rezas
جامعه رنگی!
جامعه رنگی!
رنگهایی مثل سبز مغز پستهای یا سرخ جگری خیلی جلب توجه میکنند و در مقابل رنگهای آبی یا سرمهای در گروه رنگهای سنگین قرار میگیرند؛ البته انتخاب رنگ در پوشش افراد جامعه به افکار و نوع نگرش آنها بستگی دارد.

رنگهایی که در یک جامعه توسط مردم مورد استفاده قرارمیگردد نشان دهنده ارزشها و گرایشهای آن جامعه است. یک جامعه رنگی سرشار از امید، تحرک و شادی است و در جوامعی که از رنگهای تیره و مرده بیشتر استفاده میشود نشان از ناامیدی و دلمردگی دارد.
جامعه رنگی
در جامعهای که تمام رنگها فرصت بروز و ظهور دارند و بسته به انتخاب و علاقه افراد میتوان رنگهای متنوعی را در فضاهای مختلف جامعه (بالاخص در فضاهای عمومی) مشاهده کرد باید به این نتیجه رسید که اقشار مختلف آن از شادابی، نشاط و امید به زندگی بیشتری برخوردارند.
در این نوع جامعه افراد به صِرف انسان بودنشان دارای حق انتخاب هستند و عموماً مبنای انتخاب شان نیز علاقه شخصی است و نه فشار جمع، بنابراین افراد برای دیگران نیز حق انتخاب قائل هستند و انتخاب دیگران را محترم می شمارند. افراد در برابر انتخابهای متفاوت و ناهمجنس با انتخاب خودشان تساهل و مدارای بیشتری از خود نشان می دهند.
احساس امنیت در چنین جامعهای بیشتر است چرا که دیگران بیگانه و دشمن فرض نمی شوند، بلکه دیگری هم مثل خودی محترم است و قابل اعتماد و امین. امکان بروز و شکل گیری افکار و ایدههای جدید در این جامعه بیشتر است، چرا که خلاقیت و ابداع ایدههای نو در شرایطی به وجود می آیند که افراد از فکر کردن نهراسند و عمل دیگرگونه مجازاتی در پی نداشته باشد.
در اسلام رنگ مشکی کراهت دارد و رنگهایی مانند سبز و زرد در دین تشویق شدهاند.
جامعه سیاه و سفید
دو رنگ سیاه (تیره) و سفید (روشن) مهمترین رنگهای مورد استفاده در جامعه هستند. این دو نوع رنگ دو قطب مخالف یک طیف را تشکیل میدهند و دیگر رنگهای مرسوم در جامعه در بین این دو قطب قرار دارند. رنگ مشکی و رنگهای تیره به همراه رنگ سفید و رنگهای نیمه روشن از اصلی ترین رنگها محسوب میشوند. استفاده از رنگهای متنوع در فضاهای عمومی نوعی تعدی از آداب و رسوم عرفی محسوب شده و به نام "جیغ" کنار گذاشته می شوند اما در فضاهای خصوصی و محافل خودمانی همین رنگهای جیغ و زننده به شدت کاربرد دارند و افراد تمایل شدیدی به استفاده از این نوع رنگها از خود نشان می دهند.
جامعه سیاه و سفید یک جامعه دو قطبی است. افراد یا سیاهاند و یا سفید. کنش افراد، ارزشها و گرایشهای آنان، ساختارهای اجتماعی و کلاً هر آنچه وجود عینی و ذهنی دارد متعلق به یکی از قطبهای متضاد است. فرد یا پدیده ای که عضو یکی از این دو قطب باشد نمی تواند همزمان عضو قطب مقابل نیز به حساب آید. در چنین جوی افراد به شدت احساس ناامنی میکنند. با گذشت زمان این حس در افراد درونی شده و به مثابه ژنهای فرهنگی به نسلهای بعدی نیز منتقل می گردد. امکان تغییر، ابداع و خلاقیت در چنین جامعهای به شدت پایین است، زیرا اولاً دامنه تغییر اندک است (بین سیاه و سفید)، و ثانیاً هر تغییری به منزله تغییر موضع تلقی می شود و افراد در مقابل آن موضع گیری می کنند.
پوشش اجتماعی و انواع رنگ
استفاده از پوشش تیره به خصوص برای خانمها هم میتواند به دلیل عرف کشور و هم مسائل اعتقادی مردم باشد . یکی از دلایل استفاده از رنگ مشکی را میتوان احساس امنیت و پوشیدگی بیشتر خانمها دانست. استفاده از رنگ مشکی را به عقبه تاریخی – فرهنگی مردم ایران نسبت داده می شود.
بعضیها به خاطر تحمیل و عرف جامعه، و عدهای هم به خاطر خاصیت رنگهای تیره که جذابیت و جلب توجه کمتری دارند، این رنگ را انتخاب میکنند. در برخی از جوامع مسلمان، لباسهای رنگی و پوششهایی با رنگهای روشن و متنوع برای خانمها طبیعی است و در عرف آنها جلب توجه نمیکند. اما از طرفی خاصیت رنگ تیره این است که زیباییها را کمتر نمایان میکند. در ایران رنگ غالب پوشش که چادر باشد تیره است، اما میبینیم همراه آن پوششهایی مثل کفش و روسری و مانتوهای رنگی استفاده میشود که این نشان میدهد استفاده از پوشش با رنگهای روشن تا حدودی پذیرفته شده است.
در گذشته چادر به رنگهای مختلف وجود داشت؛ اما با گذر زمان، چادرهای رنگی به کلی از مکانهای عمومی و مشترک جامعه رخت بر بست؛ سادهپوشی و استفاده از رنگهایی مانند قهوهای تیره، مشکی، سرمهای و گاه طوسی برای مانتو و روسری با این تفکر که کمتر جلب توجه میکند، با پیشنهاد و اجرا از سوی نهادهای رسمی مورد پذیرش عموم قرار گرفت.
اعتقاد به این موضوع که یک زن مسلمان باید حرمت حریم عمومی را رعایت نماید و به گونهای رفتار نکند که توجه مخاطب را به زن بودن خود جلب کند، به استفاده از رنگهای تیره بیشتر دامن زد.
استفاده از رنگهای متنوع در فضاهای عمومی نوعی تعدی از آداب و رسوم عرفی محسوب شده و به نام رنگ "جیغ" کنار گذاشته میشوند.
وجود پوشش تیره در فرهنگ ایران ریشه تاریخی دارد. مردم ایران به دلیل تعدد جنگها و بحرانهای اجتماعی ناشی از آمد و رفت سلسلههای حکومتی، مدام در غم و اندوه بودند و دوران ثبات محدود، عرصه را برای بروز شادی کاسته است. به همین دلیل روحیه ما یک روحیه عزادار شده و این در ذهنیت اجتماعی و روانی ما جای گرفته است. این توجه به استفاده از رنگ تیره در حالی است که در اسلام پوشیدن رنگ تیره مکروه است. بنابراین، عرف جامعه استفاده از رنگ تیره را موجب شده است. البته این رنگ پوشش بیشتر معطوف به شهرهای بزرگ است و هر چه به شهرهای خارج از مرکز برویم، نوع پوشش شادتری را شاهدیم.
