
rezas
گزارش تکاندهندهای از حراج کودکان بدون شناسنامه
هدف بخش «سایتخوان دنیای اقتصاد» گسترش اطلاعرسانی است و انتشار این مطلب به معنی تأیید محتوای آن نیست.
گزارش تکاندهندهای از حراج کودکان بدون شناسنامه
«بهتره از راه قانون وارد شوید تا بعدا مشکلی ایجاد نشود؛ خودت که دیدی ما چه مشکلاتی را سر این موضوع داشتیم»، اینها صحبتهای بانویی در داخل متروی تبریز است که به مخاطب از پشت تلفن میگوید.
روایتی از یک روز در زیر پوست شهر
روی صندلی در انتظار قطار شهری هستم؛ دختر کوچکی که کنارش نشسته توجهم را به خود جلب میکند؛ دختری با چشمانی آبی رنگ و ریشه موهای طلایی که از زیر مقنعهاش بیرون زده است. از نظر ظاهری شباهتی به مادرش ندارد. اسمش را میپرسم؛ میگوید: «نازنین زهرا».
حرفهای زن جوان وقتی عجیبتر میشود که صحبتهایی در مورد نحوه گرفتن شناسنامه برای فرزندش از طریق دادگاه را مطرح میکند؛ حس کنجکاوی خبرنگاریم گُل میکند.
تقریباً متوجه موضوع شدهام و به یاد حرفهای چند روز پیش مدیرکل بهزیستی آذربایجانشرقی مبنی بر خرید و فروش کودک در فضای مجازی میافتم.
فرزند خواندگی غیرقانونی
به شیوهای، باب کلام را با مادر نازنین زهرا باز میکنم و از مافیای فضای مجازی برای خرید و فروش کودکان حرف میزنم و این صحبتها باعث همکلامی نیم ساعته من و او از مسیر ائلگلی تا میدان ساعت و سپس تا بازار تبریز میشود.
خودش و همسرش هر دو فرهنگی هستند، ۱۵ سالی میشود که ازدواج کردهاند اما در این سالها بچهدار نشدهاند، آنها حتی نزد پزشکان زیادی رفتهاند اما مشکلشان حل نشد.
مادر نازنین زهرا میگوید: «دوستان و آشنایان زیادی پیشنهاد فرزند گرفتن از شیرخوارگاه را دادند ولی همیشه یک اتفاقی میافتاد که نمیشد این کار را انجام دهیم».
خانم زارع ادامه میدهد: «هر دو عاشق بچه بودیم ولی خانهمان همیشه سوت و کور بود و هیچ انگیزهای برای تفریح و شادی و حضور در مراسم اقوام نداشتیم».
او از برخی شماتتهای مردم تعریف میکند: «خیلیها با حرفهایشان نمک بر زخممان میریختند و حتی چندین بار شنیدم که اسمم را سؤنسوز (نازا و بیفرزند) گذاشتهاند و این حرفها آتشم میزد تا برای داشتن یک کودک تشنهتر شوم».
صحبتهایش که به اینجا میرسد، دست نوازش بر سر نازنین زهرای ۱۲ ساله کشیده و ادامه میدهد: «از خواهرم شنیدم که یکی از اقوام دور پدریمان در یکی از روستاها، به زودی صاحب دوقلو خواهد شد و چون دو دختر نیز دارند، از اینرو توانایی نگهداری کودکان جدید برایشان مقدور نیست و قرار است نوزاد پسر را نگه دارند ولی کودک دختر را میتوانیم از آنها بگیریم».
دوقلوهایی با سرنوشت متفاوت؛ نوزاد پسر مال ما، دختر را بردارید
حرفهای خانم زارع جنس عجیبی داشت و تمام فکرم را به جاهایی دور سوق داد؛ فکری که فرهنگ غلط علاقه برخیها به پسردار شدن و نادیده گرفتن دختر را در این عصر برایم تداعی کرد. باور کردن اینکه به خاطر عدم توانایی مالی از یک نوزاد بگذری، سخت است ولی سختتر از آن این است که نوزاد پسر را نگه داری و نوزاد دختر را به سرنوشتی دور و به دست تقدیر بسپاری.
به چشمهای آبیرنگ و چهره معصوم نازنین زهرا خیره میشوم و به مادرش میگویم که هر فرشتهای لایق هر جایی نیست و خدا چقدر دوستتان داشت که نازنین زهرا را به شما هدیه کرده است.
این را که میگویم خانم زارع، نازنین زهرا را میبوسد؛ سرش را روی سینهاش گذاشته و میگوید: «او همه وجود من است و با اینکه ۱۲ سال بیشتر ندارد ولی ما ماجرا را به او تعریف کردیم و نازنین عاشقانه دست من را به عنوان مادر فشرد».
خانم زارع اضافه میکند: «۱۲ سال پیش به روستای فامیل دورمان رفته و پیشنهاد خود را دادیم و آنها نیز قبول کردند و قرار شد تا همه هزینه زایمان دوقلوها را در تبریز ما تقبل کنیم و سپس از همان بیمارستان دخترمان را برداشته و طعم شیرین زندگی سه نفرهمان را بچشیم».
دستهای کوچک و سفید نازنین زهرا در دستان خانم زارع مانند دُرّی زیبا جلوهگری میکند و حس زیبای مادر و دختری را فریاد میزد.
صدای گوینده زن ایستگاهها( پیجر) خبر از رسیدن به میدان ساعت و آخرین ایستگاه را میدهد؛ باید از مترو پیاده شویم ولی مسیر طولانی ایستگاه با درب خروجی باعث ادامه دادن به صحبتهایمان میشود.
زیر پوست شهر؛ فروش بچههای ناخواسته
خانم زارع، بطری آب معدنی را از کیفش درآورده و به نازنین زهرا میدهد و میگوید: «همین فردی که تلفنی با او صحبت میکردم، یکی از دوستانم بود که برادر و همسر برادرش قصد به فرزند گرفتن کودکی از طریق فضای مجازی را دارند که من این کار را نادرست میدانم و از تبعات منفی و هزاران مشکل احتمالی در آینده برایش گفتم».
در میان صحبتهای خانم زارع از او میپرسم که خود شما اصلا با مشکلی روبه رو نشدهاید؟ و تا الان پدر و مادر واقعی(ژنتیکی) نازنین زهرا هیچ ادعا و یا مشکلی برایتان ایجاد نکردهاند؟
او با عکسالعملی هیجانی به سوالم این چنین پاسخ میدهد: «وای، وای، مشکل ایجاد نکردند؟ کجای کار هستید؟ نه تنها مشکل ایجاد کردند بلکه مدام تشنج و استرس به من و همسرم وارد میکردند».
یکی از مشکلات والدینی که از راههای غیرقانونی اقدام به گرفتن فرزند میکنند، مشکلات هویتی و نداشتن مدرک شناسایی برای آنان است.
خانم زارعی در خصوص این مشکل میگوید: «بعد از به دنیا آمدن دوقلوها، ما دخترمان را برداشته و به خانهمان آمدیم ولی چند روز بعد تازه یادمان افتاد که باید برای بچه شناسنامه بگیریم و این گرفتن شناسنامه، آغاز مشکلات ما با خانواده دوقلوها شد».
او ادامه میدهد: «خانواده نازنین زهرا نسبت به آمدن به دادسرا و رسیدن به توافقات خودداری کرده و مدام امروز و فردا میکردند و سپس توقعات مالی زیادی ایجاد شد و حتی تهدیدات زیادی از قبیل اینکه ما بچهمان را میخواهیم و یا زمانی که کمی بزرگتر شد، واقعیت را به او خواهیم گفت، کرده بودند».
بالاخره با وساطت بزرگترها و ایجاد پرونده در دادسرا و دادن مبلغی تقریباً زیاد، خانواده نازنین زهرا راضی به سپردن قطعی کودک به این خانواده میشوند؛ ولی خانم زارعی باز هم دلش قرص نشده و وقتی نازنین زهرا کمی بزرگتر میشود، همه ماجرا را برایش تعریف میکند و حتی او را به روستای محل سکونت پدر و مادرش نیز میبرد اما نازنین زهرا خانواده فعلیاش را همان خانواده اصلی و پدر و مادر واقعی خود میداند.
خرید و فروش کودکان در فضای مجازی تا واگذاری اقوام و آشنایان
در همین رابطه مدیرکل بهزیستی آذربایجانشرقی در گفتوگو با خبرنگار فارس در تبریز میگوید: «هر روشی غیر از روشهای تعیین شده قانون در نحوه واگذاری کودک، غیرقانونی محسوب میشود».
محسن ارشدزاده با تاکید بر اینکه در واگذاری غیرقانونی کودک باید تدابیر ویژهای اتخاذ شود، میافزاید: «متاسفانه در بحث واگذاری کودک، بحثهای غیرقانونی رواج زیادی پیدا کرده است که این آمار در استان نیز وجود دارد».
او با اشاره به وضعیت کنونی فرزندان غیرقانونی در آذربایجانشرقی میگوید: «هر ساله در استان حدود ۱۰ مورد فرزند خواندگی غیرقانونی وجود دارد که به بهزیستی جهت قانونی کردن اقدامشان مراجعه میکنند».
مدیرکل بهزیستی آذربایجانشرقی ادامه میدهد: «سالانه خانوادههایی به بهزیستی استان مراجعه کرده و از نحوه گرفتن غیرقانونی کودکشان به ما اطلاع میدهند تا ما به آنها کمک کنیم و مجوز و شناسنامه برای کودک بگیرند که ما نیز آنها را به دادگاه معرفی میکنیم تا مراحل قانونی طی شود و مجوز قانونی و سپس اجازه صدور شناسنامه برای آنها اخذ شود».
به گفته ارشدزاده، در آذربایجانشرقی هیچ موردی تحت عنوان خرید و فروش کودک وجود ندارد و بیشتر به صورت واگذاری اقوام و آشنایان است و در داخل خانوادهها این تصمیم گرفته میشود تا کودکی را به یک فامیلی که صاحب فرزند نمیشوند، بدهند که خود این روش نیز غیرقانونی است.
خرید و فروش کودکان/کودک کالا نیست!
مدیرکل بهزیستی آذربایجانشرقی با تاکید بر اینکه واگذاری کودکان حتی به صورت فامیلی نیز غیرقانونی است، میگوید: «کودک کالا نیست که آن را هر وقت که دوست داشتیم، نگه داریم و در صورت نیاز آن را واگذار کنیم».
ارشدزاده یادآور میشود: «طبق قانون مسوولیت یک کودک بر عهده پدر و مادر اوست و اگر پدر و مادری نداشته باشد، این قانون است که سرپرست او را تعیین میکند و اینگونه نیست که چون فرزند من است پس حق همه چیز را دارم و به هر کسی که دلمان خواست، واگذار میکنم».
او اضافه میکند: «اگر کسی ادعا کند که فرزندی را پیدا کرده و خود نیز فرزندی ندارد، اگر این ادعا اثبات شود، طبق قانون اولویت واگذاری با همان فرد یابنده است».
ارشدزاده نسبت به پشت پرده سیاه کانالها و پیجهای مرتبط به فروش کودک در فضای مجازی هشدار داده و میگوید: «باندهای زیادی پشت پرده این ماجرا هستند و نباید اجازه فعالیت چنین کانالهایی را داد، بنده نیز از وجود چنین کانال هایی از طریق یکی از آشنایان مطلع شدم و حتی راهنمایی کردم تا آدرس آنها را به پلیس فتا اطلاع دهند؛ البته این کانالها استانی نیست و موضوع کشوری است و به اقصی نقاط کشور کودک ارسال میکنند».
مدیرکل بهزیستی استان به مسائل منفی واگذاریهای فامیلی نیز اشاره کرده و میگوید: «اکثرا بعد از واگذاری فامیلی برخی اختلافات ایجاد میشود که منجر به اخاذی و سوءاستفادههایی میشود چراکه گاها مشاهده شده است که خانواده قبلی ابراز پشیمانی کرده و خواستار برگرداندن کودک خود میشوند و خانواده فعلی کودک نیز به علت ایجاد وابستگی عاطفی حاضر به پرداخت هر هزینهای هستند تا یک ثانیه هم از کودک دور نشوند».
آنچه قانون در مورد فرزندان ِ غیرقانونی میگوید
وکیل پایه یک دادگستری نیز در رابطه به مجازاتهای قانونی خرید و فروش کودک به خبرنگار فارس میگوید: «طبق ماده (۱۱) لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان، هرگونه معامله راجع به طفل و نوجوان از جمله خرید و فروش آنان، ممنوع و مرتکب به مجازات حبس درجه پنج محکوم میشود، چنانچه این رفتار با هدف فحشا و هرزهنگاری، بهرهکشی اقتصادی، برداشت اعضا یا جوارح و یا استفاده از طفل و نوجوان در فعالیتهای مجرمانه باشد، مرتکب به مجازات حبس درجه چهار محکوم میشود».
محمد هاشمینسب با اشاره به تبصرههای این قانون، میگوید: «طبق تبصره ۱، اشخاصی که واسطهگری در ارتکاب جرم موضوع این ماده را حرفه خود قرارداده باشند، به میانگین حداقل و حداکثر تا حداکثر مجازات مباشر جرم محکوم میشوند، در غیر این صورت به مجازات معاون محکوم میشوند».
این وکیل دادگستری ادامه میدهد: «هرگاه کارکنان نهادهای حکومتی مأمور به خدمات عمومی اعم از دولتی و غیردولتی در ارتکاب جرم موضوع این ماده دخالت داشته باشند، علاوه بر مجازات اصلی به محرومیت اجتماعی درجه پنج محکوم میشوند».
نازنین زهراهای زیادی هستند که دست تقدیر آنها را به یک خانواده خوب سپرده است ولی کودکان دیگری هم هستند که سقوطی غمانگیز به دره نابودی داشتهاند.
قصه خرید و فروش کودکان، قصه تلخی است که پایانی ندارد. قصه کودکانی که ناخواسته به دنیا میآیند و نمیدانند که چه سرنوشتی در انتظارشان است.
چه کار کنیم گناه برایمان عادی نشود ؟
چه کار کنیم گناه برایمان عادی نشود ؟
در اداره جات خورده کاری کردن، رشوه گرفتن، از زیر کار در رفتن و ... عادی نشود که یک موقع نگاه کنیم ببینیم همه جهنّمی شده ایم و گناه عادی شده است .
