ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

ایستادن پای معروف با شعار یا عمل؟

 

  

صدای اذان علی‌اکبر دردشت بلا پیچید. همه پیش‌دستی کردند تا پشت سر حسین(علیه‌السلام) و نزدیک‌تر به او بایستند. سعید انگار تقدیرش پیش‌تر از این‌ها رقم خورده بود. نماز خوف برپا شد و او پیش روی امام ایستاد.

 

ایستادن پای معروف با شعار یا عمل؟

  فارس:  خورشید وسط آسمان رسید. نگاه حسین (علیه‌السلام) از هرم عطش به تاری نشسته و لبهایش مثل چوبی خشکیده ترک ترک شده بود. دشمن اما تازه نفس بود و حریص. هرچه عرصه بر سیدالشهدا (علیه‌السلام) و یارانش تنگ تر می شد، در چشم های پر خون شمر و حرمله برق شادی بیشتر و بیشتر . عمر بن سعد هم که لحظه شماری می کرد تا سر حسین (علیه‌السلام) بالای نیزه رود و او به آرزوی دیرینه اش برسد؛ همان تکیه زدن بر کرسی امارت ری که رؤیای شب و روز او بود.

لحظاتی از اقامه معروف که در تاریخ ماندگار شد

*معروفی که برایش جان می دهد

عطش و خستگی نبرد به جای خود، اما وقت نماز حرمت داشت و جای بهانه آوردن نبود. فریضه‌ای که به فرموده نبی مکرم اسلام(ص) ستون دین است و اگر پذیرفته شود سایر عبادت‌ها پذیرفته می‌شود و اگر رد شود سایر عبادات هم رد خواهد شد. در سوره مبارکه ماعون هم می‌خوانیم:«وای بر نمازگزاران! آن‌ها که از نمازشان غافل و نسبت‌به آن سهل انگارند.» پس چگونه ممکن است کسی که برای اقامه معروف آمده است دست از این فریضه بردارد؟ نماز اول وقت در صحرای سوزان بلا هم، چون موعظه هایش برای برپایی این واجب الهی بود. اصلاً حسین (علیه‌السلام) عاشق نماز بود. آن‌قدر که برادر را روانه خیام دشمن کرد تا برای برپا داشتن یک شب عبادت بیشتر مهلت بگیرد. به‌راستی مگر نماز چه دارد و چیست که ولی خدا می‌گوید: «انی أحب الصلاة» و برای رسیدن به وصالش به حرامی‌ها رو می‌اندازد و از آن‌ها مهلت می‌خواهد؟ چه بسیارند اهل نماز، اما به‌راستی چقدر عمق معنای این کلام سیدالشهدا بر جانمان نشسته است؟

*کجا را دارم که برگردم؟

صدای اذان «علی‌اکبر» دردشت بلا پیچید. همه پیش‌دستی کردند تا پشت سر حسین و نزدیک‌تر به او بایستند. «سعید» انگار تقدیرش پیش‌تر از این‌ها رقم خورده بود. از آن روز که پیک «مسلم» شد تا نامه العجل العجل سفیر ولی خدا را برای آمدن به سوی کوفه به دستش برساند. نامه را تقدیم دستان فرزند رسول خدا کرد. حسین (علیه‌السلام) پیام مسلم را خواند. رو به سعید کرد و گفت:«  تو کار خودت را انجام دادی. حالا برو!» و نگاه پریشان سعید که از این درگاه به کجا برود؟ مگر غیر از آمدن به چشم حسین (علیه‌السلام)، آرزوی دیگری معنا دارد؟ رو به فرزند فاطمه کرد و گفت:« کجا را دارم که برگردم؟» از کوفه به مکه آمده بود و معرفتش او را همراه امام به کربلا آورد. معرفتی که ظهر عاشورا آن را به اوج رساند.

نامی که صاحب ناحیه مقدسه بر او سلام می دهد

* سیزده گلبوسه؛ نشانی از معرفت 

ظهر روز دهم، با لب‌های خشکیده و گرمای آفتابی سوزان، نماز خوف برپا شد. مقابل دشمنی که مردانگی سرش نمی‌شد. آن‌قدر که وقت نماز را هم غنیمتی شمرد تا پسر فاطمه را از معرکه به‌در کند. سعید بن عبدلله حنفی پیش روی امام ایستاد و سر و سینه را سپر کرد. ۱۲ تیر بر جانش نشست. نماز تمام شد. روی زمین افتاد. لب به سخن با پروردگار گشود که:« خدایا لعن کن این جماعت را، لعن عاد و ثمود، ای خدای من سلام مرا به پیامبر (ص) خود برسان و به او ابلاغ کن آن چه به من رسید از زحمت و جراحت و زخم چه این که من در این کار قصد کردم نصرت ذریه پیغمبر(ص) تو را.» امام سرش را به دامن گرفت. هنوز دهان باز نکرده بود که غرش تیری دیگر صورتش را بی‌معطلی پیش روی امام کشید. سیزدهمین تیر بر صورت سعید نشست و حالا وقت آن بود تا مثل تمام شهیدان روز عاشورا از مقتدایش بپرسد که وفادار بوده‌است یا نه؟! و کلام امام که همچون آبی گوارا سوز جگرش را آرام کرد و عطش عشق او را به خنکا نشاند.«آری! تو در بهشت پیش روی من هستی.»

امامی که نمی دانیم چقدر مهربان است...

*باور قلبی دلدادگی و ایثار می آورد 

«حجت‌الاسلام و المسلمین عالی» همراهی با امام معصوم را یکی از بالاترین مقامات انسان معرفی می‌کند و می‌گوید:« برای این‌که انسان در دنیا و آخرت در معیت اهل‌بیت (علیه‌السلام) قرار بگیرد باید سه شرط معرفت و محبت به اهل‌بیت، معرفت و محبت نسبت‌به اولیاء و دوستان اهل‌بیت و برائت از دشمنان اهل‌بیت را داشته باشد و از قول امام می گوید:«معارف باید وارد قلب شود، در این صورت بر روحیات، قلب و رفتار انسان اثرگذار است. معرفت قلبی نسبت به ولی خدا به این معنی است که امام معصوم بیش از من بر مصالح من آگاه است و حتی دلسوزتر و مهربان‌تر از من به من است. یعنی اگر ما اختیار خود را داریم، ولی خدا اختیاردارتر است.» عالی با تأکید بر اینکه باور قلبی ارادت، دلدادگی، وفا و ایثار می‌آورد، می گوید:«دلدادگی و باور انسان را به اقدام، عمل، وفا، تسلیم و ایثار می‌کشاند. »

*سلام امام عصرگوارای وجودت

خوشا به حال «سعید بن عبدالله» که در «زیارت ناحیه مقدّسه»  امام عصر(عج) به او سلام می دهد:«سلام بر سعد بن عبد اللّه حنفی؛ آن که وقتی حسین (علیه‌السلام) به او اجازه داد که برود، گفت: نه. به خدا سوگند، تو را رها نمی کنم، تا خدا بداند که در نبودِ پیامبر خدا، از تو پاسداری کردیم. به خدا سوگند، اگر بدانم که کشته می شوم و بار دیگر، زنده می شوم و سوزانده و قطعه قطعه می شوم و با من، هفتاد بار چنین می کنند، از تو جدا نمی شوم تا در راه تو بمیرم. چرا چنین نکنم، در حالی که مُردن یا کشته شدن، یک بار بیش نیست و پس از آن، غوطه ور شدن در کرامتی پایان ناپذیر است.»

خدا نکند کربلایی دیگر علم شود و امامی دیگر تنها بماند

*تا کجا پای معروف خواهیم ایستاد؟ 

نماز ظهر عاشورا به پا شد تا وفاداری اصحاب ولی خدا را بیش‌از پیش نشان دهد، آن‌هم در معرکه ای ناجوانمردانه و  جنگ و نبردی نابرابر، و حالا در این عصر آخر الزمان که آرزوی ظهور و فرج در دلهاست، به راستی تا کجا پای معروف خواهیم ایستاد؟

آیا وفای حضرت عباس(ع) به امام حسین(ع) به‌خاطر برادری بود؟

عموی سرافراز کربلا...

 

سید حسین امامی، گروه فرهنگی الف،  
عموی سرافراز کربلا...

 

 در این یادداشت سعی می‌کنیم به این سؤال پاسخ دهیم که چگونه حضرت عباس(ع) به چنین جایگاه و مقامی خاصه مقام باب الحوائجی رسید؟ آیا وفاداری، عشق و ارادت حضرت عباس(ع) به امام حسین(ع) از باب عشیره ای و به خاطر برادری بود؟

نخستین و بارزترین صفت حضرت عباس(ع) که شهره عام و خاص است، صفت «وفا» است. عقیده عامه مردم برای این صفت، رسیدن حضرت به فرات و نخوردن آب به احترام تشنگی امام حسین(ع) و اطفال و کودکان و خواهران و اهل بیت(ع) است، اما وقتی دقیق‌تر نگاه کنیم مسلماً این صفت حضرت عباس(ع) تنها ناشی از این کار نیست؛ اگرچه حضرت می‌توانست آب بخورد و دلیل موجهی هم برای این کار داشت. مثلاً می‌توان این توجیه را بیان کرد که اگر آن حضرت آب می‌خورد و سیراب می‌شد و جان تازه‌ای می‌گرفت بهتر می‌توانست از دین خدا و راه امام حسین(ع) و اهل بیت(ع) دفاع کند، (همان طور که حضرت علی‌اکبر(ع) از میدان بازگشت و به پدر عرض کرد: اگر آبی باشد تا بیاشامم و جان تازه‌ای بگیرم بهتر می‌توانم از دین خدا دفاع کنم، اما آبی در خیمه‌ها نبود؛) اما با این وجود حضرت به خاطر تشنگی مولای خود و فرزندان و کودکان، آبی ننوشید.

مسلم است اگر دیگر یاران حضرت امام حسین(ع) هم بودند همچون حضرت عباس(ع) آب نمی‌خوردند، چرا که آنها یاران واقعی خدا و پیامبر و امام خود بودند، آنهایی که مدعی بودند اگر صدها و هزارها بار بمیریم و باز زنده شویم جان خود را در راه حسین(ع) می‌دهیم، مسلما در این آزمون الهی هم پیروز می‌شدند. چنان که در حمله‌ای که در شب عاشورا انجام دادند و عده‌ای از اصحاب به فرماندهی حضرت عباس(ع) به آب رسیدند، حتی از طرف دشمن ندا آمد که آب بخورید اما نمی‌توانید آب ببرید تا حسین سیراب شود، نافع بن هلال به دشمن پاسخ داد ذره‌ای از آب ننوشیم تا سرور ما از آن بنوشد. 

حضرت عباس(ع) از هفتم محرم که آب بر اصحاب و اهل بیت بسته شد یکی _ دو بار با جمعی از یاران به آب رسید و مشکهای پر از آب را به خیمه‌گاه آورد و این چنین بود که به سقا مشهور شد، البته مقام سقایی از مقام‌هایی است که از پدر به او به ارث رسیده بود، چون امام علی(ع) سقای کوثر است.

اولین نکته ای که در پاسخ به سؤال مطرح شده باید عرض کنم این است که اهل بیت(ع) و خاندان پیامبر(ص)، عموهای بزرگی داشتند. از حضرت ابوطالب(ع) و حضرت حمزه(ع) تا جعفر طیار(ع) که امام سجاد(ع) در خطبه شام به آنها افتخار می‌کنند و آنها را از خود می‌دانند؛ نه دشمنان. حضرت عباس(ع)  از نسل این عموهاست، عموهایی که اهل بیت(ع) به آنها بسیار مباهات می‌کردند. وقتی بعد از رحلت پیامبر(ص) و داستان سقیفه، حضرت امیر(ع)  را برای بیعت به مسجد بردند، حضرت فرمود: اگر جعفر بود شما نمی‌توانستید این کارها را انجام دهید.

حضرت عباس(ع) طبق وصیت امام علی(ع) به همراهی امام حسین(ع) در همه عرصه ها خصوصاً کربلا سفارش شده بود و مطمئناً در همراهی امام حسن(ع) هم همانند امام حسین(ع) کم نگذاشته بود و همواره همراه و همدم امام حسن(ع) بود. با توجه به اینکه هیچ روزی شبیه عاشورا نیست، جلوه های عباسی در عاشورا زبانزد شده است. 

حضرت عباس(ع) که به امام خود ارادت خاصی داشت، از هجرت امام حسین(ع) از مدینه به مکه و سپس خروج از مکه همواره همراه آن حضرت بود. 

نکته مهمی را که می خواهم به اجمال مطرح کنم، این است که اطاعت و حب و علاقه حضرت عباس(ع) و حضرت زینب(ع) و همه بنی هاشم به امام حسین(ع) تنها از باب قبیلگی و عشیره ای و نسبت خانوادگی نبود، بلکه آنها امام خود را اطاعت می‌کردند و دوست داشتند، حال این امام ممکن است نسبت خانوادگی یا سببی با آنها داشته باشد، شاید هم نداشته باشد. با توجه به این روایت که امام و ولی، پدر جامعه و از پدر و مادر به امت نزدیک‎تر است. حضرت عباس(ع) به ادب و تواضع و فروتنی در مقابل امام حسین و خواهران بزرگوارش مشهور بود و اصلا اجازه صدا زدن عنوان «برادر» را هم به خود نداد و امام حسین را سرورم خطاب می‌کرد. مسلماً این نهایت ادب به خاطر مقام امامت و ولایت امام حسین(ع)، نه نسبت برادری و .... . 

 وقتی امام حسین(ع) شمشیرهای برهنه را زیر لباس حجاج دید، قبل از اینکه برای جلوگیری از خونریزی مکه را ترک کند، حضرت عباس(ع) روی بام خانه خدا رفت و برای حجاج سخنرانی کرد، لُبّ کلام که مد نظر ما در این مجال است این است که حضرت فرمود: هر کس می‌خواهد دستش به حسین برسد، اول باید از من رد شود.

