ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

ریشه یابی خشونت های اجتماعی

 

جامعه دینی را می توان تجلی و مظهر قانون مداری و مبارزه با آسیب ها دانست و نظام تربیتی مبتنی بر اسلام، سبب شکل گیری جامعه ای بر مبنای احترام به حقوق متقابل انسانی می شود.

خشونت های اجتماعی


 در چند وقت اخیر اخبار ناگواری از قتل و نزاع خیابانی و کشتار افراد بی گناه به اطلاع افکار عمومی رسیده و امنیت روانی و عاطفی جامعه را دستخوش آسیب کرده است.

قتل، جنایت و سنگدلی هایی از کلید واژه هایی است که در چند وقت اخیر در گوش جامعه پیچیده و مردم با شنیدن خبر قتل بنیتا، ستایش و افراد بی گناه دیگر دچار آزردگی روانی شده و این جرایم سبب تکدر خاطر و روان افراد جامعه گردیده و رخ دادن این قبیل جنایات،آستانه تحمل روانی جامعه را دچار آسیب جدی ساخته است.

در چند روز اخیر نیز در ادامه این جنایت هولناک، حمله به چند روحانی و طلبه در شهرهای مختلف در صدر اخبار و حوادث کشور قرار گرفت و بیش از پیش امنیت روانی جامعه را دچار خدشه کرد که بررسی علل و عوامل شکل گیری این قبیل جنایت و نحوه پیشگیری و برخورد با آنها از موضوعات مهمی است که در این چند وقت بارها مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

به خطر انداختن جان دیگران و مخدوش ساختن امنیت روانی، عاطفی و احساسی جامعه، تهدید امنیت عمومی و روانی افراد جامعه و ایجاد هزینه های روانی و امنیتی بر جامعه از جمله مهم‌ترین آسیب های وارده از جانب این مجرمان محسوب می شود.

از سویی نیز بررسی عوامل شکل گیری این قبیل از جرم ها، نحوه و چگونگی پیشگیری از این آسیب های اجتماعی و برخورد مناسب برای جلوگیری از تکرار چنین جرایمی موضوعی مهم می نماید که باید با دقت نظر ویژه ای به آن پرداخت.

موضوعاتی نظیر فقر فرهنگی و دینی که از عمده ترین مسائل مرتبط با این موضوعات است نیازمند توجه ویژه ای است چراکه حمله به روحانیان و طلاب در مکان های عمومی نشان دهنده فقر دینی و بی هویتی دینی در میان افرادی است که مرتکب این جرایم شده اند.

بررسی و ریشه یابی علل و عوامل بروز انحرافات و آسیب های اجتماعی، یکی از موضوعات مهم در علوم اجتماعی و جرم شناسی محسوب می شود.

در واقع بروز انحرافات و آسیب های اجتماعی، مانعی مهم در رشد و توسعه جامعه محسوب می شود که با تهدید و سلب آرامش و امنیت عمومی و روانی جامعه، سبب بروز مشکلات تبعی می گردد.

به عبارت دقیق تر، فرد بزهکار که خود با آسیب های متعدد روحی، روانی، مادی، معنوی و فرهنگی مواجه است، با انجام بزه و جرم، خسارت هایی را به جامعه و مردم وارد ساخته و سبب می شود تا تعادل امنیتی در حوزه امنیت عمومی و امنیت روانی جامعه دستخوش آسیب شود.

اگر چه مسأله ناهنجاری های اجتماعی و فرهنگی موضوعی نسبی بوده و در جوامع مختلف تلقی های گوناگونی پیرامون آن وجود دارد اما به طور کلی می توان گفت که هر جامعه ای قوانین، هنجارها و انتظاراتی از افراد آن جامعه دارد و افرادی که این هنجارها و قوانین را رعایت نکرده و دچار نوعی ناهنجاری می شوند؛ آسیب های فردی و اجتماعی فراوانی را به بار می آورند.

بررسی عوامل شکل گیری انحرافات و آسیب ها و راه های پیشگیری و مقابله با این آسیب ها یکی از مهم‌ترین موضوعات در حوزه علوم اجتماعی است که پرداختن دقیق و کارشناسانه به عوامل بروز و شکل گیری آسیب، انحراف و جرم و راه های پیشگیری و برخورد با آنها می تواند به میزان قابل توجهی مانع بروز این آسیب و انحرافات شود.

آسیب شناسی اجتماعی و نگرش های موجود

با توجه به گستردگی و شیوع آسیب های اجتماعی نظیر نزاع دسته جمعی، زورگیری، قتل و مواردی از این دست؛ دو نوع نگرش نسبت به برخورد با این ناهنجاری ها و جرایم وجود دارد.

بخشی از جامعه شناسان و جرم شناسان توجه ویژه ای به چگونگی بروز جرایم، شیوع، گستردگی و شدت و آثار آن دارند و به همین سبب نیز وضع قوانین و برخورد با مجرمان در اولویت این دسته از افراد قرار دارد و راه حل برون رفت از گسترش این معضلات را در وضع قوانین سخت گیرانه، زندانی کردن مجرمان، و مسائلی از این قبیل جست‌و‌جو می کنند.

نگرش دوم در این مسأله، معطوف به آسیب شناسی، ریشه یابی و رفع این آسیب ها از طریق آموزش و ارتقای سطح آگاهی، مهارت، فرهنگ و تطابق پذیری فرد با جامعه است.

بر اساس این دو نگرش، می توان دو راه حل را پیرامون مقابله با انحرافات و آسیب های اجتماعی متصور شد که نگرش اول که راه حل سخت افزاری، کوتاه مدت و سطحی است و تأکید بر برخورد جدی و سخت با مجرمان دارد و نگرش دوم نیز که مبتنی بر روش نرم افزاری، درازمدت و پیشگیرانه است؛ پرداختن به عواملی همچون فرهنگ سازی، اجتماعی کردن افراد، درونی کردن ارزش ها و هنجارهای جامعه از طریق آموزش مهارت های اجتماعی را به عنوان راه حل برون رفت از این معضل مورد تأکید قرار می دهد.

پیشگیری از آسیب های اجتماعی؛ موضوعی حیاتی

همانگونه که پیشتر اشاره شد؛ دو نگرش برخورد سلبی و سخت افزاری و برخورد پیشگیرانه و نرم افزاری در حوزه مقابله با آسیب ها و انحرافات اجتماعی وجود دارد که هرکدام از این روش ها مدافعان و طرفداران خود را دارد.

دین اسلام در مرحله اول تأکید بر برخورد پیشگیرانه با گناهان و انحرافات دارد و به همین منظور نیز از مدل تشویق- تنبیه استفاده کرده و در کنار انذار ، بيم دادن و ترساندن که مي تواند ريشه و خاستگاه گناه و انحراف را بسوزاند، تأکيد و ترغيب به ثواب آخرت و نيک بختي دنيا نموده است.

«پيشگيري از جرم، بخشي مهم و در عين حال مورد توجه سياست جنايي اسلام است. آموزش، تقويت انگيزه هاي معنوي، تامين نيازهاي طبيعي و مشروع و حذف عوامل تحريک کننده از يک سو و مراقبت همگاني و متقابل که با امر به معروف و نهي از منکر در جامعه اسلامي، به عمل مي آيد، از سوي ديگر عناصر و مراحل گوناگون اين جنبه از سياست جنايي اسلام محسوب مي شود که جامعه مدني در آن سهم عمده اي را دارا است.» (حسيني، 1383 : 217)

در حقیقت توجه به عناصر مؤثر در هدایت فکری، فرهنگی، معنوی و اجتماعی افراد، مهم‌ترین موضوع در بحث پیشگیری از آسیب های اجتماعی محسوب می شود و بدون ریشه یابی علل و عوامل بروز انحرافات اجتماعی، نمی توان روش مناسبی برای مقابله با آن اتخاذ کرد.

خلأ عاطفی دستاورد آشفتگی کانون خانواده

یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر در گرایش جوانان و نوجوانان به بزهکاری و انحرافات اجتماعی، خلأ عاطفی ناشی از گسست خانوادگی و از بین رفتن پیوندهای عاطفی روحی میان اعضای خانواده است.

رشد چشمگیر میزان طلاق در میان خانواده ها به ویژه در کلان شهرها، یکی از مهم‌ترین عوامل گسست هسته های خانوادگی و به تبع آن ایجاد خلأ عاطفی ناشی از فقدان حضور پدر یا مادر در کنار فرزندان است و همین موضوع سبب می شود تا بحران های عاطفی، روحی و روانی برای فرزندان ایجاد شده و به عاملی در جهت سوق دادن آنها به سمت و سوی انحرافات و بزهکاری اجتماعی تبدیل شود.

از سویی نیز بحران تربیتی در درون خانواده ها به دلیل اشتغال پدر و مادر را نیز می توان از مضرات زندگی مدرن و ماشینی امروز نامید که بنابر الگوی موجود در کلانشهرها و شهرهای بزرگ که در حال تسری به دیگر نقاط کشور است، پدر و مادر به دلیل درگیری های فراوان شغلی و فکری و خستگی های ناشی از فعالیت های طاقت فرسای روزانه، فرصتی را برای بودن در کنار فرزندان و تربیت صحیح آنها اختصاص نمی دهند و همین موضوع نیز سبب بروز خلأ جدی عاطفی و تربیتی در نسل جدید می شود.

بر اساس نتایج یک پژوهش، 47 نفر از جامعه آماری به نحوی از انحاء، از جمله عوامل کلیدی و مهم بزهکاری خویش را والدین، خانواده، بی توجهی، بی مبالاتی و عدم نظارت آنان دانسته اند؛ به عبارت دیگر، از نظر آنان والدین ایشان در بزهکاری شان نقش داشته اند.(علی اصغر قربان حسینی، جرم شناسی و جرم یابی سرقت، تهران، جهاد دانشگاهی، 1371، ص 31)

در حقیقت می توان گفت که مرگ عاطفه در میان خانواده ها در زندگی مدرن امروزی سبب افزایش انحرافات و آسیب های اجتماعی و به تبع آن جرم و جنایت شده است و نیاز است تا توجه جدی به این موضوع در دستور کار برنامه ریزان و سیاست گذاران کلان جامعه قرار گیرد.

فقر فرهنگی؛ عامل مهم بروز انحرافات اجتماعی

اهمیت مقوله فرهنگ و نقش آن در شکل دهی شخصیت افراد و جوامع از موضوعاتی است که مورد تأکید صاحب نظران قرار دارد.

در حقیقت حیات و ممات یک جامعه به فرهنگ آن بستگی دارد و به تبع آن، میزان پذیرش هنجارها و ارزش های جامعه به میزان بسیار زیادی به عنصر فرهنگ و درونی سازی ارزش ها و فرهنگ آن جامعه از طریق آموزش و ترویج انگاره های ارزشی و فرهنگی جامعه وابسته است.

فقر فرهنگی که به علت نبود آموزش های فرهنگی لازم و یا تبعیض و محدودیت ها در ارائه آموزش های فرهنگی به وجود می آید، یکی از مهم‌ترین عوامل شکل گیری انحرافات و آسیب های اجتماعی است.

سطح تحصیلات همچون بی سوادی و کم سوادی، عدم آگاهی اعضای خانواده به ویژه والدین از مسائل تربیتی، اخلاقی و آموزه های مذهبی از مسائلی است که سبب می شود تا عدم همنوایی خانواده ها با هنجارهای اجتماعی شکل بگیرد و همین مسأله نیز در دراز مدت موجب هنجارشکنی افراد و فرزندان خانواده شود.

در واقع هنجارشکنی اعضای خانواده که در قالب فقر فرهنگی خانواده به وقوع می پیوندد سبب می شود تا فرزندان از لحاظ ارزشی، هنجاری، روحی و روانی دچار مشکل شده و زمینه ایجاد انحراف و آسیب و ارتکاب جرم در بین آنها چند برابر شود.

ناگفته پیداست که افزایش توانش فرهنگی، اخلاقی و مذهبی خانواده ها می تواند نقش بسزایی در رفع آسیب ها و انحرافات اجتماعی و فرهنگی داشته باشد و نقش پیشگیرانه ای در رفع معضل آسیب های اجتماعی و انحرافات فرهنگی ایفا کند.

اسلام و راه های پیشگیری از آسیب های اجتماعی

اسلام به عنوان آخرین و کامل ترین دین الهی، تأکیدات فراوانی بر پیشگیری از گناه، انحراف و جرم دارد و به همین دلیل نیز توجه به علم و مقابله با جهل را مهم‌ترین عامل سعادت بشر دانسته است.

اهتمام ویژه این دین الهی به موضوع تشویق و تأکید و ترغیب به انجام کارهای خیر و در نظر گرفتن پاداش های دنیوی و اخروی در کنار تنبیه و انذار و ترساندن از عقوبت گناه و انحرافات فکری، فرهنگی و عملی، نشانگر توجه ویژه به موضوع مقابله با انحرافات است.

از سویی نیز دستور همگانی برای اجرای امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یکی از فروع دین، یکی از مهم‌ترین فعالیت های پیشگیرانه در موضوع انحرافات و آسیب های اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی است بگونه ای که این دستور الهی نقش مهمی در از بين بردن فرصت هاي بزهکاري دارد و در واقع یک نظارت عمومی و همگانی برای جلوگیری از انحراف و انحطاط فردی و اجتماعی محسوب می شود و موجب هدايت رفتار و تربيت افراد جامعه در انطباق با هنجارهاي پذيرفته شده مي شود.

از سویی اهرم های مجازاتی اسلام نیز در دایره امور پیشگیرانه می گنجند چراکه این مجازات ها برای جلوگیری از تکرار انحرافات، آسیب ها و جرایم است و خود نقش پیشگیرانه در بروز آسیب ها و انحرافات مجدد دارد.

تربیت دینی؛ راه برون رفت از آسیب های اجتماعی

تربیت دینی و دینداری در زندگی فردی و اجتماعی، مهم‌ترین عنصر در پیشگیری و مقابله و برخورد با انحرافات و آسیب های اجتماعی است.

در چارچوب زندگی دینی، انسانها زندگی خود را در دایره قواعد و راهبردهایی شکل می دهند که در قالب دین و از سوی خداوند به انسان ارائه شده است و اگر رشد صحیح در گستره تعالیم اسلامی صورت گیرد، بسیاری از آسیب ها و انحرافات اجتماعی از جامعه رخت بر می بندند چراکه انسان های دیندار، در همه حال خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خویش می بینند و حقوق فردی، انسانی و اجتماعی را رعایت می کنند.

در حقیقت جامعه دینی را می توان تجلی و مظهر قانون مداری و مبارزه با آسیب ها دانست و نظام تربیتی مبتنی بر اسلام، سبب شکل گیری جامعه ای بر مبنای احترام به حقوق متقابل انسانی می شود که در این تربیت، انسان ضمن داشتن اختیار و آزادی، در برابر جامعه مسؤول است و به حقوق دیگران تعدی نخواهد کرد.

در واقع می توان گفت وجه تمایز جامعه دینی با دیگر جوامع این است که در جامعه دینی، هر فرد مسؤول تزکيه و اصلاح خويش در گستره تعاليم ديني و با عقل و انديشه است و با شناسایی اعمال هنجارها و ارزش ها از ناهنجاری، آسیب و انحرافات، از ارتکاب گناه، انحراف و جرم مصون می ماند.

از سویی دیگر در جامعه دینی به دلیل تأکید بر اصل امر به معروف و نهی از منکر، هر فرد علاوه بر وظیفه حفظ خود از آسیب ها و انحرافات اجتماعی، فکری و فرهنگی، مسؤولیت مهمی در پیشگیری از انحرافات دیگران و جامعه نیز برعهده دارد و نمی تواند نسبت به بروز انحراف و آسیب در جامعه بی تفاوت بماند.

به هرحال، آنچه به عنوان نکته پایانی نیازمند اشاره می باشد این است که آسیب ها و انحرافات اجتماعی، عوامل، ریشه و بسترهای گوناگون فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی، خانوادگی و ... دارند و برای پیشگیری و مقابله با آنها نیازمند بررسی دقیق و شناخت این علل و عوامل هستیم.

اسلام به عنوان کامل ترین دین الهی، تربیت دینی بشر را به عنوان موضوعی اساسی مورد تأکید قرار می دهد که بر این اساس؛ تدوین مدل تشویق- تنبیه در قالب پیشگیری از وقوع انحراف و برخورد با انحرافات به منظور جلوگیری از تکرار مجدد این انحرافات سبب می شود تا دقیق ترین روش برای رفع معضلات مربوط به انحرافات و آسیب های اجتماعی طراحی شود.

از سوی دیگر نیز هر فرد در نظام دینی، علاوه بر مسؤولیتی که در تزکیه و اصلاح خویش دارد، باید نسبت به انحرافات و آسیب های اجتماعی، فکری و فرهنگی جامعه نیز با ابزار امر به معروف و نهی از منکر حساسیت داشته و به مقابله با آنها بپردازد تا علاوه بر حفظ خود، بتواند با حفظ برادران دینی و به تبع آن جامعه از این انحرافات و آسیب ها، زمینه را برای رشد اجتماعی، فرهنگی، فکری، دینی و معنوی فراهم کند.

یادداشت از وحید کوچک زاده

منبع: خبرگزاری رسا

پاسپورت ایرانی گرانترین پاسپورت دنیا

 

محمد بهروزی پارسا، گروه تعاملی الفپاسپورت ایرانی گرانترین پاسپورت دنیا

 

ده کشور اول در لیست گرانترین پاسپورت های دنیا عبارتند از ترکیه، استرالیا، سوئیس، مکزیک، آمریکا، ایتالیا، کانادا، ژاپن، نیوزیلند و انگلیس. برای صدور یا تجدید پاسپورت ترکیه که گرانترین در لیست است باید 251 دلار بپردازید. بهای تمدید پاسپورت سوئیس که دومین پاسپورت گران دنیا است با فاصله زیادی 159 دلار است. این قیمت برای پاسپورت انگلیس 110 دلار و برای پاسپورت آلمانی 60 یورو ، حدود 70 دلار است.

با این حال باید توجه داشت که عمر همه این پاسپورت ها ده سال است؛ یعنی فقط بعد از ده سال لازم است که آن ها را تجدید کنید. بهای تمدید یا تجدید پاسپورت ایرانی با توجه به نمایندگی های کنسولی ایران در کشورهای مختلف قیمت های مختلفی بر اساس ارز رایج آن کشورها دارد. اما به طور متوسط قیمت دلاری آن 142 دلار است. با احتساب عمر پنج ساله، هزینه ای که شما برای ده سال پاسپورت ایرانی می دهید دوبرابر این مقدار یعنی 284 دلار خواهد بود که آن را به گرانترین پاسپورت دنیا تبدیل می کند.

