ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

چهارشنبه, 01 شهریور 1396 12:37

تناقضات اظهارنظرها در مورد تلگرام

تناقضات اظهارنظرها در مورد تلگرام

 

اصولا در هر کشوری برخی از برنامه‌ها در میان کاربران پرکاربردتر و محبوب‌تر می‌شوند یا به عبارت دیگر فراگیر می‌شوند.

 

حمید عبادی – بخش دانش و زندگی تبیان
تلگرام

 

 

اخیرا شاهد اظهارات متناقضی از سوی مقامات جمهوری اسلامی ایران و مدیر تلگرام بوده‌ایم که این تناقضات می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. اما چرا این حجم از تناقضات و شایعات و تایید و تکذیب‌ها در مورد این پیام رسان وجود دارد و این حواشی در مورد سایر پیام‌رسان‌ها وجود نداشت.

اصولا در هر کشوری برخی از برنامه‌ها در میان کاربران پرکاربردتر و محبوب‌تر می‌شوند یا به عبارت دیگر فراگیر می‌شوند. یکی از این پیام‌رسان‌ها که در گذشته در ایران فراگیر شده بود برنامه‌ی وی‌چت بود که توسط طراحان و برنامه‌نویسان چینی طراحی شده بود و توسط شرکت Tencent که یک کمپانی هلدینگ چینی است توسعه یافته بود.

این پیام‌رسان به صورت چشمگیری کاربران فضای مجازی را تحت پوشش قرارداده بود و گاهی اوقات مسائل و مشکلات فرهنگی را هم به وجود می‌آورد که مسئولان وقت تصمیم به فیلتر کردن آن گرفتند.

دسته‌ای از کاربران بعد از فیلترینگ وی‌چت توسط فیلترشکن‌ها قصد استفاده از این برنامه را داشتند اما وی‌چت دیگر آن وی‌چت سابق با آن ترافیک شلوغ نبود و به قول خود کاربران به یک برنامه‌ی متروکه و خلوت تبدیل شده بود.

بعد از وی‌چت نرم‌افزار پیام‌رسان دیگری به‌نام وایبر مورد توجه کاربران قرار گرفت و اهالی فضای مجازی اصطلاحا بر روی وایبر سوییچ کرده‌بودند.

وایبر هم مانند وی‌چت و سایر موارد فضای مجازی مزایا و معایبی داشت که مسئولان وقت باز هم بر اساس مشکلات فرهنگی تصمیم به فیلتر کردن آن گرفتند.

فیلتر کردن به نوعی پاک کردن صورت مساله است و همانطور که در گذشته شاهد بودیم فقط برای مدت محدودی یک پیام‌رسان را از دسترس خارج می‌کند و کاربران به سراغ سایر پیام‌رسان‌ها می‌روند.

اما نتیجه‌ی فیلتر وی‌چت و وایبر چه بود ؟ آیا کاربران دیگر سمت پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی نمی‌رفتند ؟ بر همگان واضح شد که این جمعیت تشنه‌ی فضای مجازی به سمت پیام‌رسان تلگرام هجوم بردند. تلگرامی که علاوه بر مزایایی که داشت در برخی موارد باعث تخریب و تضعیف فرهنگ‌ها، تمسخر قومیت‌ها، توهین به مسئولان، ورود به حریم خصوصی افراد و بسیاری از مشکلات دیگر می‌شد. حالا سوال اینجاست‌‎که آیا تلگرام مسبب این مسائل است ؟ پر واضح است همان جمعیتی که در گروه‌های تلگرامی به دور هم جمع می‌شوند و بی‌پروا به انتشار هر مطلبی می‌پردازند، در کوچه و خیابان‌های شهر هم بنا به دلایل مختلفی به دور هم جمع می‌شوند و گروه‌ها و جوامعی تشکیل می‌دهند مثل افراد شاغل در یک محیط کاری یا دانشجویان یک دانشگاه یا افرادی که در مترو و اتوبوس در کنار هم هستند. اما چند تفاوت در بین جوامع فیزیکی و جوامع مجازی وجود دارد که باعث می‌شود تا مشکلات فرهنگی و امنیتی بیشتر بروز کنند.

به طور مثال هویت افراد در فضای مجازی کاملا در دسترس نیست و هر فردی می‌تواند هرچه که دل تنگش می‌خواهد را منتشر کند و یا به طور مثال از نام شخص دیگری سوء استفاده کند. ویا گروه‌ها و سازمان‌های مخالف کشور یا دستگاه‌ها از پیام‌رسان‌ها به عنوان یک رسانه استفاده کنند و بدون آن‌که هزینه‌ای بپردازند شایعه‌پراکنی کنند و این شایعه‌پراکنی‌ها به صورت بمب‌های خوشه‌ای با یک کلیک به بسیاری از کاربران دیگر فوروارد شده و آثار مخربی را بر جامعه داشته‌باشند.

جدا از اینکه هرکدام از این پیام‌رسان‌ها ویژگی‌ها و امکانات خاص خود را دارند  اصولا همه‌ی آن‌ها یک هدف مشترک را دنبال می‌کنند و آن‌هم ارتباطات جمعی می‌باشد. با توجه به این‌که معمولا در هر جامعه‌ای انسان‌ها با رفتارها، سلایق، گرایش‌ها و فرهنگ‌های مختلف وجود دارند، جامعه‌های مجازی هم از این قاعده مستثنی نخواهند بود و در جوامعی که توسط این شبکه‌های اجتماعی تشکیل می‌شوند هم از انواع سلیقه‌ها موجود هستند به خصوص که جوامعی بی‌هدف، فاقد مدیریت اصولی و فاقد نظارت به وجود بیایند.

به طور قطع تمام کاربران تلگرام به گروه‌هایی دعوت شده‌اند که فاقد هرگونه مطالب ارزشی و انسانی می‌باشند. گروه‌هایی که خانم‌ها و آقایان از هر سن و سالی و هر گرایشی در آن وجود دارند و هیچگونه قانونی روی آن گروه‌ها اعمال نمی‌شود و هیچ کنترلی هم روی آن نیست. گروه‌هایی که شاید افرادی با ذهنی فاسد در آن وجود دارند در حالی‌که پسرها و دخترهای نوجوان هم عضو آن گروه هستند و مطالبی را می‌خوانند و مشاهده می‌کنند که نه تنها برای آن‌ها مفید نمی‌باشد بلکه بر روی شخصیت آن‌ها که در حال شکل‌گیری است تاثیرات مخرب فراوانی می‌تواند داشته باشد.

شبکه‌های اجتماعی علاوه بر مزایایی که دارند در برخی موارد می‌توانند یک کشور را دچار چالش کنند. چالش‌هایی در زمینه‌ی امنیتی، اجتماعی، فرهنگی و سایر موارد که هرکدام را می‌توان در یک مبحث جداگانه مورد بررسی قرار داد. به‌عنوان مثال در زمینه‌ی امنیتی به راحتی می‌توانند مکالمات تبادل شده بین مسئولین رده بالای یک کشور را استراق سمع کنند یا به مکان‌های آن‌ها دسترسی پیدا کنند در صورتی که کاربران هیچ یک از این موارد را نمی‌دانند و فقط به چشم یک برنامه‌ی جالب و مفرح به آن نگاه می‌کنند.

اما چرا مسئولان این‌بار تلگرام را فیلتر نکردند ؟

مسئولین در دولت یازدهم دیگر سراغ فیلترینگ نرفتند و در واقع کار درستی‌هم کردند چراکه فیلتر کردن به نوعی پاک کردن صورت مساله است و همانطور که در گذشته شاهد بودیم فقط برای مدت محدودی یک پیام‌رسان را از دسترس خارج می‌کند و کاربران به سراغ سایر پیام‌رسان‌ها می‌روند.

این‌بار تلاش شد تا روش‌های مختلفی صورت گیرد تا بتوانند کنترل و نظارت بیشتری بر جوامع مجازی داشته باشند که یکی از این روش‌ها انتقال سرورها یا CDNهای تلگرام به کشور بود. البته در این مسیر مشکلات و چالش‌های فراوانی هم وجود داشت که یکی از آن‌ها زیر بار نرفتن مسئولان تلگرام بود.

البته این‌طور که پیداست توافقات صورت گرفته و این انتقال در حال انجام است اما علت تناقضات در صحبت‌های مدیر تلگرام چیست که گاهی انتقال سرورها یا CDNها را تکذیب می‌کند ؟

به گفته‌ی دبیر شورای عالی فضای مجازی، مدیر تلگرام در اظهار نظرات خود گاهی اوقات ملاحظاتی دارد و چون تلگرام یک بازار جهانی و بین‌المللی دارد سعی میکند که ملاحظات اقتصادی را در نظر گرفته و اظهارنظراتی که به نفع خودشان است را بیان کند(1). به هر حال منافع مالی برای آن‌ها مهم است و می‌خواهند به سایر مشتریان خود این اطمینان را هم بدهند که اطلاعات آن‌ها به خطر نخواهد افتاد. البته منافع مالی آن‌ها برای ما زیاد مهم نیست و چیزی که برای ما مهم است یافتن راهی برای کنترل و مدیریت بر روی تلگرام می‌باشد که دولت و وزارت ارتباطات پیگیر این ماجرا هستند.

 

پی‌نوشت:

1.علت اظهارات متناقض مدیر تلگرام،ایسنا،1396


 

موردکاوی چگونگی برخورد با کارمندان پر استرس

 
 1396/06/01 بازدید:491بار کد خبر: DEN-1113500
مدیران موفق، افراد مسموم را کنترل می کنند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مترجم: آناهیتا جمشیدنژاد

همه ما افرادی را می‌شناسیم که به نظر همیشه مضطرب و پر از استرس می‌آیند؛ کسانی که ادعا می‌کنند زیر فشار کار و حجم بسیار زیاد پروژه‌ها مدفون شده‌اند. کار با همکارانی از این دست می‌تواند دشوار باشد؛ اما شاید شما انتخاب دیگری ندارید.چگونه با همکارانی که نمی‌توانند استرس خود را کنترل کنند، برخورد می‌کنید؟ آیا باید این مساله را مستقیما حل کنید؟ یا تاکتیک‌های دیگری برای کمک به آرامش و تمرکز آنها امتحان کنید؟ چگونه می‌توانید خودتان را از احساسات مسموم آنها محافظت کنید؟

 

آنچه کارشناسان می‌گویند

استرس بخشی از زندگی روزمره همه ماست. «همه ما با دوره‌هایی پر استرس در زندگی مواجه بوده‌ایم.» این را کارولین وب، نویسنده کتاب «چگونه روز خوبی داشته باشیم» می‌گوید.او معتقد است « ممکن است این دوره‌های زمانی 10 دقیقه، 10 روز، یا 10 ماه به طول بینجامد.» اما برای افراد معینی استرس یک الگوی عادی است. این افراد همیشه احساس فشار می‌کنند. کار از نزدیک با فردی شبیه این می‌تواند یک چالش واقعی باشد.هولی ویکس، نویسنده «شکست در ارتباطات» می‌گوید «این‌‌طور فکر نکنید که «برای تغییر این فرد چه می‌توانم بکنم؟» بیندیشید که چگونه این موقعیت را خنثی کنید.» چه شما با همکارتان با آزار و اذیت برخورد کنید و چه با او همدلی کنید، در اینجا چند ترفند برای همکاری کارآتر آورده شده است.

