ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

چهارشنبه, 16 فروردين 1396 15:48

قصه های دینی ولی خیالی !

حکم نگارش داستانهای مذهبی با شخصیت‌ها و حوادث خیالی!

نظر بیشتر فقها در مورد چنین نگارشهایی آن است که اصل چنین داستان‌سرایی‌ها ایرادی ندارد، اما به شرط آنکه از قرائن و نشانه‌های موجود در نوشتار، غیر واقعی و خیالی بودن آنها فهمیده شده و نیز مطالبی که به دین نسبت داده می‌شود، با آموزه‌های دینی ناهمخوان نبوده و از تعابیر غیر مناسب با شئونات دینی نیز در نوشتار، خودداری شود.

 فرآوری: تیموری/کارشناس حوزه ـ بخش احکام اسلامی تبیان

داستان

 

بسیار می‌بینیم که نویسندگان در داستان‌سرایی‌های خود برای ارسال یک پیام از مطالبی خیالی و زاییده ذهن، بهره می‌جویند.

در طرف مقابل، مخاطبان این داستانها با آنکه پیام‌های نویسنده را به خوبی دریافت می‌کنند، اما به این موضوع نیز توجه دارند که تمام آنچه در داستان آمده، خبری از یک واقعیت عینی نیست تا بتوان با برچسب‌های «راست» و «دروغ» به ارزیابی آنها پرداخت.

نظر بیشتر فقها در مورد چنین نگارش هایی آن است که اصل چنین داستان‌سرایی‌ها ایرادی ندارد، اما به شرط آنکه از قرائن و نشانه‌های موجود در نوشتار، غیر واقعی و خیالی بودن آنها فهمیده شده و نیز مطالبی که به دین نسبت داده می‌شود، با آموزه‌های دینی ناهمخوان نبوده و از تعابیر غیر مناسب با شئونات دینی نیز در نوشتار، خودداری شود.

.نظر بیشتر فقها در مورد چنین نگارشهایی آن است که اصل چنین داستان‌سرایی‌ها ایرادی ندارد، اما به شرط آنکه از قرائن و نشانه‌های موجود در نوشتار، غیر واقعی و خیالی بودن آنها فهمیده شده و نیز مطالبی که به دین نسبت داده می‌شود، با آموزه‌های دینی ناهمخوان نبوده و از تعابیر غیر مناسب با شئونات دینی نیز در نوشتار، خودداری شود.

مقصود از وهن دین و یا مذهب چیست؟

1. لازم به ذکر است که «وهن دین» و یا «وهن مذهب» یک قاعده‌ی فقهی نیست تا تحت عنوان قواعد فقهیه از آن بحث شود.

2. وهن در لغت؛ به معنای تضعیف و سست نمودن کسی یا چیزی است. و در اصطلاح فقهی؛ وهن دین و یا مذهب به معنای سبک جلوه دادن دین و مذهب در انظار عمومی دیگر ادیان و یا مذاهب است.

3. در واقع؛ عنوان وهن دین یا مذهب، یک عنوان ثانوی است؛ و فقها پیرامون برخی از احکام به وهن دین و یا مذهب استناد می‌کنند و می‌گویند: هر کارى که باعث وهن دین و مذهب گردد حرام است و باید از آن اجتناب شود.

4. بنابراین، اگر عمل مستحبی یک مسلمان باعث بدبینی جامعه و مردم دیگر ادیان نسبت به دین و یا مذهب شود، این کار را باید ترک کرد؛ زیرا از باب قاعده‌ی اهم و مهم، خدشه‌دار نشدن و تضعیف نشدن دین و مذهب مهم‌تر از انجام یک عمل مباح و یا مستحب است؛ مانند قمه زدن در عزای امام حسین علیه الاسلام  - ‌صرف نظر از اضرار به نفس- حتی اگر آن را عمل مباح و یا مستحبی بدانیم، یکى از آسیب‌هاى آن در حال حاضر، وهن دین و مذهب است. امروزه، این عمل، باعث نوعى دلزدگى نسبت به دین اسلام و مذهب شیعه شده و سبب می‌شود شیعه در میان مذاهب اسلامى متّهم به غلوّ شود. و به جای این‌ که موجب علاقه‌ی مردم به امام حسین علیه الاسلام و قیام عاشورا شود، در چشم جهانیان موجب وهن مذهب شیعه می‌شود. پس، اجتناب از آن مهم‌تر از انجام آن است.

حکم نوشتن قصه‌های خیالی، با هدف تبلیغ و عبرت‌گیری چیست؟ البته در این قصه‌ها افعالی را به خداوند نسبت می‌دهد مانند این که گفته می‌شود: خدا خواست که فلان کار نشود یا فلان شخص حمایت شود یا نشود. چرا که مثلاً شخص صالحی است یا توکل بر خدا کرده است یا می‌گوییم خداوند فلان شخص یا گروه اشرار را هلاک کرد؟

حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی (مد ظله العالی):

اگر مشتمل بر انتساب به خدا به قصد حکایت باشد و قرینه‌ای بر غیر واقعی بودن نیاورد، جایز نیست و همچنین است اگر با توجه به نوع داستان سرایی مفسده‌ای مثل  تضعیف اعتقادات بر آن مترتب شود.

حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

اگر قصه را طوری بنویسد که خداوند مثلاً این کار خوب را دوست دارد و یا خداوند این شخص را که کار خوبی انجام داده یا می‌دهد را دوست دارد، اشکال ندارد.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):

در صورتی که قرینه وجود داشته باشد که جنبه خیالی دارد و تعبیرات زننده نباشد، مانعی ندارد.

حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):

در فرض سؤال؛ اشکال دارد.


منابع:
 سایت پاسخگویان
 سایت اسلام کوئست

چهارشنبه, 16 فروردين 1396 15:40

بیماری مدرن روز !

بیماریی که انسان مدرن گرفتارش شده است !

امروزه محور اصلی بسیاری از محافل و مجالس صمیمی، میهمانی های عمومی، خصوصی و خانوادگی، حتی محور بسیاری از اختلافات خانوادگی، که بیش از دیگر مسائل خودنمایی می کند و نقل هر مجلس شده سخن از رنگ و طرح و نقش است و در یک کلام « مُدِ روز» و « رنگ سال».

محمد امیری نژاد- کارشناس حوزه/ بخش قرآن تبیان
 
انسان مدرن، مدرن، مدرنیته، تجدد
 
 
 

انسان امروزی دچار بیماری ای شده است که جز به دست خودش نمی تواند درمان شود. بیماری انسان مدرن چیزی نیست جز « از خود بیگانگی». به همه چیز توجه دارد الاّ خودش. بر خلاف تصور عمومی، هر چه روح مدرنیته بر تن انسان امروز بیشتر دمیده می شود، او را از «خود» بیگانه‌ تر می ‌کند. پیشرفت تکنولوژی راحتی را برای انسان امروزی به ارمغان آورده، اما خودیّتش را که تمام هستی ‌اش را شکل می‌ دهد، از او گرفته است. این از خود بیگانگی را، می توان در زندگی روزمره بسیاری از افرادِ جوامع امروزی شاهد بود که جامعه‌ ی ما نیز از این قاعده مستثنی نیست. یکی از مظاهر "از ‌خود ‌بیگانگی" که اسباب غفلت ‌زدگی را بوجود آورده است، توجه به « مُد و مُد گرایی» است. 

امروزه محور اصلی بسیاری از محافل و مجالس صمیمی، میهمانی های عمومی، خصوصی و خانوادگی، حتی محور بسیاری از اختلافات خانوادگی، که بیش از دیگر مسائل خودنمایی می کند و نقل هر مجلس شده سخن از رنگ و طرح و نقش است و در یک کلام « مُدِ روز» و « رنگ سال». در بسیاری از خانواده ها، آن چنان به آن اهمیت داده می شود و دغدغه شده، که حتی از ضروری ترین مسائل زندگی غفلت می ‌شود اما از «مُد» هرگز! این حالات به دلیل این است که، بسیاری از افراد لذت های جسمانی را هدف نهایی و مطلوب اصلی خویش می ‌پندارند و آن را با «من» و هویت انسانی خویش اشتباه می‌ گیرند لذا تمام تلاش خود را برای رشد « تَن» و غفلت از «مَن» صرف می کنند.

امروزه محور اصلی بسیاری از محافل و مجالس صمیمی، میهمانی های عمومی، خصوصی و خانوادگی، حتی محور بسیاری از اختلافات خانوادگی، که بیش از دیگر مسائل خودنمایی می کند و نقل هر مجلس شده سخن از رنگ و طرح و نقش است و در یک کلام « مُدِ روز» و « رنگ سال.»

ریشه ‌ی غفلت و جهل

قرآن ریشه‌ ی از خود بیگانگی و غفلت (و توجه بیش از حد به زینت های دنیوی) را، فراموش کردن خدا می ‌داند. خداوند در سوره‌ ی حشر آیه ‌ی 19 می ‌فرماید: «از کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آنها را به «خود فراموشی» گرفتار کرد.»

غفلت، یکی از نشانه‌ های جاهلیت در هر عصری است. جاهلیت در هر زمانی که باشد دارای ماهیتی مشترک است حال چه این جاهلیت مدرن، نو، خوش چهره و بزک کرده  باشد یا سنتی، کهنه و رنگ و رو رفته. عمده ترین ویژگی جاهلیت در هر عصری عدم اعتقاد به خدا و محور نبودن خداست. جاهلیت مدرن بسیار فریبنده تر است زیرا مدعیِ آگاهی بخشی و پشتوانه‌ ی خود را علم و فناوری و فرهیختگی می ‌داند و جهالت را انکار می ‌کند.

اما سوال این‌ جاست که آیا فقط دارا بودنِ ابزارِ دانایی و غفلت ‌زدا کافیست و انسان را از دام جهالت می رهاند؟ قرآن به زیبایی پاسخ می ‌دهد؛ «بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم، (که سرانجامشان به آنجا می ‌کشد، چرا که) آنان دل هایی دارند که با آن حق را درک نمی ‌کنند و چشمانی دارند که با آن نمی ‌بینند و گوش ‌هایی دارند که با آن نمی ‌شنوند، آنان همچون چهارپایان، بلکه گمراه‌ ترند، آنان همان غافلانند.» (اعراف: 179)

انسانی که چشم حقیقت بینش بسته می شود، دیگر رنگ خدا را نمی بیند. چشمش نمی ‌بیند مگر هم‌ چشمی با «دیگری»، مقایسه با «دیگری»، رقابت با «دیگری». همه چیز به «دیگری» ختم می ‌شود و اثری از خودش در زندگی دیده نمی ‌شود. همه ‌ی دغدغه ‌اش متوجه رنگ ‌های فریبنده‌ ی دنیوی می ‌گردد. دغدغه ‌اش این می ‌شود که رنگِ امسال چیست تا تمام زندگی ‌ام را با آن همرنگ سازم؟ خود را به آب و آتش می ‌زند، زندگی ‌اش را بر خود و همگان سخت می ‌کند، تا به رنگی که هر ساله رنگ می ‌بازد، برسد. غافل از این که بهترین رنگ ها، رنگِ خدایی داشتن است.

انسانی که چشم حقیقت بینش بسته می شود، دیگر رنگ خدا را نمی بیند. چشمش نمی ‌بیند مگر هم‌ چشمی با «دیگری»، مقایسه با «دیگری»، رقابت با «دیگری». همه چیز به «دیگری» ختم می ‌شود و اثری از خودش در زندگی دیده نمی ‌شود. همه ‌ی دغدغه ‌اش متوجه رنگ ‌های فریبنده‌ ی دنیوی می ‌گردد. دغدغه ‌اش این می ‌شود که رنگِ امسال چیست تا تمام زندگی ‌ام را با آن همرنگ سازم؟

آنچنان توجه به مُد او را شیفته‌ و شیدای خود می ‌کند، که پیله وار به دور خود می ‌پیچد و خود (و دیگران) را به ورطه‌ی نابودی می‌ کشاند. غافل از این که مدگرایی نوعی «از خودبیگانگی» و تقلید کورکورانه از فرهنگ غربی را القا می‌ کند. از خود بیگانگی ‌ای که بحران هویت، تزلزل شخصیت، وابستگی و احساس حقارت را به دنبال دارد. این ‌ها به معنای مخالفت اسلام با امروزی بودن و امروزی شدن نیست. اسلام با نوگرایی و امروزی شدن مخالف نیست بلکه آنچه اسلام با آن مخالفت می ‌کند، پشت پا زدن به ارزش‌ ها و ترویج مسائلی است که مانع رشد و کمال انسانی او می‌شود و انسان را از خود بیگانه کرده، جهالت را برایش به ارمغان می‌آورد. 

امیرالمومنین(علیه السلام) در وصف دوران جاهلیت می فرماید: مردم در وادی سرگردانی گمراه بودند، و کورکورانه راه فتنه را می ‌پیمودند، و هواهای نفسانی آنان را سرگشته کرده، و نخوت و خودپسندی آنان را به لغزش انداخته، و جاهلیتِ تاریک آنان را خوار و خفیف ساخته بود. (نهج البلاغه/ خطبه ی 95) و این فرموده‌ی گهربار در این دوران مصداق فراوان دارد.

کلام آخر

مد و مدگرایی از آن دسته مسائلی است که انسان را به «از خود ‌فراموشی» مبتلا کرده و تقلیدِ کورکورانه را به انسان القا می ‌کند و جهل و غفلت را برای انسان به ارمغان می ‌آورد. جهل و غفلت نسبتِ به خود، و نسبتِ به پروردگارِ عالمیان که اسلام با هر دو رویکرد مخالف است. با توجهِ به آموزه های اسلامی و شیعی و پایبندی به آن، از افتادن در باتلاق بی ‌انتهای مدگرایی و به دنبال آن تجمل زدگی مصون خواهیم بود.

البته شایان ذکر است که هر مد و مدگرایی منفی نیست. بلکه مدگرایی که تبعیت از غرب باشد مذموم می باشد.

سه شنبه, 15 فروردين 1396 08:45

ماشینی که دنیا را تغییر داد !

 

  آنچه استراتژیست‌ها باید بدانند (بخش سی و نهم)
روند رشد خط تولید ماشینی که دنیا را تغییر داد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرویز نصرتی کردکندی

عضو انجمن ایرانیان فارغ‌التحصیل ژاپن

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تویوتا نمونه بزرگ از یک شرکت‌ ناب و یادگیرنده است. اگر بخواهیم به سیر رشد این شرکت نگاه کنیم، داستان از آقای ساگیجی تویودا شروع می‌شود 1. او که یک تعمیرکار مخترع بود ابتدا نجاری را از پدرش آموخت و آموخته‌های خود را برای طراحی و ساخت دستگاه‌های بافندگی چوبی به‌کار بست. دستگاه بافندگی ساخت تویودا در سال 1894 میلادی ارزانترین دستگاه در زمان خود بود. وی با آزمون و خطای مستمر و با تلاش پیگیرانه سعی در بهبود کیفیت تولید می‌کرد که بعدها همین حضور در صحنه تولید، بخش اساسی «راه تویوتا» شد.

در سال 1926 میلادی شرکت رسمی کارخانه ریسندگی به‌عنوان شرکت مادر تویوتا شروع به کار کرد. اقتصاد ژاپن در دوران اشغال شروع به شکوفا شدن کرد و تورم وحشتناک دوره جنگ در حال سپری شدن بود. تویوتا در آن زمان به دلیل جریان نقدینگی بسیار تحت فشار بود و بدهی‌های شرکت هشت برابر سرمایه آن بود. در این زمان تویوتا برای جلوگیری از ورشکستگی سیاست کاهش هزینه‌ها را در پیش گرفت که تبدیل به یک رفتار دائمی و از اصول بنیادین راه تویوتا و TPS شد.

TPS به‌عنوان فلسفه سیستم تولید تویوتا بعد از تولید انبوه هنری فورد، یکی از بزرگترین موضوعات مدیریتی در دنیا محسوب می‌شود. سیستمی که معتقد است دست به کار شوید، ابتکار عمل داشته باشید و راجع به مشکلات به شکل عمیق و بر اساس مستندات حقیقی تصمیم بگیرید.

در سال ۱۹۲۹ موافقتنامه‌ای با شرکت برادران پلات از انگلستان در ماشین‌آلات صنعتی ریسندگی و بافندگی به امضا رسید. بر اساس این توافقنامه، حق تولید و فروش دستگاه‌های اتوماتیک بافندگی به کشورهایی غیر از ژاپن نیز (مثل چین و آمریکا) در قبال ۱۰۰ هزار پوند داده می‌شد که در پی آن، کیشیرو رهسپار ایالات متحده آمریکا شد. در زمان انجام مذاکرات با برادران پلات، وی مجذوب اتومبیل‌ها در غرب شد. در این سفر بود که او تصمیم خود را برای ورود به صنعت خودروسازی گرفت.

در همان سال، کیشیرو تحقیق روی موتورهای گازوئیلی را آغاز کرد. کیشیرو در مورد برنامه آینده خود با رئیس شرکت، ریسابورو مشورت کرد. ریسابورو در ابتدا بسیار محتاط بود و فریادهای اعتراض از داخل و خارج شرکت بلند شد. اما کیشیرو بر تصمیم خود پافشاری می‌کرد و عقیده داشت این تجارت برای کمپانی سودمند خواهد بود و از همه مهم‌تر دولت نیز آشکارا برای سیاستگذاری پیشبرد صنایع اتومبیل در تلاش بود. طولی نکشید که ریسابورو موافقت کرد و کیشیرو دپارتمان اتومبیل را در سال ۱۹۳۳ در قسمت کوچکی از کارخانه ریسندگی، راه‌اندازی کرد. هدف او تولید اتومبیل‌های مناسب با شرایط ژاپن بود، در حالی‌ که نکات مثبت اتومبیل‌های خارجی را نیز در نظر داشت.

در سال ۱۹۳۵ اولین کارخانه خودروسازی تویوتا، آغاز به کار کرد و سال بعد، لوگوی تویودا به تویوتا تغییر یافت. یک سال بعد، یعنی ۱۹۳۷ شرکت تویوتا موتور به‌طور رسمی افتتاح شد. به این ترتیب یکی از موفق‌ترین کارخانجات ریسندگی ژاپن، در بین دو جنگ جهانی با تغییر گرایش، به کارخانه خودروسازی تبدیل شد. تلاش و همت کیشیرو تویودا باعث شد از دل کارخانه پدر، کارخانه‌ای جدید تاسیس شود. در ابتدا خود کیشیرو به‌عنوان قائم مقام شرکت جدید عمل می‌کرد که در سال ۱۹۴۱ به‌عنوان مدیرعامل، مشغول به کار شد. بلافاصله پس از راه‌ افتادن شرکت جدید، اصول مدیریتی نوینی در روش مدیریت و اداره کارخانه به کار گرفته شد. دو سال بعد، موسسه تحقیقاتی تویوتا افتتاح شد و در سال ۱۹۵۱ سیستم پیشنهاد ایده‌های خلاق در تویوتا بنیان گذاشته شد. بسیاری از ایده‌های سیستم تولید تویوتا از شرکت‌های آمریکایی اقتباس و الهام گرفته شد. یکی از ایده‌های مهم مفهوم کششی بودن سیستم تولید و فروش بود که از سوپرمارکت‌های آمریکا به‌عنوان ایده مهم الگوبرداری شده بود.

اولین محصول تجاری شرکت تویوتا، کامیون 5/ 1 تنی جی‌۱ بود. طی جنگ جهانی دوم تمام کارخانه در اختیار جنگ بود و برای ارتش ژاپن، کامیون تولید می‌کرد. تا چند سال بعد از اتمام جنگ نیز اجازه تولید خودرو به تویوتا داده نشد. در سال ۱۹۵۲ با مرگ کیشیرو، مسوولیت شرکت بر عهده ایجی تویوتا، پسرعموی او قرار گرفت. طی سال‌های بعد ایجی به همراه پسر کیشیرو، تویوتا را به یکی از شرکت‌های بزرگ خودروسازی جهان تبدیل کردند. در سال ۱۹۷۷ مرکز فنی تویوتا در ایالات‌متحده آمریکا افتتاح شد و سال ۱۹۸۴ همکاری تویوتا با جنرال‌‌موتورز در ایالات‌متحده صورت گرفت. پس از ایجی، تایچی اونو مسوولیت شرکت را بر عهده داشت و در استقرار سیستم تولید تویوتا، بسیار همت گماشت و اصول راهنمای تویوتا را در سال ۱۹۹۲ منتشر کرد.