حضرت عباس(ع) که مردی دلیر و شجاع و زبانزد عرب و عجم بود، با وجود اینکه دارای جاه و جلال و مقام و بزرگی بود اما در مقابل امام حسین(ع) خود را هیچ می‌دید و حتی در پاسخ به کوچکترین سؤالات و اظهار نظرهای دشمن، از خودش هیچ سخنی نمی‌گفت و همواره می‌گفت باید از مولایم بپرسم و پاسخ شما را بدهم، در صورتی که افرادی مانند محمد حنفیه و ... حتی به خود اجازه نصیحت به امام معصوم را دادند. 
بعد از آنکه امام حسین در شب عاشورا بیعت خود را از اصحاب و حتی بنی هاشم برداشت، اولین کسی که دوباره اظهار پیمان و وفاداری کرد و گفت: ما شما را تنها نمی‌گذاریم، حضرت عباس(ع) بود. حتی این کار هم نمی‌تواند دلیل کافی برای صفت وفای حضرت عباس(ع) باشد، چون بعد از ایشان بسیاری از افراد از بنی‌هاشم و اصحاب اظهار وفاداری کردند، حتی اگر کسی در آن شب چیزی به زبان نیاورده باشد، فردا در میدان عمل ثابت کرد. به هر حال جواب رد دادن(نپذیرفتن) به امان‌نامه دشمن هم نمی‌تواند دلیل کافی برای صفت وفای حضرت باشد، چون اگر کسی از یاران می‌خواست مهلکه را ترک کند می توانست، چنان که عبدالله بن حر جعفی فرار کرد.

در دبیرستان معلمی داشتیم که در سخنرانی ایام محرم در یک تفسیری عرفانی گفت: عباس قمر بنی‌هاشم است و مستحضر هستید که نور ماه از خورشید است و خورشید بنی‌هاشم، امام حسین(ع) است. حضرت عباس(ع) خود را این قدر به خورشید وابسته می‌دید و نور خود را از آن حضرت می‌گرفت. چه تعبیر جالبی کرده بود این استاد ما!

حضرت عباس(ع) آنقدر شجاع و دلاور بود که اگر یک تنه به صف دشمن زد و برای آب رفت، کودکان شکی در بازگشت عمو و آوردن آب نداشتند، اما وقتی مشک پاره شد و حضرت ناامید شد که بتواند آب را به خیمه ها برساند، دیگر روی آمدن به خیام را نداشت. حضرت عباس برای رساندن آب به خیمه ها، حفاظت از مشک آب را بر خود مقدم داشت، هدف حضرت حفاظت از مشک آب بود و در این راه دست راست و سپس دست چپ خود را از دست داد اما خللی در هدف رساندن آب به خمیه ها در او ظاهر نشد. 

روایت شده که امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) هر دو به صف دشمن زدند و هر دو با گفتن الله اکبر و أنا ابن الحیدر کرار و ... همدیگر را از وضع یکدیگر خبر می دادند. 

مورد دیگر اینکه وقتی ابوالفضل العباس(ع) از امام حسین(ع) اذن میدان می‌خواست، حضرت با بیان اینکه تو پرچمدار لشکر من هستی اگر شما بروی، لشکر از هم می‌پاشد، به ایشان اجازه نمی‌داد. پهلوان عرب و عجم باشی و 70 نفر بروند پیش چشم تو شهید شوند و تو بمانی و به میدان نروی، خیلی سخت است، حتی قاسم جوان به میدان رفت و عباس تنها انتظار کشید و حتی به خود اجازه نمی‌داد روی کلام امام خود حرفی بزند. برادران خود را پی در پی به میدان می‌فرستاد و می‌فرمود: بروید و در راه دین خدا شهید شوید و خداوند به صبر من در شهادت شما پاداش می‌دهد. به هر حال همین صبر حضرت ویژگی مهمی در شخصیت آن بزرگوار است.

نکته‌ای که می‌توان از عبارت «يا کاشف الکرب عن وجه الحسين» فهمید که آن حضرت کار خاصی برای امام حسین(ع) انجام داده که دیگر شهدا انجام ندادند، منظور از «کرب» که به معنای غم و اندوه است دقیقاً مشخص نیست که اشاره به چه غمی دارد، اما می توان عمق این مفهوم را درک کرد که اگر کسی غم و اندوه را از دل امام زمان خود بزداید، باید غم و اندوه خاصی باشد و آن شخص هم باید دارای جایگاه ممتازی باشد تا به این درجه رسیده باشد. به نظر می‌رسد قمر بنی هاشم(ع) دارای جایگاهی بود که امام حسین(ع) او را پناه خود می‌دانست.
در بیان جایگاه حضرت عباس(ع) برای امام حسین(ع) همین بس که بعد از شهادت 70 تن از اصحاب و اهل بیت(ع)، تنها با شهادت ایشان امام فرمود: الان کمرم شکست! امام حسین(ع) هم بارها به حضرت عباس(ع) فرموده بود: عباس برادرم، فدایت شوم! همین جملات نشان از جایگاه والای این مرد بزرگ نزد امام حسین(ع) دارد، جایگاهی که قابل ستودن و وصف و بیان نیست و معنای واقعی آنها را نمی‌فهمیم. به عبارتی می توان گفت همان جایگاهی که حضرت علی(ع) برای پیامبر(ص) را داشت و در قرآن به نفس و جان پیامبر(ص) تشبیه شده، حضرت عباس(ع) برای امام حسین(ع) داشت.

نقل است که وقتی اصحاب در میدان به لحظه شهادت می‌رسیدند امام حسین(ع) را صدا می زدند و امام خود را به آنها می‌رساند و غالباً اصحاب و هاشمیان سر بر زانوی امام خود جان دادند. مطمئناً می‌توان گفت که حضرت عباس(ع) در این مواقع محافظ امام حسین(ع) بود و با حمله به لشکر دشمن، لشکر عقب‌نشینی می‌کرد و امام حسین راحت و با خیال آسوده می‌توانست با اصحاب هم‌سخن شود، چون حضرت عباس محافظت از امام حسین(ع) را برعهده داشت.

آیت الله جوادی آملی می‌فرماید: حضرت عباس(ع) مثل پیامبران دفن شد، همه شهدا را در کنار امام حسین(ع) دفن کردند اما آن حضرت در همان جایی که به شهادت رسید دفن شد و این هم از ویژگی‌های بزرگی است که به خاطر شخصیت بارز آن حضرت نصیبش شد.

می‌گویند شجاعت، دلیری، تدبیر و درایت حضرت عباس(ع) باعث شد که امام حسین(ع) نگهبانی از خیمه‌ها را در شب عاشورا به ایشان بسپارد، وقتی این خبر به گوش فرزندان و کودکان رسید آنها که در مقابل خیل عظیم دشمن بودند با خیال آسوده خوابیدند، چون خیالشان با بودن نگهبانی عمویشان راحت بود.

برای بیان ویژگی دیگر حضرت که از نظر ما پنهان است به این نکته اشاره می‌کنم که آنقدر حضرت عباس در قبل از کربلا و در کربلا محبوب و پشت و پناه امام بود که امام حسین(ع) به زائران فرموده اول به زیارت عباس بروید. مسلما حضرت عباس(ع) را نمی‌توان در کربلا خلاصه کرد آن حضرت 21 سال از شهادت پدر تا شهادت امام حسن و تا سال 61 هجری در خدمت برادران معصوم خود بود و با تلاش و پارسایی و ...، خود را به جایگاهی رساند که افتخار اهل بیت(ع) شد و چندین معصوم در مدح او سخنان مهمی را بیان کردند که مشهور است، حتی روایت شده که جایگاه بی‌بدیل پیش امام زمان(عج) دارد. یکی از علمای بزرگوار می‌گوید به خدمت حضرت رسیدم. نامه هایی که از امامزادگان مختلف به دست حضرت می‌رسید. امام زمان نامه‎ها را می‌خواند و در گوشه‌ای می‌گذاشت اما نامه هایی را بر چشم خود می‌مالید و می‌بوسید و به کناری می‌گذاشت. پرسیدند این نامه‌ها چه فرقی با دیگر نامه‌ها دارد، امام زمان فرمودند این نامه‌ها از طرف عمویم حضرت عباس(ع) رسیده است. 

شجاعت حضرت أم‌البنین(س) هم در فدا کردن چهار میوه دل خود در راه خدا و دینش و امام زمانش هم نشانه این است که فرزندان آن حضرت از ابتدا همواره فدایی برادران خود بودند و این درس را از مادر خود آموختند و از پدر به وصیت گرفتند. می‌گویند وقتی اهل بیت(ع) به مدینه بازگشتند و خبر شهادت حسین(ع) به ایشان رسید، ایشان گفت: مگر عباس من همراه حسین نبود!

شنیده‌ام فاصله بین مرقد حضرت امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) دقیقا فاصله بین سعی صفا و مروه است و این هم از معجزات الهی است. بارگاه منور و نورانی آن حضرت هم نشان‌دهنده جایگاه خاص او در میان اهل بیت(ع) است. در مجموع به خاطر این فداکاری‌ها به مقام باب‌الحوائجی رسید.

به هر حال نکته مورد نظر من سعی و تلاش و خودسازی و بزرگی فرزند امام علی(ع) است که توانست خود را به چنین جایگاهی برساند. در میان دیگر امامزادگان حضرت معصومه(س) و حضرت شاهچراغ(ع) هم دارای جایگاه ویژه ای هستند. پس حتی اگر امامزاده باشی، تنها جهد و کوشش شخصی است که جایگاه انسان را مشخص می‌کند. 

«معیارهای قابلیت در تفکر نقادانه»؛

 

تفکر انتقادی را چگونه بسنجیم؟

دکتر علی غزالی‌فر*،  
 

حالا دیگر سال‌هاست که تعلیم و تعلم تفکر نقادانه به‌عنوان یک مادۀ آموزشی در جامعۀ ما جا افتاده است. انواع دوره‌های آموزشی تفکر نقادانه برای دوره‌های سنی گوناگون رواج دارد، از کودکان گرفته تا دانشجویان و بزرگسالان. مهدکودک‌ها، مدارس، دبیرستان‌ها، دانشگاه‌ها، مؤسسات خصوصی و غیرانتفاعی، و حتی نهادهای دولتی گه‌گاهی به این موضوع سرک می‌کشند

«معیارهای قابلیت در تفکر نقادانه»

نویسندگان: ریچارد پل و لیندا اِلدر

مترجم: محمدرضا سلیمی 

ناشر: نشر نو، چاپ اول 1401

151 صفحه، 80000 تومان

*****

حالا دیگر سال‌هاست که تعلیم و تعلم تفکر نقادانه به‌عنوان یک مادۀ آموزشی در جامعۀ ما جا افتاده است. انواع دوره‌های آموزشی تفکر نقادانه برای دوره‌های سنی گوناگون رواج دارد، از کودکان گرفته تا دانشجویان و بزرگسالان. مهدکودک‌ها، مدارس، دبیرستان‌ها، دانشگاه‌ها، مؤسسات خصوصی و غیرانتفاعی، و حتی نهادهای دولتی گه‌گاهی به این موضوع سرک می‌کشند. طبیعتاً چنین دوره‌هایی و چنین آموزش‌هایی ملزوماتی دارند، از مربی و استاد کاربلد گرفته تا کتاب درسی مناسب و درسنامه و سرفصل مطالب و انواع برنامه‌ها. یکی دیگر از ملزومات، سنجش و آزمون مناسب برای تفکر نقادانه است. چگونه و با چه معیاری می‌توان میزان فراگیری یک دانش‌آموز یا دانشجو را در یادگیری تفکر نقادانه سنجید و حتی به آن نمره داد؟ مسئله آن‌جایی مشکل می‌شود که بدانیم آزمون تفکر نقادانه نمی‌تواند حفظی و تکرار حرف‌های از پیش گفته‌شده باشد. باید آزمونی «کِیفی» متناسب با سرشت خودش داشته باشد. طراحی، تصحیح و حتی نمره‌دهی به چنین آزمونی کار ساده‌ای نیست.

در عرصۀ تفکر نقادانه آقا و خانم ریچارد پل و لیندا الدر زوج نامداری هستند. این دو نفر عمر خود را روی هم گذاشته و مجموعه‌ای گسترده و چندجلدی در حوزۀ تفکر نقادانه تألیف کرده‌اند که شهرت جهانی دارد. چند جلد از این مجموعه را نشر نو منتشر کرده و بعضی از دیگر کتاب‌های این مجموعه را برخی ناشران دیگر. از این کتاب‌ها به‌خوبی استقبال شده است و اینک برای علاقمندان نام‌آشنایند. اما همۀ آن‌ها این ویژگی مشترک را دارند که برای آموزش و تدریس تفکر نقادانه هستند، البته هر کدام در زمینه‌ای خاص یا از بعدی ویژه. کتاب فعلی با آن‌ها تفاوت اساسی دارد: برای تدریس نیست، بلکه برای آزمون و امتحان است. به تعبیر بهتر، این کتاب چگونگی آزمودن فراگیران را به آموزگاران نشان می‌دهد.

اما و البته این کتاب فقط برای معلمان و استادان نیست. کسانی که تفکر نقادانه را به‌صورت خودخوان یا خودآموز فرا گرفته‌اند، نیز می‌توانند از آن بهره ببرند. این افراد می‌توانند با استفاده از این کتاب خود را بیازمایند. به عبارت دیگر، این کتاب نوعی خودآزمایی تفکر نقادانه هم هست.

کتاب پس از چند توضیح مقدماتی از سوی مترجم و نویسندگان و ویراستار، از یک مقدمه، سه بخش و یک پیوست و یک واژه‌نامۀ توصیفی تشکیل شده است.

در مقدمه نکاتی به آموزگاران تفکر نقادانه یادآوری می‌شود. بخش اول به توضیح این مطلب اختصاص دارد که تفکر نقادانه ربط تنگاتنگی با یادگیری و آموزش و پرورش دارد. در نتیجه، در هر نوع یادگیری و در هر سطح از آموزش و پرورش باید تفکر نقادانه را جدی گرفت و آن را بخشی ضروری از فرآیند تعلیم و تعلم لحاظ کرد. بخش دوم به ساختار و مؤلفه‌های قابلیت‌های تفکر نقادانه می‌پردازد؛ آن‌ها را برمی‌شمرد و چارچوب کلی هر کدام برای ارزیابی و آزمون را شرح می‌دهد. همچنین دستورالعمل کلی نمره‌دهی را بیان می‌کند. با این توضیحات کلی و زمینه‌ای، آماده می‌شویم که به سراغ بخش بسیار طولانی بعدی برویم. بخش سوم نیمی از حجم کتاب را تشکیل می‌دهد.

