rezas
استفاده سلاحی از رابطه جنسی!
استفاده سلاحی از رابطه جنسی!
متاهلها چطور از رابطهجنسی به عنوان سلاح استفاده میکنند؟ این اصلاً به چه معنی است؟ متخصصین میگویند این متداولترین راه سوءاستفاده از رابطهجنسی به جای استفاده از آن برای صمیمیت بیشتر است. استفاده از رابطهجنسی بعنوان سلاح علت اصل مشکلات جنسی در ازدواجهاست و مردها و زنها هر دو در این مشکل مقصرند. مشکلات جنسی در ازدواج اگر به درستی حل نشود، منجر به طلاق خواهد شد.

زنها چطور از رابطهجنسی به عنوان سلاح در رابطه استفاده میکنند؟
در یک سوم از ازدواجها، شکاف تمایل وجود دارد – یعنی یک طرف به رابطهجنسی بیشتر از آن دیگری تمایل دارد. معمولاً مردها تمایل بیشتری به رابطهجنسی دارند تا خانمها. کسی که کمتر رابطهجنسی میخواهد، کنترل دست اوست و این همان روشی است که خانمها برای کنترل آقایان از آن استفاده میکنند.
منظورمان از کنترل کردن این است که در ازای دادن چیزی که کسی میخواهد، او را مجبور به کاری کنید که خودتان میخواهید. مثلاً میگویند، اگر این را برایم بخری، من در ازای آن با تو رابطه جنسی انجام میدهم. این زبان در زندگیهای زناشویی زبان متداولی است و البته اگر به جا استفاده شود میتواند بیضرر باشد. اما این نوع معامله کردن به مرور زمان میتواند برای آن ازدواج مخرب باشد زیرا رابطهجنسی حکم پول را پیدا میکند. برای یک زوج رابطهجنسی باید بهمعنای محبت باشد – چیزی که تحت هیچ شرایطی قابل خرید و فروش نیست: وقتی شوهری نتواند هزینه آن را پرداخت کند چه میشود؟ این منجر به قسمت تاریک این کنترل میشود: تنبیه و مجازات.
خانمها اول از نظر ذهنی تحریک میشوند و بعد جسمی. اگر در رابطهجنسی با شما احساس صمیمیت نکنند، از این رابطه با شما لذت نخواهند برد
مجازات جنسی کردن کسی یعنی طرد کردن او، آن هم عمداً. قصد فرد از این کار ناراحت کردن آن فرد، ضربه زدن و زخم زدن به او بخاطر چیزی است که دریافت نکردهاید. اینکار از خودخواهی تمام ناشی میشود و راهی است برای به دست آوردن قدرت. این دقیقاً همان کاری است که آدمها با سلاح انجام میدهند: ایجاد تخریب و درد. جایی شنیدهام که طرد کردن مردی از رابطهجنسی با خود مثل گرفتن اسپری تنفسی فرد مبتلا به آسم است – شکنجهآور است. زنها معمولاً این را میدانند و بااینحال این کار را انجام میدهند. زنها رابطهجنسی را دوست دارند ولی مردها به آن نیاز دارند. شوهر قسم میخورد که به همسر خود وفادار باشد و اگر زنی او را از خود طرد کند و نیازهای جنسی او را برآورده نکند و قسمهایش اجازه ندهد مرد به دنبال رابطهجنسی خارج از ازدواج برود، آنوقت زن چیزی جز یک ظالم نخواهد بود.
راههای مختلفی برای تنبیه جنسی مردها وجود دارد. مشخصترین این راهها «نه» گفتن مکرر است. یک راه کمتر مشخص آن این است که طوری شوهر را اذیت کنید و غر بزنید که میل او به رابطهجنسی کم شود. وقتی زنی دیگر با شوهر خود مثل یک معشوق رفتار نکند و رفتاری مثل یک کودک یا فردی دمدستی با او داشته باشد، شور جنسی آن مرد به مرور کاهش مییابد. یک راه دیگر هم این است که کمترین تلاشی برای «جذاب» به نظر آمدن نکنید. این هم میتواند یک نوع تنبیه جنسی برای مردها باشد. شاید به نظرتان کمی سطحی بیاید اما واقعیت این است: مردها موجوداتی بصری هستند. آنها اول جذب چیزی میشوند که میبینند. نادیده گرفتن این یعنی اهمیت ندادن به چیزی که همسرتان دوست دارد.
مردها چطور از رابطهجنسی به عنوان سلاح در رابطه استفاده میکنند؟
ازآنجاکه مردها معمولاً بیشتر از زنها به رابطهجنسی کشش دارند، تاکتیکهای آنها دقیقاً متضاد تاکتیک خانمهاست. آنها به دنبالایناند که با رابطهجنسی پاداش بگیرند، به همین دلیل باید راهی برای «خریدن» آن پیدا کنند. این هم نوعی کنترل کردن است – یا مجبور کردن کسی به انجام کاری که شما میخواهید. در ازدواج اینطور میشود: من تو را شام به یک رستوران خوب میبرم و اجازه میدهم که تو انتخاب کنی چه فیلمی ببینیم و به تو حرفهای محبتآمیز و عاشقانه میزنم و تو در ازای آن با من رابطهجنسی داشته باش. این هم زبان متداولی در زندگیهای زناشویی است. کنترل کردن با پاداش کمتر موذیانه است اما باز هم فرد رابطهجنسی را به یک واحد پول و قابل خرید و فروش تبدیل کرده است. وقتی زنی نتواند هزینه آن را پرداخت کند چه میشود؟
این جمله را همیشه به یاد داشته باشید: «زن صاحب بدن خود نیست، شوهرش صاحب آن است. شوهر هم به همین ترتیب صاحب بدن خودش نیست، صاحب آن زنش است. همدیگر را طرد نکنید.»
وقتی دلیل زنی برای انجام ندادن رابطهجنسی بیولوژیک باشد، این کار عمدی نبوده و نباید اینطور به آن نگاه شود. خستگی میتواند یکی از دلایل آن باشد. هورمونهای زنها در روز ده برابر بیشتر از مردها نوسان دارد. این درکنار داشتن یک روز طولانی و سخت در محلکار یا کارهای بچهها واقعاً میتواند خستهکننده باشد. نوسان هورمونها نوسان روحیه و آسیبپذیری هم به دنبال دارد. میتواند باعث سردرد شود. همچنین باعث ورم، نفخ و یا حسهای آزاردهنده دیگری که باعث میشود زنها به آخرین چیزی که فکر کنند این است که برای شوهرشان جذاب باشند. یک شوهر خوب و متعهد باید متوجه این واقعیتها باشد و همسرش را بخاطر عناصر جسمی که فراتر از حد کنترل خود اوست تنبیه نکند.
وقتی دلیل زنی برای انجام ندادن رابطهجنسی احساسی باشد هم باز عمدی نیست و نباید اینطور به آن نگاه کرد. احساسات بر میل جنسی خانمها تاثیر میگذارد. خانمها اول از نظر ذهنی تحریک میشوند و بعد جسمی. اگر در رابطهجنسی با شما احساس صمیمیت نکنند، از این رابطه با شما لذت نخواهند برد. خیلی مهم است که این را همیشه به خاطر داشته باشید. برای اینکه زنی رابطهجنسی بخواهد و از آن لذت ببرد باید به شوهر خود احساس نزدیکی کند و این از طریق حرف زدن حاصل میشود. به همین دلیل باید برای این کار وقت بگذارید. وادار کردن یک زن برای رابطهجنسی درست به همان اندازه وقتی که زنی از رابطهجنسی برای کنترل شوهرش استفاده میکند، مخرب و آسیبرسان است.
