rezas
پنج راهکار طلایی برای نجات از شهوات
پنج راهکار طلایی برای نجات از شهوات
با کمی دقت و تأمل در علت و اساس شقاوت و هلاکت بسیاری از انسان ها به خوبی می توان نفس اماره و همچنین کارکرد منفی شهوات مدیریت نشده را در این مسیر پررنگ دید. به راستی اگر بسیاری از انسان ها در حیات مادی خود می توانستند افسار و عنان شهوات را به درستی مدیریت و کنترل کنند، در بسیاری مواقع از سقوط در پرتگاه شقاوت و نابودی، نجات یابند.

نفس شناسی و مراتب آن
نفس شناسی از جمله سخت ترین و پیچیده ترین مباحث فلسفی و معارفی است، که دانشمندان علوم اسلامی بیانات مختلفی در خصوص آن داشته اند، ولی از مجموعه آن مباحث می توان این چنین دریافت که، نفس موجودی مجرد است که از جنس مادیات به شمار نمی آید، بسیاری از علمای اسلامی نفس را همان روح انسان معرفی کرده اند، هر چند که روح در فرهنگ قرآن دارای حقایق مختلفی است، ولی شناخت انسان از واقعیت روح بسیار اندک است: «وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلاً؛[اسراء آیه85] و از تو درباره «روح» سؤال مىكنند، بگو: «روح از فرمان پروردگار من است و جز اندكى از دانش، به شما داده نشده است!.»، در روایتی از امام علی (علیه السلام) در خصوص نفس این چنین نقل شده است: «إِنَّ النَّفْسَ لَجَوْهَرَةٌ ثَمِينَةٌ مَنْ صَانَهَا رَفَعَهَا وَ مَنِ ابْتَذَلَهَا وَضَعَهَا؛[1] بدرستى كه نفس گوهرى است گرانبها هر كه نگاهدارى كند آن را بلند گرداند آن را، و هر كه نگاهدارى نكند آن را پست گرداند آن را،» مراد به «نگاهدارى آن»، تربيت آن است و مشغول نمودن آن به تحصيل و فضائل و كمالات و منع آن از اقتناء صفات نكوهيده و افعال ناپسنديده.[2]
خطر پیروی از هوای نفس در قرآن
من هرگز خودم را تبرئه نمىكنم، كه نفس (سركش) بسيار به بدي ها امر مىكند مگر آنچه را پروردگارم رحم كند! پروردگارم آمرزنده و مهربان است
حال نفس را به معنای روح بگیریم یا چیزی غیر از آن.[3]، علمای اخلاق برای نفس حالات و مراتب مختلفی را بیان کرده اند، بعضی هفت حالت، و برخی کمتر که نفس اماره، لوامه، ملهمه، مطمئنه از جمله مراتب روح معرفی شده است. از این اقسام، مرتبه نفس اماره می تواند موجبات هلاکت و شقاوت انسان را فراهم کند، کما اینکه انبیاء الهی نیز از چنین نفسی به خدای متعال پناه برده اند: «وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحيمٌ؛[یوسف، آیه53] من هرگز خودم را تبرئه نمىكنم، كه نفس (سركش) بسيار به بدي ها امر مىكند مگر آنچه را پروردگارم رحم كند! پروردگارم آمرزنده و مهربان است.» بر اساس آموزه های قرآنی پیروی و تبعیت از هوای نفس یا به عبارت دیگر نفس اماره می تواند انسان را از مسیر حق باز دارد و انسان را به عذاب بزرگ گرفتار کند: «وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَديدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِسابِ؛[ص، آیه26] و از هواى نفس پيروى مكن كه تو را از راه خدا منحرف سازد كسانى كه از راه خدا گمراه شوند، عذاب شديدى بخاطر فراموش كردن روز حساب دارند!.»
خطر پیروی از هوای نفس در نهج البلاغه
در اندیشه علوی پیروی از نفس اماره و هوای نفس از جمله مهمترین عوامل هلاکت و بدبختی و شقاوت معرفی شده است: «فَإِنَّ هَذِهِ النَّفْسَ أَبْعَدُ شَيْءٍ مَنْزِعاً وَ إِنَّهَا لَا تَزَالُ تَنْزِعُ إِلَى مَعْصِيَةٍ فِي هَوًى؛[4] اين نفس دورترين چيزى است كه از شهوت قطع شود، و پيوسته ميل به هوسرانى و معصيت دارد.»(نهج البلاغه / ترجمه انصاريان، ص: 397) در روایت دیگری پیروی از نفس، عامل شقاوت معرفی شده است: «وَ الشَّقِيُّ مَنِ انْخَدَعَ لِهَوَاهُ وَ غُرُورِه؛[5] و بدبخت آدمى است كه از هواى نفس و غرور خود گول بخورد.»
راهکارهای نهج البلاغه برای نجات از نفس اماره
1- یاری جستن از خدای متعال: در مسیر تربیت اخلاقی و مبارزه با نفس، هر انسان عابد و زاهدی به این مطلب صحه می نهد که بی مدد الهی نمی تواند راه به جایی برساند.
دام سخت است مگر یار شود لطف خدا ورنه آم نبرد صرفه زشیطان رجیم
(غزلیان حافظ شیرازی غزل شماره ۳۶۷)
این نکته را به خوبی می توان در عبارات امام علی(علیه السلام) مشاهده کرد: «وَ نَسْتَعِينُهُ عَلَى هَذِهِ النُّفُوسِ الْبِطَاءِ عَمَّا أُمِرَتْ بِهِ السِّرَاعِ إِلَى مَا نُهِيَتْ عَنْه؛[6] و از او كمك و يارى در خواست مىنماييم بر اين نفس هاى كند و كاهل از آنچه (عبادت و بندگى) كه مأمور شده است انجام دهد.»، خدای متعال در قرآن کریم نیز می فرماید: «وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنينَ؛[عنکبوت، آیه69] و آنها كه در راه ما (با خلوص نيّت) جهاد كنند، قطعاً به راههاى خود، هدايتشان خواهيم كرد و خداوند با نيكوكاران است.»
2- عزم و صبر:تهذیب نفس و مقابله با شهوات نیاز به اهرم مقاومی همچون عزم راسخ و صبر دارد، انسان در مواجه با گناه اگر فاقد اهرم صبر بر گناه باشد، نمی تواند در مسیر تربیت اخلاقی موفق شود، در عبارتی از حضرت نقل شده است: «فَتَدَاوَ مِنْ دَاءِ الْفَتْرَةِ فِي قَلْبِكَ بِعَزِيمَة؛[7] پس سستى دل را با استقامت درمان كن.»