 

قضاوت نکنید

اول از همه: مطمئن شوید که خیلی قضاوت نمی‌کنید. ویکس در توضیح این مورد می‌گوید «محدوده وسیعی در سطح تحمل افراد برای استرس وجود دارد و استرسی که ممکن است برای شما سمی باشد شاید برای فرد دیگر انگیزه ایجاد کند.» تلاش کنید تا رفتار همکارتان را نه به‌عنوان یک نقص شخصیتی بلکه یک مشخصه ببینید.وب یادآوری می‌کند «زمانی بود که می‌توانستیم به خانه برویم و تا روز بعد همه چیز را در مورد کار فراموش کنیم. اما فشار عصر مدرن برای «مرتبط ماندن» بر برخی بیش از سایرین سنگینی می‌کند.»

 

استرس را تایید کنید

وب می‌گوید «مهم است کاری کنید که فرد پر استرس احساس کند که دیده و شنیده می‌شود.» او می‌افزاید: چیزی شبیه این را بگویید «متوجه شدم که شب گذشته تا دیروقت کار می‌کردید و این اولین بار نیست که چنین اتفاقی می‌افتد. اوضاع چگونه پیش می‌رود؟»سپس پس از اینکه همکارتان فشارهای کاری‌اش را بیان می‌کند، مهم نیست که باور می‌کنید یا خیر؛ در هر صورت بگویید «باید سخت باشد.» به این ترتیب این فرد احساس می‌کند دیده می‌شود.به گفته ویکس، در عین حال، نباید با گفتن نظراتی مانند «نمی‌دانم چگونه می‌توانید این وضع را تحمل کنید! این شرکت شما را به کشتن می‌دهد» همکارتان را آشفته ساخته و او را تحریک کنید. گفتن چنین جملاتی قطعا مفید نخواهد بود. در عوض جملات بی‌طرفانه‌تری بگویید. مثلا «وظایف و مسوولیت‌هایی دارید که باید با موفقیت آنها را به پایان برسانید.»

 

تعریف و تمجید کنید

وب می‌گوید «یکی از بهترین راه‌ها برای رهایی یک فرد پراسترس از جنگ و گریز، تعریف کردن از او، است.» او می‌افزاید:«این فرد احساس عدم کنترل، بی‌کفایتی و بی‌احترامی می‌کند. تعریف و تمجید راهی آسان برای کمک به آنهاست تا احساس بهتری نسبت به خودشان داشته باشند.»تحسین عملکرد کارمند در محیط کار باعث می‌شود که آن فرد احساس شایستگی و مثبت بودن کند. نکته‌ای خاص را ذکر کنید. به عنوان مثال، می‌توانید بگویید «روشی که هفته گذشته آن ارائه را مدیریت کردید، قابل تحسین است. بسیار آرام و متین بودید و مشتریان بسیار تحت تاثیر قرار گرفتند.» تقدیر و تشکر می‌تواند در حکم یک مداخله قدرتمند باشد. «زمانی که به افراد می‌گویید که آنها را چگونه می‌بینید، در آن نقش فرو می‌روند.»

 

کمک خود را ارائه دهید

استراتژی دیگر ارائه کمک و حمایت شماست. پیشنهاد وب این است که بگویید «آیا چیزی است که من یا هر فرد دیگر در تیمم بتوانیم برای کمک به شما انجام دهیم؟» احتمالا شما نمی‌توانید هیچ کاری انجام دهید؛ اما پیشنهاد شما این شانس را به آن فرد خواهد داد تا درمورد راه‌حل‌ها فکر کند.ویکس می‌گوید «واضح است که این راه‌حل در همه جا و همه وقت کاربرد نخواهد داشت.» او می‌افزاید «در مورد آنچه قادر به انجام آن هستید احتیاط کنید.» پیام شما باید این باشد که «من منبع محدودی دارم، اما می‌خواهم اگر در شرایط دشوار هستید، به شما
کمک کنم.»

درخواست‌های خود را تقسیم‌بندی کنید

وب می‌گوید «زمانی که با همکاران پراسترس مواجه می‌شوید، باید در مورد روش‌هایی برای کاهش بار شناختی آنها فکر کنید.» «کاری نکنید که آنها احساس کنند فشار کاری بیشتری روی آنهاست.» (بار شناختی (cognitive load) ميزان فعاليت ذهني است كه در هر لحظه بر حافظه در حال كار/ حافظه كاري تحميل مي‌شود.)به‌عنوان مثال، ممکن است ایمیل‌های خود را به آن فرد مختصر کرده و درخواست‌های بزرگ‌تر را به چند مرحله کوچک‌تر تقسیم کنید. همچنین ایده تقسیم کار به قسمت‌های قابل‌مدیریت را تشویق کنید.او می‌افزاید: «در مورد نحوه تقسیم‌بندی درخواست خود هوشیار باشید.» اما زیاده‌روی نکنید. باید نقص‌های همکارتان را با میل و نیاز خودتان به تکمیل وظایف، هماهنگ سازید. در نهایت شغل شما انجام آن چیزی است که در حوزه وظایفتان تعریف شده است.

 

در مورد علل تشویش آنها بپرسید

اگر به نظر می‌رسد تشویش‌های همکارانتان بر توانایی تمرکز آنها اثر می‌گذارد و شما در مورد سلامتی آنها نگرانید، پیشنهاد ویکس این است که از آنها بخواهید جزئیات بیشتری ارائه دهند. او معتقد است: بگویید «در مقیاس یک تا 10، تا چه حد باید در مورد سطح استرس شما نگران باشم؟»پاسخ‌ها ممکن است شما را شگفت‌زده کنند. ممکن است آنها به شما بگویند «این عدد برای من 5 است؛ در چنین موردی نیاز به عملیات اورژانسی نیست. یا ممکن است آشکار کنند که همسرشان بیماری سرطان دارد و آنها در شرایط بسیار سختی هستند.» این را بدانید تا حد زیادی، ریشه‌های تنش، به کسب‌و‌کار شما مربوط نیست.

 

کمی فاصله بگیرید

وب معتقد است «استرس می‌تواند مسری باشد؛ بنابراین این خودآگاهی را داشته باشید تا اثری که استرس بر شما دارد را بشناسید.» «زمانی که فردی در سازمان مسموم است و در حال تحلیل انرژی شماست، گاهی باید دریابید که چگونه می‌توانید از آن فرد فاصله بگیرید یا تعاملات خود را با آنها محدود کنید.»البته این کار همیشه آسان نیست؛ به‌خصوص اگر شما در همان دپارتمان کار کنید و برای همان پروژه‌ها منصوب شده‌اید. در این مورد پیشنهاد ویکس نگاه به جنبه روشن این موقعیت است.او در توضیح می‌گوید «زمانی که صحبت از شخصیت‌ها در محیط کار می‌شود، افراد کم‌حرف، خونسرد و افرادی که از زیر بار مسوولیت شانه خالی می‌کنند، کسانی هستند که در موقعیت‌های دشوار شما را تنها خواهند گذاشت.»

 

اصولی که باید به‌خاطر بسپارید

• با پرسش در مورد اینکه آیا چیزی است که بتوانید برای کمک به او انجام دهید، حمایت خود را ابراز کنید. این کار به همکار پراسترس شما کمک خواهد کرد تا احساس تنهایی نکند.

• خویشتن‌بینی همکارتان را با تحسین و تمجید او بهبود ببخشید.

• به فکر روش‌هایی برای کاهش بار شناختی فرد، به عنوان مثال با تفکیک حجم کار به قسمت‌های قابل‌مدیریت، باشید.

• قضاوت نکنید. ممکن است همکار شما استرس را متفاوت از شما ابراز کند؛ اما این امر ضرورتا یک نقص شخصیتی نیست.

• منشأ استرس را تشخیص دهید و سپس تلاش کنید تا همکارتان از آن رهایی یابد.

منبع:HBR

 
 
 
مورد کاوی 1
 کد خبر: DEN-1113501

کارولی هیندریکس (Karoli Hindriks) موسس و مدیر ارشد اجرایی Jobbatical، یک شرکت کاریابی بین‌المللی، قبلا در شرکتی کار می‌کرد که باید بر مدیران بازاریابی بسیار مضطرب نظارت می‌کرد.کارولی به یاد می‌آورد که «همکارش-که ما او را جنی می‌نامیم- فشار کاری زیادی را تحمل می‌‌کرد و به‌خاطر کارش تحت استرس زیادی قرار داشت؛ به طوری که عملکرد کلی او به شدت در حال آسیب بود.» «همه می‌توانستند ببینند که او تا چه حد سخت کار می‌کرد. اما من می‌دیدم که زیر چشمش سیاه شده، حالت عصبی دارد و زودرنج و کج‌خلق شده است.»کارولی می‌دانست که او در مقام قضاوت قرار ندارد؛ جنی تنها به نظر می‌رسید که بی‌قرار و مشوش است. در عوض، او حمایت خود را اعلام کرد و در مورد کار با جنی وارد صحبت شد و به او گفت که باید به‌جای یک کار بزرگ آن را به چندین گام کوچک تقسیم کند.

 

«از او خواستم یک اتاق شلوغ را تصور کند که باید آن را تمیز و مرتب کند.»به او گفتم «تصور کن وارد اتاقی شده‌ای که همه لباس‌ها روی زمین پخش شده و کوهی از کاغذهای شکلات زیر تخت است و لایه‌ای از غبار نیز روی همه چیز پوشانده شده است.»«به او گفتم که دو گزینه دارد: می‌توانی کار را رها کنی و تسلیم آشفتگی موجود در اتاق شوی. یا اینکه اولین جفت جورابی که دیدی را برداری و در اینکه یک قدم به مرتب کردن این آشفتگی نزدیک می‌شوی احساس خوبی داشته باشی. قدم به قدم، سانت به سانت و آیتم به آیتم، نظم ایجاد خواهید کرد.»به گفته کارولی، این پیام به جنی تفهیم شد. او می‌گوید «از آن پس شاهد موفقیت‌های او بودم و از این بابت احساس مسرت می‌کردم.» «عملکرد او به شدت بهبود یافت و اعضای تیم از ارتباط دوباره با او احساس راحتی می‌کردند.»