یکی از خطرات اساسی برای هر جامعه ای عادی شدن فساد و گناه در اون جامعه است که میتونه پایه های جامعه رو ویران کنه و جامعه را به نیستی و نابودی بکشاند .
بعضی از گناهانی که در اطراف خودمون مشاهده می کنیم شاید چند سال گذشته اینقدر رواج نداشت و به خاطر بعضی از عوامل رواج پیدا کرده و انجام اون هم برای افراد عادی شده و دیگه کسی به اون به چشم گناه نگاه نمیکند.
نکته ای که اینجا قابل اهمیته اینه که چه اتفاقاتی ممکنه رخ دهد تا یک گناه در جامعه عادی شود و افراد بدون اینکه به چشم گناه به اون نگاه کنن به راحتی انجامش بدهند و هیچ کس هم دیگران را نتواند مذمت کنه که چرا داری این کار رو انجام میدی ؟
عواملی که گناه را برایمان عادی می کند ؛
خطر سکوت و بیتفاوتی در برابر گناه
یکی از عوامل، سکوت مردم است. اگر یک کسی یک خلافی میکند، اگر مردم بیتفاوت نگاهش کردند، این گناه عادی میشود. لازم هم نیست حرف که میزنیم اثر کند. ممکن است حرف هم که بزنیم، اثر نکند. اما عادی هم نباشیم. لااقل یک قیافهی ... بیاعتنایی... چون خیلیها یک کارهایی میکنند که میخواهند دلها را به خودشان جذب کنند. اگر ما بیاعتنایی کنیم، این تمام میشود. لازم نیست که هر چه ما میگوییم، اثر کند. شما اذان که میگویی خود اذان ثواب دارد، گرچه کسی نماز نیاید. شما بگو: «حی علی الصلاة» اما کسی نیاید. نفس اذان و خود اذان ثواب دارد.
خود امر به معروف یک عبادت بزرگ است که تمام عبادتها نسبت به امر به معروف و نهی از منکر جزء و مثل یک قطره پهلوی یک دریاست. خیلی امر به معروف ثواب دارد و معنایش هم این نیست که تا گفتیم که مثلاً این کارت غلط است، بگوید چشم! نه! ممکن است به او میگویی، گوش نمیدهد. ولی شما به آن درجهی خودت رسیدی.
یکی از عوامل سکوت مردم است. اگر یک کسی یک خلافی میکند، مردم بیتفاوت نگاهش کردند، این دیگر گناه عادی میشود. لازم هم نیست حرف که میزنیم اثر کند. ممکن است حرف هم که بزنیم، اثر نکند. اما عادی هم نباشیم. لااقل یک قیافهی ...
یعنی اگر یک معلم برود سر کلاس، ولو اگر بچهها هم سر کلاس نباشند، آموزش و پرورش حقوق معلم را میدهد. اینطور نیست که چون بچهها نیامدهاند، حقوق به او ندهید. شما اگر رفتی در مسجد که نماز بخوانی و دیدی آقا و پیشنماز نیامده است و امام جماعت نیست، نمازت را فرادا میخوانی ولی ثواب جماعت داری! چون شما کار خودت را کردهای. پلو میدهی به فقیر و بعد معلوم میشود که فقیر نیست. خیلی هم وضعش خوب است، قیافهاش، قیافهی فقیر بوده است، اما از شما دفع بلا میشود.
حالگیری را فراموش نکنیم !
یک خلاف که دیدیم، بیتفاوت نباشیم. گاهی هم ممکن است رویت نشود که تنهایی بگویی، تلفنش را پیدا کن و زنگ بزن! الو! من این صحنه را از شما دیدم، از شما بدم آمد، کار شما گناه بود، خداحافظ! پنج تلفن که به او زده شود، لااقل حالش گرفته میشود. حالگیری خودش یک کاری است. در خیابانها یک سرعتگیر میگذارند برای اینکه تاکسیها، ماشینها به کسی نزنند. خود این سرعتگیر خودش یک کاری است. چون اگر این سرعتگیرها نباشد آمار تصادف بیشتر میشود. سرعتگیر! لااقل ما میتوانیم سرعتگیر بگذاریم. به او بگوییم که آقا از شما بدم آمد. یک نامه به او بنویسیم. این نامهها اثر دارد. یک تلنگری میشود. ممکن است این اثر نکند ولی یک زمینه برای تلنگرهای بعدی میشود.
تکرار نهی از منکر، زمینه تأثیرگذاری و ترک گناه
ببینید یک چوب سفت را شما ده تا تبر میزنی، تبر یازدهم میشکند. اما آن ده تا تبر هم بیاثر نبودند. اگر این دهتا تبر به چوب نمیخورد، تبر یازدهم اثر نمیکرد. شما بگو گوش نمیدهد، دومی هم گوش نمیدهد، پنجمی را گوش نمیدهد، 27 نفر اگر گفتند و گوش نداد، نفر 28 گوش میدهد. پس این 27 نفر هم شریک هستند. چون اگر آن زمینه به وجود نیامد، به هر حال گچ و خاک که میکنند خانه را، گچ و خاک سفیدکاری نیست، اما این زمینهای است که گچ روی آن بچسبد. چون روی آجر را نمیشود سفید کرد. روی آجر گچ و خاک میمالند و بعد این گچ و خاک زمینه میشود که دیوار را سفید کنند.
حرفهایی که ما میزنیم، لازم نیست فوری اثر کند، اصلاً ممکن است بعداً اثر کند.
تماشای گناه، گناه را عادی میکند
(قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَی لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ: به مردان با ایمان بگو: دیده [از نامحرم] فرو نهند و پاکدامنی خود را حفظ کنند، که این برای آنها پاکیزهتر است. همانا خدا به آنچه میکنند آگاه است)(1)
یکی از مهمترین عوامل عادی شدن گناه نگاه به گناه است به همین خاطر است که در آیات و روایت اسلامی مکرر به ما دستور داده شده تا نگاه خودمون رو مدیریت کنیم و به اصطلاح به ما این مفهوم رو منتقل کرده اند که (به چشمانت بیاموز که هر کس ارزش دیدن ندارد)
نگاه به گناه، گناه است و لذا اگر هم کسی شراب نمیخورد، حق ندارد سر سفرهی شراب بنشیند، ولو شما نخوری! در جلسهای که آیات خدا مورد استهزاء میشود، نشستنش گناه است. باید بلند شوی و بروی!
بعضی از نگاه ها یا گناه است و یا مقدمه ای برای ایجاد گناه است.
نقش گناه بزرگان در عادی شدن گناه
یَا نِسَاء النَّبِیِّ مَن یَأْتِ مِنکُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَیِّنَةٍ یُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَیْنِ وَکَانَ ذَلِکَ عَلَی اللَّهِ یَسِیرًا: ای همسران پیامبر! هر کس از شما مبادرت به کار زشت آشکاری کند، عذابش دو چندان خواهد بود و این بر خداوند آسان است)(2)
حالا این بزرگترها میخواهند پدر و مادر باشند و یا مسئول باشند اگر اشتباهی انجام بدهند چون نقش الگو در جامعه رو دارن باعث میشه که این اشتباه در جامعه عادی بشه و افراد نیز به تبع اونها به راحتی مرتکب اون اشتباه بشوند و چون نقش این افراد در جامعه مهمه در نتیجه اگر مرتکب اشتباهی هم بشوند مجازاتشون باید با بقیه فرق کنه به همین خاطره که خداوند به همسران پیامبر که از موقعیت خوبی در جامعه برخوردار بودند میفرماید که اگر مرتکب اشتباهی بشوید چون این اشتباه شما با اشتباه افراد عادی فرق می کنه در نتیجه مجازاتت شما هم با بقیه فرق می کنه.
نگاه به گناه، گناه است و لذا اگر هم کسی شراب نمیخورد، حق ندارد سر سفرهی شراب بنشیند، ولو شما نخوری! در جلسهای که آیات خدا مورد استهزاء میشود، نشستنش گناه است. باید بلند شوی و بروی! بعضی از نگاه ها یا گناه است و یا مقدمه ای برای ایجاد گناه است
خطر شیوع گناه در جامعه اسلامی
بعضی کارها خود کار گناه است. بعضی کارها دوست داشتنش هم گناه است. مثلاً میگوید: «یُحِبُّونَ أَنْ تَشیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذینَ آمَنُوا» (نور/19)
قرآن میگوید همین که دوست داری که این فساد فلانی را، فلانی هم بفهمد، همین که دوست داری که این گناه این را دیگران هم بفهمند، دوست داشتنش هم عذاب الیم دارد. خیلی مهم است.
مثلاً کسی دوست داشته باشد شراب بخورد، گناه نیست. نمیخورد ولی دوست دارد بخورد، ولی خوب بخاطر خدا نمیخورد. دوست دارد فحش بدهد ولی نمیدهد. روی دوستی گناه نیست. اما آبروی مردم را کسی بریزد، حتی اگر آبروی مردم را نریزی، ولی دوست داشته باشی که آبرویش ریخته شود، دوست داشتنش هم گناه است. «یُحِبُّونَ أَنْ تَشیعَ» «یُحِبُّونَ» یعنی محبت دارد، «أَنْ تَشیعَ» شایعه! یعنی خوشش میآید از اینکه یک عیب یک مسلمانی لو برود. شما لو نمیدهی، ولی دوست داری لو رفتن را! همینکه لو رفتن را دوست داری، گناه است.
تکرار گناه ؛ گناه را عادی می کند
(وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ یُصِرُّواْ عَلَی مَا فَعَلُواْ وَهُمْ یَعْلَمُونَ: و کسانی که چون کار زشتی کردند یا بر خود ستم نمودند خدا را یاد کنند و برای گناهان خویش آمرزش طلبند، و جز خدا چه کسی است که گناهان را بیامرزد؟ و دانسته بر خلافهایی که کردهاند پافشاری نکنند)(3)
یکی از عوامل مهم عادی شدن گناه تکرار گناهه ,قران کریم وقتی صفات بندگان خوب خداوند رو بیان می کنه میفرماید یکی از صفات ممتاز این بندگان اینه که اشتباهات خودشونه رو تکرار نمی کنن چون این تکرار اشتباه باعث عادی شدن اشتباهات در جامعه میشه. بعضی از افراد وقتی بهشون می گی چرا این گناه رو انجام میدی میگن بابا یه بار که به جایی بر نمیخوره غافل از اینکه همین یکبارها کار رو به جایی میرسونه که گناه رو برای فرد عادی می کنه.
دوری از نماز گناه را عادی می کند
وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّـیِّئَاتِ ذَلِکَ ذِکْرَی لِلذَّاکِرِینَ: و در دو طرف روز و اوایل شب نماز را برپا دار، که نیکیها بدیها را از بین میبرد. این تذکری برای پند گیرندگان است)(5)
اگر آدم گناه که کرد، سریع برود در پیشگاه خداوند بایستد و نماز بخواند به خاطر این نماز خدا گناهان قبل از نمازت را میبخشد. اما یک کسی گناه کرد و کاری هم به نماز نداشت مثل کسی که مرتب دستش چرک شود، زیر شیر هم نمیگیرد. مرتب کثیف، کثیف، کثیف و این صابون نمیزند . جدا شدن از نماز، گناه رو برای انسان عادی می کند.
در یک گناه سه نفر با هم شریک هستند. 1- آن کسی که مباشر است و مستقیم گناه میکند. 2- آن کسی که این گنهکار را ساپورتش میکند و کمک به او میرساند. 3- آن کسی که میبیند و راضی میشود. این سه مورد در گناه شریک هستند. کسی که گناه را انجام میدهد. کسی که او را کمکش میکند. کسی که از این حرکت راضی است. نباید راضی باشیم
نماز صابون است. قرآن میگوید: «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات» کارهای خوب کارهای بد را میپوشاند. جدا شدن از نماز، انسان را فاسد میکند.
پشتیبانی از گنهکار!
پشتیبانی از گنهکار این هم گناه را عادی میکند. یعنی گنهکار میداند که اگر گناه بکند، عقبه دارد، افرادی هستند که حمایتش میکنند. یعنی گنهکار احساس میکند که پشتش به جای گرمی است. پشتیبانی از گنهکار! «وَ لا تَرْکَنُوا إِلَی الَّذینَ ظَلَمُوا» (هود/113) قرآن میگوید پشتیبان گنهکار نباشید. تکیهگاه به گنهکار ندهید. «وَ ما کُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّینَ عَضُدا» (کهف/51)
در یک گناه سه نفر با هم شریک هستند. 1- آن کسی که مباشر است و مستقیم گناه میکند. 2- آن کسی که این گنهکار را ساپورتش میکند و کمک به او میرساند. 3- آن کسی که میبیند و راضی میشود. این سه مورد در گناه شریک هستند. کسی که گناه را انجام میدهد. کسی که او را کمکش میکند. کسی که از این حرکت راضی است. نباید راضی باشیم.
نتیجه گیری :
خدایا در مقابل همهی این وسوسهها و فیلمها و رفیقها و در مقابل همهی اینها خدایا ایمانی به ما بده که آن ایمان و تقوا در مقابل گناه ما را بیمه کند. خودت وقت گناه دست ما را بگیر.و ما را در حصن حصین ولایت الهیه عصرمان محفوظ و مصون دار و گذشتهی ما را ببخش و بیامرز.
زندگی زیباست؛ لحظات آن را دریابید
زندگی زیباست؛ لحظات آن را دریابید

یکی از مشکلاتی که داوطلبان کنکور، بخصوص پشت کنکوریهای عزیز، با آن مواجه هستند، نداشتن روحیه و احساس نشاط در درس خواندن و آمادگی برای کنکور است. مسایل مختلفی ممکن است باعث پیش آمدن چنین شرایطی برای شما داوطلبان عزیز گردد؛ از جمله این موارد عبارت است از: نداشتن یک برنامه خوب، ناتوانی در یادگیری برخی از دروس، مسایل خانوادگی یا آموزشی و .... با توجه به اینکه شما داوطلبان کنکور در شرایط خاصی هستید، باید تلاش کنید تا عوامل ناراحت کننده یا از بین برنده انگیزه را از خود دور کنید؛ زیرا مطالعه با روحیه پایین باعث میشود تا شما نتوانید نتیجه خوب و رضایت بخشی از مطالعه و کنکور خود بگیرید؛ از طرف دیگر، نشاط و شادی در دوره آمادگی برای کنکور، به شما انگیزه مضاعف و انرژی بیشتری برای درس خواندن میدهد و همچنین بر فرایند یادگیری شما تاثیر بسیاری میگذارد.
