ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

راهکارهایی برای تقویت حافظه طبق نظر کارشناسان

 

 

در یک رستوران نشسته‌اید که ناگهان دستی روی شانه‌تان می‌خورد و صدایی آشنا اسمتان را می‌گوید. او را می‌بینید که به شما لبخند می‌زند، شما او را می‌شناسید، می‌دانید که سال‌هاست او را می‌شناسید اما اسم او را اصلاً به یاد نمی‌آورید.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 10 دقیقه
تقویت حافظه

 

 

پیش از اینکه شروع به جستجوی علائم زوال عقل در اینترنت کنید این را می‌دانید که تغییراتی در حافظه و قوه‌ی ادراک، بخشی طبیعی از پروسه‌ی پیری است، خصوصاً اگر خود را به صورت مشکل در پیدا کردن کلمات یا حواس‌پرتی‌های لحظه‌ای نشان دهد (مثلاً چرا به آشپزخانه آمدم؟ چه کار داشتم؟). خیلی از مهارت‌های ادراکی ما، مانند انجام چند کار به صورت همزمان و پردازش کلام، تا حدود 30 سالگی در اوج خود است و سپس تدریجاً با افزایش سن، افت می‌کند؛ اما لزوماً نباید چنین اتفاقی بیفتد. شما می‌توانید با انتخاب‌های هوشمندانه در سبک زندگی خود، مغزتان را جوان و متمرکز نگه دارید. از چند متخصص مغز و اعصاب سؤال‌هایی کرده‌ایم و بر مبنای تحقیقات علمی، نکات و توصیه‌هایی دریافت کرده‌ایم که آن‌ها را در اختیارتان می‌گذاریم.

قبل از اینکه سراغ گوگل بروید، به ذهنتان فشار بیاورید

اینترنت برای پیدا کردن اسم فلان هنرپیشه که نامش نوک زبانتان است بسیار خوب است، اما سبب عارضه‌ای مدرن به نام آمنژیای دیجیتال یا آمنزی دیجیتال نیز شده است. آمنزی دیجیتال به این معنی است که شما اطلاعاتی را فراموش می‌کنید زیرا بابت به خاطرسپاری آن به یک ابزار کامپیوتری متکی هستید و خیالتان راحت است. به همین دلیل است که خیلی از ما نمی‌توانیم شماره تلفن اعضای خانواده و دوستان را بدون اینکه سراغ لیست تماس‌های گوشی‌مان برویم بگیریم.
مغز دستگاهی است که اگر از آن کار نکشید از کار می‌افتد. وقتی ما چیزهای جدید یاد می‌گیریم و سپس بعداً آن‌ها را به یاد می‌آوریم، هیپوکامپوس و قشر پیش پیشانی مغز را فعال می‌کنیم؛ قسمت‌هایی از مغز که به حافظه مربوط می‌شوند. اما زمانی که به منابع بیرونی تکیه می‌کنیم، مثلاً اینترنت و گوشی همراه، و از این ابزار استفاده می‌کنیم تا به جای ما اطلاعاتی را به خاطر بسپارند، این نواحی مهم از مغز ضعیف و ضعیف‌تر می‌شوند.
این بار که برای به یاد آوردن اسم یک هنرپیشه با حافظه‌تان کلنجار رفتید، جلوی خودتان را بگیرید و سراغ اینترنت نروید. سعی خود را بکنید و اطمینان داشته باشید، مغزتان پاسخ را می‌داند؛ فقط باید بگردید و پیدایش کنید. همچنین سعی کنید یک آدرس جدید را بدون استفاده از گوگل مپ پیدا کنید. کافی است عجله نکنید و به قدرت مغزتان اطمینان داشته باشید. هر چه بیشتر روی مسائل فکر کنید یا رویکردهای جدید را امتحان کنید، مغزتان را بیشتر درگیر و فعال کرده و آن را برای مدت طولانی‌تری سالم نگه خواهید داشت.

چُرت بزنید

خواب باکیفیت چیزی نیست که اهمیت آن را در قدرت مغز و تفکر نادیده بگیرید. وقتی ما در بخش اول خواب شب از فاز آهسته وارد فاز تند در ساعات اولیه صبح می‌شویم، حافظه‌ی ما چیزهایی را که در طول روز یاد گرفته‌ایم به اطلاعات فعال تبدیل می‌کند.
هفت تا هشت ساعت خواب شبانه هیچ جایگزینی ندارد. اما یک چُرت به موقع روزانه نیز می‌تواند کمک زیادی به مغز بکند. وقتی ما در وسط روز چُرت می‌زنیم، زمان ما در هر مرحله کارآمدتر می‌شود. در یک چُرت 90 دقیقه‌ای، شما هر دو فاز خواب را دارید و به همان نسبتی انجامش می‌دهید که طی یک خواب کامل شبانه رخ می‌دهد. به همین دلیل، یک چُرت 90 دقیقه‌ای می‌تواند از جهت تقویت حافظه و خلاقیت و کارآمدی، با خواب شبانه رقابت کند. 90 دقیقه چرت وسط روز را نمی‌توانید وارد برنامه‌هایتان کنید؟ بسیار خب، یک چُرت 30 دقیقه‌ای هم می‌تواند به تثبیت اطلاعات مغزتان کمک کند.

خطر زوال عقل در افرادی که دیابت نوع دوم دارند بالاست، اما حتی افرادی که دیابت ندارند ولی قند خونشان بالاست نیز در معرض افت قدرت ادراکی مغز هستند که دلیل آن احتمالاً تأثیرات التهابی قند بر مغز می‌باشد

 

هر روز ورزش کنید

هر زمانی که فعالیتی انجام می‌دهید که خون را با قدرت بیشتری در بدنتان پمپاژ می‌کند، مغزتان نیز سود می‌برد. خون پُر از اکسیژن و مواد مغذی است که مغز را تغذیه می‌کنند. ورزش بدن را وادار می‌کند تا پروتئینی تولید کند که مانند تقویت‌کننده‌ای برای مغز است و نرون‌ها را تحریک می‌کند مسیرهای عصبی بیشتری بسازند تا بتوانند مؤثرتر ارتباط برقرار کنند.
محققان دانشگاه ایلینویز از 120 فرد بزرگسال 55 تا 80 ساله خواستند هفته‌ای سه بار و هر بار 40 دقیقه به پیاده‌روی تند یا انجام نرمش‌های کششی بپردازند. دانشمندان دریافتند بعد از یک سال، مرکز حافظه مغز (هیپوکامپوس) در افرادی که پیاده‌روی کرده بودند 2 درصد بزرگ‌تر از افرادی بود که به نرمش‌های کششی پرداخته بودند. این درصد ممکن است ناچیز به نظر برسد، اما همین اندازه برای خنثی کردن پیری مغز که به طور طبیعی با افزایش سن رخ می‌دهد، کافی است.
حتی یک تمرین ساده نیز می‌تواند مزیتی برای عملکرد ادراکی مغز محسوب شود. مطالعه‌ای کوچک در سال 2019 دریافت افرادی که هر روز 30 دقیقه روی دوچرخه ثابت رکاب زده بودند نسبت به کسانی که فقط استراحت می‌کردند، توانایی بهتری در یادآوری اسامی داشتند.

در انجام چند کار به طور همزمان، زیاده‌روی نکنید

انجام چند کار به طور همزمان باعث می‌شود احساس کنیم خیلی کار بلد هستیم! اما کاملاً برعکس است. مغز جوری طراحی نشده که به طور همزمان روی چند کار تمرکز کند. در نتیجه، مغز در چنین شرایطی احساس استرس می‌کند و ما بیشتر دچار خطا و اشتباه می‌شویم، و تأثیر نهایی آن این است که احساس می‌کنیم کارآمد و کار بلد نیستیم.
این استرس را چه احساس کنیم و چه نه، به هر حال سبب ترشح هورمون‌هایی می‌شود که در حافظه کوتاه‌مدت ما اختلال ایجاد می‌کنند. به همین دلیل است که مثلاً وقتی با کسی در حال گفتگو هستیم و ناگهان تلفن زنگ می‌خورد، بعد از آن فراموش می‌کنیم در حال گفتن چه چیزی بودیم.
به جای اینکه سعی کنید تمام لیست کارهایتان را همزمان انجام دهید، هوشمندانه برنامه‌ریزی کنید و هر زمان فقط روی یک کار تمرکز کنید. اول گوشی همراهتان را دور از دید و دسترستان قرار دهید؛ زمانی که موبایلتان جلوی چشمتان است، توانایی مغز برای نگه داشتن و پردازش اطلاعات تحت تأثیر قرار می‌گیرد، حتی اگر خاموش باشد. هر روز زمان‌های بخصوصی را برای جواب دادن به ایمیل‌ها و چک کردن پیام‌ها اختصاص دهید و خارج از این زمان، سراغ شبکه‌های اجتماعی نروید.
برخی از افراد از تکنیکی به نام دسته‌بندی استفاده می‌کنند، یعنی کارهای مشابه را در یک گروه قرار می‌دهند و سپس در زمانی که مشخص کرده‌اند به آن‌ها می‌پردازند. هر روز زمانی را برای انجام کارهای کوچک‌تر که چندان اهمیت ندارند در نظر بگیرید؛ ترجیحاً زمانی که انرژی کمتری دارید، مثلاً بعدازظهر. این شیوه به شما اجازه می‌دهد در سایر اوقات روز روی کارهای مهم‌تر تمرکز کنید و به طور کلی، دقیق‌تر و کارآمدتر باشید.