تویوتا در سال 1998 با معرفی خودروهای هیبریدی تجاری، پیشگام بودن خود را به‌عنوان پرچمدار عرضه جدیدترین تکنولوژی‌ها به رخ حریفان کشید. در سال 2014 هم این شرکت با معرفی اولین خودرو پیل‌سوختی تجاری جهان که با سوخت هیدروژن کار می‌کند و خروجی آب را در پی دارد، یکی از بزرگ‌ترین قدم‌ها را به سمت خودروهای آینده برداشت. البته گذشته از ابتکارات در تکنولوژی آنچه تویوتا را تویوتا کرد روش خاص این شرکت در تولید است.

تویوتا یک شرکت معمولی تولید خودرو نیست. از همان آغاز راه‌اندازی شرکت، اصول و مبانی بکر مدیریتی در شرکت به‌کار گرفته شد. این همان وقتی بود که کیشیرو تویودای جوان معتقد بود هیچ فرآیندی را نمی‌توان کامل نامید و همیشه جایی برای بهبود وجود دارد و همین اندیشه بهبود بود، که فرآیند «کایزن» یا بهبود مستمر را در تویوتا نهادینه کرد. بنیان سیستم تولید تویوتا، فلسفه حذف کامل اتلاف‌ها است! کیشیرو معتقد بود، شرایط ایده‌آل برای تولید وقتی است که ماشین‌آلات و افراد با هم کار کنند تا بدون هیچ‌گونه اتلافی ارزش افزوده ایجاد شود.

تایچی اونو، پیشتاز سیستم تولید تویوتا‌ بر این باور بود که بزرگ‌ترین مشکل وقتی است که هیچ‌گونه مشکلی وجود نداشته باشد. او به‌طور مستمر به کارکنان می‌گفت به هر موضوعی که برخورد می‌کنید، پنج بار بپرسید «چرا؟» مثالی که خود او می‌زد، یک روبات جوشکاری بود که در وسط کار متوقف می‌شود و با این پنج پرسش، ریشه مشکل به‌دست می‌آید. اونو معتقد بود، علت ریشه‌ای مشکلات را کشف کردن، خود عامل و کلید حل مشکلات بعدی است. داده‌ها در تولید مهم است، اما واقعیت مهم‌تر است پس باید عمیق نگاه کرد و به ریشه رسید. در روش‌های تولید تویوتا سه اصل رعایت می‌شود که به ترتیب تولید بهنگام، «کانبان» و «جیدوکا» است.

تولید بهنگام روشی است که در آن هر قطعه درست در هنگامی که به آن نیاز است، تولید می‌شود و بیشتر از آن در انبار وجود ندارد. به عبارت دیگر، سوال این است: چه چیز نیاز است؟ چه وقت نیاز است؟ چه مقدار نیاز است؟ به این ترتیب می‌توان اتلاف‌ها را حذف کرد و بهره‌وری را افزایش داد. با صفر کردن موجودی انبار، هزینه‌های نگهداری کالا در انبار حذف می‌شود. لازمه این کار ارتباط بسیار قوی با تامین‌کنندگان قطعات و مدیریت صحیح زنجیره تامین است. ایده تولید بهنگام به وسیله تایچی اونو به خوبی توسعه داده شد. شاید ایده اولیه طرح چنین رویکردی، کمبود فضا و امکانات تولید در بخشی از کارخانه تولید موتور خودرو بود که کیشیرو تویودا در کارخانه ریسندگی پدر خویش راه‌‌انداخته بود.

«کانبان» یک سیستم متفاوت و متمایز کنترل است. وقتی در ایستگاه کاری به قطعه‌ای نیاز است، این نیاز اطلاع داده می‌شود و سپس قطعه به سرعت تولید و حمل می‌شود، به گونه‌ای که وقفه‌ای در تولید پیش نیاید. کانبان یک لغت ژاپنی است به معنی کارت، بلیت و علامت. «کانبان» در سیستم تولید تویوتا ابزاری است برای مدیریت جریان و تولید مواد. به کانبان روش سوپرمارکت نیز گفته می‌شود، زیرا ایده اولیه از فروشگاه‌های تجاری بزرگ گرفته شده که از کارت‌های کنترل استفاده می‌کنند و کلیه اطلاعات مربوط به محصول مثل اسم، کد، محل انبار و مانند آن، در کارت نوشته می‌شود.

«جیدو» به مفهوم اتوماسیون است و «جیدوکا» یعنی اتوماسیون با نگرش انسانی؛ یعنی ماشینی که به آسانی حرکت می‌کند و تحت پایش و نظارت یک اپراتور است. جیدوکا بر دیدن مسائل تمرکز دارد و به ساخت محصولات بسیار کیفی منجر می‌شود. در این دیدگاه کیفیت باید طی فرآیند تولید به‌دست آید. با این روش‌های مختلف تولید است که در کنار نوآوری‌های فراوان محصولاتی از طیف‌های مختلفی پدید آمده‌اند که در میان این مدل‌ها چندین مدل سرآمد همه هستند. امروز تویوتا کرولا پرفروش‌ترین خودروی تاریخ تویوتا و جهان است. از این مدل که در سال 1966 معرفی شده بود تاکنون بیش از 40 میلیون دستگاه ساخته شده است. میزان تولید تنها این مدل بیش از دو برابر تولید کل تاریخ صنعت خودرو ایران است. تویوتا کمری، تویوتا هایلوکس و تویوتا لندکروز از دیگر محصولات پرفروش تویوتا در سال‌های اخیربوده‌اند. کیفیت برخی از خودروهای تویوتا به قدری زیاد است که بسیاری از گروه‌های نظامی و شبه‌نظامی جهان از چنین محصولاتی استفاده می‌کنند.

در آزمایش‌های مختلفی که روی خودروهای تویوتا انجام گرفته، قدرت و مقاومت این محصولات به رخ کشیده شده است. در یکی از این آزمایش‌ها خودرو در دریا غرق می‌شود و بعد از بیرون کشیدن از آب پس از مدت کوتاهی دوباره روشن می‌شود. در یکی دیگر از سخت‌ترین آزمایش‌ها، خودرو را بر سقف یک آپارتمان 10 طبقه قرار می‌دهند و آپارتمان را با دینامیت منفجر می‌کنند، ولی با تعجب فروان خودرو پس از بیرون آورده شدن از زیر آوار باز هم روشن می‌شود. در شماره‌های آتی به موارد دیگری از آنچه استراتژیست‌ها باید بدانند خواهیم پرداخت. سه‌شنبه‌ها با ما باشید.

 

پی‌نوشت:

پس از حدود شش دهه از تولید تویوتا یعنی در سال 1990، دانشگاه MIT آمریکا در کتابی با عنوان «ماشینی که دنیا را تغییر داد» بر اساس تحقیقات اساتید خود از روند توسعه موفق این شرکت، تمام تجربه‌های مدیریتی خود را انتشار داد.

سه شنبه, 15 فروردين 1396 08:22

دیجیتال شخصی از آغاز تا آیفون

 

  گاردین معرفی کرد

آی‌فون، انقلاب بزرگی در بازار گوشی‌های موبایل و دستگاه‌های دیجیتال قابل حمل شخصی ایجاد کرد

تاثیرگذارترین محصولات دیجیتال قابل حمل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دنیای اقتصاد: محصولات دیجیتال شخصی تحول بزرگی در دنیای تکنولوژی بوده‌اند. در حقیقت امکان دسترسی به قابلیت‌های مختلف برای انجام امور روزمره همیشه و همه جا این محصولات را به محبوبیت زیادی در میان مردم سراسر دنیا رسانده است. با این همه در میان انبوه محصولات دیجیتال شخصی که در همه این سال‌ها روانه بازار شده‌اند، تنها بعضی از آنها توانسته‌اند موج و تحول جدیدی در دنیای گجت‌ها ایجاد کرده و تاثیرگذارتر از بقیه باشند. در همین راستا مجله آنلاین گاردین به بررسی و معرفی موثرترین و انقلابی‌ترین گجت‌های قابل حمل پرداخته است.

 

دوربین Kodak Brownie در سال 1900: براونی محصولی جالب از شرکت کداک است که در سال 1900 مفهوم عکاسی فوری را برای مردم تعبیر کرد؛ دوربینی ساده در یک جعبه مقوایی با یک لنز که می‌توانست عکس‌های فوری بگیرد. این دوربین در آن سال با قیمت یک دلار (کمتر از 30 دلار به قیمت امروز) روانه بازار شد و کداک توانست در سال اول عرضه‌اش به بازار 150 هزار دستگاه از آن را به فروش برساند.

دستگاه ضبط رادیویی Philips Radiorecorder در سال 1966: این محصول اولین ترکیب قابل حمل از رادیو و ضبط صوت بود. این دستگاه در واقع دسته محصول جدیدی با عنوان دستگاه پخش‌کننده موسیقی قابل حمل را ایجاد کرد و خیلی زود در دست افراد مختلف در تمام دنیا دیده می‌شد. این دستگاه قابل حمل بود و موسیقی را با کیفیت خوب پخش و ضبط می‌کرد. به این ترتیب در مدت کمی تقاضا برای خرید انواع بزرگ‌تر و با کیفیت‌تر این محصول در بازار زیاد شد.

ماشین حساب قابل حمل در سال 1970: اولین ماشین حساب‌های قابل حمل در سال 1970 در ژاپن از سوی برندهایی مانند Sharp، Sanyo و Canon روانه بازار شدند.مدل پاکترونیک از Canon یک ماشین حساب قابل حمل بود که اعداد دیجیتالی را روی کاغذ حرارتی نشان می‌داد و اولین بار به‌عنوان بخشی از یک پروژه تکنولوژیک از سوی شرکت Texas Instruments معرفی شد. این محصولات به خاطر کاربردهای مختلف و قابل حمل بودن به سرعت در میان مردم پذیرفته و محبوب شدند.

واکمن در سال 1979: احتمالا نمادین‌ترین و جنجالی‌ترین دستگاه پخش موسیقی قابل حملی که تا به حال ساخته شده است و خود شرکت سونی آن را در ابتدا Soundabout می‌نامید. این محصول که در سال 1979 برای اولین بار معرفی شد، به دست یک مهندس صدا طراحی و ساخته شد، چون یکی از روسای شرکت سونی دوست داشت در طول سفرهای کاری‌اش به اپراهای مورد علاقه‌اش گوش کند. واکمن که در واقع یک ضبط کاست قابل حمل بود، توانست شیوه تفکر افراد درباره موسیقی و شخصی‌سازی آن را تغییر دهد. بد نیست بدانید که تا سال 2009 بیش از 385 میلیون دستگاه واکمن در سراسر دنیا به فروش رسید.

دیسک‌من در سال 1984: اولین دستگاه پخش سی‌دی قابل حمل شرکت سونی در واقع ایده اولیه خودش را از دستگاه واکمن گرفته بود و حتی بسیاری آن را سی‌دی واکمن می‌نامیدند. این دستگاه دو سال بعد از آنکه سی دی روانه بازار شد و در حقیقت با افزایش محبوبیت و رواج استفاده از آن در میان مردم، طراحی و روانه بازار شد.

کنسول بازی دستی Game Boy در سال 1989: یک کنسول بازی دستی سمبلیک که توانست دسته محصول جدیدی در میان محصولات ویژه بازی‌های ویدئویی ایجاد کرده و خیلی زود به محبوبیت برسد، تا جایی که حالا و به تازگی نسخه‌های جدید و مدرنی از آن طراحی و تولید شده‌اند. این کنسول بازی دستی که از سوی شرکت نینتندو طراحی و تولید شد، بازی‌های ویدئویی را همیشه و همه جا به دستان افراد علاقه‌مند می‌رساند. هر چند این محصول در ابتدای ورودش به بازار ناچیز و ناموفق به نظر می‌رسید، اما همچنان به خاطر بازی‌هایش در میان مردم محبوبیت زیادی دارد. این دستگاه دارای پردازنده 19/ 4 مگاهرتزی و رم 8 کیلوبایتی بود و از صفحه نمایش 6/ 2 اینچی با وضوح 144 در 160 پیکسلی بهره می‌برد. این کنسول بازی دستی با چهار باتری سایز AA تا 15 ساعت به‌طور مداوم کار می‌کرد.

اسباب بازی دیجیتال Tamagotchi در سال 1996: اولین اسباب بازی الکترونیک و دیجیتال که اگر کلید غذا دادن به آن را نمی‌زدید از گرسنگی می‌مرد! این دستگاه در واقع یک تخم مرغ بود که همیشه و همه جا می‌توانست در کنار کاربرانش باشد و آنها را سرگرم کند. درست به همین دلیل هم تا سال 2010 بیش از 44 نسخه مختلف از آن طراحی و روانه بازار شد و بیش از 76 میلیون دستگاه از آن در دنیا به فروش رسید.

دستیار دیجیتال شخصی Palm Pilot در سال 1996: این محصول با کمک نرم‌افزارهای شناسایی دستخط طراحی شده در مرکز تحقیقات روباتیک آمریکا، توانست انقلاب بزرگی در بازار محصولات دیجیتال شخصی ایجاد کند. بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان دستیارهای دیجیتال شخصی را جد موبایل‌های هوشمند امروزی می‌دانند. اولین دستیار دیجیتال شخصی پالم پیلوت یک صفحه نمایش تک‌رنگ و خاکستری داشت که از نمایشگر لمسی غیر هادی، قلم نوری و البته قطعات و تراشه‌های مدرن بهره می‌برد.

آی‌پاد در سال 2001: آی‌پاد مسلما و قطعا نهایت انقلاب دستگاه‌های پخش موسیقی قابل حمل و شخصی بود که با طراحی ساده‌اش توانست در میان اغلب مردم دنیا به محبوبیت زیادی برسد. هرچند اولین مدل این محصول چندان محبوب و پرطرفدار نبود، اما مدل‌های بعدی آن خیلی زود بازار داغ و پررونقی پیدا کردند.

آی‌فون در سال 2007: درست مانند آی‌پاد، اولین مدل از آی‌فون هم نتوانست چندان در بازار با استقبال خوبی مواجه شود، اما این محصول انقلاب بزرگی در بازار گوشی‌های موبایل و دستگاه‌های دیجیتال قابل حمل شخصی ایجاد کرد؛ انقلابی که هنوز تا نسل‌های بعدی موبایل‌های هوشمند هم ادامه دارد. این محصول توانست دنیای دوربین‌های عکاسی، پخش‌کننده‌های موسیقی قابل حمل، ضبط‌کننده‌های صدا، کنسول‌های بازی دستی و حتی دستگاه‌های راهبردی را هم تحت تاثیر خود قرار دهد.

شنبه, 12 فروردين 1396 23:21

پدیده شوم قرن ! (7)

بخش شصت و یکم

پدیده شوم قرن جدید

 

حسن حسن و جمعی از نویسندگان
مترجم: محمدحسین باقی

در این مجموعه که پیش رو دارید «داعش» از زاویای مختلف به تفصیل بررسی شده است. این مجموعه 8 فصلی رویکرد فرقه‌گرایانه و ایدئولوژیک داعش، تاثیراتی که از عربستان سعودی گرفته، برند و دکترین داعش، «دولت کاغذی» تا «اعلام واقعی خلافت»، وب‌سایت‌ها و متفکران جهادی، آبشخورهای فکری داعش از گذشته تاکنون، یگان‌های زنان داعش با عنوان «الخنسا»، نحوه تشکیل ولایت‌های داعش‌نشین در سراسر خاورمیانه و چگونگی پیوستن تروریست‌ها به این استان‌ها و در نهایت تحلیل زبان شناختی/ مفهومی مجله دابق را به تفصیل بررسی کرده است. این مجموعه به دل داعش رفته و ضمن کالبدشکافی این گروه ناگفته‌هایی از این «پدیده شوم قرن 21» به دست داده است.

 

در بخش قبل نویسنده عملا به ایجاد شکاف و اختلاف در گروه‌ها و طوایف اشاره کرده بود. او می‌گفت باید به آنانی در میان طوایف یا توده‌ها احترام بگذاریم که مشتاق جهادند و به ما وفادارند و ما را قبول دارند. او معتقد بود باید از خطای این گروه‌ها چشم‌پوشی کرد.

 

وقتی به وحدت در اهداف رسیدیم، گروه‌ها متحد خواهند شد و قدرت ما به شکل قوی‌تری استقرار خواهد یافت و تاثیر بیشتری خواهد داشت و به اذن خدا اوضاع بهتر خواهد شد به ویژه زمانی که این در تباین با طبقاتی از مردم در میان دشمنی باشد که اهدافش با یکدیگر متفاوت است. هدفی که ما به خاطر مردم خلق کردیم و باید برای آن تلاش کنیم و خیر دنیا و آخرت در آن است باید به شکلی ساده، فارغ از عواقب و پرگویی هایش به مردم – تمام مردم- منتقل شود. اگر هدفی که می‌خواهیم به آن برسیم مزایای اندک، موقتی یا محدود داشته باشد فداکاری در مخالفت با دشمن صلیبی یا صهیونیست یا کافر هیچ ارزشی ندارد. بدتر اینکه، روح و توانایی هایمان را در قالب فرد، گروه یا قانون جدید تسلیم طاغوت جدیدی می‌کنیم که مبتنی بر الگوی الهی نیست؛ الگویی که بشریت- تمام بشریت- عبادت سایر بندگان را به عبادت خالق بنده ترجیح می‌دهد. تنها خداوند است که شایسته عبادت و فداکاری ماست و باید تسلیم او باشیم. تنها همین هدف می‌تواند امت را متحد سازد و باعث وفاداری بر مبنایی استوار و سالم شود. این وظیفه ماست که اطلاعات رسانه‌ای و تبلیغات مذهبی موثر تولید کنیم تا این پیام و این معنا در سایه معرکه سهمگینی که نشانه‌هایش ظاهر شده به امت – تمام امت- منتقل شود. با توجه به مساله دستیابی به «قدرت» به‌ویژه با توجه به اینکه چگونه توان آن «قدرت» را ارزیابی کنیم و سپس فعالیت‌ها و برنامه‌هایمان را براساس آن اطلاعات موثق بسازیم یک نکته مهم باقی می‌ماند. با توجه به این نکته، می‌خواهیم تاکید کنیم که نباید فعالیت‌هایمان را مبتنی بر فعالیت‌های دیگرانی بسازیم که وفاداری‌شان مورد تایید ما نیست و ما هدایت شان نمی‌کنیم زیرا اصل بر ایجاد برنامه عمل براساس «قدرت» راستینی است که ما داریم و در گروه‌هایی تجلی یافته که رهبری‌شان می‌کنیم و گروه‌ها و مناطق بازمانده‌ای که به ما ابراز وفاداری کرده و کمک مان می‌کنند. در دهه 1990، یکی از گروه‌های جهادی در مصر برنامه‌ای ممتاز برای عمل مطرح کرد. با این حال، این طرح بر این مبنا بود که «الجماعه‌الاسلاميه» و «وجماعه الجهاد» اقدامات خاصی انجام دهند که به نفع برنامه‌های این گروه کوچک خواهد بود. رهبر این گروه به شکل بیهوده‌ای تصور می‌کرد که حوادث بزرگ این دو گروه را مجبور به انجام عمل آنگونه که او می‌خواهد می‌کند. متاسفانه، برآورد او از این «قدرت» دقیق نبود.

 

 

بخش شصت و دوم

 

در بخش قبل اشاره شد که گروه‌های جهادی باید به‌دنبال وحدت در هدف باشند. در این صورت، متحد شده و قدرت‌شان به شکلی قوی تر استقرار خواهد یافت. ابوبکر ناجی بر این باور بود که اگر هدفی که می‌خواهیم به آن برسیم مزایای اندک، موقتی یا محدود داشته باشد فداکاری در مخالفت با دشمن صلیبی یا صهیونیست یا کافر هیچ ارزشی ندارد. او به دو گروه جهادی در مصر در دهه 90 اشاره می‌کند که برآوردشان از قدرت درست نبود و متحمل شکست شدند.

 

این در کنار مولفه‌های دیگر منجر به لطمات گسترده برای آن جنبش شد. درسی که از آن می‌آموزیم همان چیزی است که می‌گوییم: ما نباید اقدامات خود را بر حرکات و فعالیت‌های کسانی مبتنی سازیم که هدایت‌شان نمی‌کنیم [و زیر نظر ما نیستند] یا لااقل به ما ابراز وفاداری نکرده‌اند. منظورم از وفاداری در اینجا یعنی آن وفاداری خاصی که نمادش در تامین سرپناه و کمک دادن تجلی می‌یابد. منظورم وفاداری عمومی مسلمانان با یکدیگر در این کره زمین نیست. وقتی امت به وضع مثالی و ایده آل رسید، وفاداری عمومی که جوهره وفاداری خاص است به دست خواهد آمد.