برای اینکه بتوانید در طی آمادگی برای کنکور و همچنین تمام زندگی، پیروز و موفق باشید، بهتر است به مسایل زیر توجه کنید:
1-خدا را همیشه و همه جا در نظر داشته باشید
احساس حضور در محضر خدای رحمان و توکل و ایمان به یاری او در همه عرصههای کار و زندگی، به انسان روحیهای عالی میدهد. در همه مراحل زندگی، از جمله در دوره آمادگی برای کنکور، تلاش کنید تا ارتباط با خدا، بن مایه اصلی نشاط و شادی شما باشد. به او اعتماد کنید و با اعتماد به او قدم در راه بگذارید و بدانید که خدا همیشه یار و پشتیبان شما خواهد بود و شما را به بهترین مسیر و زیباترین سرنوشت ممکن هدایت خواهد کرد؛ حتی ممکن است در مواردی احساس ناامیدی کنید و گمان کنید که خدا شما را فراموش کرده یا اصلاً به فکر شما نیست، اما مطمین باشید که حتی در همان زمان هم همه امور عالم در راستای خیر و مصلحت شما در جریان است؛ پس هر روزتان را با عشق به خدا و توکل به او شروع کنید و به پایان برسانید. به خدا بگویید که برای رسیدن به یک سرنوشت خوب و زیبا تلاش میکنید و از او بخواهید تا شما را برای رسیدن به اهدافتان یاری کند.
2- به معنویات بها دهید
به عنوان یک انسان که نیاز دارد آرامش و نشاط داشته باشد، باید به معنویات بها دهید. آرامش و نشاط شما باعث افزایش روحیه و توان شما در انجام امور خواهد شد. باید توجه داشته باشید که ارتباط معنوی، روی آنچه که به زندگی شما معنا میبخشد و به آن هدف میدهد، تعریف میشود. علاوه بر رابطه با مبدا هستی و عشق به خدا، معنویات میتواند اعتقادات مذهبی شما یا لذت بردن از طبیعت یا گذراندن زمان با عزیزانتان باشد. اگر ما صبح که از خواب بیدار میشویم نسبت به یک موضوع که به ما هدف میدهد و به زندگی ما معنا میبخشد، هیجان زده باشیم، بدن ما نیز همه تلاش خود را خواهد کرد تا خود را در بهترین وضعیت ممکن حفظ کند.
3- روی زیباییهای زندگی خود تمرکز کنید
اگر انسان برای مدتی به طور مداوم، ذهن و فکر خود را متوجه سوژههای زیبای زندگی خود بکند، به مرور زمان عادت میکند که همواره به زیباییها و خاطرات خوب زندگی فکر کند و اصولاً تبدیل به انسان مثبتی شود که نشاط درونی دارد و همواره احساس آرامش و شادمانی میکند. یکی از مهمترین منابع برای دریافت چنین سوژههایی، خاطرات خوب زندگی در گذشته و تخیل های قشنگ در آینده است. هنگامی که شما به خاطرات خوب گذشته فکر میکنید، سیگنالهای مثبتی به ضمیر ناخودآگاه خود وارد میکنید و انجام این کار به شما احساس و روحیه خوبی میدهد. وقتی به خیالپردازیهای آیندهتان پر و بال میدهید، در واقع با یک تیر دو نشان میزنید:اولاً روحیه خود را عالی میکنید، و ثانیاً هر آنچه را که شما به عنوان تخیل در ذهن خود تجسم میکنید، در دنیای واقعیات نیز میتوانید خلق کنید، و این قدرت انسان است؛ زیرا هر پدیدهای که انسان در دنیای خود خلق میکند ابتدا در ذهن خود میسازد، و هر چیز که در ذهن خلق شود، میتواند در دنیای واقعیات نیز به وجود آید.
خود را در بهترین حالت ممکن تصور کنید و رشته و دانشگاهی را که مورد علاقه شماست، به صورت مرتبط در ذهنتان تجسم کنید. همچنین خود را در شغل مرتبط با رشته مورد علاقهتان تصور کنید؛ در حالی که با درآمد ناشی از آن، کارهای مختلفی انجام میدهید. همه اینها باعث میشود تا شما نشاط و روحیه کافی برای مطالعه پیدا کنید و با انگیزه بیشتر و بالاتری به پیش بروید.
4- به خود اعتماد کرده و خود را باور نمایید
تمام موفقیت های انسان به شناخت عزت نفس او بستگی دارد. عزت نفس، یک احساس است؛ آن احساسی که انسان از خود دارد و به این معنی است که چقدر برای خود ارزش و احترام قایل هستید. عزت نفس و خودباوری، اولین ایستگاه موفقیت شماست و تمام شخصیت شما در راستای عزت نفستان شکل میگیرد. عزت نفس، پیش نیازِ اعتماد به نفس است، و اعتماد به نفس، بروز و ظهور عزت نفس یک انسان در دنیای بیرون اوست.
انسانهایی که تصور خوب و درستی از خود ندارند، نمیتوانند عزت نفس و در نتیجه اعتماد به نفس خوبی داشته باشند. عزت نفس، شاخص خودباوری انسان و زیربنای اعتماد به نفس اوست. اعتماد به نفس، اولین ایستگاه حرکتهای موفقیت آمیز در عرصه زندگی و عامل رشد و ارتقای انسان است؛ زیرا هر باوری از باورِ خود شروع میشود و سعادت دنیا و آخرت انسان در گرو خودباوری و اعتماد به نفس او است. خود را باور کنید، تا دیگران هم شما را باور کنند.
یکی از مشکلات اصلی بسیاری از شما داوطلبان عزیز، این است که به خود و توانایی هایتان اعتماد ندارید. بیشتر شما عزیزان، خود را دست کم میگیرید و مدام به این نکته فکر میکنید که ممکن است سطح سؤالات کنکور از میزان اطلاعات و تواناییهایتان بالاتر باشد. همین موضوع سبب می شود تا شما روحیه و انگیزه کافی و لازم را برای مطالعه و آزمون دادن نداشته باشید. به خود و تواناییهایتان اعتماد کنید و روی نقاط مثبت درسی و جسمی و روحی خود تمرکز کرده و آنها را برای خودتان پررنگ کنید و به خود بقبولانید که انسان توانمندی هستید و بخوبی میتوانید از پس آزمون سراسری برآیید.
5- شکست ها و ناکامی های گذشته را فراموش کنید
یکی از عواملی که باعث ناامیدی انسان میشود و انگیزه و نشاط او را به صورت قابل توجهی کاهش میدهد شکستها و ناکامیهایی است که انسان در گذشته داشته است. به عنوان یک داوطلب کنکور، ممکن است شکستهای درسی و ناکامیهایی که در گذشته داشتهاید، باعث شود تا شما انگیزه و نشاط کافی برای مطالعه نداشته باشید.
به خاطر داشته باشید که گذشته، فقط و فقط برای یادآوری خاطرات خوش زندگی و درس گرفتن از شکستهاست و نه چیز دیگری، و آینده شما نیز هیچ شباهتی به گذشته ناکام شما ندارد؛ پس شکستها و ناکامیها را فراموش کنید و باامید و آرزو برای رسیدن به یک آینده خوب تلاش کنید. برای دستیابی به این مرحله، لازم نیست که کار خاصی انجام دهید؛ فقط کافی است بخواهید و اراده کنید که شکستها و ناکامیهایتان را فراموش کنید. انسانها تحول را خود در خودشان ایجاد میکنند؛ پس بیکار ننشینید و برای این تحول و نشاط و شادابی خود قدم بردارید: یک گام بلند به سوی فراموش کردن ناکامیها و ساختن آیندهای روشن.
6- خود را از یاد نبرید
دستهای از انسانها در دنیایی از غفلت و بیخبری از خود زندگی میکنند و توجه درستی به خود نداشته و در زندگی هدفی ندارند و برای آیندهشان نیز چیزی طراحی نکردهاند. همچنین این افراد هیچ رؤیایی در سر ندارند و اعتماد به نفس نداشته و خود را باور ندارند وبرای خود ارزشی قایل نیستند. این افراد اندیشههای بیمارگونه دارند و ارتباط درستی با انسانها ندارند و منزوی هستند و روحیه خوبی ندارند و از جمع فرار میکنند. این دسته از انسانها، انسان های ناامید و بی انگیزه هستند و هیچ چیز آنان را شادمان نکرده یا کمتر چیزی، آنها را خوشحال میکند و انگیزه ای برای انجام کارها ندارند. ممکن است که در میان شما داوطلبان عزیز هم کسانی با این خصوصیات وجود داشته باشند.
دسته دیگر، انسان متحول شده هستند. این افراد در کمال هشیاری زندگی میکند. هر لحظه، متوجه حضور خود در جهان هستند و در دنیایی از خودآگاهی و اشراف و بصیرت لحظه به لحظه خود زندگی میکنند. این دسته از انسانها، انسان های باانگیزه و شادی هستند و از همه زیباییهای زندگی لذت میبرند. در میان داوطلبان عزیز هم کسانی هستند که چنین ویژگیهایی دارند. مهم نیست که تا به حال جزو گروه اول بودهاید؛ مهم این است که از همین الان برای یک زندگی بهتر و همین طور شرکت موفق در یک آزمون عالی، همه زیباییهای زندگی و درونتان را ببینید و به آن ارج نهید و به خودتان توجه کنید و احترام بگذارید و برای رسیدن به خواستههای معقول خود با دل و جان تلاش کنید.
7- تغییر کنید
وقتی انسان رو به جلو حرکت کند و در یک شرایط خاص توقف نداشته و به قول معروف درجا نزند و به شکل مثبت تغییر کند، این رفتارها تاثیرات مثبتی بر وجود و انگیزه او خواهد گذاشت. برای اینکه فراموش نکنیم هر لحظه سیگنال مثبتی به ضمیر ناخودآگاه بدهیم تا باور جدید در ما ایجاد کند و هشیاریمان مرتب به ما گوشزد شود، از این اصل استفاده کنید. در دنیای خود نشانههایی تعبیه کنید که این نشانهها هر لحظه به ما فریاد یادآوری بزنند که: «آری، تو دیگر آدم سابق نیستی و تو انسان زیبای دیگری شدهای!»
تمام الگوهای رفتاری خود را به نحو بهتری تغییر دهید و برای خود نشانههایی ایجاد کنید که همچون علایم راهنمایی هر لحظه مسیر زندگی شما را اصلاح کنند و به شما یادآور شوند که آری شما انسان زیبای دیگری شدهاید؛ مثلاً اگر ساعت را به دست چپ میبندید، این بار آن را به دست راست ببندید، یا در دکوراسیون خانه تغییر ایجاد کنید. احساس تغییر مثبت، به شما انگیزه کافی خواهد داد تا شما با نشاط و روحیه زیاد به کارهای خود بپردازید و کمتر خسته شوید. به عنوان یک کنکوری، اگر دانشآموز کوشا و درس خوانی بودهاید، به خود مدام گوشزد کنید که همچنان به صورت عالی به پیش خواهید رفت، و اگر داوطلبی کمتر کوشا هستید به خود بگویید که تغییر کرده و انسان دیگری با قابلیتها و توانمندیهای جدید گشتهاید. مطمئن باشید که این برداشت از خودتان به شما کمک خواهد کرد که انگیزهای دو چندان برای درس خواندن و موفقیت کسب کنید.
8- احساس قدرت کنید و خود را بستایید
هر تصور و ذهنیتی که از خودتان داشته باشید، مطمین باشید که بر شما، شخصیت و نیز شرایط زندگیتان تاثیر خواهد گذاشت؛ پس سعی کنید که در هر لحظه، احساس خودشایستگی کنید و خود را باور کنید تا خود را زیبا ببینید. انسانهای دیگر در شما آن را میبینند که شما در خود میبینید؛ پس اگر میخواهید متوجه شوید که دیگران، چه احساسی نسبت به شما دارند، کافی است که ببینید شما نسبت به خودتان چه احساسی دارید. مطمئن باشید که دیگران هم همین احساس را نسبت به شما خواهند داشت. اصل خود شایستگی از اصول مهم اعتماد به نفس است؛ پس آن را با تمام وجود احساس کنید و همیشه در زندگی خود، آن را به کار گیرید.
9- مسؤولیتپذیر باشید
یکی از ویژگیهای انسانهای با روحیه آن است که همواره در مقابل دیگران و مسایل آنها احساس مسؤولیت میکنند. مسؤول بودن باعث می شود تا شما احساس بهتری نسبت به خود و زندگیتان داشته باشید، و این احساس بهتر، باعث ایجاد انگیزه و کار بیشتر خواهد شد. هر چه که در زندگی شما پیش میآید به خود بقبولانید که مسؤول آن خود شما هستید. شکستهای خود را بپذیرید و درصدد رفع آنها برآیید و به خود بگویید که هیچ فردی جز خودم در پیش آمدن این شرایط مقصر نبوده است، و این من هستم که میتوانم همه چیز را تغییر دهم.
10- بیش از حد توانتان کار نکنید
همه ما با سختکوشی، خواهان تامین خواستههایمان هستیم، اما مهم این است که تعادل را در زندگی خود حفظ کنیم. اگر برای شما کنکور فعلاً مهمترین اصل و هدف زندگی است، بهتر است که جایگاه همه چیز را در زندگی خود تا روز برگزاری کنکور با این اولویت تنظیم کنید؛ با این همه، به خاطر داشته باشید که هر انسانی، توان خاصی دارد و اگر بیش از حد به خود فشار وارد آورد، ممکن است که زود خسته شده و از پا درآید، و خستگی، یکی از دشمنان اصلی نشاط و شادابی است. خستگی باعث میشود تا یادگیری شما به صورت کامل انجام نگیرد یا مجبور باشید که زمان زیادی را برای یادگیری مطالب صرف کنید؛ پس خودتان و خصوصیات جسمی و روحی خودتان را بشناسید و بیش از حد توانتان کار نکنید. مهم نیست که دوستان، همکلاسیها یا فامیلهای شما چقدر کار میکنند؛ مهم این است که شما چقدر توان دارید و چقدر از این توان به صورت بهینه استفاده میکنید.
