rezas
اعتیاد مهمترین مشکل اجتماعی تهران !
گفتگوی تبیان با "مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی"
سرریز آسیبهای اجتماعی

امروزه و با پیشرفت علم و فنّاوری، همگان آشکارا میتوانند گذر از جامعه سنتی به پیشرفته را مشاهده کنند. اما این روند پیشرفت، معایب و مزایای فراوانی در ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و... دارد که در صورت عدم شناخت صحیح و مطلوب از این زوایا، معایب آن مزایا را تحتالشعاع قرار داده و آسیبهای غیرقابل جبرانی را به بار خواهند آورد.
بسیاری از جامعه شناسان بر این عقیده هستند که اکثر انحرافات اجتماعی (Social Devianced)، حاصل هجمهی گستردهی انواع فناوریها، بالأخص ابزار ارتباطاتی و اطلاعاتی است. در این راستا، "برایان ترنر" (Bryan Turner) جامعهشناس انگلیسی، معتقد است که انحراف اجتماعی؛ به رفتاری گفته میشود که هنجارهای موجود را بهطور گستردهای نقض کند. ازاینرو، هرچه جامعهای به سمت و سوی پیشرفت و پیچیدگی حرکت کند، نرخ انحرافهای اجتماعی در آن افزایش خواهد یافت.(1)
اکثر نظامهای صنعتی، مدرن و پستمدرن بهخودیخود با آسیبهای اجتماعی فراوانی همراه هستند و تمام کشورهای سرمایهداری و در حال توسعه همچون؛ انگلستان، آمریکا، هند، مصر و... با آسیبهای اجتماعی مختص به خود دست به گریباناند
جامعه ایران نیز همواره و در دوران مختلف، با آسیبهای اجتماعی متفاوتی مواجه بوده که این روند، با شدت گرفتن تهاجم فرهنگی و تغییر در سبک زندگی نسل جدید، روند فزایندهای را به خود گرفت. این موضوع تا آن اندازه حائز اهمیت است که رهبر معظم انقلاب اسلامی، قریب به 12 سال پیش تذکرات گستردهای دربارهی تغییر در سبک زندگی، آسیبهای اجتماعی حاصل از آن و نیز تغییرات نسل جدید ارائه کردند.
آسیبهای اجتماعی انواعی دارند که بنا به ابعاد اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی بسیار گسترده و پیچیده عنوان شدهاند. اما امروزه و با توجه به آمار این آسیبها، مهمترین آنها عبارتاند از "اعتیاد"، "طلاق"، "کودکان کار" و "کارتنخوابها".
در این راستا، سید نجم الدین محمدی، مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری با اشاره به گستردگی آسیبهای اجتماعی در ایران و بهویژه تهران، اظهار داشت که با توجه به آمارها و اطلاعات میدانی، اعتیاد در صدر آسیبهای اجتماعی قرار دارد.
نهادهای غیردولتی و مراکز ام.ام.تی MMT (مراکز درمان سوءمصرف مواد مخدر) با انتشار آمارهای مستند، اعلام کردهاند که بیش از 1 میلیون و 200 هزار نفر تحت پوشش این مراکز بوده و این آمار روند فزایندهای را طی میکند.
مرگ آنلاین! +فیلم / اینفوگرافیکفروش کلیه؛ تدبیری برای گذران زندگیمالک کمپانی شاخهای مجازی! +تصویر
مهندس محمدی، اوضاع معتادان را نگران کننده توصیف کرده و اظهار داشت: بخش خدمات شهری شهرداری، برنامهها و تدابیر ویژهای را برای مقابله با این آسیب اجتماعی در دستور کار دارد اما بیتردید، پیشگیری بسیار آسانتر از درمان معضلات و آسیبهای اجتماعی است و انتظار میرود دیگر ارگانها و نهادهای اجتماعی نیز در این مسیر همکاری و همراهی بیشتری داشته باشند.
بزرگترین عامل بروز آسیبهای اجتماعی در کشورهای بزرگ، مشکلات اقتصادی و کمبود امید اجتماعی است. در ایران نیز پس از هر بحران و تنش اقتصادی-سیاسی با کاهش امید و بهتبع آن، افزایش آمار خودکشی مواجه میشویم.
در مرحلهی بعدی، معضل طلاق یکی از آسیبهای اجتماعی محسوب میشود که امروزه، آمار نگرانکنندهای را به خود اختصاص داده است. البته اشاره به این دو معضل اجتماعی، به آن معنا نیست که دیگر آسیبهای اجتماعی اهمیتی ندارند، بلکه ازنظر ما و دیگر متولیان حوزهی اجتماعی و فرهنگی، همهی آسیبهای اجتماعی حائز اهمیت بوده اما برخی از آنها بنا به سرانهی اجتماعی بیشتر و بحرانی شدن مورد توجه بیش از پیش قرار میگیرند. بهطور مثال، در زمستان کارتنخوابی اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چراکه سرمای زمستان احتمال آسیبپذیری و حتی مرگ کارتنخوابها را افزایش میدهد.
باید توجه داشت که امروزه، اکثر نظامهای صنعتی، مدرن و پستمدرن بهخودیخود با آسیبهای اجتماعی فراوانی همراه هستند و تمام کشورهای سرمایهداری و در حال توسعه همچون انگلستان، آمریکا، هند، مصر و... با آسیبهای اجتماعی مختص به خود دست به گریباناند، اما بنا به روند شهرنشینی، توزیع طبقات اجتماعی، مهاجرت، مشکلات اقتصادی و عدم توزیع فرصتها آسیبهای اجتماعی متفاوتی دارند.
سید نجم الدین محمدی، بزرگترین عامل بروز آسیبهای اجتماعی در کشورهای بزرگ را، مشکلات اقتصادی و کمبود امید اجتماعی عنوان کرد. در ایران نیز ما پس از هر بحران و تنش اقتصادی-سیاسی با کاهش امید و بهتبع آن، افزایش آمار خودکشی مواجه میشویم.
در زمستان کارتنخوابی از اهمیت بیشتری برخوردار میشود چراکه سرمای زمستان احتمال مرگ بسیاری از آنها را افزایش میدهد.
شهرداری تهران سامانه 137 را برای خدمات شهری اختصاص داده و شهروندان با تماس، میتوانند کارتنخوابها و بیخانمانها را معرفی کنند تا در این ایام سرد به گرمخانهها معرفی شوند. در حوزه کودکان کار هم شهرداری مراکز "پرتو" را راهاندازی کرده و روزانه بیش از 3 هزار کودک کار را تحت پوشش و آموزش قرار میدهد و کارگاههای تخصصی کار برای این افراد در نظر گرفتهایم تا آیندهی شغلی مطلوبی را برایشان متصور شویم.
مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری یکی از راهکارهای پیشگیری و مقابله با آسیبهای اجتماعی را مبارزه با تهاجم فرهنگی و پر کردن خلأهای فرهنگ عنوان کرده و گفت: بهترین راه برای جلوگیری از ولنگاری فرهنگی که بسیاری از آسیبهای اجتماعی جامعه ایران از آن نشأت میگیرد؛ افزایش سطح امید در جامعه و نیز پر کردن خلأهای فرهنگی است، چراکه این خلأها زمینهی بسیاری از لغزشها و انحرافات اجتماعی را ایجاد میکند.
پینوشت:
1. تعریف انحراف اجتماعی، پایگاه اطلاعرسانی سرای دانش
مال اندوزی !
مال اندوزی !

«ثعلبه بن حاطب» از اصحاب پیامبر (ص) بود و در جنگ بدر برای دفاع از اسلام حضور داشت. روزی از رسول خدا (ص) درخواست دعا نمود تا ثروتمند شود. پیامبر (ص) فرمود: مال اندکی که شکر آن را بجا آوردی، بهتر از ثروتی است که نتوانی حق آن را ادا نمایی. ثعلبه روز دیگری برای بار دوم تقاضای خود را تکرار کرد. خاتم رسولان فرمود: آیا نمی خواهی از من پیروی کنی و همراه من باشی؟!
ثعلبه روز بعد برای سومین بار از پیامبر (ص) خواست که برای او دعا نماید و گفت: به حق آن خدایی که تو را برای پیامبری انتخاب کرده است اگر ثروتی به من بدهد، سهم هر صاحب حقی را که در آن است خواهم داد.
پس از سومین درخواست ثعلبه رسول خدا (ص) دست به دعا برداشتند و گفتند: خدایا به ثعلبه ثروتی عطا کن. بعد از این دعا او گوسفندی خرید که در اندک زمانی با زائیدن پیاپی بر تعداد آن ها افزوده می شد. نگهداری گوسفندان او را مجبور به ترک مدینه ساخت. تا مدتی در نماز جمعه شرکت می نمود، اما زیاد شدن روزافزون ثروتش او را از همین اندازه توفیق عبادت با رسول خدا (ص) نیز محروم ساخت. چندی بعد او با منافقان مدینه مسجدی به نام «ضرار» را ساخت که پیامبر به دستور خداوند آن را خراب نمود.
هنگامی که خاتم رسولان افرادی را برای گرفتن زکات به نزد ثعلبه فرستاد او از پرداخت حق خداوند در اموالش خودداری کرد و رسول خدا (ص) با شنیدن این خبر سه بار فرمود:
وای برثعلبه....