 

فصل ششم

فهم قواعد بازی سیاسی مخالفان‌مان و همقطاران شان و تحرک در مواجهه با آنها و تعامل با آنها

براساس سیاست شرعی اصرار داریم که بیشتر رهبران جنبش رهبران نظامی باشند یا لااقل از توانایی مبارزه در این صفوف برخوردار باشند. به همین ترتیب، همچنین اصرار می‌کنیم که آن رهبران علم سیاست را همچون علم نظامی بیاموزند و در آن تبحر یابند. در خلال سفرهای پر طول و دراز ما در میان پیروزی و شکست، میان خون و قطع اندام‌ها و متلاشی شدن مغزها، برخی از جنبش/ گروه‌ها ناپدید شدند و برخی باقی ماندند.

اگر بر عوامل مشترکی که در این جنبش‌ها استمرار یافته تامل کنیم درمی‌یابیم که عمل سیاسی در کنار اقدام نظامی قرار دارد. البته برخی از آنها در برخی مواقع سیاست را به طریق غیرشرعی عمل می‌کردند و موفق شدند جان به در برند هرچند بقایشان عاری از برکت و رحمت بود. با این حال، هستند کسانی در دیگر جنبش‌های اسلامی که سیاست‌های دشمن و همقطارانش را می‌فهمند و با آنها براساس سیاست شرعی تعامل می‌ورزند. آنها به «کیان» یا «هویتی» تبدیل می‌شوند که به برکت عمل برای نصرت دین ازدیاد یافته و به برکت عدم مخالفت با شرع خلوص و ثبات می‌یابند و به لطف خدا مرحله به مرحله ارتقا یافته و اوج می‌گیرند.

در مورد سرنوشت این جنبش‌ها که به جهاد، قتال و اقدام نظامی می‌پردازند و نسبت به سیاست جهل دارند و آن را عملی کثیف از جانب شیطان می‌پندارند یا آن گروه‌هایی که غرق در اسلوب سیاسی غیرشرعی می‌شوند و مجذوب سیاست‌های کفار شده‌اند، متاسفانه سرنوشت‌شان تبدیل شدن به ابزار قدرت‌های کفر و مرتد است تا ثمره جهاد را بچینند. عمل سیاسی بسیار مهم و خطرناک است، به‌گونه‌ای که یکی از آنها گفت: «همانا یک خطای سیاسی منجر به نتیجه‌ای می‌شود که بدتر از خطای صد سرباز است.»

اگرچه در این مبالغه هست، اما تا آنجا درست است که جدیت خطای سیاسی را نشان می‌دهد. البته، وقتی برخی از ما زوال گرایش‌های سیاسی مردم را مشاهده می‌کنیم و درمی یابیم که آنها اخلاق و انسانیت خود را از دست داده‌اند و اسلوب شیطانی‌ای را دنبال می‌کنند که مملو از فریب، خدعه، دروغ، توطئه و خیانت است، آنها مایل به خودداری از ورود به ورطه این سیاست‌ها هستند. با این حال، ما نباید سیاست را کنار بگذاریم. به همین ترتیب، کسانی هستند که در اقدام سیاسی منضبط (به اندازه دانش شان) علاوه بر اقدام نظامی مشارکت می‌کنند. متاسفانه، آنها هنوز واقعیت بازی سیاسی دشمنان و همقطارانش را نمی‌فهمند.

نفع در درک قواعد بازی سیاسی و واقعیت سیاسی دشمنان و همقطارانش و سپس مهارت در [به‌کارگیری] اقدام سیاسی منضبط از طریق سیاست‌های شرعی در مواجهه با این واقعیت، کمتر از اهمیت اقدام نظامی نیست، خاصه آنکه اگر در نظر بگیریم که لحظه جمع‌آوری محصول آن – و آن لحظه‌ای است که محصول فداکاری‌هایی است که از سوی مجاهدین طی دهه‌های طولانی به دست آمده است- لحظه‌ای است که از ضربت سیاسی و تصمیم سیاسی قاطع حاصل می‌شود. البته، ضربت نظامی مقدم است و حتی آن را همراهی می‌کند؛ اما لحظه آخر و سرنوشت (این جنبش) به مدیریت سیاسی ماهرانه منوط است. حتی تمام مسیر نبرد مدیریت سیاسی خوبی می‌طلبد تا بهترین نتیجه حاصل شود

 

 

. بخش شصت و سوم

 

در بخش قبل اشاره شد که بیشتر رهبران جنبش باید رهبران نظامی باشند یا لااقل از توانایی مبارزه در این صفوف برخوردار باشند. نویسنده معتقد بود که رهبران باید علم سیاست را همچون علوم نظامی بشناسند. ابوبکر ناجی معتقد است عمل سیاسی جدا از اقدام نظامی نیست. او معتقد است آنها که سیاست را به طریق غیرشرعی عمل می‌کردند، اگرچه جان به در بردند، اما بقایشان عاری از برکت و رحمت بود. در قاموس ناجی، نتیجه یک خطای سیاسی بدتر از خطای صد سرباز است. او می‌گوید ضربت نظامی اگرچه مقدم است، اما سرنوشت جنبش به مدیریت سیاسی ماهرانه منوط است.

 

افزون بر این، یک نکته بسیار مهم وجود دارد: معنای هر اشاره‌ای در این فقره (پاراگراف) به مدیریت سیاسی این است که تصمیم سیاسی از رهبر نظامی صادر می‌شود، اما کل مدیریت سیاسی یا بخش زیادی از آن باید متشکل از مبارزانی از میان دستیاران رهبران نظامی و نیروهایشان باشد. آنها کسانی هستند که باید در مطالعه جوانب سیاسی قضیه اهتمام ورزند. این نبرد، نبرد آنهاست پیش از آنکه نبرد دیگران باشد. بنابراین، باید بر خطر واگذاری تصمیم سیاسی به دست کسانی که در نبردهای نظامی به هیچ دلیلی مشارکت نمی‌کنند تاکید کنیم.

در اینجا به اختصار به قواعد بازی سیاسی دشمن و همقطارانش اشاره می‌کنم. این قواعد را به این دلیل ارائه نمی‌کنم که خودمان از آن نفع ببریم و آنها را اجرا کنیم چنانکه بسیاری از جنبش‌های بدعت‌گذار چنین کردند. ما اینها را مطرح می‌کنیم تا به اهداف آنها پی ببریم و با آنها براساس سیاست شرعی تعامل ورزیم. پس از آن، برخی از این نکات را براساس اهمیت‌شان مطرح می‌کنیم؛ با این حال، نکات مهم زیاد هستند و در این مجال مختصر برای ما کافی است که جوانان مجاهد را در آغاز مسیر مطالعه و عمل قرار دهیم.

* هدفی که انگیزه‌بخش دشمن است هدف مادی است. از این رو، دکترین جنگ نزد اهل کفر و ارتداد در مبنا و ساختار خود دکترینی مادی و دنیوی است. اگر آنها انگیزه‌های دنیوی داشته باشند آن را پشت دین یا به اصطلاح انگیزه‌های فرهنگی دروغین پنهان می‌سازند. عامل سنتی دُگماتیک در انگیزه‌هایشان عاملی واحد نیست؛ بلکه یکی از مولفه‌های انگیزه‌بخش برای آنها جهت جنگ به حساب می‌آید. شاید در انظار پیروان جاهل‌شان این یک انگیزه [دافع] قوی باشد. با این حال، آنچه محرک اقدام آنهاست منافع مادی و اشتیاق یا انگیزه‌برای بقا است. بنابراین، آنها برای زنده ماندن و بقا می‌کوشند اما این بقا نیست، بلکه بقایی است که ضامن زندگی آرام و رفاهی آنهاست. آنها با متحدان و حامیان خود ائتلافی دائمی و پیوسته دارند تا زمانی که منافع‌شان در این ائتلاف رعایت و برآورده شود. بنابراین، باید این را به درستی بفهمیم.

بنابراین، مهم‌ترین اصول سیاسی‌شان اصل منافع (خود) است. اصول آنها مطلقا مطیع ارزش‌های اخلاقی نیستند؛ در عوض، تمام اصول دیگر- دوستی یا دشمنی؛ صلح یا جنگ- مطیع آن هستند و همه اینها براساس منافع (خود) تعیین می‌شود. سیاستمداران غربی آن اصول را در این شعار به‌کار می‌بندند که می‌گوید: «نه دوست دائمی وجود دارد و نه دشمن دائمی. تنها چیزی که دائمی است منافع است.» بنابراین، تفاوت منافع میان آنها علت جنگ‌های خونین است. با این حال، این نباید باعث شود ما این حقیقت را فراموش کنیم که دشمنی مشترک با اسلام به منزله اقدام مشترک برای کشورهای متفاوت کافر و مرتد است. با این وجود، می‌توانیم بگوییم که ائتلاف ایدئولوژیک آنها علیه اسلام ائتلافی شکننده است و در مصالح مادی محدود است که هر جناحی میان آنها از آن برخوردار است. بنابراین، باید برنامه‌های نظامی و سیاسی خود را پس از فهم دقیق و ارزیابی سقف مصالح و منافعی که اقدام هریک از دشمنان‌مان را محدود می‌کند فرمول‌بندی کنیم و برای گسترده کردن شکاف منافع میان جناح‌های خصم تلاش کنیم. بنابراین، نقشه منافع در ذهن رهبران‌مان [رهبرانی که مسوولیت اقدام علیه دشمن را بر عهده دارند] باید روشن باشد. این نقشه‌ای است که به اندازه نقشه نظامی مهم است.

می‌توانیم بگوییم که معامله مشخصه/ ماهیت سیاست‌های دشمن است زیرا جایگزین برای معامله موفق میان آنها – حتی اگر دستاوردهای نسبی هم به دست آورند- جنگی جاری است که ممکن است منافع همه را تار و مار سازد. بنابراین، آنها سیاست را «هنر شدنی‌ها» یا «هنرممکن‌ها» می‌نامند. در مورد اصرار آنها در ادامه جنگ، این فقط زمانی است که آنها فکر می‌کنند رقیب‌شان ضعیف است و از میان بردن اراده او ممکن است. وقتی مقاومت خشنی وجود دارد که منجر به تهاجمی می‌شود که هزینه آن گران و بی‌فایده است، طرف‌های ائتلاف یکی پس از دیگری شروع به عقب‌نشینی می‌کنند، امنیت خود را ترجیح می‌دهند یا نزاع را تا شرایط مناسب‌تری به تعویق می‌اندازند.

ماهیت معامله دشمن از ویژگی ثبات برخوردار نیست، زیرا انعکاس توازن قوا [الموازین القوه] در برهه‌ای مشخص است و آن توازن همواره در معرض تغییر است. در نتیجه، نقص در معاهدات سیاسی – یا معامله به شکل نظام‌مند- وجود دارد که طبیعتا غیراخلاقی است. حتی احترام به این معامله‌ای که بر سر آن توافق شده چیزی است که در بیشتر شرایط و به سرعت از آن تخلف می‌شود اگر نتایج آن تخلف بزرگ‌تر از نتایج تعهد به آن معاهده/ میثاق باشد.

به همین ترتیب، عقد معاهدات متناقض در همان زمان با جناح‌های دیگری که منافع ناهمسانی دارند امری روتین در جنگل سیاست است. یکی از طرف‌ها ممکن است به تصمیم سیاسی خود و منافع خود و امت به دلایل مختلف از جمله بی‌کفایتی‌اش برای ورود به نبرد سیاسی به دلیل ضعف – نزدیک‌ترین مثال از آن نمونه‌هایی است که جنبش‌های اسلامی را خدشه دار کردند- یا به این دلیل که فقط نماینده خودش است و امیال سیاسی‌اش دور از پایگاه‌های مردمی یا اجتماعش است (نزدیک‌ترین نمونه آن، به‌طور کلی، رژیم‌های منطقه عربی هستند) خیانت کند.

 

بخش شصت و چهارم

 

در بخش قبل ابوبکر ناجی استدلال کرد که باید بر خطر واگذاری تصمیم سیاسی به دست کسانی که در نبردهای نظامی به هیچ دلیلی مشارکت نمی‌کنند تاکید شود. او معتقد بود هدفی که انگیزه‌بخش دشمن است هدف مادی است. از این‌رو، دکترین جنگ نزد اهل کفر و ارتداد در مبنا و ساختار خود دکترینی مادی و دنیوی است. آنها انگیزه‌های دنیوی خود را پشت دین یا به اصطلاح انگیزه‌های فرهنگی دروغین پنهان می‌سازند. ناجی معتقد بود که آنچه محرک اقدام آنهاست منافع مادی و اشتیاق یا انگیزه‌برای بقا است. او معتقد است مهم‌ترین اصول سیاسی‌ دشمن اصل منافع (خود) است. اصول آنها مطلقا مطیع ارزش‌های اخلاقی نیست.

 

این ویژگی‌ها و طبیعت وضعیت سیاسی دشمنان تاثیر مستقیمی بر نبرد میان جنبش و دشمنانش داشته است. در مورد همقطارانشان در جنبش‌ها، سیاست آنها مبتنی است بر ترکیبی از سیاست شرعی و همان اصول سیاسی دشمن به ویژه اصل منافع (خود). آنها همچنین متون [نصوص] را برای فریب مردم جهت باور آنها به اینکه این ترکیب برگرفته از سیاست‌های شرعی مشروع است قلب می‌کنند. تردیدی نیست که برخی ممکن است به‌واسطه توانایی شان برای مانور سیاسی برانگیخته شوند و بدون قدرت نظامی به معامله برسند. با این حال، فرد متفکر در می‌یابد که آنها بر حسب تعداد جوانانی که دارند مانور (را به خوبی) انجام می‌دهند. این نشان دهنده خطر در یک وضعیت است: اگر آنها راهبری خود را در این مناطق به این دلیل کنار بگذارند که [این مناطق]هیچ ارزش واقعی ندارند و آن جوانان پیوندهای خود را بگسلند، موجب می‌شود دشمن بهراسد که این جوانان [احتمالا] به این نیروها خواهند پیوست. با این حال، آنچه می‌خواهیم در اینجا روشن کنیم این است که مهم‌ترین اصل برای مانور همقطاران و بزرگ‌ترین خیر و مصلحت برای مذهب و کل مصالح شرعی عبارت از این است: بقا، بقا و بقا.

طبیعتا، تمام آنچه گفته شد اشارتی بود و رهبری و اصول باید تا جایی گسترش بیابد که فرد عمق سیاست‌های آنها را درک کند و اینکه این مطالعه این برداشتِ صِرف را حذف خواهد کرد که دشمن فقط بر حسب انگیزه‌های مذهبی عمل می‌کند. او درخواهد یافت که انگیزه دین در میان بسیاری از طرف‌های دشمن انگیزه‌ای ثانویه و محو شونده است. به همین ترتیب، دانشجویی که علاوه بر فعالیت نظامی برای فعالیت در کمیته‌های سیاسی هم مناسب است باید زیاد تاریخ خوانده باشد و توانایی ارزیابی کامل آن را علاوه بر مطالعه خود شناسی [علم النفس] داشته باشد. او باید جامعه شناسی
[علم الاجتماع] بخواند و بر مطالعه‌ای تمرکز داشته باشد که به نقش قبایل و عشایر در عالم عربی‌مان و تمایز میان عصبیت خوب و عصبیت مذموم [العصبيه المحموده والعصبيه المذمومه] مرتبط است. او باید همچنین بر آن چیزی تمرکز یابد که نظم جاهلی مدرن در ساختار قبایل خلق کرده و اینکه چگونه این نظم آنها را در نهادهای تمدن مدرن خرد کرده و مضمحل می‌سازد یا مانع انسجام آنها با انسجام جاهلی [العصبيه الجاهليه] می‌شود.

ما تاکید و تکرار می‌کنیم که باید با سیاست‌های دشمن و همقطارانش با سیاست شرعی منضبط تقابل ورزیم. با این حال، باید به نکته‌ای مهم توجه داشته باشیم: «ابن القيم»، می‌گوید:«اخذ احکام مربوط به جنگ و منافع و مصالح اسلام و اهلش و امور سیاست شرعی از سنت اولاتر از اخذ آنها از آرای مردمان است. این یک چیز است و آن چیزی دیگر. و بالله التوفیق.» در این نص، ابن القیم روشن می‌کند که اخذ امور سیاست شرعی از سنت اولا است اما نمی‌گوید که «واجب» است. برای اینکه ممکن است برخی این نکته را به درستی درک نکنند ما نقل قول زیر را از ابن القیم در جای دیگری نقل می‌کنیم که این مساله را بیشتر توضیح می‌دهد. ابن القیم می‌گوید: «ابن عقیل گفت که «سیاست اقدامی است که مردم را به صلاح نزدیک و از فساد دورشان می‌سازد حتی اگر سنت آن را مطرح نکرده باشد یا از سوی خداوند نازل نشده باشد.» اگر منظور شما آن چیزهایی است که با شریعت موافق است، به این معنا که با آنچه شریعت می‌گوید به صراحت مخالف نیست، در این صورت درست است. اگر منظور شما این است که هیچ سیاستی نیست که آشکارا مورد حمایت شریعت باشد، در این صورت، این خطاست و نسبت غلط دادن به صحابه است.» از این منظر، ما اشتباه کسانی که خواستار نص شرعی هستند که دلایلی برای آن چیزی ارائه می‌دهد که امیر با توجه به مسائل و امور سیاست شرعی در مورد آن تصمیم گرفته است را می‌شناسیم؛ مسائلی که در زمره واجبات است و با مشورت اهل حل و عقد و اهل دین که خبره در امور دنیا هستند، تعیین می‌شود.

برخی نکات مهم وجود دارد که مایلم در اینجا مطرح کنم و سپس با ارائه یک مثال قابل کاربرد برای جزئیات مهمی که به تصورم یکی از چیزهای سودمند برای مطالعه و درک ابعاد سیاسی جنگ است به نتیجه‌گیری می‌پردازم، با این ملاحظه که نمونه قابل کاربردی که مطرح می‌کنم فقط مثال است. بنابراین، تعدیل آن از طریق کاربست یا انتخاب عناصری که کاملا متمایز از عناصر آن هستند مساله‌ای است که باید به فرماندهان میدانی – خواه فرماندهی عالی یا رهبران منطقه ای- ارجاع شود.

1- این کافی نیست که رهبران سیاسی مسلمان در سطح بالا باشند، وقتی اقدام سیاسی دستیابی به سطح بالاتر را برای آنها ممکن می‌سازد. بلکه اصول اسلامی باید در سطح بالا باشد و سطح بالایی از ادراک وجود داشته باشد و نیز در اتخاذ تصمیمات سیاسی مشارکت کنند به‌ویژه آنانی که سرنوشتی خطیر یا عواقبی سنگین دارند. اغلب، اعتماد به راهبری برای پذیرش تصمیمات سیاسی اساسی اش مهم است. طبیعتا، اعتماد به شرایط فعلی باید بر داده‌های موثقی بنا شود که در دست راهبری است که صحت آن [داده ها] را از طریق ممارست و در زمینه‌های گوناگون کنشگری بررسی می‌کند. این متفاوت از اعتماد فرصت طلبان به راهبرانی است که در حوزه‌های مختلف بی‌تجربه هستند اما در تظاهر و خاضع ساختن دیگران در برابر غیر از جمله دروغ و فریب متخصص هستند. به همین ترتیب، تلاش برای ارتقای قواعد به یک آگاهی سیاسی سطح بالا، درک آنها و پذیرش [شان از] تصمیمات سیاسی مهمی که از سوی رهبری صادر می‌شود را تسهیل می‌سازد.

 

 

بخش شصت و پنجم

 

در بخش قبل تاکید بر این بود که باید با دشمن بر اساس سیاست شرعی تعامل کرد. فرد باید تاریخ را بداند و انگیزه‌های سیاسی و مذهبی طرف مقابل را بشناسد و با پاتک به آن بتواند برنامه عمل خود را پیش ببرد. نویسنده معتقد است فرد باید خودشناسی [علم النفس] و جامعه‌شناسی [علم‌الاجتماع] را بشناسد. ناجی نکاتی را برای رهبران عالی یا رهبران منطقه‌ای مطرح کرد که در ادامه به آن اشاره می‌کنیم.

