ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

دوشنبه, 04 دی 1396 14:48

احادیثی درباره خانواده

احادیثی درباره خانواده

 

 

رسول خدا -ص- فرمود : هر چه ایمان انسان کامل تر باشد به‏ همسرش بیشتر اظهار محبت می نماید.

 

سبک زندگی اسلامی

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم
رسول خدا -ص- فرمود : هر چه ایمان انسان کامل تر باشد به‏ همسرش بیشتر اظهار محبت می نماید.
۱. حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمودند :
هر زنی که شوهرش را با زبان اذیت کند از او هیچ توبه و فدیه و حسنه ای قبول نمی شود تا این که شوهر از حق او راضی شود ، اگرچه روزها روزه بدارد و شب ها را در عبادت باشد بنده ها آزاد کند و اسب های نیکو در راه خدا برای جهاد بدهد پس او اول کسی ست که وارد آتش می شود و همچنین است مردی که نسبت به زنش ظالم و ناسازگار باشد.
مکارم الاخلاق فی حق الزوج و المراه به نقل از رساله امام سجاد علیه السلام ، شرح نراقی
۲. امام محمد باقر علیه السلام فرموده اند :
به راستی که خداوند عزوجل بر زنان و مردان جهاد را واجب کرده است اما جهاد مردان آن است که (برای حفظ دین و مملکت) مال و خون خود را بذل کنند تا در راه خدا کشته شوند و اما جهاد زن آن است که در مقابل دشواری های زندگی همسرش صبر کند.
مکارم الاخلاق فی حق الزوج علی المراه (ط بیروت ص ۲۱۵)
۳. و نیز فرمودند : جهاد زن مواظبت مراقبت و نگهداری شوهر است.
به نقل از رساله امام سجاد علیه السلام ، شرح نراقی
۴. از امام باقر علیه السلام روایت شده ، زنی نزد رسول اکرم صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد :
ای رسول خدا! حق مرد بر زن چیست ؟
حضرت صلی الله علیه و آله فرمود : این که او را اطاعت کند و سرپیچی نکند و از خانه چیزی را بدون اجازه او تصدق ندهد و بی اجازه او روزه مستحبی نگیرد و در هر حال در امر زناشویی او را ممانعت نکند و از منزل خارج نشود مگر به اذن و اجازه او و اگر بدون اجازه او از خانه خارج شود ، ملائکه آسمان و زمین و فرشته های غضب و رحمت او را لعنت می کنند تا وقتی که به منزل برگردد.
مکارم اخلاق فی حق الزوج علی المراه (ط بیروت ص ۲۱۴) به نقل از رساله امام سجاد علیه السلام ، شرح نراقی
۵.حضرت محمد صلی الله علیه و اله فرموده اند :
از ما نیست کسی که وسعت زندگی بر او داده شود و او بر خانواده اش سخت بگیرد.
مستدرک ج ۲ ص ۶۴۳ به نقل از رساله امام سجاد علیه السلام ، شرح نراقی
۶. حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم فرموده اند :
به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان بر شما نیکی کنند و از زنان مردم دیده بپوشانید تا زنانتان پاک دامن بمانند.
امالی صدوق ص ۳۶۴ به نقل از رساله امام سجاد علیه السلام ، شرح نراقی
۷. حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرموده اند :
هر مردی زحمت بکشد و بر عیالش انفاق کند خداوند متعال به عوض هر درهم ، هفتصد برابر به او مرحمت فرماید.
مکارم اخلاق طبرسی به نقل از رساله امام سجاد علیه السلام ، شرح نراقی
۸. حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرموده اند :
جبرئیل به قدری در مورد زنان به من سفارش کرد که گمان بردم که طلاق دادن آنان سزاوار نیست مگر این که عمل زشتی (فاحشه بینه) از ایشان آشکار گردد.
مکارم الاخلاق طبرسی به نقل از رساله امام سجاد علیه السلام ، شرح نراقی
۹. امام سجاد علیه السلام فرموده اند :
دوست دارم پولی داشته ، وارد بازار شوم و از قصابی گوشتی بخرم و برای همسر و عائله ام ببرم. من این کار را از آزاد کردن بنده در راه خداوند تبارک و تعالی بیشتر دوست دارم.
بحار ج ۴۶ ص ۶۶ به نقل از کافی ج ۲ ص ۱۲ به نقل از رساله امام سجاد علیه السلام ، شرح نراقی
۱۰. امام رضا علیه السلام فرموده اند :
بر شخص مالدار متمکن واجب است که بر عائه اش در مخارج وسعت بدهد. (تا آرزوی مرگش را ننمایند)
در حدیث دیگر وارد شده یکی از جاهایی که دعا مستجاب می شود ، آن جایی است که مرد وضع مالی خوبی داشته باشد ولی در مخارج اهل و عیال خود سخت گیری کند. در اینجا اگر اهل و عیال او دست به دعا بلند کنند و مرگ پدر یا همسر خود را از خدا بخواهند دعای آنها زود مستجاب می شود تا مال آنها به دست خود عیال و بچه ها آید و از آن استفاده کنند.
به نقل از رساله امام سجاد علیه السلام، شرح نراقی
۱۱. امام صادق علیه السلام درمورد حقی که زن بر شوهرش دارد فرمود :
حق زن بر شوهر ، غذا دادن ، لباس پوشاندن ، با او خوشرفتاری کردن و رو ترش نکردن است اگر مردی چنین رفتاری نماید ، وظیفه شرعی خود را در ازای حقوق همسرش به انجام رسانیده است.
بحار ج ۱۰۴ ص ۱۵۱ به نقل از رساله امام سجاد علیه السلام ، شرح نراقی
۱۲. حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند :
بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند. دلال الامامه و کنزالعمال ، ج ‌۷، ص ۲۲۵
۱۳. حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرموده اند :
هرکه آزار و اذیت زنان را تحمل کند و بردباری نماید اگرچه در برابر یک سخن ناروا باشد خداوند او را از آتش جهنم آزاد کند بهشت را بر او واجب گرداند در نامه عمل او دویست هزار نیکی بنویسد دویست هزار زشتی از آن محو کند مقام او را دویست هزار درجه بلند نماید و به شماره موهای بدنش عبادت یک سال برای او بنویسد.
مکارم اخلاق طبرسی به نقل از رساله امام سجاد علیه السلام، شرح نراقی
۱۴. پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود :
هر زنی که در مقابل بد اخلاقى ‏هاى شوهرش ‏بردبارى کند خدا ثواب آسیه دختر«مزاحم‏»را به وى عطا خواهد کرد.
بحار ج ۱۰۳ ص ۲۴۷
۱۵. پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود :
بعد از ایمان به خدا نعمتى بالاتر از همسرموافق و سازگار نیست.
مستدرک ج ۲ ص ۵۳۲
۱۶. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود :
بهترین شما مردى است‏ که با همسرش به خوبى رفتار کند و من از همه شما نسبت ‏به همسرم‏ خوشرفتارتر هستم.
وسائل ج ۱۴ ص ۱۲۲
۱۷. شخصى خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله عرض کرد :
همسرى دارم که به هنگام ورود به خانه به استقبالم مى ‏آید و به هنگام خروج ‏بدرقه ‏ام می کند. هنگامى که مرا اندوهناک یافت در تسلیت من می گوید : اگردرباره رزق و روزى مى ‏اندیشى غصه نخور که خدا ضامن روزى است و اگر در امور آخرت مى ‏اندیشى خدا اندیشه و اهتمام ترا زیاده گرداند. پس ‏رسول خدا فرمود :
خداى را در این جهان عمال و کارگزارانى است و این ‏زن از عمال خدا می باشد ، چنین همسرى نصف اجر یک شهید را خواهدداشت.
وسائل الشیعه ج ۱۴ ص ۱۷
۱۸. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود : هر کس همسرش را (بى‏ جهت) متهم به‏ زنا کند همانند مار که از پوستش خارج می شود از حسناتش خارج خواهدشد و به تعداد موهاى بدنش هزار گناه در نامه اعمالش ثبت‏ خواهد شد.
بحار جلد ۱۰۳ ص ۲۴۸
۱۹. امیر المؤمنین‏ علی علیه السلام فرمود :
آنها (زنان) نزد شما امانت هاى خدا هستند ، آزارشان نرسانید و بر آنها سخت نگیرید.
مستدرک جلد ۲ ص ۵۵۱
۲۰. پیامبر اسلام‏ صلی الله علیه و آله فرمود :
هر مردى که ‏به صورت همسرش سیلى بزند. خدا به فرشته مامور دوزخ (مالک) دستور می دهد که در دوزخ هفتاد سیلى بر صورتش بزند و هر مردى که دستش را بر موهاى زن مسلمانى بگذارد (براى اذیت موى سرش را بگیرد) در دوزخ‏ دستش با میخ هاى آتشین کوبیده می شود. مستدرک جلد ۲ ص ۵۵۰
۲۱. وقتى سعد بن معاذ که یکى از اصحاب بزرگ رسول خدا و مورد احترام آن جناب بود درگذشت ، رسول اکرم مانند صاحبان عزا با پاى برهنه ‏در تشییع جنازه ‏اش شرکت نمود. بدست مبارک خویش جنازه را در قبر نهاده روى آنرا پوشاند. در آن هنگام مادر سعد که آن همه احترام را از رسول ‏خدا مشاهده نمود فرزندش سعد را مخاطب قرار داده گفت : اى سعد بهشت گوارایت‏ باد.پیغمبر اکرم فرمود: اى مادر سعد! این چنین مگو ، زیرا سعد را درقبر فشار سختى وارد شد.بعدا علت فشار قبر سعد را از آن حضرت ‏پرسیدند.فرمود : علتش آن بود که با خانواده ‏اش بد اخلاقى می کرد.
بحار ج ۷۳ ص ۲۹۸
۲۲. حضرت صادق علیه السلام از پدرش نقل کرده که فرمود :
هر کس زن‏ گرفت ، ‏باید او را گرامى و محترم بشمارد.
بحار جلد ۱۰۳ ص ۲۲۴
۲۳. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود :
این سخن مرد که به همسرش می گوید : واقعا ترا دوست دارم ، هرگز از قلبش خارج نخواهد شد.
شافى جلد ۲ ص ۱۳۸
۲۴. امام صادق علیه السلام فرمود :
یکى از اخلاق پیغمبران اینست که نسبت‏ به‏ همسرانشان محبت دارند.
بحار جلد ۱۰۳ ص ۲۳۶
۲۵. رسول خدا (ص) فرمود :
هر چه ایمان انسان کامل تر باشد به‏ همسرش بیشتر اظهار محبت می نماید.
بحار جلد ۱۰۳ ص ۲۲۸
۲۶. حضرت صادق علیه السلام فرمود :
هر کس از دوستان ما باشد به ‏همسرش بیشتر اظهار محبت می کند.
بحار جلد ۱۰۳ ص ۲۲۳
۲۷. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود :
مرد سرپرست ‏خانواده ‏است و هر سرپرستى نسبت ‏به زیردستانش مسؤولیت دارد.
مستدرک جلد ۲ ص ۵۵۰
۲۸. امام صادق علیه السلام فرمود :
هر زنى که به شوهرش احترام کند و آزارش نرساند خوشبخت و سعادتمند خواهد بود.
بحار ج ۱۰۳ ص ۲۵۳
۲۹. پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود :
بهترین زنان شما ، زن هایى ‏هستند که داراى محبت ‏باشند.
بحار ج ۱۰۳ ص ۲۳۵
۳۰. حضرت رضا علیه السلام فرمود :
بعضی زن ها براى شوهرشان ‏بهترین غنیمت هستند ، زنانی که به شوهرشان اظهار محبت کنند.
مستدرک ج ۲ ص ۵۳۲
۳۱. حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود :
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله بر ما در منزل وارد شد.
فاطمه علیها السلام نزدیک دیگ غذا نشسته بود و من هم برایش عدس تمیز می کردم. آن حضرت مرا با لقب ابالحسن می خواندند ، عرض کردم : بفرمایید. اظهار داشتند :
بشنو از من آنچه را که به دستور پروردگارم می گویم ! هیچ مردی نیست که در کارهای منزل به همسرش کمک کند ، مگر اینکه پاداش او به هر تار مویی که بر بدنش روییده باشد ، ثواب یک سال عبادتی است که تمام روزهایش را روزه گرفته و تمام شب هایش را به عبادت ایستاده ، شب زنده داری کرده باشد و خداوند به او ثوابی می بخشد که بهانبیای صابر خود مثل حضرت داوود و یعقوب و عیسی علیهم السلام بخشیده باشد.
ای علی ! کسی که در کارهای خانه به همسر خود بدون سرکشی و دلتنگی و تکبر خدمت نماید ، پروردگار اسمش را در دفتر شهدا ثبت می کند و برایش به هر روز و شبی ثواب هزار شهید و به هر قدمی که بر می دارد به آن مرد ثواب حج و عمره می دهد و به هر قطره ای که از بدنش عرق بیاید یک خانه در بهشت برایش منظور می نماید.
ای علی ! یک ساعت خدمت کردن به همسر در کارهای خانه بهتر از عبادت هزار سال و هزار حج و هزار عمره و بهتر از آزادی هزار بنده در راه خدا و هزار جنگ در راه دین و عیادت از هزار مریض و هزار نماز جمعه و هزار تشییع جنازه و هزار گرسنه ای که برای رضای خداوند رحمان سیر گردد و هزار برهنه را پوشاند و هزار اسب در راه پروردگار دادن و برایش بهتر از هزار دینار به مستمندان صدقه دادن و بهتر از تلاوت تورات و انجیل و زبور و قرآن است و بهتر از آزاد کردن هزار اسیر و بخشیدن هزار شتر به فقراست و چنین مرد خدمتکار به همسر ، از دنیا بیرون نمی رود مگر این که جایگاه خوب خود را در بهشت ببیند.
ای علی! کسی که روگردانی و تکبر نکند در خدمت به همسرش بدون حساب وارد بهشت می شود.
ای علی ! خدمت به همسر کفاره (پاک کننده) گناهان کبیره است و خاموش کننده آتش خشم پروردگار جبار و صداق ازدواج با حورالعین و این خدمت موجب زیادی خوبی ها و علو مقام است.
ای علی! خدمتکار همسر نمی شود مگر شخص صدیق و درستکار و یا شهید و یا مردی که خداوند متعال خیر دنیا و آخرت را برایش خواسته باشد. بحار ج ۱۳ ص ۱۳۳ چاپ ایران و جامع الاخبار ص ۱۰۲
۳۲. پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمود :
زن نگهبان و امانتدار اموال شوهرش می باشد و در این باره مسؤولیت دارد.
مستدرک ج ۲ ص ۵۵۰
۳۳. حضرت علی بن الحسین امام سجاد علیه السلام در مورد حقوق همسر فرموده اند :
و اما حق همسرت آن است که بدانی خداوند متعال با آفرینش او وسیله ارامش و رفاه و انس و نگهداری تو را فراهم نموده است.
هر کدام از شما زن و مرد بر نعمت وجود دیگری خدا را سپاس گوید و بداند که این نعمت الهی است.
بر او و بر تو واجب است که نعمت الهی را گرامی داشته و در معاشرت با او خوشرفتاری و رفق پیشه کنی اگرچه حق تو بر زن سخت تر و رعایت محبوب و مکروه تو (اگر زیاده خواهی نباشد) بر او لازم تر است ، ولی زن حق مهربانی و انس بر تو دارد و جایگاه آرامش و آسایش غریزه ای ست که گریزی از آن نیست و این حق بزرگی است.
رساله حقوق امام سجاد علیه السلام
۳۴. حضرت محمد (ص) :
هر که زنی گیرد و در خاطر داشته باشد که مهر او را نپردازد هنگام مرگ چون زتاکاران بمیرد …
نهج الفصاحه ، حدیث ۱۰۳۱
۳۵. حضرت محمد (ص) :
زن بگیرید و طلاق مدهید ، زیرا عرش از وقوع طلاق می لرزد.
نهج الفصاحه ، حدیث ۱۱۴۷
۳۶. حضرت محمد (ص) :
خداوند شما را درباره زنان به نیکی سفارش می کند ، زیرا زنها ، مادران ، دختران و خاله های شما هستند.
نهج الفصاحه ، حدیث ۷۷۹
۳۷. حضرت محمد (ص) :
بهترین زنان شما ، زن عفیف راغب است که در ناموس خود عفت و به شوهر خود رغبت داشته باشد.
نهج الفصاحه ، حدیث ۱۵۳۴
۳۸. حضرت محمد (ص) :
عفت ، زینت زنان است. نهج الفصاحه ، حدیث۲۰۰۸

