ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

ماجرای دفاع میرزای شیرازی از اهل سنت !

 

خداوند در قرآن کریم فرموده است که هیچ راهی برای تسلط کافرین بر مؤمنان قرار نداده است. ما هم نباید اجازه دهیم که روابط مسلمین جهان، اعم از امامیه و عامه موجب دخالت، نفوذ و حتی تسلط کفار بر مسلمین گردد.

 

ماجرای دفاع میرزای شیرازی از اهل سنت

 

 

مرحوم سید محمدحسن حسینی معروف به میرزای شیرازی از نجف به سامرا آمد تا حوزه علمیه‌ای تشکیل دهد.
اهل سامرا که سنی بودند نسبت به شیعه‌ها شدیداً حساسیت داشتند و آن‌ها را اذیت می‌کردند.
افراطی هایی از اهل تسنن برای اینکه تشیع در آنجا صورت نگیرد، به مرحوم میرزا اسائه ادب می‌کردند و هنگام عصر مرتب سنگ به در خانه ایشان می‌ریختند.
در آن زمان دولت انگلستان یک نوع تسلطی داشت و کشتی خاص انگلیسی‌ها در بغداد لنگر انداخته بود.
به آن‌ها خبر رسید که مرجع تقلید شیعیان (میرزای شیرازی) موردتهاجم عده‌ای از اوباش اهل تسنن قرارگرفته‌اند، سفیر انگلیس با این کشتی به نزدیکی‌های سامرا حرکت کرد.
اهل سامرا می‌دانستند که هر وقت این کشتی حرکت کند حتماً امر مهمی اتفاق افتاده است.
این سفیر شخصی را خدمت میرزا فرستاد و خودش منتظر ماند.
تمام بزرگان سامرا که سنی بودند فهمیدند که حرکت سفیر برای چیست. فهمیدند که می‌خواهند از میرزا اجازه تنبیه این مردم را بگیرد.
همه اهل تسنن به خانه‌هایشان رفته و وحشت‌زده شده بودند، وقتی نماینده سفیر خدمت میرزا آمد و چند بار اجازه خواست که خود سفیر به سامرا بیاید، ایشان قبول نکردند، بعد نماینده به میرزا گفت منظور سفیر این است که شما به ما اجازه دهید تا ما کسانی را که به خانه شما سنگ انداخته‌اند، تنبیه کنیم .
مرحوم میرزا فرمود:
این‌ها برادران ما هستند هرچند این‌ها به من سنگ بزنند باز برای من گواراتر از اجازه ملاقات به سفیر است. ملاقات و روبرو شدن با سفیر شما با من زجرآورتر است از آنچه من از این‌ها تحمل می‌کنم.
سفیر چند بار اصرار کرد ولی نتیجه‌ای نگرفت و ناامید برگشت، وقتی‌که اهل تسنن فهمیدند که میرزا این‌گونه جواب دادند چنان خوشحال شدند و تحت تأثیر قرار گرفتند که حتی عبای او را می‌بوسیدند و حتی بعضی از شیوخ دامن عبای نوه میرزا را می‌بوسیدند و می‌گفتند جد این به ما خدمت‌ها کرده است.


با اقتباس و ویراست از کتاب مردان علم در میدان عمل

 

منبع: حوزه نیوز

سه شنبه, 24 مرداد 1396 14:59

ارتباط والدین با فرزندان در فکر

ارتباط والدین با فرزندان

 

یکی از بحث های مهم در خانواده و منزل، ارتباط والدین با فرزندان است.

 

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

ارتباط والدین با فرزندان

 

 

 اولین ارتباطی که بین والدین و فرزندان وجود دارد در اصل انعقاد نطفه فرزند است که والدین باید به این مهم توجه داشته باشند و بدانند که نه تنها رفتار آنان و نه تنها گفتار ایشان؛ بلکه افکار آنان هم بر فرزندان؛ حتی بر فرزند نوزاد و جنین هم تأثیر دارد. 

اولین نکته در مورد ارتباط والدین با فرزند، این است که افکارشان را اصلاح کنند؛ چه آن زمان که زن و شوهر می خواهند با هم ازدواج کنند، یا آن زمان که به هم نزدیک می گردند و یا وقتی که مادر در حال شیر دادن به نوزاد است که اخلاق و خصوصیات او نه تنها از راه شیر دادن؛ بلکه از راه فکر و تخیل هم به فرزند منتقل شده و بر او تأثیر می گذارد. 

البته در این دنیا تمام ذرات عالم در ارتباط با یکدیگر هستند و همه هم دارای تأثیرات متقابل می باشند.

خصوصیات رفتاری، گفتاری، اخلاقی و روحی پدر و مادر دقیقاً به فرزند منتقل می شود؛ نه تنها از طریق شیر دادن؛ بلکه حتی از طریق افکار هم منتقل می گردد؛ 

یعنی هر فکری که مادر داشته باشد همان فکر به فرزند هم می رسد و اثر می گذارد، مادر اگر ترسو یا احمق باشد فرزندش نیز ترسو و احمق می شود، یا اگر فکر بدی داشته باشد همان فکر بد منتقل می گردد.

پس اولین نکته در مورد ارتباط والدین با فرزند، این است که افکارشان را اصلاح کنند؛ چه آن زمان که زن و شوهر می خواهند با هم ازدواج کنند، یا آن زمان که به هم نزدیک می گردند و یا وقتی که مادر در حال شیر دادن به نوزاد است که اخلاق و خصوصیات او نه تنها از راه شیر دادن؛ بلکه از راه فکر و تخیل هم به فرزند منتقل شده و بر او تأثیر می گذارد.


 

منبع:

کانال رسمی استاد احمد عابدی

سه شنبه, 24 مرداد 1396 14:15

هر لذتبخشی حرامه !؟

هر چیزی که لذت‌بخش است را اسلام حرام کرده است!

 

هر چیزی که حال میده که حرام نیست؛ تفریح هایی مثل پینت بال، کارتینگ، چتر بازی، غواصی، موج سواری که خیییلی هم حال میدهد حلال که هیچ حتی در اسلام توصیه هم شده مثل تیراندازی، سوار کاری و شنا ...

بخش احکام اسلامی تبیان
لذت حرام ها
 
 

1- بهتره اول معنی لذت رو بدونیم تا بفهمیم که چه چیزی لذت هست و چه چیزی لذت نیست

لذت یعنی: نبودن رنج و ملایمت با طبع انسان.

ولی گناه با طبع انسان موافق نیست به همین دلیل است که انسان بعد از گناه اکثرا دچار عذاب وجدان، افسردگی و حتی بیماری های روحی میشود. پس گناه_لذت_نیست

در ادیان تحریف شده گاهی لذت های حلال را نیز بر خود حرام کرده اند در حالی که اسلام نمیگوید لذت نبرید بلکه راه درست را نشان میدهد.

مانند مسیحیت که ازدواج را برای کشیشان و راهبان خود حرام کرده اند اما اسلام بسیار تشویق به ازدواج میکند. 

 

2- هر چیزی که حال میده که حرام نیست

تفریح هایی مثل پینت بال، کارتینگ، چتر بازی، غواصی، موج سواری که خیییلی هم حال میدهد حلال که هیچ حتی در اسلام توصیه هم شده مثل تیراندازی، سوار کاری و شنا.

 

3- کاری که ضررش بیشتر از نفعش است.

بعضی کارها هستند که به نظر منفعت دارند ولی در واقع ضرری که به انسان میرساند فوق العاده زیاد است.

مثال: خداوند در قرآن میفرمایند: یسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ كَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِن نَفعِهِمَا

درباره شراب و قمار از تو سؤال می‌کنند، بگو: «در آنها گناه و زیان بزرگی است؛ و منافعی (از نظر مادی) برای مردم در بردارد؛ (ولی) گناه آنها از نفعشان بیشتر است.

 

4- ضروری بودن لذت حلال در کلام امام رضا علیه السلام

امام علی بن موسی الرضا علیه السلام میفرمایند: بكوشید كه زمانتان را به چهار بخش تقسیم كنید:  زمانى براى مناجات با خدا؛ زمانى براى تأمین معاش؛ زمانى براى معاشرت با برادران و معتمدانى كه عیب‌هایتان را به شما مى‌شناسانند و در دل شما را دوست دارند؛ و ساعتى براى كسب لذت‌های_حلال و با بخش چهارم توانایى و نیروی انجام وظایف سه بخش دیگر را تامین كنید.

لذت یعنی: نبودن رنج و ملایمت با طبع انسان.

ولی گناه با طبع انسان موافق نیست به همین دلیل است که انسان بعد از گناه اکثرا دچار عذاب وجدان، افسردگی و حتی بیماری های روحی میشود. پس گناه_لذت_نیست

متن حدیث: إجتَهِدوا أن یَكونَ زَمانُكُم أربَعَ ساعاتٍ: ساعَةً مِنهُ لِمُناجاةِ اللّه ِ و ساعَةً لِأمر المَعاشِ و ساعةً لِمُعاشَرَةِ الإخوانِ و الثِّقاتِ و الَّذینَ یُعَرِّفُونَ عُیُوبَكُم و یَخلِصونَ لَكُم فِی الباطِنِ و ساعَةً تَخلُونَ فِیها لِلَذّاتِكُم و بِهذِهِ السّاعَةِ تَقدِروُن عَلَى الثَّلاثِ ساعاتٍ. « فقه‌الرّضا علیه‌السلام، صفحه 337»

پس اسلام نه تنها نمیگوید لذت نبرید بلکه تاکید دارد که حتما لذت ببرید.