 

2- همقطارانی مانند اخوان المسلمین و مقلدان جدیدشان که خود را «سلفیِ اصلاحی» می‌نامند در سیاست‌های خود با بسیاری از نکات موافقند. با این حال، آنها بر سر برخی نکات اختلاف نظر دارند و این باید هنگام تعامل با آنها به خوبی درک شود. وقتی می‌خواهیم پیش‌بینی کنیم که این گروه‌ها در مواجهه با حوادث خطیر چه خواهند کرد، ممکن است آنها به عنوان کلیدی برای تحلیل و ارزیابی مواضع تمام گروه‌های همفکر و مشابه مفید باشند. به همین ترتیب، برخی از آنها نمونه‌هایی پیشینی از (مشارکت در) سیاست‌های شرعی را به دست می‌دهند.

3- از مهم‌ترین مزایای مطالعات سیاسی [الدراسات السياسية] تعیین واکنش به هر مرحله‌ای است که برای انجام آن برنامه‌ریزی شده، سپس مبادرت به انجام آن می‌کنیم یا آن را به زمانی مناسب موکول می‌کنیم یا شرایطی را آماده کنیم که انجام آن اقدام در آن شرایط مناسب باشد. از این مرحله، می‌توانیم تعیین کنیم که کدام یک از طبقات دشمن در زمره اهداف ما خواهند بود. بنابراین، هر گروهی باید فهرستی از تمام دشمنان مورد هدف را در چشم‌انداز خود داشته باشد که این گروه‌ها براساس خطر و اهمیت قرار گرفتن نامشان در فهرستی بالاتر از مرتبه اپوزیسیون مرتب شده‌اند. (هر گروهی باید توجه داشته باشد که) واکنش پیش‌بینی شده علیه بخشی از نیروهای دشمن به محض آغاز عملیات و اینکه چگونه کاری کنیم که آن گروهِ هدف آشکارا جرائم پنهان شده خود را اعلام کند، هدف قرار دادن آنها از سوی توده‌ها را توجیه می‌کند.

4- در این بخش، من اهمیت درک بازی سیاسیِ دشمنان و همقطارانش و تسلط بر هنر سیاست برای تعامل با آنها با ابزار سیاست شرعی را ذکر کردم. با این حال، نباید مطالعه و درک سیاست شرعی را هنگام تعامل با صفوف مجاهدین و آن دسته از تاثیرپذیران دشمن [مستجیبین: آن دسته از نیروهای دشمن که به پیوستن به صفوف مسلمین لبیک گفتند اما همچنان تاثیرپذیر هستند] هنگام ورود به صفوف مسلمین (یا حتی شاید هنگام ورود مستقیم به صفوف مسلمین) را نادیده گرفت.

 

 

بخش شصت و ششم

 

در بخش قبل اشاره شد که رهبر نظامی باید از دانش سیاست و جامعه‌شناسی برخوردار باشد. او معتقد بود چنین رهبری باید زمان‌شناس باشد و عملیات نظامی علیه دشمن را در زمانی مناسب انجام دهد به‌گونه‌ای که بیشترین تلفات برای دشمن و کمترین خسارات برای نیروهای خودی به بار آید.

ما آموخته ایم که اگر شورشیان، مرتدها، کفار [خوارج، بُغاه و مرتدون]، آنها که مشتاق نشان هستند، آنها که برنامه عملی خلق می‌کنند که در تضاد با نصوص شریعت است یا کسانی که به دنبال پیوستن به سازمان ملل هستند بخواهند جنبش را ترک کنند و از صفوف آن خارج شوند، چگونه با آنها رفتار کنیم. همچنین می‌دانیم چگونه با کسانی که شرب خمر می‌کنند و مستوجب حد هستند و جنبش را ترک می‌کنند رفتار کنیم. تمام این‌گونه تخلفات قابل پیش‌بینی هستند به‌ویژه از زمانی که فعالیت‌هایمان مبتنی بر این فرض بود که جهادمان، جهاد امت است و نه جهاد جنبش. فرار این دسته از مردم از میان معرکه جنگ وضعیتی ایجاد می‌کند که بسیار حساس و پیچیده است. نمی‌توان با آنها با توسل به ادله شرعی که مربوط به یک دولت مستقر است، تعامل کرد. در عوض، باید با آنها بر اساس سیاست‌های خاص شرعی تعامل ورزید که از راه و روش پیامبر و سیره اصحابش اخذ شده است. با این حال، این کار باید با احتیاط صورت گیرد تا از چنین مسائلی [مسائل قانونی] که به روش صحابه تعلق دارد و قوانین و دین را رقیق‌تر می‌کند خارج نشویم. باید آگاه بود که پس از استخراج قواعد انتظام بخش از این مسائل قانونی، احکامی استثنایی در برخی زمان‌ها و برای شرایط خاص وجود دارد.

5- ساختار انسانی دشمن در معرکه نبرد ضعیف است. او این ضعف را با استفاده از تجهیزات جبران می‌کند اما برای او میسر نیست که برای همیشه بر آنها اتکا داشته باشد. به همین ترتیب، دشمن برای جبران آن ضعف در هر یک از حرکاتش و نیز هنگام مواجهه با اقدام از سوی هر یک از مجاهدین به مکر و دروغ رسانه‌ای متوسل می‌شود. بنابراین، درک سیاست‌های رسانه‌ای دشمن و نحوه تعامل با آن در پیروزی نظامی و سیاسی در جنگ بسیار مهم است. یکی از مهمترین چیزهایی که به سیاست رسانه‌ای ما کمک خواهد کرد همانا اتصال برنامه‌های رسانه‌ای ما به مخاطبان مشخص است.

باید توجه داشت که برخی کمیته‌های رسانه‌ای در مراحل قبلی در اتصال محتوای رسانه‌ای به طبقاتی خاص از مردم شکست خوردند به ویژه آن محتوایی که طبقه مشخصی از مردم و توده‌ها را هدف می‌گرفت به‌گونه‌ای که آن محتوای رسانه‌ای به طبقاتی از نخبگان نیز ارتباط می‌یافت در حالی که چند جنبش اسلامی دیگر موفق شدند بیانیه‌ها و مواضع و مطالب رسانه‌ای خود را به گوش هرکس و هر طبقه متمدنی برسانند. بنابراین، نباید از این نکته مهم [که پیام رسانه‌ای ما باید به گوش تمام طبقات مردم و نخبگان برسد نه اینکه طبقه مشخصی را به‌عنوان مخاطب هدف قرار دهیم] غفلت کرد به‌ویژه که می‌خواهیم مواضع شرعی، نظامی و سیاسی‌مان را آشکارا به مردم برسانیم و آنها را به‌صورت عقلی و از طریق شریعت توجیه کنیم و نشان دهیم که آنها به نفع امت هستند.

بنابراین، باید گروهی تشکیل شود که از یک‌سو، هدفش انتقال آن چیزی باشد که ما می‌خواهیم به مردم بگوییم و از سوی دیگر، توجه خود را بر آن متمرکز سازند حتی اگر مستلزم آن باشد که آن گروه در معرض خطری قرار گیرد که قابل مقایسه با خطر عملیات نظامی باشد مانند یگانی که تدارکات را توزیع می‌کند و یگان مسلحی که از راه دور به حفاظت می‌پردازد. حتی ممکن است ضرورت انجام عملیات نظامی برای رسیدن به هدف نیز انجام شود. برای مثال، ما گروگانی را می‌رباییم و سپس موجب ضجه و ناله دیگران در مورد او می‌شویم و درخواست می‌کنیم که گزارشگران تلویزیونی و شبکه‌های رسانه‌ای آنچه ما می‌خواهیم و می‌گوییم را در ازای آزادی آن گروگان (ها) به‌صورت کامل انجام دهند. این یک نمونه فرضی است و محتمل است که آنچه می‌خواهیم اعلام کنیم بیانیه هشدار یا بیانیه‌ای است که یک اقدام مهم و حیاتی و مانند آن را توجیه می‌کند.

 

بخش شصت و هفتم

 

در بخش قبل ابوبکر ناجی اشاره داشت که چگونه باید با شورشی‌ها، مرتدها و کفاری که به سازمان ملل می‌پیوندند یا صفوف جهاد را ترک می‌کنند برخورد کرد. او معتقد بود که باید با فراریان با سیاست شرعی و با توسل به روش مقابله پیامبر با کفار رفتار کرد. او همچنین به ساختار انسانی دشمن در جنگ هم اشاره کرده و گفته بود که دشمن ضعف نفرات را با تجهیزات جبران می‌کند. در ادامه، به موارد دیگر برخورد با کفار اشاره خواهد شد.

 

6- با توجه به این نکته، به نمونه‌ای عملی از یک مرحله سیاسی و نظامی اشاره می‌کنم که از برخی از اصول دشمنی که در بالا به توضیح آن پرداختم استفاده می‌کند و باعث می‌شود دشمن به لحاظ نظامی و سیاسی تحریک شود. همان‌طور که قبلا گفتم این فقط یک مثال است.

همگام با اهداف نظامی جنبش‌مان در مرحله «قدرت ایذایی و فرسایشی» به‌ویژه هدف عقب نشاندن نیروهای دشمن و نیروهای یاری رسانش در میان مرتدین حول اهداف معین و عقب‌نشاندن آنها از مناطقی که در آن حاضر هستند (به‌ویژه مناطقی که توده‌ها در آن زندگی می‌کنند و ما می‌توانیم مرحله مدیریت خشونت را از آنجا شروع کنیم)؛ همگام با اصل منافع (خود) که دشمن آن را دنبال می‌کند و ابعاد آن را قبلا توضیح دادیم، باید اهداف اقتصادی و نفتی را هدف قرار دهیم زیرا نفت شریان زندگی در غرب است. از زمان کشف نفت، آمریکایی‌ها آن را یک کالای استراتژیک مهم و اساسی در جنگ (و به ضرورت در صلح) می‌بینند و آن را پیش شرطی برای نفوذ بین‌المللی می‌پندارند. موفقیت در هدف قرار دادن اقتصاد دشمن به لحاظ سیاسی و نظامی، از لحاظ تاریخی امری مسلم است به‌ویژه وقتی طرفی که چنین می‌کند مذهب یا ملاحظات دیگر را مقدم بر منافع اقتصادی و مادی قرار می‌دهد یا بخشی از منافع مادی خود را از دست داده و چیزی برای باختن ندارد. این یک سیاست مشروع در جنگ است و از اصول سیاست شرعی نبوی اخذ شده است.

در مثال عملی که در اینجا مطرح می‌کنیم نشان خواهیم داد که چگونه می‌توانیم آن را بدون هدر دادن نفوس یا اموال بی‌گناهان انجام دهیم و چگونه از اعوجاج رسانه‌ای دشمن اجتناب کنیم زمانی که دشمن دست به عملیات رسانه‌ای می‌زند، طیفی از اتهامات را روانه ما می‌کند: از آسیب ما به نیروها عملیاتی شروع و به ادعای تلاش ما برای تضعیف و به فقر کشاندن ملت‌ها ادامه می‌یابد و الخ. طبیعتا، خاخام‌ها، راهبان و گروهی از میان رهبری «عمل اسلامی» در آن مشارکت خواهند کرد به‌ویژه از آنجا که ما نمونه پیشینی از آن را داریم که «جماعت اسلامی مصر» به دو بخشِ گردشگری و بانک حمله کرد. البته این قادر به هدف قرار دادن موثر آنها به دلیل ضعف استراتژی‌های نظامی‌اش نیست؛ با این حال، کاملا روشن شد که نتوانست با اعوجاج رسانه‌ای دشمن تقابل ورزد، هرچند بخش‌هایی را هدف قرار داد که مملو از اعمال ممنوعه بود. آن نوع اعوجاج رسانه‌ای که رخ خواهد داد آنگاه که منافع اقتصادی مانند نفت هدف گرفته می‌شود چه خواهد بود؛ اعوجاجی که به لحاظ اسلامی مباح است و در ذهن مردم به‌عنوان منبع امرار معاشی استقرار می‌یابد که حافظ صدها میلیون نفر از مسلمین در جهان عرب و اسلام است؟

اگر به مشکلات و مسائل مطرح شده در پاراگراف سابق پاسخ دهیم، روش هدف قرار دادن آن هدف اقتصادی – البته سخنی از نفت به میان نمی‌آورم- را هموار خواهیم کرد. بنابراین، روش پیشنهادی برای تعامل با این مشکلات چیست. ما می‌دانیم که «جماعت اسلامی» در تقابل با اعوجاج رسانه‌ای دشمن که هنگام حمله این گروه به گردشگری و بانک‌ها به او هجوم آورد، شکست خورد و این شکست به دلیل ارائه دو توجیه برای انجام این کار بود: اول، اینکه هدفی ممنوعه را هدف قرار داد. دوم، قالب توجیه سیاسی‌اش برای هدف قرار دادن اقتصاد دشمن. این دو توجیه تا حدی برای توجیه عمل کافی بود اما مشکل این بود آنها ارتباط روشنی با توده‌ها نداشتند. البته، مردم می‌گفتند که این اهداف ممنوعه بودند.

با این حال توجیه دوم – که مهم‌ترین توجیه است- تنها مرتبط با نخبگان یا لااقل بخشی از آنها بود؛ واقعیتی که باعث شد مردم نتوانند قصد دقیق این گروه را درک کنند. آیا امور ثانویه بر امور اساسی تقدم دارد یا هدفش غیرمستقیم‌تر از آن بود؟ بنابراین، اولین گام در اجرا و عملی کردن برنامه‌هایمان باید تمرکز بر توجیه عقلی و شرعی باشد که مصلحت دنیا و آخرت در آن است. دوم، ما باید این توجیه را آشکارا به مردم و توده‌ها انتقال دهیم به‌گونه‌ای که هر وسیله یا تلاشی برای تحریف اقدامات‌مان از طریق رسانه، قطع شود. بنابراین بعد رسانه‌ای در این اقدام در پشت ماست که از آن حمایت خواهیم کرد. گام اول: یکی از گروه‌های رسانه‌ای که در مطالعات اقتصادی و سیاسی تخصص دارد، مطالعه‌ای انجام داد که در آن قیمت واقعی و ارزش نفت را تخمین زد و توضیح داد که چگونه با وجود تقلای دیوانه وار، هیچ جایگزینی برای آن در حال حاضر نیست اما این کالایی است که به لحاظ قیمتی در مقایسه با کالاهای دیگر از ارزش آن بسیار کاسته شده است. حتی گفته شده که قیمت جوکی که از سوی یک بازیگر در صحنه گفته می‌شود بالاتر از صدها بشکه نفت است.

این مطالعه باید دربردارنده محدودیت‌هایی برای قیمت واقعی یا تقریبی بشکه‌های نفت در تطابق با استانداردهای محکم اقتصادی باشد. این مطالعه باید اهمیت سیاسی نفت و میران بی‌عدالتی و غارتی را نشان می‌داد که امت طی چندین دهه به دلیل قیمت‌های پایین از آن رنج برده و در مضیقه بوده‌اند. در نتیجه این تحقیق باید تسلیم اعضای کمیته‌ای می‌شد که در نوشتن بیانیه‌ها و مواضع توجیهی تخصص داشتند. این عضو بیانیه را خواهد نوشت که نباید شامل توجیهی باشد که بگوید بخش‌های نفتی را هدف قرار می‌دهیم زیرا نفت به کفار فروخته می‌شود. این مساله‌ای اجتهادی است و ما را در معرض انتقاد رسانه‌ای قرار می‌دهد که اقدام ما را از هدف دور می‌کند.

 

 

بخش شصت و هشتم

 

در بخش قبل نویسنده راه‌های گریز از اعوجاج رسانه‌ای دشمن را ذکر کرد. نویسنده همچنین معتقد بود که دشمن صلیبی از زمان کشف نفت آن را یک کالای استراتژیک می‌داند. بنابراین، برای زمینگیر کردن دشمن صلیبی باید منافع نفتی او را در کشورهای اسلامی و دولت‌های «عمله» هدف قرار داد. ابوبکر ناجی به ارائه توجیهاتی در این زمینه پرداخت و به مطالعه‌ای اشاره کرد که باید از سوی یک گروه رسانه‌ای انجام گیرد که در سیاست و اقتصاد تخصص دارد. او معتقد بود که این مطالعه باید قیمت واقعی نفت را تخمین بزند و نفت را مفت به صلیبیون نفروشد. در زیر ادامه استدلال‌های ناجی را پی می‌گیریم.

 

این بیانیه باید شامل عناصر زیر باشد:

1- خلاصه یا چکیده‌ای چند خطی از این مطالعه که کارشناسان اقتصادی در کنار تمرکز بر میزان بی‌عدالتی که امت بر حسب قیمت کاهش‌یافته نفت تجربه کرده تهیه کرده است. این بیانیه باید توضیح دهد که وجوه به دست آمده - و ضررهای ناشی از آن- طی دهه‌ها برای ساخت امت هزینه نشده اما به همان میزان خرج مجموعه‌ای از عمله‌ها و دست‌نشاندگان غربی در میان رژیم‌های عربی و اسلامی شده، به گونه‌ای که فقط اندکی از آن پول نفت برای امت و اهلش خرج شده [و به تعبیری اندکی از آن پول به‌صورت مردم پاشیده شده است]. همچنین باید به توضیح قیمتی که این روزها بشکه‌های نفت باید داشته باشند بپردازد. تمام آن نتایج با یک مطالعه دقیق اقتصادی باید میان علمای سیاسی و اقتصادی و نخبگان رسانه‌ای در دنیای اسلامی‌مان توزیع شود.

2- به تمام دولت‌هایی که از نفت سرزمین‌های اسلامی بهره‌مند می‌شوند اعلام شود که باید قیمت واقعی نفت را که در این مطالعه و بیانیه‌ها ثبت شده بپردازند. همچنین باید این حق برای مسلمانان محفوظ شود که مابه‌التفاوت قیمت نفت در سال‌های گذشته را نیز طلب کنند. این بیانیه همچنین باید ذکر کند به کسانی که در این مورد مناقشه می‌کنند می‌گوییم که این قیمت همان قیمتی است که مسلمین دارایی/ ذخایر خود را به آن قیمت می‌فروشند و کسی که نمی‌خواهد به این قیمت بخرد، نخرد و پولی که در ازای این نفت به مسلمین پرداخت خواهد شد از همان روز به بعد وارد خزانه سوراخ دولت‌های عرب به اصطلاح اسلامی نخواهد شد، زیرا از بانک‌های سوئیس سر بر خواهد آورد. در عوض، کمیته‌های مردمی بر آن پول نظارت خواهند کرد و آن را به‌دست توده‌های نیازمند خواهند رساند. البته این اقدام پس از آن خواهد بود که حقوق کارمندان در بخش‌های نفتی پرداخت شود. این کمیته‌های مردمی متشکل از «تجار بلاد» و «اعیان بلاد اسلامی» خواهند بود که اهل امانت هستند. این اعلان همچنین باید شامل مواضعی باشد که از سوی پیشگامان امت صادر شده که اجازه خرد شدن امت و مسلوب‌الاراده شدنش را نمی‌دهند.

3- اعطای مهلتی مناسب برای بیان میزان انطباق با این بیانیه و اتخاذ گام‌های جدی. در غیر این صورت، تاسیسات نفتی – به‌ویژه خطوط لوله که هیچ انسانی از ضربه دیدن آنها و هیچ نفت‌کشی که به فرمان کفار در حال کار روی آنها هستند متحمل آسیب نمی‌شوند - مورد هدف قرار خواهند گرفت. بنابراین، ضربه زدن به تاسیسات و کارخانه‌هایی که هیچ کارگری در آنها نیست موجب اجتناب از آسیب به مسلمانان می‌شود و بر این واقعیت نزد مردم تاکید می‌کند. در مورد نیروهای امنیتی آنها باید بگوییم اگر آنها در زمره نیروهای رژیمی هستند که به رژیم‌های عمله‌ غرب و کافر تعلق دارند، ما با آنها به‌گونه‌ای تعامل می‌کنیم که گویی خائن به امت خود هستند؛ موضوعی که در چشم ما غیرقابل بخشش است. اما اگر این نیروها از نیروهای ویژه باشند [مثلا در زمره نیروهای امنیتی] فقط زمانی با آنها «مخالفت» می‌کنیم که آنها بخواهند یکی از مجاهدین ما را بکشند یا دستگیر کنند و آنها را به رژیم‌های عمله و کافر تسلیم کنند.

