
rezas
چگونه مهر و محبت همسرمان را زیاد کنیم؟
راهکارهایی برای به دست آوردن مهر و محبت همسران از منظر قرآن

با توجه به آیات قرآن کریم چه عواملی باعث ایجاد مهر و محبت بین همسران می شود؟
از روایات به دست مى آید كه رعایت امورى چند موجب جلب محبت دیگران است ازجمله:
1- دیندارى،
2- افتادگى و تواضع،
3- بخشندگى،
4- خوشخویی (چهره شاد و روى باز)،
5- مهربانى و اظهار دوستى به دیگران،
6- دل بركندن ازآنچه مردمدارند (طماع نبودن)،
7- رعایت انصاف در معاشرت با دیگران،
8- کمک مالى به دیگران در سختى و خوشى (مانند قرض دادن)،
9- وفادارى. پدیدار شدن مهر و محبت افزونتر معلول عواملى است كه برخى از آنها بر عهده خانم و برخى بر عهده آقاى خانواده است. آنچه بر عهده زن است، احترام و اهمیت دادن به شوهر، مهیاکردن محیط خانه براى او، همراهى با او در امور مختلف، پرهیز از بحث و مجادله هاى بى نتیجه، توجه به خواسته هاى جنسى شوهر، صداقت، امانت، فداكارى و گذشت، ازجمله امورى است كه مراعات آن از جانب زن مى تواند در جلب محبت شوهر مؤثر باشد. براى مطالعه بیشتر ر. ک: آیین همسردارى، ابراهیم امینى راز شاد زیستن
با توجه به مطالب ذکرشده دستورالعمل هاى زیر را رعایت كنید:
1. زن خود را براى همسرش بیاراید و در حضور او بهترین و تمیزترین لباسهای خود را بپوشد.
2. در مقابل همسر خود باحالت خمودگى و افسردگى حاضر نشود، او را در موقع ورود به خانه با لبخند و شادى استقبال كند و در موقع خروج از خانه او را بدرقه كرده و با گرمى از او خداحافظى نماید.
3. براى انجام تقاضاهاى خود با همسرش آمرانه و با خشونت برخورد نكند.
4. از سختى ها و مشكلاتى كه همسرش براى امرارمعاش خانواده متحمل مى شود، سپاسگزاری كند.
5. از مردان دیگر نزد همسر خود تمجید و تعریف نكند و هیچ مردى را بر همسر خود ترجیح ندهد زیرا هر فردى شرایط و توانمندیهای خاص خود را دارد.
6. براى برآوردن نیازمندیهای خود ازنظر مادى و غیرمادی امكانات همسر خود را در نظر گرفته و او را تحتفشار قرار ندهد. بیدار شدن مهر و محبت افزونتر معلول یکسری عوامل است كه برخى از آنها در دست همسر و برخى در اختیار زوج است.
آنچه در اختیار زن است احترام و اهمیت دادن به شوهر، مهیاکردن محیط خانه براى او، همراهى با او در امور مختلف، پرهیز از بحث و مجادله هاى بى نتیجه، توجه به خواسته هاى جنسى شوهر و آماده ساختن خود براى او، صداقت و امانت و فداكارى و گذشت، ازجمله امورى است كه مراعات آن از جانب زن مى تواند در جلب محبت شوهر مؤثر باشد. مبنى بر اینکه زن چه باید بكند تا علاقه همسرش را جذب كند باید عرض شود اسلام بهمنظور ایجاد علاقه و محبت بیشتر میان دو همسر به همتایى و كفو بودن آنها سفارش كرده است. درواقع مى توان گفت مرد و زن اگر ازنظر شرایط اعتقادى و اقتصادى نزدیک به هم باشند و بر اساس صداقت و حسن اعتماد به همدیگر زندگى خود را آغاز كنند و در طول زندگى روزمره به آن توجه كافى داشته باشند و آن را رعایت نمایند، خداوند علاقه و محبت و الفت را بین این دو همسر قرار خواهد داد. پس از انعقاد پیمان ازدواج نیز براى استحكام خانواده و استمرار آن الفت و علاقه، باید هر یک از مرد و زن به روابط میان خود توجه كافى مبذول كنند.
امام صادق (ع) در تحف العقول، ص 323 توصیه هاى زیر را به هر یک از زن و شوهر ارائه فرموده اند:
مرد در پیوند میان خود و همسرش از سه چیز بى نیاز نیست:
1- همدلى با زن تا از این راه محبت و دلبستگی زن را به خود جلب كند.
2- حسن خلق و متوجه كردن دل زن بهسوی خویش با قیافه اى كه در چشم زن خوشایند باشد.
3- توسعه دادن در معیشت همسر.
زن هم در ارتباط میان خود و همسر همدلش از سه خصلت بى نیاز نیست:
1- خویشتنداری از هر آلودگى تا دل شوهر در اعتماد به وى در هر خوش و ناخوش مطمئن باشد.
2- مراقب حال شوهر بودن تا اگر لغزشى از او سر زد شوهر با او مهربان باشد.
3- اظهار عشق به شوهر با دلربایى و زیبا ساختن خویش در چشم وى.
با استفاده از روایت فوق و دستورات دیگرى كه از بزرگان به ما رسیده است مى توان راهكارهاى عملى زیر را براى هر یک از زن و مرد توصیه نمود:
- از آنجاکه پس از پیمان ازدواج، زندگى مشترک شروعشده و دیگر «من و تو» در آن مطرح نیست، در كلیه موارد زندگى اعم از تملک، درآمد و از كلمه «ما» استفاده نمایید نه «من» و تو
- در مقابل همسر خود هرچند كه حق با شما باشد، لجبازى و اصرار نكنید.
- همسر خود را بهخصوص در مقابل بستگانش تحقیر نكنید.
- از مخالفت و مشاجره با همسر خود بپرهیزید، زیرا محبت را از بین مى برد.
- به نقاط قوت و مثبت همسر خود بیشتر توجه كنید و به یادآورید.
-همسر خود را در معاشرت با اقوامش محدود نكنید.
- زحمتهایى كه براى پذیرایى خویشاوندان همسر خود متحمل شده اید به رخ وى نكشید.
- از مردان دیگر نزد همسرتان تمجید نكنید. زن هیچ مردى را بر همسر خود و مرد هیچ زنى را بر همسر خود، ترجیح ندهد و در گفتار این موضوع را رعایت كنید، زیرا هر فردى ویژگىها، خصلتها و توانمندىهاى خاص خود را دارد.
- براى انجام درخواستهاى خود با همسرتان با خشونت و آمرانه برخورد نكنید.
- براى برآوردن نیازمندى هاى خود ازنظر مادى و غیرمادی، امكانات همسر خود را در نظر گرفته و او را تحتفشار قرار ندهید.
- كارهاى همسر خود را هرچند كوچک است، تحسین كنید.
- مرد باید کمک كردن در انجام كارهاى منزل را فراموش نكند و بداند كه همانطور كه مرد در خارج خانه خسته مى شود، زن نیز در منزل از كارهاى خانه خسته مى شود و نیازمند مساعدت و قدردانى است.
- مرد توجه داشته باشد كه وقتى همسرش عصبانى مى شود او را با مهر و محبت آرام كند. علاوه بر این موارد فوق شما مى توانید به كتاب آیین همسردارى، نوشته آیت اللَّه ابراهیم امینى را مطالعه كنید و نكات بیشتر و گسترده ترى را به دست آورید. برای آرامش قلبی تکرار این آیه مفید است مداومت بر آیه ألا بذکر الله تطمئن القلوب (همانا با یاد خدا قلبها آرام میگردد) (برای اندوه درگذشته و آینده) اللَّهُمَّ إِنِّی عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ وَ ابْنُ أَمَتِكَ نَاصِیَتِی بِیَدِكَ مَاضٍ فِیَّ حُكْمُكَ عَدْلٌ فِیَّ قَضَاؤُكَ أَسْأَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ هُوَ لَكَ سَمَّیْتَ بِهِ نَفْسَكَ أَوْ أَنْزَلْتَهُ فِی كِتَابِكَ أَوْ عَلَّمْتَهُ أَحَداً مِنْ خَلْقِكَ أَوِ اسْتَأْثَرْتَ بِهِ فِی عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَكَ أَنْ تَجْعَلَ الْقُرْآنَ رَبِیعَ قَلْبِی وَ نُورَ صَدْرِی وَ جَلَاءَ حُزْنِی وَ ذَهَابَ هَمِّی أَذْهَبَ اللَّهُ هَمَّهُ وَ أَبْدَلَهُ مَكَانَ حُزْنِهِ فَرَحا ترجمه: نبى اكرم (ص) فرمود: هر كه این دعا را بخواند: (خداوندا من بنده و فرزند بنده تو و فرزند كنیز توأم، سرنوشتم به دست تست، فرمانت را مجرى میداری و در قضا و قدرت عادلى، ترا قسم به همه اسماء خودت كه خود را بدانها نامیدهاى یا آنها را در كتابت نازل كرده یا به یكى از خلق خود تعلیم داده اى یا در علم غیب خود مكنون داشته اى قرآن را روشنى دل و نور سینه و وسیله برطرف شدن حزن و از بین رفتن اندوه من قرار ده) خداوند غم او را برطرف سازد و اندوهش را به شادی بدل نماید.
از "فیک نیوز" چه میدانید؟ /اینفوگرافی
در پی افزایش شایعات و اخبار جعلی:

طی 2 دههی گذشته، اخبار، مقالات و سخنان بسیاری دربارهی رسانهها و تاثیرات ژرف آنها در برهههای خاص خوانده و شنیدهایم. در این راستا با واژگان جدید و متفاوتی همچون "جنگ نرم"، "سواد رسانهای" و... نیز به دایرهی اصطلاحات رسانهای ما افزوده شده است که نشان از ضرورت تامل و تدبر بیش از پیش بر اخبار منتشره از سوی انواع رسانهها، بالاخص رسانههای آنلاین (بهدلیل سرعت در نشر خبر وامکان تکذیب فوری) دارد.