 

5- در ادیان تحریف شده گاهی لذت های حلال را نیز بر خود حرام کرده اند در حالی که اسلام نمیگوید لذت نبرید بلکه راه درست را نشان میدهد.

مانند مسیحیت که ازدواج را برای کشیشان و راهبان خود حرام کرده اند اما اسلام بسیار تشویق به ازدواج می کند.


 

منبع:

کانال تلگرام پرسمان اعتقادی

علاج انحرافات فکری به دستان سه نفر است

 

محقق، مفسر و پژوهشگر قرآنی گفت: همه‌جا شروع کار با پروردگار نیست؛ گذشت خداوند از بندگان، به گذشت بندگان از یکدیگر گره خورده است. ابتدا باید گذشت کنید تا خداوند از شما گذشت کند. از کسانی که با آنها دعوا دارید -  دعوا دارند، تلخی کرده‌اند، بدی کرده‌اند، مشکل برایت ایجاد کرده‌اند - گذشت قلبی کنید و نگویید خدا هم بیاید، من نمی‌گذرم!

 

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
علاج انحراف فکری

 

 

به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در بیت الاحزان اصفهان، اظهار کرد: ما انسان‌ها در امر تربیت و رشد و مستقیم بارآمدن، به وجود مقدس حضرت حق، انبیای او و ائمهٔ طاهرین(علیهم السلام) نیازمندیم چراکه مسئلهٔ تربیت، رشد، کمال، مستقیم بارآمدن و سعادت ما در گرو راهنمایی، هدایت و دلالت آنهاست.

دین یک جریده و پروندهٔ جامع و کاملِ فراگیر به تمام امور زندگی مادی و معنوی مردم است. پیغمبر(صلی الله و علیه وآله) فرموده‌اند: می‌دانید آدم بد از نگاه منِ پیغمبر کیست؟ نه یا‌ رسول‌الله، کیست؟ آن که در حق کسی بدی کند و نرود عذرخواهی کند! می‌دانید بدتر از این کیست؟ نه یا رسول‌الله، کیست؟ کسی که بروند از او عذرخواهی کنند، شانه بالا بیندازد و بگوید دلم را سوزانده‌ای و حالا آمده‌ای ببخشم؟! این از آن بدتر است.

وی ادامه داد: به‌نظر نمی ‌رسد کسی در کل کرهٔ زمین منکر آن باشد، چون حرفش را از قدیم‌الایام در شرق و غرب زده‌اند و در حال حاضر هم دارند این حرف را می‌زنند. این زندان‌های عریض و طویلی که در همهٔ کشورها هست و دادگستری‌های پهناوری که در همهٔ ملت‌ها هست، ثابت‌کنندهٔ این حرف است و اگر این نبود، یقیناً زندانی، دادگاهی و جریمه‌ای وجود نداشت. و آن، این است که همه قبول دارند انسان چنانکه بیماری بدنی می‌گیرد، دچار بیماری فکری هم می‌شود و چنانکه بدنش در معرض آفت قرار می‌گیرد، روانش هم در معرض آفت قرار می‌گیرد. بیماری فکری، یعنی انحراف فکری و بیماری روانی، یعنی انحراف اخلاقی؛ چون ما یک اخلاق مثبتی داریم - که همهٔ منصفان عالَم قبول دارند - و یک اخلاق منفی.

استاد انصاریان به چهار تقسیم بندی اخلاق توسط متخصصین قرآن مجید اشاره کرد و افزود: دانشمندان باانصاف همهٔ جوامع از سه‌هزار سال قبل از میلاد مسیح، مسئلهٔ اخلاق مثبت و اخلاقی منفی را مطرح کرده‌اند و سپس قرآن مجید و متخصصین آیات قرآن مجید آمدند، اخلاق را بر چهار قسمت تقسیم کردند: اول اخلاق الهی، اخلاقی است که می‌تواند در بشر تجلی کند؛ وجود مبارک مرحوم علامهٔ مجلسیِ(ره) پسر - صاحب بحارالأنوار - این روایت را از رسول خدا(صلی الله و علیه وآله) نقل می‌کند که از نخبهٔ روایات پیغمبر اکرم است و حضرت در این روایت به امت امر دارند و امرشان هم با قرینه همراه نیست که ما طلبه‌ها بگوییم این امر، امر استحبابی است؛ نه، امر واجب است و آن این است: «تخلقوا باخلاق الله»، بر شما واجب است که به اخلاق پروردگار متخلق و آراسته باشید. اخلاق پروردگار هزار بخشش در دعای جوشن کبیر است.

"گذشت" اخلاق الهی است

وی یک مرحله اخلاق خداوند که در قرآن مطرح هست را "گذشت" دانست و تصریح کرد: اگر من در برابر تلخی، اشتباه، خطا و از کوره در رفتن بی‌دلیل یا با دلیل کسی قرار گرفتم، به آن شکل عکس‌العمل نشان ندهم و عکس‌العمل الهی داشته باشم و تنها با زبان اعلام نکنم. عصبانیت و ناراحتی طرف مقابل که فروکش کرد، شاید تواضع کند و بیاید به من بگوید بد کردم، من را ببخش! پس از آن قلباً از او گذشت کنم و نه ظاهراً، چون اگر بگویم از تو گذشتم، ولی دلم نمی‌گذرد، دروغ است و این دیگر اخلاق الهی نیست.

استاد انصاریان خاطرنشان کرد: پروردگار عالم وقتی بنا باشد که از کسی گذشت کند، گذشتش یک گذشت جدی است، نه گذشت ظاهری؛ یعنی قلب باید بدرقه‌ عفو الهی شود.

وی ادامه داد: نمی‌توانیم ادعای عصمت کنیم و اگر هم کسی ادعای عصمت کند و بگوید که من به عمرم هیچ گناهی مرتکب نشده‌ام، از ملکوت عالم جوابش را می‌دهند که دروغ می‌گویی. مثلاً در روایات آمده که شخصی معبودش پول یا شکم یا شهوات و صندلی است، یعنی تمام جهت‌دهی‌های به زندگی‌اش براین اساس گذاشته شده و خدا را هم قبول دارد و دو رکعت نماز هم می‌خواند و روزه هم می‌گیرد، اما این معبودها در زندگی‌اش مقدّم بر پروردگار هستند و برای رسیدن به آنها از هیچ راهی دریغ نمی کنند. ما بر اثر این معبودها به گناه می‌افتیم، یعنی کارهایی را می‌کنیم که پروردگار نمی‌خواهد؛ وقتی پول معبود باشد، یقیناً به حرام، ربا، رشوه، اختلاس و تقلب در جنس مردم می‌افتیم.  

وی با بیان اینکه خداوند برای همه موارد اخلاقی مثبت، ارزشگذاری بی نظیری کرده است، گفت: آیه ای در سورهٔ مبارکهٔ احزاب است و یک سؤال از مردم مؤمن و متدین می‌کند، خداوند این سؤال را از کفار، مشرکین، منافقین و لائیک‌ها نمی کند چون آنها که با وجود مقدس او سروکار ندارند و تهمتِ نبودن هم به او می‌زنند لذا این آیات خطاب به ما فعلی‌هاست که زنده هستیم؛ اگر مُردیم، خطابات قرآن از ما برداشته می‌شود، ولی تا در دنیا هستیم، خطابات متوجه ماست. خدا سؤال می‌کند و ما هم موظف هستیم در برابر سؤال پروردگار بی‌تفاوت نباشیم؛ حال اگر آره گفتیم، برده‌ایم و اگر نه گفتیم، باخته‌ایم.

استاد انصاریان به سؤال خداوند از بندگان اشاره و اظهار کرد: خداوند می پرسد، «الا تحبون ان یغفر الله لکم» بندگان من می خواهید از گناهانتان گذشت کنم؟ این گذشت لفظی پروردگار است، پروردگار که دروغ نمی‌گوید، گذشت جدی، قطعی و یقینی است و پاسخ اهل ایمان به خداوند، پاسخ مثبتی است و دلمان می‌خواهد همین امشب، خداوند از گناهانی که ثبت شده، بگذرد. حال بعضی گناهان بین ما و خدا است ولی برخی اینگونه نیست، قرآن فرموده است: «لا تأکلوا اموالکم بینکم بالباطل»، به ناحق مال یکدیگر را بالا نکشید و به نام خودتان نکنید. این گناه بین من و صاحب مال است، توبه آن هم اصلاً با خدا ارتباطی ندارد چرا که مال مردم را نبرده‌ای و گناه بین تو و خدا نیست. اما حال اشتباهی شده و جوان بوده‌ای، دین را نمی‌شناخته‌ای، عرقی خورده‌ای، به ورقی دست زده‌ای، با نامحرمی تماس داشته‌ای، نمازی نخوانده‌ای، اینها گناهان بین تو و خداست و این گناهان هم فقط عفو پروردگار را می‌خواهد.

