ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

دوشنبه, 30 مرداد 1396 15:20

مخالفت با یک حکم به چه قیمتی !

جلوی ازدواج موقت را نگیرید!

 

آیت‌الله حائری شیرازی: اگر جلوی ازدواج موقت را بگیرید، فردا تمام زناها در نامه عمل شما نوشته می‌شود.

 

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

آیت الله حائری شیرازی

 

 

ما سر دو راهی هستیم، یا باید بگوییم مردم به راه حرام بروید؛ هر چه بادا باد و یا ازدواج موقت را توصیه کنیم.

بحث بین انتخاب ازدواج موقت یا دائم که نیست بلکه بحث بر سر انتخاب زنا و ازدواج موقت است. 

اگر کسی گفت ازدواج موقت نه، یعنی زنا بله. 

بعد آیا ما می‌توانیم آن شخص زناکار را اعدام یا سنگسار کنیم؟ 

آیا شما حاضر هستید به آن کسی که در نتیجه‌ی این فشار، مرتکب این عمل شد سنگ بزنید؟ 

اسلام هم نگفته که این شخص را سنگ بزنید! چون کسی که دستش به ازدواج دائم نمی‌رسد رجم (سنگسار) او صدق نمی‌کند و فقط باید به صد ضربه شلاق اکتفا کرد.

شما فکرش را بکنید ببینید اگر اسلام حکم شدیدی نسبت به زنا آورده و این حکم از سوی خداوند رحیم صادر شده است، آیا آن «رحیم»، بدون اجازه ازدواج موقت امکان دارد حکم به شلاق زدن زناکار بدهد؟ او این کار را نمی‌کند!

خداوند به آدم و حوا (علیهماالسلام) فرمودند از این درخت نخورید. اما قبل از آن، به آن‌ها فرمود: «یا آدَمُ اسکنانت و زَوجُکَ الجَنَه ...» این باغ بهشت برای شما، از هر کجایش دلتان خواست بخورید، اما «و لا تَقرَبا هَذِه الشَّجرَه»: ولی نزدیک این درخت نشوید.

اگر ازدواج دائم میسر نشد و انسان بین حرام و ازدواج موقت قرار گرفت باید ازدواج موقت را انتخاب کند. اگر مجرای حلالی را ببندید، گناه باز شدن مجراهای حرام، گردنتان می‌افتد!

پس مطلبی که در ازدواج موقت است این است که اصل در ازدواج، ازدواج دائم است. 

اگر ازدواج دائم میسر نشد و انسان بین حرام و ازدواج موقت قرار گرفت باید ازدواج موقت را انتخاب کند.

اگر مجرای حلالی را ببندید، گناه باز شدن مجراهای حرام، گردنتان می‌افتد! فرض کنید شما دریچه‌ی اطمینان چیزی را ببندید. بعد یک‌دفعه آن چیز منفجر شود. 

شما می‌گویید من که منفجرش نکردم! خودش منفجر شد. درحالی‌که این را تو بستی! 

اگر شما یک چوب کبریت در سوراخ دَرِ زودپز قرار دهی و یک خانواده هم دور آن نشسته باشند، بعد این زودپز منفجر شود و همه این‌ها کشته شوند، شما قاتل همه آن‌ها هستید. 

شما می‌گویید من با این چوب کبریت نمی‌توانم کسی را بکشم؛ ولی من می‌گویم: بله می‌توانید.

شما اگر بیایید جلوی ازدواج موقت را بگیرید، فردا تمام زناها در نامه عمل شما نوشته می‌شود.

هر کس قلم به دست بگیرد و این حکم را زشت جلوه دهد و یا بد دفاع کند و یا خوب حمله کند، به حکم خدا جسارت کرده و چون حکم خدا ناموس خدا و محارم خداست؛ پس اگر به حکم خدا جسارت شود به خود خدا جسارت شده است.

 

"آیت‌الله حائری شیرازی"

دوشنبه, 30 مرداد 1396 15:11

اسلام و مقتضیات زمان

آیا اسلام به احتاجات واقعی هر عصری پاسخ می‌دهد؟

 

البـته‌ اهمیت هر مسئله‌ای از مسائل علمی که برای بحث و کنجکاوی مطرح‌ شده و مورد نفی و اثبات‌ قـرار می گرید؛ارزش حقیقی آن،تابع ارزش و اهمیت واقعیتی‌ است که در بردارد‌ و تابع آثار و نتایجی است‌ کـه‌ از تطبیق آن بر مقام عـمل و اجـراء و مورد استفاده قرار دادن آن در فراز و نشیب و پیچ و خم زندگی بدست می آید.

 

فرآوری: زهرا اجلال- بخش اعتقادات شیعه تبیان
پاسخ اسلام به احتیاجات

 

 

یک فکر بسیار ابتدائی و ساده که آشامیدن آب یا خوردن غذا‌ را به انسان یاد می دهد در ارزش با حیات انسانی برابری می کند،یعنی ارزش آن همان ارزش زنـدگی‌ است که پیش انسان پرارزش‌ترین متاعی است، و یک فکر-بحسب ظاهر-بسیار جزئی و مختصر‌ که‌ لزوم حیات اجتماعی و زندگی دسته ‌جمعی را در مغز انسان‌ جا گیر می نماید قیمت آن همان قیمت نظام خیره‌ کننده ی جهان انسانی اسـت کـه در هر لحظه ملیون ها اعمال و حرکات و سکنات گوناگون انسانی‌ را‌ بخ یکدیگر ارتباط داده‌ و همه روزه ملیاردها اثرات مطلوب و نامطلوب و جور و ناجور داده و نتایج زشت و زیبا بوجود می آورد.

دعوت‌ اسلامی یک روش و یـک‌ سـلسله‌ مقرراتی را در نظر گرفته‌ که سعادت جامعه انسانی را به بهترین وجهی تضمین نموده‌ و احـتیاجات‌ زنـدگی را تـأمین می کند و «اسلام» نام‌ چنین‌ روش روشن‌ و مقررات‌ پاکی‌ است‌

البته هرگز نمی شود انکار کرد که مـسئله پاسـخ دادن یک آئین پاک‌ (مانند‌ آئین اسلام) به همه نیازمندی های انسان در هر عصری از حیث اهمیت در درجه اول و معادل‌ با اهمیت حیات نوع انسانی است که ما افراد انسان متاعی گرانبهاتر از آن‌ نـمی توانیم‌‌ تـصور‌ نمائیم.

و البته هر فرد مسلمانی‌ که‌ دست‌ کم‌ به کلیات آئین اسلام آشنا و علاقمند است این مسئله را در لیست مسائلی که از اسلام بیاد دارد ضبط و درج نموده است‌.

چیزی‌ که‌ هست این ماده فـکری نـیز مـانند سایر مواد‌ فکری‌ دینی کـه اسـلام بـوجود آورده و قرن های متوالی است که در اذهان ما پیروان اسلام رحل اقامت انداخته و به طور توارث‌ از‌ فکری‌ به فکری منتقل شده و به زندگی بی‌ سر و صدای خود ادامـه مـی دهند پیـوسته مانند‌ سایر مقدسات مذهبی بی‌ اینکه دست بحث و کـنجکاوی بـه دامنش برسد در نهاد افراد بایگانی شده و مورد استفاده نظری قرار‌ نگرفته‌ است‌.

ما شرقی هستیم و تا آنجا که از تاریخ نـیاکان و پیـشینیان خـود‌ یاد‌ داریم، و شاید به هزارها سال سر زند، محیط های اجتماعی گذشته، کـه در ما حکومت کرده‌ هرگز به ما آزادی‌ فکری‌ و خاصه‌ در مسائل عملی مربوط به اجتماع نداده، و روزنه‌ کوچکی هم که در مـدت‌ بـسیار‌ کـمی‌ در صدر اسلام بدست شارع اسلام به روی ما باز شده‌ و مانند سـپیده صـبح به دنبال‌ خود‌ روز‌ روشنی را نوید می داد در اثر حوادث تاریک و طوفان های طبیعی و مصنوعی که بدست یک‌ عده‌ خـودخواه و سـودپرست بـه وجود آمد دوباره پشت پرده تاریکی رفت و باز ما ماندیم و اسارت‌ و بردگی‌، ما‌ مـاندیم و تـازیانه‌ و دم شـمشیر و چوبه دار و گوشه زندان های تاریک و شکنجه‌ های جهنمی و محیط های‌ مرگ ‌بار، ما‌ ماندیم‌ و وظیفه باستانی «بله بـله» و «لبـیک» و «سـعدیک»!

آنکه بسیار زرنگ بود همین اندازه می توانست‌ مواد‌ مقدسات‌ مذهبی خود را دست ‌نخورده نگه داشـته و بـایگانی کند، و اتفاقا حکومت های وقت و سایر گردانندگان‌ اجتماع برای‌ جلوگیری‌ از بحث آزاد نسبت به این رویـه زیـاد بـی ‌میل نبودند.

آنان بسیار علاقمند‌ بودند‌ که‌ مردم به کار خود مشغول بوده و پا از گلیم‌ خود بـیرون نـبرند (آری کار خود،گلیم‌ خود‌،نه‌ کارهای عمومی و حکومتی‌ که ملک خالص حکومت ها و گـردانندگان اجـتماعات مـی باشد!!)

آنان از‌ پایبند‌ بودن مردم نسبت به غالب مواد نسبتا ساده ی دینی ضرری حدس نمی زده‌ و ترس و بـیمی نـداشتند، فقط می خواستند‌ مردم‌ به بحث آزاد و کنجکاوی انتقادی نپردازند و خودشان مغز متفکر مردم قـرار گـیرند، زیـرا‌ این‌ حقیقت را خوب درک‌ کرده بودند که‌ نیرومندترین‌ وسایل‌ در زندگی، نیروی اراده افراد است و اراده‌‌ افـراد‌ تـسلیم بـی ‌قید و شرط مغز متفکر آنها می باشد و با قبضه کردن مغز متفکر می توان‌ اراده‌ آنـها را قبضه نمود، لذا‌ پیوسته‌ هوائی جز‌ این‌ درسر‌ نداشتند که به‌ تسخیر افکار همگانی‌ بپردازند‌، و به اصطلاح خـودمان خـود مغز متفکر مردم‌ بوده باشند.

اینها یک سلسله حقائق‌ هستند‌ که هـرکس بـه تاریخ گذشتگان و پیشینیان‌ مراجعه‌ کند و کمترین دقتی بـکار‌ بـندد‌ در بـرابر وی مجسم شده‌ و کوچکترین‌‌ تردیدی برای او نخواهند گـذاشت.

اخـیرا نیز که آزادی اروپائی با آب و تاب‌ تمام‌ پس از سیراب کردن مغرب‌‌ زمین‌ به سراغ‌ ما شرقی ها آمـده‌ و ابـتدا‌ به عنوان یک میهمان عزیز‌ و بـعد‌ بـه عنوان یک‌ صـاحب ‌خانه مـقتدر در قـاره ما استقرار جست اگرچه بساط اخـتناق افـکار را‌ بر چید‌ و صلای‌ آزادی در داد، و این بهترین وسیله‌ و مناسب ترین‌ فرصتی بود‌ که‌ به ما‌ اجازه مـی داد بـه تدارک نعمت‌ از دست‌ رفته پرداخته و از نو شالوده ی یـک زندگی مشعشع از علم و عـمل‌ بـهم ‌آمیخته بپردازیم.

ولی‌ متاسفانه‌ همین آزادی اروپائی نـیز کـه ما‌ را‌ از‌ دست‌ ستمکاران‌ رهائی‌ بخشید خود‌ به جای‌ آنها نشست و مغز متفکر ما شـد! مـا نفهمیدیم چه شد؟ همین قدر به خود آمده دیـدیم دیـگر روزگـار «ما فرمودیم‌» گـذشته‌ و نـباید‌ دیگر به حرف‌ خداوند کـاران و فـرمان های قدر قدرت‌ و کیوان‌ سطوتان‌ گذشته‌ گوش‌ داد‌، تنها باید آن طور که اروپائیان می کنند کرد، و راهـی را کـه آنها می روند رفت!

