چه مدت به این شیوه زندگی می‌کنند اما در هر صورت از آنجا که این مهندسان معمولا سمت‌های بالا در شرکت خود دارند، باید هر روز در محل کار حاضر شوند. اما بسیاری از آنها سر کار می‌آیند و وقت آزاد خود را با کارهای مختلف پر می‌کنند.» گوگل قطعا تنها شرکتی نیست که چنین امتیازاتی عرضه می‌کند.

فیس‌بوک نیز برای اوقات فراغت کارمندان خود بخش‌های مختلف دارد. شرکت Oracle نیز زمین والیبال ساحلی و استخر دارد. مایکروسافت، زمین فوتبال و کریکت، تعداد زیادی کنسول بازی ایکس باکس و اسپا برای ساعت‌های بیکاری کارمندان خود فراهم کرده است. شرکت‌های بزرگ معتقدند برای جذب و حفظ نیروی با استعداد و متخصص، داشتن فضای باز و امکانات رفاهی در محیط کار از واجبات است تا بستر ایجاد و شکل‌گیری خلاقیت و نبوغ ایجاد شود. مسوولان این شرکت‌ها معتقدند کارآیی و سوددهی شرکت‌هایی با کارمندان خوشحال و راضی، بالاتر است. این شغل‌های رویایی قسمت تاریکی نیز دارند: این سبک از کار کردن می‌تواند به مرور به از دست دادن شغل فرد منجر شود. ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که افراد معتاد به کار و مهندسان سختکوش با رزومه‌های درخشان، زیاد دارد و فضای رقابتی بالایی وجود دارد. مهندسان سرمایه‌دار بیکار ممکن است سال‌ها بدون هیچ گونه کار تولیدی باقی بمانند و این مساله می‌تواند کل ماهیت شغلی این افراد را به خطر بیندازد.

 

لباس مشکی تنم کردم و رفتم سمت مسجد برای مراسم احیا...

 

نیم ساعتی بود از مراسم گذشته بود....

انقدر شلوغ بود که حتی تو حیاط مسجدم نشسته بودن...

صدای الهی العفو،الهی العفو مردم،صدای خلصنا من النارشون تو کل محل پیچیده بود...

اومدم برم تو مسجد ...

 

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
نیازمند واقعی

 

 دیدم یه دختر بچه جلوی در مسجد نشسته،به دیوار تکیه داده و یه بسته آدامس و چند تا فال دستشه....

یه چند دقیقه ای وایسادم و نگاهش کردم

هیچکی ازش حتی یه فالم نمیخرید ...

بی اعتنا از کنارش رد میشدن....

رفتم جلو

 گفتم خوبی: گفت مرسی...

گفت عمو یه آدامس ازم میخری؟؟؟

دست کردم تو جیبم

 فهمیدم کیف پولم رو تو خونه جا گذاشتم.‌‌...

گفتم چشم میرم خونه کیفم رو میارم ازت میخرم...

گفت عمو تو میدونی الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب یعنی چی؟؟؟

آخه امشب همه همین جمله رو میگن...

گفتم یعنی خدایا پناهم باش و من رو از آتیش جهنم دور کن...

گفت یعنی جهنم گرمه؟؟؟

گفتم آره خیلی...

گفت یعنی از تو چادر ما هم گرم تره؟؟؟

گفتم چادر؟؟؟

گفت آره من و مادرم و خواهرم تو چادر زندگی میکنیم،ظهرا که آفتاب میزنه میسوزیم خیلی گرمه،خیلی ....

مادرم قلبش درد میکنه،گرمش که میشه بیشتر قلبش دردش میگیره...

سرم رو انداختم پایین...

اشکم دراومد....

گفت عمو یعنی من الان بگم خلصنا من النار

خدا فقط من رو از آتیش جهنم دور میکنه؟؟

پاسخ:

1- این روزها شکل وشمایل تکدی گری فرق کرده گاه این روش ‌ها چنان بدیع و نو هستند که هر قدر هم که محتاط باشیم، قادر به تشخیص صحت آن نیستیم و برای کمک کردن یا نکردن بر سر دو راهی می ‌مانیم.

2- یکی به بهانه بیماری فرزندش، یکی به بهانه ادای نذرش، دیگری به بهانه سرقت کیفش و آن یکی با حرفی دیگر می ‌خواهد از احساس ترحم شما برای رسیدن به وجه مورد نیازش به عنوان یک پل استفاده کند. به راستی چگونه می‌ شود با این همه نقاب، نیازمند واقعی را تشخیص داد؟

3- تکدی گری و اظهار ضعف و تظلّم در دین مبین اسلام امری ناشایست، شمرده شده و خداوند متعال راضی نیست که هیچ مومنی، برای امرار معاش خود، سر بار مردم باشد و با حالت ذلت از دیگران درخواست نماید.

4- از طرفی نیز در آیات قرآن کریم به ما سفارش شده که نیازمند را رد نکنیم؛ «وَ فی‏ أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُوم‏» (۱۹/ ذاریات) و آنها را از راندن با خشنونت او برحذر می دارد: «وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ» (۱۰/ضحی)

از طرفی  اسلام دین گدا پروری نیست

و واقعا انسان در شناسایی فقیر واقعی در این زمان حاضر ناتوان است.

خداوند در قرآن طرز برخورد صریح با نیازمندان را در چنین شرائطى بیان مى ‏کند و مى‏ فرماید: "اگر از این نیازمندان به خاطر (نداشتن امکانات و ...) روى برگردانى،  نباید این روى‏ گرداندن توأم با تحقیر و خشونت و بى ‏احترامى باشد، بلکه باید با گفتارى نرم و سنجیده و توأم با محبت با آنها برخورد کرد"

5- به طور کلی ما باید صدقات و کمک های خود را به دست نیازمند واقعی برسانیم. 

از بین نیازمندان نیز، فقراء فامیل و وابستگان در اولویت قرار دارند و بعد از آن ها نیازمندان از همسایگان و سپس فقراء از غیر فامیل و آشنا. 

6- البته در این بین کسانی نیز هستند که در جمله این سه گروه قرار نمی گیرند؛ مثل کسانی که در خیابان ها و یا در مسیر حرکت مردم ابراز نیاز می کنند.

7- در مورد کمک کردن به این افراد باید به یک نکته توجه داشت و آن این که: 

گاهی تکدی گری برای بعضی از افراد شغل و عادت شده ، که در این صورت انسان می تواند از کمک به این گونه افراد خودداری کند. ولی گاهی عادت کردن فرد برای ما ثابت نیست،در این صورت بهتر است بدون افراط و زیاده روی به او کمک کنیم.