گذشت خداوند از بندگان، به گذشت بندگان از یکدیگر گره خورده است

استاد انصاریان اظهار کرد: گذشت خداوند از بندگان، به گذشت بندگان از یکدیگر گره خورده است؛ اول باید گذشت کنید تا خداوند از شما گذشت کند. همه‌جا شروع کار با پروردگار نیست، بلکه خیلی جاها شروع کار با بنده و جواب با پروردگار است. «فاعفوا و اصفحوا»، از کسانی که با آنها دعوا دارید، دعوا دارند، تلخی کرده‌اند، بدی کرده‌اند، مشکل برایت ایجاد کرده‌اند، گذشت قلبی کنید و نگویید خدا هم بیاید، من نمی‌گذرم!

استاد انصاریان به روایتی از پیامبر اکرم(صلی الله و علیه وآله) اشاره و تصریح کرد: دین یک جریده و پروندهٔ جامع و کاملِ فراگیر به تمام امور زندگی مادی و معنوی مردم است. پیغمبر(صلی الله و علیه وآله) فرموده‌اند: می‌دانید آدم بد از نگاه منِ پیغمبر کیست؟ نه یا‌ رسول‌الله، کیست؟ آن که در حق کسی بدی کند و نرود عذرخواهی کند! می‌دانید بدتر از این کیست؟ نه یا رسول‌الله، کیست؟ کسی که بروند از او عذرخواهی کنند، شانه بالا بیندازد و بگوید دلم را سوزانده‌ای و حالا آمده‌ای ببخشم؟! این از آن بدتر است.

به اخلاق پروردگار آراسته شوید

وی ادامه داد: «تخلقوا باخلاق الله»، به اخلاق پروردگار آراسته شوید؛ اخلاق پروردگار هم در قرآن و هم در جوشن کبیر آمده است؛ اگر این جوشن کبیر، جریان یک‌ ماهه در ماه رمضان - قبل از شب‌های احیا و بعد از شب‌های احیا - پیدا کند و سه شب احیا همه‌ آن را بخوانند، ولی 27 شب دیگر، یک عالم متخصص، آن را برای مردم توضیح دهد، مردم در خداشناسی هم قوی می شوند.

او به دو نوع انحراف بندگان اشاره کرد و افزود: ما یک انحراف فکری و یک انحراف روانی و روحی داریم؛ در انحراف روانی، انسان دچار رذایل اخلاقی و بیماری‌های بسیار بدی است؛ گاهی یک‌ بیماری روانی، مثل بُخل در ثروتمندان و مثل حسد در مردان و زنان، عذاب بسیاری دارد. در سورهٔ مبارکهٔ توبه و سورهٔ مبارکهٔ آل‌عمران، نتیجه‌ تنها بُخل، عذاب قطعی است؛ نه برای کافران و منافقان، آنها که با کفر و نفاق خود به جهنم می‌روند، آیه خطاب به ثروتمندان مسلمان و مؤمن است و این خطر رذائل اخلاقی است.

حسادت و بدبینی انسان را جهنمی می کنند

استاد انصاریان گفت: حسادت، بدبینی از جمله رذایل اخلاقی هستند که انسان را جهنمی می کنند؛ بعضی مردان به زنان خود بدبین هستند و این حرام است: «ان بعض الظن اثم»، گناه سنگین است! بعضی خانم‌ها به مردها بدبین هستند و بعضی‌ها به دیگران بدبین هستند، اینها بیماری‌های روانی و خطرناک هست.

وی اظهار کرد: همهٔ منصفان عالم از سه‌هزار سال پیش از میلاد مسیح که توانستند حرف‌های آنها را کمی به‌دست بیاورند، اعتقاد داشتند که انسان در معرض انحراف فکری و در معرض انحراف اخلاقی است، انسان در انحراف فکری دچار خطر ارزیابی غلط می شود که این خطر، ساختمان سعادت دنیا و آخرتش را نابود می‌کند.

استاد انصاریان به آیاتی از قرآن که بیان کننده ارزیابی غلط و انحراف فکری است، اشاره و خاطرنشان کرد: یک جمعیت پاک، مؤمن، دلسوز، بزرگوار، حق‌شناس و خیرخواه آمدند و دور قارون را گرفتند. قارون همه را می‌شناخت. کسانی که دور او را گرفتند، قوم ‌و ‌خویش او نیز بودند؛ «قال له قومه»، همه آنها یک زبان به او گفتند: «لا تفرح»، با این ثروتی که داری، مغرورانه خوشحال نباش! «تفرح» یعنی خوشحالی با غرور، با خودپسندی. سینه‌ات را سپر نکن! «ان الله لا یحب الفرحین»، پروردگار عالم از آدم‌هایی که مغرورانه خوشحال هستند، اصلاً خوشش نمی آید.  قارون یک نگاه به قوم‌ و خویش‌هایش کرد (این ارزیابی غلط) و «قال»: «انما اوتیته علی علم من عندی»، مسئلهٔ ثروت من هیچ ربطی به خدا ندارد و این ثروت را علم به من داده است. آیه را اگر بخواهیم به زبان امروز معنی کنیم، این ثروت را دانش دقیق اقتصادی و مدیریت اقتصادی برای من فراهم کرده  ربطی به خدا ندارد.

حسادت، بدبینی از جمله رذایل اخلاقی هستند که انسان را جهنمی می کنند؛ بعضی مردان به زنان خود بدبین هستند و این حرام است: «ان بعض الظن اثم»، گناه سنگین است! بعضی خانم‌ها به مردها بدبین هستند و بعضی‌ها به دیگران بدبین هستند، اینها بیماری‌های روانی و خطرناک هست.

علم در میان غیر مؤمنان چراغ دزدی است

وی گفت: حال ما بندگان باید با خود بگوییم که ما چه کسی هستیم که مغرورانه خوشحال هستیم؟ ما که در معرض انواع بیماری‌های بدنی، سکتهٔ قلبی، سکتهٔ مغزی، لمسی، حصبه، سرطان هستی، برای چه مغرورانه خوشحال هستیم! یک روایت بسیار باارزش حضرت رضا(علیه السلام) دارند که پنج بخش است، در بخش اولش می‌گوید: خوشحالی و شادی باید در کنار نیکوکاری‌هایتان در قلبتان طلوع کند و به جز این هیچ مسأله ای جای خوشحالی ندارد. همچنین ثروتمندانی که جدای از خدا زندگی می کنند و ثروت خود را از علم می دانند، بدانند با یک کفن به گور می روند و این علم که به آن تکیه کردند، چراغ دزدی است.

علم در میان مؤمنان چراغ راهنما به بهشت است

استاد انصاریان با بیان اینکه در حال حاضر علم در بشر و در میان اغلب مردم جهان از جمله دولت های شرقی و غربی چراغِ دزدی است، اظهار کرد: علمی که در میان مؤمنان است؛ چراغ راهنما به بهشت است؛ به عنوان مثال علمی که در وجود آیت‌الله‌العظمی بروجردی(ره) است؛ ایشان از مکه برمی‌گردد، رضاخان دستور می دهد که او را سر مرز دستگیرش کنند و نگذارند به بروجرد برود و او را به تهران بیاورند. هشت‌ماه در زندان ارتش رضاخان بود و پس از آن که بزرگان کشورها از جمله علما و  کراواتی‌های حکومتی واسطه شدند، رضاشاه حاضر شد که ایشان را آزاد کند. آن زمان، یعنی هشتاد سال پیش، پنجاه‌ هزار تومان به گماشته‌اش داد و گفت: این را به ایشان بقبولان و با احترام به بروجرد برگردانید. پنجاه تومان را آوردند و جلوی این زندانی اسیر گذاشتند، از آن سرهنگ سؤال کرد که چیست؟ گفت: پنجاه‌ هزار تومان اعلی‌حضرت به شما هدیه کرده است. آقای بروجردی فرمودند: به رضاخان بگو از زمانی که در رحم مادر بودم تا حالا، نانم را یک نفر داده که اسمش خداست و من از سر سفرهٔ او بلند نمی‌شوم؛ اما اگر دلت می‌خواهد کاری را من نسبت به تو داشته باشم، یک کلمه است و این است: در این هشت‌ماهی که من در زندان بودم، غذاهایی که به سربازها می‌دهند، غذای خوبی نیست؛ به رضاخان بگویید که غذای اینها را غذای مناسب قرار بدهند، من پول نمی‌خواهم. در حقیقت علم آقای بروجردی، چراغ راهنمای او به بهشت است، اما علم مادّی مردمِ دنیا اغلبشان چراغی برای دزدی است.