هزار سال بـود کـه خاک ایـران جـسد «بـو علی سینا» را در برداشت‌ و تـألیفات فلسفی‌ و طبی او در کتابخانه ‌های ما و نظریات علمی وی وردزبان ما بود و خبری نبود، هفتصد سال بود کـه کـتب ریاضی خواجه نصیر الدین طوسی و خـدمات فـرهنگی وی نـصب العـین مـا بود‌ و خبری‌ نـبود، ولی پیـرو یادبودهائی که اروپائیان از دانشمندان خود نمودند، ما نیز برای آن هزاره و برای این هفتصدمین سال گرفتیم!

متجاوز از سـه قـرن بـود که مکتب فلسفی صدر المتألهین‌ در‌ ایران دائر بـوده‌ و نـظریات فـلسفی او مـورد افـاده و اسـتفاده طلاب فلسفه بود و از یک طرف سالهاست که‌ دانشگاه تهران تأسیس شده و با تشریفات خیره‌ کننده ‌ای‌ به تدریس‌ فلسفه می پردازد ولی هنگامی که دو‌ سال‌ قبل یک نفر از مستشرقین در دانشگاه طی کنفرانسی ملا صدرا را تـمجید کرده و از مکتب فلسفی ‌اش تقدیر نمود غوغای بی ‌سابقه ‌ای در دانشگاه‌ در خصوص‌ شخصیت‌ او و مکتب فلسفی وی‌ به راه‌ افتاد.

این ها و نظائر این ها نمونه ‌هائی است که به خوبی موقعیت اجتماع جهانی و هویت شخصیت‌ فکری ما را روشـن سـاخته و نشان می دهد که شخصیت فکری ما طفیلی دیگران می باشد و آنچه از ثروت‌ فکری‌ ما از دزد جا مانده نصیب و مال گردیده است.

هرگز نمی شود انکار کرد که مـسئله پاسـخ دادن یک آئین پاک‌ (مانند‌ آئین اسلام) به همه نیازمندی های انسان در هر عصری از حیث اهمیت در درجه اول و معادل‌ با اهمیت حیات نوع انسانی است که ما افراد انسان متاعی گرانبهاتر از آن‌ نـمی توانیم‌‌ تـصور‌ نمائیم.

این حال اکثریت چیز فهم ‌های ما است و عده ی کمی هم کـه تـا اندازه ‌ای استقلال‌ فکری خود را حفظ نموده و ثروت مغزی را‌ به کلی‌ بدست تاراج‌ نسپرده ‌اند به تعدد شخصیت‌ گرفتار شده، هم دلباخته افکار غربی و هم سرسپرده افـکار شـرقی موروثی خودمان‌ می باشد و با‌ کـمال تـکلف درصدد این هستند که میان این دو شخصیت متضاد‌ حالت‌‌ «ازدواج‌» به وجود آورند.

یکی از نویسندگان دانشمند ما تحت عنوان «دموکراسی اسلامی» روش‌ اسلامی را بر روش دمـوکراسی ‌‌تـطبیق‌ می کند، دیگری تحت عـنوان «کـمونیسم‌ اسلامی» یا «شیوعیت اسلامیه»روش کمونیسم و رفع اختلاف‌ طبقاتی‌ را‌ از مواد دینی‌ اسلام استخراج می نماید.

عجب داستانی است! راستی اگر چنانچه نبوغ و واقع‌ بینی اسلام‌ تنها در این است که روح زنده دموکراسی یا کـمونیسم را داشـته باشد‌ با این دموکراسیه  یا‌ کمونیسم‌ که اکنون با پای خود و با روشن ‌ترین جلوه ‌های خود به سراغ آمده دیگر چه نیازی داریم که یک مشت افکار کهنه چهارده قرن پیش را با این همه رنـج فـراوان تطبیق بـر آنها نموده‌ و باز بسینه بچسبانیم؟!

و اگر چنانچه یک واقعیت مستقل دیگری را در بر دارد و واجد یک حقیقت‌ زنده و ارزنده ی جداگانه‌ ای است چـه نیازی داریم که حسن خدادادی آن را با آرایش عاریتی‌ پرده ‌پوش کـرده و در قـیافه مـصنوعی‌ به مشتریان‌ عرضه داریم؟

در این چند سال اخیر یعنی پس از جنگ جهانی دوم دانشمندان غرب با حرارت خاصی به بحث و کنجکاوی در ادیـان ‌ ‌و مـذاهب پرداخته و محصول بررسی های خود را همه ‌روزه منتشر می سازند‌ و البته‌ ما نیز -به موجب حس تـقلید و تـبعیت کـه گفته شد- کم ‌و بیش در همان خط سیر افتاده و یک رشته پرسش های مربوط بدین مقدس اسلام را مورد بـحث و گفتگو قرار می دهیم:

آیا ادیان‌ و مذاهب‌ همه حقند؟ آیا ادیان آسمانی چیزی جز یک سـلسله اصلاحات‌ اجتماعی است؟

آیا دیـن جـز پاکی روان و اصلاح اخلاق هدف و آرمان دیگری دارد؟ و آیا تشریفات مذهبی با همان شکل جامد خود برای همیشه‌ زنده‌ هستند؟ آیا دین‌ جز تشریفات عملی، مقاصد دیگری‌ نیز‌ دارد؟ آیا اسلام‌ به احتیاجات هر عصری پاسخ‌ می دهد؟ و آیا.. و آیـا...

البته یک دانشمند کنجکاو وقتی که وارد مسئله‌ ای می شود اول مسئله را طبق‌ موازین علمی مسلمی‌ که‌ دارد‌ تفسیر نموده و پس از آن در صحت و سقم‌ آن‌ به بحث‌ پرداخته و اظهارنظر می نماید.

دانشمندان غرب دین را یک پدیده ی اجتماعی می دانند که مـانند خـود اجتماع‌ معلول یک سلسله‌ عوامل‌ طبیعی‌ می باشد. همه ادیان، و از آن جمله اسلام، در نظر دانشمندان غرب‌ -اگر به موضع دین خوش‌ بین باشند- آثار مغزی یک دسته افراد دارای نبوغ است که در اثر صفای نـفس‌ و هـوش‌ سرشار‌ و خالق العاده و اراده شکست ناپذیر، مقرارتی برای اصلاح اخلاق و اعمال جامعه‌ خود‌ وضع کرده و مردم را به شاهراه سعادت زندگی هدایت می کردند.

این مقررات به حسب تکامل تدریجی جامعه ‌های انسانی‌ تغییر‌ پیـدا‌ کـرده و لباس تکامل می پوشد.

حس و تجربه و همچنین تاریخ به ثبوت می رساند که جامعه‌ انسانی‌ تدریجا‌ رو به کمال می رود و عالم بشریت هر روز قدم تازه‌ ای در راه مدنیت بر می دارد و با‌ عطف‌ نظر‌ به نتائج بحث های روانی و حـقوقی و اجـتماعی و حـتی فلسفی به ویژه فلسفه‌ «ماتریالیسم دیـالکتیک» چـنانکه جـامعه ‌ها در‌ یک‌ حال ثابت نمی ‌مانند همچنین مقررات‌ قابل اجراء در جامعه ‌ها به یک حال باقی نخواهند‌ ماند‌.

مقرراتی‌ که می توانست سعادت زندگی انسان های اولیـه را کـه بـا میوه ی جنگل ها تغذیه‌ کرده و در‌ شکاف‌ کوه ها می آرمیدند تـأمین کـند هرگز برای زندگی بر تشریفات امروزی‌ کافی نیست، مقررات‌ روزهائی‌ که‌ با چماق یا تبر زین جنگ می کردند برای‌ روزی کـه وسـائلی مـانند بمب های اتمی و هیدروژنی در‌ کار‌ است ابدا فایده ‌ای ندارد؛ مقررات عـصری که مسافرت ها با اسب و الاغ بود‌ برای‌ عصری‌ که یکی از وسائل‌ عادی اش هواپیماهای جت و زیر دریائی های اتمی است چه دردی را مـی تواند دوا‌ کند؟

خـلاصه‌ ایـنکه‌ دنیای امروز نه مقررات دنیای پیشینیان را می‌ پذیرد و نه می ‌توان از آن‌‌ تـوقع‌ ایـن پذیرش را داشت، در نتیجه مقررات لازم الاجراء جامعه ‌های انسانی پیوسته‌ محکوم به تغییر بر طبق تحولات‌ گوناگون‌ عالم بشریت تـکمیل مـی شود و بـه دنبال‌ تغیر مقررات عمل، اخلاق نیز قابل تغییر‌ خواهد‌ بود، زیرا اخلاق هـمان مـلکات و صـورت های نفسانی‌ ثابت‌ می باشد‌ که از تکرار عمل حاصل می شود.

زندگی‌ ساده‌ و بی ‌غل و غش دو هزار و سـه هـزار سـال پیش سیاست باریک زندگی‌ پر پیچ و خم‌ امروز‌ را نمی‌ خواست، زنان اجتماعی امروز‌ نمی ‌توانند‌ عفت زنـان‌ پرده نشین‌‌ هزار‌ سال پیش را بکار بندند؛ کارگر‌ و کشاورز‌ و سایر طبقات رنجبر این عصر نـمی‌ توانند صـبر و بـردباری طبقات ستم کش عهد باستان‌ را‌ داشته باشند مغزهای انقلابی و پرشور انسان‌ عصر «تسخیر فضا» را‌ دیـگران‌ نـمی ‌توان با خسوف و کسوف و باد سیاه‌ ترسانید‌ و به توکل و تسلیم و رضا به قضا اقناع نمود.

خلاصه ایـنکه جـامعه ‌های انـسانی در هر عصری‌ مقررات‌ و اخلاق مناسب طبیعت‌ همان عصر‌ را‌ می خواهد‌.

و از طرف دیگر‌ دعوت‌ اسلامی یک روش و یـک‌ سـلسله‌ مقرراتی را در نظر گرفته‌ که سعادت جامعه انسانی را به بهترین وجهی تضمین نموده‌ و احـتیاجات‌ زنـدگی را تـأمین می کند و «اسلام» نام‌ چنین‌ روش روشن‌ و مقررات‌ پاکی‌ است‌. (رجـوع شـود به مقاله ‌ای که در شماره 1-سال 2 همین مـجله‌ تـحت‌ عنوان «دیـن از نـظر‌ قـرآن‌» منتشر کردیم.)

بدیهی است‌ که‌ چنین روش و مقرراتی در هر عـصر مـظاهر جـداگانه ‌ای دارد که یکی از آنها روش‌ خود‌ پیغمبر‌ اسلام و مقرراتی است که در عصر‌ خـود‌ اجـرا‌ می کرده‌ است‌.

مظاهر اسلام در‌ اعصار‌ دیگر بهترین و پاکترین روش و مقرراتی خواهد بود که‌ سعادت جامعه بشری آن عـصر را تـضمین نماید‌.

از این‌ بیان‌ روشن شد که پاسخ یک دانشمند غربی‌ با‌ عـطف‌ نـظر‌ به موازین‌ علمی‌‌ مسلمی که در این بحث بـه آنها تـکیه مـی کند مثبت خواهد بود، ولی با تفسیری که گـذشت‌ از نـظر او اسلام یک آئین خدائی همیشگی است که در‌ هر عصر به شکل مقرراتی که تـضمین‌ سـعادت جامعه آن عصر را نماید جلوه مـی کند.

عجب داستانی است! راستی اگر چنانچه نبوغ و واقع‌ بینی اسلام‌ تنها در این است که روح زنده دموکراسی یا کـمونیسم را داشـته باشد‌ با این دموکراسیه  یا‌ کمونیسم‌ که اکنون با پای خود و با روشن ‌ترین جلوه ‌های خود به سراغ آمده دیگر چه نیازی داریم که یک مشت افکار کهنه چهارده قرن پیش را با این همه رنـج فـراوان تطبیق بـر آنها نموده‌ و باز بسینه بچسبانیم؟!