8- خداوند در قرآن طرز برخورد صریح با نیازمندان را در چنین شرائطى بیان مى ‏کند و مى‏ فرماید: "اگر از این نیازمندان به خاطر (نداشتن امکانات و ...) روى برگردانى،  نباید این روى‏ گرداندن توأم با تحقیر و خشونت و بى ‏احترامى باشد، بلکه باید با گفتارى نرم و سنجیده و توأم با محبت با آنها برخورد کرد"

9- هیچیک از کارهای واجب ومستحب جای "الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب " گفتن را نمیگیرد

چرا که انسان موجودی ممکن الخطا است،ونفس انسان خواسته یا ناخواسته او را به ورطه گمراهی میبرد .

اظهار عجز وتضرع به پیشگاه الهی برای انسان گنه کار موجب بخشش او وبرای انسانهای پاک ومعصوم موجب افزودن درجات کمالی ایشان میگردد


منبع:

کانال تلگرام پرسمان اعتقادی

دوشنبه, 23 مرداد 1396 15:05

نحوه برخورد با شوهر عصبانی!

نحوه برخورد با شوهر عصبانی! 

 

چگونگی برخورد با یك شوهر عصبانی، به میزان شكیبایی شما و میزان آسیبی كه به شما وارد می گردد، بستگی دارد. آزارهای عاطفی و روحی امری واقعی اند و افراد مختلف میزان صبر متفاوتی دارند.

 

فراوری:  پاک نهاد- بخش خانواده ایرانی تبیان
شوهر عصبانی،عصبانیت، همسران، ترس، متاهل

 

 

رفتار با شوهر بداخلاق، كار ساده ای نیست. مردان بیشتر كلامی هستند و به همین خاطر باید اجازه دهید عصبانیت خود را بیرون بریزند. درحالی كه زنان تمام خشم خود را درون خود نگه می دارند و با گریستن آن را نشان می دهند. درمورد یك زوج متأهل، تمام خشم مرد متوجه زن خواهد بود چون او نزدیكترین فرد به شوهرش می باشد.

خشمی كه از طرف شوهرتان سر می زند، مستقیماً شما را هدف قرار نمی دهد. در این شرایط شما به اندازه كافی به احساساتی شدن گرایش دارید. اندیشیدن به شوهرتان كه همیشه با خشم برخورد می كند، باعث می گردد احساس فرومایگی كنید و این امری كاملاً طبیعی است. شما باید یك قدم به عقب بردارید و عملاً به آنچه رخ داده است بیندیشید و دلیلی كه در پس این رفتار وجود دارد را بیابید.

وقتی همسرتان عصبانی است و شما علت عصبانیت آن را  فهمیده‌اید، حتی اگر شما موضوع عصبانیت او باشید سعی کنید در آن موقعیت شما نیز عصبانی نشوید زیرا به هم ریختن اوضاع و فضا تنها باعث ادامه مشاجرات شده و اوضاع را بد‌تر از پیش خواهد کرد

استرس، ناامیدی و ترس، مردان را عصبانی می كند. می توانید به همسرتان بگویید كه با اینكه می دانید او این روزها چه استرس فراوانی دارد و این مسئله او را عصبی كرده است، اما این موضوع باعث شده كه رابطه زناشویی تان نیز تحت تأثیر قرار گیرد. با همسرتان شفاف و روشن گفت وگو كنید و او را بدون قید و شرط حمایت كنید.

خیلی وقت‌ها همسران بر سر یک مسئله هر چقدر هم بی‌ارزش با هم اختلاف عقیده پیدا کرده و بار‌ها و بار‌ها از دست هم عصبانی می‌شوند. گاهی اوقات این عصبانیت ساعت‌ها طول کشیده و تبدیل به یک معضل می‌شود و‌گاه زود به پایان می‌رسد اما نکته اینجاست که چگونه در مواقع عصبانیت خود را کنترل کنیم تا به معضلات جدی‌تر گرفتار نشویم.

1- علت عصبانیت را فوراً پیدا کنید: زمانی‌هایی وجود دارد که به طور ناگهانی با عصبانیت همسرتان مواجه می‌شوید بدون آنکه بدانید او به چه علت عصبانی است.

گاهی رفتار عصبی همسرتان ممکن است دلیلی خارج از خانه و رابطه زناشویی داشته باشد بنابراین بهتر است زن یا شوهر از علت عصبانیت همسرشان آگاهی پیدا کنند.

در این مواقع ترک کردن فرد عصبانی کار عاقلانه‌ای نیست زیرا تصور بر این است که اگر او را ترک کند او آرامش پیدا می‌کند در حالی که این مسئله نه تنها بهبود پیدا نمی‌کند بلکه اوضاع را بد‌تر خواهد کرد. زیرا هجوم افکار همراه با تنش و عصبانیت در مواقع تنهایی او را‌‌ رها نخواهد کرد.

2- آرام باشید: عصبانیت، غذای عصبانیت است. وقتی همسرتان عصبانی است و شما علت عصبانیت آن را  فهمیده‌اید، حتی اگر شما موضوع عصبانیت او باشید سعی کنید در آن موقعیت شما نیز عصبانی نشوید زیرا به هم ریختن اوضاع و فضا تنها باعث ادامه مشاجرات شده و اوضاع را بد‌تر از پیش خواهد کرد.

در آن موقعیت سعی کنید آرام باشید حتی اگر حق با شما باشد و بحث درباره موضوع را به وقت دیگری موکول کنید.

3-با همسرتان همدردی کنید: اگر شما هم احساس عصبانیت می‌کنید و از احساس عصبانیت همسرتان  ناراحت هستید این احساس خود را به زبان آورید زیرا اگر فرد عصبانی بداند که همسرش احساسات واقعی‌اش را انکار کرده و نسبت به موضوع پیش آمده بی‌تفاوت است، خشم‌اش بیشتر می‌شود.

4-از تکنیک رکوردشکنی استفاده کنید: غالب اوقات رسم خانه شما این است که پس از چند روز قهر دوباره صلح برقرار شود. حال شما از‌‌ همان ابتدا پیش قدم شده و این رسم کهنه را بشکنید.

عصبانیت و کشدار کردن ماجرا را به روزهای بعدی موکول کنید و با آرامش به حرف‌های همسرتان گوش فرا دهید. اگر هنگام صحبت پیرامون موضوع پیش آمده مقوله عصبانیت را فراموش کنید. آرامش، همه چیز را حل خواهد کرد.

5-به هیچ وجه همسرتان را به حرف زدن واردار نکنید :مردها وقتی عصبانی اند نیاز دارند که در سکوت و آرامش درباره احساس شان فکر کنند و تنها پس از آنکه مدتی را با خود خلوت کردند می توانند درباره آن حرف بزنند. به طور کلی یک مرد تنها زمانی احساس می کند به حرف زدن نیاز دارد که مطمئن شود حرف زدن اطلاعاتی را که او برای حل مشکلش به آن نیاز دارد، در اختیارش قرار می دهد؛ برای مثال اگر کسی در مورد او دچار برداشت نادرستی شده یا موجب رنجش او شده باشد، مرد حرف می زند تا سوء تفاهم ایجاد شده از بین برود.

