ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

اهمیت نقش مدیران ارشد مالی در تغییرات فرهنگی و مالی سازمان

 

مترجم: مریم مرادخانی
منابع: HBR، Deloitte :
 
 
در بخش نخست این مقاله، داستان شرکت فرانکلین را روایت کردیم که سال‌ها با بحران‌های مالی دست و پنجه نرم کرده و سرانجام توانسته بود به ثبات مالی برسد. اما به نظر می‌رسید هنوز یک مشکل دیگر وجود داشت: «بی‌روحیگی کارکنان». اولین بار، نوئل، که مدیر ارشد مالی سازمان بود متوجه این مشکل شد. او که برای بازدید از یکی از کارخانه‌های شرکت به شهر «لیتل راک» رفته بود، احساس کرد انرژی میان کارکنان به شدت منفی است.
 
 
 

 

 

 همه سرشان به کار خودشان بود و هیچ تعاملی بینشان نبود. او این مشکل را با «کامرون»، مدیر ارشد اجرایی سازمان مطرح کرد و از او خواست به این مساله رسیدگی کند. راه حل کامرون در دو کلمه خلاصه می‌شد: تعدیل نیرو. کامرون معتقد بود کارکنان سرزنده باید بمانند و افراد بی‌روحیه باید اخراج شوند. اما به نظر نوئل، این یک درمان موقتی بود. به اعتقاد او، تعدیل نیرو نمی‌توانست مشکل فرهنگی سازمان را حل کند. در اینجا ممکن است چند سوال به ذهنتان برسد: آیا نوئل باید از تعدیل نیرو حمایت کند؟ آیا به‌عنوان مدیر ارشد مالی می‌تواند در این مساله دخالت کند یا خیر؟ اگر جواب مثبت است، چگونه؟

  نظر کارشناسان

جرمی آندروس، مدیر ارشد اجرایی تریگر گریلز

شرکت فرانکلین بالاخره یک روز باید عذر بعضی از کارکنان را بخواهد و نوئل و کامرون بهتر است برای تعدیل نیرو کسانی را انتخاب کنند که ارزش‌های سازمان را قبول ندارند یا به آینده سازمان امیدوار نیستند. اما به نظر من، تیم رهبری سازمان پیش از آنکه تصمیم بگیرد باید کارهای زیادی انجام دهد.

نوئل به تنهایی نمی‌تواند این مشکل را حل کند. قدرت مدیر ارشد مالی، محدود است. این کامرون است که به‌عنوان مدیر ارشد اجرایی، باید کارها را پیش ببرد. برای من عجیب بود که کامرون شخصا از کارخانه بازدید نکرده تا فضای آنجا را از نزدیک ببیند. به نظر می‌رسد او از کسانی که کسب وکارش را می‌چرخانند، کاملا جداست و از حال و احوالاتشان بی‌خبر است و این خطرناک است. یک مدیر ارشد اجرایی هیچ‌وقت نباید رسیدگی به امور فرهنگی را به شخص دیگری بسپارد.

وقتی من در سال ۲۰۱۴، مدیریت شرکت تریگر گریلز را پذیرفتم، حال و هوای شرکت دقیقا مثل شرکت فرانکلین بود. هیچ تعاملی وجود نداشت. کارکنان دوست داشتند به حال خودشان باشند. فقط حداقل وظایفی را که به آنها محول شده بود انجام می‌دادند تا آخر ماه، حقوق بگیرند. همه از محیط کار متنفر بودند، راستش را بخواهید، حتی خود من. فکر می‌کردم که می‌توانیم برای برون رفت از این شرایط، یک استراتژی طراحی و اجرا کنیم. اما اشتباه می‌کردم. موفقیت کسب‌وکار، باعث ایجاد فرهنگ مثبت نمی‌شود. کاملا برعکس، فرهنگ مثبت است که به موفقیت کسب وکار منجر می‌شود.

وقتی به صحبت‌های کارکنان گوش کردم، داستان‌هایی شنیدم که شوکه شدم. یکی از کارکنان فروش گفت که وقتی یکی از مشتریان را به صرف شام دعوت کرده (که این کار، در سازمان‌ها کاملا رایج و راهی برای ایجاد ارتباط با مشتریان است) به خاطر اینکه قبلش با شرکت هماهنگ نکرده بوده، از آنها سیلی خورده. یکی دیگر از کارکنان گفت که تنها پاداشی که طی آن سال‌ها دریافت کرده، یک چک ۳۶ دلاری برای خرید بوقلمون بوده. فضای شرکت به شدت مسموم بود.

برای من واضح بود که شرکت به یک شروع جدید نیاز دارد. به همین دلیل تصمیم گرفتیم جابه‌جا شویم. از میان ۱۴۰ کارمندی که برایمان کار می‌کردند، تنها از ۲۵ نفر خواستیم تا با ما همراه شوند. ما کسانی را می‌خواستیم که ارزش‌های شرکت را باور داشتند، نه کسانی که فرهنگ سمی در وجودشان رخنه کرده بود.

نوئل و کامرون ممکن است سرانجام به این نتیجه برسند که همین مسیر را طی کنند. اما قبل از اخراج کارکنان کارخانه، باید شرایط آنجا را کامل درک کنند. مشخص است که این کارکنان، به شدت زمین خورده‌اند. چرا دل به کار نمی‌دهند؟ چرا هنوز مانده اند؟ چه چیزی می‌تواند باعث شود دوباره نسبت به شرکت و کارشان احساس تعهد کنند؟ مدیران همچنین باید فرهنگ مطلوب خود را به‌طور شفاف و با جزئیات تعیین کنند و طبق آن، اخراج‌ها و استخدام‌ها را انجام دهند.

«موفقیت کسب وکار، باعث ایجاد فرهنگ مثبت نمی‌شود. برعکس، این فرهنگ مثبت است که به موفقیت کسب وکار منجر می‌شود.»

مدیران ارشد، زمانی می‌توانند فرهنگ سازمان را استحکام بخشند که درباره جایگاه فعلی سازمان و مسیری که قرار است در آینده طی کند، شفاف باشند. مدیران شرکت فرانکلین، به محض اینکه این کار را انجام دهند، خواهند دید که بسیاری از کارکنان، حتی تمایلی به ادامه همکاری با آنها ندارند. اما از دست دادن این کارکنان، برای رسیدن به یک هدف والاتر است. تنها افرادی که با سازمان و اهدافش تناسب دارند، می‌توانند به موفقیت شرکت کمک کنند.

فیلیپ شرام، مدیر ارشد مالی و نایب رئیس منابع انسانی شرکت وباستو

به نظر من نوئل باید حامی حفظ کارکنان باشد، نه اخراج آنها. شرکت آنها به روحیه همبستگی نیاز دارد. همه باید مشکلات پیش‌رو را درک کنند و برای رساندن کارخانه به موفقیت، زمان و انرژی بگذارند. این تنها راه برای مقابله با چالش‌‌های کارخانه است، چه مالی، چه فرهنگی.

اولین گام، تعیین چشم‌انداز توسط رهبران است. کارخانه، یک سال آینده در چه وضعیتی قرار دارد؟ پنج سال بعد چطور؟ کارکنان برای تحقق این چشم‌انداز چه کارهایی می‌توانند انجام دهند؟ مدیران باید کارکنان را به‌طور شفاف در جریان وضعیت مالی شرکت قرار داده و در تعیین چشم‌انداز از آنها نظر بخواهند. این به همبستگی کارکنان کمک می‌کند.

در مرحله بعد، مدیر باید این حس را در کارکنان تقویت کند که وجود تک‌تک آنها برای موفقیت شرکت لازم است. در این کارخانه، کمتر کسی احساس مفید بودن می‌کند و این رویه باید تغییر کند. البته متقاعدسازی کارکنان برای اینکه وظایف و مسوولیت‌های خود را بپذیرند، آسان نیست. اگر من بودم، داده‌های بیشتری جمع‌آوری می‌کردم (مثلا از طریق نظرسنجی) یا خیلی ساده، به صحبت‌ها و ترس‌هایشان گوش می‌دادم.

سپس باید کارکنانی را که مشتاقند تا در ایجاد تغییرات سهمی داشته باشند، شناسایی کنند، به آنها قدرت و اختیار بدهند تا الگوی سایر کارکنان و «رهبران غیررسمی تغییر» باشند.

تجربه من، مربوط می‌شود به سال ۲۰۱۳ که در شرکت وباستو کار می‌کردم. این شرکت، زیرمجموعه یک شرکت بزرگتر بود. ما برای ایجاد تغییر در فرهنگ، از همکارانی که مایل به همکاری فعال بودند، خواستیم که درخواست دهند. ۱۸۰ نفر درخواست دادند. از بین آنها تعدادی را انتخاب کردیم. سپس آنها را نشاندیم و اهداف فرهنگی و رفتارهای لازم برای رسیدن به این اهداف را برای آنها شرح دادیم. سپس برنامه‌هایی  را برای تقویت ارتباطات و تشویق افراد به مسوولیت‌پذیری به اجرا درآوردیم.

ما همه این کارها را بدون کمک مشاور انجام دادیم. به نظر من، استخدام فردی از خارج از سازمان به منظور ایجاد تغییر در فرهنگ، می‌تواند نتیجه معکوس دهد. دگرگونی فرهنگی باید توسط کسانی انجام شود که سازمان را درک می‌کنند.

اگر بگویم حالا فرهنگ ما ۱۰۰ درصد مثبت است، دروغ گفته‌ام اما از هر جهت، به‌ویژه از نظر مالی، به طرز چشمگیری پیشرفت کرده‌ایم.

مدیران ارشد مالی معمولا وسوسه می‌شوند فقط روی اعداد و ارقام تمرکز کنند. اما تجربه به من نشان داده که، در هر صنعتی که هستید، آدم‌ها همیشه حرف اول را می‌زنند. همه کسب وکارها انسان محور هستند. شرکت فرانکلین بیش از هر چیزی باید روی فرهنگ تمرکز کند، نه روی اقداماتی که آینده‌اش را به نابودی بکشد.

«مهم نیست که در چه کسب وکاری هستید. در هر صنعتی که باشید، انسان‌ها همیشه حرف اول را می‌زنند. همه کسب‌وکارها انسان‌محورند.»

دیوید استک، مدیر ارشد مالی شرکت Reputation

نقش مدیران ارشد مالی هر روز تکامل می‌یابد و استراتژیک‌تر می‌شود. طبق نظرسنجی وب‌سایت دیلویت که به «CFO Signals» معروف است، مدیران ارشد مالی دوست دارند بخش زیادی از زمان خود (۶۰ درصد) را صرف طراحی استراتژی و ایجاد دگرگونی در سازمان کنند. اگر قصد دارید در فرهنگ سازمان تغییر ایجاد کنید، بدانید همیشه کسانی هستند که با شما مخالفت می‌کنند. آنها معتقدند حوزه‌هایی مثل تولید و بازاریابی در اولویتند. پس باید کسی را پیدا کنید که مسوول نظارت بر سرمایه‌گذاری‌های فرهنگی باشد و مراقب باشد که هزینه‌ها صرف کار دیگری نمی‌شوند. و چه کسی بهتر از مدیر ارشد مالی؟

رابین سیسکو، مدیر ارشد مالی Workday

معمولا وقتی صحبت از تغییر فرهنگی به میان می‌آید، نام مدیر ارشد اجرایی به ذهنمان نمی‌رسد. اما با توجه به تاثیر چشمگیر فرهنگ بر سود و زیان، این روند در حال تغییر است. طبق تحقیقات وب‌سایت دانشگاه Duke، فرهنگ یکی از سه عامل اصلی تاثیرگذار بر ارزش سازمان است و می‌تواند بر سودآوری و رفتار کارکنان تاثیر بگذارد. مدیران ارشد مالی و واحدهای مالی تاثیر بسزایی بر فرهنگ سازمان دارند. یکی از حوزه‌هایی که از همه تاثیرگذارتر است، تصمیمات سرمایه‌گذاری است، به دلیل تاثیری که این تصمیمات بر تجربه کارکنان و حفظ آنها دارند. صنایع، مختلفند اما همیشه بخش اعظمی از هزینه‌ها مربوط به آدم‌هاست. سرمایه‌گذاری در زمینه تجربه کارمند، بسیار مهم است اما بسیاری از مدیران ارشد مالی آن را غیرضروری می‌دانند. سرمایه‌گذاری در حفظ فرهنگ، بسیار آسان‌تر و ارزان‌تر از سرمایه‌گذاری برای اصلاح آن است. کارکنان از همه سرمایه‌گذاری‌ها راضی نیستند و بهترین روش برای مدیریت این مساله ارائه توضیح به آنها و شفاف‌سازی است.

  رهبران دگرگونی فرهنگی

کاترین پاسونز، مشاور سرمایه‌های انسانی، دیلویت

چند سال است که گرایش‌های محیط کار دستخوش تغییر شده. بسیاری از شرکت‌ها به کارکنان اجازه دورکاری می‌دهند. بعضی‌ها، طراحی ادارات را تغییر می‌دهند و از فضای بسته، به یک فضای باز و تعاملی تبدیل می‌شوند. اما دگرگونی فرهنگی فراتر از اینهاست. انتظارات کارکنان تغییر کرده. آنها دوست دارند مفید باشند. دوست دارند کارشان جذاب باشد و یک تجربه هدفمند را برایشان به ارمغان بیاورد. طبق گزارش دیلویت، ۸۰ درصد مدیران اجرایی معتقدند که تجربه کارمند بسیار مهم است اما تنها ۲۲ درصد شرکت‌ها تجربه متفاوتی برای کارکنانشان فراهم می‌کنند. فرهنگ سازمان به تجربه کارکنان گره خورده است. بهبود تجربه کارکنان، نیازمند ایجاد تغییر در ذهنیت‌های قدیمی و دخالت مدیران ارشد است. شاید تعجب کنید اما به نظر ما، مدیر ارشد مالی یکی از بهترین گزینه‌ها برای ایجاد تغییرات فرهنگی است.

یک مدیر ارشد مالی موفق، باید در جریان امور سازمان و تک‌تک خطوط تولید باشد. او به انبوهی از داده‌ها دسترسی دارد. با کمک این داده‌ها او می‌تواند زودتر از بقیه مدیران، از مشکلات نگران‌کننده باخبر شود. وظیفه مدیران ارشد مالی، توسعه کسب‌وکار، ایجاد مدیریت قدرتمند، یافتن منابع و پیش‌بینی بودجه است که تک‌تک اینها، بر اولویت‌های فرهنگی تاثیر می‌گذارند. نظرسنجی دیلویت نشان می‌دهد که مدیران ارشد مالی به مقوله فرهنگ علاقه دارند. اما همین گزارش در ادامه اشاره می‌کند که اکثر این مدیران، برای ایجاد تغییرات فرهنگی امکانات کافی ندارند. شاید علتش این است که در گذشته، مدیران ارشد مالی، سرشان گرم اعداد و ارقام بود و این تبدیل یک سنت شده است.  حالا سوال اینجاست که این مدیران چطور می‌توانند همزمان با انجام وظیفه اصلی خود، فرهنگ سازمان را طوری شکل دهند که محیطی رضایت‌بخش برای کارکنان فراهم شود؟ آنها برای ایجاد دگرگونی فرهنگی می‌توانند این چهار مرحله را طی کنند:

۱. شناسایی فرهنگ

این مدیران در وهله اول باید درباره وضعیت فعلی سازمان تامل و تغییرات مهم را شناسایی کنند. آنها باید درباره موضوع «تناسب فرهنگی» فکر کنند و نتایجی را که رضایت‌بخش نیستند،  به‌علاوه رفتارهایی که به این نتایج منجر شده و باورهایی که از این رفتارها حمایت می‌کنند، شناسایی کنند.

