ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

شب عاشورا و کسانی که کم آوردند

 

بعد از رسیدن کاروان امام حسین(علیه السلام) به کربلا، امام رو به یاران کرد و به آنان فرمود که مردمان، بنده دنیا هستند [نه دین.] و دین تنها وِرد زبانشان است [و به جانشان نفوذ نکرده] تا وقتی به دور دین می‌چرخند که زندگی‌شان پربار باشد، اما همینکه پای آزمودن به بلا، وسط بیاید، دینداران، کم می‌شوند

محمد دهقانی زاده- کارشناس حوزه/ بخش تاریخ و سیره معصومین 

شب عاشورا و کسانی که کم آوردند

 

 

بعد از رسیدن کاروان امام حسین(علیه السلام) به کربلا، امام رو به یاران کرد و به آنان فرمود که مردمان، بنده دنیا هستند [نه دین.] و دین تنها وِرد زبانشان است [و به جانشان نفوذ نکرده] تا وقتی به دور دین می‌چرخند که زندگی‌شان پربار باشد، اما همینکه پای آزمودن به بلا، وسط بیاید، دینداران، کم می‌شوند.[1]

یکی از آخرین موقعیت‌هایی که امام با یارانش، اتمام حجت نمود، شب عاشورا بود. به یارانش فرمود: شما از بیعت من آزادید و چیزی به گردنتان نیست و تعهدی به من ندارید. این، شب است که تاریکی آن شما را فرا گرفته است. آن را مرکب خود گیرید و در شهرها پراکنده شوید که این جماعت، مرا می‌جویند و اگر به من دست یابند، از تعقیب دیگران دست می‌کشند.به اعتقاد پاره‌ای محققین، نه تنها هیچ کس امام را ترک نکرد، بلکه با آغاز اعلام وفاداری توسط عباس بن علی (علیه السلام)، دیگران نیز ابراز وفاداری کردند.

 

خلوص حماسه

امام حسین (علیه السلام) اهل پرده پوشی و مصلحت اندیشی و رفتار دوگانه نبود؛ مدام از هدفش می‌گفت. حتی در ابتدای حرکتش از مدینه وقتی عده‌ای پیشنهاد دادند که از بی‌راهه به سمت مکه برود تا عوامل حاکم نتوانند بر او دست یابند، نپذیرفت.[2] پیش از آن هم در مجلس حاکم مدینه، متذکر شد که اگر قرار بر بیعتی باشد نباید در خفا صورت گیرد، بلکه باید در برابر نگاه مردم باشد.[3]
در مسیر کربلا، امام حسین (علیه السلام) بر جذب پاره‌ای افراد مثل زهیر بن قین اقدام می‌نمود؛ گویی اصرار داشت که آنان را با خود به کربلا ببرد. البته افرادی مانند عمر بن سعد هم بودند که تلاش امام در مورد آنان نتیجه نداد.[4] این گروه می‌دانستند که مسیر امام حق است، اما در امتحان الهی، تاب مقاومت نداشته و در طمع کسب دنیا و زندگی راحت، امام را تنها گذاشتند. به دلیل وجود چنین افرادی بود که امام، دائماً یارانش را با خطابه‌هایش پالایش می‌کرد.
آخرین هشدار
یکی از آخرین موقعیت‌هایی که امام با یارانش، اتمام حجت نمود، شب عاشورا بود. به یارانش فرمود: شما از بیعت من آزادید و چیزی به گردنتان نیست و تعهدی به من ندارید. این، شب است که تاریکی آن شما را فرا گرفته است. آن را مرکب خود گیرید و در شهرها پراکنده شوید که این جماعت، مرا می‌جویند و اگر به من دست یابند، از تعقیب دیگران دست می‌کشند.[5]به اعتقاد پاره‌ای محققین،[6] نه تنها هیچ کس امام را ترک نکرد، بلکه با آغاز اعلام وفاداری توسط عباس بن علی (علیه السلام)، دیگران نیز ابراز وفاداری کردند.
گرچه تا پیش از ورود به کربلا، امام در صدد پاسخ به لبیک کوفیان بود و به سمت کوفه حرکت می‌کرد، اما با نزدیک‌شدن به پرده آخر، تنها بهترین یاران را برای خود دست‌چین نمود که بهترین شاهد بر آن، گفتار خود امام است که یاران و اهل بیتش را بهترین یاران و اهل بیت، توصیف نمود.[7] گویی امام برای تحقق هدف بزرگش، در پی انتخاب یاوران بزرگ است. البته چنان نبود که دایره را تنگ بگیرد و اجازه ندهد که کسی دیگر وارد آن شود؛ چراکه روز عاشورا، روز یارگیری بزرگ امام از سپاه کوفه بود. شب قبل از آن نیز وقتی حبیب بن مظاهر از امام خواست که اجازه دهد تا برای یافتن یاور به میان قبیله بنی اسد برود، امام اجازه داد. امام برخلاف پاره‌ای مردمان، که با دیدن یک رفتار، حکم نهایی را صادر می‌کنند، تا آخرین لحظه، دایره یاران را نبست.
اما درد، آن بود که امام در ابتدای ورود به کربلا فرمود که دنیا بسیاری را فریفته و قدم‌هایشان را سنگین نموده است. با اینکه تعدادی از کوفیان از سپاه ابن زیاد گریختند تا در ریختن خون امام، شریک نباشند، اما حقیقت آن است که عطایای ابن زیاد، دل بسیاری را لرزاند و فرصت قرار گرفتن در زمره «سبک‌روحان عاشق»[8] را از آنان ربود.

آخرین خودسازی

مبارزه، یکی از بارزترین فعالیت‌های سیاسی بود که توسط امام حسین (علیه السلام) در مقابل یزید صورت گرفت. امام برای توفیق این فعالیت، از هبچ کوششی فروگذار نکرد. همه جوانب را در نظر گرفت؛ از آماده کردن سلاح در شب عاشورا تا گردآوردن خیمه‌ها و ایمنی پشت خیمه‌ها. آنچه از دعوت مخالفان به صلاح و خیرخواهی برای آنان نیز در توانش بود، انجام داد.

عاشورا، عبرت است هم برای رهبران هم برای مردمان. یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که عاشورا برای همه زمان‌ها دارد این است که دست از دین نکشیم و بنده غیر خدا نشویم؛ چه در برابر برق فریبای دنیا و چه در سخت‌ترین شرایط زندگی.


در کنار این پیش‌بینی‌ها، امام از معنویت سپاه  خویش نیز غافل نشد. امام، شب عاشورا را مهلت گرفت.[9] او در آن مهلت، به نماز و قرائت قرآن و دعا و استغفار مشغول شد؛ در حقیقت او خود را در سخت‌ترین شرایط و بحرانی‌ترین اوقات، نه تنها از خدا جدا نشد، بلکه ارتباط محکم‌تری گرفت. یاران امام نیز به تبعیت از امام، به خدای خویش پناه بردند و در آخرین شب دنیایشان، به فکر آبادی آخرت افتادند. گریه‌ها و قرآن خواندن‌های آن شب، برای سپاه دشمن نیز خاطره‌ساز شد.
امام، ثابت کرد که خود و یارانش در خطرناک‌ترین شرایط نیز دست از دامن دین برنمی‌دارند و بر همه جنبه‌های اخلاقی، عقلانی و عبادی دین پایبند هستند. شاید از همین رو بود که در روز عاشورا، نیروی مردان امام حسین (علیه السلام) بیشتر می‌نمود تا جایی که نبرد تن به تن را برای لشکر عمر بن سعد دشوار کرد.[10] چراکه سربازان امام، دست از جان شسته، با عبادت شب گذشته، خود را برای ملاقات پروردگار، آماده کرده بودند.

کلام پایانی

عاشورا، عبرت است هم برای رهبران هم برای مردمان. یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که عاشورا برای همه زمان‌ها دارد این است که دست از دین نکشیم و بنده غیر خدا نشویم؛ چه در برابر برق فریبای دنیا و چه در سخت‌ترین شرایط زندگی.
پی نوشت ها:
[1] . النَّاسُ عَبِيدُ الدُّنْيَا وَ الدِّينُ لَعِقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَايِشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّيَّانُونَ؛ بحارالأنوار، ج44 ص383
[2] . شیخ مفید، الإرشاد، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ج2 ص46
[3] . همان ص42
[4] . بحارالأنوار، ج44 ص388
[5] . محمدی ری‌شهری، گزیده شهادت نامه امام حسین (علیه السلام)، ص441
[6] . شهید مطهری، مجموعه آثار، ج17 ص256
[7] . بحارالأنوار، ج44 ص392
[8] . اشاره به غزل «کجایید ای شهیدان خدایی» مولوی در دیوان شمس
[9] . بحارالأنوار، ج44 ص392
[10] . محمدی ری‌شهری، گزیده شهادت نامه امام حسین (علیه السلام)، ص488

بعضی اتفاقات در کربلا با عقل ناسازگار است!

 

 

معین شرافتی/ بخش تاریخ و سیره معصومین 

بعضی اتفاقات در کربلا با عقل ناسازگار است!

 

 

واقعه عاشورا واقعه‌ای پر ثمر است که ضامن بقای اسلام ناب به شمار می‌رود. با عاشوراست که شهادت‌طلبی، ولایت‌مداری، شجاعت و ایثار معنا می‌یابد. آنها که این ویژگی‌ها را برنمی‌تابند؛ به دنبال شبهه آفرینی و اشکال‌تراشی در این واقعه بزرگ هستند. آنها هیچ گاه نتوانسته و نمی‌توانند اصل واقعه را انکار کنند یا از بزرگی آن بکاهند؛ آنها با عقل‌ گریز جلوه دادن تنها برخی از گزارش‌ های عاشورایی، به دنبال دور کردن مردم از مجالس حسینی هستند. در این یادداشت به برخی از آن خرده‌گیری‌ها پرداخته و پاسخ لازم را ارائه می‌دهیم.

اینکه امکان تشنگی شدید در ماه مهر وجود ندارد؛ خود حرفی در نهایت گزاف و خلاف عقل است؛ زیرا جنگ و مبارزه یا فشارهایی که بر کودکان و زنان وارد می‌شد؛ همگی ایجاد تشنگی می‌کرد. همه ما با قدری کار و تلاش در تمام فصل‌های سال احساس تشنگی می‌کنیم و از بی‌آبی بی‌تاب می‌شویم. اگر این سخن درست بود دیگر وجود آب در کنار زمین‌های مسابقه در فصل پاییز و زمستان لازم نبود.

