rezas
یک داستان آموزنده/ ایمان و شهامت
یک داستان آموزنده/ ایمان و شهامت
«حجاج بن یوسف ثقفی»از مردان خونخوار و ستمگر روزگار بـود حـجاج مـدت بیست سال با کمال استبداد از جانب خلفای بنی امیه در شهر کوفه بر عراق و ایران حـکومت می کرد. این مرد سنگدل تشنه خون مخالفین بود.
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

«حجاج بن یوسف ثقفی»از مردان خونخوار و ستمگر روزگار بـود حـجاج مـدت بیست سال با کمال استبداد از جانب خلفای بنی امیه در شهر کوفه بر عراق و ایران حـکومت می کرد. این مرد سنگدل تشنه خون مخالفین بود.
بهترین اوقات او لحظهای بود کـه محکومی را جلو چشمش بـه فـجیع ترین وضعی به قتل می رساندند و او از مشاهده ی جان دادن و دست و پا زدن آن بیچاره لذت می برد.
حجاج گذشته از مردم انبوهی که در جنگ ها کشته بود،صدو بیست هزار نفر را در مواقع عادی به قتل رسانید.بعد از مرگش پنجاه هزار مرد و سی هـزار زن در زندان او یافتند که شانزده هزار نفر آنها برهنه و عریان بودند زندان او محوطه ی وسیع و بی سقفی بود که دور آن را دیوار کشیده بودند، هرگاه یکی از زندانیان می خواست از گرمای کشنده پناه به سایه ی دیوار ببرد،نـگهبانان بـا سنگ او را از آنجا می راندند تا همچنان در آفتاب سوزان به سر برد و زجر ببیند.
غذای این زندانیان نگون بخت،نانی بود که از آرد جو و نمک و کمی خاکستر پخته بودند و این خود یک نوع شکنجه بـود.وضـع زندانی حجاج بقدری طاقتفرسا بود که در اندک زمانی چهره ی زندانی را بکلی تغییر می داد؛ «شعبی»که یکی از علمای اهل تسنن است می گوید: طبیعی است.
دانشمند معروف مصری«محمد زرقانی»مـشکل«وحـی»را از طریق نبوغ الهی حل نموده است و برای گفتار خود از کلمات دانشمندان امروز و دیروز گواههائی آورده است،ولی چون تحقیق در این مطالب از هدف تحلیل تاریخ اسلام بیرون است،ما هم از توضیح زیادتر صـرف نـظر کـرده از شماره ی آینده به وقایع پس از بعثت مـی پردازیم.
اگـر تـمام امتها،افراد پست و فاسق خود را بیرون آورند،و ما حجاج را در مقابل آنها قرار دهیم،او بر همه ی آنها برتری خواهد داشت!.
حجاج از دشـمنان سـرسخت امـیر مؤمنان علی(علیه السلام)و شیعیان آن حضرت بود.به همین جهت گـروه بـی شماری از شیعیان را به قتل رسانید،و مخصوصا هر جا به یکی از رجال و رؤسای شیعه دست می یافت با وضعی دردناک او را شهید می کرد از جـمله کـمیل بـن زیاد نخعی و قنبر غلام امیر مؤمنان و سعید بن جبیر را مـی توان نام برد که هر سه از مردان بزرگ شیعه می باشند.
«حجاج بن یوسف ثقفی»از مردان خونخوار و ستمگر روزگار بـود حـجاج مـدت بیست سال با کمال استبداد از جانب خلفای بنی امیه در شهر کوفه بر عراق و ایران حـکومت می کرد. این مرد سنگدل تشنه خون مخالفین بود.
بهترین اوقات او لحظهای بود کـه محکومی را جلو چشمش بـه فـجیع ترین وضعی به قتل می رساندند و او از مشاهده ی جان دادن و دست و پا زدن آن بیچاره لذت می برد.
«سعید بن جبیر»از برزگان تابعین(یعنی طبقه ی بعد از اصـحاب پیـغمبر-صلی الله و علیه وآله-)مـحسوب می شود و شاگرد عبد الله بن عباس صحابی معروف بود«سعید»در فقه و تـفسیر قـرآن و سایر فنون دینی مهارت تمام داشت و از خواص امام چهارم حضرت علی بن الحسین(علیه السلام)بشمار می رفت وی یـکی از پنـج نفری است که در آن روزگار تاریک در تشیع و ارادت به آن حضرت ثابت ماند.
ایمان قوی و روح بـزرگ و اسـتقامت او در دوسـتی خاندان پیغمبر و شخص امیر مؤمنان ضرب المثل است امام ششم فرمود:«علت شهادت سـعید بـن جـبیر این بود که به امام چهارم ارادت می ورزید» چون حجاج از عقیده او آگاه گشت به تـعقیق وی پرداخـت و به جاسوسان خود دستور داد که او را دستگیر نموده و نزد او بیاورند.
سعید به اصفهان گریخت، حـجاج بـه حـکمران اصفهان نوشت که سعید را گرفته نزد وی بفرستد ولی فرماندار اصفهان پاس احترام سعید را نـگاه داشـت و به وی پیغام داد که هرچه زودتر اصفهان را ترک گوید.
سعید از اصفهان به آذربایجان رفت و مـدتی در آنـجا زیـست ولی طول توقف در آذربایجان او را اندوهگین ساخت،ناگزیر به عراق آمد و در لشکر عبد الرحمن بن محمد بن اشـعث کـه علیه حجاج قیام کرده بود شرکت جست و چون عبد الرحمن شکست خـورد بـه مکه ی مـعظمه شتافت و با عدهای که مانند او از بیم حجاج متواری گشته بودند،به طور ناشناس در جوار خانه خـدا اقـامت گـزید.
در آن ایام«خالد بن عبد الله»که مردی سنگدل و بد اندیش بود از طرف«ولید بـن عـبد الملک مروان»خلیفه اموی به حکومت مکه منصوب گشت بعد از آنکه خالد در مکه مستقر شد،ولید بـه وی نـوشت:«مردان نامی عراق را که به مکه پناهنده شدهاند دستگیر کن و به نزد حجاج بـفرست»
حـاکم مکه سعید را گرفته در زنجیر کرد و به سوی کـوفه فـرستاد.سـعید را به همان هیئت نخست به خانهاش آوردند؛با ورودی تـمام قـاریان قرآن و دانشمندان کوفه به دیدنش آمدند سعید از فرصت استفاده نموده و در آن مجمع درحالیکه تـبسم بـر لب داشت شروع به نقل احـادیث کـرد آنگاه او را بـه نزد حـجاج آوردنـد.حجاج از مشاهده ی سعید برآشفت و پرسید:نـامت چیست؟ گـفت:سعید بن جبیر.
حجاج:نه تو شقی بن کسیری(سعید بمعنی سعادتمند و جبیر بمعنی التیام یافته،و شقی بمعنی محروم از سعادت و کسیر بمعنی شکسته است.)
سعید: پدر و مادرم بـهتر مـیدانستند که مرا سعید بن جبیر نـامیدند.
حجاج: تو و پدرت هر دو شـقی هـستید.
سعید: تنها خداوند،عالم بـه غیب اسـت
حجاج: من تو را در همین دنیا در آتش دوزخ میافکنم.
سعید: اگر میدانستم اینکار بدست تـوست جـز تو کسی را خدا نمیدانستم
حـجاج: دربـاره خـلفا چه می گوئی؟
سعید: چـکار بـه آنها داری مگر تو وکیل آنـها هستی؟!
حـجاج: علی را بیشتر دوست میداری یا خلفاء را؟
سعید:هرکدام که نزد خدای خود پسندیدهتر بـاشند.
حـجاج:کدام یک نزد خداوند پسندیدهترند؟
سعید:ایـن را کـسی میداند کـه از مـا فـی الضمیر آنها آگاه اسـت.
حجاج:نمی خواهی راستش را بمن بگوئی!
سعید:نمیخواهم بتو دروغ بگویم.
حجاج:این را بدان که در هر حـال مـن تو را میکشم.
سعید:در این صورت مـن سـعادتمند خـواهم بـود،چـنانکه مادرم نیز مـرا سـعید نامیده است!
حجاج:چگونه می خواهی تو را بقتل برسانم
سعید:ای بدبخت تو خود باید طرز آن را انتخاب کـنی.بـه خدا قـسم هرطور امروز مرا بکشی در سرای دیگر تـو را بـه همانگونه مـیکشند!
حـجاج جـلاد را خـواست و دستور داد که سعید را طبق معمول پیش روی او به قتل رساند. هنگامی که جلاد او را آماده کشتن ساخت و رو به قبله نمود؛سعید این آیه قرآن را تلاوت کرد
انی وجهت وجهی للذی فطر السـموات و الارض حنیفا و ما انا المشرکین
یعنی:من روی خود را به سوی کسی گردانیدم که آسمانها و زمین را آفرید،مـن ایـمان دارم و از مشرکان نیستم.
