ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

دو نکته از سبک زندگی امام باقر(علیه السلام)

 

فلسفه ی مهم زاد روز موالید و شهادت های ائمه اطهار(علیهم السلام) آشنایی با سیره زندگی آنهاست. به مناسبت شهادت امام باقر(علیه السلام) بر آن شدیم در این مقاله، شمه ای از سیره آن امام همام را مورد مطالعه قرار دهیم.

 

سید حسین سیدی- کارشناس حوزه/ بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
دو نکته از سبک زندگی امام باقر(علیه‌السلام)

 

 

امام باقر(علیه السلام) شکافنده علم و دانش است. این نکته را پیامبر اسلام به جابر بن عبدالله انصاری فرمود. «إنّكَ ستُدرِكُ رجُلاً مِنّی، اسمُه اسْمِی و شَمائلُهُ شَمائلی یَبْقَرُ العِلْمَ بَقْرا[1]  همانا تو مردى از [خاندان] مرا درك خواهى كرد كه نامش نام من، و رفتار و كردارش، رفتار و كردار من است و دانش را تا ژرفایش مى شكافد.»

همراهی معنویت و اخلاق با علم و دانش

همان طور که گفته شد، امام پنجم شیعیان شکافنده علم و دانش بود، به طوری که محمّد بن مسلم یکی از شاگردان حضرت، سی هزار حدیث از آن حضرت نقل نموده[2] و جابر جعفی، یکی دیگر از شاگردان حضرت، هفتاد هزار حدیث را از آن حضرت نقل کرده است.[3]  

امام باقر(علیه السلام) که نهضت علمی را پی ریزی کرد، به شاگردان خود و به پیروان خود آموخت که علم و دانش نباید وسیله ای برای فخرفروشی به دیگران و این قبیل امور، قرار بگیرد. «من طلب العلم لیباهی به العلماء أو یماری به السفهاء أو یصرف وجوه الناس إلیه فلیتبوأ مقعده من النار[4] - هر کس دنبال علم و دانش باشد برای آنکه به علما فخر فروشی کند ، یا با نابخردان بستیزد ، و یا مردم را متوجه خود نماید ، پس جایگاهش آتش است.»

این حدیث، تکلیف اهل علم و دانش را مشخص کرده، و آنها را از سوء استفاده کردن از علم و دانش نهی نموده است.

امام باقر(علیه السلام) در حدیث دیگری، شیعیان را اینگونه معرفی می کند. «اِنَّما شیعَةُ عَلِیٍّ ألحُلَماءُ وَ العُلَماءُ الذُّبْلُ الشِّفاهِ تُعْرَفُ الرُّهبانِیَّةُ عَلى وُجُوهِهِمْ[5]  همانا شیعیان على (علیه السلام)  بردباران و دانشورانند که لبانشان به یاد خدا تر است و بر چهره ‏هایشان رنگ عبادت و ساده‏ زیستى پیداست.»

دلیل اینکه در روایات اسلامی، بر همراهی علم و دانش با اخلاق و معنویت تاکید شده، این است که چه بسا علم و دانشِ بی معنویت و اخلاق، باعث ورود انسان ها در وادی جرم و جنایت شود.

امام باقر(علیه السلام) در حدیث دیگری، شیعیان را اینگونه معرفی می کند. «اِنَّما شیعَةُ عَلِیٍّ ألحُلَماءُ وَ العُلَماءُ الذُّبْلُ الشِّفاهِ تُعْرَفُ الرُّهبانِیَّةُ عَلى وُجُوهِهِمْ: همانا شیعیان على(علیه السلام) بردباران و دانشورانند که لبانشان به یاد خدا تر است و بر چهره‏ هایشان رنگ عبادت و ساده‏ زیستى پیداست.»

نکته قابل تامل

در دنیای کنونی ما، علم و دانش در خدمت نظام سرمایه داری جهانی قرار گرفته است و از علم و دانش، سوء استفاده های زیادی می شود. به طور مثال، امروزه کشورهای قلدر جهان، با استفاده از دانش هسته ای، دنیا را به مسابقه اتمی تبدیل کرده اند. کشوری مثل آمریکا که اینک بیشترین بمب اتم جهان را دارد، در سال 1945 میلادی با استفاده از بمب اتم، دو شهر ژاپن را بمباران کرد و عده ی بسیاری از غیر نظامیان را کشت. 

حاصل سخن اینکه؛ علم و دانش باید در مسیر معنویت و فضائل اخلاقی باشد، نه که علم و دانش سسبب غرور و نخوت و سایر رذائل اخلاقی شود.

امام پنجم شیعیان هماگونه که نهضت علمی را برای امت اسلامی آنزمان پایه گذاری کرد، یک نهضت اقتصادی را هم به خلفای زمان خود پیشنهاد داد.

برتری مصلحت امت اسلام بر منافع شخصی

حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) با آنکه با دستگاه جور زمانه خود، هیچگونه مماشاتی نداشتند؛ اما برای حفظ اقتدار مملکت اسلامی در مقابل رومیان، پیشنهاد ضرب سکه اسلامی را به عبدالملک اموی ارائه داد.[6] و منافع امت اسلام را در نظر گرفت.

رفتار حضرت در قضیه ضرب سکه اسلامی و دلداری به خلیفه ستمگر اموی در مقابل تهدید رومیان ـــ با آنکه خلیفه دشمن حضرت بود و حتی حضرت به دست پسر او به شهادت رسید ــ یادآور صبر مولا علی(علیه السلام) در برابر خلفای غاصب، برای از بین نرفتن عظمت اسلام و مسلمین است. حضرت بعد از ذکر غصب خلافت توسط ابوبکر، می فرماید: «فصبرت و فی العین قذى و فی الحلق شجا من أن أرى تراثی نهبا...[7] پس صبر کردم در  حالی که در چشم من خار، و در گلویم استخوان بود. می دیدم که حقم را  به تاراج می برند...»

خلاصه اینکه اهلبیت (علیهم السلام) از جمله امام باقر (علیه السلام) حفظ کیان مملکت اسلامی، را در اولویت برنامه های خود داشتند. 

نکته آموزنده از داستان ضرب سکه

اگر چه به لحاظ محتوای سیاسی داستان، احزاب سیاسی جامعه اسلامی، بیشتر مورد خطاب این حدیث هستند، و آنها نباید منافع شخصی و حزبی را بر منافع جامعه، ترجیح دهند؛ اما این نکته ای قابل استفاده برای همه اقشار جامعه اسلامی است. چه خانواده هایی که بر اثر ترجیح دادن منافع شخصی بر منافع خانوادگی، کارشان به طلاق کشیده شده است، چه سازمان هایی(علمی، ورزشی و...) که بر اثر فدا کردن مصالح سازمان خود به نفع منافع شخصی، به آخر خط رسیده اند.

سخن آخر

همراه شدن معنویت با علم و دانش، و برتری دادن منافع کلان بر منافع جزیی (منافع جامعه اسلامی بر منافع شخصی) دو نکته از سیره امام باقر (علیه السلام) است که در این مقاله مورد بحث قرار گرفت، و ان شاء الله به این نکته ها عامل باشیم.


 

پی نوشت ها:

1ــ الأمالی (للطوسی)، ص 637

2ــ رجال الكشی - إختیار معرفة الرجال ، ص163 

3ــ بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏46 ؛ ص340

4ــ بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، 2ج ، ص (38)

5ـــ الكافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص 235

6ــ در زمان عبدالملک، صنعت کاغذ در اختیار رومی ها بود، و بر آن کاغذها عبارت «اب، ابن، روح» نقش بسته بود، عبدالملک اموی بر آن شد که برای مقابله با رومیان، شعائر اسلامی را بر کاغذها بنویسند. قیصر روم بعد از باخبر شدن از ماجرا، تهدید کرد که اگر وضع به سابق برنگردد، سکه های حاوی توهین به پیامبر اسلام را منتشر خواهد کرد. خلیفه اموی ناچار از امام باقر(علیه السلام) مشورت خواست و امام نیز ضرب سکه اسلامی را پیشنهاد داد و بدینوسیله تهدید رومیان را خنثی کردأعیان الشیعه، امین، سید محسن، تحقیق سید حسن امین، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۶۵۴.

7ــ مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏2 ، ص 204 

سه شنبه, 07 شهریور 1396 13:08

ملت فارسي زبان ايران

ملت فارسي زبان ايران
بخش تعاملی الف - ميرزا سعدين داورپناه
 
 

 

پدرش را از دست داده بود. ريش سفيدي پيش آمد، تسليت گفت و در ميان جمع با صداي بلند پسر داغدار را خطاب كرد كه «پدرت مرد قوي و متقلبي بود، خدا بيامرزدش». پسر جا خورد و پرسيد "متقلب"؟ پيرمرد به تاييد سر تكان داد و تكرار كرد و ناگهان هياهو شد! متغلب يا متقلب؟ پيرمرد قاف و غين را جابجا مي گفت يا اينكه از لحنش چنين به گوش مي رسيد...

