ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

سه شنبه, 02 آذر 1395 21:14

ایست رسانه ای

چهارمین شماره نشریه «ایست رسانه ای» با موضوع مدیریت زمان در فضای مجازی، توسط فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی، منتشر شد.

 

به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی، اهمیت مدیریت زمان، آسیب های عدم مدیریت و راهکارهای مدیریت زمان در فضای مجازی از جمله موضوع هایی است که در شماره جدید نشریه «ایست رسانه ای» به آن پرداخته شده است.

همچنین در این شماره، آمارهایی از گذراندن وقت در شبکه های اجتماعی، بیان شده است.

نشریه «ایست رسانه ای» به همت فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی و با هدف ارتقای سواد رسانهای و سواد فضای مجازی شهروندان و افزایش آگاهی و توجه خانواده ها نسبت به استفاده و نحوه حضور در فضاهای مجازی به ویژه  شبکه های اجتماعی، تدوین و تولید شده است، به صورت اینفوگرافی و در قالب نشریه دیواری هرهفته در فرهنگسراها، خانه های فرهنگ، مساجد، ایستگاه‌های مترو، مدارس، دانشگاه ها، مراکز فرهنگی، هنری و اماکن عمومی شهر توزیع و نصب می شود.

نشریه «ایست رسانه ای» در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی مختلف نیز منتشر می شود و تا کنون شماره های قبلی نشریه، میلیون ها بازدید کننده داشته است.

در این نشریه موضوع های گوناگون پیرامون فضای مجازی و مسائلی که در این فضا و شبکه های اجتماعی به وجود می آید، مورد توجه قرار می گیرد.

تا کنون علاوه بر پیش شماره این نشریه با موضوع اثرات فضای مجازی برسبک زندگی ، شماره های دیگر این هفته نامه با موضوع های حیا و اخلاق در فضای مجازی، خانواده اولین کلینیک سواد رسانه، کارآفرینی در فضای مجازی منتشر شده است.

سازمان ها و مراکزی که علاقه مند به دریافت نشریه «ایست رسانه ای» هستند، می توانند جهت هماهنگی های لازم با شماره تلفن 22888681 تماس بگیرند و همچنین علاقه مندان می توانند این نشریه را در سایت www.resaneh.farhangsara.ir و کانال تلگرامی فرهنگسرای رسانه به نشانی www.telegram.me/f_resaneh مشاهده کنند.

 

 

  

میرجلال‌الدین کزازی با بیان این‌که ابزارهای آگاهی‌رسانی نوین نمی‌توانند جای کتاب را بگیرند، گفت: حتی به وارونگی می‌اندیشم؛ هرچه بر کارآیی و شتاب این ابزارها افزوده می‌شود، نیاز به کتاب نیز به همان سان فزونی می‌گیرد.

این نویسنده و مترجم در گفت‌وگو با ایسنا، در پاسخ به این پرسش که آیا رسانه‌های نو در آگاهی‌رسانی می‌توانند جای کتاب را بگیرند، صراحتا پاسخ منفی داد و اظهار کرد: نمی‌توان پذیرفت که دستگاه‌های آگاهی‌رسانی کنونی بتوانند پیوندی ژرف و درونی همچون کتاب با کاربر خود پدید بیاورند و این به سرشت و ساختار درونی کتاب برمی‌گردد که آن را از دیگر دستگاه‌ها یا ابزارهای آگاهی‌رسانی جدا می‌دارد.

او افزود: ارزش کتاب در این است که ما را از دیدن و خواندن به اندیشیدن می‌رساند و اگر ما در آن‌چه می‌خوانیم و به چشم می‌بینیم، نیاندیشیم، خواندن بیهوده خواهد بود و نمی‌توانیم گفت به راستی کتاب را خوانده‌ایم.

کزازی در ادامه تاکید کرد: در خواندن کتاب تنها با چشم روبه‌رو نیستیم و تنها از چشم بهره نمی‌گیریم، بلکه سر و مغز هم در خواندن کتاب کارکردی بنیادین دارند و کارکرد سر در این کنش بسیار بیشتر از چشم است، زیرا کتاب را تنها نمی‌بینیم و نمی‌خوانیم بلکه در آن می‌اندیشیم.

این استاد زبان و ادبیات فارسی همچنین بیان کرد: کتاب به همان سان که در گذشته نیرومندترین و کارآمدترین ابزار آگاهی و دانایی و اندیشه‌وری بوده است، از این پس نیز خواهد بود؛ زیرا این دستگاه‌های سرد خاموش نمی‌توانند بدان سان که در توان کتاب است ابزار اندیشیدن باشند.

او با بیان این‌که اگر ژرف بنگریم کار کتاب و دیگر دستگاه‌های آگاهی‌رسانی وارونه یکدیگر است، گفت: اگر کتاب اندیشه‌خیز و اندیشه‌پرور است، این ابزارها مایه اندیشه‌گریزی در کاربران‌شان می‌شوند. کاربران آن‌ها همواره نگاهی لغزان دارند که در رویه می‌ماند و به ژرف نمی‌رسد و این در حالی است که خواندن کتاب افراد را از رویه به ژرف می‌رساند.

کزازی افزود: این ابزارهای نو مانند هر پدیده دیگر نو بی‌پیشینه که هنگامه‌ای برمی‌انگیزد و در این سالیان نیز در تب و تاب این هنگامه‌ایم به زودی فروخواهد نشست و ما دیگربار به خواندن و گرامیداشت کتاب بازخواهیم گشت.

او در ادامه گفت: می‌توانیم با کتاب آن‌چنان پیوند بگیریم که کم و بیش همان رفتاری را با آن داشته باشیم که با جانداران و با آدمیان می‌توانیم داشت و کتاب را به دوستی بپذیریم.

کزازی در عین حال اظهار کرد: کتاب‌هایی هست که در چشم ما ارزش ویژه دارند و به آسانی و به هیچ بهایی نمی‌توانیم آن‌ها را از خود بگسلیم و به دیگری بدهیم و از دیگرسو کتاب‌هایی هست که دشمنی ما را برمی‌انگیزاند و ما را به خشم می‌آورد و از آن‌ها بیزار می‌شویم و یا آن‌چنان که در پارسی محلی گفته می‌شود چشم دیدن‌شان را نداریم.

پنج شنبه, 27 آبان 1395 11:12

لحظات قبل از مرگ!

اتفاقات روزهای قبل از مرگ!

انسان ها در هنگام مرگ بعضی چیزها مثل شیطان و فرشتگان برایش متمثل می شود. حال کسی که سکته می کند وضعیتش چگونه است آیا او هم این شرایط برایش پیش می آید؟ و آیا در آن لحظه روح از بدن خارج می شود؟ با توجه به اینکه مرگ دریک ثانیه اتفاق می افتد آیا تمام این صحنه هایی که گفته می شود ممکن است اتفاق بیفتد؟

فرآوری: دکتر جعفری - بخش اعتقادات شیعه تبیان

مرگ، قبر، مردن،

مقررات عالم برزخ با مقررات دنیا فرق می کند. در دنیا هر حادثه ای، هر فعلی و هر حرکتی زمانمند است. بدون زمان اصلاً امکان تصورش هم نیست. در برزخ هم همین طورهست. موقعی که انسان خواب می بینید آن میزان که در خواب، زمان تلف می کند گاهی فکر می کند ساعت ها وقت در خواب تلف شده اما وقتی بلند می شود می بیند کل زمانی که خواب دیده یک ساعت هم نبوده. ولی آنچه که در عالم رویا دیده خیلی طولانی تر از زمانی است که خوابیده. یک ساعت بیش خوابیده الان از خواب بیدار شده اما رویاها و صحنه هایی که دیده شاید گاهی روزها وقت لازم دارد تا دیده شود. 

از این چنین برداشت می شود که مقررات عالم برزخ با مقررات دنیا فرق می کند. در دنیا اگر بخواهید کسی را ببینید وقت می خواهد اما در عالم برزخ چنین نیست . انسان در یک ثانیه ملک الموت را می بیند البته یک ثانیه هم لازم نیست زیرا در آنجا اصلاً زمان لازم نیست .  

در بعضی از نقل ها داریم  انسان تمام فراز و نشیب های عمرش را آن لحظه می بیند .  فیلم 70 سال عمرش را تماماً می بیند. اگر بخواهد در بیداری این فیلم را ببیند چقدر زمان لازم دارد؟  

مقررات عالم برزخ با مقررات دنیا فرق می کند. در دنیا اگر بخواهید کسی را ببینید وقت می خواهد اما در عالم برزخ چنین نیست . انسان در یک ثانیه ملک الموت را می بیند البته یک ثانیه هم لازم نیست زیرا در آنجا اصلاً زمان لازم نیست

اما همه این 70 سال را هنگام احتضار می بیند از فرازهای روحانی و نورانیش شدیداً غرق لذت می شود لذتی که قابل تصور و توصیف نیست. از  فرازهای ظلمانی و تاریکش شدیداً ناراحت می شود. همه این ناراحتی ها،  عذاب ها و لذت ها در حالت احتضاراست که ممکن است یک ثانیه یا کمتر از یک ثانیه باشد یعنی در کمتر از یک ثانیه فیلم 70 ساله را می بیند. اینکه گفته می شود شیطان لحظه احتضار می آید  برای این است که ایمان انسان را بدزد اما واقعیت این است که انسان در هنگام مرگ اهل بیت را مشاهده می کند. مومن چهارده معصوم را می بیند. 

حقیقت دیگر این است  که در  ابتدا اموال انسان متمثل می شود. 