مردها هم خیلی وقتها از رابطهجنسی برای تهدید کردن استفاده میکنند. تهدید کردن برای رفتن با زنهای دیگر. تهدید برای ترک کردن زنشان. تهدید برای پناه بردن به پورنوگرافی. و زنشان را برای رفتارهای زشتشان متهم میکنند.
استفاده از رابطهجنسی بعنوان یک سلاح صمیمیت رابطه زناشویی را به میدان جنگ تبدیل میکند. سعی در کنترل کردن همسرتان فقط او را از شما دورتر خواهد کرد. رابطهجنسی بهترین هدیه یک ازدواج است. باید از آن لذت برد و به آن احترام گذاشت. این همان چیزی است که باعث خاص بودن رابطه شما میشود.
این جمله را همیشه به یاد داشته باشید: «زن صاحب بدن خود نیست، شوهرش صاحب آن است. شوهر هم به همین ترتیب صاحب بدن خودش نیست، صاحب آن زنش است. همدیگر را طرد نکنید.»
سعی کنید نیازهای همدیگر را برآورده کنید و از رابطهجنسی بعنوان یک سلاح در رابطه استفاده نکنید. با این روش این ارتباط درست همانطور که خالقتان میخواسته خواهد بود: استفاده از عمیقترین احساسات به روشی انحصاری و زیبا.
منبع : مردمان
روابط جنسی پرخطر
روابط جنسی پرخطر
برخی از رفتارها که تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم عمیقی بر سلامت روحی، روانی و جسمی فرد می گذارد و پیامدهای منفی فراوانی برای جامعه به همراه دارد "رفتارهای پُرخطر جنسی" میباشند.

طی یک دهه اخیر شاهد تغییر و تحولات فراوانی در سبک زندگی (Life Style) و رفتار نوجوانان و جوانان کشورمان بودهایم. تغییراتی که گاه رنگ و بوی دوری از فرهنگ اصیل ایرانی–اسلامی دارد.
متاسفانه سالهاست که خبرهایی مبنی بر رواج روابط خارج از عرف بین اقشار مختلف جامعه به ویژه قشر جوان هستیم. در این راستا باید توجه داشته باشیم یکی از معضلات جامعه کنونی عدم اطلاع جوانان و نوجوانان از رفتارهای خطرآفرین جنسی است و عدم آگاهی های لازم سبب می شود که نسل آینده، نسلی بیمار و ناسالم از لحاظ روحی و جسمی باشند و لذا پیشگیری از این معضلات با آموزش صحیح وبه موقع، می تواند مهمترین موضوع در آموزش رفتارهای پرخطر، آموزش رفتارهای جنسی سالم باشد.
البته انتقال انواع بیماریها، تنها مشکل و آسیب برقراری روابط جنسی ناسالم نیست؛ بلکه رفتارهای خارج از عرف و خشونتآمیز که توسط فیلمهای پورن غربی (Porne) در کشور اشاعه یافته نیز یکی دیگر از مصادیق روابط ناسالم جنسی محسوب میشود.
حائز اهمیت است متذکر شویم؛ این که روابط جنسی (چه در عرف و چه خارج از چارچوب عرف) در سطح جامعه از آشفتگی خاصی برخوردار است موضوع بحث امروز ما نیست و از پرداختن به آن دوری میکنیم.
رفتار جنسی ناسالم
رفتار جنسی ناسالم (Unsafe Sex)، هرگونه تماس جنسی را میگویند كه در آن فرد از سلامت و مشکلات خود یا شریک جنسی خود آگاه نباشد. البته اصل مشكل از این جا ناشی میشود كه آگاهی از سلامت خود یا دیگران به راحتی امكانپذیر نیست. این در حالی است که طبق برخی آمار اعلام شده در حدود ۹۰ درصد افراد مبتلا HIV مثبت از آلوده بودن خودشان اطلاعی ندارند. از طرف دیگر؛ منفی بودن آزمایشات تشخیصی در ابتدای آلودگی با HIV نمیتواند دلیل سالم بودن فرد باشد زیرا نتیجه این آزمایشات در اوایل دوره آلودگی معمولاً منفی میباشد پس نیاز به گذشت زمان و تکرار آزمایشات تخصصی دارد.
عوامل آلوده شدن در روابط جنسی
- داشتن شركای جنسی متعدد
- تماسهای جنسی نامعمول
- متوسل شدن به خشونت در زمان تماس جنسی
- مصرف الكل، مواد مخدر و یا روانگردان قبل از برقراری تماس جنسی
- تماس جنسی محافظت نشده
بنابراین برای پیشگیری از ایدز (HIV) در جامعه باید رفتارهای جنسی سالم را همه افراد به ویژه جوانان آموزش داد.
بر اساس گزارشهای منتشر شده از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سازمان بهداشت جهانی، نرخ رشد ایدز در ایران بصورت هشدار دهندهای در حال افزایش است. حدود ۳۰ هزار نفر مبتلا به ویروسHIV در کشور ثبت شدهاند و تعداد واقعی افراد مبتلا به این بیماری حدود یکصد هزار نفر تخمین زده میشود.
با توجه به بافت سنتی و عرف جامعه، بحث و گفتگو درباره راههای انتقال این بیماری بویژه از طریق روابط جنسی با محدودیتهایی همراه است. این مساله تا جایی پیش رفته است که ایدز در ایران بصورت یک بیماری مهلک مطرح است و همین امر باعث شده تا بیماری بطور مخفیانه و زیرزمینی شیوع یابد و مبتلایان به آن در مواردی از خانواده و جامعه طرد شوند و روند درمانی آنها با مشکل مواجه شود.
البته انتقال انواع بیماریها، تنها مشکل و آسیب برقراری روابط جنسی ناسالم نیست؛ بلکه رفتارهای خارج از عرف و خشونتآمیز که توسط فیلمهای پورن غربی (Porne) در کشور اشاعه یافته نیز یکی دیگر از مصادیق روابط ناسالم جنسی محسوب میشود. که لازم است با برنامهریزی، نظارت و کنترل بیشتر بر فضای اینترنتی بسترهای دانلود و انتقال آنها مسدود گردد.
آموزش صحیح روابط جنسی
یکی از مهمترین روشهای مبارزه با این معضل اجتماعی آموزش و افزایش سطح آگاهی افراد است. مهمترین گروه برای آموزش و اطلاع رسانی درباره روابط جنسی صحیح و جلوگیری از بیماری ایدز، جوانان هستند. لازم است با روشهای اصولی و درست این گروههای سنی درباره رفتارهای جنسی و بیماریهای آمیزشی آشنا شوند تا از شیوع بیماریهایی مانند "هپاتیت" و "ایدز" جلوگیری شود.
یکی از معضلات جامعه کنونی عدم اطلاع جوانان و نوجوانان از رفتارهای خطرآفرین جنسی است.
همچنین لازم است گروهی از کارشناسان در این زمینه همفکری کرده و به روشهای مشخصی برای آموزش در این زمینه برسند. اگر ما نتوانیم درباره این موضوعها با جوانان صحبت کنیم، کار بسیار مشکل میشود. لازم است آموزشهای مرتبط با رفتارهای پرخطر جنسی و استفاده از وسایل پیشگیری به جوانان آموزش داده شود.