قسمت اصلی کتاب بخش سوم است که معیارهای قابلیت در تفکر نقادانه فهرست شده‌اند. 25 معیار مربوط به 25 جنبه از تفکر نقادانه ذکر و توضیح داده شده‌اند؛ چند نمونه از این جنبه‌ها یا قابلیت‌ها عبارتند از: استنتاج‌ها و تفسیرها، برآیندها و پیامدها، تواضع فکری، شهامت فکری، اطمینان به عقل، بینش جامعه‌محوری، مهارت پرسش‌گری، مهارت دقیق خواندن، توانایی استدلال اخلاقی. در ذیل هر معیار چند کار صورت می‌گیرد: 1- توضیح معیار، 2- اصلی کلی تفکر نقادانه در باب آن معیار، 3- شاخص‌های عملکرد، 4- برون‌دادها.

پیوست ده‌صفحه‌ای کتاب هم خلاصۀ خوبی است از رئوس مطالب تفکر نقادانه. نویسندگان در این بخش، اصول کلی و زیربنایی تفکر نقادانه را به‌صورت فشرده عرضه کرده‌اند تا آموزگاران و فراگیران آن را یک‌جا پیش چشم داشته باشند.

برای آشنایی عینی با روش کتاب، بخشی از معیار آخر، «معیار مربوط به مهارت در تشخیص سوگیری و پروپاگاندای رسانه‌ای در اخبار داخلی و بین‌المللی»، را نقل می‌کنیم که به‌خودی‌خود نکاتی آموزنده هم در بر دارد:

«- دانشجویانی که سنجشگرانه می‌اندیشند مهارت‌هایی را در خود پرورش می‌دهند که آن‌ها را در تشخیص سوگیری و پروپاگاندا در رسانه‌های خبری توانا می‌سازد.

الف) اصل سنجشگرانه

- به دلیل تأثیر بالقوه قوی رسانه‌های خبری داخلی و بین‌المللی بر اندیشه و رفتار ما، باید روایت‌های عرضه‌شده در رسانه‌های خبری داخلی و بین‌المللی را پیوسته از جهت سوگیری و پروپاگاندا به پرسش بگیریم.

ب) آمادگی و شاخص‌های عملکرد

دانشجویانی که سنجشگرانه می‌اندیشند می‌توانند تبلیغات و سوگیری رسانه‌های خبری را تشخیص دهند. آن‌ها می‌فهمند که رسانه‌های خبری غالب اساساً نه‌تنها به گزارش‌های بی‌طرفانه و منصفانه علاقه‌ای ندارند، بلکه اخبار را به‌گونه‌ای عرضه می‌کنند که مورد تأیید مخاطبان و مصرف‌کنندگان‌شان باشد. آن‌ها می‌فهمند کسانی که اخبار و گزارش‌ها را تهیه می‌کنند افرادی هستند که تصمیم می‌گیرند چه گزارش‌هایی سانسور و چه گزارش‌هایی پخش و منتشر شوند. آن‌ها تلویحاً تحت تأثیر ایدئولوژی اجتماعی، تابوها، و آداب و رسوم اجتماعی مخاطبان و خوانندگان‌شان قرار می‌گیرند. بنابراین، مخاطبان سنجشگر، خبرها را سنجشگرانه با فهم عمیق از منطقِ رسانه‌ها می‌خوانند. مخاطبان سنجشگر اجازه نمی‌دهند احساسات و هیجانات عمومی، که به‌وسیلۀ گزارش‌های خبری سوگیرانه ایجاد می‌شوند، آن‌ها را در خودشان غرق کنند. آن‌ها آن‌چه را در خبرها می‌خوانند یا می‌شنوند نمی‌پذیرند، مگر این‌که خودشان موضوع مورد بحث را سنجشگرانه تحلیل و ارزیابی کنند. آن‌ها پیوسته دیدگاه‌های عرضه‌شده در خبرهای رسانه‌های غالب را با دیدگاه‌های عرضه‌شده در منابع خبریِ دیگر (بیشتر، منابع مخالف) کنار هم قرار می‌دهند.

ج) برون‌دادها

1- دانشجویان تشخیص می‌دهند که هدف رسانه‌های خبری غالب این است که سودشان را به حداکثر برسانند، نه این‌که مردم را آموزش دهند یا خبرها را منصفانه گزارش کنند.

2- دانشجویان می‌فهمند که هر جامعه و فرهنگی یک جهان‌نگری منحصربه‌فرد دارد که بر این‌که چه چیزی را ببیند و چه‌طور ببیند تأثیر می‌گذارد (و غالباً آن را تحریف می‌کند).

3- دانشجویان تشخیص می‌دهند که رویدادهای غیرعادی جدید، عجیب، و مهیج خبر قلمداد می‌شوند، اما رویدادهای عادی خبر قلمداد نمی‌شوند (حتی اگر از اهمیت عینی بیشتری برخوردار باشند).

4- دانشجویان تشخیص می‌دهند که، در بیشتر برنامه‌های خبری، واقعیت‌ها و تفسیرها به هم آمیخته‌اند و در تحلیل خبرها مهم است که این دو از هم تفکیک شوند.

5- دانشجویان هم به واقعیت‌هایی که پوشش داده می‌شوند توجه می‌کنند، هم به واقعیت‌هایی که نادیده گرفته می‌شوند.

6- دانشجویان به این نکته توجه می‌کنند که برخی نظرگاه‌ها به‌طور هدفمند مطلوب نشان داده می‌شوند و برخی به‌طور هدفمند نامطلوب.

و...»

*دکترای فلسفه

 

به گفته کارشناسان، هوش مصنوعی فعلا فقط از پس وظایف تکراری برمی‏‏‌آید که به تفکر و احساسات نیاز ندارند

آیا هوش مصنوعی EQ دارد؟

 

 تاریخ چاپ:
 شماره خبر: ۳۹۸۷۹۷۳
مترجم: مهدی نیکوئی
منبع: European business review
 
باز هم بحث هوش هیجانی (EQ) داغ شده است. در زمانی که به تدریج و در برخی شرکت‌ها، کارکنان خود را در رقابت با هوش مصنوعی می‌‌‌یابند، دوباره هوش هیجانی اهمیتی بیش از ضریب هوشی یافته است. اما پیشرفت‌‌‌های اخیر هوش مصنوعی و روباتیک به ناچار منجر به تعدیل و اخراج گسترده نیروی کار خواهد شد؟
 
 آیا هوش مصنوعی EQ دارد؟

 

آی‌فون، لپ‌‌‌تاپ، اینترنت، سیری و الکسا تنها بخشی از ابزارها، برنامه‌‌‌ها و روش‌هایی هستند که کارها را برای ما تسهیل می‌کنند. آنها انتخاب‌‌‌های پیشین ما را به یاد می‌‌‌سپرند، موسیقی دلخواهمان را پخش می‌کنند و زندگی را آسان‌‌‌تر می‌‌‌سازند.

اما به نظر می‌رسد که همه این حقیقت را فراموش کرده‌‌‌اند که هیچ‌‌‌یک از این ابزارها، انسان نیستند که قادر به حفظ موسیقی دلخواه یا فروشگاه محبوب ما باشند.

 

زمانی که در حال گفت‌‌‌وگو با سیری هستیم، حواسمان نیست که پاسخ‌‌‌های او براساس واژگان مورد استفاده ما و از پیش تعیین شده است. اغلب به امنیت گفت‌‌‌وگوی خود  توجه نمی‌‌‌کنیم.

الکسا ممکن است به اشتباه با مخاطبانی در دفترچه تلفن ما تماس بگیرد که آنگاه مکالمات خصوصی ما را ضبط کنند.

شاید هم به مشارکت در قتل متهم شود. ما باید مطمئن شویم که آیا هوش مصنوعی فقط می‌تواند وظایف تکراری را تسریع کند یا ظهور نسل جدیدی از هوش مصنوعی توانمند در درک هیجانات، امکان سلطه آنها بر جهان را فراهم می‌‌‌سازد؟

 

 هوش هیجانی و مولفه‌‌‌های آن

هوش هیجانی یا ضریب احساسی (EQ)، توانایی شناسایی، درک و ادغام ماهرانه افکار با احساسات است.

به گفته دنیل گولمن، نویسنده و خبرنگار حوزه علم، هوش هیجانی نه به عنوان یک مهارت مجزا بلکه به‌عنوان تسهیل‌‌‌گری برای سایر مهارت‌‌‌ها شناخته می‌شود.

همچنین آن را از طریق مفاهیم و قابلیت‌‌‌هایی مانند خودآگاهی، خودمدیریتی، انگیزه درونی، همدلی و مهارت‌‌‌های اجتماعی تعریف می‌کنند.

شما برای به دست آوردن یک شغل به ضریب هوشی (IQ)  نیاز دارید، ولی برای حفظ شغل و ارتقا به سمت‌‌‌های بالاتر نیازمند چهار مولفه هوش هیجانی هستید که عبارتند از:

  خودآگاهی، به معنای شناسایی خُلق و احساسات است. از طریق آن می‌توان اعتماد به نفس خود را ارزیابی کرد و در عین حال نسبت به نقاط ضعف خویش واقع‌‌‌نگر ماند.

  خودمدیریتی، از طریق غربال احساسات در بخش قدامی مغز، تعیین‌‌‌کننده احساسات و هیجانات مناسب برای فرد در هر لحظه است.

  انگیزه درونی، بینش درونی فرد درباره رشد، هدف رسیدن به سطوح بالاتر و یادگیری است.

  همدلی، نه تنها نیازمند ارزیابی مخاطبان بلکه درک وضعیت ذهنی آنها و ارتباط با احساساتشان است.

Untitled-1 copy

 هوش مصنوعی در همه جا

جیک فرانکنفلد، هوش هیجانی را چنین تعریف می‌کند: شبیه‌‌‌سازی هوش انسان در ماشین‌‌‌های برنامه‌‌‌نویسی‌‌‌شده به نحوی که مانند انسان بیندیشند و اقدامات او  را تقلید کنند.

هوش مصنوعی می‌تواند با مشاهده محیط، مشکلات را بیابد، ولی باید داده‌‌‌های موردنیاز در اختیارش قرار گرفته و برای تصمیم‌گیری بر اساس الگوهای مشخص، آموزش ببیند.

امروزه هوش مصنوعی در همه جا حضور دارد. شاید مانند روبات نباشد که نظرها را جلب کند، ولی تمام ابزارها و برنامه‌‌‌های دیجیتال مبتنی‌بر ماشین‌‌‌هایی هستند که قادر به پاسخگویی مستقل بر اساس درک و شعوری  جداگانه نیستند.

آنها به دلیل فقدان کارکردهای مغز انسان، برای تشخیص لحن صدا و واژگان، به جملاتی آماده تکیه می‌کنند. در کسب و کار‌‌‌های فناوری حقوقی امروزی، بررسی الکترونیکی اسناد حقوقی از طریق مراحل الکترونیکی مشخص و مدون  انجام می‌شود.

در ابتدا دستیاران وکلا و فارغ‌‌‌التحصیلان سال اول حقوق این کار را انجام می‌‌‌دادند.

ولی به زودی مشخص شد که به دلیل حجم انبوه اسناد حقوقی بهتر است از ماشین‌‌‌ها هم استفاده شود.

آنها از هوش مصنوعی بهره گرفتند تا اسناد کاملا بی‌‌‌ربط را جدا کرده و انرژی خود را فقط روی اسناد حقوقی بااهمیت بگذارند.

برای این امر، وکلای شرکت باید همکاری نزدیک‌‌‌تری با کارکنان فناوری اطلاعات صورت می‌‌‌دادند. کارهای تکراری و مشخص به

ماشین‌‌‌ها محول شد. دخالت انسان فقط در موارد و برای اسنادی صورت می‌‌‌گرفت که نیازمند تفکر انسانی جزئی بود. به این صورت، هوش مصنوعی نه به‌عنوان جایگزین انسان بلکه به شکل همکار به کار گرفته شد؛ در حوزه‌‌‌هایی که توانمندی اصلی آنها بود. به این صورت حوزه فناوری  حقوقی ‌زاده شد.

 آموزش و ارتقای مهارت

دنیای حقوق از طریق فناوری فرصتی برای گسترش حوزه خود یافته است. در حالی که برخی جویندگان شغل نگران کاهش فرصت‌‌‌های شغلی هستند، تمرکز اصلی باید بر فرصت‌‌‌هایی باشد که هوش مصنوعی به همراه می‌‌‌آورد.

مانند آخرین انقلاب صنعتی، بعد جدیدی به بازار کار افزوده شده و کارکنان را قادر ساخته با پذیرش این افزودگی، وظایف انسانی خود را به شکلی موثرتر و کارآتر انجام دهند.  

برخی صاحب‌نظران از حوالی سال 2018 ادعا کردند که به زودی وظایف غیرروتین نیز به کامپیوترها محول شده و دچار مازاد نیروی کار خواهیم شد.

با این حال، چنین صاحب‌نظرانی توجه نکرده‌‌‌اند که برخی جنبه‌‌‌های کار مانند مدیریت تیم، تعاملات انسانی و هوش هیجانی نیازمند حضور انسان در قالب تیم‌‌‌هاست و نمی‌توان آن را جایگزین کرد.

وظایف روتین مانند کشف و شناسایی فایل‌‌‌های سیستمی نامرتبط یا دارای واژه‌‌‌هایی مشخص را می‌توان کامپیوتری کرد. حتی در این کاربرد نیز، انسان معلم هوش مصنوعی می‌شود و جایگزینی برای آن وجود ندارد.

 هوش هیجانی گروهی چیست؟

داشتن هوش هیجانی گروهی، از طریق بهبود روابط گروهی، افزایش خلاقیت و ارتقای تصمیم‌گیری منجر به بهبود اثربخشی تیم‌‌‌های کاری می‌شود. نتیجه آن، بهبود بهره‌‌‌وری، عملکرد و خروجی تیم‌‌‌هاست. برای ارزیابی و افزایش هوش هیجانی گروهی، سه سطح، 6 بعد و در نهایت 9هنجار باید مورد ارزیابی قرار بگیرند:

1- سطح فردی. پیش از واگذاری مسوولیت‌‌‌ها به هر کدام از اعضای گروه لازم است که نقاط ضعف، قوت، فرصت‌‌‌ها و تهدیدهای آنها (ماتریس‌SWOT‌‌‌) مشخص شود.

علاوه‌بر آن لازم است که هر یک از اعضا و به‌‌‌ویژه رهبر گروه، سطح متناسبی از هوش هیجانی داشته باشند.  بحث پیرامون هویت، برند شخصی و قوانین قابل قبول درونی و بیرونی گروه در خصوص احترام از جمله موارد مهم دیگر هستند.