 
 
 
مورد کاوی 2
 کد خبر: DEN-1113502

جان بروس (Jan Bruce) در اوایل کارش، به‌عنوان یک ناشر و ویراستار در مجله بهداشت و سلامت کار می‌کرد. او به یاد می‌آورد «محیط کارم، محیطی به شدت استرس‌زا بود. فرهنگ شرکت مسموم بود و افراد احساس می‌کردند دست‌کم گرفته شده‌اند.»یکی از نزدیک‌ترین همکاران او- که ما او را ابی می‌نامیم- تحت فشار کار زیادی قرار داشت. جان در توضیح می‌گوید «چون او در سازمان بسیار موفق بوده و ترفیعات بسیاری نیز داشته است؛ تحت فشار زیادی بود.» در یک نقطه خاص، او به شدت شروع به‌کار کرد؛ تا جایی که از تمرکز بر کار ناتوان شد. و استرس ناشی از آن او را بیمار کرد.»

 

جان به یاد می‌آورد که با همدلی و نگرانی به ابی نزدیک شد. به او گفتم «می‌دانم تحت فشار زیادی قرار دارید. چگونه از عهده آن برمی‌آیید؟» این صحبت‌ها موجب شد تا ابی بخواهد به من اعتماد کند و با من وارد صحبت شود.»با گفت‌وگوهای بعدی، جان دید که ابی برای رسیدن به موفقیت مصمم است؛ اما نیاز دارد به خودش استراحت بدهد و اندکی از بار استرس خود بکاهد. او یک طرز فکری داشت که «من بر این موضوع فائق خواهم آمد. اگر تنها طولانی‌تر و سخت‌تر کار کنم، همه چیز مرتب خواهد شد.»جان با تعریف و تحسین توانایی‌ها و مهارت‌های او عکس‌العمل خود را نشان داد. به او گفتم «شما همه این کارها را بسیار عالی انجام می‌دهید؛ علاوه‌بر اینکه چهار فرزند کوچک نیز در خانه دارید. مهم نیست امروز چه احساسی دارید، شما بی‌نهایت باهوش و لایق هستید. باید این را به یاد داشته باشید. اگر آن را فراموش کنید، من اینجا هستم تا آن را به شما یادآور شوم.» ابی از این حمایت قدردانی کرد و در نهایت این دو رابطه کاری بسیار قوی را توسعه دادند. امروز جان یکی از موسسان و مدیر ارشد اجرایی MeQuilibrium است؛ یک پلت‌فرم نرم‌افزار که به شرکت‌ها و کارمندان کمک می‌کند تا بهره‌وری، سلامت و رفاه خود را بهتر مدیریت کنند.

 

چهارشنبه, 01 شهریور 1396 11:05

آمازون داستان موفقیت

فروشگاهی که غول تکنولوژی شد

 
 :1396/06/01 بازدید:594بار کد خبر: DEN-1113428
آمازون داستان موفقیت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دنیای اقتصاد: فروشگاه آمازون که در ابتدا کار خود را با فروش کتاب آغاز کرد، امروزه به یکی از ارکان اصلی در تجارت الکترونیکی، پرداخت آنلاین، فروش سخت‌افزار، رسانه و ابزار و تدارکات تبدیل شده است. این شرکت که همواره به‌ دنبال ورود به دیگر زمینه‌های تجارت بوده، امروزه به ‌یکی از مراجع روزمره خریداران و بازرگانان و یک نیاز مدرن برای تمامی علاقه‌مندان به خرید تبدیل شده است. همچنین سرویس پرایم، که با پرداخت 99 دلار به‌مدت یک سال برای مشترکان آمازون فعال می‌شود، در حال حاضر بیش از 85میلیون عضو در ایالات متحده دارد. این رقم حدود دوسوم از خانوارهای کل ایالات متحده را تشکیل می‌دهد. شرکت آمازون در سال 2016 به رکورد 136میلیارد دلار فروش رسید. امسال فروش آمازون در روز «پرایم» که مشابه جمعه سیاه در سراسر دنیا است، از مقدار فروش این شرکت در جمعه سیاه و حتی روزCyber Monday هم گذشت و آمازون مقدار فروش شرکت در این روز را بزرگ‌ترین رخداد خرید آنلاین در تاریخ آمازون نامید. حتی با وجود اینکه شرکت آمازون خیلی به‌ درآمدزایی فکر نمی‌کند، اما سهام این شرکت باز هم رشد قابل توجهی داشته است. برای مثال سرمایه‌گذاری که در سال 1997 حدود 100 دلار در این شرکت سرمایه‌گذاری کرده باشد، ارزش سهام او در انتهای امسال به 63 هزار دلار می‌رسد.

 

حمل و نقل، رمز موفقیت آمازون

رمز موفقت عظیم آمازون در تجارت الکترونیک به سیستم لجستیک این شرکت برمی‌گردد. آمازون در سال 2 روز ارسال رایگان را برای تمامی مشترکان پرایم خود در نظر گرفته و همچنین سرویس ارسال رایگان 2 ساعته در برخی شهرها و برای بیش از 25 هزار قلم جنس را نیز اجرا می‌کند. کمپانی‌های UPS و FedEx وظیفه انتقال اکثر این محصولات را برعهده دارند. طبق آمار، آمازون در حال حاضر بیش از 180 انبار، 28 مرکز دسته‌بندی، 59 مرکز ارسال بسته‌ها و 65 منطقه معین برای ارسال‌های رایگان دو ساعته در اختیار دارد. طبق نتایج به‌دست آمده از تحقیقات، حداقل 44 درصد از جمعیت آمریکا، در 20مایلی یک انبار یا مرکز پخش محصولات آمازون قرار دارند. ضمنا آمازون با خرید فروشگاه‌های زنجیره‌ای Whole Foods به قیمت 7/ 13میلیارد دلار می‌تواند 431 مرکز پخش جدید را به آمار فعلی خود اضافه کند.

از 351 هزار کارمند آمازون، بیش از 90 هزار نفر از آنها در مراکز بسته‌بندی و ارسال این شرکت مشغول کار هستند. اظهارات کارکنان نشان می‌دهد فضای کار در این مراکز بسیار سخت و بی‌رحمانه است و بسته‌بندی و ارسال بر تمامی کارها ارجحیت دارد. کارمندان می‌گویند هرگونه تداخل در روند کاری از جمله دیر کردن یا طول کشیدن زمان استراحت، یک امتیاز منفی در سابقه کاری آنها در نظر گرفته می‌شود. حتی استفاده از سرویس بهداشتی به‌دلیل ایجاد تداخل در روند کاری خیلی توصیه نمی‌شود. کارکنان مراکز بر اساس امتیازات مثبت و منفی خود در پایان ماه رتبه‌بندی می‌شوند و افراد پایین رتبه از این مراکز اخراج می‌شوند.

 

آمازون پرایم؛ قلب آمازون

سرویس آمازون پرایم در سال 2005 و زمانی که شرکت در رکود نسبی قرار داشت و سرمایه‌گذاران منتظر ارائه طرح درآمدزایی انقلابی از طرف آمازون بودند، معرفی شد. اما جف بزوس مدیرعامل آمازون همان موقع در مصاحبه خود گفت که برای کسب درآمد از این سرویس باید کمی صبور باشیم، چرا که نتایج آن را در چند سال آینده خواهیم دید. او گفت: «اگر رضایت مشتریانمان را جلب کنیم، بازار سهام نیز در طولانی‌مدت رضایت ما را جلب خواهد کرد.»  حال 10 سال پس از این اظهارات، سرویس آمازون پرایم به‌یکی از منابع کسب درآمد میلیارد دلاری شرکت تبدیل شده که نه‌تنها دو روز ارسال رایگان، بلکه پخش موسیقی، سرویس پخش برنامه‌های نتفلیکس، کتاب‌های الکترونیکی و دسترسی به بخش‌های خاص وب‌سایت آمازون را به مشتریان پرایم خود ارائه می‌دهد. بزوس درباره سرویس پرایم می‌گوید: «هدف ما از طریق آمازون پرایم این است که به مشتریان بفهمانیم در صورتی که عضو پرایم آمازون نیستید، پس در زندگی‌تان انسان مسوولیت‌پذیری نیستید.»

طبق آمار در حال حاضر بیش از 63 درصد از کاربران آمازون از سرویس پرایم استفاده می‌کنند و تخمین زده شده که تا پایان سال 2017 بیش از نیمی از خانواده‌های آمریکایی از سرویس پرایم استفاده کنند.  البته سرویس پرایم صرفا برای گرفتن 99دلار از مشتریان نیست بلکه شواهد نشان می‌دهد که پرایم محبوب‌ترین سرویس شرکت آمازون محسوب می‌شود و به دلیل کارآمدی آن، مشتریان علاقه زیادی به استفاده از آن دارند.  مشترکان پرایم آمازون به‌طور میانگین در سال بیش از 1300دلار خرید از وب‌سایت آمازون انجام می‌دهند و 78 درصد از این افراد همواره ارسال رایگان دو روزه را دلیل اصلی انتخاب این سرویس می‌دانند. آمازون در آخرین گزارش مالی سه‌ماهه خود اعلام کرد که درآمد حاصل از سرویس‌های اشتراکی این شرکت در این سه‌ماه حدود 4/ 1میلیارد دلار بوده است که بخش اعظم آن مربوط به مشترکان پرایم می‌شود. بخش دیگر این درآمد هم از سرویس‌های اشتراکی پخش فیلم، موزیک، کتاب‌های الکترونیکی و... به‌دست آمده است. نکته مهم در رابطه با این سرویس‌های اشتراکی این است که مشترکان با خرید این سرویس‌ها خود را موظف به خرید مجدد از فروشگاه آمازون می‌دانند و این مساله موجب تضمین درآمد آمازون در آینده نیز خواهد بود.

 

سرویس اینترنتی کلاد آمازون (AWS)

سرویس وب آمازون که با نام AWS هم شناخته می‌شود در حال حاضر به میلیون‌ها مشتری در سراسر دنیا سرویس‌ می‌دهد و از سال تاسیس آن یعنی 2006، هرساله با رشد 50 درصدی مشتریان همراه بوده است. این سرویس در ابتدا به کمک چند مهندس برجسته با نام‌های بنجامین بلک، کریس پینکهام و تیم برنامه‌نویسی قدرتمندشان طراحی و ساخته شد. هدف از ساخت چنین سرویسی ایجاد فضای ذخیره‌سازی اطلاعات برای تمامی افراد دنیا بود. طراحی و ساخت این سرویس از اوایل دهه 90 میلادی آغاز شد و ابتدا تنها برای وب‌سایت فروشگاه آمازون استفاده می‌شد اما با گسترش آن، امروزه این سرویس برای تمامی کاربران دنیا قابل استفاده است.