ولی بـاید دید آیـا قـرآن کـریم که کتاب آسمانی اسلام و بهترین تـرجمان‌ مـقاصد این آئین پاک‌ است‌، نبوت را به همان معنی که گذشت و دین آسمانی را بـه همان‌ تـرتیب که با اتکاء بمبانی اجتماعی و روانـی و فلسفی مادی تفسیر شـد تـفسیر می کند؟

باید دید قرآن کـریم مـقاصد اسلامی‌ و مواد‌ دینی را کلی تصور می کند که در هر عصری بر یک سلسله مـقررات جـداگانه و مختص ه بآن عصر انطباق پذیـرد و اگـر ایـن طور تصور نکرده‌ و یـک‌ سـلسله عقاید و اخلاق و مقررات ثـابت‌ و غـیر قابل‌ تغییر را وضع نموده و به جامعه انسانی تکلیف می کند آنها را به چه نحو و کیفیتی قابل انطباق‌ به احتیاجات عـصرهای گوناگون انسانی می داند؟

آیا می خواهد جامعه انسانی با مرور زمان در یک حال ثابت بماند و به کلی درهـای‌ پیـشرفت بر روی مدنیت بسته شود و فعالیت روز افـزون انـسانی بـه کلی مـهر‌ و مـوم‌ گردد، چگونه در مـقام مـبارزه ی با طبیعت سیال و نظام طبیعی که عالم بشریت از قلمرو حکومت آن بیرون نیست درآمده است.

قدر مـسلم ایـن است کـه: قرآن کریم با بیان رسای‌ خود‌ مـوضوع دیـن‌‌ آسـمانی و سـرچشمه گـرفتن آن را از عالم غیب، و ارتباط آن به نظام آفرینش و این‌ جهان مشهود متغیر و دائمی و ثابت‌ بودن مواد دینی؛ و اخلاق فاضله انسانی و خوشبختی و بدبختی یک فرد یا یک‌ جامعه‌ بشری‌ را طوری توضیح مـی دهد که با آن‌ توضیحی که از زبان یک دانشمند غربی ذکر کردیم فرق ‌‌دارد. این مطالب از دریچه چشم قرآن کریم با قیافه دیگری دیده می شوند که تسلیحات‌ بصری‌ بحث های‌ مادی‌ نشان می دهند.

قـرآن کـریم روش و مقررات آئین اسلام را یک رشته مسائل و احکامی‌ می داند‌ که نظام آفرینش و بالاخص آفرینش انسان را با همان طبیعت متحول و متکامل‌ خودش‌ که جزئی از جهان‌ طبیعت‌ بوده و لحظه به لحظه تغییر وجـود مـی دهد، به سوی‌ وی هدایت می کند.

و به عبارت دیگر اسلام را نام یک سلسله مقرراتی می داند که مقتضای نظام‌ آفرینش و منطبق بر آن بوده و مانند اصل خود غیرقابل تغییر‌ اسـت و تـابع هوس‌ رانی‌ و دلخواه کسی نیست. مـقرراتی کـه حق را مجسم داشته و مانند دستورات ممالک‌ استبدادی و دیکتاتوری به میل و رغبت یک نفر دیکتاتور فرمانروا یا مانند قوانین‌ کشورهای سوسیالیستی با خواسته اکثریت افراد‌، تغییر‌ و تـبدیل نـیافته و فقط زمام‌ وضع و تـشریع آن بـدست نظام آفرینش و به عبارت دیگر منوط به اراده خدای جهان می ‌باشد


منبع:

آیا اسلام باحتیاجات واقعی هر عـصری‌ پاسـخ‌ میدهد؟؛ طباطبایی،محمدحسین؛ مجله «درسهایی از مکتب اسلام » خرداد 1339، سال دوم - شماره 5

 

دوشنبه, 30 مرداد 1396 13:43

آداب مذاکرات خانوادگی

مذاکره در خانواده را یاد بگیرید !

 

آیا تا به حال شده است بارها و بارها در رابطه با مساله ای با هسرتان به مذاکره بپردازید اما هیچ گاه به نتیجه نرسیده باشید به نظرتان مشکل کجاست؟ یعنی مذاکرات زناشویی سخت تر از مذاکرات هسته ایست؟!

فراوری:  پاک نهاد – بخش خانواده ایرانی 
مذاکره، خانواده، روابط زناشویی،رابطه جنسی ، ازدواج

 

برای آنکه در زندگی مشترکتان موفق باشید، ارتباط درست و موثر با هم یک شرط لازم است. خیلی ساده است؛ اگر با همسرتان ارتباط مناسبی نداشته باشید، نمی‌توانید زندگی زناشویی شادی داشته باشید. ‏

معاشرت صحیح با اطرافیان، یکی از اصلی‌ترین توانایی‌هایی است که هر انسان در زندگی یاد می‌گیرد، شما با یک ارتباط مناسب می‌توانید به موفقیت‌هایی در زندگی برسید که شاید حتی تصورش برای شما سخت باشد. ‏

یکی از مهمترین مشکلات ارتباطی زناشویی این است که زن‌ها توقع دارند همسرشان از طریق هم ذات پنداری و بدون کلام مشکلات او را بفهمد. ‏

زن و شوهر در همان سال اولیه ازدواج می‌توانند متوجه این موضوع شوند که روش ارتباطی متفاوتی با هم دارند. مثلا ممکن است شما خیلی منطقی رفتار کنید و کمتر احساساتی شوید ولی همسرتان پر شور باشد(مثلا اگر دوستی از شما بخواهد که شب مهمان آنها باشید اما سرتان شلوغ باشد، ممکن است شما به راحتی بگوید «ممنون، وقت بهتری مزاحم می‌شویم.» در حالی که جواب منفی دادن برای همسرتان بسیار سخت باشد. شما باید یاد بگیرید که این تفاوت تنها بر اساس شخصیت متفاوت افراد است و هیچ کس مقصر نیست؛ شما فقط باید به فکر ایجاد تعادل در رابطه زناشویی باشید. ‏

قدم اول فهمیدن این تفاوت‌هاست .سپس باید یادبگیرید چگونه می‌توانید با وجود این تفاوت در رفتار و شخصیت می‌توانید در ارتباطتان تعادل ایجاد کنید. ‏

مثلا اگر بحث بر سر میزان هزینه‌های مادی و یا برنامه‌ها و اهداف است، کسی که منطقی فکر می‌کند در ارتباط موفق‌تر است. اما زمانی که موضوع راهنمایی، گوش دادن به درد دل‌ها و آرزوهاست، ارتباط منطقی -احساسی بیشتر به کمک شما می‌آید. ‏

البته علاوه بر تفاوت شخصیت‌ها، به طور کلی زن‌ها و مردها روش‌های متفاوت ارتباطی دارند. معمولا مردها تنها ارتباط کلامی دارند در حالی که زن‌ها در کنار ارتباط کلامی، ارتباط غیر کلامی نیز برقرار می‌کنند. آن‌ها از زبان بدن و اشاره بیشتر از مردها استفاده می‌کنند. ممکن است برای مردها ارتباط جسمی، مانند نوازش تنها به منظور رابطه جنسی باشد اما زنها فراتر از آن احتیاج به این نوع ارتباط داشته باشند. ‏

یکی از مهمترین مشکلات ارتباطی زناشویی این است که زن‌ها توقع دارند همسرشان از طریق هم ذات پنداری و بدون کلام مشکلات او را بفهمد. ‏

وقتی زنی از شوهرش در مورد دوستش گلایه می‌کند، نمی‌خواهد بشنود: «اگر فلان کار را نمی‌کردی، او الان با تو اینطور رفتار نمی‌کرد» و یا «خوب راحته، دیگه باهاش رفت و آمد نکن.» خیلی ساده‌تر او چیزی شبیه این احتیاج دارد «عزیزم، واقعا متاسفم که این رفتار رو داشت.»‏

به طور ذاتی در هر مشکلی مردها می‌خواهند در لحظه مشکل را حل کنند در حالی که زن‌ها می‌خواهند دلداری بدهند و یا نیاز به همدردی دارند. این به این معنا نیست که زن‌ها قادر به حل مشکلات نیستند و یا مردها نمی‌توانند همدردی کنند، بلکه یکی از این ویژگی‌ها‌ در آنها قوی‌تر است. ‏

 

اصول اساسی مذاکره در خانواده 

همسران چند نکته را باید به عنوان پیش فرض و اصول ابتدایی مذاکره پپذیرند. اول اینکه باید با این دید وارد مذاکره شوند که لزوما در پایان نظر آن ها، نظر نهایی نخواهدبود. یک  مذاکره مثبت باید به تصمیمی مبتنی بر منطق سازنده ختم شود. منطق سازنده، مجموع دلایلی است که براساس آن، طرفین به این نتیجه می رسند که تصمیم اتخاذشده بیشترین فایده را به همه اعضای خانواده می رساند.

 

اصل دومی که باید رعایت شود، این است که موضوع مورد مذاکره باید روشن باشد و تنها بر سر آن مورد، گفت و گو انجام شود. به مثال انتخاب رشته برگردیم. اگر زوجین سر این موضوع اختلاف دارند و برای مثال پدر اصرار دارد که فرزند خانواده رشته ریاضی بخواند و مادر روی رشته تجربی تاکید دارد، باید در ابتدای بحث تعیین شود که برای مثال تا نیم ساعت بعد، تنها بر سر همین موضوع گفت و گو شود. اما متاسفانه ما شاهد این هستیم که در بسیاری از موارد زوجین، هنوز چند دقیقه از شروع صحبت نگذشته که بحث از موضوع اصلی منحرف شده و مثلا به رفتار بد مادرشوهر در فلان مهمانی می رسد! درواقع این موضوعات، به شدت بستر مذاکره را تهدید می کنند.

یکی دیگر از اصولی که باید در مذاکره مورد توجه قرار بگیرد، اصل «شنیدن» است. هر کس که وارد مذاکره می شود، باید این اصل را بپذیرد که در یک گفت و گوی دونفره، نمی توان همیشه گوینده بود و گاهی نیز باید سکوت کرد و به حرف های طرف مقابل گوش سپرد.

گوش کردن هم صرفا ساکت بودن نیست. شاید همه ما این تجربه را داشته باشیم که هنگامی که اصطلاحا در یک بحث مشغول «گوش دادن» به صحبت های طرف مقابل هستیم، کلا ذهنمان معطوف به فضای دیگری است. یعنی اصطلاحا یک گوشمان در است و دیگری دروازه. به جای اینکه ببینیم طرف مقابل از ما چه می خواهد، مدام در فکر این هستیم که چگونه جمله جدیدی را علیه او تدارک ببینیم. اگر بخواهیم وارد «مذاکره»ای سازنده شویم، باید بدانیم تا وقتی ذهنمان را برای شنیدن حرف های طرف مقابل آماده نکنیم، قطعا نتیجه مطلوبی در کار نخواهدبود.


منابع : مجله موفقیت / اطلاعات

دوشنبه, 30 مرداد 1396 13:25

علامه باب الائمه (ع)

علامه‌ای که «باب‌الائمه» لقب گرفت !

 

آیت‌الله مرعشی می‌گوید: یک شب خیلی به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) متوسل شدم تا در برزخ، مقام علامه مجلسی را به من نشان دهند. همان شب در خواب دیدم که به «قبرستان وادی‌السلام» رفتم، دیدم وادی السلام یک صحرای بی حّد و حصر است؛ مملو از عمامه!

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
علامه‌ای که «باب‌الائمه» لقب گرفت

حجت‌الاسلام محمدصادق ابوالحسنی، مسئول دفتر نشر آراء و آثار استاد منذر به همین مناسبت گفت: چهره تابناک علامه مجلسی در آسمانِ تاریخ تشیع چونان آفتاب می‌درخشد و نیازى به خواب و رؤیا باقى نمى‏‌گذارد اما براى آنکه بدانیم در عالم معنا خبرهایى هست که برخی در آینه زلال فطرت خود مى‏‌بینند، به رؤیای عجیب آیت الله نجفی مرعشی (ره) اشاره مى‏‌کنم.

آیت‌الله مرعشی(ره) به من فرمود:

من خیلی عاشق علّامه مجلسی بودم. مخصوصاً وقتی که یاد بیانات علامه می‌افتادم، از اینکه چرا بعضی جرأت می‌کنند و تعبیرات ناروایی را نسبت به ایشان به کار می‌برند، در تعجب بودم.

وی در ادامه افزود: آیت الله سید عباس کاشانی که از آخرین شاگردان آیت الله سید علی قاضی به شمار می‌رفت، این ماجرا را بدون واسطه از آیت الله مرعشی شنیده و در مصاحبه‌ای که پدرم مرحوم استاد ابوالحسنی (منذر) با ایشان ترتیب داد، نقل کردند. از عمر این مصاحبه پر نکته و منتشر نشده حدود 15 سال می‌گذرد و سرشار از نکات لطیف تاریخی است.