 

منبع: سایت مجمع طلاب وبلاگ نویس

سوالات سانسور لازم در خواستگاری!

 

 

اکثر ما فکر می کنیم پرسش سوالات جنسی از همسر آینده بایستی بعد از ازدواج و دوران نامزدی مطرح شوند و حتی گاهی دختر و پسر تا زمانی که زیر یک سقف نروند به واسطه حیایی که بین آنهاست در این حوزه با هم صحبتی نمی کنند. اما اینکه بدانیم همسر آینده مان از نظر جنسی چه خصوصیات و چه انتظارات جنسی دارد در ازدواج بسیار مهم است.

 

خواستگاری

 

 


مسائل جنسی در تمام زندگی های مشترک یکی از ارکان اصلی همسرداری موفق می باشد اما تمام زندگی در مسائل جنسی خلاصه نمی شود . با این حال با توجه به گستردگی هاله جنسی بر افراد، مردان مجرد از پرسیدن سوالات جنسی در جلسات خواستگاری دچار ترس و ابهام هستند. این نگرانی را دارند که اگر وارد چنین سوالاتی شوند ممکن است از دید دختر خیلی مرد ایده آلی به نظر نرسد و او را یک مرد ببینند که فقط به این قبیل از نیازها توجه می کند.. این وحشت های دختر و پسرها از اینکه شریک جنسی مان چه طبعی خواهد داشت و میل جنسی اش چگونه خواهد بود باعث می شود فقط مجموعه از سوال های نپرسیده در ذهن شان رژه برود و پاسخی برای آن نداشته باشند و کشف اینکه شریک جنسی ام چگونه است را به دوران بعد از نامزدی و عقد و گاها بعد از عروسی موکول می کنند.