بیماری های آمیزشی درمان پذیر
- سوزاک (Gonorrhea)
- سفیلیس (Syphilis)
- کلامدیا (chlamydia)
بیماری های آمیزشی غیرقابل درمان
- ویروس تبخال انسانی (HSV) نوع اول
- ویروس تبخال دستگاه تناسلی(HSV) نوع دوم
- ویروس هپاتیت
- ایدز (HIV)
کلام آخر
متاسفانه بنا به دلایل متعددی بسیاری از افراد از علائم بیماریهای مقاربتی و همچنین راههای انتقال آنها هیچ اطلاعی ندارند و مبادرت به روابط جنسی خطرناک می نمایند و اگر آموزش درستی به آنها داده نشود، بیتردید در اثر ناآگاهی دچار بیماری های مقاربتی خطرناکی میشوند که گاه به مرگ منجر میگردد. پس در ابتدای امر باید روشهای صحیح آموزش داده شود و در مرحلهی بعدی علائم و راههای انتقال این قبیل بیماری و در مرحلهی آخر الزام افراد به تکرار حداقل سالی 2 بار به آزمایشات تخصصی.
منابع: جام جم آنلاین/ سلامت نیوز
سبک زندگی مذهبی-لاکچری
در ادامه مقاله تکثیر خیابان ایران
سبک زندگی مذهبی-لاکچری وتمایز مکانی معنا در رستوران های خاص در تهران
پدیدۀ راه اندازی رستوران ها،کافه ها و مکان های پذیرایی مشابه، و منحصر به ورود خانواده های مذهبی و خانم هایً دارای حجاب چادر در تهران و برخی شهرهای دیگر در حال گسترش است. این پدیده در واقع مصرف مکان های خاص توسط قشر خاص می باشد که آن را می توان با انگیزۀ «تمایز» مشخص ساخت. تمایز پذیری یا تفاوت گذاشتن بین خود و دیگری یکی از سازوکارهای سبک زندگی مدرن است. این پدیده را می توان بر مبنای لذت تمایز تحلیل کرد؛ لذتی که ناشی از نمایش دادن سبک مصرفی متمایز خود به دیگران است.
تمایز معمولا جنبه فرهنگی دارد و از یکسوبه افراد هویت می دهد و از سوی دیگری با عنصر «طرد دیگری» همراه است. یعنی زمانی که ما خود را از دیگری متمایز می کنیم به نحوی او را طرد هم می کنیم. در پدیده رستورانهای متفاوت، این طرد جنبه جغرافیایی و مکانی هم پیدا می کند. یعنی طرف مقابل و دیگری از ورود به «مکان ما» محروم می شود . گویا در اینجا امتیازی وجود دارد که فقط به ما تعلق دارد و دیگری از آن محروم است . یعنی می توان وارد یک قلمرویی شد که دیگریِ متمایز با ما، نمی تواند وارد این قلمرو شود.
بروز و رواج این پدیده احتمالاً می تواند نوعی واکنش ناخودآگاه در مقابل برخی از محدودیت های این قشر هم باشد. مثلا افراد مذهبی نمی توانستند برخی جاها ورود پیدا کنند و اگر هم ورود پیدا می کردند راحت نبودند. بنابراین احساس طرد شدگی می کردند و این احساس طرد باعث شد آن ها در موقعیتی قرار بگیرند که حالا دیگران اجازه ورود به مکان های آنان و شرایط خاص پذیرایی از آنان را نداشته باشند.
هدف چنین مکان هایی حفظ و تقویت سبک زندگی است. افرادی که به این مکان ها ورود پیدا می کنند سعی دارند سبک زندگی خودشان را حذف و تقویت کنند. این تقویت از طریق همشکلی رفتار و قرار گرفتن آدم ها در موقعیت های مشابه صورت می گیرد. یعنی انسان یک نوع هم شکلی احساس می کند و این احساس هم رضایت خاطری به او می دهد که ممکن است در سایر موقعیت های زندگی اجتماعی و روزمره آن را تجربه نکند. فردی که چادری هست ممکن است در بسیاری از موقعیت ها با دیگران نوعی ناهمنوایی احساس کند و این نا همنوایی اعتماد به نفسش را کم کند. ولی در درون این موقعیت که یک موقعیت هم شکلی است اعتماد به نفس فرد تشدید و رفتارش تقویت می شود. چه بسا که برخی از خانواده های مذهبی بخواهند فرزندان خود را در یک چنین موقعیت های هم شکلی قرار دهند که باعث شود هویت و رفتارشان با شکل گیری احساسات و باور های مشترک بازتولید و بازآفرینی شود.در اینجا سبک زندگی همراه با نوعی هویت است و این هویت از طریق فضای همگون و هم شکل مبتنی بر باور های مشترک می تواند تقویت شود.
نکته دیگری که در این پدیده می توان دید این است که در این رفتار، یک نوع میل به خلوص و پالودگی و جلوگیری از اختلاط دیده می شود؛ یعنی گویا آدم هایی که به این رستوران ها و کافه ها می روند می خواهند خودشان را به یک سبک زندگی خالص تر نزدیک کنند و از سبک زندگی التقاطی فاصله بگیرند و لذا حدودشان را مرز گذاری می کنند. دلیل این مرز گذاری ممکن است این باشد که آنان احتمالا هنگام حضور در موقعیت های ناهمگون از مشکلاتی از جمله مواجهه با برخورد های نامطلوب رنج می برند. آنان ممکن است در موقعیت های ناهمگون احساس کنند ، هویت و سبک زندگی ویژه شان آن طور که باید و شاید پاس داشته نمی شود و با انواع پیشداوری ها مواجه می شوند. بنابراین ممکن است برای رها شدن از این پیشداوری ها تمایز فرهنگی و مکانی را جست و جو کنند.
این پدیده ممکن است علل دیگری هم داشته باشند. مثلا اینکه این گروه ها در دیگر موقعیت ها نمی توانند از خدماتی با کیفیت های لازم برخوردار شوند. این دسته از مردم شامل گروه هایی هستند که «بورژوازی مذهبی» شامل طبقات متوسط رو به بالا دارای گرایش مذهبی را تشکیل می دهند. درسال های اخیر، کانون زندگی این گروه های مذهبی از مکان هایی مانند خیابان ایران در مرکز شهر به نحوی به شمال شهر و به مکان هایی مثل دولت، هدایت و.... منتقل شده است. این ها یک نوع رفتار مذهبی به همراه یک نوع سبک زندگی «لاکچری» دارند که نوعی التقاط خاص را بین مذهب و زندگی تجملی ایجاد کرده است. سبک زندگی مذهبی-لاکچری برای بخشی از عامۀ مردم ناپذیرفتنی است و نگاه مثبتی نسبت به این سبک از زندگی ندارند و در برخورد با افراد مذهبی دارای سبک زندگی لاکچری، رفتارها و نگرش های پذیرنده ای ازخود نشان نمی دهند. کسانی که این سبک از زندگی را دارند احساس می کنند باید در محیط ها و قلمرو هایی باشند که محفوظ تر و ایمن تر باشد
و تنها کسانی که به این سبک زندگی نزدیک تر هستند در این مکان ها حضور داشته باشند. این مسئله باعث می شود این دسته از مردم به سمت این تمایز مکانی حرکت
بدین ترتیب این رستوران ها و کافه ها تبدیل به «قلمروی معنا» می شوند. معنا و مکان در قلمروی معنا با همدیگر پیوند پیدا می کنند. گاهی اوقات معنا با مکان نسبت مستقیمی ندارد و در برخی از موارد نیز این دو با یکدیگر پیوند پیدا می کنند. یعنی کسانی که خود را از نظر فرهنگی از «دیگری» متمایز می کنند به تدریج ممکن است فراتر از «تمایز فرهنگی» احساس نیاز به «تمایز مکانی» هم پیدا کنند. این باعث می شود افرادی که دارای اشتراک معنا هستند به این دلیل که بازنمایی کامل هویت شان آن طور که خودشان می خواهند در قلمرو های ناهمگون امکان ندارد، در یک قلمرو مکانی خاص جمع می شوند و بدین ترتیب قلمروهای معنا را می سازند. به نظر می رسد که این قضیه از یک نظر اصل تنوع همراه با یک تفکیک مکانی است. یعنی می گوید تو لباس و سبک خودت را داشته باش، من لباس و سبک خودم را ؛ اما تودر مکان خودت و من هم درمکان خودم. اینجا هم یک تنوع پذیرفته می شود و هم تفکیک مکانی گذاشته می شود و در حالی که درجه ای از روا داری در آن وجود دارد درجه ای از ناروا داری هم در آن هست.