۲.بازنگری درباره باورهای رایج

گام دوم، جلب حمایت سازمان است. به‌عنوان مدیر ارشد مالی، باید دیوار باورهای رایج را بشکنید و توضیح دهید که چرا تغییر، اجتناب‌ناپذیر است. باید حتما به این نکته اشاره کنید که این باورها در زمان خودشان، ارزشمند و مفید بوده‌اند اما باید به اقتضای زمان تغییر کنند. یادتان باشد که این باورها در سازمان ریشه دوانده‌اند، پس وقتی دارید از پیامدها و خطرات آنها پرده برمی‌دارید، باید سنجیده صحبت کنید. می‌توانید با استفاده از داده‌هایی که در اختیار دارید، باورهای رایج را تفسیر کنید و با اعداد و ارقام، نشان دهید که چرا ایجاد تغییر به نفع سازمان و کارکنان است.

۳. جایگزینی الگوهای فعلی

اینکه از کارکنان بخواهید یک باور جدید را بپذیرند کمی سخت است. راه ساده‌تر این است که رفتارهای فعلی را با رفتارهای جدید جایگزین کنید. برای رسیدن به موفقیت، باید هم یک سیاستمدار باشید هم عامل دگرگونی. به‌عنوان یک سیاستمدار، باید الگوی رفتاری کارکنان باشید. این یعنی رفتارهای مورد نظرتان را تعیین کنید و اول از همه، خودتان این رفتارها را تمرین کنید. با کارکنان درباره انتظارات صحبت کنید. نباید انتظار داشته باشید که آنها به تنهایی، بار این تغییرات را به دوش بکشند. اما این کافی نیست. شما به‌عنوان عامل دگرگونی، ممکن است مجبور شوید یک خانه‌تکانی اساسی در حوزه استعدادها انجام دهید، مدیران جدید استخدام کنید و کسانی را که تمایلی به پذیرش فرهنگ جدید ندارند با نیروهای جدید جایگزین کنید.

۴. تقویت رفتارهای مطلوب

گام نهایی، ترویج و نهادینه‌سازی باورهای جدید در سازمان است. در این مرحله باید تعاملات را آغاز کنید و ارتباطاتتان را با شریکان تجاری مستحکم کنید تا تحولات فرهنگی رواج پیدا کند. باید به همه اعلام کنید که تغییر از راس شروع می‌شود. برای ترویج فرهنگ جدید، می‌توانید ساختارهای پاداش‌دهی و پیشرفت کارکنان را بازبینی کنید تا هم اعتمادشان جلب شود و هم موافقتشان. تغییر فرهنگی یک شبه اتفاق نمی‌افتد و نیازمند تلاش و مشارکت همه است. مدیران ارشد مالی چون به تک‌تک جنبه‌های سازمان احاطه دارند، ایجاد تغییر، برای آنها تنها یک توانایی نیست، یک مسوولیت است. آنها نباید این وظیفه مدیریتی را نادیده بگیرند. هیچ‌وقت قدرت خودتان را دست‌کم نگیرید. چیزی که فکر می‌کنید احتمالش کم است، شاید اتفاق بیفتد و غافلگیرتان کند.

ده قانون موفقیت برای نیم‌ سال دوم

 

 

 

فراموش نکنید که رمز موفقیت سخت کوشی است نه باهوشی. پس تا می توانید تلاش کنید...
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 1 دقیقه
 10 قانون موفقیت برای نیم‌ سال دوم
 
 

1. سخت‌ کوشی لجوجانه:
فراموش نکنید که رمز موفقیت سخت‌ کوشی است نه باهوشی. پس تا می‌ توانید تلاش کنید.

2. برنامه‌ ریزی: مطابق با برنامه‌ راهبردی باشید تا دچار انحراف نشوید.

3. مهندسی دوباره‌ منابع

4. یادگیری در کلاس درس: استفاده‌ کامل از وقت کلاس برای یادگیری درس و بازیابی مکرر در منزل (یادگیری در کلاس درس شروع می‌ شود و در خانه تکمیل می‌شود).

5. درس هر روز را همان روز بخوانید: خواندن درس هر روز مدرسه و انجام تکالیف در همان روز به عنوان یکی از مهم‌ ترین عناصر مدیریت زمان

6. تشخیص اولویت‌ ها

7. متعادل بودن: یعنی ایجاد تعادل بین خواب و بیداری، کلاس و مطالعه‌ شخصی، مطالعه‌ تشریحی و حل تست، درس‌ های عمومی و اختصاصی، درس‌ های پیش و پایه، درس‌ های متنی و تحلیلی، درس‌ های مورد علاقه و سایر درس‌ ها

8. خود ارزیابی: امتحان گرفتن مداوم از خود در منزل با هدف یادگیری کامل‌ تر

9. بازیابی اطلاعات: بازیابی به جای شکایت از فراموش کردن مطالب خوانده‌ شده

10. تمام‌ کنندگی: در نیم‌سال دوم در تمام مراحل برای اطمینان خاطر و جلوگیری از اضطراب و شتاب زدگی تمام‌ کننده باشید.
 
 

مطالب مرتبط:
در دوران امتحانات چه کنیم؟
جمع‌ بندی در هفته‌ های پایانی
مطالعه و ایام عید نوروز
 
 

منبع: کانون قلم چی
یکشنبه, 09 دی 1397 11:58

امتحانات و نکات مهم آن

امتحانات و نکات مهم آن

 

 

با توجه به این که امتحان ابزار اندازه گیری دانسته های ماست و مهم این است که با شرایط استاندارد برگزار شود، ولی به هر حال وقتی امتحان می دهیم از نظر روانی تأثیر زیادی بر شخصیت ما دارد موفقیت در آن می تواند باعث رشد اعتماد به نفس و خود پنداره مثبت در ما شود و عدم موفقیت در آن نیز تأثیر منفی در شخصیت ما خواهد داشت.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 3 دقیقه
امتحانات و نکات مهم آن
 
 
 
آزمون ها به اشکال عملی و کتبی و شفاهی هستند که کتبی آن شامل آزمون های تشریحی و چند گزینه ای است.

در هر صورت نکات مهم در آزمون ها که باید مورد توجه باشد عبارتند از:
۱) برای اینکه خطای کمتری داشته باشیم، بهتر است متن سوال را با دقت بخوانیم و زیر کلید واژه ها خط بکشیم.

۲) همیشه محدودیت زمانی پاسخ به سوالات را به خاطر داشته باشید.

۳) برای موفقیت باید سرعت عمل دقت و سرعت انتقال مطلب داشته باشیم.

۴) مراحل پاسخگویی به سوال عبارتند از:
▪ خواندن دقیق سوال
تجزیه و تحلیل ذهنی و پاسخ یابی
▪ نگارش متن اولیه پاسخ
▪ بازبینی پاسخ تصحیح احتمالی و ارائه مطلب بصورت مکتوب

۵) برای هر امتحان مجموعه صفحاتی را که باید بخوانید مشخص کنید. و برای آمادگی هر چه بیشتر زمان بندی لازم برای یادگیری را انجام دهید.

۶) اهمیت نسبی مطالبی را که باید امتحان بدهید از نظر دبیر مشخص کنید.

۷) به پرسش ها با تکیه بر نکات کلیدی درس و قسمت های اصلی با یک جمله بندی صریح و بدون ابهام پاسخ دهید.

۸) در صورت خواستن توضیح از پرداختن به جزئیات در کنار کلیات غفلت نکنید.

۹) در آزمون های شفاهی سعی داشته باشید که قبلاًً فن بیان و روان صحبت کردن را بیاموزید.

۱۰) برای موفقیت در آزمون های شفاهی مبتنی بر روخوانی، تمرین روخوانی از متن کتاب را فراموش نکنید. به ویژه در دروسی مثل عربی و زبان و ادبیات که تلفظ صحیح، دقیق و روان لازم است.

۱۱) قبل از امتحان مطلع شوید که آیا بصورت شفاهی و درچه محدوده ای از کتاب امتحان گرفته خواهد شد.

۱۲) سعی کنید مطالب آموختنی را حفظ نکنید، بلکه بفهمید و به زبان خودتان آن را بازگو کنید. تا ضریب فراموشی تان کمتر شود.
۱۳) سعی کنید با ۲ یا ۳ دانش آموز صمیمی و جدی در درس، کارگروه های درسی تشکیل دهید. (خصوصاً در امتحانات شفاهی)
۱۴) در امتحانات تستی سعی کنید آنچه را می دانید بزنید (از شماره یک الی آخر)
▪ آنچه را بر می گزینید بزنید ( از طریق حذف گزینه های ناصحیح)
▪ آنچه را که به احتمال زیاد غلط می دانید نزنید و روی آن وقت نگیرید مگر اینکه وقت اضافه داشته باشید.

۱۵) نقطه شروع پاسخ در آزمون ها را خودتان انتخاب کنید یعنی از درس و سوالات ساده مورد علاقه خود شروع کنید، زیرا باعث افزایش اعتماد به نفس و امیدواری شما می شود.
علاوه بر این که التهاب و هیجان منفی اولیه امتحان را مهار می کند و هم چنین باعث صرفه جویی در وقت است.

۱۶) به خاطر داشته باشید که در امتحانات تستی به ویژه کنکور فقط سواد شما را نمی سنجند، بلکه سرعت و دقت شما نیز سنجیده می شود لذا قبلاً در زمینه های سرعت و دقت در تست زنی هم کار کنید.

۱۷) در تست های سرعتی که حافظه و مهارت سرعت انتقال را می سنجد، معمولاً اما نه همیشه، اولین حدس صحیح ترین پاسخ است مگر این که:
تمرکز نداشته باشید.
▪ شتاب کرده باشید
▪ بدنه سوال را به خوبی نخوانده باشید.

در پایان بدانید که تلاش و برنامه ریزی در مطالعه و توکل به خدا ضامن موفقیت شما خواهد بود.
 

مطالب مرتبط:
در ایام امتحانات چگونه برنامه ریزی کنیم؟
برنامه ریزی برای امتحانات
دوران امتحانات و کنکور
 

منبع: میگنا

 

5 ازدواج عجیب و غریب! +فیلم

 

 

 

امروزه خبرهای زیاد و حیرت‌انگیزی از انوع ازدواج‌های نوظهور در گوشه و کنار دنیا به گوش می‌رسد. اخیرا رسانه‌های فرانسه از ازدواج یک زن جوان با نامزد مرده‌اش خبر دادند و یک مرد سعودی خبر ازدواج خود با یک جن را رسانه‌ای کرد!
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه
ازدواج

 

 

در سال‌های اخیر آمار ازدواج در سراسر جهان، روند نزولی را در پیش گرفته و آمارها نشان از بحرانی شدن موضوع ازدواج در جوامع دارد. آمارهای رسمی اتحادیه اروپا نشان می‌دهد که تعداد ازدواج زنان بین 30 تا 40 سال در اکثر کشورها، به‌ویژه  چین و هند رو به کاهش بوده و از 72 درصد به 51 رسیده است، که عمده دلیل آن از نظر کارشناسان اجتماعی، بروز و ظهور الگوهای جدید ازدواج عنوان شده است.

حائز اهمیت آن که، تا پیش از این برای ازدواج چند الگوی اصلی همچون "ازدواج بنا به علاقه"، "ازدواج به‌خاطر ثروت"، "ازدواج به‌خاطر زیبایی"، "ازدواج مصلحتی" و... داشتیم اما در سال‌های اخیر با الگوهای خاصی مواجه شده‌ایم که گاها تعجب اکثریت را به همراه داشته است.

امروزه افراد مختلف در سراسر جهان، بنا به علایق خاص و منحصر به‌فرد خود، اقدام به "ازدواج با حیوانات خانگی"، "ازدواج با مرده"، "ازدواج با اشیا" و حتی "ازدواج با خود" می‌کنند! با شنیدن این اخبار باید از خود پرسید جامعه بشری در چه ورطه‌ای قدم گذاشته و به چه سویی رهسپار است؟ به‌راستی منش و انسانیت تا کجا تنزل یافته؟

سندرم آسپرگر (ASD)، یکی از بیماری‌های نادر اختلال زیستی-عصبی است که فرد مبتلا علاقه‌ی شدیدی نسبت به اشیا پیدا می‌کند و به آن "شی‌دوستی" گفته می‌شود. اما گاه این علاقه تا آن‌جا پیش می‌رود که فرد را به مرز پیوند و ازدواج می‌کشاند!



1- پدیده زوفیلیا یا ازدواج با حیوانات

ازدواج با حیوانات (Zoophilia) پدیده‌ای است که طی سال‌های اخیر انسان مدرن امروزی به آن مبتلا شده. پدیده قبیح و نامتعارف که در چارچوب لذت‌گرایی یا هدونیسم (Hedonism) در بسیاری از کشورهای جهان به خصوص کشورهای غربی  رایج شده است. فلسفه ازدواج با حیوان؛ نوعی پوچ‌گرایی و دوری از انسان‌ها است. باید توجه داشت که کشور دانمارک یکی از سردمداران این نوع از ازدواج است.

طی سالیان گذشته، اخبار متعددی از ازدواج انسان با حیوانات در سراسر جهان منتشر شده است. اما یکی از موارد پر سر و صدا، در سال 2010 میلادی اتفاق افتاد که توجه بسیاری از رسانه‌های جهان را به خود معطوف کرد و یک جوان استرالیایی 20 ساله، رسما با سگ خانگی خود پیوند زناشویی بست! وی با به تن‌ کردن لباس دامادی و تهیه یک لباس عروس برای سگش، با این حیوان ازدواج کرد.

به زعم بسیاری از جامعه‌شناسان، در عصر کنونی روسپیگری حیوانات در حال تبدیل شدن به یک معضل خاص در بسیاری از کشورهای جهان و به‌ویژه کشورهای غربی است. در بسیاری از کشورها، هیچ قانونی در رابطه با رابطه جنسی انسان و حیوانات وجود ندارد؛ به عبارتی، قانونی برای منع این عمل شنیع در کشورها حاکم نیست. (1)

2- سولوگامی یا ازدواج با خود

ازدواج و تشکیل زندگی، تاکنون با به‌هم پیوستن دو جنس مخالف بوجود می‌آمد، اما اخیرا این چارچوب با خدشه‌هایی همراه شده چرا که شاهد موج جدیدی از "ازدواج با هم‌جنس"، "ازدواج با خود" و انواع دیگری از ازدواج در اکثر کشورهای غربی هستیم. درواقع، تا چند سال پیش یکی از بزرگترین دغدغه‌های انسان تنهایی بود. اما بشر امروزی تنهایی را برگزیده و این دغدغه را با پدیده‌ای تحت عنوان سولوگامی یا "ازدواج با خود" پاسخ داده است.