حجاج گفت:روی او را از سمت قبله به جانب دیگر بگردانید چون او را بگردانیدند گفت:
اینما تولوا فثم وجه الله!
یعنی هر جا روی بگردانید به سوی خداست حجاج گفت:او را به روی بخوابانید،موقعی کـه سـعید را به روی خوابانیدند گفت:
منها خلقناکم و فیها نعیدکم و منها نجرجکم تارة اخری
یعنی:شما را از خاک آفریدیم و هم به خاک باز میگردانیم و بار دیگر نیز از خـاک بـیرون میآوریم.
سپس گفت:خداوندا بـه حجاج مـهلت و اجازه مده که بعد از من کسی را به قتل برساند و با این سخن سر آن مرد بزرگرا بیرحمانه از تن جدا کردند.
این واقعه در سال 94 هجری روی داد-سـعید هـنگام شهادت چهل و نه سـال داشـت حجاج بلافاصله بعد از کشتن سعید حالش دگرگون شد،و دچار اختلال حواس گردید،پانزده شب بیشتر بعد از این پیش آمد زنده نماند و در این مدت دیگر کسی را نکشت.چون بخواب می رفت می دید که سـعید بـه وی حمله کرده و میگوید:ای دشمن خدا گناه من چه بود؟چرا مرا کشتی؟! حجاج هنگام مرگ به سختی جان داد؛گاهی بیهوش می شد و زمانی بهوش می آمد و پی در پی می گفت:مرا با سعید بن جبیر چکار؟(مروج الذهب چـاپ مـصر جلد 3 صـفحه 173.کامل ابن اثیر جلد 4 صفحهء 130 رجالکشی و رجال مامقانی در لفظ«سعید»)
منبع:
درسهایی از مکتب اسلام » فروردين 1340، سال سوم - شماره 2
آیا وهابیون، قاتلان اهلبیت و ناصبیون نجساند؟
آیا وهابیون، قاتلان اهلبیت و ناصبیون نجساند؟
به طور کلّی كافر غیر کتابی نجس است و مراد از کافر كسی است كه
بخش احکام اسلامی تبیان

آیت الله العظمی سیستانی (حفظه الله تعالی)
به طور کلّی كافر غیر کتابی نجس است و مراد از کافر كسی است كه:
الف. به خداوند متعال یا به یگانگی او معترف نباشد
ب. یا معترف به نبوّت خاتم الأنبیاء (صلی الله علیه و آله و سلم) نباشد
نواصب یعنی آنهایی كه نسبت به ائمّه (علیهم السلام) اظهار دشمنی مینمایند، نجس هستند. همچنین شخصی كه به یكی از چهارده معصوم (علیهم السلام) از روی دشمنی و بغض دشنام دهد، نجس میباشد
ج. یا یكی از ضروریات دین را منكر شود و این انکار طوری باشد كه به تکذیب خاتم الأنبیاء پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برگردد، هرچند به طور اجمالی باشد؛ و در این رابطه فرقی نمیکند که آن ضروری، از واجبات مانند نماز، روزه، زکات و حجاب باشد یا از کارهای حرام مانند شراب خوردن، ربا و غنا باشد، یا از مسائل اعتقادی مثل معاد یا مودّت اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) باشد.
بنابراین فردی که دینی را انتخاب نکرده باشد یا دارای دینی غیر از دین اسلام باشد یا دین اسلام را انتخاب نموده امّا بعضی از دستوراتی را که از ناحیه خداوند متعال به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ابلاغ شده - در حالی که میداند گفته پیامبر خداست - انكار نماید، کافر میباشد.
امّا فردی که اسلام را به عنوان دین خویش انتخاب نموده ولی به دلایلی مانند دوری از محیط مسلمانان یا القاء شبهات مخالف دین، بعضی از احکام فرعی دین مثل خمس و حجاب را بدون آنکه قصد تکذیب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و گفته ایشان را داشته باشد منکر گردد، کافر نمیباشد هرچند منحرف است.
شایان ذکر است؛ نواصب یعنی آنهایی كه نسبت به ائمّه (علیهم السلام) اظهار دشمنی مینمایند، نجس هستند. همچنین شخصی كه به یكی از چهارده معصوم (علیهم السلام) از روی دشمنی و بغض دشنام دهد، نجس میباشد. [1]
پی نوشت ها:
[1] العروة الوثقی، ج1، کتاب الطهارة، فصل فی النجاسات، ص93، الثامن، قبل از م1 و م2 / همان، ص96، م3 / منهاج الصالحین، ج1، کتاب الطهارة، المبحث السادس: طهارة من الخبث، الفصل الاول: فی اعیان النجاسة، ص130، التاسع، قبل از م409 / توضیح المسائل جامع،ج1، احکام نجاسات، مورد هشتم، ص68 و 69، م120 و124
منبع:
سایت سراج
آیا زینب سلام الله علیها سر به محمل کوبیدند؟
آیا زینب سلام الله علیها سر به محمل کوبیدند؟
علامه مجلسی چنین نقل میکند که در بعضى از کتب معتبره دیدم از مسلم جصّاص نقل شده است:
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

علامه مجلسی چنین نقل میکند که در بعضى از کتب معتبره دیدم از مسلم جصّاص نقل شده است:
«ابن زیاد مرا خواست تا دارالاماره کوفه را تعمیر نمایم. زمانی که درهای دار الاماره را گچکارى میکردم، ناگاه شنیدم فریادهایى از اطراف بلند شد. از کارگر زیر دستم پرسیدم: چرا کوفه دچار زاری و فغان گشت؟
جزع و فزع و بی تابی کردن و لطمه زنی در محدوده شرع که ضرر قابل توجهی بر آن مترتب نشود ، در مصیبت امام حسین استحباب روایی دارد
گفت: همین حالا سر یکى از خارجیهایی که بر یزید خروج کرده را آوردهاند.
گفتم: آن خارجى کیست ؟ گفت حسین بن على .من صبر کردم تا کارگر رفت؛ چنان به صورتم زدم که ترسیدم چشمم کور شود. دست خود را شسته، دست از کار کشیدم و وارد میدان کوفه شدم؛ جایی که مردم منتظر ورود اسیران و سرهاى بریده بودند. در این هنگام حدود چهل شتر با هودج پیدا شدند که در میان آنها اهلبیت حضرت سیدالشهداء و اولاد فاطمه بودند؛ دیدم که على بن الحسین بر شترى برهنه سوار است و غل و زنجیر به او آسیب رسانده و خون از رگهاى گردنش جارى است. او گریه میکرد و اشعاری با این مضامین میخواند:
«اى امت بد رفتار خدا شما را از باران رحمتش سیراب نکند، اى امتى که احترام جدّ ما را درباره ما مراعات نکردید. اگر روز قیامت پیغمبر خدا ما را جمع کند، شما در جواب چه خواهید گفت. شما ما را بر پشت شتران بیجهاز میگردانید. گویا ما آن افرادى نیستیم که پایه دین را براى شما محکم کرده باشیم»
در همین زمان، مردم کوفه از روی دلسوزی به بچهها نان، گردو و خرما میدادند. ام کلثوم آنها را از دست و دهان کودکان میربود و دور میافکند و فریاد میزد: «اى مردم کوفه صدقه بر ما حرام است...». زنان کوفه با مشاهده این وضعیت براى مصیبت اهلبیت گریه میکردند.
امکلثوم سر خود را از محمل خارج کرد و گفت: اى اهل کوفه آرام باشید. مردانتان ما را میکشند و زنانتان براى ما گریه میکنند. خدا در روز قیامت بین ما و شما داورى خواهد کرد. در همان هنگام بود که ناگاه صداى ضجه بلند شد و سر شهیدان که سر امام حسین پیشاپیش آنان بود را آوردند.
زینب با دیدن سر برادرش، پیشانی خود را بر چوب جلوی محمل زد و خون از زیر مقنعهاش فرو ریخت، سپس با یک قطعه پارچه به سر امام حسین اشاره کرده و اشعارى را خواند:
اى ماهی که چون بسر حدّ کمال رسید، به ناگاه خسوف او را ربوده و غروبش را مقدّر کرد.پاره قلبم گمان نمیکردم که چنین مصیبتی در انتظارت باشد.
برادرم با فاطمه کوچکت سخنی بگو؛ زیرا نزدیک است که قلبش آب شود. برادرم! قلب مهربانت چه شد که اکنون سفت و سخت شده است...»بحار الانوار ج45 ص 115
جریان مذکور نمی تواند مستند برای قمه زنی قرار گیرد زیرا اساسا قمه زنی در نزد عرف مصداق عزاداری نمی باشد و هیچ کس در فراق عزیزانش شمشیر به سر نمی زند ، اما به سر و صورت زدن و حتی زدن سر به درب منزل و مانند آن در فراق عزیزان امری مرسوم در نزد عرف است و نوعی جزع و فزع کردن تلقی می شود و تا زمانی که ضرر خاصی بر آن مترتب نشود ، بی اشکال است و این نوع جزع و بی تابی کردن در فراق امام حسین هم مصداق عزاداری و حزن تلقی می شود .