اين يك خاطره شخصي بسيار تلخ است و اين تلخي ها را بسياري تجربه كرده اند وقتي كسي به بهانه يك اشتباه لفظي مسخره مي شود. در جامعه ايراني حساسيت شديدي بر سخن وجود دارد، آنچه اظهار شده با توضيح متاخر يا حتي معذرت خواهي قابل جبران نيست. معمولا لغزش و خطاي تلفظ نيز فراموش نمي شود و در صورت نياز همين ابزار كارآمد تخريب شخصيت است! (از ددمنشناي جنتي تا كونگوره روحاني)

حتي تفسير عموم از آنچه در قانون توهين ناميده شده آنچنان موسع است كه بسياري دلخوري ها ناشي از همين حق خواهي بي حد و مرز بوده و هر اظهار صريح، كنايه يا ضرب المثلي مي تواند زمينه ساز يك منازعه شود! (از تفاوت تو و شما تا بفرماييد يا بنشينيد!)

سخنگو و هر شهروندي همواره در معرض هزينه دادن بابت سو برداشت از كلام خود هستند. بيش از توجه به تعريف واژگان، بسياري به ارزش گذاري موهوم از اصطلاحات رجوع كرده و با حكم داوري شخصي شدت واكنش را تخمين مي زنند. (اخيرا ديديم كه «پيوندتان مبارك» گفتن چند شهروند به جنجال اتهام «توهين به رييس جمهور» رسيد.)

فراتر از اين، كساني كه با چند گويش از اقوام وطن آشنايي تجربي داشته باشند خوب مي دانند كه برخي تعارفات و حتي لفاظي هاي محبت آميز، بر خلاف مقصود گوينده، نزد مخاطب ناآشنا توهين محسوب مي شود. (بسياري لرها دايي را «حالو» مي گويند و اتفاقا كاربرد بيرون از روابط خانوادگي آن در مواقعي است كه مخاطب را دوست داشتني يافته باشند، بسيار ديده شده كه ناآشنايان «حالو» را همان «هالو» دانسته و شاكي مي شوند!)

علي رغم تمام موانع، در كشوري با اين تنوع قومي و آرمان حفظ يكپارچكي و امنيت، گريزي از تشديد حاكميت زبان معيار نيست. امروزه حتي آناني كه گويش محلي و زبان مادري خود را فراموش كرده اند و غير از فارسي معيار نمي دانند نيز در محاورات روزمره گرفتار سنجش ادب سخن يكديگر هستند و جهت اجتناب از تنش ناچارند از اصطلاحات ساده و معمول فراتر نروند. بنابراين ها معلمي كه فارسي را با لهجه اي خاص مي آموزاند و الفاظ و دستور زبان سو تفاهم زا را مخلوط با ادبيات فارسي منتقل مي كند، ناخواسته دردسري براي آينده دانش آموزش ايجاد كرده است!

شايد گسترش اين تصور نادرست كه «زبان فارسي» زبان قومي خاص در ايران مي باشد، موجب كم توجهي برخي از دارندگان هويت قومي نسبت به ارزش آموزش دقيق و استفاده به جا از كلمات فارسي شده كه همين بي اعتنايي به تعريف هر كلمه و كاربرد آن، تقويت سواد فارسي را محدود كرده و همزيستي، تبادل نظر و مشاركت ملي را دچار مشكل مي كند.

پاسداشت هويت قومي يك حق مشروع مي باشد اما در اين تنوع اقوام، «قوم فارس» قابل اشاره و تعريف نيست. زبان فارسي گنج فرهنگي همه ايرانيان و يكي از حلقه هاي وصل آحاد «ملت» به يكديگر است لذا توجه جدي به چگونگي گزينش آموزش دهندگان و لزوم تسلط ايشان بر درست ادا كردن واژگان قابل چشم پوشي نمي باشد.

سه شنبه, 07 شهریور 1396 13:00

پُردرآمدترین مشاغل در ایران

پُردرآمدترین مشاغل در ایران کدام اند/ نان در سلبریتی شدن است
بخش اقتصادی الف، 7 شهریور 96
 

شرایط خاص اقتصادی و رکود حاکم بر کشور، پیدا کردن شغلی با درآمد مناسب را شبیه عملیات غیرممکن کرده. نرخ بالای بیکاری یکی از معضلات اساسی اقتصادی کشور است و تازه بیش از چهار میلیون دانشجو هم به زودی به این جمع متقاضیان کار اضافه می شود.

در این بین اما شغل هایی هم است که هنوز بازار کار آنها اشباع نشده و تحولات اخیر کشور کسب و کار آنها را توسعه بخشیده. مثلا طرح تحول سلامت و افزایش بودجه سلامت کشور ظرفیت های جدیدی در رشته های مرتبط با پزشکی ایجاد کرده. در دوران پسابرجام تعداد گردشگرانی که وارد کشور می شوند به طرز محسوسی افزایش یافته و گاهی هتل ها در مناطق گردشگرپذیر از ماه ها قبل رزرو می شود.این یعنی مشاغلی مثل راهنمایان گردشگران خارجی می توانند درآمد خوبی داشته باشند. ما در ادامه هفت شغلی را که پیش بینی می شود در حال حاضر و آینده نزدیک بازار کاری خوبی دارند فهرست کردیم. با این حال اما رقم های نجومی قرارداد فوتبالیست ها یا درآمد خواننده ها را از یک شب اجرای کنسرت که سرانگشتی حساب می کنیم می بینیم الان نان در سلبریتی شدن است.

1. داروسازی
رشته داروسازی ممکن است جذابیت های پزشکی و دندانپزشکی را از دید خیلی ها نداشته باشد اما در عوض مزایایی دارد که می توان به عنوان یک شغل خوب و پولساز روی آن حساب کرد. دوره داروسازی عمومی 207 واحد است و حداقل 6 سال طول می کشد اما دانشجویان داروسازی بعد از گذراندن 140 واحد به شرط داشتن معدل بالا می توانند کارت انجمن داروسازان را دریافت کنند و به عنوان قائم مقام مسئول فنی داروخانه ها مشغول کار شوند.

بعد از فارغ التحصیلی هم فرصت های شغلی متعددی مثل تاسیس داروخانه و فعالیت در کارخانه های داروسازی پیش روی آنها قرار دارد. سرانه مصرف دارو هم که درست یا غلط بسیار بالاست و این عملا به نفع داروسازان است. کمتر از یک سال پیش رئیس سازمان غذا و دارو اعلام کرده بود سرانه مصرف دارو در ایران 50 دلار در سال است. این گردش مالی 4 میلیارد دلاری ظرفیت های قابل توجهی را درون خود دارد. البته از این نکته هم نباید گذشت که هزینه تاسیس داروخانه بسیار بالاست. میزان سود داروخانه ها از فروش محصولات تولید داخل 30 درصد و داروهای وارداتی 5 تا 12 درصد است. در حال حاضر حدود 12 هزار داروخانه در سراسر کشور وجود دارد.

2. دندانپزشکی
دندانپزشکی از آن رشته های پر درآمد است که داوطلبان کنکور از دوران دبیرستان برای قبولی در آن برنامه ریزی می کنند. همین حالا 20 هزار دانشجوی دندانپزشکی در 66 دانشکده مشغول تحصیل هستند و پیش بینی می شود تا سال 1400 تعداد دندانپزشکان ما به 50 هزار نفر برسد. این یعنی با توجه به جمعیت 80 میلیونی کشور، حداقل در مناطق محروم همچنان ظرفیت و بازار کار برای این شغل وجود دارد.

البته دانشجویان این رشته برای تبدیل شدن به یک دندانپزشک عمومی باید 217 واحد درس بخوانند که همین حداقل 6 سال طول می کشد (دانشجویان مهندسی به طور متوسط 140 واحد می گذرانند) بعد هم به شرط گذراندن طرح اجباری خدمت در مناطق محروم، می توانند مطب تاسیس کنند. تجهیزات دندانپزشکی قیمت های بالایی دارد اما در عوض درآمد آن هم دندانگیر است.

البته، اگر کسی متخصص باشد هم طبعا درآمد بالاتری دارد. در حال حاضر تعداد دندانپزشکان عمومی ایران حدود 18 هزار نفر تخمین زده می شود اما متخصصان این رشته فقط 3 هزار نفر است. یعنی تقریبا به ازای هر 27 هزار ایرانی یک متخصص دندانپزشکی وجود دارد و همین شانس آنها را برای کسب درآمد بالا می برد.

3. طب فیزیکی و توانبخشی
کلینیک های فیزیوتراپی و طب فیزیکی و توانبخشی در سال های آینده بازار کارشان سکه خواهد بود. دلیل این مسئله هم رشد سریع جمعیت سالمند ایران است. گفته شده نرخ رشد جمعیت سالمند کشور چهار برابر نرخ رشد جمعیت است. همین حالا بیش از 7 درصد جمعیت کشور بالای 60 سال سن دارند. این جمعیت انبوه نیاز به خدمات فیزیوتراپی و توانبخشی را افزایش می دهد.

در عین حال مشاغل پشت میزی هم افزایش پیدا کرده و آسیب های ناشی از آن منجر به نیاز کشور به متخصصان طب فیزیکی می شود. در دنیا هم نیاز به این شغل در حال رشد است. یک وب سایت آمریکایی، فیزیوتراپیست را دومین شغل در حال رشد سریع دنیا در سال 2017 دانسته.

میانگین درآمد شاغلان این بخش در سال 2017 بیش از 85 هزار دلار بوده. البته تاسیس مطب فیزیوتراپی شرایط خاصی دارد، مثلا این که برای تاسیس در مراکز استان 6 سال و در شهرستان ها 3 سال سابقه کار مورد نیاز است.