پس از اینکه در سال 2003 این دو مهندس طرح خود را با جف بزوس در میان گذاشتند، او نیز به سرعت قبول کرد که از این سرویس به‌عنوان بخشی از تجارت و منبع درآمد آمازون استفاده کند. سرویس کلاد آمازون در سال 2005 برای استفاده تمامی مشتریان آمازون معرفی شد و از تابستان سال 2006 رسما برای کاربران سراسر دنیا قابل دسترسی بود. سرویس کلاد آمازون امروزه به شکل قابل توجهی در سراسر دنیا استفاده شده و البته قدرتمندترین سرویس کلاد در دنیا هم محسوب می‌شود، چرا که دیگر رقبای فعال در این زمینه با فاصله زیادی نسبت به سرویس AWS در رده‌های بعدی قرار دارند. در حال حاضر 34درصد از خدمات کلاد در سراسر دنیا با سرویس AWS آمازون انجام می‌گیرد و سرویس‌های کلاد مایکروسافت، گوگل و آی‌بی‌ام روی هم رفته 24 درصد از این سهم را تشکیل می‌دهند. البته با گسترش و توسعه دیگر کمپانی‌ها مطمئنا این آمار نیز دچار تغییراتی خواهند شد اما چیزی که کاملا واضح است اینکه شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمات کلاد در حال حاضر درآمدهای هنگفتی از این راه کسب می‌کنند. برای مثال بخش اعظم درآمد شرکت آمازون در سه‌ماه دوم امسال از سرویس AWS این شرکت به‌دست آمده است.

 

سخت‌افزاری

شرکت آمازون در گذشته سخت‌افزارهای مختلفی را تحت برند خود معرفی کرده که چندان موفقیتی کسب نکرده‌اند اما همان‌طور که می‌دانید میلیون‌ها نسخه از اسپیکر «اکو» این شرکت در آمریکا و سراسر دنیا به‌فروش رفته و محبوبیت خاصی در بین مشتریان به‌ویژه طرفداران دستیارهای صوتی هوشمند پیدا کرده است. اسپیکرهای اکو که از دستیار صوتی هوشمند «الکسا» بهره می‌برند در مدل‌های مختلفی از جمله اکو دات، اکو لوک و اکو شو عرضه می‌شوند که هرکدام قابلیت‌های متفاوتی دارند. میزان بالای محبوبیت این اسپیکرها موجب شد دیگر کمپانی‌ها از جمله گوگل (گوگل هوم) و اپل (هوم پاد) هم شروع به ساخت چنین اسپیکرهای هوشمندی کنند. البته با توجه به حضور طولانی‌مدت اسپیکرهای اکو در بازار، گوگل و اپل کار سختی برای جلب مشتری و رقابت با آمازون خواهند داشت.

در کل شرکت آمازون به‌دنبال ورود به‌ بخش‌های مختلفی از تجارت الکترونیک است و همچنین در این زمینه از به‌خدمت گرفتن دیگر شرکت‌ها و فروشگاه‌های اینترنتی هم دریغ نمی‌کند. در همین چند سال شرکت آمازون فروشگاه‌های زنجیره‌ای Wole Foods را با قیمت 7/ 13 میلیارد دلار و شرکت Quidsi را در سال 2010 با قیمت 540میلیون دلار خریداری کرد تا گستره محصولات خود را بیش از پیش افزایش دهد. شاید افزایش تنوع محصولات در فروشگاه‌هایی مانند آمازون یا والمارت کار را برای مشتریان بسیار ساده‌تر کرده اما باید در نظر داشت که رشد این شرکت‌ها از طرف دیگر نابودی تدریجی کسب و کارهای کوچک و حتی شرکت‌های متوسط رقیب را نیز به‌همراه خواهد داشت.

مهدویت به گفتمان اجتماعی تبدیل شود

 

مهدویت به گفتمان اجتماعی تبدیل شود|| ضرورت نگاه کاربردی به آموزه های مهدوی

 

 

چیزی که با زندگی روزمره مردم گره نخورد، نتیجه نمی دهد. مسئله اعتقادی یا هر موضوع دیگری برای مقبولیت در جامعه باید ناظر به نیازهای فرد باشد. لذا باید مهدویت را هم با زندگی روزمره پیونده زده و آثار دنیایی اش را تبیین کنیم.

به گزارش دیده بان، سیدرضی موسوی گیلانی، عضو هیئت علمی و دانشیار دانشگاه ادیان در گفت‌وگو با شبستان در رابطه با «ضرورت نگاه کاربردی به آموزه های مهدوی» اظهار کرد: ما باید ببینیم هر یک از مباحث و آموزه‌های دینی و اعتقادی به کدام یک از پرسش‌های ما پاسخ می دهد و به صرفاً به بحث‌های تئوریک، نظری و انتزاعی اکتفا نکنیم. به عنوان مثال باید دید حوزه ای مانند آموزه های مهدوی در این عصر چه کاربردی می تواند برای نسل جوان (که آسیب‌پذیرترین قشر است) داشته باشد؟ و به کدام سوال و پرسش او پاسخ می دهد؟

وی افزود: جوان یا نسل امروز «کارکردگرا» است. او برای اینکه به آموزه ای اعتقادی گرایش پیدا کند نگاه می کند ببیند که این آموزه آیا می تواند به او کمک کند یا خیر؟ مثل وقتی که انسان در حال غرق شدن در دریاست؛ طبعا در این شرایط به دنبال چیزی است که به آن متمسک شود و بتواند خود را نجات دهد. ما امروز با نسلی مواجه هستیم که برخی مفاهیم به شدت برای او مطرح است و شاید ما گاهی این مفاهیم را پنهان می کنیم، اما به هر حال نسل امروز با آنها مواجهه دارد. مفاهیمی از قبیل خودکشی، افسردگی و ... امروز حتی کتاب های فلسفی در رابطه با این مفاهیم نوشته می شود به عنوان نمونه می توان به آثاری در رابطه با «فلسفه خودکشی»، «فلسفه بی معنایی» و ... اشاره کرد.

موسوی گیلانی تصریح کرد: برای این که بدانیم این آموزه ها چگونه و تا چه حدّ می تواند به عنوان مثال در قالب کتب و منابع درسی و کتاب های دینی، در این عرصه کمک کننده باشد ناگزیر باید بدانیم که نسل ما در کدام خانه نشسته است؟ یعنی در کدام ظرف زمانی و مکانی قرار دارد؟ امروز برای دنیای جدید پرسش هایی مطرح است که گاهی اندیشمندان دینی از این پرسش ها غافل هستند. ما در عصری زندگی می کنیم که انسان ها با تعارضات درونی مواجه هستند به عنوان مثال نمی دانند که آیا زندگی واقعا معنایی دارد؟ یا یک امر پوچ است؟ انسانی که با چنین تعارضاتی روبرو می شود، به افسرگی نیز می رسد و چه بسا دست به خودکشی هم بزند. یا مفاهیمی از قبیل طلاق، سرخوردگی، سرگشتگی و ... که به شدت افراد جامعه را درگیر خود می کند.

دانشیار دانشگاه ادیان ادامه داد: اگر این مفاهیم را وضعیت دوران جدید بدانیم، باید ببینیم که مقوله مهدویت به عنوان موضوعی فراتر از یک «اعتقاد انتزاعی» که در کتاب ها آمده است، چه کمکی می تواند به افراد بکند؟ یکی از مفاهیم جدی عصر جدید «نجات و رستگاری» است. موضوع مهمی که مردم در سراسر جهان با آن درگیر هستند. همچنین مفهوم «همزیستی». ما در دنیایی به سر می بریم که در آن مردمانی در جوامع مختلف با مذاهب گوناگون و تفکرات متفاوت باید در کنار هم زندگی را ادامه دهند.

موسوی گیلانی در ادامه ابراز کرد: بنابراین، اگر بتوانیم مهدویت را با مفاهیمی از قبیل «نجات و رستگاری»، «همزیستی»،«معناداری»، «شور و شوق دادن به زندگی» و «تصحیح یک زندگی مسالمت آمیز» که امروزه در همه جای جهان مطرح است پیوند بزنیم، گام بسیار موثری برداشته ایم. در این راستا معتقدم که حتی شیوه نگارش و ادبیات کتاب های دینی نیز می بایست تغییر کند چرا که نگاه اسطوره‌ای داشتن و زلف «آمدن منجی» را با «انتقام» گره زدن برای این نسل هیچ مفهوم خاصی ندارد.

موسوی گیلانی تاکید کرد: چه اشکالی دارد ما از این زاویه دید در کتاب های دینی به مسایل نگاه کنیم. اگر این کار عملی شود می توان گفت ما توانسته ایم مسئله مهدویت را در عصر حاضر به عنوان یک بحث زنده و جاری در میان مردم ترویج کنیم.

این کارشناس مباحث مهدوی ادامه داد: ما 10 یا 20 درصد افراد مؤمن، معتقد و متعهد داریم که ۱۰۰ درصد وفادار و مقید به شریعت هستند. این افراد حتی اگر مباحث جدید (در زمینه اعتقادات) برای آنها مطرح نشود باز به لحاظ سنتی به آن اعتقاد دارند و مقید هستند. اما در کنار آن ما با یک نسل خاکستری مواجه هستیم که مباحث اعتقادی اگر بتواند به پرسش های آنها پاسخ دهد، آن را می پذیرند. بنابراین، ما ناگزیریم که مباحث اعتقادی را به عرصه بحث های اجتماعی و گفتمان های متداول به معنای خاص آن یعنی بحثی که یک پرسش جدی در محیط های علمی، آکادمیک و دانشگاهی است، بکشانیم. اگر بتوانیم این بحث را به عرصه پرسش های زندگی مردم بکشانیم بزرگترین خدمت را به مهدویت انجام داده ایم.

وی یادآور شد: چیزی که با زندگی روزمره مردم گره نخورد، نتیجه نمی دهد. مسئله اعتقادی یا هر موضوع دیگری برای مقبولیت در جامعه باید ناظر به نیازهای فرد باشد. به عنوان مثال اگر در خانه یخچال خراب شده باشد ولی پدر به جای یخچال بخاری بخرد این چه دردی از مسایل خانواده را رفع می کند؟

موسوی گیلانی در ادامه با اشاره به برخی از چالش ها و مشکلات در این عرصه گفت: ما مدام در حال بیان و ارائه مباحث کلیشه ای و تکراری هستیم که به هیچ وجه برای نسل امروز مهم نیست چون مشکلی را از او حل نمی کند.

وی ادامه داد: قرآن کریم نیز قرار است که در هر زمان به سوالات افراد آن زمان پاسخ دهد. کارکرد قرآن آن است که در هر دوره و زمانی افراد را نجات دهد. در رابطه با مباحث اعتقادی نیز همین گونه است، اگر بحثی از مباحث دینی نتواند به پرسش های زمان خود پاسخ دهد این نقیصه آن بحث خواهد بود.

عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان تصریح کرد: امروز یکی از مشکلات دنیا عدم تحمل یکدیگر است. فقط در میان مسلمانان چندین و چند گروه مجزا وجود دارد یک عده داعشی هستند، عده ای وهابی، یک عده سکولار و عده ای نیز شیعه و همه با هم اختلاف فکری دارند تا جایی که حتی کار به جنگ نیابتی و درگیری کشیده می شود. حالا اگر اعتقاد همه مسلمانان این باشد که کسی می آید و به عنوان حَکم در میان همه مردم داوری می کند این اعتقاد می تواند برای همه مسلمانان خوشایند باشد.

موسوی گیلانی افزود: امروز یکی از مفاهیم جدی جهان بحث مهاجرت و آوارگی است. چندین میلیون نفر سوری و همچنین چندین میلیون نفر فلسطینی آواره شده اند. انسان ها در سراسر دنیا اگر بدانند که روزی حضرت مهدی (ع) می آید و آنها را به آرامش می رساند این موضوع برای همگان شیرین خواهد بود پس باید توجه داشت که مفاهیم دینی فقط برای آخرت نیست بلکه برای دنیای انسان نیز است.

وی در پایان خاطرنشان کرد: وقتی در روایات بیان می شود که در عصر ظهور همه انسان ها در آرامش به سر می برند و معیشت و زندگی راحتی دارند تا جایی که زنان پیاده تا مکه پیش می روند و امنیت به معنای کامل آن جاری و ساری است، اینها همه برای دنیای افراد است. این یعنی ذات مباحث مهدوی پاسخ به سوالات را در خود دارد.

شادکاری
 
 1396/05/31 بازدید:929بار کد خبر: DEN-1113319

مترجم: مریم رضایی

 

نظرسنجی‌های جدید (عمدتا در آمریکا و کانادا) نشان می‌دهد بیشتر کارکنان در شغل‌شان احساس شادی ندارند. برخی افراد آنقدر احساس ناراحتی در کار دارند که می‌خواهند شغل تازه‌ای پیدا کنند. خیلی از ما در طول زندگی کاری شغلی داشته‌ایم که در مقطعی راضی‌مان نمی‌کند. درحالی‌که روانشناسان و دانشمندان علوم اجتماعی معتقدند بخشی از شادی در وجود ما ذاتی است، اما بخش قابل توجهی از آن تحت کنترل خودمان است. صرف‌نظر از موقعیتی که در کارتان دارید، هفت عادت افرادی را که در کارشان شاد هستند، معرفی می‌کنیم.

 

1) به رشد مداوم به عنوان هدف زندگی متعهدند. افراد شاد معتقدند باید نهایت سعی خود را در هر کاری بکنند؛ چه به آنها گفته شده باشد، چه نه. این موضوع به خودشان حس بهتری می‌دهد.

 

2) اهدافی دارند که تلاش برای تحقق آنها ارزش دارد. افرادی که اهداف مشخص در زندگی دارند، می‌توانند همه چیز را فراتر از مشکلات کاری روزمره ببینند. وقتی همه چیز به خوبی پیش نمی‌رود، آنها به جای تمرکز بر موقعیت منفی پیش آمده در محیط کار، بر هدفی که تعیین کرده‌اند متمرکز می‌شوند.

 

3) درگیر مسائلی که فراتر از کنترل آنها است، نمی‌شوند. افراد شاد به خودشان اجازه نمی‌دهند از نظر احساسی درگیر جو منفی و شایعات مسموم در محیط کار شوند. آنها بر کاری که در دستشان است و توانایی‌هایشان برای انجام آن کار متمرکز می‌شوند و خودشان را در درگیری‌هایی که به آنها مربوط نمی‌شود دخالت نمی‌دهند.

 

4) دوست دارند به دیگران کمک کنند. افراد شاد همیشه به دنبال راه‌هایی برای کمک کردن به دیگران هستند. محققان دانشگاه ویسکانسین دریافته‌اند افرادی که در محیط کار به دیگران کمک می‌کنند، در مقایسه با سایرین شادترند.

 

5) تا جایی که ممکن است از افراد منفی دوری می‌کنند. افراد شاد وقتی با یک فرد منفی‌باف یا کسی که دائم شکایت دارد مواجه می‌شوند، سعی می‌کنند به دنبال یک راه‌حل بگردند یا موقعیت را از زاویه دیگری مورد توجه قرار دهند. این انرژی مثبت اغلب باعث می‌شود افراد شاکی از آنها دوری کنند.

 

6) قدردانی بخشی ثابت از وجود آنها است. افراد شاد همیشه دلایلی برای قدردان بودن دارند و این حس را آزاد و رها بیان می‌کنند. این رویکرد قدردان بودن دیگران را جذب انرژی مثبت آنها می‌کند. همکاران دوست دارند دور چنین افرادی باشند و در کنار آنها کار کنند.

 

7) احساسات خود را مدیریت می‌کنند و حس شوخ‌طبعی دارند. افراد شاد به صورت خودکار سعی می‌کنند از هر موقعیتی در کار، خانه یا دورهمی‌ها بیشترین بهره را ببرند. آنها می‌دانند که می‌توانند احساسات خود را با یک لبخند یا شوخی تغییر دهند. همچنین می‌توانند با فکر کردن به مسائل خوشحال‌کننده و موقعیت‌های شادی‌آور، حواسشان را از مسائل ناراحت‌کننده پرت کنند.

 

منبع: Fast Compan

آنچه استراتژیست‌ها باید بدانند (بخش پنجاه و سوم)

 

 :1396/05/31 بازدید:489بار کد خبر: DEN-1113320
عناصر حیاتی چهارگانه   سازمان ها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرویز نصرتی کردکندی

عضو انجمن ایرانیان فارغ‌التحصیل ژاپن

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

هر کسی که با موضوع مدیریت آشناست، همیشه با این سوال بنیادین روبه‌رو است که چه مواردی برای نگهداشت و رشد سازمان از اولویت‌های اصلی قلمداد می‌شود‌‌‌؟

 

مدیران به‌طور روزمره با چالش‌های متفاوتی ‌‌روبه‌رو هستند و در عین حال فرصت‌های رشد نیز برای ‌‌سازمان‌های آنها وجود دارد. ولی برای نیل به آن ‌‌باید ابتدا اهداف واضح و روشنی در ‌‌کسب‌وکار وجود داشته باشد که بسیار کارساز است. البته دل خوش کردن به اهداف نمی‌تواند به تنهایی موفقیت شما را تضمین کند. برای موفق شدن داشتن برنامه لازم است و زمانی قابلیت تعمیم پیدا ‌‌می‌کند که سازوکارهای مناسب دیگری نیز همراه برنامه وجود داشته باشد‌‌‌. به تجربه ثابت شده است وجود چهار عنصر در سازمان ستون‌های اصلی چنین سازوکار و رویکردی هستند و نبود یا همپا نبودن آنها می‌تواند برای ناکامی یک سازمان کافی باشد یا حداقل در میزان و سطح موفقیت تاثیر زیادی داشته باشد‌‌. این عناصر در صورت کارکرد مطلوب و البته متناسب با یکدیگر کلید اصلی موفقیت برای هر سازمانی خواهند بود‌‌‌.

 

عناصر چهارگانه کدامند؟

به باور قریب به اتفاق خبرگان و محققان مدیریت‌‌، ساختار سازمانی‌‌، فرهنگ سازمانی‌‌، استراتژی و سبک رهبری عناصری به غایت مهم هستند و در ماندگاری و رشد هر سازمانی تاثیر بی‌بدیلی دارند‌‌. اما موضوع مهم وجود این عناصر با هر شرایطی نیست، چرا که قطعا همه ‌‌سازمان‌ها هر چهار مولفه را دارا هستند. این کارکرد شایسته این عناصر با یکدیگر است که اهمیت دارد.

 

استراتژی بدون اجرا

نگارنده زمانی برای یک شرکت خیلی بزرگ داخلی به‌عنوان مشاور برای عارضه‌یابی عدم موفقیت در اجرای استراتژی دعوت به همکاری شد.در اولین جلسه، مدیر مذاکره‌کننده گفت ما هزینه‌های زیادی برای تدوین استراتژی خود کرده‌ایم، ولی با وجود همه تمهیدات به نتایج درخوری نرسیده‌ایم. پس از چند ماه بررسی سازمان، پاسخ جلسه اول مذاکره بسیار روشن و شفاف مشخص شد. این شرکت فقط تدوین استراتژی را انجام داده بود و نه رهبری سازمان خود را درگیر تدوین و اجرای استراتژی کرده بود و نه ساختار سازمانی بسیار امیدوارکننده بود، چراکه این ساختار باقی‌مانده از سال‌های بسیار دور بود و با شرایط روز سازمان و محیط فاصله زیادی پیدا کرده بود. همچنین فرهنگ سازمانی کارکنان را برای تفوق بر مشکلات و اجرای استراتژی تشویق نمی‌کرد، بلکه خود تبدیل به مانع بزرگی نیز شده بود.برای اکثر کارشناسان و محققان دنیا مشخص شده است که کارآمدی‌ها و ناکارآمدی‌های سازمان به چهار عنصر کلیدی بستگی دارد‌‌‌. برای اینکه سازمانی بخواهد در سطح بالایی از کارآمدی عمل ‌‌کند، باید هر یک از این عناصر به شکل انتزاعی مورد بررسی قرار گیرند و نیز نقش‌ آنها در سه مولفه دیگر مشخص شود:

1) رهبری سازمان ‌‌فرآیندی است که فرد به موجب آن با نفوذ اجتماعی بر اعضای یک گروه اعمال نظر ‌‌می‌کند. یک رهبر سازمانی فردی است که قدرت بیشتری نسبت به دیگران دارد و از این قدرت برای تاثیرگذاری بر رفتارها استفاده ‌‌می‌کند. نقش رهبر سازمانی از مدیر ارشد اجرایی تا مدیری که نماینده گروهی از کارکنان است یا سرپرستان اجرایی در خط تولید را دربرمی‌گیرد. وظیفه اصلی رهبران سازمان این است که مجریان را درگیر و هدایت ‌‌می‌کنند تا اهداف عملیاتی محقق شود. رهبری در تمام سطوح در یک سازمان ضروری است. رهبری سازمان ممکن است در سطوح مختلف صورت‌های مختلفی داشته باشد. در سطوح پایین‌تر، ممکن است به معنی توانایی سازماندهی و انجام یک پروژه پیچیده، مشارکت و انگیزش دیگران و انجام کار به خوبی و در زمان مناسب باشد و در سطوح بالاتر، به معنی توانایی مفهوم‌سازی آنچه باید انجام شود.ارتباطات یک قابلیت اساسی رهبران در تمام سطوح است. آنها باید ایده‌های خود را به دیگران انتقال دهند و ایده‌های دیگران را درک کنند، کارکنان را از اهداف و استراتژی‌های خود مطلع کنند و همه را در ‌‌فرآیند مشورت، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری مشارکت دهند.شیوه‌های اساسی که رهبران را قادر می‌سازد کارهای خارق‌العاده انجام دهند، قطعا به تعداد رهبران موفق زیاد است. ولی اقدامات زیر بخشی از این شیوه‌ها است که سبک رهبری مناسب را به‌وجود می‌آورند:

• رهبران چالش‌ها را دنبال و موانع و محدودیت‌ها را برطرف ‌‌می‌کنند.