11- ورزش کنید
داشتن یک رژیم غذایی مناسب و انجام قدری فعالیت بدنی روزانه، از پیاده روی آرام گرفته یا حتی کار بیرون، فشار و اضطراب را تخفیف میدهد و روحیه شما را شاداب نگه میدارد. ورزش و تمرینات بدنی، افراد را از احساس برتری طلبی، رها میکند و تواناییهای سرکوب شده ذهن آنها را ترقی میدهد. همین امر به جلوگیری از افسردگی منجر میشود. برای اشخاص متفاوت، ورزشهای مناسب آنها وجود دارد. در این میان، تمرینات کششی و یوگا برای تخفیف فشار بسیار مناسبند؛ البته ورزش کردن بیرون از منزل فواید مضاعفی نیز دارد؛ برای مثال، نور آفتاب در بهبود روحیه و تخفیف افسردگی مفید است. همچنین دیدن افراد همسال و گپ و گفت با آنها میتواند در شادابی و نشاط شما مؤثر باشد؛ پس ورزش را فراموش نکنید؛ حتی اگر برای یک ربع ساعت هم باشد.
منبع : پیک سنجش
تنظیم کننده: محبوبه همت
کنکور؛ تفریحی از جنس زندگی !
کنکور؛ تفریحی از جنس زندگی !

تفریح در دوره آمادگی برای کنکور، یکی از بحثهای مهمی است که مشاوران و فعالان کنکور در مورد آن نظرات متفاوتی دارند؛ برخی آن را لازم و برخی دیگر، چندان بر انجام آن تاکید نمیکنند. به همین دلیل، در این مقاله درصدد هستیم تا با ارایه راهکارها و شیوه هایی برای تفریحی از جنس کنکور، شما را برای مطالعه های موفق و جدی تا زمان برگزاری این آزمون هدایت کنیم. برای اینکه کنکوری بدون خستگی و دلزدگی را تجربه نمایید، به این نکات توجه کنید:
1- به کنکور هم مثل یک تفریح نگاه کنید
هر کاری، حتی کارهایی که مورد علاقه و پسند شما هستند، وقتی به عنوان یک تکلیف تلقی می شوند، کم کم آزار دهنده و خسته کننده می شوند. اگر به کنکور هم به عنوان یک تکلیف و وظیفه نگاه کنید، یا به عنوان کاری که مجبور هستید آن را انجام دهید توجه کنید، مطمئن باشید که بعد از مدتی، حتی اگر دانشآموز زرنگ و کاردانی هم باشید و تمام مباحث را هم بخوبی بدانید، ادامه مطالعه برایتان خسته کننده و آزار دهنده می شود؛ پس سعی کنید به خود و آزمونی که در پیشِ رو دارید هم به عنوان یک تفریح نگاه کنید. شاید در ابتدا پذیرفتن این موضوع برایتان سخت باشد، اما اگر بخواهید می توانید به مرور فکرتان را نسبت به کنکور تغییر دهید.
با دروس شوخی کنید و اصلاً سعی نکنید که یک مطلب را به هر قیمتی یاد بگیرید. مطمئن باشید که حتی رتبههای برتر کنکور هم، همه دروس را کاملاً بلد نیستند؛ پس برای دانستن تمام مطالب، خود را خسته نکنید و بدانید که اتفاق خاصی نمیافتد اگر گاهی طبق برنامه پیش نروید. اگر دیدید درسی بیش از حد از شما انرژی می گیرد و شما را خسته میکند، برای ساعاتی یا حتی چند روز، آن درس را رها کنید تا دوباره توان و انرژی لازم برای مطالعه آن درس را پیدا کنید. در مجموع یادتان باشد که برای کنکور، خود را بیش از حد در زمان مطالعه خسته نکنید و مطمئن باشید در زمانی که در اختیار دارید، می توانید همه مطالب را بخوبی فرابگیرید.
2- شما مستثنی نیستید
داوطلبان بسیاری هستند که وقتی تصمیم می گیرند برای کنکور مطالعه کنند، دیگر به هیچ چیز فکر نمی کنند. این دسته از افراد، معمولاً جزو داوطلبان زرنگ یا گروهی هستند که سال یا سالهای قبل، رتبه خوبی کسب نکرده و الان به این نتیجه رسیده اند که باید پیوسته مطالعه کنند و زمانشان را برای هیچ مساله دیگری صرف نکنند. باید به این دسته از داوطلبان بگوییم که به صورت پیوسته و مداوم درس خواندن و استراحت و تفریح نداشتن، اصلاً خوب نیست، و نه تنها باعث خستگی و دلزدگی شان می گردد، بلکه ممکن است که باعث بیماری روحی و جسمی آنها نیز بشود. ممکن است فردی که به این صورت مطالعه میکند، تا مدتها از مشکلات خود بی اطلاع باشد، اما در نهایت در ماهها یا هفته های پایانی و حساس کنکور، این خستگی و دلزدگی باعث شود تا وی برای مدتی دست از مطالعه بکشد یا نتواند از آنچه که خوانده است بخوبی استفاده کند.
3- افراط و تفریط ممنوع
مانند همه کارهای دیگر، افراط و تفریط در مطالعه یا تفریح در دوره کنکور نیز نتیجه خوبی نخواهد داشت. به عنوان یک داوطلب باید سعی کنید تا در تمام کارهای خود، از جمله در مطالعه و تفریح تان، تعادل داشته باشید. بعضی از داوطلبان، برخلاف گروهی که قبلاً اشاره کردیم، چندان به مطالعه کردن علاقه و رغبتی ندارند و سعی می کنند که با فریب خود و دیگران و فرار از درس خواندن، زمان زیادی را به تفریح و استراحت اختصاص دهند. هر دو، هم افراط و هم تفریط، می تواند ضررهای جبران ناپذیر و مؤثری به شما بزند؛ پس افراط و تفریط در تفریح کردن هم ممنوع است.
4-تفریحی به سبک کنکوری
وقتی در مورد تفریح و استراحت در دوره کنکور صحبت میکنیم باید حتماً به خاطر داشته باشید که تفریح شما با تفریح یک فرد معمولی و حتی دانشآموزی که آزمون سراسری را پیشِ رو ندارد، فرق میکند. در واقع، منظور از تفریح، مسافرتهای طولانی یا اختصاص ساعات متمادی به برنامه های مورد علاقه نیست؛ بلکه این تفریح باید در حدی باشد که به مغز و جسم خود استراحتی داده، توان خود را مجدداً افزایش داده و دوباره شروع به مطالعه کنید؛ البته بسته به شرایط و زمان، نوع تفریح و استراحت شما متفاوت است که حتماً باید به این موضوع در برنامه ریزی خود توجه داشته باشید.
5- تفریح یک کنکوری در ایام هفته
به عنوان یک داوطلب کنکور، که کار اصلی شما تا روز برگزاری آزمون، مطالعه و آمادگی برای امتحان است، چند تفریح و وقت استراحت دارید که علاوه بر نیاز مغز به استراحت، به دوره های مهم کنکور و گذرگاههای طلایی آزمون نیز باز می گردد. نکته اولی که باید به آن توجه داشته باشید این است که در برنامه مطالعاتی هفتگی خود، حتماً باید بعد از هر چهل و پنج دقیقه وقت اختصاص داده شده برای درسهای سخت، و هر یک ساعت برای درسهای آسان یا حداکثر یک ساعت و نیم، یک زمان استراحت یک ربعه را در نظر بگیرید. انجام این کار باعث می شود تا مغز فرصت پیدا کند که مطالب را در حافظه کوتاه مدت شما وارد سازد و برای یادگیری بعدی بخوبی آماده شود.
در برنامه ریزی هفتگی خود، برای روزهای جمعه خودتان نیز حتماً یک زمان استراحت پیوسته چهار تا پنج ساعته را در نظر بگیرید. حال در این زمان های یک ربعه یا چهار تا پنج ساعته پایان هفته به انجام کارهای کوچک مورد علاقه خود بپردازید؛ حتی می توانید در طول روزهای هفته به غیر از جمعه هم ساعت هایی را، بخصوص بعد از مطالعه درسهای سخت، به انجام کارهای مورد علاقه خود اختصاص دهید. پرداختن به این کار یعنی یک تفریح کنکوری کوتاه، اما دلچسب !
ممکن است که برخی از شما داوطلبان عزیز با خود بگویید که در این مدت، چه تفریحی می توانیم داشته باشیم. همان گونه که قبلاً هم اشاره کردیم، به خاطر موقعیت خاص شما، تفریح شما نیز باید خاص باشد؛ مثلاً در یک ربعی که در اختیار دارید به پیامک هایتان سری بزنید. یک کارتن ببینید یا یک موسیقی دلچسب گوش کنید. ضمناً می توانید در پایان هفته به اتفاق دوستان یا خانواده، به خارج از شهر، پارک یا سینما بروید یا ورزش کنید؛ مثلاً شنا از آن دسته از ورزش هایی است که میتواند حسابی روحیه شما را برای شروع مطالعه تقویت کند. شاید با خود بگویید که زمانتان برای یک تفریح درست و حسابی کوتاه است، اما این موضوع آن قدر مهم نیست که صرف نیاز بدن به استراحت اهمیت دارد. در مدت یک ربع، حتی می توانید خیال پردازی کنید و خودتان را در دانشگاه، رشته، شغل یا جایگاه اجتماعی مورد نظرتان تجسم کنید. این هم یک تفریح است؛ زیرا
هورمون هایی در مغز ترشح می شود که هم دقایق را برای شما لذت بخش تر و یادگیری را به دلیل انگیزه بالای شما بهتر می سازد و هم سبب میشود تا انرژی هایی از مغز شما به اطراف ساطع شود و تمام کاینات در راستای علایق و هدف شما حرکت کنند.
علاوه بر این برنامه هفتگی، کاری که شما می توانید انجام دهید این است که اگر در پایان ماه متوجه شدید که مطالعه خوبی داشتهاید به خودتان پاداش داده و مدت زمانی را به تفریح و انجام کارهای مورد علاقه تان بپردازید. نگران هیچ چیز نباشید. بعضی از وقتها برای موفقیت باید افکار خود را از آن موضوع رها کنید و به خودتان شادی هدیه دهید. آن وقت متوجه خواهید شد که چگونه همه کامیابی ها با انرژی مثبتی که از شما میگیرند، به طرف شما حرکت می کنند؛ پس در پایان ماه هم حسابی از خجالت خودتان در بیایید و به خودتان پاداش دهید و بعد با انرژی و انگیزه بیشتر دوباره وارد میدان گردید.
6- تفریح در گذرگاههای طلایی
امان از این گذرگاههای طلایی و استرسی که به برخی از داوطلبان منتقل میکنند! وقتی صحبت ایام مهم کنکور به میان می آید، طبق معمول، همه داوطلبان فکر میکنند که دیگر حتماً باید درس بخوانند و در غیر این صورت، از قافله عقب خواهند ماند. اتفاقاً باید بگوییم که اگر در این دوره هم کمی استراحت و تفریح به خودتان هدیه بدهید کار بسیار خوبی انجام داده اید؛ زیرا این عمل باعث میشود تا شما در روزهای باقی مانده دوره های مهم، با انگیزه و تلاش بیشتری درس بخوانید و البته یادگیری بهتری نیز داشته باشید.
حتماً همه شما عزیزان، گذرگاههای طلایی یا همان دورههای مهم کنکور را میشناسید. باید اشاره کنیم که این دورهها عبارتند از: تابستان منتهی به کنکور، دوره عید نوروز و خرداد ماه قبل از کنکور. به دلیل اهمیت مطالعه در این دورهها به آنها دوره های طلایی کنکور اطلاق می شود.
برای سخن گفتن از تعطیلات تابستان پیش از کنکور دیر شده است، اما در ایام عید، مشاوران بر این عقیده اند که داوطلب می تواند دو تا سه روز اول نوروز را به تفریح و مسافرت اختصاص دهد. به نظر ما نیز حتماً این کار را انجام دهید؛ زیرا بعداً می توانید با انرژی و توان بیشتری درس بخوانید. این دو تا سه روز را می توانید به دید و بازدید، دیدن برنامه های تلویزیونی یا مسافرت و ... اختصاص دهید. انتخاب با خود شماست؛ نکته مهم این است که استراحت و تفریح را فراموش نکنید.
در خرداد ماه نیز حتماً زمانی را برای تفریح و استراحت در نظر بگیرید. می توانید در اواسط این دوره، که دوره مرور و جمعبندی است، مثلاً بعد از خواندن دروس اختصاصی و اصلی، زمانی را به تفریح و استراحت روزانه اختصاص دهید. پیشنهاد ما این است که مسافرت را به زمان دیگری موکول کنید تا با خیال راحت و بعد از کنکور، حسابی از آن لذت ببرید. در این دوره استراحت کوتاه می توانید به دیدن دوستان یا اقوامتان بروید، بازار گردی کنید، به سینما بروید یا از نقاط دیدنی اطراف شهرتان بازدید کنید، و خلاصه با این تفریحاتی که زمان و انرژی کمی از شما می گیرند، خود را برای حضور مفید در یک کنکور خوب و عالی آماده کنید.
7- خودتان مشخص کنید
به این نکته توجه داشته باشید که علایق هر فردی با افراد و داوطلبان دیگر متفاوت است؛ پس برای زمان تفریح خودتان، حتماً خودتان برنامه ریزی کنید؛ زیرا این شما هستید که نیاز به استراحت و تجدید قوا دارید و نه دیگران. شاید تفریح شما برای بسیاری از داوطلبان جذاب نباشد، اما مهم این است که این تفریح، برای شما لذت بخش و دوست داشتنی باشد.
8- ورزش را فراموش نکنید
ورزش، یکی از بهترین تفریحاتی است که به عنوان یک کنکوری می توانید آن را انجام دهید؛ زیرا، علاوه بر اینکه زمان زیادی از وقت شما را نمیگیرد، می تواند بر بهبود یادگیری شما تاثیر گذاشته و روند یادگیریتان را کوتاهتر و مدت ماندگاری مطالب را در ذهن شما طولانی تر کند؛ علاوه بر آن، ورزش کردن باعث سلامت جسمی و تقویت روحیه شما در طول دوره آمادگی برای کنکور میگردد. برای ورزش کردن لازم نیست که حتماً به ورزشهای حرفهای و سنگین روی بیاورید؛ بلکه یک پیاده روی سبک و کوتاه هم می تواند باعث نشاط و شادابی شما گردد؛ پس تا جایی که می توانید و علاقه مند هستید، حتماً به عنوان یک تفریح در طول زمان آمادگی برای کنکور ورزش کنید، و همینطور به تفریحات دیگر بپردازید و بدانید که کنکور هم در جای خود، یک تفریح است؛ تفریحی از جنس زندگی !