نکته ی مهم این است که این درجه از نارواداری اولیه، می تواند در طی زمان تشدید شود. این نارواداری اولیه که نسبت به تمایز فرهنگی پذیرش دارد، ممکن است کم کم مسیری را طی کند که به «نژادی کردن مکان های زندگی روزمره» بینجامد. محفل ها و گروه های بسته ای ایجاد شوند که ممکن است به تدریج نسبت به «هویت های دیگر» حالت تهاجمی پیدا کنند و بدین ترتیب شکاف های اجتماعی را تقویت کنند. این شکاف ها زمانی تقویت می شوند که با شکاف های دیگر هم پوشانی پیدا کنند. زمانی که شکاف های فرهنگی،اقتصادی و سیاسی روی هم بیفتند این تلقی گسترش می یابد که موقعیت های زندگی مذهبی-لاکچری سلطه فرهنگی،سیاسی و اقتصادی را بازنمایی می کنند. یعنی کسانی که به این مکان ها رفت و آمد می کنند از نظر فرهنگی مذهبی تر، از نظر سیاسی محافظه کار تر و از نظر اقتصادی برخوردار ترند . این بازنمایی مکانی سلطه باعث می شود که زندگی روزمره نژادی شود و فرهنگ های متفاوت در درون قلمرو های معنایی گوناگون به شیوه ای ناروادارانه از همدیگر تفکیک شوند.
منبع:
http://telegram.me/tahlyleejtemaaey
قرض دادن به خدا
قرض دادن به خدا
یكى از تعبیرهاى رایج كه در این باره به كار رفته، قرض دادن به خدا است.

در شش آیه، خداوند به بیان هاى مختلف، مردم را به قرض دادن به خدا ترغیب مى كند یا كسانى را كه به خدا قرض داده اند، مى ستاید؛ مانند:
(مَنْ ذا الَّذِى یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضَاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ) (بقره/ 245)
كیست كه به خدا قرض حسن بدهد تا خداوند آن را برایش چندین برابر كند.
این مطلب، در چند جاى قرآن با تعابیر مختلف تكرار شده است.
بعضى گمان مى كنند كه منظور از این آیات، همان مالى است كه مردم به هم وام مى دهند؛ اما باید توجه كرد كه منظور اصلى از قرض دادن به خدا در این آیات، همان صدقه دادن و انفاق كردن است و خداوند براى تشویق مردم به انفاق و دادن صدقه، از این تعبیر استفاده كرده است تا به مردم بفهماند كه مالى كه صدقه مى دهند، از بین نمى رود، بلكه آن را به خدا قرض مى دهند و نزد خدا محفوظ است و هنگامى كه به شدت به آن نیاز دارند، از او پس خواهند گرفت.
(بالاخص اگر صدقه به نیابت یا نیت سلامتی حجت خدا باشد)
منبع:
آیت الله مصباح یزدی ،اخلاق در قرآن ج3 ص 306
حرف های مردانه پدر و پسری
حرف های مردانه پدر و پسری
یک پدر، تنها کسی است که می تواند به پسرش بیاموزد قوی و محکم باشد و از خودش و از حقش دفاع کند. می تواند به او بیاموزد که تشخیص دهد چه زمانی میارزد تا از خود قدرت نشان بدهد تا مهاجم جرات نزدیک شدن به وی را نداشته باشد.

پسران ابتدا تحت نظر معلمان مهدکودک قرار می گیرند و سپس به مدرسه می روند، معمولا بیشتر معلمان و مربیان آنان را زنان تشکیل می دهند. این پسر بچه ها دائما همراهی زنان را در کنار خود مییابند و از آموزشهای مردانه به دور می مانند.
با اینکه خیلیها گمان می کنند مادرها مهمترین نقش را در تربیت بچه دارند، چیزهایی هست که مطمئنا یک پدر بهتر می تواند از پس آنها بربیاید، به ویژه وقتی پای فرزند پسر در میان باشد.
1ـ اهمیت چگونه بردن و باختن را برای او توضیح دهید
به جز دوستان چه کسی می تواند بهترین همراه یک کودک در بازی ها و مسابقاتش باشد؟ البته که پدر. این فرصت مناسبی
بسیار خوب است که پسر تمام چیزهای مهم در مورد زنان را از پدرش یاد بگیرد
برای تمرین خاصیتهای مردانه است. در خلال این بازیها بچه طعم پیروزی را می چشد و تلاشی که لازمه رسیدن به این پیروزی است را درمییابد و همچنین فرصتی عالی برای یک پدر است تا به پسرش بگوید شکست غیر قابل اجتناب است. اگر افتادی کافی است برخیزی و ادامه بدهی و هیچ شرمی در شکست نیست.
2ـ رفتار مناسب در برابر زنان را به او یاد دهید
یک مادر هم می تواند به فرزندش بگوید که چگونه با یک زن برخورد کند، اما فقط یک پدر است که می تواند نمونهی عینی این موضوع باشد. بسیار خوب است که پسر تمام چیزهای مهم در مورد زنان را از پدرش یاد بگیرد. از دوستان نه، از اینترنت نه، بلکه از پدر، این مهم است. پسرتان را به گلفروشی ببرید و برای مادرش گل هدیه بگیرید. با هم به فروشگاه بروید و مودبانه با صندوقدار صحبت کنید تا پسرتان در مورد ارتباط با زنان ناآشنا شک به دل خود راه ندهد. فقط همین.
3ـ یک صحبت مردانه با او دربارهی عشق داشته باشید
این نکته در ادامهی موضوع قبل اهمیت پیدا می کند. وقتی که زمانش فرا رسید، اجازه بدهید که پسرتان از مکالمات صادقانهی شما در مورد این احساس قدرتمند یاد بگیرد. برای یک نوجوان، هدیهای ارزشمند خواهد بود اگر پدرش برای او از عشق اول یا قرار اولش بگوید و اینکه به او بگوید که نباید در عشق عجله کند و بهتر است تا رسیدن دختری که صاعقهای در روحش خواهد زد، صبر پیشه کند. این چنین مکالماتی بسیار به اعتماد متقابل میان پدر و پسر کمک می کند.
4ـ به او یاد بدهید چگونه از خودش دفاع کند
یک پدر، تنها کسی است که می تواند به پسرش بیاموزد قوی و محکم باشد و از خودش و از حقش دفاع کند. میتواند به او بیاموزد که تشخیص دهد چه زمانی میارزد تا از خود قدرت نشان بدهد تا مهاجم جرات نزدیک شدن به وی را نداشته باشد و چه زمانی منطقی تر این است که توجهی به تحریکات نکند و با آرامش صحنه را ترک کند. باید به پسرش توضیح دهد که مهربانی ضعف نیست و خود نیز به عنوان نمونهی عملی فرزندش این گونه رفتار کند.