بنابراین از جریان حضرت زینب می توان استحباب به سر و صورت زدن و مانند آن را در مصیبت امام حسین استنباط کرد نه قمه زنی را .
ما در گذشته این روایت را چون مرسل نقل شده بود ، از حیث سندی تضعیف کرده و رد کردیم ، اما با تامل بیشتری که حول مساله داشته ایم و این که جریان مذکور در کتاب شریف و معتبر بحار الانوار نقل شده است و علامه مجلسی نیز تصریح می کند که این جریان را از کتب معتبر نقل می کند ، و از سوی دیگر در گذشته نیز ثابت کرده ایم که تمام روایاتی که در کتب معتبر ما نقل شده است مورد استناد است جز موارد اندکی از آنها که خلاف سنت قطعی می باشد ؛
و از سوی دیگر جزع و فزع و بی تابی کردن و لطمه زنی در محدوده شرع که ضرر قابل توجهی بر آن مترتب نشود ، در مصیبت امام حسین استحباب روایی دارد ؛
با توجه به تمام این نکات به این نتیجه رسیدیم که روایت مذکور صحیح است و حضرت زینب سلام الله علیها بی اختیار با دیدن سر مبارک امام حسین ، سر خودش را به عنوان حزن و اندوه و مصیبت بر محمل می کوبد که به ناگاه سر خونین می شود ، ما نیز وقتی عزیزی از خود را از دست می دهیم ممکن است بی اختیار چنین رفتاری از ما صادر شود .
البته این نکته را متذکر می شویم که جریان مذکور نمی تواند مستند برای قمه زنی قرار گیرد زیرا اساسا قمه زنی در نزد عرف مصداق عزاداری نمی باشد و هیچ کس در فراق عزیزانش شمشیر به سر نمی زند ، اما به سر و صورت زدن و حتی زدن سر به درب منزل و مانند آن در فراق عزیزان امری مرسوم در نزد عرف است و نوعی جزع و فزع کردن تلقی می شود و تا زمانی که ضرر خاصی بر آن مترتب نشود ، بی اشکال است و این نوع جزع و بی تابی کردن در فراق امام حسین هم مصداق عزاداری و حزن تلقی می شود .
بنابراین از جریان حضرت زینب می توان استحباب به سر و صورت زدن و مانند آن را در مصیبت امام حسین استنباط کرد نه قمه زنی را .
منبع:
کانال پرسمان اعتقادی
چرا امام سجاد در کربلا نجنگید؟
چرا امام سجاد در کربلا نجنگید؟
چرا امام سجاد در کربلا نجنگید؟ آیا او در تمام طول عمر بیمار بوده است . امروزه ما ایشان را با نام عابد بیمار می شناسیم.
بخش تاریخ و سیره معصومین

امام سجاد علیه السلام در جریان حادثه کربلا گرفتار بیماری سختی بودند که این بیماری مانع از حضور ایشان در جبهه نبرد شد.
شیخ مفید به نقل از حمید بن مسلم می نویسد ؛
« سپس به علی بن الحسین رسیدیم ، که در بستر افتاده و به شدت بیمار بود ، گروهی از پیادگان با شمر رسیدند ، آنان به شمر گفتند آیا این بیمار را نکشیم ، من گفتم سبحان الله بیماری اش کارش را می سازد ( نیازی به کشتن نیست ) همواره چنین گفتم تا آنان را از او باز گرداندنم »الارشاد ج2 ص112
بیماری حضرت تنها در زمان حادثه کربلا به تقدیر الهی جهت مصون ماندن جان شریفش برای تصدی منصب امامت بوده است و چنان نبوده که ایشان در تمام طول عمر بیمار باشد و تعبیر عابد_بیمار در مورد ایشان تعبیر مناسبی نمی باشد .
طبری از امام سجاد علیه السلام نقل می کند ؛
« در شبی که بامدادش پدرم به شهادت رسید نشسته بودم و عمه ام زینب از من پرستاری می کرد ( و من بیمار بودم )»تاریخ طبری ج5 ص420
در کتاب شرح الاخبار هم چنین آمده است ؛
« امام زین العابدین در آن ایام به شدت بیمار و سنگین و از جنگ ناتوان بود »شرح الاخبار ج3 ص250
در کتاب الامالی شجری نیز چنین آمده است ؛
« امام سجاد بیمار بود و اندکی در جنگ شرکت جست ، اما چنان ناتوان بود که به سان زخم خوردگان از معرکه بیرونش آوردند و خداوند مرگ را از او دور کرد و به همراه زنان اسیر شد »الامالی شجری ج1 ص171
ابن سعد نیز می نویسد ؛« امام سجاد در کربلا بر اثر بیماری نجنگید »الطبقات الکبری ج5 ص221
بیماری حضرت تنها در زمان حادثه کربلا به تقدیر الهی جهت مصون ماندن جان شریفش برای تصدی منصب امامت بوده است و چنان نبوده که ایشان در تمام طول عمر بیمار باشد و تعبیر عابد_بیمار در مورد ایشان تعبیر مناسبی نمی باشد .
منبع:
کانال پرسمان اعتقادی
چگونه دخترانی با حجاب تربیت کنیم ؟
چگونه دخترانی با حجاب تربیت کنیم ؟
در روزگاری که تقریبا همهشکل تبلیغات منفی در مورد آیین اصلی مسلمانی وجود دارد، ما پدر و مادرها چطور میتوانیم کودکانمان را معتقد و مقید بار بیاوریم؟ مثلا درباره موضوع حجاب.

مسئلهای که در مورد آن موضعگیریهای مختلفی وجود دارد، اما همه ما قبول داریم که جزو آیین مسلمانی ماست و باید به شکل هنرمندانه و ظریفی روی آن کار کرد؛ بسپاریم به معلم و مدیر مدرسه که یاد دخترکمان بدهند؟ یا باید به شکلی فعال و آگاهانه خودمان دست به کار شویم و با برنامه، این مطلب را برای آنها جا بیندازیم؟ این یادداشت، چند پیشنهاد عملی برای شما دارد. پیشنهاداتی که میتوانید به کمک آنها، فرزندتان را به حجاب علاقهمند کنید.
1- از تاثیرات اطرافیان غافل نشوید
حجاب شرعی اطرافیان شما چگونه است؟ این خیلی مهم است که شما با کسانی بیشتر رفتوآمد داشته باشید که حجاب متناسبی دارند و میتوانند برای دختر شما که در آستانه سنّ تکلیف است، الگو باشند. گروه همبازیها هم مهماند. آنها هم باید به حجاب تمایل داشته باشند. انتخاب مدرسه اینجا اهمیت پیدا میکند؛ چرا که دوستان دخترتان، اگر در محیطی فارغ از تقیدات مذهبی باشند، شما نمیتوانید او را مجبور به داشتن تقیدات کنید، ولی مدرسهای که نکات ظریف دینی را به بچهها یاد میدهد و به رعایت آن حساس است، تأثیری بهمراتب بهتر میتواند داشته باشد.
2-پوشیدن لباسهای تنگ را محدود کنید
خرید لباسهای آستینحلقهای، ساقهای تنگ و شلوارکهای کوتاه برای دختران را از پنجسالگی به بعد برای خودتان تحریم کنید. اگر هم بچهها دوست داشته باشند چنین لباسهایی بپوشند، به آنها آگاهی لازم را بدهید که فقط در محیط خانه و نه جلوی دیگران، مجاز به پوشیدن لباسهای تنگ و کوتاه هستند. بگذارید پایههای شرم و حیا در دخترانتان از همان کودکی شکل بگیرد؛ چرا که آلودگی بصری در خیابانها و کوچهها و محیطهای مختلط آنقدر زیاد است که فرزندان باید در خانه و تحت نظر والدین آموخته باشند که امر خدای مهربان را در هر جایی باید اطاعت کرد، وگرنه دچار تعارض خواهد شد.
3- از هفت سالگی پوشاندن موها را شروع کنید
در هفتسالگی با پوششی مانند کلاه یا روسریهای کوتاه و فانتزی موهای دخترتان را بپوشانید. همواره به این نکته توجه کنید که:
- حجاب فرزند شما باید زیبا باشد
- مورد تشویق دیگران واقع شود
- حجابش، دست و پای او را نگیرد
- احساس خفگی و خستگی نکند
4- به بزرگترها (پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها) بسپارید که کودک شما را برای داشتن حجاب تشویق کنند
گاه به او هدیه ای دهند و نیز در برابر همه فامیل به او احترام بخصوصی بگذارند و در برابر بی حجاب ها او را تکریم کرده و ترجیح دهند. به این صورت کودک می فهمد که همگان برای حجاب او ارزش قائل هستند نه فقط پدر و مادر . به این ترتیب کودک اعتماد به نفس بالایی کسب کرده و می فهمد که با حجابش برای همه عزیز است و با این اعتماد به نفس راه درست را از نادرست تشخیص داده و حجاب را انتخاب می کند.