• آزمایش و ریسک را با قبول شکست می‌پذیرند.

• سوال اساسی و بنیادین آنها این است که «چه چیزی می‌توانیم یاد بگیریم؟»

• راه‌هایی برای بهبود و نوآوری دنبال ‌‌می‌کنند.

• کارکنان را برای عملکرد بهتر رهبری و از تلاش تیمی حمایت ‌‌می‌کنند.

• کارکنان را در برنامه‌ریزی و اقداماتی که بر آنها تاثیر می‌گذارد‌‌، درگیر ‌‌می‌کنند.

• به کارکنان آزادی عمل بیشتری ‌‌می‌دهند تا تصمیمات مناسب را اتخاذ کنند.

• فضای احترام و اعتماد متقابل را در سازمان گسترش ‌‌می‌دهند.

• مطمئن می‌شوند کارکنان بر اساس ارزش‌های توافق شده عمل ‌‌می‌کنند.

• برای کارکنان آینده‌ای را که می‌توانند با هم ایجاد کنند، توصیف ‌‌می‌کنند.

• کارکنان را به برنده شدن تشویق ‌‌می‌کنند.

• تم‌های کلیدی یا ارزش‌های غالب را مورد تشویق قرار می‌دهند.

• داستان‌ها و افسانه‌ها را درباره ارزش‌های اصلی شرکت گسترش ‌‌می‌دهند.

• شیوه‌هایی که به‌طور سیستماتیک اعتقادات و ارزش‌های موردنظر را تقویت ‌‌می‌کنند، سازماندهی می‌کنند.

2) مولفه دوم استراتژی است که مشخص ‌‌می‌کند چگونه باید در مسیر حرکت سازمان عمل شود.

یک جنبه کلیدی در اجرای استراتژی، نهادینه کردن آن است. بنابراین تصمیمات و اقدامات روزانه را باید به شیوه‌ای سازگار با موفقیت‌های استراتژیک در بلندمدت گره زد‌‌‌. دستورالعملی که استراتژی یک سازمان را دربر می‌گیرد شامل سه جزء کلیدی است: نهادینه کردن یک استراتژی، مناسب بودن ساختار‌‌، فرهنگ سازمانی و سبک رهبری مناسب.

3) ساختار یک سازمان نشانگر روش‌هایی است مبنی بر اینکه سازمان چگونه کار خود را تقسیم ‌‌می‌کند که در آن وظایف، متمایز از هم و سپس با هماهنگی باشد. هر ساختاری نیاز دارد تصمیم‌گیری و انجام هماهنگ کارها را بر اساس نوع استراتژی انجام دهد. با توجه به متفاوت بودن استراتژی‌های هر شرکتی با شرکت دیگر و حتی متفاوت بودن با گذشته‌های نه‌چندان دور‌‌، نیاز است شرایط جدید در ساختار سازمانی لحاظ شود تا با توجه به نوع استراتژی‌‌، سبک رهبری و فرهنگ سازمانی طراحی شود.مطالعات نشان می‌دهد ارتباط بین یک ساختار و اجرای استراتژی تدوین شده، یک ارتباط معنی‌دار است و بر نحوه تحقق استراتژی تاثیر مستقیم می‌گذارد. برای هماهنگی بین استراتژی و ساختار سازمانی یک فعالیت و اقدام پیشگیرانه، لازم است چارچوب ساختار سازمانی شامل قوانین، تقسیم کار و سلسله مراتب قدرت‌‌، ابعاد ساختار سازمانی (مانند رسمی بودن‌‌، تمرکز و پیچیدگی) باشد.در تعیین ساختار، ماهیت سازمان بسیار مهم است. یک شرکت تک محصولی یا یک شرکت تجاری بزرگ‌‌، ساختار کاربردی متفاوتی دارند. مثلا در ‌‌شرکت‌هایی که در چند صنعت مشغول فعالیت هستند یا به نحوی با صنایع دیگر ارتباط دارند، باید یک ساختار چندرسانه‌ای به‌کار گرفته شود. دستاورد اولیه یک ساختار استراتژیک می‌تواند مزیت رقابتی نیز باشد.

4) فرهنگ که ارزش‌های حاکم و شیوه تفکر در یک سازمان را نشان می‌دهد، مجموعه‌اي از فرضيه‌های مهم است كه اعضاي يك سازمان در آن مشترک هستند. فرهنگ سازمانی شامل مفروضات، ارزش‌ها، سنت‌ها و رفتارهایی است که چگونگی اعمال افراد را در یک شرکت تجویز ‌‌می‌کند. سیستم فرهنگ سازمانی به‌عنوان یک عنصر نفوذکننده فراگیر در زندگی سازمانی شناخته شده است. فرهنگ سازمانی شامل اعتقادات و ارزش‌های مشترک در سازمان است که ممکن است کمک‌کننده یا مانع اصلی اجرای استراتژی باشد. برای مدیریت فرهنگی ‌‌باید استراتژی فرهنگی سازمان شناسایی شود. در فرهنگ ‌‌سازمان‌های نوین شبکه‌ای، با تمرکز شدید بر مشتری و اتحاد ذی‌نفعان‌‌، کلید موفقیت را مهیا ‌‌می‌کنند‌‌‌. دستاوردهای متمرکز بر استعداد کارکنان‌‌، اشتراک‌گذاری موفقیت و... سناریوهای موفقیت‌آمیزی هستند که می‌توانند در برآوردن شرایط فرهنگی خوب مدنظر قرار گیرند‌‌‌.

فرهنگ سازمانی در سه بخش «جلوه‌های ظاهری»، «ارزش‌های مورد حمایت» و «باورهای مشترک» نیز تعریف شده است‌‌. منظور از جلوه‌های ظاهری همان مواردی است که هنگام ورود به یک سازمان به چشم می‌آید. در واقع جلوه‌های ظاهری حسی است که هنگام ورود به یک سازمان به ما دست می‌دهد؛ حال چه از نظر ظاهر و پوشش افراد، چه از نظر معماری ساختمان و چه از نظر حال و هوای محیط. این بخش از فرهنگ سازمانی ملاک چندان مناسبی برای قضاوت راجع به مجموعه فرهنگ سازمانی نیست چون صرفا ظواهر را نشان می‌دهد.ارزش‌های مورد حمایت، اهداف، استراتژی‌ها و خط مشی‌هایی است که از جانب کل اعضای یک سازمان یا نهاد مورد پذیرش قرار می‌گیرند.

می‌توان گفت ارزش‌های مورد حمایت همان اصول و ارزش‌هایی است که یک سازمان به آن معتقد است و آنها را اجرایی ‌‌می‌کند. مثلا برخی سازمان‌ها به‌کار تیمی اهمیت زیادی ‌‌می‌دهند و این امر یکی از ارزش‌های آنها به‌شمار می‌آید و کل اعضای سازمان در جهت عملی شدن آن می‌کوشند. اما نکته اینجاست که ممکن است بین ظواهر یک نهاد یا سازمان و ارزش‌های عنوان شده ناسازگاری وجود داشته باشد. یعنی ظاهر امر چیزی را نشان دهد و اصول چیز دیگری را. این تناقض را می‌توان در قالب بخش سوم فرهنگ سازمانی گره‌گشایی کرد. سومین بخش از تعریف فرهنگ سازمانی، باورهای مشترک نهفته است که به تفکرات، اندیشه‌ها و احساسات ناخودآگاه گفته می‌شود. این نوع پندارها مسلم فرض می‌شوند چون ریشه‌ای ناخودآگاه دارند و بدون اینکه مدیریت شوند، رفتار می‌شوند. این ارزش‌های نهفته را باید در گذشته سازمان جست‌وجو کرد؛ یعنی همان باورها و ارزش‌هایی که سازمان را در گذشته به موفقیت رسانده و به‌طور ناخودآگاه نهادینه شده‌اند. در مجموع می‌توان نتیجه گرفت که فرهنگ سازمانی سيستمي از استنباط و درک مشترك است كه اعضای یک سازمان یا نهاد نسبت به آن سازمان دارند و همين ويژگي موجب تفكيك دو سازمان از يكديگر مي‌شود. در بخش‌های دیگر به موارد دیگری از آنچه استراتژیست‌ها باید بدانند خواهیم پرداخت‌‌. سه‌شنبه‌ها با ما باشید.

 

 1396/05/31 بازدید:1209بار کد خبر: DEN-1113255

در دوسال گذشته بیش از 250 میلیون دلار سرمایه‌گذاری در بخش جایگزین‌های پروتئینی انجام گرفته است

 

سرمایه گذاری بیل گیتس در استارت آپ  های غذایی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دنیای اقتصاد: غذاهای جایگزین گوشت که دارای پروتئین بالا هم هستند متاسفانه در سال‌های اخیر نتوانسته‌اند نظرات مشتریان را کاملا جلب و آنها را به‌طور کامل از خوردن غذاهای حاوی گوشت منصرف کنند، چرا که طعم این جایگزین‌ها هنوز هم به مذاق مشتریان خوش نمی‌آید. حال در این میان یک خواسته مهم و بسیار قدیمی وجود دارد که هنوز بی‌جواب مانده، چه می‌شد این جایگزین‌ها نیز طعمی مشابه گوشت داشتند؟ خوشبختانه امروزه استارت‌آپ‌های متعدد به پشتوانه‌ سرمایه‌گذاران قدرتمند در حال تولید جایگزین‌های پروتئینی و غیر گوشتی هستند که البته طعم آنها نیز تا حدودی مشابه فرآورده‌های گوشتی خواهد بود و شاید از این طریق بتوان نظر مردم را راجع به جایگزین‌های پروتئینی تغییر داد. شواهد نشان می‌دهد که در دوسال گذشته بیش از 250 میلیون دلار سرمایه‌گذاری در بخش جایگزین‌های پروتئینی انجام گرفته است. در اینجا قصد داریم به نام برخی از این شرکت‌ها که در این مدت موفق به جذب سرمایه‌های قابل توجهی در این بخش شده‌اند اشاره کنیم:

 

ماه گذشته یکی از همین شرکت‌های تولیدکننده محصولات جایگزین گوشت به‌نام «Impossible Foods» در آخرین دور جذب سرمایه موفق شد 75 میلیون دلار سرمایه جذب کند و سرمایه کل شرکت که تنها 6 سال از تاسیس آن در سیلیکون ولی می‌گذرد را به 250 میلیون دلار برساند. سرمایه‌گذاران اصلی این شرکت در حال حاضر بیل گیتس، گوگل و شرکت Temasek هستند. بنابراین اگر قرار باشد شرکتی محصولی را به‌عنوان جایگزین کامل گوشت معرفی کند، احتمالا آن شرکت Impossible Foods خواهد بود. شرکت بعدی که موفق به جذب سرمایه هنگفتی در چند وقت اخیر شده، کمپانی Hampton Creek است که البته اخیرا در زمینه تولید غذاهای جایگزین گوشت و بر پایه گیاهان و همچنین تولید مواد غذایی بدون نیاز به تخم مرغ مانند سس مایونز با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کرده است.