چند سال پیش و در دوره دولت گذشته به ایرانیان مقیم خارج از کشور گفته شد چنانچه 22 دلار اضافه تر بپردازند، می توانند با تغییر محل اقامت به کشوری که در آن زندگی می کنند از پرداخت عوارض خروج معاف شوند. چون البته منطقاً معنی ندارد که کسی برای بازگشت به «محل اقامت» خود «عوارض خروج» بپردازد. این بود تا زمان دولت فخیمه فعلی که دوباره دریافت 75 هزار تومان عوارض خروجی از همه مسافران اعم از مقیم خارج از کشور یا غیر مقیم از سرگرفته شد و آن 22 دلار هم در واقع اضافه شد به هزینه تجدید پاسپورت.

اگر قدرت پاسپورت، یعنی تعداد مقصدهایی که بدون ویزا یا با روش «ویزا به محض ورود» می توان به آن ها سفر کرد را نیز به معادله اضافه کنیم، پاسپورت ایرانی با فاصله نجومی از بقیه، همچنان گرانترین پاسپورت دنیا خواهد بود. با پاسپورت ترکیه می توان به 105 کشور بدون ویزا سفر کرد که با احتساب قیمت 252 دلاری می شود 2 دلار و 40 سنت برای هر کشور. با پاسپورت ایرانی می توان تنها به 35 مقصد بدون ویزا سفر کرد که می شود 8 دلار و 11 سنت برای هر کشور. یعنی با احتساب قدرت پاسپورت، نمونه ایرانی تقریباً 4 برابر گرانتر از گرانترین پاسپورت دنیا است.

کیسه دوختن برای ایرانیان مقیم خارج از کشور به همین جا ختم نمی شود. کافی است نگاهی بکنید به لیست خدمات کنسولگری ها اعم از ثبت ازدواج، صدور وکالتنامه و کارت ملی و امثال آن و قیمت های نجومی این خدمات. مدرسه جمهوری اسلامی ایران در لندن برای یک ترم مدرسه فارسی، که عبارت است از یک روز در هفته که معمولاً شنبه با یکشنبه است، 500 پوند وجه نقد طلب می کند. در حالیکه مدارس مشابه فارسی که بودجه ای نیز از دولت ایران نمی گیرند همین خدمات را با 100 تا 120 پوند ارائه می کنند. این در حالیست که مدارس عادی انگلیس کاملاً رایگان هستند.

مسافران ایرانی می دانند که در میان خطوط هوایی، ایران ایر، هواپیمایی ملی ایران، همواره گرانترین و دشوارترین گزینه است. از نبود خدمات آنلاین بگیر تا اجبار به حضور فیزیکی در نمایندگی و پرداخت بهای بلیط به طور نقدی.

نگرانی ایران دوستان و دلسوزان کشور و والدینی که می خواهند پیوندهای فرهنگی میان ایران با نسل آینده را حفظ کنند این است که این دیدگاه ورویکرد سودجویانه نسبت به ایرانیان مقیم خارج دراز مدت موجب از دست رفتن یا کاهش تعداد اتباع ایرانی خواهد شد. هم اکنون کم نیستند خانواده هایی که به دلیل بهای سرسام آور پاسپورت ایرانی، بهای بلیط و هزینه های تحمیل شده ثانوی مانند عوارض خروج، به طور کلی قید سفر به ایران را زده اند. گرانی بیش از حد و غیرعادی مدرسه ایرانی که دست طبقه متوسط به پایین را از فارسی آموزی به کودکان کوتاه کرده. حال تنها امید به دولت افغانستان است که شاید با تاسیس مجموعه فرهنگی یا مدرسه ای بتواند این نقصان را برطرف کند.

بد نیست مسوولین ضمن توجه به صنعت توریسم و جلب مسافران اروپایی، اندکی نیز به مسافران ایرانی و بازدید کنندگان و نسل آینده ایرانیان خارج از کشور، بدون اینکه برایشان کیسه ای بدوزند، توجه کنند.

تصاویری از حواشی نمایشگاه مطبوعات

 
 

بیست و سومین نمایشگاه مطبوعات در ۱۰ گروه اصلی و ۵ گروه فرعی در مساحتی بالغ بر ۱۳ هزار متر مربع از ۵ آبان الی تا ۱۲ آبان ‌در مصلی بزرگ امام خمینی (ره) در حال برگزاری است.‌

منبع: نامه نیوز

 
 

سوءاستفاده‌ جنسی از اغلب کودکانِ زباله‌ گرد!

 

عضو شورای اسلامی شهر تهران با اشاره به برخی کارگاه‌های تفکیک زباله که به کودکان زباله‌گرد خوابگاه داده‌اند، گفت: مشغول بررسی این موضوع هستیم. برخی می‌گویند، این خوابگاه‌ها یا با همکاری شهرداری پیشین در اختیار این پیمانکاران قرار داده شده و یا اینکه به پیمانکار مکانی تحویل داده شده، اما آنها در حال حاضر آنجا را تبدیل به خوابگاه کرده‌اند.
 

الهام فخاری، عضو شورای شهر تهران، ری و تجریش در گفت‌وگو با ایلنا، در رابطه با بررسی وضعیت کودکان کار در شهر بیان داشت: در جلسه‌ای به نام "تهران امید دارد" با حضور نمایندگان NGOها، سازمان‌های مردم‌نهاد و مجموعه مدیریت شهری مقرر شد، یکسری راهکارها و پیشنهادها از طرف این افراد ارائه شود تا همه جوانب در رابطه با کودکان کار مورد نظرسنجی قرار گیرد.

وی تصریح کرد: در برگه‌های نظرسنجی از افراد خواسته شد که راهکارهایی در خصوص این کودکان ارائه دهند و اینکه برای این کودکان در شهر چه تهدیدهایی وجود دارد و چه فرصت‌هایی را می‌توان برای آنان ایجاد کرد. از آنجایی که تقریباً تمامی فعالان حوزه کودک در این نشست و نظرسنجی شرکت کردند، در نهایت نتیجه و راهکار مناسبی در این خصوص اتخاذ خواهد شد.

وی افزود: در رابطه با اقدامات اخیر درباره جمع‌آوری کودکان، فرمانداری اعلام کرده است که برنامه جمع‌آوری متکدیان حرفه‌ای را عملی می‌کند، اما از طرفی بهزیستی تاکید می‌کند که این کودکان متکدی نیستند و باید توسط بهزیستی جذب شوند. نحوه اجرای این طرح به این دلیل که با سرعت و بدون دقت جلو رفته است، موجب نتیجه نامناسب شده‌است؛ به عبارتی اقدامات نامناسب فرمانداری نتیجه درستی نداشته است.

فخاری در رابطه با بحث کودکان زباله‌گرد بیان داشت: با کمیته‌ای که در رابطه با کودکان زباله‌گرد تشکیل شده، در ارتباط هستیم و امیدواریم که به یک راهکار مشترک در این خصوص دست پیدا کنیم. شهر ملک مشاع همه مردم است و زباله‌گردی و خطرات این کار برای کودکان باید گوشزد شود. کودکان اهمیت دارند و این مشکل باید به صورت ریشه‌ای حل شود.

وی با اشاره به برخی کارگاه‌های تفکیک زباله که به کودکان خوابگاه داده‌اند، گفت: اغلب این کودکان بیماری دارند، اما مسئله بیماری نسبت به سایر مشکلات این کودکان در اولویت نیست، چرا که از اغلب این کودکان سوءاستفاده‌های جنسی می‌شود.

وی افزود: مشغول بررسی در رابطه با خوابگاه‌هایی هستیم که برای کودکان کار از طرف پیمانکاران در نظر گرفته شده‌است، باید مشخص شود که این خوابگاه‌ها توسط پیمانکاران در اختیار این کودکان قرار گرفته است یا خیر. گزارش‌های ضد و نقیضی در این خصوص وجود دارد به طور مثال برخی می‌گویند، این خوابگاه‌ها یا با همکاری شهرداری پیشین در اختیار این پیمانکاران قرار داده شده و یا اینکه به پیمانکار مکانی تحویل داده شده، اما آنها در حال حاضر آنجا را تبدیل به خوابگاه کرده‌اند.

فخاری تصریح کرد: باید در رابطه با کودکی که درگیر پروژه‌های باندی، مافیایی و گروه‌های تکدی‌گری می‌شود و از طرفی کودکی که زباله‌گردی می‌کند، تفکیک صورت گیرد و نسبت به رفع مشکلات آنها اقدام کرد. این کودکان بدترین نوع زندگی را تجربه می‌کنند، آن هم با کمترین حق بهره‌برداری حقوق اجتماعی و شهری؛ بنابراین باید در جلسات مختلف و با بررسی‌های دقیق مشکل آنها را حل کرد.

فخاری گفت: باید در رابطه با مکان‌هایی که به پیمانکاران تعلق می‌گیرد، سیستم‌های نظارتی وجود داشته باشد و رعایت حقوق اولیه انسان‌ها در آن لحاظ شده باشد. در این رابطه منتظر گزارش‌های تکمیلی هستیم تا از طریق داده‌های درست این مسئله را بررسی و حل کنیم.

شنبه, 06 آبان 1396 13:34

دوستی به نام تلفن همراه

دوستی به نام تلفن همراه

 

کارشناس ارشد روان‌شناسی تربیتی در خراسان‌جنوبی گفت: گوشی همراه به خصوصی‌ترین بخش‌های زندگی ما راه پیدا کرده و آن قدر به ما نزدیک شده که بیشتر از هر دوستی همراهمان باشد.
 

«فاطمه حسینی‌فر» در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: این روزها گوشی‌های همراه جای زیادی در زندگی همه ما باز کرده‌اند.

وی با بیان این‌که کمتر کسی را می‌توانیم پیدا کنیم که با این وسیله اسرارآمیز سروکار نداشته باشد، افزود: بیشتر انسان‌های اطراف ما حداقل یک یا دو تا از این وسیله جادویی را دارند و بسیاری از ما وقت زیادی از شبانه‌روز خود را پای این دوست عجیب و غریب صرف می‌کنیم.

این کارشناس ارشد روان‌شناسی تربیتی خاطرنشان کرد: گوشی‌های همراه قدیم تنها وسیله‌ای برای تلفن کردن یا پیام فرستادن بودند تا این‌که امکانات جانبی بسیار جذاب روز به روز به آن اضافه شد تا جایی که میان تمام مردم از کودک شیرخواره گرفته تا پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها همه به آن راغب شدند.

حسینی‌فر تصریح کرد: هم‌اکنون همه لحظه‌های زندگی را می‌توانیم با دوربین گوشی همراهمان ثبت کنیم، از همه اتفاق‌های زندگی خود فیلمبرداری کنیم و فراتر از آن در کمتر از چند ثانیه افکار، گفتار و اتفاق‌های زندگی خود را در همه جهان منتشر کنیم.

وی با بیان این‌که این مسأله با وجود مزایایی که دارد می‌تواند زنگ خطری برای ما باشد، افزود: دنیای مجازی که با گوشی‌های همراه خود به آن قدم می‌گذاریم فواید زیادی دارد.

این کارشناس ارشد روان‌شناسی تربیتی با اشاره به فواید این امر، گفت: دنیای مجازی تأثیر مثبت چشمگیری بر روابط کاری اقتصادی گذاشته و سرعت کارها را تا حد چشمگیری بالا برده است.

حسینی‌فر ادامه داد: اینترنت تا حد زیادی سبب رونق اقتصادی و کارآفرینی بوده و چه بسا عده زیادی با روی آوردن به مشاغل اینترنتی به پیشرفت کاملاً محسوس اقتصادی دست یافته‌اند.

وی ادامه داد: دنیای مجازی هم‌چنین تأثیر قابل توجهی در گسترش علم، دانش و هنر داشته  به طوری‌که بسیاری از مفاهیم علمی و مهارت‌های کاربردی و هنری از طریق دنیای مجازی به سرعت توسعه یافته‌اند.

این کارشناس ارشد روان‌شناسی تربیتی اظهار کرد: فواید و مزایای گوشی‌های همراه به واسطه در دسترس بودن دنیای مجازی و اینترنت از این نیز فراتر است اما در کنار همه این مزایا باید به خاطر داشته باشیم که این چاقوی دو دم می‌تواند گاه بسیار خطرآفرین نیز باشد.

حسینی‌فر تصریح کرد: باید به یاد بسپاریم که این دوست تازه از راه رسیده چه آسیب‌ها و خطراتی را نیز می‌تواند وارد زندگی ما کند، تصریح کرد: جوانان تا اندازه زیادی تحت‌تأثیر فضای مجازی  آرمان‌گرا می‌شوند و از آنجا که رسیدن به همه این آرمان‌ها میسر نیست، مورد تهدید افسردگی‌ها و شکست‌ها قرار می‌گیرند.

وی ادامه داد: از آنجا که گوشی‌های همراه، همواره به سهولت در دسترس هستند، راه نفوذ افراد ناشناس به خصوصی‌ترین بخش‌های زندگی انسان باز می‌شود که این مسأله می‌تواند پیامدهای منفی بسیاری به دنبال داشته باشد.

این کارشناس ارشد روان‌شناسی تربیتی گفت: از آنجا که جوان با احساس بکر و زلال دوران جوانی‌اش همراه است خیلی زود به مخاطبان دنیای مجازی اعتماد می‌کند و اعتمادهای نابجا می‌تواند برای زندگی‌اش خطرآفرین باشد.

حسینی‌فر یادآور شد: روابط خیالی در اینترنت می‌تواند تهدیدی برای رابطه‌ها در دنیای واقعی باشد، چون ما هرگز نمی‌توانیم در دنیای واقعی رابطه‌های آزادانه دنیای مجازی را داشته باشیم و این مسأله می‌تواند پیوندهای خانوادگی را سست کند و سبب دلسردی افراد خانواده نسبت به هم باشد.

وی تصریح کرد: هویت‌ها در دنیای مجازی پریشان می‌شود، دروغگویی از موارد بسیار کوچک آغاز شده و دوستی با هویت‌های دروغین به آسانی رواج می‌یابد تا جایی که پراکندگی هویت در میان جوانان شیوع پیدا می‌کند.

این کارشناس ارشد روان‌شناسی تربیتی افزود:  مسأله نگران‌کننده‌تر دیگر رواج خیانت‌ها در میان افراد است، چون افراد در دنیای مجازی به راحتی می‌توانند خیانت کنند به طوری‌که خیانت در دنیای واقعی را نیز در پی داشته باشد.

حسینی‌فر افزود: مسأله دیگر از دست دادن ساعت‌های زیادی از وقت مفید زندگی ما است، ساعت‌هایی که می‌تواند صرف کارهای مفید و ارزنده شود، بی‌هدف در دنیای مجازی سپری می‌شود.

وی اظهار کرد: در نهایت آسیب‌های جسمی که پیامد استفاده بی‌رویه از فضای مجازی است شامل کاهش فعالیت‌های بدنی، کمبود خواب و تغییر برنامه‌های خواب و  تغذیه و مواردی از این دست است که نباید از آن غفلت کرد.

این کارشناس ارشد روان‌شناسی تربیتی یادآور شد: گوشی همراه و دنیای مجازی همراه با آن، این روزها دوست غریبی است که وارد زندگی همه ما شده و برما است که هنگام استفاده از آن همه جوانب مثبت و منفی را در نظر داشته باشیم تا از مزایای آن بهره بگیریم و از تهدیدهای آن مصون بمانیم.

 

 

 

بازگشت آشفتگی به بازار کامپیوتر

 

دنیای اقتصاد : بعد از فروش کارتریج‌های تقلبی، گارانتی‌های غیر‌اصل لپ‌تاپ‌ها و فروش کالاهای دست دوم و بی‌نام به جای کالاهای اصل، این بار پدیده‌ای به نام فروش هاردهای تقلبی و دستکاری شده در بازار کامپیوتر به ویژه در مراکز خرید دیجیتال تهران شایع شده است. در سال‌های اخیر بسیاری از اتفاقات که موجب کندی و کسادی در خرید و فروش بازار کامپیوتر شده، افزایش یافته است، به ویژه ورود کالاهای قاچاق و تقلبی به بازار کامپیوتر که از جمله بازارهای مورد توجه کاربران است. با توجه به اینکه وسایل متنوع همراه با تکنولوژی‌ها بیشترین جذابیت را برای خریداران دارد، کارشناسان نیز معتقدند یکی از بازارهایی که به‌صورت مداوم در تیررس سوءاستفاده‌کنندگان برای توزیع کالاهای تقلبی است، بازار دیجیتال و به ویژه بازار کامپیوتر است.
 
 

 

حالا پس از اینکه در دو سال گذشته در پی مقابله با فروش کالاهای تقلبی و قاچاق در بازار کامپیوتر نظارت‌های بیشتری صورت گرفت و بسیاری از این دست کالاها یا شناسایی شدند یا به انبارهای غیر‌قابل شناسایی انتقال داده شدند، رئیس اتحادیه رایانه تهران اعلام می‌کند که شمار فروش کالاهای تقلبی در بازار کامپیوتر مجددا رو به فزونی گذارده و در پی آن شکایت‌های ارسالی به کمیسیون رسیدگی به شکایات این مرکز هم به تعداد قابل توجهی رسیده است. در هفته گذشته اما آنچه بیش از همه مربوط به شکایات واصله به این مرکز بوده در‌باره تخلفاتی در فروش هاردهای تقلبی و دستکاری شده بود. موضوعی که درچند ماه گذشته نیز مطرح شده و اعلام شده بود برخی فروشندگان هارد با تعویض برچسب، هاردهای وارداتی با برندهای متفرقه و کیفیت پایین یا هاردهای ریفر را به جای هاردهای بنام و دارای برندهای معتبر و پرفروش به مصرف‌کننده عرضه می‌کنند.

در آغاز شهریور ماه گذشته بود که میرمهدی، رئیس اتحادیه رایانه نسبت به این موضوع واکنش نشان داده و اعلام کرده بود که با این تخلف هاردی که ۱۰۰ هزار تومان ارزش دارد به قیمت ۲۵۰ هزار تومان به مشتری فروخته می‌شود. به گفته او این اقدام طبق قانون نظام صنفی ماده ۱۷ تبصره ۲ خلاف قانون است و طبق ماده ۶۸ جرایم سنگینی را در پی دارد. حالا پس از گذشته ۲ ماه مجددا خود او نسبت به پیگیری و جمع‌آوری این کالاها تاکید کرده و هشدار می‌دهد که علاوه بر جمع‌آوری تمام کالا‌ها برخورد شدید با متخلفان اسامی آنها در رسانه‌ها منتشر می‌شود. او می‌گوید در هفته‌های اخیر اخبار بسیاری مبنی بر فروش هاردهای تقلبی در برندها‌ی مختلف و دستکاری کردن ماهیت اصل هاردها هم از لحاظ ظرفیت و هم از تقلب در برندها مخابره شده است.