شاید بتوان اصلی‌ترین دلیل برای بوجود آمدن ازدواج‌های نوظهور را افزایش خودبرتربینی، خودشیفتگی و پوچ‌گرایی عنوان کرد. این افراد، فردی را لایق خود ندانسته و از این رو اقدام به ازدواج با خود می‌کنند.

 

3- ازدواج با مردگان

از دیگر ازدواج‌های نامتعارف شایع در جهان می‌توان به ازدواج با مردگان اشاره کرد، که در ایران باستان نیز چنین ازدواج‌هایی مرسوم بوده به گونه‌ای که دختر قانوناً و شرعاً به عقد متوفی در می‌آمد تا نام و یادگارهای آن مرحوم در دنیا باقی بماند و در آخر وارثدارایی مرد متوفی نیز باشد.

امروزه خبرهای بسیاری حاکی از این نوع ازدواج‌ها در گوشه و کنار دنیا به گوش می‌رسد، به طور مثال: رسانه‌های فرانسه از ازدواج یک زن جوان با نامزد مرده‌اش خبر داد. "ماگالی جاچی ویكز" 32 ساله و "جاناتان جورج" قرار بود سال گذشته میلادی با یكدیگر ازدواج كنند، اما "جاناتان" در یك تصادف رانندگی جان خود را از دست داد. به همین دلیل این زن جوان تصمیم گرفت با نامزد مرده‌اش ازدواج كند. بر اساس اعلام وزارت كشور فرانسه، هر ساله 10 ازدواج به این صورت در كشور انجام می‌شود و دولت فرانسه از افزایش روز افزون این گونه ازدواج‌ها به شدت در هراس است. (2)


4- ازدواج با اشیا

سندرم آسپرگر (ASD)، یکی از بیماری‌های نادر اختلال زیستی-عصبی است که فرد مبتلا علاقه‌ی شدیدی نسبت به اشیا پیدا می‌کند و به آن "شی‌دوستی" گفته می‌شود. اما گاه این علاقه تا آن‌جا پیش می‌رود که فرد را به مرز پیوند و ازدواج می‌کشاند! در واقع این روند نوعی اختلال روانی محسوب می‌شود. در این راستا یک زن 37 آمریکایی که مبتلا به "سندرم آسپرگر" بود، ازدواج خود با برج ایفل را رسانه‌ای و جشنی را برای پیوند با این برج آهنین بر پا و بسیاری از دوستان خود را به آن دعوت کرد. البته پیش‌تر نیز خانمی با دیوار چین ازدواج کرده بود.

5- ازدواج با اجنه

در میان تمامی ازدواج‌های عجیب و غریب، ازدواج با اجنه حیرت‌انگیزتر است. 2 سال پیش یک مرد سعودی، ازدواج خود را با یک جن رسما اعلام کرد. وی درباره چگونگی این ازدواج می‌گوید: "23 سال پیش با یک جادوگر نیجریه‌ای دیدار و از او خواستم برای میلیونر شدن راهکاری به من پیشنهاد دهد. جادوگر خواست که خانه‌ای بخرم و به تنهایی در آن مستقر شوم و اولین خوابی که دیدم را برای او بازگو کنم. وقتی خوابم را برای جادوگر تعریف کردم، ساحر گفت که یک زن از طایفه جن عاشق تو شده است و تو باید برای ازدواج با این جن مهریه، لباس، طلا و لوازم دیگر فراهم کنی، در غیر این صورت ثروت اندوخته خود را از دست خواهی داد."


مقابله با ازدواج‌های انحرافی

طی دهه‌های گذشته، فرهنگ غربی با شدتی غیرقابل تصور در حال نفوذ به کشور ما است و اگر تدابیری برای مقابله با این قبیل معضلات اتخاذ نشود، بی‌تردید آسیب‌های غیرقابل جبرانی را متحمل خواهیم شد. از این رو، زمینه‌سازی برای ازدواج مطلوب و کم‌دردسر در کنار آگاهی بخشی می‌تواند قدم موثری در این مسیر باشد. انتظار می‌رود که مسئولین مربوطه با برنامه‌ریزی دقیق و هدفمند به پر رنگ کردن ارزش‌های اخلاقی، آموزه‌های معنوی و ایجاد امکانات ازدواج آسان و مطلوب پرداخته و تمام توان خود را برای جلوگیری از ورود چنین تفکرات انحرافی به‌کار گیرند.

 


پی نوشت:
1- زوفیلیا یا حیوان‌خواهی؛ از ازدواج با سگ و اسب تا فاحشه‌خانه‌های حیوانی، مشرق نیوز
2- ازدواج با نامزد مرده!، باشگاه خبرنگاران جوان

اضطراب شدید حین صحبت در جمع

 

 

گلوسوفوبیا، ترس از سخنرانی یا اضطراب شدید سخنرانی، نوعی فوبیا اجتماعی است که بسیاری از مردم جهان به آن دچار هستند. در این مطلب به چیستی گلوسوفوبیا، دلایل بروز آن و راه‌های بهبود و درمان این فوبیا می‌پردازیم.
 
 
 
نویسنده : حمید عبادی
زمان تقریبی مطالعه : 10 دقیقه
گلوسوفوبیا یا ترس از سخنرانی چیست و چطور درمانی می‌شود؟

 

 

احتمالاً همان‌طور که می‌دانید گلوسوفوبیا بیماری خطرناک و یا شرایطی مزمن نیست. در واقع گلوسوفوبیا شرایط و نامی پزشکی برای معرفی ترس از صحبت و سخنرانی عمومی است. لازم به ذکر است که 4 نفر از هر 10 نفر در امریکا با این مشکل مواجه هستند.
صحبت کردن در جمع برای افرادی که دچار گلوسوفوبیا هستند، می‌تواند منجر به احساس ناراحتی و اضطراب شدید شود. این ناراحتی و اضطراب می‌تواند همراه با لرزش، تعریق و تند شدن ضربان قلب به شکل غیرقابل‌کنترل همراه باشد. در این حین ممکن است فردی که دچار گلوسوفوبیا است تمایل شدیدی به فرار از موقعیت و خروج از محل صحبت و تجمع داشته باشد.

به‌بیان‌دیگر گلوسوفوبیا یک فوبیا یا ترس اجتماعی و یا اختلال اضطراب اجتماعی است. در واقع اختلالات اضطرابی شرایطی شدیدتر از نگرانی‌ها و عصبی شدن‌های گاه‌وبیگاه است. این اختلالات باعث به وجود آمدن ترس شدیدی می‌شود که هیچ تناسبی با اتفاقی که قرار است رخ دهد یا اتفاقی که در حال فکر کردن به آن هستید ندارد و مقیاس این اضطراب بسیار بزرگ‌تر از اتفاق رخ‌داده است.
اختلالات اضطرابی به‌ مرور زمان بدتر می‌شوند و می‌توانند در توانایی عملکردی افراد تداخل ایجاد کنند و فرد را با مشکل مواجه سازند.

گلوسوفوبیا چگونه حسی است؟

گلوسوفوبیا شرایطی است که معمولاً وقتی قرار است چیزی را به جمعی از افراد ارائه دهیم رخ می‌دهد. بسیاری از افراد در این موقعیت، با شرایط و واکنشی در بدن تحت عنوان "جنگ یا گریز" مواجه می‌شوند. خوب است بدانید که این واکنش، راهی است که بدن برای دفاع از خود در برابر حمله، شرایط ناگوار و یا هر اتفاق خطرناک دیگری که درک می‌کند، اتخاذ می‌نماید. به‌بیان‌دیگر "جنگ یا گریز" واکنشی از سوی بدن در مواجهه با شرایطی است که بدن احساس خطر می‌کند و این واکنش غیرارادی را برای دفاع از خود نشان می‌دهد. گفتنی است این واکنش در مواقع خطر به حفظ جان انسان منجر می‌شود و یکی از واکنش‌های طبیعی و حیاتی بدن است.

واقعیت این است که وقتی بدن افراد احساس "تهدید شدن" می‌کند، مغز اقدام به رها کردن آدرنالین و استروئید می‌کند. این اتفاق باعث افزایش قند خون و سطح انرژی در بدن می‌شود. همچنین در این هنگام ضربان قلب و فشارخون نیز افزایش می‌یابد تا جریان خون بیشتری به سمت عضلات ارسال کند.

علائم رایج واکنش "بجنگ یا بگریز" شامل موارد زیر است:
-- ضربان قلب سریع
-- لرزش
-- تعریق
-- تهوع و استفراغ
-- کوتاه شدن یا بریده‌بریده شدن نفس‌ها یا وضعیت هایپرونتیلیشن
-- سرگیجه
-- تنش عضلانی
-- تمایل به خارج شدن از موقعیت

دلایل بروز گلوسوفوبیا

همان‌طور که در بالا اشاره شد، واکنش "بجنگ یا بگریز" کاربردی حیاتی در مواقعی که انسان توسط حملات دشمن یا حیوانات وحشی تهدید می‌شود دارد. اما باید بگوییم که این واکنش در اتاق جلسه یا کنفرانس اصلاً کارآمد نیست و آثار ناخوشایندی خواهد داشت. یافتن ریشه‌های ترس می‌تواند گام‌های مؤثری در مدیریت و کنترل این شرایط داشته باشد.

طی آزمایشی که توسط انستیتو ملی سلامت ذهنی امریکا صورت گرفته مشخص‌ شده مغز افرادی که دچار اضطراب اجتماعی هستند، زمانی که با نظرات منفی مواجه می‌شوند، واکنش‌های شدیدی نشان می‌دهند. مناطق تحت تأثیر قرار گرفته در مغز این افراد، آن مناطقی بودند که مسئولیت خود ارزیابی و پردازش‌های احساسی را عهده‌دار بودند


خوب است بدانیم گلوسوفوبیا یا ترس از سخنرانی و صحبت عمومی در بسیاری از افراد ناشی از ترس از خجالت، مورد قضاوت قرار گرفتن و یا  مخالفت با نظراتشان است. تجربیاتی مثل ارائه گزارش در کلاس درس می‌تواند یکی از اتفاقات تلخ و ناخوشایند برای این افراد باشد.
گرچه فوبیاهای اجتماعی می‌توانند ریشه در خانواده داشته باشند، اما از نظر علمی این موضوع فعلاً نامشخص است. طی تحقیقی که روی موش‌های آزمایشگاهی در سال 2002 انجام شد مشخص شد موش‌هایی که ترس از اضطراب کمتری دارند، فرزندان با اضطراب کمتری نیز به دنیا می‌آوردند. البته تحقیقات بیشتری در این زمینه نیاز است تا اثر عوامل موروثی بر فوبیاهای اجتماعی را بررسی کند.

همچنین طی آزمایشی که توسط انستیتو ملی سلامت ذهنی امریکا صورت گرفته مشخص‌ شده مغز افرادی که دچار اضطراب اجتماعی هستند، زمانی که با نظرات منفی مواجه می‌شوند، واکنش‌های شدیدی نشان می‌دهند. مناطق تحت تأثیر قرار گرفته در مغز این افراد، آن مناطقی بودند که مسئولیت خود ارزیابی و پردازش‌های احساسی را عهده‌دار بودند. گفتنی است این واکنش شدید در افرادی که دچار این اختلال نیستند وجود ندارد.

گلوسوفوبیا چطور درمان می‌شود؟

افرادی که دچار ترس شدید از صحبت در جمع هستند و یا گلوسوفوبیا زندگی روزمره آن‌ها را با اخلال مواجه ساخته، می‌توانند دراین‌باره با یک پزشک مشورت کنند و از او راهنمایی بخواهند. لازم به ذکر است پزشکان می‌توانند با برنامه‌ریزی و کار روی یک برنامه هدفمند درمانی، به این افراد کمک کنند. گزینه‌هایی که برای برنامه درمانی می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد عبارت‌اند از:

روان‌درمانی
بسیاری از افراد می‌توانند بر گلوسوفوبیا یا ترس از سخنرانی خود توسط درمان‌های رفتارشناختی فائق بیایند. تمرین و کار با یک درمانگر می‌تواند به شناخت ریشه بروز اضطراب در افراد کمک کند. به‌طور مثال ممکن است فردی ریشه ترس خود را در "مورد تمسخر واقع‌ شدن" بیابد چراکه ممکن است این فرد در کودکی مورد تمسخر واقع‌ شده باشد. این فرد متوجه خواهد شد که ترس او از صحبت کردن نیست و بلکه از تمسخر می‌ترسد بنابراین می‌توان با توجه به ریشه ترس این فرد از روش‌های درمانی مناسب استفاده کرد.
در واقع فرد درگیر گلوسوفوبیا و درمانگر وی همراه با یکدیگر به اکتشاف ترس‌ها و تفکرات منفی خواهند پرداخت. درمانگر راه‌هایی برای تغییر شکل تفکرات منفی به آن فرد آموزش خواهد داد.

به‌عنوان نمونه برای تغییر شکل تفکر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
-- به‌جای اینکه فکر کنید "من نباید هیچ اشتباهی انجام دهم" قبول کنید که همه افراد می‌توانند دچار اشتباه شوند و یا اشکالاتی هنگام ارائه مطالب داشته باشند. همچنین لازم است بدانیم بیشتر اوقاتی که فرد ارائه‌دهنده دچار اشتباه می‌شود، حضار از آن اشتباه مطلع نمی‌شوند.
-- به‌جای "همه فکر می‌کنند من بی‌عیب‌و‌نقص هستم"، باید روی این واقعیت تمرکز کنیم که حضار می‌خواهند ما موفق باشیم و ارائه و صحبت خود را با موفقیت به پایان برسانیم. سپس به یادآوری جزئیاتی که قرار است در مورد آن صحبت کنیم بپردازیم و به احاطه خود به مطالب قابل‌ارائه فکر کنیم.

بنابراین لازم است به‌محض اینکه ترس‌های خود را شناسایی کردیم، سعی در ارائه مطالب و ایراد سخنرانی در گروه‌های پشتیبانی‌کننده کوچک (گروه‌هایی برای پشتیبانی از افرادی که اضطراب اجتماعی دارند) داشته باشیم. گفتنی است با روند رو به رشد اعتمادبه‌نفس خود، می‌توانیم در جمع‌های بزرگ‌تر به صحبت و سخنرانی بپردازیم.

داروهای مؤثر در بهبود گلوسوفوبیا
اگر روش‌های درمانی که در بالا اشاره شد بر روی شما تأثیر نداشت، پزشک شما می‌تواند از تجویز انواع داروهایی که برای بهبود و درمان اختلالات اضطرابی وجود دارند، استفاده کند.
Beta blockers یا بلاک کننده‌های بتا که معمولاً برای درمان فشارخون بالا و بی‌نظمی و اختلالات قلبی استفاده می‌شوند می‌توانند در کنترل علائم و آثار فیزیکی گلوسوفوبیا مؤثر باشند. داروهای ضدافسردگی نیز می‌توانند در کنترل اضطراب اجتماعی کارآمد باشند.