5 ـ به او کمک کنید تا دید خود را از دنیا به دست آورد
در این مورد نیاز به کار خاصی نیست. گاه به گاه در کنارش باشید و با وی صحبت کنید. بچه باید بفهمد که تنها دید مادرش با ملزومات و انتظارات خاص یک مادر به دنیا وجود ندارد و اینکه شخص دیگری هست که با دید دیگری به هستی می نگرد. البته
با کمک پدر، بچه میفهمد که چندین دید مختلف به یک پدیده وجود دارد و یاد می گیرد که دیده ها را تجزیه و تحلیل کرده و دید شخصی خود را شکل دهد
وقتی بحث بر سر تربیت فرزند باشد، پدر و مادر باید هر دو از هم پشتیبانی کنند، اما در مورد دید شخص به دنیا، فلسفهی آنها می تواند کاملا متفاوت باشد و این کاملا طبیعی است. با کمک پدر، بچه میفهمد که چندین دید مختلف به یک پدیده وجود دارد و یاد می گیرد که دیده ها را تجزیه و تحلیل کرده و دید شخصی خود را شکل دهد.
6 ـ زندگی بچه را با احساسات جدید غنی کنید
همه چیز از زمانی که او هنوز یک نوزاد است، شروع می شود. حتی زمانی که شش ماه دارد، می تواند تفاوت ابراز عشق مذکر و مونث به خود را احساس کند. بر خلاف مادران که کودک را نوازش می کنند و می بوسند و در آغوش می کشند، پسران بازیهایی با فعالیت بیشتر را که حاکی از کاراکتری مردانه دارند، ترجیح می دهند. پدرها کودک را به هوا پرتاب می کنند یا دور خود می چرخانند. مادرها معمولا از این کارها می ترسند اما کودک عشق و عاطفهی دیداری، شنیداری و لامسهی بسیاری دریافت می کند و تجربهی جدیدی که به او درکی از موقعیت فضاییاش میدهد.
7 ـ کارهای مردانه به او یاد بدهید
کارهایی هستند که مردان انجام می دهند و در چشم زنان جادوگری به حساب میآید؛ برای نمونه، روشن کردن آتش، چکش زدن به میخ و یا تعمیر ماشین. حتی اگر بچهی شما با شخصیتی صددرصد شهری رشد کند، شکی نیست که توانایی روشن کردن یک آتش در آینده به کارش میآید، حداقل برای روشن کردن منقل. در معیت هر کس یا کسانی که باشد، مهارتهایی که چند نمونه از آنها را ذکر کردیم، ۱۰۰ امتیاز به شهرت و محبوبیت پسرتان اضافه می کند.
8 ـ به او کمک کنید در انجام وظایف خانگی، یک مرد حرفهای شود
البته که در مورد چیزی به غیر از بستن کراوات، تراشیدن صورت و اتو کردن پیراهن صحبت نمی کنیم. اکنون که جواب هر پرسشی در اینترنت پیدا می شود، چارهای نیست، جز اینکه اعتراف کنیم که بهتر است این گونه کارها را از پدرش بیاموزد. بله، درست فکر کردید، تنها پدر است و نه هیچ کس دیگر که می تواند به پسرش نشان بدهد که مردها هم می توانند آشپزی کنند، حداقل به این دلیل که روز مبادا از گرسنگی نمیرند.
منبع: سلامت نیوز
عمل به دانستهها
عمل به دانستهها

مردى در طلب علم بیرون رفت و با سنگى روبرو شد، كه در آن نوشته شده بود:
«مرا پشت و رو كن تا عبرت گیرى.»
پس آن مرد متحیّر ماند و ندانست كه چه كند.
پس گذشت، سپس برگشت و آن را زیر و رو كرد و دید در آن سنگ این مطالب كنده شده:
«تو به آن چه مىدانى عمل نمىكنى، پس چگونه آگاهى یافتن از آن چه را كه بدان عمل نمىكنى، مىطلبى؟»
پس آن مرد از همان جا به منزلش بازگشت نمود.
منبع:
کانال تلگرامی تذکرة الاولیاء
شگفتی های جهان مبدأ وجود انسان
شگفتی های جهان مبدأ وجود انسان
قرآن مجید برای طـبقه ی «انـسان» مـوقعیت و شرافت شایانی قائل است، مواهب جهان طبیعت را مخصوص وی می داند؛ وموجودات دیگر را طفیل انسان می شناسد.

کـاخ رفیع آسمان برافراشته شده؛ مهد زمین مهیا گشته؛ شب و روز مقررگردیده؛ مع روشـن و مهر گیتی فروز، کـانون زنـدگی را گرمی و روشنائی بخشیده نسیم فراش وار بساط زمردین بهار را گسترده، سقای ابر؛ مشک بر دوش به جوش و جنبش درآمده؛ باد و برف و باران گل های رنگارنگ و گیاهان گوناگون و انواع میوهها را تربیت نموده؛ اقسام جانداران صحرا و دریـا، برای بهره مندی آماده شده؛ دامن دریا لؤلؤ و مرجان، وآغوش سنگ گوهر غلطان؛ پرورش داده؛ گنج های معادن طلا و نقره و آهن و نفت در دل کوه ها واعماق زمین؛ ذخیره شده؛ ستارگان با نورهای نقره فام، صفحه نیلی آسمان را مـزین کـرده، راه تسخیر کرات آسمانی باز گردیده؛ قوای طبیعت کمر خدمت بسته؛ اینها و صدها مواهب جهان آفرینش برای خاطر«انسان» آفریده شده؛ و این سفره ی احسان که به الوان نعمت و انواع رحمت آراسته اسـت بـرای وی گسترده شده است؛ این است منطق قرآن درباره ی «انسان».( برای نمونه بآیه 20 سوره ی لقمان و آیات اوائل سوره ی نحل مراجعه شود.)
قابل توجه ترین نکته درعمل توالد این حقیقت اسـت، کـه موجود زنده ی جدیدی که از ترکیب یک جفت سلول جنسی نر و ماده بوجود می آید، به وضع غیرمشخصی رشد نمی کند، بلکه به صورت نسخه ای از پدر و مادر و اجداد خود نمو می نماید، درحقیقت برهای که از نـطفه ی یـک جفت گوسفند بوجود می آید، نه فقط به فیل و خرگوش شباهت ندارد، بلکه هرگز به بزرگی فیل یا کوچکی خرگوش نخواهد بود، حتی حق داریم مطمئن باشیم که دارای موهای بلند بوده و عـلف خوار مـی باشد، خلاصه همه ی اوصاف نوع خود را دارا خواهد بود. همچنین است سلول جنسی هر جانداری: گیاه یا حیوان و لذا درخت سیب هیچ گاه گلابی نداده و هرگز نهنگ مار نزائیده، گندم جو نمی دهد و از جـو چـیزی جـز جو نمی روید.