به خود بیش از اندازه آزادی ندهید که شما را به ستمگری می کشاند، و سستى نورزيد(با نفس از در سازش وارد نشوید) كه اين سستى شما را به معصيت درخواهد آورد.»، در تبیین و شرح این عبارت به این مطلب اشاره شده است که، «وَ لَا تُرَخِّصُوا» به معنای عدم تساهل و تسامح در برخورد با نفس است
3- پرهیز از سستی و کاهلی با نفس: هر چند همواره نمی توان در اجرای تکالیف الهی بر نفس سخت گرفت، ولی این موضوع در مسیر مبارزه و پرهیز از گناه و معصیت متفاوت است، از اینرو هیچ گاه نباید سستی و کاهلی بر انسان چیره شود و انسان را تابع نفس اماره کند: «وَ لَا تُرَخِّصُوا لِأَنْفُسِكُمْ فَتَذْهَبَ بِكُمُ الرُّخَصُ مَذَاهِبَ الظَّلَمَة وَ لَا تُدَاهِنُوا فَيَهْجُمَ بِكُمُ الْإِدْهَانُ عَلَى الْمَعْصِيَة؛[8] به خود بیش از اندازه آزادی ندهید که شما را به ستمگری می کشاند، و سستى نورزيد(با نفس از در سازش وارد نشوید) كه اين سستى شما را به معصيت درخواهد آورد.»، در تبیین و شرح این عبارت به این مطلب اشاره شده است که، «وَ لَا تُرَخِّصُوا» به معنای عدم تساهل و تسامح در برخورد با نفس است.[9]
4- شناخت خود و عزت نفس: انسانی که قدر و قیمت خود را شناخته و متوجه شده است که برای بهشت خلق شده است، خود را فریفته و تابع هوای نفس نمی کند: «هَلَكَ امْرُؤٌ لَمْ يَعْرِفْ قَدْرَه؛[نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 497] تباه گشت مردى كه قدر و منزلت خود را نشناخت.»، از حضرت در عبارت دیگری این چنین نقل شده است: «مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَيْهِ [شَهْوَتُهُ] شَهَوَاتُه؛[10] کسى كه خود را گرامى داشت شهواتش نزد او خوار شد.»
5- تقویت اهرم تقوا: اولیای الهی همواره با عنصر تقوا بینا شده اند و از هجوم شهوات نجات یافته اند: «إِنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ؛[اعراف، آیه 201] پرهيزگاران هنگامى كه گرفتار وسوسههاى شيطان شوند، به ياد (خدا و پاداش و كيفر او) مىافتند و (در پرتو ياد او، راه حق را مىبينند و) ناگهان بينا مىگردند.»، در روایتی اهمیت این عنصر در بیداری و محافظ نفس این چنین بیان شده است: «فَإِنَّ تَقْوَى اللَّهِ دَوَاءُ دَاءِ قُلُوبِكُمْ وَ بَصَرُ عَمَى أَفْئِدَتِكُمْ وَ شِفَاءُ مَرَضِ أَجْسَادِكُمْ وَ صَلَاحُ فَسَادِ صُدُورِكُمْ وَ طُهُورُ دَنَسِ أَنْفُسِكُمْ؛[11] زيرا تقوا داروى درد دلهايتان، بينايى كورى باطنتان، شفاى بيمارى اجسادتان، صلاح فساد سينههايتان، پاكى چرك نفوستان.»
جمع بندی: برای موفقیت در مسیر تربیت اخلاقی و غلبه بر هوانی نفس و شهوات شیطانی، کمک گرفتن از خدای متعال، بهره مندی از قوه عاقله و تقویت عناصر همچون تقوا، صبر و عزم و عزت نفس در اولویت قرار دارد.
پی نوشت ها:
[1]. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص231، ح4616.
[2]. شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم و درر الكلم، ج2، ص522.
[3]. اخلاق در قران، ج1، ص 180. علامه مصباح یزدی در خصوص معنای نفس این چنین بیان می دارند: ««نفس» همان من يا خود است. البته، كساني بين «من» و «خود» فرقي گذاشتهاند به اين شكل كه كلمه «خود» در فارسي جنبه تأكيدي دارد و در مواضع تأكيد بكار ميرود و در غير اينگونه موارد به جاي كلمه «نفس» از كلمه «من» استفاده ميكنيم؛ ولي، از اين فرق هم مطلب مهمي در توضيح مفهوم نفس استفاده نميشود. به هر حال نفس، بر حسب ويژگيهاي موردي و كاربردي، گاه «بد» است و گاهي «خوب»؛ ولي، از نظر لغوي بيش از يك معنا ندارد».
[4]. نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص251.
[5]. همان: ص117.
[6]. همان: ص169.
[7]. همان: ص344.
[8]. همان ص117.
[9]. منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة (خوئى)، ج6، ص132.
[10]. نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص555.
[11]. همان: ص312.
پشت پرده فیلترینگ مجازی
پشت پرده فیلترینگ مجازی
شبکه های اجتماعی محلی برای تبادل اطلاعات و ارتباطات آسان هستند اما مصادیق مجرمانه نیز در آنها منتشر می شود که هویت جمعی و اسلامی را زیر سؤال می برد.

با رشد و پیشرفت فناوری های ارتباطی و گسترش آن در تمامی این کره خاکی امروزه دیگر نیازی برای ارتباطات رو در رو احساس نمی شود و بخشی از رفت آمدهای خانوادگی، محیط های دوستانه، دورهمی های بسیاری، محلی تازه ای برای ملاقات پیدا نموده و آن هم فضای مجازی و شبکه های اجتماعی است. شبکه هایی نظیر تلگرام، اینستاگرام و...آنقدر در بین مردم گسترده شده اند که بخش اعظمی از ارتباطات میان فردی را به خود اختصاص داده و مسیر طولی برای رابطه های دوستانه را کوتاه نموده اند. البته شاید بد نباشد که عنصر ارتباط به عنوان یکی از مهم ترین نیازهای انسان برای برون رفت از مشکلات اجتماعی و شاد زیستن با دورهمی ها در عصر جدید آنقدر ساده شده که شما در هر لحظه و هر مکان که بخواهید می توانید به راحتی در این مسیر قرار بگیرید. این نهادهای اجتماعی مجازی شبکه هایی هستند لبریز از اخبار و اطلاعات که البته بخشی از آن ها هم می تواند کذب باشد و باعث تشویش بیش از حد اذهان که توسط عده ای سود جو به منظور رسیدن به مقاصدی که شاید هم از پیش تعیین شده باشند منتشر می شوند.