اعضای گروه باید درک کنند که هوش هیجانی به معنای سرکوب هیجانات نیست بلکه بحث تشخیص، پردازش و انتقال احساسات به نفع کلیت گروه مطرح است.

2- سطح گروه. هوش هیجانی گروهی از طریق تعهد اعضای گروه به بهبود مستمر و ذهنیت رشد توسعه می‌‌‌یابد.

تیم به جز آگاهی از اعضای خود، باید نسبت به خود نیز آگاه باشد. این آگاهی نیز از طریق تحلیل چهارگانه (ماتریس‌SWOT) صورت می‌گیرد تا واکنش مناسب به تهدیدهای هیجانی- احساسی مشخص شود.

ارتباطات روشن و استفاده از مکالمات مثبت و خوش‌بینانه، آخرین جنبه‌‌‌های هوش هیجانی گروهی در یک تیم اثربخش است.  

اعضای تیم باید حس کنند که در یک محیط قدرتمند و حمایتی هستند و به این طریق چالش‌‌‌ها تهدیدهای کوچک‌تری تلقی شوند.

3- سطح فرامرزی (بیرونی). آخرین مولفه هوش هیجانی گروهی، متمرکز بر جایگاه هیجانی گروهی در قالب کل سازمان و کارکرد متناسب آن در جهت اهداف کلان سازمان و رشد کلی آن است.

گروه برای همکاری با بخش‌‌‌های بیرونی و دستیابی به همکاری و اثربخشی، نیازمند ایجاد و تنظیم روابط فراگروهی است. در عین حال لازم است که ارتباطات گروه و تصمیم‌گیرندگان اصلی سازمان، به قوت خود باقی بماند.

همان‌طور که گفته شد، حوزه فعالیت ما ارزیابی اسناد حقوقی به شیوه فناوری‌‌‌محور است. اما هوش هیجانی گروهی و توضیحاتی که درباره سطوح مختلف آن داده شد، چه نقشی در کار ما دارند؟ ارزیابان اسناد می‌توانند وظایف تکراری خود را مکانیزه کرده و به هوش مصنوعی محول کنند.

با این حال، باید از اهمیت خروجی کار خود در این فرآیند آگاه باشند.

آنها همچنین به عنوان یکی از تیم‌‌‌های کاری سازمان باید از وظایف و شیوه کار هرکدام از اعضا اطلاع داشته باشند، وظایف و کارکردهای تیم را به خوبی درک کرده و اثر خروجی کار بر شرکت حقوقی و موکلان آن را بشناسند. هیچ‌کدام از این موارد از عهده هوش مصنوعی ساخته نیست.

آثار اخلاقی

ما می‌توانیم با الکسا و سیری ارتباط برقرار کنیم ولی آیا آنها به‌‌‌واقع حواس دارند و احساسات ما را درک می‌کنند؟

آیا الکسا به زودی می‌تواند بهترین دوست یک فرد شود؟ آثار اخلاقی هوش مصنوعی زمانی شروع می‌شود که ماشین‌‌‌ها و روبات‌‌‌ها ما را بهتر از خانواده و دوستانمان بشناسند.

این اتفاق زمانی رخ خواهد داد که نه فقط حالات چهره، عادات خرید،  وضعیت سلامتی و توانایی‌‌‌های مالی ما ثبت شود بلکه به شکلی مورد ارزیابی قرار گیرند که درکی جدید از ما حاصل شود.

ممکن است کاربرد هوش مصنوعی در حوزه کار مورد بحث این مقاله (یعنی بررسی و ارزیابی اسناد حقوقی) نیازمند جنبه‌‌‌هایی از هوش هیجانی نباشد.

با این حال، در بسیاری از حوزه‌‌‌های کاربردی دیگر هوش مصنوعی، بحث هوش هیجانی نیز مطرح است و به عنوان مثال از ماشین‌‌‌ها انتظار می‌رود که حالات چهره و لحن صدای افراد را تشخیص دهند.

در ارزیابی اسناد، مغز بدون نیاز به چنین کارکردهایی، تصمیم‌گیری را براساس الزامات مشخص‌‌‌شده انجام می‌دهد.

ارزیاب‌‌‌ها متن اسناد را می‌‌‌خوانند و هوش مصنوعی فقط با حذف اسناد غیرمرتبط، از حجم کار می‌‌‌کاهد. به این صورت، در این مورد خاص، انسان روی تصمیماتی که از عهده هوش مصنوعی برنمی‌‌‌آید، حساب نمی‌‌‌کند.

در زمینه‌‌‌های اقتصادی، هوش مصنوعی براساس اسنادی مشخص می‌تواند تعیین کند که یک فرد، مشتری یا سرمایه‌گذار خوبی برای شرکت است یا خیر.

در این حالت، ماشین‌‌‌ها یک سطح جلوتر آمده و یک وظیفه تشخیصی و تصمیم‌گیری (هرچند کوچک) برعهده دارند.

آنها زمانی این وظیفه را به درستی انجام خواهند داد که پایگاه داده و پیش‌‌‌شرط‌‌‌های تصمیم‌گیری‌شان به درستی تعریف شده باشد.

به‌عنوان مثال اگر شرایط مالی یک مشتری با شرایط آموخته شده ماشین تفاوت داشته باشد، خروجی کار قابل اتکا نخواهد بود.

در چنین مواردی نیاز به مداخله انسان و قدرت قضاوت او است. در حوزه بهداشت و درمان، از هوش مصنوعی در طراحی روبات‌‌‌های مراقب سالخوردگان استفاده می‌شود.

همچنین از طریق گفت‌‌‌وگو با الکسا و سیری می‌توان بر تنهایی غلبه کرد. با این حال، لازم است به یاد داشته باشیم که هوش مصنوعی انسان واقعی نیست.

در این شرایط، هوش مصنوعی دردسرساز نخواهد بود؛ مگر آنکه مولفه هوش هیجانی تقلید شده و به موجب آن هوش مصنوعی تبدیل به ابزاری برای کنترل اجتماعی شود.

 نتیجه‌‌‌گیری

به گفته کارشناسان، انسان باید بر وظایفی تمرکز کند که منحصربه‌‌‌فرد و غیرقابل ماشینی شدن است. فقط آن دسته از وظایف تکراری را که نیازمند تفکر یا احساسات بیشتر نباشند، می‌توان از طریق هوش مصنوعی انجام داد.

همان‌طور که دیوید کاروسو، بازیگر و فیلمساز گفته است، «بسیار مهم است که درک کنیم هوش هیجانی نقطه مقابل ضریب هوشی نیست.

بحث بر سر پیروزی قلب بر مغز نیست. هوش هیجانی فصل مشترک منحصربه‌فردی از هر دوی آنهاست.» با شروع به کار، می‌توان مطمئن بود که با مشتریان و موکلان بی‌‌‌شماری مواجه خواهیم شد که پرسش‌‌‌هایی از ما دارند و خواهان ارتباط احساسی  با ما هستند. از آنجا که ماشین‌‌‌ها احساس ندارند، فقط انسان می‌تواند به این نیاز پاسخ دهد.

 
 

روش‌های استفاده از قدرت بدیهی مهربانی در ارتباطات

چگونه رهبر سازمانی رئوف‏‏‌تری باشید؟

 

 
تاریخ چاپ:
 شماره خبر: ۳۹۸۷۶۱۴
مترجم: منا اختیاری
منبع: HBR
 
در دنیای امروز، مشکلاتی از قبیل فقدان تمرکز، تعاملات شتاب‌‌‌زده، ورود اختلافات سیاسی در تعاملات حرفه‌‌‌ای، بدبینی و بی‌‌‌اعتمادی و خودمحوری، به ارتباط ما با همدیگر آسیب می‌‌‌زنند. کار سختی نیست که در مراودات روزمره ادب و نزاکت را کنار بگذاریم یا در مکالمات سخت از کوره دربرویم و خشمگین شویم. اما تجربه نشان داده آن دسته از رهبران سازمانی که به‌‌‌جای تندی و پرخاشگری به مهربانی اصرار دارند، نتایج بسیار بهتری کسب می‌کنند.
 
چگونه رهبر سازمانی رئوف‏‏‌تری باشید؟

برای تغییر شیوه تعاملاتمان در اینجا سه تاکتیک نتیجه‌‌‌بخش را مطرح می‌‌‌کنیم:

 

  از بین بردن حالت تدافعی با رأفت

  تحسین کردن

 فضا دادن به‌‌‌طرف مقابل

 

شما با کمک هرکدام از این شیوه‌‌‌ها می‌توانید فضای سالم‌‌‌تر و صمیمانه‌‌‌تری را بسازید و با سرعت بیشتری به سمت تحقق اهداف سازمانتان حرکت کنید.

بهتر است رهبران سازمانی در تمام ارتباطاتشان تاکید ویژه‌‌‌ای روی مهربانی داشته باشند. کار ساده‌‌‌ای به نظر می‌‌‌رسد، مگر نه؟ اما انجام دادنش دل‌‌‌ و جرات می‌‌‌خواهد؛ به‌‌‌خصوص در حال حاضر که کمتر کسی حوصله مهربان بودن را دارد یا پذیرای مهربانی است.

ما در دنیایی زندگی می‌‌‌کنیم که در آن مشکلات زیادی به ارتباطاتمان صدمه می‌‌‌زنند: به‌‌‌ عنوان ‌‌‌مثال، فقدان تمرکز را در نظر بگیرید: آخرین باری که در گفت‌‌‌وگویی شرکت داشتید که در آن یک نفر مدام تلفنش را چک نمی‌‌‌کرد یا همزمان مشغول انجام چند کار نبود، کی بود؟ یا شتاب‌‌‌زدگی را در نظر بگیرید: معمولا بدون اینکه لحظه‌‌‌ای تعاملی را که داشته‌‌‌ایم مرور و به پیامدهای انسانی کاری که انجام داده‌‌‌ایم فکر کنیم، بلافاصله سراغ کار بعدی می‌‌‌دویم.

چالش مهربان بودن زمانی سخت‌‌‌تر می‌شود که این نکته را در نظر می‌‌‌گیرید که شاید اصلا مردم دلشان نخواهد که مهربان باشند. در آخرین نظرسنجی ادلمن درباره اعتماد (ادلمن شرکتی آمریکایی است که از حدود دو دهه قبل روند تغییر اعتماد مردم را بررسی می‌کند و نتیجه مطالعاتش را سالانه

در قالب شاخص اعتماد ادلمن یا Edelman Trust Barometer survey منتشر می‌کند)، فقط ۳۰‌درصد از کسانی که روی یک مساله سیاسی یا اجتماعی خاص تعصب داشتند، حاضر بودند به کسی که نگرش متفاوتی دارد و مخالف آنهاست کمک ‌‌‌کنند. به خاطر قطبی‌‌‌سازی سیاسی همه‌‌‌چیز دارد تبدیل به بیانیه سیاسی می‌شود. شاید به خاطر همین فاکتورهاست که بی‌‌‌ادبی و خشونت عرفی در محیط کار بسیار شایع است و رأفت و مهربانی عجیب به نظر می‌‌‌رسد.

من (سلی ساسمن، نویسنده مقاله) از چهار دهه کار در دولت، کسب و کار و سیاست - در بالاترین رده‌‌‌های سازمانی واحد ارتباطات و اکنون به‌‌‌عنوان معاون اول اجرایی و از مدیران ارشد شرکت فایزر - فهمیده‌‌‌ام آن چیزی که یک رهبر سازمانی فوق‌‌‌العاده را از یک رهبر سازمانی معمولی متمایز می‌کند، این است که بتوانی با توجه کردن به افراد، با آنها ارتباط برقرار کنی؛ طوری که احساس کنند دیده می‌‌‌شوند، تلاششان به چشم می‌‌‌آید و حضورشان اهمیت دارد. یعنی در برابر تمامی این جریانات و محرک‌‌‌هایی که ما را به خشونت دعوت می‌کنند، مقاومت کنیم و به‌‌‌جای آن رفتاری را تمرین کنیم که من نامش را گذاشته‌‌‌ام:

«ارتباط رئوفانه».

این رویکرد شامل نگرشی کلی و رفتارهایی کوچک و جزئی است که در کنار یکدیگر برقراری ارتباط سالم را ممکن می‌‌‌سازد. این نوع از ارتباط برای یک مدیر ارشد -  و همچنین تمام مدیران سازمانی بلندپرواز - چه در تعاملات روزمره و چه در گفت‌‌‌وگوهای سخت و سنگین مهم است. با این کار روابط مستحکم‌‌‌تری می‌‌‌سازید، مورد احترام قرار می‌‌‌گیرید، ابتکار عمل و تاب‌‌‌آوری‌‌‌تان افزایش پیدا می‌کند و در نهایت رهبر سازمانی قوی‌‌‌تری خواهید بود.

برای دستیابی به این جایگاه سه‌‌‌ راه وجود دارد:

۱-با مهربانی حالت تدافعی را از بین ببرید

من زمانی که وارد موقعیت پرتنشی می‌‌‌شوم، از هر زمان دیگری مهربان‌‌‌ترم. وقتی وارد محیط سختی مثل جلسه دادرسی سنا می‌‌‌شوم یا زمانی که وکیل طرف دیگر دعوا سوال و جوابم می‌کند، همیشه این‌‌‌گونه آغاز می‌‌‌کنم: لبخند می‌‌‌زنم و از ته دل می‌‌‌گویم: «از اینکه امروز مرا اینجا دعوت کرده‌‌‌اید بسیار سپاسگزارم.»

این رفتار نشان می‌دهد که من نیامده‌‌‌ام دهانم را ببندم، موضع بگیرم و برای کسی کارشکنی کنم؛ بلکه آمده‌‌‌ام بشنوم و در حد توانم مشارکت کنم. این رفتار محبت‌‌‌آمیز است و طرف مقابل را خلع سلاح می‌کند. همچنین فضا را تلطیف و همه را پذیرای صحبت‌‌‌های همدیگر می‌کند. از طرف دیگر، در آن ‌‌‌واحد نشان‌‌‌دهنده شجاعت و بلوغ فکری شماست و راه را برای رسیدن به راه‌‌‌حل سازنده‌‌‌تر و خلاقانه‌‌‌تری هموار می‌کند.