تغذیه‌ای برای سلامت مغز

تغذیه نقش مهمی در حافظه و تمرکز دارد و توانایی شما برای حفظ اطلاعات و ... را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

انواع توت و چغندر
رادیکال‌های آزاد به طور مکرر و طی زندگی روزمره در مغز تشکیل می‌شوند که اگر اجازه دهید طولانی‌مدت بمانند، مانند زنگار سبب می‌شوند نرون‌ها زودتر پیر شوند. توت‌ها سرشار از آنتوسیانین هستند که ترکیباتی آنتی‌اکسیدانی بوده و توانایی منحصربه‌فردی در عبور از سد مغزی خون دارند، یعنی این آنتی‌اکسیدان‌ها وارد مغز می‌شوند، رادیکال‌های آزاد را گیر می‌اندازند و مانند افسران پلیسی که تبهکاران را دستگیر کرده‌اند، آن‌ها را از مغز خارج می‌کنند.
چغندر نیز سرشار از نیترات است که در خون به نیتریک اکسید تبدیل می‌شود. نیتریک اکسید، رگ‌های خونی را در سراسر بدن گشاد کرده و جریان خون را بهتر می‌کند. هر چه خون بیشتری به مغزتان برسد، شما هوشیارتر خواهید بود.

زردچوبه
زردچوبه ادویه‌ای غنی از کورکومین است که یک ماده‌ی ضدالتهابی است. در مطالعه‌ای مشخص شد افراد سالمی که روزی دو بار 90 میلی‌گرم زردچوبه مصرف می‌کردند، در مقایسه با آن‌هایی که دارونما مصرف می‌کردند، حافظه و تمرکز بهتری داشتند. کورکومین می‌تواند یکی از دلایلی باشد که توجیه می‌کند کسانی که زیاد غذاهای هندی یا کاری می‌خورند، عملکرد بهتری در آزمون‌های ادراکی دارند و اینکه آمار مبتلایان به آلزایمر در هند بسیار کمتر از سایر کشورهاست، بی‌ارتباط با این  موضوع نیست.
از زردچوبه در بیشتر غذاهایتان استفاده کنید. ضمناً خوب است بدانید روغنی که در پخت و پز استفاده می‌کنید، جذب کورکومین را افزایش می‌دهد.

نکته‌ی مهم دیگری که باید به یاد داشته باشید این است که وقتی پای غذا خوردن به میان می‌آید:‌ سعی کنید آن‌قدر گرسنه نمانید که عصبانی شوید. اگر مدت طولانی چیزی نخورید، سطح قند خونتان افت می‌کند و این باعث می‌شود قدرت تمرکز و تصمیم‌گیری‌تان مختل شود. مغز شما با گلوکز کار می‌کند و به همین دلیل شما به غذا نیاز دارید. مدت زمانی که طول می‌کشد تا فرد از شدت گرسنگی دچار عصبانیت شود در هر کسی فرق می‌کند. مهم این است که شما محدوده‌ی خودتان را بشناسید و سپس سعی کنید یک قدم جلوتر از زمان گرسنگی‌تان پیش بروید و چیزی بخورید. چیزی بخورید که پروتئین و چربی‌های سالم دارد، مثلاً آجیل و پروتئین بار.

عوامل عجیبی که با زوال عقل ربط دارند

ما آدم‌ها روی خیلی از عوامل سبک زندگی خود کنترل داریم و می‌توانیم با کمک آن‌ها از خطر تغییرات مضر در مغز بکاهیم. مطالعات نشان می‌دهند شاید یک‌سوم از تمام موارد زوال عقل با عواملی در سبک زندگی مرتبط‌اند که قابل اصلاح‌اند.

بیماری‌های قلبی و عروقی
عوارضی که بر قلب اثر می‌گذارند بر توانایی عملکرد مغز نیز اثر می‌گذارند. این عوارض شامل بیماری قلبی و فشارخون بالا می‌شوند که ارتباط قوی با افت ادراکی مغز دارند. برای درمان بیماری قلبی یا پیشگیری از آن هر کاری می‌توانید انجام دهید.
چاقی و پرخوری نیز با افت قدرت حافظه و کُند کردن سرعت پردازش اطلاعات مرتبط است.

قند خون بالا
خطر زوال عقل در افرادی که دیابت نوع دوم دارند بالاست، اما حتی افرادی که دیابت ندارند ولی قند خونشان بالاست نیز در معرض افت قدرت ادراکی مغز هستند که دلیل آن احتمالاً تأثیرات التهابی قند بر مغز می‌باشد. بهتر است از شیرینی‌های طبیعی مانند عسل و میوه خشک به جای قندهای تصفیه‌شده استفاده کنید.

تنهایی
سلامت مغز با تنهایی و انزوای اجتماعی مورد تهدید قرار می‌گیرد. احساس تنهایی کردن می‌تواند واقعاً اضطراب برانگیز باشد. استرس و اضطراب برای مغز و بدن مانند سم بوده و التهابی را که اثرات مخربی بر حافظه می‌گذارد، تغذیه می‌کند. ارتباطات اجتماعی خود را گسترش دهید، با دوستانتان بیشتر ارتباط برقرار کنید و در فعالیت‌های داوطلبانه و خیرخواهانه شرکت کنید و اثرات ضد استرس آن را ببینید.

 

کارکنان را از بند بوروکراسی رها کنید

 

 

نویسندگان:Gary Hamel Stefan Stern
مترجم: مریم رضایی
منبع: London Business School
 
 
 
در هفته‌ها و ماه‌های گذشته، محدودیت‌ها و دورکاری‌ها در سازمان‌های مختلف دنیا، کارکنان را تا حدی از قوانین رسمی و ساختارهای بالا به پایین خلاص کرده و برخی‌ کارکنان خط مقدم، با نبوغی خاص به ابهامات و پیچیدگی‌های بحران فعلی واکنش نشان داده‌اند. برای گری همل (Gary Hamel)، نویسنده و استاد مدرسه کسب‌وکار لندن، این موضوع عجیب نیست. او سال‌ها از طرفداران رهاسازی کارکنان از بند بوروکراسی بوده است و اخیرا در یک وبینار آموزشی توضیح داده که چرا وقت آن رسیده که بوروکراسی را کاملا کنار بگذاریم و جایگزین بهتری برای آن انتخاب کنیم.
 
 
 

 

 کجا ایستاده‌ایم؟

پروفسور همل ابتدا به وضعیت کنونی شکست‌خورده انتقاد می‌کند. نظرسنجی‌های اخیر نشان می‌دهند از هر پنج کارمند، فقط یک نفر معتقد است نظراتش در محیط کار اهمیت دارد و تنها یک نفر از هر ۱۰ نفر، حس می‌کند که می‌تواند بر تصمیم‌گیری‌‌های مهم در شیوه کار کردن او، اثرگذار باشد. بر خلاف همه توصیه‌هایی که در مورد اختیار دادن به افراد در محیط کار مطرح می‌شود، «واگذاری وظایف» رو به کاهش است. در سال ۱۹۹۲، ۶۰درصد کارکنان در انگلستان، بر فعالیت‌های کاری خود تسلط و اختیار داشتند، اما با گذشت یک نسل، این سهم به ۴۰درصد کاهش یافته است. در آمریکا، داده‌های دولتی نشان می‌دهد ۷۰درصد مشاغل اصلا به ابتکار خاصی نیاز ندارند یا درصد آن بسیار کم است. یک نظرسنجی که همل به همراه شریکش انجام داده، نشان می‌دهد ۷۶ درصد افراد در سازمان‌های بزرگ (یعنی سازمان‌هایی که ۵هزار یا بیشتر نیرو دارند)، معتقدند بهترین روش برای اینکه حرفشان را بزنند، اعتراض کردن است، نه نشان دادن شایستگی و قابلیت‌های مدیریتی. براساس این داده‌ها و یکسری داده‌های دیگر، همل به این نتیجه رسیده که بیشتر سازمان‌ها در واقع به جای بهره بردن از ظرفیت منابع انسانی، آن را هدر می‌دهند. او می‌گوید این، نتیجه ناگزیر اعمال بوروکراسی است. همل در کمال تاسف اشاره می‌کند که بیشتر سازمان‌ها هنوز با الگوی بوروکراتیک همگام هستند:

* قدرت به مقام‌ها و موقعیت‌ها تعلق می‌گیرد.

* اختیار افراد با پایین آمدن سلسله مراتب، کم می‌شود.

* مدیران ارشد، استراتژی تعیین می‌کنند.

* منابع در سطوح بالا تخصیص می‌یابد.

* رهبران سازمانی بزرگ‌تر، مدیران کوچک‌تر را منصوب می‌کنند.

* کارکنان ستادی، قوانین را تعیین و مشخص می‌کنند چه کسی تابع باشد.

* مدیران وظایف را تعیین و عملکردها را ارزیابی می‌کنند.

* افراد برای ارتقای شغلی به رقابت می‌پردازند.

تا زمانی که این شرایط تغییر نکند، سازمان‌های ما نمی‌توانند قابلیت خود را به طور اساسی بالا ببرند.

 در جست‌وجوی انعطاف

همل معتقد است افراد خیلی منعطف‌تر از سازمان‌هایی هستند که برای آنها کار می‌کنند. «در بیشتر سازمان‌ها، تغییرات عمیق متداول نیست، دیر اتفاق می‌افتد یا باعث جنجال می‌شود.» در این شرایط، مقصر اینرسی سازمانی، کارکنانی که از تغییر می‌ترسند معرفی می‌شوند. اما همل می‌گوید انسان به تغییر اعتیاد دارد. ما خانه‌ و ماشین خود را عوض می‌کنیم، شغل‌مان را تغییر می‌دهیم، دوستان‌مان تغییر می‌کنند، سرگرمی‌های جدید انتخاب می‌کنیم و مقاصد جدیدی برای سفر می‌گزینیم. از نظر همل، این ساختارهای بوروکراتیک است که در برابر تغییر مقاومت می‌کند، نه انسان. او می‌گوید در حال حاضر، در همه مطالب مدیریتی، کلمه «تحول» همه جا دیده می‌شود، اما طبق آمار، از هر چهار برنامه تغییر، فقط یک برنامه به هدف خود می‌رسد. در یک بوروکراسی، بین احساس و واکنش، فاصله زیادی وجود دارد. وقتی یک مشکل یا فرصت آنقدر بزرگ باشد که توجه مدیر عاملی را به خود جلب کند، سازمان جلوی او ایستاده است. همل می‌گوید: «ما باید شیوه تغییر دادنمان را تغییر دهیم. تغییر باید به سمت بالا حرکت کند، نه پایین. تغییر باید به صورت اجتماعی صورت گیرد و همه کارکنان باید خودشان را رهبران بالقوه تغییر بدانند.»  

 ساختن مشاغل بهتر

همل در پاسخ به تحولات مدیریتی بنیادین، به اعداد و ارقامی که نظرسنجی موسسه گالوپ به دست آورده اشاره می‌کند. در سراسر دنیا، فقط ۱۷درصد کارکنان از نظر احساسی و ذهنی به کار خود متعهد هستند؛ ۵۱درصد تعهدی ندارند و ۳۲درصد علاوه بر نداشتن تعهد، کینه‌جویانه از کارفرما تبعیت می‌کنند. بر خلاف آن چیزی که بیشتر ما فکر می‌کنیم، چیزی که باعث عدم تعهد افراد به کار می‌شود، خود کار نیست. ۸۹ درصد کارکنان می‌گویند از کاری که انجام می‌دهند لذت می‌برند. از نظر همل، مشکل شیوه مدیریت شدن آنها است: «مشکل خود کار نیست، بلکه محیط کار است.» سلسله‌ مراتب‌های رسمی، به تعداد معدودی از افراد سازمان، در برابر اکثریت، قدرت و اختیار می‌دهد. همل می‌گوید: «بوروکراسی یک سیستم طبقاتی است که تمایز عمیق بین مدیران و کارکنان ایجاد می‌کند و آنها را به «متفکران» و «عمل‌کنندگان»، «باهوش‌ها» و «افراد مطیع» تقسیم‌بندی می‌کند.»

همل می‌گوید: «اشتباه است که یک شغل را ذاتا نیازمند مهارت پایین بدانیم. چیزی که باعث می‌شود یک شغل به مهارت‌های پایین نیاز داشته باشد، ماهیت کاری که باید انجام شود یا مدارک و اعتبارنامه‌های لازم برای آن نیست، بلکه دلیل آن فرصت‌های محدودی است که کارکنان دارند تا مهارت‌های خود را توسعه و ذهن‌های خود را تمرین دهند.» همل شرکت نوکور (Nucor)، بزرگ‌ترین و سودآورترین شرکت فولاد در آمریکا را مثال می‌زند. در نوکور، کارکنان خط مقدم، پیشتاز توسعه کسب‌وکار، برنامه‌ریزی سرمایه‌ای، نوآوری در محصول، توسعه فرآیندها و همکاری‌ بین بخش‌های مختلف کارخانه هستند. هر کارمندی در مورد اقتصاد صنعت فولاد آموزش می‌بیند و در یک سیستم پاداش سخاوتمندانه مشارکت دارد. با این سیستم، هزینه‌های عمومی و اداری نوکور فقط ۳درصد درآمد این شرکت را به خود اختصاص می‌دهد که تقریبا نصف شرکت‌های مشابه است. بازگشت سرمایه هم از میانگین صنعت بالاتر است. از نظر همل، هر شرکتی باید روش نوکور را دنبال کند و «سخت کار کند تا نبوغ هر روزه هر کارمند را آزادسازی کند.» او معتقد است که به‌‌روزرسانی مشاغل، کلید کاهش نابرابری‌های درآمدی و افزایش رشد بهره‌وری است.

p23-01

 پنج روش برای تغییر سیستم

همل می‌گوید چیزی که ما نیاز داریم، یک مدل مدیریتی است که برای به حداکثر رساندن مشارکت ایجاد می‌شود، نه پیروی از عقاید و رسوم قدیمی. او برای اینکه به مخاطب خود کمک کند که تغییر موردنیاز را بسنجد، مقایسه‌ای با نوآوری مدل کسب‌وکار انجام می‌دهد. «در دهه‌های اخیر، شاهد تغییرات انقلابی در مدل‌های کسب‌وکار بوده‌ایم؛ از پخش تلویزیونی با امواج رادیویی گرفته تا سرویس‌های استریم مثل نت‌فلیکس و یوتیوب، از تلفن‌های ثابت تا گوشی‌های هوشمند؛ و از خودروهای بنزینی تا برقی. حالا به چنین تغییر بنیادینی در چگونگی بسیج و سازماندهی افراد در محیط کار نیاز داریم.»

طرح همل برای بازآفرینی مدیریت پنج مرحله دارد:

مرحله 1- هزینه را حساب کنید.

هزینه‌های فرآیندهای بوروکراتیک در سازمان، در حساب سود و زیان نشان داده نمی‌شود. از نظر پروفسور همل، این یک مشکل بزرگ است، چون به عنوان یک قانون، ما فقط به چیزهایی توجه می‌کنیم که قابل‌سنجش هستند. راه‌حل همل این است: اندازه‌گیری BMI یا «شاخص انبوه بوروکراتیک» به عنوان ابزاری که به رهبران سازمان کمک می‌کند هزینه‌های بار بوروکراتیک را محاسبه کنند. نشانه‌هایی که باید در نظر بگیرند، عبارتند از:

* تورم: لایه‌های مدیریتی زیاد و تعداد پرسنل بیش از حد.

* اصطکاک: مسیرهای تصمیم‌گیری طولانی و پیچ در پیچ.

* انحراف: یکپارچگی داده که از ترس، سوگیری و خودسانسوری تشکیل شده است.

* بی‌تفاوتی: کارکنانی که اشتیاق و انگیزه‌ای برای انجام اقدامات ابتکاری ندارند.

* انعطاف‌ناپذیری: وجود مرزهای داخلی که جلوی تخصیص منابع را می‌گیرد.

* انطباق: فشارهایی برای تبعیت ازقوانین که ابراز رای مخالف و آزمایش کردن را محدود می‌کند.

* انزوا: فرآیندهایی که بر داخل سازمان متمرکزند و توجه را از مسائل بیرونی دور می‌کنند.

* محتاط بودن: سیستم‌ها و فرآیندهایی که جلوی ریسک کردن را می‌گیرند.

* سیاست‌بافی – رفتارهای بوروکراتیک که سیاستمدارانه رفتار کردن را نسبت به عملکرد در اولویت قرار می‌دهند.

 

مرحله 2- از پیشتازها یاد بگیرید

بیشتر ما در یک مدل بوروکراتیک قدیمی رشد کرده‌ایم. با در نظر گرفتن این موضوع، همل می‌گوید فکر کردن به گزینه‌ای دیگر، کار سختی است. خوشبختانه این گزینه‌ها وجود دارند و می‌توانیم سایه آنها را در آینده ببینیم. شرکت چینی حایر را در نظر بگیرید که یک رهبر جهانی در لوازم خانگی و پیشتاز اینترنت اشیا است. همکاری همل با شرکت حایر به یک دهه پیش برمی‌گردد. او یکی از ملاقات‌های خود را با ژانگ رویمین، مدیرعامل این شرکت، به‌یاد می‌آورد که چالشی جسورانه ایجاد کرده بود: «ما می‌خواهیم کارکنان خود را تشویق کنیم که کارآفرین باشند، چون افراد وسیله‌ای برای رسیدن به هدف نیستند، آنها خودشان یک هدف هستند. هدف ما این است که اجازه دهیم هرکس خودش یک مدیرعامل باشد و به همه کمک کنیم به‌طور کامل به پتانسیل خود پی ببرند.»

از آن زمان به بعد، حایر سازمان 80 هزار نفری خود را به بیش از 4 هزار «خرده بنگاه‌» مستقل تبدیل کرده است. این واحدهای کوچک برای تعیین استراتژی، استخدام نیرو و توزیع پاداش‌ها آزادند. تیم‌ها خودشان رهبران خود را انتخاب می‌کنند و عملکرد مالی خود را مدیریت می‌کنند. یک الگوی دیگر شرکت برتزورگ (Buurtzorg) است که بزرگ‌ترین ارائه‌دهنده خدمات بهداشتی و درمانی در هلند است. برتزورگ 12 هزار پرستار و 4 هزار نیروی خدماتی خانگی دارد که در بیش از 1000 تیم فشرده سازماندهی شده‌اند. هر تیم مسوول اجاره فضای کار، استخدام اعضا و پیدا کردن مشتری است. تیم‌ها از طریق یک پلت‌فرم اجتماعی که امکان حل مشکلات به صورت مشترک را تسهیل می‌کند، با هم در ارتباط هستند. پرسنل اداری برتزورگ عبارتند از: 36 مربی، 50 رییس دفتر (بیشتر در حوزه IT) و دو مدیر که یکی از آنها جاس دی‌بلاک، بنیان‌گذار شرکت است. یعنی هر 8 هزارکارمند، یک مدیر دارند. همل می‌گوید: «این یعنی ناب بودن»؛ اتفاقی که وقتی رخ می‌دهد که مثل برتزورگ تصمیم می‌گیرید «هیومنوکراسی» (humanocracy) را بر بوروکراسی ترجیح دهید. از نظر همل، الگوی ثابت برای ایجاد هیومنوکراسی، ویژگی‌های زیر را دارد:

* نفوذ، محصول شایستگی است.

* استراتژی مکالمه‌ای در سطح کل شرکت است.

* منابع با مکانیزم‌های بازار تخصیص می‌یابند.

* کل سازمان یک آزمایشگاه است.

* هماهنگی از طریق همکاری حاصل می‌شود.

* نقش‌ها بر اساس شایستگی‌ها ایجاد می‌شوند.

* تیم‌ها به هم پیوسته هستند و خودشان را مدیریت می‌کنند.

* گروه‌های کاری با فروشندگان خارجی رقابت می‌کنند.

* افراد با هم رقابت می‌کنند تا ارزش اضافه کنند.

* پاداش با اثرگذاری رابطه مستقیم دارد.

 

مرحله 3- اصول جدید را بپذیرید.

همل مصرانه می‌گوید که برای بازآفرینی مدیریت، باید با اصول تازه‌ای شروع کنیم. چیزی که شرکت‌هایی مثل حایر و برتزورگ را به عنوان الگو ارزشمند می‌کند، خیلی ربطی به اقدامات منحصر به فرد آنها ندارد، بلکه اصول متمایزی که منجر به این اقدامات می‌شود مهم است. همل می‌گوید حل مشکلات تازه – مثل ایجاد سازمان‌های هیومنوکراتیک – با استفاده از سیستم‌های قدیمی، غیرممکن است. او اصول بنیادی بوروکراسی - یعنی لایه‌بندی، استانداردسازی، ویژه‌سازی، رسمی‌سازی و روتین‌سازی – را در مقابل کارآفرینی، باز بودن، شایسته‌سالاری، جمع‌سازی و آزمایش کردن قرار می‌دهد. همل اشاره می‌کند که کلید کار این است که مزیت‌های بوروکراسی-یعنی کنترل، ثبات و همکاری- را بدون هزینه‌های همراه با آن اتخاذ کنیم. این کار نیازمند استفاده از روش‌های جدید و پیچیده‌تر است تا بتوانیم با دادوستد بین اندازه سازمان و انعطاف‌پذیری آن، نوآوری و کارآیی و آزادی و کنترل، روبه‌رو شویم.

 

مرحله 4- ساختارها و سیستم‌های مدیریتی را مجددا تجهیز کنید

بازآفرینی مدیریتی نیازمند این است که سازمان‌ها اصول هیومنوکراسی را در ساختارها و سیستم‌های مدیریت خود بگنجانند، مثل برنامه‌ریزی، هدف‌گذاری، تخصیص منابع، طراحی وظایف، مدیریت عملکرد و پاداش‌دهی. همل اعتقاد ندارد که می‌توان مدیریت بالا به پایین را در یک برنامه تغییر واحد و بزرگ دوباره تجهیز کرد. ممکن است چنین هدفی انقلابی باشد، اما فرآیند آن تدریجی است. به عنوان یک مثال، او داستان «هکاتون مدیریتی» شرکت آدیداس در آمریکای شمالی را تعریف می‌کند که به همراه همکارانش میزبان این رویداد بود. در طول چند هفته، بیش از 3 هزار شرکت‌کننده‌، حدود 4 هزار ایده را برای دگرگون کردن مدل مدیریتی این شرکت مطرح کردند. هر یک از این ایده‌ها به دقت بررسی شدند و کاربردی‌ترین‌های آن برای آزمایش‌هایی با کمترین هزینه و ریسک انتخاب شدند تا تغییرات اصولی در ساختارها و سیستم‌های مدیریتی موجود ایجاد شود. همل می‌گوید: «یک مدل مدیریتی را توسعه می‌دهید؛ به همان شکلی که هر چیزی را که پیچیده و سیستمی است را از طریق آزمایش کردن توسعه می‌دهید. آزمایش‌های موفق، در ژنوم مدیریت گزینش می‌شوند و شکست‌ها پشت سر می‌مانند.»‌

 

مرحله 5- از همان جایی که هستید، شروع کنید

همل از آنچه به عنوان یک نقطه کور مدیریتی در مورد مشکل تغییر می‌بیند، ناامید است. او می‌گوید: «هر مدیرعاملی که می‌بینم، می‌گوید سازمانش باید سریع‌تر تغییر کند، اما هنوز شرکتی را پیدا نکرده‌ام که به کارکنان خط مقدم خود یاد بدهد مثل عمل‌گراها فکر کنند، نه تروریست‌ها یا آشوب‌طلب‌ها، بلکه عمل‌گراها. این در حالی است که فقط عمل‌گراها می‌توانند همه چیز را در سازمان تغییر دهند. اما همل معتقد است که حتی در نبود یک حمایت از بالا به پایین، هرکسی می‌تواند مدیریت را درون تیم یا واحد خود، شخم بزند. مشکل این است که خیلی از کارکنان فکر می‌کنند دست تنها هستند و فقط رهبری سازمان  است که می‌تواند تغییرات معنادار را شروع کند. توصیه او به کارکنان خط مقدم ساده است: «اگر از بوروکراسی‌ها خسته شده‌اید، غر زدن را متوقف و عمل کردن را شروع کنید. هیچ کس قرار نیست به شما کمک کند.» همل صحبت خود را با جمله‌ای از توماس پین فیلسوف به پایان می‌رساند: «عادت طولانی فکر نکردن به اینکه چیزی غلط است، به آن چیز ظاهر درست بودن می‌دهد.» این همان داستانی است که ما با بوروکراسی داریم.

معرفی انواع سبک‌های یادگیری و تکنیک‌هایی برای یادآوری بیشتر

 

 

آخرین بار کی به تلفن هوشمند خود نگاه کردید؟ سی ثانیه قبل؟ یک دقیقه قبل؟ آمریکایی‌ها به طور متوسط روزی ۵۸ بار موبایل خود را باز می‌کنند و سه ساعت و نیم از زمان خود را آنلاین می‌گذرانند.
 
 
 
 

 

 

در سراسر جهان میلیون‌ها نفر وابسته به کامپیوتر کوچکی هستند که در دست دارند و با آن همه کاری می‌کنند؛ از مسیریابی گرفته تا یادآوری اتفاقات مهم مثل تولدها، ضرب‌الاجل‌ها و لیست انجام کار.  بیشترین بخش این مساله، مفید است. تلفن‌های هوشمند روزمان را ساماندهی می‌کنند، ما را در مورد اخبار به‌روز نگه می‌دارند و به ما اجازه می‌دهند بدون حضور فیزیکی با دیگران ارتباط برقرار کنیم. اما وقتی نوبت به رشد و توسعه حافظه‌مان می‌رسد، آیا تکنولوژی مفید است یا مضر؟ متاسفانه در مورد حافظه، گزینه دوم صدق می‌کند. نشان داده شده که تلفن‌های هوشمند توانایی مغز را برای بازیابی جزئیات مهم تحت‌الشعاع قرار می‌دهند، این نتیجه تحقیقی است که توسط آکسفورد، کینگز‌کالج لندن، هاروارد و دانشگاه وسترن سیدنی انجام شده است. به‌طور خلاصه، نتیجه این تحقیقات می‌گوید که وقتی افراد به دستگاه برای یادآوری موضوعات متکی هستند، اغلب قادر نخواهند بود آن را واقعا یاد بگیرند. این مساله توجیه می‌کند که چرا با اینکه چند ‌بار به رستوران موردعلاقه خود رفته‌اید اما باز‌هم برای رفتن به آنجا به نقشه گوگل متکی هستید.  شما به مغز خود آموزش نمی‌دهید که اطلاعات را بازیابی کند، بلکه به آن آموزش می‌دهید که به ابزارهای خارجی متکی باشد که می‌توانند آن کار را برای شما انجام دهند.

اگر شما یک مدیر هستید، این یافته‌ها ارزش توجه شما را دارند. حافظه شما احتمالا یکی از باارزش‌ترین دارایی‌هایی است که می‌توانید بسازید و علت آن، آنچه فکر می‌کنید نیست. اینکه خودتان را یک انسان قابل‌اتکا و مورد اعتماد نشان دهید حیاتی است، اما حافظه حتی از آن‌هم مهم‌تر است چون می‌توانید برای موفقیت کسب و کار خود زیرساخت خلاقانه و ماندگاری بنا کنید.

رابطه با اعضای تیم، مشتریان و مراجعان. فراموش‌کاری فرسایشی است که این پیوندها را از بین می‌برد. مثلا اگر کسی را با نام اشتباه صدا کنید، عنوان او را اشتباه بگویید، یا دعوت یک جلسه را فراموش کنید یا فراموش کردن جزئیات کوچک می‌تواند باعث ایجاد شکاف بزرگی شود. در واقع ثابت شده است که احساس فراموش شدن می‌تواند آسیب میان‌فردی عمیقی برجای گذارد.

جذابیت‌هایی از این دست برای مدیران تاثیر بسیار سریعی دارد؛ وقتی جزئیات کوچکی را در مورد مشتریان یا تیم خود فراموش می‌کنید، این پیام را می‌فرستید که به آنها به عنوان شخص علاقه‌ای ندارید و در ارتباط خود با آنها سرمایه‌گذاری نمی‌کنید. این مساله بالاخص در زمان بحران اهمیت پیدا می‌کند یعنی زمانی که آنها به دنبال حس راحتی و حمایت از طرف شما هستند، بنا بر این با توجه به موقعیت هر شخص ارتباطات و انتظارات خود را از او تنظیم کنید.

من می‌توانم درباره این مساله صحبت کنم چراکه چالشی است که هر روز با آن روبه‌رو هستم. به عنوان رئیس و مدیرعامل شرکت مشاوره  Sotheby`s International Realty، قدرت به‌خاطر آوردن برای ایجاد و حفظ کسب و کاری که بر پایه رابطه است بسیار حیاتی خواهد بود. شما نمی‌توانید در صنعت املاک بدون اینکه به افراد نشان دهید که به آنها اهمیت می‌دهید، موفق شوید. من با اطمینان از اینکه می‌توانم به افراد دوروبر خود نشان دهم که برای آنها ارزش قائلم و آنها را به‌خاطر دارم، توانستم با مشاورانی در بیش از هزار دفتر در 72 کشور ارتباط برقرار کنم. من به حافظه‌ام برای حفظ کسب و کار خود قبل از شیوع همه‌گیری ویروس جهانی احتیاج داشتم. اکنون که دیگر واقعا به آن نیاز دارم.

طی سال‌ها، من استراتژی را دنبال کردم که به من کمک کرد وابستگی خود را به تکنولوژی‌ کاهش دهم و حافظه قوی و فعالی داشته باشم که هر روز به آن تکیه می‌کنم. چه مدیر باشید، چه مدیر‌عامل یک شرکت، یا یک شخص، می‌توانید از این روش‌ها بهره ببرید.

 روش یادگیری خود را بدانید

تحقیقات نشان می‌دهد روشی که افراد به بهترین شکل اطلاعات را جذب می‌کنند، بستگی به سیستم عملکردی خودشان دارد. یکی از بهترین مدل‌های شناخته شده تحت‌نام VARK  روش‌های یادگیری را به چهار نوع بصری، شنیداری، خواندن/  نوشتن و حرکتی/  لمسی تقسیم می‌کند. یک پرسشنامه ساده می‌تواند مشخص کند که روش یادگیری موثر شما کدام است. با علم بر این امر، می‌توانید روابط خود را با دیگران تنظیم کرده و توانایی خود را برای به‌یاد آوردن جزئیات درباره آنها، کارشان و زندگی‌شان بهبود بخشید.

من، به عنوان یک شخص، بیشتر یادگیرنده شنوایی هستم؛ من در بهترین حالت اطلاعات را زمانی در حافظه دارم که بلند گفته شود. من زمانی که از شغل اول خود در بانک به شغل فعلی‌ام در املاک وارد شدم این مساله را فهمیدم. اکنون، موفقیت من نه‌تنها به توانایی‌ام در به خاطر سپردن اسامی مشتریانم و فرزندان آنها، بلکه مشاورانی که با آنها کار می‌کنم، افراد حرفه‌ای دیگر و هرگونه تغییرات که در زندگی آنها اتفاق می‌افتد، از جمله ازدواج، نقل مکان یا تغییر شغل آنها وابسته است. این اطلاعات از طریق گفت‌وگوی بدون واسطه به من می‌رسد و نیاز قوی به توانایی گوش دادن فعال دارد.

اما گوش دادن به تنهایی کافی نیست. برای تقویت یادگیری شنیداری به ذکر تاکتیک‌هایی می‌پردازیم که مفید هستند:

- وقتی اولین‌بار با کسی ملاقات می‌کنید اسامی را در گفت‌وگو چند‌بار تکرار کنید. این کار باعث می‌شود اسم و جزئیات آنها بیشتر در حافظه بماند.

- در جلسات لپ‌تاپ را کنار بگذارید. یادداشت‌برداری در کامپیوتر می‌تواند حواس شما را از دریافت و حفظ اطلاعات پرت کند.

- آن را به یک بازی تبدیل کنید. اگر در یک ساختمان اداری کار می‌کنید سعی کنید اسامی تمام افرادی را که در طرف دیگر ساختمان کار می‌کنند به‌خاطر بسپارید. اگر مرتب از شعب دیگر شرکت خود بازدید می‌کنید، سعی کنید خوراکی مورد علاقه‌شان را برای آنها ببرید. مثلا من خودم را این‌گونه تست می‌کنم که مرتب به‌یاد بیاورم هر کدام از مشتریان ما در کدام ساختمان منهتن زندگی می‌کنند. این جزئیات برای موفقیت در صنعت من ضروری هستند. برای یادگیرنده‌های غیرشنیداری تاکتیک‌های دیگر بهتر کار می‌کنند. یادگیرنده‌های بصری از نمودار، گراف یا فلش کارت بهتر یاد می‌گیرند. برای برخی نیز ممکن است خواندن و نوشتن باعث حک شدن مطالب در ذهن آنها شود. برای آنها یادداشت‌برداری بهترین روش است. یادگیرنده‌های حرکتی، نیاز به تجربه کردن واقعی با مدل‌ها و فعالیت‌هایی دارند که بدن آنها را درگیر کند.

 درباره مسوولیت‌هایی که محول می‌کنید، انتخابگر باشید

وقتی کارم را در زمینه املاک شروع کردم، تا دیروقت می‌ماندم و به تلفن‌ها جواب می‌دادم. البته می‌توانستم این کار را به دیگری محول کنم. اما از آنجا که می‌دانم نحوه یادگیری‌ام چگونه است، می‌دانستم این کار باعث می‌شود زیر و بم کسب و کار را سریع‌‌تر به خاطر بسپارم. انجام کار بیشتر باعث افزایش ظرفیت‌ حافظه من شد، همچنین  لیست مخاطبان من نیز بیشتر شد که هنوز از آن بهره می‌برم.

در آغاز یک آلبوم کارت بزرگ داشتم که مشخصات افراد را در آن نگهداری می‌کردم و اطلاعات هر مخاطب را سازماندهی می‌کردم. فارغ از اینکه چه نوع یادگیرنده‌‌ای باشید، این روش خوبی است. حتی اگر لیست مخاطبان شما اکنون دیجیتالی شده‌اند، اطلاعات جدیدی را که دریافت می‌کنید در موبایل هوشمند یا ابزار مدیریت روابط که در اختیار دارید خودتان وارد کنید. هر چند ممکن است وسوسه شوید که این کار به ظاهر بی‌ارزش را به دیگری محول کنید (بالاخص وقتی باید یک میلیون کار دیگر را انجام دهید) اما انجام این کار توسط خودتان به منزله یک میانبر برای یادگیری است. وقتی اطلاعات را وارد می‌کنید، فکر کنید کجا و کی این شخص را ملاقات کرده‌اید. من با این کار توانستم اهداف ایجاد رابطه خود را توسعه دهم و به یکی از روتین‌های اصلی تقویت حافظه من تبدیل شد. نمی‌خواهم بگویم هیچ‌وقت نباید کارهای خسته‌کننده را محول کنید. بلکه باید همیشه ارزیابی کنید که آیا کاری که محول می‌کنید می‌تواند برای شما سودمند باشد یا خیر. اطلاعات اگر تکرار شوند باعث تقویت شبکه عصبی می‌شوند که حافظه را بهبود می‌بخشد و می‌تواند ذهن را برای به خاطر آوردن جزئیات با دقت بالاتر مجهز کند.

 اطلاعات را براساس جدید بودن اولویت‌بندی کنید، نه مهم بودن

شاید متناقض به نظر برسد، اما وقتی آنچه را باید به حافظه بسپارم اولویت‌بندی می‌کنم، تمرکز من ابتدا روی مهم‌ترین اطلاعات نیست، بلکه جدیدترین اطلاعات را اولویت‌بندی می‌کنم. تحقیقات نشان می‌دهند تعهد به خاطر سپردن یک موضوع به محض دریافت آن اطلاعات می‌تواند مفیدتر از آن باشد که سعی کنید آن اطلاعات را بعد از انجام کار دیگری به بانک حافظه خود بسپارید. علت این امر آن است که وقتی تمرکز خود را از بخشی از اطلاعات به بخش دیگر می‌برید، فرآیند کدگذاری حافظه خود را برای اولین آیتمی که با آن برخورد داشته‌اید، کند می‌کنید.

چه بخواهیم تصاویر را به حافظه بسپاریم و چه اطلاعات را، بردن تمرکز از سمت مهم بودن به سمت جدید بودن باعث می‌شود اطلاعات جدیدتر برای مدت طولانی در ذهن بماند. به جای آنکه از خودم بپرسم «چقدر مهم است که این موضوع را به خاطر داشته باشم؟» از خود می‌پرسم «همین الان چه باید بکنم که بعدا این موضوع را به خاطر بیاورم؟» این تمرین بالاخص زمانی مفید است که افراد را به خاطر می‌‌آوریم. وقتی برای اولین بار کسب‌و‌کار خود را شروع کردم، 130 مشاور در یک مکان داشتم. من آنها را استخدام کرده بودم و نمی‌توانستم اسامی آنها را فراموش کنم. می‌خواستم احساس کنند باارزش و مورد توجه هستند. من نمی‌دانستم که صدا کردن مشاوران با عنوان «هی، رفیق» هر زمان که از کنار آنها رد می‌شدم باعث می‌شود در نظر آنها یک «مدیر عامل غیرقابل دسترس» باشم. از نوع مدیرانی که افراد فکر می‌کنند نمی‌توانند با آنها رابطه داشته باشند و نمی‌خواهند با او کار کنند. همه ما می‌دانیم که رئیس‌های بد بزرگ‌ترین عامل کارآیی ضعیف کارکنان هستند. به همین دلیل سعی کردم جدیدترین مشاوران را به خاطر بسپارم. در مورد یادگیری اطلاعات جدید، تکرار، موضوع بسیار مهمی است- این تمرینی است که برای مدیران کسب‌و‌کارها اهمیت دوچندان دارد. فراموش کردن اسامی مدیران منطقه‌ای یا اطلاعات خانواده مشتریان هزینه دارد. در اینجا به ذکر تاکتیک‌‌هایی برای تمرین می‌پردازیم: 

- افرادی را که تازه ملاقات می‌کنید در اینترنت جست‌وجو کنید. دیدن نام آنها در جاهای مختلف می‌تواند کمک کند آنها را به خاطر بسپارید.

- در گفت‌وگوها سوال زیاد بپرسید. حتی اگر جواب یک سوالی را از قبل جست‌وجو کرده‌اید و می‌دانید تکرار اطلاعات کمک می‌کند در آینده آ

 

یک سوم از نوزادها در کشور سقط جنین می شوند!

 
سایت خوان روزنامه دنیای اقتصاد
تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۵/۵ ۰۸:۰۷
 

 

روزنامه جوان نوشت:طبق آمار رسمی وزارت بهداشت، هر روز هزار جنین در کشور توسط والدین کشته می‌شود که تنها حدود ۱۰ مورد آن قانونی است! با توجه به آمار ۱۸ هزار فوتی تصادفات سالانه، ۲۰ برابر بیشتر از فوتی‌های ناشی از سوانح رانندگی، سقط جنین داریم!

 سال ۷۴ وزارت بهداشت اعلام کرد، ۸۰ هزار سقط جنین در سال داریم یعنی حدود ۲۲۰ جنین در هر روز سقط می‌شوند! در این فاصله زمانی آمار دیگری نداریم تا سال ۹۲ که وزارت بهداشت آمار سقط جنین را ۲۵۰ هزار جنین در سال اعلام می‌کند؛ یعنی هر روز حدود ۷۰۰ انسان زنده به‌دست پدر و مادر خود از طریق «سقط» کشته می‌شوند!

اما در جدیدترین آمار در سال ۹۶، دکتر محمدباقر لاریجانی، معاون آموزشی وزیر بهداشت اعلام کرده که سالانه بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار سقط جنین غیرقانونی در کشورمان انجام می‌شود، یعنی طبق آمار رسمی وزارت بهداشت، هر روز هزار جنین در کشورمان به‌دست والدین کشته می‌شوند که تنها حدود ۱۰ مورد آن قانونی است!

این نوع سقط در ۵ درصد مادران باعث مرگ، در ۲۰‌درصد مادران باعث معلولیت و در برخی از موارد باعث برداشته شدن کامل رحم می‌شود. جالب اینکه براساس آمارها، سالانه حدود ۸۰۰‌هزار تصادف رانندگی در کشورمان رخ می‌دهد که منجر به کشته شدن روزانه ۴۳ نفر می‌شود؛ ایران با داشتن ۱۸‌هزار فوتی در حوادث جاده‌ای در سال به لحاظ آماری یکی از بالاترین تلفات جاده‌ای در جهان را داراست؛ این در حالی است که بر اساس آمار وزارت بهداشت در کشور سالانه ۲۰ برابر بیشتر از فوتی‌های ناشی از سوانح رانندگی، سقط جنین داریم! در واقع ما با یک فاجعه انسانی روبه‌رو هستیم.

با این حال اقدام عملی خاصی برای اصلاح رویه‌های جمعیتی از جمله آیین‌نامه اجرایی سقط جنین صورت نگرفته‌است و با وجود گذشت بیش از هفت سال از تدوین «طرح جمعیت و تعالی خانواده» و ۱۵ سال از تصویب «قانون تسهیل ازدواج جوانان» هنوز هیچ کدام به سرانجام اجرایی نرسیده‌اند!

در همین رابطه، دکتر صالح قاسمی، نویسنده مجموعه جنگ جهانی جمعیت  خاطر نشان کرد: در سالیان اخیر و پیرو تغییر نوع نگرش و سبک زندگی خانواده ایرانی، عدم التزام برخی پزشکان به رسالت قانونی و اخلاق حرفه‎ای و همچنین سهل‎الوصول بودن برخی داروهای غیرمجاز، آمار سقط جنین درمانی و جنایی در ایران به‌طور نگران‌کننده‎ای افزایش یافته‌است که به معنی عدم جامعیت و عدم بازدارندگی قانون و دستورالعمل‎های موجود است.

این کارشناس حوزه جمعیت متذکر شد: داده‎های مطالعاتی حاکی است در شرایط کنونی، آمار سقط جنین معادل حدود یک‎سوم آمار یک میلیون و ۱۹۶ هزار نفری تولدهای کل کشور است!

اعمال دهه اول ذی‌الحجه [اینفوگرافیک]

 

 

 

هر کس نُه روز اول ذی الحجه را روزه بگیرد، خداوند ثواب روزه تمام عمر را برای او می‌نویسد.
 
 
 
نویسنده : مهری هدهدی
زمان تقریبی مطالعه : کمتر از 1 دقیقه
اعمال دهه اول ذی الحجه، خواندن ادعیه، نماز، روزه، عید قربان، ماه ذی الحجه،


شنبه, 04 مرداد 1399 10:51

چهل گام تا بندگی 1

 

(از اول ذی القعده تا 10 ذی الحجه)

 

 

 

پیامبر اکرم(ص): هرکس چهل روز، خود را برای خدا خالص کند، چشمه‌های حکمت از قلب وی بر زبانش جاری می‌شود.
 
 
 
 
بازدید : 1876
زمان تقریبی مطالعه : 1 دقیقه
چهل گام تا بندگی نزد خدا، حدیث بندگی، خالص شدن انسان،

 

 

چهل گام تا بندگی، گام اول «1 ذی القعده» 

 

چهل گام تا بندگی، گام دوم «2 ذی القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام سوم «۳ ذی القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام چهارم «۴ ذی القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام پنجم «۵ ذی ‌القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام ششم«6 ذی ‌القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام هفتم «7ذی ‌القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام هشتم «8 ذی‌ القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام نهم«9ذی‌ القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام دهم «10 ذی ‌القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام یازدهم «11ذی‌القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام دوازدهم «12 ذی‌القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام سیزدهم «13 ذی‌القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام چهاردهم «14 ذی‌القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام پانزدهم «15 ذی‌القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام شانزدهم «16 ذی‌القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام هفدهم «17 ذی‌القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام هجدهم «18 ذی‌القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام نوزدهم «19 ذی‌القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام بیستم «20 ذی‌القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام بیست و یکم «21 ذی‌القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام بیست و دوم «22 ذی‌القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام بیست و سوم «23 ذی‌القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام بیست و چهارم «24 ذی‌القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام بیست و پنجم «25 ذی القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام بیست و ششم «26 ذی القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام بیست و هفتم «27 ذی القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام بیست و هشتم «28 ذی القعده»

 

چهل گام تا بندگی، گام بیست و نهم «29 ذی القعده»

 

چهل گام تا بندگی؛ گام سی‌ام «1 ذی الحجه»

 

چهل گام تا بندگی؛ گام سی و یکم «2 ذی الحجه»

 

چهل گام تا بندگی؛ گام سی و دوم «3 ذی الحجه»

 

چهل گام تا بندگی؛ گام سی و سوم «4 ذی الحجه»

 

شنبه, 04 مرداد 1399 10:44

چهل گام تا بندگی؛

رابطه آهن‌ربا و آهن با گناه و لقمه حرام

 

گام سی و سوم «4 ذی الحجه»

 

 

 

آیت الله حائری شیرازی: معصیت‌ها مثل آهن ربا و لقمه حرام، مانند ذرات آهن است. وقتی که انسان در وجودش لقمه حرام نباشد، می‌تواند از کنار معصیت‌ها عبور کند و خود را نگه دارد. اما وقتی که لقمه حرامی را خورد، از کنار معصیت که می‌گذرد مجذوب آن می‌شود. این خاصیت درونی نان و لقمه حرام است.
 
 
 
نویسنده : مهری هدهدی
زمان تقریبی مطالعه : کمتر از 1 دقیقه

سه مرحله‌ای که باید در زمان مناسب طی شود

 

 

انتخاب موفقیت‌آمیز همسر مستلزم گذراندن سه مرحله انتخاب اولیه، دوره شناخت و تصمیم‌گیری نهایی در مورد اوست. با قرار دادن زمان مناسب برای سیر این مراحل و انجام ندادن این اشتباهات، شانس یک ازدواج موفق را از خود نگیرید.
 
 
 
نویسنده : عطیه رضایی
بازدید : 596
زمان تقریبی مطالعه : 1 دقیقه
خواستگاری، ازدواج، انتخاب موفق، خانواده، شناخت،

 

شتاب برای تداركات ازدواج‌

هنگامی‌كه افراد در حال شناخت یكدیگر هستند‌، خانواده‌ها در تدارک جشن و تهیه جهیزیه و ... هستند. این باعث می‌شود جوان‌ها خود را در معرض یك عمل انجام شده ببینند و دوره شناخت كاركرد واقعی و اصلی خودش را از دست بدهد.

آسان‌گیری نابه‌جا

زن یا مرد جوان از برخی رفتار ناشایست فرد مقابل و یا مشكلات ارتباطی‌اش شک می­‌کند ولی این شک‌ها را نادیده می‌گیرد. نسبت به مواردی مثل گرایش فرد به مواد‌ مخدر، وابستگی‌ بسیار به خانواده، خسّت، عدم‌كنترل خشم، داشتن همنشینان ناشایست و تفاوت‌های عمیق و وسیع فرهنگی و فردی باید حساس بود. دقت کنید که این موارد به‌سادگی قابل چشم پوشی نیست و زیر یك سقف رفتن مشكلی را حل نمی‌كند.

بهتر است انجام آزمایش‌های پزشكی‌، پیش از آغاز مرحله شناخت مورد توجه قرار گیرد‌. گاه غفلت از این امر پیامدهای رنج‌آور و یا جبران‌ناپذیری را به‌دنبال می‌آورد



نداشتن توانایی تفكیک مسائل

معاشرت محدود در دوره شناخت‌، وابستگی و تعلق خاطر ایجاد می‌كند. این وابستگی و تعلق خاطر‌، زمانی دردسرساز می‌شود كه دو نفر متوجه می‌شوند مشكلات جدی در رابطه‌شان دارند، اما به‌دلیل بندهای احساسی قادر به تصمیم‌گیری عاقلانه نیستند‌. در این شرایط باید مسائل احساسی و عقلی را از هم تفکیک کرد و یادآور شد كه برای ‌تن ندادن به زندگی فرسایشی و قربانی نشدن به‌دلیل ازدواج اشتباه، باید دوره نقاهت روحی و احساسی و رنج دل كندن را تاب آورد.

 

 

عقد

 

به تأخیر انداختن آزمایش‌های پزشكی‌

بهتر است انجام آزمایش‌های پزشكی‌، پیش از آغاز مرحله شناخت مورد توجه قرار گیرد‌. گاه غفلت از این امر پیامدهای رنج‌آور و یا جبران‌ناپذیری را به‌دنبال می‌آورد. مثلا زمانی که زوج جوان پس از اطمینان یافتن از هماهنگی و توافق فكری و فرهنگی و ایجاد وابستگی و باور به یكدیگر‌، نتیجه منفی آزمایش را مانع ازدواج خود می‌بینند.

شنبه, 04 مرداد 1399 10:24

رابطه حجاب با اصل آزادی

 

بررسی پوشش زنان در اسلام؛ حجاب اجباری سلب آزادی است؟

 

 

 

آزادی امری شخصی است اما زمانی که به اجتماع وارد می‌شود لاجرم محدود می‌شود و اگر این محدودیت وجود نداشت فرق جامعه انسانی با حیوانی چه می‌بود؟ در نتیجه ورود به اجتماع بشری یعنی محدود شدن آزادیِ شخص و این محدودیت است که نشان از انسانی بودن آن اجتماع دارد.
 
 
 
نویسنده : علی اکبری
زمان تقریبی مطالعه : 9 دقیقه
حجاب، پوشش اسلامی زنان،
 
 
 
 
پوشش برای زنان امری شخصی است که با ورودش به جامعه، برای حفظ مصالح جامعه قید می‌خورد. پس در کشوری مثل انگلیس پوشیدن لباس و برهنه نبودن اجباری است اما مسئله بر سر چه اندازه بودن آن است. این کیفیت پوشش بر اساس دیدگاه ایدئولوژیک حاکم بر آن جامعه صورت می‌گیرد. از دیدگاه کشوری چون فرانسه، روسیه یا کانادا اصل پوشیدگی الزام دارد زیرا برهنگی را مخل ضربان روانی اجتماع و نقض اخلاق می‌دانند. اما کیفیت پوشش در تمامی کشورها یکسان نیست و تعاریف حداقلی‌شان از اندازه پوشش متفاوت است.

پوشش در اسلام

نگاه اسلام به پوشش علاوه بر حفظ اخلاق و آرامش روانی جامعه، بزرگداشت حیثیت زنان است. اسلام زن را یک شخصیت مستقل و آزاد می‌داند که مردها اجازه بهره‌کشی از آن‌ها را ندارند.
اما بهره‌کشی صرفا به معنی بر کارِ بدنی گماردن کسی به رایگان نیست بلکه «بهره» به معنای منفعت بردن است و منفعت آن است که به هر نحوی سودی به بهره‌کِش برسد.

شهید مرتضی مطهری در کتاب مسئله حجاب می‌نویسد:
آیا مرد باید در بهره‌کشی جنسی از زن، جز از جهت زنا، آزادی مطلق داشته باشد یا نه؟ یعنی آن‌که در این مسئله ذی‌نفع است مرد است نه زن، و لااقل مرد از زن در این مسئله ذی‌نفع‌تر است.

به قول ویل دورانت:
دامن ‌های کوتاه برای همه جهانیان به جز خیاطان نعمتی است.

اسلام زن را یک شخصیت مستقل و آزاد می‌داند که مردها اجازه بهره‌کشی از آن‌ها را ندارند



با توجه به این موضوع اسلام سعی کرده بر اساس دو اصل عدم اختلال در ضربان اخلاقی اجتماع که دلیل پوشش در بسیاری از کشورها نیز همین ذکر شد و همچنین جلوگیری از بهره‌کشی از زنان که هر دو پاسداشت اخلاقیات انسانی هستند، پوشش را به اندازه بیشتری برای مسلمانان وضع کند.
پس چطور است که برخی از کشورها از پوشش کمتری برخوردارند و این مسائل برایشان حل شده است و شاید ما بیمارگونه فکر می‌کنیم؟
حل شدن این مسئله در جوامع دیگر با آمار و ارقام از اتفاقات درون آن جامعه به اثبات می‌رسد.

برای بررسی این آمار به عنوان نمونه چند مورد را با ذکر مستندات آن‌ها نقل می‌کنیم:
در گزارش موسسه Rainn که مخفف «شبکه ملی بررسی تجاوز، آزار و زنای با محارم» است، در آمار قابل توجه خود فاش ساخت که 44 درصد از قربانیانی (عمدتاً زنان) که در آمریکا مورد تجاوز قرار می‌گیرند، کمتر از 18 سال سن داشته و 80 درصد از آنان سن‌شان کمتر از 30 سال است.
در این گزارش همچنین تصریح شده که سالانه 213 هزار نفر در آمریکا قربانی تجاوز جنسی می‌شوند. در سال 2007 این آمار به 248 هزار و 300 نفر رسید. این آمار ظاهراً اعم از مردان و زنان قربانی تجاوز جنسی است. اما بدیهی است که تعداد زنان به مراتب بیشتر از مردان است.

«پایگاه لیست‌های شگفت انگیز» لیستی تحت عنوان 10 کشوری که دارای بیشترین آمار آزار و اذیت جنسی هستند را منتشر کرده که در آن به ترتیب آفریقای جنوبی، سوئد و آمریکا بیشترین میزان تجاوز در جهان را طی سال 2017 داشته‌اند. بر اساس این گزارش در کشور آمریکا، از هر سه زن یک زن در طول زندگی خود آزار جنسی را تجربه می‌کند.

روزنامه انگلیسی گاردین هم گزارشی منتشر کرده که نشان می‌دهد زنان شاغل در سازمان‌های امدادرسان بین‌المللی به طور گسترده ولی پنهان مورد اذیت و آزار جنسی قرار می‌گیرند. زنانی که در این گزارش با آنان گفت‌وگو شده به گاردین گفته‌اند که آزار جنسی زنان در بزرگترین سازمان‌های غیردولتی و موسسات وابسته به سازمان ملل تا خیریه‌‌های کوچک رواج دارد و در هیچ یک از این موسسات حمایتی از این زنان و یا اقدامی برای پیشگیری از این گونه آزارها صورت نمی‌گیرد.
شبکه تلویزیونی آلمانی «دویچه وله» هم نتایج یک نظرسنجی را منتشر کرده که در آن تقریبا نیمی از زنان پرسش شونده گفته‌اند که تجربه مزاحمت جنسی را داشته‌اند. 43 درصد زنانی که از آنها سؤال شده گفته‌اند که یک الی دو بار اهانت یا مزاحمت جنسی را تجربه کرده‌اند.