مال اندوزی این صحابی مبارز را به جهنم کشانده بود.
مجمع البیان، ج 5، ص 53
معجم کبیر، ج 8، ص 218
بحارالانوار، ج 22، ص 40
مطالب مرتبط:
گریه کودکان
در سرزمین منا (مردی که کمک خواست)
کودکان اندیشمند
«رابطه اخلاق با علم فقه»
«رابطه اخلاق با علم فقه»

سخن پیرامون ارتباط دانش فقه با دانش اخلاق است. گاهى گفته مى شود علم فقه نیز مثل اخلاق است. مثلاً اخلاق مى گوید راستى و راست گویى اجمالاً زیباست و دروغ گویى اجمالاً قبیح است. فقه اسلامى نیز مبیّن همین است كه راست گویى واجب و دروغ گویى حرام است. یا مثلاً اخلاق مى گوید عمل به پیمان، زیبا و حَسن است، فقه هم مى گوید عمل به پیمان واجب است.
پس تفاوت اخلاق با علم فقه چیست؟ به طور كلى اخلاق با فقه، موضوعاً و محمولاً دو علم متمایزند. اخلاق درباره صفات درونى انسان سخن مى گوید، درحالى كه بحث فقه درباره أفعال بیرونى انسان است. صفات درونىِ انسان مانند: شجاعت، بخل، حسد و... و أفعال بیرونى او مانند: نماز، روزه، زكات، جهاد و .... بنابراین تفاوت هم در موضوع و هم در محمول است. موضوع اخلاق، رذایل و فضایل است; اما موضوع فقه افعال مكلفین. مرحوم بحرالعلوم در ارجوزه منسوب به او مى گوید: موضوعه (فقه) فعل مكلّفینا *** غایته الفوز بعلّیّینا
همچنین محمول در اخلاق، حَسنٌ یا قَبیحٌ است; حال آنكه محمول در فقه یكى از احكام پنج گانه واجب و حرام و مكروه و مستحب و مباح است. آنچه تاكنون گفتیم، مربوط به اخلاق نظرى بود. در مقایسه اخلاق عملى با فقه، گاهى موضوع هردوى آن ها یكى است; اما محمول آن ها قطعاً فرق دارد. مثلاً صدق، كذب، پیمان شكنى و عمل به پیمان خودش از موضوعات اخلاق عملى است كه موضوع فقه هم هست. اما محمول ها فرق دارد. مثلاً در اخلاق عملى، عقل نمى گوید: یجب یا لایجب; زیرا عقل چنین حقّى ندارد; بلكه عقل مى گوید هذا حَسنٌ و هذا قبیحٌ پس فقط این شرع است كه مى تواند بگوید: الصدق واجبٌ و الكذب حرامٌ.
اشتراك مسائل فقه و اخلاق
اشتراك مسایل فقه و اخلاق فقط مربوط به حوزه اخلاق عملى است. بنا براین میان فقه و اخلاق نظرى هیچ اشتراكى نیست. پیش از این نیز گفته شد كه موضوع اخلاق نظرى، فضایل و مناقب نفسانى (خلق و خوى انسانى) است و چون درباره درون بحث مى كند موضوعاً و محمولاً با فقه تفاوت دارد. اخلاق درون نگر است و فقه، برون نگر. اخلاق در صفات بحث مى كند و فقه در افعال. محمول اخلاق جمیل یا قبیح است; اما محمول فقه واجب یا غیر واجب. مرحوم ملا احمد نراقى در معراج السعادة مى فرماید: «موضوع این علم(اخلاق)، نفس ناطقه انسانى است كه أشرف انواع كائنات و أفضل طوایف ممكنات است و به واسطه این علم از حضیض مرتبه بهائم به اوج عالم ملائك عروج مى نماید. پس فایده علم اخلاق پاك ساختنِ نفس از صفات رذیله و آراستن آن به ملكات جمیله است كه از آن به تهذیب نفس تعبیر مى شود و ثمره تهذیب اخلاق، رسیدن به خیر و سعادت ابدى است.» این گفتار ملا احمد، ناظر به اخلاق نظرى است و لذا مى گوید موضوعش نفس و ملكات نفسانى و پاك كردن نفس است.
نیاز به علم اخلاق با وجود علم فقه
آیا با وجود علم فقه نیازى به اخلاق هست؟ مى گوییم آرى هست. قبلاً گفته شد كه اخلاق خصوصاً اخلاق نظرى درباره مسایل درونى انسان است: یعنى ملكات حسنه و ملكات سیئه بنابراین باید دانست كه فقه هرگز در آن جاها راه ندارد. كار فقه، تنظیم زندگى فردى و اجتماعى است. و لذا در این تنظیم، نیاز به صدور نظمْ نامه اى است به اینكه بگوید: نماز واجب است، روزه واجب است، جهاد واجب است، رشوه حرام است، غیبت حرام است و... .
البته اگر كسى به فقه عمل كند مسلماً سعادتى در كنارش هست و این جاى بحث نیست. اما علم فقه ما را از علم اخلاق بى نیاز نمى كند. اخلاق خصوصا اخلاق نظرى با مطالعه روى نفس مى گوید این نفس چه چیزش فضیلت و چه چیزش رذیلت است؟ و چه باید كرد كه انسان داراى فضایل شود یا از رذایل دورى گزیند؟ این گزاره ها در علم فقه نیست و در حوزه اخلاق مى گنجد. باید توجه داشت كه ما نمى خواهیم از مقام فقه بكاهیم; بلكه قائل به این هستیم كه هر علمى براى خودش جایگاه و موضعى دارد. بنابراین همین طورى كه علم فقه، بى نیاز از علم كلام و أدبیات عرب نیست، از علم اخلاق هم بى نیاز نمى باشد. مرحوم شهید در لمعه مى فرماید براى فقیه چهارده علم لازم است و فقیه مستغنى از اخلاق نیست. ملا احمد نراقى(متولد 1185 و متوفاى 1245) با 60 سال عمر، یكى از بزرگ ترین كتاب هاى فقه را نوشته است: «مستندُ الشیعه» او در عین حال در كنار این اثر بزرگ، كتاب «معراجُ السعادة» را نیز تألیف نموده پدرش ملا مهدى نراقى نیز در فقه كتاب عظیمى دارد; اما در عین حال كتاب اخلاقىِ «جامع السعادات» را نیز نگاشته است.
تفاوت ارزش و دانش
در معارف به معنى أعم، دو مقوله به نام هاى ارزش و دانش مطرح است. ارزش همان اخلاق است و دانش، دانستن است، ارزش غیر از دانش بوده و دانش غیر از ارزش است. ارزش همه اش به اخلاق باز مى گردد; اما دانش دانستنى هایى است كه از قرآن و غیر آن مى آموزیم.
نسبیت اخلاق
ما معتقدیم اخلاق مطلق است و نسبى نیست. بنابراین راست گویى در تمام عالم، در تمام محیط ها و در تمام ظروف، نیكو است; اما پیمان شكنى در تمام زمان ها و تمام شرایط زشت و مذموم است. مغرب زمین در مقابل اخلاق مطلق به اخلاق نسبى نیز معتقد شده است. اخلاق نسبى یعنى ممكن است خُلقى در محیطى زیبا و حَسن باشد; اما در محیط دیگر نه. عدّه اى مى گویند اخلاق نسبى است و بنابراین اخلاق اسلامى اخلاقى مطلق كه در تمام قارّه ها عملى باشد نبوده و مربوط به تمام زمان ها هم نمى باشد; پس ممكن است در برخى مناطق و زمان ها این اخلاق تغییر كرده و ضدّ اخلاق بشود.
ظاهراً مدعیان اخلاق نسبى بین رسومات و بین اخلاق خلط كرده اند. رسوم امرى است داراى مراحل گوناگون كه مرحله به مرحله آن داراى تفاوت است. مثلاً در مرحله اى با كلاه بودن ممكن است خوب باشد; اما در مرحله و جاى دیگر نه.
یا فرض كنید احترام در یك محیط نظامى با احترامى كه در محیط خانه انجام مى شود، تفاوت دارد. یعنى ممكن است فرهنگ یك ملتى چیزى باشد و فرهنگ ملت دیگر چیزى دیگر. مثلاً فرهنگ یك ملت این است كه هر موقع مهمان برایش بیاید قبلاً باید جلوى خانه را براى او آب و جارو كنند; ولى در فرهنگى دیگر این رسم نبوده و این كار لازم نیست.
بنابراین بحث ما در رسوم نیست; بلكه در احكام قطعىِ عقل است. اخلاق از احكام نظرىِ عقل است. عقل قاطعانه مى گوید پیمان شكنى در همه جا قبیح است. مثلاً اگر همه قاره ها را زیرپا بگذاریم و به أبناى بشر بگوییم: نظر شما در مورد ظلم، شكستن عهد و دروغ گویى چیست؟ خواهند گفت كه همه اینها كارهاى زشت و ناپسندى هستند.
بنابراین ما نباید رسوم، فرهنگ و آداب ملت ها را با اخلاق نظرى و اخلاق عملى خلط كنیم. فرهنگ ها عوض مى شوند; اما اخلاق عوض شدنى نیست. اخلاق مانند فرمول هاى ریاضى ثابت است و هم چنان كه جدول ضرب همه جا و در مناطق گوناگون یكى است، همچنین اخلاق عملى ـ نه آداب و رسوم و فرهنگ ـ هم یكسان و ثابت است. بنابراین اخلاقى كه بر اثر درون گرایى و احكام عقل است همواره مانند كوه هایى راسخ و استوار، ثابت است.