 به گفته او اغلب شکایت‌ها از سوی مصرف‌کنندگان درباره تبدیل هاردهای بی‌کیفیت و تقلبی و کم‌فروشی در بازار و تبدیل آنها به هاردهای پرفروش بوده است. درپی این شکایات نیز تعداد بسیار زیادی از این مدل هاردهای تقلبی توسط اتحادیه، سازمان بازرسی، سازمان صنعت معدن و تجارت و وزارت اطلاعات شناسایی و افراد متخلف دستگیر شده‌اند. با این حال او همچنان تاکید می‌کند که در صورت مشاهده هر نوع هارد از قبیل اکسترنال- اینترنال- SSD – هارد لپ‌تاپ سرور و... با هر نوع برند و هر نوع ظرفیتی در واحدهای صنفی و محرز شدن تقلبی بودن آنها از سوی کارشناسان و بازرسان و نیروی انتظامی، تمامی آنها جمع‌آوری می‌شود و واحد صنفی به مدت ۱۵ روز پلمب خواهد شد. آشفتگی که در ماه‌های اخیر بازاریان کامپیوتر از آن رنج می‌برند، موجب شده تا روند رکودی که بیش از یک سال است، متوجه فعالان این صنف بوده بیشتر شود. کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند در صورت ادامه نابسامانی در این بازار فروش کالاهایی که از راه‌های غیرقانونی وارد کشور شده یا به‌صورت تقلبی ساخته می‌شوند، در ماه‌های آینده افزیش یابند.

شنبه, 06 آبان 1396 12:44

کهن‌ترین منابع عاشورا

کهن‌ترین منابع عاشورا

 

نگاهی است به قدیمی‌ترین منابع تاریخ کربلا همراه با اشاره به برخی از منابع متاخر که باید با احتیاط با آنها برخورد کرد.

 

عزاداری قدیم

 

در باره منابعِ تاريخ عاشورا

 منبع : کانال رسول جعفریان



بدون ترديد واقعه عظيم عاشورا براى همه مسلمانان، حادثه اى شگفت و دردناك بوده و در مقايسه با رخدادهايى كه در قرون نخستين اسلامى رخ داده، و بى ترديد پس از حادثه ظهور اسلام، مهم ترين حادثه شناخته شده است. به همين دليل، عنايت به آن و نگارشِ تاريخ آن، جدى تر از ساير رخدادها بوده و آثار متعددى در اين باره نوشته شده است. مع الاسف بسيارى از اين تواريخ از ميان رفته است; با اين حال، در ميان آثار برجاى مانده، هنوز مى توان اميدوار بود كه نه تنها كُلّيت حادثه بلكه بسيارى از جزئيات آن ثبت، و سير تاريخى اين رخداد از حركت امام حسين(عليه السلام) از مدينه تا شهادت آن حضرت و اصحابشان در كربلا، در منابع ضبط شده باشد. طبعا اختلافاتى در نقل ها، در باره برخى رخدادها و اشخاص و گفته ها و مكان ها هست كه جاى نقد و بررسى دارد.

در آغاز يك پرسش را بايد پاسخ دهيم و آن اين كه نويسندگان تواريخ مربوط به عاشورا چه كسانى و با چه گرايش هاى مذهبى بوده اند؟

امروزه سلفى ها كه سنّيان متعصبى هستند، بر اين باورند كه منابع تاريخ اسلام را شيعيان تدوين كرده اند. اين سخن را سنّيان متعصب قرن سوم و چهارم نيز مطرح كرده، بسيارى از مورّخان بنام قرون اوليه را شيعه مى دانستند. آنچه در اين باره مى توان گفت اين است كه اصولا كاربرد تعبير «شيعه» در باره اين گروه ها مى تواند دلايل مختلفى داشته باشد. عثمانى مذهب ها كه سخت گيرى مذهبى زيادى داشتند، روزگارى هر كسى را كه تمايل جدى به امام على(عليه السلام)داشت، شيعه معرفى مى كردند. اگر فردى امام على(عليه السلام) را بر عثمان مقدم مى داشت، از نظر آنان يك شيعه به حساب مى آمد. اگر شخصى امام على(عليه السلام) را بر ابوبكر و عمر ترجيح مى داد، حتى اگر آنان را قبول داشت، شيعه غالى و حتى رافضى شناخته مى شد. طبعا جرم كسى كه از اساس به مشروعيت خلفاى اوليه باور نداشت، بسيار بيش از اين بود! اين افراد متعصّب كه از قرن دوم تا چهارم، كتاب هاى رجالى را براى ارزيابى سند روايات تدوين مى كردند، با همين نگاه، بسيارى از راويان عراقى را شيعه معرفى كردند و با ادعاى آن كه اينان از اهل اهواء بوده و بدعت گرا هستند، آنان را قدح مى كردند. از همين جا بود كه مورخان عراق كه به تحولات عراق با ديد بازترى مى پرداختند و احيانا از زاويه يك عراقى كه از شام و تسلط امويان متنفّر بودند، به تشيع متهم مى شدند. در واقع، عثمانى ها مورخى را مى پسنديدند كه هيچ گونه اشكالى به صحابه پيامبر(صلى الله عليه وآله)وارد نكند; و طبعا از معاويه نيز به عنوان صحابى پيامبر(صلى الله عليه وآله) و خال المؤمنين ستايش كند. همچنين از نقل فضائل امام على(عليه السلام) به ويژه فضائلى كه برترى امام را نسبت به خلفا روشن مى كند، خوددارى ورزد. در غير اين صورت، او را متهم به تشيع مى كردند. كافى بود يك راوى، خبرى را كه به نوعى قدح و نقد يك صحابى بود، نقل كند; در اين صورت متهم به رافضى گرى مى شد.

با اين مقدمه مى توان به اين نكته پى برد كه چرا نويسندگان سَلَفى از قديم و جديد، موّرخان صدر اسلام را كه تا اندازه اى با ديدى بازتر وقايع عراق دوره امويان را نقل مى كنند، متهم به تشيع كرده اند.

از سوى ديگر، سخن گفتن در باره اين كه مورّخان به لحاظ مذهبى چه گرايش هايى داشته اند، صرف نظر از اتهامات وارد شده در منابع رجالى اهل حديث، فوق العاده دشوار است. اگر بخواهيم در قالب هاى معمول و تعريف هاى شناخته شده از تشيع، تسنن، يا هر گرايش مذهبى ديگر، از گرايش هاى مذهبى اين افراد سخن بگوييم، نخستين اشكال آن است كه بسيارى از اين قالب ها در طول زمان شكل گرفته و تطبيق آنها بر يك دوره تاريخى يا شخصى كه در آن دوره بوده، كار دشوارى است. دومين اشكال اين است كه علائم نقل شده از گرايش مذهبى، گاه به قدرى مبهم است كه با آنها نمى توان به طور قاطع در باره گرايش مذهبى مشخص يك فرد سخن گفت. به علاوه، و در واقع سومين مشكل آن كه برخى از امور مثل محبّت اهل بيت(عليهم السلام)ميان فرقه هاى مختلف مشترك است و به صرف وجود آنها در آثار يك مورّخ، نه شيعه مى تواند مدعى شيعه بودن آن شخص بشود و نه سنى افراطى مى تواند آن فرد را شيعه دانسته، آثارش را رد كند. به هر روى سخن گفتن در اين باره دشوار است. مى كوشيم تا بامرورى مختصر بر زندگى آنها، در اين باب وآثار آنان در باب امام حسين(عليه السلام)و گرايش مذهبى شان سخن بگوييم. در باره تشيع برخى اساسا ترديدى وجود ندارد.

بايد گفت، محدّثان كه روى سند احاديث تكيه فراوانى داشتند، مورّخان را ـ كه آنان را اخبارى مى خواندند ـ به عنوان راويان غير قابل اعتماد مى شناختند; چرا كه شاهد بودند كه اينان به هر روى بر آنند تا همه اخبار موجود، اعم از درست و نادرست را نقل كنند، كتاب هايشان را پرحجم كرده و جزئيات بيشترى را ارائه كنند. چنين روشى براى محدثى كه فوق العاده به سند حديث اهميت مى داد، قابل قبول نبود. اين قاعده تقريبا كمتر استثنا داشت. ابن اسحاق، ابومخنف، مدائنى،  و واقدى همه مشمول اين نگاه محدّثان مى شدند. در اين ميان، گهگاه مورّخى مانند ابن سعد كه همبستگى فكرى با اهل حديث داشت، مورد تأييد قرار مى گرفت.

در ميان مقتل هاى اصيل موجود كه مى توان با اعتماد كلى بر آنها به بررسى رويداد كربلا پرداخت، پنج مورد وجود دارد كه قابل توجه است. اين پنج مورد مربوط به قرن دوم تا اوائل قرن چهارم هجرى است. در قرون بعد آنچه نگاشته شده، منهاى مطالبى كه به نوعى از اين پنج مأخذ گرفته اند و همانها نيز نياز به بررسى و نقد دارند، دشوار مى توانند به عنوان منبع و مأخذ اوليه به حساب آيند. اين پنج منبع عبارتند از: مقتل الحسين(عليه السلام)ابومخنف، ابن سعد، بلاذرى، دينورى و ابن اعثم. در اين ميان آنچه طبرى و شيخ مفيد در الارشاد و ابوالفرج اصفهانى در مقاتل الطالبيين آورده اند، تقريبا برگرفته از ابومخنف است; همين طور آنچه خوارزمى در مقتل الحسين(عليه السلام)آورده، به طور عمده برگرفته از فتوح ابن اعثم است.

پيش از آن كه به سراغ مقتل هاى موجود برويم، لازم است اشاره كنيم كه چندين مقتل كهن وجود داشته كه امروزه خبرى از آنها در دست نيست. از آن جمله مقتل الحسين(عليه السلام)محمد بن عمر واقدى (م 207 يا 209) است كه ابن نديم و ياقوت حموى از آن ياد كرده اند. كتاب ديگر با عنوان مقتل الحسين(عليه السلام) از ابوعبيدة معمر بن مُثنّى (م 209) است كه كتابى با اين عنوان داشته و در دست ابن طاوس م664) بوده است. كتاب ديگر با عنوان مقتل الحسين(عليه السلام) از نصر بن مزاحم منقرى (م 212) صاحب كتاب وقعة صفين است. ابن نديم و نجاشى از اين كتاب ياد كرده اند. ابوعبيد قاسم بن سلام هروى (م 224) هم كتابى با عنوان مقتل الحسين(عليه السلام) داشته است. ابوالحسن على بن محمد مدائنى (م 224 ـ 225) كتابى با عنوان مقتل الحسين(عليه السلام)داشته است كه ابن شهرآشوب از آن ياد كرده است. عبدالله بن محمد معروف به ابن ابى الدنيا (م 281) نويسنده آثار متعدد از جمله مقتل على بن ابى طالب(عليه السلام) كه به چاپ رسيده، كتابى باعنوان مقتل الحسين(عليه السلام) داشته است. يعقوبى كه در كتاب تاريخ خود صفحات اندكى به جريان عاشورا اختصاص داده، كتابى مستقل با عنوان مقتل الحسين(عليه السلام)داشته است. ابوعبدالله محمد بن زكريا الغلابى (م 298) كه كتاب الجمل وى يافت شده و به چاپ رسيده، كتابى با عنوان مقتل الحسين(عليه السلام) داشته است. ابوالقاسم عبدالله بن محمد بن شاهنشاه بغوى بغدادى (م 317) كتابى با عنوان مقتل الحسين(عليه السلام) داشته است.

ابومخنف و مقتل الحسين(عليه السلام)



قديمى ترين مورّخ كربلا ابومخنف لوط بن يحيى (م 157) است كه كتاب مشخصى با عنوان مقتل الحسين(عليه السلام)داشته است. وى از خاندانى عراقى بود (جدش مخنف بن سليم از ياران امام على(عليه السلام)) كه تشيع كوفى داشتند; تشيعى كه مانند آن را بسيارى از محدثان آن زمان كوفه مانند اعمش و بسيارى از عراقى ها، داشتند. ابومخنف توسط رجال شناسان سنّى تضعيف شده و ابن عُدىّ (م 365) او را شيعى افراطى خوانده است.

نگاهى به اخبار وى در طبرى و كتاب هاى ديگر نشان مى دهد كه وى موضع تندى بر ضد خلفا ندارد. ممكن است كسى بگويد كه وى چنين موضعى داشته و طبرى آن گونه اخبار وى را نياورده است، ولى بايد توجه داشت كه علماى شيعه از آثار وى فراوان نقل كرده اند; اگر واقعا در اخبار او چيزى در باب مطاعن خلفا وجود داشت، دست كم در آثار شيعيان روايت مى شد. با اين حال مى توان پذيرفت كه وى نوعى عقيده به تشيع دارد; در همان حدى كه در كوفه رايج بوده است; يعنى راجع به خلفاى اول و دوم اثباتا و نفيا حرفى نداشتند; نسبت به خليفه سوم انتقادهايى تندى مى شده و معاويه را اصلا نمى پذيرفتند. اين همان چيزى است كه در كربلا در خبر راجع به برير بن حُضير منعكس شده است: ابومخنف به نقل از يوسف بن يزيد از عفيف بن زهير كه خود در كربلا حضور داشته است نقل مى كند كه:

خرج يزيد بن معقل... فقال: يا برير! كيف ترى الله صَنَع بك؟ قال: صنع الله واللهِ بى خيرا و صنع الله بك شرّا. قال: كذبت. و قبل اليوم ما كنت كذّابا. هل تذكر و أنا أماشيك فى بنى لوذان و أنت تقول: إنّ عثمان بن عفّان كان على نفسه مُسْرفًا، و إنّ معاوية بن ابى سفيان ضالّ مضلّ، و إنّ امام الهدى و الحقّ علىّ بن أبى طالب. يزيد بن معقل از دل سپاه دشمن درآمد و خطاب به برير از اصحاب امام حسين(عليه السلام) گفت: اى برير! كار خدا را با خود چگونه مى بينى؟ گفت: كار خدا با من بسيار خير و خوب و با تو بسيار شر بوده است. يزيد گفت: دروغ مى گويى، در حالى كه پيش از اين دروغگو نبودى. خاطرت هست كه من و تو در ميان بنى لوذان قدم مى زديم و تو مى گفتى: عثمان بر نفس خود زياده روى كرد و معاويه فردى گمراه و گمراه كننده است و على بن ابى طالب امام هدايت و حق است؟ اين سه قضاوت در باره عثمان، معاويه و امام على(عليه السلام) مبناى تشيّع عمومى عراقى ها بود كه به ويژه در كوفه وجود داشت.

در حال حاضر، نگرش اهل حديث باز در عربستان حاكم شده و نسبت به مرويات ابومخنف و امثال آن حساسيت نشان داده مى شود; به طورى كه در نقد آن كتاب و رساله مى نگارند. براى نمونه كتاب مرويّات ابى مخنف فى تاريخ الطبرى از يحيى بن ابراهيم بن على اليحيى در سالهاى اخير در رياض به چاپ رسيده و در اصل پايان نامه كارشناسى ارشد نويسنده بوده است. (رياض، دارالعاصمة) نويسنده گاه در نقد روايات ابومخنف انتقادهايى را مطرح كرده كه بر اساس آنها انسان در عربى خوانى مؤلف هم ترديد مى كند. براى مثال در نقد اين روايتِ ابومخنف كه سخنان ابوبكر را در سقيفه آورده; آن جا كه خطاب به انصار مى گويد: (و أنتم يا معشر الأنصار من لاينكر فضلهم فى الدين و لا سابقتهم العظيمة فى الاسلام، رضيكم الله أنصاراً لدينه و رسوله و جعل إليكم هجرته و فيكم جلّة أزواجه و أنصاره، فليس بعد المهاجرين الأوّلين عندنا أحد بمنزلتكم)، چنين نقد كرده است كه اين سخنِ ابوبكر خطاب به انصار كه «و فيكم جلّة أزواجه» نمى تواند از ابوبكر باشد: «إذ عامة أزواجه عليه الصلاة و السلام من قريش بل انّه لم يثبت بسند صحيح زواجه من الأنصار قط». زيرا زنان آن حضرت همگى از قريش بودند; بلكه به سند صحيح ثابت است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله)هرگز زن انصارى نگرفت. بنابر اين چگونه ابوبكر در سقيفه گفته است كه عامه يا بيشتر زنان پيامبر(صلى الله عليه وآله)انصارى هستند.» مع الاسف اين نويسنده عرب! حتى مقصود از يك متن ساده عربى را در نيافته است. مقصود ابوبكر اين نيست كه پيغمبر زن يا زنان انصارى گرفته است; بلكه مقصود اين است كه زنان پيغمبر و انصار او همه در مدينه و در ميان شما انصار زندگى مى كنند! البته ممكن است برخى انتقادهاى وى يا ديگران بر ابومخنف وارد باشد; اما به هر حال، موضع گيرى او به لحاظ همين نسبت تشيع به ابومخنف تند است. حقيقت آن است كه اگر ابومخنف شيعه بسيار افراطى يا به اصطلاح رافضى بود، اساسا همين مقدار اخبارى نيز كه نقل كرده، دست كم با اين لحن و سبك و سياق نقل نمى كرد. به هر روى، ابومخنف، با توجه به آن كه تولدش در حوالى سال هشتاد هجرى و يا حتى اندكى پيش از آن بوده، قديمى ترين نويسنده اى است كه اخبار كربلا را نوشته و به دست ما رسيده است. بر اساس تحقيق آقاى يوسفى غروى در مصادر ابومخنف كه در مقدمه متن استخراجى مقتل ابومخنف از تاريخ طبرى نوشته، (و نام آن را وقعة الطف نهاده) بسيارى از اخبار وى از كسانى است كه در كربلا حضور داشته و يا در آن زمان زنده بوده و اخبار كربلا را روايت كرده اند.

براى مثال وى خبرى را از همسر زهير بن قين روايت مى كند: قال ابومخنف: فحدثَتْنى دلهم بنت عمرو امرأة زهير بن القين. طبعا در اين مسأله هيچ مشكلى به لحاظ سال وجود ندارد. در بسيارى از موارد نيز با يك يا حداكثر دو واسطه اخبار كربلا را روايت مى كند. مثلا اخبارى را با يك واسطه از طِرمّاح بن عدى بن حاتم طائى نقل مى كند. يا اخبارى را از عقبة بن سمعان كه در شب عاشورا كنار امام حسين(عليه السلام)بوده و روز عاشورا مجروح شده و سالم مانده، با يك واسطه نقل كرده است.

گفتنى است كه به رغم آن كه گزارش ابومخنف نزديك ترين گزارش به واقعه كربلاست، به هيچ روى كامل نيست. محتمل است كه برخى مطالب آن را طبرى تلخيص كرده باشد; اما گاه از متن يك داستان بر مى آيد كه ناقص نقل شده و در مقايسه، آنچه را كه بلاذرى، دينورى و يا ابن سعد در انساب، اخبار الطوال يا طبقات آورده اند، كامل تر است.