5-صحبت ها و انگیزه های داشتن حجاب را از ۵ و ۶ سالگی شروع کنید
بیان محاسن و فواید حجاب و مستور بودن زیبایی ها، رضایت خدا، سلامت فرد و اثرات زیان بار بدحجابی می تواند ما را در حصول نتیجه یاری کند. برای او تشریح کنید که یک دختر، با حجاب بسیار زیبا می شود، همه به او احترام می گذارند، با حجاب از بدی ها دور می شود، دیگران او را با ارزش و با حیا می دانند. و حجاب نشانه یک دختر خوب است. در این سنین کودکان در برابر حوادث و رفتار دیگران تاثیر پذیرترند، حجاب شرعی مادر، خاله، عمه و خانم های نزدیک به کودک و دوستانی که با آن ها روابط نزدیک داریم می تواند زمینه را برای محجبه بودن دختران فراهم کند.
6- نگویید حجاب داشتن راحت است
مدام نگویید حجاب داشتن راحت است. معلوم است که وقتی برادر او میتواند با آستین کوتاه در خیابان بگردد، داشتن مقنعه و چادر سخت است. در این موارد، بهتر است که جنس مخالف، یعنی پدر، دخترش را به این امر تشویق کند و به او جایزه بدهد.
7-در انتخاب لباس از او نظر خواهی کنید
می توانید برای انتخاب رنگ لباس و یا چادر، از او نظر خواهی کنید. دختر بچه ها لباس های چین دار و دنباله دار را بسیار دوست دارند. سعی کنید در حجاب و پوشش آنچه را که او دوست دارد انجام دهید و تنها شرط شما، پوشش اسلامی باشد. سلیقه خود را به هیچ عنوان بر فرزندتان تحمیل نکنید.
8-هرسال با مراسم کوچکی جشن تکلیف رابرایش یاد آوری کنید
هر سال، روزجشن تکلیف کودکتان مراسمی کوچک به پا کنید چون آن روز تولدی دیگر است و به او یادآوری کنید درطول سالی که گذشت در چه زمینه هایی قوت یا ضعف داشته و قرار است چگونه باشد.
منابع : فردا نیوز / باحجاب
آگهی ترحیم؛ به علت مرگ ناگهانی
آگهی ترحیم؛ به علت مرگ ناگهانی
در اين عالم قوانين خيلي ساده اي حكمفرماست و به قدري باهم ارتباط دارد كه تاثيرات شگرفي در هستي بر جاي مي گذارد.انسان هايي موفق هستند كه آگاهي و شناخت لازم را نسبت به اين قوانين داشته باشند پس هر كس داناتر است، در حقیقت توانمند تر و موفق تر است.
مریم خندابی- بخش اعتقادات شیعه تبیان

چوبي چند متري با قطري كم درون ديواره سديه بتوني و استوار به هر علت عمدي يا سهوي جا مانده است اين چوب به مرور زمان در يك فرايند طبيعي مي پوسد و باعث مي شود آب در درون این دیوار بتونی نفوذ كند و در مدت زماني طولاني آبراهي به پشت سد باز كند و در نهايت با خوردگي ديواره بر قطر سوراخ و شكاف بيفزايد و موجبات شکستن سد را فراهم کند.
به نظر مي رسد كه اين فروپاشي سد امري طبيعي و مرگ عادي بوده ولي هنگامي كه مهندس سازه به سد مي نگرد و بررسي مي كند به مرگ زود هنگام سد اشاره مي كند و آن را طبيعي و در عين حال غير طبيعي مي شمارد چون اگر اين چوب چند متري وجود نداشت، عمري به مراتب بيشتر از اين داشت ولي اين مانع موجب شد تا عمر سد بسيار كوتاه تر از حد خود گردد.
سنت الهي
در اين عالم قوانين خيلي ساده اي حكمفرماست و به قدري باهم ارتباط دارد كه تاثيرات شگرفي در هستي بر جاي مي گذارد.انسان هايي موفق هستند كه آگاهي و شناخت لازم را نسبت به اين قوانين داشته باشند پس هر كس داناتر است، در حقیقت توانمند تر و موفق تر است.
حقيقت مرگ
مرگ از دست دادن يك حالت و بدست آوردن يك حالت ديگر است و مانند هر تحول ديگري فناء نسبي است. وقتي خاک تبديل به گياه مي شود به معنايي مرگ او رخ مي دهد ولي مرگ مطلق نيست. خاك شكل سابق و خواص پيشين خود را از دست داده و ديگر آن تجلي و ظهوري را كه در صورت جمادي داشت ندارد، ولي اگر از يك حالت و وضع مرده است در وضع و حالت ديگري زندگي يافته است.
مرگ نيستي و نابودي نيست تحول و تطور است، منتهي دنيا و زندگي در عالم ماده مرحله اي از تكميل و آمادگي است. همچنان كه نطفه انسان فقط و فقط بايد در رحم قرار گيرد تا به نهايت رشد و كمال جسمي خود برسد، روح و نفس براي نمايان ساختن و به فعليت رسيدن استعدادها و قابليت های خود بايد در رحم دنيا جاي گيرد. نمايان ساختن يك استعداد همان رشد و تكامل دادن آن است.
دنيا زماني براي پرده برداشتن از رازهاي موجود نيست بلكه براي فعليت دادن به استعدادهاي نهفته اي چون راز است. در اينجا پرده برداشتن، به ايجاد كردن است. مسير دنيا و حيات و زندگي او صفات انساني را از نهانگاه قوه و استعداد به صفحه فعليت و كمال بيرون مي آورد، پس دنيا پرورشگاه استعداد ها و دار التربيه انسان هاست و مرگ پايان زمان پرورش و تربيت.
زمان مرگ
در فرهنگ قرآني مرگ به دو سبب اصلي اتفاق مي افتد؛ مرگ هايي كه به سبب پايان يافتن توان و ظرفيت جسمي بدن فرا مي رسد مرگ طبيعي يا اجل مسمي است و مرگ هايي كه به علت اتفاقات و رفتارهاي آدمي رخ مي دهد مرگ زودرس و ناگهاني يا اجل معلق مي باشد.
مرگ زود هنگام يا مرگ ناگهاني به طور مستقيم ارتباط نزديكي با رفتار انسان دارد.
اجل مسمي كه از آن به اجل حتمي نيز ياد مي شود همان اجل مكتوب است و غير قابل تغيير تفسير شده است. اجل معلق اجلي است كه از جانب خداوند تغيير پذير است و از آن جايي كه اين اجل ارتباط تنگاتنگي با اعمال و رفتار انسان دارد، بايد از آن به عنوان اجل زود هنگام يا مرگ ناگهاني ياد كرد.
اشتباه بزرگ همه اين است كه در صورت مرگ هر كسي در اطلاعيه ترحيم او چنين مي نويسند (به علت مرگ ناگهاني) در حالي كه فقط خدا عالم به غيب و اسرار نهان است كه او با اجل مسمي از دنيا رفته يا اجل معلق...
هر انساني اگر به طور طبيعي و به اجل مسمي از دنيا برود عمر بيشتري خواهد داشت ولي سنت الهي اين است كه به سبب رفتارهاي اين زمان از ميان مي رود وعمرش كوتاه شده و گرفتار مرگ مي گردد و به بيان زيباتر فرصت طلايي رشد و تكامل را از دست مي دهد و مانند ميوه كال و نرسيده از بين مي رود .
تاثير اعمال در حيات و مرگ
اعمال و رفتار انسان رابطه و تاثير مستقيمي با حيات و مرگ او دارند، به اين ارتباط، رابطه علت و معلولي مي گويند.قرآن کریم مي فرمايد: مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (نحل /٩٧)
دو عنصر مهم علت را در حيات طيبه، باور و عقيده و عمل صالح مي داند و در جاي ديگر براي عذاب و رنج، بي ايماني و عمل ناصالح را علت اصلي دانسته است.
اينكه گناهان در جهان تكوين اثر مي گذارند از آن روست كه نظام هستي بر اساس اسباب و علل افريده شده است و هر كاري در جهان در امر ديگر جهان تأثير مي گذارد، همچنان كه افزايش مصرف سوخت فسيلي از سوي انسان موجب افزايش گازهاي گل خانه اي و آسيب ديدن لايه ازون در جو و افزايش گرما و مرگ و مير گياهان و جانوران بسيارمي شود.
اجل مسمي كه از آن به اجل حتمي نيز ياد مي شود همان اجل مكتوب است و غير قابل تغيير تفسير شده است. اجل معلق اجلي است كه از جانب خداوند تغيير پذير است و از آن جايي كه اين اجل ارتباط تنگاتنگي با اعمال و رفتار انسان دارد، بايد از آن به عنوان اجل زود هنگام يا مرگ ناگهاني ياد كرد.