درست است! رسانههای آنلاین که طی سالهای اخیر، رشد و گسترش چشمگیری داشتهاند، امروزه پرچمدار دیگر رسانهها محسوب میشوند. سرعت در انتشار اخبار، کوتاهنویسی و سهولت مخاطب در دسترسی به اخبار از مزیتهای اصلی رسانههای آنلاین محسوب میشود. اما همین رسانهها، معایبی نیز به همراه دارند که در صورت پایین بودن اطلاعات مخاطب و همچنین عدم دارا بودن "سواد رسانهای" (Media Literacy) میتواند آسیبزا نیز باشد.بدان معنا که اگر فردی دربارهی موضوعی خاص، اطلاعات و آگاهی کافی را نداشته باشد، بیشک توانایی تمییز خبر درست از نادرست را نداشته و به همین دلیل، در کنار بمباران خبری گستردهی انوع رسانهها، دلیل اصلی گرفتار شدن مخاطب در دام "اخبار کذب" بهشمار میرود.
شرکتهای بزرگی همچون "گوگل" و "فیسبوک"، نرمافزاریهایی را برای تشخیص اخبار جعلی راهاندازی کردهاند اما از آنجایی که تشخیص این مهم، از توان نرمافزار خارج است، نتیجهی مطلوبی حاصل نشد.
شکلگیری شایعه و اخبار کذب
"شایعه" یا "اخبار غیرموثق" همواره و در تمام ادوار تاریخ بشری وجود داشته و عموما، در راستای تخریب سلامت و تعادل روانی یک جامعه کاربرد داشته و امروزه، بر پیچیدگیها و انواع آن افزوده شده است. در واقع، باتوجه به گسترش روشها و کانالهای ارتباطی و اطلاعرسانی، شاهد موج گستردهای از اخبار کذب کوتاهمدت (انتشار تکذیبیه پس از زمانی مشخص) و بلند مدت (بدون انتشار تکذیبیه و به حالت پایان سفید) هستیم که تاثیرات چشمگیری بر اذهان عمومی و نوع نگرش آنها به افراد خاص و رویدادهای مهم جامعه میگذارد.
بهطور کلی سه عامل اصلی "فقدات اطلاعات"، "سانسور" و "سوءظن" زمینهساز بروز شایعه و اخبار کذب محسوب میشوند. زمانی که در جامعهای اطلاعات کافی و جامعی دربارهی موضوعی خاص وجود نداشته باشد و رسانههای رسمی نیز از واگو کردن حقایق امتناع کنند، در میان مردم اخباری رد و بدل میشود که پایه و اساس رسمی و حقیقی نداشته و همین روند، سایهای از سوءظنها را بر افکار عموم مردم میگستراند که سبب قوّت در پذیرش شایعه میشود.
مسئولین، دولتها و افرادی با اهداف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خاص، استفادههای متفاوتی از اخبار غیرموثق دارند، اما هدف همگی آنها؛ اِعمال خواسته و هدف مورد نظری است که از راه نامتعارف صورت میگیرد و بهنوعی تحریف اذهان عمومی نامیده میشود.

برای مشاهده اینفوگرافی در سایز اصلی اینجا کلیک کنید
فیک نیوز چیست؟
با نگاهی اجمالی به انواع ابزار قدرت در یک دههی گذشته، درمییابیم که رسانهها قدرتی غیر قابل قیاس با بروزترین تجهیزات نظامی را دارد. این موضوع تا آنجا اهمیت پیدا کرد که بسیاری از کارشناسان ارتباطات و تحلیلگران سیاسی جنگ آمریکا و عراق را "جنگ رسانهای" نامیدند چرا که این جنگ مبتنی بر اطلاعات افسران و تحلیلگران سیاسی-نظامی سازمان سیا SIA نبود، بلکه بیش از هر مهمی، براساس اخبار و اطلاعات منتشر شده از سوی غولهای رسانهای در حال پیشروی بود که با دفتر نخست وزیر انگلیس (تونی بلر) ارتباط داشتند! و تمام تلاش آنها بر این موضوع بود که ضرورت این جنگ را به جهانیان گوشزد کنند تا همگان برای نجات مردم عراق از دست دیکتاتوری صدام در یک جبهه قرار دهند.
حدودا از همین سالها بود که اخبار دروغین، اهمیتی خاص برای اِعمال قدرت پیدا کرد و استفاده از این قبیل اخبار و گزارشها، سیر صعودی به خود گرفت اما با آغاز انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و رقابت تنگاتنگ میان "دونالد ترامپ" و "هیلاری کلینتون" (2016)، بار دیگر شاهد افزایش چشمگیر اخبار جعلی (Fake News) بودیم.
نتیجه پژوهش ۱۱ ساله موسسه تکنولوژی "ماساچوست" بر روی ۱۲۶ هزار فیکنیوز (Fake News) منتشر شده در توییتر نشان داده که اشتیاق مردم برای باز نشر اخبار غیرموثق، 70 درصد بیشتر از اخبار واقعی است و بهطور نسبی اخبار واقعی به ندرت توسط ۱۰۰۰ نفر به اشتراک گذاشته میشود، در حالی که اشتراکگذاری محبوبترین اخبار غیرواقعی و کذب بیش از ۱۰۰ هزار بار است. باید توجه داشت، آن چیزی که کمترین ارزش را در بین مردم دارد این است که آیا خبری را که به اشتراک میگذارند حقیقت دارد و مستند است! آنچه برای مردم اهمیت دارد؛ رد و بدل کردن اطلاعات جذابی است که تنها دیده یا شنیدهاند.(1)
برای جلوگیری از اشاعهی خبرهای دروغین، لازم است که مهمترین اخبار، با سرعتی دوچندان از سوی رسانههای رسمی انتشار یابند.
امروزه، روند صعودی تولید و انتشار اخبار جعلی، اختلالات گستردهای را در پذیرش حقیقت و تحریف اذهان عمومی به همراه داشته است که متخصصان این حوزه را بر آن داشت تا به ارائهی راهکارهای برای مقابله با اخبار جعلی و تمییز این قبیل اخبار از خبرهای واقعی بپردازند.
در این راستا، شرکتهای بزرگی همچون "گوگل" و "فیسبوک" طی سالهای اخیر، نرمافزاریهایی را برای تشخیص این اخبار راهاندازی کردهاند اما از آنجایی که تشخیص این مهم، از توان ربات و نرمافزار خارج است، نتیجهی مطلوبی حاصل نشده و ازاینرو، ضرورت گسترش "سواد رسانهای" و "کسب اطلاعات دقیق" بیش از هر زمان دیگری ملموس و مشهود میشود. یعنی برای جلوگیری از اشاعهی بیشازپیش خبرهای دروغین، لازم است که مهمترین اخبار، با سرعتی دوچندان از سوی سایتها و رسانههای رسمی انتشار یافته و در صورت انتشار اخبار کذب، در کمترین زمان و با ارائهی مستندات به رد آنها بپردازیم که این روند، خود مستلزم ارائه و انتشار اطلاعات دقیق، شفاف و بروز دربارهی مسائل روز جامعه است.
پینوشت:
1. فیکنیوز چیست؟، پایگاه خبری فیک نیوز
با کسب این مهارت ها در جمع قوی صحبت کنید
چرا بعضی افراد روابط اجتماعی خوبی دارند؟

مرتضی رجب نیا روان تحلیلگر و مدرس خود تحلیلگری معتقد است: وقتی میگویید مهارتهای ارتباطی ذاتی است یعنی شما اعتقاد دارید که روی ژنهای ما نوشتهشده است که روابط اجتماعی چه کسی قوی است و روابط اجتماعی چه کسی ضعیف؛ درحالیکه مهارتهای ارتباطی افراد تا حد زیادی اکتسابی است و ناشی از دوران کودکی میشود؛ درواقع ما از بدو تولد زیست اجتماعی خود را آغاز میکنیم. ما از شروع تولد چیزهای مختلفی میبینیم، کتابهای زیادی میخوانیم و با افراد زیادی در تعامل هستیم که همه میتوانند در روابط ما تأثیرگذار باشند.
اگر بر این باور باشید که مهارت ارتباطی ذاتی است باید بدانید که یک مسئله ذاتی را هیچگاه نمیتوانید تغییر دهید و با این تفکر هیچوقت نخواهید توانست ارتباط اجتماعی خوبی را کسب کنید لذا اگر در کسب مهارتهای ارتباطی مصمم باشید و برای آن تلاش کنید قطعاً شاهد کسب مهارت خود خواهید شد. شاید در بین دوستان و آشنایان افرادی را دیده باشید که خیلی منزوی و گوشهگیر بودهاند و اکنون روابط اجتماعی نسبتاً خوبی پیداکردهاند، به این دلیل است که سعی کردهاند روی مهارتهای ارتباطی خود کار کنند و فکرشان را از روی ذاتی بودن خارج کنند.(1)
اهمیت روابط اجتماعی در طول زندگی
سازمان بهداشت جهانی، روابط اجتماعی را بهعنوان یک عامل مهم سلامت در طول زندگی ما به رسمیت میشناسد. همچنین تصدیق میکند که روابط اجتماعی میتواند جلوی بروز بیماری و مرگومیر در افراد را بگیرد.در دانشگاه ماساچوست -گروه آمشرس گروه جامعهشناسی و موسسه محاسبات اجتماعی- طی بررسی تاثیر روابط اجتماعی بر روی سلامت به این نتیجه دست یافته است که روابط اجتماعی تأثیر زیادی در بهتر و بدتر شدن سلامت دارد. روابط اجتماعی ما کاملاً با خوشبختی ما مرتبط است. این مطالعات نشان داد وقتی روابط اجتماعی قوی داریم خوشبختتر هستیم چراکه ارتباط با دوستان و همکاران باعث حس شادی و رضایت در افراد میشود.