در ميان آثار شيعه، شيخ مفيد (م 413) در كتاب الارشاد بيشترين استفاده را از مقتل ابومخنف كرده است. اين امر از تشابه نقلهاى ايشان با آنچه در تاريخ طبرى آمده است، قابل درك است. گرچه تفاوت هايى نيز ديده مى شود كه مى تواند ناشى از استفاده شيخ مفيد از متن اصلى مقتل ابومخنف باشد; چنان كه محتمل است شيخ مفيد با استفاده از مآخذ ديگر، جملاتى را بر متن نقلهاى ابومخنف افزوده باشد. يك متن داستانى هم در باره حادثه كربلا به ابومخنف منسوب است كه محققان در درستى آن ترديد جدى دارند; چرا كه اشكالات زيادى در آن وجود دارد. در اين باره در مقدمه كتاب وقعة الطف توضيحاتى آمده و موارد تعارض آن با مقتل اصلىِ ابومخنف كه طبرى در كتاب خود جاى داده، بيان شده است. به طور طبيعى مقايسه اخبار اين متن با آنچه در متن اصلى ابومخنف آمده، نشان مى دهد كه يك نفر آن را به صورت داستانى و به احتمال براى مجالس تعزيت و سوگوارى تحرير كرده و اطلاعاتى را بر آن افزوده است.

مقاتل الطالبيين اثر ابوالفرج اصفهانى (284 ـ 356) اثرى جاودانه در شرح مبارزات علويان با دولت هاى غاصب اموى وعباسى است; اثرى منحصر به فرد كه در روزگار خود مانندهايى داشته كه از ميان رفته است. بخشى از اين كتاب (ص 84 ـ 121) به حادثه كربلا اختصاص دارد و در اين بخش، عمده نقل ها برگرفته از ابومخنف است. افزون بر آن رواياتى از اين سوى و آن سوى بر آن افزوده شده كه در اين ميان، رواياتى از امام باقر و گه گاه از امام صادق(عليهما السلام) است كه در منابع ديگر نيامده و مغتنم است.

محمد بن سعد و مقتل الحسين(عليه السلام)



در آغاز اين بحث اشاره اى به نقد اهل حديث نسبت به مورّخان داشتيم كه هر كدام آنان را با اتهامى از ميدان اعتماد كنار مى گذارند و كسى از مورخان سالم از دست آنها رها نشده است. اين مطلب شامل كسانى چون ابن اسحاق، واقدى، ابومخنف و هشام كلبى و پدرش محمد بن سائب و ديگران مى شود. با اين حال، كسانى از مورخان، ولو گرفتار زبان تند اهل حديث شده اند، اما بعدها توسط ذهبى و ابن حجر تبرئه گشته اند. دليل اين اقدام آنان اين است كه خود ذهبى و ابن حجر هر دو مورخ بوده اند و آگاهند كه تخطئه اين افراد ضربه سنگينى به معارف تاريخى مسلمين مى زند. بنابر اين نخواسته اند با قدح اينان، حجم زيادى از معارف تاريخى ـ اسلامى را بى اعتبار سازند. به علاوه نسبت به برخى از مورخانى كه همدلى بيش ترى با اهل حديث داشته اند، توجه بيشترى معطوف داشته اند. نمونه اين گروه محمد بن سعد (م 230) مشهور به كاتب الواقدى است كه ولو در موردى يحيى بن معين سخن نقل شده از او را دروغ خوانده، اما از قدماى رجاليين سنّى، ابوحاتم رازى او را صدوق خوانده و بعدها شمس الدين ذهبى از وى دفاع كرده است. به هر روى در سنّى بودن ابن سعد و حتى اهل حديث بودن او ترديدى وجود ندارد.

محمد بن سعد، متن مهمى از واقعه كربلا در ذيل شرح حال امام حسين(عليه السلام) در طبقات خود آورده است كه متنى پر مطلب و به لحاظ تاريخى غنى است; گرچه به هر روى ممكن است برخى از اخبار وى قابل نقد باشد. از آن جايى كه چاپ نخست كتاب طبقات الكبرى در اروپا بر اساس نسخه ناقصى صورت گرفت، مقدار زيادى از شرح حال ها از آن چاپ افتادگى داشت كه در دهه اخير بخش هاى چاپ نشده در سه جلد مستقل به چاپ رسيد. از جمله آنها شرح حال حَسَنَيْن(عليهما السلام) بود. ابتدا اين بخش را مرحوم سيد عبدالعزيز طباطبائى بر اساس نسخه اى از قرن هفتم كه در تركيه نگهدارى مى شد، چاپ كرد و بعدها با تحقيق محمد بن صامل السلمى تحت عنوان «الطبقات الكبرى، الطبقة الخامسة من الصحابة» مطالب سقط شده از چاپ نخست را كه از آن جمله شرح حال حسنين(عليهما السلام)است، در دو جزء به چاپ رساند (طائف، مكتبة الصديق، 1414). شرح حال امام حسين(عليه السلام)و مقتل آن حضرت در پايان جزء نخست اين كتاب آمده است.

اين شرح حال در دو بخش است: نخست شرح حال كلى از نسب و ولادت و ويژگى ها و فضائل و مناقب، و بخش دوم مقتل الحسين(عليه السلام) . شيوه ابن سعد روايت تاريخ به سبك حديثى است كه مطالب را بخش بخش به صورت مستند نقل مى كند و اين ارزش علمى اين متن را بالا مى برد. در بخش اول 90 خبر آمده است; اما در بخش مقتل كه متأسفانه حالت سندى آن براى تك تك تحولات در بيشتر موارد از بين رفته، تنها چند سند كلى به دست داده شده است. در بخش مقتل تقريبا نزديك به 50 خبر مستند هم آمده، اما همان گونه كه گذشت، بخش عمده مقتل بدون سند و با استناد به اسنادى كه در ابتداى مقتل آمده، نقل شده است.

در بخش اسناد، وى به چند سند اشاره كرده كه منبع مورد استفاده خود ابن سعد، يا واقدى است و وى با اسناد خود مطالبى نقل كرده است. ابن سعد به دنبال آن به استفاده از ابومخنف لوط بن يحيى و چند مأخذ ديگر اشاره مى كرده و سپس مى نويسد: و غير هؤلاء أيضا قد حدثنى فى هذا الحديث بطائفة، فكتبتُ جوامع حديثهم فى مقتل الحسين رحمة الله عليه و رضوانه و صلواته و بركاته.

توجه ابن سعد به گزارش مقتل الحسين(عليه السلام) جالب است. در طبقات تقريبا اين شيوه وجود ندارد كه در ذيل شرح حال اشخاص، تحولات مهم تاريخى زندگى آنان را بيان كند; اما عظمت كربلا در ذهن ابن سعد وى را بر آن داشته است كه به اين مسأله توجه ويژه مبذول دارد. البته نقل هاى زيادى هم آمده است كه به نظر مى رسد ابن سعد هدفش از ارائه آنها، صرفا گردآورى بوده و درستى و نادرستى آنها امرى است كه بايد محققان به آن بپردازند. براى مثال، روى اخبارى كه جهت گيرى آن چنان است كه يزيد را در واقعه شهادت امام حسين(عليه السلام) بى تقصير نشان دهد و گناه را بر گردن ابن زياد بگذارد، فراوان تكيه شده است. در اين باره دو احتمال وجود دارد: يا آن كه يزيد واقعا اين رفتارها را داشته و هدفش نوعى كار سياسى بوده است; چنان كه هيچ بازخواستى از ابن زياد نكرد و او همچنان حكومت عراق را در دست داشت و حتى به او نوشت كه بر عطاياى مردم كوفه بيفزايد; يا آن كه مورخان اموى اين اخبار را كه حكايت از برخورد ملاطفت آميز يزيد با بازماندگان حادثه كربلا دارد، جعل كرده اند.

همچنين ابن سعد، اخبار زيادى آورده است كه نشان از بروز برخى علائم غير طبيعى در وضع آسمان و زمين در زمان شهادت امام حسين(عليه السلام)دارد. به رواياتى مانند آن كه هر سنگى را كه بر مى داشتند، خون زير آن مى يافتند، يا آن كه پس از عاشورا سرخى در آسمان پديد آمد و غير اينها. از حوادث غير طبيعى ديگر در روز عاشورا كه براى كسانى از سپاهيان عمر بن سعدرخ داده، اشارت رفته است. نقل اين قبيل روايات از سوى ابن سعد كه خود از علماى اهل حديث عراق در نيمه نخست قرن سوم هجرى است، شگفت مى نمايد.

بلاذرى و مقتل الحسين (عليه السلام)



احمد بن يحيى بلاذرى (م 279) مورّخ و اديب و نسب شناس برجسته عصر مأمون تا مستعين عباسى، در كتاب عظيم نَسَبى ـ تاريخى خود با عنوان انساب الاشراف، تاريخ اسلام را در قالب بيان شرح حال خاندان هاى برجسته عرب به دست داده است. وى در شرح نسب ابوطالب و فرزندانش، به تفصيل در باره امام على(عليه السلام) و فرزندانش سخن گفته و از جمله در باره امام حسين(عليه السلام) و مقتل ا فصلى مفصل را در كتاب خود آورده است. بخش طالبيان اين كتاب در دو مجلد در سال 1397 قمرى توسط محقق برجسته محمدباقر محمودى در بيروت چاپ شده و اخيرا هم در چاپ متن كامل اين كتاب كه با اسم جمل انساب الاشراف چاپ شده، آن مطالب آمده است. از چاپ دو جلدى انساب كه اختصاص به طالبيان دارد، در مجلد دوم، (كه در ارجاعات از آن با عنوان ج 3 هم ياد مى شود; بدان دليل كه پيش از اين دو جلد، يك جلد هم در سيره نبوى چاپ شده) ضمن صفحات 142 ـ 228 به اخبار كربلا اختصاص داده شده است. با توجه به زمان تأليف اين اثر، مى توان تصور كرد كه وى از متون مكتوب پيش استفاده كرده و گاه از اسناد مستقلى هم بهره برده است. بلاذرى پس از ارائه چند حديث در باره امام حسين(عليه السلام)، تولد آن حضرت و فرزندانش به شرح وقايع كربلا مى پردازد و مطالبش را از تماس شيعيان كوفه با امام حسين(عليه السلام)از زمان صلح امام حسن به اين سو، بدون آن كه در بيشتر موارد مستندى ارائه دهد، با تعبير «قالوا» آغاز مى كند. طبعا در مواردى هم سند نقل مى كند; از جمله از ابومخنف، هيثم بن عدى، هشام كلبى، و عوانة بن الحكم. يا با تعبير «قال العتبى»، «حدّثنى بعض الطالبيين»; در مواردى هم از آثار عمر بن شبّه مورّخ معروف و نويسنده كتابِ تاريخ المدينة المنوره مطالبى نقل كرده كه نشان مى دهد او نيز در اين باره نوشته اى داشته است.

اخبار بلاذرى تفاوت هايى با اخبار ديگران دارد و اين نشان مى دهد كه از مصادر متنوعى استفاده كرده است. اين اخبار در مقايسه با آنچه در منابع ديگر آمده، مى تواند روشنگر برخى از نكات ريز در واقعه عاشورا باشد. يك خبر جالب را كه در تاريخ طبرى هم آمده، براى نمونه نقل مى كنيم: قال حصين: فحدثنى سعد بن عبيدة: قال: إنّ اشياخا من أهل الكوفة لوقوف على تلّ يبكون و يقولون: اللهم أنزل ]عليه نصرك. فقلت: يا أعداء الله! ألا تنزلون فتنصرونه. به هر روى، انساب بلاذرى، يكى از منابع مهم كربلاست كه به نوعى با روايت ابومخنف، ابن سعد و دينورى توافق دارد و مطالب آنها به رغم اختلافاتى كه دارند، مؤيد يكديگر هستند.

دينورى و مقتل الحسين (عليه السلام)



ابوحنيفه احمد بن داود دينورى (م 282) گياه شناس و مورّخ است كه دو اثر مهم يكى كتاب الانواء و ديگرى اخبار الطوال از وى برجاى مانده است. وى با اين كه فردى مسلمان است، اما علائق ايرانى دارد و به واقع، نه تاريخ اسلام بلكه تاريخ ايران را مى نگارد. وى تاريخ ايران را از پيش از اسلام آغاز كرده، با ورود اسلام به ايران بحث را ادامه مى دهد; يعنى از سيره نبوى و خلافت شيخين سخنى نمى گويد. پس از آن اخبار ايران و عراق را كه دست در دست هم دارد تا دهه سوم قرن سوم هجرى ادامه مى دهد. مهم ترين بخش كتاب، از فتح ايران تا سال 227 هجرى است و در ميان اين حوادث، از تحولات عراق با تفصيل بيشترى سخن گفته و از جمع 400 صفحه كتاب، صفحات 229 تا 262 را به اخبار امام حسين(عليه السلام)و عاشورا اختصاص داده است. هيچ گونه علائق مذهبى در اينجا وجود ندارد و به نظر مى رسد كه مؤلف مسلمان سنى مذهبى است كه تعصّب مذهبى ندارد.

كتاب وى يك تاريخ عمومى همانند تاريخ يعقوبى است و لذا به شكل حديثى ـ مانند آنچه طبرى يا واقدى و ابن سعد دارند ـ به گزارش حوادث نپرداخته و در هر قسمت، سخن را با قالوا آغاز كرده و به شرح رخدادها پرداخته است.

تنها يك خبر را از حُمَيد بن مسلم ـ يكى از منابع مهم اخبار كربلا كه ابومخنف هم از مطالب وى استفاده كرده ـ آورده است كه حكايت از پشيمانى عمر بن سعد ـ دوست خود حميد بن مسلم ـ پس از بازگشت از كربلا دارد; حميد مى گويد: عمر بن سعدبا من دوست بود. وقتى از جنگ با حسين(عليه السلام) بازگشت حالش را پرسيدم; گفت: لاتسأل عن حالى، فإنّه ما رجع غائب الى منزله بشرٍّ مما رجعْتُ به، قطعْتُ القرابة القريبة، و ارتكبت الامر العظيم.

در ميان اخبار اين كتاب، گاه نكات بكر و تازه اى هست كه در منابع ديگر نيست. مقايسه اخبار وى با آنچه در منابع پيشين آمده، نشان از آن دارد كه هرچند مضامين اخبار بسيار مشترك است، اما تعابير و عباراتى كه وى آورده، در مآخذ ديگر نيامده است. به همين دليل بايد اين كتاب را از منابع درجه اول عاشورا تلقى كرد.

احساس خاص دينورى درباره عاشورا و فاصله زمانى آن با وفات رسول خدا(صلى الله عليه وآله)در اين تأكيد به دست مى آيد كه پس از اشاره به اين نكته كه: و أمر عمر بن سعد بحمل نساء الحسين و أخواته و بناته و جواريه و حشمه فى المحامل المستورة على الإبل، مى نويسد: و كانت بين وفاة رسول الله صلّى اللّه عليه وسلم و بين قتل الحسين خمسون عاما. ميان رحلت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) تا كشته شدن امام حسين «پنجاه سال» فاصله بوده است! مؤلف در شرح كيفيت يافتن محل اختفاى مسلم در شهر كوفه از طريق مسلم بن عوسجه و فريب او توسط يكى از غلامان ابن زياد نكته اى در باره اخلاق دينى شيعيان آورده است با اين عبارت كه هؤلاء الشيعة يكثرون الصلاة و از آن طريق دريافته كه مسلم بن عوسجه كه نماز فراوان مى خواند، شيعه است.

طبرى و تاريخ عاشورا



بى ترديد كتاب تاريخ طبرى، اثر پر حجم محمد بن جرير طبرى (م 310) گرچه درست ترين تاريخ هاى تدوين شده از دوره اسلامى نيست، اما بزرگترين آنها است. در اين كتاب با نگاهى وسيع به مجموعه تحولات تاريخ اسلامى در سه قرن نخست هجرى (علاوه بر تاريخ انبياء و ايران قبل از اسلام) پرداخته شده و رواياتى از منابع مختلف گردآورى شده است. هدف طبرى جمع آورى روايات و نگهدارى آن براى نسلهاى بعد و واگذارى بررسى و تحقيق در آنها به ديگران بوده است.

طبرى در ذيل رخدادهاى سال 60 و 61 هجرى به بيان حوادثى كه به عاشورا منجر شده پرداخته و در اين باره از چندين مأخذ مهم استفاده كرده، و روايات ارجمندى را از گزند نابودى نجات داده است. در اين كه طبرى سنى مذهب است، كمترين ترديدى نمى توان داشت; اما اين منافات با آن ندارد كه كتابى در باره طرق حديث غدير نوشته باشد; چيزى كه خشم اهل حديث را برانگيخته و به همين دليل به او نسبت تشيع داده اند. اين مطلبى است كه ذهبى به صراحت بيان كرده و نوشته است كه به خاطر تأليف اين اثر، متهم به تشيع شده است. ذهبى مى نويسد: وأَظُنّه بمثل جمع هذا الكتاب نُسِب الى التشيّع. مهم ترين بخش مقتلى كه در تاريخ طبرى آمده، مطالبى است كه از كتاب مقتل الحسين(عليه السلام) ابومخنف برگرفته شده است. اين متن را طبرى از طريق هشام بن محمد بن سائب كلبى روايت كرده و به علاوه، از خود مقتل هشام كلبى هم بهره زيادى برده است. در واقع، هشام كتاب ابومخنف را همراه با اضافاتى كه با اسناد خود داشته، به صورت كتابى درآورده كه مورد استفاده كامل طبرى قرار گرفته است; با اسنادى از اين قبيل: قال هشام بن محمد عن أبى مخنف ... حدثت عن هشام عن أبى مخنف... و در مواردى هم از هشام بن محمد بدون آن كه از ابومخنف نقل كرده باشد. طبرى همچنين از آثار واقدى استفاده كرده است (قال محمد بن عمر، حدثنى شرحبيل بن ابى عون عن أبيه...) با اين همه، نمى توان گفت كه بخش عمده مقتلى كه در طبرى آمده، از ابومخنف مى باشد. مطالب نقل شده از مقتل الحسين(عليه السلام)ابومخنف در تاريخ طبرى، تنها مطالبى است كه از اين مقتل باقى مانده و به احتمال در اصل كتاب اخبار ديگرى هم بوده است كه به خاطر مفقود شدن آن، امروزه در دسترس ما نيست. مجموعه بخش كربلاى تاريخ الطبرى تحت عنوان استشهاد الحسين با كوشش السيد الجميلى به ضميمه رساله رأس الحسين ابن تيميه به چاپ رسيده است. متن پارسى شده اين بخش طبرى به قلم بلعمى از روى نسخه اى كه از قرن ششم برجاى مانده به چاپ رسيده است. گفتنى است كه همه مطالب طبرى در بخش مقتل، از ابومخنف نيست; وى نقلهاى مهمى از امام باقر عليه السلام به روايت عمّار دُهْنى دارد كه.......... وى گاه خبرى را از اين طريق نقل كرده و بعد به گفته خودش، مفصل تر از آن را از طريق ابومخنف نقل مى كند.