حجت‌الاسلام ابوالحسنی با بیان اینکه ما در برهه‌ای از تاریخ معاصر ایران، شاهد پیدایش چهره‌هایی هستیم که موجودیت خود را در تضعیف بزرگان مذهبِ تشیع، مخصوصاً علامه مجلسی (ره) می‌بینند و در نهایت خود را تنها عاملِ بازشناسی اسلام و معارف دین قلمداد می کنند، یادآور شد: این نخبه‌کشی فرهنگی در حالی صورت گرفت که می‌بینیم اسلامی که علامه مجلسی معرفی کرده اسلامِ ناب، بدون التقاط و برگرفته از مبانی اصیل قرآن و عترت است اما اسلامی که مخالفین وی ترویج می‌کنند، معجونی ناهمگون از ایدئولوژی‌های فرسوده مثل سوسیالیسم، اگزیستانسیالیسم و ماتریالیسم تاریخی است.

وی در این باره گفت: «پروفسور حامد الگار» که ریشه‌های دشمنی با علامه مجلسی را به مثابه یک جریان مرموز در تاریخ معاصر بررسی کرده، معتقد است: پایه تحریف و دشنام نسبت به علامه مجلسی را خدمتگزارانِ استعمار انگلیس پی‌ریزی کردند.

وی با اشاره به اینکه بنا بر تحقیقات وی، اولین بار دربین غربی‌ها یک ژنرال انگلیسی به نام «سر جان ملکم» - که در خدمت استعمار هند بود - در کتاب «تاریخ ایران» به علامه مجلسی حمله می‌کند و بعدها نیز «سِر پرسی سایکس» -رئیس قوای نظامی انگلستان در جنگ جهانی اول- این مسیر را در کتاب‌اش ادامه می‌دهد، اظهار داشت: ولی هیچکدام از این دو برای تحلیل منصفانه تاریخ، صلاحیت علمی نداشتند. حامد الگار که اکنون، استاد مطالعات اسلامی و زبان فارسی در دانشگاه برکلی کالیفرنیا است، به برخی نویسندگان ایرانی که بدون تحقیق این راه را دنبال می‌کنند پیشنهاد می‌کند که تقلید را کنار بگذارند و با دقت و انصاف غبار تحریف را از چهره حقیقت کنار بزنند. (علامه مجلسی از دیدگاه خاورشناسان، کتاب ماه دین، مرداد 1379، ش 34 ، ص 66)

مسئول دفتر نشر آراء و آثار استاد منذر توضیح داد: در دهه 40 و50 شمسی دوباره تنورِ حملات به علامه مجلسی داغ شد و تعبیرات تندی مثل: «آخوند درباری»‌، «حاشیه نشین شاه سلطان حسین»، «کمتر از گاندی آتش‌پرست»، «تملقات پستانه علامه مجلسی» دستمایه‌ای برای تسویه حساب‌های جدید شد.

رؤیای شگفت آیت الله مرعشی درباره علامه مجلسی (ره)

وی با بیان اینکه گویا در چنین فضایی آیت الله مرعشی نجفی (ره) ناراحت می‌شود و اشتیاق پیدا می‌کند تا جایگاه واقعی علامه مجلسی را در عالم ملکوت ببیند، افزود: در همین زمینه آیت الله سید عباس کاشانی(ره) برای استاد ابوالحسنی منذر (ره) نقل کردند که آیت‌الله مرعشی(ره) به من فرمود:

من خیلی عاشق علّامه مجلسی بودم. مخصوصاً وقتی که یاد بیانات علامه می‌افتادم، از اینکه چرا بعضی جرأت می‌کنند و تعبیرات ناروایی را نسبت به ایشان به کار می‌برند، در تعجب بودم.

وی در ادامه افزود: یک شب خیلی به حضرت صدّیقه، فاطمه زهرا «سلام الله علیها» متوسل شدم تا در برزخ، مقام علّامه مجلسی را به من نشان دهند. همان شب در خواب دیدم که به «قبرستان وادی‌السلام» رفتم تا برای همه مؤمنین، اساتیدمان و فقهایی که در آنجا هستند فاتحه بخوانم. دیدم وادی السلام یک صحرای بی حّد و حصر است؛ یک بیابان ولکن مملوّ از عمامه!

پروفسور حامد الگار» که ریشه‌های دشمنی با علامه مجلسی را به مثابه یک جریان مرموز در تاریخ معاصر بررسی کرده، معتقد است: پایه تحریف و دشنام نسبت به علامه مجلسی را خدمتگزارانِ استعمار انگلیس پی‌ریزی کردند.

همه اهل علم‌اند و گویا من در عالم خواب همه را می‌شناسم: «شیخ کلینی»، «شیخ صدوق»، «شیخ مفید»، «سلّار»، «ابن حمزه» [ره]، بزرگانِ مشهد؛ تمام. حاج شیخی هم که من در این جمع می دیدم «حاج میرزا حسین نوری» [صاحب مستدرک الوسائل] بود. من حاج میرزا حسین نوری را درک نکرده بودم اما گویی ایشان را از قبل دیده‌ام و می‌شناسم.

دیدم آن جلو، طرفِ قبله، یک دری از خاتَم -که با هیبت و عظمت است - وجود دارد ؛ یک نفر هم کنار آن ایستاده و آن در بسته است. به حاجیِ نوری عرض کردم اینجا کجاست؟ فرمودند: اینجا قطعه‌ای از «وادی السلامِ نجف» است. وقتی نظاره کردم، آثار قبری را ندیدم امّا هوا و فضایِ خیلی خوب و مایه انسی داشت که انسان دوست داشت از آن جدا نشود.

حاجی نوری فرمودند: ارواح مؤمنینِ شیعه هر جای دنیا که باشند پس از وفات به وادی السلام منتقل می‌شوند و در اینجا تا روز قیامت متنعّم‌اند. امروز پیغمبر اکرم، ائمه اطهار و حضرت زهراء «سلام الله علیهم اجمعین» اذن عام دادند که با نوّابشان ملاقات کنند. پشت این در باغی است که پیامبر اکرم، ائمه و حضرت زهرا [علیها السلام] در آن باغ هستند. آن آقایی هم که دمِ در ایستاده، «علاّمه مجلسی» است. ایشان واسطه بین پیغمبر، ائمه و علمای شیعه است. خودِ پیغمبر صلّ الله علیه و آله و سلم به علّامه مجلسی لقب «بابُ الأئمّه» داده‌اند!

علّامه هم جفت جفت آقایان را صدا می‌کرد: مثلاً «محمد بن یعقوب کلینی و صدوق»، «شیخ مفید و شیخ طوسی»، «سید رضی و سید مرتضی»... آقایان جفت جفت به ملاقاتِ پیغمبر (صلی الله و علیه وآله) می‌رفتند. من از هول و هیبتِ واقعه‌ای که در آن فضا دیدم از خواب جستم. در این حال به سجده افتادم و خدا را شکر کردم که اگر بخواهم برای همه حوزه نجف و قم از این شمه بگویم، به من لیاقت دادند که باطن مرحوم مجلسی و خدماتی را که به مذهب شیعه نموده ببینم.

مرحوم آقای مرعشی بعد از نقل این رؤیا می‌فرمود: بعضی‌ها بی انصافند و بعضی‌ها هم بیچاره هستند؛ نه تنها مجلسی را نشناختند، خود ائمه اطهار علیهم السلام را هم نشناختند. (پایان اظهارات آیت الله مرعشی)

 

وی در پایان گفت: از خداوند متعال علو درجات را برای همه علمای ربانی آرزو می‌کنم و امیدوارم بتوانم به زودی متن کامل و مفصل این مصاحبه را منتشر کنم.


منبع:

 

خبرگراری فارس

 

توحید در وجود انسان؛ کارگاه عظیم تن

 

در این شماره‌ با‌ یـک‌ گـام بـلند از محیط جانداران ذره‌ بینی وارد مرحله انسان- شناسی می شویم، یعنی می خواهیم به همراهی خواننده‌ گرامی در داخل وجود انـسان سیر کنیم، سری به کارگاه های مختلف وجود خودمان بزنیم‌، جهازات گوناگون تن را‌ بازدید‌ کـنیم، شواهد نظم دقیق و بـی مانندی کـه بر سراسر جهان هستی حکومت می کند در اینجا نیز از نزدیک مشاهده کنیم، اما متأسفانه آن قدر فرصت نداریم که در هر نقطه به اندازه کافی توقف‌ کرده و تمامی اسرار آن را ببینیم و همه جای کـشور بدن را سیر کنیم.

 

بخش اعتقادات شیعه تبیان
 
توحید در وجود انسان؛ کارگاه عظیم تن

 

 

می پرسید چرا اینقدر عجله داریم؟ برای اینکه می خواهیم زودتر مطالعات خود را درباره انسان (آن هم به اختصار)تمام کرده سپس اگر‌ بتوانیم‌، سری هم به آسمانها زده‌ و علائم و آثار نظم خیره ‌کننده عالم هـستی را در آنـجا نیز تماشا کنیم و به زمین برگردیم‌. آن وقت با یک روح پرنشاط و مملو از ایمان و آرامش و با یک فکر‌ عمیق‌ و نورانی بنشینیم‌ و با آقایان مادی ها دو به دو صحبت کنیم، یعنی اشکالات و ایرادات آنها را عنوان کـرده‌ بـه پاسخ آنها بپردازیم، ببینیم با این همه دلائل روشن و قوی برای توحید و خداشناسی‌ چگونه‌ این‌ آقایان هنوز در بیراهه ‌ها سرگردانند؟ چون این قسمت مرحله حساسی است‌ باید زودتر به آن برسیم، با توجه به این موضوع نـگارنده را در ایـن عجله معذور خواهید داشت.

ما اگر بخواهیم درباره‌ خودمان‌ مطالعات‌ کافی داشته باشیم مسلما باید‌ سال ها‌ بحث‌ و تحقیق کنیم تازه به قول «الکسیس کارل» دانشمند فیزیولوژیست فرانسوی باید اعتراف کـنیم کـه «انـسان موجود ناشناخته» است!

امروز عـلوم بـسیاری دربـاره‌ این‌ موجود‌ مرموز و اسرارآمیز یعنی انسان گفتگو می کند که مهمترین‌ آنها‌ سه علم دامنه‌ دار زیر است:

1-«تشریح» که درباره ساختمان اجـزاء مـختلف بـدن انسان، از ساختمان سلول‌ که کوچکترین جزء‌ زنده‌ بـدن‌ انـسان است گرفته ،تا ساختمان گوش و چشم و قلب‌ و تعداد استخوان ها‌ و انواع رگ ها و اقسام بافت ها و عضلات گفتگو می کند.

ممکن است مواد اولیه سلول را به همان نسبت هائی کـه دارند در آزمایشگاه ها بهم ترکیب‌ کرد‌، باز ممکن است با زحمات زیاد شکل ظاهری سـلول را هم به آن‌ داد، ولی این سـلول یـک «سلول مرده» است هیچ اثری از حیات و زندگی در آن دیده‌ نمی شود، پس‌ این‌ حیات کجاست؟ مگر غیر از این اجزاء چیز دیگری در سلول وجود دارد؟ چرا دانشمندان نمی توانند یک سلول زنده بسازند؟ زندگی و مرگ در عالم‌ سلول ها تحت چه عوامل و شـرائطی صورت می گیرد؟ اینها همه سؤالاتی است که علم‌‌ امروز‌ از‌ پاسخ آن عاجز مانده و باید‌ به انتظار‌ آینده‌ نشست ببینیم آیا این اسرار برای‌ بشر حاصل خواهد شد یا تا ابداز نظر علم مخفی و پنهان خـواهد ماند؟.

2-فیزیولوژی (علم وظـائف الاعـضاء) کـه راجع به وظائف هریک از دستگاه های‌ بدن‌ و طرز‌ کار‌ آنها بحث مـی کند، در این علم از طرز کار قلب، ریه‌، معده‌، کبد، کیسه‌ صفرا و حتی پلک های چشم و غیر آن گفتگو می شود.

3-«پسیکولوژی» یا روانـشناسی کـه دربـاره کیفیات روحی‌ و روانی‌، طرز‌ کار دستگاه های عصبی و خواص و آثار آنها؛ غـرائز و احـساساتی که بر انسان حکومت‌ می کند‌ اراده‌ و تصمیم و... (البته تا آنجا که در قلمرو و علم بشر امروز قـرار گـرفته کـه طبعا‌ منطقه‌‌ بسیار‌ محدودی است) بحث می کند.