مسلما حرف من این نیست که هرگز نباید خشمتان را به کسی نشان دهید. به ‌‌‌عنوان ‌‌‌مثال، اگر کسی به شما یا خانواده‌‌‌تان آسیب‌‌‌ زده باشد، خشم واکنش درست و مناسبی است. لازم است که از حریمتان دفاع کنید. اما در مجموع خشم موثرترین وسیله برای باز کردن ذهن افراد و تحت‌تاثیر قرار دادنشان نیست. خشم طرف مقابل را خاموش و دلسرد می‌کند، در حالی ‌‌‌که محبت او را به شما نزدیک‌‌‌تر می‌کند.

از آن گذشته در جایگاه یک رهبر سازمانی، دیگران همیشه ارتباطات شما را زیر نظر دارند و اگر شما را به این بشناسند که از کوره درمی‌‌‌روید، خبرهای منفی مهم را با شما در میان نمی‌‌‌گذارند و شما از بسیاری از مشکلات بی‌‌‌خبر می‌‌‌مانید. خیلی بعید است که در یک فرهنگ ‌‌‌سازمانی خشمگین یا ناپایدار و دمدمی، افراد درباره مشکلات یا ریسک‌‌‌های مهم به زبان بیایند و همین مساله باعث می‌شود شرکت شما نتواند در مواجهه با بحران‌ها سریع و درست عمل کند.

۲- کسی که لیاقتش را دارد تحسین کنید

مردم دوست دارند دیده شوند. تشخیص افرادی که لایق قدردانی و تحسین شدن هستند موجب شور و شوق، سخت‌‌‌کوشی، اعتماد و وفاداری اعضا می‌شود. من بعد از گذشت سال‌ها هنوز کارت‌‌‌های تشکری را که از رؤسایم دریافت می‌‌‌کردم به یاد دارم و از آن زمان عادت کرده‌‌‌ام برای اعضای تیمم کارت تشکر بنویسم و حس دیده شدن و تحسین شدن را به آنها بدهم.

تمرین تحسین و قدردانی می‌تواند از شما آدم خلاق‌‌‌تری بسازد. به ‌‌‌این ‌‌‌ترتیب که مرور تعاملی که با شخصی داشته‌‌‌اید اغلب باعث می‌شود جرقه‌‌‌ ایده‌‌‌ای زده شود که گفت‌‌‌وگو ادامه یابد یا تعامل دیگری با آن فرد یا حتی افراد دیگر شکل بگیرد. این روش به شما فرصت می‌دهد تا برای شکل گرفتن این ایده‌‌‌ها مکث کنید و با تمرکز بیشتری در لحظه حضور داشته باشید. مساله قابل ‌‌‌تأمل این است که تحسین هم‌‌‌رده‌‌‌های خودتان همان‌‌‌قدر اثرگذار است که تحسین اعضای تیمتان. من در جلسات کمیته اجرایی هر بار می‌‌‌فهمم کسی افتخاری کسب کرده (مثلا دانشمندی که برنده جایزه معتبری شده یا تولیدکننده‌‌‌ای که به استانداردهای ایمنی تازه‌‌‌ای دست ‌‌‌یافته) خبر موفقیتش را به گوش بقیه گروه می‌‌‌رسانم. به این دلیل که همکارانم را تحسین می‌‌‌کنم و حقیقتا به این کار و حرفی که می‌‌‌زنم ایمان دارم.

اما فقط این نیست. به عقیده من، این کار من را هم به‌‌‌عنوان یک تحسین‌‌‌کننده خوب جلوه می‌دهد، چون نشان می‌دهد به حدی به بلوغ فکری رسیده‌‌‌ام و اعتماد به ‌‌‌نفس دارم که شخص دیگری را تحسین کنم.

حرکت غیرمنتظره‌‌‌ای است. چون این روزها در دنیای سازمانی همه به دنبال این هستند که دیده و تحسین شوند نه اینکه تحسین کنند. خودستایی فروتنانه را در نظر بگیرید: موجی که مثلا شخص از این می‌‌‌نالد که چند شب وحشتناک را تا صبح بیدار مانده تا پروژه مهمی را تمام کند (نکته‌‌‌اش برای شنونده این است که چه پروژه مهمی بوده و آن شخص چه نقش مهمی در آن پروژه داشته و چگونه یک‌‌‌تنه پروژه را پیش رانده). یا اینکه در رسانه‌‌‌های اجتماعی منتشر می‌کند که چقدر خوش‌‌‌شانس یا مفتخر است که به ارتقای مقام مهمی دست ‌‌‌یافته است‌‌‌. این کار تمام‌‌‌نشدنی و تهوع‌‌‌آور است، چون نیاز دائمی به تحسین شدن و برای هر چیزی، انتها ندارد و مخرب و در نهایت زیان‌‌‌بار است.

اگر به ‌‌‌تازگی کسی ایده یا کار شما را به اسم خودش تمام کرده باشد، این نیاز به مورد توجه قرار گرفتن و تحسین شدن، می‌تواند شدت و حس دیگری در شما داشته باشد. اما پیش از آنکه پا پیش بگذارید که واقعیت را آشکار کنید، خوب فکر کنید. مردم هوشیار و نکته‌‌‌سنج‌‌‌اند. اغلب می‌توانند ببینند چه کسی واقعا دارد کار را انجام می‌دهد. اگر در آن لحظه به‌‌‌جای اینکه بلافاصله عجولانه بگویید: «نه، کار من بود!» سکوت کنید، نشان می‌‌‌دهید که چقدر به خودتان و کارتان مطمئن هستید و شانس برقراری ارتباط با طرف مقابل را هم حفظ می‌‌‌کنید. برای نمونه من و رئیسم در طول پاندمی ایده‌‌‌ای را با سایر شرکت‌های بزرگ دارویی آغاز کردیم که عهد ببندیم همگی از استانداردهای ایمنی و کیفی بالایی پیروی کنیم و به هوای سریع‌‌‌تر به واکسن رسیدن، از کار ندزدیم. حتما می‌توانید تصور کنید که وقتی در کنفرانس سال ۲۰۲۲ شنیدم یک نفر از یکی دیگر از شرکت‌ها ادعا کرد ایده خودش بوده، من چقدر غافلگیر شدم. موهای پشت گردنم صاف ایستادند و دست‌‌‌هایم مشت شدند. یک آن به این فکر کردم که کنفرانس را قطع کنم و با عصبانیت حرفش را اصلاح کنم و بگویم که کار ما بوده، اما این کار را نکردم. متوجه شدم که اگر الان برای احقاق حقم حرفی بزنم، تعمدا یک نفر دیگر را در ملأ عام خجالت‌‌‌زده می‌‌‌کنم و کل این ایده را که ما همکاران بسیار خوبی برای هم هستیم و می‌توانیم متحد و هماهنگ پیش برویم زیر سوال می‌‌‌برم. در آن صورت خودم خیلی بدتر به نظر می‌‌‌رسیدم و برایم هیچ زحمتی هم نداشت که به‌‌‌جای این کار فقط سکوت کنم.

البته موقعیت‌‌‌هایی هم وجود دارند که باید دستتان را بالا ببرید و تشویقی را که لایقش هستید دریافت کنید؛ مثل زمانی که رهبر تیمی هستید که هدف بلندپروازانه‌‌‌ای را محقق کرده (که در آن صورت به جای من، لطفا بگویید «ما») یا وقتی پای شهرت و اعتبار شرکتتان در میان است. اما حواستان باشد که در نهایت تحسین کردن دیگران برای شما موثرتر از تحسین شدن است.

۳- به طرف مقابل فضا بدهید و شفاف و صادق باشید

فرقی نمی‌‌‌کند که می‌‌‌خواهید درباره چه موضوعی با کسی صحبت کنید. هرگز بدون آمادگی سروقتشان نروید و غافلگیرشان نکنید. اهمیتی ندارد که موضوع صرفا یک سوال کوتاه و ساده است یا یک خبر بد مهم. همیشه در نظر بگیرید که آیا وقت مناسبی برای گفت‌‌‌وگو هست یا نه و سعی کنید این پیش‌‌‌زمینه را به آنها بدهید که می‌‌‌خواهید درباره چه مطلبی صحبت کنید.

این کار به طرف مقابل فرصت می‌دهد خودش را برای هر گونه غافلگیری یا خبر بدی آماده کند و نشان می‌دهد که شما صرفا به دنبال رساندن خبر نیستید، بلکه دوست دارید پاسخ فکرشده و ‌سنجیده او را بشنوید.

در عین اینکه این کار می‌تواند به شخص مقابل آرامش هم بدهد، چون به‌‌‌ جای اینکه در بی‌‌‌خبری کامل به سر ببرد و نداند باید انتظار چه چیزی را داشته باشد، چارچوب کلی گفت‌‌‌وگو را می‌‌‌داند. به ‌‌‌این‌‌‌ ترتیب، حرف‌‌‌های شما هر چقدر هم مقدمه‌‌‌چینی کنید، بی‌‌‌سروته به نظر نمی‌‌‌رسد. انجام این کار می‌تواند به همین سادگی باشد که به همکارت بگویی: «آیا الان وقت مناسبی است که درباره کمپین پاییز صحبت کنیم؟» (به‌‌‌جای اینکه یک‌‌‌دفعه و بدون اطلاع قبلی در ساعت نامناسبی با او تماس تصویری بگیرید؛ کاری که من قبلا می‌‌‌کردم.)

اما برای مسائل بزرگ‌تر شاید لازم باشد زمان بیشتری بگذارید و بستر بهتری مهیا کنید. برای مثال، من آن هفته می‌‌‌خواستم درباره موضوع مهمی با رئیسم صحبت کنم. به او گفتم: «خیلی ممنون می‌‌‌شوم اگر بتوانیم چند دقیقه وقت بگذاریم تا درباره مشکلی که من در رابطه با تیمم دارم با هم صحبت کنیم.» چند اسلاید هم برایش فرستادم که بداند موضوع از چه قرار است و بفهمد زمانی به سراغم بیاید که ۱۵دقیقه وقت خالی داشته باشد، نه دو دقیقه.

واضح است که شما همیشه فرصت مقدمه‌‌‌چینی و آماده‌‌‌سازی ندارید. اما همچنان می‌توانید راهی بیابید که به ‌‌‌طرف مقابلتان کمی فضا بدهید. اگر در گفت‌‌‌وگویی موقعیتی پیش آمد که لازم بود همان لحظه مخالفت کنید یا خبر بدی را برسانید، می‌توانید بگویید «اجازه بده همین‌‌‌جا دست نگه داریم.» و بعد صادق باشید. اما در موقعیت‌‌‌های گروهی مثل یک جلسه گروهی، اگر ممکن است صبر کنید تا جلسه تمام شود و بعد به آن شخص زنگ بزنید. فرض کنیم فرد مقابل حرف توهین‌‌‌آمیزی زده. به او زنگ بزنید و بگویید: «شاید متوجه نباشی که از آن حرفت چه برداشتی شد» و حرفتان را از اینجا به بعد ادامه بدهید. خجالت‌‌‌زده کردن افراد در جمع فکر خوبی نیست. اما تلاش برای تعلیم آنها در خفا فکر فوق‌‌‌العاده‌‌‌ای است.

هر کدام از این تاکتیک‌‌‌ها را که انتخاب کردید، یادتان باشد موضوع این نیست که طرف مقابل را در موقعیت ضعف قرار دهید و تحت ‌‌‌فشار بگذارید، بلکه هدف این است که کاملا متمرکز باشید؛ آن هم نه روی خودتان، بلکه روی طرف مقابل. انجام این کار هر چقدر هم سخت باشد، به‌‌‌خصوص در دنیای شتاب‌‌‌زده و جناحی امروز، بسیار به سود روابطتان، رهبری سازمانی‌‌‌تان و سلامت و سعادت خودتان عمل می‌کند.

عاشورا؛ اصل بر حماسه است یا مصیبت؟!

 

محمد مهدی اسکندری، گروه فرهنگی الف،   4020501107 ۱۲ نظر، ۱ در صف انتشار و ۴ تکراری یا غیرقابل انتشار
عاشورا؛ اصل بر حماسه است یا مصیبت؟!

*تابلو مصاف اثر حسن روح الامین

واقعه عاشورا دو چهره و دو بخش دارد. یک بخشِ‌ آن مصیبت و فاجعه غم‌انگیز شهادت حضرت سیدالشهداست. وجهی که در آن عاشورا یک تراژدی غم‌انگیز و جانسوز است که قلب هر انسانی را فارغ از دین و مذهب به درد می‌آورد. در زیارت عاشورا می‌خوانیم:« وَ اَعْظَمَ رَزِیَّتَها فِی الاِسْلامِ وَ فی جَمیعِ السَّمواتِ وَ الاَرْضِ» یعنی براستی چه مصیبت بزرگی و چه داغ گرانی بود در اسلام و در تمام آسمان‌ها و زمین. در حدیثی آمده است که پیامبر خطاب به حضرت فاطمه فرمودند:«یا فاطمة! کل عین باکیه یوم القیامة الا عین بکت علی مصاب الحسین فانها ضاحکة مستبشرة بنعیم الجنة». فاطمه جان! روز قیامت هر چشمی گریان است، مگر چشمی که در مصیبت و عزای حسین گریسته باشد، که آن چشم در قیامت خندان است و به نعمتهای بهشتی مژده داده می‌شود. باقرالعلوم (علیه‌السلام) هم در روایتی خطاب به شیعیان تصریح کردند که:« ثم لیندب الحسین و یبکیه و یأمر من فی داره بالبکاء علیه و یقیم فی داره مصیبته باظهار الجزع علیه و یتلاقون بالبکاء بعضهم بعضا فی البیوت و لیعز بعضهم بعضا بمصاب الحسین علیه السلام» بر حسین علیه السلام ندبه و عزاداری و گریه کند و به اهل خانه خود دستور دهد که بر او بگریند و در خانه اش با اظهار گریه و ناله بر حسین علیه السلام، مراسم عزاداری بر پا کند و یکدیگر را با گریه و تعزیت و تسلیت گویی در سوگ حسین علیه السلام در خانه هایشان ملاقات کنند.