گناهان مرگ افرين
مردم به سبب گناهان و ترك عبادت و تقوي الهي دچار مرگ زودرس مي شوند و پيش از آن كه مرگ محتوم و قطعي آنان برسد خودشان با دست هاي خود،گور خود را مي كنند و از نعمت زندگي محروم مي شوند. خدارند در آيات ٣و ٤ سوره نوح عبادت گريزي ، بي تقوايي و اطاعت نكردن از پيامبر الهي را موجب مرگ معرفي مي كند.
به معنايي اين امور سه گانه عمر را كوتاه كرده و مرگ را پيش مي اندازد؛ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ: كه خدا را بپرستيد و از او پروا داريد و مرا فرمان بريد (۳)
يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَاءَ لَا يُؤَخَّرُ لَوْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿۴) [تا] برخى از گناهانتان را بر شما ببخشايد و [اجل] شما را تا وقتى معين به تاخير اندازد اگر بدانيد چون وقت مقرر خدا برسد تاخير بر نخواهد داشت﴾
در آيه ١٠ سوره ابراهيم اعراض از دعوت الهي راموجب كاهش عمر دانسته، بالواقع مردم زمينه انزال عذاب الهي را با دوري از دعوت الهي فراهم كرده و زمينه بلاياي طبيعي را مانند طوفان، سيل، قحطي و زمين لرزه را مساعد مي كنند: قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى قَالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ ﴿۱۰﴾
پيامبرانشان گفتند مگر درباره خدا پديد آورنده آسمان ها و زمين ترديدى هست او شما را دعوت مى كند تا پاره اى از گناهانتان را بر شما ببخشايد و تا زمان معينى شما را مهلت دهد. گفتند شما جز بشرى مانند ما نيستيد مى خواهيد ما را از آنچه پدرانمان مى پرستيدند باز داريد پس براى ما حجتى آشكار بياوريد.
منابع:
عدل الهي -شهيد مرتضي مطهري
تفسير الميزان-علامه محمدحسين طباطبايي
تفسير نور-اقاي قرائتي
شگفتیهای جهان: دستگاه گیرنده
شگفتیهای جهان: دستگاه گیرنده
در هر لحظه از گوشه و کنار و دور و نـزدیک پیـام هائی بـه مرکز ادراکات می رسد،پیام هائی که ما را از اشعه ی نور، امواج صوت،طعم غذاها؛بوی ها؛و بالاخره سرما و گـرما و درد مطلع می سازد؛ این پیام های مداوم که پایه و مایه علوم و تجربههای ما می باشند،هـمه از راه سازمان های حس دریـافت مـی گردند؛ روی همین اصل این سازمان های مجهز در زندگی ما اهمیت فوق العادهای دارند.
بخش اعتقادات شیعه تبیان

در هر لحظه از گوشه و کنار و دور و نـزدیک پیـام هائی بـه مرکز ادراکات می رسد،پیام هائی که ما را از اشعه ی نور، امواج صوت،طعم غذاها؛ بوی ها؛ و بالاخره سرما و گـرما و درد مطلع می سازد؛ این پیام های مداوم که پایه و مایه علوم و تجربههای ما می باشند،هـمه از راه سازمان های حس دریـافت مـی گردند؛ روی همین اصل این سازمان های مجهز در زندگی ما اهمیت فوق العادهای دارند.
با اینکه هریک از دستگاه های حواس عهده دار وظیفه ی ارزنده و حیاتی می باشد و اختلال یکی از آنها لطمه ی جبران ناپذیری به زندگی انسان وارد می سازد، ولی به عقیده ی عـلماء روانشناس همه ی آنها در یک درجه از اهمیت نیستند، بلکه دستگاه بینائی و شنوائی از دستگاه های دیگر یعنی ذائقه و لامسه و شامه مهم تر می باشند.
دستگاه بینائی هم گرچه به اصطلاح روانشناسی «صنعتی» تر است یعنی این همه صـنایع زیـبا و گوناگون و پدیده های مهم صنعتی که عامل اصلی رفاه و تمدن بشر است؛ بیشتر معلول دستگاه بینائی است؛ ولی اگر انسان را از لحاظ اجتماعی بودن مورد توجه قرار دهیم اهمیت دستگاه شنوائی نسبت بـه باصره روشـن می گردد:
نقش سامعه در زندگی اجتماعی
انسان هنگامی که چشم به این جهان میگشاید با موجودات عالم اصلا آشنائی ندارد و باید معلومات خود را از همین حواس تهیه کند، و بسیاری از آنها را از راه سامعه تحصیل مـیکند، یـعنی نتایج افکار و تجارب دیگران را میشنود و در صفحه ی خاطر خود ثبت میکند
تا به خواص و آثار موجودات جهان آشنا میشود، آدمی که حس شنوائی ندارد زبان نفهمید، لغت نمی داند، به معنای الفاظ آشـنا نـیست تـا به این وسیله چیزی یاد بگیرد و در نـتیجه نـمی تواند از کـتاب ها که محصول افکار و زحمات دیگران است نیز استفاده کند.
آدمی که از حس شنوائی محروم است، قوه ی سخن گفتن هم ندارد، و لذا کـسانی کـه کـر به دنیا آمدهاند نه تنها از فهم مقاصد هم نوعان خـود،جـز به مقدار بسیار کمی عاجز هستند؛ بلکه خودشان هم اگرچه مخرج های دهان و ساختمان زبانشان بی عیب باشد؛ لال خواهند بود یـعنی نـخواهند تـوانست از این وسیله برای ابراز منویات خود استفاده کنند، و علت این موضوع آن است که این اشخاص اصوات و الفاظی را که افراد دیگر برای فهماندن مقاصد خود بکار می برند نشنیده و به ذهن خود نـسپردهاند تـا بـتوانند آنها را وسیله بیان مقصود خود قرار دهند روی همین جهت حس سـامعه مـقدمه و شرط ضروری قوه ی تکلم است و تکلم بزرگترین وسیله ی تفاهم میان افراد بشر می باشد و موضوع تفاهم در زنـدگی اجـتماعی بـشر حائز اهمیت فوقالعادهای است و لذا می توان سامعه را حس اجتماعی نام دارد و از این نظر آن را اشـرف از حـس باصره دانست.
یک شاهد تجربی
می دانیم که از میان اشخاص نابینا دانشمندان بزرگی برخاستهاند، گـویا مـحروم بـودن آنان از قوه ی بینائی باعث قوت فکر و حافظه ی آنها گردیده و نیروی باطنی تمرکز بیشتری پیـدا کـرده است، تا توانستهاند استعداد و نبوغ خود را آشکار کنند.
از میان این عده برای نـمونه «ابـو العـلاءمعری» را می توان نام برد: وی در دوران کودکی، می رفت که با مناظر زیبا و گوناگون موجودات آشـنا شـود؛ به معرض آبله دچار گردید و در نتیجه در سن سه سالگی چشم های خود را از دست داد و از آن پس همیشه آرزو مـی کرد کـه مـنظره ی جالب آسمان و طراوت جوی های سر سبز و خرم را به بیند و روشن است که این آرزو تحقق پیـدا نـکرد؛ ولی در صنعت انشاء و ادب و فن شعر یکی از نوابغ نامی روزگار گردید.
اما کمتر شـنیدهایم کـه اشـخاص گنگ به مرتبهای از علم و دانش نائل شوند؛ شاید روی همین اصل است که قرآن مجید هـمیشه قـوه ی سـمع را بر بصر مقدم می دارد.
سازمان شنوائی
این دستگاه بسیار حیرت آور است بـه طوری کـه اگر ما از همه ی اسرار عالم هستی صرف نظر کرده فقط به دقایق این دستگاه توجه نموده دقـت کـنیم؛ نکات بسیار جالبی را از نظر توحید درک می نمائیم: سازمان شنوائی، دستگاه گیرنده ی بسیار دقـیقی اسـت که صوت های مختلف را از دور و نزدیک دریافت می کند و بـه مرکز اصـلی ادراک مـی رساند.
صوت چیست؟
صوت از لرزش اجسام حاصل می شود؛صدای انـسان هـم نتیجه ی ارتعاش تارهای حنجره ی وی می باشد؛ تجربههای قطعی ثابت کرده است که صـوت در خـلا (فضای بدون هوا) منتشر نـمی شود ولی نـباید گمان کـنیم کـه وسـیله ی انتقال صوت،منحصر به هواست بلکه مـایعات سـریع تر از گازها و جامدات سریع تر از مایعات صوت را منتقل میکند.
قسمت های مختلف این دستگاه
دسـتگاه شـنوائی از سه قسمت متمایز تشکیل یافته اسـت: اول گوش خارجی؛ دوم گوش مـتوسط؛ سـوم گوش داخلی.