 

الف) تشنگی و واقعه‌ای که در کنار فرات و در ماه مهر رخ داده

در یکی از آن شبهه‌ها عنوان می‌شود که کربلا در جوار رود فرات است و واقعه عاشورا در 21 مهر ماه رُخ داده، پس اولاً امام حسین و اصحابش می‌توانستند با حفر یک چاه کم عمق به آب برسند؛ به علاوه آنکه در ماه مهر آفتاب سوزانی نیست که تشنگی غیر قابل تحمل به وجود آورد.
در پاسخ باید گفت که رود فرات در کربلا نیست بلکه با کربلا 15 کیلومتر فاصله دارد. در کربلا تنها نهری منشعب شده از فرات قرار گرفته که نام آن نهر علقمه (علقمی) است. اما تشنه گذاشتن امام و یاران و همراهانش از مطالب مسلم عاشوراست. همچنانکه یکی از دستورات و خواسته‌های عبیدالله‌ بن زیاد بوده، زیرا او در نامه‌ای به عمر سعد چنین دستورالعملی را صادر می‌کند: «حُلْ بَيْنَ الْحُسَيْنِ وَ أَصْحَابِهِ وَ بَيْنَ الْمَاءِ وَ لَا يَذُوقُوا مِنْهُ قَطْرَةً؛ بین حسین و یارانش با آب فاصله بیانداز و نگذار یک قطره آب به آنها برسد.»(وقعه الطف، ابی مخنف، ص190) وقتی چنین دستوری صادر می‌شود؛ نتیجه می‌گیریم که تشنه گذاشتن حضرت امکان عقلی داشته است.
اما مسئله حفر چاه، بله طبق برخی نقل‌ها اقدام برای حفر چاه و رسیدن به آب اتفاق افتاده، ولی باز از طرف یزیدیان این کار هم ممنوع شده است. بالاخره وقتی جمعیتی صد و پنجاه نفره در محاصره هزاران نفر باشند؛ قطع آب به روی آن تعداد محدود توسط لشکر چند هزار نفره ناممکن نیست. از این رو در نامه‌ای دیگر از عمر سعد، چنین خواسته است: «اما بعد به من چنان رسانیده‌اند؛ حسین و یاران او چاه کنده و آب بر می دارند، چون نامه به دستت رسید باید حسین و یاران او را از کندن چاه منع کنی و نگذاری که به آب دست یابند.»(الفتوح، ج5، ص91)
اما اینکه امکان تشنگی شدید در ماه مهر وجود ندارد؛ خود حرفی در نهایت گزاف و خلاف عقل است؛ زیرا جنگ و مبارزه یا فشارهایی که بر کودکان و زنان وارد می‌شد؛ همگی ایجاد تشنگی می‌کرد. همه ما با قدری کار و تلاش در تمام فصل‌های سال احساس تشنگی می‌کنیم و از بی‌آبی بی‌تاب می‌شویم. اگر این سخن درست بود دیگر وجود آب در کنار زمین‌های مسابقه در فصل پاییز و زمستان لازم نبود.

اینکه چرا تیرانداز خود امام حسین(علیه‌السلام) را مورد هدف قرار نداده، واضح است. زیرا آنها به امید پذیرش بیعت بودند و با کشتن حضرت این کار ممکن نبود به همین دلیل می‌بینیم که دنبال فشار بیشتر به ایشان بودند تا با این فشارها حضرت را به اصطلاح تسلیم کنند. از این رو وقتی امام حسین همان اواسط جنگ بر بالین علی اکبر حاضر شد؛ باز او را رها کرده و منتظر پذیرش بیعت بودند.


پس تشنگی شدید در کربلا رخ داده و نقل‌های تاریخی بسیاری بر این مطلب گواهی داده و از مسلمات شهادت امام حسین(علیه‌السلام) نیز شهادت با لبان تشنه است. همچنانکه امام سجاد(علیه‌السلام) فرمودند: «قَدْ مُنِعَ‏ أَبِي‏ مِنَ‏ الْمَاءِ الَّذِي‏ كَانَ‏ مُطْلَقاً لِلسِّبَاعِ‏ وَ الْوُحُوش‏؛ همانا آب را از پدرم منع کردند؛ آبی که برای حیوانات و درندگان آزاد بود.»(مناقب، ج4، ص166)

 

ب) شهادت علی اصغر و اصابت تیر به گلوی ایشان

در دیگر شبهه‌افکنی‌ها مطرح می‌شود که علی اصغر شیرخوار بوده و چنین طفلی گردنی ندارد که تیر درست گلوی او را بشکافد؛ به علاوه آنکه چرا تیرانداز خود امام حسین را نکشته است؟
شهادت علی اصغر یا همان طفل شیرخوار حسینی نیز از آن جمله وقایع سوزناکی است که غیر قابل انکار است. این شهادتنامه در کتاب لهوف به این صورت آمده: «رَمَاهُ حَرْمَلَةُ بْنُ الْكَاهِلِ الْأَسَدِيُّ لَعَنَهُ اللَّهُ تَعَالَى بِسَهْمٍ فَوَقَعَ فِي نَحْرِهِ فَذَبَحَه‏؛ حرمله تیری پرتاب کرد که به گودی زیر گردن طفل نشست. پس طفل ذبح شد.»(لهوف، ص122)
در دیگر نقل‌ها هم تنها از لفظ "ذبح" استفاده شده است و اینکه تیر به بخش بالایی سینه بخورد و بر اثر آن جان دهد را تعبیر به ذبح کرده‌اند و حرفی از عنق یا گردن نیست. پس تیراندازی یا شهادت آن کودک را نمی‌ توان منکر شد؛ اما اینکه چرا تیرانداز خود امام حسین(علیه‌السلام) را مورد هدف قرار نداده، واضح است. زیرا آنها به امید پذیرش بیعت بودند و با کشتن حضرت این کار ممکن نبود به همین دلیل می‌بینیم که دنبال فشار بیشتر به ایشان بودند تا با این فشارها حضرت را به اصطلاح تسلیم کنند. از این رو وقتی امام حسین همان اواسط جنگ بر بالین علی اکبر حاضر شد؛ باز او را رها کرده و منتظر پذیرش بیعت بودند.

 

علت این گونه شبهه آفرینی‌ها و راه مقابل با آن

قیام حسینی اهداف بلندی داشته که تا امروز در جریان است. اهدافی که برای منفعت طلبی استعمارگران خطر آفرینی کرده و به دنبال بیداری مسلمانان و بازگشت آنها به اسلام ناب است. آنها نیز بیکار ننشسته و با شبهه آفرینی‌ها به دنبال دور کردن مردم از مجالس حسینی هستند. ولی باید توجه داشت که اصل واقعه انکار ناپذیر بوده و سوء استفاده دین گریزان از چند تحریف واقعه عاشورا  که گاهی برخی از مداحان و روضه‌خوانان کم اطلاع آنها را بیان می‌کنند؛ نمی‌تواند باعث زیر سؤال بردن تمام واقعه باشد.

شهادت علی اصغر یا همان طفل شیرخوار حسینی نیز از آن جمله وقایع سوزناکی است که غیر قابل انکار است. این شهادتنامه در کتاب لهوف به این صورت آمده: «رَمَاهُ حَرْمَلَةُ بْنُ الْكَاهِلِ الْأَسَدِيُّ لَعَنَهُ اللَّهُ تَعَالَى بِسَهْمٍ فَوَقَعَ فِي نَحْرِهِ فَذَبَحَه‏؛ حرمله تیری پرتاب کرد که به گودی زیر گردن طفل نشست. پس طفل ذبح شد.»(لهوف، ص122)
در دیگر نقل‌ها هم تنها از لفظ "ذبح" استفاده شده است و اینکه تیر به بخش بالایی سینه بخورد و بر اثر آن جان دهد را تعبیر به ذبح کرده‌اند و حرفی از عنق یا گردن نیست. پس تیراندازی یا شهادت آن کودک را نمی‌ توان منکر شد؛


به علاوه آنکه برخی انتظار دارند برای هر چیزی دلیلی عقلی بیابند. در حالی که اثبات هر چیزی ابزار خاص خود را دارد. ما برای قبول اتفاقات تاریخی سراغ نقل‌ها و شواهد تاریخی می‌رویم و با توجه به مجموعه آنها و نسبت به قوی یا ضعیف بودن منبع آنها، در قبول یا رد مطلب تصمیم می‌گیریم. در واقعه عاشورا، کتاب‌هایی چون لهوف، مناقب، یا وقعه الطف و احادیثی که در ارشاد یا امالی وارد شده، مطالبی ناب و غیرقابل خدشه است که تنها ذهن‌های بیمار بر آنها خُرده می‌گیرند. پس چند مطلب نامعتبر و البته بسیار محدود، سبب بطلان تمام واقعه نیست.

 

نتیجه‌گیری

قیام اباعبدالله و شهادت سوزناک ایشان نقش ویژه‌ای در بیداری مسلمانان و احیای اسلام ناب داشته و از این جهت است که دشمنان این مکتب با اشکال‌ تراشی‌ های بی‌ مورد، سعی در زیر سؤال بردن کل واقعه را دارند. تلاشی که هیچ گاه نتیجه نداده و با کمترین مطالعه و جستجویی خورشید حقیقت نمایان خواهد شد.

پنج شنبه, 06 مهر 1396 15:46

با بچه ها تا عشق حسین(ع)

با بچه ها تا عشق حسین(ع)

 

اگر با کودکانتان به هیئات عزاداری می روید، خوب است نکاتی را رعایت کنید تا از این کار نتیجه مطلوب تربیتی حاصل کنید و بچه هایی حسینی باربیاورید.


اگر بتوانیم فرزندانمان را به درستی با امام آشنا کنیم، یک کار تربیتی بزرگ در جهت غنی سازی فرهنگ، و اعتقاداتی کرده ایم که برای یک عمر بتواند فرزند ما را از گرفتار شدن در سیلابهای خطرناک اجتماعی نجات دهد.

کودک



انتخاب هیئت مناسب


یکی از مهمترین مسائل برای حضور بچه ها در هیئات، انتخاب یک هیئت مناسب است. وقتی قرار باشد یک کودک با حساسیت خاص روح کودکانه همراه شما باشد، در انتخاب هیئت باید هوشمند بوده و حتی گاهی وسواس به خرج دهید. هر هیئتی جای مناسب برای فرزند شما نیست. هیئت­هایی که بعضا به شکل افراطی عزاداری می کنند، یا برای مدت طولانی شور می زنند که در حوصله و طاقت کودکان نیست، هیئت مناسبی برای کودک شما نیست. همچنین حضور در مجلس مداحانی که سواد و دقت کافی در ارائه مطالب ندارند و ذهن کودکان را پراز مسائل خشن و بیرحمانه می کنند هم مناسب نیستند. بهترین هیئت، هیئتی است که فرزند شما را عاشق امام حسین و دستگاه آن حضرت کند. هیئتی است که به کودکان مطالب مفید و صحیح بیاموزد نه مجلسی که صرفا با تحریک احساسات و تبیین مطالب خشن و بیرحمانه، کودک را به شدت هیجان زده و مرعوب نماید.