یک مرد فقط وقتی در حال عصبانیت حرف می زند که باور داشته باشد حق با اوست. بنابراین به هیچ وجه نباید مردی را که نمی خواهد حرف بزند، به حرف زدن وادار کرد

یک مرد فقط وقتی در حال عصبانیت حرف می زند که باور داشته باشد حق با اوست. بنابراین به هیچ وجه نباید مردی را که نمی خواهد حرف بزند، به حرف زدن وادار کرد. وقتی مرد عصبانی است زن باید به او فرصت بدهد تا به اندازه کافی در مورد ناراحتی اش فکر کند. این فرصت را نیاز مرد تعیین می کند نه حوصله زن؛ پس بهتر است زن منتظر بماند تا مرد قبل از حرف زدن درباره آنچه ناراحتش کرده، کمی آرام شود.

 

بهترین زمان حرف زدن با مرد چه وقت است؟

بهترین زمان حرف زدن با مرد، زمانی است که مرد به اندازه کافی فرصت داشته درباره مشکلش فکر کند، احساسات منفی اش را رها کرده و دوباره با احساسات مثبتش ارتباط برقرار کند. اگر مرد بعد از این مدت زمان که در تنهایی گذراند هنوز هم ناراحت بود، نباید با سوال پیچ کردن، او را برای بحث و گفتگو زیر فشار قرار دهید. تا روز بعد منتظر بمانید و بعد از او بپرسید: «آیا موضوعی هست که بخواهد درباره آن با شما حرف بزند؟» اگر او گفت: «چیزی نیست» و همچنان گرم و دوست داشتنی رفتار نکرد، لازم است قبل از اینکه از غارش بیرون بیاید زمان بیشتری داشته باشد تا احساس مثبتی پیدا کند. درست همان طور که ممکن است بیماری سرماخوردگی دیگری مسری نباشد اما هنوز نشانه های آن موجود باشد، مرد نیز ممکن است احساسات و مشکلاتش را حل کرده باشد، اما نیاز داشته باشد قبل از اینکه احساسات گرم و صمیمانه اش آشکار شود احساس کند همسرش او را دوست دارد و از او قدردانی می کند.


منابع : جام جم / افکار نیوز / فارس

قصه حضرت ابراهیم (علیه‌‌السلام) 

 

نام مبارك حضرت ابراهیم(علیه‌السلام) در بیست و پنج سوره قرآن، حداقل شصت و نه بار تكرار شده است.[1] راجع به این پیامبر و حالات گوناگون او از كودكی تا شیخوخیت قریب صد و نود و پنج آیه و نیز سوره‌ای مستقل به نام او در قرآن وجود دارد.

 
قصه حضرت ابراهیم

 

 

ابراهیم (علیه‌السلام) نامی است سریانی به نام «اُبٌ رَحیم» بوده یعنی پدر مهربان، سپس «حاء» آن به «هاء» تبدیل گردیده، و بعضی گویند معنی ابراهیم از «بَریٌ مِنَ الاَصنام» و «هامَ اِلی رَبِّه» می‌باشد، یعنی از بت‌ها دوری می‌جسته و به خداوند خویش گرویده است. [2] آن حضرت سه هزار و سیصد و بیست و سه سال بعد از هبوط حضرت آدم (علیه‌السلام) به دنیا آمد.

اهل تاریخ نام پدر ابراهیم(علیه‌السلام) را تارح (با حاء و خاء) نوشته‌اند.[3] و نام مادرش «اوفا» دختر آذر،[4] و برخی نام وی را «نونا» فرزند كربتا بن كرثی،[5] و گروه سوم «رقیه» دختر لاحج می‌دانند.[6]

ابراهیم(علیه‌السلام) هنوز متولد نشده بود كه پدرش از دنیا رفت و آزر عموی ابراهیم(علیه‌السلام) سرپرستی او را به عهده گرفت. از این رو ابراهیم(علیه‌السلام) او را به عنوان پدر می‌خواند.[8]

این پیامبر بزرگ در شهر «اور» از شهر‌های بابل به دنیا آمد[9] و سرانجام در سن صد و هفتاد و پنج سالگی فوت كرد. او را در باغ عفرون بن صرصر، پهلوی قبر ساره دفن كردند و اكنون مدفن او شهر الخلیل (در كشور فلسطین) نام دارد.[10]

 

پادشاه زمان ابراهیم(علیه‌السلام) و اعتقادات مردم

ولادت ابراهیم(علیه‌السلام) در دوران «نمرود بن كنعان بن كوش بن حام بن نوح»بوده است.

نمرود علاوه بر بابل، بر سایر نقاط جهان نیز حكومت می‌كرد، چنانكه امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: چهار نفر بر سراسر زمین سلطنت كردند، دو نفر از آن‌ها از مؤمنان به سلیمان بن داوود و ذوالقرنین(علیهماالسلام) و دو نفر از آن‌ها از كافران به نام نمرود و بخت النصر بودند.[11]

در عصر ابراهیم(علیه‌السلام) علاوه بر بت پرستی، پرستیدن ستاره و ماه و خورشید هم وجود داشته،[12] «بابلیان خدایان زیادی داشتند ... به این ترتیب كه هر شهری خدایی داشت، كه نگاهبان آن بود و شهر‌های بزرگ و روستاها، خدایان كوچكتری داشتند كه آن‌ها را پرستیده و به آنان اظهار علاقه می‌كردند.

هر چند به طور رسمی، همه در مقابل خدای بزرگ‌ترشان كرنش می‌كردند، ولی پس از آن كه روشن شد، خدایان كوچك جلوه و یا صفات خدایان بزرگ‌ترند. رفته رفته تعداد خدایان اندك شد و بدین سان «مردوك» عنوان خدای بابل را، كه بزرگ خدایان بابل بود، گرفت.

پادشاهان، نیاز شدیدی به آمرزش و بخشش خدایان داشتند، از این رو برای آن‌ها پرستشگاه و معبد ساخته و اثاثیه و خوراك و شراب برایشان تهیه می‌كردند».[13]

 

چگونگی تولد ابراهیم(علیه‌السلام)[14]

در زمان تولد ابراهیم(علیه‌السلام) منجمین به «نمرود بن كنعان» خبر دادند: به زودی پسری متولد می‌گردد كه حكومت تو را به هم می‌ریزد و سبب نابودی و از بین رفتن عزت و شوكت تو می‌گردد!

نمرود كه ادعای خدایی می‌نمود و با استفاده از جهالت مردم، بر آنان حكومت مطلقه داشت، از شنیدن این خبر تكان خورده و به خود پیچید و سؤال نمود: در كجا پدید می‌آید؟ گفتند: در همین بابل عراق.