مطالعه FMRI*- تصویرسازی تشدید مغناطیسی کارکردی- نشان داد که احساس تنهایی و انزوای اجتماعی میتواند بر فعالیت مغز انسان و همچنین رفتار افراد تأثیر بگذارد. محققان نشان دادند که تنهایی باعث کاهش فعال شدن استریاتوم شکمی-یکی از بخش زیرقشری مغز- میشود. انزوای اجتماعی، درنهایت منجر به فشارخون بالا و کاهش عملکرد سیستم ایمنی میشود.
روشهایی برای بهبود روابط اجتماعی
برای بسیاری از ما، برقراری ارتباط با دیگران بسیار سخت است. پیشنهادهای زیر باعث شود که تعامل اجتماعی برایتان آسانتر شود. مهمترین عامل در روابط اجتماعی داشتن شجاعت برای گفتن چیزی است که میخواهید بگویید. محتوای واقعی مکالمه اغلب در مرحلهٔ دوم قرار میگیرد. با شروع یک مکالمه فرض نکنید که شخص، علاقهمند به تعامل با شما است یا خیر، اغلب این علاقه را میتوان در طی یک بحث رشد داد؛(2) علاوه بر شجاعت روشهای دیگری هم برای بهبود و تقویت روابط اجتماعی مؤثر است که ما به آنها میپردازیم:1- مثل یک شخص اجتماعی رفتار کنید
حتی اگر خود را فردی منزوی میدانید، میتوانید مانند یک موجود اجتماعی رفتار کنید. هرگز اجازه ندهید که اضطراب مانع روابط اجتماعی شما با دیگران شود. حتی اگر عصبانی هستید و تصور میکنید زمانی که آرام شوید دیگر حرفتان را به زبان نمیآورید همان لحظه احساستان را بیان کنید؛ با این روش شما متوجه بهبود روابط اجتماعی خود خواهید شد.2-کتابهای مربوط به مهارتهای اجتماعی را بخوانید
کتابهای زیادی در بازار وجود دارد که میتواند به شما در یادگیری مهارتهای اجتماعی خاص و راههای شروع گفتگو کمک کند. بااینحال، در نظر داشته باشید که خواندن اینگونه کتابها بهتنهایی کافی نیست و شما باید آنها را بارها و بارها تمرین کنید.3- ارتباط چشمی برقرار کنید
درحالیکه باکسی صحبت میکنید در چشم طرف مقابلتان نگاه کنید و به یاد داشته باشید که علاوه بر تماس چشمی، گوش دادن هم در مهارت اجتماعی بسیار مهم است. این مسئله به دو طرف کمک میکند که شناختهشده و شنیده شود. علاوه بر این برای بالا رفتن اعتمادبهنفس در تعامل با دیگران سعی کنید خود را از لحاظ زبان بدن ارزیابی کنید. یکی از بهترین تمرینها برای بالا بردن روابط اجتماعی، صحبت کردن با خود جلوی آینه است. شما میتوانید با اعتمادبهنفسِ تمام، جلوی آینه قرار بگیرید و تصور کنید جمعیت زیادی مقابلتان قرارگرفتهاند و شما باید صحبت کنید. ابتدا به چهره و حرکات دست خود دقت کنید و شروع به بحث کردن با خود کنید. آنقدر این کار را تکرار کنید تا ترس شما برای صحبت کردن در حضور دیگران کم شود و به یک فرد با روابط اجتماعی بالا تبدیل شوید.(3)4-الگوبرداری کنید
یکی دیگر از روشهای بهبود روابط اجتماعی، الگوبرداری از شخصیتهایی است که شما آنها را دوست دارید. آن شخصیت میتواند یک بازیگر تلویزیونی باشد یا یک دوست. اینگونه سعی میکنید خود را با فرد مورد علاقه تان مقایسه و خود را شبیه او کنید.5-صدای خودتان را ضبط کنید
یک گفتوگو را در ذهن خود مرور و شروع به صحبت کردن در رابطه با آن موضوع کنید و در همان حین صدای خودتان را ضبط کنید. هرروز یک گفتوگو را تمرین کنید؛ بعد از گذشت چند روز اول و آخرین صدای ضبط شده خود را گوش کنید و به نقاط قوت و ضعف خود پی ببرید؛ خواهید دید که نسبت به ضبط اول پیشرفت کردهاید.6- از اشتباه نترسید
یکی از دلایلی که باعث پایین بودن روابط اجتماعی میشود، ترس از اشتباه برای صحبت کردن در جمع است. در چنین مواردی باید روی باورهای خود کار کنید؛ به این باور برسید که چه اشکالی دارد گاهی اشتباه کنید یا حتی در صحبت کردن تپق بزنید. هیچکس کامل نیست و هر انسانی ممکن است اشتباه کند بنابراین با این نگاه میتوانید قویتر در مقابل دیگران ظاهر شوید.این کارها را اگر به مدت یک تا دو ماه پیاپی تمرین کنید به مرور می توانید در میان آدم های غریبه و جمع های جدید صحبت کنید و از اعتماد به نفس بالایی برخوردار شوید. به این نکته دقت کنید که اطرافیان هم می توانند در تقویت روحیه شما نقش داشته باشند و با تشویق هایشان مشوق شما برای صحبت کردن و تعامل با دیگران شوند.
داشتن روابط اجتماعی بالا دید اطرافیانتان را نسبت به شما تغییر می دهد و باعث می شود دیگران روی شما حساب باز کنند پس تمرین کنید تا در تعامل با دیگران شجاع باشید.
*در این روش تصاویری متناوب از مغز در حال فعالیت و سپس در حال استراحت گرفته میشود و از یکدیگر بطور دیجیتالی (به کمک نرمافزارهایی همانند اف اس ال) تفریق میگردند، که حاصل این پردازش عملکرد مغزی در اثر تغییرات جریان خونی در مغز را از لحاظ فیزیولوژیکی نشان میدهد.
1-فیلم "مهارتهای ارتباطی ذاتی است یا اکتسابی ؟ " از مرتضی رجب نیا.
2- ترجمه از مقاله"Ways to improve social interaction" که در سایت "http://www.dr-mueck.de" منتشره شده است.
3-ترجمه از مقاله "12 Ways To Improve Social Skills And Make You Sociable Anytime" که در سایت www.lifehack.org منتشر شده است.
روش صحیح مطالعه
عمیق سازی مطلب

مرحله Q (پرسش کردن): عناوین اصلی مطالب را به یک یا چند پرسش تبدیل کنید؛ پرسش هایی که با خواندن آن گفتارها، به پاسخ آن ها دست می یابید. باید از خود بپرسید: " مطالب عمده ای که مولف می خواهد در این گفتار بیان کند، چیست؟"
مرحله R (خواندن): در این مرحله، گفتار مورد نظر را با دقت به معنای آن بخوانید و بکوشید جواب پرسش هایی را که در مرحله Q مطرح کرده بودید بیابید، لذا باید در مورد آن چه که در دست مطالعه دارید تامل کنید و آن را به مطالب دیگری که می دانید ارتباط دهید. پس می توان واژه ها یا عبارات کلیدی را در متن علامت زد. اصولا می بایست 10 الی 15 درصد متن را علامت زد زیرا در این مرحله، هدف این است که واژه ها یا مطالب اصلی متن مشخص شود تا بعد بتوانید آن ها را مرور کنید. تا وقتی تمام گفتار و مطالب کلیدی آن را نخوانده اید یادداشت برندارید این کار کمک می کند اهمیت نسبی هر نکته را دریابید.
مرحله S (تلقین و تکرار): پس از به پایان رساندن مطالعه مطالب بکوشید تا نکات عمده آن را به یاد آورید و اطلاعاتی را که در آن مطرح شده است از حفظ بیان کنید، درس پس دادن به خود، روش بسیار موثری برای تثبیت مطالب در حافظه است. مطالب را به زبان خودتان بیان کنید و اطلاعات مطرح شده را از حفظ بگویید. در نبود افراد بهتر است با صدای بلند این کار را انجام دهید اما اگر افراد دیگری هم حضور دارند می توانید این کار را در ذهن تان انجام دهید. مطلب را با متن مقابله کنید تا مطمئن شوید که آن ها را درست و کامل به یاد آورده اید. با تکرار یا از برکردن مطالب، متوجه می شوید که چه چیزهایی را به خاطر نسپرده اید. این کار به شما کمک می کند تا اطلاعات را در ذهن خود سازماندهی کنید. پس از آن که گفتار اولی به پایان رسید می توانید به گفتار بعدی بپردازید و باز هم مراحل S.R.Q را در مورد آن به کار بندید. همین روش را تا پایان گفتارهای یک فصل اعمال کنید.
نکته قابل توجه در این قسمت این است در حین بازگو کردن مطالب برای خود شروع به نکته برداری از آن مبحث کرده که توضیحات کامل در خصوص نکته برداری را در ادامه مطالب ارائه می کنم.
مرحله T (آزمون): پس از پایان مطالعه یک فصل، باید از خودتان امتحان بگیرید و کل مطالب فصل را مرور کنید. بنابراین یادداشت های خود را دوره کنید و ببینید که آیا نکات اصلی را به یاد می آورید یا نه؟ بکوشید تا دریابید که مطالب مختلف فصل ها چه ارتباطی با هم دارند؟ در مرحله T، ممکن است برای یافتن مطالب و نکات کلیدی به کل فصل مراجعه کنید و در این مرحله باید خلاصه فصل ها را بخوانید، هم چنین به هر مدخلی جزئیات بیشتری بیفزائید.