منبع: پیک سنجش
تنظیم کننده: محبوبه همت
چرا آخوندها نباید مردم را بخندانند؟
حجتالاسلام قرائتی:

او با اشاره به آیاتی از قرآن کریم گفت: بهترین مردم بر اساس آیات قرآن کسانی هستند که با بیان و قلمشان مردم را به خدا دعوت میکنند. با دریافت پول فقط دفع ظلم میشود. در غیر این صورت هر کس که مینویسد و کاری میکند باید برای خدا باشد.
او افزود: اگر شما برای هر چه مینویسید هدف نماز باشد که بقیه چیزها هم قبول است و در غیر صورت دیگر چیزها هم قبول نیست.
حجتالاسلام قرائتی با بیان اینکه اگر برای نماز آن هم برای نسل نو کاری نکردهاید، باید عذرخواهی کنید، اظهار کرد: آدمها پنج دسته گوناگون هستند؛ یکی «توتی»ها که همانند درخت توت به راحتی تکان خورده و به زمین میریزند. دسته دوم «اناری»ها که باید دانهدانه آنها را چید. دسته سوم همانند گل هستند که هم باید آنها را دانهدانه چید و هم تیغ دارند و دسته چهارم «نارگیلی»ها هستند که دست به سختی به آنها میرسد اما شیرین و ارزشمند هستند و دسته پنجم همانند «گردو» هستند که مغزشان سفت است.
مسئول ستاد اقامه نماز با اشاره به اینکه کتاب را باید تلخیص کرد، بیان کرد: ما بعضی وقتها با کارهایی که میکنیم و کتابی که مینویسیم سر کار هستیم. گاهی نمازجماعتها هم سر کاری است. در واقع مناره بلند دلیلی بر صدای اذان داشتن نیست. برای کتاب و قلم هم همینطور است. گاهی قلم جایی میرود و چیزی را مینویسد که اصلاً نباید بنویسد و نیاز جامعه نیست. نویسندگانی که در این حوزه مشغول به کار هستند باید این را در نظر بگیرند که امروزه مردم بیحوصله شدهاند. حتی قرآن هم میگوید وقتی مردم حوصله ندارند کوتاه بیا. پس کتابها باید مختصر شود. مثلاً اگر قرار است برای فلسفه حجاب کتابی چاپ شود، به جای آن بروشور اما با تیراژ بالاتر منتشر شود.

او سپس به اینکه مخاطب نویسندگان نماز و مهدویت باید نسل نو باشند اشاره کرد و گفت: قرآن میگوید که نگاه نکن الگویی وجود داشته باشد و خودت الگو باش. چرا همیشه باید از سوی دیگران برای ما الگویی وجود داشته باشد هر چند که در کار خوب باید اقتدا کرد.
حجتالاسلام قرائتی با بیان اینکه نوشتن صرفاً یک مقاله در حوزه نماز کافی نیست، به ضرورت تشویق همکاران به این کار نیز اشاره و بیان کرد: اگر ممکن است از روی کتابی که ما درباره نماز نوشتهایم کسی بدون اینکه سوء استفاده کند، خودش سودی نبرد و به ما هم سودی نرساند، چیزی منتشر کند، این کار باید انجام شود. من خیلی از این خیر دیدهام.
او همچنین به استفاده از داستان در کتابهای حوزه نماز اشاره کرد و قصههای قرآن را پر از لطیفه دانست.
مسئول ستاد اقامه نماز سپس ضمن بررسی ضرورت توجه نویسندگان به نماز بیان کرد: در قرآن چهار تا فحش وجود دارد که در آنها کلمات خر، گاو، سنگ و … وجود دارد چون اینها بیخاصیت نیستند، پس قابل تحمل است و فقط یک حرف است که قابل تحمل نیست و آن هم آنجا که میگوید «ای اهل کتاب شما پوک هستید» و این یعنی ای اهل کتاب اگر برای نماز با قلمتان کاری نکردید و چیزی ننوشتید مفید نیستید و پوک هستید.
او سپس به اهمیت استفاده از مثلها در کتابهای حوزه نماز اشاره کرد و گفت: خیلی از کتابهایی که نوشته شدهاند اگر نبودند هم فرقی نداشت؛ در حالی که هر کلمهای که نوشته میشود باید مفید باشد، چون شما ضامن وقت مردم و وقت خودتان هستید.
همچنین در این برنامه محمود مظفر، قائممقام ستاد اقامه نماز به ملاقات صبح امروز خود به همراه حجتالاسلام والمسلمین قرائتی با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اشاره کرد و گفت: در این دیدار قولها و مساعدتهای خوبی برای نویسندگان و ناشران حوزه قرآن مطرح شد. یکی از بحثهایی که با وزارت ارشاد و کتابخانههای عمومی مطرح کردیم این است که هر سال یک کتاب سال نماز داشته باشیم.
او در ادامه به ضرورت توجه نویسندگان و ناشران به تولید کتاب در موضوعات متفاوت و تازه نسبت به آنچه پیش از این تولید شدهاند، نیز اشاره کرد.

همچنین در این مراسم برخی از ناشران و نویسندگان دغدغههای و خواستههای خودشان را مطرح کردند و نادر قدیانی، ناشر کتاب کودک و نوجوان بیان کرد: کتابهای حوزه نماز اگر پژوهشی بر آنها انجام شود و به دست اهالی نشر سپرده شوند، میتوانند تأثیرگذار باشند.
منبع: ایسنا؛
ویژه نامه در سایه کریمه
تاریخ بروزرسانی: 12 تیر 1398
گلی از بوستان امامت
حضرت معصومه علیها السلام در سال 173 هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود. پدرش امام هفتم شیعیان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام و مادرش حضرت نجمه بود که به علت پاکی و طهارت نفس به او طاهره می گفتند. آغاز ماه ذی قعده برای حضرت رضا علیه السلام و دودمان نبوت پیام آور شادی و پایان بخش انتظاری عمیق و شورآفرین بود؛ زیرا حضرت نجمه فرزندی جز حضرت رضا علیه السلام نداشت و مدت ها پس از حضرت رضا نیز دارای فرزندی نشده بود. از آنجا که سال ولادت حضرت رضا علیه السلام 148 هجری قمری و سال ولادت حضرت معصومه علیها السلام 173 قمری است و بین این دو ولادت بیست و پنج سال فاصله بود و از طرفی امام صادق علیه السلام ولادت چنان دختری را مژده داده بود، خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله بی صبرانه در انتظار طلوع خورشید وجود حضرت معصومه علیها السلام بودند. آن حضرت در 28 سالگی و در روز دوازدهم ربیع الثانی سال 201 هجری قمری به جوار رحمت حق شتافت.
فروغ مهتاب/ به مناسبت ولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها)
نظری بر اسامی و القاب حضرت فاطمه معصومه(س)
حضرت معصومه علیها السلام در یک نگاه
ولادت حضرت معصومه علیها السلام
راز عدم ازدواج حضرت معصومه (س)
رویدادهای مهم زمانه
امام کاظم(ع) در زمان خلافت هارون دو بار زندانی شد. مدت زندانی شدن آن حضرت در مرتبه اول مشخص نیست ولی در مرتبه دوم از سال 179 تا183 هجری قمری یعنی مدت چهار سال در زندان بود که به شهادت ایشان منجر شده است.
حضرت امام موسی کاظم(ع) در سال 183 هجری به شهادت رسید، حضرت معصومه(س) در عصر شهادت پدر بزرگوارش ده سال و برادر ارجمندش حضرت امام رضا(ع) سی وپنج سال داشتند.
دوره امامت امام رضا علیه السلام بیست سال بود که ده سال نخست آن با خلافت «هارون الرشید»، پنج سال با خلافت «محمد امین » و پنج سال آخر با خلافت «عبدالله المامون » معاصر بود.
تزلزل شخصیت مامون و قیامها و حکومتهای مستقلی که در اندک مدتی جان گرفته بود، او را بر آن داشت تا به همان سیاست پیشین عباسیان، که با شعارهایی به نفع علویان حکومت عباسی را از آن خود ساختند، تمسک جوید و رژیم عباسی را با تدبیری زیرکانه از سقوط حتمی نجات بخشد.
این برنامه، مساله ولایتعهدی امام رضا(ع) بود; مساله ای که حضرت(ع) دلایل پذیرش آن را چنین بیان کرده است:
«خدا می داند چقدر از این کار بدم می آمد. ولی چون مرا مجبور کردند که میان کشته شدن یا ولایتعهدی یکی را برگزینم ... در واقع این ضرورت بود که مرا به پذیرفتن آن کشانید و من تحت فشار بودم.»
گاه شمار حوادث در دوره حضرت معصومه
پیام هایی به مناسبت ولادت حضرت معصومه(س)
هجرت حضرت معصومه سلام الله علیها
هجرت حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع) از مدینه به مرو، هجرتی اجباری بود که هر نوع تصمیم گیری را از وی سلب کرده بود. لذا خاندان پیامبر و خاصان امام که بی فروغ او زندگی برایشان مفهومی نداشت، قصد هجرت به ایران کردند و لیکن مخالفت دستگاه خلافت باعث شد تا هجرت حضرت فاطمه معصومه(س) با یکسال تاخیر صورت پذیرد.
حسن بن محمد بن حسن قمی گوید:
«از سادات حسینیه از فرزندان موسی بن جعفر علیهما السلام که به قم آمدند، فاطمه بود دختر موسی بن جعفر علیها السلام.
چنین گوید بعضی از مشایخ قم که چون امام علی بن موسی الرضا علیهما السلام را از مدینه بیرون کردند تا به مرو رود از برای عقد بیعت به ولایت عهد برای او سنة ماتین، خواهر او فاطمه بنت موسی بن جعفر علیهم السلام در سنه احدی و ماتین به طلب او بیرون آمد.
چون به ساوه رسید، بیمار شد. پرسید که میان من و میان شهر قم چه قدر مسافت است، او را گفتند که ده فرسخ است.
خادم خود را بفرمود تا او را بردارد و به قم برد. خادم او را به قم آورد و در سرای موسی بن خزرج بن سعد اشعری فرود آمد و نزول کرد ...»
جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه(س)
براي حضرت فاطمه معصومه عليها السلام
چشمه سار فضایل
اهلبیت علیهم السلام به فضایل و مناقب حضرت فاطمه معصومه علیها السلام حتی قبل از تولد ایشان اشاره کردهاند. امام جعفر صادق علیه السلام در ضمن حدیث مشهوری- پیش از آنکه امام کاظم علیه السلام متولد شوند. از دفن پیکر مطهر حضرت فاطمه معصومه علیها السلام در قم خبر داده و در اینباره فرموده بودند:
«آگاه باشید! حرم خدا، مکه است و ... همانا قم، کوفه کوچک است و سه در از درهای هشتگانه بهشت به سوی قم گشوده میشود. به زودی بانویی از تبار من در قم دفن میگردد و نام او فاطمه دختر موسی است و با شفاعت او، همه شیعیان من داخل بهشت خواهند شد».
این پیشگویی امام صادق علیه السلام درباره ارتحال حضرت معصومه علیها السلام در قم پیش از ولادت پدر بزرگوارش، بسیار حائز اهمیت است و از مقام بسیار شامخ آنحضرت حکایت میکند.
کریمه اهلبیت علیها السلام نمونه کامل زهد، تقوا، عفاف، عبادت و نهایت ارادت و معرفت در حق امام زمان خویش بودند و در معنویت به چنان جایگاهی رسیدند که امام رضاعلیه السلام لقب «معصومه» را به ایشان عطا کردند و پس از رحلت خواهرشان فرمودند:
«من زارالمعصومة بقم کمن زارنی؛ هر فردی معصومه علیه السلام را در قم زیارت کند، همانند کسی است که مرا زیارت کرده باشد».
جایگاه معنوی حضرت فاطمه معصومه(س)
اجمالی از زندگی حضرت فاطمه معصومه (س)
تجلی گاه فاطمه زهرا سلام الله علیها
آیت الله مرعشی نجفی به طلاب گفت: علت آمدنم به قم، این بود که پدرم آقا سید محمود مرعشی که از زهّاد و عبّاد زمان خود بود، چهل شب در حرم امیر مؤمنان علیه السلام بیتوته کرد؛ تا از عنایات آن حضرت برخوردار شود.
شبی در حال مکاشفه آن حضرت را دید و به او فرمود: سید محمود! چه می خواهی؟
عرض کرد: می خواهم بدانم قبر فاطمه علیهاالسلام کجاست؟
حضرت فرمود: من نمی توانم بر خلاف وصیت آن بانو، قبر را معلوم کنم.
عرض کرد: پس اگر بخواهم آن حضرت را زیارت کنم، چه کنم؟
فرمود: خداوند جلال و جبروت حضرت زهرا علیهاالسلام را به حضرت معصومه علیهاالسلام عنایت کرده است. هر کس بخواهد ثواب زیارتش را درک کند، به زیارت فاطمه معصومه علیهاالسلام برود.
سپس آیت الله مرعشی نجفی گفت: من به همین سبب به قم آمدم و ماندگار شدم و اکنون شصت سال است که هر روز اولین زائر این بانو هستم.( فروغی از کوثر زندگانی حضرت معصومه علیهاالسلام به نقل از پرسمان - اسفند ماه سال 1390 شماره 110)
قبر حضرت معصومه علیهاالسلام، تجلّی گاه قبر گم شده حضرت زهرا علیهاالسلام
زیارت حضرت معصومه علیها السلام
مصاحبه با حضرت آیت الله سید احمد خرازی
کار در تمام سال برای یک بار زیارت حرم حضرت معصومه علیهما السلام
جرعه نوش احادیث امامت
یکی از محکم ترین احادیث دربارۀ امامت امیرمؤمنان علی (ع)، حدیث متواتر و قطعی غدیر است که پیامبر اکرم (ص) در بخشی از خطبه غدیر فرمود: «ای مردم! من امر خلافت را به عنوان امامت و وراثت در نسل خود تا روز قیامت به ودیعه می سپارم و من ابلاغ کردم آنچه را که مأمور به ابلاغش بودم تا حجت باشد بر حاضر و غایب و بر همۀ کسانی که حضور دارند یا ندارند، به دنیا آمده اند یا نیامده اند. پس حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند.»