در ایران آمار طلاق ها به علت عدم رضایت جنسی است رقم قابل توجهی را به خودت اختصاص داده است. امروزه البته این رقم شاید بیشتر هم شده باشد. نارضایتی جنسی در بین زوجین در بعضی از مناطق کشور دومین علت اختلافات خانوادگی و در نتیجه طلاق است و عدم آگاهی از نحوه ارضای جنسی طرف مقابل در بین زوجین مهمترین علت در این زمینه است. یکی از مهمترین علت های این امر، همان خجالت هایی است که دختر و پسر هنگام پرسیدن چنین مسائلی در جلسات خواستگاری از یکدیگر می کشند.علم مشاوره امروز این باور را رد می کند و زمینه ای برای پرسش این گونه از سوالات را تعیین کرده تا در جلسات خواستگاری آشنایی بیشتر و بهتر صورت گیرد.  پس دختر و پسری که  در گام های نهایی برای ازدواج هستند و طرف مقابل را به عنوان شریک زندگی خود در نظر گرفته است می تواند حالا کمی هم درباره شریک جنسی خودش کندوکاو کند.

بسیاری از جوانان به تقلید از بزرگترها یا پیروی از عرف اجتماعی، ترجیح می دهند صحبت در این زمینه را به بعد از ازدواج موکول کنند؛ زمانی که شاید بهتر و راحت تر بتوانند صحبت کنند و خواسته های یکدیگر را بشنوند و درک کنند. اما یک نکته اساسی در این باره وجود دارد:آیا بعد از ازدواج، برای صحبت در این زمینه دیر نیست؟ اگر بعد از ازدواج، یکی از همسران متوجه شود که با دیگری در این باره توافق ندارد، راه حل چیست و چه باید بکند؟ آیا بعد از ازدواج، به راحتی می توان به علت اختلاف در این زمینه، در انتخاب خود تجدیدنظر کرد. آیا می تواند  بگوید ما نمی توانیم از نظر جنسی همدیگر را درک کنیم پس نمی توانیم شریک زندگی خوبی برای همدیگر باشیم؟

 مسائل جنسی از خصوصی ترین مسائل فرد در زندگی است. در فرهنگ ما و بسیاری دیگر از فرهنگ ها، غالباً زنان و مردان از بازگو کردن احساسات، نگرش ها و تمایلات جنسی خود بشدت امتناع می کنند و صحبت در این زمینه را برابر بی حیایی و قباحت فرد می دانند، چه برسد به اینکه دختر و پسر جوانی که تا پیش از آن همدیگر را فقط در چند جلسه خواستگاری دیده اند،  بخواهند در این زمینه صحبت کنند. یک طرف دیگر سکۀ این مسئله، آسیبهای ناشی از صحبت نکردن در این زمینه بر پیکر خانواده و بخصوص زن و شوهرهای جوان وارد می شود.  با توجه به فرهنگ جامعه ما، سخن نگفتن در این زمینه و مشخص نکردن نگرش ها و احساس های کلی درباره آن، امری طبیعی است، اما تجارب بالینی متعدد بسیاری از روان شناسان نشان داده است که این نگرش فرهنگی در عصر امروز چندان درست نیست. چه بسا بسیاری از زوجین به واسطه اتکا به این اندیشه فرهنگی و حیای افراطی متعاقب آن یا لزوم ندانستن پرس وجو در این باب، بعد ها پس از شروع زندگی مشترک متحمل آلام بسیاری شده اند که در نهایت نیز فرار را بر قرار در زندگی ترجیح داده اند.
 
زمان پرسش های جنسی 
پرسش در مسائل جنسی و اینکه طرف مقابلمان نگاهش به این امر چگونه است و خواسته هایش تا چه میزان است در جلسات آخر خواستگاری باید مورد سوال قرار گیرد. پس از آنکه تحقیقات کامل شد و دو طرف رضایت خود را برای ازدواج اعلام کردند بهترین زمان است، اما به یاد داشته باشید در این کار باید حرمت خود و همسر آینده تان را نگاه دارید.   سعی کنید در یک شرایط و موقعیت مناسب و در نظر گرفتن فاصله و حرمت هایی که بین تان است صحبت در این باره را به گونه ای که تاییدیه طرف مقابل خود را گرفتید، ادامه دهید .

 اگرچه قصد ازدواج شما قطعی است، اما بدانید هنوز هم در معرض محک و سنجش از سوی فرد مقابلتان هستید. بنابراین با اشاره ای کوتاه طرف مقابلتان را متوجه این نکته کنید که تمایل دارید در این زمینه هم، صحبتی داشته باشید. پذیرش یا عدم پذیرش، نحوه مواجه شدن با سوالات، چگونگی پاسخگویی به پرسش ها، علائم غیرکلامی قابل مشاهده هنگام پاسخگویی (شرم و حیا، سر به پایین انداختن، سرخ شدن، نگاه های تیز، خیره و...) فرد مقابل بسیار مهم است و شما را متوجه بسیاری از مواردی که شاید برایتان ناملموس بوده است، می کند. پس شما می توانید ارزیابی نهایی خود را سنجش این مولفه مهم زندگی قرار دهید.

 از آنجا که صحبت درباره مسائل جنسی بین دو نامحرم، جزو حرف های ممنوعه در این دوران است و یک تابوی اجتماعی قلمداد می شود، بهتر است صریحا درباره مسائل جنسی پرسش نکنید و خود را در معرض تهمت قرار ندهید. با یک پرسش مستقیم ممکن است فرد مقابلتان با خودش به قضاوت نادرست بنشیند و شما را اهل ارتباطات نادرست بداند که به راحتی توانستید چنین پرسشی داشته باشید.

برای پیشگیری از این گونه مشکلات، لازم است دختر و پسر جوان با رعایت نکات اخلاقی و اجتماعی با پرسش های کلی سودمند از جهت گیری های مثبت یا منفی کلی فرد در این زمینه شناخت بیابند و با آگاهی دست به انتخاب بزنند.

سوالات جنسی در جلسات خواستگاری 
برای پرسیدن از مسائل جنسی بسیار احتیاط کنید و سوالات را به گونه ای کلی مطرح کنید که شخصیت شما در نگاه طرف مقابل دچار خدشه و افکار بد نشود. در نظر گرفتن احساسات و موقعیت و اینکه طرف مقابل هم تمایل هب صحبت کردن در این زمینه است یا خیر نیز بسیار مهم می باشد. در زیر بخشی از سوالات برای اطلاع یافتن از مزاج شریک جنسی تان در ابتدای شروع زندگی ذکر شده است.

- چقدر با مشکلات جنسی و انحرافات جنسی آشنایی دارید؟
- انتظارات و سلیقه های جنسی شما چگونه است؟
- در دوران مجردی با نیازهای جسمی، جنسی و روحی و روانی خود چه می کردید؟
- شما درباره مسأله رابطه جنسی چه دیدگاهی دارید؟
چقدر در زمینه مسائل جنسی اطلاعات دارید؟
- از چه منابعی اطلاعات جنسی را دریافت کرده اید؟
- به نظر شما نقش اصلی زن/ مرد در رابطه جنسی چیست؟
- به نظر شما انتظارات زن و مرد از رابطه جنسی متفاوت است؟ چرا؟
- نظر شما در مورد جذابیت های جسمانی ـ جنسی همسر آینده تان چیست؟
- از روش های محبت کردن و عشق ورزیدن چقدر اطلاع دارید؟
- آیا خود را به لحاظ جنسی، فردی سالم می دانید؟
- در مورد جایگاه مسائل جنسی در زندگی زناشویی چه نظری دارید؟
- چقدر در زندگی به رابطه جنسی بها می دهید؟ (شناخت مزاج جنسی سرد یا گرم در طرفین)
- وجود فرزند چقدر برای شما ضرورت دارد؟
- نظر شما درباره زمان فرزنددار شدن چیست؟ آیا نظر خاصی دارید؟ چرا؟
- آیا اصرار دارید که بلافاصله بعد از ازدواج فرزنددار شوید، چرا؟
- آیا حاضرید برای آگاهی بیشتر و دقیق تر از روش های جلوگیری از بارداری به متخصص زنان و زایمان یا متخصص مربوط مراجعه کنید؟

 


منابع: پارسینه، نمناک،ستاره

معرفت دانشمندان غیر شیعی به کتاب نهج البلاغه

 

 

در اين جا عنان سخن را به دست نويسنده معروف مصرى (عباس محمود العقاد) كه از بزرگترين نويسندگان معاصر عرب محسوب مى‌شود، سپرده و همراه او در نهج البلاغه سير مى‌كنيم. او در جاى جاى كتاب خود به نام «عبقرية الإمام» تعبيرات بلندى دارد كه حكايت از معرفت عميق او نسبت به شخصيت امير مؤمنان (علیه السلام) و كلماتش در نهج البلاغه دارد.


معرفت دانشمندان غیر شیعی به کتاب نهج البلاغه

 

 

در يك جا مى‌گويد: «نهج البلاغه چشمه جوشانى است از آيات توحيد و حكمت الهى كه آگاهى بحث كنندگان در عقايد و اصول خداشناسى و توحيد را گسترش مى‌بخشد». [العبقريات، جلد 2، صفحه 138 (چاپ دار الكتاب اللبنانى).]
در جاى ديگر مى‌گويد: «هر نمونه از كلام او گواه بر استعداد و ملكه خداداد او در قدرت بيان حقايق است، او بدون شك از فرزندان آدم است كه علم اسماء به او آموخته شد و مصداق «و علّم آدم الاسماء كلّها» و همچنين «اوتوا الكتاب» و«فصل الخطاب» است». [همان مدرك، صفحه 145] در جاى ديگر مى‌گويد: «كلمات پرمحتوايى كه از امام روايت شده، در سطح بلندى قرار دارد كه برتر از آن در حكمت سلوك تصوّر نمى‌شود ...