پی نوشت:
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع بیشتر براى مطالعه
1. هرمنوتیك/ تألیف آیت الله العظمى سبحانى دام ظله.
2. مدخل مسائل جدید در علم كلام، ج3 / تألیف آیت الله العظمى سبحانى دام ظله.
3. هرمنوتیك و منطق فهم دین/ استاد على ربانى گلپایگانى.
4. متن از نگاه متن / على رضا قائمى نیا.
چه هدفى در شناخت انسان نهفته است؟
چه هدفى در شناخت انسان نهفته است؟

شناخت انسان، راهى است به شناخت خدا، و در حقیقت راه خداشناسى از انسان شناسى عبور مى كند و در این مورد به برخى از نصوص اسلامى اشاره مى كنیم.قرآن مجید پیوند انسان را با مقام ربوبى آنچنان محكم و استوار مى اندیشد كه غفلت از خدا را مایه غفلت از خود انسان مى داند و براى نخستین بار قرآن از این مطلب پرده برداشته است.
انسان شناسى از نظر اسلام غالباً به خاطر یكى از دو صورت انجام مى گیرد.
1. شناخت انسان، راهى است به شناخت خدا، و در حقیقت راه خداشناسى از انسان شناسى عبور مى كند و در این مورد به برخى از نصوص اسلامى اشاره مى كنیم.
قرآن مجید پیوند انسان را با مقام ربوبى آنچنان محكم و استوار مى اندیشد كه غفلت از خدا را مایه غفلت از خود انسان مى داند و براى نخستین بار قرآن از این مطلب پرده برداشته ومى فرماید:
(وَلا تَكُونُوا كَالَّذِینَ نَسُوا اللّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ).([1])
«از آن گروه نباشید كه خدا را فراموش كرده و در نتیجه به خودفراموشى دچار شده اند».
قرآن بر خلاف اندیشه ى «ماركس» كه خداشناسى و علایق مذهبى را مایه از خودبیگانگى مى اندیشد، حفظ پیوندهاى دینى را مایه ى خویشتن گرایى دانسته و بى توجهى به این اصل را، وسیله از خود بیگانگى مى داند و گواه او بر این مطلب بسیار روشن است، زیرا انسان به حكم اینكه معلول و مخلوق خدا است واقعیتى جز وابستگى به علت وپدید آورنده خود ندارد ونادیده گرفتن این اصل، جز نادیده گرفتن حقیقت خویش ندارد وحذف این پیوند، معادل باحذف خود انسان است و به قول عارف:
در اندرون من خسته دل ندانم كیست؟
كه من خموشم و او در فغان و در غوغاست
رسول گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«أَعْلَمُكُمْ بِنَفْسِهِ، أَعْلَمُكُمْ بِرَبِّهِ».([2])
«آگاهترین شما بر خویش، داناترین شما به پروردگار خود مى باشد».
روزى یكى از همسران پیامبر از او پرسید: چه زمان انسان خدا را مى شناسد؟ حضرت فرمود: إذا عَرَفَ نَفْسَه([3]): آنگاه كه خود را بشناسد.
مى گویند عارفى به همتاى خود مى گفت: تو مى گویى : «إلهى عَرِّفْنى نَفْسَكَ» :خدایا خود را براى من بشناسان، ولى من مى گویم «إلهى عَرِّفْنى نَفْسى» : خودم را بر خودم بشناسان.([4]) از «بوعلى» در رساله ى «حجج عشره» نقل شده است كه مى گوید: از پیشواى پیشوایان على بن أبى طالب (علیه السلام) نقل شده است كه مى فرمود:«مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْعَرَفَ رَبَّهُ». ورئیس الحكما ارسطو، نیز مى گوید: آن كس كه از شناخت خود ناتوان است ناچار از شناخت خداى خود نیز ناتوان خواهد بود و چگونه مى توان به شناخت یك نفر اعتماد كرد آنگاه كه خود را نشناسد.([5])
سخنى را كه بوعلى از امام نقل مى كند در غرر الحكم در باب سخنانى كه با لفظ «من» وارد شده است آمده است.([6])
امام صادق (علیه السلام) در تفسیر حدیث پیامبر گرامى (صلى الله علیه وآله وسلم) كه دانش را هر چند در كشور چین باشد بیاموزید، چنین مى فرماید: «هُوَ مَعْرِفَةُ عِلْمِ النَّفْسِ وَفیها مَعْرِفَةُ الرَّبّ».([7]) مقصود شناخت انسان است كه در آن، شناخت پروردگار نیز نهفته است.
به طور مسلم هدف امام صادق (علیه السلام)بیان فرد شاخص و مهمّ و با ارزش علم است كه انسان باید آن را به هر نحوى كه باشد بیاموزد، ولى كلام حضرت رسول از گستردگى خاصى برخوردار است.
2. شناخت انسان به خاطر برآوردن نیازهاى مادى ومعنوى او ـ این بخش از شناخت است كه مى تواند مقدمه تصمیم گیرى، ووسیله شناخت بایستى ها ونبایستى ها وجهت بخشیدن به ایدئولوژى انسان باشد و هیچ مكتبى بدون شناخت انسان نمى تواند، براى او تكلیف ووظیفه اى معین كند، امر ونهى نماید، براى او نظام حقوقى، سیاسى، اقتصادى، پى ریزى كند و یا نظام خانوادگى خاصى و شیوه حكومتى را پیشنهاد نماید، تا مكتبى انسان را نشناسد چگونه مى تواند درباره ى حیات فردى و اجتماعى او، طرح صحیح و جامعى بریزد و روش و فرهنگ خاصى را، بر او عرضه كند مگر نه این است كه هر نوع طرح نوین درباره ى انسان، و هر نوع باید و نباید براى تعالى و بالا بردن مقام او است در چنین صورت شناخت انسان به صورت پایه براى تعیین برنامه زندگى او لازم و ضرورى است.
در احادیث اسلامى به این نوع از شناخت اشاره هایى وجود دارد كه برخى را یادآور مى شویم:
امیرمؤمنان فرمود:
«أَعْظَمُ الْجَهْلِ، جَهْلُ الإِنْسانِ أَمْرَ نَفْسِهِ، أَعْظَمُ الْحِكْمَةِ مَعْرِفَةُ الإِنْسانِ نَفْسَهُ وَوُقُوفِهِ عِنْدَ قَدْرِهِ ».([8])
«بزرگ ترین ناآگاهى، خویشتن نشناسى است و بالاترین دانش ها شناخت خویشتن، تا از اندازه خود تجاوز نكند».
جمله«ووقوفه عند قدره» دستور مى دهد كه برنامه هاى زندگى انسان باید مطابق حد و مرزى باشد كه از انسان به دست مى آید، مثلاً اگر در شناخت خود از انسان به یك درخواست درونى، مانند خداجویى، و دانش طلبى، و یا از قبیل گرایش جنسى، واقف شدیم باید در برنامه زندگى ما، عبادت و نیایش، و علم و دانش جویى، ارضاى غریزه ى جنسى به صورت یك وظیفه و امور بایستى مطرح شود.
در دیگر سخنان امام على (علیه السلام)چنین آمده است:
«اَلْعارِفُ مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَأَعْتَقَها وَنَزَّهَها عَنْ كُلّ ما یُبَعّدُها وَیُوبِقُها» .([9])
«عارف كسى است كه خود را بشناسد و خود را از بردگى برهاند، و از آنچه او را از كمال دور مى سازد پاكیزه گرداند».([10]) ( [11])
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . حشر/19.
[2] . امالى مرتضى:2/329، ط مصر.
[3] . مدرك سابق:1/274.
[4] . میان این دو نوع درخواست اختلاف نیست، زیرا یكى از وسایل شناخت خدا، شناخت خویشتن است، آن كس كه مى گوید خدایا خود را براى ما بشناسان تو گویى سبب آن را كه همان شناخت خویشتن است نیز مى خواهد ولذا در ذیل سخن آن عارف آمده است:
«فانّ مَعْرِفَةَ النَّفْسِ مِرْقاةُ مَعْرِفَة الرَّبّ»: «شناخت خویش نردبانى براى شناختن خدا است».
[5] . رساله «انه الحق» نقل از رساله حجج عشره بوعلى.
[6] . غرر الحكم، ص 282، ط نجف چاپ نعمانى.
[7] . مصباح الشریعه وغیره.
[8] . غررالحكم، ص 77.
[9] . مدر ك سابق.
[10] . منشور جاوید، ج4، ص 185 ـ 188.
[11] اندیشه های جاوید، ج 2، ص 39.
فایل الکترونیکی کتاب شناخت علم و عقل
کتاب شناخت علم و عقل
تالیف دکتر سید محمد بنی هاشمی
معرفت عقل اولین قدم در مسیر بندگی خداوند متعال است و اگر خطایی در برداشتن این گام رخ دهد گامهای بعدی انسان ا از هدفش دورتر میسازد. اما اگر کسی حقیقتا از پیامبر اکرم ص و اهل بیت گرامی ایشان پیروی کند، اولین موهبتی که نصیب میبرد، وجدان عقل و آثار و لوازم آن است. سپس سایر پایه های دین هم بر این اصل و اساس بنا میشود و شکل میگیرد.