بدیهی است تخصص در هریک از ایـن عـلوم یـک عمر‌ طولانی‌ لازم دارد، بنابراین نباید انتظار داشته باشید که ما با این بحث های کوتاه ‌«انـسان ‌شناس‌» شـویم‌، اگـر از مجموع این‌ بحث ها واقعا یک شبح کمرنگ و دورنمای اجمالی از سازمان های شگفت‌ آور‌ وجود‌ انسان و اسـرار بـی ‌انتهای آن در برابر دیدگان عقل ما مجسم شود همان برای‌ ما‌ کافی‌‌ است، همین«انـسان‌ شناسی» اجـمالی سـر از «خداشناسی» بیرون می آورد، بنابراین‌ جای تعجب نیست که در‌ قرآن‌ مجید کتاب بزرگ آسمانی مـا و هـمچنین در ضمن کلماتی‌ که از پیشوایان‌ دینی‌ ما‌ رسیده انسان ‌شناسی پایه خدا شناسی، شمرده شده اسـت.

در هـر حـال در این بازدید اجمالی که‌ می خواهیم‌ از‌ خودمان به عمل آوریم بهتر این ست که برنامه خود را این طور تـنظیم کـنیم‌ که‌ ابتدا سری به «پالایشگاه بدن» یعنی ریه‌ ها زده و بعداً هم بازدید مـختصری از «سـلسله اعـصاب» دستگاه‌ فرماندهی‌ کل قوی‌ و نیروهای بدن و سازمان مخابراتی و ارتباطاتی آنها، به عمل آورد و اگر هم‌ مجالی‌‌ پیـدا شـد سـری هم به قلب و جهاز دوران‌ خون‌ زده‌ و هرچه‌ زودتر این محیط پر ابهت و اسرار آمیز و گـیج‌ کننده‌ را‌ گـذاشته و بیرون آئیم، اما فراموش نکنید منظور اصلی‌ ما در تمام این مراحل‌ مطالعه‌ در «نظم،حساب،دقت» ایـن‌ دسـتگاه هاست‌ چون ما‌ به خاطر‌ درک‌ کامل «برهان نظم» به اینجا آمده‌ ایم. ولی‌ قبل‌ از آنـکه وارد اولیـن کارگاه تن شویم‌ اجازه دهید چند کـلمه ‌ای دربـاره ‌«سـلول‌» با شما سخن بگوئیم.

 

مصالح تن‌

هـمانطور کـه یک ساختمان‌ عظیم‌ معمولا از قطعات مصالح کوچکی‌ به نام‌‌ «آجر» به ضمیمه چیزهای دیگر سـاخته مـی شود بدن ما هم که در ظـاهر یـک‌ قطعه‌‌ بـه نظر مـی رسد از اجـزاء فوق‌ العاده‌ کوچکی‌ به نام «سلول» سـاخته‌ شـده‌، با این تفاوت که‌ در‌ یک ساختمان -هرقدر هم عظیم باشد- شاید بـیش از چـند ملیون‌ آجر مصرف نمی شود‌؛ ولی‌ اگـر تعجب نکنید در بدن یـک‌ انـسان‌ متوسط در‌ حدود‌ ده‌‌ ملیون مـیلیارد سـلول وجود‌ دارد! (هر میلیارد هزار ملیون است) باز نوبت باعداد بزرگ‌ می رسد که عـظمت و اهـمیت آنها‌ به واسطه‌ اینکه در حساب های روزانـه کـمتر بـا‌ آن‌ سر و کار‌ داریـم‌ در‌ نـظر درست جلوه‌ نمی کند‌، بـرای مـجسم ساختن بزرگی این عدد (ده ملیون‌ میلیارد) کافی است بدانید اگر روزی فرصتی دست‌ داد‌ و مایل‌ شـدید تـعداد سلول های‌ بدن خود را بشمارید‌، و فرضا‌ آنـقدر‌ زبـردست‌ و چابک‌ بـودید‌ کـه در هـر ثانیه بتوانید هزار واحـد را بشمارید و شب و روز و ماه سال بدون کوچکترین وقفه باین کار ادامه‌ دهید، بسلامتی 300 هزار سال طـول مـی کشد که‌ به مقصود خود نائل گردید!!

 

ده مـلیون مـلیارد دلیـل بـر تـوحید!

از بیان فوق اجـمالا مـی توانید حدس بزنید که جثه یک سلول چقدر کوچک‌ است؛ اما در همین جثه کوچک، چه‌ از‌ نظر سـاختمان ظـاهری و چـه از نظر اجزاء ترکیبی چه اسرار حیرت‌ آوری اسـت، هـمین مـوجود ضـعیف و بـی مقدار بـرای خود پوست و گوشت و استخوانی دارد (غشاء،سیتوپلاسم،هسته» و روی هم رفته ساختمان‌ توبر توئی‌ را‌ تشکیل می دهد که هرکدام وظیفه خاصی را به عهده دارد.

چیزی که بیش از همه در عالم سلولها جلب ‌توجه می کند مسأله حیات و زنـدگی‌‌ اسـت، مـسأله ‌ای که هنوز برای علم امروز لا ینحل مانده و از درک آن عاجز شده است، روشن تر عرض کنم:یک سلول زنده، یـعنی:‌ ‌سـلولی که تغذیه می کند؛ رشد و نمو دارد تولید‌ مثل‌ کرده و زیاد می شود، با یک سـلول مـرده از نـظر ساختمان ظاهری و مواد ترکیبی ابدا فرقی ندارد.

باز اگر تعجب نکنید دانشمندان امروز یک سلول را مـانند یک بدن انسان‌ تشریح‌ می کنند‌؛ یعنی در زیر میکروسکپ با‌ وسائل‌ مخصوصی سینه سلول را شکافته و مورد مطالعه و بررسی قرار می دهند و با سوزن های بسیار ظریفی مایع رنگین خاصی را زیر پوسته سلول وارد کـرده و اجـزاء‌ مختلف‌ آنرا رنگ می کنند تا‌ بهتر‌ قابل مشاهده‌ باشد.

در اینجا منظور شرح ساختمان هریک از طبقات سلول نیست، منظور بیان‌ یک نکته است و آن اینکه شما فکر کنید یک موجود بـه این کـوچکی چقدر باید ظریف‌ و دقیق‌ و با حساب ساخته شده باشد که هریک از اجزاء آن بتواند به وظیفه‌ مخصوص خود عمل کند، آیا هیچ عاقلی می تواند بـه خود اجـازه دهد که بگوید طبیعت‌ بـی ‌عقل و شـعور بوجود آورنده‌ این‌ سلول است؟!

لابد‌ می توانید سلول اجزاء ترکیبی فراوانی دارد، فلزات بسیار و شبه فلزات‌ متعدد (البته با نسبت های مخصوص و اندازه‌ های معین‌) باهم ترکیب شـده ‌اند تـا سلول‌ را ساخته ‌اند، بهم ‌خوردن ایـن تـرکیب دقیق‌، سلول‌ را‌ به مرگ و نابودی می کشاند ضمنا مبادا خیال کنید همه سلول ها یکنواخت هستند، نه؛ سلول های عصبی یک نوع ساختمان‌ دارند‌ و ‌‌سلول های‌ پوست بدن یک نوع دیگر و سلول ماهیچه ‌ها یک نوع ثالث و هـمچنین. .. البـته غیر از‌ این هم‌ نباید‌ انتظار داشت زیرا هریک وظیفه خاصی به عهده دارد که برطبق‌ آن باید ساخته شده باشد‌.

آیا با این ترتیب هر سلولی به تنهائی یک دلیل روشن‌ بر توحید و اثبات‌ مـبدأ عـلم و قدرت جـهان‌ هستی‌ نیست؟ بنابراین اگر بگوئیم: در بدن یک انسان ده ملیون میلیارد دلیل بر توحید است ابدا اغراق نگفته ‌ایم

 

حیات و زنـدگی

چیزی که بیش از همه در عالم سلولها جلب ‌توجه می کند مسأله حیات و زنـدگی‌‌ اسـت، مـسأله ‌ای که هنوز برای علم امروز لا ینحل مانده و از درک آن عاجز شده است، روشن تر عرض کنم:یک سلول زنده، یـعنی:‌ ‌سـلولی که تغذیه می کند؛ رشد و نمو دارد تولید‌ مثل‌ کرده و زیاد می شود، با یک سـلول مـرده از نـظر ساختمان ظاهری و مواد ترکیبی ابدا فرقی ندارد.

ممکن است مواد اولیه سلول را به همان نسبت هائی کـه دارند در آزمایشگاه ها بهم ترکیب‌ کرد‌، باز ممکن است با زحمات زیاد شکل ظاهری سـلول را هم به آن‌ داد، ولی این سـلول یـک «سلول مرده» است هیچ اثری از حیات و زندگی در آن دیده‌ نمی شود، پس‌ این‌ حیات کجاست؟ مگر غیر از این اجزاء چیز دیگری در سلول وجود دارد؟ چرا دانشمندان نمی توانند یک سلول زنده بسازند؟ زندگی و مرگ در عالم‌ سلول ها تحت چه عوامل و شـرائطی صورت می گیرد؟ اینها همه سؤالاتی است که علم‌‌ امروز‌ از‌ پاسخ آن عاجز مانده و باید‌ به انتظار‌ آینده‌ نشست ببینیم آیا این اسرار برای‌ بشر حاصل خواهد شد یا تا ابداز نظر علم مخفی و پنهان خـواهد ماند؟.


منبع:

«درس هایی از مکتب اسلام » خرداد 1339، سال دوم - شماره 5؛ توحید در وجود انسان‌ کارگاه عظیم تن؛ نوشته مکارم شیرازی،ناصر

دوشنبه, 30 مرداد 1396 12:30

جدایی به خاطر مشکل اطاق خواب

جدایی به خاطر مشکل اطاق خواب

 

بعضی از طلاق ها به دلیل مسائل جنسی اتفاق می افتند در حالی که می توان با فهم درست مشکل از بروز این اتفاق تلخ پیشگیری کرد. در این یادداشت یکی از موارد را بررسی می کنیم.

 

راحله فلاح -کارشناسی ارشد روانشناسی - بخش مخصوص متاهلین تبیان
طلاق، رابطه جنسی، مخصوص متاهلین، داروی جنسی

بستری که سرد شد

چهار سال قبل در یک روز بارانیِ اردیبهشت زندگی من و وحید رسماً شروع شد. وحید مرد خوب و مهربانی بود و ما زندگی تقریباً آرامی داشتیم، تا اینکه کم کم متوجه شدیم رابطه جنسی مان درست پیش نمی رود. به پزشک مراجعه کردیم و متوجه شدیم که وحید به اختلال در نعوظ مبتلا است. با راهنمایی‌های دکتر و داروهایی که داد، من قانع شدم که این مشکل قابل برطرف شدن است. به همین خاطر سعی کردم این امید را به وحید هم منتقل کنم. وحید قول داد که داروهایش را مرتب

 مصرف کند و احساساتش را با من در میان بگذارد ولی فقط چند روز سرِ قولش ماند. بعد از مدتی کشمکش دوباره قانعش کردم که به دکتر دیگری مراجعه کنیم ولی باز همان اتفاق تکرار شد. تصمیم گرفتم به طور موقت با او قهر کنم، و وحید که نمی توانست قهر من را تحمل کند قبول کرد که دوباره دکتر برود و قول داد که این بار داروهایش را درست مصرف کند. چشم به هم گذاشتیم سه سال از زندگی مان با همین کش‌وقوس ها گذشت و من کم کم به این نتیجه رسیدم که وحید علاقه ای به تغییر اوضاع ندارد. خیلی سعی کردم دلیل سهل انگاری های او را بفهمم ولی او هیچ وقت چنین اجازه ای به من نداد و باعث شد من به این نتیجه برسم که او علاقه ای به من و زندگی مان ندارد. با دیدن بی توجهی های وحید به تدریج علاقه من هم به او کم و کمتر شد تا جایی که دیگر حتی رغبتی برای خوابیدن کنار او نداشتم. من دوست داشتم مادر بشوم، دلم می‌خواست رابطه زناشویی را تجربه کنم و مزه صمیمیت جنسی را بچشم ولی با این رفتارهای وحید دو راه بیشتر نداشتم: یا بمانم و با این آرزوها پیر بشوم، یا از او جدا بشوم. 