نمرود برای پیشگیری از این خطر قطعی دستور داد كه: زنان را از شوهرانشان جدا سازند و به طور كلی آمیزش زن و مرد غدغن گردد، و برای زنان باردار نیز مأموران و قابله‌ها را گماشت، كه مواظب آنان باشند و جنس نوزاد را گزارش نموده و چنانچه پسر باشد به قتل برسانند.[15]

كنترل شدید در همه جا اجرا گردید. جلادان نمرود همه جا را زیر نظر داشتند، نوزادهای پسر را می‌كشتند. كار به جایی رسید كه به نوشته بعضی از تاریخ نویسان هفتاد و هفت تا صد هزار نوزاد كشته شد.[16]

در عصر ابراهیم(علیه‌السلام) علاوه بر بت پرستی، پرستیدن ستاره و ماه و خورشید هم وجود داشته،«بابلیان خدایان زیادی داشتند ... به این ترتیب كه هر شهری خدایی داشت، كه نگاهبان آن بود و شهر‌های بزرگ و روستاها، خدایان كوچكتری داشتند كه آن‌ها را پرستیده و به آنان اظهار علاقه می‌كردند.

مادر ابراهیم(علیه‌السلام) بارها توسط مأموران و قابله‌های نمرودی آزمایش و معاینه شد، ولی آن‌ها نفهمیدند كه او باردار است و این از آن جهت بود كه خداوند رحم مادر ابراهیم(ْع) را به گونه‌ای قرار داده بود كه نشانه بارداری آشكار نبود. [17]

خداوند این وجود با بركت را در رحم مادر از چشم بد اندیشان مصون داشت، تا این كه دوران زایمان فرا رسید در آن زمان قانونی در میان مردم رواج داشت كه زنان در هنگام قاعدگی به بیرون شهر می‌رفتند و پس از پایان آن، به شهر باز می‌گشتند.

مادر ابراهیم(علیه‌السلام) تصمیم گرفت به بهانه این رسم و قانون از شهر بیرون رود و در آن جا دور از دید مردم، شاهد تولد نوزادش باشد، همین تصمیم اجرا شد، مادر از شهر خارج گردید، به غاری در اطراف شهر پناه آورد و در انتظار قدوم خلیل الله(علیه‌السلام) ثانیه شماری می‌كرد، نخستین روز ذی‌الحجه فرا رسید و خلیل الله(علیه‌السلام) با قدوم خود دنیا را منور، و آیین توحیدی را قوت بخشید.

مادرش چند روزی در كنار او نشست و از ترس مأموران نمرود نتوانست وی را به منزل منتقل كند، سرانجام برای حفظ او تصمیم گرفت او را در پارچه‌ای پیچیده و درون همان غار بگذارد و برای حفظ او از گزند جانوران، در غار را با سنگ‌هایی مسدود نمود و به شهر بازگشت.

او به قدرت الهی انگشت ابهامش را می‌مكید و از همان طریق تغذیه می‌كرد و به اندازه چندین برابر دیگران رشد می‌نمود!‌ مادر هم، چند روز یك بار مخفیانه به دیدن فرزندش می‌رفت و به او شیر می‌داد و نوازش می‌كرد.

به این ترتیب این مادر و پسر، در آن دوران وحشتناك با تحمل مشقت‌ها و رنج‌های گوناگون، به زندگی خود ادامه دادند تا اینكه او دوران كودكی را پشت سر گذاشت و به سن سیزده سالگی رسید.

یك روز دامن مادر را گرفت و از ا و خواست كه وی را به خانه ببرد، ولی مادر نگران بود و از خطر نمرودیان ایمن نبود. لذا گفت: نور دیده! صبر كن، تا در این باره با سرپرستت (آزر) مشورت كنم و راه‌های انتقال به خانه را بررسی كنم، اگر صلاح باشد بعد نزدت آیم و تو را به شهر می‌برم.

تا اینكه در یكی از دیدارها در حالی كه هوا رو به تاریكی می‌رفت، ابراهیم(علیه‌السلام) را از غار بیرون برد و با خود به خانه آورد، ولی ابراهیم(علیه‌السلام) از دیدن ستارگان و ماه، و فردایش از دیدن خورشید، خداشناسی و توحید را در عالم آن روز ترسیم كرد و گفت: همه این‌ها دلیل خداشناسی است و نشان می‌دهد كه آفریدگاری این اجرام آسمانی را پدید آورده است، قرآن مجید آن لحظه را در چند آیه بازگو می‌نماید.

پی نوشت ها:

[1] - قاموس قرآن: ج 1،ص 4.

[2] - دائرة الفرائد: ج 1، ص 8.

[3] - قاموس قرآن: ج 1، ص 70.

[4] - تفسیر نمونه: ج 5، ص 303 – بحارالانوار: ج 12، ص 49.

[5] - ریاحین الشریعه: ج 5، ص 146.

[6] - روضه كافی: ج 8، ص 370.

[7] - خصال: ج 2، ص 525 .

[8] - بحارالانوار: ج 12، ص 45.

[9] - قاموس قرآن: ج 1 ،ص 4 .

[10] - قصص قرآن: ص 309.

[11] - بحارالانوار: ج 12، ص 36

[12] - سوره انعام، آیات 75-79.

[13] - تاریخ تمدن: ج 2، ص 211 به بعد.

[14] - ر.ك: دائرة الفرائد: ج 1، ص 9 – بحارالانوار: ج 12، ص 30 به بعد- مجمع البیان: ج 4، ص 325.

[15] - بحارالانوار: ج 12، ص 41 . ولی در عین حال تارخ پدر ابراهیم(علیه‌السلام)، به دور از كنترل مأموران با همسرش همبستر شد و نور ابراهیم(علیه‌السلام) در رحم مادرش منعقد گردید.

[16] - ناسخ التواریخ پیامبران: ج 1، ص 160.

[17] - تاریخ طبری: ج 1، ص 164 به 


منبع:

سایت سبطین

دوشنبه, 23 مرداد 1396 13:48

ماندن در مسیر سخت است !

ماندن در مسیر سخت است !

 

داستان سیمرغ عطار که برای رسیدن به قله‌ی قاف تعداد زیادی بودند ولی وقتی رسیدند تعداد اندکی ماندند.

 
ماندن در مسیر سخت است

 

 

بعضی‌ها ممکن است خوب راه بیفتند اما خوب ادامه نمی‌دهند در ادامه‌ی راه کم می‌آورند. حافظ گفت که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها داستان سیمرغ عطار که برای رسیدن به قله‌ی قاف تعداد زیادی بودند ولی وقتی رسیدند تعداد اندکی ماندند.

یک واقعیتی است که این مسیر مشکلات و سختی‌هایی دارد که ماندن اش خیلی هنر است و استقامت بر آن عهدی که با اهل بیت داشتیم ما عهد با امام‌ زمان داریم با ائمه داریم با امام زمان (عج) داریم خوش به  حال آن کسانی که بر این عهد ثابت قدم‌ اند.