پيغمبر اكرم (صلی الله و علیه وآله) فرمود: «علماى امّتم همچون پيامبران بنى اسرائيلند». اين حديث شريف بيش از هر كس، درباره على (علیه السلام) صادق است كه سخنان حكيمانه او همرديف سخنان حكيمانه انبياست». [همان مدرك، صفحه 144]


 نويسنده و دانشمند معاصر ديگرى به نام «محمّد امين نواوى» در توصيف نهج البلاغه مى‌گويد: «اين كتابى است كه خداوند آن را حجّت آشكارى بر اين حقيقت قرار داده كه على (علیه السلام) بهترين مثال زنده نور قرآن و حكمت آن و علم و هدايت و اعجاز و فصاحتش بود. براى على (علیه السلام) در اين كتاب مطالب گرانبهايى جمع شده كه هيچ يك از بزرگان حكما و فلاسفه معروف جهان و نوابغ از علماى ربّانى، در زمينه فلسفه و اصول سياست راستين و مواعظ آشكار و حجّت رسا، دارا نبوده‌اند». [مصادر نهج البلاغه، جلد 1، صفحه 90]


  باز به سراغ نويسنده معروف ديگرى از مصر، يعنى «طه حسين» مى‌رويم، او در يكى از سخنان خود بعد از نقل كلامى از على (علیه السلام) در پاسخ سؤال مردى كه در جريان جنگ جمل دچار ترديد شده بود، مى‌گويد: «من پس از وحى و سخنان خداوند جوابى با شكوه‌تر و شيواتر از اين جواب نديده و نمى‌شناسم». [سيرى در نهج البلاغه، صفحه 18 و 19]


مرحوم «ثقة الاسلام كلينى» در جلد اوّل كافى، بعد از نقل يكى از خطبه‌هاى توحيدى على (علیه السلام) چنين مى‌گويد:
«اين از خطبه‌هاى بسيار مشهور است كه توده‌هاى مردم آن را مى‌دانند و براى كسانى كه طالب علم توحيدند، تدبّر و فهم آن كافى است و اگر تمام زبانهاى جن و انس- غير از زبان انبيا- جمع شوند تا توحيد را بيان كنند هرگز مانند آنچه على (علیه السلام)- كه پدر و مادرم به فدايش باد- آورده است، نخواهند آورد و اگر بيانات آن بزرگوار نبود مردم نمى‌دانستند راه توحيد را چگونه طى كنند». [اصول كافى، جلد 1، صفحه 136]


 اين بحث را با گفتارى از يكى از فقهاى بزرگ «علامه فقيد آية اللّه خويى» پايان مى‌دهيم، او مى‌گويد: «هنگامى كه على (علیه السلام) در خطبه‌هاى نهج البلاغه وارد بحثى مى‌شود، جايى براى سخن ديگرى باقى نمى‌گذارد تا آنجا كه افرادى كه از تاريخ زندگى امير مؤمنان على (علیه السلام) آگاهى كافى ندارند گمان مى‌كنند كه او تمام عمرش را تنها در باره همان موضوع صرف كرده است». [البيان، صفحه 90]

 


منبع:
پيام امام امير المومنين عليه السلام نویسنده : ناصر مكارم شيرازى جلد : 1 صفحه : 43

نقش ریشه های اعتقادی در پایبندی به مساله حجاب

 

 

تحولات نوپدید پیرامون مساله حجاب در نگاه اول یک مساله اجتماعی و فرهنگی است اما دقت نظر در این مساله نشان می دهد که تغییر یافتن دیدگاه ها، تمایلات و اعتقادات مردم در جوامع گوناگون بشری نقشی چشم گیر در نحوه پوشش آنها داشته است. بنابراین این تحولات را از یک منظر می توان تحولاتی فرهنگی و اجتماعی و از منظری عمیق تر و دقیق تر تحولاتی فکری و اعتقادی دانست.

 


حجاب، پوشش، چادر

 

 

ارتباط عمیق میان لباس و ظاهر انسان ها با اعتقادات و تمایلات آنها

به طور کلی می توان گفت که در پس پرده لباس و ظاهر هر انسانی، عقیده و دیدگاهی وجود دارد که برخی از آنها بسیار هویدا و ساده و برخی دیگر پیچیده و گاهی بسیار مخفی و پنهان است. برخی از این اعتقادات و تمایلات، سطحی و بی مایه و برخی دیگر عمیق و مستدل می باشد. برخی با اعتقادی راسخ ظاهر خود را می آرایند و برخی صرفا به جهت تقلید، مد و یا عشق و علاقه و شیفتگی به فرد یا گروه و یا مرامی خاص، ظاهر خود را سامان می دهند.
در هر صورت هیچ کس نمی تواند این رابطه عمیق را که میان ظاهر انسانها با اعتقادات و تمایلات آنها وجود دارد، منکر شود و مساله پوشش را صرفا یک مساله ظاهری بیانگارد.

با این مقدمه باید گفت که هرگونه تغییر در لباس و پوشش فرد یا جامعه می تواند نشانگر تغییر در گرایشات فکری و تمایلات روحی و روانی آنها باشد. این نکته اساسی در رتبه اول در تغییرات ظاهری یکایک انسانها صادق است. اما اهمیت آن هنگامی بیشتر می شود که شعاع این تغییرات، به بزرگی یک جامعه و یا بالاتر از آن، به گستره فرهنگ عمومی دنیای کنونی باشد.
به بیان دیگر تغییرات ظاهری در بعد اجتماعی نیز معلول ریشه های اعتقادی عموم مردم و باورها و تمایلات فرهنگی آنها است. به همین جهت باید توجه داشت که هر چه این تغییرات ظاهری در ماهیت و شکل و نوع و جنس خود، گسترده تر می شود قطعا در پی تغییراتی اساسی در اعتقادات و تمایلات عمومی مردم به وجود آمده است و هر چه که این تغییرات ظاهری، افراد بیشتری را به سوی خود می کشاند قطعا باید آن را معلول تغییراتی گسترده، عمیق و ریشه ای در افکار، اعتقادات و تمایلات فرهیختگان و عموم مردم آن جامعه دانست.

التقاط در تفکرات دینی و در آمیخته شدن درست و نادرست در کنار یکدیگر است. با ابراز تاسف باید گفت که حجم چشمگیر شبهات اعتقادی که در سالهای اخیر به فکر و اعتقادات عمومی حمله برده است، اعتقادات بسیاری از مردم را به یک کاریکاتور بدقواره از دین مبدل ساخته است.

 

حجاب و ریشه های اعتقادی

همانطور که در اولین شماره از این نوشتار نیز اشاره شد، آغاز وجوب حجاب در میان بانوان مسلمان با ایمان و اعتقاد آنها به پروردگار عالم، پیوند خورده بود و زنان مسلمان به جهت فرمان قرآنی حجاب، خود را موظف به انقیاد و اطاعت از پروردگار می دانستند. چنانکه یکی از همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) می گوید:
«به خدا قسم من برتر از زنان انصار ندیدم. آنها نسبت به کتاب خدا بیشترین پذیرش و تصدیق را داشتند. همین که آیات سوره نور در مورد حجاب و پوشش بانوان نازل شد، مردانشان این آیات را برای همسر و دختر و خواهر و دیگر نزدیکانشان تلاوت کردند. از آن پس حتی یک نفر از بانوان دیده نشد مگر آنکه با روپوش (روسری یا چادر) بیرون می آمد. بنابراین آنها معجر و روسری خود را به جهت پذیرش قول خدا و ایمان به آنچه که در قرآن نازل شده بود، بر سر کردند. صبح فردای آن روز، همگی برای نماز صبح حاضر شدند در حالی که سرهایشان (با روسری یا چادر مشکی) چنان پوشیده بود که گوئی کلاغ روی سرشان نشسته است.»[1]
نشانه دیگر برای اینکه مساله حجاب ریشه ای عمیق در مسائل اعتقادی دارد این است که خداوند آیات حجاب را به زنان با ایمان خطاب کرده است. گویا که پایه و اساس این دستور را اعتقاد و ایمان به پروردگار دانسته است. خداوند در ابتدای آیه 31 سوره نور به پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ ...» «و به زنان با ايمان بگو: ... »

سپس در ادامه آیه فرامین مرتبط با پوشش بانوان را مطرح می کند: « ... وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ ...» « ... و دامن‏هاى خود را حفظ نمايند و جز آنچه (به طور طبيعى) ظاهر است، زينت‏هاى خود را آشكار نكنند و بايد روسرى خود را بر گردن خود بيفكنند (تا علاوه بر سر، گردن و سينه‏ى آنان نيز پوشيده باشد) ...»

بنابراین اگرچه حجاب بر همه مسلمانان واجب است اما خداوند در ابتدای این آیه زنان با ایمان را مخاطب خاص خود قرار داده و به صورت ضمنی نقش ایمان و اعتقادات قلبی را در مساله حجاب و عفاف گوشزد می نماید.
 