مرحله T را نباید به شب امتحان موکول کرد، بهترین زمان برای اولین مرور هر فصل، بلافاصله پس از خواندن آن است. پژوهش های انجام شده نشان می دهد که روش (PQRST) بسیار مفید بوده است، به گونه ای که بر روخوانی ساده مطالب فصل، از ابتدا تا انتها ارجحیت دارد، مرحله تلقین و تکرار در این روش بسیار مهم است. به جای چند بار خواندن مطالب بخش عمده زمان مطالعه را برای حفظ کردن فعالانه مطالب صرف کنید. بر اساس پژوهش های انجام شده، خواندن دقیق خلاصه مطالب هر فصل، پیش از خواندن آن، بهره وری مطالعه را بسیار بیشتر می کند.
خواندن خلاصه هر فصل سبب می شود که کل مطالب آن در ذهن سازماندهی شود. حتی اگر نخواهید از تمام مراحل روش (PQRST) پیروی کنید خوب است به اهمیت تلقین و تکرار و خواندن خلاصه مطلب فصل برای ورود به مطلب توجه خاصی مبذول کنید.
مطالب مرتبط:
تکنیک های مطالعه موثر برای دانش آموزان
اینفوگرافیک - 8 راهکار علاقمندی دانش آموزان به مطالعه
روش مطالعه درس های حفظی
دکترا بگیرم یا مادر شوم؟
دو راهی انتخاب فرزند یا تحصیل

درس خواندن یا بچهدار شدن، تنها مسئله این نیست بلکه یک دغدغه مهم است که تعداد زیادی از زنان و حتی مردان را سر دوراهی قرار داده است. با توجه به شرایط اقتصادی، این روزها مردانی هم که قصد ادامه تحصیل دارند ممکن است در خصوص فرزند آوری دچار تردید شوند اما واقعیت این است که مسئولیت بزرگ کردن و بیشتر وقت کودک با مادر سپری می شود و این خانمها هستند که بیشتر بر سر دوراهی علاقه به درس خواندن و ارزش گذاری اجتماعی که بر تحصیلات بالاتر می شود و فرزند داشتن قرار می گیرند.
در این مقاله قصد داریم، دورراهی که ممکن است خیلی از شما دختران و زنان با آن مواجه شوید را به یک راه تبدیل کنیم. آیا فرزند آوری را برای کسب مدارک تحصیلی به تأخیر بی اندازیم یا نه؟ نظر شما چیست؟ تا انتها همراه ما باشید و درصورتیکه نکتهای ازقلم افتاده بود در قسمت نظرات، تبیان را همراهی کنید.
اهداف مشخص و درست ترسیم کنید
همهٔ ما در مراحل مختلف زندگیمان اهداف گوناگونی را برای خود ترسیم میکنیم؛ از همان کودکی که میپرسند "میخواهی چهکاره شوی؟" و اغلب ما قرار است دکتر یا معلم شویم، در حقیقت در حال تمرین برای هدفگذاری درآینده هستیم. اولین انتخاب جدی ما که به نوع هدفمان برای آینده برمیگردد، انتخاب رشته تحصیلی در دبیرستان است و به طبع آن انتخاب رشته دانشگاهی و شغل. این اهداف مشخص میکند در دوراهیها باید به کدام سو برویم. اینکه شما در چه سنی به چه مدرکی برسید، چیزی است که مشخص میکند در چه سنی میخواهید پدر یا مادر شوید.
اهداف کلی شما را سردرگم میکند. بهتر است در بخش هدفگذاری، دورنمای ذهنی تان را خرد کنید و بعد از هر مرحله از خودتان بپرسید "آخرش چی؟"؛ این سؤال بهظاهر ساده در اصل به شما نشان میدهد بسیاری از اهدافی که ترسیم میکنید، آرزوی واقعی خود شما نیست و نمیتواند به آرامش بیشترتان منتهی شود. سعی کنید در هدفگذاری درگیر جو زدگی نشوید و واقعیتهای زندگی را در نظر بگیرید. شما نیازهایی دارید و آیندهای که داشتن و نداشتن فرزند تأثیر مستقیم بر آن میگذارد. پس در این مورد خوب فکر کنید، مشاوره بگیرید و با همسرتان به فصل مشترکی برسید.
تصمیمهای سخت صورتی
برنامهریزی برای موفقیت در زندگی خانمها و آقایان مهم است اما یک خانم بیشتر به آن نیاز دارد زیرا باید در طول زندگیاش مراقب عدد نه چندان خوشایندی به نام سن و سال باشد و به گونه ای هدفگذاری کند که اگر میخواهد ازدواج کند و بچهدار شود به مشکل برنخورد پس اگر در حال تحصیل است، ارتقای شغلی پیش رو دارد، قصد دارد مهاجرت کند و یا هر تصمیم دیگر ، اولازهمه نیاز دارد این برگ خرید را در نظر بگیرد. قصد ما این نیست که نگران شوید اما باید فاصله سنیتان، توانایی بدنی و مواردی از این قبیل را در نظر بگیرید و مادر شدن را طبق یک برنامه مشخص در بهترین سالهای زندگیتان و در اوج توانایی انتخاب کنید. فراموش نکنید که ناباروری و بارداریهای مشکلدار این روزها بیشتر شده، علت آن آلودگی هوا و زندگی ناسالم یا هر چیز دیگر، در بحث ما مهم معلول است که باید در نظر بگیرید و گمان نکنید هر زمان تصمیم گرفتید بچهدار شوید، موفق میشوید.
علم بهتر است یا بچه؟
زندگی واقعی دیگر موضوع انشای مدرسه نیست که شعار بدهیم علم بهتر است و چند سال بعد بگوییم، ثروت بیشتر به کار زندگیمان میآمد. در مورد فواید و البته مشکلات فرزند تحقیق کنید. شاید بگویید که خودتان میدانید و علاقهمند هستید که صاحب فرزند شوید اما گاهی یک موضوع با دو چراغ روشن رای میآورد و گاهی با دهها چراغ روشن. در نوع دوم، چرایی قویتری برایتان وجود خواهد داشت و در این صورت با چگونگیهای سختتری کنار میآیید اما اصل قضیه را کنار نمیگذارید. کسی منکر فواید علم و علمآموزی نیست اما اگر بخواهد سدی شود برای یک موهبت بزرگتر که تاریخ انقضا دارد و نمیتوان امیدوار بود ز گهواره تاگور ادامه داشته باشد، باید برای آن فکر اساسی بکنید.
یکدست و چند هندوانه
درست است که میگویند با یکدست نباید چند هندوانه برداشت اما شما یکدست نیستید و دو نفر هستید در کنار هم که میتوانید با کمک به یکدیگر هرکدام چند هندوانه بردارید و همه را هم سالم به مقصد برسانید. مهم همان هدفگذاری صحیح و پیدا کردن یک چرایی قوی برای تصمیماتتان است که کمک میکند با مشکلات مسیر کنار بیایید و به مقصد برسید.
قرار نیست همه ازدواج کنند یا بچهدار شوند اما این دو موهبت اگر درست و بهموقع وارد زندگیتان شود، به بخشهای دیگر آنهم کمک میکند و درنهایت باعث آرامشتان میشود. وقتی با برنامهریزی، هدف گذاری و همراهی میتوانید در کنار ادامه تحصیل، فرزندتان را به دنیا بیاوردید و فاصله سنی معقولی باهم داشته باشید، چرا یکی را فدای دیگری کنید؟ ممکن است در زمان بارداری یا نوزادی موقتاً فعالیتی در خانمها متوقف شود و یا در آقایان به دلیل همکاری با همسر کمرنگ شود اما موارد همگی موقتی است و شما در مسیرتان پیش میروید فقط گاهی سرعتتان را کم میکنید. در کنار خانواده به موفقیت رسیدن حتماً شیرینتر خواهد بود.
در موبایل همسرم چه میگذرد؟
روابط پنهانی مردان در فضای مجازی

در مهمانی دور هم نشستهاید، همه با هم در حال صحبت هستند؛ زن در آشپزخانه مشغول کمک کردن و شستن ظرفهاست و مرد با خیال راحت تلفن همراهش را از جیبش در میآورد و شروع به چت کردن می کند؛ زن همانطور که مشغول کار کردن در آشپزخانه است حواسش به غرق شدن شوهرش در نوشتن و خواندن است. با خود میگوید: یعنی با چه کسی چت میکند؟؛ سریع کارهایش را انجام میدهد تا برود و کنار همسرش بنشیند تا سر از کار او در آورد...
اینکه سرانجام این قصه چه میشود سوژه اصلی مقاله ما نیست بلکه ما در این مقاله قصد داریم به ریشه اصلی پنهان کاری مردان و علل روی آوردن آنان به روابط پنهانی در فضای مجازی بپردازیم.
خیلیها پیشرفت تکنولوژی را مقصر خراب شدن روابط زناشویی میدانند، ولی مسئلهای که این روزها باعث خراب شدن برخی از زندگیها شده است عدم مدیریت استفاده از تکنولوژی و نبود اعتماد متقابل طرفین به یکدیگر بوده است؛ زمانی که بیاعتمادی بین زوجین حاکم باشد فرقی نمی کند روابط پنهانی در فضای مجازی باشد یا دنیای واقعی.