اگر اضطراب شما شدید است و زندگی روزانه شما را تحت تأثیر قرار داده است، بعید نیست که پزشک برای شما داروهایی از گروه بنزودیازپین‌ها شامل آتیوان یا همان لورازپام و یا زنکس یا همان آلپرازولام تجویز کند. البته توجه داشته باشید که مصرف هرگونه دارویی بدون مشورت و تجویز پزشک به‌شدت می‌تواند خطرناک باشد. 

استراتژی‌های دیگر برای خلاص شدن از گلوسوفوبیا

علاوه بر روش‌های درمانی دارویی و روان‌شناختی، استراتژی‌هایی نیز وجود دارند که می‌توان از ترکیب آن‌ها حین استفاده از سایر دوره‌های درمانی گلوسوفوبیا بهره‌مند شد.
برای مثال خوب است که در یک کلاس یا کارگاه صحبت کردن در جمع و یا فن بیان ثبت‌نام کنیم. در ادامه به بیان چند روش برای بهبود شرایط سخنرانی و صحبت عمومی می‌پردازیم:

مرحله آماده‌سازی:
این مرحله پیش از مرحله سخنرانی است و مربوط به زمانی است که فرد ارائه‌دهنده در حال تمرین و آماده‌سازی خود برای سخنرانی و ارائه مطلب است.
به موضوعی که می‌خواهید ارائه دهید احاطه یابید: این به این معنی نیست که تمام مطالب مورد ارائه خود را حفظ کنید، اما لازم است بدانید که چه چیزی می‌خواهید بگویید و یک طرح کلی از نقاط مهمی که قرار است بیان کنید داشته باشید. تمرکز خود را روی مرحله آغاز سخنرانی و معرفی بحث بگذارید چراکه این لحظه حساس‌ترین و عصبی‌ترین وضعیت شما خواهد بود.
متن صحبت خود را بنویسید: متن خود را بنویسید و از روی آن تمرین کنید تا به تسلط کافی و لازم برسید.
زیاد تمرین کنید: باید به‌قدری تمرین کنید تا در مورد چیزی که می‌خواهید بگویید راحتی لازم را به دست آورید. سپس بازهم تمرین کنید. باید بدانید اعتمادبه‌نفس شما با گسترش اطلاعاتتان از موضوع موردبحث، افزایش خواهد یافت.
از صحبت و سخنرانی خود در حین تمرین فیلم‌برداری کنید: با فیلم‌برداری می‌توانید به مشکلات و نواقص پی ببرید و بخش‌هایی که باید تغییر کنند را شناسایی کنید. آنگاه می‌توانید به توانایی‌های خود و چگونگی دیده شدن خود پی ببرید.
پاسخ دادن به سؤالات حضار را تمرین کنید: فهرستی از سؤالاتی که ممکن است حضار از شما بپرسند را تهیه کنید و جواب آن‌ها را تمرین کنید. 

کمی قبل از سخنرانی:
اگر ممکن بود یک ساعت قبل از ارائه اصلی، دوباره نکاتی که قرار است ارائه دهید را با خود تمرین کنید. همچنین لازم است که از خوردن غذا و کافئین قبل از صحبت کردن بپرهیزید.
به‌محض رسیدن به مکان صحبت خود، سعی کنید با فضا آشنا شوید. همچنین اگر قرار است از تجهیزاتی مثل لپ‌تاپ، پروژکتور یا هر چیز دیگر استفاده کنید، از صحت عملکرد آن‌ها اطمینان حاصل کنید.

در طول سخنرانی:
این نکته را در ذهن داشته باشید که 40 درصد تمام افراد، از سخنرانی در جمع می‌هراسند. بنابراین دلیلی برای شرمنده بودن به‌خاطر داشتن اضطراب وجود ندارد. بهترین رویکرد خود را در "پذیرفتن استرس"  اتخاذ کنید و از آن برای هوشیاری بیشتر و پرانرژی بودن استفاده کنید.
لبخند بزنید و سعی در برقراری ارتباط چشمی با هرکدام از حاضرین که با آن‌ها روبه‌رو می‌شوید داشته باشید. سعی کنید از هر فرصتی برای داشتن گفت‌وگویی کوتاه با هرکدام از حضار استفاده کنید. توجه داشته باشید که هرچند لحظه یک‌بار نفس آرام و عمیقی برای رسیدن به آرامش داشته باشید.

در گفت‌و‌گوی «تبیان» با یحیی بوذری‌نژاد عضو هیأت علمی دانشگاه تهران مطرح شد:

 اگر ساختار‌ها اصلاح نشود، فروپاشی حتمی است

 

 

 

من می گویم جامعه فعلی دین‌گریز نیست، با آن تعریفی که من دارم، منتقد است. حتی شاید نسبت به گذشته دیندارتر هم شده باشد. به طور مثال وجود این شهدای جوان مدافع حرم، نشان می‌دهد اعتقادات محکمی هنوز وجود دارد.
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 20 دقیقه
جوانان و دین
 
 
 
 
برای اینکه ثابت کنیم ما جامعه‌ای دین‌دار هستیم، نیازی به برهان آوردن، آمار گرفتن و تحقیق کردن نیست و اصل پایبندی بیشتر مردم ایران به یک دین و مذهب کاملا مشهود است، اما اینکه نسبت به گذشته دیانت ما دستخوش تغییر شده یا نه و اینکه میزان پایبندی به دین سیر نزولی داشته یا صعودی و یا اعتماد جوانان به کارکردهای دین کم شده یا زیاد، مسائلی هستند که می‌شود و باید درباره جامعه ما مطرح شود.

جامعه‌شناسان یکی از گروه‌هایی هستند که صلاحیت پاسخ به این سوالات را دارند؛ به همین جهت با دکتر یحیی بوذری نژاد، دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و مولف کتاب  "انسان شناسی در اسلام" درباره "وضعیت دین‌داری در ایران امروز" گفت‌و‌گو کردیم. مشروح این مصاحبه را در ادامه می‌خوانید؛


زمانی‌که به جامعه نگاه می‌کنیم، به نظر می‌رسد دین‌داری در ایران امروز با مشکلاتی روبرو شده؛ برای اینکه بتوانیم پیرامون این مسئله تأمل کنیم، شاید بهتر باشد ابتدا تعریف دقیقی از دین داشته باشیم؛  بگذارید سوال اول را اینطور بپرسم که اگر بخواهیم درباره دین، به خصوص در جامعه خودمان صحبت کنیم، باید چه تعریفی از آن داشته باشیم؟

برای پاسخ به این سؤال می‌توان از دو روش استفاده کرد. یک روش این است که کار میدانی انجام دهیم و به مشاهدات دل ببندیم و یک روش اینکه با استفاده از معیارها و ملاک‌های دینی جامعه دینی را توصیف کنیم و ببینیم آیا جامعه ما از لحاظ تیپیکال دینی است یا خیر؟

بعد از انقلاب در حوزه عقاید، در بدنه روشنفکری و دانشگاهی یک تغییر و تحولاتی صورت گرفته که حاصل آمدن علوم جدید و حرف‌های جدیدی است که متجددین و روشنفکران دینی بیان کردند

این جمله و عبارتی شایع است که "مردم و جوانان دین‌گریز شدند و قدیم این‌چنین نبود"، من همیشه فکر می‌کردم به این مسئله باید چطور جواب داد؟ لذا اگر بخواهیم پاسخ دقیقی بدهیم باید در ابتدا از دین تعریف جامعی ارائه کنیم، به‌طورکلی اسلام سه حوزه دارد. عقاید، اخلاقیات و احکام شرعی؛ پس باید این سه معیار را بررسی کنیم.

 ما باید این سه معیار را بسنجیم و بر طبق آن ببینیم وضعیت دین‌داری چگونه است. درواقع ما باید به این سؤال پاسخ دهیم که آیا باورهای مردم نسبت به عقاید اسلامی و شیعی تغییر کرده یا خیر؟ سؤال دیگر این است که رفتارها و کنش‌های اخلاقی مردم نسبت به شریعت کم‌رنگ شده است یا خیر؟ و درنهایت ببینیم تعلق و اعتقاد یا به عبارتی تبعیت یا تعبد مردم، جوانان و نسل جدید به احکام شرعی نسبت به قبل متفاوت شده است؟

پیش از پاسخ به این سؤال ها باید این نکته را مدنظر داشت که هیچ‌وقت نباید مطلق نگاه کرد. درواقع کل جامعه که همیشه خوب و یک جور نیستند. مذهب و اسلام و ... تشکیکی است و شدت و ضعف دارد. فردی به اخلاقیات خیلی پایبندتر است و شخصی دیگر به عقاید توجه بیشتری دارد.

تاثیر جریان روشنفکری بر باور‌های دینی جوانان 

بگذارید از زاویه‌ای دیگر به این موضوع ورود پیدا کنم. دین‌داری ایرانی‌ها و دین‌داری مردم دو جور است. یکی این‌که طرف به دانشگاه آمده و در دانشگاه درس‌خوانده و با علوم جدید آشنا شده است و اسلام را هم از زاویه علوم جدید می‌بیند. برخی این‌چنین هستند؛ همچون بعضی جریانات روشنفکری.

بعضی دیگر با دیدگاه سنتی به اسلام نگاه می‌کنند و این‌طور دین‌دار هستند؛ یعنی با علوم سنتی، علوم غیرمدرن و غیر جدید به دین و دین‌داری می‌نگرند. بنابراین آن سه قسمت را باید در این دو نگاه بررسی کرد.

به نظر من، بعد از انقلاب در حوزه عقاید، در بدنه روشنفکری و دانشگاهی یک تغییر و تحولاتی صورت گرفته که حاصل آمدن علوم جدید و حرف‌های جدیدی است که متجددین و روشنفکران دینی بیان کردند و بنابراین شاید اعتقادات مردم و جوانان با قبل از انقلاب متفاوت باشد.

مثلاً شما، روشنفکر شایع قبل از انقلاب را دکتر شریعتی می‌دانید، اما روشنفکران، بعد از انقلاب حرف‌هایی بیان می‌کنند که غیر از حرف دکتر شریعتی است. به قول نصر حامد ابوزید- یکی از متفکرین مصری- روشنفکران ایرانی قبل از انقلاب می‌خواستند قرآن را کف جامعه بیاورند که با قرآن جامعه را اداره کنند، بعد از انقلاب تلاش روشنفکران دینی این است که قرآن را از کف جامعه به روی طاقچه ببرند. این مطلب را نصر حامد ابوزید می‌گوید، من نمی‌گویم.

بعد از انقلاب تلاش روشنفکران این است که به یک گونه اسلام را قرائت کنند که نسل جدید آن را بپذیرد و آن قرائت از اسلام بالاخره چالش‌هایی با اسلام سنتی یا اسلام اجتهادی که در طول تاریخ ما بوده است دارد. مثلاً از نگاه اسلام سنتی قرآن وحی تلقی می‌شد و می‌گفتند قرآن کلام خداوند است و می‌تواند معیار قرار بگیرد و جامعه را با آن اداره کرد، ولی امروز نمی‌گویند قرآن وحی است؛ می‌گویند تفسیر پیامبر از تجربه شخصی است.

یعنی قدر مسلم این است که در قشر فرهنگی و تحصیل‌کرده تفاوت‌هایی نسبت به گذشته وجود دارد.
بله. تصویر من این است که نه در همه طیف‌ها، ولی در طیف درس‌خوانده‌ها و درس‌ دانشگاهی خوانده‌ها، کمرنگ شدن عقاید و تغییر در عقیده رخ داده و باید این را هم بپذیریم که در حوزه عقاید این جریان موثر بوده است.

آیا در حوزه های دیگر هم این اتفاق رخ داده است؟
عرض می‌کنم؛ این‌هایی که تابه‌حال گفته شد مربوط به حوزه اعتقادات است؛ حالا برویم سراغ احکام شرعی تا تعبد مردم به احکام شرعی را بررسی کنیم.

برای فهم موضوع باید به این سؤال پاسخ دهیم که چقدر مقید به نماز، روزه، خمس، زکات و ... داریم؟ من فکر می‌کنم تقید جریان روشنفکری به احکام شرعی، نه در عبادات_ عبادات را فعلاً وارد نمی‌شوم چون در خلوت خود شخص است_ بلکه در حوزه معاملات، یعنی مسائل اجتماعی و سیاسی کمتر شده است.

نمی‌توان گفت جامعه ایران دین‌دار نیست؛ دین‌دار است ولی به وضع موجود انتقاد دارد.

شما وقتی می‌گویید قرآن تفسیر و رؤیای پیامبر است، یعنی احکامی که پیامبر گفته است اگر خیلی هم خوب بوده باشد برای دوره خودش خوب بوده. بنابراین تعبد نسلی که تحت تأثیر این برداشت‌ها قرار گرفتند به آموزه‌های شرعی خیلی کم است. شاید نماز هم نخوانند، شاید خیلی بی‌مبالات باشند، و این به جهت تبلیغاتی است که گفته می‌شود وحی امروز دیگر کارکردی ندارد.

اما در حوزه اخلاق این جریان معتقد هستند که بهتر است اخلاق جایگزین شریعت شود. همواره دم از اخلاق می‌زنند. اینکه چقدر خود اینها اخلاقی هستند یک بحث دیگری است، ولی شعار این جریان این است که جامعه باید بیشتر اخلاقی باشد تا شریعت‌مدار.

البته این شرایط و این تاثیرات مطلق نیست؛ من معتقدم با همه این تاثیرات، عده‌ای نیز هستند که عقاید آنها محکم‌تر شده، یعنی یک نسلی هم این‌سو تربیت شده است که عقاید محکم‌تری دارند و پایبندی آنها به شریعت هم بیشتر است.

یعنی در کنار ریزش‌ها رویش‌هایی هم وجود داشته است.

بله.

به نظر شما رویش‌های جامعه بیشتر است؟ یا ریزش های آن؟
بالاخره وقتی به نسل کنونی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم، متدینین، به اعتقادشان پایبند هستند و تا آخر ایستاده‌اند. البته نباید تک‌بعدی نگاه کرد. باید دید ملاک دین‌داری چیست؟ فرض کنید یک جامعه‌شناس می‌گوید نماد دین‌داری برگزاری مراسم محرم است، شما باید بگویید ممکن است فردی اعتقاد محکمی داشته باشد و پایبندتر به اخلاق باشد تا ظواهر شریعت. یعنی این سؤال با هر ملاکی پاسخ مختلف پیدا می‌کنید.

پس اگر از یک جامعه‌شناس سوال کنند جامعه دینی چه مولفه‌هایی دارد، باید در سه حوزه‌ای که فرمودید بحث کند.
به نظرم اگر می‌خواهد منصفانه باشد باید در این سه حوزه بحث کرد.

جامعه امروز ما را چطور ارزیابی می‌کنید؟ اصلاً جامعه دینی داریم یا نه؟ می‌خواهیم بدانیم جامعه ما الان در چه وضعیتی است؟ آیا این جامعه بیمار شده که برای آن به دنبال علاجی باشیم یا روند خودش را طی می‌کند؟
بیماری دارد ولی در ساختارها نه در مردم و دین‌دار‌ها. جوانان جامعه ما، فطرت پاکی دارند، دنبال عدالت‌خواهی هستند، دنبال قانون هستند. همین جوانانی که انتقاد به وضع موجود می‌کنند معیار آنها مطهری، امام خمینی (ره) و جامعه ایده‌آلی است که آنها تصویر کرده‌اند.