یک قدم مانده به طلاق 

اگر شما هم با مشکلی مشابه مواجه هستید، قبل از اینکه درخواست طلاقتان را تنظیم کنید به دو نکته توجه کنید: 

1.  شما عاشقید نه قربانی. 

احساس قربانی شدن یکی از تله های احساسی است که هر کدام از ما ممکن است در دام آن گرفتار بشویم. وقتی شما مدتی با همسری که مشکل جنسی دارد زندگی می کنید و همه تلاشتان را برای تشویق او به درمان انجام می دهید ولی از طرف او چراغ سبزی دریافت نمی کنید، پیش خودتان فکر می کنید که او در تمام این مدت شما را قربانی خودخواهی اش کرده است. اما این واقعیت ندارد چون شما به اراده خودتان در زندگی مشترک ماندید و اگر نمی خواستید بمانید می‌توانستید همین کاری که حالا می خواهید بکنید (یعنی طلاق) را قبلاً انجام بدهید. پس شما قربانی همسرتان نیستید و بهتر است به جای این فکرهای منفی، به دلایل دیگری برای این مدتی که زندگی مشترک داشته اید بیندیشید. آیا اگر همسرتان را دوست نداشتید، می توانستید تا حالا این وضع را تحمل کنید؟ 

2. مشکل را بفهمید. 

درست است که این وضعیت شما را هم اذیت می کند ولی یک درصد احتمال بدهید که دلیل همسرتان برای عدم پای بندی به درمان چیزی به جز بی علاقگی نسبت به شما و زندگی تان باشد. چند مورد از این دلایل شامل مسائل زیر هستند: 

موفقیت در رابطه جنسی نقش زیادی در احساس عزت نفس مردان دارد

• خجالت کشیدن. موفقیت در رابطه جنسی نقش زیادی در احساس عزت نفس مردان دارد. بنابراین هر مسئله ای که رابطه جنسی آنها را ضعیف کند می تواند موجب احساس شرمندگی و خجالت در آنها بشود. مصرف کردن دارو برای مردان علامتی از وجود نقص در توانمندی جنسی شان است. به همین دلیل ممکن است شوهر شما چون نمی تواند احساس شرم ناشی از وجود مشکل جنسی را تحمل کند از مصرف دارو خودداری کند ( یا به طور مکرر آن را فراموش کند). 

• عوارض جانبی. بعضی از این داروها موجب عوارضی مانند سر درد، قلب درد و مشکلات بینایی می شوند. این عوارض می توانند باعث شوند که شوهر شما عطای درمان شدن را به لقایش ببخشد و داروها را کنار بگذارد. 

• اعتقاد به بی خاصیت بودن داروها. خیلی از مردان مبتلا به اختلال در نعوظ فکر می کنند که داروها کمکی به آنها نمی کنند. گرچه در اکثر این موارد علت اصلی نتیجه نگرفتن آنها از درمان، عدم مصرف صحیح دارو است. برای مثال اغلب تجویز می شود که داروهای مربوط به اختلال در نعوظ یک ساعت قبل از اقدام به رابطه جنسی مصرف شوند. اما بسیاری از مردها این فاصله زمانی را رعایت نمی‌کنند و قاعدتاًّ نتیجه مطلوب هم نمی گیرند. 

• دلخوری های قبلی از شما. گاهی اوقات هم ممکن است که مرد به همسر و زندگی مشترکش علاقه داشته باشد ولی به خاطر یک مسئله دیگر به طور خودآگاه یا ناخودآگاه بخواهد همسر را تنبیه کند.

چرا مدیران‌عامل باید چند اولویت مهم را مورد توجه قرار دهند؟

 
 بازدید:372بار کد خبر: DEN-1113142
حلقه مفقوده توسعه رهبری سازمانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسندگان: Claudio Feser، Nicolai Nielsen، Michael Rennie

مترجم: مریم مرادخانی

سازمان‌ها همواره به رهبرانی نیاز داشته‌اند که بتوانند چالش‌های پیش‌رو را به محض وقوع شناسایی کنند و به‌موقع واکنش نشان دهند. اما در حال‌حاضر، نیاز به چنین رهبرانی بیش از پیش احساس می‌شود، چراکه سازمان‌ها هر روز با یک پدیده جدید روبه‌رو می‌‌شوند؛ پدیده‌هایی مثل دیجیتال‌سازی، استفاده از داده‌ها به‌عنوان یک اهرم رقابتی و به‌کارگیری هوش مصنوعی در خودکارسازی محیط کار و تقویت عملکرد سازمانی. در برابر این تحولات «تکنولوژی‌محور»، چاره‌ای نیست جز اینکه تغییر کنیم و با تحولات همگام شویم و این مستلزم وجود رهبرانی است که تغییرپذیر باشند.متاسفانه شواهد نشان می‌دهد که وفور منابعی مثل کتاب‌ها، مقالات، سمینارها و همایش‌هایی مثل «تد» که ارزش آنها حدود ۵۰ میلیارد دلار تخمین زده شده، نتیجه مثبتی نداشته است. طبق نظرسنجی اخیر مجله «فورچون»، تنها ۷ درصد مدیران ارشد اجرایی معتقدند که در پرورش رهبران کارآمد، موفق بوده‌اند و تنها ۱۰ درصد می‌گویند که برنامه‌های توسعه رهبری آنها تاثیرات مثبت و محسوسی داشته است. تحقیقات اخیر ما نیز دارای نتایج مشابهی است؛ از میان پانصد مدیر اجرایی مورد مطالعه ما در سرتاسر جهان، تنها ۱۱ درصد اعتقاد دارند که برنامه‌های توسعه رهبری آنها به نتایج مطلوب و پایدار رسیده است.

 

در این نظرسنجی، از مدیران اجرایی خواستیم به این سوال پاسخ دهند: «در چه شرایطی برنامه‌های توسعه رهبری موثر و در چه شرایطی ناموفق بوده‌اند؟» نتیجه نظرسنجی: اقدامات فراوانی باید صورت بگیرد تا برنامه‌های توسعه رهبری موثر واقع شوند و هیچ راه‌حل معجزه‌آسایی وجود ندارد که به تنهایی بتواند شکست را به موفقیت تبدیل کند. با این وجود، آمارها نشان می‌دهند که این اقدامات چهارگانه از سایر اقدامات مهم‌ترند: ۱- طراحی برنامه بر اساس بستر، موقعیت و استراتژی سازمان ۲- حصول اطمینان از گسترش و دسترس‌پذیری برنامه در سراسر سازمان ۳- طراحی برنامه با هدف انتقال یادگیری ۴- تقویت سیستم به‌منظور نهادینه‌سازی تغییرات (شکل روبه‌رو). این نخستین‌بار است که اقدام به جمع‌آوری داده‌های مربوط به برنامه‌های توسعه رهبری کرده‌ایم. جالب اینجاست که میان نتایج این تحقیقات و یک تحقیقات دیگر، تحت عنوان «اشتباهات رایج در تقویت توانمندی‌های مدیران» ارتباط معکوسی وجود دارد. در مجموع، در هر دو تحقیق بر نقش کلیدی تکنولوژی در تبدیل برنامه‌های توسعه رهبری به یک ضرورت و اجرایی‌شدن این برنامه‌ها تاکید شده است.

 

تمرکز بر تغییرات کلیدی

مدیران اجرایی شرکت‌کننده در این نظرسنجی اقرار می‌کردند که در تفسیر استراتژی و تبدیل آن به یک مدل رهبری که پاسخگوی نیازهای سازمان باشد، شکست خورده‌اند (چه در احیای استراتژی سازمان، چه در کسب مالکیت یک شرکت دیگر و چه در دوره توسعه درونی سازمان). برعکس، آن دسته از سازمان‌هایی که در زمینه توسعه رهبری عملکرد موفقی داشتند، بیش از سازمان‌های ناموفق بر رفتارهای کلیدی موثر بر عملکرد تمرکز می‌کردند (حدود ۸ بار بیشتر). برای شما که قصد دارید بر بستری که دائما در حال دگرگونی است مسلط شوید، نتیجه روشن است: برای طراحی اقدامات توسعه رهبری باید از برنامه‌های استراتژیک الهام بگیریم و این برنامه‌ها را به زبانی ترجمه کنیم که برای تک‌تک مدیران قابل درک و در راستای رشد و اولویت‌های آنها باشد، البته با در نظر گرفتن میزان تغییراتی که باید ایجاد شوند. یکی از قطعات اصلی این پازل، تقویت مهارت رهبران برای سازگاری با موقعیت‌های مختلف است. برای آنکه این مهارت را کسب کنید، باید به درجه‌ای از خودآگاهی و پذیرش رسیده باشید. رهبرانی که این دو ویژگی را دارا هستند، چهار بار بیشتر از سایر رهبران، این آمادگی را دارند که سازمان را در بحبوحه تحولات رهبری کنند.

 

برنامه توسعه رهبری، یک سفر بلندمدت

حصول اطمینان از اینکه برنامه‌های توسعه رهبری در دسترس تمامی سطوح سازمان قرار دارند، همواره در موفقیت این برنامه‌ها تاثیر بسزایی داشته است. سازمان‌هایی که دارای برنامه‌های موفقیت‌آمیز بودند، بیش از سایر همتایانشان به دسترس‌پذیری و گستردگی اقدامات در سراسر سازمان اهمیت می‌دادند و برنامه‌های مربوطه را با توجه به استراتژی توسعه رهبری طراحی می‌کردند (حدود ۶ یا 7 برابر بیشتر). اما با توجه به سرعت سرسام‌آور تحولات در دنیای امروز، گسترش و ایجاد دسترس‌پذیری تا حدی چالش‌برانگیز است: اغلب برنامه‌های توسعه رهبری معمولا کوتاه‌مدت (بین چند هفته تا چند ماه)، مقطعی و منقطع هستند و به همین علت، به سختی می‌توانند با تغییراتی که در اولویت‌های سازمان ایجاد می‌شود، همگام شوند، چه برسد به اینکه افرادی را برای رهبری سازمان آماده کنند.خوشبختانه، تنها پیامد تکنولوژی این نیست که ما را به تغییر وادار کند. به لطف تکنولوژی‌های دیجیتال، حالا امکان یادگیری سریع، انعطاف‌پذیر و در مقیاس گسترده وجود دارد. پلت‌فرم‌های توسعه رهبری به رهبران کمک می‌کنند رفتارها و مهارت‌های متناسب با نیازها و اهداف سازمان را در خود تقویت کنند و در شبکه حمایتی بزرگی از رهبران عضو شوند.

 

طراحی با هدف انتقال یادگیری

تکنولوژی به شما کمک می‌کند سنت‌های قدیمی یادگیری، مثل مدل «معلم و کلاس درس» را که هنوز طرفداران بسیاری دارند بشکنید و به این ترتیب، ارزش و تاثیرات سازمانی آموزش و یادگیری را به حداکثر برسانید. به کمک ابزارهای دیجیتال می‌توانیم یادگیری را به راحتی در فعالیت‌های کاری روزانه خود بگنجانیم و با مشکلات واقعی در بستر کار واقعی آشنا شویم. شواهد نظرسنجی ما نیز این ادعا را تایید می‌کنند: شرکت‌هایی که در زمینه توسعه رهبری عملکرد موفقی داشتند کارکنان را ملزم می‌داشتند که آموخته‌های خود را در بسترهای جدید و در بازه‌های زمانی طولانی به‌کار ببرند و مهارت‌ها را در محیط کار تمرین کنند. احتمال به‌کارگیری و تمرین مهارت‌ها در بستر کار در شرکت‌های موفق، پنج برابر بیشتر از سایر شرکت‌ها بوده است.