با این اوصاف فضای مجازی به یکی از دغدغههای زنان امروز بدل شده است و آنها دوست دارند بدانند که درگوشی همسرانشان چه میگذرد؟ آیا همسرشان باکسی ارتباط پنهانی دارد یا خیر؟
برخی زنان با حضور همسرانشان در فضای مجازی مشکلدارند که البته باید از دو جنبه به این مسئله نگاه کرد: گاهی مرد با زنان دیگر در فضای مجازی ارتباط برقرار میکند و حرفهای عاشقانهای بین آنها ردوبدل میشود که این مسئله باعث ایجاد اختلافات و مشکلات زن و شوهر میشود اما گاهی اینگونه نیست و مرد تنها برای کسب اطلاعات، سرگرم فضای مجازی می شود، بااینوجود زن از روی حساسیتی که دارد مداوم به همسرش ایراد می گیرد و از او میخواهد که از فضای مجازی خارج شود؛ آیا چنین درخواستی از همسر درست است؟
تبیان در گفتوگو با دکتر ندا فرزانه روانپزشک و رواندرمانگر و ویدا فلاح روانشناس و مدرس مهارتهای زندگی به این سؤالات پاسخ میدهد:
دکتر فرزانه در رابطه با علل روی آوردن مردان به روابط پنهانی در فضای مجازی میگوید: از دیدگاه روانشناسی علل مختلفی برای روی آوردن مردان به روابط فرازناشویی وجود دارد.برخی از مردان به علت آنکه رابطه عاطفی خوبی با همسرشان ندارند به روابط در فضای مجازی روی میآورند تا آن صمیمیت، رابطه و نیازهایی که در روابط با همسرشان ارضا نمیشود را در فضای مجازی به دست آورند. فضای مجازی همانطور که از اسمش معلوم است فضایی است که روابط در آن وجود خارجی ندارد و ازآنجاکه روابط واقعی نیست مطمئناً عشق و علاقه هم واقعی نخواهد بود.
دکتر فرزانه اشاره میکند که زنان گرایش به مونوگامی یعنی تکهمسری دارند و تنها یک نفر را انتخاب میکنند اما مردان ازنظر بیولوژیک استعداد این رادارند که با بیشتر از یک نفر رابطه برقرار کنند بنابراین زنان نقش مهمی را در مدیریت روابط زناشویی بر عهده دارند.
هنگامیکه بین زن و شوهر فاصله ایجاد میشود و زن زیاد غر میزند و ایراد میگیرد، مرد احساس میکند همسرش او را درک نمیکند و احساس ناکافی بودن به او دست میدهد و از طرفی چون در فضای مجازی موردتوجه و دیده شدن قرار میگیرد، احساس میکند بهتر میتواند حرفهایش را بزند به همین دلیل از رابطه با جنس مخالف در فضای مجازی احساس رضایت می کند.
دکتر فرزانه به حساسیت برخی از زنان به حضور همسرشان در فضای مجازی میپردازد و میگوید: زنان باید دقت کنند که هرگونه ارتباط با جنس مخالف به این معنا نیست که مرد با فرد مقابل رابطه دارد. در علم روانپزشکی اختلال شخصیتی به نام پارانوئید وجود دارد که درچنین اختلالی، فرد بیمار احساس میکند که بقیه به او دروغ میگویند و به نوعی حس بیاعتمادی نسبت به اطرافیان دارد؛ بهطوریکه اگر به فرض مرد با خواهر یا مادر زنش صحبت کند، فردی که دچار بیماری پارانوئید است احساس میکند که به او خیانت شده است البته این نوعی بیماری است و نیاز به درمان دارد و محل بحث ما نیست اما در مورد حساسیت زنان نسبت به حضور همسرانشان در فضای مجازی باید بگوییم که حساسیت بیش از اندازه موجب بی اعتمادی می شود لذا به زنان توصیه میکنم که با لحن سرزنشآمیز به همسرتان تذکر ندهید؛ وقتی شما با لحن بدی به همسرتان میگویید " باکی چت میکنی؟، چی میگی؟، این کیه باهاش حرف میزنی؟"و... باعث میشود که مرد احساس کند که به او اعتماد ندارید و سعی در محدود کردن او دارید و تکرار این مسئله باعث شکسته شدن حرمت ها و مخفیکاری از جانب مرد می شود؛ بهطوریکه تلفن همراهش را همهجا حتی دستشویی همراه خود می برد یا برای تلفن همراهش رمز می گذارد لذا خانمها باید سعی کنند دست از کنترل بردارند، وقت بیشتری را با همسرشان بگذارند، محبت بیشتری کنند و همان چیزهایی که مرد در فضای مجازی دریافت میکند را برای او فراهم کند.
آیا افراد متأهل میتوانند رابطه مجازی داشته باشند؟
برخی از مردان برقراری رابطه پنهانی با جنس مخالف را برای خود عیب و عار نمیدانند و معتقدند که چون مرد در گفتوگو با جنس مخالف احساسی برخورد نمیکند لذا چنین تعاملی مشکلزا نخواهد بود اما دکتر ویدا فلاح میگوید: وقتی بحث پنهانکاری پیش میآید یعنی اینکه خود فرد میداند که کارش اشتباه است چون اگر آشکار شود آزاردهنده است و باعث ناراحتی فرد مقابلش میشود پس بنابراین برقراری رابطه مجازی، مجاز نیست چراکه وقتی شما وارد فضای مجازی میشوید در محیطی قرار میگیرید که در آن هیجان و لذت وجود دارد و بعد از آن وارد رابطه اصلی خودتان میشوید؛ در رابطه اصلی چون توقعات، وظایف و مسئولیت وجود دارد، افراد از یکدیگر آزرده میشوند و چون رابطه اصلی با همسرتان را لذتبخش نمیبینید تلاشی برای درست کردن آن نمیکنید، در اینجا روزبهروز رابطهتان بدتر میشود و چون رابطه مجازی را لذتبخش میدانید روزبهروز به آن وابستهتر میشوید و به مقایسه همسر خود با آن فرد مجازی میپردازید.
درنهایت به این نتیجه غلط میرسید که همسرتان خیلی پرتوقع و ایرادگیر است و من در کنارش لذت نمیبرم اما آن فرد مجازی جذاب است؛ حقیقت این است که جذابیت فردمجازی به این دلیل است که از یکدیگر فاصلهدارید، از هم توقع ندارید، سعی در خوشحال کردن یکدیگر دارید لذا برای رابطهای که اینهمه تلاش صورت میگیرد آن رابطه ارزشمند میشود و به رابطه اصلی لطمه میزند و آن را روزبهروز بیارزشتر میکند لذا رابطه پنهانی در فضای مجازی مخرب زندگی زناشویی است و حتی رابطههای مجازی که پنهانی هم نیست و آشکار است، ممکن است جدی شود و راه را برای روابط صمیمانهتر باز کند.
همچنین باید به این نکته اشاره کرد که اصلیترین دلیل گرایش مردان به روابط پنهانی در فضای مجازی خود خانمها هستند. متأسفانه زنان امروز باوجوداینکه تحصیلکرده هستند، کار میکنند و به استقلال رسیدهاند اما از اعتمادبهنفس پایینی برخوردارند. درواقع اعتمادبهنفس پایین باعث میشود که زنان خیلی سریع از خودشان واکنش نشان دهند و مداوم به دنبال کنترل همسرشان باشند بنابراین بهتر است زنان برای رفع این مشکلات تلاش کنند تا تسلط خودشان را بهتر حفظ کنند.
بهترین روش برای کم رنگ کردن حضور مردان در فضای مجازی و قطع ارتباط مردان با جنس مخالف، محبت کردن، حساسیت به خرج ندادن، اعتماد کردن،کنترل نکردن، بالا بردن اعتماد به نفس و ایجاد هیجان و لذت در زندگی روزمره توسط زنان است که اگر آنها به این موارد دقت داشته باشند هرگز دچار چنین مشکلاتی نخواهند شد؛ البته هستند مردانی که همسرانی تمام عیار دارند که تمام موارد فوق را رعایت می کنند اما با این وجود به سمت روابط فرازناشویی سوق پیدا می کنند و از هم کلام شدن با زنان نامحرم لذت می برند که در این موارد باید بگوییم که این مردان دچار اختلالات شخصیت هستند و لازم است که برای درمان به روانپزشکان متخصصص در این زمینه مراجعه کنند.
رهبری موثر سازمان طی زمان تغییر
رهبری موثر سازمان طی زمان تغییر
مثبت باشید: در مقام یک رهبرسازمانی، شما الگوی سایر اعضای تیم هستید. به آنها کمک کنید تغییر را به شکل مثبت آن بپذیرند. تغییر تنها زمانی رخ میدهد که حداقل یک نفر فکر کند این ایده خوب است. اگر نتایج مثبت آن درحالحاضر روشن نیست، با کسی که پیشنهاد تغییر را مطرح کرده است زمان صرف کنید تا منطقش را دریابید. تمام اطلاعاتی را که در انتقال ایده به کارکنان موثر است جمع آوری کنید. به یاد داشته باشید، بخشی از شهرت تیم شما، منعکسکننده توانایی رهبری شما است. تیمی که آشکارا در برابر تغییرات مقاومت میکند، ممکن است توانایی شما در تعامل و ایجاد انگیزه را زیر سوال ببرد. تثبیت وضعیت در شرایطی مثبت به کاهش نگرانیهای اولیه، حمایت در میان اعضای تیم و حفظ موقعیت خوب شما با بقیه سازمان کمک میکند.
درحالیکه مثبتگرایی قطعا حیاتی است، در آن افراط نکنید. به خاطر داشته باشید که تغییر برای بسیاری از مردم دشوار است و اغلب باعث ایجاد احساس استرس و اضطراب میشود. سعی کنید مراقب باشید این گونه احساسات منفی را دست کم نگیرید زیرا بعضی اعضای تیم که این احساسات را دارند احتمالا به حمایت بیشتر نیاز دارند. اگر آنها حمایت لازم را نداشته باشند، ممکن است هرگز تغییر را نپذیرند. علاوهبراین، سعی کنید در مزایای مورد انتظار مبالغه نکنید. ایجاد توقع بازده فراوان، راهی سریع و آسان برای جلب رضایت سایرین است، اما گاهی اوقات نتایج غیرمنتظرهای به وجود میآید. اینکه مزایای حاصل از تغییرات را توضیح دهید فکر خوبی است، اما باید واقعبینانه عمل کنید، چراکه ممکن است تمامی تغییرات به نتایج دلخواه شما ختم نشوند.