وقتی با اینها صحبت می‌کنید می‌بینید نقد به اشرافی‌گری یا اختلاس‌ها دارند. اینها با اسلام مخالف نیستند، می‌گویند شرایط فعلی و افراد فعلی اسلام را پیاده نمی‌کنند. این جوان هم دغدغه اسلام دارد؛ یعنی طیفی که من می‌بینم منتقد است و نمی‌توان گفت این نقد باعث می‌شود که بگوییم آن‌ها اعتقاد به دین ندارند.
*پس نمی توان به این جامعه گفت که دین گریز است.
بله؛ من می‌گویم جامعه فعلی دین‌گریز نیست، با آن تعریفی که من دارم، منتقد است. حتی شاید نسبت به گذشته دین‌دارتر هم شده باشد. به‌طور مثال وجود این شهدای جوان مدافع حرم، نشان می‌دهد اعتقادات محکمی هنوز وجود دارد.

یک نکته دیگری هم که وجود دارد این است که دین دو عرصه باطن و ظاهر دارد. پابند بودن به اخلاقیات و اعتقادات یک عرصه است و ظواهر هم یک عرصه دیگر است. یکی ممکن است ریشش را بتراشد، ولی پایبند به عرصه‌های دیگر دین باشد مثلاً اخلاق حرفه‌ای را رعایت کند که به این معنا دین‌دار به‌حساب می‌آید. اینها را باید در نظر داشت؛ نمی‌توان گفت جامعه ایران دین‌دار نیست؛ دین‌دار است ولی به وضع موجود انتقاد دارد.

*بگذارید نگاه نهادی و مبتنی بر کنش ها داشته باشیم. جامعه نگاه کنش معطوف به عقل را پذیرفته و این هم باعث شده بعد وحیانی و تعبدی که باید داشته باشیم در جامعه کم‌رنگ شود؛ چون جامعه دودوتا چهارتا می‌کند و هرآنچه عقلانی باشد و باسود همراه باشد می پذیرد. شاید به همین دلیل است که فقه نتوانسته موفق عمل کند؛ چون مبتنی بر تعبد است.

نه این‌طور نیست. فقه می‌تواند موفق شود؛ البته فقه برای اینکه موفق شود باید خود را با شرایط روز تطبیق دهد، چنانچه تا الان تلاش کرده این کار را انجام دهد. بحث جامعه ما الان این است که این انقلاب با شعارهایی همراه بوده که با آن شعارها دین‌داری مردم شکل سیاسی پیدا کرده و از طرفی یک عده که نماد دین بودند، کارهایی کردند که مردم اعتمادشان را از دست دادند و رقیب هم از این ضعف سو استفاده کرد.

گرچه الان روشنفکران می‌گویند اسلام فقاهتی در حوزه اقتصاد و اجتماع نمی‌تواند کارا باشد، اما ما می‌گوییم کارایی دارد، ولی خب برخی عوامل داخلی و خارجی و برخی افراد که نمی‌توانند این کارایی را به منصه ظهور برسانند، باعث شدند مردم تصور کنند این نهاد کارکرد ندارد.

به‌هرحال من بدبین نیستم. هر چه آگاهی داده شود، هر چه اسلام خوب فهمانده شود مردم هم می‌پذیرند.


پس شما معتقدید ما با کم‌کاری مواجه هستیم؟
بله. کم‌کاری و بدسلیقگی و کنش نامناسب با این مردم. جنس مردم به‌گونه‌ای است که اگر کنش خوب انجام دهید، صادقانه رفتار کنید، اعتماد آنها هم بیشتر می‌شود. اما اگر کنش بد نشان دهید اعتماد آن‌ها از بین می‌رود. مثلاً سؤال می‌پرسند که چرا پهلوی را بیرون انداختید؟ پاسخ داده می‌شود، چون در قصر زندگی می‌کردند؛ خب مردم می‌گویند الان هم برخی عمامه به سرها و یقه بسته‌ها هم در قصر زندگی می‌کنند! آن بهتر بود یا این بهتر است؟

اگر ایران در حوزه اقتصادی بتواند وضعیت را مهار کند و فسادها را از بین ببرد، همان تعداد هم که امروز نسبت به کارکردهای دین شک کرده‌اند برمی‌گردند؛

بنابراین وقتی با مردم صادق و روراست باشید و به همان چیزی که اعتقاد دارید عمل کنید، مردم می‌فهمند.

اصلاً شما ببینید ایرانی‌ها از قدیم متدین‌ترین مردم بودند. شما هیچ غاری در ایران پیدا نمی‌کنید که آثار بت‌پرستی در آن باشد. در همسایگی ما افغانستان و هند بت‌پرست دارند، ولی در ایران ما بت‌پرست نداشتیم. از ابتدا مردم ما موحد و دین‌دار بودند، به خاطر همین بی‌دینی را در دوره پهلوی تاب نیاوردند.

اما ما با کنش‌های اشتباه و منحصر کردن دینداری در متشرع بودن، داریم به باورهای مردم ضربه می‌زنیم. دینداری عقیده صحیح و اخلاق صحیح داشتن هم هست. اهل بیت مردم را با اخلاق به اسلام دعوت می‌کردند، ولی ما از ابتدا احکام را می‌گوییم و اخلاق را رها می‌کنیم.

با این نگاه باید بگوییم ما نتوانستیم مزه دینداری را به مردم بچشانیم.
بله همین طور است. مردم باید بفهمند بین معاویه و امام حسین (ع) فرق است؛ خیلی‌ها این را نمی‌فهمند. مردم را باید نسبت به دین و شاخص‌های دینداری آگاه کرد. با بدسلیقگی هم نباید دین را محدود به یک چیز کرد.

البته باید دقت کنید اگر ایران در حوزه اقتصادی بتواند وضعیت را مهار کند و فسادها را از بین ببرد، همان تعداد هم که امروز نسبت به کارکردهای دین شک کرده‌اند برمی‌گردند؛ چون دینداری بخشی از مردم بستگی به این دارد که وضعیت معیشت آنها تامین شود.

یعنی شما معتقدید مردم کارایی عینی از آموزه های دینی  ندیدند و متولیان امر دین هم که کم کاری کردند.
هم کم‌کاری و هم این که اصلاً فرصتی نبوده است. افرادی که در نهاد‌های متولی این کار مثل نهاد تبلیغات اسلامی، صداوسیما و غیره فعالیت داشتند کم‌کاری کردند.

فی‌الجمله جامعه ایران را دین‌گریز نمی‌دانم ولی اگر مردم کنش غلط ببینند تغییر مسیر می‌دهند؛ مثلاً در بحث پوشش و حجاب که خیلی درباره‌اش بحث است چقدر با مردم عالمانه برخورد کردیم؟  چقدر توجیه عقلانی و معنوی برای اینها آوردیم؟ الان چند سال است که از انقلاب گذشته؟  تا حرف از مسئله حجاب می‌شود، می‌گویند به کتاب "حجاب" شهید مطهری مراجعه کنید! این یعنی نتوانستیم کار جدیدی انجام دهیم.

مجتهد شبستری می‌گوید تفکر انقلابی به نمایندگی امام و شهید مطهری، نتوانستند برای بعد از خودشان افراد قوی و کارآمد تولید کنند. یعنی یکی از ضعف‌های این جریان، نبودن افراد شاخص علمی و زبان‌ روز فهم است.

اسلام در مباحث مربوط به جامعه می‌گوید اصل اساسی بقای یک جامعه عدالت است. روایت داریم که جامعه بدون دین می‌تواند قوام داشته باشد، ولی با ظلم نمی‌تواند.

به قول شهید صدر شما می‌توانید به کسی بگویید دروغ نگو، حالا آن شخص یا رعایت می‌کند یا نمی‌کند. و یا ممکن است استدلال کنید که دروغگویی چنین است و  چنان است، اما بهترین راهش این است که محیط را به گونه ای بسازید که اصلاً کسی نخواهد دروغ بگوید. این خیلی حرف مهمی است، یعنی می‌گوید یک مدل مبارزه با فساد امر و نهی کردن به مردم است و یک مدل کارآمدتر این است که شرایط و بستر را به گونه‌ای فراهم کنید که دروغ نگویند.

 این موضوعات نشان می‌دهد حجم زیادی از قوانین ما اشکال دارد. باید ساختارها و قوانین ما اصلاح شود؛ چون در کشور ما برای بسیاری از صفات اخلاقی مذمومی که در شریعت آمده ساختاری وجود ندارد. مثلاً رشوه و یا غش در معامله در اسلام یک حکمی دارد، ولی ساختار ها به گونه ای نیست که این موارد در آن انجام نشود، طوری نیست که شرایط دزدی  فراهم نباشد، بلکه بندها، تبصره‌ها و ساختارها به گونه‌ای است که افراد را وسوسه می‌کند.

 اگر می‌خواهیم جامعه ارتقای دینی پیدا کند که هدف همه این است، باید ساختارها و قوانین را به گونه ای دقیق و علمی ایجاد کنیم که جایی برای فرار نباشد، ولی الان جای فرار در ایران زیاد است؛ در همه حوزه‌های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی هم این مشکل وجود دارد.

حالا اگر این اتفاق نیفتد و ساختارها اصلاح نشود و ما نتوانیم دین کارکردگرایانه ای به مردم ارائه دهیم چه رخ خواهد داد؟
اگر این اصلاحات رخ ندهد فروپاشی، قانون طبیعی جهان است؛ همان‌گونه که خداوند برای طبیعت قانون گذاشته  و مثلا می‌گوید اگر به این آب که می‌جوشد دست بزنید می‌سوزید و فرقی هم نمی‌کند مسلمان یا مسیحی، ایرانی یا غیرایرانی باشید.

 اسلام در مباحث مربوط به جامعه می‌گوید اصل اساسی بقای یک جامعه عدالت است. روایت داریم که جامعه بدون دین می‌تواند قوام داشته باشد، ولی با ظلم نمی‌تواند. اصل اساسی بقای یک جامعه همین است. بعد از عدالت، وفای به عهد و صداقت بین مردم اصل اساسی حفظ جامعه هستند.

اگر شما فسادهای اخلاقی و فسادهای اجتماعی را از جامعه دور کردید، این جامعه هزاران سال می‌ماند، اما اگر این کار انجام نشود آن جامعه سقوط خواهد کرد. عالم وجود با هیچ کسی هم تعارف ندارد، اگر تعارف داشت با صفویه‌ای داشت که برای اهل بیت(ع)  کاروان‌سرا  می‌ساختند و منتظر ظهور امام زمان(عج) بودند.

فرمودید حوزه علمیه ضعف‌هایی داشته؛ به عقیده شما "فقه" نتوانسته ساختارها را تغییر دهد یا "فقیه" نتوانسته است؟
افراد نتوانستند وگرنه فرض کنید درباره بیمه‌ای که الان وجود دارد، یعنی به این شکل که مثلا برای ماشین، یک میلیون تومان می‌دهید تا در طول سال اگر تصادف کردید و خسارت دیدید، بیمه آن را جبران کند، برخی می‌گفتند قمار است و شما قمار می‌کنید؛ چراکه این شرکت های بیمه هستند که سود می‌برند. مرحوم امام آمدند گفتند که بیمه یک نوع معامله جدید است و به قائله پایان دادند. خب چطور آنها توانستند ولی امروز برخی از فقها نمی‌توانند مشکلات دیگر را حل کنند؟

یعنی از همان فقه جواهری می‌توان استفاده کرد؟
بله. از همان فقه جواهری می‌شود، منتهی کار جدی انجام نشده. برای همین گاهی گفته می‌شود درست است که  فقها در عالم نظر به اجتهاد رسیده‌اند ولی در عالم عمل مجتهد نیستند و نمی‌توانند فتوا دهند. برای روزآمد کردن فتاوا باید مسائل روز را بشناسید و بعد از شناخت نیازهای روز، به حل این مسائل بپرازید.

شاید منشا این که روشنفکران دینی با نواندیشان در نزاع هستند و ساختار جهانی را پیشنهاد می‌دهند، به این دلیل است که  اعتقاد به دین حداقلی دارند. یعنی به طور مثال می‌گویند دین برای ما اقتصاد مدونی ترتیب نداده است.
نزاع بازرگان با امام همین بود و اصلا یکی از دلایل  این که از انقلاب جدا شد همین مسئله بود. امام می‌گوید فقه من المهد الی اللحد، از گهواره تا گور برای انسان برنامه دارد و صریحا این را بیان می‌کند.

امروز هم می‌گویند فقه محدود به عبادات است و نمی‌تواند مسائل علوم اجتماعی جدید در جامعه را اداره کند، بنابراین همین تفاوت دیدگاه در جامعه امروز هم وجود دارد؛ مثلا یکی اقتصاد اسلامی را اصلاً قبول ندارد، یکی دیگر هم که قبول دارد، یک آیه قرآن را می‌گیرد و دیدگاه‌های مارکس و اقتصاددان‌ها را به آن می‌چسباند و بعد می گوید این اقتصاد اسلامی است.

اجتهاد پویایی که امام می‌فرمود برای همین بود. مطرح کردن زمان و مکان در مسئله فقه به این دلیل بود.
یکی از مشکلات جمهوری اسلامی، همراهی نکردن حوزه با انقلاب است. شما اگر به حوزه بروید نه درس‌ها، نه اساتید و نه ساختار آن با انقلاب همراه نیست.

اگر امام حکم  شطرنج را بیان نمی‌کرد، هیچ کدام از مراجع نمی‌آمدند این مشکل را حل کنند و ما هنوز درگیر این مسئله بودیم.

در گذشته بسیاری از طلاب با خواندن کتاب "لمعه" مجتهد می‌شدند؛ الان باید مکاسب، رسائل و... بخوانند و همینطور تا 60 سالگی این خواندن را ادامه دهند؛ خب در این ساختار چه کسی می‌خواهد نوآور شود؟

در نهایت چه راهکاری برای اصلاح فساد های نهادینه شده دارید؟
نسل قدیم باید کنار برود و نسل جدید باید به میدان بیاید. یک نمونه از کارهای خوبی که در این زمینه انجام شد و به اصلاح ساختارها هم بسیار کمک میکند، قانون منع به کارگیری بازنشسته‌ها است. گرچه دیر تصویب شد ولی قانون خیلی خوبی است.

ما می‌توانیم موفق شویم به شرط آنکه طبق آیه قرآن، وحدت و انسجام داشته باشیم و از منیت و خودخواهی دست برداریم.

یکی دیگر از کار هایی که نیاز است برای جلوگیری از فساد انجام شود، این است که قوه قضائیه در برخورد با تخلف ها قاطع عمل کند و به مجرمین رحم نکند. خلافکار های بزرگی که رشوه‌های آن چنانی می‌گیرند را باید اعدام کرد.

