rezas
استخاره و تمام بایدها و نبایدهایش
"استخاره" تکلیف است نه راه حل!
آیا میتوان برای هر کاری استخاره کرد؟

انسان با همه قدرت فکری شگرف، با همه اراده محکم و با همه دانش پیشرفته، باز در حصار زمان است؛ در "حال" زندگی میکند و علم به آینده ندارد. این، به خواست خدای متعال است و حکمت دارد.
اگر قرار بود همه، همه چیز را بدانند، نظام زندگی بشری مختل میشد. پس مجبوریم با همین علم محدود، برای جای جای زندگی، دست به انتخاب بزنیم و از "دوراهی"ها عبور کنیم، اما میل به بهترین انتخاب یا ترس از انتخاب نادرست و عواقب آن، انسان را گاه به وادی تحیّر میبرد؛ اینجاست که بزنگاه اتصال به منبع "بهترین"هاست یا شاید بهتر باشد که بگوییم بهانه دیگری است که یادآوریمان میکند: "همه کاره اوست".
با مطالعه روایات اهل بیت (ع)، "استخاره" بیشتر یک "تکلیف" است تا یک راه حل. استخارهای که اهل بیت عصمت (ع) بر آن تأکید و اصرار و توصیه دارند، مفهومی عامتر و گستردهتر از استخارهای است که عموم ما میشناسیم.
"استخاره کردن" در ذهن ما، معمولاً برابر است با راه نجات از سرگردانی در دوراهیهای سخت انتخاب. البته این معنا درست است و محقق هم میشود اما با مطالعه روایات اهل بیت (ع)، "استخاره" بیشتر یک "تکلیف" است تا یک راه حل. استخارهای که اهل بیت عصمت (ع) بر آن تأکید و اصرار و توصیه دارند، مفهومی عامتر و گستردهتر از استخارهای است که عموم ما میشناسیم.
پیامبر بزرگوار اسلام (ص) استخاره را یکی از مؤلفههای خوشبختی میدانند: "از خوشبختى آدمى این است كه از خداوند طلب خیر كند و به قضاى الهى خشنود باشد؛ و از بدبختى آدمى این است كه از خداوند طلب خیر نكند و از قضاى الهى ناخشنود باشد".[1]
امیرالمؤمنین (ع) تأکید دارند که باید بسیار استخاره کرد و كسى كه از خدا طلب خیر كند، پشیمان نشود.[2] و اینکه کاری را بدون استخاره از خدای متعال انجام ندهید: "از خدا طلب خیر كن و بدون آن، كارى را انتخاب نكن ؛ زیرا بسا كسى كه [بدون طلب خیر از خدا] كارى را انتخاب كرده و آن موجب نابودى او شده است."[3] قطعاً منظور امام (ع) این نیست که همه در همه حال تسبیح به دست یا قرآن به دست باشند و کاری را بدون این دو استخاره معمول انجام ندهند؛ چراکه اصلاً امکان پذیر نیست؛ پس باید چه کرد؟ چگونه میتوان طبق فرمایش و تأکید ائمه (ع) در هر کار استخاره کرد؟
پاسخ این است که باید تلاش کنیم اصل استخاره یعنی طلب و تمنای خیر از خدای مهربان، در زندگی و تصمیماتمان همیشه جاری باشد و این یعنی اینکه ارتباط قلبی و اتصال روحی با خدا را در خود تقویت کنیم تا در ریزِ کارها و انتخابها، یاد خدا و طلب خیر از او فراموشمان نشود. مطابق روایات میتوان چند نوع استخاره را انجام داد که قطعا منافاتی با هم ندارند و بنا به حال و موقعیت فرد کاربرد دارند:
1- استخاره با دعا
هیچ بنده مؤمنى نیست كه براى كارى كه مىخواهد انجام دهد یك بار از خدا طلب خیر كند، مگر آن كه خداوند او را به بهترین آن دو كار [كه در انتخاب آنها تردید دارد] راهنمایى كند
پیامبر خدا (ص) راهکاری عملی در این زمینه دارند: "هر گاه قصد انجام كارى كردى، درباره آن هفت بار از خدا طلب خیر كن. سپس، بنگر كه چه چیز زودتر به دلت خطور مى كند، خیر در همان است؛ یعنى به همان عمل كن."[4] امام صادق (ع) دعای طلب خیر را به ابن ابی یعفور آموزش داده و فرمودند: ابتدا خدا را به بزرگى و عظمت یاد مىكنى و او را مىستایى و بر پیامبر و خاندانش درود مىفرستى و سپس مىگویى: «اللّهمّ إنّى اسئلك بأنّك عالم الغیب و الشهادة الرحمن الرحیم و أنت علاّم الغیوب ، أستخیر اللّه برحمته»؛ پروردگارا! از تو كه داناى غیب و آشكار و رحمان و رحیمى و تو كه داناى تمام رازهایى تقاضا مى كنم ؛ از خدا به مدد رحمتش طلب خیر مى كنم.[5]
آسانترین راه استخاره
استخاره از طریق دعا شاید شاملترین و آسانترین راه استخاره باشد که هم میتواند با خواندن الفاظی باشد که معصوم (ع) تعلیم نمودهاند[6] و هم تنها با ارتباط قلبی با خدای رحمان میتوان در دل از او طلب خیر کرد. امام صادق (ع) فرموده باشند: "كسى كه با طیب خاطر (از تَه دل) یك بار، از خدا طلب خیر كند، خداوند حتماً به او خیر عنایت خواهد كرد."[7] "هیچ بنده مؤمنى نیست كه براى كارى كه مىخواهد انجام دهد یك بار از خدا طلب خیر كند، مگر آن كه خداوند او را به بهترین آن دو كار [كه در انتخاب آنها تردید دارد] راهنمایى كند."[8]
2- استخاره با قرآن
این نوع از استخاره مشهورترین نوع آن میان ماست علاوه بر آنکه ریشه روایی نیز دارد و از تعالیم اهل بیت (ع) است. امام صادق (ع) به كسى كه خدمت ایشان عرض كرد: گاه تصمیم به انجام كارى مى گیرم و درباره آن از خدا طلب خیر مى كنم، اما فكرم به جایى نمى رسد ـ فرمود: "قرآن را باز كن و به اولین آیه اى كه چشمت مى افتد، به خواست خدا، عمل كن."[9]
3- استخاره با نماز
امام صادق (ع) فرمودند: [10]دو ركعت نماز بخوان و از خدا طلب خیر كن؛ زیرا سوگند به خدا كه هیچ مسلمانى از خدا طلب خیر نكند، مگر آن كه خداوند قطعا براى او خیر و نیكى قرار مىدهد."
فراموش نکنیم
در موضوع استخاره که گاهی برای بعضی چالشبرانگیز میشود، باید به چند نکته مهم عنایت داشت.
اشکالی ندارد که مثلاً استخاره با قرآن را به فرد معتمد دیگری بسپارد، اما باید مراقب سودجویان نااهلی که خود را موجه جلوه دادهاند باشیم و به هرکسی اعتماد نکنیم.
- آن استخاره ای که قرار است همیشه راهگشای مشکلات ما باشد، اصل طلب خیر از خدایی است که همهکاره عالم است یعنی تعبیر دیگری است از این جمله که قدیمیها گفتهاند: "از تو حرکت، از خدا برکت"؛ یعنی عقل و درایت و علم و مطالعه و تحقیق کامل و مشورت با عقلا و صاحبان فن را با توجه به اینکه همه اینها هم نعمت خدا و از جانب خداست، به کار بگیر و به علاوه همه اینها، از خدا طلب خیر کن تا نتیجه تصمیم و اقدام تو، با خیر و نیکی به سرانجام برسد. پس قرار نیست استخاره کردن جایگزین فکر و تعقل و مشورت باشد بلکه باید همه آنها رنگ و بوی طلب خیر از خدا بگیرند.
- آنچه که در روایات درمورد روشهای استخاره ذکر شد، گویای این بود که فرد خودش انجام دهد؛ البته اشکالی ندارد که مثلاً استخاره با قرآن را به فرد معتمد دیگری بسپارد، اما باید مراقب سودجویان نااهلی که خود را موجه جلوه دادهاند باشیم و به هرکسی اعتماد نکنیم.
- موارد و روشهای دیگری برای استخاره هست که در مفاتیح الجنان آداب آن آمده است.
پینوشت:
[1] -" مِن سعادَةِ ابنِ آدَمَ اسْتَخارَتُهُ اللّه "میزان الحكمه،ج 3، ص 576
[2] - أكْثِرِ الاسْتِخارَةَ (نهج البلاغة : الكتاب ٣١ ) ما نَدِمَ مَنِ اسْتَخارَ (غرر الحكم : ٩٤٥٣ )
[3] - غرر الحكم : ٢٣٤٦
[4] - بحار الأنوار : ٩١/٢٦٥/١٩
[5] - میزان الحكمه،ج 3، ص 577
[6] - علاوه بر روایتی که ذکر شد، دعایی از امام سجاد (ع) در صحیفه سجادیه در باب طلب خیر آمده است. صحیفه سجادیه دعای 33
[7] - فتح الأبواب: ٢٥٧
[8] - بحار الأنوار : ٩١/٢٥٧/٢
[9] - تهذیب الأحكام : ٣/٣١٠/٩٦٠
[10] - الكافی : ٣/٤٧٠/١
چگونه از وسوسه های شیطانی در امان بمانیم؟
غلبه بر شهوت !

چگونه بر شهوتم غلبه کنم؟
در روایت از معصومین است که خداوند سختی، گرفتاری و وسوسهای برای کسی به وجود نمیآورد، الا آنکه صبر و مقاومت در برابر آن را قبلاً به او عنایت میکند. ضمناً به عرض میرسد که رعایت تقوا در عنفوان جوانی و در هنگام فشار وسوسههای شیطان بهترین راه برای تقرب الهی است. این در حقیقت راه میانبری است که به کمک آن میتوان یکشبه ره صدساله پیران ریاضتکش و عارفان بزرگ را پیمود.
قدر این شرایط را بدانید. هر کس باید سعی کند و میتواند شهوت خود را با نیروی اراده تحت اختیار خود بگیرد. دوست گرامی! در خصوص مسئله شهوت و کنترل آن توصیههای ویژهای از سوی اولیای دین و حکمای اسلامیشده است. در روایت آمده است كه روزه گرفتن شهوت را كم میکند. «من استطاع منكم الباءه فلیتزوج فإنه أغض للبصر و أحصن للفرج و من لا فلیصم فإن الصوم له وجاء» یعنی كسی كه میتواند ازدواج كند، ازدواج كند كه این برای دفع شهوت چشم و فرج بهتر است ولی آنکس كه استطاعت ازدواج ندارد، روزه بگیرد كه روزه شهوت را كم میکند.(احیاءالعلوم، ج 2، ص 15)
علوم طبیعی هم این مطلب را تأیید میکند. مولوی در شعر خود به همین حدیث نبوی اشاره میکند كه:
شهوت از خوردن بود كم كن ز خور یا نكاحی كن گریز از شور و شر
ولی باید ذكر كرد آنچه بیش از همه اهمیت دارد آن است كه انسان خود را در معرض شهوات قرار ندهد.
ذكر دائمی خدای بزرگ قطعاً یاور همه ما خواهد بود. شاید آیه شریفه قرآن جمع هر آن چیزی باشد كه عرض شد: «إستعینوا بالصبر و الصلوه». در روایات اهلبیت (ع) صبر در آیه به صوم تفسیر شده است. علاوه بر آنچه گذشت، انسان باید سعی کند لذتهای دینی را بچشد. درک لذتهای معنوی عامل بسیار مهمی است بر اینکه انسان فریفته لذتهای دنیوی بهطور عام و شهوت بهطور خاص نشود. این از یکسو و از سوی دیگر لذتهای مشروع دنیایی نیز برای آنکه ذهن جوان از لذتهای نامشروع منحرف شود بسیار مفید است.
جوان باید سعی کند دوستان متدینی داشته باشد و با آنان در تقویت ایمان و تقوای خود برنامهریزی کند. برنامه نماز جماعت، برنامه شرکت در مراسم دعا، رفتن دستهجمعی به زیارت اماکن متبرکه، رفتن دستهجمعی به کوه و التزام به اقامه نماز جماعت و یا ادعیه مناسب در کوه و بالاخره هر آنچه در عین شادابی جوانی انسان را با یاد خدا مأنوس میکند و از هواها و هوسها بازمیدارد.
درک لذتهای معنوی عامل بسیار مهمی است بر اینکه انسان فریفته لذتهای دنیوی بهطور عام و شهوت بهطور خاص نشود.
در ادامه به چند توصیه توجه کنید:
1- كار و فعالیت: بیكاری، تنهایی و نداشتن سرگرمی سالم از عوامل مهم ایجاد انحراف در نوجوانان و جوانان است. برای جلوگیری یا درمان مشكلات جنسی، جوانان باید به ورزش و فعالیتهای بدنی رویآورند.
2- كنترل نگاه: نگاه شهوتآمیز، بذر شهوت را در نهاد انسان بارور میکند. ازاینرو در بعضی از روایات از نگاه بهعنوان تیری از تیرهای شیطان یادشده است. بسیاری از انحرافات از نگاه كردن شروع میشود؛ بنابراین، كنترل نگاه نقش مؤثری در مبارزه با انحرافات جنسی دارد.
3- پرهیز از معاشرت با نااهلان: در بعضی از موارد، انحرافات جنسی معلول معاشرت با افراد منحرف است. یک فرد منحرف میتواند عده زیادی را به آلودگی بكشاند. متأسفانه نوجوانان اولین قدمهای انحراف را معمولاً به کمک دوستان نااهل برداشته، سپس در سراشیبی سقوط قرار میگیرند.
ازاینرو دقت در انتخاب دوست و دوری از افراد فاسد و منحرف، نقش مهمی در مبارزه با مشكلات جنسی دارد. در طرف مقابل سعی کنید روابطتان را با دوستان متدین بیشتر کنید و این ارتباط را ادامه دهید. اگرچند برادر متدین باهم درس بخوانند، ورزش کنند، به کوه بروند و در کوه سرودهای شادمانه معنوی بخوانند و دعای ندبه برقرار کنند و ... این خود احساسات مثبت عاطفی را جایگزین احساس نیاز کاذب به شهوات حرام خواهد بود. این را تجربه کنید که پس از مدتی دنیا را به شکل دیگری خواهید دید؛ شکلی که همه نیاز خود را درراه خدا و ترک شهوات میبینید.
4- ازدواج: با ارضای غریزه جنسی از راه طبیعی كه همان ازدواج است، قسمت بزرگی از مشكلات جنسی جوانان برطرف میشود. البته اذعان داریم که باید در جهت تأمین شرایط آن کوشید؛ این مسئولیت متوجه مسئولین مملکت هم هست. پیامبر اكرم (ص) میفرماید: جوانها! هرکدام توانایی دارید همسر اختیار كنید، زیرا ازدواج چشم را از نامحرم بهتر میپوشاند و پاکدامنی نیكوتری میبخشد.
5- تقویت ایمان: مؤثرترین روش برای مقابله با طغیان غریزه جنسی، تقویت ایمان است.
عرفانهای نوظهور و موادمخدر
بنابراین برای شناخت عرفانهایی که برای رسیدن به حالتهاي روحی به مصرف موادمخدر توصیه میکنند، از عرفانهای آمریکایی شروع میکنیم، این بدان جهت است که عمده عرفانهایی که از موادمخدر استفاده میکنند، آمریکایی هستند.
کاستاندا هرچند بعدها از گیاهان اقتدار، به نیکی یاد نمیکند اما این را باور دارد که برای خواموشکردن گفتگویِ درون که اصلیترین هدف آموزههای دونخوان است، باید از گیاهان اقتدار که همان موادمخدر هستند، استفاده کرد. وی از ابعاد واقعی و زمینة اصلی نظام روحی که دونخوان به او میآموزد، در جریان سومین دورۀ آموزشاش، در حدود سال 1973 آگاهی مییابد. در این زمان موفق میشود گفتگوی درونی خویش را خاموش سازد و با «ناوال»[4] تماس حاصل کند. سرخپوستان بر این باورند کسی میتواند ناوال را بازشناسی کند و با او تماس پیدا کند که دارای ساختار انرژی همانند او باشد. دونخوان برای رساندن کاستاندا به این مرحله در طول ده سال مدام استفاده از موادمخدر را توصیه میکرد.
[1]. دیوید ام. وولف، روانشناسی دین، ترجمۀ محمد دهقانی، ص148.
[2]. همان.
[3]. آزتکها، تمدن آمریکای مرکزیرا در مکزیکمرکزی شامل میشدند که دارای اسطورهبسیار غنی بودند.آزتکها خود را بیشتر مکزیکا صدا میکردند، که از آن امروزه نام کشور مکزیکمشتق شده است.آنها پرستشگاهها و برجها و خانههای بسیاری را با مصالح سنگی ساخته بودند. در رشته نجوم، حقوق و حکومت، پیشرفت کرده بودند. در بسیاری از هنرها و پیشهها صاحب مهارت شده بودند. به موسیقی، نمایشنامه، و ادبیات علاقهمند بودند.در سرزمین آزتکها شبکه بزرگی برای آبیاری زمینهای کشاورزی ایجاد شده بود. صنعت بافندگی، شکل گرفته بود. در میان این مردم، تاسیساتی مانند تیمارستان با پزشکان و جراحان متخصص وجود داشت.با آنکه قدرت و حکومت امپراتوری آزتکهای باستان در چهارصد و اندی سال پیش نابود شد، تأثیرشان در جنبههای گوناگون زندگی فرهنگی ملت مکزیک همچنان زندهاست.