او با طرح پرسشی مبنی بر اینکه اگر انسان دچار انحراف فکری شد، چه کسی باید او را معالجه‌ کند؟ گفت: دنیا که مطب معالجهٔ انحراف فکری و روحی ندارد، سه نفر طبیب و برای معالجه هستند، خدا، پیغمبر و ائمه طاهرین(علیهم السلام).


منبع :

پایگاه عرفان

سه شنبه, 24 مرداد 1396 13:38

در دعا توسل ضروری است !؟

با وجود خدا، چه نیازی به توسل به اهل‌بیت(علیهم‌السلام) است؟

 

اگر کسی بدون توجه به اهل بیت(علیهم السلام) و بدون توسل به آنان تنها دعا کند و از خدا هدایت و قرب او را بخواهد، خدا دعایش را مستجاب نمیکند بلکه باید ضمن توسل به اهل بیت و وارد شدن از راه آنان، دعا نیز بکند و هدایت خود را از خدا بخواهد.

بخش اعتقادات شیعه تبیان
توسل به اهل بیت
 
 

1- بله خدای متعال دعای کسی که او را بخواند اجابت میکند: وَ قَالَ رَبُّكُمُ ٱدْعُونِیٓ أَسْتَجِبْ لَكُمْ (غافر ۶۰) ولی خدا برای هر کاری راهی قرار داده است و اگر کسی از آن راه استفاده نکند و با دعا از خدا بخواهد که او را به مقصدش برساند خدا دعای او را اجابت نمیکند؛ مثلاً خدا راه رفع عطش و تشنگی را نوشیدن آب قرار داده است، حال اگر کسی آب ننوشد و تنها دعا کند که خدا تشنگی او را برطرف سازد خدا به طور معمول دعای او را اجابت نمیکند.

 

2- مثال دیگر اینکه خدا راه درمان بیماری را استفاده از دارو قرار داده است، پس اگر بیماری بدون مصرف دارو تنها دعا کند که خدا او را شفا دهد، خدای سبحان به طور طبیعی این درخواست را نمیپذیرد.

اهل بیت(علیهم السلام)  نیز مانند سایر اسباب، تأثیر و هدایتگر بودنشان به لطف و فضل الهی است و هدایت کننده اصلی و حقیقی خداست و اگر کسی اهل بیت را در هدایت یا برآوردن سایر حاجات، مستقل و جدای از لطف خدا بداند گرفتار شرک شده است. 

 

3- بنابراین راه درست از دیدگاه قرآن این است که انسان از آب و دارو استفاده کند ولی در عین حال رفع تشنگی و شفای خود را از خدا بخواهد و ببیند زیرا اگر کسی معتقد باشد که آب به طور مستقل و بدون لطف خدا او را سیراب میکند و یا گمان کند که پزشک یا دارو به طور مستقل و بدون لطف خدا او را شفا میدهند، گرفتار شرک شده است زیرا سیراب کننده اصلی و حقیقی خداست: وَ ٱلَّذِی هُوَ یُطْعِمُنِی وَ یَسْقِینِ (شعراء ۷۹) چنانکه شفا دهنده حقیقی نیز پروردگار است نه دکتر و دارو:  وَ إِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ (شعراء ۸۰)

 

4- اهل بیت(علیهم السلام) را هم خدای متعال وسیله و راه هدایت و قرب به خودش قرار داده است، چنانکه این مطلب در آیات و روایات بسیاری بیان شده است، برای نمونه: یَٰأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَ ٱبْتَغُوٓا۟ إِلَیْهِ ٱلْوَسِیلَةَ (مائده ۳۵) بنابراین اگر کسی بدون توجه به اهل بیت(علیهم السلام) و بدون توسل به آنان تنها دعا کند و از خدا هدایت و قرب او را بخواهد، خدا دعایش را مستجاب نمیکند بلکه باید ضمن توسل به اهل بیت و وارد شدن از راه آنان، دعا نیز بکند و هدایت خود را از خدا بخواهد.

 

5- البته باید توجه داشت که اهل بیت(علیهم السلام)  نیز مانند سایر اسباب، تأثیر و هدایتگر بودنشان به لطف و فضل الهی است و هدایت کننده اصلی و حقیقی خداست و اگر کسی اهل بیت را در هدایت یا برآوردن سایر حاجات، مستقل و جدای از لطف خدا بداند گرفتار شرک شده است.

 


 

منبع:

کانال تلگرام پرسمان

سه شنبه, 24 مرداد 1396 13:22

باجناغ هم فامیل میشه؟

 

مروری بر چالش‌ها میان باجناغ‌ها

 

لطیفه‌هایی که در مورد باجناغ‌ها گفته می‌شود، بخشی از فرهنگ ما شده است. اما به نظر می‌رسد این‌ها فقط هم لطیفه نیستند و در برخی از خانواده‌ها به واقع رابطه باجناغ‌ها با فراز و نشیب زیادی مواجه است و تعجبی ندارد که زوجین در مورد خانواده یکدیگر یا اینکه مایل هستند تا چه حد با افراد خانواده گسترده خود در تماس باشند، نظر کاملاً متفاوتی داشته باشند. اختلاف فرهاد و فروزان هم بر سر همین مسئله است.

 

مریم عطاریان - بخش خانواده ایرانی تبیان
مرد

 

چالش جدید فرهاد و فروزان

اگرچه فرهاد و فروزان هر دو جوانانی تحصیل کرده و مبادی‌آداب به نظر می‌رسند، اما برخی نگرش‌های کلی در آن‌ها وجود دارد که ریشه‌های بی‌منطق بودن آن‌ها را آشکار می‌کند. خانواده هر دو آن‌ها کم‌جمعیت هستند و طبیعتاً وابستگی اعضای خانواده نسبت به هم بیشتر و حتی می‌توان گفت فرزندان هر دو خانواده به مقدار قابل‌توجهی خودخواه هستند.

اخیراً خواهر فروزان بعد از ازدواج، در نزدیکی خانه فروزان و فرهاد خانه خریده و دو خواهر هر روز با هم رفت و آمد می‌کنند و در نتیجه ملاقات باجناغ‌ها نیز با هم زیاد شده است.

فرهاد احساس می‌کند که رفتارهای باجناغ جدید باعث خلل در زندگی‌اش شده. در هر حال خواهر فروزان و همسرش تازه‌عروس و داماد هستند و تظاهرات رفتار صمیمانه آن‌ها بیشتر است و این مسئله بر روی فروزان تأثیر منفی گذاشته و او دائماً به بهانه‌های مختلف با فرهاد وارد چالش می‌شود.

همین مسئله و کاهش آرامش زندگی فرهاد و فروزان باعث شده که فرهاد نسبت به باجناغ جدید حساس شده و اصلاً تمایلی به ملاقات با وی نداشته باشد و حتی او را تهدید زندگی زناشویی‌اش می‌داند.

فرهاد حتی احساس می‌کند خانواده همسرش نیز به داماد جدید توجه بیشتری داشته و او را ترجیح می‌دهند.همه این موارد به مرور باعث نفرت فرهاد از باجناغ جدید شده است.

درگیری این زوج، بر سر دل‌بستگی خانوادگی و مواردی فراتر از آن است. متأسفانه فرهاد متوجه نیست که از مکانیزم دفاعی دوپاره سازی استفاده می‌کند و تمام صفات خوب را به خود و صفات بد را به باجناغ تازه از راه رسیده نسبت می‌دهد.

البته عملکرد نسنجیده فروزان و بی توجه‌های اخیر وی به همسرش را نباید نادیده گرفت اما به هر حال به نظر می‌رسد که فرهاد بیش از حد حساس شده است و تمام رفتارهای عادی داماد جدید و شرایط خاصی که یک زندگی نوپا دارد را مورد سوءبرداشت قرار داده و این سوءبرداشت‌ها بر میزان نفرت وی از باجناغش افزوده است. اگر رفت و آمدهای زیاد و وقت و بی وقت فروزان نبود و اگر او هم برخوردی منطقی با تغییرات ایجاد شده داشت مشکلات کمتر می‌شد.

مقایسه‌های وقت و بی وقت فروزان غرور فرهاد را جریحه‌دار کرده و خصوصاً که غرور یک مرد نشانه قدرت اوست و یک مرد همیشه انتظار دارد که همسرش رفتارهای وی را به رسمیت بشناسد.

یک نکته برای فروزان

فروزان باید طوری با فرهاد رفتار کند که گویی همیشه فردی شایسته و قابل تقدیر برای وی بوده است. هیچ‌گاه نباید رفتارهای داماد جدید را به رخ وی بکشد و همواره باید طوری رفتار کند که گویی فرهاد فردی لایق و بالغ است که می‌تواند به او تکیه کند.

ممکن است که فرهاد اخیراً عصبی و بداخلاق شده و در کلامی ساده‌تر حسود شده باشد اما شاید این تغییرات خلقی به این خاطر است که فرهاد به‌طور ناخودآگاه خواهان عشق و محبت بیشتر در رابطه با فروزان است خصوصاً که فروزان چند وقتی است توجهش نسبت به خانواده خواهرش بیشتر شده است.