در دوره صفویه وقتی شاه عباس به قدرت رسید دید فساد زیادی در دربار وجود دارد، برای همین دستور داد هر کسی در اطرافیانش مرتکب خلاف شود باید اعدام شود. مدتی این کار را کرد و نتیجه اش این شد که هر کسی شایسته بود بالا می‌آمد و دبیر، کاتب و وزیر می‌شد. اما بعد از مدتی این کار تعطیل شد و شاه سلطان حسین گفت که از اشراف در عوض جرمی که مرتکب می‌شوند پول بگیریم.

اینکه سرمایه‌دار بگوید من هر غلطی می‌کنم و با پولی که دارم افراد را می‌خرم و کسی هم به من کاری ندارد، برای جامعه خیلی مضر است.

برای جمع‌بندی این را بگویم که به اعتقاد من مملکت ما مشکل اساسی ندارد و تا زمانی‌که این همه شهید و روحیه‌های معنوی و جوانان متدین در جامعه هستند، مشکلی پیش نمی‌آید. هرچند ما ریزش‌هایی داشتیم، ولی از آن طرف آدم‌هایی هم هستند که دغدغه دارند و کار می‌کنند. ما می‌توانیم موفق شویم به شرط آنکه طبق آیه قرآن، وحدت و انسجام داشته باشیم و از منیت و خودخواهی دست برداریم.

چرا تعداد دختران سیگاری رو به افزایش است؟

 

 

به دست آوردن شان و شخصیت اجتماعی در افراد متفاوت است. عده‌ای با پول و ثروت برای خودشان و منزلت اجتماعی به دست می‌آورند وعده‌ای دیگر با تغییر سبک زندگی، متفاوت شدن و تغییر جایگاه اجتماعی درصدد هستند تاکمی در جامعه ظاهر شوند؛ این عده از افراد قصد دارند تا با تابو شکنی به نوعی هم خود را مدرنیته جلوه دهند...
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 8 دقیقه
دخانیات، میل جنسی، هویت، محدودیت، اخبارف رسانه، آسیب، زیبایی، مشکلات خانوادگی

 


سکانس اول: در کنار دکه روزنامه‌فروشی ایستاده‌ام و به روزنامه‌ها نگاه می‌کنم، ناگهان دختری با صدای نسبتاً بلند از فروشنده تقاضای یک نخ سیگار می‌کند. سیگار را می‌گیرد و با فندک، آن را آتش می‌کند؛  گوشه چشم برای او تنگ می کنم، او هم از روی حرص دود سیگارش را به سمت من فوت می کند...

سکانس دوم: نزدیک دانشگاه، کافه دنج اما شلوغی است که وقتی وارد می شوید چشم چشم را نمی‌بیند. دود همه‌جا را گرفته است. عده ای پسر در یک‌طرف کافه و عده ای دختر هم در طرف دیگر نشسته‌اند و مشغول کشیدن سیگار هستند. انگار دخترها با پک زدن های بیشتر می‌خواهند بگویند دختر و پسر با یکدیگر برابرند و هیچ فرقی بین آن‌ها وجود ندارد حتی در سیگار کشیدن!

سکانس سوم: پشت چراغ‌قرمز ایستاده‌ام که می‌بینم دستی زنانه از ماشین جلویی بیرون آمده است و یک نخ سیگار لای انگشتانش دود می‌شود. به او نگاه می‌کنم؛ با یک حس افتخاری ژست پسرانه‌ای به خود می‌گیرد و به سیگار کشیدنش ادامه می‌دهد...

حتماً این صحنه‌ها برای شما هم آشنا است و با این سکانس‌ها برخورد داشته‌اید؛ آری! برخی از دختران امروزی در حال تابوشکنی سیگار کشیدن هستند؛ آن‌ها دیگر ترسی از  کشیدن سیگار درملأعام ندارند و به‌نوعی آن را پرستیژ اجتماعی و روشن‌فکری می‌دانند اما مسئله اساسی دانستن انگیزه و علاقه ای است که آنان را به این امر وا‌داشته است.

پرفسور حسین باهر جامعه‌شناس، استاد دانشگاه و جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات در خصوص عوامل ایجاد انگیزه و رواج سیگار کشیدن دختران در جامعه به تبیان می‌گوید:

یکی از دلایلی که جوانان به‌طورکلی و دختران به‌طور اخص به سیگار روی می‌آورند، بیکاری، تنهایی، تظاهر به خودبرتربینی و فرافکنی است. اکثر دختران ما تحصیلات دانشگاهی دارند ولی کاری درخور ندارند و بالطبع به دنبال پر کردن اوقات فراغت خود به گونه ای هستند؛ متأسفانه جوانان امروزی اوقات فراغت خود را با کافه نشینی و سیگار کشیدن فراهم می‌کنند.

دومین مسئله‌ای که باعث روی آوردن دختران به سیگار کشیدن می‌شود هویت است. وقتی زن در جامعه خیلی مورد اعتنای خانواده و جامعه نیست به‌نوعی احساس کمبود و کاستی هویت می‌کند و به‌جای آنکه کمبودهای خود را با چیزهایی همچون یادگیری هنر، تحصیل و... جبران کند،  در تلاش است خود را با تابوشکنی‌هایی همچون سیگار اغنا کند.

همچنین یکی دیگر از دلایل رواج سیگار کشیدن در دختران، کمرنگ شدن ارزش‌ها و باورهای اعتقادی و سنتی است که در جامعه دچار ازهم‌پاشیدگی شده است.

باهر اشاره می‌کند: وقتی یک دختر بعد از محدودیت و ممنوعیت‌هایی که در خانواده تحمل کرده است وارد یک فضای نسبتاً بازی می‌شود که برای او محدودیتی را در نوع روابط و پوشش ایجاد نمی‌کند، یک‌مرتبه دچار انفجار شخصیت می‌شود لذا به‌طورکلی می‌توان دو عامل را در سیگاری شدن دختران دانشجو برشمرد: اول، فشاری که دختران از قبل تحمل کرده‌اند و با ورود به دانشگاه‌ فضای فرافکنی ایجاد می‌شود و دوم عدم آموزش مهارت‌های کاربردی در دانشگاه‌است که باعث می‌شود جوان نتواند با انجام فعالیت، خود را سرگرم کند.

باهر به ارائه راهکارهایی برای مقابله با سیگاری شدن دختران می پردازد و می گوید: تحصیلات و آموزش مهارت‌های کاربردی، فراهم کردن اشتغال و  حفظ شأن و منزلت دختر در خانواده و جامعه می تواند باعث کاهش تمایل دختران به استعمال دخانیات شود.

تبلیغ غیرمستقیم استعمال دخانیات!

بارها از مضرات دخانیات در اخبار و رسانه شنیده‌اید اما بااین‌وجود همچنان در فیلم‌ها شخصیت‌های برجسته‌ای را می‌بینید که به‌گونه‌ای سیگار می‌کشند که گویی در حال تبلیغ سیگار کشیدن هستند و این الگویی است که خواسته و ناخواسته به ذهن مخاطب تزریق می‌شود. همچنین معمولاً در فیلم‌ها یکی از نمادهای مشخص‌کننده روشن‌فکران و هنرمندان، سیگار است!

حتماً تابه‌حال تیپ هنری به گوشتان خورده است و یا اگر گذرتان به دانشکده‌های هنر خورده باشد افرادی را دیده‌اید که ظاهر و تیپ شان را به‌خوبی می‌توانید از دیگر دانشجویان تشخیص دهید اما این دانشجویان به تقلید از چهره‌های سرشناس خود را هنری می‌دانند؛ به‌طوری‌که دکتر ساسان پایور جامعه‌شناس بر اساس تحقیقاتی که انجام داده است می‌گوید: «در دانشگاه‌های هنر و معماری آمار دختران سیگاری بسیار بالاتر از پسران در دیگر رشته‌ها است که این مسئله نیاز به بازنگری در مفاهیم و ارزش‌های هنری نسل جدید ایران را می‌طلبد.»

به هر ترتیب تبلیغات غیرمستقیم استعمال دخانیات که این روزها در فیلم‌های ایرانی به چشم می‌خورد راه را برای تشویق به سیگار کشیدن بازکرده است. حتماً نباید در یک فیلمی هنرپیشه زنی سیگار بکشد تا الگویی برای دختران شود بلکه در برخی از فیلم‌ها بازیگران برجسته و محبوب به‌گونه‌ای لذت‌بخش سیگار می‌کشند که ناخودآگاه بیننده را به هوس می‌اندازد که آن را امتحان کند.

باهر در این زمینه به مسئله فرهنگ‌سازی استعمال دخانیات اشاره می‌کند و می‌گوید: در صداوسیما و حتی دانشگاه‌های ما باید مضرات سیگار گفته شود و آگاهی مردم از آسیب‌های سیگار را باید از طریق کیلینیکال افزایش داد؛ در حقیقت باید مردم و جوانان را از طریق کیلینیکال یعنی نشان دادن آمار و ارقام و عکس و آزمایش ریه انسان‌های دودی با غیر دودی افزایش داد. بااین‌وجود افراد خود آسیب‌های استعمال دخانیات را می‌بینند و تصمیم با خودشان خواهد بود که سمت آن بروند یا خیر.

ازدواج با دختر سیگاری!

از دید بسیاری از جوانان استعمال سیگار نه‌تنها ضرر ندارد بلکه باعث کاهش استرس و اضطراب، بالا رفتن اعتمادبه‌نفس، افزایش محبوبیت در بین دوستان و ... می‌شود همچنین آن‌ها گمان می‌کنند سیگار اعتیادآور نیست و هرزمانی که اراده کنند می‌توانند آن را کنار بگذارند درحالی‌که سیگار سرمنشأ بسیاری از اعتیادها است و ترک آن به‌مراتب سخت خواهد بود اما با توجه به باور این عده خوب است که به مقولهٔ ازدواج آنان هم توجه داشت. پسرانی که سیگار را برای خود عیب وعار نمی‌دانند آیا مایل‌اند با دختری سیگاری ازدواج کنند؟ آیا سیگاری بودن و یا نبودن فرد مقابل چه دختر و چه پسر را باید جز معیارهای همسر آینده در نظر گرفت؟

بر اساس یک نظرسنجی مردمی در ویدئوهای شبکه اینترنتی؛ از پسران پرسیده شد آیا "با دختر سیگاری ازدواج می‌کنی؟"؛ تقریباً اکثر آنان تمایلی به ازدواج با دختران سیگاری نداشتند و معتقد بودند که دختری که سیگار می‌کشد از شخصیت پایینی برخوردار است، نگاه مردم نسبت به او بد است و به‌طورکلی زن سیگاری در جامعه وجه خوبی ندارد. اما در گروه های دوستی در محیط دانشگاه و کافه همان پسرها حاضر هستند با دخترها سیگار بکشند، به آنها سیگار تعارف می کنند و گاهی آنها را به سیگار کشیدن بیشتر تشویق هم می کنند اما همان ها زمانی که قرار باشد از بین همکلاسی هایشان یکی را به عنوان همسر انتخاب کنند اولین ایرادی که به شخصیت او می گیرند، سیگاری بودن او است.

اما فارغ ازنظر سنجی صورت گرفته ما  فقط به 4مورد از معضلات و مشکلات ازدواج با فرد سیگاری چه مرد و چه زن اشاره می‌کنیم:

از دست دادن زیبایی: هنگامی‌که فرد به‌طور منظم سیگار می‌کشد، کربن موجود در دود باعث ایجاد تغییر رنگ در لب‌ها و نوک انگشتان دست می‌شود. در طول زمان رنگ دندان‌ها تغییر می‌کند.

نیکوتین عنصر فعال در دود تنباکو باعث تضعیف عروق خونی می‌شود که باعث کاهش تولید خون به پوست می‌شود؛ بنابراین پوست اکسیژن کمتری دریافت می‌کند و از بین بردن مواد زائد سمی نیز کاهش می‌یابد. پوست توانایی جوان‌سازی را از دست می‌دهد و بافت کلاژن پوست نیز با سیگار کشیدن آسیب می‌بیند؛ ازاین‌رو پوست خود را از دست می‌دهد و دچار چروک‌های زودرس می‌شوید.(1)

کاهش اشتها: کسی که سیگار می‌کشد، اشتهای خود را از دست می‌دهد و مصرف غذا کاهش می‌یابد. این امر منجر به کاهش وزن و سوءتغذیه مزمن در طول زمان می‌شود.

کاهش میل جنسی: نیکوتین و تنباکو به خاطر تأثیرات مضر بر ذخیره خون، تأثیر بسیار منفی بر سلامت جنسی دارند. همچنین سیگار کشیدن نیز می‌تواند بر باروری تأثیر بگذارد و اثر ضد استروژن سیگار کشیدن باعث می‌شود که چندین سال یائسگی روبه‌جلو بیفتد. درنهایت استعمال دخانیات باعث بسیاری از بیماری‌های مختلف مانند عفونت‌های جنسی و یا بیماری Peyronie را فعال و یا تشدید می‌کند.(2)

ایجاد مشکلات خانوادگی: احتمال تأثیر پدر یا مادر سیگاری بر فرزندان آینده و سیگاری شدن آن‌ها بسیار زیاد است.

علاوه بر مشکلات و معضلات ذکرشده می‌توان به تخریب نورون‌های مغزی، کاهش احساسات و عواطف و همچنین کاهش طول عمرو... در افراد سیگاری اشاره کرد.


 

پی‌نوشت‌ها:
1- ترجمه‌شده از مقاله  Harmful effects of smoking on beauty" که در سایت www.newtimes.co.rw   منتشر شده است.
2- ترجمه‌شده از مقاله "10 Health Effects Caused by Smoking You Didn't Know About" که در سایت www.lung.org منتشرشده است.

اهمیت تعلیم و تربیت اقتصادی در اسلام

 

 

 

در غرب با تکیه بر آموزش های مردم مبتنی بر دو حوزه اقتصاد نظری و اقتصاد سیاسی، جوامع را به این جهت سوق دادند که برای پیشرفت و توسعه جزء نظام اقتصاد سرمایه داری، نسخه دیگری وجود ندارد.
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 4 دقیقه
اقتصاد اسلامی
 
 
 
اسلام اهمیت فراوانی برای تعلیم و تربیت قائل است. اهمیت تعلیم وتربیت در اسلام آن قدر زیاد است که طلب علم را بر هر مسلمانی واجب دانسته شده و یکی از وظایف مسلمانان کسب علم می‌باشد (طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ عَلَى کُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَة؛ علم آموزی بر هر مرد و زن مسلمان، واجب است). قرآن کریم تا آن‏جا برای کسب آموزش اهمیت قایل شده که مسلمانان را ملزم مى‏سازد که همه در میدان جنگ شرکت نکنند، بلکه گروهى بمانند و معارف اسلامى را بیاموزند.

قران کریم در این باره در سوره توبه آیه 24 می‌فرماید: و ما کان المؤمنون لینفروا کافّة فلولانفر من کل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فى الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلّهم یحذرون؛ شایسته نیست مؤمنان همگى (به سوى جهاد) کوچ کنند چرا از هر گروهى طایفه‏اى از آنان کوچ نمى‏کنند و (طایفه‏اى بماند) تا در دین (و احکام و معارف اسلام) آگاهى پیدا کنند و به هنگام بازگشت به سوى قوم خود آن‏ها را انذار نمایند تا از (مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خوددارى کنند .
رسول گرامی اسلام نیز از هیچ فرصتی برای تحقق این هدف فروگذاری نکرد؛ از جمله این فرصت‌ها تعلیم مسلمین به دست اسرای جنگی به عنوان فدیه آزادی آن‌ها بود.