گوش خارجی از دو عـضو تـشکیل شده است: لاله ی گوش که خیمه ی گوش نیز نامیده می شود و مجرای گوش؛ لاله ی گـوش تیغهای است غضروفی که دارای بـرجستگی ها و شـیارهای مـخصوصی است؛ این قـسمت عـلاوه بر اینکه داری جنبه ی زیـنت اسـت عهدهدار جمعآوری امواج صوتی و تشخیص جهت صوت است، به طوری که اگر آن را جدا کـنند یـا چین خوردگی های آن را پر کند، شخص جـهت صـوت را درست تـشخیص نـخواهد داد، بـه علاوه همین قسمت در کاستن شـدت صوت نیز تأثیر دارد.
مجرای گوش: سوراخی است بطول سه سانتیمتر و در انتهای داخلی آن پردهای به نام «پرده ی صـماخ» قرار دارد و گوش خارجی را از گوش متوسط جـدا مـیکند؛ دیـواره ی ایـن سـوراخ از پوست مخصوصی مـفروش مـی باشد که دارای کرک های فراوان است؛ و ماده ی سمی و چسبندهای ترشح می کند که در نتیجه میکربها را میکشد و از دخول حشرات مـانع مـی گردد و چـون موهای داخلی مجرا را چسبنده می کند، از ورود گرد و غـبار نـیز جـلو گـیری مـی نماید.
گـوش خارجی چنانکه دیدیم نسبتا ساده بود ولی هرچه پیشتر می رویم آلات و ابزار دقیق تری را در این دستگاه مشاهده میکنیم.
گوش متوسط
در پشت پرده ی «صماخ» فضائی قرار دارد که «صندوق صماخ» نامیده مـی شود و بوسیله دو دریچه به گوش داخلی مربوط است.در میان این صندوق استخوان های بسیار کوچک و ظریفی قرار داده شده که از اسامی آنها نوع کار آنها نیز معلوم می شود:
1-استخوان چکشی که دستهاش بر روی پرده صماخ متکی است.
2-استخوان سندانی که استخوان چکشی بر روی آن می خوابد.
3-استخوان رکابی که روی پنجره ی بیضی(پنجرهای که به گوش داخلی راه دارد) تکیه دارد.
4-استخوان عدسی که رابطه سندانی،بار کابی است.
در بـازدید گـوش متوسط،این استخوان های ظریف توجه ما را جلب کرده مخصوصا این چکش و سندان در عین اینکه بسیار ظریف است به اندازهای اساسی و محکم ساخته شده است کـه بـا کمال دقت بدون هیچ وقـفهای سـال ها کار می کند؛محققا در ضمن بازدید هرچه به مرکز شنوائی نزدیک تر شویم؛دقایق بیشتری خواهیم دید؛ اکنون گوش داخلی را مورد نظر قرار می دهیم:
گوش داخلی
این قـسمت کـه مهم ترین و حساس ترین قسمت دسـتگاه شـنوائیست و در پشت استخوان گیج گاهی واقع شده تا از هرگونه صدمه ی احتمالی محفوظ باشد،دارای ساختمان بسیار پیچیدهای است آلات و ابزار زیادتر و دقیق تری دارد؛که از چهره ی بعضی از آنها سر پنجه ی علم و دانش به زحمت پرده برداشته است و بـه طور خـلاصه از سه بخش مختلف بوجود آمده است:
اول بخش دهلیزی که دارای دو حفره است.
دوم مجاری نیم دایره که از سه نیم دایره ی استخوانی تشکیل یافته است.
سوم مجرای حلزونی که لولهای است به شکل حلزون و دو دور و نیم بـه دور خـود می پیچد قـسمت های سهگانه ی نامبرده در توی مایعی که فضای گوش داخلی را پر کرده است شناورند؛ و در داخل هریک از آنها مایع مخصوصی وجـود دارد.
تارهائی از اعصاب در قسمتهای سهگانه یعنی بخش دهلیزی و مجاری نیم دایره و مجاری حـلزونی پخـش شـدهاند،و هریک از آنها مأمور رساندن یک نوع از صداهای مختلف می باشند.
چگونه می شنویم؟
چنانکه گفتیم انتقال امواج صوتی به مغز بـسیار جالب توجه و در عـین حال حیرت انگیز است.
هوا که حاصل امواج صوتی است،در گوش وارد می شود،و برخورد آن پرده گـوش را تـکان می دهد، استخوان های چکشی و سندانی و رکابی این ارتعاشات را از پرده ی گوش گرفته بر روی دریچه بیضی که در مـدخل گوش داخلی واقع شده است؛ منتقل می سازند، دریچه ی مزبور به نوبه ی خود ارتعاشات دریـافت شده را به مایعی که در مـیان فـضای گوش داخلی است نقل می کند، سلول های شنوائی که در میان آن مایع پراکنده هستند، متأثر می شوند، و این تأثر را اعصاب شنوائی گرفته به مرکز مخصوصی در مغز؛ انتقال می دهند و بالنتیجه احساس صوت صورت می گیرد.
صوت از لرزش اجسام حاصل می شود؛صدای انـسان هـم نتیجه ی ارتعاش تارهای حنجره ی وی می باشد؛ تجربههای قطعی ثابت کرده است که صـوت در خـلا (فضای بدون هوا) منتشر نـمی شود ولی نـباید گمان کـنیم کـه وسـیله ی انتقال صوت،منحصر به هواست بلکه مـایعات سـریع تر از گازها و جامدات سریع تر از مایعات صوت را منتقل میکند.
درس خداشناسی
بـاتوجه به آنچه گفته شد؛ آیا می توان باور کرد که: ساختمان این دستگاه منظم و دقیق از یک منبع شعور و قدرتی سر چشمه نگرفته و سازنده ی این سازمان مجهز به قوانین صوت آشنا نبوده است؟.
سازمانی که پی بـردن بـه اسرار آن؛ به این همه دقت و توجه شایان نیازمند است آیا می توان تصور کرد که پدید آوردن آن به علم و دانش نیازمند نباشد؟
قرآن کریم که مکررا موضوع سمع و بصر (شنیدن و دیدن) را تذکر می دهد،بدون تـردید مـی خواهد از این راه اساس توحید و خداشناسی را محکم تر کند و اهمیت این دستگاه ها را از نظر توحید؛ ثابت و مدلل سازد.
پس از دقت در دستگاه شنوائی اکنون می دانیم که قرآن کریم چه حقیقتی را بر ما گوشزد می کند: قـل هـو الذی انشائکم و جعل لکم السمع و الابصار و الافئده قلیلا ما تشکرون: به معنی:«بگو اوست خدائی که شما را آفرید و گوش و چشم و دل به شما عطا کرد؛ بسیار کم شکر گذاری می کنید!» (آیه 23 سوره ی مـلک)
منبع:
«درس هایی از مکتب اسلام » دي 1339، سال دوم - شماره 12
برای پولدار شدن چه کارهایی باید بکنیم؟!
اگر می خواهید پولدار شوید ، ما را تا انتهای مطلب همراهی کنید.
یکی از موثرترین راههای پول درآوردن در طول زمان، سرمایهگذاری است.اگر این ویژگیها که در زیر آورئه شده در شما هم هست باید بدانید که شانس زیادی برای پولدار شدن ندارید, و بهتر است تا آنها را کنار بگذارید تا یواش یواش پولدار شوید.
این ۹ نشانه عبارتند از:
۱- همه تمرکزتان روی پس انداز است و نه خرج کردن
طبیعی است که پس انداز کردن برای پولدار شدن یک گام ضروری است اما اگر چنان روی پس انداز کردن تمرکز کنید که از خرج کردن غافل شوید، در آن صورت پول درآوردن هم برایتان چندان ضروری نخواهد بود چون کسی به فکر پول درآوردن است که پول هایش را خرج میکند. البته که باید استراتژیهای درستی در زمینه پس انداز داشته باشید اما به جای نگرانی مداوم درباره تمامشدن پولتان به فکر درآوردن پول بیشتر باشید.
۲- اگر هنوز شروع به سرمایهگذاری نکردهاید
یکی از موثرترین راههای پول درآوردن در طول زمان، سرمایهگذاری است. هرچه هم زودتر شروعش کنید وضعتان بهتر میشود. میلیونرها به شکل متوسط ۲۰ درصد درآمد خانوار را صرف سرمایهگذاری میکنند.
۳- به حقوق ثابت راضی هستید
اگر به حقوق ثابتتان راضی هستید و مثل باقی ترجیح میدهید بر مبنای زمانی که کار میکنید حقوق بگیرید شانس زیادی برای پولدار شدن ندارید. ظاهرا پولدارها ترجیح میدهند برمبنای نتایج و نه زمان صرف شده پول بگیرند و عموما هم کسب و کار شخصی خود را راه میاندازند.