 

منبع:

کانال منتظر گناه نمی کند؛ بیان حجت الاسلام والمسلمین عالی

دوشنبه, 23 مرداد 1396 13:44

آیا در اصول دین میشه تقلید کرد؟

آیا در اصول دین میشه تقلید کرد؟

 

در آیات متعددی از قرآن، خداوند انسان ها را دعوت به تفکر کرده حتی به آن فرمان می دهد . مهم ترین موضوع تفکر اصول و پایه های اصلی دین است.

 
بخش احکام اسلامی تبیان
تقلید

 

 

صاحبان فتوا و اندیشه شیعی بر این باور هستند که باید در اصول دین تحقیق شود . اصول دین باید بر اساس تعقل و تفکر و استدلال باشد؛ زیرا اصول دین زیر بنای فکری مسلمان را تشکیل میدهد. باید زیربنا، مبتنی بر تفکر باشد. بر همین اساس خداشناسی تعبدی نیست، بلکه خدا باوری و معادشناسی، براساس منطق و عقل و استدلال می باشد. 

در آیات متعددی از قرآن، خداوند انسان ها را دعوت به تفکر کرده حتی به آن فرمان می دهد . مهم ترین موضوع تفکر اصول و پایه های اصلی دین است.

خداوند انسان را به تفکر در نظام آفرینش فراخوانده است تا با تعقل پی به اثبات خدا پی ببرد.

از سوی دیگر در قرآن از تقلید کورکورانه نهی شده است، چنان که خداوند مشرکان را که کورکورانه تقلید می‌کردند، مورد خطاب قرار داد و فرمود:

بر اساس عدم جواز تقلید در اصول دین است که مراجع عظام و صاحبان فتوا در رساله عملی خود، تقلید در اصول دین را جایز نمی دانند، چنان که در توضیح المسایل مراجع آمده است: «عقیده مسلمانان به اصول دین باید از روی دلیل باشد، و نمی تواند در اصول دین تقلید نماید....»

«هنگامی که به آن ها گفته شود از آنچه خدا نازل کرده ، پیروی کنید، میگوید: بلکه ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروی می نماییم . آیا نه این است که پدران آن ها چیزی نمی فهمند و هدایت نیافتند» (بقره170)

اگر چه این آیات تقلید کورکورانه مشرکان را تخطئه می‌کند و آن‌ها را سرزنش می‌نماید، اما به طور کلی می‌توان استنباط کرد که تقلید در اعتقادات و باورها نمی‌تواند صحیح باشد.

ونیز می فرماید: «چیزی را که به آن علم نداری دنبال مکن» (اسراء 36)

ومی فرماید: « به راستی که بدترین جنبدگان خدا ،کران،و لالانی هستند که نمی اندیشند» (انفال22)

پیامبر گرامی فرمود: « هیچ کس نیست جز انکه بر در خانه اش دو فرشته ایستاده است و هر گاه از منزل خارج می شود به او می گویند یا عالم باش و یا جویای دانش و نفر سوم ( بی تفاوت یا اهل تقلید) نباش» (بحار الانوار ج1 ص196)

گاه در احادیث از کسی که اگاه نیست و در راه علم گام بر نمی دارد تعبیر شده است به پشه های سرگردان. (الخصال ج1 ص186)

بر اساس عدم جواز تقلید در اصول دین است که مراجع عظام و صاحبان فتوا در رساله عملی خود، تقلید در اصول دین را جایز نمی دانند، چنان که در توضیح المسایل مراجع آمده است: 

«عقیده مسلمانان به اصول دین باید از روی دلیل باشد، و نمی تواند در اصول دین تقلید نماید....»


 

منبع:
کانال تلگرام پرسمان اعتقادی

دوشنبه, 23 مرداد 1396 13:32

با عشق اشتباهش نگیرید!

با عشق اشتباهش نگیرید!

 

داشتن یک رابطه ی گرم و عاشقانه ، آرزوی هر کسی است که ازدواج می کند اما گاهی  عشق و چسبندگی عاطفی  که مخل آرامش است ،را باهم اشتباه می گیریم.

 

شکوفه شیبانی-بخش خانواده ایرانی تبیان

همسر

 

 

چندی پیش این جمله را از زبان یک روانشناس شنیدم که: ما چسبندگی عاطفی داریم که مصیبته - وابستگی ناسالم و نچسبی هم داریم که اینم مصیبته - استقلال بیش از حد -  تنها باید تمرین کنیم وابستگی سالم داشته باشیم تکیه کنیم ولی با رفتن تکیه گاه سقوط نکنیم. با این جملات از آن روانشاس یاد فصلی از پیامبر و دیوانه جبران خلیل جبران افتادم آنجا که میترا از استاد می پرسد: استاد نظر شما درباره زناشویی چیست؟ و این جمله ها را در پاسخ به سوال خود می شنود که: شما با هم متولدشده اید و تا ابد با هم خواهید ماند اما چون بالهای سفید مرگ بر زندگانی تان سایه افکند باز با هم خواهید بود .آری در سکون یاد خدا نیز با هم خواهید بود اما بگذارید فاصله ای در پیوستگی تان باشد تا نسیم آسمانی در میان شما به رقص در آید. به یکدیگر عشق بورزید اما عشق را به بند نکشید.هریک از شما جام همسرش را پر سازد اما هرگز از یک جام منوشید.هر یک از شما نان خود را با همسرش تقسیم کند اما از یک قرص نان نخورید.هر یک از شما دل خود را به همسرش دهد اما مبادا چنین بخششی برای اسارت باشد.مانند ستون ها در کنار هم بایستید اما زیاد به هم نزدیک نشوید چون بلوط و سرو در سایه هم نمی رویند...

 

گاهی تصور ما بر این است که وقتی یک زوج رابطه سالم و عاشقانه ای با هم دارند، این رابطه به معنای نفی همه فردیت هاست. انگار که این دو به اتحاد دو جان رسیده اند و هیچ فاصله ای در میان نیست. وقتی کسی روی چیزی انگشت می گذارد دیگری هم دقیقا همان نقطه را نشان می دهد. وقتی یکی از این دو از چیزی پرهیز دارد آن دیگری هم از همان پرهیز می کند. اما همه ما می دانیم که این نوع نگاه به یک رابطه حتی اگر آن رابطه را محبت مدار و آکنده از عشق بدانیم تا چه حد اغراق گونه است.