4. راهنمای گردشگر
با توجه به افزایش آمار ورود گردشگران به کشور به خصوص در شهرهای گردشگرپذیر همچون شیراز و اصفهان بازار تورلیدرها به خصوص راهنمای توریست های خارجی بسیار داغ شده است. راهنمای گردشگر یا تورلیدر شخصی است که با آشنایی و تسلط کامل بر نقاط گردشگری یک شهر از جمله اماکن تاریخی، بازارهای تجاری، جاذبه های طبیعت و ... خصوصیات و تاریخچه مربوط به این اماکن را برای گردشگرانی که به آن محل سفر می کنند، توضیح داده و معرفی کند.

علاوه بر تورلیدرهای داخلی که حوزه کاری شان گردشگرانی هستند که بین شهرهای کشور سفر می کنند، برخی تورلیدرها هم وظیفه اطلاع رسانی و معرفی جاذبه های گردشگری و مدیریت سفر گردشگران خارجی از جمله برنامه ریزی زمانی برای گردش در شهر، رزرو هتل و ... را بر عهده می گیرند و می توانند با آشنایی با یکی از زبان های خارجی، مرجع خوبی برای توریست های خارجی باشند. به خصوص در سال های اخیر که با توجه به ترمیم چهره ایران در سطح بین الملل آمار ورود گردشگران خارجی به طور چشمگیری افزایش پیدا کرده است.

از سال 92 تا 95، حدود 20 میلیون گردشگر وارد ایران شده و بیش از 32 میلیارد دلار معادل 128 هزار میلیارد تومان درآمد برای صنعت گردشگری به وجود آورده است. درآمد تورلیدرها به نسبت میزان فعالیت روزانه شان رقم قابل اعتنایی می شود. به خصوص تورلیدرهای مسافران خارجی به دلار پول می گیرند و به ریال خرج می کنند.

5. مترجمی زبان های خاص
با ورود کشورهای غیر انگلیسی زبان مثل چین و روسیه به بازارهای اقتصادی ایران، نقش مترجمان این زنان از اهمیت بیشتری برخوردار شده است، به طوری که اکنون بسیاری از شرکت های بازرگانی نیاز به برقراری ارتباط با کشورهای اقتصادی مانند چین و امارات از طریق مترجمان زبان نیاز دارند، به خصوص زبان چینی که از سرسختی و ناملموس بودن آن برای مردم دیگر کشورها، علاقه کمتری به فراگیری آن وجود دارد.

به خصوص چینی ها که به واسطه خوی ملی گرایانه خود کمتر زبان انگلیسی می آموزند، بازار بسیار مناسبی برای مترجمان زبان چینی در کشورمان به وجود آورده اند. همین حالا قیمت ترجمه 250 کلمه از زبان چینی به فارسی 59 هزار تومان و هزینه ترجمه از فارسی به چینی 89 هزار تومان است. (برای زبان انگلیسی کمتر از 6 هزار تومان است.)

به طور کلی زبان های کشورهای آسیای شرقی به واسطه این که قدرت های نوظهور اقتصادی محسوب می شوند، منبع درآمد مناسبی برای ایرانیان مترجم زبان است. از جمله زبان هایی هم که مغفول مانده و آینده ای چشمگیر را انتظار می کشد، مترجمی زبان هندی است. رشد همه جانبه کشور هند و توجه نکردن بازار ایران به این کشور توسعه یافته باعث شده ورود شرکت های هندی و برقراری ارتباط با ایران در آینده ای نزدیک بتواند بازار کار گسترده ای را برای مترجمان زبان هندی فراهم آورد.

6. برنامه نویس و توسعه گر وب
رشد تکنولوژی و فراگیر شدن استفاده از موبایل، فضای مجازی و تغییر چشمگیر سبک زندگی مردم در مدت کوتاه باعث شده تا برنامه نویسی و ارائه خدمات تحت وب بازار کار خوبی را برای مهندسین کامپیوتر فراهم آورد. از برنامه نویسی نرم افزارهای موبایلی اندروید تا طراحی وب سایت های ارائه خدمات اینترنتی برای شرکت ها، نهادها و استارتاپ های گوناگون باعث رشد چشمگیر شغل برنامه نویسی شده است.

فراگیری علم برنامه نویسی با توجه به گستردگی آموزشگاه هایی که در این حوزه مشغول به فعالیت اند، نیازی به تکمیل تحصیلات در رشته مهندسی کامپیوتر ندارد. هر چند فارغ التحصیلان این رشته آشنایی بیشتری با این حوزه داشته و از فرصت های شغلی بیشتری نسبت به کسانی که این دانش را در آموزشگاه های غیردانشگاهی آموخته اند، دارند. اما شما می توانید با هر مدرک دانشگاهی با شرکت در آموزشگاه های متعدد این رشته آن را فرا بگیرد و وارد بازار کار گسترده آن شوید.

رشد استارتاپ ها که بخشی اعظم آنها در حوزه فناوری فعالیت می کنند، یکی از عوامل توسعه ای شغل شده چرا که اکثریت قریب به اتفاق استارتاپ ها نیاز به یک تیم برنامه نویسی و متخصص شبکه دارد. بر اساس اطلاعات سایت ایران تلنت؛ درآمد یک برنامه نویس از ماهانه 2.5 تا 10 میلیون تومان است.

7. مشاورین و مدیران مالی
پیشروی سیاست های اقتصادمحور در جهان و به خصوص در کشور ما و تشکیل بازارهای گسترده سرمایه باعث شده تا هر شرکت، نهاد و سازمانی برای ادامه فعالیت نیاز به مشاورین مالی داشته باشد. کسانی که بر حوزه مدیریت، سرمایه تسلط داشته و بتوانند شرکت ها را در سرمایه گذاری در حوزه های سودآور راهنمایی کنند.

شاغلین این حوزه وظایف متعددی مانند کنترل هزینه، قیمت گذاری، پیش بینی سود، اندازه گیری بازده مورد نظر پروژه ها، مدیریت دارایی ها، مدیریت منابع مالی و ... را بر عهده دارند. تعداد بالای شرکت های سرمایه گذاری، بانک ها، کارگزاران بورس و ... موجب شده تا علاوه بر مشاوره مالی در شرکت ها، بازار کار گسترده ای پیش روی مدیران مالی باشد. ضمن این که با توجه به آگاهی این اشخاص از ریزه کاری های سرمایه گذاری مناسب درآمد آنها را بسیار بالا برده است. چرا که علاوه بر حقوق دریافتی خود از محل کار می توانند با دانش خود تولید سرمایه کنند و وضعیت مالی شخصی خود را به طرز چشمگیری بهبود بخشند.

مدیران مالی ضمن فعالیت به عنوان مشاورین مالی می توانند به عنوان حسابدار نیز مشغول به کار شوند. بر اساس گزارش های سایت ایران، ثلث میانگین درآمد ماهانه یک مدیر مالی 5 میلیون تومان است و این رقم ممکن است تا هفت میلیون تومان هم برسد.

 

منبع: هفت صبح

سه شنبه, 07 شهریور 1396 12:30

حکمت طواف خانه کعبه

  بازدید:484بار کد خبر: DEN-1253015

 

خداوند در نو­جوانی پرده از دیدگان حضرت ابراهیم(ع) برداشت و او انواری را دید و درباره آنها از خدا سوال کرد.

به گزارش تسنیم، یکی از مناسک وارد شده برای حج، انجام هفت مرتبه طواف است که به نظر می‌رسد در­بردارندۀ مفهوم خاصی است.

خداوند در نو­جوانی پرده از دیده‌گان ابراهیم(ع) برداشت، وی در جانب عرش نوری دید، به خداوند عرضه داشت: این نور چیست؟ خداوند فرمود: «هَذَا مُحَمَّدٌ صَفِیِّی»، ابراهیم(ع) نور دیگری را در جانب آن دید، خدا فرمود: «هَذَا عَلِیٌّ نَاصِرُ»، او نور دیگری در جانب آن دو نور دید، خداوند فرمود: «هَذِهِ فَاطِمَةُ»، که محبانش را از آتش حفظ می‌کند، ابراهیم(ع) دو نور دیگر را دید و خداوند فرمود: «هَذَانِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ»، ابراهیم(ع) فرمود: «إِنِّی أَرَى تِسْعَةَ أَنْوَارٍ قَدْ أَحْدَقُوا بِالْخَمْسَةِ الْأَنْوَارِ»، من 9 نور را می‌بینم که به گرد آن پنج نور در حال گردش هستند، خداوند فرمود: «هَؤُلَاءِ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِهِمْ … أَوَّلُهُمْ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدٌ وَلَدُ عَلِیٍّ وَ جَعْفَرٌ وَلَدُ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى وَلَدُ جَعْفَرٍ وَ عَلِیٌّ وَلَدُ مُوسَى وَ مُحَمَّدٌ وَلَدُ عَلِیٍّ وَ عَلِیٌّ وَلَدُ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنُ وَلَدُ عَلِیٍّ وَ مُحَمَّدٌ وَلَدُ الْحَسَنِ الْقَائِمُ الْمَهْدِیُّ».

ابراهیم(ع) عرضه داشت: تعدادی انوار را به حول آنان می‌بینم که در حال گردش هستند، خداوند فرمود: «هَؤُلَاءِ شِیعَتُهُمْ وَ مُحِبُّوهُم»(1)، آنان شیعیان و محبانشان هستند.