وقتی فروزان رفتارهای مقایسه گرانه خود را کنار بگذارد و همانند گذشته تمرکز و توجهش به فرهاد و زندگی مشترکشان باشد، اوضاع کم‌کم عادی‌تر شده از نفرت‌ها و حسادت‌ها کاسته می‌شود.فروزان باید سعی کند خودش و عادات اخیرش را تغییر دهد و به جای اینکه منتقد فرهاد شود دوست و همسرش باشد.

شما می‌توانید زوجی خوشبخت باشید

نباید فراموش کرد که چگونگی زندگی زناشویی به نگرش ما بستگی دارد. در جریان یک زندگی عادی، می‌تواند تغییر و تحولات زیادی رخ می‌دهد. البته این تغییرات هر روزه و همیشگی نیست. گاه یک زندگی سال‌ها به روال طبیعی است و هیچ اتفاق خاصی رخ نمی‌دهد اما ناگهان چند تغییر با هم روی می‌دهد.

فرزند آوری، بیماری والدین، اضافه شدن اعضای جدید به خانواده و.. همه تغییرات عادی است که در زندگی روزمره خانواده‌ها رخ می‌دهد و برخی از خانواده‌ها را با چالش جدی مواجه می‌کند.درگیری و چالش‌های ظریف و گاه پنهان میان باجناغ‌ها هم از خیل همین اتفاقات به ظاهر ساده است.اما نباید از نظر دور داشت که در ارتباط با خود و همسرتان شما تنها کسی هستید که می‌توانید نگرش و اندیشه خود را بررسی کنید و تغییر دهید. سعی کنید به خیل زنانی بپیوندید که زندگی هیجان انگیزی را با روابط عاشقانه خود با همسرشان در پیش دارند.

جز گروه زنانی شوید که می‌دانند چگونه در هر برهه‌ای از زمان همسرشان را عاشق خود نگه داشته و با بروز تغییرات مختلف نیز زندگی‌شان در معرض چالش‌های جدی قرار نمی‌گیرد. این کار به تلاش شما نیاز دارد. با سعی و تلاش در بهبود ارتباط با همسرتان، قطعاً به نتایج ارزنده‌ای خواهید رسید.

توجه داشته باشید که برای ارتباط مؤثر با همسرتان، هرگز عشق درونی کافی نیست بلکه باید مهر و محبت خود را به‌طور مرتب به همسرتان ابراز دارید. خواهید دید که از این طریق شما بخشی از شادی و خوشبختی همسرتان برای همیشه هستید و هیچ تغییر و تحولی در زندگی شخصی یا در اطرافتان، تأثیرات عمیق بر روابط عاطفی‌تان نخواهد گذاشت.تمام گنج‌های عالم در برابر یک زن مهربان و عاقل، بی‌ارزش هستند.

شیوه‌های تربیت جنسی؛ نیاز جدی والدین !

 

در مقالۀ قبل دربارۀ ضرورت تربیت جنسی فرزندان و دادن آگاهی‌های لازم در این زمینه به آنها با تکیه بر مبانی و اصول اسلامی برگرفته از آیات و روایات سخن گفتیم. اینک شیوه‌های آن را بیان می‌کنیم که به نظر می‌رسد نیاز جدی والدین نیز در همین بخش است.

 

امید پیشگر/دکترای تفسیر قرآن - بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

تربیت جنسی کودک، کودک، کودکان، فرزند

 

 

آنچه پدر و مادرها باید بدانند و نسبت به آن حساس باشند

یكى از ابعاد وجودى مهم در زن و مرد، جنبه جنسى و شهوانى است كه به صورت غریزه‏اى بسیار قوى، در آنها قرار داده شده است. این غریزه که برای بقای نسل در وجود انسان قرار داده شده است اگر در غیر مسیر صحیح خود تحریک شده و به کار گرفته شود آسیب‌های جبران ناپذیری را به روح و جسم فرد، و فراتر از آن به خانواده و جامعه وارد می‌کند. شناخت محرکهای این غریزه برای پیشگیری از آسیب‌های احتمالی برای والدین جهت مدیریت رفتارهای فرزندان و نیز کنترل رفتارِ دیگران با آنها بسیار مهم است.

دیداری: مردها عموماً به محرّک‏هاى بینایى، حسّاسیت زیادى دارند؛ البته این، بدین معنا نیست كه دختران و زنان، از محرّک‏هاى بینایى، متأثّر نمى‏شوند؛ آنها نیز به این محرک‌ها پاسخ می‌دهند گرچه این واکنش در پسران و مردان بیشتر است. از این ‏رو قرآن کریم هر دو جنس را از خیره شدن به فرد نامحرمى از جنس مقابل، منع کرده‏ است. (سورۀنور، آیات 30-31)

شنوایی: صداى زنان، به گونه‏اى است كه اگر با ناز و عشوه همراه شود، باعث تحریك جنسى در مردان مى‏شود. در تربیت جنسى، آگاه‏سازى دختر از تأثیرات منفى این ویژگى و در نتیجه، پرهیز كردن از این‏گونه حرف زدن در برابر نامحرم، مى‏تواند از انحراف پسر و به دام افتادن دختر، پیشگیرى كند. (همان، آیۀ 32)

وقتى كودك، به سنّ سه سالگى مى‏رسد، كاملاً خود را به عنوان پسر یا دختر مى‏شناسد و متوجّه جنس خاص خود است. او در این سن، به جستجوى چگونگى نقش جنسى خود مى‏پردازد و اطّلاعات موجود در این زمینه را كسب مى‏كند و به تدریج، افزایش مى‏دهد

تماس بدنی: دختران بیش از پسران، به محرّک‏هاى لمسى، پاسخ مى‏گویند؛ از این ‏رو، در روند تربیت دختر و پسر، بر این نكته، بسیار تأكید شده كه پسر، از صحنه‏هاى دیدارى محرّک شهوت، دور نگه داشته شود و به هیچ‏وجه، دختر و پسر، دست به هم ندهند و ارتباط بدنى با یكدیگر برقرار نسازند.(رشد و شخصیت کودک، ص186)

در شریعت اسلامی آمده است:

هر کسی که نگاه کردن به او حرام است تماس بدنی با او مانند دست دادن با او نیز حرام است. (ر.ک به تحریرالوسیلة، 2/243)

و اگر پسر یا دختر ممیز بودند (یعنی کسی که به سن بلوغ نرسیده است اما میل جنسی را درک می‌کند) در این صورت احکام نگاه و لمس نیز دربارۀ او جاری است. (ر.ک به همان، ص244)

بر این پایه لازم است به فرزندان خود به ویژه دختران بیاموزیم که نامحرم کیست و رفتار با او چه نبایدهایی دارد. 

شیوه‌های تربیت جنسی

شیوه‏هاى تربیت و آموزش جنسى پیش از ازدواج، به دو دسته «مستقیم» و «غیر مستقیم» تقسیم مى‏شوند.

تربیت جنسى مستقیم، شامل مسائل و امورى است كه مستقیماً به نقش جنسیتى دختر و پسر و وظایف، تمایلات و رفتارهاى جنسى آنها مربوط مى‏شود، مانند: هویت‏پذیرى جنسى، الگویابى جنسیتى، آشنایى با وظایف هر جنس، آمادگى براى انجام دادن وظایف مادرى و پدرى، پرهیز از تحریكات جنسى و امورى مانند آن. 

امّا تربیت جنسى غیرمستقیم، شامل جنبه‏هایى است كه به نحوى بر رفتارهاى جنسى دختر و پسر، تأثیر مى‏گذارد، مانند: محبّت به كودک، ارضاى نیازهاى روانى، پرورش فضایل اخلاقى، رشد باورهاى دینى و مذهبى و امورى مانند آن. (تربیت جنسى از منظر قرآن و حدیث، ص103)

پدر و مادر باید کاری کنند که فرزندشان صحنه‌های جنسی را نبیند. این صحنه می‌تواند رابطۀ زناشویی خود آنها باشد یا تصویر و فیلمی از اینترنت یا ماهواره که در صفحۀ گوشی، تبلیت، لب‌تاپ یا تلویزیون در حال نمایش است

بایسته‌های تربیت جنسی در دوران کودکی

موارد زیر از بایدهای تربیت در این دوره است:

1. پدر و مادر باید نگاه درست و عزتمندانه به جنسیت کودک خود داشته باشند و آن را به درستی بپذیرند. 

امام صادق علیه‌السلام فرمود:

«البنات حسنات و البنون نعمة؛ دخترها نیكى هستند و پسرها نعمت.» (کافی، 6/6)

در این روایت حضرت از پدر و مادر می‌‌خواهد که هر جنس از فرزندان خود را به نیکی ببینند و آن را نعمت بدانند نه نقمتی که باید آن را تحمل کنند یا تلاش کنند آن را به گونۀ دیگر ببینند.

اختلال در هویت جنسی و گرایش نابهنجار به جنس مخالف از پیامدهای این نوع نگرش و روا داشتن تبعیض جنسیتی بین فرزندان است. 