روزهای قبل از مرگ

امام علی (علیه السلام) فرمود: در آخرین روز از روزهای دنیا و اولین روز از روزهای آخرت چهره هایی برای انسان متمثل می شوند. اولین چهره ای که متمثل می شود ازاو می پرسد تو که هستی؟ می گوید من اموال تو هستم. به او می گوید من برای تو زحمت کشیدم در این آخر عمری می بینی شدیداً گرفتارم تو به چه درد من می خوری؟ اموالش به او می گوید تو به اندازه یک کفن حق داری. کفنت را بردار بقیه مال تو نیست و مال بازماندگان است.  از این ناامید می شود که چهره دومی برایش تمثل پیدا می کند. می پرسد تو که هستی؟ می گوید من اهل تو هستم . اهل یعنی خانواده، زن، فرزند، پدر، مادر، دوست ، آشنا، کسانی که عنوان اهل به آنها اطلاق می شود. می گوید من برای شما زحمت کشیدم. استراحت شما را به استراحت خودم ترجیح دادم الی آخر و کارهایی که  برایشان انجام داده را بازگو می کند و گرفتاری خودش را مطرح می کند.  اهلش به او می گویند  ما تو را تا قبر همراهی می کنیم ، دفن می کنیم و بر می گردیم زیرا نمی توانیم همراهت داخل قبر بیاییم.  چهره سوم که اعمالش هست تمثل پیدا می کند به او می گوید تو که هستی؟ می گوید من اعمال تو هستم. به او می گوید من نسبت به تو خیلی دل خوشی نداشتم سخت بودی برای من حالا به چه درد من می خوری؟ اعمال می گوید من همه جا همراه تو هستم. در عالم برزخ،  قبر، قیامت و ... . 

بین کسانی که یک لحظه سکته می کنند و می میرند و کسانی که مدتی در حالت احتضار و جان کندن هستند فرقی نمی کند. مقررات حالت احتضار و مقررات عالم برزخ و ویژگی هایش با ویژگی های دنیا متفاوت است

همه این صحنه ها را انسان می بیند با آنها صحبت می کند. پس دنیا و شرایط زندگی در آن را نباید با دنیای بعد از مرگ مقایسه کرد. در دنیا این اتفاقات زمان می خواهد . آنجا هم زمان می خواهد منتها زمان برزخی که در آن  انسان همه حرفها و عذاب ها را می بیند. همه  لذت هایی که از مشاهده عمرش، حسرت ها، افسوس ها، همه را مشاهده می کند.  با توجه به این توضیحات بین کسانی که یک لحظه سکته می کنند و می میرند و کسانی که مدتی در حالت احتضار و جان کندن هستند  فرقی نمی کند. مقررات حالت احتضار و مقررات عالم برزخ و ویژگی هایش با ویژگی های دنیا متفاوت است. 

شرایط کسی که سکته می کند 

اما کسی که سکته می کند روح در بدنش هست یا نه؟ این مطلب را باید از پزشکا ن پرسید که انسان چه وقت می میرد؟ آیا زمانی که سکته می کند مرده یا نمرده؟  از نظر شرعی انسان زمانی می میرد که روح از بدنش کاملاً جدا شده باشد یعنی متخصص بگوید مرده. بنابراین کسی که سکته کرده  روایات هم داریم که می گوید اگر احتمال می دهید که نمرده او را نگه دارید دفن نکنید تا یقین کنید که مرده است . 

پس  دو جنبه دارد یک جنبه کلامی و یک جنبه پزشکی دارد. جنبه پزشکی را باید  اطبا و کسانی که تخصص دارند نظر بدهند. به لحاظ کلامی هم مرگ زمانی است که روح انسان توسط فرشتگان الهی قبض شده و دیگر برگشت هم ندارد.

خلاصه 

انسان در لحظه احتضار چیزهایی را می بیند . صحنه هایی را مشاهده می کند و با کسانی گفتگو می کند. آنچه که مسلم هست شرایط و قوانین دنیا با لحظه احتضار و عالم برزخ متفاوت است. 


منبع: پاسخ به سوالات اعتقادی استاد محمدی موجود در سایت رادیو معارف

پنج شنبه, 27 آبان 1395 10:56

تاثیر هوای آلوده در خون

هوای آلوده با خون ما چه می کند؟

این روزها مجددا شاهد آلوده شدن هوای تهران در حد خطر هستیم. آلودگی هوا صدها بلا بر سر سلامتی ما می آورد. یکی از اثرات مضر آن، مشکلاتی است که برای خون ایجاد می کند، مانند سرطان خون، غلظت خون، لخته شدن خون، افزایش فشار خون و کم خونی. در این مطلب به بررسی این مشکلات می پردازیم.

فرآوری : نیره ولدخانی - بخش سلامت تبیان
آلودگی هوا و مشکلات خونی

آلودگی هوا موجب غلیظ شدن خون می شود

دکتر محمدرضا اعتمادی، متخصص خون شناسی و سرطان می گوید:

آلودگی هوا به ویژه در شهرهای صنعتی و بزرگ، از دلایل اصلی بروز مشکلات خونی از جمله بروز سرطان خون است.

افرادی که در محیط هایی با هوای آلوده زندگی می کنند، بسیار بیشتر دچار بیماری هایی نظیر غلظت خون می شوند و بروز حملات قلبی و سکته مغزی در نتیجه این بیماری در آنها بیشتر است.

بررسی های اخیر نشان می دهند که آلودگی هوا در یکی دو دهه اخیر، موجب افزایش موارد غلظت خون به میزان حدود دو برابر شده است.

ابتلا به غلظت خون خطر بیماری هایی نظیر بیماری های قلبی و عروقی و آسیب های مغزی را افزایش می دهد.

فرد مبتلا به غلظت خون بالا، در اغلب موارد فشار خون بالایی دارد و در موارد متعددی دچار خونریزی بینی می شود.

تاری دید، سردردهای غیر عادی، خارش پوستی، بروز مشکلات و ناراحتی های روحی و روانی از مهمترین علائم مرتبط با غلظت خون است.

آلودگی هوا موجب لخته شدن خون می شود

دانشمندان اعلام کردند ذرات ریز آلودگی هوا که کوچکتر از یک دهم قطر تار موی انسان هستند می توانند موجب لخته شدن خون شوند. این یافته دانشمندان را در توضیح اینکه چگونه آلودگی هوا موجب سکته قلبی و مغزی می شود، یاری می دهد.

تحقیقات در مورد آلودگی هوا نشان داده است که آلودگی ناشی از دود اگزوز خودروها و همچنین کارخانه های زغال سوز، خطر بروز سکته های قلبی و مغزی مهلک را افزایش می دهد.

اما محققان هنوز کشف نکرده اند که در واقع چگونه این ذرات میکروسکوپی انسان را از پا در می آورد.

دکتر گوکان موتلو از دانشگاه نورث وسترن شیکاگو که تاثیرات آلودگی هوا را بر موش ها مطالعه کرده است، گفت: اکنون می دانیم چگونه التهاب ریه ناشی از آلودگی هوا منجر به مرگ ناشی از بیماری قلبی می شود.

ریه های ملتهب از آلودگی، اینترلوکین 6 که یک ترکیب سیستم ایمنی است و موجب التهاب می شود را ترشح می کنند و نشان داده شده است که این امر احتمالا خون بیشتری را به لخته تبدیل می کند.

مطالعه ای نشان می داد استنشاق دود دیزل در توانایی بازمانده های سکته قلبی برای بازکردن لخته های خونی تداخل ایجاد می کند.

موتلو دو سال پیش در حین مطالعه تاثیرات آلودگی هوا بر نارسایی قلبی موش ها به شواهدی درباره مساله لخته شدن خون در آنها دست یافت. بر اساس آن تحقیقات، موش هایی که در معرض آلودگی هوا قرار داشتند، خون ریزی بسیار کمتری داشتند.

نتایج یک مطالعه نشان می دهد که تنفس هوای آلوده همچون چاقی موجب افزایش فشار خون می شود

آلودگی هوا با محلول نمک ترکیب شده و به ریه موش ها تزریق شد. موش های قرار گرفته در معرض آلودگی هوا، تنها 24 ساعت پس از این تزریق، 15 برابر افزایش اینترلوکین- 6 داشتند. این چارچوب زمانی مهم است چراکه برخی مطالعات نشان داده اند افزایش آلودگی هوا می تواند خطر سکته قلبی را طی 24 ساعت افزایش دهد.

به گفته موتلو و دکتر اسکات بودینگر می توان با سرکوب سلول های ایمنی ریه موسوم به ماکروفاژها که به مواد خارجی حمله کرده و اینترلوکین- 6 ترشح می کنند، مانع از لخته شدن خون شد.

موش هایی که پاسخ های سیستم ایمنی آنها سرکوب شده بود، دچار افزایش لخته های خونی نشدند. این امر حاکی از آن است که اینترلوکین6 یک نیروی محرک است.

اغلب افراد می دانند میزان زیاد آلودگی هوا می تواند موجب بیماری ریوی از جمله وخیم شدن آسم شود. این امر در بیماران مبتلا به عروق کرونر و یا نارسایی قلبی مشخص نشده است.

اندازه گیری فشار خون

آلودگی هوا موجب افزایش فشار خون می شود

نتایج یک مطالعه نشان می دهد که تنفس هوای آلوده همچون چاقی موجب افزایش فشار خون می شود.

سازمان جهانی بهداشت هشدار داده است که آلودگی هوا در حال 'از بین بردن سلامت انسان' است و فعالان محیط زیست نیز دودهای دیزلی را بزرگ ترین فاجعه بهداشت عمومی توصیف کرده اند.

در این مطالعه که به ریاست محققان دانشگاه دوسلدورف المان انجام شد، اثرات آلودگی هوا و سر و صدای ترافیک بر 41 هزار نفر در پنج کشور اسپانیا، آلمان، نروژ، سوئد و دانمارک برای 9 سال بررسی شد.

هیچ یک از این افراد در آغاز تحقیق پرفشاری خون نداشتند، اما در طول اجرای این مطالعه، بیش از شش هزار و 200 نفر اعلام کردند که به این بیماری مبتلا شده اند و یا شروع به مصرف دارو برای پایین آوردن فشار خون شان کرده اند.

محققان با بررسی وضعیت شرکت کنندگان در مطالعه، متوجه شدند احتمال ابتلا به فشار خون بالا در افرادی که در آلوده ترین قسمت های یک شهر زندگی می کردند، در مقایسه با افرادی که در مناطق کمتر آلوده ساکن بودند، بیشتر است.