جنس شیعیان از جنس اهل‌بیت (علیهم‌السلام) است. شیعیان در عرش حول محور اهل‌بیت (علیهم‌السلام) می‏‌گشتند. ملائک طواف کردن رااز اهل بیت(ع) یاد گرفتند، اکنون مسلمانان و شیعیان در قالب مادی و دنیایی خانۀ کعبه را طواف می‌کنند، در واقع آن صحنه پیش رویِ ابراهیم(ع) در عرش، در قالب طواف در روی زمین انجام شد و طواف، تصویری مادی آن صحنۀ عظیم در عرش الهی است.

* ابوحمزه ثمالى مى‏‌گوید:

«به امام سجاد(ع) عرض کردم چرا طواف هفت شوط است؟ فرمود: خداوند تبارک و تعالى به ملائکه فرمود: «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً»، ملائکه نیز گفتند: «أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاء» خداوند نیز فرمود: «اِنّى أعلم ما لا تعلمون». خداوند هفت هزار سال، نور خود را از آنان پوشانید و ملائکه هفت هزار سال به عرش پناه بردند، پس خداوند برایشان رحمت آورد و توبه‌‏شان را پذیرفت و «بیت‌‏المعمور» را که در آسمان چهارم بود براى آنان قرار داد «فجعله مثابة للناس و امناً». بیت‌‏المعمور دقیقاً به محاذات کعبه روی زمین و عرش الهی در آسمان است، طوری که اگر از عرش چیزی به سمت زمین انداخته شود، به روی کعبه فرود می‌‏آید.

 
تاریخ چاپ:1396/06/07 بازدید:1031بار کد خبر: DEN-1114303
چه مسائلی را نزد همکاران خود بازگو نکنیم؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: Liz Ryan

مترجم: مریم مرادخانی

مشاور عزیز،

من در یک استارت‌آپ مشغول به کار هستم. این شرکت به سرعت در حال توسعه است، به همین علت هر هفته نیروهای جدید وارد شرکت می‌شوند و به همان نسبت، کارکنانی نیز شرکت را ترک می‌کنند. من شغل‌های بدتر از این هم داشته‌ام، اما مشکل اینجاست که مدیران این شرکت بی‌تجربه‌اند و کارکنان کم‌تجربه را برای پست‌های مدیریتی انتخاب می‌کنند.

 

یک روز که با همکارانم درد دل می‌کردیم، اشتباه کردم و احساس واقعی‌ام نسبت به شرکت و مدیریتش را به آنها گفتم. پس از مدتی، مدیرم «لین» من را به دفترش فراخواند و پرسید که آیا نگرانی خاصی دارم یا نه. من از اینکه همکارانم از اعتماد من سوء استفاده کرده بودند ناراحت شدم؛ اما صادقانه به لین گفتم: «هفده ماه پیش که همکاری‌ام را با شما شروع کردم انگیزه بیشتری داشتم، اما حالا کار کردن برایم تبدیل به یک کابوس شده.» او در پاسخ گفت: «اگر مشکلی پیش آمد، دوست دارم مستقیما با خودم صحبت کنی.» به او نگفتم که بارها این مشکلات را مطرح کرده‌ام اما او اهمیت نداده است. فکر می‌کنم که او به احساس و مشکلات من کوچکترین اهمیتی نمی‌دهد. او فقط من را به دفترش دعوت کرد تا به‌طور غیرمستقیم این پیام را به من بدهد: «می‌دانم که ناراضی هستی و درباره احساست با همه صحبت می‌کنی. حواست را جمع کن.» حالا که همکارانم، من را به مدیرم فروختند، قصد دارم یک کار جدید پیدا کنم. فکر می‌کردم می‌توانم به آنها اعتماد کنم اما اشتباه می‌کردم. جالب اینجاست که وقتی دور هم نشسته بودیم و درباره وضعیت نابسامان شرکت صحبت می‌کردیم، به نظرم آنها بیشتر از من از شرایط شاکی بودند.

آیا اعتماد کردن به همکاران اشتباه است؟ شما چه فکر می‌کنید؟

پاسخ: دوست عزیز، اگر می‌خواهی درک بهتری از این مساله داشته باشی، به جای آنکه همکارانت را سیاه یا سفید ببینی، به مقوله «ترس و اعتماد» فکر کن. هفده ماه پیش که تازه کارت را شروع کرده بودی، فرهنگ سازمان را می‌پسندیدی چون اعتماد بیشتری وجود داشت، اما حالا جو بی‌اعتمادی بر سازمان حاکم شده است. متاسفانه، این یک اتفاق رایج در شرکت‌هایی است که به سرعت در حال رشد و توسعه‌اند. همزمان که یک سازمان بزرگ‌تر می‌شود، جلب اعتماد کارکنان برای مدیران سخت‌تر می‌شود. آنها از ترس اینکه مبادا کنترل اوضاع از دستشان خارج شود، سیستم‌ها و فرآیندهای «شرکت‌های بزرگ» را به اجرا در می‌آورند. در چنین شرایطی، سبک «زندگی ماشینی» در سراسر سازمان سرایت می‌کند و همه کارکنان و مدیران، اسیر چارچوب‌ها و قوانین دست و پاگیر می‌شوند و اعتمادسازی، مهم‌ترین عاملی است که از ماشینی شدن جلوگیری می‌کند.

وقتی اعتماد از در بیرون می‌رود، ترس وارد می‌شود و بر محیط کار سایه می‌اندازد. من مطمئنم که همکاران تو به میل خودشان رازت را برملا نکرده‌اند. در یک فضای مبتنی بر ترس، اعتماد کردن به همکاران دشوار است و رازداری دشوارتر. از دست همکارانت عصبانی نباش. تو این جسارت را داشتی که نگرانی‌هایت را با آنها درمیان بگذاری. اگر لین آن‌قدر متزلزل است که به این خاطر رفتارش را با تو تغییر داده، پس او مدیر شایسته‌ای نیست. ترس باعث می‌شود دست به کارهای ناپسندی بزنیم. در یک محیط مبتنی بر ترس، وقتی کارمندی مورد سرزنش قرار می‌گیرد، برای آنکه خودش را تبرئه کند، ممکن است پای فرد دیگری را به میان بکشد یا تقصیر را به گردن همکارش بیندازد. در هر حال، چه در این سازمان بمانی و چه استعفا بدهی، بهتر است بعضی مسائل را حتی پیش نزدیک‌ترین همکارانت بازگو نکنی، از جمله:

۱) اگر شغلت را دوست نداری، راجع به این موضوع با کسی صحبت نکن. می‌توانی پنهانی به دنبال کار جدید بگردی، اما به همکارانت نگو که از شغلت ناراضی هستی. این موضوع ارتباطی به آنها ندارد.

۲) اگر مدیر یا مدیرانت را دوست نداری، احساست را به همکارانت نگو. اگر بگویی، ممکن است ناخواسته رازت را فاش کنند و تو را به دردسر بیندازند.

۳) اگر به دنبال شغل جدید هستی، درباره‌اش با کسی صحبت نکن. وقتی شغلی به تو پیشنهاد شد و آن را پذیرفتی، آن وقت می‌توانی همکارانت را در جریان بگذاری.

۴) درباره وضعیت مالی، درآمد و هزینه‌هایت چیزی به همکارانت نگو، حتی اگر آنها تو را در جریان مسائل مالی‌شان قرار می‌دهند. اگر شرایط مالی خوبی داشته باشی، ممکن است حس حسادت آنها را بر انگیزی. اگر از نظر مالی در مضیقه باشی، سوژه گفت‌وگوهایشان می‌شوی. مردم وقتی ناراضی یا بیکارند، دوست دارند پشت سر دیگران بدگویی کنند. بهانه به دست آنها نده.

5) اگر احساس می‌کنی شغلت در حد و اندازه تو نیست، درباره این موضوع به همکارانت چیزی نگو. اگر به آنها بگویی: «برای ماندن در این سازمان، لازم نیست باهوش یا باسواد باشید»، چه احساسی پیدا می‌کنند؟ مطمئنا احساس خوبی نخواهند داشت.

۶) اگر برنامه‌ریزی کرده‌ای و قصد داری در آینده دور، از شغلت استعفا دهی، رازت را به کسی نگو. اگر همکارانت را در جریان برنامه‌های جاه‌طلبانه‌ات قرار دهی، از اینکه هیچ برنامه‌ای ندارند و خودشان را به این سازمان محدود کرده‌اند، احساس بدی پیدا خواهند کرد.

۷) اگر به یکی از همکارانت علاقه پیدا کرده‌ای و تصمیم به ازدواج داری، مادامی که رسما از او درخواست نکرده‌ای، کسی را در جریان قرار نده. زمانی که رابطه شکل گرفت و جدی شد، ابتدا مدیر سازمان را در جریان بگذار. او باید این خبر را از تو بشنود، نه از همکارانت.

۸) اگر آژانس‌های کاریابی دائما با تو تماس می‌گیرند، لزومی ندارد این موضوع را در سازمان جار بزنی. این موضوع فقط به خود تو مربوط است. اگر همکارانت به اندازه تو پیشنهاد شغلی دریافت نکنند، ممکن است نسبت به تو حسادت بورزند و حسادت، روحیه تیم را تضعیف می‌کند.

۹) اگر قوانین سازمان را زیر پا گذاشته‌ای (مثلا مرخصی استعلاجی گرفتی در حالی که بیمار نبودی)، این موضوع را به کسی نگو. اگر رازت را فاش کنی، عواقب آن دامن خودت را خواهد گرفت.