[4]. دونخوان، از این واژه برای تمام چیزها، تا آنجا کـه در حیطة شناخت و امکان تفکر ما قرار میگیرند، استفاده میکند. بدینترتیب، تصورات و تفکرات غیر منطقی ما، عناصری از ناوال هستند. دونخوان معتقد است خداوند، بخشی از ناوال ماست. ناوال، همۀ آن چیزی است که فکر میکنیم. در اندیشۀ سرخپوستی، ناوال، همان مرشد است. مرشد به کسی گفته میشود که دارای ساختار خاصی از انرژی است که مثل یک جفت حباب درخشان دیده میشود. دونخوان معتقد است ناوال، کل مطلق است، تمامیت هستی است در تمام سطوح و در تمام حیطههای مظاهر، نامحدود است و توصیفناپذیر، هر بیانی که دربارۀ ناوال عرضه داریم، هر تعریفی فقط وجهی از تونال است. بدینترتیب تونال و ناوال جفتی متباین و در عین حال تنها جفت متباین ممکن را میسازند که وجود دارد. لطفاً بهدقت مطالعه فرمایید و ببينيد كـه منظورتان را درست متوجه شدهام.
باب دروغین بنیانگذار انحراف
علیمحمد شیرازی در 27 مهرماه سال 1198 شمسی در شهر شیراز از پدری بنام سید رضا و مادری بنام خدیجه بیگم متولد شد. وی در دوران کودکی پدرش را از دست داد و دایی اش(سید علی) سرپرست او گردید.
علیمحمد شیرازی، تحصیلات ابتدایی خویش را در مکتب خانه ای بنام قهوه اولیاءکه توسط معلمی با تفکرات شیخیه[1] بنام شیخ محمد عابد، اداره می شد گذراند.
او در مدت تحصیل خویش بارها بخاطر تنبلی، توسط معلم خویش تنبیه گردید و خاطرات تلخ این تنبیه هیچ گاه از ذهن او پاک نگردید. بازتاب این تنبیه را در آثار علیمحمد شیرازی می توان دید. وی در کتاب مثلاً مقدس خویش به این مساله اشاره نموده است: «قل ان یا محمد معلمی، فلا تضربنی قبل از یقضی علی خمسه سنه و لو بطرف عین، فان قلبی رقیق رقیق و اذا اردت ضربا فلاتتجاوز عن الخمس و لا تضرب علی اللحم»[2]
علیمحمد پس از پانزده سال زندگی در شیراز، برای ادامه زندگی به بوشهر رفت و همراه با دائی اش در شرکت تجاری ساسون[3] یهودی مشغول به کار شد. وظیفه حساس و خطیر علیمحمد در این کمپانی «تریاک مالی» بود. او می بایست هر روز زیر آفتاب سوزان شهر بوشهر بیش از ده ساعت بر روی پشت بام، تریاک های خام را که بصورت مایع بود بر روی تخته ای مالش دهد تا سفت شده و بصورت لوله درآید.بالاخره این آفتاب داغ تاثیرات عمیق خویش را بر مشاعر علیمحمد گذاشت و آرام آرام، حرکات عجیب و غریب و ادعاهای سفیهانه او شروع شد.
تقلید ریاضت های مرتاضان هندی برای تصرف در اجرام آسمانی از گزارشات همان ایام زندگی این جوانک جویای نام است.نبیل زرندی یکی از مورخین بهایی در این باره می نویسد: «حضرت باب .... با آنکه هوا در نهایت درجه حرارت بود، هنگام روز چند ساعت بالای پشت بام منزل تشریف می بردند ... حضرت باب در هنگام طلوع آفتاب به قرص شمس نظر می فرمودند و مانند عاشقی به معشوق خود به او توجه کرده با لسان قلب، با نیّر به راز و نیاز می پرداختند!!! گوئی نیّر اعظم را ستایش می کنند با آنکه توجه به شمس ظاهر، رمزی از توجه حضرتش به شمس جمال محبوب مستور بود.»[4]
برخی مورخین از روابط تنگاتنگ علیمحمد با کمپانی ساسون خبر داده اند.[5] به عقیده نویسنده؛ خیالبافی و نظریه پردازی صرف نیست اگر انحرافات و ادعاهای بعدی علیمحمد باب را معلول همین ارتباط او با کمپانی ساسون بدانیم و به نظر می رسد، زمانی که حرکات عجیب و غریب علیمحمد -که نشان از علاقه وافر او برای رسیدن به قدرت، شهرت و عجله در این راه داشت- مشاهده شد، دیوید ساسون که گمشده خویش را در علیمحمد می دیده با ارتباط نزدیکتر، مقدمات انحرافات جدی و عظیم را در علیمحمد ایجاد نمود.
[1]- شیخیه فرقه ایست که توسط شیخ احمد احسایی در زمان فتحعلی شاه قاجار پایه گذاری شد. شیخ احمد با نظریات ویژه و منحصر بفرد خویش باعث خشم برخی علماء زمان خویش گردید بحدی که او را تکفیر نمودند. او پس از مدتی اقامت در ایران به عراق و سپس موطن خود عربستان رفت و در مدینه از دنیا رفت. در بین شاگردان او سید کاظم رشتی از اقبال بیشتری برخوردار بود و راه استاد خویش را ادامه داد. بعد از سید کاظم این فرقه دچار انشعاب گردید.
[2]- در جستجوي حقيقت، عليرضا روزبهاني، ص 56، انتشارات مركز مديريت حوزه علميه قم، چاپ اول، 1388، به نقل از، تلخیص تاریخ نبیل زرندی، عبدالحميد اشراق خاوري، ص 60
[3]- خاندان ساسون بنیانگذار تجارت تریاک در ایران بودند و با تاسیس بانک شاهی انگلیس و ایران نقش بسیار مهمی در تحولات تاریخ معاصر ایران ایفا کردند و به امپراتوران تجاری شرق بدل شدند و در زمره دوستان خاندان سلطنتی بریتانیا جای گرفتند. برای آگاهی بیشتر در این زمینه به کتاب ارزشمند «زر سالاران یهودی و پارسی استعمار بریتانیا و ایران» تالیف عبدالله شهبازی مراجعه فرمایید. (مجموعه نیمه پنهان، جلد 25، سایه روشن بهائیت، دفتر پژوهشهای موسسه کیهان، ص 20)
سهام و مالکیت این کمپانی متعلق به یکی از کلان سرمایه داران یهودی بغداد بود و در بندر بوشهر و بمبئی هندوستان به کار تجارت تریاک اشتغال داشت. این کمپانی در راستای سیاست استعماری انگلیس، در منطقه آسیای جنوب شرقی، بویژه چین، با قیمتی در حد رایگان بین مردم بومی آن مناطق توزیع می کرد. خاندان معروف نمازی شیراز از عوامل توزیع این گونه تریاک ها در منطقه چین بودند و ثروت سرشار خود را از رهگذر تریاک های مجانی که از یهودیان می گرفتند و در منطقه توزیع می کردند، به دست آوردند. (همان، ص 18 و 19)
[4]- در جستجوي حقيقت، عليرضا روزبهاني، ص 57، 1388، به نقل از، تلخیص تاریخ نبیل زرندی، عبدالحميد اشراق خاوري، ص 63
[5]- همان، ص 57، ،
فرقه ها و مخالفت آنها با خانواده
به گزارش فرقه نیوز: فرقه ها احساس ميكنند كه غيرمنصفانه در حق آنها ظلم شده است. بدین لحاظ، به اعضای جديد اينگونه گفته ميشود:
شيطان باعث ميشود كه دوستان و خانوادۀ شما، چيزهاي غیرواقعی در رابطه با گروه بيان كنند؛ درصورتیکه حقیقت و رستگاری نزد فرقه است و فرقه، جایگاه امنی است که باید به آن ـ بهعنوان خانوادۀ جدید خود ـ اعتماد كنید. ما بايد بهخاطر حقيقت، سختی و گاهی شكنجه را تحمل كنيم. (در مسیحیت، مسیحیان واقعی، شكنجه و آزار را بهعنوان آزمایش صحت ایمان قبول دارند و بر اين باورند كه اين شكنجهها، ايمان آنها را مورد آزمايش قرار ميدهد).[1]
فرقهها، برای تثبیت تفکر ما در مقابل دیگران، سؤالات زير را مطرح ميکنند:
§ چه چيز مهمتر است: خدا يا مدرسه؟
§ آيا خدا را با تمام وجود دوست نداري؟
§ آيا به ما اعتماد نميكني؟
§ آيا كسي را ميشناسي كه بيش از خودت، از تو مراقبت كند؟
§ ما تنها كساني هستيم كه واقعيت را در اختيار داريم، آيا نميخواهي يك فرد باايمان باشي؟
رفتار و اطلاعات افراد نظارت میشود و زماني اعضای گروه مجاز به برقراري ارتباط با خارج از فرقه، يعني خانواده، ساير گروهها يا مردم هستند که بتوانند به نفع فرقه بر آنها تأثيرگذار باشند. اين نظارت، به اين دلیل انجام ميشود كه از نفوذ اطلاعات داخل گروه، پيشگيري شود. حتی در برخی موارد، گروه سعي ميكند منابع اطلاعاتي بيرون گروه را بدنام كند. اعضا مجاز نيستند كه مطلبي خارج از دستورالعملی که فرقه دیکته کرده بخوانند و يا با منتقدان فرقه مكالمه داشته باشند يا با اعضايي گفتوگو كنند كه گروه را ترك كردهاند. پيوندهاي فرد با دوستان قديمي و خانواده شكسته شده و دايرۀ ارتباطات وي، تنگتر ميشود و فقط كتابهايي را بايد بخوانند كه گروه به اعضا میدهد و از خواندن كتابهاي ديگر ـ بهويژه اگر با ديدگاههاي گروه مخالف باشند ـ جلوگیری ميشود؛ مثلاً اگر کسی شواهدي را ارائه کند كه فرقه پيشگوييهایي اشتباه دارد يا فرقه سعي در به دست آوردن پول دارد، به اعضا اينگونه آموزش داده میشود که در رابطه با انگيزهها يا شخصيت فرد منتقد سؤال كنند و به شواهد موجود بيتوجه باشند؛ بنابراين، تمركز بر روي شخصيتِ افراد بیرون از گروه است، نه بر شواهد قطعي ارائه شده. به آنها «فرستادگان شيطان» گفته ميشود؛ بنابراين نميتوان به آنان اعتماد کرد.
بسیاری از گروههای فرقهای، از اعضا میخواهند که ارتباط خود با خانواده و دوستان قبلی خود را قطع کنند که این قطع ارتباط، باعث وابستگی کامل فرد به گروه در زمینههای هویتی، شناختی و اجتماعی میشود.[2]
بازتاب آثار علامه عسكری در میان متفکران اهل سنت
سید رضا موسوی
مقدمه
قرنهاست که اسلام و مسلمین- پس از رحلت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)- با جریانات گوناگون و مشکلات متعددی دست و پنجه نرم کرده و فراز و نشیبها را پشت سر نهادهاند.
آنچه در این میان شناخت صحیح اسلام و به ویژه مکتب اهل بیت (عليم السلام) و فهم و درک حقایق آن را تهدید میکند، لحظه ای است که عالمان و اندیشمندان دین را آرام گیرد تا جایی که مسؤولیت سنگین تبیین و تبلیغ حقایق اسلامی و زدودن زنگارهای موجود از چهرهی دین، گروههای بسیاری را به صحنه کشانده و آنان را به تحقیقات و پژوهشهای گسترده در این زمینه وادار سازد.
اما به راستی صفحات تاریخ، نشاندهندهی این واقعیت است که تنها عدهی کمی توانستهاند در مسیر مبارزه با انحرافات و تحریفات وارده بر دین، آن گونه که باید، اثر گذارند. شاید اگر نبودند عالمان بزرگی که در پاسداری از اسلام و مکتب اهل بیت (ع ) منشأ خدمات ارزنده و منحصر به فردی گردیدهاند، و اکنون جهان اسلام و مسلمانان شرایط سختتری را تجربه مینمودند.
بی تردید، یکی از این عالمانی که به واسطهي خلق آثار محققانه و بسیار ارزشمند و تأثیرات عمیقی که این آثار در شناخت و درک صحیح حقایق اسلامی میگذارد، بسیار قابل ستایش است، مرحوم علامه سیدمرتضی عسكری میباشد. ایشان با درک شرایط حساس اسلام و مسلمین، به ویژه شیعیان جهان- که سیل اتهامات به سوی آنان سرازیر گشته بود- به پا خواست و کوشید تا میراث اسلامی را به دور از پیرایهها و تحریفات استخراج نماید. او میکوشید تا به اصالت و حقیقت اسلام و ژرفای ناب و خالص آن دست یابد و اسلام را آن گونه که هست بنمایاند.
رهیافت به علل و انگیزههای علامه در تألیف آثار گرانقدرش، تا حد زیادی دغدغههای ایشان در ارتباط با این مسئله را آشکار میسازد. ایشان در تبیین انگیزهي خویش در تألیف کتاب «یکصد و پنجاه صحابی ساختگی» مینویسد: «چهاردهمین قرن اسلام به پایان خود نزدیک میشود. فاصلهی زمانی به این دوری و درازی کار معرفت صحیح اسلام را بس دشوار ساخته است. نگارنده بیش از چهل سال است آنچه را که در توان داشته، در راه این معرفت به کار برده تا شاید اسلام را آن چنان که هست دریابد... . معلوم شد که در روایتهای سیره و تاریخ و حدیث آن قدر نعل وارونه زدهاند که حساب ندارد و در آن چنان نمودهاند که قاتل را مقتول و ظالم را مظلوم و شب را روز نشان دادهاند... . آن قدر در حدیث و سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حدیث دروغ و افسانههای زننده انباشته شده است که با وجود آنها پیبردن به اسلام صحیح در حد محال است و وجود آن احادیث دروغ باعث شده تا اسلام بد آموخته شود... . بارخدایا! آیا سکوت در اینجا پوششی برای این همه جرم نیست؟ آیا سکوت، خود، بزرگترین گناه نمیباشد؟ آری! سکوت در مقابل این همه جرم، خود از همه جرمها سنگینتر است».[1]
خوشبختانه تلاشهای فراوان علامه در این راه به ثمر نشست و بررسی نتایج به دست آمده از آثار ایشان، نقش ویژه و منحصر به فرد این آثار را آشکار میسازد تا جایی که به تعبیر خود علامه، این آثار بر جریان تفکر اسلامی تأثیر گذار بوده است. [2]
آنچه در این میان جالب توجه است، بازتاب گستردهي آثار علامه در جوامع اهل سنت، به ویژه در میان متفکران آنان، و نیز تأثیرات عمیقی است که بر افکار و اذهان آنان به جای گذارده است. در واقع، بررسی وضعیت موجود و فضای حاکم بر جامعهی اسلامی و نیز تعاملات و اختلافات موجود میان شیعیان و اهل تسنن، ارزش والای این تألیفات را آشکار میسازد.
سیل بر آمده از احساسات گروههایی که ارزش والای آثار علامه را دریافتهاند و نیز نقد و بررسی آثار علامه توسط گروههای دیگری از متفکران اهل سنت، از اهمیت ویژه و تأثیرگذاری شگرف این آثار حکایت مینماید.
اکنون در این اثر به دنبال آن هستیم تا به گوشهای از بازتاب آثار علامه و جایگاه ویژه آن در جامعه اهل سنت، به ویژه در میان علما و متفکران آنان، پرداخته، به بار نشستن تلاشهای این بزرگ الهی را به تصویر بکشانیم.
نگارنده امیدوار است همان گونه که خود تحت تأثیر این همه اثرگذاری آثار علامه قرار گرفت، بتواند ذره ای از این احساس را به مخاطبان عزیز منتقل نماید.
بخش اول:بازتاب آثار علامه عسكری
فضای نامناسب نشر آثار و تفکرات تشیع در مناطق اهل تسنن و نگاه بدبینانهی ایشان به عقاید شیعه و نیز پایبندی سخت پیروان مکتب خلفا به عقایدشان و... هیچ کدام نتوانست از تأثیرگذاری آثار علامه جلوگیری نماید.آثار ایشان هر کجا که وارد میشد، اذهان و اندیشههای گروههای بسیاری را در مینوردید و تأثیرات عمیقی را در دل هزاران نفر ایجاد مینمود.
بی تردید، تأثیر این آثار در تحولات اجتماعی از قبیل تأثیرگذاری بر جریان تفکر اسلامی، بسترسازی وحدت مسلمین و زدودن نگاه بدبینانه از مکتب اهل بیت(ع ) و گرایش هزاران انسان به این مکتب انسانساز از نکات قابل توجه در آثار علامه است که در ذیل به بیان و بررسی آن میپردازیم.
1- تأثیر بر جریان تفکر اسلامی
با مطالعه و بررسی تاریخ صدر اسلام و روند شکلگیری حوادث و جریانات آن عصر، در خواهیم یافت که فهم و درک صحیح از حقایق اسلامی امری سخت و دشوار خواهد بود؛ چرا که عوامل مختلف دست به دست هم داد تا گروههای بسیاری با جعل حدیث و وارونه ساختن حقایق آن دوران پیام والا و ارزشمند اسلام را به دروغ و افتراهای زیادی مخلوط سازند.