بیشازپیش ارتباط برقرار کنید: ترس از تغییر اغلب به دلیل ترس از ناشناختهها است. هرچه بیشتر ارتباط برقرار کنید، وضعیت کمتر تهدیدآمیز خواهد بود. اگر تغییر طی چند هفته یا چند ماه اتفاق خواهد افتاد، برقراری ارتباط فقط در زمان شروع پروژه کافی نیست. زمانی که طبق برنامه زمانی پیش میروید، دچار تاخیر یا اصلاحات زمانی میشوید، موضوع را با تیم خود مطرح کنید. به یاد داشته باشید که افراد مختلف در هنگام ارتباط، عملکردهای مختلفی دارند، بنابراین از تغییر پیام با توجه به نیازهای اعضای تیم اطمینان حاصل کنید. ممکن است فردی با دریافت اطلاعاتی کلی در مورد آنچه قرار است اتفاق بیفتد راضی باشد در حالی که دیگران ممکن است ترجیح دهند در صورت امکان اطلاعات دقیقتر را بهصورت مکتوب مشاهده کنند. هنگامی که قرار است تغییری در آینده را اعلام کنید، به مخاطبان خود فکر کنید و درانتخاب ابزار درست برای اعلام این تغییر دقت کنید.
اگر انتشار اطلاعات اولین گام در برقراری ارتباط تغییرِ موثر باشد، اجرای سیاست «درهای باز » مرحله بعدی است. اگر افراد سوالاتی دارند آنها را به یک گفتوگو دعوت کنید تا سوالاتشان را بپرسند. باز هم، ترجیحات شخصی را در نظر داشته باشید. بعضی از افراد ممکن است به راحتی در مقابل عده زیادی از همکاران سوال بپرسند، در حالی که برخی ممکن است ایمیل یا مکالمه یکبهیک را ترجیح دهند. اگر ذات تغییر حساس باشد یا در صورت اعمال بر اعضای مختلف تیم به شیوههای گوناگون اثرگذار باشد، ایجاد کانالی برای پرسیدن سوالات یا بیان نگرانیها بهصورت ناشناس ممکن است بهتر باشد. البته تنها سوال پرسیدن مهم نیست – از اختصاص زمان مناسب برای ارائه پاسخ مناسب اطمینان حاصل کنید. اگر وضعیتی پیش آمد که نتوانستید به سوال کسی پاسخ دهید، خواه به این دلیل که پاسخ پرسش را نمیدانید یا به دلیل «محرمانه بودن» اطلاعات نمیتوانید پاسخ را بدهید، با آن شخص در مورد اینکه چرا نمیتوانید اطلاعات موردنظرش را بدهید، صادق باشید. هر زمان اطلاعات کافی را بهدست آوردید یا میتوانستید اطلاعات را به آنها بدهید، حتما اعضای تیم را در جریان بگذارید.
ابتکار عمل داشته باشید: تغییر اغلب فرصتهایی را به ارمغان میآورد. با خیال راحت ننشینید تا تغییر در اطراف شما رخ دهد. خودتان فعالانه عامل تغییر باشید. هر چه را باید در مورد چراییِ تغییر مدنظر قرار دهید بیاموزید، یا در صورت لزوم خودتان پیشنهاد تغییر را مطرح کنید. طی روند تصمیمگیری ایدهها و تصمیمات خود را بهراحتی بیان کنید، تحقیق کنید و آماده باشید که به نفع تیم خود مذاکره کنید. مهمتر از همه، به تیم خود بگویید که همواره مصلحت آنها را درنظر دارید. تا آنجا که میتوانید در مورد آنچه پیشنهاد کردهاید و چرایی آن صحبت کنید. اگر احساس میکند تغییر برای اعضای تیم دشوار است، حتما درباره تصویر کلان با آنها صحبت کنید و خیالشان را راحت کنید که این تغییرات بهنفع آنهاست و در آینده هر اتفاقی بیفتد از آنها پشتیبانی خواهید کرد. اگر تیمتان نقش شما را در فرآیند تصمیمگیری درک کنند و اگر احساس کنند که همه چیز را تحت کنترل دارید و از آنها حمایت میکنید، تن دادن به تغییرات دشوار برای آنها آسانتر خواهد شد.
اگر چه تغییر بهطور کلی خوب است و لازمه حرکت روبهرشد کسبوکارها در زمان رکود است، اما اگر درست مدیریت نشود، واکنش منفی کارکنان را در پی خواهد داشت. بار بعدی که فرصتی برای تغییر ایجاد شد که ممکن بود مستقیما بر اعضای تیمتان تاثیر بگذارد، این پیشنهادها را به کارگیرید تا سیر تغییرات به آرامی طی شود.
طرحی برای موفقیت تحولات دیجیتال
تجربههای به دست آمده از توسعه فناوری
آنها از برخی تجربههای به دست آمده از پیشرفتهای تحولات دیجیتال در دیگر حوزهها نیز بهرهمند شدهاند که برای اشاره به مهمترین آنها میتوان گفت:
• تحولات دیجیتال بهصورت نیمهکاره انجام شدهاند.
• با وجود اشتیاق به هدایت تحولات دیجیتال، انجام این تحولات در سازمانها دشوار بوده و نتایج مورد انتظار را در پی نداشته است.
• پس از انجام شماری از اقدامات شفاف، نقشه راه مربوط به اقدامات بعدی دچار ابهام شده یا بر حوزههای محدودی تمرکز داشته که بازتابی از عدم تعهد به شمار میرود.
• با تمرکز بر محصولات، کوششهای بسیار برای دیجیتالی شدن سازمانها در جریان است؛ ولی هیچ استراتژی فراگیر و هیچ هماهنگی و مدیریت عمدهای در این زمینه صورت نمیگیرد.
نگارندگان برپایه تجربیات به دست آمده از کار مشترک با تامینکنندگان قطعات خودرو آموختهاند که موفقیت در تحول دیجیتال باید به خوبی طراحی و در شش حوزه اصلی به درستی اجرا شود (شکل۱). شفافیت اثرات هر یک از این حوزهها بر حوزههای دیگر و درک وابستگیهای کلیدی بین آنها محور اصلی موفقیت این تحول به شمار میرود.
۱- هدفها و استراتژی دیجیتال
نخستین گام فرآیند تحول، توسعه یک استراتژی دیجیتال است. در این استراتژی باید شیوههای بیشمار و جدیدی در نظر گرفته شوند که میتوانند با استفاده از فناوری دیجیتال برای پدید آوردن ارزش به کار گرفته شوند.
هر یک از استراتژیهای دیجیتال باید مجموعهای از آشفتگیهای برون سازمانی را سامان دهد. هدف از این تغییرات آن است که این شرکتها برای توجه به مشتریان باید به دامنه گستردهای از رویکردهای جدید بالقوه بیندیشند. استراتژیهای درون سازمانی نیز باید بر بهینهسازی فرآیندهای بنیادین کسبوکار تمرکز یابند.
۲- ساختار سازمانی مورد نیاز تحول دیجیتال
براساس تجربههای نگارندگان، بیشترین موفقیت شرکتها در تحول دیجیتال با سازماندهی درچارچوب یکی از الگوهای اصلی صورت میگیرد.(شکل۲)
اگرچه برپایی یک واحد دیجیتال جدید و جداگانه(نمونه ۱) یا جای دادن یک واحد کسب وکار دیجیتال در یک واحد کسبوکار(نمونه۲)، گزینههای معتبری به شمار میروند، برپایی یک مرکز خبرگی (نمونه۳) بیش از دیگر راهکارها به قطعهسازان مربوط است. مرکز خبرگی دیجیتال، مسوولیت تعیین مسیرها و تضمین به اشتراکگذاری یادگیریها را بر عهده دارد.در این ساختار، مرکز خبرگی مسوولیت سود و زیان را بر عهده ندارد؛ ولی از بودجه خود برخوردار است و هر یک از واحدهای کسبوکار، کارهای داخلی خود را انجام میدهند. مرکز خبرگی دیجیتال در راستای توسعه خدمات یا محصولات، سه وظیفه اصلی توسعه محصولات و خدمات، ایجاد مهارت در سراسر واحدهای کسب وکار و پدید آوردن شبکههای برونسازمانی را بر عهده دارند. چنین ساختاری، شیوهای را برای بررسی اقدامات جاری در حوزه دیجیتال، شناسایی فرصتهای مربوط به همیاری، کاهش موازیکاری و تداخل امور، حرکت به سوی اقدامات جدید و اولویتبندی توانمندیهای جدید را که باید توسعه یابند یا کسب شوند، فراهم میسازد. بیشتر شرکتها که ساختار مرکز خبرگی را برگزیدهاند، یک نفر را بهعنوان مدیر حوزه دیجیتال نیز منصوب کردهاند که بهصورت مستقیم زیر نظر مدیر عامل یا مدیر فناوری کار میکند و از اختیارات ذیربط برخوردار است.
۳- پروژههای آزمایشی با رویکرد آزمون و یادگیری
اگرچه تحولات دیجیتال باید در حوزه و مقیاس گستردهای به انجام برسند، اقدامات اجرایی اصلی در چارچوب اجرای پروژههای دیجیتال آزمایشی تکامل مییابند. این هنگامی رخ میهد که تیمهای کوچکی که از اعضایی از بخشهای گوناگون شرکت تشکیل شدهاند، نمونهای از چیزی جدید را پدید میآورند، برای دریافت بازخورد آن را میآزمایند، سپس براساس آموختههای خود تکرار میکنند.
اجرای مجموعه پروژههای آزمایشی جاری برای آزمون و یادگیری است که سبب آغاز تحول دیجیتال میشود. برای اجرای این پروژهها، انجام اقدامات مهم زیر ضروری است:
• تامین منابع مالی اولیه
• تشکیل تیمهای مؤثر
• تاکید بر پیروی از شیوههای آزمون و یادگیری
• تبیین موفقیتها به منظور انگیزش سازمان.