2. وقتى كودك، به سنّ سه سالگى مى‏رسد، كاملاً خود را به عنوان پسر یا دختر مى‏شناسد و متوجّه جنس خاص خود است. او در این سن، به جستجوى چگونگى نقش جنسى خود مى‏پردازد و اطّلاعات موجود در این زمینه را كسب مى‏كند و به تدریج، افزایش مى‏دهد. (تربیت جنسی، ص109)

این دقت باید در ارتباط‌هایی که او با جنس مخالف برقرار می‌کند مورد توجه باشد. شخصى از امام صادق علیه‌السلام پرسید: مادر، پسر را تا چند سالگى مى‏تواند بشوید. امام فرمود: «تا سه سالگى.» (کافی، 3/160)‏

از این سخن روشن می‌شود که برهنگی و تماس بدنی فرزندان با دیگران حتی والدین غیر‌همجنس ضابطه‌مند است و زمانی که دختر یا پسر به سن تشخیص رسیدند لازم است در ارتباط و نوع پوشش و تماس آنها با دیگران محدودیت‌هایی اِعمال شود.

لازم است به فرزندان خود به ویژه دختران بیاموزیم که نامحرم کیست و رفتار با او چه نبایدهایی دارد

3. برخلاف این تصوّر كه كودک تا زمان بلوغ، از میل جنسى، بى‏بهره است و هر رفتارى كه در برابر او داشته باشند، تأثیرى در او نخواهد داشت، غریزه جنسى از ابتداى تولّد، در هر انسانی وجود دارد. اگرچه این غریزه در آغاز، متوجّه لذّت جنسى نیست و باید یك سیر رشدى و تحوّلى را بپیماید تا در زمان بلوغ، رشد آن كامل شود، امّا روان‏شناسان، نظر دارند كه تحریك پیش از موعد این غریزه، كودک را زودتر از وقت مناسب، نسبت به آن، هشیار مى‏كند و آن گاه ضربات جبران‏ناپذیرى به او وارد مى‏شود. مواردی که در ادامه می‌آید توصیه‌هایی است در منابع دینی برای پیشگیری از بلوغ‌ زودرس و رفتارهای نابهنجار جنسی که در نتیجۀ تحریک و هوشیاری پیش از موعد این غریزه رخ می‌دهند:

الف) پدر و مادر باید کاری کنند که فرزندشان صحنه‌های جنسی را نبیند. این صحنه می‌تواند رابطۀ زناشویی خود آنها باشد یا تصویر و فیلمی از اینترنت یا ماهواره که در صفحۀ گوشی، تبلیت، لب‌تاپ یا تلویزیون در حال نمایش است.

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود: 

«قسم به آن‏ كه جانم در دست اوست، اگر مردى با همسرش هم‏آغوش شود و در خانه، كودكى بیدار باشد و آنها را ببیند و صدا و نفس آنها را بشنود، هیچ‏گاه رستگار نمى‏شود. اگر پسر باشد یا دختر، زناكار مى‏شود.»(کافی، 5/500)

نیز امام صادق علیه‌السلام فرمود:

«در برابر دیدگان كودكان، با زنان خود نزدیكى نكنید كه این كار، موجب زناكارى مى‏شود.»(همان، 499-500)

از این روایات اصل تأثیر، دانسته می‌شود اما میزان آن بستگی به شرایط محیط و خصوصیات خود فرزند دارد که هر چه عمل بی‌پرده‌تر و فرزند بزرگتر و بفهم‌تر باشد بی‌تردید اثر مخرب آن نیز بیشتر و ماندگارتر خواهد بود.

بی‌تردید این حكم، قابل تعمیم به مشاهده یا شنیدن هر صحنۀ تهییج‏كننده‏اى است که مصادیق آن گذشت؛ بنابراین، خانواده‏هایى كه یا از روى بى‏توجّهى و بى‏اعتنایى و یا از روى تجدّدمآبى، به كودكان خود اجازه مى‏دهند كه این‏گونه فیلم‏ها را ببینند و خودشان هم با آنها همراهى مى‏كنند و یا وسایلِ دیدن این تصاویر را با خرید و در اختیار قراردادن بی‌ضابطۀ گوشی و تبلت در اختیار آنها  قرار می‌دهند باید بدانند كه پیامدهاى وخیمى در انتظار فرزندانشان است كه كسى جز خود آنها در این بدفرجامى، مقصر نیستند.

ادامه دارد....

دو راهی انتخاب زن عقدی یا همسر موقت!
 الف : سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۰۴

 

من عاشق پسرم هستم ولی نمی‌توانم با کتایون زیر یک سقف زندگی کنم. از طرف دیگر همسرموقتم کمک فکری زیادی به من می‌کند و حالا مانده‌ام چه کار کنم.

به گزاش روزنامه ایران، جوان فروشنده‌ای که در انتخاب یکی از دو همسر عقدی و موقتش برای زندگی گرفتار و سرگشته شده بود، به دادگاه خانواده فراخوانده شد تا مهریه 1360 سکه‌ای یکی از این دو زن را بپردازد.
 
این جوان که در راهرو شلوغ مجتمع قضایی ونک با سری تراشیده و دست‌هایی خالکوبی شده جلب نظر می‌کرد، اسمش «فرشاد» بود و 35 سال داشت. برای اعلام ناتوانی در پرداخت مهریه سنگین یکی از همسرانش پشت اتاق شعبه 261 دادگاه خانواده به انتظار نشسته بود و در سکوت به نقطه‌ای چشم دوخته بود که در مسیر نگاهش، جایی از راهروی مجتمع همسرش دیده می‌شد.
 
برخلاف انتظارم، فرشاد سکوتش را شکست و از حرف زدن درباره مشکل­ زندگی‌اش استقبال کرد. گفت:«بین دو زن گیر کرده‌ام. واقعاً نمی‌دانم چه کار باید کنم؟ اگر با همسر عقدی‌ام زندگی کنم دمار از روزگارم در می‌آورد و اگر با همسر موقتم بمانم دلم برای پسر خردسالم تنگ می‌شود.دستی دستی خودم را توی دردسر بزرگی انداخته‌ام.»
 
سپس نگاهی به انتهای راهرو انداخت، همسر عقدی‌اش را نشان داد و گفت: «درست 13 سال پیش بود که با کتایون آشنا شدم. آن زمان هر دو دانشجو بودیم. نخستین بار در خیابان دیدمش که دلهره‌ای به جانم افتاد. تعقیبش کردم و خانه‌شان را پیدا کردم.
 
جدا از زیبایی و خوش اخلاقی، دختری درسخوان بود. اما وقتی که به خواستگاری‌اش رفتیم پدرش مخالفت کرد چون سه سال از دخترش کوچکتر بودم. اما رابطه ما قطع نشد و گاهی با هم به سینما و کافی شاپ و رستوران می‌رفتیم.
 
آن روزها فهمیدم که کتایون در نوجوانی مادرش را از دست داده و بشدت از پدرش حساب می‌برد. با این حال درسم را رها کردم و به کاری پرداختم تا پولدار شوم و دوباره به خواستگاری دختر مورد علاقه‌ام بروم.
 
چند سال بعد توانستم با فوت و فن‌های حرفه «واردات چمدانی» پوشاک آشنا شوم و وضع مالی‌ام خوب شود. دوباره وقتی به خواستگاری کتایون رفتم پدرش مهریه‌ای برابر با سال تولدش در نظر گرفت و من با وجود مخالفت پدر و مادرم قبول کردم و بعد از یک سال عقد زندگی‌مان را شروع کردیم.
 
در آن چند سال فهمیدم که کتایون دختری بسیار منزوی است و پدرش درباره همه مسائل دخترش تصمیم می‌گیرد. در زندگی ما هم مثل بسیاری از زن و شوهرها مشکلات و اختلاف‌هایی وجود داشت، اما سایه پدر کتایون زندگی ما را تحت تأثیر قرار داده بود و من سعی می‌کردم تا جایی که بشود از پدرزنم دور باشیم.
 
تا اینکه یکی از دعواهای ما باعث شد همسرم بسیار کم حرف و گوشه گیر شود. بعد از آن دچار سردمزاجی شده بود و به من توجهی نمی‌کرد. چند روز خوب بودیم و دوباره اختلاف پیدا می‌کردیم و گاهی 6 ماه با هم حرف نمی‌زدیم سرانجام در جریان یکی از سفرهایم در فرودگاه با زن بیوه‌ای آشنا شدم که کارمند ارشد یک شرکت خصوصی بود.
 
دو هفته از آشنایی‌مان گذشته بود که داستان زندگی‌ام را برایش گفتم و پیشنهاد ازدواج موقت به او دادم. ابتدا مخالفت کرد اما سرانجام رضایت داد و...
 
چند ماه ازاین ماجرا گذشته بود که یک روز خواهر زنم ما را در خیابان با هم دید و موضوع علنی شد. کتایون قهر کرد و به خانه پدرش رفت و همان روزها فهمیدم که باردار است.
 
من که عاشق بچه بودم وقتی دیدم که با وجود مخالفتش برای بچه دار شدن بالاخره دارم پدر می‌شوم، قول دادم هر شرطی بگذارد قبول کنم و به زندگی‌ام برگردم. پدرش مجبورم کرد حق طلاق به همسرم بدهم.
 
