ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
شنبه, 09 فروردين 1399 16:14

معرفی کتاب: کمی دیرتر

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

معرفی کتاب: کمی دیرتر

 

 

 
kami dirtar داستان از یه شب عزیز، تو یه جشن قشنگ و کنار کلی آدم عاشق ظاهرا منتظر شروع شد. شب نیمه شعبان و جشن میلاد و کلی آدم که از سویدای دل ناله سر میدن که: ” آقا بیا،،،، آقا بیا” باز هم سید مهدی شجاعی با قلم جادوی ش این جشن ساده رو جنجالی و جذاب می کنه و از بین اونهمه جمعیت یکی ساز مخالف میزنه و میگه: آقا نیا،،، آقا نیا،،، و جمعیت حیرانی که چرا……..؟؟؟!!!!!!!
 
 
 
 

 

“کمی دیرتر” سید مهدی شجاعی

ناشر کتاب : کتاب نیستان 

سال نشر : 1392
تعداد صفحات : 282

 

فصل اول: زمستان

داستان از یه شب عزیز، تو یه جشن قشنگ و کنار کلی آدم عاشق ظاهرا منتظر شروع شد.

شب نیمه شعبان و جشن میلاد و کلی آدم که از سویدای دل ناله سر میدن که: ” آقا بیا،،،، آقا بیا”

باز هم سید مهدی شجاعی با قلم جادوی ش این جشن ساده رو جنجالی و جذاب می کنه و

از بین اونهمه جمعیت یکی ساز مخالف میزنه و میگه: آقا نیا،،، آقا نیا،،،

و جمعیت حیرانی که چرا……..؟؟؟!!!!!!!


کمی دیرتر از چهار فصل زمستان، پاییز، تابستان و بهار تشکیل شده، با نگاهی متفاوت و نقادانه به فضای انتظار جامعه امروز.

و اینکه اگر خوب فکر کنیم می بینیم همچین هم منتظر نیستیم و کلی کار داریم ،،،،،

مقدمه دلچسب این کتاب حاکی از تردیدهای نویسنده در نگارش این رمان است. رمانی که اگر چه بی زمان است اما چون یک منادی فریاد می زند: آی ملت! از رسولان پیروی کنید.{1}

نویسنده در «کمی‌ دیرتر» همه آفت‌های انتظار را با شخصیت‌های قصه‌اش برای مخاطب روایت نمی‌کند، بلکه به تصویر می‌کشد و نشانش می‌دهد… انسان‌های مدعی انتظار و منتظر ظهور غریبه نیستند؛….. خودمان یم.

فصل آخر: بهار

و من دیدم همان خدایی که سخت گیرترین است در موضع عدالت، کریم ترین و بخشنده ترین است در موضع عفو و رحمت. همه آنچه کرده بودم و برده بودم، به کرمش پذیرفت.

“…..ما بندگان بی برگ و نوا چه می توانیم کرد، جز این که دائما از دام عدل خدا به دامان مهر او پناه ببریم و حرفی از کرده ها و نکرده های خویش به میان نیاوریم.”

خواندن 748 دفعه