۱۰) اگر قصد داری به واحد دیگری منتقل شوی، این موضوع را به همکارانت نگو. ممکن است یکی از آنها نزد مدیریت برود و بگوید: «حدس بزن چه کسی بدون اطلاع تو تصمیم گرفته انتقالی بگیرد؟»

هرچه محیط سازمان سالم‌تر باشد، حتی اگر ناخواسته حرفی از دهانت بپرد، نگران نمی‌شوی که مبادا رازت به گوش دیگران برسد. اما اگر محیط سازمان ناسالم باشد، مجبور می‌شوی مراقب تک تک کلماتی که از دهانت خارج می‌شود باشی. اگر محیط کار تو به قدری بد است که به جز آب و هوا، نمی‌توانی با خیال راحت درباره موضوع دیگری صحبت کنی، این یک زنگ خطر است.

به صدا درآمدن ناقوس مرگ برای سازمان‌هایی با تفکر کهنه

 

 

 تاریخ چاپ:1396/06/07 بازدید:371بار کد خبر:DEN-1114302
تقابل مدیریت مدرن و سنتی در هزاره سوم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حسین بهبودی

دکترای DBA / مشاور و مدرس بازاریابی، فروش و تبلیغات

در بررسی‌های انجام شده و رمزگشایی در حوزه علوم مدیریت به وضوح اثبات شده که برای اجرای زوایای مختلف رهبری مطلوب سازمانی، نه روش جادویی و افسونگرانه‌ای وجود دارد و نه فرمول واحدی که بتوان با اجرای آن از تنگناهای دشوار مدیریتی رهایی یافت، چراکه اگر چنین بود سایر مدیران عقب‌افتاده از این قافله رهبری نیز به آن دست می‌یافتند. در نتیجه مزیت رقابتی و عملکرد کیفی مدیران بنگاه‌های موفق اقتصادی در جهان کسب‌وکار از میان می‌رفت. اما ملاحظه می‌شود که در عمل چنین نبوده و این چنین نیز نخواهد ماند.

 

حال این پرسش مطرح می‌شود که در این رقابت نفسگیر بازار کسب‌وکار جهان کنونی، چگونه، چطور و با چه ترفندی مدیران شاخص، توانمند و به تعبیری بالادست توانسته‌اند ضمن افزایش فروش و کسب سهم بیشتر بازار، جایگاه برند خود را به قله‌های رفیع پیروزی ارتقا دهند و بر عمر طولانی و مستمر آن در سال‌های متمادی بیفزایند و فاصله خود را از سایر مدیران پایین‌دست بیشتر کنند؟

به عقیده نگارنده، هنر مدیریت در ابتدا امری است کاملا فردی و خدادادی که بعدها با ترکیب علوم مرتبط و رعایت قوانین جدید و استاندارد پیکربندی می‌شود. بنابراین با توجه به سرعت سرسام‌آور اطلاعات و در نهایت رشد کمی و کیفی محصولات و خدمات در همه عرصه‌ها با هدف ارائه بهتر و ارزان‌تر به مشتریان، گویا هر لحظه وضعیت برای مدیران سنتی سخت‌تر و بحرانی‌تر و لحظه به لحظه به تعداد برندهای مرده در قبرستان برندها افزوده می‌شود و کم نیستند محصولاتی که دیگر در سبد هیچ خریداری نام و نشانی از آنها نیست و گویا به عصر پدر بزرگ‌ها و مادر بزرگ‌ها محدود شده‌اند و تنها تعداد قلیلی از آنها توانستند با تمرکز، آرامش و انعطاف‌پذیری منطقی به طول عمرخودشان بیفزایند و بیش از یکصد سال عمر کنند؛ شرکت‌هایی همچون نستله، کوکا کولا، فولکس واگن و...

در عصر کنونی که ملقب به عصر اطلاعات و ارتباطات است، به روشنی اثبات شده که دیگر هیچ‌کدام از عناصر IQ (بهره هوشی)، EQ (هوش هیجانی) و حتی PQ (هوش سیاسی) قادر نخواهند بود به تنهایی ناجی مدیران عرصه تجارت باشند و به سادگی می‌توان به این واقعیت پی برد که زین پس خورشید پرفروغ سال‌های نه‌چندان دور و به تعبیری دوران ماه عسل مدیران سنتی رو به افول و خاموشی است، به گونه‌ای که گویا یک جابه‌جایی خاص در شرکت‌های متوسط و بزرگ در حال شکل‌گیری است و انتقال قدرت از دوران مدیریت‌های «دهه‌ای و پارکینگی» به مدیریت‌های «دوره‌ای و ترکیبی» به سرعت در حال تکوین است.

شتاب فزاینده بازار و رقابت تنگاتنگ علمی، سایبری و دیجیتالی، موجب جابه‌جایی مدیران موسسات و شرکت‌های متوسط و بزرگ در سطح بین‌المللی شده است؛ همچون تعویض دائم مربیان تیم‌های بزرگ فوتبال. چنین چیزی این واقعیت را به اذهان متبادر می‌کند که هاله امنیتی مدیران برای ابقای مجددشان در سازمان‌ها روز به روز رنگ می‌بازد و دلیل اصلی آن تنها وجود فناوری و تکنولوژی‌های جدید و کارآمد و شفافیت کامل و سریع تمام ابعاد و زوایای مدیریتی آنها طی دوره‌ای است که در مسند قدرت بوده‌اند و در بوته نقد و بررسی قرار گرفته‌اند. در نتیجه، جای هرگونه عذر، بهانه و مبالغه‌گری از آنها سلب می‌شود. بنابراین، پس از اثبات ضعف و ناکارآمدی در شیوه مدیریتی یک فرد، او بدون هیچ ملاحظه‌ای از رهبری سازمان کنار می‌رود و مدیر لایق و کاربلد دیگری جایگزین او می‌شود. شاید همواره باور کردن این واقعیت خیلی دور از ذهن به نظر می‌آمد که در زمانی نه‌چندان دور اسلوب و شیوه‌های دوران نظریه‌پردازانی چون «فردریک تیلور» کهنه وتیره و تار و دوران «هنری فورد»‌ها بیش از حد عقلانی و خشک متصور شود. هرچند به مرور ولی به سختی جهان کسب و کار پذیرفت که در هزاره جدید دورانی که مدیران به‌عنوان صاحبان مغز و اندیشه، باهوش‌تر از کارکنان و کارکنان تنها به عنوان صاحبان بازو و نیروی یدی سازمان‌ها محسوب می‌شدند، به انتهای حیات خود نزدیک شده است و اینک در شرایط حاضر، تنها عامل بیدار مغز بودن مدیران شرط کافی برای رهبری و هدایت سازمان به حساب نمی‌آید.

مدیران جهان کسب‌وکار در دنیای امروز سه‌بعدی‌اند. آنان توامان دارای PQ-EQ-IQ هستند که مجموعه آن به MQ یا بهره هوش مدیریتی ختم می‌شود. MQ این دسته از مدیران همچون DNA آنها مختص به خودشان است که قادرند با این استعداد خدادادی، فارغ از تحصیلات آکادمیک یا غیرآکادمیک به اریکه قدرت و مدیریت بزرگ‌ترین و ثروتمندترین موسسات و شرکت‌های جهان تکیه بزنند. جالب توجه اینکه تعداد کثیری از آنها یا تحصیلات عالی نداشته‌اند یا به دلایلی دانشگاه‌های خود را ترک کرده‌اند و همان‌طور که در خبرها ملاحظه می‌کنید، علاوه‌بر اینکه معتبرترین دانشگاه‌های جهان به آنها دکترای افتخاری اهدا می‌کنند، از آنها درخواست می‌کنند که هوش تجاری و مدیریتی خارق‌العاده خود را در قالب کلاس‌های آموزشی به دانشجویان نسل امروزشان منتقل کنند. در بیرون از دانشگاه‌ها و کالج‌ها نیز میلیون‌ها نفر مشتاق از طیف‌های مختلف جامعه اقتصادی و مدیریتی از جمله مدرسان، مشاوران وحتی مدیران بنگاه‌های اقتصادی خرد و کلان با علاقه و شوق وصف‌ناپذیری در همایش‌ها و سمینارهای آنان حضور می‌یابند.

آنها با فرصت‌طلبی و زیرکی منحصربه‌فرد خود و یادگیری سریع و استفاده به موقع از رسانه‌های جدید، تعاملی و کم‌هزینه در دوره‌ای که بازارهای جهانی با دیو رکود دست و پنجه نرم می‌کردند و به زمین و زمان می‌تاختند و یکصدا از کسادی بازار می‌نالیدند و افسوس روزهای طلایی خود را می‌خوردند، به موفقیت رسیدند، در گاراژهای خانگی و دفاتر کوچک و حقیرانه، با حداقل سرمایه مالی و اندک پرسنل خود ولی با اهداف و آرزوهای بزرگ، دست به‌کار شدند و در عرصه تجارت جهانی سوار بر اسب دنیای دیجیتال به گونه‌ای ره صد ساله را یک شبه پیمودند و علاوه‌بر ایجاد مشاغل جدید، تعداد قابل توجهی از جمعیت غیرفعال و منفعل جوامع را مشغول به‌کار کردند و به سرعت صاحب ثروت‌های افسانه‌ای شدند. نکته قابل توجه اینکه طبق آمارهای رسمی هیچ‌گاه و در هیچ دوره‌ای از زندگی انسان‌ها در کره خاکی، این حجم از ثروت با چنین ارقام رویایی در دست معدودی از صاحبان فکرهای خلاق یا مدیران نسل جدید قرار نگرفته و این امر خودبه خود به یکی از شگفت انگیزترین عناصر هزاره دوم و سوم مبدل شده است.