صحنه غم‌انگیز کربلا پس از گذشت سالیان سال همچنان زنده است. درمورد مغولان نوشتند که «آمدند، کشتند، سوختند و رفتند» اما یزیدیان بدتر از مغولان بودند چون «آمدند، کشتند، سوختند، اسیر کردند و بر جنازه‌ها اسب دواندند». بهترین مردمان عصر در این فاجعه ناجوانمردانه و بی‌هیچ رحمی کشته شدند و بر جسم بی‌جانشان هم هتک حرمت شد و کیست که نداند خون مظلوم همیشه زنده است و چون نوری جاودان با گذشت زمان خاموش نمی‌شود، چه رسد به اینکه آن مظلومِ مقتول، امام زمان عصر، حسین‌بن‌علی فرزند فاطمه زهرا باشد. 

اما عاشورا یک روی دیگر هم دارد که در طول تاریخ چندان بدان توجه نشده است. حماسه و ظلم‌ستیزی چهره دیگری از قیام حضرت سیدالشهداست. امام شیعیان زمانی که جامعه اسلامی در خفقان استبداد اموی فرورفته بود و حقیقت دین فدای انحراف ضددینی یزید می‌شد شمشیر برکشید و «نه» گویان هژمونی تمامیت‌خواهی و بدعت را درهم شکست.

شاید بهترین تقریر از حقیقت امر را علی شریعتی در کتاب ارزشمند «حسین وارث آدم» داشته است. هرچند بسیاری از پژوهشگران از جمله شهید مطهری در ظواهر امر توقف کردند و با تکیه بر چند ایراد تاریخی بر بر این کتاب درنقد آن قلم‌می‌زدند، اما شریعتی با تحلیل جامعه‌شناختی خود، نشان داد غایت کربلا را در شروعش باید جست، اقدام به زیربار زور نرفتن و صف‌بندی در برابر ظلم به جهت احیای سنت، غایتی است که از مدینه آغاز شد و در کربلا به اوج خود رسید.  ابن ابی الحدید معتزلی در کتاب شرح نهج‌البلاغه در عظمت کار امام حسین می‌نویسد:« هو الّذی سَنِّ للعربِ الاباء» یعنی او کسی است که در میان عرب، زیر بار زور نرفتن را تبدیل به یک سنت و رسم کرد. چهره حماسی و اقتدار حسینی در عاشورا را باید از این عبارات جست‌وجو کرد:  «مرگ با عزّت بهتر از زندگى با ذلّت است»، «نه مانند ذلیل تسلیم ایشان می‌شوم و نه مانند برده اقرار می‌کنم»، «دور است از ما ذلت»، «اگـر زنده بمانم پـشیمان نیستم و اگر بمیرم، سرزنش نمی‌شوم، ولی این ننگ برای تو کافی است که سرزنش و پشمان شوی» و «نامم را عوض می‌کنم اگر از بیم، به ستم تن دهم و از مرگ بهراسم» 

اما در این بین یک سؤال اصلی وجود دارد و آن این است که در این تلاقی و اتحاد حماسه و مصیبت اصل با کدام است و باید حماسه را اصل قرار داد یا مصیبت را؟ محمد اسفندیاری در کتاب حقیقت عاشورا می‌نویسد :« شک نیست که آنچه در عاشورا اصل است، حماسه است نه مصیبت. البته فرجام این قیام حسینی چون بسی دیگر از حماسه‌ها تراژیک است؛ اما اصل و اساس آن بر حماسه است. این قیام با حماسه حسینیان آغاز شد و با جنایت یزیدیان فرجام آمد. پس عنصر مصیبت در آن عارضی است و معلول جنایت دشمن. مضافاً اینکه همین جنایت در دیده نزدیک‌بین ما، تراژیک است ورنه به دیده شیرزن کربلا، زیبایی است. نه مگر حضرت زینب(س) پس از مشاهده آن همه مصیبت‌ها و جنایت‌ها گفت من جز زیبایی ندیدم!»

اگر اصل و فرع را جابه‌جا کنیم هم نسبت به یک واقعه تحلیل غلطی خواهیم داشت هم دیدمان به اشخاص مطرح در آن رویداد با واقعیت مغایرت پیدا می‌کند. مثلاً در نگاهی که اصالت را به مصیبت می‌دهد و چنین تصوری را ایجاد می‌کند که تا ابد باید عزاداری کرد و هیچ وظیفه دیگری در قبال عاشورا نداریم، حضرت زینب بانویی است صرفاً اسیر؛ رنجدیده، تنها و.... اما در نگاهی که اصالت را به حماسه می‌دهد در کنار اینکه تراژدی عاشورا را زنده‌نگه می‌دارد؛ حضرت زینب را بانویی معرفی کرده که دوشادوش حضرت سیدالشهدا حماسه‌سازی می‌کند.

در زینبِ حماسه او کسی است که با شجاعت خطاب به خلیفه اموی می‌گوید:« تو حقیرتر و کوچکتر از این هستی که من تو را مخاطب خودم قرار بدهم، تو ارزش اینکه من تو را مخاطب خودم قرار بدهم نیز نداری.» در دید حماسی به عاشورا شخصیت‌ها حماسه آفرین‌اند و این نگاه به عاشورا به تاریخ و گزارشات تاریخی نزدیک‌تر و همسو تر است. در چنین نگاهی هرچند رنج و بلای زیادی  بر دختر علی تحمیل می‌شود و به اسارت رفتن والا مخدره‌ای چون او دل هر خوش انصافی را به درد می‌آورد؛ ولی تازه حماسه‌سازی‌های او و جهاد اکبر و اصغرش از عصر عاشورا شروع می‌شود و آن را به عزتی می‌رساند که هنگام خطبه‌خوانی حضرت در کوفه راوی می‌گوید:«زینب، دختر علی را دیدم و هرگز زنی با حیا را چون او سخنور ندیده بودم. گویا از زبان امیرالمؤمنین سخن می‌گفت.» در ظاهر زینب اسیر بند و زنجیر یزیدیان است، اما تأثیر «کلام» او به قدری محکم بود که بتواند فاتحان ظاهری را به اسارت روشنگری و افشا مبتلا کند.

 

دیدگاه کاربران
ناشناس۳۱۶۰۱۹۳۰۷:۳۸:۳۲ ۱۴۰۲/۵/۳
ما هرگوشه کربلا رو نگاه می کنیم معجزه می بینیم والبته غربت امام وتلاش امام برای دست گیری از مردم کوردل قلب ادم رو به درد میاره
 
ناشناس۳۱۶۰۱۹۵۰۷:۴۱:۴۵ ۱۴۰۲/۵/۳
در بزرگداشت قیام حسین (ع) باید به علت حرکت ایشان توجه کرد یعنی ظلم ستیزی .
 
ناشناس۳۱۶۰۲۳۶۰۸:۱۹:۳۴ ۱۴۰۲/۵/۳
اصل از خود گذشتگی و جلودار بودن و در میان مردم زندگی کردن و با مردم سختی ها را تحمل کردن است.
 
فرشید۳۱۶۰۲۴۴۰۸:۲۶:۲۰ ۱۴۰۲/۵/۳
در دوران ما اصل نه بر مصیبت است نه بر حماسه. اصل بر درس زندگی دادن است. اگر در هر هیئت فقط شبی یک حدیث از امام بیان شود که مردم حتی برای یک روز بدان عمل نمایند می توان گفت جامعه به سمت خیر و سعادت می رود.
 
ناشناس۳۱۶۰۲۹۳۰۸:۵۶:۴۷ ۱۴۰۲/۵/۳
این دو وجه می تواند توسط سیاست کنترل و بهره برداری شود. بهتر است مردم آگاهانه به این واقعه نگاه کنند.
 
ناشناس۳۱۶۰۲۹۵۰۸:۵۸:۰۷ ۱۴۰۲/۵/۳
اصل بر حماسه و پیام اصلی همان عدالت خواهی و ظلم ستیزی است.
 
ناشناس۳۱۶۰۲۹۶۰۸:۵۹:۲۵ ۱۴۰۲/۵/۳
عاشورا به نوعی تقابل حق طلبی و ظلم است .
 
ناشناس۳۱۶۰۲۹۹۰۹:۰۲:۲۲ ۱۴۰۲/۵/۳
خود امام حسین هم راضی نیست که به جای انتقال پیام حق طلبی و عدالت خواهی، از ایشان چهره ای شکست خورده و مصیبت زده و گرفتار ترسیم شود. امام حسین به کارش و هدفش آگاه بود و البته اگر آن دنیا را هم حساب کنیم مصیبت این دنیا پایان همه چیز نیست.
 
ناشناس۳۱۶۰۳۰۰۰۹:۰۴:۲۷ ۱۴۰۲/۵/۳
خیلی کارهای ما نصفه نیمه هست. هدف اصلی از حفظ مراسم و عزاداری برای امام حسین، ابزاری است برای زنده نگه داشتن یاد این آزاده بزرگ تاریخ و یادآوری آزدیخواهی است.
 
ناشناس۳۱۶۰۳۰۲۰۹:۰۹:۱۴ ۱۴۰۲/۵/۳
درود خداوند بر روان زنده یاد دکتر علی شریعتی که باتالیف کتب حسین وارث آدم وپس از شهادت حماسه حسینی را به نحو احسن تبیین نمود.
 
ناشناس۳۱۶۰۳۰۵۰۹:۱۵:۳۱ ۱۴۰۲/۵/۳
یکی از دلایل قیام عاشورا از زبان خود امام احیای امر به معروف بوده است. اما امر به معروف نسبت به که؟ این درسی است که امام به مریدان خود می دهد(یعنی امر به معروف حق مردم نسبت به حاکمیت است نه حق حاکمیت).
 
علیرضا۳۱۶۰۳۱۱۰۹:۲۹:۳۸ ۱۴۰۲/۵/۳
نماز ظهر عاشورا یکی از بزرگترین درس ها برای مسلمانان است.توجه به واجبات
 
محمد رضا۳۱۶۰۵۲۳۱۲:۲۷:۳۹ ۱۴۰۲/۵/۳
ورای تعبیرات و تفسیرها و نگرشهای محدود نویسندگان و جامعه شناسان بهترین تعبیر در کلمات جاودانه اباعبدالله علیه السلام نهفته است که نمونه اش در کتاب شهید آگاه از مرجع فقید صافی گلپایگانی است و یا در کلمات منتقم ثارالله، امام عصر علیه السلام در زیارت ناحیه مقدسه : احیای دین پیامبر اکرم که فرموده اند: حسین منی و انا من حسین(حیات اسلام مدیون امام حسین ع است) نجات مدرسه و مکتب اهلبیت از شر مدرسه و مکتب خلفا (کتاب دو مکتب در اسلام مورخ شهیر فقید معاصر علامه عسکری) فرار از بیعت با خبیث منحرف و فاسدی که مدعی جانشینی پیامبر اکرم ص است. امر بمعروف (خلافت و وصایت اهلبیت ع) و نهی از منکر(جانشینان مدعی نالایق اهل بدعت) خاموش کردن فتنه ها و پیروی سنت نبوی ...و حتی زنده کردن و اقامه صلوة (و تعابیر جانانه دیگر بلسان منتقم ثارالله در زیارت ناحیه مقدسه)
 
محمد۳۱۶۰۶۳۶۱۴:۰۰:۵۲ ۱۴۰۲/۵/۳
در قضیه عاشورا اصل حقیقت و دفاع از حق و بر پای داشتن حقیقت است؛ تا سالوسان؛ ریاکاران و متظاهرین به دین رسوا و روسیاه شدند و منفغعل شدند.
 
ناشناس۳۱۶۰۶۵۱۱۴:۱۷:۲۹ ۱۴۰۲/۵/۳
اصل عاشورا بر مقابله و مبارزه با ظالمان میباشد.

موضوع فقط «جیش‌العدل» نیست!

 

سعید ونکی، گروه سیاسی الف،   

موضوع فقط «جیش‌العدل» نیست!

عملیات تروریستی اخیر در سیستان‌وبلوچستان که منجر به شهادت چهار نفر از نیروهای پلیس راهور شد نشان می‌دهد که ساختارهای امنیتی در شرق کشور دچار نقصان‌هایی است که باید برای ترمیم آن قدم برداشت؛ ساختاری که در سه بخش نیازمند بازنگری است.

اولین ضعف آشکار، نقصان در امنیت مرزهای شرقی است. بخش‌هایی از افغانستان و پاکستان مامن نیروهای تکفیری است و از سال‌های قبل تاکنون بنیادگرایان وهابی در آن رخنه کرده‌اند. وقتی دفعات متمادی از سمت مرزهای شرقی عملیات تروریستی در کشور رخ داده و سپس تکفیری‌ها راهی این کشورها می‌شوند راهی جز تقویت دیوارکشی در مرزها باقی نمی‌ماند.

حدود 1900 کیلومتر، طول مرزهای زمینی ایران با افغانستان و پاکستان است که البته بخشی از این مرزها در سالیان‌گذشته دیوارکشی شده اما باید به شکل‌ جدی‌تری به این امر مبادرت ورزید. واضح است که هزینه ساخت این دیوارها بسیار گزاف و چشمگیر بوده که تامین منابع آن در این شرایط اقتصادی کشور ناممکن است اما می‌توان به‌شکل جدی‌تر در مناطقی که عبور و مرور تروریست‌هاست این پروژه دیوارکشی توسعه یافته یا استحکام بیشتری پیدا کند.

دومین ضعف ساختاری، مسئله پذیرش مهاجرین است. از آنجایی که امنیت‌ملی اولی‌تر از هر امر دیگری است باید بی‌پرده و صریح سخن گفت. ما در مسئله پذیرش مهاجرین افغانستانی نابخردانه عمل کرده‌ایم و این مهاجرین در آینده نه‌چندان دور به معضلی امنیتی برای ایران تبدیل خواهند شد.

برآوردهای غیررسمی از 8 میلیون و آمارهای رسمی از 5 میلیون افغانی حاضر در ایران سخن می‌گویند. اگرچه همه این مهاجرین تهدیدی بالقوه محسوب نمی‌شوند اما بسیاری از آن‌هایی که به‌صورت غیرمجاز در ایران و به‌خصوص استان‌های شرقی سکنی گزیده‌اند، دارای تمایلاتی افراطی هستند که چون بمب‌ساعتی در شهرهای ایران تردد می‌کنند. باید به‌سمت ممنوعیت ورود و حتی اخراج اتباع افغانستانی غیرمجاز قدم برداشت؛ آنانی که در مقام نیروهای نیابتی برای گروهک‌های تروریستی مستعد انجام عملیات هستند.

سومین ضعف ساختاری هم به مسئله فقر تعمیق‌یافته در سیستان و بلوچستان باز می‌گردد. فقر، خاستگاه انواع معضلات اجتماعی و امنیتی و بستری برای انحطاط جامعه است و هر اندازه که فقر بیشتر باشد، محیط اجتماعی آبستن چنین حوادثی خواهد بود.