احمد بن اعثم كوفى و مقتل الحسين(عليه السلام)



ابن اعثم كوفى (م حدود 314) در كنار مورخان كهنى مانند يعقوبى، مسعودى، طبرى، دينورى و بلاذرى، يكى از چهره هاى تاريخ نگار برجسته اى است كه بسيارى از تحولات تاريخ صدر اسلام را در كتاب الفتوح خود حفظ كرده و كتابش مانند آثار ديگران مملو از اخبار و آثارى است كه نياز به نقد و بررسى دارد. وى در اين كتاب اخبار امت اسلامى را از پس از رحلت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) تا دوران خلافت مستعين در نيمه قرن سوم هجرى آورده و در اين ميان، سهم عمده اى تقريبا در حد يك نهم كتاب، به كربلا و نهضت امام حسين(عليه السلام)اختصاص داده است.

ما در جاى ديگرى در باره مآخذ اين كتاب سخن گفته ايم. آنچه يادكردنى است اين كه ابن اعثم نيز همانند برخى مورخان ديگر، اسناد تك تك نقلها را نياورده و تنها فهرستى كوتاه از آن ها در آغاز كتاب و برخى موارد ديگر به دست داده است.

بخش كربلاى كتاب فتوح، حاوى اخبار ريز و دقيقى است; گرچه ساخت عبارات در برخى از موارد داستانى شدن شمارى از رخدادها را نشان مى دهد و اين طبعا از ارزش كلى كتاب در قياس با ساير متون مى كاهد، با اين حال، از آن جايى كه بسيارى از اخبار اين كتاب درآثار ديگر هم آمده، و با مقايسه ميان آنها صحّت آنها قابل اثبات است، نبايد چندان در درستى بسيارى از مطالب آن ترديد كرد. بسيارى از خطبه هاى امام حسين(عليه السلام) و نامه هاى آن حضرت كه در فتوح آمده، در مآخذ ديگرى نيز آمده كه با تفاوت هايى همراه است.

در اين كه ابن اعثم گرايش شيعى دارد يا سنّى، اطلاعاتى خارج از كتاب در اختيار نيست; آنچه در كتاب آمده، گرايش ويژه اى است كه با قالب هاى رسمى تعريف شده از شيعه و سنّى سازگار نيست. نگاهى به بخش هاى نخست اين كتاب در باره جنگهاى ردّه، گرچه حاوى اخبارى است كه متفاوت با نگرش حاكم بر تاريخنگارى ردّه در ديد اهل سنت است، اما در مجموع، بسان ديدگاه هاى شيعى منتقدانه نيست; اخبار مربوط به خلافت دو خليفه نخست، مطابق همان مطالبى است كه در ساير متون تاريخى آمده و اين قبيل تاريخنگارى با آنچه كه در مآخذ شيعى در اين باره آمده، به لحاظ نگرش، قابل انطباق نيست. معناى اين سخن آن است كه شيعه دانستن ابن اعثم، به هيچ روى روا نيست; مگر بسان گرايش شيعى كه در كوفه بوده و پيش از اين از آن سخن گفتيم، و حتى خود ابوحنيفه و اعمش و عده اى ديگر نيز همين گونه بودند، مورد نظر باشد.

بى ترديد ابن اعثم، مطالب تازه اى را در باره كربلا براى ما حفظ كرده كه در منابعى چون ابومخنف و ديگران نيامده است; هرچند اين اخبار نياز به بررسى دارد; اما به هر روى براى تكميل بحث، اخبار مذكور مى تواند بسيار مفيد باشد.

يكى از اخبار مهم و تازه ابن فتوح، وصيّت نامه اى است كه آن حضرت براى محمد بن حنفيه در مدينه نوشتند. ابن اعثم متن آن را آورده و جمله مشهور امام حسين(عليه السلام) كه فرمود: «إنّى لم أخْرُج اَشِرًا و لابطرًا و لا مُفْسدا و لا ظالمًا و انّما خرجْتُ لطلبِ الاصلاح فى امّة جدّى أريد أنْ آمُرَ بالمعروف و أنْهى عن المنكر و اُسير بسيرةِ جدّى و سيرة أبى علىّ بن ابى طالب» در همين وصيّت نامه آمده است.

تا آنجا كه جستجو كرديم، اين مطلب جز در فتوح نيامده است; هرچند ابن شهرآشوب جمله بالا را نه به عنوان وصيت نامه، بلكه از قول امام در گفتگو با ابن عباس آورده است. با اين حال صورت وصيت نامه اى آن به صورت يك متن مكتوب تنها در فتوح آمده و بحار نيز از منبعى گرفته كه در مقايسه با فتوح، روشن مى شود كه آن هم در اصل از فتوح بوده است.

در موارد متعددى متن نامه ها و گزارش هايى كه در منابع ديگر به اختصار آمده، در فتوح به شكل كامل ترى ضبط شده است. از نكات ديگرى كه در مقتل ابن اعثم جلب توجه مى كند آن است كه اخبار فراوانى در باره آگاهى امام حسين(عليه السلام) از شهادتش طى مسير به وسيله خواب يا نداى يك منادى ناپيدا ـ هاتف ـ و حتى احاديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در اين باره آمده است.

اين اخبار را در برخى از كتب حديثى مى توان يافت; اما در منابع تاريخى ديگر كه پيش از اين، از آن ها ياد كرديم، تنها اشارات مختصرى در اين باره آمده است. نمونه آن خواب ديدن امام حسين(عليه السلام) در شب قبل از خروج از مدينه است كه طىّ آن پيامبر(صلى الله عليه وآله)به امام حسين(عليه السلام) مى فرمايد: «يا بُنىّ! يا حسين! كأنّك عن قريب أراك مقتولا مذبوحا بأرض كرب و بلاء من عصابة من أمّتى و أنت فى ذلك عطشان لاتسقى، و ظمآن لاتروى.»

نمونه اى از داستانى شدن برخى از نقلها، بحث مقدمات حركت امام حسين7 از مدينه به مكه است. در نقل ابن اعثم،برخلاف همه نقلها، ابتدا از امام حسين7 دعوت به بيعت مى شود; پس از مخالفت او، وليد بن عتبه خبر آن را به شاممى فرستد و با رسيدن پاسخ يزيد، برخورد تندى با امام حسين7 شده و آن حضرت حركت مى كند. در منابع ديگر، اين وقايع، چنان آمده است كه امام حسين7 شب اول به قصر حاكم مدينه رفت و شب بعد مدينه را به قصد مكه ترك كرد. با اين حال، در همين تفصيل كه مشابه آن در بسيارى از موارد ديگر هم وجود دارد، جزئياتى به چشم مى خورد كه در عين آن كه دقيق و جزئى و قابل توجه به نظر مى آيد، اما در مآخذ ديگر نيامده است.

براى نمونه، نحوه شهادت على اكبر متفاوت با مطالبى است كه در مآخذ كهن پيشگفته در اين باره آمده و نزديك به مضمونى است كه در روضه خوانى ها مورد توجه است. در اين نص براى نمونه آمده است كه «فلم يزل يقاتل حتى ضجّ أهل الشام من يده» على اكبر; چنان جنگيد كه شاميان از دست وى به ناله و فغان درآمدند. اين در حالى است كه اساسا در سپاه كوفه،شامى وجود نداشته است. بخش هاى ديگرى از فتوح نيز مبناى همان مطالبى است كه بعدها در مرثيه سرايى هاى امام حسين(عليه السلام)در محافل شيعى استفاده شد. براى مثال، تقريبا همه منابع كهن از عبدالله بن حسين، كودكى كه در دامان امام حسين(عليه السلام) با تير حرمله به شهادت رسيد، ياد كرده اند; در اين ميان ابن اعثم و يعقوبى حكايت على اصغر را دارند كه طفل شيرخوارى است و امام حسين(عليه السلام)او را از دم خيمه گرفت تا با وى وداع كند. در اين وقت تيرى به طفل اصابت كرد كه وى را به شهادت رساند; سپس امام با نوك شمشير خود حفره اى كنده او را دفن كرد و اشعارى هم كه هفده بيت است، همانجا خواند! به نظر مى رسد بيشتر اين رجزها مربوط به روزگارى ديگر است كه به لحاظ تاريخى، متصل به اخبار كربلا گشته است. همچنين در ميان منابع كهن، فتوح از جمله منابعى است كه خطبه هاى برخى از زنان كربلا مانند حضرت زينب(عليها السلام)را آورده اند كه از همان طريق بعدها به منابع ديگر هم وارد شده است.

آنچه در مناقب ابن شهرآشوب (م 588) در باره كربلا آمده، تلفيقى است از اطلاعاتى كه از طبرى، ابن اعثم و برخى از منابع ديگر گرفته است. اشاره وى به اين كه امام حسين(عليه السلام)پيش از شهادت خود يك هزار و نهصد نفر را كشته است، مى تواند به استفاده وى از برخى از منابع داستانى در اين زمينه اشاره كند.

خوارزمى و مقتل الحسين(عليه السلام)



ابوالمؤيد موفق بن احمد مكى خوارزمى (م 568) اثرى مفصل و ارجمند در باره عاشورا فراهم آورده است. وى را به اخطب خوارزم و خليفة الزمخشرى مى شناسند; چرا كه شاگرد وى بوده و همانند او مذهب حنفى داشته و به لحاظ عقايد، معتزلى بوده است. وى كتابى تحت عنوان مناقب ابى حنيفه دارد كه در دو جزء در هند به چاپ رسيده است.

خوارزمى از روى تشيعى كه داشت، چندين اثر درباره اهل بيت تأليف كرد كه از آن جمله همين مقتل الحسين است. برخى از كتاب هاى ديگر وى عبارتنداز: كتاب قضايا امير المؤمنين(عليه السلام)كتاب رد الشمس على أميرالمؤمنين(عليه السلام)، مناقب اميرالمؤمنين(عليه السلام)، الاربعين فى مناقب النبى الامين(صلى الله عليه وآله) و وصيّه أميرالمؤمنين.(عليه السلام) وى در كتاب مقتل الحسين(عليه السلام) خود، پس از يك مقدمه كوتاه طى پانزده فصل مباحثى را در فضائل و تاريخ اهل بيت(عليهم السلام)آورده است. از فصل اول تا هفتم، فضائل پيامبر، على(عليه السلام)فاطمه زهرا(عليها السلام)و حسنين(عليهما السلام)آمده و در ادامه به اخبار پيامبر(صلى الله عليه وآله)درباره امام حسين(عليه السلام) و سپس وقايع كربلا تا ماجراى مختار پرداخته شده است.

بخش هاى نخست كتاب كه در فضائل است، به صورت روايى و مستند است و مؤلف ضمن آن، روايات را با ذكر مشايخ خود كه از شهرهاى مختلف هستند و عمدتا به صورت «كتابت» اجازه نقل روايت به وى داده اند، نقل كرده است. از آغاز بحث كربلا، مطالب بيش از همه از فتوح ابن اعثم روايت شده و مؤلف با تعبير ذكر الامام احمد بن اعثم الكوفى مطالب را آغاز كرده است.تعبير «قال الامام احمدبن اعثم الكوفى» پس از آن هم مكرر آمده است. اين نشان مى دهد كه كتاب ابن اعثم و شخصيت او براى و شايد نسل او شخصيتى بزرگ و كتابى برجسته بوده است. در هر بخش پس از نقل مطالب فتوح به عنوان اساس و پايه بحث، كه گاه با تغيير عبارات همراه است، حديث و نقل ديگرى را بر آن افزوده و باز نقل از فتوح را ادامه داده است. در مورد ديگرى پس از مطالبى كه از ابن اعثم آورده، نكته اى را افزوده و در ادامه به كتاب فتوح بازمى گردد (رجعنا الى حديث ابن اعثم الكوفى). در بسيارى از موارد هم مطالب فتوح آمده اما در سرآغاز نامى از فتوح به ميان نيامده و اين نشان مى دهد كه به هرروى، اساس و پايه بحث وى، براساس همان فتوح است.

بنابراين مطالبى كه به طور منحصر در الفتوح آمده و سپس در مقتل خوارزمى تكرار شده، از يك منبع است. نمونه آن وصيت نامه امام حسين (ع) براى محمد حنفيه است كه متن نقل شده(از جمله همان تعبير «انى لم أخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى» عين همان است كه در فتوح آمده است.

در مواردى عين عبارات فتوح با اختلاف درتعابير كه البته گسترده هم هست آمده، اما در موارد ديگرى، بر مطالب كتاب فتوح افزودگى هايى دارد. يعنى با آن كه عبارت همان عبارت است در ميانه جملات مطالب ديگرى هم هست. براى مثال، رفتن حبيب بن مظاهر به سوى بنى اسد و كمك گرفتن ازآنها، عددى در فتدح آمده كه نودنفر از آنان وى را همراهى كردند كه با سخت گيرى سپاه كوفه بازگشتند. اما اين عدد در متن فتوح نيامده است.

مطالب افزوده شده، معمولا نقلهايى است كه مؤلف به طور مستند و از طريق مشايخ خود نقل كرده و برخى از آنها شگفت است.

وى در مواردى به مقايسه اخبار ابن اعثم با منابع ديگر هم پرداخته است. در اين مورد روايتى مستند در باره آن كسى كه امام حسين(ع) وى را نفرين كرد كه از تشنگى بميرد نقل كرد و سپس مى نويسد: و ذكر اعثم الكوفى هذا الحديث مختصرا، و سمى الرامى عبدالرحمن الازدى.

خوارزمى مطالبى هم از ابومخنف دارد و گاه منبع خبر وى يعنى اخبار حميدبن مسلم را آورده است.

در مجموع آنچه در باره كربلا آمده، در چندين مورد مطالبى ـ بيشتر شعر ـ به نقل از حاكم جشمى، عالم زيدى معاصر خويش آورده است. يك نمونه شعرى است كه امام سجاد(عليه السلام) در رثاى حر سروده است. نيز قصيده ابن زبعرى را كه يزيد به آن تمثل كرده با جواب حسان بن ثابت انصارى در جاى ديگرى از حاكم جشمى نقل كرده است. جاى ديگرى هم قول وى را نقل كرده و آن را غير صحيح خوانده است.

در بخش هاى مربوط به اخبار مختار مطالبى از كتاب المعارف ابن قتيبه و نيز ابومخنف آورده شده است. مطالبى هم از تاريخ عبدالكريم بن حمدان نقل شده، كه دانسته نشد، چيست. اين احتمال هم وجود دارد كه خوارزمى از نسخه كاملترى از فتوح بهره برده كه امروزه آن نسخه در اختيار ما نيست.

مقتل الحسين(عليه السلام) امام طبرانى



ابوالقاسم سليمان بن احمد شامى طبرانى (260 ـ 360) از بزرگترين محدّثان قرن چهارم هجرى است كه دو اثر شگرف او با عنوان معجم اوسط و معجم الكبير مجموعه اى عظيم از روايات را در خود جاى داده است.

كتابى كه تحت عنوان مقتل الحسين(عليه السلام) با تحقيق محمد شجاع صيف الله از وى به چاپ رسيده، مشتمل بر 148 روايت است كه هر كدام به بخشى از زندگى امام حسين(عليه السلام)از فضائل تا رخدادهاى كربلا اختصاص دارد. پيش از وى، مرحوم سيد عبدالعزيز طباطبائى اين بخش را در كتاب الحسين و السنة به چاپ رسانده بود. طبعا اين كتاب، كتاب مقتل به معناى معمول آن نيست، اما روايات آن مى تواند گوشه اى از مسائل مربوط به عاشورا را روشن كند. بسيارى از نقلها، به تحولات غير طبيعى كه در پى شهادت امام حسين(عليه السلام)رخ داده، اختصاص يافته است. طبعا طرق اين روايات، طرق اهل سنّت است و طبرانى هم به عنوان يك محدّث برجسته سنّى، شخصيتى شناخته شده مى باشد.

آثار ديگرى از قرن سوم و چهارم هجرى



بر خلاف انتظار در كتاب تاريخ اليقعوبى كه بنا به شيعه بودن وى انتظار مى رفت اطلاعات بيشترى در باره كربلا در اختيار ما بگذارد، تنها اندكى در اين باره سخن گفته شده است. (ج 2، صص 243 ـ 245) همين طور در كتاب الامامة و السياسة نيز كه اثرى از قرن سوم يا اوائل قرن چهارم هجرى است، چند صفحه اى بيشتر در اين باره نيامده است. در اين اخبار وى در باره ورود اسرا به شام و برخورد با يزيد قابل توجه است.

صفحاتى چند هم در كتاب المحن محمد بن احمد بن تميم التميمى (م 333) در باره خبر شهادت امام حسين(عليه السلام) آمده است. (142 ـ 155) در اين متن غلط هاى آشكارى وجود دارد كه از آن جمله بكار بردن نام «شهر بن حوش» به جاى شمر بن ذى الجوشن است. با اين حال، جسته گريخته آگاهى هايى در آن يافت مى شود; به ويژه اخبارى كه در باره آثار غير طبيعى حادثه كربلا آمده، بسان آنچه در طبقات ابن سعد يا منابع ديگر آمده، فراوان است. نمونه آن پيدايش «حمره» در آسمان و برآمدن خون از زير سنگهاست. در البدء و التاريخ از مطهر بن طاهر مقدسى كه در حدود سال 355 هجرى تأليف شده،صفحاتى به رويدادكربلا اختصاص يافته است.(ج6،صص 8 ـ13). وى بيعت يزيد، سفر مسلم به كوفه و سپس واقعه كربلا را با كوتاهى نقل كرده و اشعار يزيد را همزمان با زدن چوب بر لبان آن حضرت بوده، گزارش كرده است.