راهکاری ریشه ای برای ترمیم وضعیت موجود

با توجه به آنچه که گفته شد، یکی از دلایل اصلی ناهنجاری های پوشش بانوان در عصر حاضر، سستی و تزلزل در اعتقادات و باورهای آنها است. به همین جهت یکی از اساسی ترین راهکارهای موثر در ترمیم وضعیت موجود نیز بازسازی اعتقادی و استحکام بخشیدن به اعتقادات عموم مردم خصوصا بانوان مسلمان است.

به همین جهت با صراحت باید گفت که هیچ چیز نمی تواند جایگزین نقش بی بدیل گفتگوی صمیمانه اعتقادی و تبلیغ چهره به چهره معارف دین باشد. به راستی اگر از همان سالهای آغازین انقلاب اسلامی حرکتی گسترده و برنامه ریزی شده در این زمینه در میان مدارس دخترانه کشور اسلامی ما شکل می گرفت آیا حقیقتا باز هم با چنین وضعیت اسف باری در زمینه حجاب و عفاف بانوان مواجه بودیم؟ به راستی اگر پیش از هر چیز برنامه ای جامع و گسترده برای ارشاد و راهنمائی مردم از طریق تصحیح اعتقاداتشان سامان می دادیم و عموم مردم را نه به اجبار بلکه با محبت و همدلی در حرکت به سوی حقیقت یاری می کردیم، باز هم با وضعیتی مشابه امروز مواجه بودیم؟

با توجه به آنچه که گفته شد، یکی از دلایل اصلی ناهنجاری های پوشش بانوان در عصر حاضر، سستی و تزلزل در اعتقادات و باورهای آنها است. به همین جهت یکی از اساسی ترین راهکارهای موثر در ترمیم وضعیت موجود نیز بازسازی اعتقادی و استحکام بخشیدن به اعتقادات عموم مردم خصوصا بانوان مسلمان است.

باید توجه داشت که اگرچه اصل اعتقاد و باور به مسائل دینی در اکثر قریب به اتفاق مردم وجود دارد و چراغ توحید در دل عموم مردم جامعه ما روشن است اما کم عمق بودن این اعتقادات سبب کم تاثیر بودن آنها در عرصه عمل به آموزه های دینی شده است. به همین جهت است که از یک سو شاهد شرکت گسترده مردم در مراسم های دینی مثل شب های قدر و ایام محرم هستیم اما از سوی دیگر در عرصه عمل به آموزه های دینی و رعایت آداب و احکام الهی نظیر مساله حجاب با چالشی همه گیر مواجه هستیم. بنابراین گام اول در این زمینه تقویت باور عمومی نسبت به ریشه های اعتقادی و استحکام بخشیدن به تفکرات دینی است.

اما مشکل دیگر در این مساله، التقاط در تفکرات دینی و در آمیخته شدن درست و نادرست در کنار یکدیگر است. با ابراز تاسف باید گفت که حجم چشمگیر شبهات اعتقادی که در سالهای اخیر به فکر و اعتقادات عمومی حمله برده است، اعتقادات بسیاری از مردم را به یک کاریکاتور بدقواره از دین مبدل ساخته است. به همین جهت بخشی از راهکارهای ترمیم وضعیت موجود را باید در تصحیح باورهای کنونی و یا پاسخ گویی به شبهات مختلف اعتقادی اختصاص داد.

به همین جهت در قسمت بعد به برخی از ریشه های اعتقادی گسترش یافته در دنیای امروز که تاثیر فراوانی در فرهنگ برهنگی عصر حاضر داشته، خواهیم پرداخت.
ادامه دارد ....

 


پی نوشت:
[1] ‏عبدالرحمن بن ابی‌‌بکر سیوطی، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور (قم: کتابخانه آيت الله العظمی مرعشی نجفی (ره)، ۱۴۰۴)، ج 5، 42.


مطالب مرتبط :
ریشه یابی تاریخی چالش حجاب بانوان در دنیای اسلام
تحولات اجتماعی غرب و تاثیر فزاینده آن بر حجاب بانوان در دنیای اسلام
چرایی رشد فزاینده شبهات نوپدید پیرامون حجاب بانوان

دوشنبه, 04 دی 1396 13:15

قضا و قدر و اجل معلق

قضا و قدر و اجل معلق

 

 

چرا حوادثي که اتفاق مي افتد مثلا تصادف و کسي مي ميرد مي گوييم پايان عمرش بوده اگر ترمز مي گرفت يا انحراف به چپ نداشت نمي مرد؟ يا اگر من الان خودم را بکشم مي گويند پايان عمرش هست اگر نکشم مي گويند خواست خداست؟ در اثر خواب آلودگي راننده اي چند نفر بي گناه مي ميرند، قضا و قدر چگونه است؟

 


اجل معلق

 

 

همه موجودات و حوادث و پديده‏ هاى جهان، مطابق اراده ازلى و قضا و قدر الهى انجام می شود. قضا و قدر الهى نيز به اين تعلق گرفته كه هر موجود و پديده‏اى از راه علل و اسباب خاص خودش به وجود بيايد يا از بين برود و مسأله مرگ و ميرها نيز طبق ناموس خلقت و نظام علّى و معلولى پديد آيد.


به طور كلى مرگ و مير دو نوع است: يكى اجل مسمّى، و دوّم اجل معلّق يا غير مسمّى. نوع اوّل همان اجل طبيعى است كه مطابق با نطام خلقت هرموجود زنده‏اى پس از يك دوره زندگى عوامل زيستى او رو به كاهش و زوال مى‏گذارد تا روزى كه عمر او به سر رسد، و اجل معلق، مرگ‏هاى زودرس هستند كه بر اثر تصادف يا بيماری ‏ها و... پديد می آيند و هر دو اجل به اراده و مشيت الهى و بر طبق قضا و قدر الهى انجام می شود، ولى نكته ه‏اى كه در اينجا قابل توجه است اين كه اعمال و رفتار ارادى و اختيارى انسان نيز، خود يكى از اسباب و مشيات اين عالم و جزئى از قضا و قدر الهى است كه در بسيارى ازحوادث و پديده ‏هاى عالم، نقش فاعلى به خود می گيرد.


پس انسان می تواند با اعمال و رفتار خود، سرنوشت خويش را تعيين كند و يكى از امورى كه رفتار انسان در تعيين آن مؤثر است، مرگ می باشد. انسان می تواند با رعايت قانون واصول بهداشتى ورانندگی و... عمر خود را به حد طبيعى و واقعى برساند. علاوه بر اين بعضى از گناهان يا كارهاى خير مانند قطع رحم يا ظلم و احسان وصله رحم و صدقات و... نيز در تأخير و تقديم مرگ‏ها مؤثر است، ولى در نهايت همه اينها برطبق قانون قضا و قدر الهى است و خداوند از ازل می داند كه هر انسانى با اعمال و رفتار خوب يا بد خويش چه نوع اجلى خواهد داشت.


بنا بر آنچه گفته شد تعيين الهي با ملاحظه همه شرايط از آن جمله انتخاب خود انسان و احتياط و بي احتياطي اوست. به اين مثال توجه كنيد: اگر فانوسى را كه در مخزن آن مقدارى نفت وجود دارد، روشن كنيم دو نوع خاموشى براى آن متصور است: يكى آن كه آن قدر روشن باشد تا نفت آن تمام شود و به طور طبيعى خاموش گردد. دوم آن كه قبل از تمام شدن نفت، كسى آن را خاموش كند يا فانوس بر زمين افتد و... خاموش شود. اگر چه خداوند نسبت به پيشامد هر دو وضعيت علم دارد اما علم او با ملاحظه اختيار و انتخاب ما است.


بيشتر مرگ ‏ها با اجل معلق تحقق می پذيرد نه با اجل حتمى؛ يعنى، يك‏سرى عوامل، در تقديم و يا تأخير آن دخيل است؛ مثلاً اگر كسى از بدن خود مراقبت نكند و غذاهاى ناسالم و مضر تناول نمايد، در اثر مسموميت و يا انسداد شريان‏ها و... عمرش به پايان مى‏رسد؛ حال آن كه اگر مراقبت می كرد، ممكن بود عمرش طولانی تر باشد.


تأثير برخى از اعمال نيز به همين شكل است. صله رحم آن را افزايش می دهد و قطع رحم آن را كاهش می دهد؛ ولى دامنه تأثير در محدوده اجل معلق است نه اجل مسمى.
صدقه مسلما اجل را به تأخير می اندازد؛ ولى بايد بدانيم كه يك حادثه مرهون علل و عوامل مختلفى است كه مجموع آنها حادثه ه‏اى را پيش می آورند. بنابراين چه بسا اگر صدقه در كار نبود پيش از اين حوادث منجر به آن واقعه می شد و يا حادثه ناگوارترى پيش می آمد.

 


منبع : پرسمان دانشجویی

دوشنبه, 04 دی 1396 13:11

تأثير زمان و مكان بر دعا

تأثير زمان و مكان بر دعا

 

 

بحث من به صورت کلی است. یک وقت بحث «زمان» مطرح است، یک وقت بحث «مکان» است كه بر روي دعا تأثير مي ­گذارد؛ مثل مسجد، حرم های مطهره ائمه(علیهم السلام) و حرم و حائر حسینی ‎گذارد. ‎

 


دعا

 

 

تأثير نماز و روزه بر دعا

من دو عمل را که بخصوص در ماه مبارک رمضان بیشتر مورد ابتلاء ما هست، مطرح می کنم.‎  بسیار روایت داریم که کسی که حاجتی دارد، اگر نماز بخواند و در نماز یا بعد از نماز دعا کند، دعایش مستجاب است.