۴- چیزهایی میخرید که از پس مخارجش بر نمیآیید
اگر سطح زندگیتان بالاتر از سطح درآمدتان باشد نمیتوانید پولدار شوید. حتی اگر پول بیشتری هم درآوردید نمیتوانید به این سادگیها تصمیم بگیرید که با آن پول سطح و سبک زندگیتان را تغییر دهید. در واقع تنها کسانی میتوانند ثروتشان را افزایش دهند که این تغییر سبک زندگی را در صورت وجود درآمدهای با ثبات انجام دهند. صرفا با بوجود آمدن چندین منبع درآمد امن است که میتوانید اجناس لوکس بخرید. در غیر این صورت هر روز بی پولتر خواهید شد.
۵- دنبال رویاهای کس دیگری هستید نه خودتان
اگر میخواهید موفق باشید باید کاری را انجام دهید که شیفتهاش هستید و این یعنی باید رویای خودتان را دنبال کنید.
خیلیها رویای دیگران را دنبال میکنند، مثلا رویای پدر و مادرشان را. در این شرایط، وقتی آنچه انجام میدهید را واقعا دوست ندارید بلاخره احساس ناکامی سراغتان میآید. در این شرایط انگیزه لازم برای به دست آوردن موفقیت را هم ندارید.
6- اگر به ندرت حاضرید از منطقه امنتان خارج شوید
اگر دنبال موفقیت و پول درآوردن هستید، باید به ابهام و سختی عادت کنید. حتی باید بتوانید آسودگی را هم در ابهام جستجو کنید. ذهنیت طبقه متوسطی همیشه به دنبال آسودگی فیزیکی، روانی و احساسی است؛ همیشه نوعی منطقه امن برای خود تعریف کرده است. برای ثروتمند شدن لازم است که از این وضعیت خارج شوید. باید یاد بگیرید در شرایطی که ابهام وجود دارد هم عملکرد خوبی داشته باشید.
۷- اگر برای پولتان هدفی ندارید
پول همینطوری به دست نمیآید، باید برایش کار کنید. برای کسب ثروت نیاز است که یک هدف مشخص و شفاف داشته باشید. در واقع از مهمترین دلایلی که افراد آنچه را میخواهند به دست نمیآورند این است که اصلا نمیدانند چه میخواهند.
۸- اول خرج و بعد از باقی ماندهاش پس انداز میکنید
اگر دنبال پولدار شدن هستید اول از همه بخشی از پول را که میخواهید پس انداز کنید کنار بگذارید. به شکل خودکار هر ماه ده درصد از پولتان را پس انداز کنید.
منبع: پرشین پرشیا

۹- فکر میکنید پولدار شدن برایتان ممکن نیست
احتمالا خیلیها فکر میکنند پولدار شدن غیرممکن است یا فقط آدمهای خیلی خوششانس ممکن است پولدار شوند. با این ذهنیت پولدار شدن غیرممکن است.
اندروید بدون حساب کاربری گوگل
بدون حساب کاربری گوگل با دستگاه اندرویدی کار کنید
فروشگاه اپلیکیشن آمازون یکی از گزینههای مناسب جایگزین اپاستور است. این فروشگاه اگرچه به بزرگی پلیاستور نیست، اما شما میتوانید اطمینان داشته باشید که تقریبا تمام اپلیکیشنهای محبوب ارائه شده در پلیاستور در لیست اپهای فروشگاه آمازون نیز وجود دارند و روزبهروز بر تعداد اپهای منتشرشده در این فروشگاه افزوده میشود. مزیت استفاده از فروشگاه اپ آمازون این است که شما میتوانید پرداختهای درونبرنامهای خود را با سایر دستگاهها همگامسازی کنید تا بتوانید در همه این دستگاهها به پرداختهای یادشده دسترسی داشته باشید. همچنین میتوانید نسبت به نصب سایر فروشگاههای اپلیکیشن روی دستگاه اندرویدی خود اقدام کنید؛ در این حالت میتوان اپلیکیشنهای مورد نظر را بهطور مستقیم روی گوشی یا تبلت اندروید نصب کرد. اگر به دنبال نصب اپلیکیشنهای رایگان هستید یا تمایلی به پرداختهای درون برنامهای ندارید، میتوانید با جستوجوی این عبارت در موتور جستوجو، اپلیکیشن مورد نظر را بهصورت مستقیم دانلود کنید: [app name] APK download -mod -hack
در این عبارت وجود دو کلمه mod- و hack- باعث خواهد شد در نتایج جستوجوی ارائه شده برای شما، وبسایتهای مشکوکی که فایلهای اپلیکیشنها را دستکاری میکنند حذف شوند. جستوجوی عبارت مذکور شما را مستقیما به فایل APK اپلیکیشن مورد نظرتان هدایت خواهد کرد. با نصب یک فایل APK روی دستگاه اندرویدی خود، فروشگاه پلیاستور را دور زدهاید. البته برای استفاده از پرداختهای درون برنامهای در این حالت، باز هم نیاز به یک حساب کاربری گوگل پلی خواهید داشت. این روش برای کشورهایی که در آنجا گوگل پلی بلاک شده، روشی مناسب برای دسترسی به اپلیکیشنها است. البته در هنگام دانلود اپلیکیشن از وبسایتهای ناشناخته باید این نکته را همیشه مد نظر داشته باشید که امکان وجود بدافزار در این نوع فایلها وجود دارد و ریسک انجام این اقدام بر عهده خود شما است. برای نصب یک فایل APK، باید گزینه «نصب از منابع ناشناس» را در دستگاه خود فعال کنید. برای این کار به مسیر زیر در منوی تنظیمات دستگاه اندروید خود مراجعه کنید: Settings > Lock Screen and Security (security در برخی دستگاهها فقط) > Unknown Sources
با فعال کردن گزینه فوق، از این پس میتوانید هر فایل APK را روی دستگاهتان نصب کنید. به یاد داشته باشید که اپلیکیشنهای نصب شده با استفاده از این روش از قابلیت همگامسازی ابری بیبهره خواهند بود و بنابراین با حذف این نوع اپها، تمامی دادههای ذخیره شده در آنها را از دست خواهید داد. دسترسی به جیمیل: در شرایطی که جیمیل کار نمیکند یا در دسترس نیست، نیاز خواهد بود که از روشهای جایگزین برای دسترسی به ایمیل خود استفاده کنید. در این حالت شما نیاز خواهید داشت از طریق POP/ IMAP به حساب کاربری جیمیل خود دسترسی یابید و خوشبختانه به دلیل محبوبیت بالایی که سرویس ایمیل جیمیل دارد، اکثر اپلیکیشنها و نرمافزارهای مدیریت ایمیل تنظیمات مربوط به این سرویس را بهصورت پیشفرض در اختیار کاربران قرار میدهند. در این اپلیکیشنها با وارد کردن اطلاعات کاربری جیمیل، تنظیمات مربوط به پیکربندی ایمیل بهطور خودکار انجام خواهد شد.
مدیریت مخاطبان: اگر برای اولین بار قصد استفاده از سیستم عامل اندروید را دارید و پیش از این مخاطبان خود را هم مدیریت نکردهاید، هیچ مشکل خاصی در استفاده از سیستم مدیریت مخاطب پیشفرض اندروید نخواهید داشت؛ چراکه این بخش کار خود را به خوبی انجام میدهد. در هر حال اگر از دستگاههای اندرویدی دیگر به یک دستگاه جدید مهاجرت کردهاید، میتوانید از روش زیر برای انتقال مخاطبها بهره ببرید: شما میتوانید مخاطبان مورد نظر خود را در فرمتهای رایجی مثل VCF از گوگل وارد دستگاه مورد نظر کنید. در این فرمت اطلاعات بسیار زیادی از هر مخاطب در یک فایل فشرده مجزا ذخیره خواهد شد.
از دیگر فرمتهای رایج برای ذخیره و انتقال مخاطبان میتوان به CSV اشاره کرد که عملکرد آن به VCF شبیه است اما عمومیت بیشتری در بین کاربران دارد. در بیشتر گوشیها، فرمت VCF به فرمت CSV ترجیح داده میشود؛ اما فرآیند وارد کردن یا صادر کردن مخاطبان در هر دو فرمت نامبرده، تقریبا یکسان است. برای صادر کردن مخاطبان از گوگل و وارد کردن آن به گوشی هوشمندتان، ابتدا به سرویس گوگل کانتکتز (Google Contacts) وارد شوید و به سپس گزینه Export را که در منوی سمت چپ قرار دارد، انتخاب کنید. اگر این گزینه در حالت پیشفرض نمایان نبود، زیر بخش More را بررسی کنید. با مراجعه به این بخش، به شما یادآوری میشود که برای انجام عملیات صدور، نیاز به یک نسخه قدیمیتر از مخاطبان خود دارید که البته اگر این نسخه از قبل وجود نداشته باشد، گوگل خود این کار را برایتان انجام خواهد داد.
