چاپ کردن این صفحه

نسخه الکترونیکی تفسیر البیان تالیف آیت الله العظمی خویی

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

معرفی کتاب البیان فی تفسیر القرآن ج 1

تالیف آیة الله العظمی خویی

 

این کتاب یکی از آثار ارزشمند فقیه شیعی معاصر، آیة الله خویی که به زبان عربی تالیف یافته است، می باشد. کتابی مهم در تفسیر و علوم قرآنی. این کتاب مشتمل است بر برخی مباحث علوم قرآنی از جمله اعجاز، تحریف، نسخ، و نیز تفسیر سوره حمد. به رغم خواسته و هدف مؤلف در ارائه تفسیر سوره های دیگر قرآن، البیان تنها مشتمل بر تفسیر سوره حمد است. این مجموعه در واقع، حاصل درسهای آیت الله خویی در حوزه علمیه نجف است (رجوع کنید به خویی، معجم رجال الحدیث، ج 22، ص 19).

شایان ذکر است که در گذشته تنها مرجع درس علوم قرآنی در رشته های دانشگاهی مربوطه کتاب الاتقان جلال الدین سیوطی دانشمند یزرگ اهل سنت بود اما پس از تالیف ونشر کتاب تفسیر البیان، مقدمه محققانه مؤلف عالیقدر آن در مباحث علوم قرآنی باعث شد که این کتاب نیز در دوره های کارشناسی ارشد و دکترا بعنوان یکی از متون مرجع در مباحث علوم قرآنی قرار بگیرد.

مؤلف البیان در بحثهای مقدماتی، و نیز در تفسیر سوره حمد، آشکارا از بحثهای کلامی استادش، علامه بلاغی، در آلاءالرحمن اثر پذیرفته است. تأثیر این کتاب در حوزه علوم قرآنی، بویژه در بحث تحریف ناپذیری قرآن کریم، بسیار بارز است، تا جایی که برخی آثار، نوعی ملخص یا مبسوط البیان به شمار می روند. توجه عالمان و قرآن پژوهان اهل سنت نیز نشانه دیگری از گستره حضور این اثر است.

معرفی اجمالی نویسنده: 

آیـة الله الـعـظـمى حاج سید ابوالقاسم خوئى، در شب نیمه رجب 1317 هـ ق در شهرستان خوى از تـوابـع آذربـایـجان غربى، در یک خانواده علمى و مذهبى دیده به جهان گشود. والد بزرگوار او، مـرحوم آیة الله سید على اکبر خوئى، از شاگردان مبرز آیة الله شیخ عبدالله مامقانى بود. 

سید ابوالقاسم جوان در سن 13 سالگى در نـجف شروع به فراگرفتن ادبیات عرب، منطق و سطوح عالیه نمود و در حدود 21 سالگى بود که شایستگى آن را پیدا نمود تا در درس خارج بزرگترین مدرس حوزه علمیه نجف، یعنى مرحوم آیـة الله العظمى شیخ الشریعه اصفهانى حاضر شود و خوشه چین علوم و معارف او گردد. البته جز آن استاد بزرگ، اساتید دیگرى هم در رشته هاى مختلف و در مقاطع تحصیلى متفاوت داشته است از جمله: آیة الله العظمى شیخ ضیاء الدین عراقى، آیة الله العظمى شیخ محمد حسین اصفهانى کمپانى، آیة الله العظمى شیخ محمد حسین نائینى، آیـة الله شـیخ محمد جواد بلاغى، سید ابوالقاسم خوانسارى، سـیـد حسین بادکوبه اى، حاج سید على قاضى و... 

در طول شصت و هفت سال تدریس، انبوهى از علما و فضلا از مـحـضـر درس ایـشـان بهره گرفته اند از جمله: آیة الله حاج شیخ صدرا بادکوبه اى، آیة الله شهید سید محمد باقر صدر، آیة الله حاج شیخ مجتبى لنکرانى، آیة الله حاج سید على سیستانى، آیة الله حاج سید على بهشتى و... 

مجموع آثار چاپ شده از معظم له حدود 43 جلد مى باشد از جمله: تکملة منهاج الصالحین، منتخب الرسائل، مناسک حج، معجم رجال الحدیث، تلخیص المنتخب، و... 

شـادروان آیـة الله الـعظمى خوئى (ره) در سلسله نور و رحمت فقاهت، فرد شاخص و چهره بسیار مـمـتـازى بـود که دهها اثر ماندنى و بناى خیر جاودان از او به یادگار مانده است. علاقه ایشان به گسترش اسلام در سطح جهان، انگیزه اى شده بود که دهها مرکز مهم اسلامى و تبلیغى در نقاط مـختلف جهان به وجود آورند.