در واقع، وقتی که بازار جعل حدیث تا آنجایی پیش میرود که شخصیتی چون معاویه کارخانهی حدیث سازی تشکیل داده و گروههای زیادی را به انجام این امر تشویق مینماید، به راحتی میتوان مشکلات فراروی پژوهشگر مسائل اسلامی را دریافت.
به هر ترتیب، در هم آمیختن سره و ناسره و حقایق و اکاذیب در تاریخ اسلام و احادیث نبوی (صلی الله علیه و آله و سلم) تا حدی است که امروزه مشاهده مینماییم که بعضی از شخصیتهای بزرگ اسلامی در فهم و درک درست حقایق اسلام با مشکل مواجه شده و گاهی به گرفتن نتایج اشتباه و درک نادرست دچار شدهاند.
در این میان علامه عسكری ( علیه الرحمه) با درک شرایط حساس و سرنوشت ساز به پا خواست و با تلاش فراوان و خستگی ناپذیر به روشنگری در زمینه تاریخ صدر اسلام پرداخت و با پالایش احادیث موجود زمینه شناخت حقیقت اسلام را فراهم ساخت. او کوشید تا اسلام را آن گونه که هست، شناخته و بشناساند و تمام همت خویش را در زدودن شبهات و ایرادات وارده بر اسلام به کار بست.
نتایج به دست آمده در آثار علامه به حدی متقن و منطقی است که نه تنها علمای شیعه، بلکه گروههای زیادی از علمای مکتب خلفا نیز به درستی و صحت این نتایج اذعان نموده اند.
محمود ابوریه از دانشمندان و متفکران اهل تسنن پس از اشاره به وضعیت نابسامان اخبار و احادیث موجود، درباره آثار علامه مینویسد: « اکنون بسیار شاد و مسرورم که این حقیقت را ابراز و اعلان کنم که یکی از دانشمندان محقق و بزرگ عراق( استاد مرتضی عسكری) به این مسؤولیت بزرگ علمی و مذهبی قیام نموده و کتابهایی در این باره منتشر نموده که واقعاً آیینه تمام نمای حقیقت و روشنگر افکار است. و همه افراد میتوانند تاریخ صحیح و اصیل اسلام را که در آن کتابها منعکس است، مطالعه نموده و به دست آورند... . [باید] با دلی آکنده از اخلاص بگویم: هر کس آرزومند است که از حقایق تاریخ اسلام از دوران پیدایش آن تابيعت یزید آگاهی یابد، لازم است آن دو کتاب پر ارزش و تحقیقی «عبدالله بن سباء» و «احادیث ام المؤمنین عایشه» را مطالعه کند و در مطالب آنها دقت و تأمل نماید» .[3]
دکتر حامد حنفی نیز به نکات قابل توجهی دربارهی پیامدهای نتایج آثار علامه اشاره نموده و درباره کتاب عبدالله بن سباء مینویسد:« سایر مباحث کتاب... حقایق را آشکار میکند به طوری که در آینده ای بسیار نزدیک، تحولات عمیقی را در تاریخ اسلام ایجاد خواهد کرد». [4] در واقع، وی ارزش والای تحقیقات علامه را به خوبی دریافته و به نتایج مثبت و ارزندهای که مطالعه این آثار میتوانست به بار آورد، پیبرده بود.
ایشان در جای دیگر به نتیجه اثر علامه در توجه و نگاه اهل سنت به منابع اسلامی و عوض شدن دیدگاه آنان دربارهی صحت متون اسلامی اشاره نموده و با درک این واقعیت مینویسد:« حکمت خداوند عزوجل چنین خواسته که مردانی محقق قلم به دست گیرند و حقایق را بیپرده بیان نمایند و در این راه از سرزنش ملامت گویان اندیشه نکنند. مؤلف محترم اولین طلیعهی این صبح میباشد که با تحقیقات عمیق خود توانستهاند دانشمندان محقق پیرو تسنن را مجبور سازند تا در کتاب طبری تجدید نظر کنند. ایشان را مجبور ساخته تا در آن کتاب و سایر کتابهای تاریخ اسلامی دوباره به دقت بنگرند و زشت را از زیبا جدا سازند. همان حوادث تاریخی که چنان به درستی آنها معتقد بودند که آنان را مانند وحی منزل از تغییر و تبدیل به دور میدانستند. مؤلف محترم با کمک شواهدی بسیار از چهرهی آن وقایع تاریخی، پردهی ابهت را فرو انداخت و حقایق را با بهترین روش برای طالبین آشکار نمود تا آنجا که بعضی از این حقایق بسیار هولناک و حیرت انگیز جلوه میکند؛ زیرا با عادت یک عمر و میراث اعتقاد چندین قرن مخالفت دارد، ولی پیروی حق تا هر پایه که دشوار آید، لازم و واجب است« الحق احق ان یتبع». [5]
آری، نتایج آثار علامه به خوبی زیر بنای اعتقاد اهل سنت به صحت متون اسلامی را زیر سؤال برده و آنان را به تأمل و تدبر در این زمینه واداشت. دکتر سید مرتضی رضوی دربارهی تأثیر کتاب عبدالله بن سباء مینویسد: «وقتی در قاهره کتاب عبدالله بن سباء را به استاد ابوالفضل ابراهیم، رئیس انجمن احیای مواریث اسلامی در مجلس اعلای شئون اسلامی قاهره، دادم وی گفت: «من در این کتاب که تألیف استاد مرتضی عسكری است، بهرههای فراوانی بردهام. هنگامی که به مآخذ طبری كه آن را برای دارالمعارف مصر تحقیق میکردم، مراجعه نمودم، در پارهای از احادیث توقف میکردم و به درستی نمیتوانستم دربارهی آنها داوری کنم تا اینکه چاپ اول این کتاب به دستم رسید و بسیاری از مشکلاتم را حل کرد. قصد دارم به وسیله تو هدیه ای برای استاد عسكری بفرستم». [6]
آیا به راستی بطلان عقایدی که بیش از چهارده قرن در میان مسلمانان رواج داشته و یا معرفی صحابیان ساختگی و نیز پرده برداشتن از روایات ساختگی و جعلی سیف بن عمر که به متون اسلامی راه یافته بود و همچنین بررسی موشکافانه روایات عایشه و ... همه و همه، ارزش والای آثار علامه را در معرفی صحیح اسلام نمایان نمیسازد.
خود علامه نیز با اشاره به رویکرد گسترده اهل سنت به آثارش درباره ي تأثیر این آثار بر جریان تفکر اسلامی و ایجاد نگرش جدید به مباحث اسلامی میگوید:« کتابهایی که نام بردید- «عبدالله بن سباء و اساطیر اخری»، «احادیث ام المؤمنین عایشه»، و «خمسون مأة صحابی مختلق»- بارها در قاهره و بیروت با اجازه و بی اجازهي من چاپ شدهاند و علما و اساتید اهل سنت بر آنها مقدمه یا نقد نوشتهاند و به زبانهای مختلف هم ترجمه شدهاند و تصور میکنم و به خواست خدا تأثیری بر جریان تفکر اسلامی داشتهاند». [7]
اینک تنها با اشاره به یک نمونه از اعترافات اندیشمندان اهل سنت یعنی اعتراف و اذعان سعید ایوب که رهیافت به روشنایی و حقیقت را مرهون مطالعه آثار علامه میداند و به واسطه آثار علامه به آیین تشیع گرایش پیدا نمود، این بخش را به پایان میبریم.
«سرور من! من عمری را در پی کسب حقیقت و شناخت برخی از ریزهکاریها و دقایق اموری بودم تا در پرتو آن بتوانم مردم را به راه خدا کشانیده و در این مسیر، عمر گرانمایه را در مطالعه کتابهای تاریخ به باد دادم تا شاید مختصات آنهایی که چراغ هدایت را پیشاروی مردمان میدارند، بشناسم. ولی با کمال تأسف در بیشتر آنها چیزی را که مایهی اطمینان خاطر و پسند عقل و آرامش بخش دل باشد، نیافتم.
اما بر عکس خود را در برابر جرایم متعددی یافتم که به کمتر از شصت سال بعد از وفات پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به وقوع پیوسته است! من در برابر این همه جرایم خود را حیرت زده در برابر نصوصی یافتم که دست تعدی و تجاوز حذف و اضافه، تغییر و تبدیل چهرهی واقعی آنها را مسخ کرده است. و بالاخره در این سیر و گذار و پرس و جوهایم به کتابهای شما و سرآمد همهی آنها کتاب «معالم المدرستین» و «عبدالله بن سباء» و «احادیث ام المؤمنین عایشه» و غیره دست یافتیم. کتابهایی که پیشاروی خواهان حق و حقیقت، مطالب را میشکافد تا راه رسیدن به آن برایش آسان و میسر گردد. اینجا بود که کتابهای شما، حقایقی را که در کوره راههای دراز و پردرد سر مباحث در پی آن بودم، برایم آشکار و روشن گردانید و لطف خداوندی در این مورد بر من بسیار عظیم و بزرگ است. من خود را در دایرهای یافتم که جز آب صاف و پاک، چیز دیگری در آن وجود نداشت...» .[8]
بستر سازی وحدت مسلمین
مطالعه و تحقیق در تاریخ صدر اسلام و علوم حدیث و تلاش هم زمان در جهت تقریب مذاهب و زدودن اختلافات، امری دشوار است که از عهدهی کمتر کسی برمیآید.
در واقع، مروری بر آثار نوشتاری در طول تاریخ اسلام، بیانگر این حقیقت است که آثار موجود در این زمینه بیش از آنکه سبب وحدت مسلمانان گردد، به تشدید اختلافات و جدایی مسلمین از یکدیگر دامن زده است. در این میان، پرداختن علامه به تاریخ صدر اسلام و علوم حدیث و نیز دیدگاههای ائتلافی و اتحادگرایانه ایشان که بر احترام بر سایر مذاهب اسلامی و پرهیز از فرقهگرایی و ناسزاگویی به سایر گروهها تأکید داشت، از آن فقید مصلحی بیدار و آشنای به زمان و شخصیتی منحصر به فرد پدید آورد.
علامه به خوبی نقش وحدت را در عزت اسلام و مسلمین دریافته و تنها راه نجات را در همگرایی و تقریب مسلمانان میدانست تا جایی که میگفت: «به دلیل آنکه تنها راه نجات مسلمانان را آگاهی، همیاری و کنار گذاشتن درگیری مذهبی و گسترش وحدت اسلامی میدانستم، در همان زمان- ماجرای حمله به مدرسهي فیضیهي قم- به حج رفتم و با خود شعار وحدت و کلمه مسلمانان را حمل میکردم ...». [9]
تلاشهای علامه در راه ایجاد وحدت مسلمین ستودنی است و عضویت علامه در مجمع تقریب مذاهب اسلامی، درک عمیق علامه از اهمیت این موضوع اساسی را مبرهن میسازد.
جالب است که ایشان یکی از عوامل پرداختن به مبحث سیره نویسی را ایجاد اتحاد و تقریب میان شیعه و سنی بر شمرده، میگوید: «در سامرا، شیعه و سنی در کنار هم زندگی میکردند و با هم رفت و آمد داشتند؛ مثلاً در اعیاد به دیدن علمای یکدیگر میرفتیم و تبریک عید میگفتیم. وقتی همه در صحن جمع بودیم و استهلال میکردیم، ولی ماه را هم نمیدیدیم، اما قاضی آنها طبق فقهشان اعلام عید میکرد و طبل میزدند؛ یعنی عید، ثابت شده است و آن وقت ما باید در خانه میماندیم و جدم (مرحوم خاتمة المحدثین) هم برای تبریک نمینشست و این موجب ناراحتی میشد. یک مشکلاتی هم در عزاداریها بین ما پیش میآمد. اینها سبب شد که من به فکر بیفتم که یک سیرهای بنویسم که بین ما و آنها تقریبی ایجاد کند؛ سیرهای که سنی و شیعه را یکجا جمع کند...». [10]
بی شک رشد و پرورش علامه در محیطی متشکل از شیعیان و اهل تسنن، ضرورت پیگیری مبحث اتحاد را بیشتر برای ایشان نمایان میساخت.
به هر ترتیب، علامه بسیار هنرمندانه توانست علی رغم ترسیم چارچوب اندیشهي شیعه، فریاد اتحاد را در جامعهي اسلامی سر دهد تا جایی که ایشان با خلق دهها اثر کاهنده اختلافات و نزاع در میان فرق اسلامی گردید.
آنچه آثار علامه را در مسیر برقراری وحدت مسلمین قرار میداد، ویژگیهای آثار علامه از قبیل عدم تعصب بیجا، استفاده فراوان از منابع اهل سنت و نیز شیوهی بحث است. [11]
به طور کامل نوع نگاه و نگرش علامه به اختلافات موجود را نیز میتوان از عوامل بسیار مهم در موفقیت علامه بر شمرد؛ مثلاً ایشان با پایه گذاری ادبیاتی با عنوان «مکتب اهل بیت و مکتب خلفا» و نگاه این چنینی به این مباحث، سعی در خاموش کردن آتش تعصبات بیجا و محدود کردن دامنهی اختلافات داشت؛ برای نمونه، ایشان در جایی میگفت: «من از به کارگیری واژههای شیعه و سنی طفره میروم؛ زیرا مشکلات و ناهنجاريهایی را به دنبال دارد. من معتقد به شیوه ائمه معصومین(عليهم السلام) و سیرهی خلفا هستم...؛ بنابراین، اختلاف ما و دیگران اختلاف فقهی است». [12]
یکی از ویژگیهای مهم علامه در این زمینه، توجه ایشان به عوامل ایجاد وحدت در بین مسلمانان میباشد که این مسائل را در تألیف آثارش به خوبی رعایت مینمود. مثلاً ایشان پرداختن به سیره اهلبیت (عليهم السلام) را که بی تردید به عنوان یکی از مهمترین عوامل وحدت مسلمانان جهان میباشد، سرلوحه کار خود قرار داد و در این باره میگفت: «کار دیگر طرح روشن و مستند نقش ائمه (عليهم السلام) در احیای دین بود؛ چون شخصاً معتقدم اهل سنت منکر مقامات علمی، معرفتی، و معنوی اهل بیت (عليهم السلام) نیستند و این نقطهی خوبی برای هر گفتگو و پیوندی است بر خلاف بحثهای تاریخی که در آن مناقشه زیاد میشود». [13]
دعوت به بحث و گفتگو و ایجاد فضای تفاهم و دوستی در جهت بیان اندیشهها و افکار، از دیگر عوامل ایجاد وحدت است که از نگاه تیزبین علامه پنهان نماند.
ایشان با دعوت همگان به بحث و گفتگوی مسالمت آمیز به روش امام صادق اشاره نموده و میگفت: امام صادق با ابوحنیفه مینشست و در زمینه عقاید و احکام با او مناظره میکرد...». [14]
بی تردید، دستیابی و شناخت سیرهي امام صادق در این زمینه که علامه بر آن تأکید میورزید، یکی از مهمترین عواملی است که وحدت مسلمین را در بر خواهد داشت. مگر نه این است که اکثر شاگردان امام صادق را گروههایی مخالف عقیدهی امام تشکیل میدادند؟ آیا امام صادق جز در فضای مسالمت آمیز و با رعایت احترام به آنان به بحث و گفتگو نمینشست؟
نگاه ویژه علامه به مسئله از مقدمهي ایشان در کتاب «در راه وحدت» به خوبی قابل درک است؛ آنجایی که مینویسند: «وحدت مسلمین نیز با وجود اختلافات عقیدتی موجود وقتی امکانپذیر خواهد بود که نخست خلاف بین خود را با ملایمت و نرمی بررسی کنند و آنگاه آنچه را که حق است، پیروی نمایند تا مصداق آیه کریمه Lالذین یَستَمِعُونَ القَولَ فَیَتَّبِعُونَ اَحسَنَةُ...K گردند. کتاب حاضر و نظایر آن در این رهگذر و برای همین مقصود تألیف و نشر گردیده ( قل هذه سبیلی)». [15]
البته قابل ذکر است که ایشان بازگو نکردن حقایق و عدم تحقیق در مسائل مورد اختلاف را جایز ندانسته، بلکه تأکید داشتند که با فاصله گرفتن از تحقیقات، راه صحیح و مستقیم اسلام شناخته نشده و این مسئله را ستمی نابخشودنی بر علم و دانش بر میشمردند.
برای نمونه ایشان در بر شماری مشکلات پیش رویش در تألیف کتاب «احادیث ام المؤمنین عایشه» مینویسد: «اشکال دیگری خود نمایی میکند و آن تأثیری است که نشر این قبیل مطالب روی هماهنگی و یگانگی مسلمانان میگذارد و این سؤال را پیش میآورد که اکنون که در نتیجهي مساعی مجاهدین و مصلحین اسلام و کوششهای پیگیر و مداوم آنها خداوند تا حدی آمال و آرزوهای طوایف مختلف مسلمانان را برآورده و آنها را به یکدیگر نزدیک ساخته، اسباب برادری و همبستگی ایشان را فراهم کرده است، آیا رواست که پیرامون گذشتههای بسیار دور قلم فرسایی شود و مطالبی منتشر شود که نه تنها رد و انتقاد شدید را در پی خواهد داشت، بلکه احساسات را بر انگیخته، انزجار و نفرت به بار خواهد آورد؟
اما در مقابل، چنان پرسشی، این مسئله نیز مطرح میشود که به سادگی نمیتوان از آن چشم پوشید. اگر به عنوان عقیم ماندن کوشش مصلحین خیراندیش، چنان بحث و تحقیقی مورد پسند واقع نشود، در آن صورت درِ تحقیقهای علمی بر روی همگان بسته خواهد ماند و این ستمی است نابخشودنی که بر دانش و معرفت رفته است؛ زیرا که در نتیجه حقایق اسلام همچون قرون و اعصار گذشته، پشت پردهی جمود فکری و تعصب خشک و بیجا باقی میماند و اختلاف و دو دستگی بین تیرههای مختلف اسلامی بیشتر خودنمایی خواهد کرد و این مسلماً چیزی نیست که مصلحین و شیفتگان همبستگی اسلامی، آن را تأیید و تصدیق نمایند.