به گفته محققان، این خطر همانند این است که فردی با شاخص عادی توده بدنی دچار اضافه وزن شود.

علاوه بر این، سر و صدای ناشی از ترافیک عامل دیگری برای ابتلا به فشار خون بالا است. به گفته محققان سر و صدای ناشی از ترافیک و آلودگی هوا هر یک به طور مستقل با پرفشاری خون ارتباط دارد و احتمال دارد هر یک از این دو عامل به صورت متفاوت بر بدن تاثیر بگذارند.

به عبارت دیگر، ممکن است تاثیر آلودگی هوا بر قلب و رگ های خونی و از طریق ایجاد التهاب و مختل کردن سیستم عصبی باشد، اما سر و صدا به سیستم های عصبی و هورمونی آسیب بزند.

آلودگی هوا باعث کم خونی می شود

دکتر خدیجه رحمانی، متخصص تغذیه گفت:

امروزه کم خونی به عنوان یک معضل به ویژه در خانم ها مطرح است. از طرفی آلودگی های تهران علاوه بر اینکه در کم خونی تاثیر گذار است، باعث ایجاد سرطان خون و دیگر سرطان ها نیز می شود. به همین دلیل حداقل با رعایت نکات تغذیه ای می توانیم سلامتی خود را تضمین کنیم.

رایج ترین آسیبی که آلودگی هوا ایجاد می کند آلودگی خون است که ترکیبات سرطان زا در انسان به وجود می آورد.

آلودگی هوا میزان رادیکال های آزاد را بالا می برد که مصرف آنتی اکسیدان ها این رادیکال ها را مهار می کند. سبزیجات هر چقدر رنگین تر باشند میزان آنتی اکسیدان بیشتری دارند

آزبست و بنزن موجود در هوا در کم خونی بسیار تاثیر گذار است، بنابراین اگر اصول تغذیه ای برای جلوگیری از آلودگی رعایت نشود زمینه ابتلا به سرطان خون افزایش می یابد.

همچنین آلودگی ها زمینه ابتلا به بیماری ریه، ریچه های تنفسی و... را فراهم می کند.

پوست به عنوان سیستم ایمنی بدن نقش مهمی در جلوگیری از تاثیر آلودگی ها دارد به همین دلیل تغذیه مناسب، مانع از جذب مواد آلوده به بدن می شود و دستگاه های دیگر بدن نیز در این شرایط سالم تر خواهند بود.

افزایش مصرف آب، سبزیجات و میوه در رفع آلودگی بسیار مهم است. به عنوان مثال در شرایط عادی اگر یک وعده سالاد و سبزی مصرف می شد، می توان این میزان را به دو برابر افزایش داد.

آلودگی هوا میزان رادیکال های آزاد را بالا می برد که مصرف آنتی اکسیدان ها این رادیکال ها را مهار می کند. سبزیجات هر چقدر رنگین تر باشند میزان آنتی اکسیدان بیشتری دارند. به همین مصرف این مواد غذایی برای بدن بسیار مفید است.

از آنجایی که ریه و دریچه های تنفسی بیشتر در معرض آلودگی قرار دارند، وجود آنتی اکسیدان ها بسیار مفید است. ویتامین ث، ای و بتاکاروتن (سبزی جات پررنگ) از آنتی اکسیدان ها هستند.

دو فانوس پر نور برای پیاده روی اربعین!

آرزوی پیوستن به کاروان حسینی در پیاده روی اربعین در قلب هر عاشق اهلبیتی تقویت می نماید، ولی برای پیوستن به این دریای خروشان و کاروان حسینی همراه داشتن دو فانوس ضروری است، که در این متن به معرفی این دو فانوس خواهیم پرداخت.

علی بیرانوند- کارشناس حوزوی
فانوس، کربلا، امام حشین، پیاده روی

یک سفارش طلایی برای مؤمنان

همایش و پیاده روی میلیونی اربعین حسینی در خود پیام هایی را به همراه دارد، که از چشمان مصلحان و حق طلبان عالم پنهان نمانده است. از واقعه تلخ و هولناک سال61 هجری نزدیک به 1400 سال می گذرد، ولی با این حال این آتش عشق و محبت به امام حسین (علیه السلام) و اعلام برائت از قاتلان سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) هر ساله بیش از پیش رونق می باید،[1] و پیام اصلاح طلبانه ی آن امام همام در اذهان آزادی خواهان و استکبار ستیزان عالم قوت بیشتر می یابد، صحنه های فوق العاده ای که در همایش اربعین حسینی در خبرگزاری ها و رسانه های دیداری و شنیداری منعکس می شود.
خدای متعال در سوره مبارکه حدید به مومنان یک سفارش طلایی می کند، سفارش و راهنمایی که رعایت آن می تواند انسان را در جاده های تاریک زندگی به خوبی راهبری و راهنمایی کند و آنها را به سعادت وخوشبختی واقعی برساند: خدای متعال در این خصوص می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُوْتِكُمْ كِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ یَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ؛ [سوره حدید، آیه28] اى كسانى كه ایمان آورده اید، از خداى پروا كنید و به پیامبر او ایمان آورید تا شما را از بخشایش خود دو بهره دهد، و براى شما نورى قرار دهد كه بدان راه [راست ] روید و شما را بیامرزد، و خدا آمرزگار و مهربان است.»

فانوسی از جنس تقوای الهی: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ»

یکی از پرفروغ ترین فانوس هایی که زائران اربعین حسینی، بلکه همه ی مسافران این دنیای پرفراز و نشیب، می بایست با خود به همراه داشته باشند، تقوای الهی است. این عنصر کارآمد، همچون ترمزی قوی در جاده زندگی، انسان را در فرو افتادن در پرتگاه های خطرناک گناه و بدرفتاری باز می دارد، و به آنها اجازه نمی دهد که هر رفتار ناشایستی از خود نشان دهند.

خدای متعال در سوره مبارکه حدید به مومنان یک سفارش طلایی می کند، سفارش و راهنمایی که رعایت آن می تواند انسان را در جاده های تاریک زندگی به خوبی راهبری و راهنمایی کند و آنها را به سعادت وخوشبختی واقعی برساند: اى كسانى كه ایمان آورده اید، از خداى پروا كنید و به پیامبر او ایمان آورید تا شما را از بخشایش خود دو بهره دهد، و براى شما نورى قرار دهد كه بدان راه [راست ] روید و شما را بیامرزد، و خدا آمرزگار و مهربان است

مسافران قبله ی دل ها، در جاده ی بهشتی کربلا، به خوبی می دانند، بدون بهره گیری از این فانوس قوی مقصد را گم می کنند و رفتاری از خود بروز می دهند که هیچ گونه همخوانی با کاروان حسینی ندارد. کسی که این سفر بهشتی تقوای الهی روزیش شود، بهترینتوشه ی دنیا و آخرت را بدست آورده است؛ کما اینکه در روایتی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) این چنین نقل شده است: «مَن رُزِقَ تُقىً فَقَد رُزِقَ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَةِ؛ [2] هر كس تقوا روزى اش شود، خیر دنیا و آخرت روزى او شده است.»

فانوسی از جنس ایمان به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله): « وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ»

زائران سفر اربعین تنها محبان و شیعیان خاندان عصمت و طهارت نیستند؛ کما اینکه جاذبه ی مغناطیس حسینی، هر طایفه ای از سنی و شیعه، را عاشق پیوستن به کاروان حسینی کرده است. وجه مشترک این مذاهب عشق و محبت به پیامبر خوبی ها و ایمان به نبوت اوست. ایمان و محبت به پیامبر خوبی ها خود دارای لوازم مهمی است، لوازمی از جنس اخلاق و درستکاری؛ کما اینکه خدای متعال ایشان را بهترین اسوه در اخلاق و رفتار برای بندگان معرفی کرده است. خدای متعال در سوره مبارکه فتح لازمه ی این  همراهی با پیامبر را این چنین بر می شمارد: « مُحَمَّد رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سیماهُمْ فی  وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجیلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى  عَلى  سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغیظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظیماً؛ [سوره فتح، آیه 29] محمّد (صلی الله و علیه وآله) فرستاده خداست؛ و کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند؛ پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود می بینی در حالی که همواره فضل خدا و رضای او را می طلبند؛ نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است؛ این توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است، همانند زراعتی که جوانه های خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شده و بر پای خود ایستاده است و بقدری نموّ و رشد کرده که زارعان را به شگفتی وامی دارد؛ این برای آن است که کافران را به خشم آورد (ولی) کسانی از آنها را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظیمی داده است.»
توضیح و تفصیل این آیه شریف و بیان نکات آن از عهده این متن خارج است، ولی بیان فضایل، ویژگی، برکات و لوازم همراهی با پیامبر خوبی ها و انعکاس آن در سفر اربعین، انسان را به حیرت می اندازد؛ چرا که این دریای خروشان از زوار حسینی اگر به راستی در تمام زمینه های دینی و اخلاقی خود را هم پیمان با پیامبر خوبی ها نمایند، جوشش این اتحاد و همبستگی چیزی جز رحمت الهی و خشم استکبار را به دنبال نخواهد داشت.« لِیَغیظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ»

در روایتی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) این چنین نقل شده است: «مَن رُزِقَ تُقىً فَقَد رُزِقَ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَةِ؛ [2] هر كس تقوا روزى اش شود، خیر دنیا و آخرت روزى او شده است.»

دستآورد  و نتیجه این دو فانوس

خدای متعال در آیه 28 سوره حدید، نتیجه و دستآورد این تقوا و همراهی با پیامبر خوبی ها را، بهره مندی از نوری خاص معرفی می فرماید، نوری که به یقین باعث عبور از جاده تاریکی جهالت و حیرانی خواهد بود: «یُوْتِكُمْ كِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ یَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ». مفسران قرآن در خصوص این دو بهره، عبارات مختلفی را بیان کرده اند، ولی در بعضی تفاسیر و منابع روایی تأویل خاصی در خصوص این آیه شریف بیان شده است. «عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ یُوْتِكُمْ كِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ قَالَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ یَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ قَالَ إِمَامُ عَدْلٍ تَأْتَمُّونَ بِهِ وَ هُوَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ؛[3]  ابو جعفر راجع به سخن خداوند: «یوتكم كفلین من رحمته» گفت: حسن و حسین «و یجعل لكم نورا تمشون به» گفت: امام عادلى كه او را پیشواى خود قرار دهید، علىّ بن ابى طالب.»