رنگهای"سنگین" و رنگهای"جیغ"
با این گردش رنگ و با توجه به عقبه فرهنگی جامعه، باز هم تقسیمبندیهایی وجود دارد که استفاده از رنگهای شاد را به طور غیررسمی محدود میکند. این نگاه عام، برچسبهای رنگ سنگین و رنگ جیغ را موجب میشود. به عبارت دیگر، کسانی که از برخی رنگهای تندتر و یا غیرمتعارفتر استفاده میکنند، انگ جیغ پوشی به آنها زده میشود و این عادت رفتاری چنان در کنشهای فردی رسوخ داشته است که اغلب پوشش رسمی و حتی غیررسمی افراد به سمت لباسهای تیره و به خصوص رنگ سیاه سوق پیدا کرد.
علیرغم رواج رنگهای روشن در پوشش، باز رنگ سیاه همچنان از اقبال خوبی برخوردار است. با استمرار پوشش تیره، به مرور زمان استفاده از رنگ مشکی استحاله شده و به عنوان رنگ مد و همیشگی در فرهنگ پوشش کشور جای گرفته است. فردی معتقد بود: خانمها در ایران تقریبا دو سوم عمرشان حجاب دارند؛ اگر قرار باشد دو سوم عمرمان تیره بپوشیم، باعث افسردگی خواهد شد؛ بنابراین باید حد وسطی را در نظر گرفت. در اسلام رنگ مشکی کراهت دارد و رنگهایی مانند سبز و زرد در دین تشویق شدهاند.
کلام آخر
در خاتمه، می توان چنین نتیجه گرفت که رنگهای طبیعی مورد استفاده در یک جامعه نشان دهنده خصلتهای اجتماعی افراد و جامعه است. "جامعه سیاه و سفید" دارای خصلتهایی همچون خاص گرایی، عدم تساهل، بی اعتمادی، بیگانه هراسی، ناامنی، سکون و "جامعه رنگی" عام گرا، قابل اعتماد، مملو از امنیت، خلاقیت و ... است.
منابع: خبرآنلاین/ خبرگزاری مهر
پشت پرده تجردگرایی
پشت پرده تجردگرایی
ازدواج به عنوان یکی از مهمترین عامل های سلامت روانی و جسمانی جامعه باید مد نظر همگان قرار گیرد که این امر می تواند به کاهش آمارهای پدیده تجرد گرایی کمک نماید.

روی آوردن به ازدواج همواره در هر دورانی از موارد مهم محسوب می شود و بسیاری بر این باورند که این امر نه تنها برای فرد بلکه مفید است بلکه فواید آن شامل حال جامعه هم می شود. متأسفانه هم اکنون سن ازدواج در کشور به دلیل مسائل مختلفی از جمله وضعیت اقتصادی، سخت گرفتن برخی از خانواده برای این سنت حسنه، مشکلات اجتماعی و بسیاری از موارد دیگر، بالا رفته به طوری که ازدواج از موضوعات اصلی جامعه در حاشیه قرار گرفته است. بسیاری از جوانان امروزه بنابه دلایلی که برخی از آنها هم منطقی به نظر نمی رسند سنت پیامبر گرامی اسلام را به جا نمی آورند و رو به سمت تجردگرایی آورده اند. اگرچه توجه به این امر مهم در تمامی ادیان از اهمیت ویژه ای برخوردار است اما دین مبین اسلام در تعریف ازدواج، آن را قراردادی همراه با شرایط ویژه و عملی بسیار شکوهمند می داند و برای کسانی که به آن روی می آورند پاداشی بزرگ نوید داده است.
کارشناسان اجتماعی نیز ازدواج را كنش عاطفی متقابل مردان و زنان كه با قراردادی قانونى محقق می شود، می داند و از آن به عنوان عاملی برای سلامت روانی و جسمانی جامعه یاد می کنند. اما در بحث امروز می خواهیم از زوایای تجرد گرایی و برخی از عوامل مؤثر بر پیدایش این پدیده جدید اجتماعی صحبت کنیم پس لازم است در ابتدا تعریف آن را بدانیم. تجرد گرایی در اصل به معنای تنهایی است و بسیاری از کارشناسان آن را تحت عنوان بی تعلقی و یا فراغت از ازدواج تعریف می کنند که افزایش آمار این امر علی رقم ایجاد مشکلات فردی می تواند موجب تحقق معضلات اجتماعی نیز شود. لذا فراهم کردن برخی از شرایط و یا به تعبیری آسان سازی ازدواج ، عامل مقابله ای با این پدیده است.
حرکت روبه جلو تجرد گرایی
در گذشته تشکیل هسته اولیه کوچکترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده همانند امروز آنقدر مشکل نبود و ساده زیستی حاکم بر زندگی ها گرایش به تشکیل این نهاد را بیشتر می نمود. پسران مجرد بعد از گذراندن اجباری (خدمت سربازی) با پیدا کردن شغلی حتی با درآمد ناچیز، ازدواج می کردند.
افزایش آمار فساد و فحشا و معضلات پیرامونی آن نیز می تواند یکی دیگر از آسیب های تجردگرایی باشد.
البته ریشه های اصلی تجردگرایی را باید در دهه 50 شمسی با حرکت کشور به سمت به اصطلاح نوگرایی از نظر رژیم پهلوی، باید جستجو کرد که در آن زمان رواج یافت اما باید قبول کرد که امروزه دیگر زندگی ها به این سبک ساده آغاز نمی شود و متأسفانه تجمل حاکم و گسترش روز افزون این امر در زمینه ازدواج به عنوان عاملی مهم در افزایش پدیده تجرد گرایی تبدیل شده و بسیاری از جوانان مخصوصأ پسران به دلیل عدم توانایی در ایجاد شرایط اولیه ازدواج با آن فاصله گرفته اند. به همین دلیل امروزه علی رقم تعلیمات دینی گسترده و تلاش فعالان این حوزه هنوز آمارهای تجرد گرایی سیر صعودی دارد. بر اساس آمارهای موجود حدود نیمی از مردان (50 درصد) که در سنین ازدواج قرار دارند هنوز روی به این امر نیاورده اند و بدتر از آنکه که میزان دختران مجرد در محدوده سن ازدواج از آقایان هم بیشتر است. متأسفانه تبلیغات سوء که عمدتأ در فضای مجازی مبنی بر پر رنگ نشان دادن مشکلات ازدواج ، به عاملی برای ترس از این پدیده بین جوانان مطرح است بطوری که آنها ازدواج را به عنوان سدی برای پیشرفت، آزادی عمل و... می دانند و از روی آوردن به آن خودداری می کنند. درست است که ازدواج مسئولیت های فردی و اجتماعی به وجود می آورد اما توجه به مزیت های آن سختی های این امر را ساده می سازد و از بسیاری معضلات جلوگیری می نماید.
تجرد گرایی از کاهش ازدیاد نسل تا معضلات اجتماعی
همانطور که اشاره شد وضعیت ازدواج در این روزها حال خوبی ندارد و پدیده نوظهور تجرد گرایی آنقدر زیاد شده که همه ما در اطرافیان خود افرادی را سراغ داریم که می گویند اصلأ ازدواج نخواهیم کرد. طبیعیست که ازدواج به عنوان یکی از حیاتی ترین عوامل سلامت جسمانی و روانی جامعه مطرح می شود پس اگر آمارهایی مبنی بر تجردگرایی در اجتماع افزایش یابد، قطعأ سلامت روحی و جسمی فرد را در ابتدا دچار اختلال می کند و سپس باید نتایج منفی آن را در محیط پیرامونی جستجو کرد.