طهارت و نماز

این روایت را شاید من قبلاً خوانده باشم. ديلمي این روایت را در ارشاد القلوب نقل می کند که‎ پیغمبر اکرم (صلّی الله علیه و آله وسلّم) فرمود: «يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى مَنْ أَحْدَثَ وَ لَمْ يَتَوَضَّأْ فَقَدْ جَفَانِي وَ مَنْ أَحْدَثَ وَ تَوَضَّأَ وَ لَمْ يُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ فَقَدْ جَفَانِي وَ مَنْ أَحْدَثَ وَ تَوَضَّأَ وَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَ دَعَانِي وَ لَمْ أُجِبْهُ فِيمَا سَأَلَنِي مِنْ أَمْرِ دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ فَقَدْ جَفَوْتُهُ وَ لَسْتُ بِرَبٍّ جَافٍ»؛ (وسائل الشیعه ج 1، ص 382)‎
خداوند فرموده است اگر کسی مُحدِث شود و وضو نگیرد، به من جفا کرده است؛ اگر مُحدِث شد و وضو گرفت ولي دو رکعت نماز نخواند و دعا نکرد و از من چیزی نخواست، به من جفا کرده است؛ اگر کسی وضو گرفت و نماز خواند و از من چیزی درخواست كرد و من به او عطا نکردم، من به او جفا کردم. -حالا درخواست او می­خواهد امر دینی باشد يا امر دنیایی باشد؛ هرچه باشد، باشد-
اگر من به او عطا نكنم به او جفا كرده ام و من هم پروردگاری جفاکار نیستم.‎

نماز و حمد و ثناي الهي

یک روایتی از امام صادق (علیه السلام) است که حضرت فرمود: «إِذَا كَانَتْ لَكَ حَاجَةٌ فَتَوَضَّأْ وَ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ احْمَدِ اللَّهَ وَ أَثْنِ عَلَيْهِ وَ اذْكُرْ مِنْ آلَائِهِ ثُمَّ ادْعُ بِمَا تُحِبُّ».(وسائل الشیعه ج8 ، ص 132)

اگر حاجتی داشتی وضو بگیر و دو رکعت نماز بخوان و حمد و ثنای الهی را به جا آور، نعمت­های خداوند را یادآور شو و بعد، از خدا تقاضا کن. در این صورت دعایت به اجابت می رسد.

نمازهاي واجب

عرض کردم در اين باب روایات زیاد داریم. در یک روایتی از پیغمبر اکرم(صلّی الله علیه و آله وسلّم) است که حضرت فرمود: «مَنْ أَدَّى فَرِيضَةً فَلَهُ عِنْدَ اللَّهِ دَعْوَةٌ مُسْتَجَابَ».(وسائل الشیعه ج 6، ص 432)
اگر کسی نماز واجبی را بخواند، نزد خداوند یک دعای مستجاب دارد. گويي از خدا به اندازه یک دعای مستجاب طلبکار می شود.


نماز حاجت در مصلّاي خانه

این روایت را خوب دقت کنید! روایت از امام ششم (علیه السلام) است كه به مِسمَع میگوید: «يَا مِسْمَعُ مَا يَمْنَعُ أَحَدَكُمْ إِذَا دَخَلَ عَلَيْهِ غَمٌّ مِنْ غُمُومِ الدُّنْيَا أَنْ يَتَوَضَّأَ ثُمَّ يَدْخُلَ مَسْجِدَهُ وَ يَرْكَعَ رَكْعَتَيْنِ فَيَدْعُوَ اللَّهَ فِيهِمَا أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ يَقُولُ وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة».( مستدرك‏الوسائل ج6 ، ص 319)
حضرت به مِسمَع می فرماید چه مانعي وجود دارد كه وقتي شما یک ناراحتی و گرفتاری دنیوی پیدا کردید، بروید وضو بگیرید و بروید در محلی که معمولاً در آنجا نماز مي خوانيد، آنجا دو رکعت نماز بخوانید و بعد در نمازتان از خدا بخواهید که خدا این گرفتاری­تان را برطرف کند؟! آيا نشنیده ای که خداوند در قرآن می گوید: «وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة» (بقره ، 45)

 


منبع: درس اخلاق آیت الله مجتبی آقا تهرانی

چرا هر سوره، بسم الله جداگانه ای دارد؟

 

 

كلمهٔ «بسم الله الرحمن الرحيم» (سورهٔ فاتحة الكتاب، آيهٔ 1) جزء سوره است و همراه با سوره نازل شده است و در هر سوره ‌اي معناي خاص دارد.

 


آيا بسم الله جزء هر سوره هست و آيا يك آيه حساب مي شود؟

 

 

جمله بسم الله الرحمن الرحیم سرآغاز کتاب الهی است و نه تنها در ابتدای قرآن، بلکه در آغاز تمام کتاب های آسمانی بوده است و در سرلوحه ی کار و عمل همه ی انبیا قرار داشت. وقتی کشتی حضرت نوح -علیه السلام- در میان امواج طوفان به راه افتاد، نوح علیه السلام- به یاران خود گفت: « وَقَالَ ارْکَبُوا فِیهَا بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّی لَغَفُورٌ رَحِیمٌ (هود/41)؛ او گفت‏: به نام خدا بر آن سوار شوید! و هنگام حرکت و توقف کشتى‏، یاد او کنید، که پروردگارم آمرزنده و مهربان است‏!»
حضرت سلیمان -علیه السلام- نیز وقتی ملکه ی سباء را به ایمان به خدا فراخواند، دعوت نامه ی خود را با این جمله آغاز کرد و برای او فرستاد: «إِنَّهُ مِنْ سُلَیْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ (نمل/30)؛ این نامه از سلیمان است‏، و چنین مى‏ باشد: به نام خداوند بخشنده مهربان »

معنای بسم الله در ابتدای قرآن کریم

از اين جهت كه اول قرآن كريم قرار گرفت، ناظر به آن معناي واحدي است كه قرآن كريم آن معنا را در بر دارد كه؛ قرآن نور است، شفا براي مؤمنين است، هدايت مردم است و مانند آن.
اين نور بودن قرآن كريم هدف اين كتاب است و قاري قرآن كه با بسم الله اين كتاب را شروع مي‌كند يعني من به نام خدا ابتدا مي‌كنم براي رسيدن به اين نورانيت.

معنای بسم الله هر سوره

از آن جهت كه در اول هر سوره هم قرار دارد، بسم الله اول هر سوره يعني به نام خدا ابتدا كردن براي رسيدن به محتواي آن سوره.

از اين جهت كه اول قرآن كريم قرار گرفت، ناظر به آن معناي واحدي است كه قرآن كريم آن معنا را در بر دارد كه؛ قرآن نور است، شفا براي مؤمنين است، هدايت مردم است و مانند آن.

اين نور بودن قرآن كريم هدف اين كتاب است و قاري قرآن كه با بسم الله اين كتاب را شروع مي‌كند يعني من به نام خدا ابتدا مي‌كنم براي رسيدن به اين نورانيت.

 

چرا هر سوره بسم الله جداگانه ای دارد؟

در صورتي كه «بسم الله الرحمن الرحيم» (سورهٔ فاتحة الكتاب، آيهٔ 1) متعلق به استعين ‌باشد يعني استعين باسم الله، به اسم خدا كمك مي‌گيرم كه اين بسم الله صله باشد براي استعينی كه محذوف است يعني استعين باسم الله به نام خدا استعانت مي‌جويم در نيل به هدف و غرض اين سوره و  اگر اين (باء) باء ابتدائيه بود يعني ابتدأ باسم الله: به نام خدا آغاز مي‌كنم، يعني به نام خدا در اين كار مقدس شروع مي‌كنم .
اين كار مقدس را شروع مي‌كنم كه به هدف اين سوره برسم پس بسم اللهي كه در اول قرآن است انسان به نام خدا شروع مي‌كند كه به هدف اين قرآن كه نوراني شدن است، برسد.

آيا بسم الله جزء هر سوره هست؟
در این مسئله دو نظر وجود دارد:


1- از نظر اکثر مراجع (آیات عظام، امام خمینی، مکارم، نوری همدانی، فاضل لنکرانی، صافی گلپایگانی، شبیری زنجانی، جعفر سبحانی، سید صادق حسینی شیرازی، محمد علی گرامی قمی) بسم الله الرحمن یک آیه حساب می شود . بنابر این مثلا در نماز آیات با گفتن آن می تواند به رکوع برود . نماز آیات صحیح است . در سوره توحید، اول بگوید بسم الله الرحمن الرحیم و به رکوع رود. بعد بلند شود بگوید قل هو الله احد و به رکوع رود. به همین ترتیب تا پنج رکوع کامل شود.( امام خمینی، توضیح المسائل،م1507؛ مکارم،م 1299؛ نوری همدانی،م 1505؛ صانعی،م1492؛ فاضل لنکرانی،م 1520؛ صافی گلپایگانی،م 1517؛جعفر سبحانی،م1428؛ محمد تقی بهجت،م1226؛ سید صادق حسینی شیرازی،م1553 ؛ محمد علی گرامی قمی،م1579)


2- عده ای از مراجع مانند آیت الله خامنه ای، سیستانی و تبریزی، بسم الله را به عنوان یک آیه صحیح نمی دانند . در نماز آیات معتقدند بعد از بسم الله یک آیه از سوره نیز خوانده شود، بعد به رکوع برود.( توضیح المسائل مراجع ،ذیل مسئله 1507 و سؤال تلفنی(7743232-0251) از دفتر آیت الله خامنه ای)

 


منابع:
سایت غدیر
بیانات آیت الله جوادی آملی در درس تفسیر ایشان
سایت پاسخگو
سایت اندیشه قم

دوشنبه, 04 دی 1396 13:05

دین جدید امام زمان(عج) !