از این رو معرفت صحیح عقل جایگاه منحصر بفردی در میان همه معارق دینی دارد...
لطفا جهت دانلود کتاب به فایل پیوست مراجعه شود.
شیخ مفید و دفاع تمام قد از شیعه
سال روز رحلت عالم بزرگ شیعی شیخ مفید (ره)
با کلیک کردن بر روی هر مطلب فرعی از لیست موضوعات ویژه نامه در ذیل، به مقاله مرتبط مطلب جهت مطالعه دسترسی خواهید یافت.
تاریخ بروزرسانی: 9 آذر 1395
زندگینامه شیخ مفید رحمة الله علیه
شیخ مفید(ره) در یازدهم ذیقعده 336 قمری در عکبرای بغداد پای هستی بر جهان گذارد و «محمد» نام وی گردید. از آنجا که پدر او شخصی پارسا و مذهبی بود و به تعلیم و تربیت اشتغال داشت، «ابن المعلم» لقب وی شد. عشق و شور فراوان به تحصیل موجب شد که همراه پدر به بغداد رفته و فراگیری علم و دانش را آغاز کند. او از نشاط وافر و فرح بخش بسیاری در مطالعه برخوردار بود. عطر اخلاص در وجود محمد کار را بدانجا رسانید که در پنج سالگی برای او از این ابی الیاس اجازه روایت گرفته اند و در حالی که هفت سال و چند ماه داشت از این سماک نقل روایت کرده است.
وی فرزانه ای تلاشگر گردید به طوری که پیش از دوازده سالگی از برخی محدثان روایت اخذ کرده و از استاد خویش، شیخ صدوق قبل از بیست سالگی حدیث شنیده است.
«ابن المعلم» سر و وجود خود را از چشمه دانش بغداد طراوت و شادابی بخشید و از محضر بیش از هفتاد نفر از بزرگان بهره علمی برد. از محضر مظفر بن محمد، ابو یاسر و ابن جنید اسکافی، «کلام و عقاید» آموخت و از درس حسین بن علی بصری و علی بن عیسی رمانی بهره جست. «فقه» را نزد جعفر بن محمد بن قولویه فرا گرفت و از محضر ادیب و مورخ چیره دست محمد بن عمران مرزبانی «علم روایت» آموخت.
ابن حمزه طبری، ابن داود قمی، صفوان و شیخ صدوق دیگر اساتید « محمد » بودند که شهد شیرین دانش را در کام جان او ریختند.
شیخ مفید، سند افتخار مکتب تشیع
استاد ذوالفنون
با نظر به آثار علمی این شیخ بزرگوار و سایر قرائن، آشکار می گردد که مفید مجمع و ملتقای شگفت انگیزی است از بیشتر ویژگیهایی که چهره های شاخص شیعه تا آن زمان بدان اشتهار داشته اند: در او فقه قدیمین و ابن بابویه و جعفر بن قولویه، کلام ابن قبه و بنی نوبخت، علم الرجال کشی و برقی، حدیث صدوق و صفار و کلینی به اضافه ی قدرت جدل و هماوردی فکری بی نظیر و بسی برجستگی های دیگر یکجا گرد آمده بود. آنان البته هریک مشعلی بر سر یکی از راههای معارف اهل بیتند. اما مفید، چون چلچراغی، مجمع و ملتقای همه آن ها به شمار می رود. و این چیزی است که پیش از او در هیچ یک از شخصیتهای علمی شیعه سراغ نداریم. در یگانه بودن او همین بس که ابن ندیم (م 380) وی را در سنین پیش از چهل وچهارسالگی اش سر آمد همه ی شیعه در فقه و کلام و حدیث معرفی می کند. و ذهبی که در تاریخ الاسلام با لحنی کینه آلود و دور از انصاف از وی سخن گفته، درعین حال از ابن ابی طی در باره ی او نقل می کند که: او در همه ی علوم، یگانه بود: در اصولین، در فقه، در اخبار و معرفت رجال، در قرآن و تفسیر، در نحو و شعر. .. در همه ی این علوم وی سر آمد همگان بود و با پیروان هر عقیده یی مناظره می کرد. باری، مفید کسی است که علوم گذشتگان در تکامل خود، در او مجتمع گشته بود و به برکت چنین شخصیت جامع و چند بعدی و همه جانبه ای، حوزه ی علمی شیعه بدان گونه که قرنها پس از آن استمرار یافت، پایه گذاری شد که در آن فقه و کلام و اصول و ادب و حدیث و رجال در کنار یکدیگر و مکمل یکدیگر تدریس و تحقیق و متکامل می شد. و همین حوزه است که در نقطه یی بس والا، سید مرتضی و در اوج قله ی کمال، شیخ الطائفه محمّد بن الحسن الطوسی را پدید آورد. (گزیده ای از پیام مقام معظم رهبری به کنگره ی جهانی هزاره ی شیخ مفید، 28/ 01/ 1372)
شیخ مفید و نوسازی فقه شیعه(1) (2)
آثار شیخ مفید(ره)
در حدود 200 اثر به او نسبت داده شده است که از این کتاب ها می توان «ارکان فی دعائم الدین»، «العیون و المحاسن»، «اصول الفقه»، «الکلام فی وجوه اعجاز القرآن» و «تاریخ الشریعه» را نام برد.
بسیاری از این تالیفات در رد مذاهب دیگر و بسیاری در باب عقاید ویژه شیعه و احکام فقهی است. رساله «المقنعه» نیز که متن فقهی جامع و محکمی است از آثار اوست و توسط شیخ طوسی شرح نویسی شده و به صورت «التهذیب»، یکی از کتاب های اربعه حدیث، در آمده است.
در زمینه علم، کلام و عقاید کتاب های «اوائل المقالات»، «شرح عقاید صدوق»، «اجوبه المسائل السرویه» و «نکت الاعتقادیه» در باب علم فقه آثاری چون «المقنعه» از او به یادگار مانده است. شیخ صاحب عناوین بسیاری در علم فقه است که احکام و وظائف شرعی در ابواب مختلف آن را توضیح داده است. کتاب های «الاعلام»، «المسائل الصاغانیه»، «جوابات اهل الموصل فی العدد الرویه» و «جواب اهل الرقه فی الاهله و العدد» از دیگر آثار این فرزانه در زمینه فقه شناخته می شوند.
در حوزه امامت و فلسفه سیاسی در اسلام نیز تألیفات فراوانی دارد که از آن میان می توان کتاب های «الافصاح فی الامامه»، «ارشاد»، «جمل»، «امالی»، «الفصول المختاره»، «تفصیل امیر المومنین علی سایر الصحابه» را نام برد. قریب بیست اثر ژرف از آثار شیخ مفید در زمینه «امامت و رهبری» است.
بخشی از کتاب «ارشاد»، «الفصول العشره فی الغیبه» و «الجوابات فی الخروج المهدی(عج)» همراه پنج اثر دیگر از این علامه و شیفته اهل بیت علیه السلام درباره حضرت بقیه الله(عج) است.
کتاب «امالی» نیز مهمترین اثر حدیثی بر جای مانده از این راوی حدیث به شمار می رود که حاوی دارای 387 حدیث از پیامبر اعظم(ص) و ائمه معصومین(علیهم السلام) در مباحث گوناگون است. امالی جمع املاء بوده و از آن به عنوان کتاب حدیثی اطلاق می شود که شیخ حدیث، در مجالس متعدد آن را املاء کرده است و از این رو آن را «مجالس» نیز می نامند.(سایت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا))
نگاهی به تألیفات و آثار مهم شیخ مفید
نگاهی به المُقْنِعَه شیخ مفید (قُدِّسَ سِرُّه)
نگاهی به المسائل السَّرَویَّه شیخ مفید
عنایت امام زمان عجل الله فرجه الشریف به شیخ مفید(ره)
شیخ مفید به افتخار گرفتن سه توقیع از ناحیه حضرت صاحب الامر نائل شده است؛ این بالاترین مدح و ستایش و بزرگترین مقام برای شیخ مفید است که به زبان امام با القاب و عناوین خاص، مثلاً «دوستدار مخلص او که در ولایت ما مخصوص به یقین گشته» ملقب گردیده است.
قاضی نوراله شوشتری، در «مجالس المؤمنین» چند بیت را نیز به حضرت صاحب الامر می داند که در سوگ رحلت شیخ مفید انشاد شده و بر سنگ قبر او نوشته شده است:
لا صوت الناعی بفقدک انه
یوم علی آل رسول عظیم
ان کنت قد غیبت فی جدث الثری
فاالعدل و التوحید فیک مقیم
والقائم المهدی یفرح کلما
تلیت علیک من الدروس علوم
(خیمه - آبان 1382- شماره 8)
علت فاش شدن محل سکونت حضرت حجت(عج) برای شیخ مفید
بر بال اندیشه ها
آنچه ضرورت دارد، وجود امام(عج) و معرفت اوست؛ ولی کسی وجوب ظهور امام و عدم غیبت او را مطرح نکرده است. بنابراین غیبت با مدلول خبری که در ضرورت شناخت امام از پیامبر(ص) داریم، منافات ندارد؛ چون شناخت، امری غیر از مشاهده است. ما به چیزهای زیادی باور داریم که یا در پرده غیبت هستند و یا پیشتر ظهور داشته اند و امروزه ظهور مادی ندارد. امت های پیشین نیز نسبت به امور غیبی و غیر قابل دسترس، مکلف به کسب معرفت بوده اند: «النَّبِی الاُمِّی الَّذی یجِدُونَهُ مَکتُوباً عِندَهُم فِی التَّوراه وَالاِنجیلِ»؛ آنان موظف بودند که تا به ظهور پیامبر اسلام ایمان آورند. ما خود به بعث و نشور و حساب و کتاب ایمان داریم و همه آن ها از تیررس حواس ما به دور هستند.