وجود شرایط فعلی نمایانگر این واقعیت است که فصل مدیران میانسال جا افتاده و کت و شلوار‌پوش دهه نوزده و بیست میلادی جای خود را به مدیران بسیار جوان لاغر اندام وتی شرت‌پوش در مجامع عمومی و رسمی داده است. هر چند، پذیرش این واقعیت به کام مدیران قدیمی تلخ‌تر از آن چیزی است که گمان می‌کنند، اما افسوس که نمی‌توان مانع سرعت و پیشرفت علم و تکنولوژی شد، چرا که در جهان پر تلاطم کنونی، اصل و بنیان مدیریت و مهارت‌های حیاتی، تغییر ماهوی کرده‌اند. فضا و جغرافیا، مدرک تحصیلی وحتی در بعضی موارد تجربه مدیران شرکت‌ها و موسسات، دیگر یک امتیاز ویژه محسوب نمی‌شود. همچنین تجمع و تکثر نیروی انسانی به بزرگی سازمان‌ها منتج نمی‌شود و برخلاف گذشته عنصر قدمت در تولید کالا و خدمات، دیگر برتری تجاری به حساب نمی‌آید. به عنوان مثال و با کمی تامل در برندهای موجود در آشپزخانه خانه‌تان حتی یک کالا و برند مشترک از آن زمان تا کنون نخواهید یافت. پس کجایند آن برندهای قدیمی و مشهور؟

همان‌طور که همه واقفید، در سال‌های اخیر شرکت بزرگ و باسابقه کداک در عرصه تولید دوربین‌های کامپکت و فیلم‌های عکاسی و فیلمبرداری پس از سال‌ها تعلل در تجزیه و تحلیل بازار و عدم انعطاف‌پذیری مدیران ارشد، دست آخر پذیرفت که دنیای دیجیتال را به رسمیت بشناسد، ولی با چه هزینه هنگفتی؟ آنها به محض حضور مجدد در دنیای دوربین‌های دیجیتال به این واقعیت تلخ پی بردند که با همه قدمت خود، در بازار کنونی محلی از اعراب ندارند، چرا که شرکت‌های جدیدی چون نیکون، کانن، سونی و... با فرصت طلبی، انعطاف پذیری و تمرکز سریع، جای خود را در بازار جهانی تثبیت و حضورشان را در بازار هدف محکم کردند و اکنون به هیچ وجه حاضر نیستند جایگاه ذی‌قیمت خود را به رقیب دیرینه بسپارند و صدها نمونه مشخص دیگر. ظهور و پیدایش پدیده‌هایی همچون ابرکامپیوترها، هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و... ضمن تغییر رویکرد مدیریت و صنعت از سیستم سنتی به سیستم هوشمند به دو برابر شدن عنصر کیفی و کمی در علوم و فنون مختلف منجر شده، به گونه‌ای که حتی فرصت تفکر و تعمق را از مدیران کند و سنتی ربوده است.در دوره کنونی انبوه داده‌ها و اطلاعات در اتاق‌های فکر مدیران خیلی سریع تجزیه و تحلیل و برای حضور در بازار به اهداف استراتژیک کوتاه و میان‌مدت سازمانی تبدیل می‌شوند، چرا که سرعت فزاینده و شتابان تجارت، تدوین برنامه‌های استراتژیک بلندمدت را برای سازمان‌های امروزی عملا بی‌معنی کرده است، به گونه‌ای که این ماشین جنگی و بی رحم عصر اطلاعات و ارتباطات با سرعت سرسام آور خود قطب‌های هم‌نام و سازگار را به خود جذب و قطب‌های غیرهم‌نام را بی هیچ ملاحظه‌ای زیر دست و پای خود له و از گردونه رقابت خارج می‌کند.

در دنیای نه چندان دور فردا، نفت و فرآورده‌های آن محکوم خواهند بود که جای خود را به عنصرهای ارزان‌تر و پاک‌تری همچون انرژی‌های گیاهی و پاک بدهند. استارت آپ‌ها و شرکت‌های دیجیتالی، کوچک و چابک، رقیب بی بدیل همه شرکت‌ها و موسسات بزرگ و فربه خواهند شد و قطعا در این راستا پا فشاری مدیران سرسخت و لجوج سنتی در اجرای شیوه‌های قدیمی و فرسوده، جز نابودی سازمان ارمغان دیگری در بر نخواهد داشت. لذا بهتر آن است در این اندک فرصت باقیمانده به جای اینکه چشم و گوش هایتان را به روی واقعیت‌های موجود عصر کنونی ببندید، آنها را باز کنید و صادقانه بپذیرید که ناقوس مرگ برای سازمان‌های با تفکر کهنه به صدا درآمده و تنها راه رهایی از این توفان در این اصل نهفته است که با سرعت هرچه تمام‌تر همگام با توسعه فناوری جهانی، تجهیزات سازمانی خود را ارتقا دهید و منابع انسانی سازمان را با شرایط روز و با اتکا به اصل بسیار حیاتی آموزش در تمام سطوح قدرتمند سازید و با تبیین و ترسیم برنامه راهبردی و استراتژیک سازمانی جدید و کارآمد ضمن حفظ جایگاه فعلی از خطرهای احتمالی آتی نیز محفوظ و مصون بمانید. فراموش نکنید:

اگر از محصولی که برداشت می‌کنید راضی نیستید، قبل از هر چیز به بذرهایی که در گذشته کاشته‌اید نگاهی بیندازید؛ قطعا علت اصلی آن را خواهید یافت.

سه شنبه, 07 شهریور 1396 11:16

طرح جامع افزایش قدرت سایبری

 کد خبر: DEN-1114249

 

مهر: معاون مرکز ملی فضای مجازی از برنامه‌ریزی برای تدوین طرح جامع افزایش ظرفیت‌های قدرت نرم و دفاع رایانیکی (سایبری) کشور، مطابق با برنامه ششم توسعه خبر داد. سعید مهدیون در تشریح وظایف و تکالیف مرکز ملی فضای مجازی کشور در برنامه ششم توسعه کشور به تکالیف مدنظر در ماده ۱۰۷ این برنامه اشاره کرد و گفت: براساس این ماده قانونی، باید یک طرح جامع برای افزایش ظرفیت‌های قدرت نرم و دفاع رایانیکی (سایبری) و تامین پدافند و امنیت رایانیکی زیرساخت‌های کشور به تصویب شورای عالی فضای مجازی برسد و در صورتی که شورا برای این طرح مصوبه‌ای نداشته باشد، این طرح قابل اجرا نخواهد بود. وی تاکید کرد: در این زمینه دبیرخانه شورای عالی فضای مجازی باید این طرح را با همکاری ستاد کل نیروهای مسلح و وزارت اطلاعات تدوین کرده و پس از تصویب در شورای عالی فضای مجازی، نظارت و کنترل بر اجرای آن داشته باشد.

سه شنبه, 07 شهریور 1396 11:11

فرمان «اوبر» در دست یک ایرانی

دارا خسروشاهی مدیرعامل بزرگ‌ترین شرکت حمل‌ونقل آنلاین شد

 
 بازدید:2094بار کد خبر: DEN-1114248

دارا خسروشاهی یکی از مخالفان فرمان ترامپ برای ممنوعیت ورود شهروندان شش کشور از جمله ایران بود

 

فرمان «اوبر» در دست یک ایرانی
عکس: Financial Times

 

دنیای اقتصاد: هیات مدیره اوبر سرانجام دوماه پس از استعفای بنیانگذار جنجالی اوبر - تراویس کالانیک - سکان یکی از موفق‌ترین و پول‌سازترین استارت‌آپ‌های جهان را به یک ایرانی تبار به نام داراخسروشاهی سپرد. دارا خسروشاهی پیش از این مدیر سایت مسافرتی Expedia بود. انتخاب خسروشاهی در موقعیت حساسی برای شرکت اوبر انجام می‌گیرد. حدود دو ماه است که با کناره‌گیری تراویس کالانیک بنیانگذار اوبر از این سمت، این شرکت مدیرعامل ندارد. در این مدت سرمایه‌گذاران این شرکت ثروتمند اختلافات بسیاری را به بیرون نشان دادند آخرین آنها شکایت یکی از سرمایه‌گذاران اوبر از کالانیک بوده است. کالانیک طی چند سال توانست اوبر را به یک شرکت ۷۰میلیارد دلاری تبدیل کند اما جنجال‌ها و مشکلات زیادی که هم پیرامون و هم در داخل این شرکت به وجود آمد عملا چاره‌ای جز استعفا برای وی باقی نگذاشت.

 

مدیر ایرانی اوبر

دارا خسروشاهی یک ایرانی-آمریکایی است که از سال ۲۰۰۵ مدیرعامل سایت مشهور مسافرتی اکسپدیا بوده است. سرمایه‌گذاران اکسپدیا به خاطر عملکرد خوب خسروشاهی۹۰میلیون سهم این شرکت را به‌عنوان هدیه به او دادند. حقوق او در سال مالی ۲۰۱۶ بالغ بر 5/ 2میلیون دلار بوده است. خانواده خسروشاهی مالک چندین کارخانه در ایران بودند که پس از انقلاب به آمریکا مهاجرت کردند. دارا خسروشاهی همچنین عضو هیات مدیره نیویورک تایمز نیز هست.  خسروشاهی یکی از سه کاندیدای نهایی هیات مدیره اوبر برای تصدی این پست بود. جفری ایملت مدیرسابق جنرال الکتریک که او نیز یک کاندیدای مدیرعاملی اوبر بود دیروز از نامزدی برای این پست کناره گرفت. دو منبع نزدیک به موضوع به نیویورک تایمز گفتند او پس از آنکه دید از حمایت کافی برای تصدی این پست برخوردار نیست کناره‌گیری کرد.