تاریخ این شرافت اساسی از آغاز خلقت پایه گزاری شده: هنگامی کـه نـسیم حیات در پیکر«آدم» دمیده شد و طلیعه ی آفرینش این طبقه؛ پدیدار گشت، و پرورگارجهان فرشتگان را فرمان داد که در مقابل وی حد اعلای خضوع و تعظیم به جا آورند.( آیـه 34 سوره بقره)
ما طبق هدفی که در این نشریه ی دیـنی در پیـش گـرفته ایم، وجود انسان را به منظورخداشناسی ازنـظر قـرآن، مـورد توجه و مطالعه قرارمی دهیم، و دراین آئینه ی روشن چهره ی حکمت و قدرت خداوندی را آشکارتر تماشا می نمائیم.
تجزیه و تحلیل
نخستین گام برای مطالعه ی یـک مـاده ی پیـچیده و مرکب آن است، که آن را به اجزاء تشکیل دهنده اش تـجزیه و تـحلیل کنیم مثلا هنگامی که بخواهیم یک اتومبیل را که از صدها اجزاء گوناگون ترکیب شده است مورد مطالعه قرار دهیم، نـخست آن را بـه قسمت های فلزی و شیشه ای تقسیم می کنیم، بعد مطالعه و تجزیه را جلوتر مـی بریم و می بینیم که قسمت های فلزی و اجزای شیشه ای، و آبی که در رادیاتور موجود است و مخلوطی از بنزین وهواست که به صورت گاز درمـخزن خـود مـتراکم است وهریک از اینها طبق تحقیقات علمی ازچه چیز تشکیل یافته اسـت، بـدین ترتیب به شناسائی کامل اتومبیل موفق می گردیم.
روی همین اصل در تحقیق و مطالعه ی سازمان بدن «انسان» باید اولا آن را بـه دستگاه های مـتعددی، مانند دستگاه هاضمه و تنفس و پخش خون، و ثانیاً به اندام های مجزا مانند قلب و مـغز و کـبد و مـعده تقسیم کنیم و ثالثاً به اجزائی که تشکیل دهنده ی اعضا و اندام می باشند تجزیه نمائیم.
زیرا مـی دانیم کـه از انـضمام چند سلول یکنواخت؛ یک بافت تشکیل می شود (بدن انسان از بافت های متعددی مانند بافت اسـتخوانی، بـافت عضلانی، خونی، چربی عصبی، پوششی، غضروفی، پیوندی تشکیل یافته است؛ و در کتب تشریح قـدیم ایـن بافت ها نسوج بدن نامیده می شد) و از چند بافت یک عضو و از چند عضو یـک دسـتگاه و از چند دستگاه یک انسان کامل به وجود می آید.
سلول
همانطور که یک مملکت از اجـتماع افـراد بـسیاری تشکیل یافته است پیکر موجودات زنده (به استثنای جانوران یک سلولی) نیز از واحدها بسیار کوچکی بـه نام سـلول به وجود آمده است و چون دارای اقسام متعددی هستند ساختمان بافت های مختلف بدن را تـأمین مـی کنند؛ و البـته تعداد آنها برحسب کوچکی و بزرگی جانداران فرق می کند.
شماره ی سلول هائی که در پیکر یک فرد انسان مـوجود اسـت، ازمجموع افرادی که بر روی کره ی زمین زندگی می نمایند، بیشتراست یعنی از اجـتماع هـزارها ملیارد سلول کشور بدن انسان با این نظامی که می بینیم تشکیل یافته است.
موجود کوچک و اسـرار بـزرگ
از آنجا که کارگاه آفرینش، دستگاه نظم و حکمت است و قلمرو و نظم و ترتیب از مـجموعه کـهکشان تا منظومه ی اتم را فرا گرفته است، مـوجودات کـوچک ایـن جهان نیز از نظام حکیمانه ی پروردگارعالمیان سـهم شـایانی دارند؛ یعنی همان قدرتی که در دل اتم نظام دقیقی به وجود آورده؛ نهاد کوچک سـلول را نـیز نظم جالبی بخشیده است.
سـلول سـاده ترین موجود زنـده اسـت، و بـه اندازهای کوچک است که فقط به کمک مـیکروسکوپ دیـدن آن امکان پذیر می باشد یعنی قطر متوسط آن از یک صدم میلیمتر(میلیمتر یک هزارم متر است.) تجاوز نمی کند، ولی اسرار بزرگی در وجـود آن نـهفته است: اولا بیست و دو عنصر از عناصر روی زمین در وجـود این موجود کوچک گـنجانیده شـده است تا بدین وسیله به نیروی حیاتی مجهز باشد؛ ثانیا دارای آثار حـیات از قـبیل جذب مواد لازم از محیط مجاور و تـبدیل آن بـه موادی کـه برای رشد آن مـناسب و لازم است، و تولید مـثل کـه با تقسیم آن به دو سلول مشابه صورت می گیرد؛ می باشد.
ثالثاً از قسمت های مختلفی به ترتیب زیـر تـشکیل یافته است:
1-پرده ی محکمی به نام غـشاء سـلول آن را فـرا گرفته و وظـیفهءی آن حـفاظت این موجود ظریف اسـت.
این پرده در جانوران نازک و قابل انعطاف و در گیاهان ضخیم است و به جسم آنها سختی و خشونت می بخشد.
2-قسمت شـفاف و لزجـی که محتوی دانه های بسیار ریزی اسـت و هـنگام حـرکت سـلول تـغییر وضع حاصل مـی نماید (این قسمت «سیتوپلاسم» نامیده مـی شود).
3-در وسـط این قسمت، قسمت شفاف تری به نام هسته قرار دارد که اطراف آن را پرده ی بسیار ظریفی فرا گرفته است.
4- در درون هـسته، به منظور تـولید مثل و تکثیر، واحدهای بسیار ریزی به نام «کـروموزم» کـه دارای یـک هزارم مـیلیمتر ضـخامت می باشد به وجود می آید و تعداد آن در سلول برحسب نوع جانوران فرق می کند.
در هریک از سلول های بدن انسان چهل و هشت «کرموزوم» موجود است شماره ی آنها درهر سلول همیشه جفت اسـت و چنانکه خواهیم گفت نصف آن از پدر و نصف دیگر آن از مادر گرفته شده است.
برای پی بردن به قسمت های مختلف سلول آن را رنگ می کنند زیرا قسمت های مختلف آن، رنگ را با درجات متفاوت جذب می کند.
سرچشمه تـکثیر و تـولید نطفه
در تجزیه و تحلیل بدن انسان، با پشتیبانی علم و دانش بشری قدم هائی برداشتیم و تا اینجا که می بینید رسیدیم، اکنون می خواهیم بدانیم که این همه سلول،درکـشور بدن چگونه اجتماع کرده اند؟ و تاریخچه ی تکثیر آنها از چه نقطه ای آغاز گردیده است؟
انسان ها مانند جانوران چند سلولی دیگر، از نمو سلول مخصوصی به نام تخم به جود می آید، سـابقاً بـه نطفه که خمیره ی اصلی وجود انـسان اسـت به نظر سطحی نگاه می کردند ولی پیشرفت تحقیقات علمی ثابت کرد که حقیقت مطالب بسیار مهم است، و در میان نطفه تعداد بسیاری موجودات زنده ی ریز ذره بینی شـناورند و اینها به قدری ریز و ذره بینی هـستند که یکی از دانشمندان می گوید: اگر مجموع مقدار آن را که باعث پیدایش نسل فعلی بشر ازهمه ی رنگها و نژادها که بر روی کره ی زمین زندگی می کنند در یک جا جمع کنند به اندازه ی ظرفیت یک انـگشتانه هـم نمی شود.