مهمترین عامل این پدیده جلوگیری از ازدیاد نسل است چراکه وقتی ازدواجی صورت نگیرد فرزندی هم پا به دنیا نخواهد گذاشت و ادامه این روند یعنی کاهش میزان باروری و رفتن جامعه به سمت پیر شدن. به عقیده بسیاری، دشمنان نظام نیز به دنبال همین مسئله هستند تا جوانی و نشاط از کشور ما گرفته شود.
تجردگرایی می تواند معضلات اجتماعی زیادی را هم در بر داشته باشد وقتی سن ازدواج افزایش یابد امکان دارد فرد برای تأمین نیازهای عاطفی و جنسی خود در مسیرهای نادرست قرار گیرد. این امر موجب افزایش مشکلات جنسی می شود و سلامت جسمانی فردی و اجتماعی را با تهدید روبرو می سازد. افزایش آمار فساد و فحشا و معضلات پیرامونی آن نیز می تواند یکی دیگر از آسیب های تجردگرایی باشد.
یادآوری مزیت های ازدواج برای کاهش میزان زندگی مجردی
همه می دانیم که ازدواجی که در مسیر درست خود باشد و افراد با غلبه بر احساسات زودگذر و دیدباز به سمت آن بروند و شخصی را که از همه نظر با خود هماهنگ است را انتخاب نمایند، قطعأ موفق خواهد بود اما برای جلوگیری از افزایش آمارهای تجرد گرایی بهتر است که مزیت های ازدواج از راه های مختلف همانند تبلیغات گسترده رسانه ای و مجازی، کلاس های مشاورهای و... مجددأ یادآوری شود تا شاهد افزایش نکاه زوجین باشیم. همچنین لازم است تا برخی از مشکلات بر سر راه این پدیده از جمله مسائل مالی با اختصاص وام های کم بهره به سرعت مرتفع شود و اگر این امر تحقق یابد تشویقی خواهد بود برای عده کثیری از جوانانی که در سن ازدواج قرار دارند.
خشم واقعی در دنیای مجازی!
خشم واقعی در دنیای مجازی!
"خشم" رفتاری است که امروزه در تعاملاتمان نقش پُررنگی را به خود اختصاص داده است و پای خود را به طور گسترده به فضای مجازی نیز باز کرده است.

در حقیقت فضای مجازی جای خوبی است تا خشمهای فروخوردهای که بنا به برخی ملاحظات توان بروز پیدا نمیکردند خود را بروز دهند.
تعریف خشم
طبق تعریفی از چارلز اسپیلبرگر روانشناسی که متخصص مطالعه خشم است، «خشم حالتی عاطفی است که از نظر شدت از تحریک ملایم تا عصبانیت شدید تغییر می کند».
خشم مثل سایر عواطف انسانی آثار فیزیولوژیک دارد و حتی خشم مجازی نیز این آثار را با خود همراه دارد، درگیری فکر تا مدتی شاید سادهترین اثر خشم باشد. بالا رفتن ضربان قلب و فشار خون نیز از دیگر آثار خشم است.
خشم در فضای مجازی؛ ریشهیابی و علت
اما دستمایه نگارش این یادداشت ریشهیابی خشم در فضای مجازی است، به راستی دلیل این همه سربازکردن خشمها و جملاتی که کینه دارند از کجا میآید؛ آیا اینها بازتاب خاطرات اتفاقات دردناک و خشمآور در دنیای واقعی هستند که اینک بازتاب داده میشوند.
در فضای مجازی برای بسیاری از ما پیش آمده که از موضوعی خشمگین شویم، و البته ما راهی نداریم تا با کسی یا چیزی یا موضوعی که خشمگینمان کرده برخورد کنیم اما میتوانیم راه خشمگین نشدن و مدیریت خشم و مواجه درست آن را بیاموزیم.
خشم مثل تمام احساسهای فطری دیگری که خداوند در وجود انسان به ودیعه نهاده احساسی طبیعی است و اصلاً بد و خوب برای آن مطرح نیست اما مسئله مهم در این رابطه کنترل خشم است و اینکه آیا هر وقت، در هر زمان و هر کجا که خشمگین شدیم باید آن را بروز دهیم و نشان دادن خشم باید با چه شدتی باشد؟
تفاوت میان خشمگین شدن در فضای واقعیت و فضای مجازی در چیست؟
در دنیای واقعیت اگر ما از نظرات کسی خشمگین شویم با خود او بحث میکنیم و اگر کار در نهایت به درگیری فیزیکی برسد خودمان و اطرافیانمان و اگر در فضای باز باشیم افرادی که در آن محوطه در رفت و آمد هستند درگیر این تشنج میشوند ولی در دنیای مجازی ما باید خشممان را با الفاظ بیان کنیم و پیام ما تا همیشه در این فضا می ماند هرگاه هر شخص دیگری به آن مطلب سر بزند میتواند پیامی که ما نوشتهایم را بخواند حتی اگر مدت ها از ارسال آن گذشته باشد حتی اگر آن شخص بازدید کننده سن کمی داشته باشد و اصلا الفاظ ما مناسب آن سن نباشد مانند همین اتفاقی که امروزه در جامعه ایرانی افتاده و رکیکترین الفاظ را از نوجوانان کم سن می شنویم و گویی که دیگر قبح این کلمات ریخته است.
درمان خشمگین شدن در فضای مجازی
برای درمان خشم خود در این شبکه های اجتماعی باید جامعه شناسان مخاطبین این شبکه ها را مورد ارزیابی قرار دهند اول اینکه کسانی که خشم خود را از چه سنی بیشتر هستند؟ چه تحصیلاتی دارند؟ اعتقادات مذهبی شان در چه حدی است؟ و ... برای هر دسته راهکار مناسب ارائه شود به عنوان مثال کسانی که دارای اعتقاد مذهبی هستند بهتر است به دنبال راهکارهایی باشند که قرآن و احادیث برای کنترل خشم بیان کرده مانند آیه 37 سوره شوری که خداوند میفرماید: « وَالَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ؛ و كسانى كه از گناهان بزرگ و زشتكاریها خود را به دور مىدارند و چون به خشم درمىآيند درمىگذرند»، از فراز «وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ« میتوان استنباط کرد که یکی از راههای کنترل خشم نادیده گرفتن و گذشتن است.
وعکس کسانی که جزء این دسته نیستند راهکارهای هم دسته ای های خود را در مورد کنترل خشم بیابند مانند انواع ریلکسیشنها و راهکارهای ارائه شده توسط روانشناسان یا ورزش و... گرچه نباید از این نکته مهم هم غافل شویم که مهمترین دلیل بیان بی پروای خشم در شبکه های اجتماعی امکان ناشناس بودن آن است و طبیعی است که در فضای مجازی برای بسیاری از ما پیش آمده که از موضوعی خشمگین شویم، و البته ما راهی نداریم تا با کسی یا چیزی یا موضوعی که خشمگینمان کرده برخورد کنیم اما میتوانیم راه خشمگین نشدن و مدیریت خشم و مواجه درست آن را بیاموزیم.
این سوال در انتها از خودمان میپرسیم اگر موضوعی که باعث عصبانیتمان در شبکه اجتماعی شده باشد مانند توهین به اعتقادات مذهبی، ملی باشد مسئله خشم را باید چگونه کنترل کنیم؟
حسینیه مینیاتوری کودکان
برای جذب کودکان به هیات؛حسینیه مینیاتوری بسازید
ایام عزاداری محرم، زمان مناسبی است تا خودباوری و اعتماد به نفس را در بستر موقعیتهای جدید به کودکان و نوجوانان تزریق کنیم. با در اختیار گذاشتن وسایل سادهای مانند طبلهای کوچک، پرچمهای ساده مشکی، میکروفون و... میتوان هیأت کوچکی را برای بچهها ساخت و تمام مسئولیتهای آن، از اجرا تا پذیرایی را به خودشان واگذار نمود.