متأسفانه این حدیث خیلی زود به فراموشی سپرده شد، ولی همیشه افرادی بودند که این احادیث را به یاد امت آورند. از جمله کسانی که در حساس ترین زمان این حدیث را به گوش مردم رساند، حضرت فاطمه معصومه (س) است.
بیان این حدیث از سوی حضرت معصومه (س) در دوران خلافت هارون و مأمون که خود را پیشوای برحق مسلمانان می دانستند، سخت برضد آنان بود و اثبات حقانیت حضرت موسی کاظم (ع) و حضرت رضا (ع) بسیار تأثیر داشت و جانانه ترین دفاع امامت به حساب می آمد.
حضرت معصومه(س) در جمع بانوان محدّثه
حضرت فاطمه معصومه (س) مدافع امام و ولایت
احادیث حضرت معصومه سلام الله علیها
بانوی کرامت
مقام شفاعت حضرت معصومه (س) از دو منبع سرچشمه گرفته است، اولین مورد، زیارت نامه آن حضرت می باشد که بیانگر این مسئله است می خوانیم. «فِاَنّ لَک عِندالله شأناً مِن الشأن» و یا «اِشفَعی لَنا فی الجنه» و مورد دیگر احادیث حضرات معصومین (ع) است که جایگاه شفاعت را برای آن حضرت، تبیین نموده اند، مثلا امام صادق (ع) می فرماید؛ «أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِیَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَی قُمَّ تُقْبَضُ فِیهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِی اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَی وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِیعَتِی الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِمْ» « بهشت 8 در دارد که 3درآن بسوی قم است، در قم زنی از فرزندانم به نام فاطمه درگذرد و بشفاعت او همه شیعه هایم به بهشت داخل می شوند»؟
از این حدیث استفاده می شود که آن حضرت شفیعه امت هستند و کسانی که صلاحیت شفاعت را دارا باشند از پرتو شفاعت ایشان برخوردار خواهند بود.
حقیقت هم این است که تشیع، مدیون کریمه اهل بیت (س) است، یعنی فرهنگ اهل بیت (ع) به کمک ایشان، در دنیا نشر پیدا کرده است، اگر حوزه علمیه قم، سهمی در هدایت بشر، داشته است به خاطر این است که سکان این حوزه بر محور و مرقد مطهره آن حضرت در چرخش است.
کراماتی از حضرت فاطمه معصومه علیها السلام
نقل کرامت از کریمه اهل بیت علیهم السلام توسط آیت الله صدر
مهربانتر از آفتاب (کرامات معصومیه)
قم و برکات حضرت معصومه سلام الله علیها
وقتی حضرت معصومه سلام الله علیها به قم تشریف فرما شدند جمعی از سادات و بزرگان و علمای کوفه به قم آمدند و بزرگان این شهر برای استقبال از ایشان بهترین خانه ها را به ایشان پیشنهاد کردند و باغ ها و املاک بسیاری وقف ایشان شد؛ بعدها علما و بزرگان بسیاری در این شهر حضور یافتند که جمع آنان به دویست هزار محدث می رسد. داخل ضریح مطهر حضرت فاطمه معصومه علیها السلام، پنج دختر امام یعنی شخص حضرت علیها السلام، دختر امام جواد علیه السلام، دو دختر امام دهم علیه السلام و یک دختر امام یازدهم علیه السلام، مدفون هستند.
وجود دویست هزار محدث در اطراف ضریح حضرت فاطمه معصومه علیها السلام از جمله علی بن ابراهیم قمی و زکریابن آدم و... باعث درخشان تر شدن این شهر شده است، وقتی سید بحرالعلوم به قم مشرف می شدند از چهارراه بازار به سمت حرم، پابرهنه میشد که مبادا به قبور این بزرگان در مسیر راه بی حرمتی شود؛ نظیر چنین کاری را نیز ملاصدرا انجام می داد. مرحوم صاحب جواهر، نقل کرده است که اگر میتوانستم قبر علی بن ابراهیم قمی را به شکل گنبد طلایی میساختم؛ زیرا ایشان نه هزار روایت از معصومین علیهم السلام نقل کرده است. در روایتی آمده است که بزرگی انسان به اندازه روایاتی است که نقل کرده است؛ این درحالی است که علی بن ابراهیم قمی نه هزار روایت را نقل کرده در حالی که حضرت عبدالعظیم با آن همه کرامات تنها صد و هشت روایت را نقل کرده است.(حجت الاسلام والمسلمین احمد عابدی، معارف، شماره 98)
برکات ورود حضرت معصومه علیها السلام به شهر قم
حضرت معصومه سلام الله علیها در کلام و سیره بزرگان
بدون ترديد نقش حضرت معصومه (سلام اللَّه عليها) در قم شدن قم و عظمت يافتن اين شهر عريقِ مذهبىِ تاريخى، يك نقش ما لا كلام فيه است. اين بانوى بزرگوار، اين دختر جوانِ تربيت شده ى دامان اهل بيت پيغمبر، با حركت خود در جمع ياران و اصحاب و دوستان ائمه (عليهم السّلام) و عبور از شهرهاى مختلف و پاشيدن بذر معرفت و ولايت در طول مسير در ميان مردم و بعد رسيدن به اين منطقه و فرود آمدن در قم، موجب شده است كه اين شهر به عنوان پايگاه اصلى معارف اهل بيت (عليهم السّلام) در آن دوره ى ظلمانى و تاريكِ حكومت جباران بدرخشد و پايگاهى بشود كه انوار علم و انوار معارف اهل بيت را به سراسر دنياى اسلام از شرق و غرب منتقل كند. (بيانات مقام معظم رهبری حفظه الله در ديدار طلاب، فضلا و اساتيد حوزه علميه قم (29/ 07/ 1389))
حضرت معصومه علیها السلام در سخن و سیره بزرگان و عالمان
مقام و منزلت حضرت فاطمه ی معصومه (س) در کلام علما و بزرگان
گفتگویی کوتاه با آیت الله العظمی اراکی(ره)
مصاحبه با حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی
آیت الله العظمی مکارم شیرازی:به خادمی حضرت معصومه (س) مفتخرم
حضرت معصومه(سلام الله علیها) الگوی شرف و ولایت پذیری است
با خادمان کریمه
زمانی که انقلاب پیروز شد و امام خمینی(ره) به قم آمدند و به مدرسه فیضیه وارد شدند ما در آنجا توانستیم امام را ببینیم ..
شبها امام می آمدند حرم برای زیارت. شب اول نگذاشتند ایشان را ببینیم.
شب دوم با هم قرار گذاشتیم سر و صدا کنیم بلکه بتوانیم امام را ببینیم. یک نفر بازاری که اسلحه و بی سیم در دست داشت جلوی ما را گرفت امام متوجه سر و صدای ما شدند و فرمودند:
- چکارشان دارید، بگذارید بیایند.
ما با حالت گریه پیش امام رفتیم، ایشان فرمودند:
- اینها خادمین عمه من هستند.
مصاحبه با خادم حرم مطهر حضرت معصومه (س)
در سایه سار شعر
ای ازلیت به تربت تو مخمّر
وی ابدیت به طلعت تو مقرّر
آیت رحمت ز جلوه تو هویدا
رایتِ قدرت در آستین تو مضمر
عصمت تو تا کشیده پرده به اجسام
عالَم اجسام گردد عالَم دیگر
این است آن نور کز تجلّی قدرت
داد به دوشیزگانِ هستی زیور
آبروی مُمکنات، جمله از این نور
گر نبُدی، باطل آمدند سراسر
عرصه قم غیرت بهشت برین است
بلکه بهشتش یساولی است برابر
زیبد اگر خاک قم به عرش کند فخر
شاید گر لوح را بیابد همسر
خاکی عجب خاک! آبروی خلایق
ملجأ بر مسلم و پناه به کافر
حضرت معصومه علیها السلام در شعر شاعران فقیه
شعری از مشفق کاشانی در مدح حضرت معصومه(س)
دو شعر از محمدعلی مجاهدی برای حضرت معصومه(س)
متن ادبی
شهر مدینه چشم به راه تو بود و چشم های جهانیان نیز؛
چشم به راه نوزادی از دودمان پاکزاد عصمت و طهارت.
اوّل ذی قعده سال 173 هجری قمری بود که فاطمه معصومه(س) بر شاخسار بوستان شکوفان احمدی شکفت و جهان در طراوت وجودش و نامش، نَفَس تازه کرد و خجستگی را برای شیفتگانش به ارمغان آورد.
«سلام بر تو ای از سلاله رسول خدا
سلام بر تو ای میوه دل زهرا و خدیجه کبرا
سلام بر تو ای دختر علی مرتضی
ای فرزند حسن مجتبی و ای فرزند حسین
و سلام بر تو ای دختر موسی بن جعفر...»
و این همه کلمات روشن زمزمه من است وقتی به زیارت تو می آیم.
وقتی به زیارت تو می آیم، مشتاق و بیقرار دیدار توأم که دیدار تو غبار روبی دل است و نشاط جان.
«بانوی آب و آیینه و آفتاب» یا «کوثر کویر»
سلام خدا بر تو ای کریمه اهل بیت!
داستان
آفتاب وسط آسمان بود. دانه های درشت عرق از سر و صورت مسافران جاری بود. کاروان آرام آرام از شهر دور می شد. صدای زنگ شترهای کاروان، تنها صدایی بود که در آن دشت و صحرا شنیده می شد. محمد در فکر آن طومار بود که غلامی قبل از حرکت کاروان به او داده بود. با خود می گفت چگونه ممکن است دختری ده ساله پاسخ سؤالاتی را بداند که بزرگان شهر از پاسخ آن عاجزند. در همین فکرها بود که ناگهان همهمه ای در میان کاروانیان افتاد. او از هم سفرش پرسید: چه شده؟ این هیاهو برای چیست؟ عبدالله گفت: می گویند موسی بن جعفر از این سو می آید، و با دست به سویی اشاره کرد.
مسافران با خوش حالی بدان سو می دویدند. برخی پیاده و بعضی سواره. آری خودش بود، امام موسی بن جعفر (ع). سلام کردند و دورش حلقه زدند. او با مهربانی پاسخ همه شان را داد. محمد گفت: در مدینه بودیم برای دیدار با شما و پرسیدن سؤال هایمان. رفتیم به خانه تان. گفتند: مسافرت رفته اید. سؤال ها را نوشتیم و به غلام دادیم تا هنگامی که برگشتید، پاسخ ها را برایمان بفرستید، اما دخترتان فاطمه معصومه، پاسخ آن ها را نوشتند و به ما دادند. می خواستیم شما هم نگاهی به پاسخ هایش بیندازید تا جایی برای وسوسه شیطان نباشد و ما با خیالی آسوده پاسخ سؤالات را به صاحبانشان برسانیم. امام با مهربانی نگاهی به محمد کرد و طومار را از دستش گرفت و شروع به خواندن کرد. آن گاه سرش را بلند کرد و در حالی که لبخندی روی لبانش نشسته بود، فرمود: «پدرش فدای او باد، همه را درست نوشته». محمد که شرمنده بود، طومار را گرفت و گفت: مگر می شود در خانه امام بود و از علم بهره ای نداشت؟( انتظار نوجوان، شماره 64)
داستان/ پشت صحنهی تمام عکسها
کتابشناسی حضرت معصومه سلام الله علیها
- از زلال كوثر: داستانها و روایتهایی از زندگی حضرت فاطمه معصومه(س)
عباس رمضانی، صدیقه قاسمی، كتاب تارا، 48 صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ 1 سال 1394، 1000 نسخه.
- نشانی از بینشان: «گذری داستانی بر زندگی حضرت فاطمه معصومه(س)»
حسین حاجیپور، سیدمحمدجواد حسینی فاطمی، سوق، 72 صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ 1 سال 1394، 1000 نسخه.
- اشراقات من حیاة: بازتابی از زندگی حضرت فاطمه معصومه(س)
جاسم محمد، حسن جهانگیری، آستان مقدسه حضرت معصومه(س)، 32 صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ 1 سال 1394، 3000 نسخه.
- فراقنامه پریشان: شرح سفر حضرت معصومه(ص) به شعر از مدینه تا وفات در قم از روی نسخهی شخصی
عباسخان افشار، مقدمه: احسانالله جهانشاهی، نیكان كتاب، 158 صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ 1 سال 1394، 1000 نسخه.
- كاش تو را میدیدم: فرازهایی از زندگی بانو معصومه(س) و حوادث تاریخی زمان ایشان
مژگان شیخی، ویراستار: مریم یعقوبی، قدیانی، 112 صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ 5 سال 1394، 2200 نسخه.
كتابي گشوده از بهشت/ تازههای کتاب درباره حضرت فاطمه معصومه(س)
کتاب شناسی حضرت فاطمه معصومه (س) و تاریخ قم
فروغی از کوثر ؛ کتابشناسی حضرت معصومه(س)
لینک های مرتبط
چرا حضرت معصومه (سلامالله علیها) به قم سفر کردند؟
گذری بر سفر پربرکت بانوی کرامت به ایران

چرا حضرت معصومه(سلامالله علیها) از مدینه راهی کشور ایران شدند؟
پس از گذشت یک سال از دعوت و اقامت اجباری امام رضا توسط مأمون در شهر طوس، از آنجاییکه حضرت معصومه(سلامالله علیها) علاقه بسیاری به برادرشان امام رضا(علیهالسلام) داشتند و آن حضرت نیز نمیتوانستند بیش از این دوری از خواهر بزرگوارشان را تحمل کنند ازاینروی نامهای به خواهرشان نوشتند و از ایشان دعوت کردند که به شهر طوس مشرف شوند.
حضرت معصومه(سلامالله علیها) هم پس از دریافت نامه به شوق دیدار برادرشان، مدینه را به مقصد طوس ترک کردند. در این سفر پنجتن از برادران ایشان به نامهای فضل، جعفر، هادی، قاسم و زید و تعدادی از برادرزادگان و چند غلام و کنیز ایشان را همراهی کردند.