البته در ساخت شبکه های اجتماعی قابلیت های ویژه تری نسبت به نمونه خارجی باید وجود داشته باشد که هموطنان نسبت به استفاده از آنها ترغیب شوند
بخشی دیگر از این محتوای منتشر شده در آنها حوزه فرهنگ را هدف قرار می دهند و سعی در نشان دادن و یا ساده انگاری ارتباطات نامشروع و خلاف عرف و شرع دارند و به تعبیری با گذر از مرز مسائل مربوط به محرم و نامحرمیت باعث ترویج بی حجابی و عادی شدن آن و... می شوند. در خصوص محاسن و معایب این شبکه های مطالب بسیاری نوشته شده اما بحث امروز ما به ضرورت و یا عدم ضرورت فیلترینگ شبکه های اجتماعی اختصاص دارد که می طلبد شما خواننده محترم نیز در پایان برای بهتر شدن وضعیت این گونه شبکه ها و یا کنترل مناسب آنها نظرات خود را ارائه دهید.
فیلترینگ محدود یا کامل؟
واژه فیلترینگ ما را یاد مبحث سانسور و محدودیت می اندازد و در واقع به ایجاد بستری گفته می شود برای اعمال محدودیتی در مقابل انتشار مطالبی که مصادیق مجرمانه را در بر دارند، حال می خواهد این نوشته ها، صوت و یا تصویر جنبه سیاسی داشته باشند که موجب تشویش اذهان عمومی و از بین رفتن وحدت ملی گردد و یا در حوزه فرهنگی و اخلاقی برای خدشه دار کردن عفت عمومی منتشر شود. حوزه فیلترینگ بر اساس مصوبه مجلس شورای اسلامی از سال 1381 کار خود را شروع و در سال 1388 در زمان حوادث پس از انتخابات (جریان فتنه) با تشکیل کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه تا به امروز ادامه دارد. اما سؤال های اصلی این است که آیا در دنیای امروز می توان جلوی نشر اطلاعات (مجرمانه و غیر مجرمانه) را به طور کامل گرفت؟ با توجه به گستردگی حوزه فعالیت و پای کار آمدن بسیاری از نرم افزار های مخرب تحت عنوان فیلتر شکن در نتیجه برای مقابله با آنها چه باید کرد؟ اینها سؤال هایی است که ذهن متخصصان این حوزه را به خود درگیر کرد و به همین منظور بحث فیلترینگ و عدم درسترسی به محتوای مجرمانه شبکه های اجتماعی و سایت های اینترنتی به یک بحث فراتر از حوزه تخصصی IT تبدیل شده و کارشناسان اجتماعی نیز در آن دخیل هستند. به هر حال هر تکنولوژی با وجود مزیت ممکن است معایبی را هم دربرداشته باشد و آنچه امروز ما از شبکه های اجتماعی در ذهن خود تصور می کنیم بیشتر تبدیل شدن آنها به فضایی برای دوستی های ناسالم و یا محلی به منظور سرگرمی کاذب است که بنیان اجتماعی و خانوادگی را در بسیاری از مواقع تحت تأثیرات مخرب خود قرار داده است ، بطوری که روزانه فاصله بین اعضاء یک خانواده از یکدیگر دورتر شده و سردی روابط بین آنها حس می شود. اما به طور کلی با توجه به گستردگی فعالیت و تعداد چند ده میلیونی کاربران ایرانی این شبکه ها که به عبارتی از نظر برخی کارشناسان صرفأ برای نظام جمهوری اسلامی ساخته شده چراکه یکی از این شبکه ها همانند تلگرام توانسته نزدیک به 46 میلیون ایرانی حدود 48 درصد از اعضاء کلی خود در سراسر جهان را، جذب نماید، پس فیلترینگ کامل آن کاری چندان ساده نیست اما می توان با اعمال محدودیت هایی از دسترسی به مصادیق مجرمانه و مطالب مضره منتشر شده در این شبکه ها برای حفظ هویت جمعی و فرهنگ اسلامی جلوگیری نمود.
زمانی که فیلترینگ کاربردی می شود
به هرحال با توجه به زیر ساخت های موجود نمی توان گفت که بستن کامل شبکه های اجتماعی امکان پذیر است چراکه جایگزین مناسبی برای آن وجود ندارد. البته چندین شبکه اجتماعی داخلی درحال فعالیت هستند و طرفداران زیادی هم دارند اما مسئله این است که آیا این شبکه ها آمادگی بستر سازی مناسب برای جایگزینی به جای نمونه خارجی با همان قابلیت های آنها را دارند؟ قطعأ این چنین نیست، اما برای آنکه با تهدیدات شبکه های اجتماعی برون مرزی مقابله شود نیازمند سرمایه گذاری بر روی همین شبکه های داخلی هستیم در این صورت اگر بستری مناسب با سرورهای ملی پدید آید در نتیجه به راحتی می توان شبکه هایی مانند تلگرام، اینستاگرام و ... را فیلتر نمود. البته در ساخت شبکه های اجتماعی قابلیت های ویژه تری نسبت به نمونه خارجی باید وجود داشته باشد که هموطنان نسبت به استفاده از آنها ترغیب شوند. فرهنگ سازی نیز در این راستا کارگشا خواهد بود که باید با استفاده از امکانات موجود و اطلاع رسانی گسترده در خصوص آسیب های استفاده از شبکه های برون مرزی صورت پذیرد.
همه می گویند طلاق بگیر اما نمی خواهم!
همه می گویند طلاق بگیر اما نمی خواهم!
جوانی هستم 25 ساله. سه سال است ازدواج کردم، مشکلات مان از یک ماه بعد از عقدمان شروع شد و تا امروز بارها کلانتری و دادگاه رفته ایم. هرچند همه می گویند طلاق بگیر و بی خیال این زندگی بشو ولی من تصمیم گرفتم ادامه بدهم و تا آخرش بروم و حرف مردم هم برایم اهمیتی ندارد. من با همه این شرایط خانمم را دوست دارم. فقط از شما می خواهم من را راهنمایی کنید چراکه فردی بسیار پرخاشگر، عصبانی، دودل، شکاک و دهن بین هستم.

با سلام، جسارت و شجاعت شما برای چنین اعترافی تحسین برانگیز است! وقتی خودتان را فردی بسیار پرخاشگر، عصبانی، دودل، شکاک و دهن بین می دانید و می خواهید این ویژگی ها را تغییر دهید، باید بدانید کار سختی در پیش دارید. اگر به جای این که بارها و بارها کلانتری و دادگاه بروید، یک بار هم به مرکز مشاوره سری می زدید، شاید مشکل تان خیلی زودتر حل می شد به خصوص که شما همسرتان را دوست دارید و حاضر نیستید به راحتی جدا شوید. برای رهایی از مشکلاتی که به آن اشاره کردید، می توانید راه حل هایی را که در ادامه به آن ها اشاره می شود، به کار ببرید.