4- تشریح و تبیین این مساله برای توده‌ها که آنها در شرایط حساسی هستند که ما را وادار به چنین کاری می‌کند و متوقف ساختن فعالیت بخش‌ انرژی به اذن خدا هیچ آسیبی به مردمان‌مان وارد نخواهد کرد. اول، بیشتر درآمد نفتی وارد حساب بانکی حاکمان عمله غرب و اعوان و انصارشان می‌شود و هیچ یک به توده‌ها پرداخت نمی‌شود جز اندکی که به‌صورت‌شان کوبیده می‌شود. دوم، وقتی فروش متوقف شود، نفت برای ما ذخیره خواهد شد و ما آن را به قیمتی می‌فروشیم که بالاتر از قیمت فعلی است و اختلاف قیمت‌ها تحت‌الشعاع قرار خواهد گرفت و بیش از پیش افزایش خواهد یافت و این افزایش قیمت لطمات وارد شده به کارخانه‌ها در این بازه زمانی کوتاه - و حتی در بلندمدت- را به اذن خدا ترمیم خواهد کرد. این ما هستیم که قیمت نفت را مشخص خواهیم کرد و دولت‌های کافر و مرتد و عمله‌های منطقه‌ای‌شان باید تابع قیمت‌های تعیین‌شده از سوی ما باشند. بنابراین، امیدواریم که شرایط امت تغییر کند و اراده، حقوق و اموال خود را که غرب و عمله‌های منطقه‌ای‌اش و حاکمان خائن آن را غارت کرده‌اند برگردانند. ما این کار را فقط به‌خاطر رفاه امت انجام می‌دهیم و امت نیز باید با کمپین تحریف و دروغ را از سوی رژیم‌هایی که برای تحریف اهداف و اعمال ما ایجاد شده‌اند، مخالفت کنند. اگر اندکی در کنار ما صبر پیشه کنند، امت جایگاه، اعتبار و شان خود را به دست خواهد آورد.

 

بخش شصت و نهم

 

در بخش قبل اشاره شد که ناجی پیشنهاد کرده بود که یک گروه مطالعاتی شکل گیرد که در مورد قیمت واقعی نفت نظراتی محکم ارائه دهد. ناجی ادعا کرد که این سرزمین‌های اسلامی هستند که باید از نفت منتفع شوند نه رژیم‌های عربی که عمله غرب هستند. او می‌گفت این ما [جهادیون] هستیم که حق افزایش قیمت نفت را داریم و دولت‌های غربی باید مابه‌التفاوت آن را در سال‌های گذشته پرداخت کنند. او معتقد بود که نفت دارایی مسلمین است و آن را به هر کس و با هر قیمتی بخواهند می‌فروشند. اگر هم نخواستند نخرند. ناجی می‌گفت پولی که در ازای این نفت به مسلمین پرداخت خواهد شد از همان روز به بعد وارد خزانه سوراخ دولت‌های عرب به اصطلاح اسلامی نخواهد شد، زیرا از بانک‌های سوئیس سر بر خواهد آورد. در عوض، کمیته‌های مردمی بر آن پول نظارت خواهند کرد و آن را به‌دست توده‌های نیازمند خواهند رساند.

 

گام دوم: ما تلاش می‌کنیم تا این مطالعه اقتصادی را تا حد امکان به طیف گسترده‌ای از مردم و نخبگان سیاسی و اقتصادی و رسانه‌ای در دنیای اسلام و فراتر از آن منتقل کنیم تا همه آنها را از میزان بی‌عدالتی‌ای که بر توده‌های فقیر در امت‌مان تاثیر گذاشته آگاه کنیم و دولت‌های نفتی در مناطق غیراسلامی را ترغیب کنیم تا قیمت نفت را به سهم خود بالا ببرند حتی اگر این کار مستلزم ربودن یک مدیر یا مهندس صلیبی باشد – مطلوب‌تر این است که او از کارمندان بخش نفتی باشد- که آزاد نخواهد شد تا زمانی که شرایط اعلام شده در روزنامه‌ها و کانال‌های تلویزیونی کاملا برآورده شود. عملیات ربایش را برای مثال می‌توان در نیجریه یا سنگال یا هر کشور نفتی اسلامی دیگری انجام داد حتی اگر آن عملیات برنامه ریزی شده در جاهای دیگری مانند کشورهای حاشیه خلیج فارس رخ دهد. اگر ربایش یک صلیبی غربی دشوار باشد، ربودن یکی از مسیحیان عرب که در بخش‌های نفتی کار می‌کنند محتمل است. در غیر این صورت، می‌توان یک گزارشگر غربی یا فرد دیگری را ربود که ربودن او از میان کارمندانی که در بخش نفت شاغل نیستند آسان است، البته اگر ربودن او به نفع برنامه رسانه‌ای مرتبط با این عملیات باشد. یا به‌جای عملیات ربایش، می‌توان دست به هر اقدامی زد که توجه جهانیان را جلب کند و باعث شود سخنان ما شنیده شود. شاید برخی از این مساله متعجب شوند که بگوییم تمام درخواست‌هایمان که در این بیانیه آمده در زمره اهداف اساسی ما نیست. در عوض، پیش‌بینی می‌شود که پس از انجام دو مرحله قبلی، هیچ پاسخی از سوی غرب یا رژیم‌ها به هیچ‌یک از خواسته‌های قبلی داده نشود. همچنین تلاشی برای نادیده گرفتن تهدید در جریان خواهد بود- اگرچه آنها [غرب و رژیم‌های عربی] با بالاترین میزان هشدار با آن رفتار خواهند کرد- به‌ویژه اگر اعلان آن با عملیات گروگانگیری اعلام شود (درست همان‌طور که ذکر شد). به همین ترتیب، پیش‌بینی می‌شود که عملیات محدود ما – که تا پایان مهلت منقضی در آن بیانیه دنبال خواهد شد- صدور نفت به غرب را متوقف نخواهد کرد. با این حال، این عملیات‌ها لااقل قیمت نفت را افزایش خواهد داد حتی اگر این افزایش قیمت فقط هزینه سیستم‌های امنیتی الکترونیکی و حقوق نیروهای امنیتی و ارتش را پوشش دهد که در حاشیه خطوط لوله‌های نفتی و تاسیسات بزرگ نفتی و ملحقات گسترده شان پخش خواهند شد. همچنین پیش‌بینی افزایشی مضاعف در قیمت نفت طی بحران سیاسی را می‌کنیم که علت آن همین عملیات‌ها است. همچنین پیش‌بینی افزایش قیمت‌های نفت را در دو حالت می‌کنیم: یکی پیش از اینکه این عملیات‌ها به وقوع بپیوندد و دیگر، هنگام اعلان آن بیانیه و انتشار آن مطالعه‌ای که ذکر آن رفت. در اینها، یک دستاورد خوب رسانه‌ای در زمانی وجود دارد که قیمت نفت را فقط با صدور چنین بیانیه‌ای افزایش دهم. سپس، بار دیگر قیمت نفت را از طریق عملیات‌هایی محدود علیه اهداف نفتی که چندان حفاظتی از آنها نمی‌شود افزایش می‌دهم.

شاید برخی متعجب شوند وقتی بگوییم تمام آنچه تا اینجا گفته شد مهم نیستند و تمام نتایج آنها هم که در پاراگراف پیشین گفته شدند برای ما مهم نیستند صرف‌نظر از اینکه آیا آنها نتایج منفی‌ای هستند که ما پیش‌بینی کردیم یا پاسخی هستند به درخواست‌هایی پیش‌بینی نشده. در عوض، آنچه برای ما مهم است همانا عقب‌نشینی گسترده نیروهای نخبه دشمن به موقعیت‌های اقتصادی برای محافظت از این موقعیت هاست. در اینجا نتیجه دلخواه ما حاصل می‌شود. وقتی بهترین نیروهای دشمن برای محافظت از تاسیسات نفتی یا موقعیت‌های اقتصادی در آن کشور خاص موضع گرفته و استقرار یافتند، حواشی آن کشور و مناطق پرجمعیت آن خالی از نیرو خواهد شد. حتی اگر نیروهایی هم باشند، این نیروها، نیروهای ضعیفی هستند که تقابل با آنها – در صورت لزوم- آسان خواهد بود و کمک طلبیدن از توده‌های مردم در آنجا از طریق توافقی نانوشته آسان خواهد بود. بنابراین، ما هیچ توافق یا معامله‌ای با نیروها و افسران رژیم‌های مرتد نداریم. با این حال، اگر آنها ما را برای آموزش، تبلیغ پیام مان و کمک طلبیدن آزادانه از مردم آن مناطق شلوغ و حواشی آن کشور تنها بگذارند و کاری با ما نداشته باشند آنها را نخواهم کشت. اگر به مخالفت با ما بپردازند، فقط شمشیر ماست که میان مان حکم خواهد کرد. به این وسیله، گام‌های بزرگی به سوی مرحله مدیریت خشونت و عقب راندن نیروهای ضعیف و حقیرِ دشمنی که به حواشی کشور و مناطق شلوغ رانده شده برداشته خواهد شد زیرا نیروهای مجهز و نخبه میان حافظت از دولت‌ها و صلیبیون و حفاظت از مناطق اقتصادی و مناطق تفریحی و توریستی پخش می‌شوند و آنها مجبور می‌شوند میان کشتن یا پیوستن به ما یا فرار و تسلیم سلاح هایشان دست به انتخاب بزنند. آنها مدیریت و اداره سرزمین هایشان را به ما واگذار می‌کنند زیرا این مناطق از ضعف اقتدار و فراوانی باندهای مجرمانه و ناامنی رنج خواهند برد. ما باید با آنها تعامل ورزیم و این خشونت را مدیریت کنیم.

ملاحظه: این خشونت و ناامنی به سبب برخی باندهای جنایتکار با در نظر گرفتن شریعت و واقعیت اولویت‌دار از کنترل مقام‌ها بر این وضعیت هستند؛ مقام‌هایی که مردم را با انواع و اقسام پلیس‌ها و اجبار مردم به قبول کفر و توسل به قوانین وضع شده حاکم و تسلیم به طاغوت می‌آزارند و مورد تحقیرشان قرار می‌دهند. اینها از میان برنده امنیت است و عدم امنیت از مظاهر شرک اکبر است و عدم امنیت از این آتش، خود فتنه است.

 

بخش هفتادم

 

در بخش قبل اشاره شد که مطلوب جهادیون این است که یک مهندس نفتی را از یک کشور نفتی بربایند. ابوبکر ناجی اعتقاد دارد مسلمین نفت خود را رایگان به دشمن صلیبی می‌فروشند. او معتقد است که باید توده‌های فقیر امت را آگاه کنیم و دولت‌های نفتی غیراسلامی را ترغیب کنیم که قیمت نفت را بالا ببرند. اگر ربایش یک صلیبی غربی دشوار باشد، ربودن یکی از مسیحیان عرب که در بخش‌های نفتی کار می‌کنند محتمل است. در غیر این صورت، می‌توان یک گزارشگر غربی یا فرد دیگری را ربود که ربودن او از میان کارمندانی که در بخش نفت شاغل نیستند آسان است، البته اگر ربودن او به نفع برنامه رسانه‌ای مرتبط با این عملیات باشد. یا به‌جای عملیات ربایش، می‌توان دست به هر اقدامی زد که توجه جهانیان را جلب کند و باعث شود سخنان ما شنیده شود.

 

ائمه ما می‌گفتند: «اگر در صحراها [بادیه‌ها] و شهرها بجنگید تا دیگر کسی در آنها باقی نماند، این بهتر از انتخاب طاغوتی است که بر خلاف شریعت اسلام حکم می‌راند.» به همین ترتیب، وجود برخی باندها محدود خواهد شد و توده‌ها به منظور دفاع از خود شروع به تسلیح خواهند کرد – در برابر حالت سابق انطباق و سازگاری با ارتش [جنود] طاغوت- و اهالی پس از خلأ قانونی که موجب فروپاشی یا تضعیف مقام‌ها می‌شود، در برابر نصیحت خطیبان مساجد برای حکومت شرع سر تسلیم فرود می‌آورند. اوضاع به اذن خدا مطابق میل ما جلو خواهد رفت زیرا ما به اذن خدا سازمان‌یافته‌ترین نیرو در تمام مناطق پیرامونی آن کشور هستیم و «بزرگ‌ترین» نیرویی که از ظرفیت کنترل امنیت و وضعیت قضایی برخوردار است. به همین ترتیب، می‌خواهم به کسانی که بابت «تحریف و تشویش رسانه‌ای» و «عملیات‌های رسانه‌ای» که علیه ما سازماندهی می‌شود، نگران و دلسوز ما هستند بگویم که کدام یک از کمپین‌هایی مانند اینها [دو مورد تحریف برشمرده پیشین] نشأت می‌گیرد و کدام یک علیه اقتصاد و نفت خواهد بود: استراحت کنید و خودتان را برای آنچه بزرگ‌تر است آماده سازید یا هرگز آمادگی جهاد را نخواهم داشت. اگر[قرار باشد] از هم اکنون شروع به ضجه و زاری کنیم، بهتر است در خانه بنشینیم. از این‌رو، نباید به کمپین‌هایی از این دست [از سوی دشمن صلیبی] توجه نشان دهیم و باید آماده شویم تا دشمن و تبلیغاتش را تا حد امکان دفع کنیم. اگر اکنون دست به کار نشویم پس کی باید شروع کنیم؟ به آن فردی که پا در مسیر جهاد می‌گذارد بگویید که وقتی نبرد شروع شود ممکن است روز پیروزی نصیب ما شود. از خدا طلب عفو و عافیت در دین و دنیا و آخرت می‌کنیم. در آن روز شاهد خواهم بود که میلیون‌ها نفر از مردم منطقه از مناطقی که در آنها قتال به شدت جریان دارد به سوی ما مهاجرت می‌کنند و از رژیم‌های مرتد یا رژیم‌های صلیبی- صهونیستی می‌گریزند درست همان‌طور که در نبردهای افغانستان و چچن رخ داد و شاهد آن بودیم. ما شاهد کمپین‌های رسانه‌ای خواهم بود – علمای روشن اندیش در میان رهبران جنبش‌های اسلامی هم ممکن است در این معرکه مشارکت کنند- زیرا مقصر این آوارگان و پناهجویان شناخته خواهم شد. شاید از سوی ارتش‌های مرتد و صلیبی ما مقصر موج بمب‌گذاری شناخته شویم که هزاران نفر را خواهد کشت و ما باید خودمان را برای این وضعیت‌ها آماده کنیم چنانکه یکی از رهبران افغان چنین کرد. او با شیخ عبدالله عزام نشسته بود وقتی پیامی به دستش رسید که به او خبر از قتل 20 نفر از اعضای خانواده‌اش طی بمب‌گذاری در یکی از روستاها را دادند در حالی که آن مرد وقتی این پیام را شنید همچنان مشغول صحبت بود گویی اتفاقی رخ نداده است.

شیخ به او گفت: «خبری که به تو رسید چه بود؟» آن مرد شیخ را از خبر آگاه کرد. شیخ عبدالله می‌گوید: «او به من گفت که چه تعداد از افراد خانواده‌اش کشته شدند و او همچنان در حال صحبت از زیارت هارون‌الرشید در فلان سال و حمله‌اش در بهمان سال بود.» آنها بحث‌شان را تمام کردند و گویی هیچ چیزی رخ نداده است. این جنگی است که توده‌ها باید به آن عادت کنند درست مانند آن رهبر افغان. اگر اکنون نه، پس کی؟ و چگونه راهمان را از این مسیر پر پیچ و خم ادامه دهیم؟ باید تا حد امکان آماده باشیم تا به تشویش رسانه‌ای دشمن پاسخ گوییم. اگر در اقدام‌مان صادق باشیم، سخنانمان به قلوب مردم راه خواهد یافت و سربازانمان هر دروغی را که حول ما به گردش درآمده رد می‌کنند. مردم تا زمانی با ما صبوری خواهند کرد که ما طلایه‌دار صابران باشیم. اما اگر شروع به شکایت و ضجه و نگرانی پیشه کنیم، در این صورت، مردم حق دارند از ما نگران شوند. می‌خواهم تکرار کنم آنچه در اینجا در مورد نفت ذکر کردم فقط مثالی بود برای تقریب به ذهن. با این حال، استراتژی هدف قرار دادن اقتصاد دشمن به‌طور کلی، یک استراتژی ارزشمند سیاسی و نظامی است و نباید در هدایت جنبش نادیده گرفته شود. رهبران جهاد در درس‌ها و در چند بیانیه خواستار توجه به آن شده‌اند.

 

فصل هفتم

قطب‌سازی... نبرد پر سر و صدا... جنگ رسانه‌ای... مدیریت استوار... ترفیع جایگاه ایمان... سخنرانی‌های مستقیم... بخشش... تالیف قلوب

جالب‌ترین هدفی که از طریق سیاست تجدید سازمان در مرحله فعلی تحقق یافته – که در نیمه دهه 90 شروع شد- ما را از نتایجی که قطبی‌سازی در امت به وجود آورده و به اوج خود رسیده نترسانده است. تردیدی نیست که در نبردهای قبلی در چنین مرحله‌ای، ما باید برای قطبی‌سازی (امت) تلاش می‌کردیم تا نبرد آنگونه که انتظار داریم توسعه یابد. این در برخی از کشورها رخ داد و نتایج دلگرم‌کننده‌اش هم ظاهر شد. با این حال، جنبش‌ها در بسیاری از کشورها از ایجاد قطبی‌سازی ترسیدند زیرا واهمه از دست دادن کنترل آن را داشتند به ویژه در پرتو جهالت وسیع امت، رسانه‌های دولتی، صوفی‌گرایی خاخام‌ها و راهبان و تبلیغاتچی‌های گروه‌های اسلامی که زمان خود را صرف درخواست برای وحدت ملی می‌کردند. این گروه‌ها همچون مسیحیان عرب و تبلیغاتچی‌های ملی‌گرایی در میان سکولارها، احزاب مرتد و امثال آن در منطقه هستند. آنها حتی برخی از مردم را به سوی برگزاری جلساتی با مسیحیان عرب و احزاب سکولار هدایت می‌کنند تا گسل‌های واقع در فعالیت‌های گروه‌های جهادی را شناسایی کنند که به ادعای آنها موجب شکاف و تفرقه در ملت خواهد شد. خدا برای ما کافی است (وحسبنا الله و نعم الوكيل).

 

پنج شنبه, 10 فروردين 1396 11:51

تقویم و اعمال ماه رحمت خداوند

اعمال و فضیلت‌های ماه رجب !

 

ماه رجب فصل روییدن جوانه‌های عاشقانه زیستن و ماه شست‌وشوی دل و جان از زنگارهای گناه و غفلت و آماده شدن برای ورود به ضیافت‌الله اعظم است.
 

کسانی که دل در گرو محبت خدا نهاده‌اند، لحظه‌شماری می‌کنند تا با ورود به ماه رجب و بهره‌مندی از برکات آن، به درک فیوضات ماه عظیم شعبان موفق شوند و پس از آن بتوانند مدال لیاقت ورود به ضیافت الهی در ماه رمضان را دریافت کنند.

رعایت‌کنندگان حرمت ماه رجب و عاملان به اعمال آن را «رجبیون» می‌نامند. همانا که در قیامت فرشته‌ای ندا می‌دهد: «أین الرجبیون» کجایند افرادی که ماه رجب را محترم شمرده و اعمالی از آن را انجام داده‌اند.

مشروح تقویم و اعمال ماه رجب بنا بر منابع دینی به این شرح است:

روز اول: مطابق بعضی از روایات، روز ولادت امام محمد باقر (ع) در سال ۵۷ هجری
روز سوم: روز شهادت امام علی النقی (ع) در سال ۲۵۴ هجری
روز دهم: روز ولادت امام محمد تقی (ع) طبق بعضی از روایات
روز سیزدهم: روز ولادت امیرمومنان علی بن ابی طالب (ع) در داخل کعبه؛ ۱۲ سال قبل از بعثت رسول خدا (ص)
روز پانزدهم: مطابق برخی از نقل‌ها، روز وفات حضرت زینب کبری (س) در سال ۶۳ هجری
روز هجدهم: روز وفات جناب ابراهیم، فرزند رسول خدا (ص)
روز بیست و پنجم: روز شهادت امام موسی بن جعفر (ع) در سال ۱۸۳ هجری
روز بیست و ششم: مطابق روایتی، روز وفات حضرت ابوطالب (ع)
روز بیست و هفتم: بعثت پیامبر گرامی اسلام (ص)

ماه رجب و ماه‌های شعبان و رمضان، از ماه‌های بسیار پرفضیلت هستند و از تعبیرات بعضی از روایات این‌گونه برمی‌آید که ماه رجب در میان این سه ماه، امتیاز خاصی دارد تا آنجا که ماه رجب «ماه خدا» نامیده شده و ماه شعبان «ماه پیامبر(ص)» و ماه مبارک رمضان «ماه امت».