هنگامی که موکب حضرت معصومه(سلامالله علیها) و همراهانش به ساوه رسید، عدهای از دشمنان سرسخت اهلبیت که از اهالی آنجا بودند، به آنها حملهور شدند و همه برادران و برادرزادگان حضرت معصومه به شهادت رسیدند. به عقیده برخی از مورخان امامزادگانی چون سید اسحاق، سید ابوالرضا و سیدعلیاصغر در ساوه و هارون بن امام کاظم(علیهالسلام) در اطراف ساوه، جزو همراهان حضرت معصومه (س) بودند که به دستور مأمون به شهادت رسیدند.
حضرت معصومه (س) به شهادت رسیدند یا با مرگ طبیعی از دنیا رفتند؟
پسازاینکه حضرت فاطمه معصومه(سلامالله علیها) در شهر ساوه بیمار شدند و چون در خود توان رفتن به خراسان را نمیدیدند و یقین پیدا کردند که دیگر هرگز برادرشان امام رضا(علیهالسلام) را نخواهد دید، تصمیم گرفتند به شهر قم که از پیش میدانستند در آنجا به لقای حق خواهد شتافت بروند و چون به قم رسیدند، «موسی بن خزرج» که از شیعیان به شمار میرفت حضرت معصومه(سلامالله علیها) را در سرای خویش در شهر قم منزل داد.
امام رضا(علیهالسلام) فرمودهاند: هر کس معصومه(سلامالله علیها) را در قم زیارت کند، بهشت بر او واجب است
حضرت مدت ١٧ روز در این شهر زندگى كردند و در این مدت دائماً مشغول عبادت و راز و نیاز بودند؛ محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» هماکنون محل زیارت ارادتمندان آن حضرت است.
سرانجام ایشان پس از 17 روز اقامت در شهر قم، در تاریخ 10 ربیعالثانی سال 201 هـ. ق در سن 28 سالگی و پیش از آنکه چشم مبارکشان به دیدار برادر گرامیشان امام هشتم(علیهالسلام) روشن شود، در میان اندوه فراوان محبان اهلبیت(ع)، از دنیا رفتند. مردم قم هم با تجلیل فراوان، پیکر پاکش را تشییع کردند و او را در باغ بابلان(محل فعلی حرم) به خاک سپردند.
بر اساس روایات امام صادق(علیهالسلام) میفرمایند بهشت دارای هشت در است که سه در آن از قم است و به شفاعت حضرت معصومه(سلامالله علیها) تمامی شیعیان داخل بهشت میشوند.»
همچنین امام رضا(علیهالسلام) فرمودهاند: هر کس معصومه(سلامالله علیها) را در قم زیارت کند، بهشت بر او واجب است. جایگاه معنوی و شأن عظیم حضرت معصومه(سلامالله علیها) وی را چنین اعتباری نزد خداوند بخشیده است که زائران و شیعیان او را در صورت شفاعت حضرت(سلامالله علیها) به بهشت داخل میگرداند.
آینده کار در دست انسان است، نه ماشین
مهارتهای مدیریتی
آینده کار در دست انسان است، نه ماشین
این موضوع باعث شده خیلی از افراد سرشناس مثل بیل گیتس، ایلان ماسک و استیون هاوکینگ، در مورد نقطه عطفی هشدار بدهند که بشریت کنترلش را بر تکنولوژیای که خودش ایجاد کرده از دست میدهد و به جای ارائه راه حل، مشکلاتی ایجاد میکند. در این میان، افزایش طول عمر انسانها به جای فرصتزایی و رضایتمندی، به فقر و ناتوانی منجر میشود. اسکات و گراتون، در عین حال که این خطرات را جدی میگیرند، اما به این نتیجه رسیدهاند که این تصور غلط است. پس برای اینکه طولانیتر، انسانیتر و سالمتر زندگی کنیم، به چه چیزهایی نیاز داریم؟ چگونه میتوانیم فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی خودمان را تغییر دهیم تا از مزایای تکنولوژی بهره ببریم و زندگی طولانیتری داشته باشیم؟ موضوع دوم این است که انسانها حتی در مواجهه با نیروهای انتزاعی بزرگ مثل افزایش سن امید به زندگی و پیشرفتهای تکنولوژیک، قدرت تاثیرگذاری دارند. اما آیا همه موفق میشوند؟ سوالی که مطرح میشود این است که چگونه میتوانیم این قدرت را برای داشتن یک زندگی بهتر اهرم قرار دهیم؟ بهطور کلی، شناسایی فرصتها، سرمایهگذاری روی فرصتها و حل مشکلات، کار انسان است. گراتون میگوید: «بیشتر افراد از تغییر شکل چشماندازها در اطراف خودشان خبر ندارند، برخی افراد هم نسبت به آنچه میبینند کنجکاوی نشان میدهند، اما عده زیادی از افراد در تقلا برای ساختن حکایتی هستند در مورد اینکه این پیشرفتها چه معنایی برای آنها و برای آیندهشان دارد.»
نیاز فوری به حکایتی جدید
اگر انسان میخواهد از قدرت خود در جهت این تغییرات استفاده کند، اولین قدم ایجاد یک حکایت جدید، آن هم بهصورت فوری است. چون هم چارچوبهای اقتصادی و اجتماعی آشنای امروز با سرعتی سرسامآور در حال در هم شکستن هستند و هم تغییر مزایای تکنولوژی به نفع انسان، افراد را ملزم میکند نسبت به آینده کنجکاو باشند و مسوولیتهای جدیدتری در زندگی آینده بهدست آورند. مزیت زندگی طولانیتر این است که هر چقدر هر سال بهرهورتر باشیم، دامنه انتخاب فردی گستردهتر میشود و گزینهها را ارزشمندتر میکند. گراتون میگوید وقتی همه چیز سیال است، داشتن حلقهای از افراد مطمئن که بتوان روی حمایت و توصیه آنها حساب کرد، دو برابر اهمیت پیدا میکند. اینها داراییهای ناملموسی هستند که اختصاص زمان بیشتر به آنها، حیاتی خواهد بود.
نقش داشتن در سرنوشت خود
نزدیک به یک قرن است که زندگی در اقتصادهای پیشرفته یک الگوی از پیش تعیین شده استاندارد را دنبال میکند: روند خطی سه مرحلهای از آموزش به کار و سپس بازنشستگی. اما به گفته اسکات، وقتی دنیا دائما تغییر میکند، نمیتوانید روی چارچوبهای ثابت حساب کنید و باید مراحل جدیدی کشف کنید و همیشه آماده آزمایش کردن باشید.» در مرحلهگذاری که هماکنون در آن قرار داریم، این موضوع بسیار مهم است. اختراع کردن، آزمایش کردن، برنامهریزی، تصویرسازی و انتخاب بین سناریوهای مختلف همگی جزو قدرتهای مسلم انسان است. پیشگام بودن هم از نظر اسکات و گراتون این نیست که مجبور باشیم هر چیزی را از اول اختراع کنیم. در عوض، باید بدانیم بینش ما بهعنوان انسان امکان میدهد خودمان دستور کاری ایجاد کنیم و طبق آن عمل کنیم. مجبور نیستیم آنچه را که اتفاق میافتد بهعنوان سرنوشت بپذیریم، بلکه میتوانیم خودمان در شکلدهی آن نقش داشته باشیم. برای این کار، اول خودمان باید بدانیم شخصا چه میخواهیم و خواستهمان از نهادهای جامعه مدنی چیست. اینها چیزهایی هستند که برای ایجاد حکایت خودمان، چه در سطح خرد و چه در سطح کلان نیاز داریم. چارچوب فعلی آنقدر قوی است که به سختی میتوان فراتر از آن را دید؛ مثلا فکر میکنیم بدون شغل تمام وقت نمیتوانیم زندگی کنیم. اما به گفته اسکات «شاید روزی برسد که به چیزی بهتر از آن دسترسی داشته باشیم.»
نقش نهادها
اثرات متقابل نهادهای مدنی برجسته امروزی بر هم و واکنشی که نسبت به تغییر دارند، بسیار مهم است؛ به خصوص نهادهای آموزشی، دولتی، کسبوکار و شرکتها. بهعنوان مثال، در بخش آموزش تکنولوژی باعث شده منابع یادگیری آنلاین بسیار زیاد شوند و بیشتر آنها هم رایگان هستند. اسکات و گراتون پیشبینی میکنند در همین چند سال آینده، بخش آموزش با تحولات بزرگ و تقاضاهای جدیدی مواجه خواهد بود و آموزش به جای اینکه بخشی از زندگی انسان باشد، همه وقت او را پر خواهد کرد و از مدرکمحوری به دیگر انواع اعتبارنامهها، ارتقای مهارتها، پر کردن شکافها و مدیریت تحولات خواهد رسید. این یعنی شکل الگوهای کار تغییر میکند و سرمایهگذاریهای قابل توجهی در یادگیری صورت خواهد گرفت. در نهایت، انسانها باید بر اساس ماهیت واقعی، سرکش و تلاشجویانه خود زندگی کنند؛ یعنی حکایتهای جدید خلق کنند، دنیاهای جدید را کشف کنند و روابط جدید ایجاد کنند. اما هیچ یک از اینها تا زمانی که خواهان آن نباشیم، اتفاق نمیافتند. همان طور که گراتون میگوید: «نمیتوانید انتظار داشته باشید کاری نکنید و امیدوار باشید همه چیز بر وفق مرادتان باشد. اگر میخواهید به شکوفایی برسید، باید نسبت به دنیایتان کنجکاو باشید، آماده آزمایش کردن باشید، سرمایهگذاریهای مهمی انجام دهید و سپس اقدام کنید. ما بهعنوان انسان، حق انتخاب داریم و دفاع از این ادعا به خودمان بستگی دارد.»
هشدار مهم امام صادق علیه السلام به حاجیان
هشدار مهم امام صادق علیه السلام به حاجیان

یکی از مهمترین آثار حج آن است که فقر را از زندگانی انسان دور می کند و گناهان را محو و سبب ورود به بهشت می شود.
در مقاله «حج یا کمک به فقرا» اشاره شد که حج تمتع یکی از واجبات الهی است که هیچ عمل مستحبی و یا واجب دیگری نمی تواند جایگزین آن شود، چرا که در این فریضه الهی اسراری نهفته است که از جمله آنها، اهمیت مسئله حج در سیاست خارجی جهان اسلام است که موجی از اتحاد و همبستگی میلیون ها مسلمان را به رخ مستکبران و دشمنان اسلام و قرآن می کشد و نماز و روزه و کمک به فقرا و ... هرگز نمی تواند جایگزین این اتحاد و همبستگی شود.
اهمیت حج واجب در روایات
یکی از آثار مهمی که در روایات اسلامی برای حج بیان شده است، دور شدن فقر و نداری از فردی است که خانه خداوند را زیارت کرده است، چنانچه امیرالمومنین علی علیه السلام در این زمینه در خطبه دیباج می فرماید:
«شكر خداى را كه آفریدگار خلق است و شكافنده صبح. گواهى مىدهم كه خدائى جز خدا نیست، یگانه است و شریك ندارد، و محمد(صلی الله علیه و آله) پیامبر اوست.
بندگان خدا! بهترین وسیلهاى كه مقربان به درگاه خدا بدان توسل جویند عبارت است از ایمان به خدا و پیمبرانش، و آنچه (این پیامبران بعنوان وحى) از جانب او آوردهاند، و جهاد در راه خدا كه قله بلند اسلام است، و كلمه اخلاص (لا اله الا اللَّه) كه سرشت انسان است، و به پا داشتن نماز كه آیین است، و زكات كه واجب (مالى) است، و روزه رمضان كه دژى محكم (در برابر آتش) است، و حج و عمره كه فقر را بزدایند، و گناه را محو سازند، و بهشت را موجب شوند، و صله رحم كه مایه فزونى ثروت و درازى عمر و زیادى عدد است، و صدقه نهان كه خطا را بپوشد و غضب خداى تبارك و تعالى را خاموش كند، و صدقه آشكار كه مرگ بد را جلو گیرد، و كارهاى خیر كه از مهالك بد نگه دار است»[ تحف العقول / ترجمه جنتى ؛ متن ؛ ص225]
چنانچه در این روایت اشاره شده است یکی از مهمترین آثار حج آن است که فقر را از زندگانی انسان دور می کند و گناهان را محو و سبب ورود به بهشت می شود.
عذاب الهی در انتظار افرادی که حج را ترک کنند
همچنین امام صادق علیه السلام پیرامون اهمیت حج و اینکه اگر روزی فرا برسد که همه مردم آن را ترک کنند و یا عمل دیگری را جایگزین آن کنند، به هلاکت می رسند می فرماید:
«هر آینه خداوند بخاطر آن كسى كه نماز میخواند از شیعیان ما (بلا را) دفع كند از آن كسى كه نماز نمیخواند از شیعیان ما و اگر همگى نماز را ترك كنند هر آینه (همگى آنها) هلاك شوند. و خداوند بخاطر آنكه زكاة دهد از شیعیان ما دفع كند از آنكه زكات نمىپردازد و اگر همگى زكات ندهند هلاك گردند، و همانا خداوند بخاطر آنكه از شیعیان ما حج كند از آنكه حج نكند(بلا را) دفع كند، و اگر بترك حج اتفاق كنند هر آینه هلاك شوند»[أصول الكافی ج4؛ ص187]
طبق این روایت شریف یکی از آثار مهم حج دفع بلا از جامعه اسلامی است که در صورت ترک آن مردم مستحق آن خواهند شد.