بدین سبب ما در حالی که با تمام قلب توفیق برادران مسلمان خود را در دور افکندن اختلاف و برکندن اساس تفرقه و نفاق در پرتو پاسخ به ندای مصلحین خیر اندیش اسلام از خداوند خواستاریم، نسبت به مقام علم و معرفت احترامی خاص قائلایم و حساب آن را از حسابهای دیگر مطالب جدا میدانیم؛ زیرا آنها که برای اتحاد و همبستگی مسلمانان کوششهای پیگیری را بنیان نهادهاند، ندا به همبستگی اسلامی پیرامون پرچم مقدس اسلام میدهند، در حالی که اسلام خود یک انگیزهي سیاسی بین المللی نیست، بلکه ایمان و عقیده است به یک سلسله واقعیات که صرفاً زاییدهي بحث و انتقاد کاملاً علمی است و با پنهان داشتن حقایق تحت این قبیل بهانهها و عناوینی، چنان ایمان و عقیدهي ثابت و واحدی به وجود نخواهد آمد و راه صحیح و مستقیم اسلام از چاه ضلالت و گمراهی باز شناخته نخواهد شد... با اطمینان کامل میتوان گفت: کوشش برای همبستگی اسلامی و پایمردی در راه بازگردانیدن اسلام به جامعه مسلمین، با بحث و تحقیق در تاریخ آن و بررسی دقیق احادیث پیغمبرش منافاتی نداشته، بلکه اساس و پایه آن بوده، هر یک از آنها متمم دیگری است؛ چه برگردانیدن اسلام به جامعه مسلمانان بدون هماهنگ ساختن مسلمین و درک مفاهیم آیات قرآن و گفتار پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و تاریخ اسلام ناشدنی است». [16]
پرداختن علامه به این موضوعات و در عین حال سر دادن شعار اتحاد و همگرایی مسلمانان و تقریب مذاهب به یکدیگر یکی از ویژگیهای بارز علامه است که ایشان را به شخصیتی کم نظیر در جهان اسلام مبدل ساخته است.
در حقیقت ایشان اثبات نمود که میتوان به بحث و تألیف آثار در موضوعات مورد اختلاف پرداخت و در عین حال، نتایجی مطلوب در نزدیک کردن مسلمانان به یکدیگر به دست آورد.
3- دفع اتهام و بدبینی از مکتب اهل بیت(عليهم السلام) و معرفی عقاید شیعه
دفاع از مکتب اهل بیت(ع) و نیز رفع اتهامات دروغین و بی اساس، لحظه ای علامه عسكری را آرام نگذاشت و سراسر عمر ایشان را به مبارزه در راه تبیین اعتقادات و اندیشههای مکتب اهل بیت (ع)و زدودن چهرهی بدبینی از این مکتب انسان ساز مبدل ساخت.
به طور کلی، مشکلات فراروی علامه در این راستا را میتوان به سه بخش تقسیم نمود:
الف) ضعف تبلیغ و تبیین عقاید شیعه در جوامع اهل تسنن
یکی از دغدغههای اساسی علامه عدم شناخت صحیح مکتب اهل بیت (ع) در جوامع اهل سنت بود که سالیان متمادی سوءظن و بدبینی نسبت به عقاید شیعیان را در برداشته است. در واقع، از سویی حقیقت ناب و روح بخش مکتب اهل بیت(ع) و از سوی دیگر، عدم معرفی صحیح این مکتب والا در میان پیروان مکتب خلفا علامه را به سختی میآزرد و وظیفهی خطیر تبیین عقاید شیعه بر دوش علامه سنگینی مینمود.
اشکالات موجود در سیستم تبلیغ نیز ذهن علامه را به سختی به خود مشغول داشت تا جایی که ایشان لحظهای سکوت و بیتفاوتی را جایز نمیدانست. او تشنگان معارف اهل بیت(ع) را مشاهده مینمود و دریافته بود که در سایهي تبیین و نشر افکار و اندیشههای مکتب اهل بیت (عليهم السلام) زمینهي هدایت انسانهای بسیاری فراهم خواهد شد.
ایشان در جایی با اشاره به تأثیر آثارش در کشور مصر به وضعیت نگرانکنندهی تبلیغ دین اشاره نموده، میگوید: «وضع ما این گونه است: نه خودمان وسیله ای داریم و نه دولت به ما کمک میکند. همین قدر که میتوانیم کار کنیم، اگر به ما کمک کنند کارهای بیشتری انجام میدهیم. من علاقهمند هستم که یک سفر به تونس و آفریقا بروم، مردم آنجا علوی هستند، محب اهل بیت (ع)هستند منتها ما به آنها نرسیدهایم. یک نفر مبلغ هم به آنجا نفرستادهایم. اگر من به آنجا بروم، تصور میکنم بتوانم کاری انجام دهم... . ما مسلمانانی در آفریقا داریم که اصلاً از اولاد ائمه اطهار(ع) هستند اما اسم شیعه را نمیدانند. یکی از آنها یک وقت با من برخورد کرد و شیعه شد و رفت و آنجا تشیع را منتشر کرد. بله، ما به نشر عقاید شیعه توجه نمیکنیم...». [17]
تألیف و نشر عقاید شیعه[18] و سفرهای متعدد علامه به نقاط مختلف جهان اسلام و گفتگو و مناظره با شخصیتهای مختلف، تنها گوشهای از عملکرد علامه در تبلیغ و تبیین دین در مناطق اهل تسنن به شمار میرود. البته میدان مبارزه علامه به این امور خلاصه نمیشد، بلکه ایشان معتقد بود: «ما باید از همهی امکانات از روشنایی خورشید گرفته تا نور ماه استفاده کنیم تا اعتقادات شیعه را تبلیغ نماییم، اما در این زمینه کوتاه آمدهایم».[19]
سفارش علامه درباره به تصویر کشیدن واقعهي غدیر[20] برای نشان دادن عظمت و واقعیت این رویداد به خوبی از اندیشه علامه در استفاده از ابزارهای هنری در راستای معرفی و تبلیغ مکتب اهل بیت (عليهم السلام) حکایت مینماید.
به هر ترتیب ایشان در میدانهای مختلفِ تبیین و تبلیغ دین گام نهاد و حاصل آن، معرفی و نشر علوم اهل بیت(ع) و گرایش گروههای بسیاری از مکتب خلفا به تشیع بود که در ادامه به آن اشاره خواهیم داشت.
ب) جلوگیری از وارد شدن افکار و اندیشههای مکتب اهل بیت در جوامع اهل سنت
اشاره نمودیم که کم و کاستیهای موجود در تبلیغ یکی از دغدغههای علامه عسكری بود، اما آنچه بیش از بیش به این مسئله دامن میزد، جلوگیری از ورود افکار و اندیشههای مکتب اهل بیت (عليهم السلام) در جوامع اهل سنت است.
در واقع، آنچه امروزه بیش از هر عصر دیگری قابل تأمل و بررسی است، علل عدم اجازه ورود افکار و اندیشههای تشیع در جوامع اهل تسنن میباشد. کتابخانههای خالی از آثار تشیع و نهی از مطالعهي اندیشههای مکتب اهل بیت(ع) از جمله مسائلی است که سالیان متمادی دامنگیر جامعهي اهل سنت گردیده و اکثریت آنان را از اطلاع از واقعیتهای شیعه باز داشته است.
در بر شماری دغدغههای علامه عسكری نیز میتوان به این مسئله اشاره داشت تا جایی که ایشان با ابراز خوشحالی از تأسیس دانشکدهی اصول دین و پذیرش دانشجو از سراسر کشورهای اسلامی و بازگشت آنان به کشورشان به عنوان مبلّغ واقعیتهای شیعه میگفت: «... در کتابخانههای اهل سنت نگاه کنید، یک دانه کتاب اهل تشیع وجود ندارد و این را ما باید ببریم به کتابخانههای اینها».[21]
مشاهده این وضعیت و نیز درخواستهای مکرر پیروان مکتب خلفا از علامه عسكری برای ارسال آثار و یا تشکیل مراکزی برای دستیابی آنان به علوم اهل بیت (عليهم السلام) در مناطق اهل تسنن مسؤولیت ایشان را سنگینتر مینمود.
خوشبختانه ویژگیهای ارزشمند آثار علامه و نیز فعالیتهای ایشان در راه نشر و راهیابی آثار پیرامون مکتب اهل بیت(عليهم السلام) به جوامع اهل تسنن، سد موجود را شکسته و نگاهها را متوجه مکتب اهل بیت(عليهم السلام) نمود.
خود علامه در این زمینه میگوید: «سالیانی بود که یک نهضت تحقیق و تصحیح و انتشار منابع حدیث و سیره و تفسیر روایی در جهان اهل سنت شروع شده بود. جهان اسلام چشم به قاهره داشت که تازهترین آثار اسلامی و منابع و معارف و تعالیم اسلام را به دست آورد. اما همه این کتابها محصول مکتب خلفا بودند. اینجا بود که زحمت من- عبدالله- نتیجه داد و نگاهها را متوجه مکتب اهل بیت (عليهم السلام) و حوزهی شیعه کرد». [22]
از نکات قابل توجه در این زمینه نشر آثار علامه توسط گروههای مختلفی از ناشران در جهت تبیین و تبلیغ افکار و عقاید شیعه میباشد؛ چرا که آنان به اهمیت این آثار به خوبی واقف بودند.
برای نمونه، دکتر جواد مغنیه یکی از علمای جهان تشیع دربارهی اهمیت نشر کتاب «عبدالله بن سباء» مینویسد: « لازم است این کتاب به عالیترین اسلوب و با بهترین کاغذ تجدید طبع گردد و در تمام شهرهای اسلامی به نصف قیمت تمام شده به فروش رسد تا عموم مسلمانان آن را خریداری کرده، از مطالب عالیش استفاده برند.
سزاوار است دانشمندان و مراجع عالیقدر در نجف اشرف بذل توجه فرمایند و مبلغی از حقوق شرعی را برای منظور فوق اختصاص دهند یا نیکوکاران را برای اقدام به این عمل خدا پسندانه راهنمایی نمایند.
من پیشنهاد میکنم، دستور مؤکد و امر لازم صادر فرمایند تا این کتاب به چند زبان مختلف ترجمه شود و به بهای نازل در دسترس جهانیان قرار گیرد. البته با چنین اقدامی عالیترین خدمت را به دین مبین انجام دادهاند؛ به طوری که سایر خدمات در مقابل آن ناچیز خواهد بود». [23]
به هر ترتیب آثار علامه توانست تا حد زیادی جو موجود را شکسته و به مناطق اهل تسنن راه یابد تا جایی که در بعضی مناطق، مطالعهی آثار علامه ممنوع گردیده و خطرات زیادی از جانب سردمداران اهل سنت نسبت به نشر آثار علامه در مناطق اهل تسنن احساس شد.
برای نمونه در مصر قانونی تصویب شد که هر کس کتابهای علامه عسكری را بخواند به سه سال زندان محکوم خواهد شد.[24] و یا اینکه علمای بزرگ وهابی با ارسال نامهای به بن باز- رئیس مفتیان عربستان سعودی- خطر نفوذ تشیع در عربستان را گوشزد کرده بودند که یکی از عوامل آن را اینگونه اشاره نمودند: «که در حال حاضر کتابهای علامه عسكری در منطقهای از قیسم، ظهران و... دارد مثلِ نقل و نبات بین خانهها تقسیم میشود. ایشان تأکید کردند که کتابهای امام خمینی (رحمة الله) و کاشف الغطاء و علامه عسكری در بین مردم وجود دارد».[25]
ج) شایعه پراکنی و نشر کتب متعدد علیه شیعه
شایعه پراکنی و اتهامات دروغین از جمله عواملی است که در طول تاریخ دامنگیر اعتقادات گروههای مختلف جامعه بشری گردیده و حقیقت وجودی آنان را پوشانده است.
مکتب اهل بیت (ع) نیز سالیان متمادی است که آماج زشتترین و سختترین اتهامات و افتراهای ناجوانمردانه قرار گرفته تا جایی که عقاید و اندیشههای آنان به گونهای غیر واقعی در اذهان پیروان مکتب خلفا نقش بسته است.
بی تردید، این مسئله محصول عوامل مختلفی از جمله عدم تبلیغ و تبیين عقاید شیعه در مناطق اهل تسنن، جلوگیری از ورود افکار و اندیشههای تشیع، تعصبات کور و بیجا، عدم برداشت صحیح از عقاید شیعه و نشر کتب متعدد علیه شیعه میباشد.
توجه به آثار منتشر شده علیه تشیع، به ویژه در سالهای اخیر، حقیقت امر را نمایان خواهد ساخت تا آنجا که برخی از مخالفان مکتب اهل بیت(عليهم السلام) از هیچ تهمت و سخن ناروایی نسبت به شیعیان جهان دریغ نورزیدهاند. دکتر حامد حنفی یکی از علمای اهل تسنن در طی نامهای برای علامه عسكری به جهت تحسین کتاب «عبدالله بن سباء» دربارهی اتهامات ناروا علیه تشیع در طول تاریخ مینویسد: «تاریخ اسلام سیزدهمين قرن زندگی خود را به پایان رسانید. گروهی از دانشمندان ما در طول این سیزده قرن هر چه توانستند علیه شیعه سخن گفتند و حقایق را با هوس خویش درآمیختند. این روش ناپسند شکاف عمیقی بین فرق اسلامی ایجاد کرد و بدین جهت گوهر افکار بزرگان تشیع ناچیز شمرده شد و از همین رهگذر جهان علم بسی خسارت دید.
علم از افکار دانشمندان شیعه بیبهره ماند؛ زیرا دشمنان دامن بیآلایش و پاک شیعیان را ناپاک مینمودند و ایشان را گروهی خرافی نشان دادند. آری، ما میتوانستیم از چشمهی خوشگوار علم شیعه جریمهها بنویسیم و از سرمایه این مذهب شریف بهرهها ببریم، ولی افسوس که دانشمندان گذشتهی ما تعصب را کنار نگذاشتند و خرد را بر هوس مقدم نداشتند.! ای کاش سر به فرمان عقل مینهادند و بازیچه احساسات نمیشدند...». [26]
تحمل این وضعیت برای علامه سخت و طاقت فرسا بود و او نتوانست این شرایط را تاب آورد و به همین دلیل وارد جبهه مبارزه با این اتهامات گردید. تنها آشنایی با علل تألیف آثار مختلف توسط علامه در پاسخگویی به شبهات موجود و اتهامات وارده پیرامون عقاید مکتب اهل بیت (عليهم السلام) کافی است؛ برای نمونه، ایشان کتاب «القرآن الکریم و روایات المدرستین» را در پاسخ به اتهام اعتقاد تشیع به تحریف قرآن و در رد بر کتاب «الشیعه و القرآن» که شیعه را به این عقیده متهم نموده بود، بر میشمرد. [27]
توجه علامه به دفاع از مكتب اهل بيت(ع) و روشنگري عقايد شيعه تا حدي بود كه ايشان با اشاره به تأليف كتاب «يكصد و پنجاه صحابي ساختگي» مينويسد: « اين تأثير زيادي در دنيا داشت. البته بعد از نوشتن آن پشيمان شدم و احساس كردم با نوشتن «يكصد و پنجاه صحابي ساختگي» دفاعي از اهل بيت(عليهم السلام) نكردم، اما بعداً كه اين كتاب منتشر شد و در مصر و ساير جاها بسيار اثر كرد، به اهميت و اثر آن پي بردم».[28]
ايشان در جايي ديگر دربارهي احساس مسؤوليت خويش در برابر مكتب اهل بيت(عليهم السلام) ميگويد: «در هر كتاب از مجموعهي پر گستره كتاب و سنت... يك حرف وهابي را جواب دادهام، پس اين كار همه ناشي از احساس مسؤوليت بوده و دفاع از تشيع است. به ندرت دفاع از اسلام است، همهاش دفاع از تشيع است».[29]
آري هر كجا كه حقيقتي از حقايق مكتب اهل بیت (عليهم السلام) تحريف میگرديد و از حقيقت اصلياش منحرف ميگشت، ميدان مبارزهي علامه بود تا آنجا كه با خلق آثار ارزشمندش اتهامات بسياري را از دامن مكتب اهل بيت(عليهم السلام) زدود و شخصيتهاي بزرگي را به درك نادرستشان از مكتب اهل بيت(عليهم السلام) رهنمون ساخت.
نكتهي جالب توجه آن است كه علامه توانست بعضي اتهامات موجود عليه شيعه را به گونهاي پاسخ دهند كه همان عوامل ايجاد اتهام، سبب گرايش به تشيع گردد؛ برای نمونه، ميتوان به كتاب «عبدالله بن سباء» اشاره داشت كه ايشان با تأليف آن و اثبات موهوم بودن اين شخصيت، نه تنها به علل شكل گيري تشيع پاسخ داد، بلكه سبب شيعه شدن محمود ابوريه، متفكر بزرگ اهل تسنن، و ديگران گرديد.