نفس شناخت وجود امام(عج) و عصمت و فضل و کمال او در کسب ثواب و اجر، کفایت می کند؛ چون به این ترتیب ما به دستور الهی عمل کرده ایم و عقاب جهل از ما برداشته شده است. حل و فصل کشمکش ها و بیان احکام شرعی مکلفان، مصالح دین و دنیا و امور دیگر، وقتی بر عهده امام است که تمکن و قدرت و اختیار وجود داشته باشد. امامی که استطاعت ندارد، تکلیف ندارد و مکلّفان برای کشف احکام و وظایف شرعی، باید به فقهای شیعه مراجعه کنند و با نبود حکم شرعی و یا عدم دسترسی به آن، باید به حکم عقل تمسک جویند.
غیبت و مهدویت و نگارش های شیخ مفید 1
نظام سیاسی شیعه در اندیشه شیخ مفید
نماز جمعه از دیدگاه فقهی شیخ مفید (ره)
از نگاه دیگران
شیخ طوسی(ره) در «فهرست» این گونه می گوید: «محمد بن محمد بن نعمان، ابوعبدالله مفید، معروف به «ابن معلم» از متکلمان طایفه امامیه است. در زمان او ریاست علمی و دینی شیعه به وی منتهی گشت. در علم فقه و کلام بر هر کس مقدم، فکرش عالی، ذهنش دقیق، و دانشمندی حاضر جواب بود.»
علامه حلی(ره) نیز اینگونه می نویسد: «مفید، معروف به ابن المعلم بود و از بزرگترین مشایخ شیعه و رئیس و استاد آنهاست. کلیه دانشمندان ما که بعد از وی آمده اند، از دانش او استفاده نموده اند. فضل و دانش او در فقه و کلام و حدیث، مشهورتر از آن است که به وصف آید. او موثق ترین و داناترین علمای عصر خود بود. ریاست علمی و دینی طایفه شیعه امامیه در زمان او به وی منتهی گشت.»
ابن حجر عسقلانی نیز می نویسد: «مفید بسیار پارسا و فروتن و پاسدار علم بود. گروهی از دانشمندان از محضرش پدید آمدند. وی در بزرگداشت مکتب تشیع جایگاهی عالی یافت، تا جایی که گفته اند او بر هر دانشمند بلند قدری منت دارد. شریف ابو یعلی جعفری، داماد مفید گفته است: مفید جز اندکی از شب را نمی خوابید. سپس برمی خاست و به نماز می ایستاد، یا مطالعه می کرد، یا مشغول تلاوت قرآن می گشت.»
اگر شیخ مفید بود با سلاح فلسفه از حقانیت شیعه دفاع می کرد
فضایل اخلاقی شیخ مفید از دیدگاه بزرگانی از هل سنت
در سایه سار قلم
در کهکشان فقاهت گاهی به ستارگان دنباله داری بر می خوریم که در علوم اسلامی یگانه اند و از زلال جاریشان، همگان تا ظهور چشمه ی حقیقت، سیراب می شوند.
چهره های ماندگاری، که اگر نبود وجود آنان، جاده های سلوک خالی از گمراهی نبود.
هنوز هم صدای رسای آنان از بلندای منابر به گوش می رسد که حدیث حقیقت علوی از متون شریعت مصطفوی می گویند.
«فقیه و محدث کبیر»، «ناصح داعی»، «شیخ مفید(ره)» یکی از ستارگان این کهکشان است که وجودش: از پرتو انوار «مهدوی(عج)» مالامال و از زلال معرفت «جعفری(ع)» لبریز بود.
نامش در آسمان حوزه های علم و معرفت، عشق و حقیقت بلند است و فانوس هدایتش بر فراراه اهل علم، هنوز می درخشد.
معرفی کتاب و مقاله
درباره این اندیشمند اسلامی کتاب های زیادی در دوران های مختلف تاریخی تألیف شده است که از آن میان می توان به کتاب های «فقهای نامدار شیعه» از عقیقی بخشایشی، «رجال» نوشته نجاشی، «رجال» تألیف شیخ طوسی، «معالم العلماء» اثر ابن شهر آشوب، «مفاخر اسلام» از علی دوانی، فهرست ابن ندیم، «لسان المیزان» اثر ابن حجرعسقلانی، «مفاخر اسلام»، «میزان الاعتدال» نوشته ذهبی و «معجم رجال الحدیث» اشاره کرد.
در سال های اخیر نیز درباره این اندیشمند اسلامی کتاب های فراوانی به رشته تحریر درآمده است که برخی از مهمترین این آثار عبارتند از:
مصابیح الهدی در زندگانی سیدالشهداء (ع)، دوازده سخنرانی با تمام مقتل ارشاد شیخ مفید رحمه الله/ عباس حاجیانی دشتی/ موعود اسلام/ 1383
شیخ مفید؛ معلم امت / احمد لقمانی/ امیرکبیر، شرکت چاپ و نشر بین الملل / 1384
امام زمان(عج) و شیخ مفید/ سیدجعفر رفیعی/ یاران قائم / 1386
مجلات: حوزه - بهمن و اسفند 1371، شماره 54
ویژه نامه معنویت و عرفان های نو ظهور
معنویت و عرفان های نو ظهور
با کلیک کردن بر روی هر مطلب فرعی از لیست موضوعات ویژه نامه در ذیل، به مقاله مرتبط مطلب جهت مطالعه دسترسی خواهید یافت.
|
معمولاً این طور گفته می شود که ما در عصر بازگشت انسان به معنویت یا بازگشت معنویت به زندگی بشر به سر می بریم؛ اما نگاهی به روند شتاب زده و گسترده معنویت گرایی که بیش از چند دهه از عمر آن نمی گذرد، به وضوح نشان می دهد با پدیده انفجار معنویت روبه رو هستیم. انسان مدرن که به سختی دور از معنویات نگه داشته می شد و در تمدنی زندگی می کرد که غیر از جهان و زندگی مادی برای چیز دیگری ارزش قائل نبود، حریص و عجول و عنان گسیخته به معنویات روی آورده و همانند مردمانی که در قحطی به سر می برند و انبار نانی یافته اند، سنت های کهن عرفانی و معنوی را برگرفته و هر کس تکه یا تکه هایی از مکاتب مختلف را چنگ زده و می کوشد روح تشنه خود را با آن سیراب کند.
در حقیقت، با گذشت حدود چهل سال، حدود چهار هزار مکتب و فرقه عرفانی و معنوی در جهان غرب شکل گرفته است. این جریان های معنویت گرا، طیف بسیار متنوعی را شامل می شوند که از عرفان ادیان ابراهیمی تا استفاده از مواد مخدر و روابط آزاد جنسی را در بر می گیرد. در واقع، هر چیز که به نوعی فرصت رهایی از چارچوب های جامعه مدرن و روگردانی از هنجارهای تمدن مادی و سرمایه داری را فراهم کند، معنویت شناخته می شود.
در این شرایط، معنویت، هر آن چیزی است که برای اعراض از زندگی مادی و تمدن غالب و ارزش ها و هنجار های سرمایه داری فرصتی فراهم سازد. مادیت برای انسان معاصر، همین مدل یکنواخت زندگی غربی و ارزش ها و اهداف زندگی روزمره است و به هر نحو که بتوان از این چار چوب بیرون زد و نفسی کشید، صورتی از معنویت ایجاد شده است. معنویت در فرهنگ امروز انسان مدرن یا پست مدرن هر گونه فراروی، روگردانی و نه گفتن به معیارها و هنجارهای زندگی مادی مدرن است. در حالی که معنویت اصیل ادیان الاهی مخصوصا اسلام بر گرفته از تعالیم ناب توحیدی و آموزه های انبیاء و امامان است و در لحظه لحظۀ زندگی بشر جاری و ساری است به گونه ای که می توان گفت تمام شئون انسان را از بدو پیدایش تا مرگ آدمی در برمی گیرد و چونان اکسیری حیاتبخش برای نیل به کمال نامتناهی الاهی است نه یک آرامش بخش موقتی که پس از مدتی، خمودگی و یأس از مواهب الاهی را به دنبال می آورد. گرایش به این معنویت ها ناشی از عدم آگاهی ما نسبت به مضامین بلند الاهی است که با سوء استفاده از حس خداجویی دائمی در انسان که در فطرت وی نهفته است مورد هجمۀ شیادان قرار گرفته است.
در دنیای امروز که مرزهای فرهنگی کمرنگ شده و سواره نظام و پیاده نظام رسانه ی، ابرفرهنگ غرب را در جهان می گستراند، جهان اسلام نیز از حضور این جریان های هزار رنگ منزه و پاک نمانده است؛ از این رو مطالعه نقادانه این فرقه ها – به خصوص آن ها که در ایران پر کارترند - ضروری است و کوتاهی در این امر زیان های جبران ناپذیری را به فرهنگ و سایر ساحت های حیات اجتماعی وارد خواهد کرد.