سرانجام این مرد بزرگ پس از یک عمر بابرکت، دچار بیماری سختی گردید و در یکی از بیمارستان های بغداد، طرف عصر روز هشتم ماه صفر 1413 جان به جان آفرین سپرد. ایشان را در صحن شریف در مدخل مسجد الخضرا که جایگاه تدریس او بود به خاک سپردند.

 

موضوعات علوم قرآنی در البیان

 

این کتاب مشتمل است بر برخی مباحث علوم قرآنی از جمله اعجاز ، تحریف ،نسخ و نیز تفسیر سوره حمد .به رغم خواسته و هدف مؤلف در ارائه تفسیرِ سوره‌های دیگر قرآن ، البیان تنها مشتمل بر تفسیر سوره حمد است.

 

فصل‌های کتاب البیان

 

این مجموعه در واقع، حاصل درس‌های آیت الله خویی در حوزه علمیه نجف است. [۱]

 

فصل اول

مؤلف در آغاز، به اجمال، از شیوه تفسیر خود سخن گفته. سپس در فصل نخست با عنوان «فضل قرآن» جایگاه قرآن را در پرتو آیات آشکار ساخته و بر لزوم تدبر در آن تأکید کرده است.

 

فصل دوم

در فصل دوم، در بحث از «اعجاز قرآن» به تبیین لغوی اعجاز، معنای اصطلاحی آن و فرق آن با سحر پرداخته است.

 

برترین معجزه نزد مؤلف

 

وی برترین معجزه را آن می‌داند که با برترین جریان روزگار هماوردی کند، از این‌رو با تبیین جایگاه بلاغت و فصاحت در روزگار جاهلی، به اثبات برتری قرآن در اعصار و مانندناپذیری آن در بیان و عرضه حقایق والا می‌پردازد.در بیان ابعاد مانندناپذیری قرآن، به تشریع و اِخبار از غیب نیز اشاره می‌کند. [۲]

 

رد اشکال تعارض بیانی در قرآن

 

از دیرباز، کسانی براین باور بوده‌اند که گاه در قرآن از لحاظ بیانی، اموری ناهمگون با فصاحت و بلاغت راه یافته است. [۳]مؤلف در فصلی جدا [۴]به برخی از اشکال‌ها و ایرادها در این زمینه پرداخته و با استناد به تاریخ بدان‌ها پاسخ گفته، و در اثر دیگر خود، نفحات الاعجاز، نیز به نویسنده‌ای امریکایی که با نام ظاهراً مستعارِ نصیرالدین ظافر در کتابی با نام حُسن الایجاز (بولاق ۱۹۱۲) به معارضه با قرآن برخاسته بوده، پاسخ گفته است. [۵] [۶]

 

متواتر نبودن قرائت‌های هفت‌گانه

 

بحث قرائت ، که از پیشینه‌ای کهن و اهمیتی ویژه برخوردار است، بتفصیل در البیان، مطرح شده است.مؤلف به جایگاه قرائت در آرای قرآن پژوهان اشاره می‌کند و با تصریح به عدم تواتر قرائت‌های هفت‌گانه می‌گوید، عدم تواتر قرائت‌ها سخنی مشهور در میان شیعه است و بعید نمی‌نماید که در میان عامه نیز چنین باشد. [۷]

 

دلیل بر متواتر نبودن قرائت‌ها

 

مؤلف برای اثبات عدم تواتر قرائت‌ها، ابتدا قاریان ده‌گانه را معرفی می‌کند و سپس چگونگی گزارش قرائت‌های آن‌ها را بازگفته، می نویسد، توجه به واقع زندگانی قاریان و تأمل در طرق نقل قرائت‌ها و چگونگی اسناد قرائت‌ها، نحوه استدلال قاریان و پیروان آن‌ها به قرائت‌های خود و نقد دیگر قرائت‌ها، و انکار بسیاری از محققان برخی از این قرائت‌ها را (که نمونه‌هایی از آن‌ها آورده است) نشان می‌دهد که این قرائت‌ها متواتر نیستند. [۸] آنگاه دلایل تواتر قرائت‌ها را نقد می‌کند و نشان می‌دهد که هیچ‌کدام دلایل استواری ندارند. [۹]مؤلف گاه بر این نکته تأکید کرده است که این دلایل، تواتر قرآن را ثابت می‌کند نه قرائت‌ها را، و بین این دو فرقی است روشن.