 

چطور می شود هم پیوسته بود و هم منفصل

واقعیت آن است که بین انواع مختلف رابطه همسری، رسیدن به یک وابستگی سالم زمان بر و معطوف به انرژی و توانی است که طرفین آگاهانه در یک رابطه وارد می کنند. چطور می شود که هم عشق ورزید و هم از ‌آن سو دچار چسبندگی و غش عاطفی نشد؟ چطور می شود که  هم پیوسته بود و هم اجازه داد فاصله ای در پیوستگی به وجود بیاید. چطور می شود که مانند ستون های یک معبد کنار هم بود اما زیاد به هم نزدیک نشد؟

شاید برای بسیاری از افراد جمع میان این دو دسته از مفاهیم، کار نشدنی و حتی محال به نظر برسد. آن هم در نوع تعریف ما از مفاهیم که به نظر می رسد نیاز به بازسازی و ترمیم بسیاری دارد. گاهی تصور ما بر این است که وقتی یک زوج رابطه سالم و عاشقانه ای با هم دارند، این رابطه به معنای نفی همه فردیت هاست. انگار که این دو به اتحاد دو جان رسیده اند و هیچ فاصله ای در میان نیست. وقتی کسی روی چیزی انگشت می گذارد دیگری هم دقیقا همان نقطه را نشان می دهد. وقتی یکی از این دو از چیزی پرهیز دارد آن دیگری هم از همان پرهیز می کند. اما همه ما می دانیم که این نوع نگاه به یک رابطه حتی اگر آن رابطه را محبت مدار و آکنده از  عشق بدانیم تا چه حد اغراق گونه است. 

 

گاهی تصور ما از یک رابطه عاشقانه همسری غلط است

ما در فرهنگ ها، در جنسیت ها و آداب و کنش های اجتماعی و روانی مختلفی پرورش پیدا می کنیم. حتی اگر در یک خانواده با یک پدر و مادر با یک جنسیت و در بطن یک جامعه بزرگ شده باشیم با این حال دقیقا همسان رفتار نخواهیم کرد و مشخصات ذهنی - روانی و کنش های فرهنگی و اجتماعی ما با هم متفاوت خواهد بود بنابراین حتی در یک رابطه کاملا درست و منطقی که اعضای آن رابطه می خواهند تا حد امکان تنش زا رفتار نکنند فاصله ای در میان خواهد بود. به خاطر همین است که گاه در تعریف ناصحیحی از پدیده ها مثل تعریف ما از رابطه عاشقانه تصور غلطی درباره یک رابطه خوب باعث می شود که افراد دچار تله های رفتاری شوند. به عنوان مثال برای این که برچسب یک زن دوست دار همسر به فرد بخورد، عملا فرد دچار غش عاطفی می شود. تحلیل او این است که هر چقدر فردیت خود، خواست ها و نخواست های خود را کم رنگ و بی رنگ شود و در وجود دیگری استحاله پیدا کند، در آن صورت تبیدل به همسری مهربان تر و وفادارتر خواهد شد در صورتی که این رابطه بیشتر صورت یک تحکم یک طرفه را پیدا می کند و از شکل رابطه خارج می شود. 

 

نه گفتن به تنش به موازات نه گفتن به وابستگی افراطی

به نظر می رسد که سالم ترین رابطه زناشویی و همسری آنجاست که طرفین در عین حال که سعی می کنند سهم و وظیفه خود را در برابر آن رابطه به نحو احسن ادا کنند و اجازه ندهند رابطه شان به سمت اصطکاک و تنش برود اما در عین حال حد وابستگی را می دانند، حد وابستگی هم آنجاست که من در عین حال که خود را نیازمند به محبت همسرم می دانم اما نفی فردیت هم نمی کنم و تشخیص های خود را هم بازگو می کنم، علایق خود را بازگو می کنم در عین حال که برای علایق خود حد می گذارم و مثلا دلبستگی ها و علایق ضد یک رابطه همسری را شناسایی می کنم اما از علایق و تشخیص های مفید فردی هم نمی گذرم و می دانم در عین حال که من همسر و مادر هستم،  وظایف و مسئولیت های دیگری در قبال خود و دیگران دارم که به آن ها باید عمل کنم.

دوشنبه, 23 مرداد 1396 13:26

لزوم وجود منجی؟!

لزوم وجود منجی؟!

 

امور فطری، هر انسانی را صرف نظر از دینی که دارد به سوی نجات، کمال و عدالت و فضای اخلاقی سوق می دهد. جهان بدون وجود ناجی برای بشر متصور نیست. چرا که اگر این سرمایه از جهان رخت بر بندد یاس و ناامیدی، سقوط وی را فراهم خواهد آورد و از این جهت است.

 

طیبه نوحی - بخش مهدویت تبیان

منجی، آخرین منجی، امام زمان،

 

 

نجات و نجات بخشی در آخرالزمان از جمله مفاهیمی است که در بین ادیان،  مهم جلوه نموده  به خصوص در ادیان ابراهیمی، چرا که بشر از دیر باز نسبت به آسایش و آرامش و رفاه خود دغدغه داشته است . اما نکته قابل توجه این است که این نجات تنها در مسائل اخروی نبوده بلکه سرانجام  وی در ابن  جهان نیز مورد توجه بوده است. البته این نجات تنها مخصوص ادیان ابراهیمی نیست بلکه موعودگرایی در آیین ها و کیش های غیر ابراهیمی و ساخته دست بشر نیز مشهود است. به نظر می آید منجی باوری دراین آیین ها زاییده خردورزی اندیشمندان باستانی و برآمده از داوری عقل فطری بشر است.  و یا بقایا و نمودهای از آموزه های پیامبران الهی است. آنچه مهم است اینکه امور فطری، هر انسانی را صرف نظر از دینی که دارد به سوی نجات، کمال و عدالت و فضای اخلاقی سوق می دهد. 

پر واضح است آنچه باعث ایجاد اندیشه ظهور منجی می شود بحران های عصر موجود، گرفتاری و درماندگی بشر است

جهان بدون وجود ناجی برای بشر متصور نیست. چرا که اگر این سرمایه از جهان رخت بر بندد یاس و نا امیدی، سقوط وی را فراهم خواهد آورد و از این جهت است که از ابتدا تا کنون ادعا و تلاش برای برقراری مدینه فاضله و آرمان شهرها از طرف فیلسوفان و مکاتب مختلف مطرح و نقشه ها ترسیم شده و تمامی قدرت های بزرگ جهانی ادعای تلاش برای ایجاد صلح و آرامش را دارند تا بشر در پرتو ان سامان بگیرد. پر واضح است آنچه باعث ایجاد اندیشه ظهور منجی می شود بحران های عصر موجود، گرفتاری و درماندگی بشر است. این اعتقاد منشا عقلی دارد و نمی توان منکر آن شد. علامه طباطبایی می فرمایند: هر کدام از انواع مختلف آفرینش از نخستین روز پیدایش متوجه مقصد کمالی خود هستند. دانه گندمی که شکافته شده و نوک سبزی بیرون می زند از همان موقع متوجه بوته گندم کامل است که پر از سنبل های افشان می باشد. انسان از این حکم عمومی مستثنا نیست این امور به ما نوید قطعی می دهند که عالم بشریت یک روز ایده آلی در پیش دارد که سر تا سر سعادت و خوشبختی و کامیابی بوده و در وی همه ی خواسته های فطری انسانی که در نهاد این نوع رسم شده برآورده خواهد شد. (محمدحسین طباطبایی/ ظهور شیعه/ ص 63)

انسان از این حکم عمومی مستثنا نیست این امور به ما نوید قطعی می دهند که عالم بشریت یک روز ایده آلی در پیش دارد که سر تا سر سعادت و خوشبختی و کامیابی بوده و در وی همه ی خواسته های فطری انسانی که در نهاد این نوع رسم شده برآورده خواهد شد

این امر، اصلی ضروری برای همه ادیان پویا و زنده است بگونه ای که دینی بدون وجود منجی ابتر خواهد بود. به لحاظ منطقی هر جریان زنده ای در صورتی بقا و دوام دارد که هدفی برای وی متصور باشد. 