باید بپذیریم که یارگیری و نیروکشی برخی از گروهک‌‌های تروریستی، از داخل مرزهای ایران صورت می‌گیرد که ریشه آن علاوه بر تمایلات رادیکالی و بنیادگرایانه افراد، فقری است که آنان را به دامان گروهک‌ها می‌کشاند. هر چند این موضوع‌، فی‌نفسه یک مسئله اقتصادی و اجتماعی تلقی می‌شود اما وقتی این فقر از حد و مرز خود عبور کند، به مسئله‌ای امنیتی تبدیل خواهد شد.

اخیراً معاون وزیر کشور از برخورد با گروهک تروریستی جیش‌العدل و انتقام از آنان سخن گفته که اقدامی درست و شایسته است اما تا زمانی که ضعف‌ها و شکاف‌های مرزها و استان‌های شرقی برطرف نگردد، تکرار چنین وقایع تلخی دور از انتظار نیست.

دیدگاه کاربران

ناشناس۳۱۶۰۳۰۹۰۹:۲۴:۳۰ ۱۴۰۲/۵/۳
تا وقتی یک آزمایش اتمی در کویر لوت انجام ندهیم پاکستان برای ایران تره هم خرد نمیکنه
 
ناشناس۳۱۶۰۳۳۹۱۰:۰۴:۴۶ ۱۴۰۲/۵/۳
جناب آقای ونکی مستحضر باشید نگاه شما به مسئله ناامنی در مرزهای شرقی ابدا در میان مسئولین وجود ندارد . متاسفانه مسئولین کشور توجهی به پیامدهای خطرناک بی توجهی به همسایگان شرقی ندارند . نمیدانم چرا اولویت آنها نیست . همانطور که در حوادث طبیعی همیشه غافلگیر میشویم در این فقره نیز بنظر میرسد یک روزی غافلگیر خواهیم شد
 
ناشناس۳۱۶۰۳۴۳۱۰:۰۹:۱۶ ۱۴۰۲/۵/۳
فقر و فلاکت و بي آبي و بي توجهي مسئولين به شرق کشور مخصوصا سيستان و بلوچستان ، بزرگترين عامل ضد امنيت ملي براي کشور است . ناراضي شدن مردم و خالي شدن روستاها و شهرها بخاطر کمبود همه چيز از جمعيت و بيکاري و فقر و ..... اين منطقه را مکاني براي رخنه دشمنان و يار گيري از مردم ناراضي کرده است .
 
ناشناس۳۱۶۰۳۵۰۱۰:۲۳:۱۲ ۱۴۰۲/۵/۳
ده بار هم جیش العدل را ازبین ببرید باز ریشه خواهد کرد .فقط راه چاره اول رفع تبعیض دوم نابودی فقر در منطقه است
 
ناشناس۳۱۶۰۴۱۱۱۱:۳۱:۳۴ ۱۴۰۲/۵/۳
ونکی اومد سراغ مسائل امنیتی. ونکی ابوعلی سینای زمانه است
 
 
 
عصر هوش مصنوعی/ قسمت اول

ماجرای انقلابی آرام، اما خیلی مهم

 

 
تاریخ چاپ:
   
مترجم: سید‌حسین علوی‌لنگرودی
منبع: کتاب The age of AI: and our human future  
 
در سال ۲۰۱۷، انقلابی آرام اما بسیار مهم در جهان رخ داد. جریان از این ‌‌‌قرار بود که یک برنامه هوش مصنوعی به نام «آلفازیرو» (AlphaZero) که توسط شرکت گوگل طراحی و ساخته ‌‌‌شده بود توانست در ۲۸ مسابقه شطرنج، برنامه «استاک‌‌‌فیش» (Stockfish) را که تا آن زمان ‌‌‌قدرتمندترین برنامه شطرنج جهان بود شکست دهد. در سال بعد نیز که نزدیک به ‌هزار مسابقه شطرنج بین این دو برنامه برگزار شد، سهم آلفازیرو ۱۵۵ برد و سهم استاک‌‌‌فیش فقط شش برد بود و بقیه مسابقات با تساوی به پایان رسید. شاید در نگاه اول این رویداد دارای اهمیت چندانی نباشد و خیلی‌‌‌ها فکر کنند که برتری یک برنامه شطرنج بر یک برنامه دیگر از اهمیت چندانی برخوردار نیست.
 
 
ماجرای انقلابی آرام، اما مهم

 

اما باید دانست که آلفازیرو یک برنامه شطرنج معمولی نیست. تا پیش از طراحی آلفازیرو، مبنای تمام برنامه‌‌‌های شطرنجی که طراحی ‌‌‌شده بودند حرکت‌‌‌ها، دانش، استراتژی‌‌‌ها و تجربیات استادان بنام شطرنج جهان بود و بانک اطلاعاتی تمام این برنامه‌‌‌ها سوابق مسابقات شطرنج بین انسان‌‌‌ها یا بین انسان و ماشین بوده است و علت برتری یافتن ماشین‌‌‌ها بر انسان‌‌‌ها به قدرت پردازش و سرعت‌‌‌ بالای آنها در ارزیابی و پیش‌بینی سریع و کامل تمام حرکت‌‌‌های احتمالی طرف مقابل مربوط می‌‌‌شد. داستان آلفازیرو اما کاملا متفاوت است چراکه بر اساس حرکت‌‌‌ها و استراتژی‌‌‌های استخراج‌‌‌شده از بازی شطرنج‌‌‌بازان طراحی نشده بلکه به‌‌‌صورت خودآموز و بر اساس تسلط کامل به قوانین بازی شطرنج شکل ‌‌‌گرفته است. در واقع، طراحان آلفازیرو آن را به‌‌‌گونه‌‌‌ای «آموزش داده‌‌‌اند» که قادر است هر برنامه دیگری را و البته هر انسانی را به ‌‌‌راحتی شکست دهد و حرکت‌‌‌هایی را در بازی انجام می‌دهد که به ذهن انسان خطور نمی‌‌‌کند. بعضی از تاکتیک‌‌‌هایی که آلفازیرو در بازی استفاده می‌کند تاکتیک‌‌‌هایی عجیب هستند که در ظاهر اشتباه و غیرمعقول به نظر می‌‌‌رسند، در حالی که چنین نیست و چون این برنامه قادر است با خودش هم‌‌‌ بارها و بارها مسابقه دهد، به‌‌‌طور حتم در پس هر حرکتی که توسط آلفازیرو انجام می‌شود یک «استدلال محکم و منطقی» نهفته است.

در واقع، آنچه آلفازیرو از آن استفاده می‌کند یک استراتژی برآمده از استراتژی‌‌‌های انسانی در بازی شطرنج نیست، بلکه این برنامه قدرتمند از منطق و استدلال‌‌‌های خاص خودش برای بازی سود می‌‌‌برد که از قدرت فوق‌‌‌العاده‌‌‌اش برای تشخیص تمام الگوهای حرکتی ممکن که بررسی آنها برای انسان غیرممکن است سرچشمه می‌گیرد. آلفازیرو در هر مرحله از بازی اقدام به ارزیابی سریع و دقیق وضعیت قرار گرفتن مهره‌‌‌ها بر روی صفحه شطرنج می‌کند و برای این کار نه از سوابق مربوط به بازی‌‌‌های گذشته شطرنج‌‌‌بازان، بلکه از اصول و احتمالات بازی شطرنج بهره می‌‌‌برد.

 

به همین دلیل هم بود که وقتی گری، استاد بزرگ شطرنج و قهرمان بلندآوازه سابق دنیا نحوه بازی کردن آلفازیرو را مشاهده کرد این جمله را بر زبان آورد: «بازی شطرنج با به‌وجود آمدن آلفازیرو به اصل و ریشه‌‌‌اش بازگشته است.» به همین دلیل هم هست که بعد از به وجود آمدن آلفازیرو تمام استادان بنام و بزرگ شطرنج جهان به‌‌‌جای رقابت با آن، شطرنج بازی کردن آلفازیرو را تماشا می‌کنند و از آن یاد می‌‌‌گیرند.

اوایل سال ۲۰۲۰ بود که محققان موسسه تکنولوژی ماساچوست (MIT)  اعلام کردند که آنتی‌‌‌بیوتیک جدیدی را کشف کرده‌‌‌اند که قادر به نابودی رشته‌‌‌های پیچیده نوعی باکتری است که در برابر تمام آنتی‌‌‌بیوتیک‌‌‌های موجود مقاوم بود. تا پیش ‌‌‌از این کشف مهم، فرآیند ساخت آنتی‌‌‌بیوتیک‌‌‌ها به این صورت بود که تعداد زیادی از محققان طی چند سال و با صرف هزینه‌‌‌های سنگین و انجام هزاران تست بر روی مولکول‌‌‌ها و استفاده از روش آزمون‌‌‌ و خطا به ساختار مولکولی مورد نظر خود برای استفاده در آنتی‌‌‌بیوتیک دست می‌‌‌یافتند. اما MIT از روش دیگری برای ساخت آنتی‌‌‌بیوتیک ابداعی خود بهره برد و برای این کار هوش مصنوعی را در فرآیند ساخت آنتی‌‌‌بیوتیکش وارد کرد. در مرحله اول، محققان یک «مجموعه آموزشی» تشکیل‌‌‌شده از۲هزار مولکول شناخته‌‌‌شده و دیتای مرتبط با هر کدام از این مولکول‌‌‌ها را تهیه کردند که حاوی اطلاعات کاملی شامل وزن اتمی آنها و احتمال رشد باکتریایی در هر کدام از آنها بود.

آنها این مجموعه آموزشی کامل را در اختیار هوش مصنوعی قرار دادند. هوش مصنوعی با بررسی ویژگی‌‌‌های مولکولی ارائه‌‌‌شده «یاد گرفت» که کدام مولکول می‌تواند آنتی باکتریال باشد. جالب آنکه هوش مصنوعی توانست در این میان، یکسری ویژگی‌‌‌های دیگر را در مولکول‌‌‌ها پیدا کند که توسط محققان کدگذاری نشده بود و در واقع ویژگی‌‌‌هایی بود که از چشم انسان دور مانده بودند. محققان MIT که چنین دیدند، در مرحله بعدی اقدام به آموزش تکمیلی به هوش مصنوعی کردند و اطلاعات مربوط به ۶۱هزارمولکول، اطلاعات مولکولی مربوط به تمام داروهای مورد تایید FDA و مولکول‌‌‌های طبیعی متنوعی را در اختیار هوش مصنوعی قرار دادند که سه ویژگی اصلی داشتند: اول اینکه شبیه به هیچ‌‌‌کدام از آنتی‌‌‌بیوتیک‌‌‌های موجود نبودند، دوم اینکه هوش مصنوعی آنها را غیرسمی تشخیص می‌‌‌داد و سوم هم اینکه از نظر هوش مصنوعی می‌توانستند به‌‌‌عنوان آنتی‌‌‌بیوتیک موثر واقع شوند. بعد از انجام بررسی‌‌‌های لازم توسط هوش مصنوعی فقط یک مولکول از بین ۶۱هزار مولکول مورد بررسی مناسب تشخیص داده شد که محققان آن را «هالی‌‌‌سین» (Halicin) نامیدند که از یکی از شخصیت‌‌‌های هوش مصنوعی در فیلم مشهور «۲۰۰۱‌: اودیسه فضایی» به نام AI HAL گرفته‌‌‌شده است.  رهبران پروژه آنتی‌‌‌بیوتیک در MIT به‌‌‌صراحت اعتراف کرده‌‌‌اند که اگر پروژه هالی‌‌‌سین در قالب تحقیقات سنتی و روش آزمون‌‌‌ و خطا و مطالعات آزمایشگاهی انجام می‌‌‌شد، به شکل وحشتناکی گران و زمان‌بر تمام می‌‌‌شد و به ‌‌‌احتمال ‌‌‌زیاد هیچ‌گاه به پایان نمی‌‌‌رسید. اما با کمک هوش مصنوعی این امکان فراهم شد تا الگوهای ساختاری مولکول‌‌‌ها به‌‌‌گونه‌‌‌ای مورد بررسی دقیق و سریع قرار گیرند و بهترین ابزار برای مبارزه با باکتری‌‌‌ها با کمترین هزینه و بالاترین سطح کارآیی شناسایی شود.

 در واقع در این روش جدید، این هوش مصنوعی بود که اقدام به اسکن مجموعه عظیمی از کاندیداهای مولکولی موجود کرد که از بین آنها فقط یک مولکول به‌‌‌عنوان برنده قدرتمند و قطعی رشته‌های باکتریایی شناسایی شد که تا پیش از آن هیچ‌کدام از آنتی‌‌‌بیوتیک‌‌‌های موجود قادر به کشتن آن نبودند. به عقیده تمام کارشناسان و صاحب‌‌‌نظران دنیای داروسازی، هالی‌‌‌سین یک پیروزی بزرگ و تاریخی محسوب می‌شود که در مقایسه با پروژه طراحی آلفازیرو، بسیار بزرگ‌تر و تاثیرگذارتر به‌‌‌حساب می‌‌‌آید، چراکه در شطرنج ما فقط با شش نوع مهره سروکار داریم که هر کدام در جهاتی محدود و مشخص قادر به حرکت هستند. همچنین پیروزی در بازی شطرنج فقط از یک طریق به دست می‌‌‌آید و آن مات کردن شاه حریف است. حال ‌‌‌آنکه در دنیای داروسازی ما با صدها‌هزار مولکول مختلف با ساختارها و کارکردهای بیولوژیک گوناگونی سروکار داریم که برخوردهای متفاوتی با ویروس‌‌‌ها و باکتری‌‌‌های متنوع و ناشناخته دارند و اینجاست که ارزش و ابعاد گسترده کشف هالی‌‌‌سین توسط هوش مصنوعی بیشتر و بهتر نمایان می‌شود.

ادامه دارد‌‌‌‌‌‌

 

طرح ملی تربیت نیروی انسانی امنیت سایبری اجرا می‌شود

 

 

 
تاریخ چاپ:
 

شماره خبر: ۳۹۸۷۳۵۹

 
مهر: معاون پژوهشکده امنیت ارتباطات و فناوری اطلاعات پژوهشگاه ICT از اجرای یک برنامه ملی فراگیر برای ظرفیت‌سازی و تربیت نیروی انسانی در حوزه امنیت سایبری خبر داد.
 