کثرت فرقه های معنویت گرایی که رایج هستند به راستی همت و دانش و مهارت محققان را به مصاف می طلبد. البته ممکن است بعضی از صاحب نظران ارجمند گمان کنند که بهتر است تنها عرفان اسلامی را ارائه دهیم و در این صورت از نقد این فرقه های معنوی بی نیاز هستیم؛ در حالی که از چند جهت نقد مستقل این جریان ها ضروری می نماید: نخست این که این فرقه ها به سبب نفوذ در فرهنگ مسلمانان تعالیم و روش های خود را با برخی آموزه های اسلام همانند معرفی کرده و اذعان می کنند ما همان چیزی را می گوییم و می خواهیم که عرفان اسلامی می جوید، تنها زبان و شیوه ما امروزی، متفاوت و مردمی تر است؛ به این دلیل لازم است تفاوت ها و کاستی های این جریان های معنویت گرا نقادی و تبیین شود، تا از این تشبیه جلوگیری کرده و این شبهه را بر طرف کند. دوم این که عرفان اسلامی برای ارائه، نیازمند زبان و مخاطب شناسی امروزین است و نمی توان با خواندن آثار گذشته به تنهایی با جامعه امروزی ارتباط برقرار کرد و تحفه ای محبوب و دل نشین به جامعه فرهنگی ارمغان داد. معنویت های نوظهور با این که ساختار، اهداف و محتوای مناسبی ندارند، معمولاً ادبیات سهل و دلپذیری را به کار می گیرند که آشنایی با آن، اساتید و پژوهشگران عرفان اسلامی را برای بازخوانی و بازتولید عرفان اسلامی برای مخاطب امروزی و در جامعه معاصر، توانمند می سازد. سوم این که شناخت نقاط ضعف و کژی ها و کاستی های عرفان ها یا ادیان عصر جدید، کمک می کند در ارائه امروزین عرفان اسلامی و بازتولید تعالیم و آموزه های آن بر اساس شرایط مخاطب معاصر، به بیراه نرویم و آسیب های نوآوری در این حوزه را کاهش دهیم.
|
قماربازی روی آنتن زنده
سود میلیاردی مسابقات پیامکی چه حکمی دارد؟

مدتها است هر شبکهای از تلویزیون را که تماشا میکنیم، یک نفر دارد مردم را تشویق میکند که گزینه مورد نظر را به فلان شماره پیامک کنید تا در قرعهکشی یک دستگاه خودرو یا مقدار زیادی پول نقد شرکت داده شوید.
در بسیاری از این پیامکها و یا مسابقات تلفنی، مبالغی از مخاطب کسر میشود که هزینه آن گرچه برای یک نفر زیاد نیست، اما درنهایت تبدیل به چند ده میلیارد پول میشود که سودش نه به نفع عموم مردم که در جیب چند نفر سرازیر میشود. به طور مثال در یکی از برنامههای پرمخاطب سیما، از مردم خواسته شد در ازای پرداخت روزانه مبلغ ششصد تومان در یک قرعهکشی پنج میلیون تومانی که در 100 روز به 100 نفر داده میشود شرکت کنند.
مجری مدعی شده تا کنون 500 هزار نفر در این طرح شرکت کردهاند که با یک محاسبه سرانگشتی از تعداد شرکت کنندگان و مبلغ پیامکهای ارسالی، به این نتیجه میرسیم که 30 میلیارد تومان درآمد حاصل از این کار است که فقط 500 میلیون آن جایزه داده میشود، پس بیست و نه میلیارد و پانصد میلیون دیگر به چه کسی میرسد؟
متاسفانه صداوسیما علیرغم رسالتی که در ترویج سبک زندگی ایرانی-اسلامی دارد و با توجه به نقدهایی که در خصوص عدم نیل به این هدف به آن وارد شده است، نه تنها ترتیب اثری نمیدهد بلکه روزبهروز شاهد افزایش برنامههایی هستیم که قرابتی با شرع و احکام شرعی ندارد.
گاهی این پدیده در قالب نظرسنجی و گاهی در پیشبینی مسابقات ورزشی بهخصوص فوتبال مطرح میشود؛ اخیرا نیز موج گستردهای در معرفی اپلیکیشن های مختلف به راه افتاده است.
حال سوالی در اینجا ایجاد میشود که آیا این مدل از شرکت در مسابقات و یا طرحهای پیامکی چیزی شبیه قمار و یا خرید بلیت بختآزمایی است؟
سابقه قمار در ایران
گرچه قمار در ایران هیچگاه فراگیر نبوده، اما آلاتی همچون تخته نرد، پاسور و... به عنوان ابزاری برای قمار محسوب میشد و در حکومت پهلوی دوم با گسترش کازینوها جنبه قانونی به خود گرفت. با پیروزی انقلاب فعالیت قمارخانهها غیرقانونی اعلام شد و بنا بر ماده ۷۰۵ کتاب تعزیرات، قماربازی با هر وسیلهای ممنوع بوده و مرتکبین آن به یک تا شش ماه حبس یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم میشوند و در صورت تجاهر به قماربازی به هر دو مجازات محکوم میگردند.
اگر مبلغی به علت شرکت در قرعهکشی کسر میشود، به شکلی که با پول آنها جایزه تهیه شده و به شرکتکنندگان داده میشود، حالت شرعی ندارد و همان شرطبندی حرام است
اما هر از چند گاهی ظهور قالبهای جدید، بحث قمار را زنده میکنند. حتی در یک دورهای بلیط های بختآزمایی ارمغان بهزیستی را میفروختند و علیرغم اینکه گفته میشد سود حاصل از آن در کارهای خیر صرف میشود، اما حرفوحدیث ایجاد کرد و به مرور زمان جمع شد.
تا مدتی فعالیتی که شبهه قمار داشته باشد و بهطور قانونی فعالیت کند دیگر وجود نداشت، تا اینکه پای مسابقات پیامکی و معرفی اپلیکیشن به صداوسیما باز و موجب شد با استفتاء مردم، مراجع عظام تقلید هم به این موضوع ورود کنند.
اتفاق فقها بر حرمت مسابقات پیامکی
این مسئله را میتوان از ابعاد مختلفی مورد ارزیابی قرار داد ولی در بدو امر باید دید مراجع عظام تقلید چه حکمی در این خصوص دارند.
آیت الله خامنهای
بنابر نظر حضرت آیت الله خامنهای اگر در قبال شرکت در قرعهکشی چیزی دریافت نشود و کسر کردن پول تنها درازای هزینه پیامک باشد، فینفسه اشکال ندارد؛ اما اگر مبلغی به علت شرکت در قرعهکشی کسر میشود، به شکلی که با پول آنها جایزه تهیه شده و به شرکتکنندگان داده میشود، حالت شرعی ندارد و همان شرطبندی حرام است.
یک عده بدون اینکه زحمتی بکشند، پولی را دریافت میکنند که در ازای آن کاری انجام نداده و طرح آنها هیچ بازتاب سودمندی برای جامعه ندارد.
آیت الله مکارم شیرازی
آیتالله مکارم شیرازی این کار را درواقع نوعی بختآزمایی جدید میدانند که آن را به شکل ارسال پیامک درآوردهاند. به اعتقاد ایشان شرکت در آن جایز نیست و هدیهای که میدهند شبیه هدیهای است که در بختآزمایی یا قمار و مانند آن میدهند؛ متاسفانه هر روز یک راه جدیدی برای جذب اموال مردم تولید میکنند و مردم را به کارهایی که مشروع نیست میکشانند.
آیتالله سیستانی
همچنین از آیتالله سیستانی سه سؤال در اینباره پرسیده شده است؛ یکی اینکه حکم شرعی این کار چیست؟ سؤال دوم اینکه آیا شرکت در این مسابقه و قرعهکشی جایز است؟ و سؤال سوم اینکه آیا مالک هدیهای که میدهند میشویم یا خیر؟
ایشان در پاسخ سؤال اول فرمودهاند که اصل این کار شرعی نیست و جایز نیست، بنابراین پاسخ سؤال دوم این است که وقتی این عمل صحیح نباشد شرکت کردن در آن هم جایز نیست. در پاسخ به سؤال سوم نیز گفته شده، اگر شرکتی که به شما هدیه یا جایزه میدهد خصوصی باشد میتوانید مالک آن هدیه شوید؛ اما اگر آن شرکت دولتی باشد، آن هدیه یا جایزه بهعنوان مجهولالمالک است و باید با نماینده مرجعتان مصالحه کنید و آن هدیه را که دریافت کردید حلالش کنید.
بهطورکلی اینگونه استباط میشود که این فعالیتها، به هر شکلی که باشد اعم از نظرسنجی، پیشبینی یا معرفی اپلیکیشن، اگر پولی مازاد بر تعرفه پیامک دریافت نشود مانعی ندارد، ولی اگر پولی مازاد بر تعرفه دریافت شود حکم قمار را دارد و جایزهای که از محل این درآمد داده شود محل اشکال است.