مگ‌ویتمن مدیر Hewlett Packard Enterprise نیز از حمایت کافی برای تصدی این پست برخوردار بود اما اواخر ساعات یکشنبه او و هیات مدیره اوبر به توافق نرسیدند و کاندیدای سوم یعنی خسروشاهی از سوی هیات مدیره معرفی شد. آنچه شاید در داراخسروشاهی برای سرمایه‌گذاران اوبر جالب بوده تجربه مشابهی بوده که او در سایت مشهور مسافرتی اکسپدیا با آن مواجه بوده است. خسروشاهی همچنین از سال ۲۰۱۵ عضو هیات مدیره روزنامه نیویورک‌تایمز نیز هست. او پیش تر در شرکت IAC/ InterActive نیز مسوولیت‌هایی داشت. خسروشاهی از جمله معترضان قانون ممنوعیت مسافرتی دولت ترامپ بود که به خصوص ایرانیان را هدف می‌گیرد. شرکت وی اکسپدیا و آمازون ازنخستین شرکت‌های تکنولوژی بودند که اقدام حقوقی علیه آن قانون انجام دادند. هیات مدیره اوبر و همچنین اکسپدیا هنوز به‌طور رسمی موضوع مدیرعاملی خسروشاهی را تایید نکرده‌اند.

 

دردسرهای اوبر

اوبر یکی از بزرگ‌ترین و موفق‌ترین استارت‌‌آپ‌ها است که در حوزه حمل‌ونقل آنلاین فعالیت می‌کند، هر چند توانست از سد کسب‌وکارهای اینترنتی بگذرد و سهم بزرگی از بازار جهان را برای خود رقم بزند و به یکی از برندهای باارزش تبدیل شود، با این حال وضعیت مالی آن خوشایند مالکانش نبود. به هر حال شرکت اوبر مدتی است که دوران سختی را سپری می‌کند و به دلیل جو فرهنگی این شرکت، اتهامات زیادی اخیرا به آن وارد شده است. در این میان، با انتشار ویدئو و فایل‌های صوتی از تراویس کالانیک، بنیانگذار و یکی از سرمایه‌گذاران اصلی اوبر، اعتراض سایر سرمایه‌گذاران به عملکرد کالانیک جدی شد. پس از نامه اعتراضی دو سرمایه‌گذار اولیه اوبر درباره وجود محیط بد و فضای ناسالم کاری در این شرکت، نارضایتی دیگر سرمایه‌گذاران اوبر هم مزید بر علت شد تا در اواسط ژوئن پنج نفر از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران اوبر به علاوه روسای دو شرکت سرمایه‌گذاری Benshmark و Fidelity، از کالانیک درخواست کردند که از سِمت خود استعفا کند.

 

دفاع سرمایه‌گذار ایرانی از کالانیک

به نظر می‌رسد، روزهای تلخ برای کالانیک پایانی ندارد به‌طوری که تحت فشارهای زیاد ژوئیه امسال استعفا کرده بود، ماه گذشته از سوی شرکت «بنچمارک» یکی از سرمایه‌گذاران اصلی اوبر به سوء مدیریت و بدرفتاری، متهم شد.  وکلای شرکت بنچمارک قصد دارند با استفاده از اطلاعات و شواهد، از طریق شکایت از وی دو صندلی خالی هیات مدیره اوبر که از سوی کالانیک اداره می‌شوند را از کنترل او خارج کنند. ظاهرا سرمایه‌گذاران اوبر خیلی با یکدیگر متحد نیستند و حتی از جهاتی مخالف همدیگر هم هستند. این مساله حتی روز گذشته آشکارتر شد. شروین پیشه‌ور، مدیرعامل شرکت Sherpa Capital و یکی از سرمایه‌گذاران اصلی اوبر روز گذشته نامه‌ای را به هیات مدیره اوبر ارسال کرد و در آن اقدامات شرکت بنچمارک را به‌شدت مورد انتقاد قرار داد. این نامه از سوی خبرگزاری رویترز منتشر شد.  پیشه‌ور البته تنها به ارسال نامه به هیات مدیره بسنده نکرده و برای دخالت در جریان پرونده کالانیک و دفاع از او، دفاعیه‌ای را در دادگاه مطرح کرد و در آن کمپانی بنچمارک را به «استفاده از تاکتیک‌های پلید و لشکرکشی» برای بیرون کردن کالانیک از اوبر متهم کرده است.

دارا خسروشاهی 47 ساله و مدیر Expedia یکی از موفق‌ترین شرکت‌های مسافرتی بوده است.
دوشنبه, 06 شهریور 1396 15:20

زوایای زندگی کارمندی در یک نگاه

 

  زوایای زندگی کارمندی در یک نگاه

 

وقتی می‌گویند کارمند، یک ذهنیت کلیشه‌ای و قدیمی به میان می‌آید و آن هم کم‌پولی و سطح اقتصادی پایین است. ولی امروز دیگر میزان درآمد و سطح اقتصادی افراد، با برچسب نوع شغل، محاسبه نمی‌شود. در همه انواع مشاغل، کم درآمد و پردرآمد داریم. 

پس، از حصار کلیشه ها بیرون می ‌رویم و نگاه دیگری به "زندگی کارمندی" می‌کنیم. با تکیه بر مثبت اندیشی و نگاه مثبت.

 

فاطمه حسینی مجرد- کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی/ بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
 
زوایای زندگی کارمندی در یک نگاه

 

یک توفیق اجباری: منظم بودن

یکی از ویژگی ‌های زندگی کارمندی، نظم و برنامه ‌ی مشخص کاری است. شخص کارمند، ناخودآگاه، در چهارچوب یک نظم زمانی خاص قرار می ‌گیرد. در ساعات معینی از روز و در روزهای معینی از ماه، برنامه‌ی کار و زندگی او از پیش مشخص است. این یک توفیق اجباری خیلی خوب است برای اینکه یک مسلمان پیرو امیرالمؤمنین علیه السلام، در مسیر اجرای دستور و وصیت بسیار مهم ایشان قرار بگیرد که فرمودند: "اوصیکُم بِتَقْوَی اللّه‏ وَ نَظمِ اَمْرِکُم" شما را به پرهیزکاری و نظم در کارها سفارش می‏کنم. 

زندگی کارمندی، باید مثل هر  چیز دیگر، با تقوا همراه باشد تا نظم هم در آن معنای حقیقی خود را پیدا کند و از آفات هم در امان بماند. تقوا یعنی مراقبت دائمی. تقوا به اصطلاح دنیای امروز یعنی مراقب باشید چون همیشه همه چیز  وهمه جا "توسط دوربین مداربسته کنترل می شود" و در ادبیات کارمندی، تقوا یعنی مراقب باشید چون رئیس، همیشه سر زده بازرسی می‌کند یا نظارت دائمی و از راه دور دارد. 

نظم اقتصادی

یک جنبه ی مهم از نظم کارمندی، برنامه مشخص درآمدی است. به طور معمول، هر کارمند می ‌داند که تقریباً در یک تاریخ مشخص، مقدار از پیش تعیین شده ای از درآمد و نقدینگی تقریباً به طور تضمینی به دستش خواهد رسید. این نظم درآمدی، فرصت بسیار مغتنمی را برای برنامه ریزی اقتصادی در زندگی فراهم می‌کند. حتی اگر آن درآمد مبلغ زیادی هم نباشد، اما همین نظم، تکلیف کارمند را به لحاظ اقتصادی روشن می کند. 

نکته مهم در مسائل اقتصادی زندگی کارمندی، نحوه‌ی دقت در طهارت درآمد است. نکات فراوانی که در مورد طهارت کسب و تجارت و معاملات در دین ذکر شده است، باید برای درآمد کارمندی تطبیق داده شود. نکات کوتاهی را در این خصوص در همین مقاله خواهیم آورد. 

آفات نظم کارمندی

اما مثل همه ‌ی امور دیگر که ممکن است دچار آفاتی شوند، همین نظم زندگی کارمندی که بسیار ارزشمند و مغتنم است، می‌تواند در اثر بی‌توجهی، دچار آسیب و آفت شود.

1-  آفت اول می‌تواند این باشد که کارمند، نگاه منفی به این برنامه منظم پیدا کند. خود را اسیر و گرفتار این چهارچوب بداند و بخواهد از هر فرصتی برای گریختن از این حصار و برهم زدن این برنامه استفاده کند. در بهترین حالت باید بگوییم چنین کارمندی قدر این توفیق خود را در زندگی نمی ‌داند و نمی ‌داند که با خارج شدن از این برنامه‌ی منظم، دیگر نظم بخشیدن به روزها و ساعات زندگی، به این راحتی ‌ها نیست! و پیداکردن یک انگیزه‌ی قوی برای آغاز کار روزانه در یک ساعت دقیق و از همه مهم‌تر پایدار ماندن بر سر برنامه و نظمی که خود طراحی کرده باشد، خودش یک رستم می‌خواهد. 

