چاپ کردن این صفحه
جمعه, 19 آبان 1402 20:44

تفاوت رشد و پیشرفت; باغبان و نجار

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

تفاوت رشد و پیشرفت; باغبان و نجار

 

💥 تفاوت پیشرفت سرطان گونه با رشد همه جانبه

 

«در فرهنگ های توسعه نیافته
انسان ها به پیشرفت فکر می کنند
و در فرهنگ های توسعه یافته به رشد

پیشرفت با سنجش موقعیت ما
نسبت به دیگران تعریف میشود

و رشد, به سازنده بودن حضور ما در کنار دیگران

💡سلول سرطانی سلولی است که پیشرفت خود را به رشد در کنار دیگران ترجیح میدهد.»

محمدرضا شعبانعلی

 

 

 

نجار سازنده؛ باغبون رشد دهنده


"نجارا" وقتی میخوان یک محصول رو تولید کنن، با اره و چکش اینقدر میوفتن به جون چوب بیچاره تا بشه اون چیزی که مدنظرشونه و چون چوب بیچاره هیچ صدایی ازش در نمیاد کار طبق میل و اراده استاد نجار پیشرفت میکنه.

□از اونطرف "باغبونا" وقتی میخوان یک محصولی تولید کنن؛ نشاء و بذر رو میکارن، سالیان سال بهش آب و کود میدن، از آفت و علف هرز مراقبتش میکنن تا بشه درخت و به بار بشینه و بعد از اون هر سال میوه های با کیفیت تر و عالی تری میتونن برداشت کنن.

●فراموش نکنیم که نجار فقط یه بار میتونه به محصول برسه ولی باغبون ممکنه تا آخر عمر بشینه و از محصولات باغش که مرتب به کیفیتشون اضافه میشه، استفاده کنه. یه باغبون همیشه باید امیدوار به طبیعیت باشه و صبر پیشه کنه؛ چیزی که برای نجار تقریبا مفهومی نداره.

○ "مدیران نجار مسلک" با ابزارهای تحکم و تهدید تلاش میکنن تا یک محصولی رو توی زمان اندک تولید کنن ولی فقط یکباره و مرتبه دومی دیگه در کار نیست. چون یا کارمند میذاره میره یا اگر هم بمونه، دیگه اینقدر آسیب دیده که با چکش و اره بعدی مطمئنن میشکنه و نابود میشه!

■ "مدیران باغبون مسلک" از رشد کارمندشون کیف میکنن و به امید اونا سختی های زمستون و تابستون رو تحمل میکنن. به افرادشون اختیار میدن تا در مسیری رشد کنن که نور خورشید (فرصت موفقیت) بیشتری وجود داره. اگه از اره و داس(تقویت منفی و تنبیه مثبت) هم استفاده میکنن حتما برای هرس، شکل دهی بهتر و استفاده مناسبتر از ظرفیت هایی هست که برای اونا وجود داره.

□سالیان سال میشینن و لذت میبرن که کارمنداشون دارن کارهایی رو رقم میزنن که تا الان کسی مثلش رو ندیده و بینظیره. هیچ درختی دوست نداره باغ و زمینی رو که امکانات رشد براش مهیاست ترک کنه؛ اصلا ریشش گیره و ترکش به این راحتی ها مقدور نیست.

●آقای بولدینگ از اندیشمندان بزرگ نظریه سیستم ها میاد و کل پدیده های عالم رو توی ۹ طبقه از ساده تا پیچیده ترین طبقه بندی میکنه. انسان ها و سازمان ها در آخرین طبقات به لحاظ پیچیدگی قرار میگیرن. حرف حساب بولدینگ اینه که برای شناخت و مدیریت هر طبقه باید از ابزار و منش متناسب با اون طبقه استفاده کرد و مطمئنیم که اره و چکش ابزار مناسب دائمی برای سطح انسان و سازمان نیست.

○ مدیران نجار مسلک فکر میکنن با ابزارهای ساده، تیز و برنده و قوه قهریه میشه تا ابد، همه چیزها رو درست کرد. نگاه اونا به آدمها مثل چوب و ربات میمونه و چیزی به اسم احترام به تنوع و خواسته های متفاوت براشون بی معنیه. این افراد از مدیریت فقط اسمش رو بلدن نه رسمش.

■ مدیران باغبان مسلک میدونن که رشد کارکنان و افراد هیچ وقت با اره و داس شروع نمیشه و تازه اگه اره و داسی هم قراره بعد از مدتها ازش استفاده بشه فقط برای کمک به رشد طبیعی افراده و نه چیز دیگر. مدیرای باغبان مسلک علاوه بر اسم مدیریت، رسمش رو بلدن و خدایی دمشون گرم. مدیرای باغبون مسلک نگاهشون رفتارسازمانی مثبت گراست و اعتقاد اصلیشون اینه که با خوبی ها و مثبت بینی میشه رفتارهای منفی رو خنثی کرد.

□در انتها میخوام یه درخواست از نوع خواهش داشته باشم:

اونم اینکه هر وقت به عنوان مدیر، مسئول، پدر، مادر، همسایه، عضوی از جامعه و ... داریم با انسان ها تعامل میکنیم، ببینیم منشمون نجاره یا باغبون؟ اینکه داریم تلاش میکنیم تا به زور درست کنیم و یا داریم فرصت رشد رو فراهم میاریم؟!

دکتر علیرضاکوشکی جهرمی
*نشر:* گاهنامه مدیر

خواندن 588 دفعه آخرین ویرایش در جمعه, 19 آبان 1402 22:43