با بچه ها در دسته جات عزاداری


اگر در ایام مخصوص محرم مثل تاسوعا و عاشورا کودکان را به همراه خود به دسته جات عزاداری در خیابان ها می برید، از آنها بخواهید که ادب حضور در مراسم را رعایت کنند .اگر چه کودکان حق دارند با یک طبل کوچک یا یک زنجییر کودکانه در عزاداری شرکت کنند اما باید در همین مراسم احترام به امور مقدس و رعایت حرمت امام حسین را بیاموزند. بنابراین رفتار کودکان نباید شکل بازیگوشی محض به خود بگیرد. سعی کنید توجه کودک را به مسائل معنوی در هیئت جلب نمایید. این امر تربیتی با رفتار خودتان، با احترامی که خودتان برای مراسم قائل می شوید و مخصوصا با حضور فعال خودتان در مراسم بهتر انجام می شود . یک پدر تماشاچی، یک کودک تماشاچی و بی احساس بار می آورد. خودتان تماشاچی نباشد. با اخلاص و تواضع در سینه زنیها  و نوحه خوانیها شرکت کنید. تنها در این صورت است که کودکتان اوج اهمیت و قداست امام حسین علیه السلام را درک خواهد کرد. یادمان باشد که پدر و مادر ما چگونه با اشکها و عزاداریهای مخلصانه خود، ما را در هیئت ها پا به پای خودشان پیش بردند تا نتیجه این شد که امروز محبت امام حسین در رگ و خونمان جریان پیدا کرده است. اکنون وظیفه ماست که این رسالت را در مورد کودکانمان انجام دهیم.  

حواسمان به ادراک کودکان باشد


همیشه اشکالی از عزاداری و مداحی وجود دارد که مورد پسند ما نیست. یادمان باشد در حضور کودکان بدگویی نکنیم و طوری صحبت نکنیم که بچه ها حرمت مجالس امام حسین را ادراک نکنند. اگر عملکرد یک مداح یا یک غلام هیئت را نپسندیدیم در حضور کودکان انتقاد و بدگویی نکنیم بچه ها تفاوت این مسائل را از دستگاه امام حسین درک نمی کنند و این مسائل را از یکدیگر تفکیک نمی کنند. بچه ها دوست دارند مانند بزرگتر ها عزاداری کنند بنابراین برای بچه ها لباس مشکی تهیه کنید و مثل بزگترها به عزاداری آنها احترام بگذارید.

اگر مساله ای توجه کودک را جلب کرد که توضیح آن را مناسب سن وی نمی دانیم، خوب است توجه کودک را به مسائل دیگری که مناسب­تر هستند جلب کنیم. به جای اینکه صفحه سیاه کربلا را مرور کنیم، از صفحه سفید آن بیشتر سخن بگوییم. به جای آنکه از بریدن­ها و شکستن­ها سخن بگوییم، از وفاداریها و از مهربانیهای کربلا سخن بگوییم. بیان داستان توبه حر و گذشت امام، وفاداری یارانی چون زهیر، کیفیت رابطه حضرت اباالفضل با فرزندان، و مخصوصا عملکرد کودکان کربلایی برای بچه ها بسیار مناسب است.

کربلا را حماسی روایت کنیم


اگر ماجرای جنگ را نیز تعریف می کنیم مثل فردوسی که در شاهنامه ماجراهای جنگ را چنان حماسی تعریف می کند که توجه همه را به قهرمانیها و پهلوانیها جلب می کند، از قهرمانی و دلاوری­های یاران امام بگوییم. تبیین زیاد مظلومیتها بدون تبیین قدرت و هیبت امام، ممکن است تصویری بسیار نامطلوب از امام در دل کودک ایجاد کند. خروجی عزادرای های ما در حضور کودکان باید این باشد که کودک، توسل عمیقی به امام یافته و درک کند که امام می تواند بهترین یار او در زندگی باشد.بنابراین باید حواسمان به تصویری که از امام در ذهن کودک می سازیم باشد.

 

 

علم ائمه از مباحث مهم اعتقادی است که تبیین آن باعث افزایش معرفت به ایشان و حل برخی از شبهات می شود.

 

عبدالکریم خالکی- دانشجوی دکترای فلسفه و کلام اسلامی- بخش اعتقادات شیعه تبیان

 آیا امام حسین(علیه‌السلام) می‌دانستند حضرت علی اصغر شهید می‌شود؟

شبهه انحصار علم غیبی برای خدا

برخی از آیات قرآن شاهد آورده اند و علم غیب را منحصر به خداوند دانسته است.

در آیاتی هم که علم غیب را منحصر به خداوند کرده در واقع بیان می کند که علم غیب بطور استقلالی تنها به خدا تعلق می گیرد. و این با بقیه آیات منافاتی ندارد زیرا بقیه آیات علم غیر استقلالی را به پیامبران و ... نسبت می دهند. بنابراین با این بیان دیگر این دو دسته آیات تضاد ظاهری هم ندارند.


در جواب بیان می کنیم که اولاً ما در این زمینه دو دسته آیات داریم.: آیاتی که علم غیب را منحصر به خداوند می داند و آیاتی که علم غیب را برای برخی افراد نیز مجاز می شمرند مانند آیه ((عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احداً الّا من ارتضی من رسولٍ)) و فهم اصولی اینگونه است که گاهی یک حکمی می آید که کلی است اما در ادامه استثنا می خورد و مقید می شود. بنابراین همه آیات را با هم باید نگاه کنیم.
ثانیاً در آیاتی هم که علم غیب را منحصر به خداوند کرده در واقع بیان می کند که علم غیب بطور استقلالی تنها به خدا تعلق می گیرد. و این با بقیه آیات منافاتی ندارد زیرا بقیه آیات علم غیر استقلالی را به پیامبران و ... نسبت می دهند. بنابراین با این بیان دیگر این دو دسته آیات تضاد ظاهری هم ندارند.

اثبات علم امام

علم غیبی برای امام از طریق صریح روایات قابل اثبات است. همچنین از پیشگویی هایی که ائمه کرده اند و نیز این مسأله قابل تبیین است. اما اگر بخواهیم از طریق آیات قرآن این مسأله را به اثبات برسانیم باید بگوییم خداوند أئمّه را به صبر و يقين توصيه مي كند((وَ جَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّة يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَ كَانُوا بَايَاتِنَا يُوْقِنُون‏)). و از طرف ديگر انكشاف پرده غيب و رؤيت ملكوت آسمانها و زمين را مقدّمه حصول مقام يقين قرار مي دهد.((وَ كَذلِكَ نُرِى إِبْرهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَوتِ وَ الارْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِين‏)). و یا در سوره تكاثر، رؤيت دوزخ و مشاهده ملكوت جهنّم را ملازم با علم يقينى مى ‏شمرد((كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَروُنَّ الْجَحِيم ))  بنابراين علم يقينى لازمه ‏اش، كشف حجاب غيب است. ‏و چون امام علم یقینی دارد پس علم غیبی هم دارد. همچنین لازمه عصمت امام اینست که علمی خطا ناپذیر داشته باشد که توسط آن هیچ گاه دچار خطا یا اشتباه نشود.

علم غیبی امام

با بیانی که گذشت باید گفت که امام معصوم دارای علم غیبی است. اما اگر امام از علم غیبی خود استفاده کند دیگر نمی تواند برای مردم عادی الگو باشد. امام گرچه علمی غیبی دارد اما بر اساس علم ظاهری خود عمل می کند. به تعبیر دیگر در زمان عمل بر اساس ظواهر عمل می کند اما در حقیقت و باطن خود دارای علم غیبی است. علم غیبی تغییر ناپذیر است و تکلیف آور نیست زیرا علم قطعی و غیر قابل تغییر است. علت اینکه امام به علم غیبی خود عمل نمی کند اینست که خداوند اینگونه دستور داده است. در واقع عمل پیامبر به گونه ای است که بر اساس ظواهر بهترین عمل را می کند.

 این عالم بر اساس سلسله علل تنظیم شده است و همه علل به خدا بر می گردند. هر کسی بر اساس علمی که دارد می تواند آینده را پیش بینی کند و به آن علم داشته باشد. حال اگر کسی تمام سلسله علل را بداند علمش یقینی و خطا ناپذیر است. اما اگر فردی تا سطحی از این سلسله را بتواند ببیند علمش هم به همان اندازه است. برخی افراد پیش بینی می کنند و اکثر موارد هم صحیح است اما گاهی یک علت بالاتر که از علم آنها خارج است تغییراتی ایجاد می کند و پیش بینی آنها غلط از آب در می آید. بنابراین علم یقینی مختص کسی است که مظهر علم الهی شده و به تمام سلسله موجودات آگاه باشد.

 

علم امام حسین(علیه السلام) به شهادت و عمل به تکلیف الهی

بر اساس بیانی که گذشت مشخص می شود که امام حسین(علیه السلام) به شهادت خود و ماجرای کربلا بطور کامل علم داشتند اما چون دستور الهی عمل به وظیفه بر اساس ظاهر بود پای در این میدان نهادند. البته بر اساس شرایطی که در آن زمان بود حضرت عاقلانه ترین شیوه ای که ممکن بود را برگزیدند. در شرایطی که یزید می خواست از امام بیعت بگیرد و این معلوم بود که اگر امام بیعت نکنند باید در مدینه با سپاه یزید مقابله کنند از مدینه خارج شدند. همچنین مردم کوفه ایشان را دعوت کرده و بودند و پیام یاری ایشان را فرستاده بودند. و همه اینها در اصل برای این بود که حکومت یزید دیگر ظاهر را نیز رعایت نمی کند و حکومت اسلامی فاسد شده است و مردم کاری نمی کنند که خود ایشان بحث امر به معروف و نهی از منکر را نسبت به جامعه در زمینه علت قیام خود مطرح فرمودند.
همه حوادث کربلا را با این بیان از علم امام می توان تبیین کرد. مثلاً امام حسین(علیه السلام) با اینکه به شهادت علی اصغر خود علم داشتند اما  دستور الهی را که عمل بر اساس ظاهر بود را انجام دادند.

علم یقینی امام و علوم مراتب پایین تر

این عالم بر اساس سلسله علل تنظیم شده است و همه علل به خدا بر می گردند. هر کسی بر اساس علمی که دارد می تواند آینده را پیش بینی کند و به آن علم داشته باشد. حال اگر کسی تمام سلسله علل را بداند علمش یقینی و خطا ناپذیر است. اما اگر فردی تا سطحی از این سلسله را بتواند ببیند علمش هم به همان اندازه است. برخی افراد پیش بینی می کنند و اکثر موارد هم صحیح است اما گاهی یک علت بالاتر که از علم آنها خارج است تغییراتی ایجاد می کند و پیش بینی آنها غلط از آب در می آید. بنابراین علم یقینی مختص کسی است که مظهر علم الهی شده و به تمام سلسله موجودات آگاه باشد.


منبع:
کتاب امام شناسی، سید محمد حسین حسینی تهرانی(ره)
المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمد حسین طباطبایی(ره)
کتاب حماسه حسینی، مرتضی مطهری(ره)
سایت حوزه
سایت خبر آنلاین

پنج شنبه, 06 مهر 1396 15:39

چه کنم دخترم آرایش نکند؟!

چه کنم دخترم آرایش نکند؟!

 

یکی از اصلی ترین دغدغه های والدین در دوران بلوغ دختران خود، آرایش کردن می باشد. تعداد زیادی از خانواده ها از آرایش کردن دختران خود شاکی و عصبی هستند و می گویند که نمی دانیم چگونه باید نسبت به این علاقه دخترمان واکنش نشان بدهیم. در این مقاله راه مدیریت علاقه دختران به آرایش کردن را تهیه کرده ایم. با ما همراه شوید.