دنیای اطرافتان را در ابعاد کوچک و مینیاتوری تصور نمایید. وسوسه برانگیز است. تجربه دنیا در حالت کوچک و ظریف برای بزرگترها زیباست اما برای بچه ها، تصویر جدیدی از زندگی است.
دنیا را در اندازه قد و فهم خودشان تجربه میکنند. برای شروعِ این مهم انگاشته شدن و تصور زیبا از دنیا، به موقعیتهای مکانی و زمانی خاصی نیاز است تا تاثیرگذاری مطلوب را مشاهده کنیم. ایام عزاداری محرم، زمان مناسبی است تا خودباوری و اعتماد به نفس را در بستر موقعیتهای جدید به کودکان و نوجوانان تزریق کنیم. با در اختیار گذاشتن وسایل سادهای مانند طبلهای کوچک، پرچمهای ساده مشکی، میکروفون و... میتوان هیأت کوچکی را برای بچهها ساخت و تمام مسئولیتهای آن، از اجرا تا پذیرایی را به خودشان واگذار نمود.
یک گوشه دنج
لازم نیست حتما یک مسجد یا حسینیهای را به این امر اختصاص دهید تا کودکان بتوانند در آن فعالیتهای هیأتشان را مدیریت کنند. در همین هیاتهایی که این شب و روزها به لطف خداوند در تمامی محلههای شهرها، یافت میشوند، قسمتی را جدا نمایید و آن را حسینیه یا هیات کودک و نوجوان بنامید. این کار ساده، تاثیرات عظیمی در ادامه خود خواهد داشت.
با زبان خودشان
اگر قرار است مداحی یا شعرهایی را برای اجرا در هیات کوچک خودشان در اختیارشان بگذارید، سعی کنید شعرهایی را انتخاب نمایید که به زبان خودشان نزدیکتر است. مداحیهای سنگین و یا عبارات پیچیده، کار را برای درک کودکان سختتر میکند. اشعار ساده کتابهای کوچک و کم حجم مذهبی هم شروع خوبی هستند. لازم نیست حتما مداحیهای معروف همراه با ملودیهای سخت را تمرین کنند. اصرار نداشته باشید تا تمام ماجرای کربلا را کودکان تعریف کنید. میتوانید کتاب سادهای را در اختیار یکی دو نفر از نوجوانان جمع قرار دهید و از آنها بخواهید تا آنچه را که متوجه شدهاند برای دوستانشان، پشت میکروفون، تعریف نمایند.
از روضه باز خواندن و بازگویی چگونگی شهادت، شهدای کربلا از زبان کودکان در هیأتهایشان جدا جلوگیری کنید و کودکان تاب و تحملهای یکسان ندارند و این سبک روضه خواندنها ممکن است باعث شکلگیری تصویرهای خشن و بسیار ناراحت کننده در ذهنشان بشود و مشکلاتی را به همراه بیاورد.

همه کارها
کارهای هیأت کوچکشان را طوری طراحی کنید تا خود کودکان و نوجوانان از عهده انجام آنها برآیند. شما میتوانید تنها روی کارها نظارت داشته باشید. ازهمان آغاز قسمت مهم کارها را به بچه ها بسپارید، نصب کتیبهها، جایگذاری باندها و میکروفون، نوع پذیرایی و... بعضی از کارهای خطرناک را کاملا از برنامه حذف کنید؛ به عنوان مثال میتوانید چای را از برنامه هیأت حذف نمایید. به جای ان شربت درون فلاسک را پیشنهاد بدهید.
از جنس خودشان
فعالیتهایی از جنس علاقه کودکان را در نظر بگیرید. کارهایی مانند رنگ آمیزی، سفالگری و... را در قسمتی از برنامههای اصلی هیأت قرار دهید. یکی از راهها مسابقه نقاشی بعد از سخنرانی است. بچهها میتوانند بعد از سخنرانی کوتاهی که گوش میدهند، با توجه به آنچه که از مراسم این شب دریافت نمودهاند، نقاشی سادهای را بکشند. این راه ساده به دستاندرکاران هیأت، نتیجهی این توجه و هزینه کردن زمان و انرژی را به خوبی نشان خواهد داد.
منبع : فردا نیوز
ای مصحف ورقورق شده/ ویژهنامه عاشورای حسینی
اکنون اوست و آب و مشک خالی
نگاهی به کتاب سقای آب و ادب نوشته سید مهدی شجاعی
سید مهدی شجاعی را بدون اغراق، می توان نویسنده شماره یک آثار مذهبی در ادبیات معاصر دانست. اما روایت اصحاب و یاران سیدالشهدا(ع) در نوشته های پر مخاطب او حکایت دیگری دارد که تا خوانده نشود، جذابیت و اهمیت آن قابل لمس نخواهد بود. سقای آب و ادب از جمله همین آثار است.

حسین جمالی فرد -بخش کتاب و کتابخوانی تبیان
چهارسال پیش برنامه تلویزیونی کارنامه که از شبکه چهار سیما پخش می شد، یک نظر سنجی پیامکی را پیش روی مخاطبان خود قرار داد:«آثار داستانی کدام نویسنده را بیشتر میپسندید؟» در پایان نظر سنجی، مخاطبان این برنامه تلویزیونی از میان چهار گزینه سیدمهدی شجاعی، رضا امیرخانی، محمدرضا بایرامی و محمدرضا سرشار، بیشترین رای را به سبد سید مهدی شجاعی ریختند و اورا به عنوان موردِپسندترین نویسنده ایران شناختند.
صد البته که شاید نیازی به این نظر سنجی هم نبود، چرا که در حوزه ادبیات داستانی به ویژه ادبیات مذهبی ایران نام شجاعی برای همه کسانی که حداقل یکی از آثار او را مطالعه کرده اند، نامی آشناست. اما نکته ای که او را از سایر نویسندگان معاصر خود متمایز می کند توجه ویژه او به ادبیات مذهبی است.
«سانتاماریا» ، «غیرقابل چاپ» «سری که درد... میکند» در زمینه داستان اجتماعی و نیز کتابهای «کشتی پهلو گرفته»، «پدر، عشق و پسر»، «آفتاب در حجاب»، «از دیار حبیب» ، «شکوای سبز»، «خدا کند تو بیایی»، «سقای آب و ادب»، «دست دعا، چشم امید» و رمان «کمی دیرتر...» بخشی از آثار پر فروش مدیر مسوول انتشارات نیستان است.
در این میان اما رنگ و بوی محرم در آثار او چشم نواز است و نگاه ویژه ای که به ادبیات عاشورایی دارد، مخاطب عام و خاص را جذب نوشته های خود می کند. همین مساله بهانه ای شد برای معرفی اثر ماندگار سید مهدی شجاعی یعنی سقای آب و ادب.
داستان دلاوری و رشادت حضرت عباس(ع) از آن داستان هایی است که پای ثابت مجالس عزاداری در ماه محرم است.کمتر کسی است که وصف حضرت ابوالفضل(ع) را در نوحه ها و روضه های هیات نشنیده باشد و به یاد لبان تشنه سقای دشت کربلا اشک نریخته باشد.