در حقيقت گرايش گروههاي بسياري از جامعهي اهل تسنن و به ويژه برخي از متفكران آنان و اعتراف آنان به عدم درك صحيح از مكتب اهل بيت (عليهم السلام) پس از مطالعهي آثار علامه به خوبي از موفقيت علامه در رسيدن به اهدافش حكايت مينمايد كه ما به علت عدم ارائه بحث تنها به چند نمونه از اين موارد اشاره مينماييم.
در نامهاي از يك مؤسسه فرهنگي به علامه عسكري آمده است: «... اگر براي ما اين برتري باشد كه در راه مكتب اهل بيت(عليهم السلام) ميكوشيم، چنان كه حضرتعالي ميفرماييد، پس براي شخصيتي چون شما برتري روشن كردن راه درست در پيش روي ما و ميليونها انساني كه به راه راست هدايت يافتهاند، ميباشد و اين به خاطر كتابهاي ارزشمند شماست كه از چشمان خواننده راهي به عقل او باز كند كه هر مخالفي را وا ميدارد تا در دريافتيهاي خود تجديد نظر كند و به اسلام واقعي توجه نمايد». [30]
در نامهاي از كشور مغرب نیز آمده است : « من در گذشته از جمله كساني بودم كه با حساسيت و توهم و تنفر و انزجار از كلمهي شيعه بار آمده، از ايشان گريزان بودم و همه افكارم را اين نغمهي شوم طوطي صفتانه پر كرده بود كه شيعه فرقهاي است گمراه، قرآن را تحريف كرده، نامداران و برجستگان صحابي پيامبر خاتم(صلي الله عليه و آله وسلم) را به تزوير و بهتان متهم ميكنند و اراجيف و چرندهايي را به هم مي بافند كه به خاطر هيچ آفريدهاي نميرسد و با هيچ حسابي درست در نميآيد... تا اينكه خداي تعالي خواست به طور تصادفي به كتاب شگفتي آفرين شما- «معالم المدرستين»- جلد اول دست يابم... . اينك از اعماق وجودم فرياد سپاس بر ميآورم كه خدايت زنده بدارد اي بزرگ مرد! سوگند به خداي علي عظيم كه من اكنون عاشق و دوستدار اهل بيت(عليهم السلام) و شيعيان ايشانم. نام و ياد آنان را فرياد كرده و به اهدافشان ارج مينهم و از خداوند ميخواهم كه ما را در روز قيامت با آنان محشور گرداند...». [31]
محمد المنتصر احمد النور در نامه ای مینویسد: «كمن يكون في ظلمات بعضها فوق بعض ثمّ يأتيه النور فيخرجه من الظلمة الي النور و الهداية، كذلك انا لما جاءني و وصلني كتابكم العظيم «معالم المدرستين» الذي لا يأتيه الباطل، فاستنقذني من العملية، و دلني علي الهداية، فجزاكم الله عنّا كلّ خير...».
استاد ربيعي در نامه خود به علامه عسكري نيز دربارهي وضعيت تشيع در مصر و تأثير آثار علامه و ديگر شخصيتهای بزرگ جهان تشيع مينويسد: كتاب «معالم المدرستين» و كتابهايي كه بر اين سبك نوشته شدهاند، تنها دارويي است كه براي هر زمان و مكان بسيار سودمند است. علماي مصر هنگامي كه تأليفات علامه عسكري، شرف الدين ومحمد باقر صدر را ميخوانند، از شوق ميگريند و ميگويند: الحمد لله الذي انقذنا من الضلالة. وقتي براي نخستين بار اين كتابها را براي آنها ميخوانيم، اعتراف ميكنند كه عمر خود را در ناآگاهي سپري كردهاند... . خلاصه اينكه مصر در اين زمانه به نشر و پخش كتابهاي شيعه نظير كتابهاي علامه عسكري - حفظه الله- و كتابهاي شرف الدين و علامه اميني نياز فراوان دارد... .
كتابهاي. .. «معالم المدرستين» و... را در اختيار دوستداران قرار داديم. آنها پس از مطالعه گفتند: ما خود را طوري مييابيم كه گويا تازه متولد شدهايم. متوجه چيزي شديم كه در گذشته گم كرده بوديم و حال آن را در مذهب اهل بيت (عليهم السلام) پيدا كردهايم.[32]
شيخ معتصم سيد احمد، متفكر و نويسنده سوداني كه به آيين تشيع گراييده، نيز مينويسد: « پس از خواندن كتابهاي «المراهات»، «معالم المدرستين» و چند كتاب ديگر به خاطر دلايل روشن و برهانهاي قوي اين دو كتاب با ارزش كه بر حق بودن مذهب اهل بيت (عليهم السلام) را ثابت ميكرد، حق براي من روشن و باطل مفتضح گرديد. [33]
چهارم: اقبال متفكران اهل سنت به مكتب اهل بيت(عليهم السلام)
بيشك دل كندن از اعتقاداتي كه انسانها به آن خو كرده و با آن پرورش يافتهاند، امري سخت و دشوار است كه به راحتي به وقوع نميپيوندد.
اما نتايج به دست آمده در آثار علامه به قدري مستدل و منطقي بود انسانهاي بسياري را به پشت پازدن به افكار و عقايدشان وادار ساخت تا جایی كه آنان آنچه را كه اجدادشان قرنها بر آن تأكيد ميورزيد، كنار گذاردند.
از نكات قابل توجه در اين زمينه، گرايش گروهي از متفكران اهل سنت از جمله محمود ابوريه، دكتر سعيد ايوب، شيخ معتصم سيد احمد و... به مكتب اهل بيت(عليهم السلام) است كه آنان نيز در برابر حقيقت نمايان در آثار علامه تاب نياورده، به ناچار به پذيرش حق گردن نهادند.
علامه عسكري دربارهي اقبال علما و انديشمندان اهل سنت به مكتب اهل بيت(ع) به واسطهي مطالعه آثارش ميگويد: «بسياري از علما و استادان دانشگاههاي مصر و سودان و مغرب و الجزاير و ديگر كشورها با خواندن كتابهاي اين بندهي ضعيف خدا شيعه شدهاند و نامهها به اينجانب نوشتهاند».[34]
ايشان در جاي ديگر نيز درباره تأثيرگذاري كتاب «عبدالله بن سباء» در گرايش عدهي بسياري از اهل تسنن به مكتب اهل بيت(عليهم السلام) مينويسد: « تأثيرات اين كتاب- «يكصد و پنجاه صحابي ساختگي»- باعث شد كه مسؤولان الازهر قرار داد را نپذيرند و پس از اين بود كه فهميدم «خمسون مأة صحابي المختلق» مهم بوده كه العياذ بالله مثلاين كه به ما بگويند چهارتا از ائمهتان وجود ندارد. داستانهاي ديگري هم در تأثير اين كتاب هست كه اثر عجيبي در شيعه كردن خيلي از سنيها داشته است. همچنين اين كتاب در كشور فرانسه روي خيليها اثر كرد. راديويي در لبنان از آن صحبت كرد و در اروپا هم از آن صحبت شد. البته در بين شيعهها هيچ صدايي نداشت، ولي در بين مستشرقين و در جاهاي ديگر تأثير زيادي در شيعه كردن افراد داشت».[35]
كتاب «معالم المدرستين» نيز يكي ديگر از آثار ارزشمند علامه است كه تأثيرات شگرفي در اقبال و گرايش علمای مكتب خلفا به مكتب اهل بيت(عليهم السلام) داشت. علامه دربارهي تأثيرگذاري اين كتاب مينويسد: «معالم المدرستين را بايد خواند. نامهها دارم از مصر و جاهاي ديگر كه معالم را خواندهاند و شيعه شدهاند. اين مطالب براي تبليغ در جامع امروز لازم است».[36]
در نامهاي كه آقاي ربيعي از كشور مصر براي علامه ارسال نمودهاند نيز به اهميت آثار علامه اشاره شده و ايشان با اشاره به كتاب «معالم المدرستين» در بازتاب گسترده و ارزندهي اين اثر مينويسد: «جلد اول «معالم المدرستين» بيش از دويست تن را كه همه استاد دانشگاه، پزشك و مهندس بودند، از گمراهي درآورده و هدايت نمود...».[37]
با مطالعهي نامهي ارسال شده به علامه عسكري توسط آقاي محمد الحسن الجزايري و اعلان گرايش ايشان به مكتب اهل بيت (عليهم السلام) به واسطهي مطالعهي كتاب «معالم المدرستين» ميتوان به ارزش والاي اين كتاب پي برد. وي مي نويسد: «السلام عليكم و رحمة الله و بركاته. خداوند عزوجل توفيق داد من را به واسطهي مطلع شدن از كتاب شما «معالم المدرستين» و تأثير پذيرفتم از آن به سبب طرح عميق و مناقشهي موضوعات و باعث گرديد تا به آنچه برايم مسلم بود، دوباره نظر بيندازم تا اينكه خداوند متعال من را به دوستي اهل بيت (عليهم السلام) و پيروي از مكتب امامت بعد از اينكه تمام عمرم را پيرو مكتب خلفا بودم، هدايت نمود... ».[38]
به طور كلي هر يك از آثار علامه به جهت ارزش و اهميت والاي آن، اذهان و انديشههاي بسياري را درنورديد و حقيقت را پيش روي جستجوگران آن قرار داد، مثلاً كتاب «القرآن الكريم و روايات المدرستين» فقط در سودان خيليها را شيعه كرد.[39] و يا اينكه علامه دربارهي بازتاب آثارش در كشور مصر مي نويسد: «در مصر مؤسسهاي است به نام مؤسسة الامام الصادق آمدند اينجا و گفتند: اجازه چاپ كتابهايتان را به ما بدهيد ... رفتند و آنها را منتشر كردند و كارشان هم تأثير خوبي داشت و در مصر تشيع پبدا شد».[40]
ارسال نامههاي متعدد از ساير مناطق جهان اسلام براي علامه به جهت قدرداني از ايشان به دليل آشنا ساختن گروههاي بسياري از مكتب خلفا با واقعيتهاي مكتب اهل بيت(عليهم السلام) و گرايش آنها به تشيع حكايتگر بازتاب گسترده و اقبال عده زيادي از پيروان مكتب خلفا به مكتب اهل بيت(عليهم السلام) است.
در واقع، يكي از راههاي بيان احساسات عرض ارادت به علامه و اظهار گرايش به تشيع ارسال نامههاي مختلف است كه تنها تعدادي از اين نامهها در اوايل آثار علامه منتشر گرديده است.
تعدادي از اين شخصيتها كه با ارسال نامه، از علامه به علت هدايت شدنشان به مكتب اهل بيت(عليهم السلام) تقدير به عمل آورده اند، عبارتاند از: سيد ايوب، نويسنده و انديشمند مصري؛ عمادالدين عبدالحميد علي، استاد اول لغت عربي در مصر؛ دكتر احمد حسن هلال از كشور مصر؛ محمد المنتصر احمد النور از سودان؛ عماد عوض احمد پاشا از سودان؛ محمد الحسني الجزايري ؛ مجاهد احمد نور؛ و نامههاي ديگري كه از مصر، مغرب و... براي ايشان ارسال گرديده است.
به هر ترتيب علامه با روشنگري و معرفي عقايد شيعه در آثار خود خدمت ارزندهاي به جستجوگران حقيقت و تشنگان چشمهي زلال معرفت اهل بيت(عليهم السلام) نمود. و مكتب اهل بيت (عليهم السلام) را آن گونه كه هست، براي ديگران به تصوير كشيد و تأثيرات شگرفي را در اقبال و گرايش اهل تسنن و بهويژه متفكران و انديشمندان آنان به مكتب اهل بيت (عليهم السلام) داشت. تا جايي كه آقاي جاودان يكي از شاگردان علامه... در اين باره مي نويسد: «علامه بيش از پنجاه كتاب نوشت. اين كتابها تأثير زيادي بر مسلمانان گذاشت و بعضي از اين كتابها در شيعه شدن بسياري نقش مهمي را ايفا كرد. به طوري كه در طول تاريخ هيچ كس مثل علامه عسكري نتواست غيرشيعهها را شيعه كند. در اين زمينه حتي از علامه اميني و سيد شرف الدين هم ايشان موفقتر بوده است». [41]
نكتهي قابل توجه ديگري كه سزاوار است در پايان اين بخش به آن اشاره نماييم، بحث مناظرات و گفتگوهاي علامه با اهل تسنن است كه همچون آثار ايشان تأثير بسياري در گرايش گروههاي مختلف به تشيع داشت.
در حقيقت ايشان از جمله بزرگاني بود كه مستقيماً باب گفتگو با تندروها خصوصاً وهابيون را گشود. ايشان هرسال لباس عربي پوشيده و در ميان كاروانهاي مختلف مينشست و بحث و مناظره مينمود كه اثرات زيادي نيز در برداشت.
آنچه در اين ميان جالب توجه است، تأكيد بسيار ايشان به بحث مناظره و گفتگو بود تا جايي كه ايشان ميگفت: «... به يك نكته مهم اشاره نمايم و آن فن مناظره است. دو مطلب [مهم] است. يك مطلب مهم علم است و يك مطلب مناظره است ... . حضرت صادق دو دسته شاگرد داشتند: يك دسته فقيه بودند مثل زراره و ابوبصير و يك دسته را براي مناظره تربيت كرده بود مثل هشام و... . مناظره غير از علم است و خودش يك علم است ... ».[42]
به همين جهت بود كه ايشان خيلي تأكيد داشت كه «برويد زبان عربي ياد بگيريد. برويد مناظره ياد بگيريد... . ايشان به تمام كساني كه با ايشان در ارتباط بودند، تأكيد مينمود كه برويد به دنبال فراگيري فن مناظره».[43]
اينك با بيان دو نمونه از تأثيرگذاري گفتگوهاي علامه اين بخش را به پايان ميبريم.
وقتي به مكه رفته بودم، در كنار اتاق من يكي از علماي سني كردستان اتاق داشت. پيش من ميآمد و با هم صحبت ميكرديم. از من دربارهي حديثي سؤالاتي كرد. گفتم از قرآن ميخواهي جوابت را بدهم يا از خودم؟ گفت از قرآن كه بهتر است. گفتم قرآن ميفرمايد: Lو مِمَّن حَولَكُم مِنَ الاعرابِ مُنافِقُون ... K اين افراد چه كساني بودند؟ آيا اينها غير از صحابه بودند؟ گفت: نه صحابه بودند. گفتم: پس اينها منافق بودند منتها پنهان مي كردند. پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) به ما راه را نشان داد. براي بعد از خودش فرموده است: «عليكم بكتاب الله و سنتي» سنت پيامبر (ص)دست كيست؟ بعد داستان غدير و ديگر مسائل را برايش گفتم و شيعه شد... . [44]
چند سال پيش در سميناري در تركيه علامه به سخنراني پرداخت كه همه چيز را به هم ريخت. ايشان در آن جلسه نظرات شيعه دربارهي قرآن را مطرح ساخت و ميگفت. در پايان جلسه آقايي آمد و كتاب قطوري در دست داشت و آن را جلوي من به زمين پرت كرد. گفتم چرا پرت كردي؟ گفت : با گوش كردن سخنان شما دريافتم كه اين رساله دكتري من به هيچ دردي نميخورد. چون اين شخص در رسالهاش اثبات كرده بود كه شيعه معتقد به تحريف قرآن است و تازه با استدلال فهميده بود كه چقدر راه را اشتباه رفته است. [45]
نگاهي ديگر به آثار علامه
اگرچه آثار علامه تحسين گروههاي زيادي از متفكران و بزرگان جهان اسلام به ویژه پيروان مكتب خلفا را دربرداشت، اما اين آثار نيز مانند تمامي آثار موجود در طول تاريخ از نقد توسط گروههايي از علماي اسلام در امان نماند.
خود علامه با اشاره به نقد آثارش ميگويد: «... كتابهايي كه نام برديد- «عبدالله بن سباء» و اساطير اخري»، «احاديث ام المؤمنين عايشه» و «خمسون مأة صحابي مختلق»- بارها در قاهره و بيروت با اجازه و بدون اجازه ي من به چاپ رسيد و علما و اساتيد اهل سنت برآنها مقدمه يا نقد نوشتند».[46]
براي نمونه يكي از شخصيتهاي اهل تسنن كه ايراداتي را به علامه وارد كرده است، آقاي عماد شربيني در كتاب «السنة النبوية في كتابات اعداء الاسلام» است. دو مقاله چاپ شده در مجلهي الازهر، نقد دكتر احسان عباس، استاد كرسي تاريخ در دانشگاه خارطوم و نقدهاي ديگري كه در بعضي از آثار علامه به آنها اشاره شده، از ديگر مواردي است كه ميتوان به آن اشاره نمود. علامه نيز به بعضي از اين نقدها پاسخ گفته است كه متأسفانه بيان نقدها و پاسخهاي علامه در اين مجال نميگنجد و اين امر فرصت ديگري را ميطلبد.
البته ذكر اين نكته لازم است كه حتي نقد آثار علامه به نوعي حكايتگر اهميت آثار علامه ميباشد؛ زيرا اين آثار توانسته است توجه متفكران جهان اسلام را به خود جلب نمايد.
بي ترديد، تمامي اين نقدها و ايرادات مطرح شده- كه نوعاً بي ارزش بوده و علامه به آنها پاسخ داده- در برابر تأثيرات مثبت آثار ايشان ناچيز بوده و به هيچ وجه از ارزش آثار گرانقدر علامه نميكاهد.