 

آرایش دختران، دغدغه والدین، دوران بلوغ دختران، عدم اعتماد به نفس، سرزنش کردن، زیبایی های ظاهری و باطنی

 

 


 یکی از مهمترین دغدغه های والدین در دوران بلوغ، آرایش کردن دختران است. بسیاری از والدین از استفاده فرزندشان از لوازم آرایشی شاکی هستند و می گویند ما نمی دانیم با این علاقه فرزندمان چگونه باید برخورد کنیم؟
با افزایش شناخت و آگاهی درباره بلوغ و ویژگی های این دوران می توان علت علاقه مندی دختران به استفاده از لوازم آرایشی را مشخص نمود. توجه بیش از حد به وضعیت ظاهری و اندام، عمده ترین دلمشغولی ذهنی نوجوانان به خصوص دختران نسبت به خویش است.
جنبه های منفی ظاهر، رشد نابرابر اندام ها، بزرگ شدن بینی و… به علت تغییرات نا بهنگام بلوغ است.دختران با گرایش به استفاده از لوازم آرایشی می خواهند عیوب خود را بپوشانند و جلب توجه و ابراز وجود کنند. به هر میزانی که اعتماد به نفس کمتر باشد شدت تمایل به استفاده از این وسائل بیشتر خواهد بود.
به دیگر سخن، اعتماد به نفس مولفه ای است که می تواند ریشه این نوع رفتار دخترانه باشد.و اینجاست که نقش والدینی پررنگ می شود…والدین عزیز می توانند:با شناخت فرزند و با در نظر گرفتن توانمندی های او، الگوهای رفتاری مطلوبی را در فرزندشان ایجاد کنند و اعتماد به نفس آنها را افزایش دهند.

 

برای افزایش اعتماد به نفس دخترتان، راهکارهای زیر را به کار گیرید

با دخترتان صحبت کنید

دوران بلوغ، دوران حساسی از زندگی است. در این دوره فرزند تان نیازمند توجه ویژه و بیشتری است. سعی کنید روابط عاطفی عمیق تری با آنها برقرار کنید. بهتر است ساعاتی از روز را به گفتگو با فرزندتان اختصاص دهید و درباره وقایعی که در طول روز اتفاق افتاده و یا درباره مسائلی که با آنها مواجه شده و یا متمایل به گفتگو راجع به آنهاست، صحبت کنید. در نشستی صمیمانه و صد البته دوستانه، درباره بلوغ و تغییرات جسمانی این دوران، با دخترتان صحبت کنید. به او کمک کنید به خود باوری برسد و تصویر بدنی مثبتی از خود داشته باشد.دخترتان را با واقعیت آشنا کنید: گاهی نوجوان دچار آرمان گرایی می شود و تصویر بدنی ایده آلی از خود تصور می کند که چندان به واقع نزدیک نبوده و فرسنگ ها از حقیقت به دور است.
دخترتان را با ماهیت واقعی تصاویر تبلیغاتی و مانکن ها آشنا کنید. به آنها بگوئید که بسیاری از عکس های روی مجلات ساختگی، دستکاری شده و محصول برنامه های فتوشاپ هستند. به آنها تفهیم کنید که تناسب اندام دلخواه آنان، نمادی از استانداردی غیر واقعی است و تنها شاید درصد اندکی از مردم چنین تناسب اندامی داشته باشند. خودباوری دخترتان را تقویت کنید: به او یاد دهید که خودش را به مقدار بسیار زیاد دوست داشته باشد. او باید بتواند چه درونی چه ظاهری، آن گونه که به نظر می رسد و یا متمایل است، خود را دوست داشته باشد.
به او کمک کنید تا به خود اعتماد داشته باشد و به باور دوست داشتن برسد. اگر دخترتان به چنین خودباوری دست یابد هرگز تحت تاثیر اظهار نظر دیگران و تبلیغات قرار نخواهد گرفت.ویژگی های مثبت دخترتان را بزرگ نمایی کنید: فرزند شما، در دوران حساس بلوغ، برای کسب اعتماد به نفس نیازمند توجه و حمایت عاطفی والدینش است. از سوی دیگر، شما آن هنگام تاثیر گذار هستید که بتوانید ویژگی های مثبت فرزندتان را ببینید و بگوئید. لذا، با تائید ویژگی های مثبت دخترتان می توانید تغییرهای بنیادینی در شخصیت او ایجاد کنید.

زیبایی دخترتان را تحسین کنید

زیبایی های ظاهری و باطنی او را تشویق کنید. با تمجید از زیبایی دخترتان، نه تنها حس توجه طلب او را اغناء می کنید بلکه وجود او را سرشار از امید و انرژی می کنید. این عبارات مثبت را به دخترتان هدیه کنید:“از این که امروز توی جمع خوب صحبت کردی،به تو افتخار می کنم”، “این مدل مو بسیار بهت میاد” ،” امروز فوق العاده زیبا شده ای” و…دخترتان را در آغوش بگیرید: اکنون همچون کودکی اش، دست نوازش بر سرش بکشد و هر از چند گاهی در آغوش تان بفشاریدش.
با توجه و بذل محبت می توانید اعتماد او را به خود جلب کنید و در این دوران برزخی که برایش هنوز معنادار نشده است، همراهیش کنید.

 

سرزنش ممنوع!

نصیحت های مدام، انتقاد، سرزنش، عبارات گزنده و تحقیر کننده، نه تنها منجر به کاهش اعتماد به نفس می شود بلکه باعث خشم، لجاجت و دوری فرزند از شما می شود. پس به افکار، عقاید، باورها و کلام فرزندتان احترام بگذارید
و از بیان هر کلام تند و کوبنده پرهیز کنید.اگر می خواهید دخترتان به جای استفاده از لوازم آرایش به دنبال زیبایی های دیگر باشد ،باید کمی در نحوه ی تربیتی تان تجدید نظر کنید.


 

منبع : برنا 

         

 

تصاویر ویژه روز هفتم محرم

تصاویر ویژه روز هفتم محرم

تصاویر ویژه روز هفتم محرم

تصاویر ویژه روز هفتم محرم

تصاویر ویژه روز هفتم محرم

تصاویر ویژه روز هفتم محرم

 

نواهنگ ویژه روز هفتم محرم
 
مداحی روز هفتم محرم
  مقتل حضرت علی اصغر (علیه السلام)
  روضه حضرت علی اصغر (ع)
  سخنرانی روز هفتم محرم

نماهنگ ویژه روز هفتم محرم
 
مداحی
 
سخنرانی
  نماهنگ
آیا امام حسین(علیه‌السلام) می‌دانستند حضرت علی اصغر شهید می‌شود؟                    
خونی که آسمان کربلا، خریدار آن شد

قنداقه آسمانی

بعضی اتفاقات در کربلا با عقل ناسازگار است!

برخورد امام حسین علیه السلام با گناهکاران

تا کی باید عزاداری بکنیم؟

زیانکارترین های واقعه کربلا
غنچه‌‌ی پرپری که باب‌الحوائج می‌شود
چرا حضرت علی اصغر(علیه السلام) در شش ماهگی باب الحوائج شد؟

چرا برای حضرت علی‌اصغر (علیه السلام) اینقدر حرمت قائلیم؟

آیا امام حسین علیه السلام، به دشمن التماس کرد که به علی اصغر(علیه السلام) آب بدهند؟

کیفیت به شهادت رسیدن حضرت علی اصغر علیه السلام/ مصاحبه با دکتر رجبی دوانی + فیلم

خیمه گاه حضرت علی اصغر علیه السلام

خواب آب/ شعر

مجاهد شش ماهه/ شعر

اشکواره های حضرت علی اصغر علیه السلام/ شعر

غنچه پرپر/ شعر

ای علی اصغر/ شعر
ویژهنامه دنیای اقتصاد - شماره 4156 1396/07/06 بازدید:32بار 
بچه های موفق چگونه تربیت می شوند؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مجله بین‌المللی «رشد کودک» که از انتشارات موسسه علمی «وایلی» در دانشگاه آکسفورد است در مجله منتشرشده سال 2014 خود اثبات کرد: نحوه تربیت کودکان از بدو تولد، تاثیر بسزایی بر میزان موفقیت اجتماعی-اقتصادی آنها در دهه‌های بعد زندگی‌شان دارد. محققان این موسسه ضمن بررسی شیوه تربیتی در 243 نفر از زمان تولد تا 32 سالگی و سنجش میزان موفقیت آنان در سال‌های آتی زندگی‌شان، چند سال اول زندگی کودک را مهم‌ترین سال‌های شکل‌گیری وجهه اجتماعی-اقتصادی ارزیابی کردند. آنها از طرفی وضعیت اقتصادی خانواده‌ها را نیز در نظر گرفتند و نتیجه‌ای که از این نظارت منتشر کردند از وجود رابطه مستقیم درجایگاه اقتصادی- اجتماعی خانواده با شکل‌گیری شخصیت موفق اقتصادی در کودکان خبر داد. به این ترتیب که رفاه اقتصادی خانواده به جنبه‌های مثبت رشد اقتصادی کودک کمک شایانی می‌کند و در سمت دیگر فقدان رفاه نسبی در خانواده، شرایط پرورش کودک در زمینه اقتصادی را به شدت متزلزل می‌کند. دانشگاه کوبه ژاپن در مقاله‌ای که در سال 2016 منتشر کرد، با در نظر گرفتن سه شیوه تربیتی و چهار فاکتور در موفقیت آتی فرزندان، تاثیر شیوه‌های تربیتی مختلف را بر روحیه مثبت، موفقیت تحصیلی، احساس امنیت و درآمد متوسط بررسی کرده است. بررسی رابطه این چهار پارامتر با شیوه‌های تربیتی حکایت از این دارد که این فاکتور‌های اقتصادی-اجتماعی با شیوه مناسب فرزند‌پروری به حالت بهینه خود خواهند رسید.

اثر تحصیلی- اقتصادی بر فرزندان

پژوهشگران دانشگاه میشیگان در سال 2014 با انتشار مقاله‌ای به وجود رابطه مستقیم در میزان تحصیلات مادر و میزان تحصیلات آکادمیک کودک پی برده‌اند. در این بررسی مادرانی که تحصیلات تکمیلی خود را گذرانده‌اند، فرزندان تحصیل‌کرده‌ای پرورش می‌دهند. در پژوهشی با پوشش افق زمانی بلند‌مدت، 856 کودک از هشت سالگی تحت نظارت مستقیم قرار گرفتند. مقایسه موفقیت شغلی و تحصیلی این افراد پس از چهل سال به کشف وجود رابطه مستقیم در تحصیلات والدین و موفقیت فرزندان آنها منجر شد. مطالعات دانشکده اقتصاد دانشگاه هاروارد نیز نشان می‌دهد فرزندان مادران شاغل از پتانسیل بیشتری برای اکتساب توانایی‌های اجتماعی-اقتصادی برخوردارند. یکی از این پژوهش‌ها که دختران مادران شاغل را بررسی کرده‌است حاکی از تمایل بیشتر این دختران برای ادامه تحصیل در سیستم آکادمیک و دست‌یابی به موقعیت شغلی در رده‌های مدیریتی است. این دختران حقوق دریافتی بیشتری از دختران مادرانی که خانه‌دار هستند، به دست می‌آورند. پسران مادران شاغل نیز از نظر مسوولیت‌پذیری و کسب مهارت‌های اقتصادی از گروه دیگر به مراتب توانا‌تر‌ هستند.