سید مهدی شجاعی در کتاب سقای آب و ادب سراغ زندگی حضرت عباس(ع) رفته است و در فرم، محتوا و قلمی متفاوت داستان زندگی ایشان را روایت کرده است. سقای آب و ادب شامل 10 فصل «عباس علی، عباس ام البنین، عباس عباس، عباس سکینه، عباس مواسات، عباس زینب، عباس ادب، عباس حسین، عباس فرشتگان، عباس فاطمه» است.
همان طور که اشاره شد، نثر این اثر با آثار مشابه متفاوت است.استفاده از گونه های ادبی چون مراعات نظير، تلميح، ايهام، سجع و ظرفيت تأويل یکی از ویژگی های مهم سقای اب و ادب است. هم شعر نثر است و هم منظومه ای منثور و به قول یکی از منتقدان این کتاب را باید حافظ نثر فارسی دانست.
نمونه های بسیاری از سجع در کتاب دیده می شود. آن هم در رمانی دراماتیک که پرداختن به نثر مسجع بسیار مشکل است. همین نثر اما متن را زیباتر کرده و چون از افعال موزون نیز در جای جای کتاب استفاده شده، حاصل کار نثری زیبا و شعرگونه درآمده است.
بخشی از این نثر خوشخوان را زیر لب زمزمه کنید تا با ما هم عقیده شوید: « این عباس علی است.خسته، گرسنه، تشنه، داغدیده و مصیبت زده. داغ هایی که هر کدام به تنهایی برای از پا درآوردن مردی کافی است؛ داغ سه برادر، داغ یک فرزند، داغ چندین برادرزاده و خواهرزاده و داغ چند ده عزیز و همدل و همراه.
نه خستگی، نه تشنگی، نه گرسنگی، نه این همه داغ، هیچ کدام تاب از کف عباس نربوده و توان عباس را نفرسوده، اما دیدن تشنگی حسین(ع) و بچههای حسین، طاقتش را سوزانده و او را راهی شریعه کرده است.و اکنون این اوست و آبی که تا زانوان او و شکم اسب، بالا آمده. اکنون این اوست و آب و مشک خالی و بچه های حسین(ع). اکنون این اوست و لبهایی که از تشنگی ترک خورده. اکنون این اوست و تنی که از تشنگی ناتوان شده.
اکنون این اوست و جگری که از تشنگی تاول زده. اکنون این اوست و هجوم لشگر عقل از هزار سو که او را به نوشیدن آب ترغیب میکند: تو علمدار لشگر حسینی، باید استوار بمانی. تو محافظ بچه های حسینی، باید توان در بدن داشته باشی. تو تکیه گاه سپاه حسینی، نباید فرو بریزی.
وقتی به جرعهای آب میتوان توان هزارباره گرفت، چرا این توان را - نه از خودت که - از انجام رسالتت دریغ میکنی؟تو یک عمر زیستهای برای همین یک روز و اگر امروز نتوانی بجنگی و از محبوبت دفاع کنی، همه عمر را به باد دادهای...»
شجاعی داستان حضرت عباس (ع) را به شکل قصه در قصه برای مخاطب تعریف می کند. داستانی در دل داستان دیگر به مانند مثنوی، قصه های هزار و یک شب و .... با اینکه قرار است در این اثر با زندگی حضرت عباس(ع) آشنا شویم ولی داستان به شکلی روایت می شود که گویی خودِنویسنده عباس(ع) را نمی شناسد و در هر فصل قرار است بیتشر با او آشنا شود.
در فصول مختلف کتاب، ویژگی های حضرت علی(ع) و حضرت عباس با هوشمندی نویسنده توصیف شده است.در حالی که اسناد و منابع معتبر محدودی درباره زندگی اهل بیت (ع) وجود دارد و این مساله به خود خود دست و پای نویسنده را می بندد حتی اگر این نویسنده سید مهدی شجاعی باشد. با این حال سید مهدی این شجاعت را دارد که کمی از مستندات جلوتر برود و خیال را چاشنی قصه کند اما روایت به گونه ای باور پذیر باشد که برچسب تحریف بر آن زده نشود.
در بخشی از فصل نهم، از زبان فرشتگان با چهره جدید و کمتر شناخته شده آن هم علمدار کربلا آشنا می شویم:«پیش از آنکه راوی این داستان، قدم به فصل پایان بگذارد، ما فرشتگان؛ فرشتگان هفت آسمان، بر خود فرض میشماریم که پا به میدان بگذاریم و پرده از رخسار حضرت ابوالفضائل برداریم. ناگفته پیداست که این نه بدان معناست که ما قادریم پرده از اسرار حضرت ابوالفضائل برداریم. چرا که رخسار، جلوهای از جلوات حضور عیان است و اسرار، جنس و جوهری از علوم در پرده و معارف پنهان. و فاصله میان این دو، فاصله میان زمین است تا آسمان.
واما چرا این فصل را برای حضور انتخاب کردیم ودر این مقطع از روایت داستان، وارد میدان شدیم!؟پیش ازاین نیامدیم؛چون امید یا انتظار یا توقع داشتیم که سایه وشبحی از رخسار حضرتش را در لابهلای خطوط داستان ببینیم ولی وقتی دیدیم که روایت رو به اتمام است،بی رؤیت رخسار حضرت و داستان در آستانه فصل پایان، ترسیدیم که مبادا نقطه ختم بر پایان داستان بنشیند و حرفهای اصلی و اصلیترین حرفها همچنان ناگفته بماند... »
طرح جلد کتاب نیز بی ارتباط با نماد تاریخی سوژه نیست. سه دستی که در حال پرواز است و در هنر نقاشی عاشورایی به عنوان نماد حضرت ابوالفضل به کار می رود. سقای آب و ادب تا کنون بیش از دوازده بار تجدید چاپ شده و به عنوان یکی از آثار پرمخاطب و مقبول اهل ادب، می تواند گزینه مناسبی برای مطالعه در ایام تاسوعای حسینی باشد.
ظهر دهم
ظهر دهم
دو شعر به مناسبت عاشورای حسینی.

سعیده ثابتی رضویان – بخش ادبیات
در روضه های سینه زنان زنده می شوی با اشک های پیر و جوان زنده می شوی
از لابه لای مقتل تاریخ آمدی در پیچ و تاب ذهن جهان زنده می شوی
هر روز، روز توست به پیشانی زمین هر بار رأس شیب زمان زنده می شوی
قد می کشی میانه ی هر بند محتشم با بغض خیس گریه کنان زنده می شوی
نوبت به نوبت از من و دل می بری قرار وقتی سه ضرب و با هیجان زنده می شوی
ای آفتاب غرقِ به خون در جوار عشق در سوز تلخ مرثیه خوان زنده می شوی
ای پاره های سرخ یقین، شک نمی کنم وقتی بدون حدس و گمان زنده می شوی
شهر من از محرّم تو جان گرفته است ظهر دهم... شروع اذان ... زنده می شوی!