دین جدید امام زمان(عج) !

 

 

در سال های غیبت به قدری تحریفات و مسائل خرافی وارد دین می شود که در زمان ظهور گفتار امام زمان (عج) را دین و سنتی جدید تلقی می کنند.

 


امام زمان

 

 

در برخی از روایات عصر ظهور امام عصر (عجل الله فرجه) آمده است که ایشان وقتی ظهور می فرمایند مردم از گفته های ایشان بقدری متعجب می شوند که می گویند او دینی جدید آورده است.
یکی از مسائل مهمی که درباره مهدویت وجود دارد همین نحوه برخورد حضرت با دین موجود و همچنین متقابلا برخورد مردم با مطالب دینی مطرح شده توسط امام زمان است.

سنت جدید امام زمان(عج) در روایت

در روایتى که از امام صادق(علیه السلام) در کتاب «اثبات الهداة» نقل شده، مى خوانیم:
«اذا خرج القائم یقوم بامر جدید، و کتاب جدید، و سنّة جدید و قضاء جدید(اثبات الهداة ج 7، ص 83)؛ هنگامى که قائم خروج کند، امر تازه، روش تازه و داورى تازه اى با خود مى آورد».
تازگى این برنامه ها و روش ها و داوری ها نه به خاطر آن است که مذهب جدیدى مى آورد، بلکه چنان اسلام را از میان انبوه خرافات و تحریف ها و تفسیرهاى نادرست و برداشت هاى غلط بیرون مى آورد که بنائى کاملا نو و جدید جلوه مى کند.
همچنین تازگى کتاب به مفهوم آن نیست که کتاب آسمانى جدید بر او نازل مى شود، چرا که امام قائم است و حافظ دین، نه پیامبر و آورنده آئین و کتاب جدید; بلکه قرآن اصیل فراموش شده را چنان از زوایاى تحریف هاى معنوى و تفسیرهاى نادرست بیرون مى کشد که مى توان نام کتاب جدید بر آن گذاشت.
شاهد این گفتار علاوه بر صراحت قرآن در زمینه ختم نبوّت در آیه 40 سوره احزاب و گذشته از روایاتى که خاتمیّت پیامبر اسلام را ثابت مى کند، احادیث متعدّدى است که تصریح مى کند با روش پیامبر و کتاب و سنّت و آئین او برمى خیزد.

چرا امام زمان بیان جدیدی دارند؟

یک. مطابق برخى روایات، بخشى از احکام به جهت نبود شرایط و مقتضیات در عصر معصومان بیان نشده و تنها علمش نزد اهل بیت(علیهم السلام) باقى مانده است و در عصر ظهور آن احکام بیان خواهد شد.

در عصر غیبت به جهت دورى از امام معصوم، علما و فقها مأمور به گرفتن احکام از ادله‌اى هستند که برخی از آنها ظنّى است و در نتیجه احکامى که استخراج مى‌شود احکام ظاهرى است نه واقعى، اگر چه در عصر غیبت مأمور به عمل به آنها هستیم، ولى در عصر ظهور توسط امام زمان(عج) احکام واقعى عرضه مى‌شود


دو. بخشى از احکام به جهت از بین رفتن کتاب‌ها و احادیث تلف شده و به دست ما نرسیده است که قطعاً نزد امام زمان(علیه السلام) موجود است و در عصر ظهور آنها را بیان کرده و به اجرا خواهد گذاشت.
سه. در عصر غیبت به جهت دورى از امام معصوم، علما و فقها مأمور به گرفتن احکام از ادله‌اى هستند که برخی از آنها ظنّى است و در نتیجه احکامى که استخراج مى‌شود احکام ظاهرى است نه واقعى، اگر چه در عصر غیبت مأمور به عمل به آنها هستیم، ولى در عصر ظهور توسط امام زمان(عج) احکام واقعى عرضه مى‌شود.
چهار. در طول تاریخ اسلام برخى از احکام بنا به مصالحی کمتر به آنها عمل شده و یا اصلاً در جامعه بیان نشده است؛ که به طور حتم این‌گونه احکام در عصر ظهور به اجرا در خواهد آمد.
پنج. تا عصر ظهور دیدگاه و سطح فکر و تعقل مردم بسیار بالا رفته و آمادگى و قابلیت‌هایى فوق العاده در فهم معارف دینى خواهند یافت که در نتیجه احتیاج به پاسخ‌گویى با انحای مختلف به این خواسته‌ها است.

نتیجه نهایی

از آنچه گذشت در می یابیم که امام زمان(عج) به عنوان امامی که شارح و تبیین کننده دین جد بزرگوارشان هستند در هنگام ظهور قصد آوردن دین جدید و یا طریقی غیر از راه پیامبر و ائمه را نمی خواهند بروند بلکه فقط تحریف های وارد شده در دین را نمایان می کنند و دین راستین و مطابق وحی را بر مردم عرضه خواهند کرد.

 


منابع:
اسلام کوئست
سایت پاسخگو( مرکز پاسخگویی به سوالات دینی)

امام حسن (علیه السلام) آماج هجمه ‌های اهل بَغی

 

 

از هم... شد... آنچه شد. ملکوت به نور علی (علیه السلام) منور شد. روح قُدسیِ مولایمان، از مُلک تَن آزاد شد و باری دیگر، پس از سال‌ها دوری، نزد نبیّ و دختِ نبیّ آرام گرفت. چه خوش لحظه‌ای بود...

 


امام حسن (علیه السلام) آماج هجمه ‌های اهل بَغی

 

 

از نگاه مکتب شیعه، نبی اعظم (صلی الله و علیه وآله) در واپسین روزهای زندگانی، در ماجرای غدیر خم، و بارها پیش از آن، عهد امامتِ امت را به امر الهی به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) واگذار کردند. لیکن هنوز ماه در دل خاک نیارمیده بود، که میراث پیغمبر غارت شد. پس شد، آنچه شد. بیست و اندی سال، علی... خار در چشم و استخوان در گلو، ایام گذراند. تا اینکه پس از قتل عثمان، امت پس از سالیانی دراز، روی خود را به سوی قبله کردند. رو به سوی وجه الله کردند. رو به سوی خورشید کردند. اما چشمانی که به تاریکی‌ها خو گرفته بودند، تاب و تحمل نور خورشید را نداشتند. باز هم... شد... آنچه شد. ملکوت به نور علی (علیه السلام) منور شد. روح قُدسیِ مولایمان، از مُلک تَن آزاد شد و باری دیگر، پس از سال‌ها دوری، نزد نبیّ و دختِ نبیّ آرام گرفت. چه خوش لحظه‌ای بود...

سزاى كسانى كه با خدا و پيامبر او مى‏ جنگند و در زمين به فساد مى‏ كوشند، جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان در خلاف جهت يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند. اين، رسوايى آنان در دنياست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت‏

»
پس عهد امامت، طبق همان بشارتی که خدای محمد (صلی الله و علیه وآله) بر بنده و رسول خود فرستاده بود، به حسن، سرور جوانان اهل بهشت رسید.[1] مردم نیز گرد ایشان آمده؛ بیعت کردند.

آیا خلافت امام حسن (علیه السلام) از دید اهل سنت بر حق بود؟

از دید منابع حدیثی اهل سنت، امام حسن (علیه السلام) نوه پیامبر و سرور جوانان اهل بهشت است.[2] به راستی با وجود چنین مرتب اعلی، آیا نوبت به مرتب دیگری می‌رسد؟! هرگز...
علمای اهل سنت نیز خلافت امام حسن (علیه السلام) را، خلافتی شرعی و ایشان را جزو خلفای راشدین برشمرده‌اند.[3] چون بر اساس شرایط خلیفه در منابع اهل سنت (از جمله عدالت، شجاعت، عقلانیت، قرشی بودن و...) بوده و اهل حل و عقد (بزرگان جامعه مسلمین) نیز با ایشان بیعت کرده بودند.