در رویکرد اسلامی، ضعف شناخت یکی از عوامل مهم در بروز ناهنجاری‌های اقتصادی است. این نکته در روایات به خوبی منعکس شده است. امیرمومنان(ع) می‌فرمایند کسی که بدون معلومات فقهی وارد تجارت شود، دچار رباخواری می‌شود (وقال علی(ع): مَنِ اتَّجَرَ بِغَیْرِ فِقْهٍ ارْتَطَمَ فِی الرِّبَا ). ایشان سه بار به تجار سفارش می‌فرمایند که پیش از وارد شدن به تجارت، احکام آن را فرا گیرند و می‌فرماید: بخدا سوگند ربا در این امت مخفی تر از راه رفتن مورچه بر روی تخته سنگ‌های بزرگ و سیاه است (سَمِعْتُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع یَقُولُ عَلَى الْمِنْبَرِ یَا مَعْشَرَ التُّجَّارِ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ وَ اللَّهِ لَلرِّبَا فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ أَخْفَى‏ مِنْ دَبِیبِ النَّمْلِ عَلَى الصَّفَا شُوبُوا أَیْمَانَکُمْ بِالصِّدْقِ التَّاجِرُ فَاجِرٌ وَ الْفَاجِرُ فِی النَّارِ إِلَّا مَنْ أَخَذَ الْحَقَّ وَ أَعْطَى الْحَقَّ ).

یکی از ساحت های تحول فرهنگی، اقتصاد است و از آنجا که این تغییرات فرهنگی در اقتصاد مردم بسیار سخت صورت می گیرد، باید از مسیر تربیت وارد این عرصه شد. صرف داشتن یک درس اقتصاد در هر سال تحصیلی کافی نیست بلکه باید این مفاهیم در قالبهای فرهنگی و جذاب به دانش آموزان ارائه شود و اغلب این مفاهیم اقتصادی مفید را می توان در متون گذشتگانمان دید.

مطابق با مبانی نظری سند تحول بنیادین اموزش و پرورش، تربیت چنین تعریف شده است:
تربیت عبارت است از فرآیند تعاملی زمینه‌یاز تکوین و تعالی پیوسته هویت متربیان، به صورتی یکپارچه و مبتنی بر نظام معیار اسلامی، به منظور هدایت ایشان در مسیر اماده شدن جهت تحقق آگاهانه و اختیاری مراتب حیات طیبه در همه ابعاد.

عناصر اصلی این تعریف عبارت است از شناخت، انتخاب و عمل؛ که به دنبال فراهم آوردن زمینه‌ها و عوامل به فعلیت رساندن شخص در جهت رشد و تکامل اختیاری او به سوی هدف‌های مطلوب و بر اساس برنامه‌ای سنجیده است، و به طور مستمر در جهت رشد همه جانبه فرد و شکوفا ساختن استعداد‌های او از گذرگاه ایجاد، حفظ و توسعه بصیرت دینی که در سه توانایی فهم زندگی، نقد زندگی (تمییز و داوری صحیح) و تصمیم گیری برای زندگی، برای حرکت انسان در مسیر رشد و تکامل انسانی و قرب الی الله است؛ قرار دارد.

در غرب با تکیه بر آموزش های مردم مبتنی بر دو حوزه اقتصاد نظری و اقتصاد سیاسی، جوامع را به این جهت سوق دادند که برای پیشرفت و توسعه جزء نظام اقتصاد سرمایه داری، نسخه دیگری وجود ندارد اما باید توجه کرد که اهمیت تعلیم و تربیت اقتصادی در ادبیات دینی به اندازه‌ایی است که آموزه‌های اسلامی با تاکید بر سه دسته عقاید، اخلاق و احکام اقتصادی به دنبال تعلیم و تربیت اقتصادی افراد می‌باشند. در بعد عقاید اقتصادی دین به دنبال آموزش مفاهیم اقتصادی مانند پذیرش مفهوم رزق، برکت و زندگی پس از مرگ است. در بعد اخلاق اقتصادی به دنبال قابلیت های کنترلی مانند نهی از حب مال که از آن به شهوت تعبیر شده است، می‌باشد و در بعد احکام اقتصادی به دنبال آموزش دستورات اقتصادی مشخصی مانند علم به احکام خمس و زکات است.
جمعه, 07 دی 1397 22:13

ویژه نامه ماه مجلس

ماه مجلس (ویژه روز بزرگداشت علامه مجلسی رضوان الله علیه)

 

  با کلیک کردن بر روی هر مطلب فرعی از لیست موضوعات ویژه نامه در ذیل، به مقاله مرتبط مطلب جهت مطالعه دسترسی خواهید یافت.

 

 

 
 
 
علامه محمد باقر مجلسی اصفهانی در سال 1037 هجری مساوی با عدد ابجدی جمله «جامع کتاب بحار الانوار» چشم به جهان گشود. گویا خلقت او برای انجام این خدمت مهم دینی بوده است. وی متوفا به سال 1110 ه .ق در اصفهان است. علامه مجلسی در اواسط نیمه دوم سده یازدهم هجری و ده سال اول سده دوازدهم مشهورترین دانشمند فقیه، محدث نامدار شیعه، شیخ الاسلام اصفهان و سرآمد علمای آن دیار عالم پرور بوده است.
 

زندگینامه علامه مجلسی(ره)

علامه محمد باقر مجلسی، در سال 1037 ه. ق در اصفهان به دنیا آمد. پدرش از علمای بزرگ و از شاگردان عرفان شیخ بهایی بود و مادرش دختر صدر الدین محمد عاشوری از خانواده علم و فضیلت است. پدر بزرگش ملا مقصود از دانشمندان فاضل و شعرای به نام بود که به مجلسی تخلص می کرد و از همین رو خاندان را به مجلسی معروف کرد.

محمدباقر از چهارسالگی فقه و حدیث را نزد پدرش آموخت. کودکی اش را پای درس بیش از بیست استاد و فقیه و صاحب نام گذراند و از محضر علمایی چون علامه حسن علی شوشتری، امیر محمد مؤمن استر آبادی، ملامحسن فیض کاشانی و ملاصالح مازندرانی از خاندان ملاصدرای شیرازی و نیز پدرش محمدتقی مجلسی، بهره برد و در چهارده سالگی از ملاصدرا فیلسوف بزرگ اسلام اجازه ی روایت گرفت.

مجلسی، محمد باقر

علامه محمد باقر مجلسی

آشنایی با مفاخر شیعه

بزرگداشت علامه محمدباقر مجلسی(1) (2)

وفات علاّمه مجلسی

خاندان مجلسی، خاندان علم و فضیلت

خاندان علامه مجلسی از جمله پر افتخارترین خاندانهای شیعه در قرون اخیر است. در این خانواده نزدیک به یکصد عالم وارسته و بزرگوار دیده می شود و از نزدیکان علامه پس از بررسی تنها علم و فضل مشاهده می کنیم:

1- جد بزرگ علامه، عالم بزرگوار حافظ، ابو نعیم اصفهانی صاحب کتابهایی چون«تاریخ اصفهان» و «حلیة الأولیاء» است.

2- پدر علامه، مولی محمد تقی مجلسی، معروف به مجلسی اول (1003 - 1070 هجری) صاحب کرامات و مقامات معنوی و روحی بلند است. او محدث و فقیهی بزرگ است و کتابهایی نیز تألیف نموده است. محمد تقی مجلسی شاگرد شیخ بهایی و میر داماد است. او در علوم مختلف اسلامی تبحر داشته و در زمان خویش مرجعیت تقلید را به عهده داشته است. وی در کنار مرجعیت، از اقامه نماز جمعه و جماعت نیز غفلت نمی کرد و امام جمعه اصفهان بود. از جمله پرورش یافتگان مکتبش می توان به:علامه مجلسی (که بیشترین استفاده را از پدر خویش برده است)، آقا حسین خوانساری و ملا صالح مازندرانی اشاره نمود.

3- علامه دو برادر داشت که آنها نیز مردانی متقی و زاهد بودند به نامهای ملا عزیز اللّه و ملا عبد اللّه، که برای تبلیغ و نشر علوم اهل بیت علیهم السلام به هندوستان رفت و ساکن آنجا گردید.

4- خاندان علامه مجلسی نه تنها مردانی عالم و دانشمند به جامعه تحویل داده، بلکه زنان این خاندان نیز پا به پای مردان خویش قدم برداشته اند. علامه مجلسی چهار خواهر داشت که آنان نیز هر یک دارای تألیفات و تحقیقات ارزنده ای در علوم اسلامی می باشند. همسران این زنان عالم و بزرگوار نیز از علمای بزرگ بودند. کسانی همچون ملا صالح مازندرانی، ملا میرزای شیروانی، ملا علی استرآبادی و میرزا محمد فسایی.

مجلسی، محمد تقی بن مقصود

وصیّتی از عالم ربّانی علاّمه محمد تقی مجلسی قدّس سرّه

توصیه علامه محمد تقی مجلسی به فرزندش محمد باقر مجلسی

آمنه بیگم مجلسی

صالح فرهیخته

سیره علمی علامه مجلسی(ره)

علامه مجلسی در راه نشر و حفظ معارف اهل بیت (علیهم السلام) راه استادش فیض کاشانی را در پیش گرفت. در اولین گام، ضمن نگاشتن شرح بر اصول کافی و تهذیب، یکی از شاگردانش را نیز به نوشتن شرح بر استبصار تشویق نمود. وی طلاب را به پژوهش در روایات تشویق می کرد و برای حفظ کتب اربعه از کم و کاستی و گزند حوادث اعلام کرد: «اگر هر یک از طلاب کتب اربعه را بنویسد، به دریافت اجازه نایل خواهد شد. طلاب با شوق تمام به نوشتن کتب اربعه پرداختند، نسخه ها را نزد علامه می بردند و او با خط خود در پشت نسخه های آن ها اجازه آنان را می نوشت». علامه درباره صدها کتاب شیعه که به یغما رفته بود و یا در صندوقچه ها پنهان مانده بودند، و نیز خطر نابودی ذخیره های تشیع از سوی متعصبین اهل سنت و احتمال سقوط صفویه و نفوذ قوی صوفی ها در دربار و...، تلاش سختی را به منظور به دست آوردن آثار تشیع آغاز کرد، تاجایی که دویست اصل از اصول چهارصد گانه معتبر شیعه را جمع آوری کرد و نفیس ترین کتابخانه تشیع را گرد آورد. «علامه در ادامه کارهای فکری - فرهنگی خود بسیاری از کتب گذشتگان را که علما در مسائل گوناگون نگاشته بودند، احیا کرد و طلاب را به نسخه برداری از آن ها ترغیب نمود و کتاب هایی که غبار غربت آن ها را فرا گرفته و کسی آن ها را مطالعه نمی کرد با دستخط خود در زیر آن می نوشت: «این کتاب غریب مانده و کسی آن را نمی خواند».

ماه مجلس

آفتاب علم و حدیث

علامه مجلسی «ره» احیاگر آثار اهلبیت (علیهم السلام)

نگاهی به عملکرد علامه مجلسی قدس سره در حوزه دین و فرهنگ

علامه مجلسی و نقد دیدگاههای فلسفی

مفهوم عقل از دیدگاه دو شارح اصول کافی

سیره سیاسی علامه مجلسی(ره)

مجلسی بعد از رحلت آقا حسین خوانساری (که منصب شیخ الاسلامی را در زمان شاه سلیمان صفوی به عهده داشت)، در سال «1098 ه ق » با پیشنهاد و در خواست شاه سلیمان از طرف وی به مقام شیخ الاسلامی دارالسلطنه اصفهان منصوب شد.

مرحوم مجلسی بعد از به دست گرفتن اجرای احکام شرع در دوران سلطنت شاه سلیمان نخستین کاری که انجام داد، شکستن بت کفار هند در شهر اصفهان بود.

از دیگر اقدامات سیاسی علامه مجلسی تالیف رساله مستقل ساده و روان فارسی به نام «آداب سلوک حاکم با رعیت» را می توان ذکر کرد. این رساله ترجمه عهدنامه مالک اشتر به ضمیمه سه حدیث دیگر است. به نظر می رسد علامه مجلسی با مشاهده فساد دولت مردان صفوی و گرایش آنها به عیاشی، تجمل گرایی، اسراف و تبذیر، راحت طلب، ظلم و ستم نسبت به مردم و غفلت آنان از امور کشورداری، در صدد نگارش این رساله برآمد و هدف از تالیف آن را «تنبیه ارباب غفلت و اصلاح اصحاب دولت» بیان کرد.

همکاری با حاکم جائر در نگاه علامه مجلسی

علامه مجلسی (قدس سره) مروری بر اندیشه سیاسی

مباحث سیاسی در آثار علامه مجلسی

وظایف حاکم اسلامی در قبال مردم

ولایت فقیه از دیدگاه علامه مجلسی

آثار و تألیفات علامه مجلسی(ره)

تعداد کتابهای علامه مجلسی را به زبانهای فارسی و عربی حدود ۲۰۰ جلد کتاب می باشد که اگر سایر تالیفات ایشان را نیز به سبک جدید چاپ کنند کلیه تالیفات او را می توان بالغ بر ۳۰۰ جلد به قطع وزیری و هر جلدی ۴۰۰ صفحه تخمین کرد.

بحار الانوار در ۱۱۰ جلد، مراه العقول در ۲۵ جلد و ملاذ الاختار در ۱۶ جلد از مهمترین آثار او و همگی به زبان عربی است جالب این است که تاریخ وفات وی به حساب ابجد معادل است با "جامع کتاب بحارالانوار"

از میان آثار فارسی مجلسی ۵ کتاب از همه مهمتر می باشد:

حق الیقین در اعتقادات،عین الحیاة در اخلاق، حلیلة المتقین در آداب و احکام، حیاة قلوب در تاریخ پیامبران و جلاالعیون در تاریخ امامان.

هفتاد و سه سال عمر پربرگ و بار

علامه مجلسی؛ تدوین گر بزرگترین رساله های شیعی

معرفی آثاری از علامه محمد باقر مجلسی(ره)

با پژوهشگران و محققان

نقد و معرفی کتاب: مجلسی و «فرحة الغری» گزارشی از مقدمه علامه مجلسی

بحارالانوار، مهمترین اثر علامه مجلسی(ره)

مهمترین اثر علامه مجلسی(ره)، «بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام» است.

بحارالانوار، دائرة المعارف بزرگ حدیث، شامل کلیه مباحث اسلامی از تفسیر قرآن و تاریخ گرفته تا فقه و کلام و...است. این کتاب از عمده ترین و گسترده ترین جوامع حدیثی شیعه است که روایات کتب حدیث را با تبویب و نظم نسبتا کاملی جمع نموده است.

علامه مجلسی در تفسیر و شرح روایات از منابع مختلف لغت، فقه، تفسیر، کلام، تاریخ، اخلاق و... استفاده کرده است.