این کمپانی سانفرانسیسکویی هم موفق به جذب 200 میلیون سرمایه در چند سال اخیر شده که در آخرین دور در سال گذشته توانست بیش از 60 میلیون دلار سرمایه را جذب کند. محصولات این شرکت همواره در قفسه‌های بزرگ‌ترین و مشهورترین فروشگاه‌های زنجیره‌ای سراسر دنیا به‌فروش می‌رسند. متاسفانه این شرکت اخیرا با مشکلات داخلی زیادی مواجه شده که از جمله آنها می‌توان به استعفای 4 عضو از 5 عضو اصلی هیات مدیره اشاره کرد. شرکت Beyond Meat هم یکی از همین شرکت‌هایی است که اخیرا رشد قابل توجهی داشته و موفق به تولید و عرضه گسترده برگرهای گیاهی و جایگزین‌های مناسب گوشت مرغ شده است. این کمپانی 8 ساله، در آخرین دور سرمایه‌گذاری موفق به جذب تنها 17 میلیون دلار شد که البته گفته می‌شود سرمایه‌گذاری‌ها در این شرکت بالاتر از رقم اعلام شده است.

 

گوشت مصنوعی موفق می‌شود؟

تمام تمرکز محققان و دانشمندان فعال در صنعت گوشت مصنوعی در چند سال اخیر روی این معما بوده که آیا می‌توان گیاهان را با مزه‌ای کاملا مشابه گوشت‌های خوراکی امروزی تولید کرد؟ همان‌طور که صنعت نوشیدنی ده‌ها سال تلاش کرد تا جایگزین مناسبی برای قندهای افزودنی پر کالری پیدا کند، متخصصان فعال در بخش جایگزین‌های پروتئینی هم در حال تلاش برای غنی کردن گوشت‌های مصنوعی با استفاده از جایگزین‌های مناسب هستند. شرکت Impossible تلاش‌ خود را در این زمینه از سال 2011 آغاز کرد و به‌مدت 5 سال به دنبال ماده‌ای بود که از طریق آن بتواند مزه‌ دلچسب گوشت را به گیاهان هم وارد کند. ماده‌ای که می‌تواند مزه گوشت واقعی را به گوشت‌های مصنوعی وارد کند، «هیم» (Heme) نام دارد. این ماده در ماهیچه‌های حیوانات به وفور یافت می‌شود و نقش اصلی را در ایجاد رنگ و طعم گوشت‌ ایفا می‌کند. این استارت‌آپ موفق شد روشی برای استخراج این ماده از ریشه‌های سویا و تولید آن با استفاده از فرآیند تخمیر پیدا کند.

یکی دیگر از راه‌های تولید گوشت مصنوعی که اخیرا هم مورد توجه قرار گرفته، تولید گوشت با استفاده از سلول‌های حیوانات است که نیاز به پرورش و کشتار دام را از بین می‌برد. استارت‌آپ Memphis Meats برای پیگیری و تحقق این هدف موفق به جذب 3 میلیون دلار سرمایه شده است. این استارت‌آپ فعلا به مرحله تولید این محصولات نرسیده اما موفق شده نمونه‌های آزمایشی از این نوع گوشت را در آزمایشگاه‌‌های خود تولید کند. شرکت Hampton Creek هم اعلام کرده که قصد دارد اوایل سال آینده تولید گوشت‌های مصنوعی را آغاز کند. در طرف دیگر شرکت Beyond Meat برگرهای بدون گوشت خود را بر پایه پروتئین نخود فرنگی تولید می‌کند. این استارت‌آپ همچنین از عصاره مخمر برای طعم‌دهی به محصولات استفاده می‌کند چراکه این عصاره حاوی آمینو اسیدهای مختلفی از جمله گلوتامیک اسید است که باعث اضافه شدن طعم گوشت واقعی به محصولات جایگزین گوشت این شرکت می‌شود.

 

گوشت همه چیز نیست

خوشبختانه تمام جایگزین‌های گوشت امروزی شامل گوشت‌های مصنوعی نمی‌شوند. بسیاری از مصرف‌کنندگان امروزه به‌دنبال منابع غنی پروتئین به شکل‌های مختلف از جمله پاستا، مخلوط‌ها، چیپس‌ها و حتی مایعات هستند. به‌نظر می‌رسد نیاز مصرف‌کنندگان به پروتئین روز به روز افزایش پیدا می‌کند چون زمانی که افراد به‌دنبال رژیم‌های غذایی می‌روند معمولا مصرف کربوهیدرات و چربی را تا حد ممکن کاهش می‌دهند و در این زمان پروتئین مهم‌ترین و اصلی‌ترین منبع تامین انرژی این افراد محسوب می‌شود. با افزایش مشتریانی که به‌دنبال مصرف پروتئین‌ از منابع غیر حیوانی هستند، تولید این نوع محصولات پروتئینی نیز از سوی شرکت‌ها افزایش پیدا خواهد کرد. از همین رو شرکت Banza با جذب 8 میلیون دلار سرمایه قصد دارد نوعی پاستا را تولید کند که در تهیه آن به جای آرد از نخود استفاده شده که در نتیجه می‌تواند پروتئین بیشتری را در خود جای دهد. سه کمپانی دیگر که در همین زمینه فعالیت دارند نیز در سه‌ماه گذشته موفق به جذب ده‌ها میلیون دلار سرمایه برای تولید این محصولات پروتئینی شده‌اند. کمپانی Soylent به‌تنهایی با جذب 70 میلیون دلار سرمایه در آخرین دور جذب سرمایه قصد دارد پروتئین‌های سویای بسیار غنی‌تری را تولید کند.

 

جمع‌بندی پروتئینی

افرادی که معتقدند جایگزین‌های پروتئینی و گوشت‌های مصنوعی نمی‌توانند جایگاه خاصی در وعده‌های غذایی مردم دنیا پیدا کنند، بهتر است نگاهی به تغییرات عادات غذایی مردم در طی نسل‌های گذشته بیندازند؛ چرا که بسیاری از غذاهای مورد استفاده در آ‌ن زمان امروزه به‌ندرت از سوی مردم مصرف می‌شوند. در صورتی که شرکت‌ها بتوانند جایگزین‌ها و گوشت‌های مصنوعی را با طعم گوشت‌های واقعی تولید کنند، مطمئنا در آینده به درآمد فوق‌العاده هنگفتی دست پیدا خواهند کرد.

نوشتاری از یک مرجع تقلید

 

امام جواد علیه السلام، در اخلاق كریمه و صفات پسندیده و علم، معرفت، دانش، زهد و تقوا، وارث اجداد بزرگوار و در عظمت و جلالت، زبانزد خاصّ و عام بود و شخصیّت‌های بزرگ علمی و دینی در برابر او خاضع و فروتن بودند

 

امام جواد (ع)، پیشوای جود و علم

 

 

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی در نوشتاری به مناسبت شهادت امام جواد (علیه السلام)، پیشوای علم وجود به مقام و جایگاه این امام همام پرداخته که به این شرح است:

امام جواد علیه السلام، در اخلاق كریمه و صفات پسندیده و علم، معرفت، دانش، زهد و تقوا، وارث اجداد بزرگوار و در عظمت و جلالت، زبانزد خاصّ و عام بود و شخصیّت‌های بزرگ علمی و دینی در برابر او خاضع و فروتن بودند.

محدّثان بزرگ و علمای عالیقدر، افتخار كسب علوم از آن حضرت را داشته و در دشوارترین مسایل علمی، او را حلاّل مشكلات می‌یافتند.

روایات بسیار در فضایل و كرامات، و نصوصی كه دلالت بر امامت آن حضرت می كند، وجود دارد. با این‌كه مدّت زندگی امام جواد علیه السّلام دیری نپایید و عمر شریفش به بیست و شش سال نرسید، علوم بسیاری از آن بزرگوار صادر شد و مجالس بحث و مناظراتی بین آن حضرت و علمای بزرگ آن زمان صورت می‌گرفت; مانند مناظره علمی و مباحثه‌ای كه با «یحیی بن اكثم» قاضی القضاة، در حضور مأمون ـ خلیفه عباسی ـ و جمعی از بنی‌عبّاس و دیگران فرمود؛ و در پاسخ به مسأله او، شقوق آن را چنان بیان كرد كه قاضی القضاة، حیران و خجل گشت و حكم تمام آن شقوق را بیان فرموده؛ سپس از یحیی ـ طبق پیشنهاد مأمون ـ مسأله ای پرسید كه از جواب آن عاجز گردید و حلّ آن مسأله را از شخص امام علیه السّلام در خواست كرد و حضرت پاسخ فرمود و بر همه بنی‌عبّاس واضع شد كه طبق گفته مأمون، آن حضرت با وجود كمی سن، افضل و اعلم از همه علما است; و خداوند متعال او را به این فضیلت و كمال مزیّن كرده است.

و از جمله مناظرات و مباحثات آن حضرت، مباحثه ای است كه بر حسب روایت « ابن شهر آشوب » از كتاب «الجلاء والشفاء» در سنّ هشت سالگی با جمعی از دانشمندان فرمود و مسایل مشكل آنها را به طور علمی پاسخ داد.

امامت در صباوت و صغر سن

دست یافتن بر امامت، پیش از سن بلوغ، گر چه تا آن زمان به طور رسمی سابقه نداشت; و در بین امامان، هیچ‌یك در این سن بر مسند امامت ننشسته بود، ولی در بین سایر انبیا و پیامبران سابقه‌دار است; و حضرت عیسی و یحیی در كودكی به مقام نبوّت رسیدند و قرآن درباره حضرت عیسی می فرماید: (اِنّی عَبْدُ اللهِ آتانِی الْكِتابُ وَ جَعَلنی نَبِیّاً؛ :منم بنده خدا، به من كتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است.»

و درباره حضرت یحیی می فرماید: (وَ آتَیْناهُ الْحُكْم صَبِیّاً؛ و از كودكی به او نبوت دادیم.)

این مسأله كه علوم و دانش‌های امامان و قّوت فهم و كثرت معارف آنان به واسطه آموزش و گذشت زمان و رشد جسمانی نیست، همواره مقبول خواصّ و عوام بوده است.

از دوران كودكی هر یك از ایشان، حكایات و داستان‌های شگفت انگیز بسیاری كه حاكی از نبوغ فوق العاده و فعلیّت كمالات و فضایل آنهاست، نقل شده است; حتّی معاویه و یزید و عبدالله بن عمر نیز از علم لدنّی آنها سخن می‌گفتند; چون ابوحنیفه كه وقتی حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام در سن هفت سالگی به سر می برد، از ایشان مسایل فقهی می پرسید و پاسخ می شنید.