كتابى با عنوان تاريخ الخلفاء  (نسخه قرن پنجم هجرى) بدون نام مؤلف برجاى مانده كه به صورت عكسى در سال 1968 در مسكو به چاپ رسيده است. در اين كتاب به تفصيل تمام واقعه كربلا گزارش شده است. (70 ب تا 87 آ). مع الاسف مؤلف اين اثر روشن نيست; چنان كه اسناد اخبار نيز در آن ياد نشده است; با اين حال آشكار است كه از منابع كهن بوده و گزارش آن موافق ديگر متون اصيل است. در يك مورد نامى از حميد بن مسلم به ميان آمده كه به طور معمول يكى از منابع ابومخنفاست. در پايان شرح مقتل امام حسين(عليه السلام)مى نويسد: ما در باره ايام حسين و مقتل او سخن را بسط داديم گرچه در مقابل آنچه راويان در اين باره نوشته اند، اندك است. دليل تفصيل ما آن بود كه مانند چنين حادثه اى پيش و پس از اسلام رخ نداد; و گمان ما بر آن است كه در ساير اديان هم تا زمان ما چنين چيزى رخ نداده ; حتى نزديك به آن هم انجام نشده. و سپس مى گويد: الّلهم جدّد الّلعن عليهم و على من يَبْخل عليهم بالّلعن و كُنِ المُنْتقم لأهل بيت نبيّك بفضلك و رحمتك

منابع داستانى، ادبى و روضه اى



آنچه گذشت، معرفى اهم منابع تاريخى بود كه حتى در برخى از همانها نيز داستان نويسى رسوخ كرده است. با اين حال، مى توان آنها را به عنوان مبناى كار پژوهش در بررسى حادثه كربلا پذيرفت. در ادامه همان منابع اصولى، بعدها آثارى ديگر تدوين شد كه در تدوين آنها به طور اساسى از آثار پيشگفته استفاده شده بود. با اين حال، بايد گفت، دانش تاريخ از قرن پنجم به اين سوى، ضعيف شد. البته تاريخنگارى روز، در برخى از مناطق نيرومند بود، اما تاريخنگارى عصر نخست اسلامى، به دليل دور شدن تدريجى مآخذ اوليه يا حذف عمدى آنها توسط گروه هاى مذهبى متعصب سنّى، راه را براى نگارش آثار تحقيقى مسدود كرد; به طورى كه مردم بر اساس نگرش هاى مذهبى خود و بيشتر بر اساس رويكردهاى ادبى و اجتماعى، با آن برخورد مى كردند. نتيجه آن پديد آمدن آثارى بود كه بيش از آن كه تاريخى باشد، اثرى غير تاريخى اما در عين حال، به جهات ديگر ارجمند است.

نكته مهم آن كه روشن نيست دقيقا از چه زمانى، شمارى كتاب در باره حادثه كربلا نگاشته شده كه چندان به بُعد واقعى تاريخى ماجرا توجّهى ندارد، بلكه اين حادثه را به عنوان يك پديده ويژه در قالب متونى خاص به شكل داستانى، ادبى، و روضه اى تصوير مى كند. آنچه بايد به عنوان يك احتمال مورد بررسى قرار گيرد، آن است كه نويسنده اى داستان نويس با نام ابوالحسن بكرى ـ ذبيح الله منصورى روزگار كهن ـ كه بخش هاى عمده اى از تاريخ اسلام را به صورت داستانى در قرن پنجم يا... درآورده، مى تواند حلقه مهمى براى داستانى كردن روايت عاشورا باشد. وى مقتل اميرالمؤمنين على(عليه السلام) دارد كه نسخه اى از آن در كتابخانه مرعشى (ش 2/11499) موجود است. وى همچنين مقتل الحسين(عليه السلام) دارد كه نسخه اى از آن در كشور مغرب ، دانشگاه قرويين ضمن مجموعه شماره 3/575 در صص 77 ـ 86 آمده است. گرچه به نظر مى رسد اين نسخه كوتاه است، اما ادبيات بكرى مى بايست به گونه اى در اين بخش نيز نفوذ كرده باشد. همچنين مى توان گفت، بخشى از اين رويكرد در جريان روضه خوانى هاى داخل جوامع شيعه پديد آمده كه در بسيارى از آنها، با توجه به ضعف تفكر تاريخى و عدم آشنايى با متون اوليه، محصولى متفاوت اما به لحاظ عاميانه، مؤثر و پر انرژى پديد آورده است. نمونه برجسته آنها كتاب لهوف سيد بن طاوس و مثير الاحزان ابن نماى حلى است كه هميشه مورد استفاده اين قبيل محافل بوده و اساسا به هدف استفاده در همين محافل، تأليف شده است.

در واقع، از قرن ششم به بعد، در آثار عمومى به اين حادثه پرداخته شده است. با علاقه مندى جامعه سنّى ـ شيعى در نقاط مختلف ايران به برگزارى مراسم عاشورا، از قرن ششم به بعد، در ادبيات فارسى اعم از نثر و نظم آثارى در باره واقعه كربلا پديد آمد. آخرين كتاب از اين دست، روضة الشهداء ملاحسين كاشفى  است كه در اوائل قرن دهم هجرى، در هرات تأليف شد. اين كتاب داستان كربلا را در يك قالب ادبى بسيار زيبا ريخته و صرفنظر از مستند بودن نقلها يا عدم آن، رخداد كربلا را به هيجانى ترين شكل ارائه كرده است. او در اين راه از نثر زيباى خود و هم از اشعار خود و ديگران بهره گرفته و تحولى عميق در مقتل خوانى كه پيش از آن نيز باب بوده، ايجاد كرده است. ما در مقالى مستقل در همين مجموعه در باره روضة الشهداء سخن گفته ايم.

با روى كار آمدن دولت صفوى، مراسم عاشورا جايگاه رسمى ترى يافت و متونى تازه در مقتل تأليف شد; گرچه موقعيت روضة الشهداء همچنان استوار بوده و «روضه خوانى» به معنان خواندن همين كتاب بوده است. همين طور «واقعه خوان» نيز كسى بود كه متون مربوط به حادثه كربلا را در محافل مى خواند. اين وضعيت همچنان در تزايد بوده و تا انتهاى دوره قاجار و پس از آن ادامه يافته و هر سال تأليف يا تأليفاتى در اين زمينه از نثر و نظم بر ميراث پيشين افزوده شده است.

يكى از آثارى كه در اواخر دوره صفوى تدوين شد، كتاب المنتخب از فخرالدين طريحى (م 1085) است كه محتوى مطالبى است كه براى مجالس روضه عربى تنظيم شده و به رغم آن كه بخش مهمى از ادبيات مرثيه خوانى عربى را براى كربلا نگاه داشته، از دقت تاريخى لازم در نقلها برخوردار نيست.

به هر روى از اين زمان به بعد دقت تاريخى وجود ندارد و همانگونه كه گذشت، از مصادر دقيق در تدوين آثار جديد استفاده نشده است. آنچه از لحاظ بينشى در مقتل نويسيهاى اين دوره وجود دارد آن كه عمدتا از زاويه اندوه و غم و مصيبت و ابتلاء، به قضيه نگاه شده و پيش از آن كه تدوين يك متن تاريخى درست در نظر باشد، تدوين يك اثر حزن زا به قصد روضه خوانى مورد توجه بوده است. غالب اين آثار، براى مجالس سوگوارى تأليف شده و هدف عمده اش فراهم كردن زمينه براى گريه بوده است. نمونه هاى از اين كتابها را كه از دوره صفوى به بعد تأليف شده و عمده آنها از دروه قاجارى و طبعا برخى صفوى است، نام مى بريم. این که اشاره به دوره صفوی شد، نظریه «دمع»‌و «اشک» به طور غالب در نگارشات دوره قاجاری عرضه شده اما ریشه آن دست کم از اواخر دوره صفوی است. برای مثال کتاب محرق الفؤآد (مجلس فهرست:‌ص 291)‌از حیدرعلی بن محمد شفیع اصفهانی که معاصر شاه سلطان حسین صفوی بوده، به عربی و ترجمه آن با نام مسکب الدموع از خود او (مرعشی، نسخه ش 15828) از همین دوره است. اما فهرست کتابها:

ابتلاء الاولياء (ادبيات فارسى، استورى، 993 «از اين پس با نام استورى» )، ازالة الاوهام فى البكاء (ذريعه 11/61)، اكسير العبادة فى اسرار الشهادة از ملاآقادربندى (استورى، 986)، امواج البكاء (استورى، 979، مرعشى، 7165)، بحر البكاء فى مصائب المعصومين (ذريعه26/84)، بحر الحزن (استورى، 990)، بحرالدموع (مرعشى 2592)، بحر غم (استورى، 964)، بستان ماتم (استورى، 1001)، بكاء العين (مرعشى، 6582)، بلاء و ابتلاء در رويداد كربلا (استورى، 960)، بيت الاحزان (استورى، 976)، خلاصة المصائب (استورى، 1017)، داستان غم (استورى، 964، مرعشى2916)، دمع العين على خصائص الحسين(عليه السلام)(استورى، 995)، الدمعة الساكبة فى المصيبة الراتبه (الذريعه 8/264) ، رياض البكاء (ذريعه1/6)، روضه حسينيه (استورى، 951، مرعشى، 6224، 6545)، روضة الخواص (مرعشى، 3001)، روضة الشهداء يزدى (مرعشى، 156)، رياض الاحزان (استورى، 972)، رياض الاحزان، (فهرست مسجداعظم، ص 215)، رياض الشهادة فى ذكر مصائب السادة (استورى، 958)، سرالاسرار فى مصيبة ابى الائمة الاطهار (استورى، 996)، طريق البكاء (ذريعه 15 / 164)، طوفان البكاء (استورى، 967)، عمان البكاء (استورى، 982)، عين البكاء (استورى، 941) (تأليف 1099)، عين الدموع (مرعشى، 440)، فيض الدموع (استورى، 988)، قبسات الاحزان (استورى، 989)، كنز الباكين (استورى، 969)، كنز الباكين (مرعشى، 4550)، كنز المحن (استورى، 991)، كنز المصائب (استورى، 969، 987)، لب عين البكاء (استورى، 942)، لسان الذاكرين (استورى، 970)، ماتمكده (استورى، 963، 975)، مبكى العيون (مرعشى، 5006)، مجالس المفجعة (استورى، 945)، مجرى البكاء (ذريعه2 / 40)، مجمع المصائب فى نوائب الاطائب (مرعشى، 3369، 5425، 6643)، مجمع المصائب مازندرانى (مرعشى، 6572)، محرق القلوب (استورى، 943)، محيط العزاء (استورى، 945)، مخازن الاحزان فى مصائب سيد شباب اهل الجنان، مخزن البكاء (مرعشى، 1645، استورى، 969)، معدن البكاء فى مقتل سيدالشهداء (مرعشى، 3017)، مفتاح البكاء فى مصيبة خامس آل عبا (مرعشى، 2363)، مفتاح البكاء (كتابخانه مطهرى،5 / 921)، مناهل البكاء (مرعشى، 3455)، منبع البكاء (ذريعه 22 / 358)، مهيج الاحزان (استورى، 959)، نجات العاصين (استورى، 1000)، نور العين فى جواز البكاء (ذريعه 24 / 372)، وسيلة البكاء (مرعشى، 5500)، وسيلة النجاة (استورى، 961)، ينبوع الدموع (مرعشى، 3083) هم و غم فى شهر المحرم، ملاحسين بن على حسن (مرعشى 5627)، نوحة الاحزان و صيحة الاشجان، محمد يوسف دهخوارقانى، (مرعشى 1731)، ابصار الابكار لانتصار سيدالابرار (مجلس، 12/ 9)، رياض الكونين فى مصائب الحسين(عليه السلام) (كتابخانه شهيد مطهرى، ف 5 / 77). (طغيان البكاء، فهرست نسخه هاى خطى مركز احياء ميراث اسلامى، 3/37 تذكار الحزين، همان 3/93; اكليل المصائب فى مصائب الاطايب، 3/240; تأثر الاخيار، همان 3/284; مجالس الاحزان همان 2/18); معدن البكاء، 2/457).


. ابوريحان بيرونى بر اين باور است كه اين حادثه حتى در ميان امت هاى ديگر هم مانند نداشته است. بنگريد: الآثار الباقيه، (تصحيح پرويز اذكائى، تهران، 1380) ص 420
. بخشى از كتابهاى كهن در اين باره عبارتند از: كتاب الكامل فى الضعفاء ابن عدى (م 365)، الجرح و التعديل رازى (م 327) التاريخ الكبير بخارى الضعفاء عقيلى، تاريخ ابن معين، تاريخ ابى زرعه دمشقى ، احوال الرجال جوزجانى (م 259) المجروحين ابن حبان (م 354) آثار متعدد دارقطنى (م 385) از جمله المؤتلف و المختلف او، و همچنين آثار متعدد خطيب بغدادى (م 463) از جمله تاريخ بغداد.
. الفهرست، ص 111; معجم الادباء، ج 7، ص 58; أهل البيت فى المكتبة العربية، ص 532، ش 691
. اهل البيت فى المكتبة العربية، ص 533، ش 692
. رجال النجاشى، ش 1148; الفهرست ابن نديم، ص 106، اهل البيت فى المكتبة العربيه، ص 534، ش 693
. سير اعلام النبلاء، ج 19، ص 306، اهل البيت فى المكتبة العربيه، ص 535، ش 694
. معالم العلماء، ش 486، اهل البيت فى المكتبة العربيه، ص 535، ش 695
. سير اعلام النبلاء، ج 13، ص 403; اهل البيت فى المكتبة العربية، ص 536، ش 696
. اهل البيت فى المكتبة العربيه، ص 537، ش 697
. الفهرست ابن نديم، ص 121; رجال النجاشى، ش 936; اهل البيت فى المكتبة العربيه، ص 538، ش 698
. كشف الظنون، ج 2، ص 1794; اهل البيت فى المكتبة العربيه، ص 538، ش 699. مرحوم طباطبائى از چند عنوان ديگر هم در همانجا، ص 546 ـ 547 ياد كرده است.
. تاريخ الطبرى، ج 5، ص 431
. مرويات ابى مخنف، ص 107، 124
. تاريخ الطبرى، ج 5، ص 396
. تاريخ الطبرى، ج 5، ص 406 ، 407، 413
. مرحوم حاج شيخ عباس براى اين كه روشن كند از متن اصلى ابومخنف نقل كرده نه اين متن ساختگى، در مقدمه نفس المهموم مى نويسد: و از مقتل ابى مخنف به توسط طبرى و از سيد ابن طاووس تعبير مى كنم به سيد و از ابن اثير به جزرى و از محمد بن جرير طبرى به طبرى و از ابى مخنف به ازدى ]تعبير مى كنم[تا مردم گمان نبرند از اين مقتل معروف به ابى مخنف كه با عاشر بحار به طبع رسيده است، آن را نقل كرده ام; چون نزد من ثابت و محقق گرديده است كه اين مقتل از آن ابى مخنف معروف و يا مورخ معتبر ديگرى نيست و چيزى كه در آن مقتل يافت شود، و ديگرى نقل نكرده باشد، اعتماد را نشايد... و اكثر بلكه جل منقولات تاريخ طبرى در مقتل، از ابى مخنف گرفته شده است و هر كس اين مقتل معروف را با آنچه طبرى نقل كرده است، مقابله و تأمل كند، داند كه اين مقتل از وى نيست.
. ميزان الاعتدال، ج 4، ص 560
. ترجمة الامام الحسين(عليه السلام)، ص 53
. ترجمة الامام الحسين(عليه السلام) ص 83 ـ 84
. همان، ص 89 ـ 91
. انساب، ج 3، ص 156، 207
. همان، ص 213
. همان، ص 204
. همان، ج 3، ص 218
. همان، ص 156
. همان، ص 206
. براى نمونه، ر. كـ. همان، ص 209، 211، 217، 227
. مقصود حصين بن عبدالرحمن است كه در طبرى نيز رواياتى در مقتل از وى به نقل از همين سعد بن عبيده و افراد ديگر نقل شده است. بنگريد: تاريخ الطبرى، ج 5، ص 391 ـ 393
. انساب، ص 225; تاريخ الطبرى، ج 5، ص 392
. اخبار الطوال، ص 260
. اخبار الطوال، ص 259
. همان، ص 235 ـ 236; در روضة الشهداء (تصحيح شعرانى، ص 218) توضيح فارسى اين سخن با اين عبارت آمده است: نگاه نظرش بر شخصى افتاد كه جامه هاى سفيد و پاكيزه پوشيده بود و بسيار در نماز رعايت مراسم خضوع و خشوع مى نمود. با خود گفت كه شيعه جامه هاى سفيد پاك مى پوشند و در نماز اكثار مى كنند; غالب آن است كه اين شخص از آن طايفه باشد.
. بقاياى اين كتاب تحت عنوان «كتاب فضائل على بن ابى طالب و كتاب الولايه» به كوشش نگارنده و توسط نشر دليل به سال 1379 در قم به چاپ رسيده است.
. رسالة طرق حديث من كنت...»، ص62، ش 61
. تاريخ الطبرى، ج 5، ص 400
. براى نمونه بنگريد: تاريخ الطبرى، ج 5، ص 386
. تاريخ الطبرى، ج 5، ص 344
. دارالكتاب العربى، بيروت، 1417
. تحت عنوان: قيام سيدالشهداء حسين بن على(عليه السلام) و خوانخواهى مختار، به كوشش محمد سرور مولائى، تهران، پژوهشگاه علوم انسانى، 1377 ش.
. تاريخ الطبرى، ج 5، ص 347 و مقايسه كنيد با ص 351
. منابع تاريخ اسلام، صص 167 ـ 168
. مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 89
. بحار الانوار، ج 44، ص 329 از محمد بن ابى طالب الموسوى (بدون ياد از نام كتاب خاصى).
. الفتوح، ج 5، ص 28
. الفتوح، ج 5، صص 15 ـ 29
. الفتوح، ج 5، ص 209
. الفتوح، ج 5، صص 210 ـ 212 روايت يعقوبى (ج 2، ص 245) كوتاه است و نام على اصغر در آن نيامده است.
. بنگريد: الفتوح، ج 5، ص 222 ـ 223. خطبه حضرت زينب، به نام ام كلثوم در بلاغات النساء و نيز برخى از آثار بعدى شيعه با سند مستقل آمده است.
. مناقب، ابن شهرآشوب، ج، 4 ص 110
. در باره اين كتاب، نسخه ها و راويان آن بنگريد: اهل البيت فى المكتبة العربيه، ص 541 ـ 546
. مقتل الحسين(عليه السلام) ج1، ص 254
. همان، ج 1، ص 263
. همان، ج 1، ص 270
. مقتل الحسين: 1/273 ـ274
. مقايسه كنيد: فتوح ج 5، ص 161 ـ 162 با مقتل الحسين، ج 2، ص 345 ـ 346
. همان، ج 2، ص 104
. مقتل الحسين، 2/14
. مقتل الحسين، 2/74 ـ 75
. مقتل الحسين: 1/353
. همان، ج 2، ص 199، 204
. همان، ج 2، ص 200، 210، 254، 292 ـ 293
. كويت، دار الاوراد، 1992.
. تهران، مدرسه چهل ستون، 1397 ق.
. و همچنين بنگريد به مطالبى كه ايشان در باره اين كتاب در اهل البيت فى المكتبة العربيه، ص 539 و 540 ش 701، 702 نوشته است.
. الامامة و السياسة، ج 2، ص 12
. كتاب المحن، ص 147
. همان، ص 153 ـ 154
. تاريخ الخلفاء، برگ 86 آ.
. تاريخ الخلفاء، برگ 87 آ. ما بخش مربوط به كربلا را در مجله تراثنا چاپ كرده ايم.
. در باره ابوالحسن بكرى اختلاف نظرهاى زيادى وجود دارد كه بخشى از آنها در گفتارى كوتاه در فهرست مرعشى ج 29، صص 128 ـ 133 آمده است.
. چاپ شده تحت عنوان «المنتخب للطريحى فى جمع المراثى و الخطب المشتهر بالفخرى»، قم، منشورات الشريف الرضى، 1420