 

رد دلالت حدیث احرف سبعه بر پیوندقرائت‌ها

 

از آن‌جا که مؤلف تواتر قرائت‌ها را نفی کرده، در ادامه بحث، پیوند «قرائت‌های هفت‌گانه» را با حدیث «اَحرُف سبعه» گسسته دانسته و تأکید کرده است که این حدیث به هر معنایی که باشد، پیوندی با موضوع قرائت‌های هفت‌‌گانه ندارد.وی در تأیید این نظر خود، آرای تنی چند از مفسّران و قرآن پژوهان بزرگ عامه را آورده است که از جمله به تأخر چند سده‌ای تعیینِ قرائت‌های هفت‌‌گانه از سوی ابن مجاهد استناد کرده‌اند. [۱۰]

 

نظر مؤلف درباره قرائت صحیح در نماز

 

مؤلف پس از نقد حجیّت قرائت‌ها، با استناد به روایتی از کافی، تأکید می‌کند که در نماز قرائتی صحیح است که به روزگار امامان علیهم‌السلام متعارف بوده باشد. [۱۱]

 

 

نقد و برسی روایت احرف سبعه

 

بحث از روایت « احرف سبعه » در علوم قرآنی بسی دراز دامن است. [۱۲]مؤلف، گونه‌های مختلف نقل آن را آورده و پس از نقد تمامی آن‌ها، تصریح کرده است که به دلیل تهافت و تناقض روایات و عدم امکانِ جمع، نمی‌توان آن‌ها را پذیرفت. [۱۳]از این‌رو، وی روایات «احرف سبعه» را یکسره مردود می‌شمارد. [۱۴]

 

عدم تحریف قرآن در البیان

 

مهم‌‌ترین بحث البیان، بحث «تحریف ناپذیری» قرآن کریم است.مؤلف تحریف را معنی کرده، انواع و ابعاد آن را نمایانده و محل نزاع بحث را روشن کرده است.وی ضمن تصریح به این‌که محققان هرگز به تحریف عقیده نداشته‌اند، «نسخ التلاوه» را گونه‌ای از تحریف دانسته است.

 

دلیل بر عدم تحریف قرآن

 

وی در اثبات تحریف ناپذیری قرآن، به آیات قرآن، سنت ، روایات فضائل سوره‌ها و فضیلت قرائت قرآناستناد کرده است، [۱۵]و افزون بر این‌ها به لحاظ تاریخی و با توجه به واقع زندگانی مسلمانان ، وقوع تحریف را غیرممکن دانسته است.

 

دلیل‌های قائلین به تحریف قرآن و رد آن

 

مؤلف، اشکال‌های برخی از عالمان را بر این موضوع آورده و نقدکرده است. بحث وی ازمصحف حضرت علی علیه السّلام و نقد سندی و محتوایی روایت‌ها شایان توجه است.از جمله اهم دلایل معتقدان تحریف، چگونگیِ جمع قرآن است.آنان براین باورند که چون قرآن در زمانرسول الله صلّی اللّه علیه وآله وسلّمجمع نشده، به هنگام جمع آن در زمان خلفا تحریف صورت گرفته است.بدین سان، مؤلف به بحث ازجمع قرآن پرداخته و پس از نقد و بررسی روایت‌ها و تحلیل ابعاد بحث و فرض‌های مختلف آن، به نتیجه رسیده است که قرآن به همین صورت کنونی به روزگار رسول اکرم جمع بوده است. [۱۶]

 

بحث حجیت ظواهر قرآن و رد

 

مؤلف پس از اثبات سلامت، استواری و وحیانی بودن قرآن، به بحث « حجیّت ظواهر » آن می‌پردازد، و برای اثبات آن، به دلایل عقلی، قرآنی و روایی استناد می‌کند.

 

بیان ادله مخالفین حجت ظواهر

 

آنگاه دلایل کسانی را گزارش می‌کند که به عدم حجیّت ظواهر قرآن اعتقاد دارند، از جمله، مخاطبان قرآن فقط امامان علیهم‌السلام‌اند، بهره‌گیری از ظواهر آیات و استناد بدان، تفسیر به رأیاست که از آن نهی شده است، معارف قرآن بسی ژرف است و دست نایافتنی، و بالاخره تحریف قرآن و از بین رفتن قرائن مهم آن. مؤلف که در بخش‌های پیشین دلایل تحریف را نقد کرده است، در این بخش، دیگر دلایل آنان را به نقد کشیده بر حجیّت ظواهر قرآن تأکید می‌کند. [۱۷]