اعمال مشترک این ماه

تعداد این اعمالی که مخصوص روز معینی نیست، بلکه در تمام ماه انجام می‌شود، زیاد است از جمله:

در تمام ماه رجب، این دعا را بخواند: یا مَنْ یَمْلِکُ حَوآئِجَ السّآئِلینَ، ویَعْلَمُ ضَمیرَ الصّامِتینَ، لِکُلِّ مَسْئَلَة؛ ای که مالک حاجات خواستارانی و ای‌ که نهاد خاموشان دانی برای هر خواسته‌ای، مِنْکَ سَمْعٌ حاضِرٌ وَجَوابٌ عَتیدٌ. اللّهُمَّ وَمَواعیدُکَ الصّادِقَةُ واَیادیکَ الفاضِلَةُ؛ از جانب تو گوشی شنوا و پاسخی آماده است خدایا به حق وعده‌های راستت و نعمت‌های بسیار، وَ رَحْمَتُکَ الواسِعَةُ فَاَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّد وَآلِ محمد؛ و رحمت وسیعت از تو خواهم که درود فرستی بر محمّد و آل محمد، واَنْ تَقْضِیَ حَوائِجی لِلدُّنْیا وَالاْخِرَةِ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْء قَدیرٌ؛ و حوایج دنیا و آخرتم را برآوری که به راستی تو بر هر چیز توانایی.

همچنین رسول خدا (ص) فرموده‌اند: هر کس در ماه رجب ۱۰۰ مرتبه بگوید «أَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذِی لا إلهَ إِلاّ هُوَ، وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و در پایان صدقه‌ای بدهد، خداوند کارش را به رحمت و مغفرت پایان دهد و هر کس ۴۰۰ مرتبه آن را بگوید فضیلت شهیدان را دارد.

همچنین ایشان فرمودند: کسی که در ماه رجب هزار مرتبه «لا اِلهَ اِلاَّ اللّه» بگوید، خداوند برای او حسنات فراوانی می‌نویسد.

در روایتی آمده است: «هر کس در ماه رجب، در وقت صبح، ۷۰ مرتبه و شبانگاه نیز ۷۰ مرتبه بگوید اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَ أَتُوبُ اِلَیْهِ و پس از آن، دست‌ها را بلند کند و بگوید أَللّهُمَّ اغْفِرْ لی وَ تُبْ عَلَیَّ اگر در همان ماه رجب بمیرد، خداوند از او راضی خواهد بود...».

در طول این ماه هزار مرتبه بگوید «اَسْتَغْفِرُ اللّهَ ذَاالْجَلالِ وَ الاْکْرامِ مِنْ جَمیعِ الذُّنُوبِ وَالاْثامِ» تا خداوند رحمان وی را بیامرزد.

«سیّد بن طاووس» در «اقبال» فضیلت فراوانی برای خواندن سوره «قل هو الله احد» در ماه رجب نقل کرده است. از جمله از رسول خدا (ص) روایت کرده است که هر کس با نیت پاک در ماه رجب، ۱۰ هزار مرتبه سوره «قل هو الله احد» را بخواند، وارد عرصه قیامت شود در حالی که از گناه پاک باشد مانند روزی که از مادر متولد شده است و ۷۰ فرشته به استقبال او می‌آیند و به وی بشارت بهشت را می‌دهند.

همچنین آن حضرت برای هزار بار خواندن سوره «قل هو الله احد» در این ماه و حتی ۱۰۰ بار نیز پاداش زیادی ذکر کرد.

در روایتی از رسول خدا (ص) نقل شده است که آن حضرت فرمود: «هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بدارد و چهار رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت با یک سلام) و در رکعت اول ۱۰۰ مرتبه «آیة‌الکرسی» بخواند و در رکعت دوم ۲۰۰ مرتبه «قل هو الله احد»، پیش از مردن جای خود را در بهشت می‌بیند و یا دیگری جای او را ببیند (و برای او توصیف کند).

لیلة الرّغائب

اولین شب جمعه ماه رجب را «لیلة الرّغائب» گویند. رسول خدا (ص) در روایتی که فضیلت ماه رجب را بیان می‌کرد، فرمودند: «از اولین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید که فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» نامیدند.»

آن‌گاه رسول خدا (ص) اعمالی را برای آن شب به این کیفیت بیان فرمود: «روز پنج‌شنبه اول ماه را روزه می‌گیری. چون شب جمعه فرا رسید، میان نماز مغرب و عشاء ۱۲ رکعت نماز می‌گزاری (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت از آن، یک مرتبه سوره «حمد» و سه مرتبه «إنا انزلناه» و ۱۲ مرتبه «قل هو الله احد» را می‌خوانی. پس از اتمام نماز ۷۰ مرتبه می‌گویی: أللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد النَّبِیِّ الاُْمِّیِّ وَ عَلی آلِهِ آنگاه به سجده می‌روی و ۷۰ بار می‌گویی: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ» سپس سر از سجده برمی‌داری و ۷۰ بار می‌گویی: «رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ، إِنَّکَ أنْتَ العَلِیُّ الاْعْظَمُ» بار دیگر نیز به سجده می‌روی و ۷۰ مرتبه می‌گویی: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ» آن‌گاه حاجت خود را می‌طلبی که ان‌شاءالله برآورده خواهد شد.

رسول خدا (ص) در فضیلت این اعمال فرمود: «کسی که چنین نمازی را بخواند، خداوند همه گناهانش را بیامرزد...»

عمره رجبیه

انجام «عمره» در ماه رجب فضیلت فراوان دارد. طبق روایات اهل بیت (ع) «عمره» در ماه رجب فضیلتی هم‌ردیف حج (تمتع) دارد.

در روایتی از امام صادق (ع) آمده است: «اَفْضَلُ الْعُمْرَةِ، عُمْرَةُ رَجَب؛ با فضیلت‌ترین عمره، عمره در ماه رجب است.»

شب اول ماه

انجام اعمالی در این شب با ارزش، مورد سفارش است.

اول: از رسول خدا (ص) نقل شده است که به هنگام رویت هلال ماه رجب، این دعا را می‌خواند: اَللّهُمَّ اَهِلَّهُ عَلَیْنا بِالاَْمْنِ وَ الاْیمانِ، وَ السَّلامَةِ وَ الاِْسْلامِ، رَبّی وَ رَبُّکَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ؛ خدایا این ماه را بر ما نو کن به امنیت و ایمان و سلامت و دین اسلام پروردگار من و پروردگار تو (ای ماه) خدای عزوجل است.

همچنین از آن حضرت نقل شده است که وقتی هلال ماه رجب را می‌دید، می‌فرمودند: اَللّهُمَّ بارِکْ لَنا فی رَجَب وَ شَعْبانَ، وَ بَلِّغْنا شَهْرَ رَمَضانَ، وَ اَعِنّا عَلَی الصِّیامِ وَ الْقِیامِ، وَ حِفْظِ اللِّسانِ، وَ غَضِّ الْبَصَرِ، وَ لا تَجْعَلْ حَظَّنا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ؛ خدایا برکت ده بر ما در ماه رجب و شعبان و ما را به ماه رمضان برسان و کمک‌مان ده برای گرفتن روزه و شب زنده‌داری و نگهداری زبان و پوشیدن چشم و بهره ما را از آن ماه تنها گرسنگی و تشنگی قرار مده.

دوم: غسل کردن؛ مرحوم «سیّد بن طاووس» می‌گوید در کتب «عبادات» روایتی از رسول خدا (ص) یافتم که آن حضرت فرمود: «هر کس درک کند ماه رجب را و در اول، وسط و آخر آن، غسل کند همانند روزی که از مادر متولد شده، از گناهان خارج گردد (و پاک شود.»)

سوم: زیارت امام حسین (ع) در این شب فضیلت بسیار دارد.

چهارم: بعد از نماز مغرب، ۲۰ رکعت نماز بخواند (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت یک‌بار سوره «حمد» و یک‌بار سوره «توحید» بخواند. رسول خدا (ص) در پاداش این عمل فرمود: هر کس چنین کند، به خدا سوگند خودش، خانواده‌اش، مالش و فرزندانش محفوظ بمانند و از عذاب قبر پناه داده شود ... و در قیامت به سرعت از صراط بگذرد.

پنجم: بعد از نماز عشاء، دو رکعت نماز به‌جا آورد، در رکعت اول «حمد» و «الم نشرح» را یک مرتبه و سوره «قل هو الله احد» را سه مرتبه بخواند و در رکعت دوم، سوره‌های «حمد»، «اَلَم نشرح»، «قل هو الله احد» و «معوّذتین» (سوره‌های ناس و فلق) را یک‌بار بخواند و پس از سلام ۳۰ مرتبه بگوید: «لا اله الاّ الله» و ۳۰ مرتبه «صلوات» بفرستد.

رسول خدا (ص) فرمود: کسی که این عمل را انجام دهد، خداوند گناهانش را می‌آمرزد و از گناه پاک می‌شود.

ششم: ۳۰ رکعت نماز بخواند (هر دو رکعت به یک سلام) در هر رکعت یک مرتبه «حمد» و یک مرتبه «قل یا ایّها الکافرون» و سه مرتبه «قل هو الله احد» را بخواند. در روایتی رسول خدا (ص) فرمود: هر مرد و زن مومنی چنین کند، خداوند تمام گناهان کوچک و بزرگ وی را می‌آمرزد و تا سال بعد، خداوند نامش را در فهرست «نمازگزاران» می‌نویسد و از نفاق پاک می‌شود.

هفتم: احیای شب اول ماه؛ «شیخ طوسی» در «مصباح المتهجّد» از امام صادق (ع) از جدش از امیرمؤمنان علی (ع) نقل کرده است که آن حضرت دوست داشت که در چهار شب از شب‌های سال، فارغ از هر چیز، به عبادت بپردازد. شب اول ماه رجب، شب نیمه شعبان، شب عید فطر و شب عید قربان.

در حدیثی دیگر، از امام صادق (ع) نقل شده است که: «تا می‌توانی بر احیای شب‌های عید فطر، عید قربان و... شب اول رجب مراقبت کن.»

هشتم: خواندن دعایی که از امام جواد (ع) نقل شده است که فرمود: مستحب است انسان، در شب اول رجب، با این کلمات، دعا کند: اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاَنَّکَ مَلیکٌ، وَاَنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْء مُقْتَدِرٌ، وَاَنَّکَ ما تَشآءُ مِنْ أَمْر یَکُونَ، خدایا از تو خواهم به‌واسطه آن‌که تو فرمانروایی و تو بر هر چیز توانایی و تو هر کاری را بخواهی می‌شود.

اَللّهُمَّ اِنّی اَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ بِنَبِیِّکَ مُحَمَّد نَبِیِّ الرَّحْمَةِ، صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، خدایا من بسویت رو کنم به‌وسیله پیامبرت محمد پیامبر رحمت درود تو بر او و آلش.

یا مُحَمَّدُ یا رَسُولَ اللهِ، اِنّی اَتَوَجَّهُ بِکَ اِلَی اللهِ رَبِّکَ وَرَبِّی لِیُنْجِحَ بِکَ طَلِبَتی، ای محمد ای رسول خدا براستی من به تو رو آورده‌ام برای رفتن به درگاه خدا پروردگار من و تو تا بلکه بوسیله تو حاجت روا گردم...

شب سیزدهم

امام صادق (ع) فرمود: «خداوند به این امت سه ماه ارزشمند عطا کرد که به امت‌های قبل نداده بود و آن ماه‌ها، رجب، شعبان و ماه رمضان است و سه شب نیز به این امت عنایت کرد که به امت‌های پیشین نداده بود و آن شب‌های سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه است و همچنین سه سوره (بافضیلت و پرمحتوا) به این امت عطا کرد که به امت‌های سابق نداده بود و آن سوره‌های «یس»، «مُلک» و «توحید» است، از این رو هر کس که میان این سه فضیلت جمع کند، میان بهترین عطاهای این امّت جمع کرده است.»


از امام (ع) سوال شد: «چگونه می‌توان میان آن‌ها جمع کرد؟»، فرمود: «در لیالی بیض (سه شب مزبور) در این سه ماه نماز بخواند. به این نحو که «در شب سیزدهم، دو رکعت نماز بگزارد و در هر رکعتی پس از سوره «حمد» این سه سوره (یس، ملک و توحید) را بخواند و در شب چهاردهم، چهار رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعتی «حمد» و «یس» و «ملک» و «توحید» را بخواند و در شب پانزدهم، شش رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت به یک سلام) و همان سوره‌ها را در هر رکعت بخواند».

امام (ع) در فضیلت این نمازها فرمود: «هر کس چنین کند فضیلت این سه ماه را به دست آورده و خداوند همه گناهانش را جز شرک می‌آمرزد.»

روز سیزدهم ماه

روز سیزدهم ماه رجب مصادف با ولادت امیرالمؤمنین علی (ع) است و اولین روز از ایام البیض است. روزه گرفتن در این روز، و دو روز بعد، ثواب فراوانی دارد و هر کس که بخواهد عمل «امّ داوود» را بجا آورد باید این روز را روزه بگیرد.

روز چهاردهم ماه

روزه گرفتن در این روز پاداش فراوانی دارد. در روایتی از رسول خدا (ص) می‌خوانیم: «هرکس که روز چهاردهم ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند پاداشی به وی عنایت کند که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه بر قلبی خطور کرده باشد...»


شب نیمه ماه

این شب، شب ارزشمندی است که چند عمل در آن وارد شده است:

اول: غسل

دوم: احیای آن شب به عبادت که فضیلت بسیار دارد.

سوم: زیارت امام حسین (ع) که زیارت آن حضرت در شب و روز نیمه رجب مورد تأکید قرار گرفته است.

چهارم: شش رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت با یک سلام) و در هر رکعتی «حمد» و «یس» و «ملک» و «توحید» را بخواند.

پنجم: بجا آوردن ۳۰ رکعت نماز که در هر رکعت یک مرتبه «حمد» و ۱۰ مرتبه سوره «توحید» را بخواند، در روایتی از رسول خدا (ص) پاداش فراوانی برای این نماز ذکر شده است.

ششم: ۱۲ رکعت نماز (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت یک بار «حمد» و یک بار «سوره» را می‌خوانی و پس از پایان نمازها هر یک از سوره‌های «حمد»، «فلق»، «ناس»، «توحید» و «آیة الکرسی» و همچنین سوره «قدر» را چهار مرتبه می‌خوانی و پس از آن، چهار مرتبه می‌گویی: سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لاَ اِلهَ إِلاَّ اللهُ وَاللهُ اَکْبَر، سپس می‌گویی: أللّهُ أللّهُ رَبِّی، لا أُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً، ما شاءَ اللهُ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ.

روز نیمه رجب

روز مبارکی که در آن چند عمل وارد شده است:

۱- غسل کردن.

۲-  زیارت امام حسین (ع)؛ در روایتی از محمد بن ابی نصر نقل شده است که از امام رضا (ع) سوال کردم: «در چه ماهی زیارت امام حسین (ع) بهتر است؟» فرمود: «در نیمه رجب و نیمه شعبان».

۳-  بجا آوردن نماز جناب سلمان (همان گونه که در اعمال روز اوّل ماه رجب گذشت.)

اعمال امّ داوود

از مهم‌ترین اعمال روز نیمه رجب، عمل «امّ داوود» است که به گفته علاّمه مجلسی: «شیخ صدوق»، «شیخ طوسی» و «سیّد بن طاووس» (ره) به سندهای معتبر آن را نقل کرده‌اند. این عمل برای برآمدن حاجات و رفع اندوه و غم، حل مشکلات و دفع ظلم ستمگران بسیار مؤثر است. (و به گفته «علامه مجلسی»، در کتاب «زاد المعاد»، بارها تجربه شده است.)

شب بیست و هفتم ماه رجب (شب مبعث)

شب مبعث از شب‌های مهم سال و بسیار ارزشمند است و اعمالی برای این شب نقل شده است:

اوّل: غسل کردن در این شب مستحب است.

دوم: «شیخ طوسی» در کتاب «مصباح المتهجّد» روایتی را از امام جواد (ع) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «در ماه رجب، شبی است که از تمام آنچه که خورشید بر آن می‌تابد بهتر است و آن شب، شب «بیست و هفتم» ماه رجب است که در صبح این شب، رسول خدا(ص) به رسالت مبعوث گردید و از شیعیان ما هر کس در آن شب عملی را انجام دهد، پاداش آن به اندازه عمل ۶۰ سال خواهد بود.»

از آن حضرت سوال شد: چه عملی در آن شب بهتر است؟

فرمود: پس از نماز «عشا» وقتی که خوابیدی، پیش از نیمه شب، یا پس از نیمه آن از خواب برمی‌خیزی و ۱۲ رکعت نماز می‌خوانی، در هر رکعتی، سوره «حمد» و یک سوره از سوره‌های کوچک مفصل را می‌خوانی. آن‌گاه در هر دو رکعتی که سلام نماز را دادی، می‌نشینی و هفت مرتبه سوره «حمد» و هفت مرتبه «معوّذتین» (سوره فلق و ناس) و سوره‌های «توحید» و «کافرون» و سوره «قدر» و «آیة الکرسی» را هر کدام هفت مرتبه می‌خوانی. آنگاه هر حاجتی که داری از خداوند طلب کن.

سوم: ۱۲ رکعت نماز است که نحوه آن در اعمال شب نیمه رجب بیان شد.

چهارم: زیارت حضرت امیرمؤمنان علی (ع) در این شب، از افضل اعمال است. برای آن حضرت، در این شب سه زیارت نقل شده است.

روز بیست و هفتم ماه

بیست و هفتم رجب، روز مبعث است که روز بسیار شریف و با ارزشی است.

در روایتی از امام صادق (ع) روز مبعث به عنوان شریف‌ترین اعیاد یاد شده است. در هر حال بزرگان برای این روز، اعمالی ذکر کرده‌اند:

اول: غسل کردن در این روز مستحب است.

دوم: روزه. این روز در میان روزهای سال یکی از چهار روزی است که روزه گرفتن آن فضیلت بسیار دارد و پاداش فراوانی برای آن نقل شده است. در روایتی از امام صادق (ع) می‌خوانیم: «هر کس در روز بیست و هفتم رجب روزه بگیرد، خداوند برای او پاداش روزه ۷۰ سال را می‌نویسد».

سوم: زیاد صلوات فرستادن. در روایتی از امام صادق (ع) نقل شده است که: «در این روز روزه می‌گیری و بر محمد و آلش زیاد صلوات می‌فرستی.»

چهارم: زیارت رسول خدا و امیر مؤمنان (علیهما السلام) است.

پنجم: ۱۲ رکعت نماز است. از «ریّان بن صلت» نقل شده است که هنگامی که امام محمد تقی (ع) در بغداد بود، روز نیمه رجب و روز بیست و هفتم رجب را روزه می‌گرفت و همه ملازمان و یاران آن حضرت نیز روزه گرفتند. آن‌گاه به ما فرمودند، ۱۲ رکعت نماز بجا آوریم (هر دو رکعت به یک سلام) که در هر رکعت، «حمد» و «سوره‌ای» بخوانیم و هنگامی که نمازها به پایان رسید، هر یک از سوره‌های حمد، توحید و معوّذتین (فلق و ناس) را چهار مرتبه بخوانیم، آن‌گاه چهار مرتبه گفته شود: لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ واللهُ اَکْبَرُ، وَسُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ، وَ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ; و چهار مرتبه: اَللهُ اَللهُ رَبِّی لا اُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً و چهار مرتبه: لا اُشْرِکُ بِرَبّی اَحَداً.

ششم: ۱۲ رکعت نماز دیگر. «شیخ طوسی» از حسین بن روح (رحمه الله) روایت کرده است که در این روز ۱۲ رکعت نماز بجا می‌آوری و در هر رکعت حمد و هر سوره‌ای که خواستی می‌خوانی و پس از هر دو رکعت و سلام نماز، می‌خوانی: اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فی الْمُلْکِ، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ، وَکَبِّرْهُ تَکْبیراً، یا عُدَّتی فی مُدَّتی یا وَلیّی فی نِعْمَتی، یا غِیاثی فی رَغْبَتی، یا نَجاحی فی حاجَتی یاحافِظی فی غَیْبَتی، یاکافِیَّ (کافِیَ) فی وَحْدَتی، یااُنْسی فی وَحْشَتی اَنْتَ السّاتِرُ عَوْرَتی فَلَکَ الْحَمْدُ، وَ اَنْتَ الْمُقیلُ عَثْرَتی فَلَکَ الْحَمْدُ وَاَنْتَ الْمُنْعِشُ صَرْعَتی فَلَکَ الْحَمْدُ، صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاسْتُرْ عَوْرَتی، وَ آمِنْ رَوْعَتی، وَ اَقِلْنی عَثْرَتی، وَ اصْفَحْ عَنْ جُرْمی، وَتَجاوَزْ عَنْ سَیِّئاتی فی اَصْحابِ الْجَنَّةِ، وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذی کانُوا یُوعَدُونَ.