ترکیب محرم
گفتم از عشق بگویم، قلم عادت دارد به دل نازک من، بیش و کم عادت دارد
گفتم از اشک بگویم، به تو نزدیک شوم روضه های تو، به چشم تَرَم عادت دارد
«صبر» را بر جگر تشنه ی ما می ریزی سینه زن به عطش دم به دم عادت دارد
راه عشق است؛ وجب به وجبش، کرب و بلاست چه کسی جز تو به این، پیچ و خم عادت دارد؟
بند بند تو، به ترکیب محرّم بسته است پرچمت، به قلم محتشم عادت دارد
خواهری که همه جا پرده نشین بود، آیا به زمین خوردن درهر قدم عادت دارد؟
بگذارید،میان دو برادر باشد بس که خواهر، به وفا و کرم عادت دارد
مانده تک بیت پریشان شده، بین دو غزل چند قرن است، به هر دو حرم عادت دارد
«آسمان بار امانت نتوانست کشید» شانه ی حضرت زینب به غم عادت دارد
ناحیه مقدسه چه دعایی است؟
ناحیه مقدسه چه دعایی است؟
هنگامی که شیعیان میخواستند اوامرِ امام را به دیگران برسانند، میگفتند: «از ناحیه مقدسه چنین امر شده است...».
مهدی رستمی- کارشناس حوزه/ بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

در تاریخ شیعه، و در عصر زندگانی امام هادی و امام حسن عسکری(علیهما السلام) و نیز در دوران غیبتِ امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به دلیل فشارها و سختگیریهایی که نسبت به شیعیان إعمال میشد، این سه امام بزرگوار (به ویژه مهدی آل محمد)، به صورت رمزی، ناحیه مقدسه نامیده میشدند.[1] یعنی هنگامی که شیعیان میخواستند اوامرِ امام را به دیگران برسانند، میگفتند: «از ناحیه مقدسه چنین امر شده است...».
قائم آل محمد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در توقیعات و سخنان خود، اشارات فراوانی به حسین (علیه السلام) و انقلاب ایشان داشتند که «زیارت ناحیه مقدسه» را میتوان مرکز تجمع این اشارات دانست. زیارتنامه ای که در همه حال و در هر نقطهای از این کره خاکی میتوان به واسطهی آن از فیض زیارتِ حسین (علیه السلام) بهره مند شد.
در روایات شیعه، دو زیارت به نام زیارتِ ناحیه مقدسه موجود است. یکی مشهور و دیگری غیرمشهور. هر دو زیارت، از ناحیه قائم آل محمد، خطاب به اباعبدالله الحسین (علیه السلام) و دیگر شهداى كربلاست.[2] و آنچه در این نوشتار بدان پرداخته خواهد شد، همان زیارت مشهور است.
در سال 61 هجری، اباعبدالله الحسین (علیه السلام) به جهت احیای قرآن و اصلاح در امت جدش رسول الله (صلی الله علیه و آله) و مبارزه علیه ظلم به پاخاستند. قیامی که منجر به شهادتِ ایشان و برگزیدگان امت گردید. این خیزش عظیم، ارکان کاخ ظلم را به لرزه درآورد و جهان امروز همچنان از پسلرزههای آن قیام میلرزد. لذا امامان شیعه، پس از قیام کربلا، همه همّت خود را صرف تبیین اهداف و جوانبِ این قیام کردند و این خود سبب تربیتِ قوه عظیمی از انسانهای متعالی گردید که سرمایهای بس بزرگ برای بشریت و آینده جهان هستی به شمار میآید. پس قیام کربلا، گرانیگاهِ تاریخ شیعه گردید و چشمانداز شیعه (که همان آینده سبز باشد)، بر مبنای آن قیام سرخ بنا شد.
از همین روی، و در همان راستا، قائم آل محمد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در توقیعات و سخنان خود، اشارات فراوانی به حسین (علیه السلام) و انقلاب ایشان داشتند که «زیارت ناحیه مقدسه» را میتوان مرکز تجمع این اشارات دانست. زیارتنامه ای که در همه حال و در هر نقطهای از این کره خاکی میتوان به واسطهی آن از فیض زیارتِ حسین (علیه السلام) بهره مند شد.
سند زیارت ناحیه مقدسه
زیارت ناحیه مقدسه، به اسناد مختلفی بیان شده است که برخی از آن اسناد عبارت اند از:
- علامه مجلسی (رحمه الله)، متن این زیارتنامه را به نقل از شیخ مفید، سید مرتضی و سید بن طاووس و... (رضوان الله تعالی علیهم) که همگی از علمای بنام شیعه هستند، با سندهاى مختلف روايت كرده است.[3]
- ابوعبدالله محمد بن جعفر حائری از علمای شیعه در قرن 6 هجری در کتاب المزار الکبیر این زیارت را نقل کرده و در مقدمه کتاب، بر صحت سند آن اشاره کرده است.[4]
از سویی دیگر، متن این زیارتنامه از حیث ادبی و لطافت قریحه، بسی دلکش و نافذ است و از جهت محتوا، مطابق با کتاب الله العزیز و منطبق بر پایهها و ارکانِ عقیدهی شیعی است. لذا قابل اعتماد و مورد اعتنای علمای شیعه است.
بررسی محتوای زیارت ناحیه مقدسه
این زیارتنامه، با سلام بر پیامبران آغاز شده؛ سپس بر پنج تن آل عبا با ذکر ویژگیهایشان درود فرستاده شده است. در ادامه به یاران و همراهان امام حسین (علیه السلام) سلام داده میشود. در بخش بعد اوصافی از اباعبدالله الحسین (علیه السلام) و منزلت ایشان بیان شده و به ریشههای قیام عاشورا اشاره میشود: « ثُمَّ اقتِضاكَ العِلْم لِلاِنکارِ، وَ لَزمَكَ اَن تُجاهِدَ الفُجّارَ، فَسِرْتَ فِی اَولادِكَ وَ اَهالیكَ وَ شیعتِكَ وَ مَوالیكَ... آگاهی تو به وضع امت، تو را واداشت تا پرچم مخالفت برداشته و علیه ستمگران جهاد کنی، پس با فرزندان و خاندان و پیروان و دوستان به راه افتادی و با حکمت و موعظهی نیکو به سوی خداوند دعوت نمودی، و به اقامه حدود الهی و اطاعت از معبود امر نمودی و از پلیدی و سرکشی بازداشتی...»
سپس به توصیف برخی از وقایع روزِ عاشورا پرداخته شده و این چنین آمده است: «پس از آنکه آنان را از کار خود بازداشتی و با حجت و دلیل تأکید نمودی؛ بیعتت را شکستند و بر پروردگار و جدّت خشم گرفته و با تو جنگیدند. و آن شخص ملعون به لشکریانش دستور داد تو را از آب و وارد شدن به آن بازدارند... تیرها و سنگها به سوی تو پرتاب کردند و دستهای جنایتکارشان را برای نابودیات گشودند... از هر سو تو را محاصره کردند و زخمهای عمیق بر تو وارد ساختند... تا اینکه از اسب، مجروح بر زمین افتادی، اسبها با سمهایشان بر تو تازیدند و ستمگران شمشیرهای بُرّانشان را بر تو فرود آوردند...».