بخش دوم: علل توجه اهل تسنن به آثار علامه عسكري
با مروري بر بازتاب آثار علماي شيعه در طول تاريخ اين نتيجه به دست ميدهد كه متأسفانه ثبت و تبيين عقايد و تفكرات شيعه توسط انديشمندان جهان تشیع با اقبال و توجه كمتري در جوامع اهل تسنن مواجه گرديده است.
اگرچه اين مسئله محصول عوامل مختلفي[47] است، به هر ترتيب، شكستن سد موجود و غلبه بر فضاي حاكم و جلب توجه و اعتماد پيروان مكتب خلفا امري است كه كمتر كسي موفق به انجام آن شده است.
بي شك، يكي از موفقترين عالمان دين در كسب اين ويژگي علامه عسكري است.
ارسال نامههاي متعدد از جانب شخصيتهاي بزرگ اهل تسنن مانند محمود ابوريه، دكتر حامد حنفي، سعيد ايوب و ... و نيز چاپهاي متعدد آثار ايشان در كشورهاي مختلف و به چندين زبان رايج، تنها نشان دهندهي گوشهاي از رويكرد گستردهي اهل سنت به آثار علامه است.
نقد آثار علامه و نوشتن مقدمه بر اين آثار نيز بيانگر همين واقعيت است.
به راستي آثار علامه داراي چه ويژگيهايي است كه توانست علي رغم فضاي موجود و نيز اعتقاد شديد اهل سنت به صحت عقايدشان و همچنين بدبيني ايشان به اعتقادات شيعه، اذهان و انديشههاي آنان را به خود جلب نمايد.
اينك به بررسي علل اين توجه و رويكرد گسترده به آثار علامه ميپردازیم:
الف) سعهي صدر و احترام علمي
نخستین خصيصهاي كه در تمام آثار علامه مشاهده ميشود، دوري از تعصب بيجا و يك جانبهانديشي است تا جايي كه به جرئت ميتوان گفت ايشان هيچگاه از مسير انصاف در تحقيق و نقد علمي خارج نشده، بلكه همگان را نيز به اين امر تشويق مينمود.
اگرچه ممكن است در نگاه نخست به موضوعات مورد توجه علامه در آثارش، مخاطبان در انتظار بحثهاي اختلاف برانگيز قرار بگيرند. [48]
اما خوشبختانه دوري از تعصب خام و وسعت نظر اين قدرت را به ايشان داده تا نه تنها به اختلافات فرقهاي و مذهبي دامن نزند، بلكه به عنوان مناديگر وحدت امت اسلام، شعار اتحاد را در جهان اسلام سر دهد. در واقع، تلاشها و اقدامات علامه براي ايجاد وحدت اسلامي در عين پرداختن به مسائل و موضوعات مورد اختلاف، ايشان را به شخصيتي ممتاز و استثنايي مبدل ساخته است.
همان گونه كه قبلاً اشاره نمودم، علامه در مباحث ميان مكتب اهل بيت(ع) و مكتب خلفا نگاه نو و تازهاي را بنيان نهاد كه در آن، تعصبات كور و يكجانبهانديشي هيچ راهي نداشت.
پايهگذاري ادبياتي با عنوان مكتب اهل بيت (عليهم السلام) و مكتب خلفا و نگاه اين چنيني به اين مباحث اعتدال و عدم تعصب كور و ژرف انديشي علامه را متبلور ميسازد.
مطالعهي آثار علامه اين ويژگي مهم را به خوبي به تصوير ميكشد تا جايي كه براي نمونه ايشان در كتاب «احاديث ام المؤمنين عايشه» به جزآنچه براي پاسداري از حق و حقيقت در زمينهي نقاط ضعف شخصيت عايشه مورد بحث قرار داده، فصلي را هم به عنوان مزاياي وي باز كرده است.
علامه تعصبات بيجا را يكي از موانع و مشكلاتي ميدانست كه سد راه بسياري از جويندگان حقايق و نويسندگان تاريخ اسلام بوده است.
در اين باره مينويسد: « - يكي از عوامل- تعصب بيجا و ناپسند و در عين حال خندهآور است و خود اين، سدي است كه آدمي را در پس پردهي ظلمت و جهل و بيخبري و ناداني ميگذاد؛ قربانگاهي است كه در سراسر تاريخ بشريت در هر كشور و هر زمان قربانيان فراوان برايش سراغ داريم». [49]
به همين دليل بود كه ايشان كوشيد تا با كنار گذاردن تعصبات بيجا به صيد حقايق پرداخته، واقعيتهاي موجود را دريابد.
آقاي كاظمي دربارهي اين ويژگي علامه و گرایش گروههايي از اهل تسنن به مكتب اهل بيت (عليهم السلام) مي گويد: «در برخورد – چه نوشتار و چه گفتار- ايشان رعايت ميكردند. هيچ وقت ما يك كلمهي توهينآميزي نشنيديم ... . اين يكي از مواردي است كه خيلي از دانشمندان اهلسنت گرايش پيدا كردهاند... . حتي مساوات را در كلماتي كه به كار ميبرد چه درباره حضرت علي (عليه السلام) و چه دربارهي خلفا رعايت ميكرد و ميگفت خيلي به همين علت برگشتهاند».[50]
اين ويژگي علامه تا حدي آشكار است كه پيروان مكتب خلفا نيز به عدم تعصب بيجا و رعايت ادب و نيز اعتدال ايشان در بحث و نقد علمي اذعان نمودهاند. براي نمونه، دكتر حامد حنفي استاد ادبيات عرب در دانشكدهي عالي زبان قاهره و يكي از دانشمندان اهل سنت، در اين باره مينويسد: «... به علاوه وي توانسته است كه احساسات و عواطف خود را كنار بگذارد. تنها راه عقل را در حكمي كه ميدهد دستگشاده رها سازد. از تعصب كوركننده و گمراه سازنده اجتناب ورزد و در پيشبرد دستهاي بر دستهي ديگر علاقه نشان ندهد حتي اگر يكي از آن دو دسته مذهب وي باشد».[51]
محمود ابوريه نيز كه با مطالعه كتاب عبدالله بن سباء به مكتب اهل بيت(ع) گراييد در اين باره مينويسد: « مؤلف در كتاب و تحقيقاتش خود را از هر نوع غرضورزي و تعصب به دور نگاه داشته است و كوشيده است زواياي تاريخ، آن چنان كه هست، بررسي كرده و روشن سازد.... در اين كتاب – «عبدالله بن سبا»- احترام علم و مذهب هر دو به طور كامل رعايت شده است». [52]
ب) استفاده فراوان از منابع اهل سنت
يكي از نكات قابل توجه در آثار علامه رويكرد و توجه ويژهي ايشان به استفاده از منابع اهل سنت و بهره جستن فراوان از آنها در تأليف آثارش ميباشد تا جايي كه حجم بسياري از اخبار موجود در تأليفات ايشان از منابع دست اول اهل سنت گرفته شده است.
ايشان يك جانبه نگري و تنها مراجعه به آثار پيروان يك مكتب را امري ميدانست كه درك درست معرفت اسلام را با مشكل مواجه خواهد ساخت؛ همان گونه كه در جايي ميگويد: « من مراجعات علمي به صحيح بخاري دارم و آراي درست آن را استنباط ميكنم، همان گونه كه به اصول كافي مراجعه و احاديث آن را دريافت ميكنم و اين گونه است كه ما ميتوانيم به راه درست معرفت اسلام دست پيدا كنيم». [53]
در حقيقت، علامه فريادگر اين حقيقت بود كه در مواجهه با هر خبر و روايتي – چه از منابع مكتب اهل بيت(ع) و چه منابع مكتب خلفا- ميبايست آن خبر را به دقت و از منظرهاي متفاوت مورد ارزيابي و دقت نظر قرار داد ؛ چرا كه ايشان صدمات جبران ناپذير ورود احاديث و اخبار جعلي و دروغين به حوزهي علوم اسلامي را دريافته بود.
علاوه براين از آنجا كه علامه اكثر آثارش را براي زدودن چهرهي تحريف و اتهام از دامان تشيع تأليف مينمود، يقيناً استفاده و ارجاع احاديث به منابع اهل سنت تأثيرات فزونتري در برداشت؛ چرا كه متأسفانه نگاه اهل سنت به منابع تشيع به گونهاي است كه استدلال بوسيلهي اين منابع به هيچ وجه آنان را مجاب نمينمود. در حقيقت؛ علامه ضرورت استدلال و محاجه را از آنچه مورد قبول اهل سنت بود براي زدودن اتهامات دروغين از مكتب اهل بيت(ع) دريافته و با استفاده از منابع مورد قبول اهل سنت آنان را به قبول نتايج آثارش مجاب مي نمود.
توجه علامه به زاويهي ديد و اعتقادات اهل تسنن و رعايت آنها در آثارش به خوبي متبلور است، براي مثال ايشان در جايي مينويسد: «در صحيح مسلم و مسند احمد و مدارك معتبر ديگر مكتب خلفا روايتي وجود دارد. راوي بر اساس اين نقل، ام المؤمنين عايشه است. با وجود راويان ديگر، مننخست حديث عايشه را نقل مي كنم؛ زيرا اعتبار حديث او در نزد اهل سنت از همه راويان بيشتر است.» [54]
چگونگي گزارش و تحليل و بررسي ماجراي نازل شدن سورهي برائت نيز از توجه ويژه علامه به اين مسأله حكايت مينمايد؛ چرا كه ايشان مينويسد: «لازم به ذكر است كه تمام احاديثي كه ميخوانيم، از كتب معتبر اهل سنت است و از مصادر شيعي استفاده نمينماييم و اصولاً نيازي به اين كار نيست؛ زيرا روايات معتبر اهل سنت تقريباً همهي جوانب اين حادثه را روشن مينمايد».[55]
دكتر حامد حنفي با درك اين ويژگي مثبت در آثار علامه در اين باره مينويسد:« اين استاد محقق سعي ميكند كه همه مباحث كتاب خود را با ادلهاي كه از نوشتههاي مخالفين شيعه گرد ميآورد، اثبات كند؛ بدين ترتيب به نزديكترين راه پاي مينهد تا دشمنان شيعه را با براهيني از كلمات خودشان مغلوب نمايد».[56]
يكي ديگر از پيامدهاي استفاده از منابع اهل سنت علاوه بر جلب توجه آنان، اشاره به نمايان بودن چهرهي حق و حقيقت در منابع اهل سنت است كه علامه به خوبي آن را دريافته بود. اين واقعيتي است كه شخصيتهاي متعددي به آن اشاره نمودهاند كه ما به بيان سخن دكتر تيجاني در اين زمينه اكتفا مي نماييم، ايشان ميگويد:« سه سال طول كشيد كه رفتم و ديدم چيزي كه شيعه به ما ميگويد در كتب خود ما اهل تسنن بوده است. آنها دروغ نگفتهاند. در يكي از كتابهايم نوشتهام كه اگر برادران اهل تسنن كتابهاي خودشان را بخوانند و كتابهاي شيعه را نخوانند براي آنها كافي خواهد بود كه به حقيقت واقعي برسند. اگر كتب تشيع اجازه ورود به كشورهاي عربي و اسلامي را بگيرد تا خود مردم مطالعه و انتخاب كنند، خودشان حق را مييابند». [57]
ج) شيوهي بحث
يكي از ويژگيهاي آثار علامه ارائه موضوعات نو و بديع، روش استدلال قوي، بيان روشن و نثر بسيار سليس و روان است، به گونهاي كه ايشان در عين سادگي، آن گونه به بيان استدلالات خود ميپردازد كه مخاطب چارهاي جز پذيرش مباحث مطرح شده نداشته، به ناچار تسليم ميگردد.
در حقيقت، در نگاه تيزبين علامه، شيوهي ارائهي بحث و نحوهي استدلال از اهميت بسزايي برخوردار بود كه اين مسئله بيش از پيش زمينهي تأثيرگذاري آثار علامه را فراهم ميساخت.
او ميكوشيد تا برترين شيوه را براي ارائه بحث و آشنايي همگان با واقعيتها برگزيند. توجه علامه به اين مسئله را ميتوان از اظهار نظر ايشان دربارهي شيوهي نگارش كتاب «معالم المدرستين» دريافت؛ آنجا كه ميگويد: « من معتقدم كه از بهترين راههاي دفاع از حريم مقدس اهل بيت (عليهم السلام) همين شيوه نگارش و مباحث كتاب «معالم المدرستين» است». [58]
بي ترديد، رويكرد علامه به چگونگي پيش برد مطالب، آثار ايشان را به يكي از پرارزشمندترين آثار جهان اسلام مبدل ساخته كه نه تنها در عصر حاضر، بلكه آيندگان نيز از حيات علمي ايشان بي بهره نخواهند بود.
اينك به اظهار نظر چند تن از شخصيتهاي بزرگ در ارتباط با وجود اين ويژگي در آثار علامه اشاره مينماييم.
آقاي جيمس رابسن، مستشرق معروف انگليسي، با ارسال نامهاي به علامه عسكري به جهت تحسين و تقدير از علامه به واسطهي كتاب گرانقدر «عبدالله بن سباء» مینويسد: « اين كتاب محكمترين وقاطعترين تحقيق و بررسي است كه با دقت فراوان و ديد وسيع و كيفيت انتقادي بالا انجام گرفته است... . اين بحثها براي من كاملاً قابل قبول و متقاعد كننده است و اطمينان دارم تمام كساني كه اين كتابها را با تفكر باز مطالعه كنند، قدرت بحث انتقادي را كه در آنها به كار رفته است، تحسين خواهند نمود ».[59]
شيخ محمود ابوريه از متفكران اهل سنت كه با مطالعهي كتاب عبدالله بن سباء به آيين تشيع گرويد، دربارهي اين كتاب مينويسد: « من بايد به شما بگويم اين روش عالي و نوي كه در اين كتاب پيش گرفتهايد، يك روش ابتكاري و بحث علمي و آكادمي است كه هيچ كس پيش از شما اين راه را نپيموده است. من از اعماق دل اين موفقيت را به شما تبريك ميگويم». [60]
احمد حسن هلال مصري نيز با ارسال نامهاي به علامه مبني بر گرايش به تشيع به واسطه مطالعهي آثار علامه مينويسد: به تحقيق، كتابهاي شما بينظير است و قدرت نفوذ بسياري دارد. در طريق و روش آنها اثر غريبي است درآگاه نمودن به سوي حق و شيوهي استواري است براي مدرسهي اهل بيت (عليهم السلام). [61]
سخن پاياني
ب يترديد بازتاب گسترده آثار علامه و تأثيرات شگرف آن بيانگر اين حقيقت است كه اسلام در هر عصر و دورهاي به عالمان بزرگي چون ايشان نيازمند است تا عَلَم مبارزه با اتهامات دروغين و كجرويها را به دوش گرفته و پيام ارزشمند اسلام و حقايق والاي مكتب اهل بيت(ع) را در تمامي جهان طنين انداز نمايد.
در حقيقت مرحوم علامه سيد مرتضي عسكري نشان داد كه مي توان يك تنه به جنگ تحريفات و انحرافات ديني رفته، مسير هدايت را پيش روي هزاران هزار انسان ديگر قرار داد.
به اميد روزي كه پيام والا و ارزشمند اسلام در تمامي جهان، تشنگان زلال معرفت الهي را سيراب نمايد.
فهرست منابع و مآخذ
كتابها
1. عسكري، مرتضي، در راه وحدت، ترجمه و نگارش سردارنيا. واحد تحقيقات اسلامي بنياد بعثت، زمستان 1361.
2. شيخ معتصم، سيد احمد، حقيقت گمشده، ترجمهي سيد محمدرضا مهري، بنياد معارف اسلامي قم، چاپ اول، زمستان 1377.
3. عسكري، مرتضي، عبدالله بن سباء و ديگر افسانههاي تاريخي، ترجمه احمد فهري زنجاني، محمدصادق نجمي و هاشم هريسي، مجمع علمي اسلامي، چاپ چهارم، 1370.
4. عسكري، مرتضي، دورالائمة في احياء السنة، اعداد القبة الثقافية، 1416ق.
5. رضوي، سيدمرتضي، گفت و شنود با مردان انديشه در قاهره، ترجمه ابوذر بيدا، مكتبة النجاح، تهران، چاپ اول، 1362.
6. كتاب گفتمان مهدويت، سخرانيهاي گفتمان اول و دوم، سخنراني علامه عسكري، بوستان كتاب قم، 1381.
7. عسكري، مرتضي، نقش عايشه در تاريخ اسلام، ترجمه عطاء الله سردارنيا، مجمع علمي اسلامي، چاپ پنجم، 1371.
8. عسكري، مرتضي، نقش ائمه در احياء دين، مجمع علمي اسلامي، چاپ دوم، 1370.
9. عسكري، سيد مرتضي، ولايت علي در قرآن كريم و سنت پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم)، مركز فرهنگي انتشاراتي منير، چاپ سوم، 1382.
10. عسكري، سيد مرتضي، يكصد و پنجاه صحابي ساختگي، ترجمه ع. م. سردارنيا، مجمع علمي اسلامي، چاپ دوم، 1367.
مجلات و روزنامهها
نشريه اخبار شيعيان شماره دهم.
نشريه انديشه صادق، شماره دهم.
نشريه ايران، مورخ 17/6/78.
مجله پژوهش و حوزه، شماره نهم، بهار 1381.