۴- استعدادها و توانمندیها
برای تحول دیجیتال، اغلب به توانمندیهای مربوط به حوزه فناوری مانند توسعه نرمافزار، امنیت سایبری و هوش مصنوعی نیاز است. سازمانهایی که با سامانه موروثی۱ کار میکنند از این توانمندیها برخوردار نیستند.
برای جذب استعدادها، شرکتها باید محیطهای کاری جذاب و مشوقهای انگیزشی مناسبی را پدید آورند. در حوزههای پیشرفته مانند یادگیری ماشینی یا تحلیل، دفاتر اداری باید در نزدیکی هابهای تکنیکال۲ استقرار یابند تا افراد با استعداد در نزدیکی متخصصان حوزه ذیربط قرار گیرند. این شیوه همچنین به شرکت کمک میکند تا جایگاه خود را بهعنوان بخشی از اکوسیستم دیجیتال بیابد.
۵- اکوسیستم
با توجه به آشفتگیهای بیشمار در صنعت خودرو، امروزه موفقیت در این حوزه نیازمند توانایی بهرهگیری از شیوههای جدید مشارکت با رقبای پیشین و بازیگران عصر دیجیتال است. رقابت مانند گذشته به فناوری مستقل محدود نمیشود و به شکل فزایندهای به توانایی در جذب شرکای مناسب بستگی دارد.
هنگامی که شرکای تاثیرگذار بر آینده، در اکوسیستم شناسایی شدند، شیوههای گوناگونی برای کارکردن با آنها وجود خواهد داشت که دامنهای به شرح زیر را در بر میگیرد:
• همکاری در اجرای پروژه
• پروژه مشترک
• سرمایهگذاری
• سرمایهگذاری مشترک
• مالکیت.
۶- تغییر فرهنگ
سه اقدام کلیدی که میتوانند تعهد سازمان به تحولات فرهنگی را تقویت کنند به شرح زیرند:
• تقویت درک و ایجاد اعتقاد: تعریف مفهوم دیجیتال و ایجاد انگیزه با شفافسازی فرصتهای دیجیتال جدید و چگونگی تاثیرگذاری آنها بر شرکتها و دگرگونسازی حوزه صنعت.
• برقراری سازوکارهای تقویتکننده: ایجاد ساختارهایی که از نوآوری و اهداف دیجیتال شرکت پشتیبانی کنند و برای تقویت روحیه مشارکت بر رویدادهای دیجیتالی بهیادماندنی تمرکز داشته باشند. برای مثال، براساس پژوهش نگارندگان، توانمندسازی کارکنانی که با مشتری در تماس هستند و فراهمسازی دادههایی برای کمک به آنها در تصمیمگیری بهتر به هنگام تعامل با مشتریان اهمیت دارد. روی دیگر این سکه، حفظ مسوولیت پذیری افراد نسبت به کارشان است.
• ایجاد الگو: پاداش دهی در جمع و ایجاد الگو از کسانی که در کار و زندگی شخصی خود به شکلی نوآورانه و بر مبنای فرهنگ دیجیتال عمل میکنند.
پاورقیها:
۱ - روش، فناوری، رایانه یا نرمافزار کاربردی قدیمی است. این اصطلاح اولین بار در سال ۱۹۹۰ به معنای سامانه رایانهای از قبلمانده یا منسوخشده به کار رفت. تعریف جدید میگوید هر سامانه کامپیوتری شرکتهای بزرگ که وابسته به اینترنت نیستند.
۲ - گروهی از افراد که بهصورت رسمی یا غیررسمی از نوآوریهای در شرکتهای استارتآپی حوزه فناوری پشتیبانی میکنند.
چطور با یک همکار زورگو برخورد کنیم؟
چطور با یک همکار زورگو برخورد کنیم؟
پاسخ: دوست عزیز، تو تنها نیستی. اداره آمار آمریکا تخمین زده در حال حاضر حدود ۱۲۵ میلیون نفر در این کشور کار میکنند و بیش از ۶۰ میلیون نفر، یعنی حدود نیمی از آنها مورد زورگویی قرار گرفتهاند. در مدرسه، بچه قلدرها معمولا مظلومترها را تهدید میکنند که بعد از مدرسه حسابی کتکشان میزنند. اما قلدرهای محیط کار، رفتار متفاوتی دارند. در محیط کار، زورگویی معمولا طیف وسیعی از رفتارها را شامل میشود، مثلا میگویند «ایدههایت احمقانهاند» یا کارهایی را که تو انجام دادهای به اسم خودشان تمام میکنند. این طور رفتارها معمولا از نظر مدیران پنهان میماند. زورگویی به معنای تکرار رفتاری است که به سلامت دیگران آسیب میزند. زورگویی فقط یک بار اتفاق نمیافتد، بلکه درازمدت و ادامهدار است. زورگویی آسیب بزرگی به افراد و شرکتها میزند. من در کلینیک مشاورهام، بارها افرادی را دیدهام که قربانی زورگویی بودهاند و استرس ناشی از این زورگویی، باعث ایجاد مشکلاتی مثل کمخوابی، عدم تمرکز و افسردگی در آنها شده بود. بسیاری از آنها میگفتند که تاثیرات زورگویی فقط محدود به محیط کارشان نبوده و در خارج از محل کار هم اثراتش را حس میکردند. خانوادههایشان هم تحت تاثیر قرار داشتند. وقتی مورد زورگویی قرار میگیری، احتمالا وقتی به خانه میروی، اعصاب نداری و استرست را سر بقیه خالی میکنی. بعضی از آنها از نظر سلامتی با مشکل مواجه شده بودند؛ مثلا میگرن یا فشار خون بالا داشتند و بسیاری از آنها حس میکردند که این مساله روی شغلشان نیز تاثیر گذاشته است. عملکردشان خوب نبود و میگفتند که همکار زورگو، عمدا مانع از پیشرفتشان شده است. پس باید راهی برای مقابله با همکار زورگو پیدا کنیم. میتوانی انتخاب کنی که چطور واکنش نشان دهی. حتی میتوانی کاری کنی تا به مرور زمان رفتارش را تغییر دهد. ما به آدمها اجازه میدهیم که با ما آنطور که دوست دارند رفتار کنند. اگر او را تحمل کنی، به رفتارش ادامه خواهد داد. راههای مناسب برای برخورد با افراد زورگو از این قرارند:
۱- روی واکنشت تمرکز کن. حمله کردن، برآشفتن یا داد زدن بر سر فرد زورگو، کمکی به تو نمیکند. چند نفس عمیق بکش. سعی کن خودت را کنترل کنی و واکنشهای عاقلانه نشان دهی.
۲- تاثیر رفتارش را محدود کن. اینکه در جمع خانواده، دائما از او گله و شکایت کنی یا دائما به فکر راهی برای انتقام باشی، دردی را دوا نمیکند. فقط زمان و انرژی بیشتری از تو میگیرد. به افراد منفی فضا نده و نگذار انرژی منفیشان در سایر جنبههای زندگیات گسترش پیدا کند.
۳- مهارتهای مقابله با فرد زورگو را یاد بگیر. گاهی برای تسکین احساساتت، وسوسه میشوی به راهحلهای موقت روی بیاوری؛ مثل پرخوری یا سیگار. اما اینها راهحل نیستند، خودشان مشکلند. ورزش، مطالعه، گذراندن زمان با دوستان یا مدیتیشن، روشهای سالمتری برای کنترل احساسات هستند.
۴- حرفت را بزن. گاهی گفتن یک جمله کافی است تا فرد زورگو را سر جایش بنشاند. مثلا «دیگه نمیتونم این رفتارت رو تحمل کنم.» البته این نیازمند تمرین است. میتوانی ماجرا را برای یکی از دوستان صمیمیات تعریف کنی و با او تمرین کنی. در محل کار، اگر رفتار ناپسندی از فرد زورگو دیدی، نارضایتیات را نشان بده. به او نگو: «تو واقعا آدم بیرحمی هستی». به جایش بگو: «تو دائما سر میز من سرک میکشی، مانیتورم رو نگاه میکنی و نامههای محرمانهام رو میخوانی.» سپس بگو که رفتارش روی عملکرد تو چه تاثیری میگذارد و بعد بگو که بعد از این، کدام رفتارها را تحمل نخواهی کرد (میتوانی از بعضی از رفتارهایش چشمپوشی کنی). یا مثلا در جلسه، اگر رفتار ناشایستی از او دیدی، میتوانی جلوی همه به او بگویی: «وقتی ایدهام رو مطرح کردم، دیدم که چشمهات رو گرد کردی. پیشنهاد بهتری داری؟» افراد زورگو معمولا زیرکانه رفتار میکنند تا بقیه کارکنان، از رفتارشان بویی نبرند. وقتی تو در جمع او را خطاب قرار میدهی، خواه ناخواه توجه بقیه به او جلب میشود.
۵- تک تک اتفاقات را ثبت کن. اتفاقات را بهطور شفاف بنویس. بنویس که در چه تاریخی، چه اتفاقی افتاد و چه کسانی شاهد ماجرا بودند. ثبت اتفاقات کمک میکند تا الگوی رفتاری فرد زورگو را پیدا کنی. اگر بخواهی این مشکل را با سرپرست یا مدیرت در میان بگذاری، این مدارک به دردت خواهد خورد.
۶- حمایت دیگران را جلب کن. فرد زورگو، احتمالا فقط به تو زورگویی نمیکند (هرچند ممکن است حس کنی تنها قربانیاش هستی). با بقیه همکارانت صحبت کن تا ببینی آیا از بین آنها کسی مورد زورگویی قرار گرفته یا نه. میتوانید علیه او پروندهسازی کنید. اگر تعدادتان زیاد باشد، کارفرما انگیزه پیدا میکند که شخصا مساله را حل کند.