پس از آن، به توصیف مصائب اهل بیت پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) میپردازد: «وَ رُفِعَ عَلَی القَناةِ رَأسُكَ وَ سُبِی اَهلُكَ کالعَبیدِ، وَ صُفِّدوا فِی الحَدیدِ، فَوقَ اَقتابِ المَطِیاتِ، تَلفَحُ وُجوهُهُم حَرَّ الهاجِراتِ، یساقونَ فِی البَراری وَ الفَلَواتِ، اَیدیهِم مَغلولَةٌ اِلی الاَعناقِ، یطافُ بِهِم فِی الاَسواقِ... سرت بر بالای نیزه بود و خانوادهات اسیر و در غل و زنجیر قرار گرفتند. چهرهشان از گرما میسوخت و در بیابانها و دشتهای پهناور پیش برده میشدند، دستهایشان به گردن آویخته و در بازارها آنان را میگرداندند». سپس آمده است: «وَ فَقَدَ بِفَقدِكَ التَّکبیرُ وَ التَّهلیلُ و التَّحریمُ وَ التَّحلیلُ و التَّنزیلُ وَ التّأویلُ وَ ظَهَرَ بَعدَكَ التَّغییرُ وَ التّبدیلُ وَ الاِلحادَ و التّعطیلُ وَ الاَهواءُ وَ الاَضالیلُ وَ الفِتَنُ وَ الاَباطیلُ... با رفتن تو، تکبیر، تهلیل (یعنی لا اله الا الله)، حرام و حلال و تنزیل و تأویل از میان رفت. پس از تو تغییر، تبدیل، بیدینی، کفر، خواهشهای نفسانی، گمراهیها، آشوبها، بیهودگیها و باطلها آشکار شد».
در ادامه به بازتاب این مصیبت در عالم تکوین پرداخته، میگوید: «فَقامَ ناعيكَ عِنْدَ قَبْرِ جَدِّكَ الرَّسُولِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، فَنَعاكَ إِلَيْهِ بِالدَّمْعِ الْهَطُولِ... پس، خبردهندۀ شهادت تو نزد قبر جدّ تو رسول خدا ايستاد، و با اشكِ ريزان خبر شهادت تو را به پيامبر داد؛ پیامبر آشفته خاطر شد و دلش گریست و به خاطر تو فرشتگان و پیامبران به او تسلیت گفتند و به خاطر تو مادرت زهرا سوگوار و مصیبتزده شد. فرشتگان مقرب برای سوگواری و تسلیت گفتن به پدرت امیر مؤمنان نزد او میرفتند و برایت در اعلی علیین مجلس عزا و ماتم بر پا شد... آسمان و ساکنانش، بهشت و خزانهدارانش، و کوههای گسترده بر روی زمین و کرانههایش، و دریاها و ماهیانش، و جنیان و فرزندانشان و خانه خدا و مقام ابراهیم و مشعر الحرام و حِلّ و حَرَم برای تو گریستند».
در تاریخ شیعه، و در عصر زندگانی امام هادی و امام حسن عسکری(علیهما السلام) و نیز در دوران غیبتِ امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به دلیل فشارها و سختگیریهایی که نسبت به شیعیان إعمال میشد، این سه امام بزرگوار (به ویژه مهدی آل محمد)، به صورت رمزی، ناحیه مقدسه نامیده میشدند. یعنی هنگامی که شیعیان میخواستند اوامرِ امام را به دیگران برسانند، میگفتند: «از ناحیه مقدسه چنین امر شده است...».
شرحهایی که بر این زیارتنامه نوشته شد
متن فصیح و فحوای تأثیرگذار زیارت ناحیه مقدسه، سبب شده که مورد اقبال اهل نظر قرار گیرد. در این میان، شرحهای متعددی بر این زیارتنامه نوشته شده است که از مهمترین آنها میتوان به «تحفه قائمیه» اثر شیخ محمدباقر فقیه ایمانی، «الذخیرةالباقیه» اثر محمدجعفر شاملی شیرازی، «همره نور، شرح زیارت ناحیه مقدسه» اثر سید هدایتالله طالقانی، «سلام موعود؛ بیان تحلیلی و توصیفی زیارت ناحیه مقدسه» اثر محمدرضا سنگاری و نیز «الشمس الضاحیه» اثر جمعی از نویسندگان به زبان فارسی و «کشف داحیه» تألیف برخی از علمای هند (به زبان اردو) اشاره کرد.
پی نوشت ها:
[1]. محمد محمدی ریشهری، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) بر پایه قرآن حدیث و تاریخ، قم: انتشاراتدار الحدیث، ۱۳۸۸، ج 12، ص 271.
[2]. جواد محدثى، فرهنگ عاشورا، قم: نشر معروف، 1417 ه.ق، ص 210
[3]. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت، 1404 هجرى قمری، ج 98، ص 231 و همچنین ج 98، ص 317
[4]. محمد بن جعفر حائری، المزار الکبیر، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، ۱۳۷۸، ص 27 و ۴۹۶-۵۱۹.
مشک گریان- ویژهنامه تاسوعای حسینی
![]() |
|
|
نماهنگ تاسوعای حسینی |
| مداحی | |
| سخنرانی | |
| نماهنگ | |
|
|
نواهنگ تاسوعای حسینی |
| سوالات در مورد حضرت عباس(ع) | |
| مداحی روز نهم محرم | |
| زیارت حضرت عباس (ع) | |
| سخنرانی روز نهم محرم | |
| مقتل حضرت عباس(ع) | |
| موسیقی روز نهم محرم | |
| روضه حضرت عباس(ع) | |
| کلیپ صوتی برای حضرت عباس(ع) | |
|
|
توصیف علمدار کربلا |
|
|
نکاتی برای مطابقت صورت و سیرت عزاداری |
|
|
سکانسهایی از مردی و نامردی در کربلا |
|
|
تاریخ و منبع قمه زنی |
|
|
شب عاشورا و کسانی که کم آوردند! |
|
|
تاسوعا، یادآور تشرف برای شهادت |
|
|
در تاسوعا چه گذشت |
|
|
گفتار امام در عصر تاسوعا |
|
|
بشنو از علقمه و مشك و عَلَم/ شعر |
|
|
اوج عطش / شعر |
|
|
خاك سر كوى تو زنده كند مرده را/ شعر |
|
|
ایام مُحرم در دوران قاجار |
|
|
دلاوری و نحوه شهادت حضرت اباالفضل علیه السلام/ مصاحبه با دکتر رجبی دوانی |
|
|
خیمه گاه تاسوعای حسینی |
چگونه فرزندمان را حسینی تربیت کنیم ؟
چگونه فرزندمان را حسینی تربیت کنیم ؟
واقعه کربلا نه یک حادثه بلکه یک دانشگاه بزرگ تربیتی است، واقعهای که بسیاری از آموزههای دینی را در بر دارد لذا والدین برای تربیت عاشورایی فرزندان خود باید کارهایی را انجام دهند.

دانش بشری تاکنون توانسته است راههای زیادی برای اثر گذاشتن و اثر پذیرفتن در راستای رشد انسانی معرفی کند.
نظریههای یادگیری اجتماعی یکی از نظریههایی است که به نقش مشاهده و تقلید و الگوبرداری در یادگیری تاکید میکند. طبق این نظریه کودک یا نوجوان بر اساس ویژگیهای شخصی و با فعالیت خود الگوی معینی را از میان الگوهای مختلف والدین و بزرگسالان انتخاب میکند. بر این اساس زمینههای محیطی و وراثتی از همان دوران کودکی تا بزرگسالی میتوانند در رشد شخصیت انسان تأثیرگذار باشند، قرار گرفتن هر شخصی در محیطی سالم، همراه با زمینه وراثتی سالم، شخصیتی سالم را تحویل جامعه میدهد و این فرد به نوبه خود میتواند نقشی تأثیرگذار بر روی افراد دیگر داشته باشد. لذا توجه به تربیت فرزندان در داخل خانواده و همزمان حضور آنان در محیطهای اجتماعی مناسب، میتواند تأثیر تربیت فرزندان را چند برابر کند.