پی نوشت ها:
[1]. نورى، حسین بن محمد تقى ، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج 10، ص318، ح12083. «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُوْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا».
[2]. پاینده، ابو القاسم ، نهج الفصاحه ص 769، ح 3015.
[3]. حسكانی، عبید الله بن عبدالله ، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج 2، ص309، ح945. 

مردهای ایرانی برای ازدواج به اندازه کافی خوب نیستند!
 
گزارش لس‌آنجلس‌تایمز از ازدواج نکردن زنان ایران
 
بخش اجتماعی الف، ۲۴ آبان ۹۵
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۵
 
ساعت۱۹:۰۹


افزایش آمار طلاق در ایران منجر شده است رسانه های خارجی هم به این مسئله واکنش نشان بدهند، روزنامه آمریکایی لس‌آنجلس تایمز در این رابطه به قلم دو خبرنگارش در ایران گزارشی از شرایط زنان مجرد در ایران و علت ازدواج نکردن آنها منتشر کرده است.

در گزارش لس‌آنجلس تایمز چهره تاریک و نه‌چندان مثبتی از روابط مردان و زنان ایرانی و نگاه مردان به زنان ترسیم شده است. این گزارش را در ادامه می‌خوانید؛

فهیمه آزادی وقتی نزدیک به 30 سال سن داشت و پس از قطع شدن چندین رابطه، به تنهایی به آپارتمانی در جنوب تهران نقل مکان کرد. او از جمله زنان ایران است که با شرایط فرهنگی کشور و خانواده خود می جنگند تا مجرد بمانند.

با این وجود به نظر می رسد او هنوز باید با احتیاط استقلال خود را متعادل کند؛ او در اوایل استقلالش فقط هنگامی که هیچ همسایه ای در راه پله حضور نداشت از آنجا عبور می کرد و به دوستانش توصیه می کرد که روی پنجه پای خود راه بروند تا اصلا جلب توجه نکنند.

البته با وجود این کارها هنوز هم مردهای این ساختمان در رابطه با زنی که طبقه بالا زندگی می کرد، کنجکاور بودند؛ "آیا او مجرد است؟" معنای واقعی این حرف او این بود: «آیا او برای رابطه جنسی در دسترس است؟»

فهیمه آزادی در این رابطه می‌گوید: من مراقب بودم، من به شکلی برخورد می‌کردم که مردها جرات نمی‌کردند در زندگی من فضولی کنند. این باعث شد من در آنجا به مدت 2 سال جوری زندگی کنم که کسی من را مورد آزار و اذیت قرار ندهد.

اکنون آزادی 35 سال سن دارد، به مکانی اصیل‌تر نقل مکان کرده اما همچنان مجرد است.

بیش از 3 میلیون نفر از زنان تحصیل کرده بالای 30 سال ایرانی ها مجرد هستند و تعداد آنها هم روبه افزایش است، چون طلاق عادی تر شده است، زنان به دانشگاه می روند و کار می کنند. این باعث شده است آنها از لحاظ مادی مستقل شوند و دیگر محتاج به مردانی که در فرهنگ ایران قرار بود نگهبان آنها باشند، نشوند.

این یک تغییر نسل عمیق در یک جامعه 80 میلیونی است که طبق فرهنگ و ساختار پیشینیانش،‌ هدف اصلی زنان در زندگی همسر و مادر شدن است. در ایران به شکل خستگی ناپذیری برای ازدواج تبلیغ می شود.

در واقع با ترویج آموزش عالی در ایران، زنان زیادی در بخش پیشرفت شغلی به نیازهای خود پاسخ داده اند؛ بر اساس آمارهای رسمی بیش از 60 درصد دانشجوهای دانشگاه های ایران را زنان تشکیل می دهند. هنگامی هم که یک زن مدرک دانشگاهی دارد، به سختی می تواند مردی را پیدا کند که یک زن آزاد را بپذیرد.

فهیمه آزادی در کافه نادری تهران، کافه ای که زمانی پاتوق هنرمندان ایران بود، در این رابطه گفت: به علت توسعه آموزش عالی، انتظارات زنان بیشتر شده است. شما نمی توانید با یک مرد معمولی ایرانی ازدواج کنید که شما را محدود می کند و می گوید "کار نکن، بیرون نرو." این روزها پیدا کردن یک مرد روشنفکر ایرانی واقعا سخت است، آنها عقبتر از ما هستند.

او توضیح داد که مدتی با مردی تقریبا ثروتمند که در ارمنستان تحصیل کرده بود زندگی می کرده اما بعد از مدتی از او جدا شده است، پس از آن مادر و پدرش از تصمیمش برای اینکه مجرد بماند حمایت کردند. خواهر بزرگتر فهیمه هم وکیلی است که یک فرزند 10 ساله دارد و از شوهر خود طلاق گرفته؛ شوهرش مخالف این بوده که این وکیل به سفرهای کاری برود.

آزادی همچنین گفت که در طول این سال ها با مردهای زیادی آشنا شده است، اما هیچ کدام از آن ها به قدر کافی مسولیت پذیر نبودند تا با آنها ازدواج کند یا بچه دار شوند: «مردهای پیرتر زنان جوان تر از من را ترجیح می دهند و جوان‌ترها هم فقط رابطه جنسی می خواهند چون فکر می کنند من قصد ازدواج ندارم و می توانم سهم پول خودم را در کافی شاپ ها بدهم!»

ده ها زنی که در ایران با آنها مصاحبه شد، با صراحت از رابطه جنسی صحبت می‌کردند و این به تنهایی نشان می‌داد که زنان چگونه در حال حمایت کردن از یکدیگر هستند، مخصوصا در قشر متوسط جامعه ایران که اینترنت دارد به آرامی مرزهای خطوط قرمز را تغییر می دهند.

به علت توسعه آموزش عالی، انتظارات زنان بیشتر شده است. شما نمی توانید با یک مرد معمولی ایرانی ازدواج کنید که شما را محدود می کند و می گوید " کار نکن، بیرون نرو. " این روز ها پیدا کردن یک مرد روشن فکر ایرانی واقعا سخت است، آنها عقب تر از ما هستند.

برای مثال گزارش شده که ازدواج سفید در ایران افزایش پیدا کرده است، همچنین در 9 ماه آخر سال 2015 تعداد کسانی که ازدواج کردند 3.4 درصد کاهش پیدا کرد و از سویی طلاق هم در ایران نسبت به سال قبل آن 4.2 درصد رشد پیدا کرد.

البته همچنان ازدواج کردن هنجاری قوی در ایران است. هرچند که زنان ازدواج کرده برای سفر به اجازه همسر خود نیاز دارند. چند سال پیش هم قرار بود در مجلس ایران قانونی تصویب شود تا زنان با هر سنی اگر خواستند به جایی سفر کنند باید اجازه پدر خود را داشته باشند اما گروه های حقوق زنان توانستند این پیشنهاد را شکست دهند و اجازه تصویب آن را ندادند. سارا مهتابی، یک مربی اسکی 33 ساله در این رابطه گفت: به کمک قدرت حمایتگری زنان، شرایط در حال تغییر است و جامعه دارد استقلال مالی زنان را می پذیرد.

او در 20 سالگی عاشق مردی شد اما بعد از مدتی از او جدا شد: «نحوه ای که او لباس می پوشید مانند اروپایی ها بود، اما از لحاظ فکری او یک فرد سنتی بود.»

به این دلیل که زندگی ایرانی در مرکز خانواده ها وجود دارد بسیاری از زنان مجرد ایرانی احساس تنهایی می کنند، سارا مهتابی هم از این افراد است و الان شک دارد که آیا باید معیارهای خود را تغییر بدهد یا نه: «از سویی من حس می کنم که پسرهای ایرانی ما توسط خانواده خود به اندازه کافی آموزش ندیده اند تا با یک زن آزاد زندگی کنند، پس بگذارید تنهایی لذت ببریم.»

ابیدر دادمان، یک زن 37 ساله ایرانی است که در بانک کار می کند و در حال تحصیل برای مدرک فوق لیسانس تجارت بین الملل است، اخیرا او با مردی آشنا شده که حقوقش ماهانه 300 دلار کمتر از حقوقش است و این موضوع این مرد را ناراحت می کرده. او به همراهی با این مرد ادامه نداد: «ما زنان تحصیل کرده ایرانی بین سنت و مدرنیته گیر کرده ایم. من می خواهم دختری مستقل باشم که یک مادر سنتی است و از سویی بخشی از یک جامعه مدرن است.»

افزایش طلاق نتیجه دیگری هم در ایران داشته است؛ بسیاری از زنان درباره ازدواج دوباره سختگیر شده اند. برای مثال هاجر حسنی یک زن 32 ساله ایرانی است که دو سال پس از ازدواجش فهمید همسرش به او خیانت می کند و از او طلاق گرفت. او درباره ازدواج دوباره می گوید: «من دارم سعی می کنم از شکستی که خورده ام درس بگیرم و همسرم را با دقت بیشتری انتخاب کنم.»

او باور دارد که حتی مردهای تحصیل کرده ایرانی هم همان نگاه سنتی را دارند: «من فکر می کنم خانواده ها باید پسرهای خود را به شکلی آموزش بدهند که بتوانند مسئولیت یک خانواده را بر عهده بگیرند نه اینکه فقط کاری کنند آن ها در دانشگاه درس بخوانند، داشتن یک مدرک دکترا فرزندان ما را به اندازه کافی بالغ نمی کند.»

با وجود تغییر بسیاری که در فرهنگ ایران اتفاق افتاده، اما هنوز در بسیاری از مناطق روستایی این کشور شرایط سنتی باقی مانده است. یک زن 33 ساله کرد ایرانی گفت که در شهر او چشم اندازهای ازدواج به راننده کامیون ها محدود می شود و یک فردی که در آنجا ازدواج می کند باید تبدیل به یک خانه دار شود و کار دیگری نکند.

این هنرپیشه که ترجیح داد اسم واقعی خود را نگوید تا خانواده اش خشمگین نشوند چندی است که با وجود نگرانی های خانواده خود برای تحصیلات به تهران آمده است، او درباره تفکراتش از ازدواج گفت: «همسر من باید من را همانگونه که هستم قبول کند و خودش را با شرایط من به عنوان یک بازیگر وفق بدهد، من می خواهم که یک خانواده داشته باشم اما حاضر نیستم برای آن هیچ بهایی بدهم.»

با وجود این شرایط این بازیگر هنوز امیدوار است و می گوید روزی کمیت زنان تحصیل کرده کیفیت مردان را تغییر می دهد.
منبع: لس آنجلس تایمز/ مترجم: نیو صدر
 
کلمات کلیدی : ازدواج+طلاق
 

امیر
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۸-۲۴ ۲۱:۴۰:۴۱
یاحق
فعلا شما بهتر نگران کشور خودتون باشید، چون تا جایی که ما فهمیدیم رئیس جمهورتون نگاه خیلی خاصی به زنان داره!!! (4016614) (alef-13)
 

 
Romania
۱۳۹۵-۰۸-۲۴ ۲۲:۵۳:۳۴
خوب راس میگه دیگه . تا یه چیز میشه بحث رو سیاسی اش میکنی !!!
داریم میبینیم دیگه از هر 3 ازدواج 2تاش میشه طلاق
آقا !
حق با لس آنجلس تایمزه (4016708) (alef-13)
 

 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۸-۲۵ ۰۹:۴۵:۱۱
لوس آنجلس تایم غلط فرموده اونا با فحشا که دارند ازدواجهاشون برقراره طلاق نمی گیرند نمونه اش همین آنجلینا و برت پیت (4017148) (alef-11)
 

 
Romania
۱۳۹۵-۰۸-۲۴ ۲۲:۵۷:۴۶
لوس انجلس تایم خیلی شکر خورده. شما جلوی بی بند و باری های خودتتون رو بگیرید. مردهای ایرانی حرف ندارند (4016714) (alef-13)
 

متاهل پشیمان
Romania
۱۳۹۵-۰۸-۲۴ ۲۲:۵۹:۲۰
تا آخر عمر باید مجرد موند توی ایران (4016717) (alef-13)
 

 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۸-۲۴ ۲۱:۴۹:۰۸
خانم های محترم که تا یه خارجی میبینید داستان رو وارونه جلوه میدید بله ما مردها بسیار بد هستیم بیخیال ما بشید. اون خارجی بیچاره نمیدونسته که داستان چیه و از نااگاهی طرف کمال سوء استفاده رو کردن و بهش نگفتن که بابا ما اصلا خواستگار نداریم چون اینقدر رسم و رسومات ایجاد کردیم ازدواج رو مشکل و تبدیل به یک پروژه سنگین مالی کردیم روشون نمیشه بگن عدد مهریه ما الان با عدد سال مبلادی حساب میشه. این هم اخلاق خانمهای ما است که میخان به یک خارجی گزارش بدن اینطور گزارش میدن که بله مردها بد هستند ما خودمون موندیم و...
داستانی داریم بخدا (4016624) (alef-13)
 

 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۸-۲۴ ۲۲:۰۶:۰۰
چه فراوان دختر خوب ، شماها هم بمونید شاید یه روزی خوب شدید کسی شمارو برد (4016650) (alef-13)
 

 
Romania
۱۳۹۵-۰۸-۲۴ ۲۲:۱۱:۱۱
ی مرد خوب هم که پیدا بشه زنه خوب نیست (4016654) (alef-13)
 

 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۸-۲۴ ۲۲:۲۳:۰۲
بنظر ميايد قوانين ازدواج و طلاق بايد عادلانه و منصفانه و مساوى باشد ، اين قانون كه مرد ميتواند همسرش را طلاق دهد بايد لغو گردد و براى مسائل بعد از طلاق انديشه نمود ، يكى از راهكارها تنصيف دارايى ها بين مرد و زن مزدوج بهنگام طلاق ميباشد ، و بجايش بحث مهريه تمام شود و ديگر مهريه اى وجود نداشته باشد ، قبل از ازدواج در كلاسهاى دبيرستان و دانشگاهها دروسى براى ازدواج و زندگى وجود داشته باشد و قبل از ازدواج مشاوره اى حداقل ده جلسه انجام شده باشد ، اينها ميتواند فهم و شعور و هنر زندگى بعد از ازدواج را بيشتر نمايد . (4016665) (alef-13)
 

 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۸-۲۴ ۲۲:۲۴:۲۹
واقعا خجالت دارد که یک دختر یا بهتر بویم یک زن به راحتی از تعدد روابط پیش از ازدواج میگوید و طلبکار هم هست مردها را زیر سوال میبرد. (4016667) (alef-13)
 

 
United States
۱۳۹۵-۰۸-۲۴ ۲۲:۲۴:۴۹
والا ما تو آمریکا هم ندیدیم زنها این قدر عشق شغل و تحصیل باشن (4016668) (alef-13)
 

 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۸-۲۴ ۲۲:۲۵:۵۷
فقط نمیدونم مهریه های سکه طلای معادل سال تولد را کدام زنان به فاصله کمی بعد ازدواج گرفته اند؟!!!!!
کدام زنان میگویند درآمد ما مال خودمان است و خرج زندگی با مرد است ولی نصف ساعات بیداری در خانه حضور ندارند ، نهاروشام با فست فود سر محل قرارداد بسته اند، چشم وهم چشمی دخترخاله دختر عمو کل درآمد مرد را میسوزاند
این زنان در مریخ زندگی میکنند یا بر اساس توهمات مردان ایران است؟
در این زمانه مردوزن هردو به یک اندازه هم در تامین اقتصاد خانواده و هم کلیه امور زندگی سهم دارند و بهترین مهریه نیمی از درآمد و دارائی کسب شده پس از ازدواج است و بس (4016670) (alef-13)
 

 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۸-۲۴ ۲۲:۳۲:۵۲
بسیاری از زنان ایرانی می خواهند فقط از مزایای ازدواج استفاده کنند اما در مشکلات آن شریک نباشند. مرد باید مسئولیت پذیر باشد یعنی همه مشکلات مالی خانواده را بدوش بکشد، کار همسر را بپذیرد و مشکلات ناشی از آن را که در زندگی کم نیست قبول کند اما خانم تمام درآمد خود را خرج خواسته های شخصی خود می کند. اگر خانمها می خواهند کار کنند و استقلال مالی داشته باشند باید بپذیرند که هزینه های زندگی هم به تساوی تقسیم شود. (4016676) (alef-13)
 

حسین
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۸-۲۴ ۲۲:۳۶:۰۶
از ماست که بر ماست....
چه بودیم چه شدیم و چه در انتظار ماست.... (4016679) (alef-13)
 

 
United States
۱۳۹۵-۰۸-۲۴ ۲۲:۴۳:۲۰
متاسفانه حرف درست رو ایشون زدند که:
من می خواهم که یک خانواده داشته باشم اما حاضر نیستم برای آن هیچ بهایی بدهم...

به خیال خیلی از زن ها این یعنی روشنفکری (4016688) (alef-13)
 

مرد نادم از ازدواج
Romania
۱۳۹۵-۰۸-۲۴ ۲۲:۴۷:۵۷
ولی به نظر من زنای ایرانی به اندازه کافی خوب نیستن برای ازدواج (4016698) (alef-13)
 

مرد ایرانی
Romania
۱۳۹۵-۰۸-۲۴ ۲۲:۴۹:۱۶
بعد از 38 سال تجرد ؛ ازدواج کردم و الان 2 سال است که به چکنم چکنم افتادم (4016701) (alef-13)
 

 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۸-۲۵ ۰۹:۲۸:۱۸
خدا خیرت بده که میای میگی دمت گرم (4017127) (alef-11)
 

 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۸-۲۴ ۲۲:۵۱:۴۳
مردهای ایرانی بد هستند شما خوبید.
به همین روش ببینیم چند سال آینده کدوم بیشتر از لحاظ روحی بهم میریزن (4016704) (alef-13)
 

کاشانی
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۸-۲۵ ۰۹:۲۴:۱۱
چرا مردان حق دارند هر کار خیانت آمیزی انجام بدهند و هیچ قانونی برای پیگرد آنها و مجازاتشون وجود ندارد؟؟؟ (4017120) (alef-11)
 

ابوالفضل
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۸-۲۵ ۰۹:۲۹:۵۲
متاسفانه بیشتر زنهای کشور ما مرد بزرگ شدند تا زن . جسم زن ولی روحیات مردانه . آنوقت چطور میشود زیر یک سقف زندگی کرد . زن به زن بودنش می ارزد نه به چسز دیگری. (4017129) (alef-11)
دوشنبه, 24 آبان 1395 11:55

یک حق الناس خطرناک

چرا باید راز دار باشیم؟

تا دلمان می‌گیرد به دنبال بهانه کوچکی می‌گردیم تا با اطرافیان‌مان درد و دل کنیم و با حرف زدن، کمی از بار روانی مشکلات‌مان کم کنیم، اما گاهی همین درد و دل‌های ساده و خودمانی کار دست مان می دهد. وقتی درد و دل می کنیم یادمان می رود بعضی حرف ها نه تنها از دلمان بلکه نباید از چاردیواری مان بیرون رود.

فرآوری:ه. منفرد-بخش خانواده ایرانی تبیان
رازداری

راز و البته حفظ آن مقوله ای است که همیشه با آدمی بوده است. این که فرد رازش را به چه کسی بگوید و به چه کسی نگوید، دغدغه ای است که همواره ذهن آدمی را به خود مشغول داشته است. یکی از دشوارترین مواقع در زندگی آدمی وقتی است که بفهمد رازش فاش شده و دشوارتر از آن وقتی است که بفهمیم این راز از سوی فردی خودی فاش شده که زمانی محرم اسرارمان بوده است.

حریم خصوصی را چگونه تعریف می کنید؟

براساس منابع علمی، حریم خصوصی یعنی یک فرد یا گروه بتواند خود یا اطلاعات مربوط به خود را مجزا کند و در نتیجه بتواند خود یا اطلاعاتش را با انتخاب خویش در برابر دیگران آشکار کند. ریشه و اساس مشکل حریم خصوصی مربوط به افشاگری نامناسب و بدون کنترل داده های شخصی است. 
برخی از مردم به سادگی رازهای خود و دیگران را افشا می کنند و پیامدهای منفی آن را نمی سنجند. و به قول سعدی: «خامشی به که ضمیر دل خویش - به کسی گویی و گویی که: مگوی» «ای سلیم! آب ز سرچشمه ببند - که چو پر شد، نتوان بستن جوی».

چند قدم تا رازداری:

راز حق الناس است

این حرفی كه درحال گفتنش هستم چیست؟ راست است؟ دروغ است؟ اجازه دارم آن را بیان كنم؟ شكل گفتنم درست است؟ در حال انتقال چه اطلاعاتی به شنونده خود هستم؟ و عواقب احتمالی این حرفم چیست؟  

اگر بدانید كه یك لحظه بی‌ملاحظگی به ظاهر ساده شما در  نگه نداشتن یك راز تا چه حد می‌تواند خطرناك باشد - احتمالا مثل نارنجكی كه به كمر شماست - مواظب ضامن آن خواهید بود. راز، یكی از انواع حق‌الناس محسوب می‌شود. 
پس همانطور كه از فاش‌شدن اسرار زندگی خصوصی خودتان می‌ترسید، از گفتن راز مردم بترسید و خیالتان جمع باشد كه كاملا ترس بجایی دارید. این خطر را جدی بگیرید و با ضامن این نارنجك هیچ‌وقت بازی نكنید.

زبان شما، ضامن نارنجك است

امیر مؤمنان زبان را مانند تیری كه به خطا می‌رود خطرناك می‌شمرد و اینگونه وصفش می‌كند: «احذروا اللسان فانه سهم یخطی؛ از زبان بترسید كه آن تیری است كه (بسیار) به خطا می‌رود.»
آنقدر این صفت‌ شناخته شده است كه بسیاری از كنایه‌ها مثل اینكه «فلانی دهان لق است»، «دلش در و طاقچه ندارد» و «سفره‌ دلش را هر جایی باز می‌كند» یا «حرف كسی را این طرف و آن طرف می‌برد» و نظایر آن اشاره به همین صفت زبان دارند. 

کمتر حرف بزنید

برای اینكه بتوانید مراقب زبان خود باشید باید در قدم اول كمتر حرف بزنید. كسی كه پر حرفی می‌كند دقت در پردازش حرف‌هایش را از دست می‌دهد. به همین‌خاطر است كه افراد پر حرف برای رازداری چندان قابل اطمینان نیستند. اگر می‌خواهید رازدار باشید كمتر حرف بزنید تا‌ چیزی كه نباید بگویید، ناگهان از دهانتان بیرون نپرد. مطمئن باشید ضرر نمی‌كنید.

با شیوع غیبت بجنگید!

اگر كسی با اشتیاق، برای گفتن راز دیگران به‌سراغ شما می‌آید و با بی‌میلی شما به شنیدن آن راز روبه‌رو شود و به در بسته بخورد، حتما دفعه بعد به‌دنبال مشتری دیگری خواهد بود. نه زبانی باشید برای گفتن راز دیگران و نه گوشی برای شنیدن اسرار خلق خدا از زبان دیگری. اگر همه اینطور باشیم حلقه شایعه خواهد شكست و بازار آبروبری و غیبت كساد خواهد شد. 

مواظب عادت‌های غلط باشید

یكی از چیزهایی كه باعث افشای یك راز، چه راز  خودتان و چه راز دیگری می‌شود عادت‌های غلطی است كه ممكن است برای شما گران تمام شوند. مثل دادن اطلاعات غیرضرور به افرادی كه نمی‌شناسید یا گفتن بی‌دلیل هر حرفی حتی به كسانی كه می‌شناسید. تا زمانی كه سری در اختیار شماست او اسیر شماست اما وقتی آشكار شد شما اسیر او هستید. حضرت امیر می‌فرمایند: «من كتم سره كانت الخیره بیده؛ كسی كه راز خویش را حفظ كند اختیار خود را در دست دارد.»

چند مورد از اثرات نامطلوب عدم رازداری

برخی از مردم به سادگی رازهای خود و دیگران را افشا می کنند و پیامدهای منفی آن را نمی سنجند. و به قول سعدی: «خامشی به که ضمیر دل خویش - به کسی گویی و گویی که: مگوی» «ای سلیم! آب ز سرچشمه ببند - که چو پر شد، نتوان بستن جوی»

- پرورش شخصیت منفی
- شیوع اختلالات روانی از جمله افسردگی و اضطراب
- شیوع بدبینی در جامعه یا پایین آمدن مشارکت عمومی
- کاهش درجه ایمان و اعتقاد به خدا
- غفلت و انحطاط اخلاقی
- اشاعه زشتی

پس عادت كنید قبل ازگفتن هر حرفی 3 سؤال از خودتان بپرسید:

چه می‌گویم؟

این حرفی كه درحال گفتنش هستم چیست؟ راست است؟ دروغ است؟ اجازه دارم آن را بیان كنم؟ شكل گفتنم درست است؟ در حال انتقال چه اطلاعاتی به شنونده خود هستم؟ و عواقب احتمالی این حرفم چیست؟ 

برای چه می‌گویم؟

دلیل من برای بیان این حرف چیست؟ آیا دلیل معقولی برای آن دارم؟ مطمئن باشید اگر دلیل معقولی برای بازگو كردن حرف خود پیدا نكنید حتما بیان آن حرف، احتمال اشتباه كردن‌تان را بالاتر می‌برد.

به كه می‌گویم؟

آیا شنونده و مخاطب خودم را خوب می‌شناسم؟ آیا دقیقا خصوصیات اخلاقی او را می‌شناسم؟ آیا می‌دانم ممكن است بعد از شنیدن حرف‌های من چه عكس‌العملی نشان بدهد؟ بسیاری از مشكلات از جایی شروع می‌شوند كه ما به‌اصطلاح سفره دلمان را پیش هركس و ناكسی باز می‌كنیم و بعد نتایج زیانبار آن دامان خودمان را هم می‌گیرد.

نکته آخر

راز سخن گفتن طوطی‌ها هم برملا شد.پس از همین امروز تصمیم بگیرید،طوطی نباشید، طوطی‌ها در تقلید آواها و صحبت کردن انسان ، بی نظیر هستند و برای مردم جذاب، در صورتی که اگر شما رازدار نباشید از گروههای دوستی و فامیلی  حذف خواهید شد.

دوشنبه, 24 آبان 1395 10:10

توبه الهی!

 

«توبه»، در لغت به معناى بازگشت مى باشد. هرگاه این کلمه به انسان نسبت داده شود، منظور بازگشت انسان از گناه است و هرگاه به خداوند نسبت داده شود، به معنى بازگشتِ رحمتِ الهى است.

به گزارش تبیان، توبه در لغت به معنای رجوع و بازگشت از گناه است و در اصطلاح عبارت است از: «رجوع از طبیعت [حیوانی] به سوی روحانیت نفس بعد از آنکه به واسطه معاصی و کدورت نافرمانی، نور فطرت و روحانیت محجوب به ظلمت و طبیعت شده است.» [چهل حدیث، امام خمینی، ص 231  ? 232] در قرآن هم به معنای « رجوع انسان گناهکار» آمده و هم به معنای «توفیق توبه دادن از طرف خداوند به بنده معصیت کار» و هم به معنای « قبول و پذیرش توبه از جانب خداوند متعال» آمده است.

در نتیجه، می توان گفت: هر توبه انسان، محفوف و پیچیده شده در دو توبه الهی است: یکی توفیق دادن به بنده برای توبه و دیگری پذیرفتن توبه بندگان است و ممکن است هر سه توبه را به معنای لغوی برگشت داد؛ به این معنی که توبه از انسان، رجوع از گناه و بازگشت از معاصی است و توبه اول از خداوند، رجوع به فضل و رحمتش به سوی بنده است و توبه دوم، رجوع به قبول آن از بنده است. [ر.ک تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، ج 8، ص 173]
در آیه ای از قرآن این سه معنی کنار هم جمع شده است؛ آنجا که فرمود: ثُمَّ تابَ عَلَیهِم لِیَتُوبُوا إِنَّ اللهَ هُوَ التَوّابُ الرَّحِیمُ؛[ توبه/ 118] «سپس خداوند به آنها برگشت (توفیق توبه داد) تا توبه و برگشت کنند. خداوند بسیار توبه پذیر مهربان است.»
چگونه توبه کند که به درگاه خداوند پذیرفته شود؟
«فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ» (بقره، 37) سپس آدم از جانب پروردگارش، کلماتى دریافت کرد (و با آنها توبه نمود)، پس خداوند توبه او را پذیرفت، همانا او توبه پذیر مهربان است.
به دنبال خروج از آن محیط آرام و پرنعمت، و هبوط به زمین پررنج و زحمت، آدم متوجه خطاى خود و فریب شیطان گردید، لذا از کار خود پشیمان و در فکر توبه شد. امّا چگونه توبه کند که به درگاه خداوند پذیرفته شود؟
اینجا نیز خداوند آدم را رها نکرد و کلمات و جملاتى را به او آموخت که با آن توبه کند. این کلمات آن گونه که در سوره اعراف آیه 23 آمده، چنین بوده است: «رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرین » خداوندا! ما بر نفس خود ستم کردیم و اگر تو ما را نبخشى و بر ما رحم نکنى از زیانکاران خواهیم بود.
در روایات مى خوانیم که خداوند نام پنج نفر از نسل آدم را که قرن ها بعد از او ظاهر خواهند شد به او آموخت تا براى پذیرفته شدنِ توبه اش، آنان را واسطه بخشش و شفیع خود قرار دهد و او چنین کرد: «سَأَلَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِىٍّ وَ فاطِمَة وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ» «خداوند را به حق محمّد، على، فاطمه، حسن و حسین (علیهم السلام)، سوگند داد و توبه  اش پذیرفته شد.» (دُرّالمنثور ج 1ص 60)
نکاتی که از آیه توبه می آموزیم
*همچنان که توفیقِ توبه از خداست، چگونگى انجام توبه و راه آن را نیز باید از خدا دریافت کنیم. این آیه مى فرماید: کلمات و الفاظ توبه را خداوند به آدم آموخت.
* اگر توبه انسان واقعى باشد خداوند توبه او را مى  پذیرد، زیرا او توّاب و توبه پذیر است.
* عذرپذیرىِ خداوند همراه با رحمت و محبت است، نه عتاب و سرزنش و یا منّت گذاردن و آبرو ریختن.
* اگر توبه شکستیم و گناه کردیم از لطف خداوند مأیوس نشویم، زیرا او توّاب یعنى بسیار توبه پذیر است و اگر دوباره توبه کنیم، بار دیگر توبه ما را مى پذیرد.
«توبه»، در لغت به معناى بازگشت مى  باشد. هرگاه این کلمه به انسان نسبت داده شود، منظور بازگشت انسان از گناه است و هرگاه به خداوند نسبت داده شود، به معنى بازگشتِ رحمتِ الهى است. یعنى رحمتى را که خداوند به خاطر ارتکاب گناه از انسان سلب نموده، به دنبال بازگشت او از گناه به او بازمى گرداند.نمونه ای از توبه در قرآن
در قرآن داستانهای فراوانی از توبه انبیاء علیهم السلام و غیر آنان بیان و مطرح شده است که ما به جهت استفاده بیشتر و کاربردی تر مطرح کردن توبه، به نمونه ای از توبه غیر معصومان اشاره می کنیم:
توبه غلام وحشی، قاتل حمزه
یکی از مشکل ترین و تلخ ترین حوادث برای رسول خدا صلی الله علیه و آله شهادت فجیع عموی بزرگوارش حضرت حمزه سید الشهداء علیه السلام بود. قاتل حمزه (وحشی) پس از کشتن حمزه، پهلوی او را درید و جگرش را به عنوان هدیه برای هند، همسر ابوسفیان برد. پیامبر با دیدن منظره فجیع شهادت حمزه، سوگند یاد کرد که به تلافی این جنایت، هفتاد نفر از مشرکان را بکشد؛ ولی بعداً نه تنها چنین تلافی نکرد، بلکه همان قاتل را نیز به سوی اسلام دعوت کرد و او را وادار به توبه ساخت.
ابن عباس نقل می کند که پیامبر صلی الله علیه و آله شخصی را نزد وحشی قاتل عمویش فرستاد تا او را به اسلام دعوت کند. وحشی به فرستاده پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: به او بگو: تو می گویی آن که مرتکب قتل یا شرک یا زنا شود، در روز قیامت با ذلّت گرفتار عذابی مضاعف خواهد شد و من تمام این کارها و گناهان را مرتکب شده ام، آیا باز هم راه برایم باز است؟ خداوند این آیه را نازل فرمود: [إلاّ مَن تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُلئِکَ یُبَدِّلُ اللهُ سَیِّئاتِهِم حَسَناتٍ]؛[ فرقان/ 70] « مگر آن که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد. پس خدا اعمال زشت ایشان را به اعمال نیک تبدیل می کند.»
وحشی با شنیدن این آیه دوباره به پیامبر صلی الله علیه و آله پیغام داد: توبه و ایمان و عمل صالح شرطهای بسیار مشکلی است و من توان آن را ندارم. پس از مدّتی این آیه نازل شد: [إنَّ اللهَ لایَغفِرُ أن یُشرَکَ بِهِ وَ یَغفِرُ مادُونَ ذلِکَ لِمَن شَاءَ]؛[نساء/ 48] « به راستی که خداوند شرک ورزیدن را نخواهد بخشید، ولی آنچه را کمتر از آن است، برای کسی که بخواهد، خواهد بخشید.»
در روایات مى خوانیم که خداوند نام پنج نفر از نسل آدم را که قرن ها بعد از او ظاهر خواهند شد به او آموخت تا براى پذیرفته شدنِ توبه اش، آنان را واسطه بخشش و شفیع خود قرار دهد و او چنین کرد: «سَأَلَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِىٍّ وَ فاطِمَة وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ» «خداوند را به حق محمّد، على، فاطمه، حسن و حسین (علیهم السلام)، سوگند داد و توبه اش پذیرفته شد.» (دُرّالمنثور ج 1ص 60)
وحشی در پیام مجدد خود گفت: خداوند در این آیه وعده مغفرت را به کسانی داده است که خود بخواهد و من نمی دانم خدا می خواهد مرا ببخشد یا نه؟ پس از گذشت زمانی آیه ذیل نازل شد: ]قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أسْرَفُوا عَلی أنْفُسِهِم لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ[؛[زمر/ 53] «بگو ای بندگان من که بر خویش اسراف روا داشته اید! از رحمت خداوند نومید نشوید. به راستی که خداوند همه گناهان را می بخشد. همانا او آمرزنده و مهربان است.»
وحشی با شنیدن این آیه گفت: اکنون آری. آن گاه به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله مشرّف شد، اسلام آورد و از گذشته خود توبه کرد و در ادامه زندگی اش فداکاریهایی در راه مبارزه با دشمنان اسلام کرد.» [حیاة الصحابه، کاهلوندی، 140، ج 1، ص 41]

دوشنبه, 24 آبان 1395 09:21

سازمان(خدمت) مجازی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مترجم: سیدحسین علوی لنگرودی

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شاید شما هم بارها این جمله را شنیده‌اید که در آینده‌ای نه‌چندان دور، بسیاری از شرکت‌های تجاری به شکل سازمان‌های مجازی فعالیت خواهند کرد که در آنها دیگر خبری از دفاتر پر تجمل و کارکنان پرتعداد نخواهد بود. اما سوالی که در این میان به ذهن خیلی‌ها خطور می‌کند این است که سازمان‌های مجازی دقیقا چه نوع سازمان‌هایی هستند و چه تفاوت‌هایی با سازمان‌های معمولی خواهند داشت. با وجود پرسش‌ها و ابهامات بسیاری که در مورد سازمان‌های مجازی در ذهن اغلب افراد وجود دارد، می‌توان با اطمینان اعلام کرد که فلسفه وجودی سازمان‌های مجازی از همان جا ریشه می‌گیرد که مفهوم «واقعیت مجازی» از آنجا سرچشمه می‌گیرد. واقعیت مجازی همان تجربه‌ای است که انسان از طریق آفریدن صوت و تصویر برای به نمایش درآوردن حقیقت آن را به وجود آورده است. درواقع سازمان‌های مجازی دارای ورودی‌ها و خروجی‌هایی شبیه به شرکت‌های سنتی هستند، با این تفاوت مهم که روشی که برای ارزش‌آفرینی و ایجاد ارزش افزوده مورد استفاده قرار می‌دهند کاملا متفاوت و متمایز است.

سازمان‌های مجازی مجموعه‌ای گسترده از ساختارهایی به شدت متغیر و سیال هستند که برای تحقق پیدا کردن به هیچ کارمند و کارگری نیاز ندارند. یکی از نمونه‌های مشهور سازمان‌های مجازی شرکتی به نام «ویرژین گروپ» است که در حال حاضر بیش از 5 درصد بازار نوشیدنی‌های کولا در انگلستان را در اختیار دارد، درحالی‌که تعداد کل کارکنان آن از انگشتان یک دست - یعنی پنج نفر - فراتر نرفته است. در واقع این شرکت واقعا مجازی تمام تمرکزش را روی کلیدی‌ترین و حساس‌ترین حوزه فعالیت در بخش نوشیدنی‌ها، یعنی «بازاریابی» قرار داده است و سایر بخش‌های تولیدی و خدماتی خود شامل خط تولید و توزیع را برون‌سپاری كرده است.

سازمان‌های مجازی دارایی‌های فیزیکی اندکی دارند و ایجاد ارزش افزوده در آنها از طریق تمرکز بر دارایی‌های متحرک و غیرحقیقی یعنی «دانش» و نه دارایی‌های ثابت مانند کارخانه‌ها و ماشین‌آلات است. یکی از نمونه‌های بزرگ سازمان‌های مجازی را می‌توان در هالیوود پیدا کرد. بعد از رها شدن هالیوود از سیستم تولید فیلم‌ها در استودیو که نمونه بارز سازمان‌های سنتی به شمار می‌آیند و در آنها از ستارگان سینما گرفته تا نگهبان دم در استودیو به صورت کارکنان تمام وقت استودیو‌های فیلمسازی کار می‌کردند، هالیوود توانست در قامت یک سازمان واقعا مجازی در سراسر جهان نفوذ کند و سایر رقبا در کشورهای صاحب سبک و نامدار در صنعت سینما را پشت سر بگذارد. در این سازمان عظیم اما نامرئی‌، طیف گسترده‌ای از بازیگران‌، کارگردانان و متخصصان مشغول فعالیت هستند که بدون اینکه همدیگر را ببینند یا حتی از حضور هم باخبر باشند در حال تحقق بخشیدن به هدف واحدی هستند که همگی دنبال می‌کنند: هدفی به نام ساختن یک فیلم. جالب آنکه این گروه از افراد بعد از به پایان رسیدن هر فیلم، از هم جدا شده و تیم‌های دیگری با اعضایی متفاوت را برای ساختن فیلمی دیگر تشکیل می‌دهند. به عبارت روشن‌تر هالیوود یك سازمان مجازی بزرگ است که دارای دارایی‌های فیزیکی و ثابت اندک، اما دارایی‌های متحرک بی‌کران است و تاثیر شگرفی بر مشتریان خود یعنی مخاطبان فیلم‌هایش می‌گذارد که به هیچ عنوان با تاثیرگذاری هالیوود پیش از مجازی شدن قابل مقایسه نیست. به عقیده بسیاری از صاحب‌نظران عرصه مدیریت و سازمان‌، راز اصلی موفقیت و چشمگیر بودن بهره‌وری درهالیوود به همین مجازی بودن و چابکی آن مربوط می‌شود.

ایده سازمان‌های مجازی تا حدودی از ایده ادارات و محیط‌های کاری مجازی سرچشمه می‌گیرد که در آنها اگرچه فضایی برای کار کردن کل افراد وجود دارد، اما این به آن معنا نیست که برای هر کدام از کارکنان میز کار و مکان فیزیکی مشخصی وجود دارد که فقط به آن فرد تعلق دارد، بلکه هر کدام از افراد بر اساس نیازی که دارند و کاری که باید انجام دهند، حق دارند از هر مکانی برای اجرای پروژهایی که به آنها محول شده است استفاده کنند.

یکی از بهترین توصیفات در مورد محیط‌های کاری مجازی و سازمان‌های مجازی را «لستر تارو» اقتصاددان آمریکایی در کتاب معروفش تحت عنوان «بازتعریف آینده» ارائه داده است که تصویری روشن و زیبا از یک محیط کار مجازی در اختیار ما قرار می‌دهد. او در بخشی از کتابش می‌نویسد: «وقتی شما وارد محل کارتان در یک سازمان واقعا مجازی می‌شوید، یک صفحه الکترونیکی ضمن خوشامدگویی به شما اعلام می‌کند که اتاق شماره 1021 خالی است و می‌توانید از آن استفاده کنید. بنابراین به اتاق شماره 1021 که موقتا اتاق کار شماست وارد می‌شوید و کد کامپیوتری مخصوصی را که در اختیار دارید وارد کامپیوتر پیشرفته‌ای که در آنجا قرار دارد می‌کنید. به محض وارد کردن این کد‌، تصویر دلخواه شما به‌عنوان پس‌زمینه مانیتور (که می‌تواند عکس یادگاری شما به همراه اعضای خانواده‌تان باشد) روی مانیتور نمایان می‌شود و علاوه‌بر آن برنامه‌های مورد نیاز و برنامه‌هایی که شما به‌طور معمول از آنها استفاده می‌کنید، روی صفحه ظاهر می‌شود. در کنار همه اینها کلیه اطلاعات و فایل‌هایی که ممكن است در حین کار کردن به آنها نیاز پیدا کنید با کمک پایگاه اطلاعاتی پیشرفته سازمانتان در دسترس‌تان قرار می‌گیرد و شما را از هر DVD یا فلش مموری بی‌نیاز می‌سازد.

جالب‌تر آنکه تصاویری که دوست دارید در محیط کارتان چشمتان به آنها بیفتد به‌صورت مجازی روی دیوار اتاق به نمایش در‌می‌آید و شما خود را در محیط کاری دلپذیری که کاملا باب میل شماست احساس می‌کنید. تا زمانی که در حال کار کردن در این مکان هستید شرایط به همین صورت باقی خواهد ماند، اما پس از اینکه کارتان به پایان رسید و این محل را ترک می‌کنید همه چیز به حالت قبلی درمی‌آید و این اتاق برای نفر بعدی که قرار است از آنجا استفاده کند مهیا می‌شود.»با این همه باید دانست که انسان ذاتا دوست دارد در محل کارش یک مقر و اتاق کار مشخص و دائمی داشته باشد و در نتیجه در برابر کار کردن در فضاهای متفاوت و متغیر مقاومت می‌کند. به هر حال حرکت به سمت سازمان‌های مجازی و محل کار مجازی امری اجتناب‌ناپذیر بوده و دیر یا زود اتفاق خواهد افتاد. یکی از اولین شرکت‌هایی که توانسته به یک سازمان واقعا دیجیتال تبدیل شود اعلام کرده از این طریق توانسته 25 درصد در فضای کاری‌، 25 درصد در هزینه تلفن و 25 درصد در استفاده از کامپیوترها صرفه‌جویی کند. شرکت AT&T، غول مخابراتی جهان، نیز اعلام کرده که در فاصله سال‌های 1991 تا 1998 توانسته از طریق مجازی‌سازی تعدادی از بخش‌های اداری خود بیش از پانصد میلیون دلار صرفه‌جویی کند.

به‌طور کلی‌، فرآیند تعریف و پیاده سازی سازمان‌های مجازی یک فرآیند تدریجی و گام‌به‌گام است که اگر به درستی اجرا شود می‌تواند به یک مزیت رقابتی ارزش آفرین و تعیین کننده تبدیل شود. به همین دلیل است که در آینده‌، رقابت اصلی بر سر میزان مجازی بودن شرکت‌ها و سازمان‌ها شکل خواهد گرفت. باید دانست که سازمان‌های مجازی تنها به بخش خدمات و فناوری‌های نوین محدود نشده و در تمام بخش‌های صنعتی و تولیدی نیز قابل پیاده شدن خواهد بود. به زبان روشن تر، یک شرکت تولیدی مجازی در آن واحد هم می‌تواند محصولات مختلفی را تولید کند و هم یک‌سری خدمات را به مشتریانش ارائه دهد. شرکت انگلیسی ویرژین نمونه‌ای از چنین شرکت‌هایی است که هم در بخش راه آهن و حمل‌ونقل ریلی فعالیت می‌کند و هم یک شرکت ارائه‌دهنده خدمات مالی و بازنشستگی است که این ترکیب تنها به‌دلیل مجازی بودن بسیاری از بخش‌های آن تحقق یافته است.

سازمان‌های واقعا مجازی به شدت پویا و انعطاف‌پذیر بوده و به سرعت می‌توانند از قالب شرکتی که در یک صنعت خاص مشغول فعالیت است تغییر ماهیت داده و در بخش یا صنعتی دیگر شروع به فعالیت کنند یا با شرکت‌هایی از صنایع و بخش‌های گوناگون دست به شراکت و اتحاد بزنند. سازمان‌ها و شرکت‌های مجازی به خاطر ماهیت دگرگون و انعطاف‌پذیری که دارند به راحتی می‌توانند با یکدیگر همکاری کنند و نقاط ضعف همدیگر را پوشش دهند و کارکنان و فضای کاری‌شان را به همدیگر قرض دهند. در سازمان‌های مجازی دیگر از نیروهایی که سال‌های متمادی در یک پست مشغول به‌کار هستند و کارهایی تکراری و یکنواخت را انجام می‌دهند، خبری نخواهد بود. این سازمان‌ها به جای نیروی کار سنتی که از بهره‌وري و انگیزه پایینی برای کار کردن برخوردار است، از نیروی کار متحرک‌، تازه نفس و به روزی بهره می‌برند که می‌توانند در یک دوره زمانی واحد در چند شرکت مختلف مشغول به‌کار باشند و خدمات مورد نیاز آنها که الزاما مشابه و همسان نیستند را ارائه ‌دهند. از سویی دیگر سازمان‌ها و شرکت‌های تمام مجازی به هیچ عنوان در یک محیط جغرافیایی واحد محدود نمی‌مانند و کاملا فرامرزی عمل می‌کنند و در نتیجه نمی‌توان آنها را در چارچوب یک شهر یا کشور تعریف کرد. در واقع شرکت‌های مجازی مصداق کامل ایده دهکده جهانی به حساب می‌آیند که در آن هیچ محدودیت و مرز جغرافیایی برای فعالیت شرکت‌ها و سازمان‌ها وجود ندارد و این یعنی شکسته شدن تمام الگوهای سنتی و قدیمی کسب‌وکار و تولید.

 

مدیریت در سازمان‌های مجازی

آنچه مسلم است اینکه با روش‌ها و تفکرات سنتی نمی‌توان سازمان‌های مجازی را اداره کرد و برای این کار بايد هم از روش‌ها و مکانیزم‌های جدید و مبتکرانه استفاده کرد و هم از جدیدترین تکنولوژی‌ها و نرم‌افزارهای مدیریتی و نظارتی بهره برد. مدیر یک سازمان واقعا مجازی باید پشت میز‌نشینی و استقرار دائمی در دفتر کارش را فراموش کند و به گونه‌ای عمل کند که در همه جا و همه وقت به کلیه فعالیت‌ها و تحولاتی که در سازمان تحت مدیریتش اتفاق می‌افتد احاطه کامل داشته باشد. در این میان استفاده از نرم‌افزارهای هوشمند و برنامه‌های مانیتورینگ و تجزیه و تحلیل داده‌هایی که از بخش‌های مختلف سازمان برای مدیریت ارسال می‌شود امری ضروری و تعیین کننده به حساب می‌آید. مدیران چنین سازمان‌هایی باید به صورت کاملا هدفمند و هوشمندانه دست به تفویض اختیار و مسوولیت‌ها زده و هر بخش از فعالیت‌های نظارتی را به کارشناسان حرفه‌ای و خبره آن حوزه خاص واگذار کنند. آنها همچنین نباید از واگذار کردن تصمیم‌گیری به کارکنان خود و تقویت بنیان‌های خودمدیریتی در سراسر سازمان بهراسند، چرا که کارکنان سازمان‌های مجازی به شدت میل به مستقل بودن و آزاد بودن در تصمیم‌گیری در مورد نحوه عمل و اجرای وظایف محوله به خود دارند و از هر گونه تحت کنترل قرار گرفتن یا کسب تکلیف کردن از مقامات مافوق خود گریزانند. از سویی دیگر مدیران سازمان‌های مجازی باید به یاد داشته باشند که کنترل یا برخورد پلیسی با کارکنانی که محل کار دائمی و مشخصی ندارند و هرکدام در یک گوشه از دنیا کارشان را انجام می‌دهند در عمل‌، بسیار دشوار و به عبارت روشن‌تر غیرممکن خواهد بود. کوتاه سخن آنکه سازمان‌های واقعا و کاملا مجازی، سازمان‌هایی «خودمدیر» و «خودناظر» هستند که کارکرد اصلی مدیریت در آنها‌، پس از دور هم جمع کردن بهترین افراد و نیروها، نه مدیریت بلکه رهبری کردن است.

منبع: Economist