مجله علوم حديث، شماره دوم، تابستان 1380.
نشريه راه مردم، مورخ 7/4/79.
روزنامه خراسان، دوشنبه دوم مهر، 1386.
مصاحبهها
مصاحبه با آقاي كاظمي، شهريور 86.
مصاحبه با دكتر وكيلي، شهريور 86.
مصاحبه با دكتر تيجاني در سيماي جمهوري اسلامي ايران، برنامه ماه عسل، 27 رمضان، سال 1386.
اينترنت
سايت ايسنا، خبرگزاري دانشجويان ايران، كد خبر 14966-8606
سايت تبيان، مورخ 28/6/86.
خبرگزاري فارس، مهر 86.
خبرگزاري قرآني ايران.
[1] - عسكری، سید مرتضی، یکصد و پنجاه صحابی ساختگی، ترجمة عطاء محمد سردارنیا، 1/20- 26.
[19] - برای نمونه میتوان به تأسیس "مجمع علمی اسلامی" برای نشر آثار توسط علامه و نیز آزاد گذاردن نشر و چاپ آثار علامه توسط خودشان اشاره داشت.
[47] - ذكر اين نكته لازم است كه اين مسئله به علت ضعف آثار ساير علماي شيعه نبوده و در ادامهي مقاله به بررسي اين عوامل اشاره خواهد شد.
[48] - زيرا متأسفانه اكثر كساني كه در اين زمينه دست به قلم شده اند، نتوانستهاند بر تعصبات كور خود غلبه نمايند.
سایه گرانی بر سرِ کتاب
مسئولان عزیز، این تهدید را جدی بگیرید

برای تولید هر کالایی به دانش و مواد اولیه نیاز داریم. برای تولید یک کتاب خوب هم علاوه بر نویسنده توانا و محتوای مناسب، وجود یک ناشر هم الزامی است تا اثر نویسنده را تبدیل به یک کالای فرهنگی و در میان مخاطبان توزیع کند.
کاغذ از مواد اولیه صنعت نشر است؛ کاغذی که اگر نباشد، هیچ مکتوبی به دست خریدار نمیرسد و هیچ اثری نام کتاب بر خود نمیگیرد. سریال گرانی کاغذ سالهاست بر سرِ کتاب و صنعت نشر سایه انداخته و هرازگاهی یک تکان اساسی به تن نحیف کتاب و کتابخوانی میدهد. اما این گرانی در ماههای اخیر، آنقدر لجامگسیخته و مهارنشدنی بوده که نهتنها صدای ناشران را درآورده است، بلکه نویسنده و کتابخوان را هم درباره آینده یارِ مهربان، حسابی نگران کرده است.
گرانی کاغذ از کجا شروع شد
همانطور که گفتیم، گرانی کاغذ داستانی همیشگی و تکراری است که دیگر تبدیل به بیماری مزمن صنعت نشر شده است. بیماری مزمنی که هرازگاهی بهشدت عود میکند و وضعیت چاپ و نشر کتاب را تحت تأثیر قرار میدهد. وابستگی شدید به واردات و قیمت دلار، وجود مافیای کاغذ، احتکار و عدم برنامهریزی بلندمدت برای کنترل و تأمین بازار برخی از علل گرانی شدید کاغذ است که در ماههای اخیر و خصوصاً تابستان 97 به اوج خود رسید.
گرانی کاغذ در تابستان همانند گرمای هوا، چنان شدت یافت که هر بند کاغذ چاپی، به چند برابر قیمت ابتدای سال آن رسید. قیمتی که با اعلام مسئولان دیگر به قیمتهای قبل بازنخواهد گشت.تأثیر این گرانی بر نشر کتاب چنان سهمگین بود که بسیاری از ناشران، عطای چاپ کتابهای جدید را به لقایش بخشیدند و وعده تجدید چاپ کتابهای پرطرفدار هم در هالهای از ابهام قرار گرفت. در این میان تنها وضع ناشران دولتی و یا کسانی که از حمایتهای خاص برخوردار بودند از بقیه کمی بهتر بود و توانستند آثار خود را باقیمت روز و حاشیه سود به بازار عرضه کنند.
خرید کتاب، آرزوی محال
این روزها اگر سری به راسته کتابفروشها بزنید با خریداران اندکی مواجه میشوید که خریدشان از روی ضرورت و اجبار یا بر اساس علاقه شخصی و به قول خودمانیتر اعتیاد به کتاب و مطالعه است. در این بازار گران کتاب، دیگر خبری از مخاطب عام و مردم کوچه و بازار نیست. همین خریداران انگشتشمار هم اولین کاری که میکنند، دیدن قیمت پشت جلد کتابهاست. تا پیشازاین در خوشبینانهترین حالت، امیدواری بهقرار گرفتن کتاب در سبد خرید خانوار هرچند اندک، وجود داشت. اما با وضعیت اقتصادی موجود و گرانی کتاب، باید منتظر بود که این کالای فرهنگی برای همیشه از لیست خرید بسیاری از خانوادهها حذف شود.
نویسندههای نگران
این روزها وقتی باب گفتگو را با نویسندگان یا مؤلفان کتاب، باز کنید یا پای درد و دل نویسنده جماعت بنشینید، اولین جملاتی که ردوبدل میشود، بلاتکلیفی آثاری است که در میانه راه چاپ و نشر زمینگیر شدهاند.
یکی از ماهها انتظار برای تجدید چاپ آثارش گلایه دارد و دیگری از آخرین کتابی که تألیف کرده و هفتههاست در دفتر ناشر به بهانه گرانی و کمبود بودجه در حال خاک خوردن است. کتابهایی که بر اساس نیاز روز و یا بر مبنای برنامهریزی خاص یک نویسنده نوشتهشده و حالا بدون رسیدن به دست مخاطب، دیگر اثرگذاری و نتیجه ملموسی که باید در زمان خودش داشته باشد را نخواهد داشت. جمله مشترک اهل کتاب بر یک نظر استوار است، بسیاری از کتابها مربوط به زمانه خویشاند و تأخیر در نشر آنها زیانی است بر فرهنگ جامعه.
البته کاش ضربهای که گرانی کاغذ بر اهل کتاب میزند، در همین حد بود. به قول یکی از نویسندگان کودک و نوجوان، گناه آنهایی که زندگیشان تنها از راه نوشتن و تألیف میگذرد، چیست؟ نویسنده، پژوهشگر و محققی که تنها کاری که بلد است، تولید علم و فرهنگ است. نه حقوقبگیر است و نه کاسب و تاجر. برخی از همکاران نویسنده به مزاح، تنها را ه خروج از وضع فعلی را انتخاب شغل دوم و پناه بردن به تاکسیهای اینترنتی میدانند.
درسومشق تعطیل
هرچند مطالعه کتابهای کمکدرسی یا دانشگاهی را نمیتوان در سرانه مطالعه لحاظ کرد اما به هر ترتیب این کتابها بخشی از نیاز جامعه دانشگاهی و دانشآموزی را تأمین میکند. دانشآموزانی که به هر دلیلی از تمرین و ضعف در دروس تا آمادگی برای کنکور به کتابهای کمکدرسی نیاز پیدا میکنند. همچنین دانشجویانی که با توجه به رشته دانشگاهی خود، نیاز مبرمی به مطالعه کتابهای مرتبط و غیر مرتبط دارند.
بههرحال مدرسه و دانشگاه محل کسب علم و دانش است و ابزار اساسی آنهم کتاب است. اگر قرار باشد سهم کتاب را از چرخه آموزش و تولید علم حذف کنیم، بلاشک صدمهای جبرانناپذیری خواهد داشت. در وانفسای گرانی کتاب دانشگاهی و کمکآموزشی تکلیف دانش آموزان روشنتر از دانشجویان است. سهم دانش آموزان از گرانی کتاب بر روی سبد اقتصادی خانواده تأثیر میگذارد. اما دانشجو، ناگزیر از وضعیت موجود ناچار است به سمت جزوه خوانی یا در خوشبینانهترین حالت به دامان کتابخانهها پناه ببرد.
قفسهها در انتظار کتاب
حیات و ممات کتابخانهها چه در بخش دولتی و خصوصی یا دانشگاهی و حتی مدارس به کتاب وابسته است. درواقع تزریق کتابهای تازه منتشرشده با توجه به نیاز و کارکرد هر کتابخانهای، ادامه فعالیت آن و بالطبع جذب مخاطب را مهیا میکند. در غیر این صورت، کتابخانهها تبدیل به تالارهایی خلوت و فضایی برای درس خواندن کنکوریها میشوند.
کتابهای هر کتابخانه معمولاً از دو روش خرید و یا هدیه (وقف) تأمین میشود. خصوصاً کتابخانههای کوچک و محلی یا روستایی که به نهادهای متمول و سازمان خاصی وابسته نیستند. هرچند با گرانی کتاب، کتابخانههای بزرگ نیز با مشکلاتی برای تأمین کتاب مواجه شدهاند، بااینحال به دلیل آنکه وابسته به نهادی دانشگاهی یا سازمانهای دولتی هستند، علیالقاعده نگرانی کمتری دارند.بااینحال با اوضاع اقتصادی موجود و کمبود بودجههای همیشگی نهادهای فرهنگی، خرید کتاب هم برای کتابخانه کاهش پیداکرده و یا پروسه خرید به درازا تا تأمین اعتبار به درازا میکشد.
این مسئله اگر ادامهدار باشد و فکری به حال آن نشود، درنهایت باعث خالی شدن مخزن کتابخانهها از کتابهای روز و تازه منتشرشده میشود. بدون شک جذابیت هر کتابخانهای به کتابهای جدید و ورق نخورده آن است که مخاطب عام و خاص را برای رفتن به کتابخانه و مطالعه ترغیب میکند.
دوئل با گرانی کتاب
مسافری که سرنوشت ری را تغییر داد
برکات مادی و معنوی عبدالعظیم حسنی

برای مردمی که دلبستهی اهلبیت علیهمالسلام هستند، امامزادگان یعنی فرزندان و وابستگان خاندان نبوت، یادگاران عزیزی هستند که محبت به آنها شاخههای پربارهمان دلبستگی است.
در میان امامزادگان عزیزی که میهمان سرزمین ما هستند، حضرت عبدالعظیم الحسنی علیهالسلام فراتر از یک امامزادهی واجبالتعظیم بودهاند. حضرت عبدالعظیم در زمان سه امام معصوم زیسته است و دوران امامت چهار امام را درک کرده است؛ امام موسی بن جعفر، امام علی بن موسیالرضا، امام محمدتقی و امام علی النقی علیهم الصلوة و السلام. از ائمه روایات و احادیث نابی را نقل کرده و گویا پیک امین امام معصوم بوده است برای شیعیان.
نایب امام هادی(ع) در سرزمین ری
آنچه که از زندگی حضرت عبدالعظیم علیهالسلام میدانیم، بیشتر مربوط به دوران امام هادی علیهالسلام است. حضرت عبدالعظیم خود را از زادگاهش مدینه به سامرا میرساند تا به دیدار امام هادی برود. ملاقاتی پربرکت و تاریخی که شاید سرنوشت سرزمین ری و تهران را عوض کرده باشد. امام او را بهعنوان نایب خود به ری فرستادند و سؤالات و مشکلات مردم را به ایشان حواله داده بودند.
اگر قبر عبدالعظیم در شهر خودتان را زیارت کنی، همچون کسی باشی که حسین بن علی علیهما السلام را زیارت کرده باشد.
نقل شده است که شخصی به نام اَباحَمّاد رازی با تحمّل زحمتهای فراوان خود را به سامرّا میرساند تا از امام علی النقی علیهالسلام مسائلی را بپرسد. امام علیهالسلام پس از پاسخ گفتن به پرسشهای حمّاد فرمودند: "ای اباحمّاد، هرگاه با مشکلی از مشکلات دینی یا پرسشی از مسائل اسلامی روبه رو شدی آن مشکل و سئوال خود را با عبدالعظیم حسنی در میان بگذار و از او بخواه تا پاسخ سؤالات تو را بیان نماید و ضمناً سلام مرا هم به او برسان"[1]
از آنجا که زمان امامت امام هادی علیهالسلام دوران سیاسی سختی برای اهل بیت بود سرشار از خفقان و آزار، عبدالعظیم حسنی حضور اجتماعی آشکاری نداشت اما به امور مؤمنین رسیدگی میکرد. برکات مادی و معنوی حضور حضرت عبدالعظیم در زمان حیاتش در ری، فراوان است اما این برکات از چندین قرن بعد از رحلت آن بزرگوار، تا روزگار ما نیز رسیده است و از ابعاد گوناگونی به تهران و ری رونق داده است.
رونق فرهنگی و معنوی
بارگاه نورانی حضرت عبدالعظیم علیهالسلام مشتاقان زیارت اهلبیت را از نزدیک و دور حتی از کشورهای دیگر جهان، به ری میآورد. ویژگی منحصربهفردی در زیارت ایشان نهفته است که شاید در مورد هیچ امامزادهای گفته نشده باشد و آن این است که بنا به گفتهی معصوم زیارت حضرت عبدالعظیم علیهالسلام همانند زیارت حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام است. یکی از اهالی ری گفت: خدمت امام هادی علیه السلام مشرّف شدم. حضرت پرسید: کجا بودی؟ عرض کردم: به زیارت حسین علیهالسلام رفته بودم. حضرت فرمود: بدان که اگر قبر عبدالعظیم در شهر خودتان را زیارت کنی، همچون کسی باشی که حسین بن علی علیهما السلام را زیارت کرده باشد."[2]
همین روایت شریف و این منزلت بینظیر در زیارت حضرت سیدالکریم سبب اشتیاق بیشتر دوستداران اهلبیت به زیارت حرم ایشان است و همین امر سبب رونق و شکوفایی فرهنگ اهلبیت و فضای روحانی و معنوی شهر و دیار ما شده است.
رونق علمی
عبدالعظیم حسنی علیهالسلام در زمرهی عالمان و محدثان بزرگ شیعه است و در انتقال علوم اهلبیت علیهم السلام سهم بسزایی دارد. ی علاوه بر نقل احادیث از ائمه معاصر خویش کتابهایی نیز تألیف نموده است؛ ازجمله:
حرم مطهر ایشان سالهاست که قطب علمی در حوزهی علوم اسلامی است و حلقهی مباحثات علمی در سایهی آن عالم بزرگ، گرم و پررونق است.
خطبههای امیرالمؤمنین علیه السلام: این اثر مشتمل بر چند خطبه مولای متقیان امیرالمومنان علی علیه السلام است.
کتاب یوم و لیله: در این اثر درباره وظایف و اعمال مستحب و اخلاقی افراد در هر شبانهروز مطالبی عرضه شده است. باکمال تأسف اصل این اثر همانند بسیاری از آثار ارزشمند اسلامی در طول تاریخ از بین رفته است. در هر حال توضیحات علمای تاریخ و سیره به خوبی گویای این حقیقت است که حضرت عبدالعظیم علیه السلام علاوه بر تلاش برای آموزش عقاید سالم و مراقبت بر عبادات و اعمال فردی و دفاع از اهلبیت علیهم السلام، بهمنظور ارشاد تعلیم و تربیت صحیح دینی مردم آثاری را تألیف کردند که هر یک در نوع خود بسیار مفید و مؤثر بودهاند. [3]
حرم مطهر ایشان سالهاست که قطب علمی در حوزهی علوم اسلامی است و حلقهی مباحثات علمی در سایهی آن عالم بزرگ، گرم و پررونق است.
رونق اقتصادی-عمرانی
به برکت حرمهای مطهر اهلبیت علیهمالسلام و حضور زائران، تنوع زیادی از فعالیتهای اقتصادی در شهرهای زیارتی شکل میگیرد که شهرری نیز مشمول این برکات است. برای رفاه حال زائران و رفع نیازهای آنها ولو برای یک حضورکوتاه مدت، لازم است مجموعهای از کالاها و خدمات ارائه شود و همین امر چرخهی اقتصادی شهر زیارتی را پررونق میچرخاند و بهطور مستقیم و غیرمستقیم فرصتهای شغلی فراوانی را فراهم مینماید. حتی شهر تهران که شاید بهعنوان یک شهر زیارتی شناخته نشود، به واسطهی آنکه مسیر آمدو شد زائران حضرت عبدالعظیم علیه السلام است، از آثار این رونق اقتصادی- عمرانی بیبهره نمانده است.
پینوشتها:
[1] - رک: شیعه نیوز
[2] - ثواب الأعمال : ١٢٤/١
[3] - رک: شیعه نیوز
علائم پیر شدن غیرعادی مغز
9 علامتی که نشان میدهد مغزتان زودتر از خودتان پیر شده است

موضوع مهم این است که، تفاوتهای زیادی بین تغییرات مغزی ناشی از فرایند پیری طبیعی و اختلالات شناختی یا بیماریهایی مانند آلزایمر و سایر انواع زوال عقل وجود دارد.
در یک مغز طبیعی و سالم، مهمترین چیزی که با افزایش سن ما اتفاق میافتد این است که نورونها یا همان سلولهای عصبی کمی کند میشوند، این کند شدن بدین معناست که ممکن است پردازش یا واکنش نسبت به اطلاعات جدید نسبت به زمان جوانی کمی به طول بیانجامد.