این تنها یکی از اصول آموزش بزرگسالان بر پایه عصب‌شناسی است که شرکت‌ها به‌کار می‌برند تا فرآیند تغییر در رفتار و نگرش رهبران را سرعت ببخشند و آنان را برای سازگاری با محیط کار متغیر آماده کنند. سایر اصول از این قرارند: آموزش از طریق یک چارچوب مثبت (طراحان و مجریان برنامه‌های موفق، به شرکت‌کنندگان اجازه می‌دادند که به جای اصلاح نقاط ضعف، به نقاط قوت خود اضافه کنند) و ارائه آموزش‌های لازم برای تشویق کارکنان به درون‌نگری و خودیابی (این امکانات در سازمان‌هایی که در زمینه توسعه رهبری عملکرد موفقی داشتند، سه برابر بیشتر از سایر سازمان‌ها فراهم بود).گاهی شرکت‌کنندگان پس از کسب مهارت‌های جدید، وارد یک سازمان غیرقابل انعطاف می‌شوند که عملا با تغییرات مخالف است یا تلاش‌های آنها برای ایجاد تغییر را نادیده می‌گیرد. در این صورت برنامه توسعه رهبری با شکست مواجه می‌شود. با توجه به سرعت تحولات در عصر حاضر، به‌کارگیری سیستم‌ها، فرآیندها و ایجاد فرهنگی که از تغییرات حمایت می‌کند بسیار مهم است. تکنولوژی می‌تواند به فرآیند تغییر و هر اقدامی که در راستای ایجاد تغییرات صورت می‌گیرد سرعت ببخشد. به عنوان مثال، وبلاگ‌ها، پیام‌های ویدئویی و شبکه‌های اجتماعی به رهبران کمک می‌کنند تا با افراد بیشتری در ارتباط باشند؛ همزمان که می‌کوشند آموخته‌ها را به تجربه‌های واقعی پیوند دهند، اعتماد افراد را جلب کنند و الگوی رفتاری شرکت‌کنندگان باشند.

یکی دیگر از ضرورت‌ها، به‌کارگیری سیستم‌ها و سازوکارهای رسمی به‌منظور تقویت و تسریع فرآیند تغییر در رفتارها و توانایی‌ها است (مثل سیستم‌های مدیریت عملکرد، سیستم‌های ارزیابی استعدادها و ایجاد تغییر در ساختار سازمان). ما در تحقیقات اخیر خود به نتایج جالبی دست یافتیم: یک برنامه توسعه رهبری موفق رهبران را ملزم می‌دارد که در اجرای امور، به عنوان اسپانسر پروژه‌ها، منتور یا مربی مشارکت کنند (۵ تا ۶ برابر بیشتر از برنامه‌های ناموفق). یک برنامه موفق از سیستم‌های منابع انسانی به‌منظور تقویت مدل رهبری جدید استفاده می‌کند. سیستم‌های «داده‌محور» مدیریت استعدادها که نخستین بار توسط گوگل رایج شدند و بیشتر با عنوان «تجزیه و تحلیل افراد» شناخته می‌شوند، می‌توانند دقت ارزیابی شما را بالا ببرند و تعداد افرادی را که پس از کسب مهارت‌های جدید مورد ارزیابی قرار می‌گیرند، افزایش دهند.

اغلب مدیران ارشد اجرایی به تاثیر تحولات بنیادین ناشی از تکنولوژی و لزوم واکنش در برابر این تحولات پی برده‌اند. اما بسیاری از این رهبران در تفسیر استراتژی سازمان ناتوان بوده و نتوانسته‌اند مهارت‌های سازمانی لازم را از آن استخراج کنند. آنها کارکنان با استعداد را تنها به صورت کلامی تشویق می‌کنند و با اینکه از اهمیت یادگیری سخن می‌گویند و مسوولیت‌هایی را به مدیران آموزش و توسعه واگذار می‌کنند اما هیچ‌گاه عملا از آنها حمایت نمی‌کنند. اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، مدیران ارشد اجرایی گاه دچار دوگانگی می‌شوند. آنها معتقدند که برنامه‌های توسعه رهبری معمولا در کوتاه‌مدت تاثیری بر عملکرد سازمان ندارند.اما همزمان، مدیران آموزش و توسعه به کرات با مدیران ارشدی مواجه می‌شوند که برنامه‌های پیچیده و سردرگمی را به اجرا در می‌آورند، بدون آنکه مسائل مهم را در نظر گرفته باشند. اما همزمان که سرعت تغییرات در استراتژی‌ها و مدل‌های کسب‌وکار افزایش می‌یابد، هزینه‌های مربوط به توسعه رهبری نیز سر به فلک می‌کشند. اگر مدیران ارشد اجرایی و تیم‌های ارشد از اهمیت عملکرد بلندمدت باخبر باشند، باید نسبت به برنامه‌های توسعه رهبری نیز متعهد شوند. مدیران ارشد منابع انسانی و مدیران آموزش و توسعه باید برنامه‌های خود را ساده‌سازی و بر مسائلی تمرکز کنند که در اولویت است.

منبع: McKinsey

دوشنبه, 30 مرداد 1396 11:30

احراز هویت کسب وکارهای آنلاین

گفت‌وگو با رئیس مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال

 
 بازدید:412بار کد خبر: DEN-1113106
احراز هویت کسب وکارهای آنلاین

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لیدا ایاز: کسب‌و‌کارهای دیجیتال این روزها طیف گسترده‌ای از علاقه‌مندان را جذب کرده‌اند. هرچند در ایران این شیوه از درآمدزایی چندان سابقه ندارد، اما حالا چنان شتاب گرفته و گسترده شده که قوانین به تناسب بزرگ شدن آنها در حال تغییر است. بعد از وزارت ارتباطات که از مهم‌ترین مراکز در زمینه تنظیم مقررات و نظارت بر فعالیت‌های دیجیتال است، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال‌های اخیر سامانه‌هایی را برای نظارت، ارزیابی محتوا و چگونگی فعالیت این کسب‌و‌کارها ایجاد کرده است. سامانه‌هایی که کارکردشان شناسایی و مهر تایید زدن بر فعالیت این مشاغل مجازی است. سیدمرتضی موسویان، رئیس مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» می‌گوید: هدف اصلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی امن کردن فضایی است که کاربران ممکن است از گستردگی آن متضرر شوند. حاصل این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

 

مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال یکی از متولیان فضای آنلاین محسوب می‌شود. نگاهی که شما به فعالیت کسب و کارهای مجازی دارید تا چه اندازه متضمن توسعه این دسته از کسب و کارهای نوین است؟

توسعه کسب و کارهای دیجیتال از نظر راه‌اندازی و سپری کردن مراحل رشد کاملا با شروع یک کسب و کار در فضای سنتی متفاوت است. در کسب و کارهای مجازی با محدودیت‌هایی نظیر سن، داشتن مدرک تحصیلی و داشتن تجربه برای کار مواجه نیستیم و هیچ ممانعتی برای کسی که تازه به ایجاد کسب و کار می‌کند، وجود ندارد. ما نیز اخیرا در مرکز فناوری رسانه‌های دیجیتال قوانین را تغییر داده‌ایم و با این ایده که بدون محدودیت خاصی شروع کسب و کار برای هر کسی ممکن است، از ایجاد کسب و کارهای آنلاین استقبال می‌کنیم. با همین تدابیر هم بوده که تعداد کسانی که مشغول راه‌اندازی کسب و کار در فضای مجازی هستند، در سال‌های اخیر افزایش یافته است.

اما حالا شما به‌عنوان یک نهاد نظارت‌کننده و اعطا‌کننده یک کد اعتباری در حال پایش و بررسی فعالیت این کسب و کارها هستید. این انتقاد از سوی کارشناسان مطرح است که استارت‌آپ‌ها و کسب و کارهای مجازی نباید ملزم به دریافت مجوز باشند چراکه این بازار همیشه جلوتر از قوانین حرکت می‌کند.

اینکه استارت‌آپ‌ها نباید در چارچوب خاصی مجوز بگیرند حرف درستی نیست. این مساله همین حالا هم در هیچ‌جای دنیا باب نیست. با وجود قوانین و مقررات همه کشورها به دنبال کوتاه‌کردن مقدمات شروع کسب کار هستند. بنابراین در حال‌حاضر برای کسی که علاقه‌ای برای شروع کسب و کار دارد، کلاس‌های آموزشی برگزار می‌شود تا این افراد بتوانند از تجارب دیگرانی که چند قدم جلوتر از آنها هستند، استفاده کنند. همچنین این امکان وجود دارد سرمایه‌ای که برای کار اولیه نیاز است برای این افراد فراهم شود، بنابراین برای فراهم کردن این امکانات نیاز است که این افراد ثبت‌نام کنند تا روند حمایت از آنها انجام شود. در ابتدا شناسایی این افراد در همین حد که چه نوع محصولاتی و برای چه گروه سنی با چه زمینه‌ای قرار است ارائه شود، انجام می‌شود و هیچ محدودیتی برای انتخاب زمینه کاری برای هیچ‌کسی وجود ندارد، مگر اینکه محصول نیاز به تکثیر با بستر فراهم‌آوردن کارخانه باشد یا اینکه قصد راه‌اندازی رسانه کاربرمحور مانند آپارات وجود داشته باشد که نیاز به محتوا دارد. البته یکی از موارد اصلی برای کسب و کارهای دیجیتال روشن نبودن و مشخص نبودن وضعیت صنفی فعالان آن است که در این زمینه هم اصناف مختلف با بررسی‌ها اقدام به صدور مجوز می‌کنند.

بنابراین کسب و کارها برای احراز هویت باید به سامانه‌های تحت‌نظر شما مراجعه و ثبت‌نام شوند.

بله و در حال‌حاضر یکی از مواردی که نیاز است مشخص شود موضوع بحث مالکیت معنوی و مادی محصولاتی است که در کسب و کارهای دیجیتال با زحمت و سرمایه و صرف عمر ایجاد می‌شود. ما برای حل این مساله در وزارت فرهنگ و ارشاد سامانه‌ای برای مالکیت معنوی ایجاد کرده‌ایم که این سامانه تا یک ماه آینده به بهره‌برداری می‌رسد. این سامانه برای مدیریت فعالیت هرگونه اثر هنری و ادبی و ثبت مالکیت اثر است تا برای دارنده آن معتبر و قابل‌شناسایی باشد و فرد می‌تواند اطمینان حاصل کند که در صورت تعرض به آن از پشتیبانی حقوقی وزارت فرهنگ و ارشاد برخوردار خواهد بود. راهکار دیگری که برای مدیریت محتوا در فضای مجازی درنظر گرفته شده است راه‌اندازی زیرساخت برای اعطای کد اختصاری به نام «شامد» است. این کد مخفف شناسه الکترونیکی ثبت دیجیتال است که یکی از زیرساخت‌های شروع ساماندهی مالکیت معنوی اشخاص در محتوای دیجیتال است.

اگر دارنده یک محتوا در سامانه ثبت‌نام کند، صاحب آن که ممکن است در بستر کانال، سایت، وبلاگ و اپلیکیشن فعالیت کند، قابل شناسایی و مورد اطمینان خواهد بود. این افراد با ارائه کد دریافت شده از سامانه «شامد» می‌توانند مالکیت خود را در بستر محتوای دیجتال ثبت کنند، از سوی دیگر با وجود این کد تکلیف ما نیز به‌عنوان حامی این افراد مشخص می‌شود. همچنین طرحی به نام «سما» که مصوبه شورای عالی فضای مجازی است نیز در حال اجرایی شدن است، بر این اساس که همه دستگاه‌ها برای ایجاد فضای مجازی و تولید محتوای مفید ملزم به اقدامات اجرایی هستند. بنابراین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با نشان‌دار کردن همه محتواها در فضای مجازی با محوریت ارائه کد شامد در کنار اجرایی کردن اهداف سامانه سما، برای دارنده محتوا این امکان را مهیا می‌کند که یک نشانی رسمی دریافت کند. کاربران می‌توانند با مراجعه به سایت یا هر بستری که محتوای دیجیتال در آن قرار می‌گیرد با مشاهده لوگوی هوشمند این اطلاعات را به‌دست بیاورند؛ اینکه آن سایت در چه زمینه‌ای، برای چه مخاطبانی، چه رده سنی و چه جنسیتی در حال فعالیت است.

هرچند که دارنده این کدها براساس قوانین وزارت فرهنگ و ارشاد نمی‌توانند له یا علیه کسی به تبلیغات بپردازند. در همین زمینه به‌زودی لیستی آماده می‌شود و در اختیار مسوولان نظارتی قرار می‌گیرد تا برخوردهای لازم و قانونی صورت بگیرد. بنابراین در مجموع می‌توان گفت که ما در تلاش برای ساختن فضای مجازی محدودتر اما مفید و ایمن هستیم. به این معنی که کسی که کد شامد دارد، هر فرد یا کاربری می‌تواند آن را مورد سوال قرار دهد. این حق قانونی مردمی است که وقتی مسلک یا عقیده‌ای که به واسطه یک بستر دیجیتال تبلیغ یا معرفی می‌شود؛ به‌طور مثال توصیه‌ای در زمینه روانشناسی، بهداشتی یا کانالی که برای خرید کردن تهیه شده است، دارند آن سایت یا محتوا را بشناسند.