محاربین و اهل بغی از دید قرآن و سنت

محاربین کسانی هستند که مسلحانه علیه حکومت حق، سر به شورش و گردن‌کشی برمی‌دارند. قرآن درباره آنان حکمی روشن دارد: «إِنَّما جَزاءُ الَّذينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ.[المائدة : 33] سزاى كسانى كه با خدا و پيامبر او مى‏ جنگند و در زمين به فساد مى‏ كوشند، جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان در خلاف جهت يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند. اين، رسوايى آنان در دنياست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت‏».
از سویی کسانی هم در دایره فقه اسلام، به «اهل بغی» مشهورند. بغی در لغت معانی مختلفی دارد.[4] لیکن از حیث اصطلاحی، به معنی «تجاوز و تعدی به حقوق دیگران» و ایضا ً خروج علیه حاکم عادل است.[5]
اما به راستی، آیا اهل بغی (و به تعبیری روشن‌تر) معاویه که علیه حکومت بر حقِ امام حسن (علیه السلام) شورید و علیه ایشان خروج کرد، حکم کفر بر او جاری است؟ یا خیر؟

علمای اهل سنت نیز خلافت امام حسن (علیه السلام) را، خلافتی شرعی و ایشان را جزو خلفای راشدین برشمرده‌اند.[3] چون بر اساس شرایط خلیفه در منابع اهل سنت (از جمله عدالت، شجاعت، عقلانیت، قرشی بودن و...) بوده و اهل حل و عقد (بزرگان جامعه مسلمین) نیز با ایشان بیعت کرده بودند.



دیدگاه اهل سنت

باید توجه داشت که اهل‌سنت به طور مستقیم و صریح، معاویه را کافر نمی‌خوانند. بلکه غالباً او را محترم می‌شمارند. لیکن این نکته جای سؤال دارد که دیدگاه اهل سنت درباره اهل بغی چیست؟
می‌دانیم که خروج معاویه علیه حکومتِ بر حقّ امام حسن (علیه السلام) امری روشن است. از سویی پیامبر (صلی الله و علیه وآله) فرمودند که گروهی باغی (اهل بغی) عمار را خواهند کشت[6] (و عمار هم در جنگ صفین، به دستور معاویه کشته شد). با این حال، غالب اهل سنت اصرار بر این دارند که اگر اهل بغی، ولو به ظاهر، معتقد به اصول اسلام باشند، حکم کافر نخواهند داشت. اما برخی از علمای اهل سنت، برخی از اهل بغی (همانند خوارج) را محکوم به کفر و ارتداد دانسته‌اند.[7]

دیدگاه شیعه

فقهای شیعه بر این عقیده اند که اگر کسی علیه امام معصوم، شورش کند، باغی است و حکمِ او نیز حکم کافر و مرتد است.[8] هر چند در برخی روایات، اهل بغی، کافر شمرده نشدند، اما علما این دست از روایات را حمل بر تقیه کرده و بر کافر بودنِ اهل بغی، تأکید و تصریح دارند.



پی نوشت ها:
[1]. شیخ کلینی، الکافی، تهران: دار الکتب الاسلامیة، 1365، ج 1، ص 297-300.
[2]. سعد الدین التفتازاني، شرح المقاصد في علم الكلام، دار المعارف النعمانية، 1981، ج 2، ص 302.سنن الترمذی، دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع، بيروت، 1983، ج 5، ص 321.احمد بن شعیب نسائی، فضائل الصحابة، بیروت: دار الکتب العلمیة، ص 20.
[3]. ابن خلدون، ديوان المبتدأ و الخبر، تحقيق خليل شحادة، بيروت: دار الفكر، 1988، ج 1، ص 406.ابن کثیر دمشقی، البداية و النهاية، بيروت: دار الفكر، 1986، ج‏ 6، ص 198.أحمد بن حجر الهيتمي المكي، الصواعق المحرقة، ، قاهره: شركة الطباعة الفنية المتحدة، 1965، ص 135.
ابن حجر هیتمی درباره امام حسن (علیه السلام) می‌گوید: «هو آخر الخلفاء الراشدين بنص... خليفة حق وإمام عدل وصدق تحقيقا لما اخبر به جده الصادق المصدوق بقوله الخلافة بعدي ثلاثون سنة...» یعنی او آخرن خلیفه از خلفای راشدین است و خلافت او مبتنی بر نص بود. خلیفه ای برحق و یقیناً امامی عادل و راستگو بود. همانگونه که جدش راستگویش وعده داده بود...
[4]. ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1416 ه.ق، ج 1، ص 455-457. فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، مکتب نشر الثقافة الاسلامیة، 1408 ه.ق، ج 1، ص 226.
[5]. ابن‌اثیر، النهایة فی غریب الحدیث، قم، مؤسسه اسماعیلیان، 1364، ج 1، ص 143.محمدحسن نجفی، جواهر الکلام، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1362، ج 21، ص 322. محمد بن حسن طوسی، الاقتصاد، قم: چاپخانه خیام، 1400 ه.ق، ص 315.
[6]. ابن كثير، البداية والنهاية، بیروت: دار إحياء التراث العربی، 1988، ج 7، ص 340. ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت: دار صادر، ج 3، ص 252.
[7]. عبد الله بن قدامه، المغني، بیروت: دار الكتاب العربي للنشر والتوزيع، ج 10، ص 49-50.
[8]. المحقق الأردبيلي، مجمع الفائدة، قم: مؤسسة النشر الإسلامي، 1409 ه.ق، ج 7، ص 524.محقق بحرانی، الحدائق الناضرة، قم: مؤسسة النشر الإسلامي، ج 3، ص 421.الشيخ الطوسی، المبسوط، المكتبة المرتضوية لإحياء آثار الجعفرية، ج 7، ص 264.

خوب شوهرداری کردن

 

زن با خوب شوهرداری خود تمام نیازهای عاطفی و جنسی و فکری شوهر خود را تامین می کند و به عبارتی مرد در خانه اش و در کنار همسرش از همه جهت تامین می شود و چشم و دلش سیر می گردد و وقتی به بیرون از خانه، به جامعه می آید تمام حواسش به کار و کوشش و تحصیل و ... معطوف می گردد و بدنبال چشم چرانی و ... نخواهد بود.

 

شوهرداری، همسرداری، خوب شوهرداری

 

 


حتما خیلی از شما این روایت مشهور را شنیده اید که: «جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّل‏»؛ (مستدرک، ج8، ص 8/ اصول کافی، ج 5، ص 9) جهاد زن، خوب شوهرداری است. این جمله بخشی از یک روایت از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) است. در باب این روایت مطالبی قابل تامل ارائه می شود. اول سه واژه را در این روایت مورد بررسی قرار می دهیم.
در این روایت سه بار به سنگینی و خطیر بودن «حسن التّبعّل»، "خوب شوهرداری" اشاره شده است:



1- واژه ی «جهاد»: «حُسن التبعل» در این روایت با عنوان «جهاد» آورده شده است. جهاد به شکل عام دو نوع است، جهاد اصغر (جنگ) و جهاد اکبر (جهاد با نفس). که بنا بر روایات جهاد با نفس به مراتب سخت تر از جهاد اصغر می باشد.


2- واژه ی «حسن»: زن می تواند به شکل عادی و معمولی شوهرداری کند. اما شوهرداری ای، جهاد نامیده می شود  که «حسن» باشد.


3- واژه ی «التّبعّل»: یکی از معانی این واژه "تکلف" است. یعنی حکایت از سنگینی و تکلّف وظیفه می کند.


 با طرح یک سوال موضوع را پیش می بریم. اصولا جهاد برای چه اتفاق می افتد و یا نتیجه جهاد چیست؟
وقتی به سرزمینی حمله می شود و ناموس و خاک و امنیت آن به خطر می افتد مردان آن سرزمین برای حفظ و ایجاد امنیت در سرزمین خود جهاد می کنند تا امنیت کشورش به خطر نیافتد. و بدینوسیله امینت جامعه حفظ می شود و آرامش حاکم می گردد.


 حال می خواهیم بپرسیم که چرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خوب شوهرداری کردن زن را جهاد نامیده است؟ و وجه تشابه آن با جهاد مردان چیست؟

این خوب شوهرداری زن که جهاد نامیده شده، باعث می شود همه در جامعه احساس امنیت داشته باشند و هیچ ترس و نگرانی نداشته باشند و این است معنای بلند سخن گوهربار رسول اکرم (صلی الله علیه و آله).

 همه می دانیم که مدیریت داخل خانواده با زن است. اوست که باید حواسش به همسر و فرزندان و امور آنان باشد. زن با خوب شوهرداری خود امنیت را در جامعه ایجاد می کند. ایجاد و حفظ امنیت در جامعه از مباحث مهم اسلام است. چون اگر جامعه ای امنیت داشته و سالم باشد پیشرفت در آن نمایان خواهد شد. ولی اگر جامعه سالم نباشد مشکلات عدیده ای بروز و نمود خواهد داشت.


زن با خوب شوهرداری خود تمام نیازهای عاطفی و جنسی و فکری شوهر خود را تامین می کند و به عبارتی مرد در خانه اش و در کنار همسرش از همه جهت تامین می شود و چشم و دلش سیر می گردد و وقتی به بیرون از خانه، به جامعه می آید تمام حواسش به کار و کوشش و تحصیل و ... معطوف می گردد و بدنبال چشم چرانی و ... نخواهد بود.


این خوب شوهرداری زن که جهاد نامیده شده، باعث می شود همه در جامعه احساس امنیت داشته باشند و هیچ ترس و نگرانی نداشته باشند و این است معنای بلند سخن گوهربار رسول اکرم (صلی الله علیه و آله).


 و از این تحلیل متوجه می شویم که جهادی که زن در خانواده انجام می دهد؛ جهاد اکبر و بسیار سخت است. و این است وجه تشابه جهاد مردان و زنان که نتیجه هر دو ایجاد امنیت در جامعه می باشد.