 منبع : کانال رسول جعفریان

کلام مستبصرین؛ کسانی که چشمشان به نور روشن شده

 

مستبصر در لغت به معنای درخواست کننده بینایی است و در اصطلاح به شخصی اطلاق می شود که با طلب هدایت از راهنمایان حقیقی یعنی امامان معصوم علیهم السلام عنایت ویژه الهی نصیب حالش گشته و با تحقیق و تفحص عقلی و نقلی و قلبی در حقائق ، صراط هدایت را بر جادّه گمراهی ترجیح داده و در زمره شیعیان محمد و آل محمد علیهم السلام قرار گرفته است

 

 کلام مستبصرین

 

در میان انبوه بصیرت یافتگان و هدایت شدگان به نیت ۱۴ گوهر تابناک از هر رجس و پلیدی علیهم آلاف التحیات و الثناء به کلام ۱۴ مستبصر توجه فرمائید :


۱- جناب محمد شحاده از رهبران گروه جهادی فلسطین

… ابتدا بگویم که از کودکی تمایل به مذهب اهل بیت داشتم ولی اطلاعاتم بسیار اندک بود . امام علی علیه السلام را در حد خلیفه چهارم امامین حسن و حسین علیهما السلام را بعنوان نوه های پیامبر و حضرت فاطمه را از دختران رسول الله می دانستم و این نهایت اطلاعاتم درباره آنها بود . به مرور زمان نسبت به مظلومیت اهل بیت خصوصا مظلومیت حضرت علی علیه السلام احساس عاطفی خاصی پیدا کردم و هنگامی که ظلم اشغال فلسطین توسط صهیونیست و اسرائیل افزون می شد احساس من عمیقتر می شد …
آنچه در بقای اهل سنّت ماندنم دخیل بود جهل و اطلاعات نادرست درباره تشیّع بود تا بالاخره در زندان اسرائیل و مصاحبت با یکی از شیعیان لبنان و سخنان درست بسیار در حول حقانیت مذهب تشیّع ، این مذهب را اختیار کردم و امیدوارم آخرین کسی نباشم که می گوید آنگاه هدایت شدم …

۲- شیخ علامه احمد امین انطاکی حلبی ” از علمای بزرگ الازهر مصر “
یکی از اسباب شیعه شدنم حدیث پیامبر اکرم می باشد که تمام فرقه های اسلامی بر صحت آن تأکید کرده اند و آن ” مثل اهل بیتی فیکم مثل سفینه نوح . ” ( مثال اهل بیت من در میان شما همچون کشتی نوح می باشد هر کس در آن سوار شود نجات می یابد و هر کس از آن تخلّف کند به هلاکت می رسد ) .
پس اگر اهل بیت را ترک کنم و احکام خودم را از غیر آنان بگیرم شکی نیست که از گروه گمراهان و تباه شدگان خواهم بود …

۳- علامه شیخ صحافی اندونزی علوی العطاس ” از علمای بزرگ اندونزی “
من گر چه در مکتب سلفیون ” وهابیون ” درس خوانده ام ولی امروز فریاد تشیّع را سر می دهم … یقینا از عواملی که در اختیار کردن مذهب تشیّع من مؤثر بود انتقال دوستان و اساتید و اهلم به این مذهب حق بود و این خود کشف هویت حقیقی در واقع می کند که حق با مذهب تشیّع است .
اصلا اعتقادم این است که اکثر جوانان اندونزی از شیعیان هستند و تنها به خاطر حاکمان و سلاطین و … که در اضمحلال این عقیده می کوشند نمی توانند ابراز تشیّع کنند .
اگر مراجعه کنیم به کتاب اعیان الشیعه و آنان که نسبشان به اهل بیت در اندونزی می رسند بنگریم خواهیم دید که متجاوز از ۲۰ میلیون نفر از سادات خواهند بود
از دلائل گسترش مذهب تشیع در اندونزی مسافرت تجّار شیعی از یمن به اینجاست که از ده ها سال قبل صورت گرفته است . تشیّع مرتبه عظمایی است که احتیاج به برهان دارد و جز با کسب اخلاق بلند اسلامی و تعالیم اهل بیت علیهم السلام کسی نمی تواند ادعای شیعه بودن کند ، پس باید شیعه واقعی با تقوا باشد و تنها به سیره اهل بیت عمل کند .


– المحامی مصطفی ظاهر ” از نویسندگان کشور سوریه “

به خدا سوگند که تحول عظیم من در انتخاب مذهب تشیّع نتیجه مطالعات و مباحث و مناظراتم حول محور ادّله حقیقی در مذهب اهل بیت می باشد . متاسفانه در مملکت وهابی سعودی بین حجاج مطالبی غیر حقیقی و نادرست نسبت به مذهب تشیّع پخش می کنند ولی از طرف من به آنها بگوئید اگر آن مطالب را با آزادی و انصاف بخوانید و با تحقیق به مذهب تشیّع نگاه کنید خواهید فهمید که این مذهب حق را باید از اهلش و علمایش شناخت نه از گفتار امثال احمد بن امین و احسان الهی و … که نون به نرخ روز خوران وهابی هستند .
بسیاری از کسانی که در این زمانه به اهل بیت گرایش دارند و خود را ملزم به پیروی از تشیّع می کنند تحت تاثیر شخصیت خاصه امام خمینی و تفکر ، سلوک ، و راه و روش او قرار می گیرند .



۲- شیخ جلیل امام الجماعه محمد عبد العال ” روحانی فلسطینی امام جماعت مسجد الوحده جنوب لبنان “

هر چیزی احتیاج به دلیل دارد بجز ولایت اهل بیت پیامبر علیهم السلام چرا که هر دلیلی محتاج اهل بیت است همانا سلاح من محبّت آل البیت علیهم السلام است و تأکید می کنم که حب آنان از واجبات است پس چرا برخی از مستحبات می دانند ؟!
از طفولیت جداّ به خدا ایمان داشتم اما مشکلم این بود که کیفیت ایمانم به او چگونه باید باشد ؟؟ وقتی به عقاید تشیّع در توصیف خدا از نامحدود بودنش و دیگر صفات برخورد کردم اعتقاد خاصی پیدا کردم … .

یکی از دیگر از دلایل تشیّع من این بود که روزی قبل از نماز در مغازه دوستی بودم تا هنگام صلاه شد مغازه دار که نمی توانست در دکان نماز بخواند و برای نماز قصد داشت راهی مسجد شود با تمام عجله اش باز صبر کرد تا شخصی را جانشین خود در مغازه قرار دهد به فکر فرو رفتم و با خود گفتم این دوستم برای مغازه کوچکش شخصی را بعنوان خلیفه و جانشین برای چند لحظه نماز خواندن انتخاب کرد چگونه است که رسول الله طبق عقیده اهل سنت برای بعد از مرگش امت خود را بدون جانشین و خلیفه رها کرده و اختیارشان را به خودشان تفویض کرده باشد …

اینجا بود که فهمیدم عقیده تشیّع صحیح است و قبول ولایت اهل بیت علیهم السلام راه نجات است .


– استاد دکتر محمد مغلی ” نمسا ، پسر عموی ابن نبی الجزائری “
از اولین علل تشیّع من تأثیر پذیری از حضرت امام خمینی و افکار انقلابی و حکومت اسلامی او می باشد که باعث سرنگونی نظام طاغوتی گشت . همچنین ادعیه رسیده از امامان معصومین علیهم السلام مخصوصا دعاهای کمیل و افتتاح که در هر شب ماه رمضان خوانده میشد و دعای صباح حضرت امیر المومنین علی علیه السلام ادعیه خاص امام زین العابدین علی بن الحسین که در صحیفه سجادیه می باشد و دیگر دعاهای ائمه اهل البیت علیهم السلام که در هیچ مذهبی از فرقه های اسلامی جز شیعه موجود نمی باشد

۷- المحامی الشهیر احمد حسین یعقوب ” از نویسندگان و علمای اردن “
… با انتخاب تشیّع با خدایم عهد بستم که همیشه مدافع جریان اهل بیت باشم … اشک میریزد چشمانم بر مصائب امام حسین و همین باعث شد تا به تشیّع روی آورم … کدام عاقلی وجود دارد که آل محمد را ترک کند و به دیگران اقتدا کند …
احمد حسین در کتابی تحت عنوان ابناء الرسول فی کربلا حول محور قضایای کربلا و عاشورا می نویسد : ظالمین قصد محو اسلام را داشتند ، برچیدن ذکر محمد و علی علیهما السلام هر جنایت و ظلمی را روا داشتند … از انسانیت و بشریت هیچ بویی نبردند … حلال و حرام را تغییر دادند و منکر را معروف کرده و صحابه را با اهل البیت تعویض کردند … در این هنگام این حسین بود که در مقابل ظلم ایستاد … اوکه سید آزادگان است و سید الشهداء و او که باعث فتح دل احمد حسین یعقوب گشته است و ….


– عالم جلیل دکتر محمد تیجانی سماوی ” از نویسندگان و علمای اهل تونس “
ایشان پس از آشنایی با مردی شیعه از اهل عراق و سپس گفتگو با عالمان بزرگی همچون آیت الله خویی و آیت الله صدر و … و تحت تاثیر قرار گرفتن حرکت امام خمینی و مطالعات زیاد در محور حقانیت مذهب تشیّع و برخوردن به مطالبی همچون نص در خلافت امام علی علیه السلام توسط پیامبر اکرم از سوی پروردگار عالم ، اختلاف حضرت فاطمه زهرا با ابوبکر و ظلم خلیفه اول و دوم به پاره تن رسول الله ، احادیث محکمی مثل علم علی ، یوم الانذار ، منزلت ، امام هدایت و … که دلیل بر برتری حضرت امیر المومنین علی علیه السلام بر تمام گذشتگان و اصحاب می باشد و صدا دلیل محکم دیگری علت استبصار و انتخاب تشیّع ایشان شده است .

۹- جناب دکتر محقق اسعد وحید قاسم ” از دانشمندان فلسطینی “
…. وهابی ها حکم و فتوا به کفر ما شیعیان می دهند در حالی که حقانیت شیعه با احادیث صحیح بخاری اثبات می شود …. از طلاب وهابی سخنان مختلف در تکفیر شیعه می شنیدم که مثلا آنها علی را بر صحابه مقدم می دارند و ضریح امامان را زیارت می کنند و یا قائل به افضل بودن علی بر نبی هستند و می گویند جبرائیل اشتباه کرد بر محمد نازل شد و باید بر علی نازل می شد و اعتقاد به تحریف قرآنشان و …. من در خود احساس نمیکردم که تمام این اتهامات درست باشد و یا باعث تکفیر شیعه شود .
بالاخره وقتی به انقلاب اسلامی ایران که شیعه بودند نگاه می کردم و با برخی از سخنان وهابیون مثل خطرناکتر بودن ایران از اسرائیل و … قبول نمیکردم . لذا به کتابهای مهم تاریخی و حدیثی مراجعه کردم و پس از مطالعه و رویت احادیثی همچون “ثقلین و آیه تطهیر و من کنت مولاه فهذا علی مولاه و امثالهم در کتب معتبر اهل سنت دیگر هیچ شکی در خود نمیدیدم که قاطع ترین برهان و دلیل و … انسان را حکم به وجوب تبعیت اهل بیت رسول الله می کند

– عالم جلیل محقق ، مولف سید ادریس حسینی ” از عالمان مغرب ”
از جملات معروف استاد ادریس حسینی که نام کتاب او هم شد : به تحقیق و یقینا امام حسین مرا شیعه نمود … من مذهب سنت تاریخی را ترک کردم و می گویم من سنی حقیقی هستم و هر شیعه پیرو اهل بیت سنی واقعی است چرا که برای سنت نبوی راهی نیست جز راه اهل بیت او و لا غیر پس آنان که راه اهل بیت علیهم السلام را قبول نکنند هرگز سنی شرعی و واقعی نیستند …
وقتی حکومت اسلامی ایران به پیروزی رسید این خود بزرگترین تحول در تجربه و نگاه من برای تغییر مذهب بود چرا که من عاشق امام خمینی قدس سره بودم و او را قدیس این قرن می دانستم و سخن شهید محمد باقر صدر را درباره او شنیدم که گفته بود : در امام ذوب شوید همانگونه که در اسلام ذوب شدید
… من کراهت دارم که بحث با عالمان سنی و مزاجم تحمل سخنان غیر منطقی و نادرست آنان را ندارد … اعتقادم بر این است که هر کس اراده دارد یک شیعه حقیقی باشد باید به صورت عملی کتاب اربعین حدیث امام خمینی رحمه الله علیه را بخواند …
در مغرب اگر چه شیعه به معنای خاصه اندک است اما به معنای عام ، مغرب استعداد فراوان در پذیرش مذهب تشیّع را دارد چرا که وجود سادات محترم ، محبت مردم به اهل بیت ” لاسیما علی ، فاطمه و حسین علیهم السلام ” و تأسیس دول مختلف شیعی در طول تاریخ در مغرب نشانگر ارادت قلبی مردمان این سرزمین به مذهب اهل بیت می باشد …

۱۱- بانوی جلیله سیده لیماء حماده ” از نویسندگان دیار دمشق “
از کتابهای زیبای ایشان می توان ( اخیرا اشرقت الروح ) را نام برد که نشانگر اعتقاد درونی این خانم به مذهب تشیّع و تحول خاص او می باشد …
باید بگویم که خداوند مرا هدایت کرد تا مذهب حق اهل بیت ، همان مذهب که به نام پیام آورش امام جعفر صادق علیه السلام شناخته میشود را بپذیرم تا فروع دین خود را از آنان بگیرم که به یقین در میان مذاهب اسلامی اهل مذاهب تشیّع می باشد …
به آنان که بر ضد مذهب تشیّع سخن می گویند و در اثبات چهار مذهب اهل تسنن مناقشه ای ندارند می گویم ” اختلاف احکامی که بین تشیّع و تسنن است مثلا صلات و … بیشتر از اختلاف حکمی حنفی با شافعی و یا با حنبلی و مالکی و کلّابین مذاهب اربعه نیست … در این اختلاف احکام می گویم : سبحان الله آیا شریعت اسلام ناقص است که هر کس چیزی می گوید ! آیا حلال محمد حلال نیست تا قیامت و حرام او حرام تا روز قیامت ، اگر چنین است پس چرا هر کس طریقی برای خود پیش گرفته و حکمی صادر می کند ؟؟!!!
یقینا همان مذهب اول که از حضرت محمد نشأت گرفته و سیره اهل بیت گرامی اوست صحیح است و دیگر مذاهب بعدا درست شدند و باید در صحت آنان تردید داشت … ”
در مطالعاتم بین کتب ضد تشیّع مثل ظهر الاسلام ، فجر الاسلام و … از آثار احمد امین و دیگران چیزی جز قبح و زشتی و دروغ نسبت به تشیّع ندیدم و مناقشه با آن کس که جهل دارد و صحبت می کند فایده ایی ندارد همان گونه که مولای ما امام علی علیه السلام فرموده : با جاهل بحث می کنم مرا شکست می دهد ولی با عالم مناقشه می نمایم و پیروز می شوم ” این حدیث بیانگر بسیاری از حالات آنان است ….


– المحامی المحقق عبد المنعم حسن ” از نویسندگان سودان ”

{ برداشت کوتاه از مناظره اعتقادی ایشان } از سخنان معروف او که نام کتابش شد : به نور فاطمه هدایت شدم … در پاسخ به شبهه کثرت اهل سنّت ۹۰ % و قلّت تشیّع ۱۰% اولا درصد کم بودن تشیّع طبق آمار شما درست نیست و ثانیا کثرت و قلّت دلیل بر صحت و عدم صحت مذهب نیست همانطور که قرآن می فرماید ” و لکن اکثرهم للحق کارهون ”
در پاسخ به شبهات بدون دلیل بر ضد تشیّع : این سخنان شما درست نیست چرا که قرآن ما را الزام می کند که با دلیل و برهان سخن بگوئیم و من هم از یاران دلیل هستم و با دلیل هم ثابت میکنم که طریق مستقیم همان مذهب اهل بیت علیهم السلام است و لاغیر …
در پاسخ به قضایای خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها با ابوبکر : اولا بر اساس صحیح بخاری و دیگر کتب معتبر اهل سنت حقانیت حضرت فاطمه در منازعات ایشان با ابوبکر مشخص است و ثانیا قرآن با آیات تطهیر سوره انسان و اطعام فقیر و مسکین و اسیر و ثالثا احادیث نبوی در شأن و منزلت دخترشان و دیگر اهل بیت که به کثرت در کتب اهل تسنّن مشاهده می شود ، تمام این مطالب دلیل بر پیروی از مذهب اهل بیت است … در پاسخ به امر خلافت بعد از رسول الله : امر مهم پس از رحلت رسول الله رهبری امت و جانشینی پیامبر است که اگر به جای مراجعه به عمل برخی از صحابه که نادرست بوده به نص حقایق و کلام خدا و رسولش رجوع کنیم تردیدی نمی ماند که حضرت علی خلیفه بلافصل رسول اکرم می باشد ….

۱۳- شیخ خلیل هاشم ” از محققین لبنان “
من از محله هایی از لبنان بودم که اکثر مردم با تعصب از مذاهب اهل سنت هستند نه تنها از مذهب تشیّع اطلاعاتی ندارند بلکه به مذهب سنّت خود نیز جاهل هستند …
بحث با آنان فایده ایی ندارد و باعث تهمت خروج از دین می شود . در جریانی به مردی برخوردم که شیعه شده بود از او دلیل خواستم گفت اولا جریان خندق و مبارزه امام علی با عمر بن عبدودّ و حدیث رسول الله درباره علی را شنیدم که فرمود تمام ایمان و تمام کفر در مقابل همدیگر ایستاده اند و شکست عمرو …. در قلبم با شنیدن این مطالب احساس محبت ویژه ایی نسبت به امام علی علیه السلام پیدا کردم بالاخره برای اینکه حق برایم روشن شود شروع کردم به بحث حول مذاهب لذا دو مدرسه را انتخاب کردم و چند استاد . گروهی اهل سنت و گروهی از تشیّع . سخنان هر یک را به دیگری تحویل می دادم . محور بحث ها ” قرابت ابوبکر به رسول الله ! ، حدیث غدیر و ولایت علی علیه السلام شجاعت خاص امام علی ، خوابیدن امام به جای رسول الله و فدا کردن جانش برای پیامبر و مصاحبت ابوبکر با نبی خدا و ترس او از کفار ، آیه ولایت و وجوب خلافت علی ، آیه تطهیر و شبهه ورود آن برای زنان پیامبر و … نتیجه این شد که تمام شبهات را اساتید شیعه پاسخ دادند و در بسیاری از مراجعات به عالمان سنی پس از بحث طولانی آنها هم اعتراف به حقانیت امام علی و اهل بیت می کردند .
بالاخره در تاریخ ۱۲/۵/۱۹۸۹ میلادی مستبصر شده و اظهار تشیّع کردم و مذهب اهل ببیت را پذیرفتم .