نکاتی درباره پرخاشگری هایتان
احساس عصبانیت یک حس طبیعی است که همه انسان ها گاهی دچار آن می شوند. وجود این حس به خودی خود چیز خوب یا بدی نیست اما نحوه واکنش نشان دادن به این احساس، می تواند خوب یا بد باشد. به طور مثال یکی از راه های ابراز عصبانیت، پرخاشگری است که می تواند کلامی یا غیرکلامی باشد. پرخاشگری کلامی که ممکن است همراه با فحاشی باشد، می تواند به رابطه شما با طرف مقابل آسیب برساند و احساس او را درباره شما تغییر دهد. اگر پرخاشگری همراه با کتک کاری، فحاشی یا پرتاب و شکستن اشیا باشد، تاثیر به مراتب بدتری به همراه دارد. هیچ گاه خود را به دلیل داشتن احساس عصبانیت سرزنش نکنید بلکه به نحوه ابراز این احساس بیندیشید. احساس عصبانیت جزو هیجانات منفی است و کنترل هیجانات منفی یک مهارت اساسی برای بهتر شدن رابطه زناشویی است.
نکاتی درباره شکاک بودن تان
سوء ظن و شکاک بودن باعث می شود همواره سعی کنید همسرتان را کنترل کنید. بدبینی ریشه در احساس نا امنی دارد. با خودتان فکر می کنید باید مدام مراقب همسرتان باشید اما در واقع با این کار او را آن قدر تحت فشار قرار می دهید که دیگر رابطه با شما برایش غیرقابل تحمل می شود. این تعهد و احساس مسئولیت است که باعث حفظ رابطه می شود، تعهدی که از روی عشق و علاقه و مهرورزی است نه خصومت، بدبینی و دشمنی.
نکاتی درباره دهن بینی تان
اگر خودتان را انسان دهن بینی می دانید یعنی خیلی به نظر دیگران وابسته اید و حرف دیگران برایتان خیلی مهم است. دهن بینی یعنی برداشت ظاهری از حرف و رفتار دیگران. یعنی عجولانه قضاوت کردن و تصمیم گرفتن. یعنی هر چه دیگران بگویند، همان کار را انجام دهید. خصوصیتی که باعث می شود افراد در هر جایگاهی که باشند بدون تفکر، تامل کافی و تحلیل و بررسی، حرفی را که می شنوند، دربست بپذیرند و باور کنند و حتی آن را به حافظه بسپارند و سپس در اولین فرصتی که به دست می آید برای شخص دیگری بازگو کنند. برای غلبه بر این مشکل، باید یک مهارت را در خود تقویت کنید و آن «خودآگاهی» است. خودآگاهی یعنی توانایی ها و نقاط ضعف خود را بیشتر بشناسید تا راحت تر بتوانید در مواقع لزوم تصمیم بگیرید. نتیجه آن، افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس است که باعث می شود آگاهانه تصمیم بگیرید و ثابت قدم باشید.
منبع : خراسان
چرا عروس و دامادها به هم دروغ می گویند؟
چرا عروس و دامادها به هم دروغ می گویند؟
شاید دروغ گفتن عادت بسیاری شده اما باید بدانید در مورد زندگی مشترک دروغ گفتن سم است. دروغ گفتن عروس و داماد به هم میتواند زندگیشان را نابود کند.

بسیاری از ما زمانی به دروغ متوسل می شویم که بخواهیم نزد شریک زندگی مان دوست داشتنی و خواستنی تر شویم اما استفاده از آن برای پایداری روابط زناشویی باعث ایجاد شکاف عمیقی می شود تا جایی که ممکن است حتی باعث از هم پاشیده شدن زندگی شود. این را باید دانست که شرط بقای یک رابطه دوستانه میان زن و شوهر صداقت است.
درست نمیشناسیدش
این مورد به آشنایی دوران قبل از ازدواج بازمی گردد. زمانی که شما همسر آینده تان را در موقعیت و شرایط مختلف نسنجیده اید، در واقع از واکنش و عکس العمل های وی با خبر نیستید و بعد از ازدواج گاه به دروغگویی متوسل می شوید.
اعتماد به نفستان پایین است
زمانی که زن یا مردی دچار خودکم بینی هستند در واقع آنچه را که نیستند و می خواهند باشند را با توسل به دروغ انجام می دهند.
از خودتان راضی نیستید
زن یا شوهری که از وضعیت و شرایط خود در زندگی مشترکش راضی نیست برای آنکه همسرش را نرنجاند از ابزار دروغ استفاده می کند.
از سرزنش فرار میکنید
کسانی که از مورد سرزنش قرار گرفتن بدشان می آید و نمیخواهند در این شرایط قرار بگیرند گاه متوسل به دروغ می شوند.
عدم مسئولیت پذیری و قبول اشتباه های خود: برای برخی از زوجها جمله «اشتباه از من بود» بسیار سنگین است و برای آنکه در این وضعیت قرار نگیرند و این عبارت را به کار نبرند، دروغ می گویند.
از کودکی دچار سوتفاهم هستید
هنگامی که زن و شوهری در خانواده ای که والدینشان متوسل به دروغ می شوند، رشد کنند ناخودآگاه به سمت و سوی دروغگویی پیش می روند. این افراد این عبارت «دروغ گفتم تا از درگیری و دعوا جلوگیری کنم» را بارها از والدینشان شنیده اند و حالا آن را در زندگی خود تکرار می کنند.
میخواهید به هدف برسید
برخی از زوج ها برای آنکه به آنچه می خواهند ولی رفتارشان مخالف میل همسرشان جلوه نکند، دروغ می گویند.
عادت دارید
متاسفانه دروغ گفتن در مورد بسیاری بیش از آنکه ناشی از قصد و نیتی باشد، ناشی از عادت است.
میترسید
برخی افراد به دلیل ترس از تنهایی، ترس از طرد شدن، ترس از آینده و اینکه دوست داشتنی و خواستنی باشند متوسل به دروغ می شوند.
خجالت میکشید
زمانی که زن و شوهر از موقعیتی که در آن قرار دارند، شرمنده و ناراحت باشند از دروغ برای پوشش ضعف های خود استفاده می کنند.
دروغ مصلحتی؛ نه
گفتن دروغ مصلحتی در واقع یک نوع بازی است که به جای آنکه مسئله و مشکل حل شود، صورت مسئله پاک می شود و سبب میشود دروغ گفتن ادامه پیدا کند.برخی از زوج ها بر این باورند که با گفتن دروغ مصلحتی از دعوا و تنش جلوگیری می کنند اما باید بدانند گفتن حقیقت ممکن است باعث جنجال موقتی شود ولی در نهایت مشکل حل می شود. دروغ مصلحتی تنها فرار از واقعیت است که زوج ها با عباراتی مانند «حوصله بحث کردن نداشتم»، «می ترسیدم دعوا شود»، « اگر راستش را می گفتم، ناراحت می شد» و... خودشان را مجاب می کنند که کار صحیحی انجام داده اند. رابطه زناشویی سالم، رابطه ای است که شما آزادانه و بدون ترس (تحقیر شدن، طرد شدن، مورد قضاوت منفی قرار گرفتن، مسخره شدن) حرف هایتان را به شریک زندگی تان بزنید.