آمار تازه‌ای از تخلفات درفضای مجازی دارید؟

آخرین آمارها از نحوه فعالیت کاربران در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که 48 درصد از جرائم در فضای مجازی در تلگرام و 22 درصد در اینستاگرام انجام می‌شود. بنابراین 48 درصد از مردم ممکن است دچار آسیب شوند. اما اگر کانال‌ها دارای شامد باشند با توجه به شناسایی آنها در این فضا در صورت تخلف قابل پیگیری هستند و فرد خاطی با برخورد از سوی مردم مواجه می‌شود. بنابراین ما نیز از مردم می‌خواهیم به ما در فرهنگ‌سازی این مساله در محیط مجازی کمک کنند. چراکه اگر مردم محتوای بدون کد شامد را در انجام مبادلات و توصیه‌ها به رسمیت نشناسند، می‌توانیم فضای مجازی مفید و ایمنی را پیش روی مردم بگذاریم. درحال حاضر ممیزانی که در مرکز ماهر مشغول به کارند با استفاده از هوش مصنوعی و کلیدواژه‌هایی که در اختیار ماشین‌های یادگیری قرار می‌دهند، به‌صورت مرتب در حال جست و جو هستند و به محض ثبت تخلف بر اساس کلیدواژه‌های تعریف‌شده بدون هیچ اغماضی کد شامد از کاربر گرفته می‌شود و بعد از اخذ کد نیز در قسمت پروفایل متنی با این عنوان که کد شناسایی این کانال به دلیل تخلف معتبر نیست، گذاشته می‌شود.

نظارت بر دیگر محتواهایی که بدون کد شامد هستند چگونه است؟

در این قسمت پلیس فضای مجازی بر فعالیت همه شبکه‌ها چه آنها که ثبت شده‌اند یا نشده‌اند به لحاظ ماهیت کاری نظارت می‌کند. اما کار ما ایجابی و متمرکز بر فضایی است که رصد و پایش شده و دارای کد شامد هستند. در حال حاضر ما روزانه با تماس‌های بی‌شماری از مردم روبه‌رو هستیم که از کانال‌های بدون کد شامد شکایت دارند و تنها می‌توانیم از آنها عذرخواهی کنیم و بگوییم که تنها کانال‌هایی را که دارای لوگو هستند پایش می‌کنیم و غیر از این ابزار دیگری نداریم. پررونق شدن کسب و کار دیجیتال در محیط مجازی در سال‌های اخیر موضوع قابل کتمانی نیست. بنابراین ما می‌دانیم که در این حیطه اگر دیر اقدام کنیم منافعی را از دست داده‌ایم و با تعلل خود این فرصت را نصیب دیگران کرده‌ایم. این محیط به پشتیبانی بیشتری نیاز دارد و قابل کتمان نیست که در بسیاری از موارد با ضعف قوانین و مقررات روبه‌رو هستیم، بنابراین امیدواریم با تشکیل تیم‌های بسیار حرفه‌ای در کمیسیون‌های مربوطه در مرکز ملی فضای مجازی و نیز تصویب قوانین در صحن مجلس این محیط را بیشتر و بهتر آماده‌سازی کنیم.

در حال حاضر چه تعداد شبکه تولید محتوا و کسب و کار آنلاین از وزارت فرهنگ و ارشاد مجوز دریافت کرده‌اند؟

در حال حاضر 1400 موسسه فرهنگی دیجیتال دارای مجوز و 45 هزار سایت و وبلاگ دارای شامد در کشور فعال هستند. همچنین 12 هزار کانال ثبت‌شده در فضای تلگرام وجود دارد که از بین این تعداد بر اساس پژوهش‌های انجام گرفته حدود 7 تا 8 هزار کانال به‌عنوان کانال‌های موثر در تولید محتوا شناسایی شده‌اند و بقیه موارد تنها بازنشردهنده هستند. همچنین بر اساس آخرین برآوردها از میان 400 هزار دامنه IR. تنها 100 هزار دامنه فعال است و با توجه به وجود 45 سایت دارای کد شامد امیدواریم بتوانیم این رقم را به حداکثر200 هزار دامنه IR. فعال برسانیم.

یکی از انتقاداتی که اخیرا مطرح شد این بود که برخی از استارت‌آپ‌ها که عمدتا واسط‌های مالی کسب و کارهای خرد بودند بدون اعلام قبلی فیلتر شدند؛ آیا فیلتر کردن خود مانعی بر سر رشد استارت‌آپ‌ها تلقی نمی‌شود؟

هر کسب و کاری که در سایت ساماندهی IR. ثبت شده باشد هیچ ممانعتی برای کار کردن آنها وجود ندارد. بنابراین هر محتوایی در این سامانه ثبت شده باشد هیچ‌گاه فیلتر نمی‌شود بلکه به آنها اخطار داده می‌شود و این دسته از کسب و کارها در صورت تخلف برای رسیدگی به جرائم به دادگاه‌های فرهنگ و رسانه معرفی می‌شوند که برگزاری دادگاه به همراه هیات منصفه است. بنابراین هیچ یک از این بسترها فیلتر نمی‌شود مگر اینکه مرتکب عمل مجرمانه‌ای شوند که در این صورت از سوی مرکز ملی فضای مجازی فیلتر خواهد شد. بنابراین این اطمینان وجود دارد که تمامی محتوا و فعالیت افرادی که در سایت ساماندهی IR. ثبت شده باشد در صورت بروز تخلف فیلتر نمی‌شوند. ثبت کردن محتوا در این سامانه نیز مصوبه هیات وزیران در سال 89 است که طی آن همه افراد ملزم به ثبت کردن فعالیتشان هستند.

یکشنبه, 29 مرداد 1396 16:38

در جستجوی هویت


تکاپوی بهائیت جهت برگزاری جشن تولد!

 

در جستجوی هویت|| تکاپوی بهائیت جهت برگزاری جشن تولد!

 

 

در پی دستورات صادر شده از سوی بیت‌العدل جهت برگزاری جشن تولد برای میرزا حسینعلی نوری، اعضای این فرقه به تکاپو افتاده‌اند تا به هر نحو ممکن این فرمان را اجرایی کنند.

 به گزارش دیده‌بان، بیت‌العدل که مرکز خط‌دهی به بهائیان محسوب می‌شود، به تازگی طی حکمی خواستار برگزاری جشن‌های باشکوهی به مناسبت دویستمین سالگرد تولد میرزاحسینعلی نوری، بنیان‌گذار این فرقه شده است. در همین راستا عناصر این فرقه ضاله و بی‌هویت با سراسیمگی خاصی در حال تلاش و انجام برخی اقدامات جهت اجرایی شدن این فرمان هستند تا با حضور مسلمانان فریب خورده و جذب شده (محبین) و همین طور بهائیان به اصطلاح دورافتاده از فرقه به برپایی جشن‌های درون فرقه‌ای بپردازند.

بر همین اساس در جلسه‌ای که به همین منظور در یکی از مناطق شهر شیراز تشکیل شده است، با اشاره به اهمیت برگزاری این جشن در راستای کسب جایگاه و کسب هویت در جامعه، از بهائیان ایران خواسته شده تا به صورت هماهنگ در برپایی این مراسم اقدام کنند.

یکی دیگر از بندهای حکم صادر شده تهیه و پخش فیلم‌هایی با محتوای جایگاه میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءالله و ارض قدس با استفاده از بزرگ‌نمایی و غلو جهت جذابیت بصری و تصویری است تا بیننده را محو جذابیت آن کند.

طبق تقویم بهائیت مقرر شده تا این مراسم، در اواخر مهر ماه سال جاری در اقصی نقاط کشور برگزار شود. بر اساس دستورات صادر شده از سوی مرکزیت فرقه موسوم به نقشه پنج ساله چهارم (2021-2016 میلادی) در خصوص نقش ویژه این برنامه‌ها در ادامه حیات بهائیت ابراز شده است:

«بزرگداشت ایام متبرکه در این راستا از اهمیت خاصی برخوردار است. برگزاری شکوهمند این جشن‌ها، فرصت‌هایی را برای بهائیان در اقصی نقاط دنیا فراهم خواهد ساخت تا با تبلیغاتی وسیع جان گرفته و بیشترین تعداد ممکن از دوستان، آشنایان و نیز دیگران را از همه سطوح اجتماعی به این جلسه دعوت کنند و طی فرآیندی با فریب این افراد آنها را جذب کنند. برگزاری این جشن‌ها به هر نحو ممکن مطمئناً موجب افزایش این درک خواهد شد که رعایت این ایام تماماً به سود ما است و باعث تقویت هویت بهایی می‌گردد.»

بر اساس نقشه پنج ساله چهارم بهائیان برگزاری جشن دویستمین سالروز تولد میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاء‌الله (2017 میلادی)، علی‌محمد شیرازی معروف به باب (2019 میلادی) و مرگ عباس افندی (2021 میلادی)، جزو سه ایام متبرکه خاص طی این پنج سال می‌باشند.

آنچه مسلم است بهائیان بدین جهت تمام هم و غم خود را معطوف به برگزاری این مراسمات کرده‌اند تا بتوانند هویت جعلی خویش را به اثبات برسانند و تمام هجویات خود را پیرامون این فرقه با دستاویزی تاریخی به اثبات برسانند.

یکشنبه, 29 مرداد 1396 14:51

شرایط قرض و وام دادن‏

شرایط قرض و وام دادن‏

 

مَن ذَا الَّذِى یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافاً كَثِیرَةً وَاللَّهُ یَقْبِضُ وَ یَبْصُطُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ (بقره، 245) كیست كه به خداوند وام دهد، وامى نیكو تا خداوند آن را براى او چندین برابر بیافزاید و خداوند (روزى بندگان را) محدود و گسترده مى‏سازد، و به سوى او بازگردانده مى‏شوید.

 

بخش قرآن تبیان
شرايط قرض و وام دادن‏

 

 

در تفاسیر مختلف «1» آمده است كه این آیه به دنبال آیه قبل كه مردم را به جهاد تشویق مى‏كرد، مؤمنان را به انفاق و وام ترغیب مى‏نماید. زیرا همان گونه كه براى امنیّت و صیانت جامعه، نیاز به جهاد و تلاش مخلصانه است، همچنین براى تأمین محرومان و تهیه وسایل جهاد، نیاز به كمك‏هاى مادّى مى‏باشد.

«قرض»، در زبان عربى به معناى بریدن است و اینكه به وام، قرض مى‏گویند بخاطر آن است كه بخشى از مال بریده وبه دیگران داده مى‏شود تا دوباره باز پس گرفته شود. كلمه «بسط» به معناى گشایش و وسعت است و «بساط» به اجناسى گفته مى‏شود كه در زمین پهن شده باشد.

موضوع وام دادن به خدا، هفت بار در قرآن آمده است. تفسیر مجمع‏البیان «2» شرایطى را براى قرض‏الحسنه بیان كرده است. از آن جمله:

1- از مال حلال باشد.

2- از مال سالم باشد.

3- براى مصرف ضرورى باشد.

4- بی منّت باشد.

5- بی ‏ریا باشد.

6- مخفیانه باشد.

7- با عشق وایثار پرداخت شود.

8- سریع پرداخت شود.

9- قرض دهنده خداوند را بر این توفیق شكرگزار باشد.

10- آبروى گیرنده وام حفظ شود.

«قرض»، در زبان عربى به معناى بریدن است و اینكه به وام، قرض مى‏گویند بخاطر آن است كه بخشى از مال بریده وبه دیگران داده مى‏شود تا دوباره باز پس گرفته شود. كلمه «بسط» به معناى گشایش و وسعت است و «بساط» به اجناسى گفته مى‏شود كه در زمین پهن شده باشد.

 

پی نوشت ها:

(1). تفسیر كبیر، كاشف ونمونه.

(2). تفسیر مجمع‏البیان، ذیل آیه‏ى 11 سوره حدید.


منبع:

محسن قرائتى‏،پرتوى از نور، ص: 53