اما با وجود تولد پسرمان باز هم دعواهای ما از سر گرفته شد. کتایون حتی حساس‌تر شده بود و دائم بهانه‌گیری می‌کرد. فهمیدم کتایون مهریه سنگین خود را از طریق دادگاه درخواست کرده بود و من ممنوع الخروج شده بودم.
 
دوباره به سراغ همسر موقتم رفتم و همه چیز را برایش تعریف کردم. او مخالف ادامه ارتباطمان بود و می‌گفت با وجود داشتن بچه بهتر است به زندگی خودم سر و سامانی بدهم. اما چون نمی‌توانستم از کشور خارج شوم، کسب و کارم از رونق افتاده بود.
 
در این مدت همسر موقتم از نظر روحی کمک زیادی به من کرد. با وجود اینکه 10 سال از من بزرگتر است، کمک زیادی در آرامش روحی‌ام داشته است. چند ماه است که کتایون با پسرم به خانه پدرش رفته و هر هفته فقط یک روز بچه‌ام را می‌توانم ببینم.
 
من عاشق پسرم هستم ولی نمی‌توانم با کتایون زیر یک سقف زندگی کنم. از طرف دیگر همسرموقتم کمک فکری زیادی به من می‌کند و حالا مانده‌ام چه کار کنم. تمام دارایی‌ام یک ماشین 120 میلیونی است که توقیفش کرده‌اند و یک مغازه اجاره‌ای. حالا در این شرایط کتایون می‌تواند با استفاده از حق طلاق از من جدا شود. من می‌مانم و یک بدهی میلیاردی بابت مهریه، گیج شده‌ام. نمی‌دانم چه کنم؟»
 
وقتی که حرف‌های فرشاد به اینجا رسید منشی شعبه 261 زن و شوهر را فراخواند تا وارد دادگاه شوند و در مقابل قاضی «محمود سعادت» بنشینند. کتایون هم از انتهای راهرو خودش را به دادگاه رساند. مردی میانسال خواست وارد دادگاه شود که قاضی اسمش را پرسید و وقتی معلوم شد پدر کتایون است اجازه ورود به او نداد. مرد میانسال هم گوش‌هایش را تیز کرد تا از پشت در بتواند صدای دختر و دامادش را بشنود.

سه شنبه, 24 مرداد 1396 12:57

آخرین خبرها از تلگرام صوتی

آخرین خبرها از تلگرام صوتی
بخش دانش و فناوری الف،24 مرداد96
 
 
دبیر شورای عالی فضای مجازی گفت: اپراتورهای ما در حدود ۵۰۰۰ میلیارد تومان در سال به دولت مالیات می‌دهند، اما تلگرام هنوز خود را در ایران ثبت نکرده است و نماینده رسمی در ایران ندارد. بنابراین با توجیه مسائل اقتصادی نمی‌توان امکان ارائه خدماتی را به آن داد که اپراتورها در داخل با پرداخت مالیات ارائه می‌کنند.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۵۰

ابوالحسن فیروزآبادی در گفت‌وگو با ایسنا، درباره علت مسدود شدن تماس صوتی تلگرام اظهار کرد: فیلتر تماس صوتی تلگرام بیشتر به دلیل ملاحظات اپراتورها بود، زیرا کسب و کار اپراتورها را دچار مشکل می‌کرد. در حال حاضر هم بحث اپراتورها مطرح است و تماس صوتی تلگرام برای موبایل مسدود است، در حالی که این قابلیت برای ارتباطات پهن باند ثابت باز است.

وی در پاسخ به اینکه با وجود قابلیت تماس صوتی و حتی تصویری برای سایر پیام‌رسان‌ها، چرا مسدودیت تنها برای تلگرام اعمال شده است، گفت: تلگرام ویژگی فراگیری بیشتری را نسبت به ‌آنها دارد و تقریبا همه شهروندان کشور را تحت پوشش قرار داده و جمعیت فعال در فضای مجازی همه عضو تلگرام هستند، بنابراین وقتی قابلیتی در آن برقرار باشد که در اقتصاد ملی با حجم بالا، تاثیر زیادی دارد، نمی‌توان نسبت به آن بی‌تفاوت بود.

فیروزآبادی ادامه داد: در حال حاضر تجارت صوتی در کشور نزدیک به ۱۴ هزار میلیارد تومان است. البته قرار ما بر ممنوعیت صوت در تلگرام نبوده است، اما این اقدامی است که اپراتورها درخواست داده و تصمیم بر آن شد تا فعلا از آن جلوگیری شود. بنابراین زمانی که اپراتورها به دلیل مسائل اقتصادی به این کار اقدام کردند، ما هم با آنها مخالفتی نکردیم.

وی با بیان اینکه در اکثر کشورهای دنیا قابلیت تماس را روی شبکه‌های پیام‌رسان فراگیر می‌بندند، تصریح کرد: این مسدودیت به این علت است که اقتصاد اپراتورها را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد. در حال حاضر در کشورهای حاشیه خلیج فارس که پهنای باند ۲۰ مگابیت و ۵۰ مگابیت بر ثانیه در اختیار شهروندانشان قرار می‌دهند، مانند امارات و عربستان سعودی نیز این قابلیت‌ها بسته شده و در بعضی از کشورهای اروپا نیز به همین نحو است.

عماد افروغ: فضای عمومی کشور تهی از معنویت‌گرایی و اخلاق شده است
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۱۸

 

یک جامعه‌شناس درباره علل گرایش جوانان به کتاب‌هایی با موضوع موفقیت گفت: نسل جدید در جمهوری اسلامی چه می‌بیند؟ نسل جدید از چه بهره‌مند می‌شود، آن ابعاد عرفانی و ملکوتی و اخلاق کجاست و باید کجا ببیند؟

 

به گزارش فارس، بیشتر افراد تمایل دارند که در زندگی به موفقیت دست پیدا کنند. آن‌ها برای خود اهدافی را معین می‌کنند و برای رسیدن به آن تلاش می‌کنند، اما سؤالی که می‌توان در این زمینه مطرح کرد، این است که اصلاً موفقیت چیست؟ اینکه موفقیت در اذهان مردم معنای متفاوتی دارد، یکی موفقیت را رسیدن به ثروت، دیگری رسیدن به آرامش یا رسیدن به فلان درجه علمی می‌داند، در این میان کتاب‌های مختلفی برای راهنمایی و خط‌دهی به عموم جامعه برای رسیدن سریع‌تر و آسان به این مرحله در بازار نشر وجود دارد، برای بررسی جامعه‌شناسی این موضوع که این گونه کتاب‌ها چرا با استقبال عموم مواجه می‌شوند با عماد افروغ نویسنده و جامعه‌شناس گفت‌وگو کردیم که مشروح آن در ادامه می‌آید:

به نیازهای عاطفی و معنوی نسل جدید توجه نکردیم
*بعضی از کتاب‌های روانشناسی که وارد بازار شده است طرفداران زیادی دارد از جمله کتاب‌هایی که راه‌های کوتاهی را برای موفقیت بیشتر، پولدار شدن، رسیدن به آرامش معرفی می‌کنند یا معنویت‌های نو را تبلیغ می‌کنند و عمدتاً ترجمه‌ای هستند، علت استقبال مردم را در چه می‌بینید؟ یکی از دلیل‌هایش این نیست که ما به ازای اسلامی نداریم یا اینکه نوع علاقه‌مندی مردم تغییر کرده است؟

آنچه که من می‌توانم بیان کنم با فرض بر اینکه این آمارها، آمارهای درستی است و بر این موضع، خودم هم شواهد به اندازه کافی دارم که بنا به دلایلی که بنا به نظر من قابل توجیه و قابل قبول هم نیستند، ما آنطور که باید و شاید به نیازهای عاطفی و معنوی نسل جدید توجه نکردیم، آن چیزی که مشهود است این است که فضای عمومی کشور به ویژه فضای رسمی که به هر حال بخشی از وظیفه ارضای نیازی عرفانی و معنوی نسل جدید بر عهده اوست، بیش از حد سیاست‌زده و اقتصادزده شده است و مایه تاسف است و در واقع این هیچ نسبتی نه با فرهنگ و هویت ما دارد، نه با انقلاب اسلامی دارد، نه با عطش‌ها و نیازهای جامعه ما دارد.

 فضای عمومی کشور بیش از حد سیاست‌­زده و اقتصاد‌زده است
یک شکاف فزاینده و عمیقی بین عرصه رسمی و عرصه مدنی است که سال‌هاست که رخ داده و روز به روز هم در حال افزایش است و برای آن هیچ فکری هم نمی‌شود، چون کسانی که می‌خواهند یک فکری کنند و باید فکر هم کنند، خودشان غرق در سیاست‌زدگی و اقتصادزدگی هستند، وقتی از آنهایی که انتظار رفتار اخلاقی و معنوی می‌رود، اینگونه نسبت به وظیفه اخلاقی و معنوی خودشان غافل می‌شوند و در حکومتی که انتظاراتی از صاحبان قدرت است و این انتظارات برآورده نمی‌شود یا باید افراد توجیه‌‌گر وضع موجود شوند و خودشان را منطبق با شرایط حاکم کنند که آنها هم سیاست‌زده و اقتصادزده شوند، یک عده‌ای اینطور می‌شوند و می‌خواهند مقاومت کنند و نمی‌خواهند گرفتار این فضای حاکم شوند.