بی توجهی به حکمی صریح
فارغ از رأی و نظر فقها، حرمت این عمل به بداهت دو ضرب در دو است. چه کسی میتواند ادعا کند کمک کردن چند هزار نفر به میلیاردر شدن یک یا چند نفر در یک شب بدون اشکال است؟
یک عده بدون اینکه زحمتی بکشند، پولی را دریافت میکنند که در ازای آن کاری انجام نداده و طرح آنها هیچ بازتاب سودمندی برای جامعه ندارد.
در قرآن کریم قمار با واژه میسر شناخته میشود: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ»؛ برای همین در تعلیل حرمت قمار گفته شده مالی است که آسان به دست آمده و در قبال آن کاری انجام نشده است.
بنابر این تعریف و همچنین نکتهای که در پاسخ آیتالله مکارم گذشت، این اقدامات طرحهای جدید قمار و بختآزمایی است و متاسفانه در صداوسیمای جمهوری اسلامی این مسابقات با قوت روزافزون در حال اجرا است و انتظار میرود با توجه به نظر مراجع، بساط این مسابقات پیامکی جمع شود.
آیا تخیلات جنسی در رابطه زناشویی مشکل زاست؟
ندا فرزانه روانپزشک و روان درمانگر به این سوال پاسخ می دهد:

اوایل ازدواج بخاطر شور و اشتیاقی که بین زوجین وجود دارد برقراری رابطه جنسی بسیار لذت بخش است اما به مرور زمان برای ارضای جنسی به محرکی نیاز دارند که برخی افراد این محرک را با تغییر در پوزیشن جنسی ایجاد می کنند، بعضی با تغییر در رفتار و کلام و عده ای هم برای بهبود رابطه جنسی از تخیلات جنسی استفاده می کنند؛ اما آیا این نوع فانتزی های جنسی زوجین در حین رابطه جنسی می تواند مفید باشد یا آسیب زا است؟ آیا فکر کردن به تخیلات جنسی در حین رابطه جنسی طبیعی است؟ سوالاتی که دکتر ندا فرزانه روانپزشک-روان درمانگر و سکس تراپیست در گفت و گوی اختصاصی با تبیان به آنها پاسخ می دهد:
رابطه ی جنسی در طول زندگی زناشویی دچار تغییر و تحول می شود؛ روزهای اول ازدواج دو طرف برای یکدیگر تازگی دارند، از نظر فیزیکی یکسری چیزها تکراری نشده است و کیفیت رابطه بالا است اما بعد از گذشت مدتی در برخی از زوجین دیده می شود که کمیت و کیفیت رابطه ی جنسی به شدت افت می کند. یکی از عللی که موجب کاهش کمیت و کیفیت رابطه می شود، رسیدگی نکردن به ظاهر است؛ به عنوان مثال از آنجایی که آقایان دیداری هستند برایشان رفتار، طرز لباس پوشیدن، آرایش کردن و... مهم است و زنان باید توجه کنند که بعد از ازدواج هم مانند اوایل ازدواج لباس های زیبا بپوشند و به ظاهر خود رسیدگی کنند چرا که این مسئله تا حد زیادی کیفیت رابطه ی جنسی را بالا می برد و باعث می شود که تمایل زوجین به یکدیگر بیشتر شود. بنابراین رسیدگی کردن به ظاهر خود در رابطه جنسی و همچنین حرمت و احترام یکدیگر را نگه داشتن خارج از رابطه جنسی مهمترین محرک در رابطه زناشویی است.
باید توجه داشت که اگر این مسائل در زندگی زناشویی رعایت نشود کار به جایی می رسد که زوجین برای تحریک در رابطه نیاز به محرک های بیرونی دارند و به سمت فیلم های پورن و تخیلات جنسی در رابطه سوق پیدا می کنند.
آیا تخیلات جنسی بد است؟
خیال پردازی جنسی امری طبیعی است و احساسات و شهوت انسان ها با تخیلات جنسی بروز پیدا می کند به طوری که قدرت تخیل در رابطه جنسی، با میزان شهوت و هوس هر فردی در ارتباط مستقیم است. به این معنی که هر چقدر میزان شهوت فرد بالا باشد، شدت و قدرت خیال پردازی جنسی هم بالا خواهد بود اما میزان و درجه خیال پردازی جنسی در افراد متفاوت است.
دکتر فرزانه اشاره می کند: حرف های جنسی در حین رابطه نوعی بازی جنسی است که با تخیلات جنسی متفاوت است. برخی خانم ها یا آقایان با شنیدن حرف های جنسی تحریک می شوند که در این حد ایرادی ندارد اما برخی ها هم با تخیلات جنسی تحریک می شوند که در این صورت باید ببینیم که شدت آن در چه حد است؛ اگر فرد در تخیلات جنسی مداومت و اصرار دارد و شخصی را در تخیلات خود وارد رابطه زناشویی می کند، این مسئله خطرناک و غیر طبیعی است و نیاز به درمان دارد.
فرزانه درباره چگونگی درمان افرادی که تخیل جنسی می کنند، بیان کرد: در مرحله ی اول این بیماران مورد بررسی قرار می گیرند که آیا این تخیلات جنسی در حد طبیعی یا به صورت انحرافات جنسی است؟، آیا فرد از نظر اعتقای مذهبی است یا خیر؟، آیا قبلا این حرف ها را می زد یا به تازگی علاقه مند شده است؟، از چه زمانی شروع به خیال پردازی کرده است؟ و شدتش تا چه حد است؟
بعد از انجام بررسی ها اگر تشخیص داده شود که شدت انحرافات جنسی فرد بالاست تا حدی که علاقه ی زیادی دارد که تخیلات جنسی خود را عملا پیاده کند! این فرد دچار اعتیاد جنسی شده است و درمان او ضروری است.
چگونه می توان خیالپردازی جنسی را کنترل کرد؟
اولین و مهمترین مسئله برای کنترل خیال پردازی جنسی پی بردن به علت آن است و تنها کسی که می تواند پی به علت آن ببرد خود فرد است لذا از خود بپرسید که دلیل این تخیلات جنسی و هوی و هوس چیست؟ آیا این خیال پردازی به دلیل زیاده خواهی میل درونی است یا تنوع طلبی؟ آیا بخاطر تقویت و بهبود رابطه جنسی، تخیلات جنسی را ضروری می دانید؟!
همانطور که اشاره کردیم خیال پردازی ها در حد طبیعی نه تنها مشکلی را ایجاد نمی کند بلکه ضروری است چراکه از طبیعت درونی هر انسانی نشات میگیرد اما اگر این تخیلات از حد طبیعی خارج شود باید آن را تهدیدی جدی در نظر گرفت و نباید سهل انگارانه از کنار آن گذشت لذا در چنین مواقعی باید به درون خود مراجعه کنید و در جستجوی علت اصلی باشید به طور مثال دیدن فیلم ها پورن و یا آزار جنسی می تواند دلیل بر انحرافات جنسی شود و باعث شود که فرد با شریک جنسی اش تحریک نشود و به قولی دست به ارضای ذهنی بزند.
یکی از روش های کنترل خیال پردازی، دستیابی به رویاهای واقعیست نه خیالی. رویاهای خیالی باعث می شود که فرد در رویای باطل خود چیزی را تصور کند که در واقعیت دسترسی به آن امکان پذیر نیست و این مسئله باعث استرس و اضطراب در فرد می شود و به مرور زمان نسبت به شریک زندگی احساس تنفر شکل می گیرد لذا سعی کنید به رویاهای واقعی و دست یافتنی فکر کنید؛ همچنین فکر کردن به رابطه ی جنسی زیبا و دلنشینی که قبلا با همسرتان تجربه کرده اید می تواند به شما کمک کند.
همچنین در این زمینه لازم است به این نکته اشاره کرد که پیامبر گرامی اسلام(ص) ضمن سفارشات بسیاری به امام علی(ع) یکی از آداب هنگام زناشویی را چنین بیان فرمودند:
«یَا عَلِیُّ لَاتُجَامِعِ امْرَأَتَکَ بِشَهْوَةِ امْرَأَةِ غَیْرِکَ فَإِنِّی أَخْشَى إِنْ قُضِیَ بَیْنَکُمَا وَلَدٌ أَنْ یَکُونَ مُخَنَّثاً أَوْ مُؤَنَّثاً مُخَبَّلاً»(1)؛ یا علی، هنگام زناشویی، خیال زن دیگرى را در خاطر نیاور که میترسم اگر فرزند پسری متولد شود دارای صفات و روحیات زنانه شود و اگر فرزند دختری متولد شود، معلول ذهنی یا جسمی شود.
پیامبر اسلام در این حدیث تصور زن دیگر هنگام مجامعت با همسر را یکی از اموری دانستند که ممکن است منجر به معلولیت ذهنی یا جسمی و…، فرزند گردد. پس سزاوار است انسان هنگام نزدیکی و آمیزش با همسر خود از افکار و خیالات ناپسند دوری نماید، تا علاوه بر جلوگیری از آثار منفی روحی بر روی خویش از بروز مشکل برای فرزندی که ممکن است متولد شود نیز جلوگیری نموده باشد.