 

میوه متفاوت سه شیوه تربیتی

به عقیده کارشناسان، سه شیوه کلی در تربیت و پرورش کودکان وجود دارد: سلطه‌گرایانه(کنترل‌کننده با چارچوب‌های مورد نظر والدین)، سهل‌گیرانه و مقتدرانه. بررسی روابط علّی نشان می‌دهد که سومین شیوه تربیتی بهترین روش از میان این سه شیوه است. در روش مقتدرانه، والدین تنها با جهت دهی بالغانه سعی در معنا‌دار کردن هدف‌گذاری و رفتار کودک دارند. در این شیوه آزادی عمل کودک برای تصمیم‌گیری تحت نظر والدین افزایش می‌یابد که اثر‌‌ آن افزایش خلاقیت، مسوولیت‌پذیری و ایده‌پردازی در کودک می‌شود. کارشناسان دانشگاه‌های پنسیلوانیا و دوک با بررسی بیش از 700 کودک از سنین پایین تا 25سالگی متوجه وجود همبستگی معناداری میان آموزش‌های مهارت‌های اجتماعی-اقتصادی در دوره کودکی با موفقیت‌های شغلی و اقتصادی در 25سالگی آنان شدند. مهارت‌هایی که آموزش آنها به تکامل اقتصادی-اجتماعی کودک کمک شایانی می‌کند شامل مهارت همکاری با دیگران، کمک به دیگران و حل کردن مشکلات شخصی بدون کمک دیگران هستند. این مهارت‌ها در بلندمدت منجر به کسب مراتب علمی بالاتر و اشتغال به شغل دائمی این دسته از کودکان، در قیاس با کودکانی که این مهارت‌ها را نیاموخته‌اند می‌شود. در نظر گرفتن مسوولیت‌های کوچک و دائمی برای فرزندان از جمله عوامل تاثیرگذار بر آینده اقتصادی کودکان است. مسوولیت‌هایی مثل شست‌و‌شوی لباس‌های شخصی، بیرون گذاشتن زباله‌ها یا مشارکت در انجام امور داخل خانه به ارتقای قدرت اتکا به خود و اعتماد به نفس آنها کمک می‌کند. انجام دادن مسوولیت‌های محول شده به‌طور کامل از اهمیت زیادی برخوردار است؛ چراکه بر مبنای یافته‌های پژوهش‌های علمی تکمیل نشدن امور محوله اثر معکوسی بر کودک می‌گذارد.

 

اثر انتظار بر عملکرد

«اثر پیگمالیون» پدیده‌ای است که طی آن سطح انتظارات از یک فرد در انتها با عملکرد این فرد رابطه مستقیم دارد. بالا بودن سطح انتظار والدین از فرزندان خود (انتظارات نابجا یا خیال‌پردازانه اثرات منفی شدیدی بر کودک می‌گذارد)، به افزایش میزان عملکرد آنها در ادامه زندگی‌شان کمک می‌کند. برای مثال در یک آزمایش، از دانش‌آموزان متعدد تست IQ گرفته شد و تعدادی از دانش‌آموزان به‌طور تصادفی به عنوان برندگان این تست به معلمانشان معرفی شدند. پس از مدتی افزایش محسوسی در ارتقای تحصیلی این دانش‌آموزان پدید آمد؛ درحالی‌که دانش‌آموزانی که برندگان حقیقی این آزمون بودند در پیشرفتشان هیچ تغییری حاصل نشد. بنابراین والدین با اعمال انتظار در نحوه عملکرد فرزندشان می‌توانند به‌طور مستقیم بر آینده آنان اثر بگذارند. براساس مطالعه‌ای که روی 6.600 کودک در کالیفرنیا صورت گرفت، فرزندان والدینی که انتظارشان از عملکرد اقتصادی کودکان‌شان در سطح بالایی قرار داشت پس از طی دو دهه پیشرفت قابل‌توجهی در دستاورد‌های اقتصادی خود بروز دادند. بیش از 80 درصد این دسته از فرزندان بنا به سطح انتظار والدین‌شان عمل کردند که مبین کارآیی اثر پیگمالیون بر آینده کودکان است.

 

ریاضیات و اقتصاد

در تحلیلی که از نتایج یک پژوهش علمی بر روی 35.000 کودک پیش‌دبستانی در آمریکا، کانادا و انگلستان به‌دست آمده است، آموزش ریاضیات مقدماتی در سال‌های پیش از مدرسه منجر به افزایش موفقیت آتی این کودکان در زمینه اقتصادی می‌شود. کودکانی که ریاضیات را از سال‌های ابتدایی زندگی می‌آموزند نه تنها در بخش ریاضیات بلکه در مهارت درک مطلب نیز به نسبت گروهی که ریاضیات را در سنین بالاتر آموخته‌اند؛ قوی‌تر هستند. بنا به مقاله‌ای که در نسخه اکتبر 2014 ژورنال علوم اجتماعی و رفتاری «پروسدیا» منتشر شد، دانش‌آموزانی که پیش‌زمینه ریاضیاتی بهتری دارند در علم اقتصاد با سهولت بیشتری پیشرفت می‌کنند. اگرچه آموزش ریاضیات در دانشکده‌های اقتصاد، در برخی از موارد با اعتراض دانشجویان مواجه شده‌است؛ اما در این میان کودکانی که از سال‌های ابتدایی ریاضیات را از والدین خود فراگرفته‌اند، کمتر با این مشکل دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

معمای شغلی ازدواج زنان
 
ویژهنامه دنیای اقتصاد - شماره 4156 1396/07/06 بازدید:11بار 
تکنولوژی چگونه از تسلط مردان در اقتصاد خانواده کاست

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در طول تاریخ، شرایط زندگی اجتماعی و اقتصادی جامعه به‌شدت از نحوه «معیشت» انسان متاثر شده است. به بیان دیگر، هرگاه ابزار و ابعاد معیشت تغییر کرده به‌دنبال آن دگردیسی بزرگی در بطن زندگی انسان از حیث پدیده‌های اجتماعی و اقتصادی نیز ایجاد شده است. یکی از این پدیده‌های اجتماعی-اقتصادی که رابطه تنگاتنگی با «نحوه معیشت» داشته نگرش انسان نسبت به جایگاه زن در جامعه به‌طور کل و «اشتغال زنان» به‌طور اخص بوده است. به‌عنوان مثال، در مقطعی از تاریخ که معیشت بر پایه‌های شکار و فعالیت‌های سخت فیزیکی می‌چرخید، زن یک جایگاه و در مقطعی که تخصص و تکنولوژی تعیین‌کننده نحوه معیشت است، زن‌ها جایگاه دیگری در اجتماع دارند. به فراخور همین جایگاه مساله اشتغال آنها نیز دچار تغییر شده و بالطبع کیفیت زندگی آنان را تحت‌الشعاع قرار داده است. به نظر می‌رسد در مقطع کنونی تاریخ، پیچیدگی نحوه معیشت، زاویه‌های جدیدی از مساله اشتغال زنان را نمایان کرده، که توجه به این زوایا نه تنها زندگی فردی آنها را متاثر می‌سازد، بلکه به درجه اهمیت ملی و فراملی تبدیل شده است. به عبارت دیگر، از یک طرف مساله اشتغال زنان، میزان کیفیت زندگی شخصی آنها را دگرگون کرده و از طرف دیگر، در دنیایی که جنگ تولید است، جوامع از زنان به‌عنوان یک سرمایه اجتماعی در قالب مهم‌ترین عامل تولید بهره می‌برند.

تحولات هویتی

مهم‌ترین تغییری که تکنولوژی در بطن زندگی ایجاد کرده این است که وزن فیزیک بدن در فرآیند تولید را به نفع استفاده از فکر کاهش داده است. همین تغییر از مناسبات فیزیکی به تولید تفکر محور باعث شده است تا زنان نیز در فرآیند تولید سهم خواهی کنند. همین سهم‌خواهی باعث تحولات هویتی قابل‌توجهی در آنان شده است. زنانی که قبلا مسوول کارهایی در منزل و پرورش کودکان بودند و به همین علت از حیث معیشت به مردان وابسته بودند، امروزه با عرضه نیروی کار خود در بازار، یک استقلال درآمدی برای خود ایجاد کرده‌اند. استقلال درآمدی که مقدمه شکل‌گیری استقلای طلبی و فردگرایی آنان شد. قانون طبیعت ایجاب می‌کند مادام که معیشت خانواده صرفا به‌وسیله مرد تامین شود، تسلط بیشتری روی تصمیم اعضای خانواده، روابط داخلی خانواده و تعامل آنها با اجتماع داشته باشد. با این حال استقلال درآمدی درون خانواده‌ای باعث شده است که این تسلط رنگ باخته و زنان هویت خود را در تصمیمات فردی و اجتماعی به‌دست آورند.

 

افزایش سن ازدواج

افزایش اشتغال زنان از سه زاویه مختلف باعث افزایش سن ازدواج می‌شود. در وهله اول، قبل از استقلال درآمدی، یکی از مهم‌ترین انگیزه‌های زنان برای ازدواج حمایت اقتصادی بود. به عبارت دیگر، دختران تنها تا سن خاصی تمایل دارند از لحاظ اقتصادی متکی به خانواده پدری خود باشند و بعد از این سن به ازدواج به‌عنوان حامی اقتصادی بعدی فکر می‌کنند. با این حال، افزایش اشتغال زنان و به‌دنبال آن استقلال اقتصادی، از این زاویه انگیزه ازدواج را تقلیل خواهد داد. در وهله دوم، دختران، با احراز فرصت‌های شغلی، موقعیت اجتماعی جدیدی می‌یابند و شرایط سخت‌تری برای ازدواج خود در نظر خواهند گرفت و همین باعث می‌شود تصمیم برای ازدواج سخت‌تر و سن ازدواج افزایش یابد. رقابت زنان و مردان در بازار کار سومین زاویه‌ای است که از سوی آن سن ازدواج افزایش می‌یابد. به عبارت دیگر، سهم‌خواهی زنان در تولید، فرصت شغلی مردان را کاهش می‌دهد. مردان بدون شغل و درآمد نیز تمایلی به ازدواج و تشکیل خانواده نخواهند داشت که این امر خود بر افزایش میانگین سن ازدواج اثرگذار خواهد بود.