 نسل جدید در جمهوری اسلامی چه می‌بیند؟ 
چه می‌کنند؟ به طور طبیعی نیازهای عرفانی و معنوی خودشان را ارضاء می‌کنند، گرایشی به این کتاب‌ها از خودشان نشان می‌دهند و این هم عمدتاً باید مربوط به نسل جوان باشد، چون نسلِ میانسال ما و مِسن‌تر ما، لذایذ عرفانی و معنوی و اسلامی را چشیدند و انقلاب کردند، اصلاً قوۀ محرکشان همان ابعاد اخلاقی و معنوی بود، آنها را چشیدند، نسل جدید در جمهوری اسلامی چه می‌بیند؟ نسل جدید از چه بهره‌مند می‌شود، آن ابعاد عرفانی و ملکوتی و اخلاق کجاست و باید کجا ببیند؟

من چون با خودم عهد بستم که زیاد مصاحبه نکنم و وارد مقولاتی نشوم که به آن باور دارم، ولی به نظر من جای ورود دارد، ولی چون گوش شنوایی ندارد، یک نمونه‌اش را می‌گویم، شما فقط مناظرات انتخاباتی ما را ببیند، از هیچ منظری برخی ابعادش قابل توجیه نبود، یک پراگماتیسم و یک ماکیاولیسم متأسفانه سیاسی و مذهبی بر آن حاکم بود، نه از منظر یک عقل سیاسی و شأن نظارتی قابل توجیه نبود و نه به لحاظ آن بیان گفتاری و آن چیزهایی که در لحظه اتفاق می‌افتاد.

 باید به جوان خوراک داد، خوراکی که سنگین نباشد
این یک واقعیتی است و سال‌ها هم گفته شده و مدام هم بحث می‌کنند، مثلاً در رسانه‌ها می‌گویند عرفان‌های نوظهور یا شبه‌عرفان و امثال ذلک، اینها نیازی را دارند برآورده می‌کنند؛ یعنی یک نیازی است که اقبالی هم دارد، آن نیاز را شما درک کنید و خودتان پاسخ بدهید، آن هم با عرفان و معنویت ریشه‌دار و عمیقی که ما در جهان اسلام سراغ داریم و بعضاً اینها ریشه شاید در سنت هم نداشته باشد، یک چیزهایی است که به نظر می‌رسد، یک شب خلق می‌شوند و شاید هم بیشتر اهداف سیاسی و اقتصادی داشته باشند، اما جوان ما که این چیزها را درک نمی‌کند، باید به او خوراک داد و خوراکی که آن خوراک هم سنگین نباشد، برخی از متون ما اینقدر سنگین‌ هستند که شاید فقط نویسنده آن را فهم می‌کند باید ساده و روان گفت و نیاز را سنجید و متناسب با مخاطب سعی کرد یک فهم روانی از آن نیازهای عاطفی هم فهم کنیم و هم پاسخ بدهیم.

 نهادهای مسئول، توجیه‌­گر وضع موجود یا غوطه‌­ور در وضع موجود هستند
*راهکار شما چیست؟ آیا منابعی در حوزه‌ها و دانشگاه‌ها وجود ندارد و ما هنوز باید به سیستم ترجمه روی بیاوریم؟
-بحث من اصلاً دانشگاه و حوزه نیست، در واقع بحث فراتر از این حرفهاست، می‌گوید معلمان ما هم باید آموزش ببینند، حوزویان ما و دانشگاهیان ما هم باید آموزش ببینند، مشکل ما اینجاست که این نهادهایی که توقعی از آنها می‌‌شود، آنها خودشان یا توجیه‌‌گر وضع موجود یا غوطه‌ور در وضع موجود هستند؛ یعنی آنها فراموش کردند، به هر حال رسالت تاریخی که بر دوش آنها گذاشته شده و القاعده بایستی به آن رسالت توجه کنند آن را کنار گذاشتند؛ یعنی مساله و درد ما همین است، آنها در کورس رقابت اقتصادی و سیاسی افتادند و توجیه‌‌گرند؛ یعنی مقاومتی نمی‌کنند و حرکت جدیدی را آغاز نمی‌کنند، بیشتر دنبال تحقق همان شاخص‌هایی هستند که نظام رسمی برای آنها تعریف کردند، یعنی متاسفانه آنها مقاومتی نمی‌کنند، نه تنها مقاومتی نمی‌کنند، بلکه به اصطلاح به صورتی شتابان در این مسیر افتادند و این مسیر را دارند تئوریزه می‌کنند.
 
باید بگردیم تک ­درختان بیابان را پیدا کنیم و به آنها رجوع کنیم
عاملیتی نمی‌بینم، همه اینها برمی‌گردد به همین فقدان عاملیت، عاملیت یعنی توجه به خلاقیت‌های فردی، توجه به خودآگاهی، توجه به منِ فردی، مگر می‌شود بحث عرفان به میان بیاید، بحث معنویت به میان بیاید، بحث خلاقیت و شهود و فردیت و عاملیت به میان نیاید؟! و این عاملیت یک تقابلی با ساختارها دارد، حالا ساختارهای سیاسی و ساختارهای اقتصادی که امروزه سیاست‌زده شده و سیاست‌زدگی و اقتصادزدگی را دارد توجیه می‌کنند باید مقابله کنند، ما مقابله‌ای نمی‌بینیم، از دلِ این مقابله‌هاست که معنویت و عرفان زاده می‌شود، هنرورزی زاده می‌شود، ما اینها را نمی‌بینیم، چه باید کرد؟ باید دست نیاز به سوی کسانی که در عرصه مدنی دلمشغولی‌ها و دلسوزی‌هایی دارند، دراز کرد، کسانی که شخص هستند و جریانی هم ندارند و سازمانی هم ندارند؛ یعنی کسانی هستند که باید بگردیم، اینها تک درختان بیابان هستند، تک‌درختان بیابان را پیدا کنیم و به آنها رجوع کنیم، نیازهایمان را با آنها در میان بگذاریم، شاید آنها چاره‌اندیشی کنند!

وگرنه الان در نهادهای رسمی خودمان چیزی نمی‌بینم، مگر هرازگاهی یک جرقه‌ای ایجاد شود و الا اصل اینکه جوان ما دنبال نیاز عرفانی‌اش برود خوب است؛ یعنی این را باید به فال نیک گرفت، منتها مسأله ما این است که چرا ما خودمان نتوانیم خوراکی را تأمین کنیم و حالا این خوراک باید توسط چه کسانی و با چه انگیزه و هدفی نوشته شود که به دل بنشیند؟
 
آن چیزی که در کشور وجود ندارد، همان فرهنگ­‌گرایی، اخلاق‌گرایی و معنویت‌­گرایی است

متاسفانه ما این وضع کشور را چه به لحاظ اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مقبول نمی‌دانم، این هم مربوط به این دولت و آن دولت نیست، متاسفانه هر وقت می‌خواهیم یک مصاحبه‌ای کنیم باید بگوییم این مربوط به این دولت آن دولت نیست، چون فضا سیاست‌زده است، ما باید بتوانیم راحت حرفهایمان را بگوییم، نمی‌توانیم راحت حرفهایمان را بگوییم، از هر منظری نگاه کنیم می‌بینیم متاسفانه یک گیرهایی وجود دارد، تنگناها و موانعی وجود دارد که راحت نمی‌شود صحبت کرد، حالا این یک مقوله است، مقولات دیگری در کل احساس می‌‌کنم، آن چیزی که در کشور وجود ندارد، همان فرهنگ‌گرایی، اخلاق‌گرایی و معنویت‌گرایی است، اینکه نباشد شما دیگر انواع و اقسام مشکلات را شما باید شاهد باشید.

*چرا نیست؟

-ببینید کجا این مشکل وجود دارد، من به حکومت‌داری کشور اعتراض دارم، نوع حکومتداری کشور منظورم از صدر تا ذیل است، هر از چندگاهی یک جرقه‌ای زده می‌شود. ما قرار نیست شاهد جرقه‌ای باشیم، ما قرار است یک امر متراکم و ساختاری را شاهد باشیم که کلاً جهت به معرفت و معنویت خدا بدهد، یعنی انسان‌ها را به سمت معرفت خدا، اخلاق و معنویت هدایت کند، الان متأسفانه اسیر آلات سیاسی و اقتصادی هستیم، اینها وقتی درست می‌شود که ما مصلحت را کنار بگذاریم، بیش از حد مصلحت‌اندیش و تقلیل‌گرا شدیم، تقلیل‌گرا یعنی آمدیم اهداف متعالی را تقلیل به اهداف جزیی و روزمره دادیم، باید اینها را بشکنیم که یک جرأت می‌خواهد.