وقتی که نماز و دعا پایان یافت، هر یک از سوره‌های حمد، اخلاص، معوّذتین، کافرون، انّاانزلناه و آیة الکرسی را هفت مرتبه می‌خوانی. سپس هفت بار می‌گویی: لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ واللهُ اَکْبَرُ، وَسُبْحانَ اللهِ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ و آن‌گاه هفت مرتبه می‌گویی: اَللهُ اَللهُ رَبِّی لا اُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً. پس از آن، هرچه از خدا می‌خواهی طلب نما.

هفتم: دعایی است که وقتی امام موسی بن جعفر (ع) را در روز ۲۷ رجب سال ۱۷۹ هجری از مدینه به سوی بغداد حرکت دادند، آن را خواند: یا مَنْ اَمَرَ بِالْعَفْوِ وَالتَّجاوُزِ، وَضَمَّنَ نَفْسَهُ الْعَفْوَ وَالتَّجاوُزَ، یا مَنْ عَفی وَتَجاوَزَ، اُعْفُ عَنّی وَتَجاوَزْ یا کَریمُ، اَللّهُمَّ وَقَدْ اَکْدَی الطَّلَبُ، وَاَعْیَتِ الْحیلَةُ وَالْمَذْهَبُ، وَدَرَسَتِ الاْمالُ، وَانْقَطَعَ الرَّجآءُ اِلاَّ مِنْکَ، وَحْدَکَ لا شَریکَ لَکَ...

روز آخر ماهدر این روز، نماز جناب سلمان را بجا می‌آوری. همچنین روزه نیز در این روز پاداش فراوان دارد، امام رضا (ع) فرمود: «هر کس روز آخر ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند گناهانش را می‌آمرزد».

در فضیلت این ماه

ماه رجب یکی از ماه‌های حرام است که آغاز و ادامه جنگ در آن با دشمنان اسلام حرام است (مگر جنگ دفاعی) و جنایات نیز در این ماه‌ها (ماه‌های حرام) دیه سنگین‌تری دارد.

پیغمبر اکرم (ص) ماه رجب را «ماه أصَبّ» نامیده‌اند زیرا رحمت خدا در این ماه بر امت فرو می‌ریزد.

از روایات متعددی که درباره روزه‌های ماه رجب حتی یک روز از آن وارد شده است، اهمیت فوق‌العاده این ماه و عبادت و خودسازی در آن کاملا روشن می‌شود که در اینجا به گوشه‌ای از آن اشاره می‌شود:

۱- مرحوم «شیخ صدوق» به سند معتبر از امام صادق (ع) نقل می‌کند که یکی از یاران آن حضرت در اواخر ماه رجب خدمت‌شان رسید. چون نظر مبارک امام (ع) به او افتاد، فرمودند: آیا در این ماه روزه گرفته‌ای؟ عرض کرد: نه. فرمودند: آن قدر ثواب از تو فوت شده است که اندازه آن را کسی جز خدا نمی‌داند. این ماه، ماهی است که خداوند آن را بر سایر ماه‌ها برتری بخشیده و احترام آن را عظیم شمرده و برای روزه داشتن آن، پاداش‌های مهمی قرار داده است. آن مرد عرض کرد: آیا اگر در بقیه این ماه روزه بدارم، به بخشی از ثواب می‌رسم؟ امام (ع) فرمودند: آری. سپس ثواب‌های مهمی برای کسی که فقط روز آخر ماه یا دو روز آخر ماه یا سه روز آخر ماه را روزه بدارد، بیان فرمودند؛ مانند نجات از سکرات مرگ، عذاب قبر و لغزش بر صراط و شداید قیامت و نایل شدن به برائت و رهایی از آتش دوزخ.

۲- در حدیث دیگری آمده است: «رجب» نام نهری است در بهشت، از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‌تر. هر کس یک روز از این ماه را روزه بدارد، از آن می‌نوشد.

۳- در حدیث دیگری از رسول خدا (ص) می‌خوانیم که هر کس یک روز از این ماه را روزه بگیرد، خشنودی عظیم خدا را به دست آورده است، خشم الهی از او دور می‌شود و درهای جهنم به روی او بسته خواهد شد.

۴- هر کس سه روز از این ماه را که پنج‌شنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بگیرد، فضیلت بسیار دارد و همچنین در سایر ماه‌های حرام. در روایتی از رسول خدا (ص) آمده است: هرگاه کسی نتواند در این ماه روزه بگیرد، هر روز ۱۰۰ مرتبه این تسبیحات را بخواند، تا ثواب روزه آن را دریابد: «سُبْحانَ اللهِ الْجَلیلِ، سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغِی التَّسْبیحُ اِلاَّ لَهُ، سُبْحانَ الاَْعَزِّ الاَْکْرَمِ، سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّةَ وَهُوَ لَهُ اَهْلٌ منزه است خدای بزرگ، منزه است آن که تنزیه و تسبیح جز برای او شایسته نیست، منزه است خدای برتر و کریم‌تر، منزه است آنکه لباس عزت در بر دارد و شایسته آن است.»

از مجموع احادیث بالا و دیگر احادیث به خوبی روشن می‌شود که این ماه، ماه تهذیب نفوس و خودسازی و آغاز یک دوره جدید سیر و سلوک الی الله است که از ماه رجب آغاز و به ماه مبارک رمضان منتهی می‌شود. خوشا به حال آنان که قدر و منزلت این سه ماه را بدانند و از آن بهره کافی ببرند.

پنج شنبه, 10 فروردين 1396 11:46

این الرجبیون ؟

 

برکات ماه رجب را غنیمت بدانیم !

برخی از ماه ها به جهت اتفاقات و حوادث پربرکتی که در آن رخ داده از ارزش و اهمیت بسیار و چه بسا فوق العاده ای برخوردار می باشد که از جمله این ماه ها می توان به ماه رجب اشاره کرد که در آیات قرآن و احادیث ائمه معصومین علیهم السلام به عظمت این ماه اشاره شده است.  

 

زهرا حاجی علی عسگری- کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث
ماه رجب، رجب، ماه برکت

 

 

خداوند سبحان در قرآن کریم می فرماید * إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِی كِتابِ اللَّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ....*  از آن روز که نظام منظومه شمسی به شکل کنونی صورت گرفت، سال و ماه نیز به وجود آمد، سال، عبارت از یک دوره کامل گردش زمین به دور خورشید و ماه عبارت از یک دوره کامل گردش کره ماه به دور کره زمین است که در هر سال دوازده بار تکرار می شود.

امام موسی کاظم علیه السلام می فرمایند: ماه رجب، ماه بزرگی است که در آن پاداش حسنات چند برابر به حساب می آید و گناهان آدمی در آن آمرزیده می شود. کسی که یک روز در این ماه را روزه بگیرد، آتش جهنم به اندازه صد سال از او فاصله می گیرد و کسی که سه روز در این ماه روزه بگیرد، بهشت برای او واجب می شود.

این در حقیقت یک تقویم پرارزش طبیعی و غیر قابل تغییر است که به زندگی همه انسانها یک نظام طبیعی می بخشد و یکی از نعمتهای بزرگ خداوند برای بشر محسوب می شود.  لکن برخی از این ماه ها به جهت اتفاقات و حوادث پربرکتی که در آن رخ داده از ارزش و اهمیت بسیار و چه بسا فوق العاده ای برخوردار می باشد که از جمله این ماه ها می توان به ماه رجب اشاره کرد که در آیات قرآن و احادیث ائمه معصومین علیهم السلام به عظمت این ماه اشاره شده است.  

ماهی از ماه های حرام

رجب، به معنای قربانی و تعظیم است. ماه رجب، ماه هفتم از سال هجری قمری است که بین دو ماه جمادی الاخر و شعبان قرار دارد. این ماه دارای سی روز است و بدین نام برای بزرگداشت آن در جاهلیت شناخت شده است. امام موسی کاظم علیه السلام می فرمایند: ماه رجب، ماه بزرگی است که در آن پاداش حسنات چند برابر به حساب می آید و گناهان آدمی در آن آمرزیده می شود. کسی که یک روز در این ماه را روزه بگیرد، آتش جهنم به اندازه صد سال از او فاصله می گیرد و کسی که سه روز در این ماه روزه بگیرد، بهشت برای او واجب می شود.

همچنین از این امام بزرگوار نقل شده که رجب، نام رودی است در بهشت که از شیر سپیدتر و از عسل شیرین تر است، کسی که یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند متعال از زلال جاری آن رود به وی می نوشاند.  پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: آگاه باشید که ماه رجب، ماه ساکت خدا و از ماه های بزرگ است و از آن روی "اصمّ" نامیده شده که هیچ یک از ماهها نزد خدا در حرمت و فضیلت به آن نمی رسد، مردم جاهلیت این ماه را در دوران خود بزرگ می شمردند و هنگامی که اسلام آمد، بر عظمت و فضیلت آن افزوده شد. آگاه باشید که رجب ماه خداوند سبحان و شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است.  

خداوند متعال در آیه *إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً....مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ فَلا تَظْلِمُوا فِیهِنَّ أَنْفُسَكُمْ... * ماه رجب را در کنار ماه های ذی القعده، ذی الحجه و محرم ازماه های حرامی قرار داده که به حرمت و احترام آن جنگ و خونریزی در آن حرام است. تحریم جنگ در این چهارماه یکی از طرق پایان دادن به جنگهای طویل المده و وسیله ای برای دعوت به صلح و آرامش است زیرا هنگامی که جنگجویان چهار ماه از سال را اسلحه به زمین گذارند و مجالی برای تفکر و اندیشه پیدا کنند، احتمال ادامه نیافتن جنگ بسیار زیاد است که این خود نشانه روح صلح طلبی اسلام است.  

امام صادق علیه السلام فرموده اند که روزی جبرئیل بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در مسجد بنى‏ سالم‏ در حالى كه دو ركعت از نماز ظهر را خوانده بودند، نازل گردید و در حالی که بازوهاى آن حضرت را گرفت، ایشان را از جانب بیت المقدّس بسوى " كعبه " برگردانید و آیه فوق را تلاوت کرد. این تغییر قبله به علت آزار و اذیت هایی بود که یهود نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روا می داشتند

اتفاقات پر برکت در ماه رجب

مفسران قرآن کریم ذیل آیات*اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِی خَلَقَ/خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ....عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَم‏* بدین مطلب اذعان داشته اند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز بیست و هفتم ماه رجب مبعوث شده است. این آیات، نخستین آیاتی است که بر قلب پاک پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نازل گردید و نشان از کاملترین آئین الهی می دهد که نقطه پایان و ختم ادیان الهی  قرار گرفت و دین مرضى الهى گشت.    

اما این تنها اتفاق پربرکتی نیست که در این ماه با عظمت رخ داده چراکه مفسران قرآن کریم ذیل آیه * قَدْ نَرى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَیْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ... * بدین مطلب اشاره کرده اند که تاریخ تحویل قبله در ماه رجب سال دوم هجرت اتفاق افتاده است.  امام صادق علیه السلام فرموده اند که روزی جبرئیل بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در مسجد بنى‏ سالم‏ در حالى كه دو ركعت از نماز ظهر را خوانده بودند، نازل گردید و در حالی که بازوهاى آن حضرت را گرفت، ایشان را از جانب بیت المقدّس بسوى " كعبه " برگردانید و آیه فوق را تلاوت کرد. این تغییر قبله به علت آزار و اذیت هایی بود که یهود نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روا می داشتند. 

 همچنین برخی از دانشمندان علوم دینی ذیل آیه *سُبْحانَ الَّذِی أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى ...* بر این موضوع اتفاق نظر دارند که تاریخ وقوع معراج پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم در شب بیست و هفتم ماه رجب اتفاق افتاده است. 

میان دانشمندان اسلامی مشهور و معروف است كه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  به هنگامى كه در مكه بودند، به قدرت پروردگار در یك شب از مسجد الحرام در مکه به مسجد اقصى در بیت المقدس سیر سفر نموده و از آنجا به آسمانها صعود كردند و آثار عظمت خداوند را در پهنه آسمان مشاهده نمودند و همان شب به مكه بازگشتند و نیز مشهور و معروف است كه این سیر زمینى و آسمانى را با جسم و روح توامان انجام داده اند ولى از آنجا كه این یك موضوع فوق العاده شگرفى است، جمعى به توجیه آن پرداخته و آن را به معراج روحانى تفسیر كرده‏اند كه چیزى شبیه یك خواب یا مكاشفه روحى بوده است اما این موضوع كاملاً با ظواهر آیات قرآن  کریم مخالف است چرا كه ظاهر آیات به مساله جسمانى بودن معراج گواهى مى‏دهد.

کلام آخر

در پایان، با توجه به روایاتی که در کتب مختلف حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل شده، کشتی حضرت نوح علیه السلام در نخستین روز ماه پربرکت رجب به فرمان خداوند سبحان حرکت کرد. حضرت نوح در این روز به همراهان خود فرمان دادند که آن روز را روزه بگیرند و فرمود که هر کس این روز را روزه بگیرد، آتش جهنم به فاصله یک سال از او دور می شود و هر کس که هفت روز را روزه بگیرد، درهای هفتگانه جهنم به روی وی بسته می شود و کسی که هشت روز را روزه بدارد درهای هشتگانه بهشت به روی او باز می گردد و هر کسی که پانزده روز روزه بگیرد، حاجتی که دارد برآورده می شود و کسی که بیشتر از این مقدار را روزه بدارد، خداوند پاداش او را افزون تر خواهد کرد.  

چهارشنبه, 09 فروردين 1396 12:30

پرونده پارسالم !

 

مرور پرونده یک زندگی !

عید علاوه بر اینکه بوی بهار را با خود می آورد می تواند بهترین فرصت باشد برای مرور پرونده سالی که گذشت. یکی از پرونده هایی که باید به فکر بررسی آن باشیم پرونده زندگی خانوادگی است، اگر بتوانیم منصفانه و عادلانه به قضاوت عملکرد خود بنشینیم می توانیم در سالی که در پیش رو داریم راه های بهتر و حتی ساده تر برای مقابله با مشکلاتی که در پیش روی زندگیمان است انتخاب کنیم.

مرضیه ولی حصاری-بخش خانواده ایرانی تبیان

مرور پرونده یک زندگی

 

کارنامه همسر داری

بعد از گذشت از دوران کودکی و نوجوانی و وارد شدن به مرحله جوانی و بزرگسالی نزدیک ترین فرد به شما همسرتان است. زندگی مسالمت آمیز میان شما و همسرتان می تواند موجب خوشبختی و شادی خانواده باشد. با مرور کوتاه به عملکرد و رفتار خود با همسرتان می توانید برای خود کارنامه ای تهیه کنید تا ببینید آیا در سالی که گذشت توانسته اید وظایف یک همسر را به نحو مناسب انجام دهید.

احترام به همسر: زمانی که زن و یا مرد از طرف همسرشان مورد احترام باشند از لحاظ عاطفی و روحی سرشار از محبت و آرامش خواهند شد. حال به نقطه مقابل آن فکر کنید اگر هر کدام از همسران متوجه شوند که خواسته های آنها برای همسرشان مهم نیست و یا توسط آنها تحقیر شوند سلامت روانی آن ها به خطر خواهد افتاد و قطعا این مسئله در نوع برخورد و تعامل آنها تاثیر گذار خواهد بود و نکته مهم دیگر آنکه احترام متقابل همسران نقش به سزایی در تربیت فرزندان نیز خواهد داشت.

توجه به خواسته های همسر: زنی که در خانه عزیز باشد و مردی که مورد تکریم قرار گیرد و خواسته های آنها مورد توجه باشد از پیامدهای آسیب روانی در امان خواهند ماند. زنان و مردانی که خواسته های آنها مهم تلقی شود با اعتماد به نفس بیشتری برای زندگی خود تلاش می کنند و این خواسته ها می تواند مادی، اخلاقی، عاطفی و جنسی باشد که از سوی هر دو طرف باید مور توجه قرار گیرد.

یاری رساندن به همسر: اگر هر کدام از همسران بدانند زندگی آنها یک بازی گروهی است و انجام این بازی گروهی و بردن در آن در گرو یک همکاری دو طرف و دو سویه است و اگر وظایف به صورت عادلانه و صحیح میان زوجین تقسیم شود و هر کدام از آنها در صورت نیاز به یاری دیگری بشتابند بسیاری از مشکلات پیش رو حل خواهد شد.

کارنامه فرزند داری

فرزندان عطیه های الهی هستند در دستان ما، و ما نسبت به آنها وظایفی داریم اگر قصد دارید کارنامه خود را در این زمینه مرور کنید باید توجه داشته باشید که آیا توانسته اید خواسته های معقول آنها را برآورده کنید، به میزان لازم ابراز محبت کرده اید و یا عدالت را میان فرزندان خود به درستی رعایت کرده اید. و آیا توانسته اید شخصیت آنها را در میان جمع به خوبی حفظ کنید.... و اگر در این موارد به خود نمره مثبت می دهید سال خوبی را برای فرزندان خود ساخته اید و بهتر است همین روند را ادامه دهید ولی اگر کارنامه خوبی نداشته اید یک برنامه ریزی مناسب می تواند برای سال آینده شرایط بهتری را برای شما مهیا کند.

کارنامه برخورد با والدین

از جمله کارهایی که باعث سعادت و یا شقاوت انسان می گردد نحوه برخورد با والدین است در این مورد آیات قرآن و احادیث زیادی وارد شد و به این اصل مهم توجه ویژه شده است. اگر در سالی که گذشت تمام تلاش خود را برای نیکی به پدر ومادر انجام داده اید، احترام آنها را حفظ کرده و از آنها اطاعت کرده اید، اگر نیازمالی وجود داشته و شما به نحوی آن را برآورده کرده اید و از لحاظ عاطفی توانسته اید آنها را تامین کنید می توان گفت کارنامه خوبی داشته اید. البته نکته ای در این جا باید ذکر گردد که درنحوه برخورد با والدین خود همواره این احساس را داشته باشید که می توانسته اید بیشتر از اینها تلاش کنید و در صدد بهبود کارنامه خود باشد تا به این وسیله سعادت دنیا و آخرت خود را تضمین نمایید.

بررسی کارنامه رفتاری در آخر سال می تواند به همین امور خلاصه نشود شما می توانید کارنامه خود در تعامل با خواهران، برادران و اقوام نزدیک و دوستان و همسایگان را بررسی کنید که رسیدگی به حساب های گذشته می تواند باعث پیشرفت وترقی در آینده شود.

سه شنبه, 08 فروردين 1396 18:26

سند 2030 سازمان ملل !

عضو شورای فرهنگی- اجتماعی زنان و خانواده گفت: با سند2030 حتی باید عقاید انحرافی مانند بهائیت و رفتار انحرافی که قرآن کریم با آن برخورد شدید کرده مانند قوم لوط را تحت عنوان تنوع فرهنگی به رسمیت بشناسیم.
به گزارش فرقه نیوز؛ کبری خزعلی عضو شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده در گفتگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری بسیج با اشاره به سند2030 اظهار داشت: یکی از بزرگترین پروژه های سازمان ملل متحد برای مهندسی فرهنگی و تغییر در سطح جهان که در امتداد پروژه هایی همچون جهانی سازی و نفوذ نرم است و در راستای دکترین امنیت دفاع ملی آمریکا تعریف می شود در دستور کار2030 است.

وی با بیان اینکه متن این دستور، آموزش برای همه است افزود: در راستای بند4 برنامه توسعه پایدار با 769 هدف خرد و شاخص سعی شده فرآیند توسعه کشورهای مختلف را بر اساس راهبردها و اصول و شاخص های استانداردهای جهانی با نگاه سکولار تنظیم شود. یعنی همان جهانی سازی به گونه ای دیگر دوباره وارد برنامه کشورها می شود.