 

کاهش بار تکفل

یکی از مهم‌ترین متغیرهای اقتصادی در حوزه رفاه فردی، بار تکفل است که نسبت افراد شاغل و افراد بیکار و مصرف‌کننده را در یک خانواده با هم مقایسه می‌کند. افزایش اشتغال زنان از دو حیث بار تکفل را بهبود می‌دهد. ابتدا ورود زنان به مشاغل رسمی استقلال درآمدی آنها را منجر شده و این خود باعث بهبود بار تکفل خواهد شد. در گام بعدی، اشتغال زنان تمایل آنها به زندگی با کیفیت‌تر به علاوه میزان پرداختن آنان به اوقات فراغت را افزایش می‌دهد. همین باعث می‌شود که تصمیم آنها به سمت کاهش شمار فرزندان سوق یابد. این کاهش از یک‌طرف جمعیت در سطح جامعه را کاهش می‌دهد و از سوی دیگر بار تکفل را بهبود خواهد داد. یکی از مهم‌ترین پیامد‌های کاهش بار تکفل می‌تواند افزایش میزان درآمد سرانه باشد که خود می‌تواند مقدمه افزایش کیفیت زندگی فرزندان و بهبود سرمایه اجتماعی باشد. افزایش درآمد سرانه از این حیث سرمایه اجتماعی را بهبود می‌دهد که با اشتغال زنان در کنار مردان، فرصت بیشتری برای ارتقای کمیت و کیفیت آموزش فرزندان از حیث افزایش مخارج خانواده روی این بخش، ایجاد می‌شود.

 

مزیت‌سازی هزینه‌ای

در دنیای امروز که تخصص و تکنولوژی معیار معیشت است، کشور‌ها به‌دنبال آن هستند تا با ایجاد مزیت‌های مختلف و به‌دنبال آن کاهش هزینه نهایی تولید، جذابیت کالاهای خود را برای بازار سایر کشور‌ها افزایش دهند. به این منظور کشورها برای ایجاد مزیت سعی دارند در حوزه یکی از عوامل تولید یعنی نیروی کار، زمین و سرمایه ورود پیدا کنند. یکی از کشور‌هایی که به میزان گسترده با کاهش هزینه نهایی تولید از سمت نیروی کار تولیدات خود را در سراسر بازار‌های دنیا عرضه کرده کشور چین است. به عبارت دیگر چین از وجود نیروی کار ارزان استفاده کرده و روی تولیدات کاربر در داخل متمرکز شده و به قیمت پایین این کالاها را در رقابت با کالاهای داخلی کشورها، به بازار آنان می‌فرستد. همان‌قدر که سیاست چین در تصاحب بازار‌های جهانی هوشمندانه است، سیاست کشور‌هایی که در اشتغال زنان کوتاهی می‌کنند، غیرهوشمندانه و از حیث اقتصادی نامعقول است. بنابراین در کنار منافعی که اشتغال در ابعاد مختلف برای زنان ایجاد می‌کند، اقتصاد به‌عنوان یک کل نیز به نیروی کار آنها در راستای ایجاد مزیت هزینه‌ای نیازمند است.

ویژهنامه دنیای اقتصاد - شماره 4156 -1396/07/06  
تهران در میان شهرهای پراسترس جهان

 

 

 

 

 

 

 

چند روز پیش در مطالعه‌ای که از سوی سازمان «زیپجت» منتشر شد، رده‌بندی پراسترس و کم‌استرس‌ترین شهرهای جهان در سال 2017 اعلام شد. بر اساس این رده‌بندی تهران شش رده به آخر قرار گرفت و آلمان توانست با داشتن 4 شهر در میان کم‌فشارترین شهرها برترین کشور از این نظر باشد. در رده‌بندی 10 شهر برتر، اشتوتگارت آلمان در رده نخست قرار گرفت و شهرهای لوکزامبورگ از کشور لوکزامبورگ، هانوفر از آلمان، برن از سوئیس، مونیخ از آلمان، بردو از فرانسه، ادینبورو از بریتانیا، سیدنی از استرالیا، هامبورگ از آلمان و گراتس از اتریش در رده‌های بعدی قرار گرفتند. قرار گرفتن 4 شهر از آلمان و 9 شهر از 10 شهر برتر جهان در قاره اروپا جالب توجه است، درحالی‌که سهم قاره آسیا و آمریکا در این میان صفر است. نگاهی به 10 شهر پرفشار نیز قابل توجه است: شهر بغداد، پایتخت عراق در رتبه 150 و آخر قرار گرفته است و پس از آن نیز به ترتیب کابل، لاگوس پایتخت نیجریه، داکار پایتخت سنگال، قاهره پایتخت مصر و تهران قرار دارند! پس از آنها نیز داکا پایتخت بنگلادش، کراچی پاکستان، دهلی‌نو هند و مانیل فیلیپین جای گرفته‌اند. در واقع تهران که تنها شهر ایران در این فهرست است، در فاصله 6 شهر تا انتهای پرفشارترین شهرهای جهان واقع شده است. از 10 شهری که در انتهای جدول قرار گرفته‌اند، 7 شهر آسیایی و 3 شهر آفریقایی هستند. به‌رغم تمام سوگیری‌ها و خطاهایی که ممکن است در این مطالعه وجود داشته باشد، داشتن دورنما و مقایسه‌ای از وضعیت شهری پایتخت می‌تواند در درک بهتر مسائل پیش‌رو و شرایطی که شهر با آن روبه‌رو است، مفید باشد و در جهت رفع آنها کمک قابل توجهی کند. در ادامه به بررسی متغیرهای زیرمجموعه این تحقیق می‌پردازیم.

 

متغیرهای شهری

در بخش متغیرهای شهری، نخستین عامل تراکم است. شهر کویت، پایتخت کویت از نظر تراکم کم، در رتبه نخست جهان قرار دارد و پس از آن نیز لوکزامبورگ و سان‌سالوادور قرار گرفته‌اند. بیشترین تراکم نیز متعلق به داکای بنگلادش است و پس از آن مومبایی (بمبئی) و کلکته هند قرار دارند. تهران از این نظر در جایگاه 129 شهرهای مورد بررسی قرار گرفته است و امتیاز آن 67/ 8 است (بدترین نمره 10 و بهترین نمره 1 است). در زمینه فضای سبز، اشتوتگارت آلمان رتبه برتر را دارد و پس از آن نیز ادینبورو و برن قرار دارند. بدترین وضعیت نیز در این حوزه به‌طور مشترک متعلق به شهرهای کازابلانکا، مکزیکوسیتی، ریاض و جده، امان پایتخت اردن و شهر کویت است. شهر تهران از نظر این متغیر با امتیاز 21/ 9 در رده 135 است. از نظر حمل و نقل عمومی شرق آسیا کارنامه قابل قبولی دارد، به طوری که سنگاپور در رده نخست جای گرفته و پس از آن نیز تایپه پایتخت تایوان و زوریخ سوئیس جای دارند. بدترین وضعیت نیز متعلق به آنتاناناریو ماداگاسکار، آلماتی قزاقستان و بغداد عراق است. تهران در این مورد توانسته با امتیاز 62/ 6 رتبه 93 را اخذ کند. از نظر ترافیک، لایپزیگ آلمان، مون‌پلیه فرانسه و ساوتهمپتون بریتانیا برترین شهرها و دوحه قطر، کابل و کراچی بدترین شهرها بوده‌اند. تهران در این میان رتبه 126 را با امتیاز 55/ 8 داشته است. از نظر احساس امنیت، ابوظبی، اوزاکا و بوردو بهترین جایگاه و کاراکاس ونزوئلا، سان‌سالوادور و کابل بدترین شهرها بوده‌اند. در این رتبه‌بندی، تهران در رده 140 قرار داده شده است. از نظر میانگین روشنایی نیز دمشق، امان و ابوظبی برترین و منچستر، گلاسکو و هانوی بدترین شهرها بوده‌اند. ضمن اینکه تهران در رده 47 قرار دارد.

 

متغیرهای آلودگی

در بررسی آلودگی هوا، شهرهای میامی و سیاتل از آمریکا و ونکوور از کانادا بهترین وضعیت و ریاض، کراچی و لاگوس بدترین وضعیت را داشته‌اند. رتبه تهران از این نظر 121 است و نکته جالب این است که در این 150 شهر، تا رتبه 72 اثری از شهرهای آسیایی حتی از کشورهای پیشرفته شرق آسیا دیده نمی‌شود! از نظر آلودگی صوتی، ابیجان پایتخت ساحل‌عاج، موناکو و بوردو بهترین وضعیت و لایپزیگ آلمان، ریکیاویک ایسلند و برن سوئیس بدترین وضعیت را دارند. تهران از این نظر رتبه 54 را دارد. در آلودگی نوری بهترین شهر آنتاناناریو پایتخت ماداگاسکار، ریکیاویک و جاکارتا و بدترین شهرها سنگاپور، منامه و دوحه هستند. تهران از این نظر رتبه 100 را دارد.

 

وضعیت مالی

در متغیرهای مالی، بررسی بیکاری نشان می‌دهد که پنوم‌پنه کامبوج، دوحه و بانکوک در صدر و داکار سنگال و ژوهانسبورگ و کیپ‌تاون از آفریقای جنوبی در قعر این متغیر جای دارند. تهران از نظر میزان بیکاری در این تحقیق در رده 126 قرار گرفته است. از نظر بدهی سرانه بندر سری‌بگاوان، نومآ و سئول در صدر قرار داشته و کاراکاس، آتن و بیروت در ته جدول جای دارند و جایگاه تهران نیز 107 است. از نظر امنیت اجتماعی شهرهای آتن و گواتمالا بهترین شرایط را دارند و شهرهای ابیجان و یائونده در ساحل‌عاج و کامرون بدترین شرایط را متحمل می‌شوند. در این میان، در این متغیر، تهران با امتیاز 3/ 1 و کسب رتبه ششم جهانی، بهترین شهر آسیایی این رده‌بندی و یکی از بهترین شهرهای دنیا بوده است. از نظر قدرت خرید خانوار، مونیخ، لوکزامبورگ و سیدنی بهترین وضعیت را داشته و یائونده، داکا و کابل بدترین وضعیت را دارند. تهران در این میان با کسب امتیاز 77/ 7 در جایگاه 113 جهانی قرار داشته است.