شکل آنها برحسب نطفه ی مرد و زن متفاوت است: سلولی که در دستگاه تناسلی مرد ساخته می شود سلولی است طویل که دارای 200 میکرون (میکرون یک هزارم میلیمتر است) طول است و اسپرماتوزوئید (در زبان یونانی «اسپرمات» به معنای منی، «وزو» به معنای حـیوان و(ئید) علامت نسبت است، معنای کلمه ی«اسپرماتوزوئید» یعنی حیوان منوی) نامیده می شود، و سلولی که در دستگاه تناسلی زن بـوجود مـی اید سلولی اسـت کروی به قطر دو تا سه دهم میلیمتر و اوول (او»یعنی تخم و«ئول»عـلامت تصغیر است«اوول»یعنی تـخمچه) نامیده می شود، تفاوت این سلول ها با سلول های بدن انسان در این اسـت که هریک از آنها دارای بیست و چهار «کروموزوم» می باشد؛ در صورتی که سلول های بدن انـسان چـنان که گـفتیم چهل و هشت «کروموزوم» دارد.
از ترکیب و آمیزش این دو سلول جنسی (دررحم) سلولی به وجود می آید، به نام تخم که دارای چهل وهـشت « کـروموزوم» است و آن مبدء وجود انسان می باشد، و شرح تکثیر و رشد آن به این ترتیب است که تـخم ابـتداء به دو سلول تقسیم، و هریک از این دو سـلول نو، پس از اندک استراحتی به دوتای دیگر، و این چهار تا به هشت تای دیگر تقسیم می گردد، و همچنین این رشد و تکثیر ادامه پیدا می کند، تا سلول اولی به رشد نهائی خود برسد، یعنی: ازتکثیرهای متوالی آن قدر سـلول به وجود بیاید که تمام بافت ها و اعضاء و دستگاه ها تکمیل بشود (ما شرح این تکامل را که صورت بندی جنین باشد در مقاله ی دیگر خواهیم گفت.)
توارث
قابل توجه ترین نکته درعمل توالد این حقیقت اسـت، کـه موجود زنده ی جدیدی که از ترکیب یک جفت سلول جنسی نر و ماده بوجود می آید، به وضع غیرمشخصی رشد نمی کند، بلکه به صورت نسخه ای از پدر و مادر و اجداد خود نمو می نماید، درحقیقت برهای که از نـطفه ی یـک جفت گوسفند بوجود می آید، نه فقط به فیل و خرگوش شباهت ندارد، بلکه هرگز به بزرگی فیل یا کوچکی خرگوش نخواهد بود، حتی حق داریم مطمئن باشیم که دارای موهای بلند بوده و عـلف خوار مـی باشد، خلاصه همه ی اوصاف نوع خود را دارا خواهد بود. همچنین است سلول جنسی هر جانداری: گیاه یا حیوان و لذا درخت سیب هیچ گاه گلابی نداده و هرگز نهنگ مار نزائیده، گندم جو نمی دهد و از جـو چـیزی جـز جو نمی روید.
چگونه این همه صفات و مشخصات در ذات میکروسکوپی (سلول جنسی) جمع شده است؟ مقر این اوصاف کجا است؟و حاصل این خصوصیات چیست؟
بدون تردید قرآن مجید کـه در دوازده مـورد ایـن موضوع یعنی خلقت آدمیان را از نطفه تذکر داده اسـت در نـظر داشته که توجه ما را به حکمت ها و اسراری که در این مورد است، معطوف دارد تا از ایـن راهـی که به ما نزدیک است بـه قدرت و حـکمت آن ذات مـقدس مـتوجه شـویم؛ قدرتی که بر آب این چنین نقش زیـبا مـی نگارد، و از یک ماده ی پست جسم و جان پدید می آرد
باید توجه شـما را در حـل ایـن نکته به علم جدیدی (علم ژنتیک) که اخیراً بوجود آمده، و هـنوز در دوران کودکی و پیشرفت است جلب کنیم، علم مزبور می گوید: در درون «کروموزوم ها»واحدهای دیگری به نام «ژن» قرار دارد، که قطر آنها یـک هزارم کـروموزوم اسـت، و آنها حاصل صفات و خصایص ارثی می باشند.
همین «ژنها» خواص هـر نوع را بدون انحراف در طول هزاران نسل منتقل می سازند
همینها با جسم های ظریف و کوچک خود حاصل خـواص عـطر لاویـز گل، منقار ظریف بلبل، شکل عجیب خرطوم فیل، پر و بال رنگارنگ طـاوس، پنـجه ی نیرومند شیر، شاخ مور، نیش زنبور و بالاخره صورت بدیع و فکر سرشار انسان،می باشند.
خواننده ی محترم! ایـنها اسـت حـقایقی که در سلول جنسی یعنی: مبدء موجودات زنده نهفته است، و همین دقایق جـالب اسـت کـه ما را به قدرت آفریدگار بزرگ عالم متوجه می سازد.
طبق مشاهدات میکروسکوپی قطر متوسط «سلول» یـکصدم مـیلی متر و قـطر «کروموزوم» که در درون آن قرار دارد یک هزارم میلی متر و قطر«ژن» که در هسته «کروموزوم» قرار گرفته یک هزارم کـروموزم اسـت، فکر کنید که در این ذره ی بی مقدار چه اندازه نیرو و استعداد ذخیره شده اسـت. آیـا کـتابی است پر از رمز و اسرار؟ یا نمونه ای از قدرت آفریدگار؟
راستی اگـر فـکر کـنیم از همین رهگذر باید خدا را بشناسیم که چگونه در یک قطره آب این همه اسـرار را گـنجانیده و برای یک قطره آب چه سیر تکاملی عجیبی قرار داده، قطرهای که مشتمل است بر ملیون ها سلول جـنسی و در هـر سلول جنسی مجموعه ای است از واحدهائی که تاریخچه هائی گویا و فهرست های روشنی از خصوصیات نـسل های مـتوالی بشر، می باشند.
بدون تردید قرآن مجید کـه در دوازده مـورد ایـن موضوع یعنی خلقت آدمیان را از نطفه تذکر داده اسـت در نـظر داشته که توجه ما را به حکمت ها و اسراری که در این مورد است، معطوف دارد تا از ایـن راهـی که به ما نزدیک است بـه قدرت و حـکمت آن ذات مـقدس مـتوجه شـویم؛ قدرتی که بر آب این چنین نقش زیـبا مـی نگارد، و از یک ماده ی پست جسم و جان پدید می آرد:
جز او کیست کز خاک آدم سـرشت* بـر آب این چنین نقش داند نوشت همو آفـریند ز یک قطره آب* گهرهای روشـن تر از آفـتاب
«او لم یر الانسان انا خلقناه مـن نـطفة فاذا هو خصیم مبین: آیا انسان نمی بیند که ما او را از نطفه آفریدیم.آنگاه دشـمن آشـکار ما گردید؟!!» (آیه 77 سوره ی یس)
منبع:
توحید از نظر قرآن/ شگفتی های جهان: مبدأ وجود انسان؛ نوشته نوری،حسین؛ درس هایی از مکتب اسلام » خرداد 1339، سال دوم - شماره 5
مکالمه دو جنین در شکم مادر
مکالمه دو جنین در شکم مادر

اولی: تو به زندگی بعد زایمان اعتقاد داری؟
دومی: آره حتما. یه جایی هست که می تونیم راه بریم شاید با دهن چیزی بخوریم.
اولی: امکان نداره. ما با جفت تعذیه می شیم. طنابشم انقد کوتاهه که به بیرون نمی رسه. اصلا اگه دنیای دیگه هم هست چرا کسی تاحالا از اونجا نیومده بهمون نشون بده.