جناب دکتر عصام عماد ” از نویسندگان یمن ، صنعا “
{ ایشان زمانی از عالمان سلفی وهابی و از شاگردان رتبه اول بن باز سعودی بود و حتی قصد نگارش کتاب ضد شیعی را نیز داشت ، الحمد لله به خواست الهی مذهب تشیّع را انتخاب کرد و کتاب زیبای ( سفر از وهابیت به مذهب امامیه اثنی عشریه ) از آثار روشنگر و هدایت کننده اوست }
از اسباب تشیّع او
الف ) مطالعه دقیق کتب معتبر اهل سنت همچون صحاح ستّه و موشکافی دقیق احادیث آن و برخوردن به فضائل بلاشک و بی مثال و بدیل امام علی علیه السلام و دیگر اهل بیت در این کتابها ..
ب ) مشاهده عدم حقیقت در راه وهابیت و اختلافات عظیم این فرقه ضّاله با دیگر مذاهب سنّی و شیعه
ج ) کشف حقایق گوناگون مانند توحید و نبوت ، احکام و شریعت ، اهداف و آرمانها ، منابع و کتب ، امامت و منشأ و سرچشمه اسلام و … در مذهب شیعه اثنی عشر و نبودن این حقایق درمذاهب دیگر
ه ) پشت سر گذاشتن جهل و نادانی و تعصّب کورکورانه نسبت به وهابیت و اهل سنّت
و ) رسیدن به معانی صحیح در اصطلاحات قرآنی ، اسلامی و نبوی از ابتدای تاریخ اسلام و جریان صحابه تا به امروز در مکتب اهل بیت علیهم السلام بدون ممزوجیت حق و باطل و … (۱)
پی نوشت:
۱- برای مطالعه دقیق و کامل سخنان این بزرگان که راه حقیقت ” تشیّع ” را انتخاب کردند به کتابهای خاصه بسیاری از آنان در چگونگی تحول و استبصار و یا به کتاب شریف المتحولون نوشته شیخ هشام آل قطیط مراجعه کنید تا به مصاحبه با بیش از ۲۰۰ تن از مستبصرین برخورد نمائید

به امید ترجمه فارسی کتاب المتحولون

 


 

منبع:
سایت استبصار

شنبه, 06 آبان 1396 12:28

روش برخورد با خطاکار

 

روش برخورد با خطاکار در بیان امام حسن علیه السلام

 

در این فرصت بر آن شده ایم تا نمی از دریای دانش امام حسن علیه السلام را طی موضوع نحوه برقراری ارتباط با دیگران و چگونگی زندگی در مسیر تعامل با همدیگر را مروری داشته باشیم.

 


روش برخورد با خطاکار در بیان امام حسن علیه السلام

 

ايام شهادت امام حسن مجتبي (علیه السلام) مي باشد ،درياي بیکران رحمتي كه چشمه فياض و جوشان است. اين روزها بهترين فرصت براي بهره برداري از اين معدن سخاوت و كرم مي باشد، زيباترين راه براي كسب فيض از جود مقدس امام حسن (علیه السلام) معرفت نسبت به مقام و بهره گيري از دانش ايشان مي باشد چرا كه علم حقيقي نزد اهل بيت (علیهم السلام) است .
در این فرصت بر آن شده ایم تا نمی از دریای دانش امام حسن علیه السلام را طی موضوع نحوه برقراری ارتباط با دیگران و چگونگی زندگی در مسیر برقرار سازی ارتباط و تعامل با همدیگر را مروری داشته باشیم.

فاکتوری برای داشتن یک زندگی خوب

انسان فطرتا اجتماعي آفريده شده و نيازمند ارتباط باديگران است.پس لازمه داشتن يك زندگي خوب، داشتن يك ارتباط موفق و موثراست.فقدان  ارتباط و عدم توانايي در برقراري ارتباط موثر ،موجب شكست،استرس،ناكامي وخشم و نوميدي مي شود.درمحيط هاي جامعه،كار، خانواده ، مجهز بودن به مهارت هاي ارتباطي خوب عنصر بسيار حياتي است كه از بسياري از مشكلات جلوگيري مي كند و زندگي را اسان تر مي گرداند .
علم ارتباطات براساس الگوهاي مختلف طراحي و مهندسي شده كه هر كدام تحت جهان بيني ونگرشي خاص ارائه مي شود .
گاهي اين راهكارها به بن بست مي رسند و اثر موثر و مثبتي در زندگي فردي و اجتماعي افراد ندارند . دغدغه اصلي دانشمندان اين علم شناسايي الگوي  بهتر در سطح بين فردي و اجتماعي است كه در بين اين الگوهاي ارتباطي، قرآن ارائه دهنده بهترين مدل ارتباطات از جانب خداوند است كه كامل ترين و بي نقص ترين راه ها مي باشد.

الگوي قرآني ارتباطات نه اقتدارگر است نه مخاطب محور؛ بلكه حكمت گرا مي باشد و اين به معناي اين است كه خردورزي و اصالت محوري اصل و اساس اين مدل ارتباطي است و مقدمات وصول به جامعه حكمت گرا مي باشد. براساس حكمت، كه سطح شخصيتي فطرت را هدف قرار مي دهد مي توان كافه انسان ها را مخاطب قرار داد و به سوي حق دعوت كرد. دو شاخصه مهم الگوي قرآني اعتدال و عدالت محوري است كه مانع از هرگونه صدمه و آسيب رساندن به طرفين مي گردد.

 

مشكل ارتباط 

بسياري از مشكلات افراد به حوزه روابط اجتماعي شان بر مي گردد. اين در حالي است كه با اتخاذ شيوه ارتباطي موثر مي توان با درك ديگران و بر پايه شناخت تشابهات و تفاوت ها، احترام و اعتماد ديگران را جلب كرد. شكي نيست كه ما همه گاهي در روابط خود با دوست ، همسر ، همكار، خواهر يا برادر دچار مشكل مي شويم و نااميد و خسته از تكرار اين موضوع از خود مي پرسيم اين مشكل چه زماني تمام مي شود ؟

مولفه هاي يك ارتباط موثر

ما براي داشتن يك زندگي خوب و با كيفيت نيازمند به معيار و الگوي ارتباطي هستيم  تا علاوه بر گذر درست و سالم از مسير سخت زندگي به رشد و كمال واقعي برسيم. يك الگوي ارتباطي موفق بايد به تمام ابعاد وجودي انسان احاطه كامل داشته باشد و از هيچ يك از زاويه هاي روحي او مغفول نماند. قوانين اين مدل  بايد از صدمه و آسيب زدن به انسان جلوگيري كند و او را در مسير رشد و كمال قرار دهد و باعث شود تا انسان آگاهانه و هوشيارانه در امر ارتباطات عمل نمايد زيرا انسان موفق كسي است كه ارتباط موثر و سالمي در محيط جامعه و خانواده خويش دارد.

الگوي قرآني ارتباط

الگوي قرآني ارتباطات نه اقتدارگر است نه مخاطب محور؛ بلكه حكمت گرا مي باشد و اين به معناي اين است كه خردورزي و اصالت محوري اصل و اساس اين مدل ارتباطي است و مقدمات وصول به جامعه حكمت گرا مي باشد. براساس حكمت، كه سطح شخصيتي فطرت را هدف قرار مي دهد مي توان كافه انسان ها را مخاطب قرار داد و به سوي حق دعوت كرد. دو شاخصه مهم الگوي قرآني اعتدال و عدالت محوري است كه مانع از هرگونه صدمه و آسيب رساندن به طرفين مي گردد.

اعتدال

اعتدال به معناي ميانه روي و نقطه مقابل اسراف است زيرا فقط در حالت اعتدال سلامت برقرار مي گردد و زماني كه ارتباط از خط مستقيم خود منحرف شود و به سوي افراط يا تفريط متمايل گردد صد در صد موجب آسيب زدن و صدمه به طرفين مي شود. پيمودن و گزينش راه ميانه و عدم تمايل به دوطرف افراط و تفريط، شاهراه اصلي ارتباط موثر است زيرا گاه در امر ارتباط انسان از تمايلات نفساني تبعيت مي كند و نتيجه اين اطاعت چيزي جز سقوط نمي باشد.

در مواجهه با يك خطاكار چگونه بايد عمل كرد ؟

روز شهادت کریم اهل بیت را سپری می کنیم. امامی که در کرم و رحمت جایگاه والایی داشته و این را می توان از سخنان ارزشمندشان ام هم در رابطه با برخورد با خطاکار به زیبایی دید؛ ایشان در این رابطه طی فرامایشی می فرمایند: لاتُعاجِلِ الذَّنبَ بِالعُقُوبَةِ واجْعَلْ بَينَهُما لِلاِعتِذارِ طَريقا ؛ در مجازات خطا كار شتاب مكن و ميان خطا ومجازات، راهى براى عذرخواهى قرار ده.
جزء برداشت هاي غلط افراطي اين است كه خطاكار راه بازگشت ندارد. بالواقع بايد راه جبران و فرصت تامل و باز گشت به خوبي ها براي او باز باشد. اشتباه و خطا جزء مسائلي است كه همه روزه از جانب خود يا ديگران با آن برخورد مي كنيم چرا که انسانها به هيچ عنوان مصون از خطا نيستند اما در مواجهه با يك خطاكار چگونه بايد عمل كرد ؟ آيا سهل انگاري و مسامحه انتخاب صحيح است يا پاسخ به اشد مجازات ؟

بهترين فرمانده قواي دروني انسان و اعمال و رفتار بيروني او عقل است. آنگاه كه عقل فرماندهي را به دست مي گيرد شاهراه خوشبختي و سعادت به روي انسان گشوده مي گردد اما همه بدبختي ها از جايي آغاز مي شود كه سكان فرماندهي به دست هوس و تمايلات نفساني بيفتد و شعار واقعي يك انسان اين شود كه من آنچنان كه دوست دارم رفتار مي كنم.


منطقي ترين و استوارترين راه در تربيت انسان ها اعتدال و ميانه روي است. زيرا سهل انگاري نتيجه اي جز شكستن قبح عمل و انحراف براي خاطي ندارد و بعد ديگر قضيه، مجازات سختي كه مثمر ثمر نيست. در حالي كه هدف ما از مجازات خاطي ، هشدار به وضع موجود او و جبران مافات در جهت رشد و كمال است، پس وقتي با تنبيه سخت او همه پل هاي پشت سر او خراب شد چگونه انتظار بهبودي رفتار از او مي رود؟

عدالت

راهكار مهم ديگر ارتباطي در دين اسلام عدالت و انصاف است. عدالت به معناي نهادن هر چيزي در جاي خود است. معناي ديگر. حد متوسط ميان افراط و تفريط در قواي دروني.
بهترين فرمانده قواي دروني انسان و اعمال و رفتار بيروني او عقل است. آنگاه كه عقل فرماندهي را به دست مي گيرد شاهراه خوشبختي و سعادت به روي انسان گشوده مي گردد اما همه بدبختي ها از جايي آغاز مي شود كه سكان فرماندهي به دست هوس و تمايلات نفساني بيفتد و شعار واقعي يك انسان اين شود كه من آنچنان كه دوست دارم رفتار مي كنم. در اين مرحله انسان بدون در نظر گرفتن خواسته ها و نيازهاي منطقي و درست جامعه، خانواده و اطرافيان عمل مي كند و طبيعتاً پايان و فرجامي جز سياه بختي نصيب او نمي شود. پس لازمه خوشبختي، توجه درست و منطقي و پاسخ به نيازهاي عاطفي، روحي افراد خانواده، دوستان و اطرافيان مي باشد و اين امر حاصل نمي شود مگر آنچنان كه دوست داري با تو رفتار كنند با ديگران رفتار كن   .
امام حسن عليه السلام نیز در این رابطه مي فرمايند: صاحِبِ النّاسَ مِثلَ ما تُحِبُّ أن يُصاحِبوكَ بِهِ ؛ با مردم به گونه اى رفتار كن كه دوست دارى با تو آن گونه رفتار كنند
بالواقع معناي باطني حديث امام حسن (علیه السلام) اين است كه آنان چون جان تو هستند و صدمه زدن به ديگران نتيجه اي جز آسيب زدن به خود ندارد؛ چرا که به قول شاعر
بني آدم اعضاي يكديگرند
كه در آفرينش زيك گوهرند
چو عضوي به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار

پنج شنبه, 04 آبان 1396 22:37

عوارض کمبود هورمون شادی در بدن

عوارض کمبود هورمون شادی در بدن

 

سروتونین یک ترکیب شیمیایی است که به ما کمک می کند شاد بوده و احساس راحتی داشته باشیم. در این مطلب عوارض ناشی کمبود سروتونین را بررسی می کنیم.

 

سروتونین


سروتونین یا 5-هیدوراکسی تریپتامین (5-HT) علاوه بر اینکه در مغز ما مانند یک ناقل عصبی عمل می کند، بلکه با ورود به جریان خون نقش هورمون را نیز ایفا می کند.

این ترکیب تاثیر پررنگی در عملکردهای جسمی و روحی دارد، به طوری که کمبود آن علاوه برای ایجاد مشکلاتی مانند اضطراب یا افسردگی، می تواند علائم دیگری نیز داشته باشد که نباید از آنها غافل بود. چون ممکن است این علائم به بیماری های دیگری نسبت داده شود، در حالیکه ناشی از کمبود سروتونین هستند. در این مطلب عوارض ناشی کمبود سروتونین را بررسی می کنیم.

کمبود سروتونین و مشکلات گوارشی

شاید در خصوص حرکات معده کمتر شنیده باشید. حرکات معده شامل مجموعه از انقباضات است که در دستگاه گوارشی ایجاد شده و هدف از آن حرکت غذا و مایعات مصرف شده در دستگاه گوارش است. زمانیکه میزان سروتونین بدن کاهش پیدا کند سلول های ما کلسیم کمتری تولید می کنند. و زمانیکه میزان کلسیم کم باشد عضلات گوارشی شل می شوند. در نتیجه به اندازه کافی منقبض نشده و عمل گوارش به کندی و سنگینی انجام می شود.

کمبود سروتونین و سندرم روده تحریک پذیر

حدود 95 درصد سروتونینی که در بدن تولید می شود در روده های ما انبار می شود. بنابراین کمبود این ماده تاثیر زیادی روی عملکرد روده ها خواهد داشت. در واقع امکان دارد یبوست به دلیل کمبود سروتونین بروز کند. علاوه براین به علت اختلال در عملکرد عضلات دستگاه گوارش نیز احتمال ابتلا به سندرم روده تحریک پذیر بالا می رود. اگر از اختلالاتی که گفته شد رنج می برید از پزشک تان درخواست آزمایش خون بدهید. چون ممکن است این علائم نشان دهنده کاهش میزان سروتونین بدن باشد.

کمبود سروتونین و ضعف دستگاه ایمنی بدن

اگر احساس خستگی زیادی می کنید و یا دچار ضعف عضلانی، خستگی مفرط و کج خلقی مداوم شده اید و یا اینکه به طور مداوم سرما می خورید احتمالا دچار کمبود سروتونین شده اید و بهتر است حتما با پزشک مشورت کنید. کمبود سروتونین باعث کاهش واکنش ایمنی بدن و در نتیجه بدن در برابر بیماری ها آسیب پذیر می شود.

کمبود سروتونین و اختلال در ساعت بیولوژیکی بدن

کمبود سروتونین می تواند ریتم سیکاردین(ساعت بیولوژیکی) بدن را با اختلال مواجه کند.در اکثر مواقع افرادی که دچار این مشکل می شوند روزها بیشتر از شب ها می خوابند. البته این وضعیت خواب آلودگی همچنین در نتیجه وضعیت افسردگی نیز بروز می کند. افسردگی نیز می تواند در نتیجه کمبود سروتونین بروز کند.

کمبود سروتونین و میل زیاد به مصرف غذاهای شور

افرادی که از کمبود سروتونین رنج می برند بیش از بقیه به سدیم نیاز پیدا می کنند. به همین دلیل نیز میل زیادی به مصرف غذاهای شور دارند. با این حال نمی توان صرفا با این علامت به تشخیص قطعی کمبود سروتونین رسید. اما اگر میل به غذاهای شور با علائم دیگری مانند بداخلاقی مداوم، خستگی، اختلالات گوارشی و غیره همراه باشد می تواند خبر از کمبود سروتونین بدهد.

کمبود سروتونین و افسردگی

کمبود سروتونین می تواند باعث تغییرات اساسی در خلق و خوی شود. ارتباط مستقیمی بین سروتونین و بروز افسردگی وجود دارد. باید بگوییم که با افزایش تریپتوفان می توان میزان سروتونین را کنترل کرد. گاهی با ایجاد تغییراتی در برنامه غذایی و انجام ورزش به راحتی می تواند وضعیت روحی را بهبود دارد و با افسردگی جزئی مقابله کرد.اما در افسردگی های شدید برای کنترل سروتونین باید مداخله پزشکی صورت گیرد.

کمبود سروتونین و اضطراب

بدن ما حدود 14 گیرنده مختلف سروتونین درد که 5-HT1A مهم ترین آن است. اگر در دورانی  از زندگی این گیرنده دچار اختلال شود فرد بسیار حساس، عصبی، مضطرب و آشفته خواهد شد. گفتنی است که اضطراب نیز همانند افسردگی می تواند منشا شیمیایی داشته باشد.

کمبود سروتونین و میگرن

سروتونین نقش مهمی در تشدید و بروز دردهای میگرنی دارد. منشا اکثر سردردها را می توان از یک سو در کمبود تریپتوفان دانست که تولید سروتونین را کنترل می کند.

کمبود سروتونین و مشکلات مربوط به حافظه

کمبود توجه،خستگی، مشکلات مربوط به تمرکز و یادگیری و به خاطر سپاری می تواند با مشکل کمبود سروتونین در ارتباط باشد. این علائم در بین افرادی که از افسردگی رنج می برند شایع است. با این حال افراد مبتلا با مصرف داروی مکمل به سرعت می توانند دوباره سروتونین جذب کنند.



نتیجه گیری

حرف آخر اینکه سروتونین در اکثر فرایندهای بدن دخالت دارد و مواردی که در بالا اشاره شد فقط بخشی از وظایف سروتونین است. اگر متوجه شده اید که از نظر روحی و جسمی دچار مشکل شده اید کم توجهی نکرده و به پزشک مراجعه کنید. داشتن رژیم غذایی سالم، انجام ورزش منظم و مصرف داروی مناسبی که پزشک تجویز می کند به بهبود هر چه سریع تر کمک می کند.

 

نیره ولدخانی - بخش سلامت تبیان