 

متغیرهای مربوط به مردم

در آخرین بخش از متغیرهای مورد بررسی، وضعیت سلامت فیزیکی، روانی و برابری جنسیتی و نژادی در شهرهای مختلف به تصویر کشیده شده است. از نظر سلامت روانی، بهترین نمایندگان متعلق به قاره اروپا بوده‌اند و لوکزامبورگ، بوردو، گراتس و هانوفر از کشورهای لوکزامبورگ، فرانسه، اتریش و آلمان برترین شهرهای این متغیر را تشکیل داده‌اند. این در حالی است که نمایندگان آفریقا و آسیا در قعر رده‌بندی قرار گرفته‌اند و این امر گویای تاثیرگذاری شرایط اقتصادی و پیشرفت کشورها در شکل‌گیری آرامش روانی و کاهش استرس نیز هست. شهرهای ابیجان، لاگوس، کابل و دهلی‌نو بدترین شهرهای این فهرست را تشکیل می‌دهند و تهران نیز از نظر این متغیر در جایگاهی تقریبا متوسط، یعنی در رده 82 قرار گرفته است. از نظر سلامت فیزیکی نیز شهرهای اروپایی باز هم در صدر قرار دارند و ریکیاویک پایتخت ایسلند، موناکو و استکهلم سوئد، آمستردام و روتردام هلند، آنتورپ و بروکسل بلژیک و در نهایت سئول کره‌جنوبی، 10 شهر برتر در این حوزه هستند. بدترین شهرها از این نظر نیز لاگوس، داکا، آنتاناناریو، کراچی و داکار هستند. در این میان تهران رتبه 115 را از این نظر کسب کرده است. از نظر برابری جنسیتی، به جز دو شهر ولینگتون و اوکلند از نیوزیلند، تا رتبه 33 هیچ نشانی از شهرهای آسیایی، آفریقایی و حتی آمریکایی دیده نمی‌شود! برترین شهرها در این حوزه ریکیاویک، ولینگتون، زوریخ و اسلو هستند و بدترین شهرها نیز عبارت است از: بغداد، کابل، دمشق، کراچی و درنهایت تهران. از نظر برابری نژادی، سه شهر از ایالات متحده آمریکا در صدر این فهرست قرار گرفته‌اند: سیاتل، بوستون و سان‌فرانسیسکو. پس از این سه شهر نیز سه شهر سوئیسی ژنو، برن و زوریخ جای دارند. آمریکا با داشتن 6 نماینده از 10 شهر برتر در این خصوص عملکرد مناسبی در این مورد داشته است و بدترین وضعیت نیز در اختیار شهرهای آسیایی است: سئول بدترین شهر محسوب می‌شود و پس از آن نیز شهرهای کویت، مومبایی (بمبئی)، دهلی‌نو، بنگلور و کلکته از هند جای دارند. پس از این شهرها نام‌ شهرهای پیشرفته‌ای چون توکیو و اوزاکا نیز در میان 10 شهر با بیشترین نابرابری نژادی دیده می‌شود! تهران از این نظر در رتبه 135 از 150 شهر مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین هیچ شهری از اروپای غربی و آمریکای شمالی در یک‌سوم انتهایی، یعنی 50 شهر آخر از این نظر وجود ندارد.

 

اساس این‌ رتبه‌بندی چیست؟

این رده‌بندی بر اساس معیارهای گوناگونی انجام شده و با تجمیع امتیازات از هر یک از زیرشاخص‌ها، رتبه‌بندی پایانی ایجاد شده است. این معیارها شامل 4 گروه متغیرهای شهری، آلودگی، وضعیت مالی و مردم است. در بخش شهری عناصری مانند تراکم، فضای سبز، حمل و نقل عمومی، ترافیک، احساس امنیت و میانگین ساعات روشنایی در طول سال لحاظ شده‌اند و در بخش آلودگی نیز انواع آلودگی هوا، صوتی و نوری مورد بررسی قرار گرفته‌اند. بخش وضعیت مالی شهرها شامل عناصری همچون بیکاری، بدهی سرانه، امنیت اجتماعی و قدرت خرید خانوار بوده و در بخش نهایی یعنی مردم نیز سلامت جسمی و روانی در کنار برابری جنسیتی و نژادی سنجیده شده است. در پایان با توجه به تمام متغیرهای یاد شده، نمره‌ای به هر شهر داده شده و رتبه‌بندی نهایی انجام گرفته است. بهترین وضعیت تهران در این تحقیق در زمینه امنیت اجتماعی بوده است و یکی از بدترین موارد متعلق به برابری‌ جنسیتی است که باید مورد توجه خاصی قرار بگیرد. ضمن اینکه مواردی همچون ترافیک و آلودگی هوا نیز از مهم‌ترین نکات در این میان بوده است که باید مورد توجه مسوولان امر قرار گیرد.

 
 
 
مروری بر ریشه های استرس شهری

 

همواره شنیده و خوانده‌ایم که استرس روی سلامت و زندگی ما اثر می‌گذارد، اما تاکنون چه حد به این مساله توجه کرده‌ایم؟ چقدر به اینکه زندگی در شهر منجر به استرس، اختلالات روانی و فیزیکی ما شده است فکر می‌کنیم و برای رفع یا کاهش آنها چه اقداماتی انجام می‌دهیم؟ مطابق با گزارشی که از وضعیت استرس 150 شهر به تازگی منتشر شده، شهر تهران از نظر زندگی پراسترس در میان 10 شهر پایینی قرار گرفته است و این مساله قطعا نیاز به تغییراتی را در زندگی شهروندان گوشزد می‌کند. تغییراتی که اگر اصلاح نشود، جز آسیب‌های اقتصادی و اجتماعی چیزی برجای نخواهد گذاشت و قطعا هر چه مدت زمان بیشتری طول بکشد، عوارض آن وخیم‌تر خواهد شد.

 

ازدحام و ترافیک

بسیاری از ما به‌طور روزمره تجربه سوار شدن در خطوط مترو یا حمل‌ونقل عمومی را که با ازدحام و برخی مشکلات همراه است، شاهد هستیم و البته این تجربه منحصر به کشور و شهرهای ایران نیست. ساکنان شهری و کلان‌شهرها همگی با استرس روزانه زندگی در شهرهای پرازدحام و شلوغ و ترافیک ناشی از تردد جمعیت فراوان این شهرها آشنا هستند. با این همه، اگرچه این تجربه در تمام کشورهای دنیا مشاهده می‌شود، در بسیاری از شهرهای اروپایی و کشورهای پیشرفته برای مدیریت آن راهکارهایی اندیشیده شده است تا هزینه‌های اجتماعی، اقتصادی و سلامت ناشی از آن را کاهش دهد. عموما در کشورهای آسیایی به‌خصوص منطقه غرب و جنوب آسیا، به دلایل مختلفی از جمله توسعه اقتصادی، شهرها بیشتر به تولید روی آورده‌اند و هزینه‌ای که برای سلامت روانی و فیزیکی افراد در اثر این کار به‌وجود می‌آید، نادیده گرفته می‌شود.

 

امنیت اجتماعی و حس امنیت

حس امنیت یکی از مهم‌ترین احساساتی است که در شهرهای بزرگ معمولا با تهدید بیشتری روبه‌رو است. امنیت اجتماعی نیز با توجه به هزینه‌های اقتصادی بالاتر و امکان از کارافتادگی و بروز سایر آسیب‌ها در کلان‌شهرها عمدتا بیش از شهرهای کوچک مورد توجه قرار می‌گیرد. بیکاری، حاشیه‌نشینی و نابرابری‌های مختلف از جمله عواملی هستند که می‌توانند این حس امنیت را با مشکلاتی روبه‌رو کنند.

 

کمبود زمان

یکی از علل عمده این استرس عامل زمان است. کمبود این عامل که عمدتا در شهرهای بزرگ به چشم می‌خورد، سبب به وجود آمدن بی‌تابی و اضطراب می‌شود. هر چه زمانی که می‌گذارید بهای بالاتری داشته باشد و کمیاب باشد، استرس فرد بیشتر می‌شود اما هزینه‌هایی که به سلامت فرد وارد می‌کند نیز بیشتر می‌شود. در این چارچوب هزینه فرصتی که فرد به ازای از دست دادن زمان در شهرهای بزرگ می‌پردازد، افزایش پیدا می‌کند و همین امر بر افزایش استرس وی در کنار عواملی مانند ترافیک، بی‌ثباتی شغلی و بیکاری و نیز تورم و هزینه‌های بالاتر زندگی در شهرهای بزرگ موثر است.

 

از سرعت قدم زدن تا رشد اقتصادی!

تحقیقات انجام شده در شهرهای مختلف حاکی از این است که سرعت گام برداشتن در شهرها یکی از معیارهایی است که توسط چند روانشناس به‌عنوان سنجه‌ای از وضعیت شتاب و استرس یک شهر معرفی شده است. نظریه‌های اولیه معتقد بودند که افراد در شهرهای بزرگ سریع‌تر حرکت می‌کردند زیرا می‌خواستند از ازدحام شهری پرهیز کنند اما پس از آن، محققان نظر خود را در مورد این تئوری عوض کردند و نشان دادند که عامل اصلی این مساله عوامل اقتصادی است. طبق تحقیقات آنها بهره‌وری اقتصادی با سریع‌تر شدن آهنگ زندگی رابطه مستقیمی دارد که بر سرعت کار و راه‌رفتن نیز تاثیر می‌گذارد. محققان معتقدند با بزرگ‌تر شدن شهرها، نرخ دستمزد و هزینه زندگی افزایش می‌یابد و افراد هزینه فرصت بالاتری برای زمانشان قائل هستند.

 

سلامت روانی و فیزیکی

یک مطالعه دیگر در مناطق کلان‌شهری حاکی از آن است که استرس موجب بالا رفتن احتمال مبتلا شدن به فشار خون می‌شود و بیماری‌های کلیوی و قلبی و عروقی را نیز افزایش می‌دهد. افزایش ضربان قلب، فشار خون و آزاد شدن هورمون‌هایی نظیر آدرنالین، نورآدرنالین و کریستول در جریان خون نیز از تبعات همین استرس است. برخی مطالعات حاکی از این هستند که زندگی شهری با افزایش ریشه‌های افسردگی، اضطراب و سایر روان‌پریشی‌ها ارتباط دارد و در واقع محیط‌های شهری این مسائل را تشدید می‌کنند. البته این موارد به وضعیت کاری، تاهل، وضعیت مهاجرت یا بومی بودن و برخی عوامل دیگر نیز بستگی دارد.

 

جمع‌بندی

با رشد جمعیت‌ شهری، مساله شهرنشینی و سلامت روانی به‌طور فزاینده‌ای هر روز مهم‌تر می‌شود. بیش از نیمی از جمعیت جهان اکنون در مناطق شهری زندگی می‌کنند. انتظار می‌رود این میزان تا سال 2050، به دوسوم جمعیت جهان افزایش پیدا کند. این روند در ایران نیز رخ خواهد داد و موجب گسترش شهرهای کوچک و رشد شدید کلان‌شهرها خواهد شد که نیاز به مدیریت صحیح و مناسب را در این میان افزایش می‌دهد تا از افزایش استرس، بیماری‌های روانی و فیزیکی و اثرات منفی روانی زندگی شهری جلوگیری کند.

 
 
راهکارهای کاهش استرس شهری

 

بیش از نیمی از مردم جهان در شهرها زندگی می‌کنند و تمام نشانه‌ها حاکی از آن است که شهرنشینی جمعیت‌های بشری در دهه‌های آینده نیز شتاب خواهد گرفت. از برخی جهات، این موضوع خوب است. می‌توان استدلال کرد که افزایش تراکم جمعیت در مراکز شهری بازارها و مراکز تولیدی بزرگی را به وجود می‌آورد و ممکن است میزان فروش و حجم بازار در این شهرها گسترش یافته و فعالیت‌های اقتصادی را توجیه کند. این مساله می‌تواند در توسعه یک کشور نقش مهمی داشته باشد.