هر كس در حالات آن بزرگواران مطالعه بنماید و علومی را كه در دوران كودكی و بعد از بلوغ از آنها صادر شده را ملاحظه كند، می فهمد كه این همه علم و معرفت از راه تحصیل فراهم نمی شود.

علوم بی پایان امیرالمؤمنین علیه السّلام را در همه رشته های علوم اسلامی، و حقوق و معارف والهیّات و ...، چگونه می توان با تحصیل، به دست آورد و كدام مكتب و مدرسه غیر از مكتب خاصّ حضرت خاتم الانبیاء صلّی الله علیه وآله وسلّم می توانست در آن زمان چنین فارغ التّحصیل داشته باشد و كدام استاد می توانست این شاگرد بی نظیر را تربیت كند و غیر از علی علیه السّلام چه كسی می توانست علوم نبوّت را حمل كند و باب مدینه علوم نبی شود؟

علوم تمام اصحاب و شاگردان مكتب پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم در برابر علوم علی علیه السّلام قطره ای در مقابل دریا بود.

این علوم از فضل خدا و میراث آنان از رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم است و صدور این علوم اگر از خردسالان تعصّب داشته باشد، از سالمندان نیز متعصّب كننده است. مگر سالمندان دیگر ظرفیّت این همه علم را دارند؟ و مگر دانشمندان سالمند، این گونه بدون سابقه و بالبداهه به مسایل مردم پاسخ داده اند؟

در این باب فرقی ما بین كودك هفت ساله و مرد هفتاد ساله نیست; هر دو باید استوار خاص و صلاحیّت تمام و كمال داشته باشند كه بتوانند این علوم را اخذ كرده و مُلْهَمْ وَمُفَهَّمْ و محّدث به آن شوند.

همان‌گونه كه منصور، (خلیفه) در مورد امام جعفر صادق علیه السّلام گواهی داد كه آن حضرت، از كسانی بود كه خدا در شأن آن می فرماید: (ثُمَّ اَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا...)

هر یك از امامان نیز بنده برگزیده خدا بودند كه خدا كتاب و علم كتاب را برایشان عطا فرمود و هیچ گاه امّت، از چنین شخصیّتی از اهل بیت، محروم نخواهد شد.

احادیث «ثقلین»، «سفینة»، «امان» و حدیث «فی كّل خلف من امتی» و روایات دیگر، همه مبیّن و مؤیّد این موضوع است و مرور زمان نیز ثابت كرد، غیر از این ذوات مقدّسه، فرد دیگری مصداق این احادیث نیست و ایشان هستنند كه علمشان از علم خدا و بصیرتشان، موهبت خاصّ خدا است. و مسلمانان به شرق بروند یا به غرب، علم صحیح را جز در نزد آنها نخواهد یافت.

 

منبع: حوزه نیوز

پذیرایی جالب آیت‌الله العظمی مرعشی از میهمان فرانسوی

 

پذیرایی از میهمان برای ما لازم است و چون شما مسافر هستید، اشکالی ندارد و هیچ اشاره‌ای به مسیحی بودن او نکردند

 

پذیرایی جالب آیت‌الله العظمی مرعشی از میهمان فرانسوی

 

 

آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی با میهمان خیلی با ملاطفت و احترام برخورد می‌کردند به‌ طوریکه یک‌بار قرار بود، هانری کربن فیلسوف فرانسوی، خدمتشان برسد، آقا در عین سادگی در اتاق برای او صندلی آماده کردند ولی خودشان روی زمین نشستند.

هانری کربن به خاطر احترام به حضرت آقا از نشستن روی صندلی خودداری کرد، ولی استاد فرمودند:

شما به صندلی عادت کرده‌اید و نشستن روی زمین برایتان مشکل است، دوست دارم حال که میهمان من هستید، پیش من راحت باشید و روی صندلی بنشینید.

حتی با اینکه ماه مبارک رمضان بود، خواستند برایش چایی بیاورند، امّا هانری کربن گفت که ماه مبارک رمضان است و لازم نیست چایی بیاورید. این عالم میهمان‌نواز جواب دادند: پذیرایی از میهمان برای ما لازم است و چون شما مسافر هستید، اشکالی ندارد و هیچ اشاره‌ای به مسیحی بودن او نکردند.*

 

* با اقتباس و ویراست از کتاب شهاب شریعت

گروه حوزه علمیه تبیان

دوشنبه, 30 مرداد 1396 15:25

توسل برای نجات یک شیعه !

توسل مرحوم کاشف الغطاء به امیر المومنین علیه السلام برای نجات جان یک شیعه

 

علمای سنی می گویند اینگونه نیست و لذا کتاب می آوردند و می بینند ابوحنیفه استتابه را شرط می داند. استاندار عصبانی می شود و به قضات می گوید حیا کنید و خجالت بکشید، شما فقه خود را بلد نیستید.

 

توسل مرحوم کاشف الغطاء به امیر المومنین علیه السلام برای نجات جان یک شیعه

 

شیخ حسن کاشف الغطا(1201-1262ق)، فقیه، اصولی، ادیب و شاعر. وی نزد پدرش شیخ جعفر کاشف الغطاء، از مراجع بزرگ شیعه در سده سیزدهم، علوم مقدماتی را خواند و پس از آن در حوزۀ درس برادرش شیخ موسی، سیدمحمدجواد عاملی، شیخ اسداللـه تُستری، سید عبداللـه شُبَّر، شیخ علی بَحرانی و شیخ سلیمان قطیفی شرکت کرد و خارج فقه و اصول را به پایان برد و از آنان اجازۀ روایت یافت. او در اغلب علوم روزگارش چیره‌دست بود، ولی بیش‌ترین شهرت را در فقه داشت. کتاب انوارالفقاهه او نشانۀ چیرگی وی در فقاهت است. عالمانی چون شیخ مرتضی انصاری، حاج ملاعلی خلیلی، سیدمهدی قزوینی، احمد دجیلی، حسن بلاغی و شیخ حسن مامقانی از شاگردان او بودند. او پیش از درگذشت برادرش شیخ علی در حلّه می‌زیست، ولی پس از آن در 1243ق به نجف آمد و به تدریس پرداخت(1) .  وی از مراجع نجف و معاصر با مرحوم صاحب جواهر (رض) بود.

مرجع بزرگوار آیت الله شبیری زنجانی در حکایتی از مرحوم کاشف الغطا می فرمایند:

«حاج آقا ابوالفضل و حاج آقا جواد زنجانی – که برادران حاج آقا رضا زنجانی هستند- از پدرشان حاج شیخ محمد و ایشان هم از شیخ حسن مامقانی این داستان را نقل می کنند. در دوران جوانی آشیخ حسن مامقانی یک شیعه ای در یکی از قهوه خانه های بغداد به یکی از بزرگان اهل تسنن طعنی کرده بود. این مساله را به قضات سنی گزارش می دهند که حکم ارتداد و وجوب قتل این شیعه صادر می شود. قانون این بود که مساله قتل باید به تایید شیخ الاسلام برسد. با استانبول تماس می گیرند؛ شیخ الاسلام می گوید چون این فرد شیعه بوده است حکم در حضور یک مرجع شیعه انجام شود.

استاندار بغداد با فرماندار نجف تماس می گیرد و می گوید "شیخ حسن" عالم درجه یک شیعیان را به بغداد بفرستید. هم کاشف الغطاء و هم صاحب جواهر " شیخ حسن" بودند اما به صاحب جواهر مراجعه می شود و از ایشان می خواهند به بغداد برود. صاحب جواهر راجع به این موضوع با کاشف الغطاء مشورت می کند،

کاشف الغطاء می پرسد: موضوع مشخص است؟

صاحب جواهر جواب می دهد: نه.

کاشف الغطاء می گوید هرچه هست موضوع مهمی است و از طرفی هم موضوع مشخص نیست. شما مرجع و رییس اسلام هستید و اگر لطمه ای به شما وارد شود فقط به شخص شما وارد نشده است اما من اگر لطمه ای ببینم به شخص خودم وارد شده، چون موقعیت شما را ندارم و لذا احتیاط این است که من بروم.

کاشف الغطاء وقتی وارد کاظمین می شود توسط شیعیان از موضوع مطلع می گردد. با حضور کاشف الغطاء در بغداد، فورا دستگاه قضا را تشکیل می دهند و قبل از ورود ایشان سنی ها تمام جلسه را اشغال می کنند و برای او جایگاهی را در پایین مجلس نظر می گیرند و به محض ورود ایشان شروع به نوشتن حکم اعدام می کنند.

مرحوم کاشف الغطاء از استاندار بغداد می خواهد قبل از حکم، متهم را پیش من بیاورید. متهم می آید و آشیخ به او صیغه توبه را می آموزد. مرحوم کاشف الغطاء قبل از امضاء حکم به امیرالمومنین علیه السلام متوسل می شود و همانجا به او الهام می شود که ابن جنید استتابه را قبل از حکم شرط می داند و این فتوای ابن جنید از فتوای ابوحنیفه اتخاذ شده است. مرحوم کاشف الغطاء این مساله را ندیده بوده اما گویا هاتفی به او می گوید نترس و بگو. کاشف الغطاء به متهم می گوید توبه کن و او صیغه توبه را می خواند و اینجا کاشف الغطاء به استاندار می گوید نظر به اینکه فتوای رسمی کشور بر اساس مذهب حنفی است، ابوحنیفه استتابه را قبل از حکم شرط می داند و حکمی که برای این فرد صادر شده بدون استتابه بوده است و الان که این متهم توبه کرده، شما حق اجرای حکم را ندارید.

علمای سنی می گویند اینگونه نیست و لذا کتاب می آوردند و می بینند ابوحنیفه استتابه را شرط می داند. استاندار عصبانی می شود و به قضات می گوید حیا کنید و خجالت بکشید، شما فقه خود را بلد نیستید. استاندار کاشف الغطاء را از پایین مجلس به صدر مجلس می آورد و برگه حکم را پاره می کند. و از کاشف الغطاء می خواهد در بغداد بماند اما ایشان قبول نمی کند و از استاندار می خواهد که متهم را تحویل او بدهند چرا که امکان این وجود داشت که در کوچه و بازار مورد تعرض قرار بگیرد(2) .

 

پی نوشت

1 - یوسفی اشکوری، حسن. مقاله: آل کاشف الغطاء. دانشنامه بزرگ اسلامی. مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی. تهران.  1367ش.  ج2. ص 102.

2- به نقل سایت معظم له:  http://zanjani.net/index.aspx?pid=99&articleid=72230&itemid=70536 

 

گروه حوزه علمیه تبیان - علی محمد سرلک