 

بحث نسخ آیات قرآن در البیان

 

در بحث از حجیّت ظواهر قرآن، که عملاً حجیّت تمامت آیات آن است، چگونگی « نسخ » آیاتی از قرآن مطرح می‌شود.از این‌جا مؤلف به بحث از «نسخ» می پردازد، و از یک سو اصل آن را می‌پذیرد و از سوی دیگر با بررسی اهم مصادیق آن، که گاه تا به ۲۱۴ آیه رسانده‌اند (احمد بن محمد نحّاس) [۱۸] و نقد و ردّ باورهای قرآن پژوهان، در آخر فقط منسوخ بودن یک آیه، یعنی « آیه نجوی » [۱۹] را پذیرفته است.

 

بحث بداء و اصول تفسیر درالبیان

 

مؤلف در پی بحث از نسخ به بداء هم پرداخته و دیدگاه شیعه را در این باره باز گفته است. [۲۰]بحث از اصول تفسیر ، از دیگر بحث‌های کتاب است که مؤلف در آن، تکیه بر دیدگاه مفسّران را در تفسیر نااستوار می‌داند، و بر استناد به ظواهر کتاب، با توجه دقیق به معانی واژگان در ادب عربی، و خردورزی تأکید می‌کند و برای روایات صحیح در تبیین آیات، جایگاه ویژه‌ای قایل می‌شود و اشکال‌های پذیرفتن خبر واحد در تفسیر و حجیّت آن را پاسخ می‌گوید. [۲۱]

 

 

نقد و برسی نظرمعتزله و اشاعره در حدوث و قدمقرآن

 

«حدوث یا قدم قرآن»، که از نزاع‌های کهن معتزله و اشاعره است، بحث پایانی بخش علوم قرآنی این کتاب است.مؤلف آن را از بحث‌های دخیل در فرهنگ اسلامی دانسته و از جمله آثار ورود بحث‌های فلسفه یونان در حوزه فرهنگ اسلامی تلقی می‌کند.وی در این بحث، به نقد دیدگاه اشاعره پرداخته، دیدگاه معتزله و شیعه را در حدوث کلام الهی استوار می‌داند. [۲۲]

 

تفسیر سوره حمد و بحث فقهی بسم الله

 

تفسیر سوره حمد، بخش پایانی کتاب است که مؤلف در پرتو توجه به قرآن و سنت، و با تأمل در لغت و ادبیات عربی، آیات را تفسیر کرده است.بحث لغوی کلمه « عبادت » و بحث فقهی واژه « بسمله » از جمله بحث‌های سودمند و راه‌گشای کتاب است.بینش فقهی و دقت‌های اصولیِ مؤلف در جای جای تفسیرِ وی آشکار است.

 

بحث از سائر موضوعات اعتقادی در تعلیقات البیان

 

در تعلیقات این اثر، از حدیث ثقلین ، ترجمه قرآن ، جبر و اختیار ، شفاعت و مانند آن بحث شده است. [۲۳]

 

تأثیر پذیری مؤلف از استادش در بحث‌های کلامی

 

مؤلف البیان در بحث‌های مقدماتی، و نیز در تفسیر سوره حمد، آشکارا از بحث‌های کلامی استادش، علاّمه بلاغی، در آلاءالرحمن اثر پذیرفته است.تأثیر این کتاب در حوزه علوم قرآنی ، بویژه در بحث تحریف ناپذیری قرآن کریم، بسیار بارز است، تا جایی که برخی آثار، نوعی ملخص یا مبسوط البیان به شمار می‌روند.توجه عالمان و قرآن پژوهان اهل سنت نیز نشانه دیگری از گستره حضور این اثر است. [۲۴] [۲۵]

 

چاپ و ترجمه البیان به زبان‌های مختلف

 

البیان بار نخست در سال ۱۳۷۵ در نجف به چاپ رسید. [۲۶]هاشم هاشم زاده هریسی و محمدصادق نجمی آن را با عنوانِ بیان، در علوم و مسائل کلی قرآنی، به فارسی ترجمه کرده‌اند. ترجمه کاملی از آن نیز به زبان اردو، به مترجمیِ محمد شفاء نجفی، در ۱۴۱۰/۱۹۸۹ در اسلام آباد به چاپ رسیده است.همچنین، دو فصل «جمع و تدوین قرآن» و «مصونیت قرآن از تحریف» توسط اصغرعلی جعفر در ۱۹۸۷ به انگلیسی منتشر شده است.فصل «حجیّت ظواهر قرآن» نیز به ترجمه مجاهد حسین در مجله التوحید در ۱۹۸۹ منتشر شده است.انتشارات دانشگاه آکسفورد هم ترجمه انگلیسی کاملی از البیان به قلمِ عبدالعزیز ساشادینا در ۱۹۹۸ منتشرکرده است.