با این حال، برای بسیاری از ما فشار ناشی از ازدحام و افزایش جمعیت و مساله‌ای مانند تشدید ترافیک و مشکلات در حمل و نقل عمومی می‌تواند پیامدهای ناخوشایندی داشته باشد و این مساله در بسیاری از موارد بر شکل‌گیری فعالیت‌های مختلف اقتصادی که به واسطه جمعیت کلان‌شهرها شکل گرفته است و دامنه وسیعی از مراکز خرید گرفته، تا تولیدات و تفریحات متنوع را در بر می‌گیرد، غلبه کند. نمی‌توان انکار کرد که مساله افزایش جمعیت شهرها تبعات مثبت و منفی همانند آنچه گفته شد، با خود به همراه دارد و این مساله برای خانوارهای مختلف، متفاوت است.

صرف نظر از تمام این موارد، نمی‌توان انکار کرد که زیستن به شیوه شهری نوین بر جسم و روان افراد تاثیر می‌گذارد. مدت‌ها است که مطالعات جهانی نشان می‌دهند که نرخ بروز بیماری‌های روانی در مراکز پرجمعیت شهری بیش از مناطقی همچون روستاها و شهرهای کم‌جمعیت‌تر است. بسیاری از مطالعات نیز نشان می‌دهند که افرادی که در شهرها متولد شده و رشد کرده‌اند، نرخ بالاتری از اختلالات اضطراب، افسردگی و روان‌پریشی دارند و این عوامل می‌تواند مستقل و بدون ربط به عواملی همچون تاریخچه خانوادگی و وضعیت اجتماعی- اقتصادی آنان باشد. به رغم پیچیدگی‌هایی که درخصوص این مساله و تبیین آن وجود دارد، مشخص است که عوامل ایجاد‌کننده استرس در زندگی شهری در شیوع چنین اختلالاتی نقش مهمی دارند. در یکی از مهم‌ترین‌ مطالعاتی که در جهان انجام شده است، نشان داده شده که شهرنشینان در قیاس با روستانشینان نسبت به انتقادهای اجتماعی واکنش بیشتری نشان می‌دادند و این واکنش‌ها در فعالیت مغزی آنها نیز که با استفاده از روش‌های تصویربرداری مغزی قابل مشاهده بود، نمود پیدا می‌کرد. در این مطالعه، از مخاطبان خواسته شده بود که حساب‌های ریاضی دشواری را هنگامی که به شدت به دلیل خطاهایشان مورد انتقاد قرار می‌گیرند، انجام دهند. ساکنان شهری فعالیت بیشتری در بخش آمیگدال (بخشی که مسوول تنظیم پاسخ‌های احساسی به رویدادها است) نسبت به روستاییان داشتند.

از یک سو انتظار می‌رفت که شهرنشینان به دلیل کارهای روزمره و زندگی در محیط پرتراکم نسبت به چنین مسائلی واکنش کمتری نشان بدهند، اما در واقع از سوی دیگر، خطراتی که در طول روز تمرکز را از بین می‌برند در شهرها بیشتر رخ می‌دهند. همین مساله نشان می‌دهد که چرا در شهرها به ویژه کلان‌شهرها لزوم توجه به مسائلی همچون فراغت، فضای سبز و بهبود فضای زندگی وجود دارد. ما تنها به دلایل زیبایی‌شناسانه به فضای سبز و تفریح نیاز نداریم، بلکه به دلیل اینکه آنها می‌توانند روی روان ما و فشارهای عصبی شهری تاثیر مثبتی بگذارند نیز به آنها نیاز داریم. مساله جلوگیری از فشارهای روانی و کاهش استرس از سوی دیگری نیز اهمیت دارد و آن این است که فشارهای روانی علاوه بر اینکه می‌توانند منجر به تهدیدی برای امنیت شهر و بیماری‌های روانی شوند، روی بیماری‌های فیزیکی نیز تاثیر می‌گذارند و علاوه بر از دست رفتن سرمایه‌های انسانی، هزینه‌های درمان را در یک شهر بسیار بالاتر می‌برند. از جمله این فشارهای روانی و استرس که منجر به آسیب‌ها و بیماری‌های فیزیکی می‌شوند، افزایش بیماری‌هایی نظیر فشارخون و بیماری‌های قلبی و عروقی همچون سکته‌ها است. این موارد اهمیت کاهش استرس را در میان شهروندان کلان‌شهرهای مختلف نشان می‌دهد و باید موجب شود مسوولان شهری دست به اصلاحاتی درخصوص بهبود وضعیت آنان بزنند. مهم‌ترین‌ این اقدامات را نیز می‌توان در حوزه‌های خاصی مانند افزایش سلامت روانی و فیزیکی، کاهش بیکاری، مدیریت ترافیک و آلودگی و افزایش امنیت اجتماعی و امنیت عمومی دانست که منجر به کاهش استرس شهروندان خواهد شد.

 

تهران در آیینه گزارش های بین المللی

 

در انتهای این گزارش نیز به سایر گزارش‌های سال 2015 اشاره شده بود که مطابق با آنها شاخص قابلیت زندگی در این سال برای تهران از میان 140 شهر، 129 بود و این کلان‌شهر از نظر شاخص هزینه زندگی در میان 131 شهر بزرگ مورد بررسی، رده 62 (رتبه یک ارزان‌ترین شهر بود) و از نظر از نظر رتبه‌بندی محیط کسب‌و‌کار از 82 شهر نمونه، جایگاه 81 را داشت. گزارش ایپسوس 2017 نیز که در خصوص شهرهای بزرگ جهان منتشر شده، به تهران امتیاز مناسبی نداده است. در این گزارش تهران از ایران و نایروبی از کنیا در ته جدول قرار گرفته و بهترین شهرها در مجموع شاخص این گزارش نیز نیویورک، ابوظبی، لندن، پاریس و سیدنی ذکر شده‌اند. این گزارش که به بررسی 60 شهر مهم دنیا پرداخته است، بهترین شهر را برای زندگی زوریخ، سیدنی و ابوظبی دانسته و در زیرشاخص کسب‌و‌کار نیز بهترین شهر را نیویورک، ابوظبی و لندن عنوان کرده است.

 

این در حالی است که بهترین شهر برای بازدید پاریس ذکر شده و پس از آن نیز رم و نیویورک جای گرفته‌اند. جمع‌بندی این گزارش‌ها هر چند خالی از تورش نیست و ممکن است اشتباهاتی در آن و جمع‌آوری داده‌ها شکل گرفته باشد، اما نشان می‌دهد که این حجم از استرس به دلیل چه عواملی ایجاد شده است و بیش از آن لزوم کارهای بنیادین از سوی مقامات شهری را نشان می‌دهد. استرس‌هایی که ناشی از مواردی همچون وضعیت نامناسب کسب‌و‌کار و اشتغال، ترافیک، آلودگی و سایر عوامل فرهنگی و اجتماعی است که هرچند انباشت آن سال‌ها طول کشیده است، اما لزوم مبارزه با آن برای پرهیز از پرداخت هزینه‌های کلان در آینده از همین اکنون حس می‌شود.

در روزهای گذشته گزارشی مبنی بر اینکه تهران یکی از پراسترس‌ترین شهرهای جهان است، در یک بررسی منتشر شد. شاید مهم‌ترین پرسشی که در این زمینه مطرح شده است این باشد که ریشه این استرس‌های شهری چیست؟ واقعیت این است که پیش از این نیز گزارش‌های دیگری در خصوص شاخص‌های شهری تهران منتشر شده بودند که تا حدودی نگرانی‌ها را در مورد توسعه شهری پایتخت ایران و تبعاتی که از توسعه نه چندان برنامه‌ریزی شده آن حاصل می‌شود، افزایش می‌‌داد. برای مثال، در سال 2017 گزارش قابلیت زندگی جهانی از سوی اکونومیست منتشر که در آن شهرهای مختلفی در نقاط مختلف جهان مورد بررسی قرار گرفته بودند. در این گزارش، تهران در رتبه 127 از 140 شهر بررسی شده قرار داشت! با این حال یک مساله امیدبخش این بود که در دوره 5 سال اخیر، تهران با رشد 5 درصدی یکی از بهترین حرکت‌های مثبت در میان شهرها را به سوی بهبود کلید زده بود که امیدواریم در آینده نیز ادامه پیدا کند. در این فهرست شهرهای ملبورن، وین، ونکوور، تورنتو و کالگری در صدر قرار داشتند و شهرهای دمشق، لاگوس، طرابلس و داکا نیز در انتهای جدول جای گرفته بودند. امتیاز تهران در این گزارش 8/ 50 ذکر شده بود.

این در حالی است که از نظر اکونومیست شهرهایی که امتیاز کمتر از 50 در این گزارش کسب کرده بودند، در بیشتر جنبه‌های زندگی شدیدا محدود هستند و در شهرهایی که امتیاز 50 تا 60 دارند، توانایی زندگی کردن اساسا محدود است. این امتیازدهی مبتنی‌بر پایداری (25 امتیاز و شامل متغیرهایی همچون شیوع جرائم، خشونت، وجود تهدید ترور، خطر درگیری نظامی و آشوب)، سلامت (20 امتیاز و شامل دسترسی به بهداشت فردی و عمومی و کیفیت آن)، فرهنگ و محیط‌زیست (25 امتیاز و شامل متغیرهای دما و رطوبت، ناخوشایندی آب و هوا برای مسافران، سطح فساد، محدودیت‌های اجتماعی و مذهبی، سطح سانسور، در دسترس بودن ورزش و موارد فرهنگی، وضعیت غذا و نوشیدنی و کالاها و خدمات مصرفی)، آموزش (10 امتیاز شامل وجود داشتن آموزش خصوصی و کیفیت آن در کنار آموزش عمومی) و زیرساخت‌ها (20 امتیاز شامل کیفیت شبکه جاده‌ای، ارتباطات داخلی و حمل و نقل عمومی، کیفیت مسکن‌های موجود، آب و ارتباطات راه دور) بوده است. تمام این عوامل که بر قابلیت زندگی کردن در شهرها موثر هستند، در صورت نبود یا نامناسب بودن در ایجاد استرس نیز نقش دارند. از سوی دیگر، بررسی اکونومیست از امن‌ترین شهرهای جهان در سال 2015 نشان می‌داد که از 50 شهر مورد بررسی، تهران در رتبه 49 قرار گرفته بود. در این فهرست تهران با 78/ 53 امتیاز تنها بالاتر از جاکارتا، پایتخت اندونزی قرار گرفته بود. در زیرشاخص‌های این گزارش، تهران از نظر امنیت دیجیتالی در رده آخر قرار داشت، از نظر امنیت بهداشتی در رتبه 49، از نظر ایمنی زیرساخت‌ها در رده 43 و از لحاظ امنیت فردی در رتبه 47 قرار گرفته بود. این در حالی است که در طبقه‌بندی درآمدی این گزارش، تهران با درآمد سرانه 10 تا 30 هزار دلار (با داده‌های سال 2013) در دسته پایین‌تر از متوسط و رتبه 46 قرار گرفته بود. تنها شهرهای دهلی و بمبئی از هند، هوشی‌مینه از ویتنام و جاکارتا از اندونزی از تهران درآمد سرانه پایین‌تری داشتند.