هم اکنون ارکان نجات رو به تکامل است. انزجار بشر از وضع موجود، انتظار وی برای ورود به وضع مطلوب جامعه به کمک منجی، راههای گذر از وضع موجود و ورود به وضع مطلوب است. با توجه به این امور باید اضلاع دیگر یعنی همت مردم و خواست الهی نیز به کمک آیند تا بشر را رهایی بخشند.

تاریخ به راستی گواه است همه راه هایی که بشر تا کنون برای رسیدن به رهایی طی کرده کاملا بی نتیجه مانده است حتی مکتب جدید لیبرال و... که ادعای بهترین دستاوردها را برای بشر دارند به زوال خود نزدیک می شوند و انواع مکاتب دیگر بشر را به بن بست کشانده و او را به نابودی محض می خوانند. گویا بشر به زندگی بدون حجت الهی عادت کرده و این زندگی پر از ذلت را به مأمن امن و آرامش بعد از وجود منجی ترجیح می دهد. و حیات حیوانی خود را به حیات انسانی و واقعی خود باخته است. زندگی بدون منجی و وجود حضرت حجت محکوم به زوال و نابودی است . برخی ادیان بر این عقیده اند که خداوند باید بشر را نجات دهد و برخی بر این اعتقاد که خود انسان باید دست به کار شود تا خود را از منجلاب حیات حیوانی اش برهاند. اما انچه مسلم است این است اعتقاد به وجود منجی امری فطری است و باید مردی بزرگ بیاید تا کار ناتمام انبیا را به اتمام برساند. و این امر با خواست خدا و همت انسان ها امکان پذیر است.

خلاصه سخن: آنچه باعث ایجاد اندیشه ظهور منجی می شود بحران های عصر موجود، گرفتاری و درماندگی بشر است. منجی به ما نوید قطعی می دهد که عالم بشریت یک روز ایده آلی در پیش دارد که سرتاسر سعادت و خوشبختی و کامیابی بوده و همه ی خواسته های فطری انسانی که در نهاد این نوع رسم شده برآورده خواهد شد.

دوشنبه, 23 مرداد 1396 13:17

هر ایرانی عضو ۱۸ کانال تلگرامی

هر ایرانی عضو ۱۸ کانال تلگرامی
 
 الف :دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶ ساعت۰۸:۵۳

 

سرپرست پژوهشگاه فضای مجازی کشور از شکستن رکورد جدیدی در تلگرام خبر داده است.

به گزارش تسنیم، مسعود اسدپور، سرپرست پژوهشگاه فضای مجازی، اعلام کرد که تعداد کانال های عمومی تلگرام به زبان فارسی، بیش از 555 هزار کانال و مطالب منتشر شده در آن مرز 1 میلیارد را گذرانده و نزدیک به 1.1 میلیارد مطلب می باشد. این در حالیست که کل صفحات سایت های فارسی زبان از ابتدا حدود 1.2 میلیارد می باشد و تلگرام فقط در کانال های عمومی (از سال 94) 1.1 میلیارد مطلب را به ثبت رسانده اند که این نشان از رکورد جدید تلگرام دارد. با توجه به انتشار روزانه 2 تا 3 میلیون مطلب در تلگرام، تا آخر مهر ماه از رکورد سایت ها نیز پیشی خواهد گرفت.

او همچنین در ادامه با بیان اینکه از میان 555 هزار کانال، بیش از 20 هزار کانال دارای حداقل 5 هزار عضو می باشند گفت: از میان مطالب منتشر شده در این کانال ها، 88 درصد آن ها مطلالب تولیدی و 12 درصد آن ها مطالب فوروارد (بازنشر) می باشد که از میان مطالب تولیدی نیز حجم قابل توجهی از آن ها کپی مطالب دیگر کانال ها می باشد.

اسدپور در رابطه با تعداد اعضای کانال ها گفت: در مجموع 720 میلیون اکانت وجود دارد که با توجه به آمار 40 میلیونی حساب های کاربری در ایران نشان می دهد به طور متوسط، هر کاربر ایرانی در 18 کانال عضو است.

او همچنین اعلام کرد که نزدیک به 70 درصد این کانال ها در یک ماه اخیر فعالیت داشته اند و به طور متوسط، مطالب منتشر شده در کانال ها 1125 بازدید داشته اند که سهم هر کاربر ایرانی 30 هزار مطلب می باشد. اگر زمان بازدید هر مطلب را حدود یک دقیقه در نظر بگیریم، کانال های تلگرامی موجب افزایش سرانه مطالعه به میزان 500 ساعت شده اند.

  کد خبر: DEN-1112251

ساسان قاسمی(ala.ir)

 

نسل پدران ما و گذشتگان آنها، انتظارات مشخصا تعریف شده‌ای در مورد کار و حرفه داشتند. زمانی که جوان بودند، از آنها انتظار می‌رفت به مدرسه رفته یا حرفه‌ای را فرا گیرند و سپس در همان حرفه مشغول به‌کار شوند و اکثر آنها نیز همین مسیر را طی می‌کردند. نسل ما یکی از اولین نسل‌هایی بود که این روند را تغییر داد. از ما نیز همان انتظار می‌رفت، اینکه به مدرسه برویم، حرفه‌ای یاد بگیریم و تماما در همان حرفه مشغول به‌کار شویم، اما این کار را نکردیم. بلکه از شرکتی به شرکتی دیگر رفتیم و حتی گاه یک یا دوبار حرفه خود را تغییر دادیم. از نسل‌های آتی متخصصان کسب‌وکار که در آینده به نیروی کار خواهند پیوست نیز انتظاراتی وجود دارد؛ اعم از اینکه به مدرسه بروند، حرفه‌ای یاد بگیرند و در همان حرفه مشغول به‌کار شوند، اما از آنها انتظار نمی‌رود که در همان شغل مشغول به‌کار شوند یا حتی در تمام مدت کار در همان حرفه بمانند.