محمد‌حسام تدین در توضیح جزئیات پروژه ظرفیت‌سازی و تربیت نیروی انسانی در حوزه امنیت سایبری در کشور گفت: این پروژه در پژوهشگاه ارتباطات و فناوری اطلاعات در حال انجام است و هدفش این است که آموزش امنیت سایبری را برای تمام مردم و در تمام لایحه‌ها به صورت سیستماتیک و نهادی ایجاد کند. وی افزود: در واقع در این پروژه یک نقشه راه و طرح عمل برای نهادینه کردن آموزش امنیت سایبری در کل کشور در دستورکار است. کشورهای پیشرفته جهان نظیر آمریکا، اتحادیه اروپا، انگلیس، چین و استرالیا بعضا با تقدم یا تاخر و البته با دستور تسریع، برنامه‌های ملی را برای آموزش امنیت سایبری در کشورهای خود پیاده‌سازی کرده‌اند، چرا که بدون یک برنامه هماهنگ و همه‌جانبه نمی‌توان فضای بزرگ مجازی را به عنوان یک سرمایه بزرگ که با تهدیدات گسترده مواجه است مدیریت کرد؛ خصوصا که هوش مصنوعی مزید بر علت شده است.

وی ادامه داد: این نقشه راه از همه متولیان از جمله وزارت آموزش‌وپرورش، وزارت علوم، سازمان فنی و حرفه‌ای، آموزشگاه‌های خصوصی و صداوسیما، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، اپراتورها، مجلس، قوه‌قضائیه، پلیس و همه بخش‌هایی که در امر آموزش، تربیت و آگاهی‌رسانی امنیت سایبری در حال فعالیت هستند، می‌خواهد تا برنامه‌هایی را در راستای اهداف تعیین شده در نقشه تهیه و اجرا کنند تا ظرفیت‌سازی اساسی در آموزش امنیت سایبری صورت پذیرفته و تربیت نیروی انسانی به مرحله بلوغ خود‌ برسد. معاون پژوهشکده امنیت ارتباطات و فناوری اطلاعات با بیان اینکه این پروژه تازه شروع شده و به مرحله نهایی نرسیده است، گفت: امیدواریم طرح و نقشه راه ظرفیت‌سازی و تربیت نیروی انسانی در کشور تا پاییز سال جاری ارائه و توسط نهاد متولی که بعدا تعیین می‌شود، مصوب شود.

 

معاون پژوهشکده امنیت ارتباطات و فناوری اطلاعات پژوهشگاه ICT در خصوص تربیت، جذب و نگهداشت نخبگان پیشنهادهایی ارائه داد و گفت: پیشنهاد ما این است که مانند خیلی از کشورهای دنیا دانشجویان‌مان را در این رشته‌ها بورسیه کنیم. وقتی از دانشجویانی که در حوزه امنیت سایبری تحصیل می‌کنند حمایت شغلی شود خیالشان از بابت آینده شغلی راحت می‌شود. با این کار تا حد زیادی به نگهداشت نخبگان کمک می‌شود. همچنین افزایش دستمزد متخصصان امنیت سایبری باید یک اولویت حاکمیتی باشد.

معاون پژوهشکده امنیت ارتباطات و فناوری اطلاعات گفت: موضوع تربیت نیروهای متخصص انسانی با استاندارد جهانی برای ارتقای امنیت سایبری در کشور از اهمیت بالایی برخوردار است. چرا که فناوری‌های جهانی در همه جای دنیا و نیز ایران به دلیل جهانی شدن به‌طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرند و این تنوع و پیچیدگی نیازمند حرکت در لبه دانش و مبتنی بر تجربیات آموزشی جهانی است تا بتوان از وقوع بسیاری از حملات و آسیب‌پذیری‌ها و تهدیدات بر فضای سایبری کشور پیشگیری کرد. از این‌رو باید در یک حرکت هماهنگ و برنامه‌ریزی شده مساله آموزش‌های نوین و نیز بازسازی آموزش عالی در امنیت سایبری و خلق رشته‌های جدید در دستور کار جدی قرار گیرد.

 
 

شورای امنیت با تشکیل جلسه و کاخ سفید با اعلام ضوابط جدید، تاکید کردند

هوش مصنوعی؛ دغدغه تازه رهبران جهان

 
 
 تاریخ چاپ:
 شماره خبر: ۳۹۸۷۳۶۵
دنياي اقتصاد : شور و اشتیاق جهان برای بهره‌جویی از پدیده هوش مصنوعی تمامی ندارد و همین است که این تکنولوژی و کاربردهایش به سرعت در بخش‌های مختلف زندگی و صنایع نفوذ می‌کنند. این روند اما همزمان نگرانی‌ها و دغدغه‌های جدی پیرامون مسائل امنیتی و حریم خصوصی را مطرح کرده است؛ تا جایی که رهبران جهان را به فکر وضع و اعمال قوانین و مقرراتی ویژه در این زمینه انداخته است.
 
هوش مصنوعی؛ دغدغه تازه رهبران جهان

 

با این اوصاف هفته گذشته نخستین نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره هوش مصنوعی برگزار شد و در ادامه کاخ سفید هم به تازگی از توافق داوطلبانه غول‌های تکنولوژی برای پذیرش ضوابط ایمنی برای استفاده از کاربردهای مختلف هوش مصنوعی، خبر داده است. گویا همزمان با توسعه هوش مصنوعی، چالش‌های این فناوری هم در حال گسترش در ابعاد مختلف هستند و این موضوع باعث شده است تا رهبران کشورهای جهان به قید فوریت و اولویت، وضع قوانین و مقررات در این زمینه را در دستور کار خود قرار بدهند.

توافق داوطلبانه غول‌های تکنولوژی

ایالات‌متحده آمریکا به عنوان خانه بزرگ‌ترین شرکت‌های تکنولوژی جهان، طبیعتا بیشتر از دیگر کشورهای جهان خطرات توسعه هوش مصنوعی را احساس و به همین دلیل با جدیت روند قانون‌مند کردن استفاده از کاربردهای این فناوری را دنبال کرده است. این پیگیری‌ها و جلسات متعدد حالا گویا به نتیجه اولیه‌ای رسیده که رضایت رئیس‌جمهور آمریکا را به همراه داشته است. به این ترتیب جو بایدن روز جمعه از توافق داوطلبانه شرکت‌های بزرگ تکنولوژی با پذیرش ضوابط ایمنی در نظر گرفته شده برای بهره‌گیری از هوش مصنوعی خبر داده است. بازیگران اصلی در جریان توسعه هوش مصنوعی از جمله آمازون، گوگل، متا، مایکروسافت و اوپن ای‌آی با ضوابط ایمنی جدید کاخ سفید برای هوش مصنوعی - که با سرعتی خیره‌کننده در حال رشد است- موافقت کرده‌اند.

 

در میان دستور‌العمل‌هایی که دولت بایدن ارائه کرده است، نشان‌دار کردن محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی برای تشخیص راحت‌تر آن و امکان آزمایش این محتوا توسط تکنولوژی‌های دیگر، برای شناسایی جریان‌های خطرناک ضروری اعلام شده‌اند. جو بایدن روز جمعه در کاخ سفید گفت که تعهد این شرکت‌های بزرگ واقعی و ملموس است و به توسعه ایمن، محافظت شده و قابل‌اعتماد تکنولوژی‌هایی کمک می‌کند که برای جامعه مفید هستند و ارزش‌ها را حفظ می‌کنند. او در ادامه گفت: «آمریکایی‌ها چگونگی پیشرفت هوش مصنوعی و روند سریع از بین رفتن مشاغل در صنایع توسط این تکنولوژی را مشاهده می‌کنند. این تعهدات، گامی امیدوارکننده در مسیری هستند که در آن ما باید اقدامات بیشتری را با همکاری یکدیگر انجام دهیم.»

رئیس‌جمهور آمریکا گفت که هوش مصنوعی فرصت‌های شگفت‌انگیزی را ایجاد کرده و همزمان مخاطراتی را برای جامعه و اقتصاد به همراه آورده است. به گفته او، این توافق سه اصل بنیادین شامل امنیت، حفاظت و اعتماد را برجسته خواهد کرد. طبق اعلام کاخ سفید، تعهداتی که هفت شرکت آمریکایی به صورت داوطلبانه پذیرفته‌اند، به این معناست که آنها ایمنی محصولات مبتنی بر هوش مصنوعی خود را پیش از عرضه تضمین می‌کنند.

خبر این توافق، زمانی منتشر شد که منتقدان درباره گسترش تهدیدات جدی هوش مصنوعی همزمان با توسعه سریع آن و خطر آسیب‌پذیری‌های واقعی تا پیش از وضع قوانین ویژه برای آن، هشدار می‌دهند. این تعهدات داوطلبانه اگرچه از نظر قانونی الزام‌آور نیستند، اما احتمالا جایگزین موقتی برای قوانین آینده و اقدامات فراگیری هستند که در حال توسعه‌اند. افزایش سرمایه‌‌گذاری‌های تجاری در ابزارهای هوش مصنوعی مولد که می‌توانند به شکلی متقاعدکننده متونی شبیه به انسان بنویسند و تصاویر و محتوای دیگری را تولید کنند که مورد توجه عموم قرار بگیرند، همزمان نگرانی‌هایی را درباره توانایی این ابزارها برای گول زدن افراد، گسترش اطلاعات نادرست و مخاطرات دیگر به همراه می‌آورد.

این تعهدات داوطلبانه برای غول‌های تکنولوژی به معنای یک روش سریع شناسایی خطرات پیش‌رو در آینده است که به کنگره برای تصویب قوانین و مقررات مربوط به هوش مصنوعی کمک می‌کند. بعضی از طرفداران وضع مقررات برای هوش مصنوعی معتقدند که اقدام دولت بایدن یک شروع است؛ اما به الزامات بیشتری برای پاسخگو نگه داشتن شرکت‌های تکنولوژی و توجیه‌پذیری محصولات‌شان در حوزه هوش مصنوعی، نیاز است.

ایجاد یک نهاد بین‌المللی ویژه

کشورهای مختلفی به دنبال روش‌هایی برای قانونمند کردن هوش مصنوعی هستند؛ از جمله قانون‌گذاران اتحادیه اروپا که برای وضع قوانین فراگیری برای ۲۷ کشور عضو بلوک اروپا، مشغول مذاکره‌اند. جزئیات احکام و قوانین اتحادیه اروپا هنوز مشخص نشده است، اما محتوای قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا به قوانینی قدرت می‌دهند که از کاربران در برابر دسترسی بیش از اندازه، نقض حریم خصوصی، انواع تبعیض و مخاطرات الگوهای هوش مصنوعی به‌شدت محافظت می‌کنند. این در حالی است که در ایالات‌متحده آمریکا مذاکرات مربوط به وضع قوانینی در حوزه هوش مصنوعی هنوز در مراحل اولیه قرار دارند. کارولینا فیتزجرالد، معاون مرکز اطلاعات حریم خصوصی الکترونیک (Epic) در آمریکا گفته است دستورالعمل‌های داوطلبانه تنها بخشی از مجموعه دستورالعمل‌هایی هستند که کاخ سفید در زمینه هوش مصنوعی منتشر کرده است. او همزمان ابراز نگرانی کرده است که این توافق ممکن است به کند شدن روند قانون‌گذاری برای هوش مصنوعی در کنگره منجر شود. فیتزجرالد تاکید کرده است: «ما به قوانینی برای ادامه این راه نیاز داریم؛ پیش از آنکه این فناوری به قدری بزرگ شود که دیگر امکان قانونمند کردن آن وجود نداشته باشد.»

علاوه بر این‌ها، شورای امنیت سازمان ملل متحد در هفته گذشته برای نخستین بار نشستی در زمینه فرصت‌ها و چالش‌های هوش مصنوعی برگزار کرد و در آن دبیرکل سازمان ملل درباره خطرات گسترش سریع هوش مصنوعی در جهان و مشکلات امنیتی آن هشدار داد. آنتونیو گوترش ضمن تاکید بر اعمال مقرراتی برای آزمایش‌پذیر کردن این تکنولوژی، در این نشست اعلام کرد که سازمان ملل متحد مکانی ایده‌آل برای پذیرش استانداردهای جهانی است و هیاتی را تعیین کرد که تا پایان سال جاری میلادی به او درباره گزینه‌های پیش‌روی حکمرانی جهانی هوش مصنوعی، گزارش بدهند. دبیرکل سازمان ملل همچنین گفت که از اقدامات بعضی کشورها برای ایجاد یک نهاد بین‌المللی جدید جهت حمایت از اقدامات جهانی در راستای حکمرانی هوش مصنوعی - که عملکردی شبیه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی یا گروه میان‌دولتی تغییرات آب‌وهوایی دارد- استقبال می‌کند.

این در حالی است که کاخ سفید روز جمعه اعلام کرد ایالات‌متحده آمریکا در ماه‌های گذشته با بعضی از کشورها درباره تعهدات داوطلبانه مربوط به هوش مصنوعی، مشورت کرده است.


طبق اعلام کاخ سفید، شرکت‌های بزرگ تکنولوژی به‌طور داوطلبانه با انجام هشت ضابطه ایمنی در زمینه هوش مصنوعی توافق کرده‌اند که عبارتند از:

 نشان‌دار کردن محتوای صوتی و تصویری برای کمک به شناسایی محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی

اجازه به متخصصان مستقل جهت تلاش برای شناسایی و از بین بردن الگوهایی که بستر رفتارهای نادرست می‌شوند؛ فرآیندی که به نام «گروه قرمز» شناخته می‌شود‌

به اشتراک‌گذاری اطلاعات ایمن و قابل‌اعتماد با دولت و دیگر شرکت‌ها‌

سرمایه‌گذاری در اقدامات مربوط به امنیت سایبری‌

ترغیب شرکت‌های دیگر به آشکارسازی آسیب‌پذیری‌های امنیتی‌

گزارش خطرات اجتماعی از قبیل کاربردهای نامناسب و تبعیض‌آمیز‌

اولویت‌دهی به تحقیقات مربوط به خطرات اجتماعی هوش مصنوعی‌

استفاده از پیشرفته‌ترین سیستم‌های هوش مصنوعی که به عنوان مدل‌های پیشگام شناخته می‌شوند، برای حل بزرگ‌ترین مشکلات اجتماعی‌

 
صفحه16 از366