گوگل کانتکتز: فایل پشتیبان تهیهشده از لیست مخاطبها را برای خود ایمیل کنید و سپس فایل ضمیمه را روی گوشی یا تبلت ذخیره کنید. حال در دستگاه اندرویدی خود به مسیر زیر مراجعه کنید:
Contacts > Manage Contacts more (زیر دکمهی) در اینجا روی Import/ Export و سپس روی دکمه Import تپ کنید. در مرحله بعد روی Internal Storage تپ کنید و سپس اپلیکیشن بهطور خودکار مخاطبان موجود در حافظه داخلی گوشی یا تبلت را بررسی و فایلهای VCF را بهطور خودکار انتخاب میکند. پس از انجام این اقدام، مخاطبهای مورد نظر که از آنها نسخه پشتیبان تهیه کرده بودید، به لیست مخاطبان گوشی اضافه خواهند شد. باید توجه داشته باشید که در این روش، همگامسازی فعال نیست.
جایگزینهایی برای مدیریت مخاطبان در دستگاههای اندرویدی: پس از اینکه مخاطبان خود را با دستگاهتان همگامسازی کردید، پیشنهاد میکنیم از یک اپلیکیشن مثل پیامرسان فیسبوک برای اندروید استفاده کنید؛ زیرا این اپ بهطور خودکار مخاطبان شما را همگامسازی و مدیریت میکند تا بتوانید در تمام دستگاههای خود به آنها دسترسی داشته باشید. برای بهره بردن از این ویژگی فقط باید اپلیکیشن نامبرده را نصب کنید و پس از آن همه چیز بهطور کاملا خودکار انجام خواهد شد
خداحافظی با بدافزارهای اندروید
خداحافظی با بدافزارهای سیستم عامل اندروید
اگر شما هنوز قادر به دسترسی و کار با دستگاه اندرویدی خود هستید، اولین گام این است که قبل از اینکه دستگاه دیگری را آلوده کند یا باعث آسیب بیشتری شود، هرچه سریعتر از شر اپلیکیشن آلوده گوشی خود خلاص شوید. در ادامه آموزش خواهیم گفت که چطور بدافزار اندروید را حذف کنید؛ همچنین ترفندهای ایمنی برای جلوگیری از بروز چنین مشکلاتی در آینده به شما آموزش خواهیم داد. بهطور کلی در مورد کاربرانه پلتفرم اندروید صحبت خواهیم کرد و روشی برای حذف اپلیکیشن در اندروید خام به شما یاد خواهیم داد که بسیار به شما کمک خواهد کرد.
دستگاه خود را تا یافتن دلایل آلودگی خاموش کنید: پس از آنکه مطمئن شدید که دستگاه اندرویدی شما از سوی بدافزار آلوده شده است، گوشی خود را کاملا خاموش کنید. این کار بهطور کامل مانع از آلودگی بیشتر دستگاه شما توسط بدافزار نخواهد شد؛ ولی میتواند از آسیب بیشتر جلوگیری کند و مانع از دسترسی به شبکههای پیرامون شما خواهد شد. در ضمن خاموش کردن دستگاه به شما اجازه میدهد که در مورد بدافزار تحقیق کنید. آیا شما اپلیکیشنی را که با نصب آن دستگاه شما آلوده شده است میشناسید؟ آیا میدانید چه نوع نرمافزارهای دیگری بدون اجازه شما دانلود و نصب شدهاند؟ اگر نمیدانید میتوانید به یک کامپیوتر دیگر مراجعه کنید و به دنبال و جستوجوی دلایل آن (به همراه هر اپلیکیشنی که بهتازگی نصب کردهاید) بگردید. اگر نتوانید اپلیکیشنی را که باعث بروز مشکل شده است بیابید، قادر به حذف آن نخواهید بود. اگر جستوجوی شما نتیجهای نداشت، میتوانید دستگاه اندرویدی خود را روشن کنید و سراغ گام پنجم این آموزش بروید. اپلیکیشنهای ضد بدافزار میتوانند به شما در شناسایی و بررسی علت بروز مشکل و همچنین حذف نرمافزار آلوده کمک کنند؛ اگرچه ممکن است به دستگاه شما دسترسی به اینترنت بدهند که میتواند خطرناک باشد.
سوئیچ کردن گوشی به حالت امن یا اورژانسی: وقتی دستگاه خود را برای بررسی و ایزوله کردن اپلیکیشنی که باعث بروز مشکل شده است، روشن میکنید، ابتدا به حالت امن (Safe mode) بروید. با این کار باعث کاهش آسیب بیشتر از سوی اپلیکیشن آلوده میشود. در بیشتر دستگاههای اندرویدی میتوانید با نگه داشتن دکمه خاموش یا روشن گوشی در زمانی که گوشی روشن است، به حالت امن بروید. با نگه داشتن دکمه خاموش یا روشن، منویی حاوی چند گزینه شامل حالت «Safe mode»،«Emergency mode» یا حالتی مشابه آن نمایان میشود. گزینه مورد نظر را انتخاب کنید و اجازه بدهید گوشی شما مجددا راهاندازی شود. اگر باز هم قادر به تشخیص علت بروز مشکل حتی با نصب و دانلود یک آنتیویروس نشدید، وقت خود را هدر ندهید؛ از یک متخصص اندروید بخواهید که به شما کمک کند و اگر مجبور به پاک کردن اطلاعات گوشی خود شدید، این روش به شما در مقابله با باجافزارها (Ransomeware) و به دست گرفتن کنترل گوشی شما کمک خواهد کرد.
در تنظیمات گوشی، اپلیکیشن آلوده را پیدا کنید: به تنظیمات گوشی خود مراجعه کنید؛ تنظیمات معمولا آیکون به خصوص خود را دارد که ممکن است بنا به مدل گوشی شما و تمی که استفاده میکنید کمی متفاوت باشد. اگر در یافتن آن مشکل دارید، آن را سرچ کنید. در تنظیمات به قسمت «برنامهها» بروید و وارد آن شوید.
به دنبال لیست برنامههای خود باشید : شاید برای این کار نیاز باشد که App Manager را برای لیست کامل انتخاب کنید. پس از آن اپلیکیشنی را که باعث بروز مشکل شده است بیابید و آن را انتخاب کنید. با انتخاب آن گزینههایی شامل Uninstall یا Force close را خواهید دید. (شما نمیتوانید اپلیکیشنهای سیستمی را حذف کنید و فقط قادر به از کار انداختن آنها هستید؛ مگر با برنامههایی که نیاز به دسترسی روت دارند که البته این اپلیکیشنها مشکلساز نیستند.)
اپلیکیشن آلوده یا هر برنامه مشکوک دیگر را پاک کنید: بهسادگی Uninstall را انتخاب کنید و دستگاه اندرویدی شما با پرسیدن سوالی، آن را حذف خواهد کرد. همچنین میتوانید اپلیکیشنهای مشکوک دیگر را بررسی و آنها را نیز حذف کنید. اگر پیش از این به این قسمت مراجعه نکرده بودید، با مشاهده برخی اپلیکیشنهای ناشناخته که دستگاه شما به شکلی خودکار آنها را دانلود کرده است، شگفتزده خواهید شد. در بعضی موارد شما قادر به حذف نصب برنامه نخواهید بود و این گزینه نیز غیر فعال است. برخی از بدافزارها و باج افزارهای هوشمند، تنظیمات ادمین شما را بررسی میکنند و به برخی دسترسیهای مخصوص برای جلوگیری از حذف میدهند که مانع از حذف آنها از سوی شما میشود. خوشبختانه حل این مشکل آسان است؛ به تنظیمات گوشی خود مراجعه و به قسمت پایین اسکرول کنید و به قسمت قفل صفحه نمایش (Lock Screen) و امنیت (Security) بروید. در منوی امنیت به دنبال گزینه مدیر تلفن/ دستگاه (Phone/ Device administrator) بروید. شاید لازم باشد که بسته به نوع گوشی شما و تنظیمات آن، دیگر تنظیمات امنیتی را نیز ببینید. در قسمت مدیر دستگاه شما باید قادر به فعالسازی امکان حذف بدافزار اندروید باشید.
یک آنتیویروس دانلود کنید: داشتن یک نرمافزار امنیتی ایده بدی نیست؛ تعداد بیشماری از آنها وجود دارند که میتوانید دانلود کنید و از دستگاه اندرویدی خود در مقابل ویروسها، فایلهای بیارزش و نرمافزارهای دارای امکان آلودگی محافظت کنید. پس از آنکه اپلیکیشن مشکلساز را پاک کردید، یک نرمافزار امنیتی دانلود کنید که از دستگاه شما در برابر مشکلات در آینده محافظت کند. گزینههای بسیار زیادی وجود دارد؛ مانند 360 Security،Avast Security یا AVG Antivirus که میتوانید از گوگل استور دانلود یا خریداری کنید. ایده و توصیه بسیار خوب دیگر این است که دستگاه اندرویدی خود را بهروز نگه دارید؛ اگرچه شاید لزومی به اشاره آن نباشد ولی بهروز نبودن دستگاه یکی از دلایل اصلی برای آسیب دیدن دستگاههای اندرویدی است.