آیا رابطه جنسی تنش بین زوجین را کم می کند؟
پی نوشت:
1- ابن بابویه، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفارى، على اکبر، ج ۳، ص ۵۵۲، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
کتابگردی مسئولان، بیخبری مردمان
در باب یک ایده خوب که حاصلش ملموس نیست

سالهاست برای رونق بازار کتاب و ترویج مطالعه و کتابخوانی طرحها و ایدههای بزرگ و کوچکی اجرا میشود تا بلکه درصدی از جماعت کتاب نخوان ایرانی، ذائقهشان تغییر کند و به خرید و مطالعه کتاب ترغیب شوند؛ از نمایشگاه بینالمللی کتاب تا نمایشگاههای استانی و مناسبتی گرفته تا طرحهای تابستانه و پاییزه، فروش کتاب در مدارس و مساجد، هدیه وعیدی دادن کتاب و دستآخر همین ایده روز کتابگردی.
پویش کتابگردی یا به تعبیر برخی دیگر سنت کتابگردی از پنج سال پیش با ابتکار و ایده احمد مسجد جامعی عضو شورای شهر تهران آغاز شد. مسجد جامعی که سابقه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را در دوران اصلاحات نیز در کارنامه دارد، هدف کتابگردی را پررنگ کردن نقش و اهمیت کتابفروشیها میداند. او امسال نیز بر اساس روال هرساله از عموم مردم، مدیران شهری و اعضای شورای شهر دعوت کرده بود تا در کتابگردی روز پنجشنبه اول آذر شرکت کنند.
همه اهالی حوزه نشر کتاب دستبهدست هم داده بودند تا یک روز شگفتانگیز برای کتاب و کتابفروشیها رقمزده شود اما ظاهراً در پنجمین سال تکرار کتابگردی، ظاهراً این ایده، هنوز در ابتدای راه است و باید برای جذب مردم و ایجاد انگیزه برای حضور آنان فکرهای جدیتری شود.
مدیران پایکار و مردم بیخبر!
مدل و حجم اطلاعرسانی برای کتابگردی روز پنجشنبه در نوع خودش قابلتوجه بود. انواع دعوتنامهها و اطلاعیههای همیشگی از سوی اهالی کتاب، حمایت رسانهها و پستهای اینستاگرامی و تلگرامی، بارها خوانده یا بازدید شده بود. اشخاص و تشکلهای صنفی حوزه نشر و ناشران و کتابفروشان از عموم مردم دعوت کرده بودند تا در این رویداد ملی شرکت کنند و بهقولمعروف هم کمکی به کتابفروشها بکنند و هم از تخفیف 30 و 35 درصدی طرح پاییزه کتاب بهره ببرند.
ازهمان ساعتهای اولیه صبح پنجشنبه هم معلوم بود که دعوتنامهها و اطلاعیهها کار خودش را کرده اما بهجای کشاندن پای جامعه هدف یعنی مردم به کتابفروشیها، سیمای مدیران، معاونان و خلاصه همه بالادستیهای حوزه نشر کتاب را جلوی دوربینها و میکروفونهای خبرنگاران و عکاسان آورده است. انصافاً هم مدیران شهری و غیرشهری حضور فعالی در این رویداد ملی داشتند، اما واقعاً مردم در این روز کجا بودند؟ مشغول کار برای امرارمعاش، نگهداری از فرزندان یا درگیر ترافیک شهر یا مشغولیات روزمرهشان.
برفرض که تهرانیها استقبال کردند؛ چه خبر از شهرستانها و کتابفروشیهای گمنام در گوشه کشور؟ جمعی از مدیران از چند کتابفروشی خاص در راسته انقلاب بازدید کردند، با خبرنگاران گفتگو انجام دادند، جلوی دوربین عکاسان، عکس یادگاری گرفتند و تمام. ساعتی جستجو در سایتها و خبرگزاریها برای یافتن چهرهای معروف در فلان کتابفروشی شهری کویری یا در حاشیه خلیج همیشگی فارس، یا در منطقه محروم سیستان و بلوچستان، حداقل برای نویسنده این سطور بیحاصل بود. اگر هست و ما ندیدهایم، شما حداقل برای مردم عکس و خبرش را بگذارید.
اگر نتیجه کتابگردی، توجه و تأکید بر اهمیت کتابفروشی است، پس چرا برخی، در این بازار کمرمق و بیرونق، بیشتر از دیگران موردتوجه قرار میگیرند؟ گناه آن کتابفروشی در محلهای خلوتتر یا خیابانی فرعی با متراژ کم و سرمایهای اندک چیست؟
گواه این مدعا گزارش خبری یک خبرگزاری دولتی از بیاطلاعی و نیامدن مردم است و البته تقدیر و تشکر عضو شورا یک روز بعد در همان خبرگزاری از حضور چشمگیر مردم! خواندن بندی از این گزارش مبسوط خالی از لطف نیست: «امسال در حالی این سنت پنجساله میشود که هنوز عامه مردم از این موضوع چندان اطلاعی ندارند و با دیدن خبرنگاران و عکسان سؤال رایج شان این است: «فیلمبرداریه؟»، «چه خبر شده؟»، «تجمع برای چیه؟»، «بهجای این کارها برید دزدا رو بگیرد»، «شعار چرا نمیدین؟». نگاه متعجب مردم و گاه چند غرولند هم سهم کتاب گردان میشود. به نظر میرسد اقدام کتاب گردی فعلاً برای حفظ کتابفروشیها و حتی کتاب چندان فایدهای قابل اشاره ندارد.»
دورهمی یا شوآف سلبریتی ها
در هفته منتهی به روز کتابگردی، اگر سری به صفحات مجازی و سایتهای خبری میزدید، چیزی که بیشتر از هر چیز جلبتوجه میکرد، خبر حضور فلان بازیگر، مجری تلویزیون، هنرمند و ... در چند کتابفروشی و فروشگاه مرکزی ناشران خاص بود.«پنجشنبه با عادل کتابگردی کنید»، «فالوئر های عزیزم! فردا به فلان کتابفروشی میروم، میبینمتان!»، «عطر چای و قهوه، کیکهای خانگی در کافه کتاب قیژ ویژ با حضور ستاره سینما و تلویزیون» و الیآخر.
فروشگاههای کتابی که اتفاقاً متعلق به ناشران معروف و مایهداری بود که اکثراً در راسته خیابان کریمخان قرارگرفتهاند و وجه مشترکشان هم انتشار یک یا چند کتاب از همین سلبریتی ها، بازیگران و ... است. ناشرانی که هم فضای کافی برای برگزاری یک دورهمی را در اختیاردارند و همتوان مالی و روابط رسانهای برای یک شوآف هنری با رپرتاژ خبری مناسب.
اتفاقاً کتابگردی برای این ناشران برخلاف کتابفروشیهای خُرد و کوچک سطح شهر، بسیار پرسود است. ازیکطرف با حضور افراد مشهور و دوستداران آنها، فروش کتاب و محصولات چند برابر میشود و از طرف دیگر با تکرار نام ناشر و کتابفروشی یک تبلیغ مناسب برای بیشتر دیده شدن آنها انجام میشود.
این شرح کوتاه نه از باب نقد یا سرزنش مجریان این نوع دورهمی هاست بلکه هدف از طرح این مسئله، تناقضی است که در هدف پویش کتابگردی ایجاد میشود. اگر نتیجه کتابگردی، توجه و تأکید بر اهمیت کتابفروشی است، پس چرا برخی، در این بازار کمرمق و بیرونق، بیشتر از دیگران موردتوجه قرار میگیرند؟ گناه آن کتابفروشی در محلهای خلوتتر یا خیابانی فرعی با متراژ کم و سرمایهای اندک چیست؟ خلاصه کلام اینکه در کتابگردی هم ظاهراً بُرد با کسی است که هرچه بامش بیشتر، لاجرم برفش بیشتر!
وعدههایی خوشبینانه برای یک پنجشنبه خاص
گفتیم که امسال پنجمین دوره سنت کتابگردی برگزار شد. حاصل این بازدیدهای میدانی مسئولان و مدیران کتاب، قولها و وعدههایی است که به اهالی کتاب و علاقهمندان داده میشود تا بقیه روزهای سال را در سرخوشی این وعدهها بگذرانند. چهبسا اگر این قولها عملی شود، حال کتاب هم بهتر شود.
در آخرین پنجشنبه کتابگردی، حاصل بازدید آقای وزیر، صاحب ایده و طرح روز کتابگردی و مدیران شهری این شد که کتابفروشی ایرانیان که در معرض تعطیلی است، احیا شود، رختی تازه به کتابفروشی دیواری خیابان خیام هدیه شود و اطلس کتابفروشیهای مهم تهران تهیه و منتشر شود.
اگرچه در ظاهر سهمی اندک از بودجه کلان فرهنگی و شهری به یکی دو کتابفروشی تعلقگرفته، اما همین هم غنیمت است. یادمان نرفته که در سالهای گذشته وعدههای مبارزه با قاچاق کتاب، گرانی کاغذ، افزایش چنددقیقهای سرانه مطالعه و ... داده شد و هنوز خبری از نتایج آن نیست. البته بساط کتابهای قاچاق و دستفروشان غیرمجاز سالی یکبار در همین روز کتابگردی کلهم جمعآوری میشود؛ به مدد و همت بر و بچههای سد معبر شهرداری، برای بازدید بیدغدغه مردم و مسئولان.
خلاصه اینکه : هزار وعده خوبان یکی وفا نکند، اگر بکند چه ها کند!
عکس مطلب متعلق به خبرگزاری ایسنا است.