 

این تکامل نگرشی امری مهم است، زیرا می‌توان انتظار داشت در یک یا دو دهه آتی، تلفیق نسلی ایجاد شده در انتظارات کاری، در محل‌های کاری نمود پیدا کند و آن را تحت الشعاع قرار دهد؛ به این صورت که کارکنان مسن‌تر انتظار توجه و وفاداری دارند و کارکنان جوان‌تر انتظار انتخاب و انعطاف‌پذیری. اگرچه کسب‌وکارها برای حفظ کارکنان کلیدی خود همواره در صدد هستند که به تکامل و تحول برسند، اما حقیقت این است که روند ترک خدمت مکرر کارکنان احتمالا تغییری نخواهد کرد. این روند در هیچ زمانی به اندازه پیش از تعطیلات سال نو نمایان نمی‌شود، یعنی پس از اینکه سهمیه‌های پایان سال توزیع شد، پاداش‌ها پرداخت شد، و سرمایه‌گذاری در گزینه‌های مورد نظر انجام شد، در این زمان دیده می‌شود که اکثر کارکنان شرکت را به‌دلیل فرصت‌های جدید ترک می‌کنند. بنابراین، باید کسب‌وکارها را آماده کنار آمدن با این تغییر الگو کرد، به این صورت که به جای نادیده گرفتن و آزرده خاطر شدن از ترک خدمت کارکنان، از آن پند گرفته و تجربه مثبتی برای خود و تیمشان رقم بزنند.

 

۱) برنامه‌ریزی قبلی: اول و از همه مهم‌تر این است که تمامی تیم مدیریتی برای جلوگیری از ترک خدمت کارکنان، اعم از کارکنان مهم و معمولی، برنامه‌ریزی داشته باشند. این کار با شرح جامع کاری برای هر منصب شغلی در سازمان، شروع می‌شود. فراتر از شرح کاری، کارفرمایان باید وظایف و مسوولیت‌های در دست اقدام هر یک از کارکنان، پرسنل کلیدی، مشتریان و فروشندگانی که کارمند مربوطه روزانه با او در تماس است را ثبت کرده و مرتبا به‌روزرسانی کنند. داشتن این اطلاعات و به‌روزرسانی آنها اغلب این اطمینان را حاصل می‌کند که مجبور نیستید وقتی کارمندتان در حال خارج شدن از اتاق است، با عجله مشغول به جمع‌آوری اطلاعات شوید.برنامه‌ریزی در خصوص جایگزینی نیروی کاری نیز نیازمند این است که فرآیند در دست اقدامی برای نظارت و جایگزینی کارکنان، به‌خصوص کارکنان کلیدی، در زمان ترک سریع و غیرمنتظره آنها از شرکت، داشته باشید.برنامه‌ریزی قبلی برای چالش‌های غیرقابل اجتناب در خصوص ترک شرکت از سوی کارکنان، نه تنها باعث تسهیل این فرآیند می‌شود، بلکه اقدام ترک شرکت را از سوی کارکنانی که این قصد را دارند نیز سرعت می‌بخشد و با این کار مانع به تاخیر افتادن این امر و در نهایت ایجاد جوی در میان کارکنان باقی‌مانده می‌شود که باعث ضربه زدن به انگیزه و بهره‌وری کارکنان و تهدید امنیت خواهد شد.

 

۲) استقبال از تغییر: کارآفرینان باید بدانند مساله این نیست که «آیا» یک کارمند کلیدی می‌خواهد شرکت را ترک کند یا نه، بلکه مساله این است که «چه موقع» این اتفاق خواهد افتاد. فرد ویلسون، یکی از سرمایه‌گذاران موفق و بنیان‌گذار «سرمایه‌گذاری‌های یونیون اسکوئر»، قطعا با دنیای شرکت‌های نوپای تکنولوژی که ترک خدمت‌های مکرر و سرعت از شاخصه‌های آن محسوب می‌شوند، بیگانه نیست. فردی که میلیون‌ها دلار در شرکت‌های مختلف سرمایه‌گذاری کرده است، با فکر کردن به اختلالی که در صورت رفتن یکی از اعضای کلیدی تیم ایجاد می‌شود، دچار هراس خواهد شد.اما ویلسون از کارآفرینان می‌خواهد که از تغییر استقبال کنند. به گفته وی: «ترک خدمت هر یک از کارکنان، فرصتی است برای اندیشیدن به نقش او و سازمان. شما نمی‌توانید فردی دقیقا مشابه با کسی که تیم شما را ترک کرده بیابید. اما می‌توانید فردی را بیابید که چیزهای جدیدی را به تیم خواهد افزود.»

 

۳) هرگز همه پل‌ها را خراب نکنید: زمانی که کارمندی شما را ترک می‌کند، به‌خصوص وقتی تلاش زیادی را صرف آموزش، پرورش و اطمینان به او کرده‌اید، طبیعی است که احساس یأس، ناراحتی، و حتی فریب خوردن بکنید. به جای اینکه با ترشرویی و ناراحتی با کارمندی که قصد ترک خدمت دارد برخورد کنید، از فرصت جدید او استقبال کنید و از رفتن او حمایت کنید. هنگامی که کار ناراحت کننده ترک خدمت را آسان می‌کنید، در واقع سفیری از شرکت خود را به خارج از شرکت فرستاده‌اید؛ کسی که فرهنگ جدید شما را بشارت می‌دهد و در نهایت باعث جذب استعدادهای جدید به شرکت می‌شود. علاوه براین، با برخورد احترام آمیز با کارکنانی که قصد ترک شرکت را دارند، در حقیقت آنها را به همکاری و کار با خود و تیمتان تشویق می‌کنید و آنها را مطمئن می‌کنید که مسوولیت‌ها و دانش‌شان، در خلال ترک آنها و پس از آن، تغییر خواهد کرد. در پایان باید گفت کارکنان دلایل متعددی برای ترک خدمت دارند. شاید آنها فرصت‌های بهتری به دست آورده‌اند و به دنبال مسوولیت‌هایی بیشتر از آنچه در حال حاضر در سازمان دارند، هستند. شاید آنها به دنبال این هستند که راه مستقلی را در پیش گیرند و کسب‌وکار خود را به راه اندازند. شاید فرهنگ شما در حدی که انتظار داشته‌اند، تکامل و بلوغ پیدا نکرده است، یا شاید به دنبال این هستند که با رفتن به مکانی جدید، تغییری برای خانواده خود ایجاد کنند.  دلیل هر چه که باشد، کارآفرینان باید بدانند خروج کارمندشان از شرکت نه تنها بخشی معمول از فرآیند کسب‌وکار این روزهاست، بلکه می‌تواند فرصت‌های مثبتی برای خودشان و کارمند جدا شده از شرکت، ایجاد کند. چه کسی می‌داند، شاید پس از کسب آموزش، تجربه و مهارت‌های زندگی در جایی دیگر، کارکنان دوباره به سازمان برگردند و ارزش مضاعفی را برای آن به ارمغان آورند.

منبع: entrepreneur