اما در اینجا دو نکته مهم وجود دارد: یکی اینکه این حالت برای هر فردی متفاوت است، برای مثال افراد ۱۰۰ سالهای دیده شدهاند که مغزشان خیلی خوب و سریع عمل میکند. دوم اینکه مشکلات شناختی باعث میشوند روزتان را سختتر پشت سر بگذارید و بدن علائم درونی و ظاهری را نشان میدهد که عادی نیستند و بخشی از فرایند عادی پیری مغز به حساب نمیآیند. اینها سیگنالهایی مهمی هستند که باید مراقب آنها باشید و هرچه سریعتر مسئله را با یک پزشک در میان بگذارید.
در اینجا علائمی را نشان خواهیم داد که میتوانند سرنخهای مهمی از بروز مشکلات مغزی باشند:
از دست دادن حافظه کوتاه مدت
در میان اختلالات مغزی که در پیری به سراغ افراد میآید، آلزایمر از همه مهمتر است و نشانههای هشداردهنده اولیه واضحتری دارد. آن بخش از مغز که آلزایمر بیشتر بر روی آن اثر میگذارد حافظه کوتاه مدت میباشد. بنابراین اصلیترین علامت اولیه این بیماری از دست دادن حافظه کوتاه مدت است، چیزی که همه متوجه آن خواهند شد. این حالت میتواند شامل هر چیزی از فراموش کردن اتفاق مهم روز تا ناتوانی در یادآوری دستورالعملها باشد. تکرار سؤالات و فراموش کردن مکالمات اخیر نیز از شاخصههای مهم آلزایمر است. این مشکل میتواند ناشی از اختلال در لوب میانی باشد، که بهکرات در میان علائم اولیه بیماری آلزایمر و همچنین برخی اختلالات دیگر مغزی دیده میشود.
از دست دادن حافظه بلندمدت
اگر مشکلات حافظه، به عدم توانایی یادآوری درست وقایع سالها و یا دهههای قبل زندگی مربوط باشد، احتمالاً فرد به نوع دیگری از زوال عقلی دچار شده است. در افراد دچار آلزایمر معمولاً حافظه بلندمدت، باقی میماند؛ اما در سایر بیماریهای مربوط به زوال عقلی مشکلات بیشتر در رابطه با حافظه بلندمدت هستند.
زوال عقل چندگانه عروقی ناشی از سکته مغزی است که باعث قطع جریان خون در بافت آسیب دیده مغز میشود. سکته مغزی ممکن است بخشی از مغز، که مسئول حافظه بلندمدت است را دچار آسیب کند.
کاهش قدرت بویایی از نشانههای اولیه اختلال تخریبکنندهای به نام بیماری پارکینسون است. همچنین ناحیهای از مغز که مسئول بویایی است میتواند تحت تأثیر آلزایمر قرار بگیرد
اشکال در پیدا کردن کلمات
حتی یک فرد سالم ۴۰ ساله نیز ممکن است نتواند نام کسی را به یاد بیاورد؛ اما در مراحل بعدی زندگی، دشوار بودن یادآوری کلمات و اصطلاحاتی که اغلب مورد استفاده قرار میگیرند، میتواند نشانهای از مشکلات شناختی باشد. این میتواند به علت بروز اشکال در قسمتی از مغز باشد که مسئول کنترل زبان (واژهها) است، معمولاً در لوب گیجگاهی و یا آهیانه. این حالت همچنین میتواند از نشانههای اولیه آلزایمر، سایر اختلالات تخریب نورونی، ضایعه مغزی ساختاری یا آسیبهای ناشی از سکته باشد.
عدم توانایی مدیریت کارها
یکی دیگر از نشانههای زودرس آلزایمر، میتواند بروز مشکلاتی در عملکرد اجرایی باشد که در ناحیهای از مغز به نام قشر پیشانی دیده میشود. عملکرد اجرایی، سطح بالاتر تفکر است. بنابراین اگر کسی در مدیریت کارها و تحلیل تصمیمات دچار اشکال شود باید در نظر داشت که اینها مواردی هستند که در مراحل اولیه آلزایمر مشاهده خواهند شد.
مشکلات رانندگی
افراد مبتلا به زوال عقل ممکن است متوجه نباشند که در پشت فرمان نشستهاند، اما خانواده و دوستان میتوانند مشکلات بالقوه را مشاهده کنند. شاید برخی عوامل فیزیکی به کاهش توانایی رانندگی فرد در پیری منجر شود مانند، سفتی مفاصل و کاهش قدرت بینایی. اما آلزایمر و سایر انواع زوال عقل، همچنین میتواند باعث بروز مشکل در حافظه و تصمیمگیری شود. اگر یک فرد بزرگسال و مسن نشانههایی از مشکلات رانندگی را نشان میدهد، مانند فراموش کردن نحوه پیدا کردن مکانهای آشنا، اطرافیانش باید با پزشک تماس بگیرند تا تعیین کنند که آیا او دیگر قادر به ادامه رانندگی هست یا خیر.
تغییر حالت و شخصیت
احساس غمگینی یا حتی بیتفاوتی نیز ممکن است باعث نگرانی شود. تبدیل شدن به یک فرد افسرده در افراد سالخورده میتواند از علائم دیگر اختلالات شناختی باشد. این امر میتواند به علت تغییرات در بخش لوب پیشانی، آمیگدال و دیگر ساختارهای مغز به علت بیماری آلزایمر یا سایر مشکلات مغز رخ دهد.
مشکلات تعادل
در مورد انواع دیگر زوال عقل، ممکن است مشکلات فیزیکی نیز جزئی از علائم باشند. برای مثال در زوال عقلی چندگانه عروقی، اختلال در عملکرد ذهنی ممکن است با سرنخهای فیزیکی مانند از دست دادن تعادل همراه باشد. زوال عقلی لوییبادی، وضعیت پیشرفتهایست که در آن پروتئین غیرطبیعی در مغز تهنشین میشود و اغلب همراه با برخی از ویژگیهای بیماریهای شبیه پارکینسون است. بنابراین فرد ممکن است دچار سفتی و لرزش در اندام و یا برخی از توهمات، به ویژه توهمات شنیداری شود.
از دست دادن حس بویایی
کاهش قدرت بویایی از نشانههای اولیه اختلال تخریبکنندهای به نام بیماری پارکینسون است. همچنین ناحیهای از مغز که مسئول بویایی است میتواند تحت تأثیر آلزایمر قرار بگیرد. در واقع دو مطالعه در سال ۲۰۱۶ میلادی نشان داد که پزشکان میتوانند با تست قدرت بویایی افراد با انواع عطرها، قهوه، دود و تمشک افراد را از نظر آلزایمر غربالگری کنند.
اشکال در قدرت شنوایی
درحالیکه ممکن است دلایل متعددی برای کاهش شنوایی وجود داشته باشد، مانند عفونت یا سوراخ شدن پرده صماخ، آلزایمر نیز میتواند از دیگر دلایل بروز این مسئله باشد. پلاکهایی در مغز با این شرایط در ارتباطاند و میتوانند در توانایی عملکردی مرکز شنوایی اختلال ایجاد کنند.
چه زمانی وقت آن است که با پزشک تماس بگیریم؟
تغییرات شناختی مانند از دست رفتن حافظه یا سردرگمی که در روال عادی زندگیتان اختلال ایجاد میکنند نباید به عنوان بخشی از فرآیند مسنتر شدن پذیرفته شوند. هیچکس نباید این حس را داشته باشد که پیری طبیعی با از دست دادن عملکردهای مهم مغز همراه است. این فقط یک بیاعتنایی مطلق است.
تغییرات شناختی که بر زندگی روزمره تأثیر میگذارد، دلیل محکمی برای تماس با پزشک و در جریان قرار دادن او است. کاهش حافظه و قدرت تفکر که توسط دیگران قابل مشاهده و درک است و تغییرات مهم در عملکرد باید جدی گرفته شود. باید پزشک درباره اینکه آیا این تغییرات بخشی از فرایند پیری است یا مشکلی جدی در مغز وجود دارد، تصمیم بگیرد.
کودکان طلاق؛ سرگردان ها در الگوی تربیتی مادر یا پدر
ارتباط سازنده والدین پس از طلاق بر سر تربیت فرزند

در شرایطی که بنابر آمار ثبت احوال کشور در سال ۹۶، بیش از ۱۷۵ هزار طلاق اتفاق افتاده و به عبارتی در هر سه دقیقه یک خانواده از هم پاشیده شده است (1)، توجه به وضعیت فرزندان طلاق به عنوان قربانیان اصلی این پدیده در سطوح مختلف برنامهریزی و سیاستگذاری اهمیتی حیاتی مییابد. در سطح خرد، نقش والدین و نحوه برخورد آنان با فرزندان بیش از هر عامل دیگری مهم بوده و به مراتب اثرات پایدارتری بر نگرش و روان فرزندان باقی میگذارد.
تأثیر طلاق بر فرزندان بسیار پیچیده است. فرزند تک والد ناخواسته درگیر تضادهایی میشود که نه توان درک آن را دارد و نه تاب کنار آمدن با آنها را. باید توجه داشت که یکی از عوامل مؤثر در بزهکاری نوجوانان، نا بسامانی خانواده است. طلاق از مهمترین و بدخیمترین آسیب ها و معضلات خانوادههای جوامع صنعتی و یا در حال گذار مانند ایران است. فرزندان طلاق علاوه برآنکه نیازهای ویژهای دارند در معرض آسیبهای روانی و اجتماعی فراوانی قرار میگیرند؛ به طوری که یکی دیگر از پیامدهای طلاق در جوامع امروزی، افزایش میزان و نوع رفتارهای انحرافی محسوب می شود.(2) از این رو بی توجهی به فرزندان طلاق نه تنها خود و خانواده وی را درگیر میسازد بلکه در سطح جامعه نیز زمینهساز افزایش آسیبهای اجتماعی خواهد بود.
طلاق و پایان ناسازگاریها
مطالعات نشان میدهد که میزان سازگاری والدین از نظر عاطفی، اثر مستقیمی بر توانایی کودکان در کنار آمدن با طلاق دارد.(3) برخی از زوجین بعد از طلاق به دلیل شرایط تلخ و ناگواری که تجربه کرده اند ارتباط شان را به طور کامل قطع می کنند. اما عده ای از آنها با طلاق نه تنها اختلاف های بین شان پایان نمی یابد که دشمنی ها و ناسازگاری هایشان کماکان ادامه می یابد و این دشمنی را نیز به فرزندان خود تزریق کرده و با اهرم قرار دادن آنها همچنان به یکدیگر فشار میآورند.
دشمنی والدین و قطع ارتباط آنها اثرات شدیدتر و پیچیدهتری را بر روی آنها باقی میگذارد. در چنین شرایطی که فرزندان نسبت به آیندهای نامعلوم و برهم ریختن تمامی پیش فرضهایشان در خصوص خانواده تنشها و اضطراب بسیاری را تجربه و تحمل میکنند، حس اطمینان و امنیت روانیشان خدشهدار شده و اغلب خود را در جریان جدایی والدین گناهکار میبینند، این افراد در پی اصلاح وضعیت موجود و برقراری آشتی بین مادر و پدرشان برمیآیند و زمانی که در این امر خود را ناتوان مییابند ناامیدی و ناتوانی عمیقتری را در خود احساس میکنند.
در این میان اتخاذ رویکردی واقعبینانه و مواجهه منطقی با فرزندان میتواند از اثرات مخرب از هم پاشیده شدن خانواده بر آنان بکاهد. برخورد منطقی زن و مرد با یکدیگر به دور از خصومت و خشونت و برقراری ارتباط سازنده در جهت تربیت و پرورش فرزندان میتواند بیشترین نقش را در کاهش احساسات مخرب در فرزندان ایفا کند و زندگیبا تنش کمتر را برای آنان فراهم آورد.
تنش و احساس ناامنی والدین طلاقگرفته در رابطه بین آنان و کودکان انعکاس مییابد. مطالعات نشان داده است که افرادی که تازه طلاق می گیرند، در مقایسه با والدین دیگر کمتر به فرزندان خود محبت میکنند، محدودیت بیشتری برای آنان قائل میشوند، کمتر توقع رفتار بالغانه از فرزندان خود دارند، نحوه برقراری ارتباطشان ضعیفتر است، در انضباط ثبات قدم کمتری دارند و کمتر میتوانند بر فرزندان خود کنترل داشته باشند. رابطه بین مادر و پسر، بهخصوص در این مرحله، بسیار ضعیف است.(4)
والدین میتوانند با همکاری یکدیگر و بدون دخالت دادن فرزندانشان در اختلافات شخصی، کاری کنند تا فرزندان به طرز کاملاً موثری، خود را با شرایط جدید زندگی وفق دهند. به عنوان مثال در ملاقاتهای هفتگی که فرزند یک روز را پیش پدر یا مادری که حضانت وی را ندارد سپری میکند؛ والدین باید تلاش کنند هنگام تحویل گرفتن یا تحویل دادن فرزند، خشم و خصومتی که از یکدیگر دارند و یا رفتار سرزنشآمیز یا بدگوییهایشان را در حضور کودک بروز ندهند؛ چراکه به هر حال فرد غایب هنوز والد فرزند است و کماکان فرزند با او در ارتباط است و او را دوست دارد. به بیان دیگر والد غایب همچنان در قبال رشد و پرورش فرزند خود مسئول است و بر روحیات و تربیت وی اثر میگذارد و فرزند باید به هر حال زمانهایی را با او بگذراند.
در برخی مواقع نیز والدین فرزندان را پیامرسان میان خود و همسری که از وی جدا شده میسازند. در این شرایط والدین با انتقال خشم خود به فرزندی که نقشی در این کشمکشها ندارد مسئولیتی را بر عهده وی قرار میدهند که کودک برای آن به هیچ وجه آماده نیست. والدین در این شرایط باید در نظر بگیرند که ازدواج آنها به هر شکلی که بوده تمام شده و تنها چیزی که اهمیت دارد آسایش و آرامش روان فرزند است. کودک که هنوز به درک درست و کاملی از مسائل نرسیده است، توانایی قضاوت و درک خوب و بد را ندارد در این میان با احساس تعلیق دست و پنجه نرم میکند و این فرآیند تنها اختلال در رشد اخلاقی، رفتاری، و روانی او را سبب میشود.
شخص سوم و کمک به گفت و گو در مورد فرزندان
والدین هرچند هم که از یکدیگر متنفر باشند باید هر از گاهی برای صحبت در مورد چگونگی تربیت کودک و تصمیمگیری در مورد آینده وی زمانی را سپری کنند. بهتر است این کار به خصوص برای والدینی که ازدواج مجدد داشتهاند در حضور شخص سوم بی طرف به ویژه مشاور روانشناس انجام گیرد. حضور یک مشاور در جریان ارتباط والدین جدا شده میتواند در کاهش تنشهای بین دو نفر و هدایت آنها به راه درست در پی گیری مکالمات که فقط و فقط محدود به فرزند یا فرزندان و مسائل مربوط به آن است بسیار مؤثر باشد. در شرایطی که امکان دسترسی به مشاور ممکن نیست بهتر است والدین از دوستان مشترک و یا اعضای خانواده خود همچون پدربزرگ یا مادربزرگ برای برقراری ارتباط با یکدیگر و گفت و گو کمک بگیرند. البته به شرطی که این میانجی بدون سوگیری و قضاوت در جریان امور قرار گیرد.
در برخی مواقع والدینی که از هم جدا میشوند دو شیوه رفتاری کاملاً متفاوت را با کودک در پیش میگیرند و به دلیل انتقام والدین از یکدیگر یا ابراز خشم از هم، روشهای تربیت یکدیگر را کاملاً نقض میکنند و تربیت متفاوت فرزند را وسیلهای برای ابراز آن میدانند و با این کار به نابهنجاریهای رفتاری فرزندان دامن میزنند. به ویژه در خصوص وضعیت درسی فرزندان بهتر است والدین هر دو ارتباط خود را حفظ کنند چرا که اغلب فرزندان طلاق افت درسی را تجربه میکنند. ارتباط والدین با یکدیگر به ویژه در زمان حاضر که با پیشرفت تکنولوژی امکان ارتباط تسهیل شده است نسبت به گذشته آسانتر انجام میگیرد و دیگر بهانهای برای قطع ارتباط کامل باقی نمیماند.
بهتر است والدین پس از جدایی، با احترام و با لحن مناسب با همسر سابق خود صحبت کنند. احترام گذاشتن به همسر سابق، احترام گذاشتن به فرزندان محسوب میشود. فرزندان باید بدانند بعد از جدایی میتوانند والد غایب را ببینند و با یکدیگر ارتباط داشته باشند و در عمل نیز این پایبندی را به یکدیگر داشته باشند. آنها باید بدانند که نقشی در این فرآیند جدایی نداشته و از سوی والدین دوست داشته شده و مورد احترام هستند.
کودکان را باید به کدام مهدکودک فرستاد؟ بهترین و موثرترین راههای رفع سوء تفاهم چرا مردها به حرف زنان گوش نمیدهند ؟
پی نوشت:
(1)سازمان ثبتاسناد کشور، آمار ازدواج و طلاق سال 1396.
(2) شکربیگی، هالیه (1385). بررسی رابطه بین طلاق و بزهکاری فرزندان؛ فصلنامه جامعهشناسی، شماره 5
(3) سوزی یهل، مارتا،1386. کودکان طلاق، سوگ و بحران (التیام آسیب، بازیابی امید)، تهران ، نشر واشقان.
(4) ماسن، هنری پاول، کیگان، جروم؛ کارول هوستون، آلتا و جین وی کانجر، جان، (1380). رشد و شخصیت کودک، ترجمه: مهشید ماسایی، تهران: ماد تهران.