 

فهرست منابع

 

(۱) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.

(۲) ابن قتیبه، تأویل مشکل القرآن، چاپ احمد صقر، قاهره ۱۳۹۳/۱۹۷۳.

(۳) ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیرالقرآن، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷.

(۴) ابوالقاسم خویی ، معجم رجال الحدیث، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم (بی تا).

(۵) فهد بن عبدالرحمان رومی، اتجاهات التفسیر فی القرن الرابع عشر، ریاض ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶.

(۶) مصطفی زید، النسخ فی القرآن الکریم: دراسه تشریعیه تاریخیه نقدیه، بیروت ۱۳۹۱/۱۹۷۱.

(۷) عبدالصبور شاهین، تاریخ القرآن، قاهره ۱۹۶۶.

(۸) حسن ضیاءالدین عتر، الاحرُف السبعه و منزله القراءات منها، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۸.

(۹) خانبابا مشار، مؤلفین کتب چاپی فارسی وعربی، تهران ۱۳۴۰ـ۱۳۴۴ ش.

(۱۰) احمدبن محمد نحاس، النّاسخ و المنسوخ فی القرآن الکریم، چاپ شعبان محمداسماعیل، قاهره ۱۴۰۷/۱۹۸۶.

 

پانویس

 

 

 

۱.   ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۲۲، ص۱۹، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷.

۲.   الاعجازابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص۳۲۷۷، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷. 

۳.   ابن قتیبه، تأویل مشکل القرآن، ج۱، ص۲۲، چاپ احمد صقر، قاهره ۱۳۹۳/۱۹۷۳.

۴.   ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص۸۱ ۹۹، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷.

۵.   ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیرالقرآن، ص۹۴-۹۵، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷. 

۶.   محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج۲۴، ص۲۴۶، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.

۷.   ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص۱۲۳، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷.

۸.   ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص۱۲۵۱۵۷، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷.

۹.   ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص۱۵۷۱۶۰، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷.

۱۰.  ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص۱۶۳، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷.

۱۱.  ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص۱۶۷، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷.

۱۲.  حسن ضیاءالدین عتر، الاحرُف السبعه و منزله القراءات منها، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۸.

۱۳.  ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص۱۷۱۱۹۳، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷.

۱۴.  عبدالصبور شاهین، تاریخ القرآن، ج۱، ص۲۹ـ۳۲، قاهره ۱۹۶۶.

۱۵.  ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص۲۰۷ ۲۳۵، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷. 

۱۶.  ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص۲۳۹۲۵۹، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷.

۱۷.  المنکرین ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص۲۶۳۲۷۳، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷. 

۱۸.  مصطفی زید، النسخ فی القرآن الکریم، دراسه تشریعیه تاریخیه نقدیه، ج ۱ـ ۲، باب ۳، بیروت ۱۳۹۱/۱۹۷۱.

۱۹.  مجادله/سوره۵۸، آیه۱۲.

۲۰.  ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص۲۷۶۳۹۴، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷.

۲۱.  ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص۳۹۷ ۴۰۲، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷.

۲۲.  ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص۴۰۵۴۱۳، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷.

۲۳.  ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص۴۹۹ ۵۲۸، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷. 

۲۴.  عبدالصبور شاهین، تاریخ القرآن، قاهره ۱۹۶۶.

۲۵.  فهدبن عبدالرحمان رومی، اتجاهات التفسیر فی القرن الرابع عشر، ج۱، ص۱۹۰ به بعد، ریاض ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶.

۲۶.  خانبابا مشار، مؤلفین کتب چاپی فارسی وعربی، ج۱، ص۲۴۱، تهران ۱۳۴۰ـ۱۳۴۴ ش.

 

منابع

دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «البیان فی تفسیرالقرآن»، شماره۲۳۳۹.

 

برای دانلود متن کامل کتاب  به زبان عربی و فارسی به پیوست مراجعه شود.

برای استفاده از متن عربی این کتاب ارزشمند پس از دانلود فایل را از حالت فشرده خارج کرده و پس از ورود به فولدری که فایلها در آن قرار گرفته اند، فایل index.html را بازکنید.

 

خواندن 8284 دفعه