یکی از مسایل مورد توجه در بحث تربیت فرزندان که متناسب با فرهنگ اسلامی ما است، تربیت دینی فرزندان میباشد؛ در این میان واقعه کربلا نه یک حادثه بلکه یک دانشگاه بزرگ تربیتی است، واقعهای که بسیاری از آموزههای دینی را در بر دارد، و ما میتوانیم با الگو قرار دادن جریان عاشورا، گامهای مؤثری در امر تربیت دینی کودکان و فرزندانمان برداریم. نگاه حضرت امام حسین(علیه السلام) به فرندان خود و فرزندان خواهر و برادر و حتی اصحاب و بالاتر از این در برخورد اولیه با دشمنانش آنهم در بحبوحه جنگ یک نگاه تربیتی بود. و این خود بزرگترین الگو برای والدین میباشد.
زمانی كه انگیزه و فكر كودك عاشورایی شده و از آرمانهای حسینی الهام گرفت، در موقعیتهای مختلف زندگی با ذهن فرد عجین شده و ظاهر میشود.
حتماً شما هم قبول دارید که اهل بیت(ع) در هر مسئله ای پیشتاز و الگو هستند و ما باید از سبک زندگی آنان در زندگیمان استفاده کنیم. حالا شما می توانید از چند نکته ی تربیتی در سیره ی امام حسین(ع) استفاده کنید:
ابراز محبت به فرزندان
شاید این موضوع نظر شما را نیز به خود جلب کرده باشد که حتی کسانی که می گویند ما بچه دوست نداریم، به محض فرزند دار شدن عاشق و شیفته ی آن کودک می شوند و حاضرند جانشان را هم برای او بدهند. اما در اصول تربیتی آنچه مهم است ابراز این احساسات و نمایش این محبت هاست.
امام حسین(ع) به عنوان الگویی کامل در تربیت فرزند، با انجام رفتارهایی مانند در آغوش گرفتن، به سینه چسباندن، بوسیدن و حتی به کار بردن کلمات و واژه های زیبا سعی می کردند تا محبت خود را به فرزندانشان نشان دهند.
عبید الله بن عتبه تعریف می کند که روزی نزد امام حسین(ع) بودم که علی بن حسین(ع) که در آن زمان کودک بود، وارد شد. حضرت(ع) او را صدا زدند و در آغوش گرفتند و به سینه چسبانیدند. میان دو چشمش را بوسیدند و سپس فرمودند: پدرم به فدایت باد، چقدر خوشبو و زیبایی! (1)
جعید همدان یکی از یاران امام حسین (ع) می گوید: روزی نزد حضرت حسین(ع) رفتم در حالی که او دخترش سکینه را بر سینه چسبانیده و نوازش می کرد . وقتی که وارد شدم، امام به همسرش فرمود: ای خواهر قبیله کلاب! دخترت را از من بگیر. سپس با من در مورد انواع مردم به گفتگو نشست .(2)
تربیت با روش بصیرتی
این روش ارزش والایی دارد. بصیرت شناختی است که در مسئله تربیتی فرد باید شناخت صحیح نسبت به مسائل داشته باشد تا بتواند فرزندش را درست تربیت کند لذا، اموری چون شناخت صحیح از انسان، یا زن و فلسفه حجاب او، یا محرم و دلیل عزاداری و هدف امام حسین از قیام در این ماه و… که در صورتی یک مادر یا پدر می تواند به کودک خود این مسائل را آشنایی بدهد که خود بر آنها آگاهی و شناخت جامع و کاملی داشته باشد و به تشخیص خود بتواند کودک را نیز شناخت بدهد. بیان اموری چون احکام روابط زن و مرد پس از بلوغ، احکام محرم و نامحرم و تمامی این امور باید اول توسط والدین بررسی و شناخته شود و سپس بر طبق فهم و درک کودک خلاصه شده و به او فهمانده شود.
قصه گویی به عنوان روشی کارآمد
قصه گویی یک روش بسیار کار آمد در زمینه تربیت کودک محسوب می شود و کار تربیت کودک با این عمل ( که برای کودک بسیار شیرین است)،بسیار آسان می شود چراکه خصوصا کودکان اشتیاقی به نصیحت شنیدن ندارند و اگر این کار را با قصه گویی برای آنها انجام دهیم آنها به شدت تأثیر می پذیرند و نیز قصه گویی باعث تفکر کردن کودک می شود و کودک ذهن خود را کامل در اختیار قصهگو قرار می دهد .
نقش الگويي در تربیت فرزند
دوره كودكي و نوجواني در تربيت اسلامي بسيار حائز اهميت است. شکی نیست که اقدام والدین در شروع وظیفهی تربیت دینی فرزندشان از سنین پایین، کودک را آماده میکند که عقیده و ایمان به «الله» تعالی در روانش رشد کند. باید از کودکی زمینه در کودکان برای رشد دین در اذهانشان پایه گذاری شود.
كودكان و نوجوانان در تقليد پذيري شهره اند و آنها بسياري از رفتار ها از طريق تقليد كردن از والدین و ديگران مي آموزند. ثابت شده كودكان و نوجوانان بيشتر از طريق مشاهده از اعمال و رفتار والدين و اطرافيان خود الگو مي گيرند و آنها با مشاهده اعمال نيك عبادت و نماز والدين به اين كار مي پردازند و به تقليد و تكرار آن رفتار ها مبادرت مي ورزند.
مثلا برخي افراد عبادت و نماز كودكان را براي آنان به منزله سرگرمي مي دانند و آن را فاقد ثواب و اجر الهي مي دانند در حالي كه چنين نيست و قطعا عبادت در كودكي حسناتي را به دنبال دارد.
پس خوب است كه بدانيم عبادت و نماز خواندن كودكان، آنان را در پيشگاه خداوند مأجور مي گرداند و رغبت بيشتري براي انجام عبادت خواهند داشت و از طريق ديگر انجام عبادت ها در كودك موجب ملكه شدن آنها ميگردد و باعث مي شود كه در دوران بزرگسالي عبادت را به آساني و به خوبي انجام دهند اما آنان كه هنگام بلوغ نماز ننموده اند عبادتي نكرده اند بعد از بلوغ انجام اين كار براي آنها بسيار دشوار خواهد بود پس اگر بخواهيم كودكان افرادي مفيد مومن و نماز خوان باشند بايد از دوران كودكي با عبادت و نماز خو بگيرند و اين دوره براي آموزش و ترغيب آنان بهترين دوران است.
شادی و تفریح را چاشنی آموزش های دینی کنید
لازم است دین و آموزش مسائل دینی ( با توجه به روحیه و درک و فهم بچه ها ) بیشتر فرح بخش و روح افزا باشد تا جدی و غمگین .
کودک خود را کمک کنید تا تصور خود را از خلقت جهان نقاشی کند یا به صورت یک داستان درآورد و یا اینکه ذهنیت خود را از بهشت ترسیم کند . می توانید بر اساس داستان هایی که در این باب وجود دارد نمایشنامه ای ترتیب دهید و بازی کنید . اگر چنین کارهایی را بلد نیستید می توانید از سی دی ها و نوارهای موجود در بازار کمک بگیرید .
پی نوشت ها :
1- کفایة الاثر، ص 234; معجم رجال الحدیث، ج 12، ص 82 .
2- ترجمة الامام الحسن علیه السلام، ص 159