جایگزینی کمک به فقرا با حج مستحبی
اما آنچه امروز به عنوان یکی از دغدغه های عمومی بر آن تاکید شود، جایگزینی حج و کمک به فقراست، که چنانچه از مطالب فوق استفاده می شود،حج بر دو نوع است: واجب و مستحب، در مورد حج واجب که با شرائطی از جمله تمکن مالی بر انسان مسلمان واجب می شود، هیچ عمل دیگری نمی تواند جایگزین آن شود چنانچه امام صادق علیه السلام می فرماید:
«مَن ماتَ و لم یحجّ حجّة الاسلام و لم یَمْنعه من ذلک حاجةٌ تجحف به أو مرضٌ لایطیق فیه الحج، او سلطان یمنعه، فلیمت یهودیاً او نصرانیاً: کسی که بمیرد و حال آن که حجةالاسلام را به جا نیاورده باشد در حالی که مانعی از بجا آوردن حج بوجود نیامده باشد از قبیل حاجتی که مانع انجام حج شود یا مرضی که در آن تحمل اعمال حج را نداشته باشد یا سلطان ظالمی مانع از حج شود، پس بمیرد یهودی یا نصرانی.»[وسائل الشیعه،ج8،200]
اما سوال مهمی که در اینجا مطرح می شود آن است که آیا می توان اعمال دیگر را در این برهه از زمان جایگزین حج مستحبی کرد؟

پاسخ آن است که هر چند توصیه های فراوانی نسبت به حج مستحبی نیز بیان شده است و هیچ منافاتی ندارد که فرد ثروتمند هم به حج برود و هم به فقرا و نیازمندان کمک کند، چنانچه این شیوه را در برخی از افراد می توان مشاهده کرد، اما درباره اهمیت جایگزینی برخی از اعمال با حج مستحبی نیز مطالب متعددی بیان شده است که از جمله آنها روایت امام صادق علیه السلام است که می فرماید:
«بر آوردن حاجت مۆمن بهتر است از هزار حج مقبول با همه اعمالش و از آزاد كردن هزار بنده براى خدا و از تقدیم هزار اسب زین و مهار كرده در راه خدا»[ الأمالی (للصدوق) ؛ ص236]
آنچه از این روایت استفاده می شود آن است که برطرف کردن فقر و مشکلات در جامعه اسلامی چنان از اهمیت زیادی برخوردار است که می توان آنرا معادل هزار حج آن هم از نوع مقبولش محسوب کرد چرا که برای قبول شدن حج شرائط متعددی بیان شده است و معلوم نیست هر مسلمانی بتواند همه این شرائط را کسب کند.
هشدار مهم امام صادق به حاجیان
درست است که هیچ عملی را نمی توان جایگزین حج تمتع کرد، اما با این حال افرادی که توفیق یارشان بوده و توانسته اند در زیباترین روزهای سال عازم سرزمین وحی شوند، نیز مسئولیتی خطیر بر عهده دارند، چرا که حج حاجی در صورتی مقبول و گناهان او آمرزیده می شود که از گناهان کبیره دوری کند و تقوا داشته باشد چنانچه روایت امام صادق علیه السلام در ذیل آیه شریفه 203 سوره بقره می فرماید:
«او از حج بر مى گردد در حالى که گناهانش آمرزیده شده، البته خداى تعالى گناه کسى را مى آمرزد که تقوا داشته باشد، همچنین در روایتی دیگر حضرت می فرماید: و از امام صادق (علیه السلام ) روایت آورده که فرمود: یعنى کسى که از گناهان کبیره پروا کند»[ تفسیر المیزان ،ج2،ص127]
حال یکی از گناهان کبیره که حاجی هم باید در ایام حج و هم بعد از مراجعه از سرزمین وحی به آن توجه ویژه داشته باشد، مسئله اسراف است که شهید آیت الله دستغیب آن را در کتاب گناهان کبیره مورد بحث و بررسی قرار داده است و این هشداری مهم برای کسانی است که این روزها از سرزمین وحی به وطن خود مراجعه می کنند تا از اسراف و تبذیر به شدت اجتناب کنند و به عنوان الگویی مناسب برای آیندگان به برگزاری یک ضیافت ساده اکتفا کرده و در مقابل به فکر فقرا و نیازمندان در خویشاوندان و همسایگان خود باشند که در این زمینه امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه از خداوند متعال می خواهد:
«بار خدایا، درود بفرست بر محمد و خاندانش و مرا از اسرافكارى باز دار و روزى من از تلف و تباهى برهان و بر دارایى من به بركت بیفزاى و چون انفاق مىكنم راه درست را به من بنماى»[الصحیفة السجادیة: نیایش20، ص133]
هر چند که ضیافت بعد از حج نیز جزء انفاق محسوب می شود ولی به تحقیق می توان گفت در این برهه از زمان ، کمک به فقرا و نیازمندان و فراهم کردن اسباب ازدواج جوانان همان راه درست انفاقی است که امام سجاد از خداوند متعال مسئلت می دارد.
در پایان امیدواریم که مسافران سرزمین وحی به این هشدارها و توصیه های طلایی جامه عمل بپوشانند و با اعمال و رفتار خود،پاسخی عملی به این شبهه قدیمی [حج یا کمک به فقرا]بدهند.
امین ادریسی
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
امام صادق علیه السلام و جنبش نرم افزاری
امام صادق علیه السلام و جنبش نرم افزاری

پیشوای ششم شیعیان در عصری می زیست كه شور علمی فراوانی در جامعه اسلامی وجود داشت و علوم مختلفی همچون تفسیر، حدیث، فقه، كلام، طب، فلسفه، نجوم و... به بازار علم عرضه شده بود. علاوه بر این، عصر امام صادق علیه السلام را می توان عصر برخورد اندیشه ها و پدید آمدن فرقه ها و مذاهب مختلف دانست. در آن زمان فرقه هایی مانند معتزله، جبریه، مرجئه، غلات، زنادقه و ... به وجود آمدند و هر یك به تبلیغ اندیشه های خود پرداختند. و این موضوع می توانست جامعه اسلامی را از یافتن معارف حقیقی اسلام محروم كند و مردم را به گمراهی بكشاند اما خورشید شخصیت علمی جعفر بن محمد علیه السلام چنان بر آسمان اندیشه حقیقت جویان تابید كه دوست و دشمن را در هاله ای از شگفتی فرو برد. آن حضرت در عرصه دانش و فرهنگ و تبلیغ باورهای درست دینی بسیار كوشید كه به چند نمونه از آن اشاره می شود.
امام صادق علیه السلام دانشگاه عظیمی در رشته های مختلف علوم عقلی و نقلی آن روز بنیان گذارد و شاگردان بزرگی تربیت كرد كه تعدادشان به چهار هزار نفر می رسید.گروهی از آنان علاوه بر تربیت شاگردان فراوان دیگری، آثار علمی متعددی پدید آوردند مانند جابرن حیان که بیش از دویست جلد كتاب در موضوعات گوناگون نگاشت و كتاب هایش در قرون وسطی به زبان های مختلف اروپایی ترجمه شد.
دانشگاه عظیم جعفری

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام از فرصت سیاسی مناسبی كه پدید آمده بود به شایستگی بهره برد و به لحاظ نیاز شدید جامعه اسلامی به مقوله فرهنگ، نهضت علمی پدر بزرگوارش امام باقر علیه السلام را پی گرفت و دانشگاه عظیمی در رشته های مختلف علوم عقلی و نقلی آن روز بنیان گذارد و شاگردان بزرگی تربیت كرد كه تعدادشان به چهار هزار نفر می رسید. گروهی از آنان علاوه بر تربیت شاگردان فراوان دیگری، آثار علمی متعددی پدید آوردند مانند جابرن حیان که بیش از دویست جلد كتاب در موضوعات گوناگون نگاشت و كتاب هایش در قرون وسطی به زبان های مختلف اروپایی ترجمه شد. البته شاگردان دانشگاه حضرت صادق علیه السلام به شیعیان اختصاص نداشت بلكه بین اهل سنت نیز اشخاص متعددی مانند پیشوایان مشهور آنان وجود داشتند. مثلا ابوحنیفه كه از جمله رهبران اهل سنت است دو سال از محضر امام بهره علمی فراوان برد و به اقرار خودش آن دو سال، او را از هلاكت نجات داد. حسن بن علی بن زیاد وشاء از شاگردان امام رضا علیه السلام می گوید: خودم در مسجد كوفه نهصد نفر استاد حدیث دیدم كه همگی از حضرت صادق علیه السلام حدیث نقل می كردند.
جهاد علمی
در عصرى که از یک سو دروازه هاى قلمرو اسلامى بر روى دانش هاى گوناگون گشوده شده و از سوى دیگر جنجال مکتب داران عقاید و مذهب سازان مختلف بلند بود، مکتب تشیع به آموزگارى حضرت صادق علیه السلام موجودیت و اعتباری بى مانند یافت. فقه جعفری، در برابر فقه فقیهان رسمی یا درباری، تنها تجلی بخش نوعی مخالفت عقیدتی با آنان نبود بلكه با وجود این، دو مضمون معترضانه داشت. نخست این كه بی نصیبی حكومت وقت را از آگاهی های لازم دینی ثابت كرد و دوم این كه موارد تحریف دین در فقه رسمی را كه از مصلحت اندیشی های فقیهان درباری نشأت گرفته بود، مشخص نمود. عظمت علمی و فقهی حضرت صادق علیه السلام آنچنان است كه بسیاری از فقیهان و دانشمندان بنام از او به بزرگی یاد كرده اند.
مالك، پیشوای فرقه مالكی می گوید: هیچ چشمی، برتر از جعفر بن محمد را در علم و عبادت ندیده و هیچ گوشی نشنیده و هیچ قلبی نیافته است.
ابوبحر جاح 1 یكی از دانشمندان مشهور قرن سوم می گوید: جعفر بن محمد كسی است كه دانش او، جهان را پر كرده است و گویند ابوحنیفه و سفیان ثوری از شاگردان او به شمار می آیند و این موضوع در اثبات عظمت علمی او كافی است.
ابن خلكان، مورخ مشهور درباره حضرت صادق علیه السلام نوشته است: او یكی از امامان دوازده گانه در مذهب امامیه و از بزرگان خاندان پیامبر است كه به علت راستی و درستی گفتار، صادقش نامیده اند، فضل و بزرگواریش مشهورتر از آن است كه به توضیح نیاز داشته باشد، ... او در صنعت کیمیا (شیمی) از مهارت خاصی بهره مند بود، ابوموسی جابربن حیان طرطوسی، شاگرداو بود. جابر کتابی شامل هزار ورق تالیف کرد که تعلیمات جعفربن صادق را در برداشت و حاوی پانصد رساله بود.
ابوحنیفه، پیشوای فرقه حنفی می گوید: من دانشمندتر از جعفربن محمد ندیده ام.
مناظرات علمی

یکى از برترین وسائل تبلیغى در عصر امام صادق علیه السلام ، تشکیل محافل علمى و مناظره است. در واقع بخشی از شخصیت بزرگ علمی امام در مناظرات علمی او یا برخی شاگردان برجسته اش با دیگران، تجلی یافته است.
از جمله مناظرات آن حضرت با ابوحنیفه پیشوای مشهور حنفیان است. ابوحنیفه می گوید: منصور دوانیقی مرا خواست و گفت: مردم شیفته جعفربن محمد شده اند، باید از او مسائل پیچیده ای بپرسی تا در پاسخ به آنها درمانده و محكوم شود. من چهل مسئله مشكل آماده كردم تا آن كه روزی منصور كه در «حیره» بود احضارم كرد، وقتی به مجلس او رفتم دیدم جعفربن محمد، جانب راست او نشسته است، از دیدنش بسیار مبهوت شدم، حالتی كه هیچ گاه حتی از دیدن منصور در من پدید نیامده بود. او می گوید به دستور منصور پرسش هایم را یكی یكی از او پرسیدم، و او به جملگی آنها، با متانت تمام و با تسلط خاصی که داشت پاسخ گفت، او بر آراء و نظریه های مختلف دانشوران در مسائل علمی احاطه و تسلط داشت، مثلا درباره فلان مسئله می فرمود: در این باره، عقیده شما چنین است و باور اهل مدینه چنان و نظر ما چیز دیگری است. در برخی مسائل، با ما و در بعضی دیگر با اهل مدینه موافق بود اما گاهی نیز با ما و آنان هر دو مخالفت می كرد.
امام صادق علیه السلام شاگردان بسیار با فضیلت و دانشمندی داشت كه در برخی مناظرات علمی آنان را مشاركت می داد. «هشام بن سالم» می گوید: روزی با یاران آن حضرت در محضرش نشسته بودیم، مردی شامی با اجازه گرفتن از امام به مجلس وارد شد، امام به او فرمود: بنشین! آنگاه از او پرسید: چه می خواهی؟ مرد شامی گفت: شنیده ام شما پرسش های مردم را پاسخ می گویی؟ آمده ام با شما مناظره كنم. امام فرمود: درباره چه موضوعی؟ او گفت: درباره چگونگی قرائت قرآن. امام به یكی از شاگردانش به نام حمران رو كرد و فرمود: حمران! جواب این شخص با تو است. مرد شامی گفت: می خواهم با خود شما مباحثه كنم نه حمران. امام فرمود: اگر حمران را محكوم كردی، مرا محكوم كرده ای! مرد شامی با حمران مناظره كرد و هرچه از او پرسید، پاسخ مستدلی شنید تا این كه از بحث فروماند. امام به او فرمود: (حمران را) چگونه دیدی؟ گفتم: به راستی حمران چیره دست است، هرچه پرسیدم به شایستگی پاسخ داد. مرد شامی سپس درباره لغت و ادبیات عرب با «ابان ابن تغلب»، درباره فقه با «زراره» و درباره كلام با «مؤمن طاق» مناظره كرد و در تمام آنها مجاب شد.
«ابن ابی العوجا» كه از زنادقه عصر امام صادق علیه السلام بود در رابطه با فرهنگ مناظره علمی امام علیه السلام می گوید: جعفربن محمد الصادق بارها سخنان ما را می شنود ولی دشناممان نمی دهد و از مرز ادب پا فراتر نمی گذارد. او آرام، بردبار و متین است و هرگز مغلوب خشم و سفاهت نمی شود. سخنان و دلایلمان را می شنود، هر آنچه در دل داریم بیان می كنیم و می پنداریم بر او پیروز شده ایم اما او با كمترین سخن، استدلال هایمان را باطل می كند و چنان حجتش بر ما تمام می شود كه دیگر نمی توانیم پاسخش دهیم.
مالك بن انس، پیشوای فرقه مالكی در این راستا می گوید: من ندیدم که آن حضرت سخنی بی فایده و گزاف بگوید. او از عالمان زاهدی بود که ترس از خدا سراسر وجودش را فراگرفته بود.
آری! حضرت امام جعفر صادق علیه السلام، این آموزگار بزرگ بشریت، در آشفته ترین اعصار تاریخ اسلامى و در هنگامه بحرانها و انقلابات سیاسى و اختلافها و آشفتگى هاى فکرى و مذهبى، وظیفه اى الهى و امر مقدسى را که برعهده داشت چنان پیش برد که در آن عقل و اندیشه به حیرت و شگفتى مى ماند.
ابوالفضل صالح صدر
بخش عترت و سیره تبیان