دیر رفتن و تأخیر و خلاصه پایبند نبودن به ساعات، حتی اگر تأثیر منفی در حقوق مالی کارمند نداشته باشد، زیبایی این نظم را خدشه دار می‌کند و آفت می‌زند. 

2- اسم آفت دوم را بگذاریم "نظم توخالی". یعنی داشتن برنامه‌ ی منظم و مشخص، رفت و آمد سر ساعت، حضور داشتن به میزان کافی؛ اما کم گذاشتن در کیفیت این کار و این حضور. برای مصون ماندن از آفت نظم توخالی، قسمت بعدی همین یادداشت را بخوانید. 

3- اما آفت سوم، کسالت و رکودی است که ممکن است در اثر یکنواختی نظم و برنامه کارمندی، به سراغ کارمندان عزیز بیاید. یک کارمند، ممکن است مدت ها و حتی سال ‌ها، به یک کار یکنواخت مشغول باشد. قطعاً باید با هوشمندی و درایت، از خستگی و ملال حاصل از این شرایط، عبور کند. کارمند خلاق و علاقمند، از شرایط کار خود، بستری برای رشد و شکوفایی می‌سازد. 

تقوای کارمندی

توصیه های امام متقیان مولا امیرمؤمنان علی علیه السلام، چه زیبا در یک جمله در کنار هم نشسته اند. همین یک جمله، پاسخگوی نیازهای راهبردی یک زندگی کارمندی است. 

زندگی کارمندی، باید مثل هر  چیز دیگر، با تقوا همراه باشد تا نظم هم در آن معنای حقیقی خود را پیدا کند و از آفات هم در امان بماند. تقوا یعنی مراقبت دائمی. تقوا به اصطلاح دنیای امروز یعنی مراقب باشید چون همیشه همه چیز  وهمه جا "توسط دوربین مداربسته کنترل می شود" و در ادبیات کارمندی، تقوا یعنی مراقب باشید چون رئیس، همیشه سر زده بازرسی می‌کند یا نظارت دائمی و از راه دور دارد. 

کم فروشی ممنوع

قرآن بر سر کم فروشان فریاد می ‌زند: وای به حالتان! موقع گرفتن، کامل می ‌گیرید اما موقع دادن، کم می-گذارید! 

وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفینَ* الَّذینَ إِذَا اكْتالُوا عَلَى النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ* وَ إِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُون (مطففین، 1-3) واى بر كم‏فروشان! آنها كه به هنگام خرید، حق خود را بطور كامل مى‏گیرند، و به هنگام فروش از كیل و وزن كم مى‏گذارند. 

برای اینکه یک طرفه سخن نگفته باشیم و شرط انصاف را به جا آورده باشیم، باید روی سخن را با مدیران و رؤسایی قرار دهیم که هم خودشان کارمندند و هم کارمندان بسیاری را در استخدام دارند. به حکم "وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى"‏ (مائده، 2) این مدیران نیز وظیفه دارند شرایطی فراهم کنند که کارمندان مجموعه‌ی تحت مدیریتشان، برای رعایت تقوای کارمندی و حفظ نظم کارمندی به نحو احسن، راهی آسان ‌تر و ایمن‌تر را طی کنند.

در موقعیت کارمندی، پیمانه و وزن و ترازو در کار نیست اما کم فروشی می‌تواند خدای ناکرده معنا پیدا کند. آفت نظم توخالی که از آن سخن گفتیم، یکی از مصادیق کم فروشی است. کارمندی که ساعات معین و موظف خود را پر می ‌کند و به موقع کارت ورود و خروج می ‌زند، حقوق خود را تمام و کمال دریافت می ‌کند که این همان محتوای آیه دوم سوره مطففین است. اما اگر خدای ناکرده در آن ساعات حضور در اداره، مشغول کاری غیر از  وظیفه اداری خود باشد یا وقت را بیهوده تلف کند یا آن‌گونه که باید و شاید، کار خود را درست انجام ندهد، مشمول آیه سوم از سوره مبارکه مطففین خواهد بود. 

"اتقان کار" و "وجدان کاری" دو واژه و مفهومی هستند که در زندگی همه و در زندگی کارمندی نیز نقش کلیدی دارند و زیاد از آن ‌ها سخن گفته شده است و هم ‌چنان نیز نیاز داریم که از آن‌ ها بشنویم و بگوییم و به خویشتن تذکر بدهیم که: ان الذکری تنفع المؤمنین. اما این دو مفهوم را ذیل عنوان تقوای کارمندی و بخشی از آن می‌گنجانیم و بیش از این سخن را طولانی نمی‌کنیم. 

سخنی با مدیران و رؤسا

فقط برای اینکه یک طرفه سخن نگفته باشیم و شرط انصاف را به جا آورده باشیم، باید روی سخن را با مدیران و رؤسایی قرار دهیم که هم خودشان کارمندند و هم کارمندان بسیاری را در استخدام دارند. به حکم "وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى"‏ (مائده، 2) این مدیران نیز وظیفه دارند شرایطی فراهم کنند که کارمندان مجموعه‌ی تحت مدیریتشان، برای رعایت تقوای کارمندی و حفظ نظم کارمندی به نحو احسن، راهی آسان ‌تر و ایمن‌تر را طی کنند. ان‌شاء‌الله.

دوشنبه, 06 شهریور 1396 15:10

همسر شما بدون تغییر

همسر شما بدون تغییر

 

آیا شما خواننده عزیز از آن دسته خانم‌هایی هستید که در فکر تغییر دادن همسر خود هستید و دوست دارید رفتارهایی را انجام دهد که شما دلتان میخواهد،پس بهتر است این مطلب را مطالعه کنید.البته ما معتقدیم که خیلی از صفات شخصیتی افراد تغییر نمی کنند و هرگز نباید سعی کنید کسی را تغییر دهید اما از طرفی هم معتقدیم اینکار چندان غیرممکن نیست.

 

بخش خانواده ایرانی تبیان
تغییر همسر، پرخاشگری، قهر و دعوا، ابراز محبت

 

آیا تغییر دادن همسر ممکن است؟ 

اگر صبور باشید و کمی سیاست به خرج دهید می توانید همسرتان را تغییر دهید.

متأسفانه خیلی وقتها شما خانم‌های جوان صبور نیستید و بعد از چند ماه یا سه، چهار سال زندگی مشترک انتظار دارید به تمام خواسته هایی که دارید برسید.

بجای قهر و دعوا و پرخاشگری و لجبازی با صرف محبت و توجه به همسرتان کم کم او را به سمت خود کشانده و خیلی از رفتارهای او را می توانید تغییر دهید

در حالیکه افرادی هستند که سالها تلاش کرده اند و زحمت کشیده اند تا زندگی خود را به وضعیت مطلوب تبدیل کرده اند.

اگر همسر شما خصوصیاتی دارد که مورد پسند شما نیست شما هم حتماً دارای چنین خصوصیاتی هستید که او نمی پسندد.

آیا تغییر دادن همسر برایتان مطلوب است؟

شاید همین حالا خیلی از شماها بگویید فلان خواسته را همسرم داشت و من رعایت کردم، و یا همسرم از فلان رفتار و حرکت خوشش نمی‌آمد و من هم انجام نمی دهم،خب فراموش نکنید، زن بعد از ازدواج در خیلی از مسائل شرعاً و عرفاً باید از همسرش پیروی کند و خیلی از شما خانم‌ها بسیاری از مسائل عبادی و مذهبی را رعایت می کنید و میپذیرید اما وقتی پای وظایف همسری خودتان می رسد نکات دینی و مذهبی را فراموش کرده و نادیده می گیرید.

از طرفی خیلی وقتها که مجبور به انجام رفتاری که مایل به آن نیستید می شوید بسیار احساس ناراحتی کرده و یا حتی در صدد تلافی کردن برمی‌آیید.

چگونه تغییر همسر ایجاد می شود؟

ما به شما گفتیم می توانید امیدوار باشید که تغییر دادن همسر ممکن است فقط نیاز به زمان و صبر و حوصله است.به قول معروف: گر صبر کنید زغوره، حلوا سازید.

پس بجای قهر و دعوا و پرخاشگری و لجبازی با صرف محبت و توجه به همسرتان کم کم او را به سمت خود کشانده و خیلی از رفتارهای او را می توانید تغییر دهید اگر دوست ندارید او بیش از حد در کنار خانواده اش باشد.

اگر از بودن او در کنار دوستانش ناراحتید بجای بهانه گیری و کنترل کردن محبت کنید تا جایگزین مناسبی بجای دوستان برای او باشید

گرچه این مسئله چیز بدی نیست اما اگر شما نسبت به آن حساس هستید به او محبت کنید و لجبازی نکنید، هنگامیکه از نزد مادرش برگشت اخم نکنید برای اینکه بفهمید چه شنیده و چه گفته کنجکاوی نکنید،برعکس نشان دهید که نه تنها مخالف رفتن او نیستید بلکه خودتان هم مایلید با او همراه شوید.

اگر از بودن او در کنار دوستانش ناراحتید بجای بهانه گیری و کنترل کردن محبت کنید تا جایگزین مناسبی بجای دوستان برای او باشید.

اگر اهل ابراز احساسات نیست مهم نیست، بجای غصه خوردن مرتب به او ابراز محبت کنید، هدیه بخرید، جشن تولدش را جشن بگیرید.

حتی اگر او به این مسئله توجهی نکرد شما انجام دهید و خسته و ناامید نشوید.


 

منبع : پارسی ١