در مورد گذشته ام دروغ بگویم؟
با ازدواج، پرونده گذشته هر فردی باید در ذهنش بسته شود. پیش از ازدواج و در مرحله آشنایی هر زمانی که همسر آینده تان از گذشته شما سؤالی کرد باید به وی حقیقیت را بگویید، زیرا نگفتن حقیقت و متوسل شدن به دروغ باعث اضطراب شما می شود و این ترس از دروغ گفتن و بر ملا شدن واقعیت همیشه و در همه جا پس از زندگی مشترک همراه تان است و شما را در موقعیت اضطراب قرار می دهد، اما نباید فراموش کنید نحوه دادن اطلاعات به شریک زندگیتان بسیار مهم است.
منبع : نو عروس
تاثیر عصبانیت بر سلامت جسم
تاثیر عصبانیت بر سلامت جسم
خشمگین شدن و عصبانیت شاید برای بسیاری از افراد به رفتاری عادی و روزمره تبدیل شده باشد. شاید در طول شبانه روز بار ها با هرکسی بحث و بگو مگو داشته باشند. اما بد نیست با تاثیرات این عادت بد بر روی سلامت قلب آشنا شویم.

خشم زیاد باعث بیماری قلبی می شود. اگر شما گاهی خشمگین و عصبانی می شوید، طبیعی است. در واقع ابراز خشم به شیوه درست و منطقی می تواند نشان دهنده سلامت باشد. ولی به طور مکرر دچار خشم و عصبانیت شدن، عادی نیست و نیاز به درمان دارد.افرادی که در هنگام عصبانیت وسیله ای را پرت می کنند و یا داد می زنند، و همینطور افرادی که خشم خود را می خورند، بیشتر در معرض ابتلا به بیماری های قلبی قرار دارند. نباید موقع عصبانیت دادوبیداد کنید، ولی نباید هم خشم خودتان را بخورید، بلکه بهتر است به طور منطقی و صحیح به فردی که باعث عصبانیت شما شده است، بگویید چه احساسی دارید.
تاثیر عصبانیت بر سلامت جسم
عصبانیت و ترس جزو احساساتی هستند که بدترین تاثیر را روی بدن و بخصوص قلب می گذارند. به عقیده متخصصان، این احساسات عامل تمام ناخوشی ها و بیماری هاست.خوشبخت و آرام زندگی کردن بهترین راه پیشگیری از درد و بیماری است.زمانی که عصبانی می شوید، عضلات و مفاصل تان سفت شده و جریان خون کندتر می شود، تعادل سیستم عصبی به هم می خورد، هورمون ها دچار اختلال می شوند و سلامت قلب و عروق به خطر می افتد، فشار خون و ضربان قلب افزایش می یابد، فعالیت مغزی بخصوص در لوب های گیجگاهی و پیشانی دچار اختلال شده و صفرا بیش از اندازه ترشح می شود.
1- عصبانیت و خطر آریتمی
استرس های روحی و جسمی ناشی از عصبانیت می تواند باعث افزایش خطر ضربان غیرطبیعی قلب یا همان آریتمی قلبی شود.اگر نمی خواهید قلب تان دچار مشکل شود و ضربان آن به طور غیرطبیعی کند یا تند شود، آرامش تان را حفظ کنید.
2- عصبانیت و آسیب های کبدی
عصبانیت روی کیسه صفرا و کبد نیز تاثیر منفی می گذارد، چون این احساس منفی باعث افزایش ترشح صفرا می شود که در حالت عادی نیازی به این میزان صفرا نیست. در نتیجه به مرور کبد نیز آسیب می بیند.همه ما می دانیم که نمی توان به یکباره تبدیل به یک آدم صبور شد و عصبانیت را کنار گذاشت. اما لازم است که عادت ها را به تدریج تغییر داد و تسلط بیشتری روی اعصاب پیدا کرد
3- عصبانیت و دردهای عضلانی
زمانی که نسبت به همسر، فرزندان، همکاران، مدیر و یا خودتان خشمگین می شوید، بدن تان شروع به تولید هورمونی به نام آدرنالین می کند در شرایط ترس نیز تولید می شود.ترشح این هورمون باعث بروز دردها و گرفتگی های عضلانی و همچنین سردرد می شود.شانه ها، گردن و کمر نیز جزو اعضایی هستند که مجبورند بار این عصبانیت و فشارهای روحی را تحمل کنند. در نتیجه دچار درد و ناراحتی می شوند.
4- عصبانیت و اسهال
عصبانیت و خشم باعث بروز مشکلی به نام سندرم روده تحریک پذیر می شود. این بیماری نیز باعث بروز کولیت یا اسهال می شود، حتی اگر هیچ ماده غذایی مشکل زایی مصرف نکرده باشید.بهتر است بدانید که استرس، ترس، فشارهای روحی و عصبانیت، عملکرد روده ها را با مشکل مواجه خواهند کرد.
5- عصبانیت و گاستریت یا ورم معده
از نتایج منفی و شایع عصبانیت می توان به ریفلاکس معده و درد، سوزش و احساس سنگینی در معده اشاره کرد.اسیدیته معده که با عصبانیت بیشتر می شود، التهاب را در مخاط بالا می برد. اگر به طور مداوم عصبانی می شوید، ممکن است علاوه بر گاستریت یا ورم معده، خطر ابتلا به زخم معده را نیز به جان بخرید.
6- عصبانیت و درماتیت (التهاب پوست)
عصبانیت و خشم می تواند باعث بروز خارش و مشکلات پوستی شود. این مشکلات در اثر فشار،استرس، اضطراب و ترس نیز بروز می کنند.خارش شدید زخم های پوستی باعث عفونی شدن آنها شده و تبدیل به زخم های جدی تر می شوند.
چگونه عصبانیت خود را کنترل کنیم؟
دلایل عصبانیت و واکنش هر فردی نسبت به شرایط، متفاوت است. بدون شک مسائل روزانه باعث می شود ما در برخی شرایط کنترل خود را از دست بدهیم.البته می دانیم که نمی توان به یکباره تبدیل به یک آدم صبور شد و عصبانیت را کنار گذاشت. اما لازم است که عادت ها را به تدریج تغییر داد و تسلط بیشتری روی اعصاب پیدا کرد.برای این کار لازم است که هر روز زمانی را به آرامش روح و روان خود اختصاص دهید.