*مسئول کارگروه ملی آموزش 2030 وزیر آموزش و پرورش است

عضو شورای فرهنگی- اجتماعی زنان گفت: برنامه چهارم این دستور کار، SDG4 است که در تعریف چارچوب عمل کشورهای عضو در حوزه آموزش تا سال2030 قرار می گیرد. در این راستا دولت جمهوری اسلامی برای تهیه برنامه اجرایی این قطعنامه سازمان ملل و برنامه یونسکو و تحقق کامل برنامه آموزشی طبق تصویب نامه شماره 76403/52913 دولت در 25/6/95 اقدام به تشکیل کارگروه ملی آموزش 2030 کرده که مسئول این کارگروه خود وزیر آموزش و پرورش است و 21 نهاد و دستگاه اجرایی در آن شرکت دارند.

خزعلی با بیان اینکه همه دستگاه های اجرایی موظف به اجرایی کردن تصمیمات این کارگروه هستند خاطر شان کرد: این سوال پیش می آید که چرا برای اجرای سیاست های دورن نظام مانند سند تحول بنیادین نظام آموزشی کشور، نقشه جامع علمی کشور و انواع سند ها چنین کارگروهی تشکیل نشده است؟

عضو شورای فرهنگی- اجتماعی زنان با اشاره به اینکه این کارگروه 30کارگروه فرعی داشته و در آذر ماه سال 95 نیز از این سند رونمایی شده است عنوان کرد: درحالیکه ما اسناد بالادستی نظام را که به تصویب و ابلاغ مقام معظم رهبری رسیده اما همه اسناد داخلی با وجود این سند بین المللی در کنار قرار می گیرند و تنها هرچه در درون نظام ما با این سند همسو است قابل استفاده خواهد بود.

وی تصریح کرد: بنابراین ما باید SDG4 را به عنوان یک سند بین المللی، اصل قرار دهیم و سیاست های کلان و برنامه ها را مطابق آن تغییر دهیم و اجرای برنامه ها را هم بر اساس شاخص های آنها پیاده کنیم. اگر در اسناد داخلی خودمان چیزی بر اساس اسناد بین المللی هست باید از آن استفاده کنیم و اگر در متن قرآن مسئله ای در مغایرت با آن بود باید کنار گذاشته شود. چراکه قانون پیوستن به یک معاهده بین المللی این است که آن اصل قرار می گیرد و قوانین دیگر در تطابق با آن تغییر می کند.

* سند2030 برجام فرهنگی است

خزعلی با اشاره به سند2030 گفت: سند2030 به نوعی برجام فرهنگی است که بسیار مخفیانه و علی رغم معطل ماندن اسناد بسیار غنی داخلی در حال صورت گرفتن است.

عضو شورای فرهنگی- اجتماعی زنان افزود: این درحالی است که امام راحل (ره) از قبل و آغاز انقلاب اسلامی تا آخرین روزها و امروز نیز در رأس همه مسئولان نظام، مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) با هرگونه سلطه و استعمار مقابله می کردند و مردم با پشت سر گذاشتن سال ها جهاد نشان دادند در منطقه به یک ابر قدرت تبدیل شده اند.

خزعلی با اشاره به شکل گیری شبکه نفوذ در بدنه برنامه ریزی در دولت و مجلس مطرح کرد: شبکه نفوذ که از شهریور سال گذشته مقام معظم رهبری به آن اشاره داشتند خیلی وسیع و نامحسوس در بدنه برنامه ریزی در دولت و مجلس شورای اسلامی در حال شکل گیری است، یکی از این برنامه ها نفوذ برنامه توسعه پایدار است.

وی ادامه داد: ما اسناد متعدد بالادستی برای چشم انداز 1404 را در عرصه های آموزش، بهداشت و سلامت، زنان وخانواده ، مهندسی فرهنگی، نقشه جامع علمی کشور و سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش داریم. ما با اجرای تنها بخشی از نقشه جامع علمی کشور درخشش عظیم علمی را ایجاد کردیم و جوانان ما رشدی را نشان دادند که از متوسط رشد جهانی هم بالاتر است.

این مقام مسئول خاطر نشان کرد: دشمن از حضور و فعالیت های علمی جوانان ما مستاصل شده و 12 سال است که التماس می کند با ما مذاکره کند که در نهایت هم منجر به برجام شد، این در رابطه با کنترل فقط یکی از دانش های جوانان ما به نام دانش هسته ای بود.

 

عضو شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده گفت: ما در عرصه های مختلف با تکیه بر اسناد داخلی و سیاست های مصوب نظام و انقلاب اسلامی و همچنین حمایت مدیران و مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) موفقیت های بسیار زیادی را کسب کردیم.

*امضای مخفیانه و محرمانه سند 2030

خزعلی مطرح کرد: چه ضرورتی دارد که امروز اینگونه محرمانه و مخفیانه اسنادی را تهیه و امضا کنیم ؟ سند2030 در شهریور ماه 95 امضا و بیستم آذرماه با حضور آقای فرهادی، آقای آشتیانی و خانم مولاوردی و بخشی از مسئولان وزارت بهداشت از آن رونمایی شد.

وی سند2030 را همان برنامه توسعه هزاره که از سال2015 به نام برنامه توسعه پایدار و متوزان شروع شده دانست و تصریح کرد: همه اسنادی که امام خمینی (ره) از قبل انقلاب با آن مخالفت می کردند در حال حاضر در درون این سند گنجانده شده و برنامه عمل 2030یک سند مرکبی از همه اسنادی است که ما به صورت قانونی حق ملحق شدن به برخی از آنها را نداشتیم.

*هرگز اجازه تسلط دوباره به جهانی سازی غرب را نخواهیم داد

عضو شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده اظهار کرد: طبق اسناد موجود تا سال 1404سیاست های کلان مصوب مسئولان اجرایی و برنامه داخلی را در اختیار داریم بعد از آن هم نظام مستقل برنامه ریزی خودمان تصمیم به برنامه ریزی تکاملی دارد و هرگز اجازه تسلط دوباره به جهانی سازی غربی را نخواهد داد.

خزعلی با بیان اینکه ما فرهنگ الهی و اسلامی را اصل قرار داده ایم و با عنایت به فرهنگ ملی و بومی برای آن برنامه ریزی کرده ایم بیان کرد: چرا باید الگوی جهانی سازی غرب را که بعضا دارای برنامه هایی کاملا متضاد با اسلام و ارزش هاست بپذیریم؟ البته همچون گذشته در تعامل با جهان از نقاط مثبت برنامه های آنها استفاده کرده و در تعاملی هوشمندانه سعی در اثر گذاری متقابل داریم.

*2030 برنامه کامل استعمار فرهنگی است

عضو شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده عنوان کرد: در این رابطه برنامه عمل 2030 که فقط بند 4 برنامه توسعه پایدار است خود یک برنامه کامل استعمار فرهنگی است و تمام سطوح آموزش کشور از کودکستان تا اوج تخصص ها را در بر می گیرد.

وی با اذعان به اینکه برنامه عمل 2030 تمام مربیان، معلمان و اساتید ما را با آموزش ها جهت داده و منابع را تغییر می دهد اضافه کرد: ما به چه قیمتی می خواهیم اسلام را بفروشیم؟ ( آیا باز هم ملک ری مطرح است؟ ) این ماده چهارم می گوید تمام برنامه ریزی ها، سیاست گذاری ها، بودجه بندی و نظام های شما باید مطابق الگوهای ما تغییر کند.

خزعلی ادامه داد: سیاست های کلان و برنامه های آن از طرف سازمان ملل و تقسیم کار آن در منطقه و صرفاً اجرای آن از طرف خود کشور ماست. برای نظارت بر عملکرد ما 169هدف خرد و شاخص در نظر گرفته اند که بر اساس آن ما را ارزیابی کنند که در نهایت این گزارش به یونسکو و بعد هم سازمان ملل خواهد رسید یعنی با نظارت و جهت دهی آنها برنامه عمل ما سنجیده می شود.

 

عضو شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده بیان کرد: طبق سند ارائه شده توسط اوباما آژانس های سازمان ملل تحت امر سازمان سیا کار می کنند و تغییر در علم و فرهنگ و نسلا جوان ما را هدف قرار داده اند یعنی ما برای پیاده شدن امیال پنتاگون در ایران سند رسمی و قانونی را قرار می دهیم.

*2030 کلیه برنامه های داخلی را تحت الشعاع قرار می دهد

وی با بیان اینکه این سند بگونه ای است که اسناد بین المللی، فوق قوانین داخلی قرار می گیرند گفت: بدین صورت که با متعهد شدن به یک سند بین المللی آن سند اصل قرار می گیرد و کلیه برنامه های داخلی حتی اگر متن قرآن باشد باید در همسویی و تطبیق با آن سند پذیرفته شود.

وی در ادامه این مطلب گفت: حق شرط گذاشتن هم به معنای فرصت گرفتن برای تغییر قوانین مطابق با قوانین بین المللی است که ما این حق شرط را هم لحاظ نکردیم و اگر می گرفتیم یعنی مدتی به ما مهلت دهید تا همه احکام و قوانین و حتی مطالبی که از قرآن گرفته شده را مطابق با الگوی سکولار غربی تغییر دهیم.

*چرا سند تحول بنیادین هنوز در کشور پیاده نشده است؟

خزعلی اظهار داشت: آیا اسناد خودمان که یک گوشه آن در نقشه جامع علمی پیاده شد کم بود؟ چرا سند بنیادین تحول نظام آموزش هنوز کامل پیاده نشده است؟

وی یادآور شد: در برنامه ششم توسعه پایدار در رابطه با موضوع زن ماده 116 وجود دارد که در ابتدا به عنوان زینت از هدف اجرای قانون اساسی و رهنمودهای مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) یاد می شود و بلافاصله هدف خود را با رویکرد اجرایی کردن فرآیند توسعه پایدار یعنی تحقق برابری جنسیتی به نام عدالت جنسیتی می داند.

*برابری، عدالت نیست

عضو شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده با اشاره به تعریف درست از عدالت و برابری از منظر حضرت علی(ع) متذکر شد: این کلمه زیبا است اما در عمل از عدالت جنسیتی اراده باطل می شود. طبق فرموده حضرت علی(ع) قرار گرفتن هر چیزی در جایگاه خودش عدالت است. هر کسی با استعدادهای خود می تواند به عالی ترین سطح رشد برسد اگر تفاوت های موجود در توانایی افراد لحاظ شود عدالت هم صورت می گیرد. لذا برابری، عدالت نیست بلکه گاهی ضد آن است.

وی با اشاره دیدگاه اسلام درباره عدالت بیان داشت: نظام اسلامی به عدالت معتقد است و برای زن و مرد تفاوت های اصیل فطری و حکیمانه قائل است و برای شکوفا شدن انسان ها از آنها حمایت می کند. اما تحفه غرب برابری ، تساوی و تشابه همه جانبه بین زن و مرد است لذا بزرگترین مقاماتی که در غرب به زن در تساوی با مرد داده می شود حضور در نظامی گری و کارهای سنگینی همچون بنّایی ساختمان و رانندگی کامیون است.

*حضور نظامی و وحشیانه زن در زندان های ابوغریب ارزش نیست

خزعلی عنوان کرد: آیا این ارزش است که یک زن، وحشیانه شکنجه گر زندان ابوغریب شود و کار نظامی و انفجار را به راحتی بدون هیچ گونه تغییری در عواطف خود انجام دهد؟

وی حذف نقش کلیشه ای زن و مادر را که مظهر عطوفت و عاطفه است از اهداف غرب دانست و افزود: این کار دقیقاً دستورالعمل سازمان ملل است یعنی باید کتاب های درسی کشور را تغییر دهیم و تصاویر زن را در مشاغل سخت و برعکس تصاویر مرد را در خانه و در حال بچه داری نشان دهیم. حالا این جابجایی نقش به ایران هدیه می شود، چراکه فروپاشی خانواده مساوی با فروپاشی اقتدار نظام و تمدن اسلامی است ؛ البته قرآن کریم می فرماید: ( می خواهند نور خداوند را با دهان هایشان خاموش کنند اما خداوند نور را کامل می کند".

*حضور عالی زنان در جامعه به حضور ابزاری و نمایشی تبدیل شده است

خزعلی با تاکید بر اینکه باید تفاوت بین مفهوم عدالت و برابری جنسیتی برای جامعه باز شود، ابراز داشت: طبق رهنمودهای رهبری(مد ظله العالی) عدالت، حق است و برابری گاهی حق و گاهی ظلم است ، باید مراقب بود که تحمیل کارها به زن بیشتر از توانش نباشد و امکانات خاصی برای زنان در نظر گرفته شود تا زنان نقش مادی و همسری و اجتماعی و فرهنگی خود را به درستی ایفا کنند، اما متاسفانه حضور عالی و تخصصی زنان در اوایل انقلاب به تدریج در حال تبدیل شدن به حضور حقیر و ابزاری در هر شرایط است و زن باید با حضور نمایشی و آرایشی امکان جذب در بازار کار بیابد.

*با سند2030 باید بهائیت و رفتارهای انحرافی را به رسمیت بشناسیم

عضو شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده با اشاره به اینکه سند 2030 تمام تحولات در نظام آموزشی ما و فاصله گرفتن آن از ارزش ها را شامل می شود خاطر نشان کرد: مواردی در این سند وجود دارد که شدیدا در تضاد و تعارض با اسلام است با این سند حتی باید عقاید انحرافی مانند بهائیت و رفتار انحرافی که قرآن کریم با آن برخورد شدید کرده مانند قوم لوط را تحت عنوان تنوع فرهنگی به رسمیت بشناسیم.

خزعلی در پایان مطرح کرد: به دلیل مغایرت این سند با سیاست های کلان، قانون اساسی، برنامه های عادی نظام و مصوبه چشم انداز 1404 و داشتن همه نوع قوانین و سیاست های داخلی خودمان نیازی به اسنادی از این دست نیست.

دوشنبه, 07 فروردين 1396 12:57

کو گوش شنوا !

کجاست چشم بینا و گوش شنوا ؟!

گاه مردم فاسد می شوند و کیفر دنیوى آنها چنین حکومتهایى است؛ همان گونه که على(علیه السلام) در وصیّت نامه خود درباره کسانى که نهى از منکر را ترک مى کنند فرمود: «اگر چنین کنید بَدان بر شما مسلّط مى شوند، سپس هر قدر دعا مى کنید، مستجاب نمى شود».

فرآوری: حامد رفیعی - بخش نهج البلاغه 
ظالمین

کسی که به ذات پاک پروردگار و عدالت او ایمان دارد، معتقد است که اساس این عالم، بر عدالت بنا شده، و ظلم و ستم بر خلاف طبیعت جهان آفرینش است، پس چرا گروهى از جبّاران بر صحنه جهان ظاهر شده و بر انسان ها ظلم روا می دارند؟ چرا با توجّه به عدل پروردگار، به این گروه امکان فعّالیت داده شده است؟

این امر علل مختلفى مى تواند داشته باشد، که در ادامه به آن ها می پردازیم؛

مردم فاسد می شوند!

گاه مردم فاسد می شوند و کیفر دنیوى آنها چنین حکومتهایى است؛ همان گونه که على(علیه السلام) در وصیّت نامه خود درباره کسانى که نهى از منکر را ترک مى کنند فرمود:

در عصر پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله در جنگ هایى همچون جنگ «احزاب»، زمانى نصرت الهى فرا رسید که لشکر اسلام در شدیدترین فشارها قرار داشت و تا به آن مرحله رسیده بود که قرآن مى فرماید: « از شدّت ترس و ناراحتى جانها به لب رسیده بود... و مؤمنان در آزمون سختى قرار گرفته بودند و شدیداً به لرزه در آمده بودند»( سوره احزاب/ 10-11)

«اگر چنین کنید بَدان بر شما مسلّط مى شوند، سپس هر قدر دعا مى کنید، مستجاب نمى شود».

ستمگران هم خوبی هایی دارند!

گاه افراد ظالم و ستمگر داراى کارهاى نیکى هستند که به خاطر همان نیکى ها، مدّتى به آنها مهلت داده مى شود. همان گونه که در حدیثى نقل شده است که: «موسى(علیه السلام) به پیشگاه خداوند عرضه داشت، فرعون را چهارصد سال مهلت دادى در حالى که او ادّعاى خدایى مى کند و پیامبر و آیاتت را تکذیب مى نماید! خطاب آمد که او مردى خوش اخلاق و سهل الحجاب است (یعنى مردم به آسانى مى توانند به او دسترسى پیدا کنند) من دوست داشتم که پاداش این صفات خوب را به او بدهم»

خداوند مهلت اندیشه می دهد!

دلیل سوم همان فرمایش امام علی در نهج البلاغه است که مى فرماید: «خداوند هرگز ستمگران دنیا را درهم نشکسته، مگر بعد از آنکه به آنان مهلت داده و نعمت فراوان بخشیده (تا فرصت فکر و اندیشه را داشته باشند و شکر نعمت هاى الهى را بجا آورند، ولى غالباً به جاى شکرِ نعمت، مغرور شدند و بر ظلم خود افزودند!)»

خداوند مهلت گناه می دهد!

دلیل چهارم این است که برخى از آنان به هیچ وجه قابل هدایت نیستند؛ خداوند به آنها مهلت مى دهد تا پشتشان از بار گناه سنگین تر شود و مجازاتشان شدیدتر گردد. درست مانند کسى که از درختى بالا رود، هر چه بالاتر رود، سقوط او دردناکتر و شکننده تر است. قرآن مى فرماید: «آنها که کافر شدند (و راه طغیان پیش گرفتند) تصوّر نکنند اگر به آنان مهلت مى دهیم به سودشان است. ما به آنان مهلت مى دهیم فقط براى اینکه بر گناهان خود بیفزایند و براى آنها عذاب خوارکننده اى (آماده شده) است».( سوره آل عمران/ 178)

سختی ها آزمون است!

امام علی علیه السلام، به سؤالات ناخواسته اى که در ذهن یارانشان، از پیروزى هاى بنى امیّه پدید می آید، این گونه پاسخ می گوید که: «هرگز استخوان شکسته هیچ امّتى را ترمیم نکرده، مگر بعد از تحمّل مشکلات و آزمون ها.» این سخن امام، وجوب وحدت در دین و تفرقه نداشتن در آراء را گوشزد مى كند.

«موسى(علیه السلام) به پیشگاه خداوند عرضه داشت، فرعون را چهارصد سال مهلت دادى در حالى که او ادّعاى خدایى مى کند و پیامبر و آیاتت را تکذیب مى نماید! خطاب آمد که او مردى خوش اخلاق و سهل الحجاب است (یعنى مردم به آسانى مى توانند به او دسترسى پیدا کنند) من دوست داشتم که پاداش این صفات خوب را به او بدهم»

هر جمعیّتى كه برای یارى دین از انبیا تبعیّت كرده اند و یا براى رسیدن به دنیا از پادشاهشان پیروى كرده اند به مقصود نرسیده اند، مگر پس از سپرى كردن دوران ضعف و ناتوانى، و حمایت كردن از یكدیگر، و گرفتار شدن به دشواریهاى طاقت فرسایى كه موجب آمادگى توسّل بدرگاه خداوند متعال شده است و دلهاى آنها را به هم نزدیك و اراده آنها را براى رسیدن به پیروزى آماده كرده است. 

کجاست چشم بینا و گوش شنوا؟!

در عصر پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله در جنگ هایى همچون جنگ «احزاب»، زمانى نصرت الهى فرا رسید که لشکر اسلام در شدیدترین فشارها قرار داشت و تا به آن مرحله رسیده بود که قرآن مى فرماید: « از شدّت ترس و ناراحتى جانها به لب رسیده بود... و مؤمنان در آزمون سختى قرار گرفته بودند و شدیداً به لرزه در آمده بودند»( سوره احزاب/ 10-11)

البته این وقایع براى آنها که چشم باز و گوش شنوا و قلب دانا دارند باعث عبرت است، لذا مولای متقیان علیه السلام، مى فرماید: «ولى نه هر کس که مغز دارد اندیشمند است، و نه هر صاحب گوشى شنوا، و نه هر صاحب چشمى بینا.»

کلام پایانی

صفحات تاریخ بشر پر از درس هاى عبرت است. دوران کوتاه عمر ما نیز، اگر درست بنگریم! مملوّ از این درس ها است؛ بلکه در و دیوار عالم هستى را عبرت ها پوشانده است...ولى افسوس! آنان که باید ببینند و بشنوند و بخوانند و عبرت گیرند، اندکند و به همین دلیل، در راههاى خطا گام مى نهند و به سرنوشت هاى شوم و ناگوار، در دنیا و آخرت، مبتلا مى گردند.


منابع:

- نهج البلاغه، نامه 47؛ خطبه 88.

- بحارالانوار، ج 13، ص 129.

- ترجمه شرح نهج البلاغه(ابن میثم)، ج 2، ص 644.