علامه برای جمع آوری مطالب این کتاب به جهت امکانات فراوانی که در اختیار داشته، بهترین و معتبرترین نسخه های موجود از هر کتاب را به دست آورده است.

مجلسی در نقل مطالب بسیار دقیق عمل کرده و تقطیع در این کتاب جایگاهی ندارد. همچنین امانت در نقل و شیوه نقل مطالب دقیقا رعایت شده است. در مجموع بحار الأنوار کتابخانه ای جامع از کتب و تألیفات معتبر شیعی است که مطالب آن با نظم منطقی در کنار هم چیده شده است.

در این کتاب مکررات نیز حذف شده و تنها آدرس موارد مشابه ذکر گردیده است.

دریاهای نور (معرفی کتاب شریف بحار الأنوار)

بحار الانوار از زاویه نگاه دایرة المعارفی

نگاهی به معجم ها [سفینه البحار]

مَشرَعَةُ بحارالانوار

ترجمه های فارسی بحارالانوار

سیره نبوی(ص) در کتاب بحارالانوار

بهاردوستی در (بحارالأنوار)

در آینه خاطرات

شبی ملا محمدتقی مجلسی پس از نماز شب بسیار گریست و حالی معنوی به وی دست داد و به او الهام شد هرچه از خدا بخواهد، حاجتش برآورده می شود. با خود اندیشید حاجت دنیوی بخواهم یا اخروی. در این فکر بود که ناگهان صدای گریه ی فرزندش، محمدباقر را شنید. دست به آسمان بلند کرد و از خدا خواست فرزندش را مبلّغ دین گرداند و در این راه به وی توفیق بی شمار و روزافزون بدهد. دعای پدر مستجاب شد و نام علامه مجلسی(ره)، برای همیشه جاودانه ماند.( پیام زن - شهریور ماه سال 1391 شماره 246)

علامه مجلسی (ره): علماء به هر مقدار که در علم و کمال، کامل تر باشند باید به همان میزان، نسبت به مردم مهربان تر باشند و همین مهربانی و دلسوزی است که آن ها را به خدمت گزاری می کشاند و عالم باید به وسیله‎ تواضع و خدمت و مهربانی در دل های مردم راه پیدا کند و قلوب مردم را به طرف خود جلب کند تا بتواند آن ها را هدایت کند وگرنه در هدایت مردم توفیقی به دست نمی آورد و این را تجربه ثابت کرده است. (اسلام مجسم (علمای بزرگ اسلام )/1/482، به نقل از افق حوزه - افق پارسایی 2)

خاطره های ماندگار

روی موج نور/گذری بر کوچه های زندگی علامه مجلسی

علامه مجلسی(ره) از نگاه دیگران

بیانهایی که ایشان در «بحار» دارد، جزو علمی ترین حرفهای دینی است که اگر کسی بخواهد روی «بحار» کار کند، ده کتاب زبده ی بزرگ، از آن بیرون می آید. یعنی اگر کسی بیانهای مجلسی را به عنوان حلّ مشکلات اخبار و بیان اخبار مشکله جمع کند، یک کتاب قطور چند جلدی، پر از مطالب بسیار دقیق علمی در همه ی فنون و زمینه ها خواهد شد. یا همین دو شرح عظیمی که بر «تهذیب» و «کافی» دارد یعنی «مرآت العقول» و «ملاذالاخیار» واقعاً دو کتاب فوق العاده است! اگر یک نفر آدم بخواهد یک «مرآت العقول» بنویسد، یک عمر، وقت میگیرد. و این مرد، همین طور روان، این همه کتاب نوشته است.

..این مرد بزرگ، چون به فکر عوام زمان خودش هم بوده، چند کتاب فارسی هم نوشته و لذا در سطح یک «فارسی نویس» تنزّل کرده است تا عوام النّاس هم از اینها یعنی «حیات القلوب» و «حقّ الیقین» و «حلیه المتقین» استفاده کنند. (بیانات مقام معظم رهبری حفظه الله در دیدار اساتید دانشگاههای اصفهان، به مناسبت بزرگداشت علّامه مجلسی (24/ 03/ 1372)

علامه مجلسی(ره)

علامه مجلسی از دیدگاه خاورشناسان

رشحاتی از قلم

طلوع نام تو در کتابخانه هر دانشمندی حتمی است. تا هنوز و همیشه هستند سجاده نشینانی که مهتابی ترین شب های انس را با کتاب تو می گذرانند و می دانند که هر چه از این هم نشین خوب بگویند، کم است. لب های تحسین، روبه روی سطور ارزشمندت زانو زده اند.

مگر کسی می تواند بگوید این احادیث پرطراوت همیشه، چه مقدار از دل ها را می تواند زنده کند؟ تو این اثربخشی را دانستی. به میدان آمدی؛ قلم در دست. شب را کنار زدی تا پرتو نور ایمان، صاف تر بر قلب ها بتابد.

چه جلوه های روشنی از قلمت سرریز شد! چه دریای بی کرانی از جوهر قلمت رویید که در تمام زمان ها، پر است از انوار الهی!

پاکی واژه هایی که در کتابت نهفته است، روح را جلا می دهد. اگرچه گوشه هایی از تعبد و تشرع را کتاب های دیگرت گفته اند؛ اما راهنمای بزرگی است «بحارالانوار».

روز بزرگداشت علامه مجلسی

زلالی از دریای نور

در تکاپوی وصال

 

جمعه, 07 دی 1397 14:46

رجال حدیث

رجال حدیث

 
 
 
 
منبع : دایرة المعارف تشیع، ج 6 , حائری، سید مهدی
 
 

از اهم مباحث علوم حدیث شناخت راویان و محدثان، و اطمینان یافتن از نام و نشان و طبقه و میزان وثاقت و درایت و تقوی و صلاحیت آنها است، تا روایت صحیح از ضعیف شناخته شود، و راه جعل و تحریف و تدلیس و تصحیف مسدود گردد، و از کسانی اخذ حدیث شود که شایستگی تحمل و نقل کلمات مقدس خاندان وحی را داشته باشند، و به امانت داری و درست کاری شناخته شوند. به همین جهت است که از زمانهای قدیم، و اندکی پس از تدوین حدیث، نیاز به این علم کاملا احساس گردید، و دانشوران به تأسیس قواعد و اصول آن همت گماشتند، و کتابهای زیادی در زمینه مشیخه و رجال تألیف کردند، چنان که در کتب درایه نیز شرایط و ضوابطی را برای راویان و چگونگی جرح و تعدیل و توثیق و تضعیف، تعیین نموده اند و مبانی مختلفی در این باره اظهار داشته اند. اهتمام به معرفت رجال معتبر و پرهیز از راویان ضعیف و مجهول الحال سبب شد که در هر عصری افراد شایسته و مورد اعتمادی به کار حدیث پردازند، و جوامع بزرگ و کوچک حدیث را فراهم آورند، و در سخت ترین شرایط گرانبهاترین آثار را ابداع کردند و نام خود را به افق جاودانگی نقش بستند که در خاتمه این مقال فهرست کوتاهی از مشاهیر محدثان شیعه از آغاز تا عصر حاضر بیان می گردد:

 

قرن اول تا چهارم، مولای متقیان حضرت علی (ع) نخستین کسی بود که به املاء رسول خدا (ص) احادیث آن بزرگوار را تدوین کرد، و هم احادیث شریف مصحف فاطمه و جعفر و جامعه را به قلم مبارک خویش تحریر فرمود، و نیز شصت و چند نوع از انواع علوم قرآن را بر شیعیان خود املاء نمود و قواعد کلی و اصول اساسی علوم بسیاری از جمله کلام، طب، نجوم، علم حروف و طلسمات، شیمی، و نحو، و ... را بر آنان القا کرد و عهدنامه و اندرزنامه های زیادی از آن حضرت صادر گردید که سید شریف رضی، گزیده هایی از آنها را در نهج البلاغه فراهم آورده است. از سائر ائمه اطهار (ع) نیز آثاری در فنون گوناگون کلام و فقه و تفسیر و دعا و طب و غیره، بر جای مانده که بهترین ذخایر علم حدیث است، و آخرین آنها توقیعاتی است که از حضرت ولی عصر (عج) صادر گردیده است (توقیعات) . همچنین جمعی از صحابه باوفای پیامبر اکرم (ص) به حضرت امیر (ع) اقتدا کردند و در ضبط و نقل و حفظ و تدوین حدیث بسی کوشیدند، که قسمتی از آثار ارزشمند آنان تا روزگار ما باقی مانده است، پس از آن نیز با وجود فشارهای شدید زمامداران ستمکار، اصحاب ائمه اطهار (ع) هرگز از تعلم و تعلیم و نشر و استنساخ حدیث، دست بر نداشتند و از سختیها و مشقتها نهراسیدند، و هزاران کتاب و اصل و نسخه تألیف نمودند، که قسمتی از آنها در الذریعة، 6/303 .374 معرفی شده است،

 

قرن چهارم و پنجم، مهمترین جوامع حدیث در این دو قرن تألیف گردید، و تبویب و ترتیب حدیث انجام شد، مشهورترین آثاری که در این دو قرن تدوین یافته، چهار کتاب گرانبهای: کافی، تألیف ثقة الاسلام شیخ ابو جعفر کلینی (م 328 ق)، من لا یحضره الفقیه، تألیف شیخ صدوق بابویه قمی (م 381 ق)، تهذیب الاحکام، و استبصار، تألیف شیخ الطائفه ابو جعفر طوسی (م 460 ق) می باشد، که بیشتر احادیث احکام در این چهار کتاب فراهم آمده است، و از جمله محدثان بزرگ این دوره: شیخ اجل، ابن قولویه قمی (م 369 ق) مؤلف کامل الزیارة، و شیخ ابو محمد هارون تلعکبری (م 385 ق) و رجالی مشهور شیخ ابو العباس نجاشی (م 450 یا 463 ق) و شیخ مفید ابو عبدالله محمد عکبری (م 413 ق) و سید شریف مرتضی علم الهدی (م 436 ق) بوده اند.

 

قرن ششم، از محدثان نامدار این دوره: شیخ ابو علی حسن طوسی، ملقب به مفید دوم، فرزند شیخ الطائفه (م ب 515 ق)، شیخ قطب الدین ابو حسین راوندی (م 573 ق)، و فرزند برومندش شهید ابو عبدالله نصیر الدین حسین و شیخ امین الدین ابوعلی طبرسی (م 548 ق) و شیخ رشید الدین ابو عبدالله ابن شهر آشوب (م 588 ق)، و شیخ منتجب الدین علی بابویه (م 585 ق)،

 

قرن هفتم، از محدثان و مشایخ بزرگوار این قرن، شیخ ابوالحسین ورام نخعی (م 605 ق) و سید اجل رضی الدین علی بن طاووس حلی (م 664 ق) و خواجه نصیر الدین طوسی (م 673 ق) و سید جمال الدین احمد بن طاووس حلی (م 673 ق) و محقق حلی شیخ نجم الدین ابوالقاسم جعفر هذلی حلی (م 676 ق) و شیخ عماد الدین حسن طبری، مؤلف کامل بهائی و شیخ علی إربلی (م 693 ق) مؤلف کشف الغمة فی معرفة الائمة بوده اند،

 

قرن هشتم، از مشاهیر اعلام و مشایخ حدیث، شیخ ابو محمد حسن دیلمی، مؤلف ارشاد القلوب، و اعلام الدین و ... و چند تن از بنی زهرة و شیخ جمال الدین ابو منصور علامه حلی (م 726 ق) و فرزندش فخر المحققین محمد (م 771 ق) و شهید اول شیخ محمد بن جمال الدین مکی (ش 786 ق) و سید بهاء الدین نیلی و ...

 

قرن نهم، شیخ زین الدین ابو محمد عاملی بیاضی (م 877 ق) که از آثار معروف اوست: الصراط المستقیم الی مستحقی التقدیم، و شیخ عز الدین ابو محمد حلی عاملی و شیخ ابوالعباس حلی (م 841 ق)،

 

قرن دهم، محقق ثانی شیخ علی بن عبدالعالی کرکی عاملی (م 940 ق) و شهید ثانی شیخ زین الدین عاملی (ش 966 ق) و شیخ عز الدین حسین جبعی حارثی (م 984 ق) پدر شیخ بهائی و شیخ عبداللطیف حارثی عاملی، مؤلف جامع الاخبار فی ایضاح الاستبصار،

 

قرن یازدهم، شیخ ابو منصور حسن فرزند شهید ثانی و مؤلف منتقی الجمان فی الاحادیث الصحاح و الحسان (م 1011 ق) و شیخ بهاء الدین عاملی (م 1031 ق) و علامه شیخ محمد تقی مجلسی اول (م 1070 ق) و شیخ قاسم بن محمد معروف به ابن الوندی و فقیه کاظمی مؤلف شرح الاستبصار فی احادیث الائمة الاطهار و شیخ فخر الدین طریحی (م 1085 ق) و ملا محمد محسن فیض کاشانی (م 1091 ق) مؤلف الوافی از جوامع بزرگ حدیث،

 

قرن دوازدهم، محدث والامقام شیخ محمد حر عاملی (م 1104 ق) و محدث جلیل سید هاشم بحرانی (م 1107 یا 1109 ق) و علامه بزرگوار ملا محمد باقر مجلسی (م 1111 ق) و شیخ محمد رضا بن عبداللطیف تبریزی (م 1185 ق) مؤلف الشفا فی حدیث آل المصطفی که گفته شده: جامعترین جوامع حدیث است و شیخ عبدالله بن نور الله بحرانی، مؤلف عوالم العلوم.

 

قرن سیزدهم، استاد اکبر شیخ محمد باقر معروف به وحید بهبهانی (م 1205 ق)، علامه بحر العلوم سید محمد مهدی طباطبائی (م 1212 ق) و محدث والا مقام سید عبدالله شبر (م 1243 ق) و شهید ثالث ملا محمد تقی برغانی (م 1264 ق) و برادرش ملا محمد صالح برغانی (م 1275 ق) و حجة الاسلام سید محمد باقر شفتی اصفهانی (م 1260 ق) .

 

قرن چهاردهم، محدث فرزانه حاج میرزا حسین نوری (م 1320 ق) مؤلف مستدرک الوسائل و علامه سید حسن صدر (م 1345 ق)، علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی (م 1389 ق) علامه شیخ عبدالحسین امینی (م 1390 ق) مؤلف الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، حاج شیخ عباس قمی، مؤلف سفینة البحار، حاج سید محمد تقی موسوی اصفهانی، مؤلف مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم (عج)، آیة الله حاج آقا حسین بروجردی (م 1380 ق) کتاب جامع احادیث الشیعة به سرپرستی ایشان تألیف گردیده است،

 

قرن پانزدهم، علامه سید حسن طباطبائی میر جهانی (م 1413 ق) مؤلف مستدرک نهج البلاغة، و نوائب الدهور فی علائم الظهور، آیة الله حاج سید ابوالقاسم خوئی (م 1413 ق)، آیة الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی (م 1411 ق)، علامه محقق سید عبدالعزیز طباطبائی (م 1416 ق)، آیة الله حاج شیخ محمد غروی.

 

صفحه83 از365