می پرسید چگونه؟
با نرمش های آرام تنی، ورزش های سبک، تنفس صحیح و حتی با خوردن یک فنجان چای، خواندن یک کتاب خوب و گوش دادن به صدای پرندگان و طبیعت.
روزانه چند دقیقه در یک محیط تمیز، مرتب و آرام بنشینید.
فضا را با خوشبوکننده ها یا اسانس ها خوشبو کنید.
چشم هایتان را ببنیدید و از راه بینی نفس عمیق بکشید.
اجازه دهید تمام انرژی های منفی از روح و روان تان خارج شوند.
در مواقعی که خشم و عصبانیت بر شما غلبه می کند، می توانید با یادآوری لحظات آرامبخش، عصبانیت را از خود دور کرده و آرامش پیدا کنید.
زمانی که مسئله ای اعصاب تان را بهم می ریزد، بلافاصله واکنش نشان ندهید. چند نفس عمیق بکشید و تمام تلاش تان را برای حفظ آرامش تان انجام دهید.
یادتان باشد که گفتیم خشم و عصبانیت به سلامتی رحم نمی کند.
پس به خاطر قلب خودتان و دیگران و همچنین برای حفظ سلامت کبد، معده، پوست، روده ها و دیگر اعضای بدن تان، بیخودی برای هر چیزی عصبانی نشوید.
خوب شوهرداری کردن حضرت زهرا(علیهاالسلام)
خوب شوهرداری کردن حضرت زهرا(علیهاالسلام)
برای زن بزرگترین موفقیت و ارزش این است که در شئون گوناگون زندگی، خشنودی همسرش را به دست آورد و از هر گونه عملی که موجب ناراحتی شوهر می گردد پرهیز نماید. حضرت علی(ع) می فرمایند: «جهاد زن، خوب شوهرداری است» زن برای اینکه بتواند در این جهاد پیروزمند باشد باید تمام سعی و تلاش خود را بکار گیرد تا خانه را محل آرامش مرد قرار دهد.

شوهرداری حضرت زهرای مرضیه(س) بهترین الگو برای زنان مسلمان است. رفتار حضرت زهرا(س) با شوهر در عالی ترین مرحله صفا و مهربانی بود. نه تنها هرگز خاطر شوهر را نرنجاند بلکه یاوری مهربان برای او بود.
حضرت علی(ع) می فرمایند: «سوگند به خدا، من زهرا(س) را تا آن زمان که خداوند او را به سوی خود برد، خشمگین نساختم و در هیچ کاری موجب ناخشنودی او نشدم. او نیز هیچ گاه مرا خشمگین نکرد و عملی از او سر نزد تا باعث ناخشنودی من شود.»(3)
و همچنین نقل است که امام علی(ع) فرمود:
«هرگاه به چهره او «زهرا(س)» نگاه می کردم هر گونه غم و اندوه از من برطرف می شد.»(4)
پس از ماجرای تلخ سقیفه، سران سقیفه برای جلب افکار عمومی مردم به فکر چاره افتادند تا به گونه ای که از حضرت زهرا(س) دلجویی نمایند که اجازه ملاقات می خواستند. اما فاطمه زهرا(س) هر گونه پیشنهادی را رد می نمود و موضع اعتراض و سکوت و بیزاری را ادامه می داد.
روزی امام علی(ع) وارد منزل شد و فرمود: فاطمه جان خلیفه و عمر در پشت درب منزل، منتظر اجازه ورود می باشند، تا نظر شما چه باشد. حضرت زهرا(س) فرمودند: «علی جان خانه، خانه توست و من همسر تو می باشم هر آنچه می خواهی انجام ده.»(5)
منبع : پایگاه حوزه
آیا از دست دادن نعمت به علت انجام گناهان است؟
آیا از دست دادن نعمت به علت انجام گناهان است؟
از دست دادن نعمت به علت انجام گناهان است. پس چرا معصومانی که آلوده به گناه نیستند از نعمت داشتن پدر و مادر محروم میشوند؟!

پرسش
از امام باقر(ع) نقل شده است: «قضاى حتمى خداوند است که اگر به بندهاى نعمتى عطا کند، آن نعمت را از او نمىگیرد، مگر آنکه گناهى انجام دهد که شایستگى داشتن آن نعمت را از دست دهد، و این مطلب مطابق با این سخن خداوند است. سپس ایشان آیات 53 سوره انفال و 11 رعد را قرائت مىکرد.(تفسیر نورالثقلین،ج 2، ص 488) ائمهى اطهار(ع) که در دورههاى زمانى نعمتهایى؛ مانند نعمت مادر را از دست دادهاند. آیا این موضوع با این حدیث تناقض دارد؛ چون آنان معصوم هستند و گناهى انجام ندادهاند که به خاطر آن نعمتى را از دست بدهند.
پاسخ اجمالی
آیات متعددی در قرآن کریم درباره نعمتهای خداوند است. در برخی از این آیات به دلایل تبدیل نعمت به نقمت(عذاب و عقوبت) اشاره شده است. خداوند میفرماید: «ذلِکَ بِأَنَ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیم»؛[1] این به دلیل آن است که خداوند، هیچ نعمتى را که به گروهى داده، تغییر نمیدهد، مگر آنکه آنها خودشان را تغییر دهند و خداوند، شنوا و دانا است.
این آیه به این حقیقت اشاره میکند که مردم در قبال نعمتهای خداوند مسئولیت دارند، و اینگونه نیست که با داشتن نعمتها و بدون رعایت مسئولیت در برابر آن، برای همیشه بتوانند از آن نعمتها استفاده کنند. این نعمتها گاه به دلیل انجام گناهان از بین میرود و گاه به دلیل روند طبیعی حیات.
مثلاً یکی از نعمتهای خداوند چشم است، که ممکن است انسان به مجازات انجام گناهی نابینا شده و گاه به دلیل پیری و بیماری مزمن و دیگر روندهای طبیعی حاکم بر طبیعت، آن را از دست بدهد که در صورت صبر و شکر، فرد بیگناهی که نعمتی را از دست داده، برخوردار از نعمتی بالاتر میشود. این موضوع در نعمتهای اجتماعی نیز رخ میدهد و در برخی روایات میان برخی گناهان و زوال برخی نعمتهای اجتماعی نوعی ارتباط اعلام شده است. به عنوان نمونه با رواج گناه پیمان شکنی در یک جامعه، نعمت داشتن فرمانروایان صالح از آنان گرفته شده و دشمنان بر مردم مسلط میشوند.[2] در این موارد، ممکن است برخی افراد جامعه نیز گناهکار نباشند، اما در این دنیا به پای دیگران بسوزند.