۷- موضوع را با مدیریت مطرح کن. تمام نکاتی که تا حالا یاد گرفتی، فقط کمک میکنند تا شرایط را مدیریت کنی. با این حال، فرد زورگو ممکن است همچنان به رفتارش ادامه دهد. در این صورت، موضوع را با منابع انسانی یا مدیریت در میان بگذار. مدارکت را هم با خودت ببر؛ به خصوص مدارکی که تاثیر منفی رفتار او بر عملکردت را نشان میدهد. اگر مدارک کافی داشته باشی، منابع انسانی طبق آیین نامه مساله را پیگیری خواهد کرد.
تو تا اینجا هر آنچه از دستت بر میآمد انجام دادی. از حالا به بعد، همه چیز به منابع انسانی و کارفرما بستگی دارد. بهتر است از آن به بعد، کمتر با فرد زورگو در تماس باشی. ممکن است کارفرما یا منابع انسانی موضوع را جدی نگیرند یا اصلا پیگیری نکنند. تو هرگز نخواهی فهمید که منابع انسانی تا چه حد پیگیر قضیه بوده، چون این اطلاعات معمولا محرمانهاند. اما میتوانی دقت کنی که آیا رفتار فرد زورگو با تو تغییر کرده یا نه. اگر شاهد تغییر چندانی نبودی و این رفتارها همچنان برایت آزاردهنده بود، میتوانی به آخرین راهحل فکر کنی. به این فکر کن که آیا کار کردن در یک محیط سمی و شغلی که به زندگیات لطمه میزند، ارزشش را دارد؟ اگر استعفا دادی، به خودت یادآوری کن که فرد زورگو تو را وادار به استعفا نکرد. تو خودت این را انتخاب کردی، چون به خودت احترام میگذاری و نمیخواهی در چنین محیطی کار کنی. یک تغییر ذهنیت کوچک، باعث میشود به جای بازنده بودن، احساس برنده بودن کنی.
آیا تلاش یکی از همسران، برای بهبود رابطه کافیست؟
ویدا فلاح روانشناس، بیان می کند:

رابطه زناشویی هر چقدر هم با عشق و علاقه آغاز شود، با مشکلاتی همراه خواهد شد که باعث ناراحتی یکی از دو طرف یا هر دو می شود. گاهی در برخی از روابط، کار از دلشکستگی می گذرد و به جایی می رسد که یک طرف احساس می کند نادیده گرفته شده است و طرف مقابل او را درک نمی کند. در برخی از روابط اختلاف فاحشی بین عشق و علاقه ی زن و شوهر به یکدیگر وجود دارد و همیشه محبت و از خود گذشتگی از جانب یک طرف اتفاق می افتد؛ در واقع تنها باید یک نفر تلاش کند تا زندگی پا برجا بماند و روابط بهبود پیدا کند اما آیا تلاش یک نفر برای بهبود رابطه کافی است؟
دکتر ویدا فلاح روانشناس و مدرس مهارت های زندگی در پاسخ به این سوال می گوید:
یک نفر هم اگر تلاش کند رابطه به تدریج تغییر می کند اما، برای تغییر و بهبود رابطه لازم است که یکی از طرفین خود را تغییر دهد؛ به شرط آنکه اصول درست یاد گرفته شود. اینکه چگونه خودش را عوض کند، چگونه عکس العمل نشان دهد، چگونه اعتمادش را بیشتر کند، چگونه صحبت کردن خود را تغییر دهدو ... .
در واقع فردی که می خواهد برای بهبود رابطه تلاش کند باید آنقدر روی تغییر کردن خود کار کند و بالغ درونش را فعال کند که در مواجهه با موقعیت دشوار تعادلش را از دست ندهد و بتواند با آرامش و احترام پاسخی بالغانه به آن موقعیت دهد، که با این پاسخ فرد مقابل را تحت تاثیر قرار دهد تا فرد مقابل به تدریج حس احترامش به آن فرد بیشتر و او هم علاقه مند به تغییر شود.
فرمان رابطه دست کسی است که آغاز به تغییر و خودسازی می کند؛ ما همیشه می گوییم "چرا من عوض شوم او عوض شود!" درحالیکه قدرت دست کسی است که آگاه تر است؛ چون شخص قدرتمند کسی است که در رابطه آسیب نمی بیند. اولین نشانه قدرت این است که آسیب نمی بینید، وقتی آسیب نمی بینید تعادلتان را از دست نمی دهید که بخواهید متقابلا آسیب بزنید لذا می توانید بدون آسیب زدن به طرف مقابل بر وی اثرات مثبتی بگذارید تا به مرور زمان او علاقه مند شود که تلاش کند تا قدمی برای بهبود رابطه بردارد.
چگونه می توانیم در شرایط بحرانی خود را تغییر دهیم؟
هنگامی که در یک رابطه زناشویی یکی از طرفین مداوم عصبانی می شود و کنترل هیجانی اش را از دست می دهد، ممکن است طرف مقابل هم از خود واکنش نشان دهد که در این صورت به مرور رابطه تبدیل به میدان جنگ می شود؛ اینگونه روابط به تدریج موجب سردی می شود و لازم است یکی از طرفین با ایجاد تغییراتی در خود برای بهبود رابطه تلاش کند اما سوال اساسی این است که چگونه می توان در خود تغییر ایجاد کرد؟
فلاح چند عامل برای ایجاد تغییر را معرفی می کند:
1-یکی از عوامل ایجاد تغییر، میل یا احساس نیاز به تغییر کردن است که معمولا در زمان مواجهه با مشکل ایجاد می شود؛ افراد زمانی که با مشکل روبرو می شوند احساس می کنند که باید یک تغییراتی را در خود یا زندگیشان ایجاد کنند.
2- باور و یقین به ممکن بودن تغییر؛ خیلی ها تلاش فیزیکی می کنند اما باور ندارند که تغییری ایجاد می شود لذا اگر میخواهید تغییری اتفاق بیفتد باید تلاش کنید و به خود بگویید "مطمئنم تلاشم بدون نتیجه نخواهد ماند".
3- یادگیری اصول و روش های تغییر؛ گاهی باید روش های تغییر را یادبگیرد تا روند تغییر کردن تسهیل شود. آزمون خطایی پیش نروید؛ فقط تلاش کردن شرط نیست؛ روش درست را یادبگیرید و مهارت کسب کنید.
4- برنامه ریزی، عمل کردن و تکرار؛ هر بار که تکرار می کنید مغز شما مسیرهای عصبی جدیدی را که شکل دادید، تقویت می کند و آن مسیرهای عصبی باعث می شود در آن کار روان تر شوید. هر عملی را که بارها تکرار کنید، آسان می شود. ما در اکثر مواقع با سه بار تلاش و نرسیدن به نتیجه ی دلخواه، احساس شکست می کنیم و دیگر به تلاش خود ادامه نمی دهیم در حالیکه که اگر بر روی کاری اصرار و مداومت داشته باشید به آن خواهید رسید؛ بر روی تلاشی که می کنید تمرکز کنید نه تعداد دفعات تلاشتانT در اینصورت است که تغییر اتفاق می افتد.
یک نفر به تنهایی برای بهبود رابطه چه کارهایی می تواند انجام دهد؟
بعد از اینکه یکی از طرفین تصمیم بر تغییر در رفتار خود می گیرد مسئله ی مهم دیگری که مطرح می شود این است که حال برای بهبود در رابطه چه کارهایی باید انجام داد.
گاهی همسر شما فردی هیجانی است که اگر شرایط طبق میلش نباشد شروع به درگیری کلامی و لفظی می کند، در چنین شرایطیT یکی از بهترین کارها این است که مراقب گفت و گوهای درونی تان درباره رفتارهای بیرونی همسرتان باشید. در هنگام پرخاشگری همسرتان به واکنش درونی خودتان رجوع کنید؛ آیا شما هم متقابلا در حال ناسزا گفتن به همسرتان هستید؟ اگر ناسزاگویی درونی در شما جریان داشته باشد که با خود بگویید:" او چرا اینگونه با من حرف میزنه؟! فکر کرده کیه ؟ "| و... در واقع شما هم دقیقا همان کاری را می کنید که طرف مقابلتان انجام می دهد؛ در اینصورت به تدریج رابطه شما آسیب می بیند و جذابیت هایتان را برای همدیگر از دست می دهید لذا در یک رابطه همیشه باید یک نفر آغاز کننده رفتارهای سالم و درست باشد و برای این کار باید روی حس ارزشمندی خود کار کند.
گاهی رابطه با بروز هیجانات از جانب یکی از طرفین ناآرام می شود و با بی توجهی چنین اتفاقی می افتد در هر صورت فردی که در حال تلاش برای بهبود رابطه است باید ظرفیت خود را بالا ببرد تا با برخوردهای آزاردهنده متلاطم نشود. یک طرف رابطه اگر مهارت های ارتباطی را یاد بگیرد، می تواند تا حد زیادی رابطه را بهبود دهد مثلا اگر زن یاد بگیرد که در هنگام عصبانی شدن همسرش، او را دعوت به آرام شدن نکند و تنها با چهره اش نشان دهد که متاثر شده است و عصبانیت همسرش را درک می کند، در اینجا مرد که آغاز کننده برخورد لفظی است، آرام تر می شود و احساس می کند که همسرش در برابر عصبانیت او توهین، بی احترامی و تلافی نکرده است؛ با این روش به تدریج مرد احساس ندامت و پشیمان می کند و احساس احترامش نسبت به همسرش بالاتر می رود اما دقت کنید که برای بهبود رابطه، تلاش شما باید تداوم داشته باشد لذا مهارت های ارتباطی را آموزش ببنید تا یاد بگیرید که در یک رابطه فرد قدرتمند بلافاصله هیجانی نمی شود.