دومی: شاید مادرمونم ببینیم.
اولی: من مامانو نمی بینم پس وجود نداره.
دومی: اگه ساکت ساکت باشی صداشو می شنوی و اگه خوب دقت کنی حضورشو حس می کنی….
این مکالمه چقدر آشناست….!
تا حالا بودن خدا را اینطوری به همین سادگی حس نكرده بودم . . .
اولی: مگه تو به مامان اعتقاد داری؟
اگه هست پس چرا نمی بینیمش؟!!!
دومی: به نظرم مامان همه جا هست.
دور تا دورمونه.
اولی: من مامانو نمی بینم پس وجود نداره.
دومی: اگه ساکت ساکت باشی صداشو می شنوی و اگه خوب دقت کنی حضورشو حس می کنی….
این مکالمه چقدر آشناست….!
تا حالا بودن خدا را اینطوری به همین سادگی حس نكرده بودم . . .
منبع:
کانال تلگرام زندگی مؤمنانه
جشن عروسی ، به همین سادگی ، به همین زیبایی
جشن عروسی ، به همین سادگی ، به همین زیبایی
جشن عروسی، مراسم مقدس و مبارکی است و از دریچه دین و عقل نیز که به آن بنگریم لزوم برگزاری آن را تایید خواهیم کرد. عروسی حضرت زهرا سلام الله علیه خود نشانه ای بر اهمیت برپایی این مراسم دارد. اما برپایی چنین مراسمی الزاما به معنی امروزی ان نیست.
انسیه نوش آبادی - بخش خانواده ایرانی تبیان

جشن عروسی مراسم گرامیداشت پیوند جوانان
مراسم ازدواج نباید چنان مخفیانه و بی سر و صدا باشد که دیگران از آن مطلع نشوند مثل ازدواجهای زیرزمینی که رنگ و بویی از ازدواج و تشکیل خانوده ندارد که خود این بابی برای تقلب و بهم زدن زندگی باز می کند. مراسم عروسی باید برگزار شود تا پیوند جوانان استحکام و ثبوت بهتری پیدا کند و احساس مسئولیت بیشتری نیز ایجاد نماید. علاوه بر آن، مراسم عروسی، برای گرامیداشت یک ازدواج و تبلیغ ازدواج در جامعه لازم است. اما همه این فواید برای وقتی است که مراسم به آسانی برگزار شود. وقتی مراسم پرخرج و سخت می شود همه این نقاط مثبت، تبدیل به نقاط منفی خواهد شد.
ازدواج های سخت
وقتی برپایی یک روز مراسم عروسی، چندین روز و بلکه چند ماه، دغدغه و زحمت دارد و هزینه زیادی می برد، به همان اندازه
اگر قرار باشد هزینه یک روز مراسم عروسی مدتها، بر روی زندگی زوجین جوان سایه بیندازد و بار گران آن تا مدتها بر دوششان سنگینی کند، شومی مراسم عروسی چندین برابر خواهد شد
موجب نگرانی و فرار جوانان از ازدواج مخصوصا ازدواج بهنگام می شود و حداقل ضرررش این است که سن ازدواج را بالا می برد. حتی اگر بعضی جوانان به راحتی می توانند از عهده هزینه های عروسی های کذایی برآیند باز هم پسندیده نیست این کار را بکنند. چرا که با اجرای مراسم پرهزینه، یک قدم در جهت سخت تر شدن عروسی دیگر جوانان برداشته اند. هر چه سنت¬های دست و پاگیر بیشتر و تجملات عروسی اضافه تر می شود، از تعداد مراسم عروسی کاسته شده و اضطر اب جوانان برای ازدواج بیشتر می شود.
وسواس عروس و داماد
هر چه وسواس عروس و داماد در انتخاب وسایل مثل لباس عروس و .... بیشتر می شود احتمال رضایتمندی آنها نیز کمتر می شود و توقع میهمانان نیز افزایش مییابد به همین دلیل بعضا مشاهده می کنیم که زوجین بعد از برگزاری یک مراسم بسیار هزینه بر ، چندان خوشحال و راضی هم نیستند بلکه خود یا دیگران را نیز به دلایل بی اهمیتی سرزنش می کنند.
همه این مطالب در صورتی که زوجین از تمکن مالی خوبی برخوردار نباشند، مهمتر و سختتر خواهد شد. اگر قرار باشد هزینه یک روز مراسم عروسی مدتها، بر روی زندگی زوجین جوان سایه بیندازد و بار گران آن تا مدتها بر دوششان سنگینی کند، شومی مراسم عروسی چندین برابر خواهد شد.
مراسم های از ما بهتران
دیگر صحبت از بالگرد در مراسم عروسی، یا ماشین های عجیب و غریب گذشته، سبد پول 100 دلاری، عکاسی در کویر و ... را کجای دلمان بگذاریم. «وقتی صحبت از بالگرد به جای ماشین عروس، عکاسی و ساخت آلبوم های تصویری روی کشتی تفریحی در سواحل مدیترانه جای تصویر های خانوادگی و پرشور را می گیرد، حالا شاید سبد پول 100 دلاری هم باید جای سبدهای گل طبیعی را بگیرد!
افتخار در هزینه نیست. افتخار در برگزاری مراسمی شایسته و صحیح است. مراسمی که در عین شادی و نشاط، خردمندانه و بر پایه سبک¬های صحیحی ایرانی و اسلامی باشد.
ابهری، استاد دانشگاه و جامعه شناس راه حل ریشه ای این معضلات را در گرو اصلاح سبک زندگی میداند. وی معتقد است: اگر انسان به مصرف گرایی خو بگیرد و سبک زندگی اش را براساس مقایسه و چشم هم چشمی بنیان گذاری کند، می¬رسیم به جایی که دسته گل هایی مشاهده می کنیم که ویروس فرهنگی است و از سوی نوکیسه ها در جامعه منتشر می شود و متاسفانه در این زمینه اطلاع رسانی خوبی صورت نگرفته است.
عروسی سنتی کلاس بیشتری دارد
بیایید عروسی های سنتی با فرهنگ ایرانی خودمان را دوباره احیا کنیم. یک بار دیگر الگوهای زیبای خودمان را مرور کنیم. و به جای تقلید از فرهنگ غرب و نوکیسه هایی که نمی دانند چگونه خودنمایی کنند، از مراسم عروسی بزرگوارانی چون حضرت زهرا سلام الله علیه الگوبرداری کنیم. بگذاریم عکس های یک شب شاد و خاطره انگیز به جای یک شب عجیب و غریب، با صدای خنده و هلهله میهمانان برای یک عمر در آلبوم زندگی جدیدمان بدرخشد. مخصوصا که شادی و عشق هیچ ربطی به میزان هزینه ها ندارد. بلکه عشق و صفا و شادی آنقدر که در سادگی و صمیمیت هست در تفاخر و تجملات نیست. یک شب شاد، پرهیجان و شور و نشاط را در عروسی های سنتی ایرانی خودمان بهتر می توان ایجاد کرد. مخصوصا اگر برای احیای فرهنگ ایرانی اسلامی خودمان باشد کلاس بیشتری هم دارد. افتخار در هزینه نیست. افتخار در برگزاری مراسمی شایسته و صحیح است. مراسمی که در عین شادی و نشاط، خردمندانه و بر پایه سبک های صحیحی ایرانی و اسلامی باشد.
پیوند آسمانی حضرت زهرا(س)وحضرت علی(ع)مبارک باد