به هر حال طبق برخی قوانین تکوینی، برخی نعمتها – مانند نعمت حیات - چه با انجام گناه و چه بی انجام آن زوال پذیر است و زوال یک نعمت به صورت تکوینی را نمیتوان مجازاتی برای یک گناه بشمار آورد. در همین راستا در مورد یتیم شدن پیشوایان معصوم(ع) نیز نمیتوان آن را مجازاتی در نظر گرفت، بلکه ناشی از نظام تکوینی است که برای همه بشر در نظر گرفته شده است. با این وجود با صبر و بردباری آنان – و نیز تمام افراد باایمان - در از دست دادن والدین، درجات بالاتر و نعمتهای بیشتری به آنان داده میشود، و مورد لطف و توجه بیشتر خداوند قرار میگیرند.[3]
پی نوشت:
[1]. انفال، 53.
[2]. حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، ص 51، قم، جامعه مدرسین، 1404ق.
[3]. ضحی، 6.
منبع : اسلام کوئست
به تربیت کودکتان نمره ندهید
به تربیت کودکتان نمره ندهید
نقش خانوادهها در کاهش استرس کودکان هنگام امتحانات انکار ناپذیر است، خانوادهها میتوانند با گفتار و رفتار خود از بروز استرس در کودکان خود جلوگیری کنند.

دکتر مجتبی امینزاده روانپزشک، با تأکید براینکه خانوادهها باید به کودکان خود یادآوری کنند که گرفتن مدرک و افزایش تحصیلات برای داشتن زندگی سالم و با نشاط است، میگوید:
سلامتی و شادابی کودکان اولویت بیشتری نسبت به افزایش تحصیلات دارد. ابتدا باید سلامتی روحی و روانی افراد تأمین شده باشد و پس از آن فرد به مطالعه متون درسی بپردازد. خانوادهها میتوانند برای جلوگیری از ایجاد استرس هنگام امتحانات به فرزندان خود بگویند که آنها را بدون در نظر گرفتن موارد تحصیلی دوست دارند و همیشه از آنها حمایت میکنند بنابراین این تصور که اگر نمره 20 فرد به 19 تبدیل شود دیگر خانوادهها آنها را دوست ندارند، غلط است.
وی با اشاره به اینکه نظام آموزشی نیز باید در کنار خانوادهها سطح توقعات خود را کاهش دهد، بیان میکند:
برخی از دانشآموزان به علت افت تحصیلی اقدام به خودکشی میکنند که این مسأله در اغلب موارد ناشی از اصرارهای بیمورد خانوادهها بر نمرههای فرزندانشان است. مسأله خودکشی دانشآموزان به علت افت تحصیلی بسیار نگرانکننده است اما زمانی که دانشآموزان احساس کنند خانواده هایشان بی چون و چرا آنها را دوست دارند با فراغ بال راحت تری درس میخوانند.
منبع : ایران
دعای اموات در حق زندگان
آیا مردگان نیز در حق زندگان خود دعا میکنند و دعای آنها مستجاب میشود؟

پرسش
آیا مردگان نیز در حق زندگان خود دعا میکنند و دعا سریع مستجاب میشود؟ دلیل از آیات و روایات با ذکر منبع ارائه فرمایید.
پاسخ اجمالی
از روایات استفاده میشود که مردگان با زندگان ارتباط دارند و از رفتن افراد بر سر مزار آنان آگاهی مییابند و با آنان انس میگیرند، و در مواردی به زندگان سفارش کردهاند که از آنان عبرت گرفته و تا تواناییهایشان از بین نرفته، گذشته خود را جبران نمایند، اما نیاز مردگان به زندگان بیشتر است؛ زیرا دست آنان از انجام کارهای خیر کوتاه است و این زندگان هستند که میتوانند با انجام برخی کارهای خیر سبب آمرزش آنان و یا بالا رفتن درجه آنان شود.
در ذیل، روایاتی در این زمینه بیان میشود:
1. رسول خدا(ص) فرمود: «سوگند به خدایى که جانم در قبضه قدرت او است؛ اگر آنان(بستگان میّت)، حال و روز شخصی را که از دنیا رفته است میدانستند و سخنان او را میشنیدند، او را رها کرده و به حال خود گریه میکردند. تا اینکه جنازه مرده را حمل میکنند، روحش بر بالاى آن قرار گرفته و فریاد میزند! اى فرزندان و کسان من! دنیا شما را چون من به بازیچه نگیرد، و من مالى را از حلال و حرام جمع کردم و براى شما نهادم و بدون زحمت به شما رسید و سختى و وزر و وبالش براى من مانده و شما از همین بلایى که گریبان مرا گرفته دوری کنید که شما نیز چون من گرفتار خواهید گشت».[1]
2. امام صادق(ع) فرمود: «هر کس از مسلمانان براى مردهای عمل صالح و نیکویى انجام دهد پاداش او دو چندان شود و خداوند متعال آن مرده را از آن عمل خیر و ثوابش بهرهمند گرداند».[2] و «نماز، روزه، حجّ، صدقه، اعمال خیر و دعا که برای مرده انجام میدهند در قبرش بر او وارد میشود و به او میرسد و ثوابش را براى کسى که آنرا انجام داده و نیز براى مرده مینویسند».[3]
3. اسحاق بن عمّار میگوید به امام کاظم(ع) گفتم: آیا مؤمن آگاه است از کسى که قبر او را زیارت میکند؟ آنحضرت فرمود: «بلى، پیوسته تا مادامى که زائر بر سر قبرش هست با او مأنوس میباشد و وقتى زائر بلند شده تا از سر قبر او برگردد از برگشتن وى وحشتى در مؤمن مرده پیدا مىشود».[4]
البته با جستوجویی که در منابع روایی صورت پذیرفت؛ روایتی که دلالت بر سرعت اجابت دعای مردگان درباره زندگان کند یافت نشد. اما از برخی روایات استفاده میشود که دعای فرزند بر سر مزار پدر و مادر مستجاب است و سفارش شده است که افراد بر سر مزار آنان رفته و از خداوند حاجت خود را بخواهد؛ امام صادق(ع) به نقل از امام علی(ع) فرمود: «مردگانتان را زیارت نمایید، پس همانا ایشان به دیدار شما خوشحال شوند و هرگاه شخصی از شما درخواستی دارد، پس نزد قبر پدر و مادر رود و برای آنان دعا کند و حاجت خود را از خدا بخواهد».[5]
همچنین در دستهای دیگر از روایات اشاره شده است که خیرات در حق پدر و مادر بعد از مردن آنان، برای فرزندانی که اسباب ناراحتی آنان را فراهم کرده و عاق آنان شدهاند، سبب رهایی آنان از عاق شدن میشود.