«پژوهش ملی درباره خشونت علیه زنان در فرانسه» که نخستین پژوهش آماری است که توسط ماریس جاسپارد فعال حوزه زنان درباره این موضوع در آن کشور انجام شده است. این پژوهش نشان می‌دهد در سال 2000 چهل و هشت هزار زن بین 20 تا 59 ساله مورد تجاوز به عنف قرار گرفته‌اند.

چه شد که کشورهایی از این دست به این سرنوشت دچار شدند؟

غلامعلی حدادعادل در این‌باره می‌نویسد:
به دنبال رنسانس، سبک تازه‌ای در ادبیات و هنر اروپا به وجود آمد که در آن انسان، اصل و محور و مبنای همه چیز بود، اما نه آن انسانی که در خود حقیقتی آسمانی دارد، بلکه انسانی زمینی، انسانی اصولا مادی و دنیوی و این همان اومانیسم است. اومانیسم، هنر خود را در آن می‌داند که به تنِ انسان بپردازد. این است که ناگهان از زیر تیشه سنگ‌تراشان هنرمندِ عهد رنسانس، مجسمه‌هـایی برهنه بیرون می‌آید که بیش از هر چیز می‌خواهد این احساس را به بیننده القاء کنـد که انسان همه تن است و هنرمند باید به تنِ او توجه داشته باشد. نمونه‌های این قبیل تندیس‌ها فراوان است، اما شاید مجسمه «داوود» ـاخته‌ی میکـل آنژ از همه مشهورتر باشـد.
این است که غریزه جنسی در چنین جامعه‌ای بیداد می‌کند و زن کالایی می‌شود که ارزش آن به اندازه لذت‌بخشی آن است. زن دیگر آن انسانی نیست که امانتدار الهی است و حتی می‌تواند تا بدانجا تعالی پیدا کند که به لقای پروردگار خویش دست یابد، نه! او فقط «تن» است و ارزش او به اندازه ارزش تن اوست. و اگر زن در این تمدن و در این جامعه، «تن» خود را به نمایش نگذارد، برای او چه باقی می‌ماند. اگر او را نبینند، او دیگر چه ارزشی دارد؟[1]

حالا به پوشش چند کشور دیگر در زمان‌های گذشته نیز توجه کنید:


یونان
دایرة‌المعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان باستان می‌گوید: زنان یونانی در دوره‌های گذشته، صورت و اندام‌شان را تا روی پا می‌پوشاندند. زنان شهر "ثیب" دارای حجاب خاصی بوده‌اند، بدین صورت که حتی صورت‌شان را نیز با تکه پارچه‌ای می‌پوشاندند. این تکه دارای دو منفذ بود که جلوی چشمان قرار می گرفت تا بتوانند ببینند. نقش‌هایی که بر جای مانده، حکایت می‌کند که زنان سر را می‌پوشانده ولی صورت‌هایشان باز بوده است و وقتی به بازار می‌رفتند، بر آنان واجب بوده است که صورت‌هایشان را بپوشانند، خواه باکره و خواه دارای همسر باشند.

در دایرة المعارف القرن العشرین آمده:

زنان رومانیا از حجاب شدیدتری برخوردار بوده‌اند، به طوری که وقتی از خانه خارج می‌شدند، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها می‌پوشاندند و چیزی از برآمدگی‌های بدن مشخص نمی‌شد.

نگاه اسلام به پوشش علاوه بر حفظ اخلاق و آرامش روانی جامعه، بزرگداشت حیثیت زنان است



مردم اروپای شمالی نخستین سده‌های میلادی
در این دوره مردان پیراهن کوتاه، و زنان پیراهن بلند بر تن می‌کردند، زنان دو پیراهن روی هم می‌پوشیدند، که زیرین آستین بلند و از پارچه پشمیی بود و کار زیرپوش را می‌کرد، دومی بلند و راسته، و دنباله‌دار با آستین‌های بلند و گشاد؛ روی آنها شنلی داشتند که در جلو یا روی یک شانه بسته می‌شد و روسری که سر و شانه را می‌پوشاند.

انگلستان قرون میانه
در اوایل این دوران مردان و زنان انگلیسی همچنان سه لباس اصلی، استولا، یا لباس زیر، بلیاد یا لباس رو، و پالا یا شنل، که همگی همان پوشاک اصلی یونانی-رومی بود، می‌پوشیدند. مردان باشلق ساده‌ای بر سر می‌گذاشتند، در حالی که زنان موی خود را زیر روسری، یا هدریل از جنس پارچه کتان پنهان می‌ساختند. این روسری، دایره، مربع یا مستطیل بوده و مانند روسری چانه‌پوش ایرانیان و رمی‌ها، ضمن پوشاندن سر، به دور گردن پیچیده می‌شد. تاج را، در صورت استفاده، روی این روسری قرار می‌دادند. زنان تا سال 1550 پوشش عجیبی برای سرشان به کار می‌بردند، که مانند شیروانی شیب‌دار بود و تمام مو را می‌پوشاند. گیبل هود، یا کنل و یا پدی منتال نام داشت. شنل‌های زنانه بلندی که جلو آن باز بود، و نیز رداهای بزرگ و گشاد با آستین‌های پف دار، عرضه گردید.[2]

در نهایت این بحث را با عباراتی از علی صفایی حائری نویسنده حوزه تربیت به پایان می‌بریم:
خانمی که زندگی را جز این نمی‌داند که کار کند و حقوق بگیرد تا بتواند بهترین‌ها را تهیه کند و در بهترین‌ها آن را آماده کند و در بهترین‌ها از آن استفاده کند و نشان بدهد، کسی که تمامی عمرش و عمق زندگیش همین چندانگشت گرفتن و دوختن و پوشیدن و نمایش دادن و جالب بودن و در چشم‌ها نشستن است، آیا می‌تواند که خودش را در لباس محبوس کند، و خودش را بپوشاند؟ پوشش یعنی مرگ، یعنی تمام شدن، یعنی پوچ شدن و به بن‌بست رسیدن، که این‌ها جز سرگرمی و تنوع و لذت و نمایش و جالب‌بودن و در چشم‌ها و دل‌ها نشستن چیزی را نمی‌خواهند، چون؛ خودشان را بیشتر از این نمی‌بینند و بالاتر نرفته‌اند.
لباس بینش نمی‌آورد، ولی بینش‌ها تو را وادار می‌کنند که گردی بلند نکنی و دلی را به خود نگیری و سنگ راه نباشی. مسئله این نیست که من پاکم، مسئله این است که اگر کسی با عمل من گندید، ناچار گند او به من هم سرایت می‌کند، که من در جامعه‌ی‌ مرتبط زندگی می‌کنم. (...) پاکی دل، ناچار پاکی عمل را به دنبال خواهد آورد، که درخت زنده بار خواهد داد و دلِ پاک، عمل پاک خواهد آورد.[3]

 
 
 
پی‌نوشت‌ها:
[1] فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی
[2] تاریخ تمدن جلد هفتم
[3] روابط متکامل زن و مرد

گفتگو بدون رنجش و دلخوری؛

 

 

گاهی اوقات زوج‌ها در گفتگو طرف مقابل را می‌رنجانند و دلخور و عصبی می‌شوند و به همین دلیل هنگام مشاجره، تحریک‌پذیر و حساس می‌شوند. حل تعارض همسران از مهارت‌های بین فردی است که می‌توان از آن برای حل و فصل اختلاف بین زوج‌ها استفاده کرد.
 
 
 
نویسنده : عطیه رضایی
زمان تقریبی مطالعه : 1 دقیقه
همسرانه

۱- هنگام گفتگو ارتباط چشمی خود را حفظ کنید

با این کار نشان می‌دهید که به حرف‌های همسر خود توجه دارید. این روش به همسر شما که ممکن است آشفته و عصبی باشد کمک می‌کند تا به‌آسانی و با اطمینان، احساس‌های خود را به زبان آورد.

 
بیشتر بخوانید:

چگونه با همسرمان دعوا کنیم؟

 

۲- آرامش خود را هنگام گفتگو حفظ کنید

حفظ آرامش کمک می­‌کند تا وقتی مشاجره افزایش می‌یابد و خشم بر دو طرف حاکم می‌شود، بروز احساس‌های بد و آسیب­رسان کاهش یابد.

زوجین باید همدیگر را تشویق و از کلمه‌های محبت‌آمیز استفاده کنند تا حس امنیت را به همسر خود منتقل کنند



۳- به درک متقابل از همسر خود برسید

درک کردن به معنای احترام به نیازهای یکدیگر است و برای انجام آن باید خودخواهی و غرور را کنار گذاشت و از همدلی و احترام متقابل استفاده کرد.

۴- برای حل مشکل با همسرتان وقت شناسی را رعایت کنید

گفتگو باید در زمان مناسب بیان شود. چون برای مثال اگر یکی از زوجین، از همسر خود که مشغول کار مهمی است درخواستی کند، پاسخ او به‌احتمال‌ زیاد از روی حوصله و خوشایند نخواهد بود.

همسرانه

۵- منبع تأمین سوخت عاطفی همسرتان شوید

زوجین باید برای پر نگه‌داشتن مخزن عاطفی به یکدیگر احترام بگذارند، همدیگر را تشویق و از کلمه‌های محبت‌آمیز استفاده کنند و از فضای مثبتی برای گفتگو استفاده کنند تا حس امنیت را به همسر خود منتقل کنند.

 
 
 
بیشتر بخوانید

سرنخ‌های عاشقانه از مردهای بی‌احساس

بیشترین دعواهای زناشویی

صفحه32 از366