امام صادق(ع) میفرماید: «گاهى والدین کسى از دنیا میرود و حال اینکه فرزند خود را عاق کرده اند، ولى او بر ایشان دعا میکند و خیرات بر ایشان میدهد، لذا از نیکوکاران نوشته میشود».[6]
یادآور میشویم حساب اولیای الهی جدا است و خداوند اختیاراتی به آنان داده است که میتوانند در حق زندگان شفاعت نموده و از خداوند اجابت دعای آنان را بخواهند. در این باره نمایه «توسّل و قدرت نداشتن مردگان در شنوایی»، سؤال 20190 را مطالعه نمایید.
پی نوشت:
[1]. شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، ص 170، مطبعة حیدریة، نجف، بیتا.
[2]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 185، دفتر انتشارات اسلامى، قم، 1413ق.
[3]. همان.
[4]. کلینى، محمد بن یعقوب، کافی، ج 3، ص 228، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1407ق.
[5]. همان، ص 230.
[6]. دیلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب، ج 1، ص 195، الشریف الرضی، قم، 1412ق.
منبع : اسلام کوئست
آیا مردگان از ظهر پنجشنبه تا ظهر جمعه آزاد هستند؟
آیا مردگان از ظهر پنجشنبه تا ظهر جمعه آزاد هستند؟
آيا روايتي وجود دارد كه مردگان از ظهر پنجشنبه تا ظهر جمعه آزاد هستند و به خانواده خود سر ميزنند؟

آنچه درباره آمدن اموات به دیدار بازماندگان مطرح است، این است که بر اساس روایات، ارواح مردگان هر چند گاهی به اذن خداوند به دیدار خانوادهشان میآیند و آن ها را میبینند. اگر سرگرم کارهای خوب بودند، شادمان میشوند. اگر گرفتار کارهای بد بودند، ناراحت میشوند. اما اینکه در چه ساعتی و یا چه زمانی و یا هر چند گاهی میآیند، روایاتها متفاوت است. در برخی روایات هر هفته ذکر شده و در برخی هر ماه یک بار و در برخی سالی یک بار.
مرحوم شیخ کلینی (ره) در کتاب شریف کافی بابی تحت عنوان«ان المیت یزور اهله»[۱] را مطرح کرده است. روایات معتبری را در این باره نقل نمودهاند. در روایات آمده است که اموات اعمّ از مؤمن و غیر مؤمن به دیدار بازماندگان خود میآیند. هر میّتی برحسب منزلت و شأنی که دارد، اجازه این کار را پیدا میکند.
بعضی از اموات هر روز، بعضی دیگر هر هفته و برخی هر سال و بعضی هر چند سال یکبار. حداقل اجازهای که مؤمنان دارند، هر جمعه است که میتوانند به دیدار آشنایان خود در دنیا بیایند. مؤمنان وقتی به دیدار اقوام خود میآیند، اگر آن ها را مشغول اعمال صالح ببینند، خوشحال شده و خدا را شکر میکنند. کافران وقتی به دیدار اقوام خود میآیند و آن ها را مشغول انجام اعمال صالح میبینند، حسرت میخورند.
همچنین در حدیثی که در کتاب جامع الاخبار آمده است[۲] بیان شده که اموات مومنان در شب جمعه به كنار خانه های خود می آیند. با التماس و تضرع از خویشاوندان انتظار دارند کار خیری و صدقهای برای آن ها انجام داده شود.
میزان ملاقات و سر زدن اموات به خانواده های شان بسته به میزان آزادی عملی است كه در برزخ برای ایشان در نظر گرفته می شود كه این امر هم تابع اعمال و رفتارهای آنان در دنیاست.
از روایات استفاده میشود که حضور ارواح اموات در دنیا و توجه به وضعیت بستگان شان از یک سو به میزان مقام و منزلت آنان و فراغت از مشکلات خاص آن جهان بستگی دارد؛ از سویی دیگر به میزان علاقه و رضایت آنان از بازماندگان و میزان توجه بازماندگان به آنان. چه بسا بی توجهی اموات به برخی از بازماندگان به خاطر ناامیدی از توجه و خیرات و صدقات خالصانه ایشان باشد كه به حال آن ها منفعت دارد.
از امام کاظم علیه السلام روایت شده که روح اموات به بازماندگان سر میزند. اگر از آنان کردار خوب و عمل صالح ببینند، خوشحال میشوند و از آنان راضی میگردند. اگر آنان را در مسیر طاعت خداوند ندیدند، بلکه کردار بد و گناه از آنان مشاهده نمودند، اندوهگین و ناراحت میشوند.[۳] اما در هر حال به نظر نمی رسد كه این امر محدود به خانه خود و محل سكونت قبلی شان باشد. چه بسا در صورت وسعت عمل و منزلتی كه دارند، بتوانند به مكان های گوناگون مورد علاقه خود سر بزنند.
اما در مورد این كه ارواح به چه صورتی به خاندان خود سر می زنند، اشارات مختصری در برخی روایات شده است. البته نمی توان به راحتی در مورد معنای دقیق شان اظهار نظر نمود؛ مثلا اسحاق بن عمار میگوید: از امام موسی بن جعفر (علیهما السلام ) پرسیدم:
آیا میّت از خانوادهاش دیدار میکند؟ فرمود: بله- پرسیدم : هر چند وقت؟ فرمود: بنا به منزلتی که نزد خداوند دارد، در هر جمعه یا هر ماه یا هر سال . پرسیدم : به چه شکلی نزد آن ها میآید؟ فرمود: به صورت پرندهای لطیف که بر دیوار خانه های شان مینشیند و بر آنان اشراف مییابد... .[۴]
به نظر می رسد اینکه حضرت فرمود :به صورت پرندهای لطیف، یک نوع تمثّل در قالب و تجسم ارواح است . مقصود از پرنده نیز پرنده مادّی یا آشنای ذهنی ما یا موجودی قابل رویت نمیباشد و گرنه تعبیر لطیف در مورد پرنده معمولی معنا ندارد؛ در هر حال اعتقاد عامه مردم در مورد پرنده یا پروانه و دیگر حشرات در این خصوص درست به نظر نمی رسد.
پی نوشت:
[۱]. شیخ كلینی ، فروع کافی، ج۳ ،ص ۲۳۰ ،نشر دارالکتب الاسلامیه تهران ۱۳۸۸ق.
[۲]. تاج الدین شعیرى ، جامع الاخبار ،ص۱۶۹، انتشارات رضى ، قم ، ۱۴۰۵ ق .
[۳]. علامه مجلسی ، بحار الانوار، ج ۶، ص ۲۵۷، انتشارات اسلامیه تهران بی تا .
[۴]. همان ،ج ۵۸ ،ص ۵۲
منبع : شهر سوال
مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی