ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

چرا زن برای به آسایش رسیدن مرد آفریده شده است؟

«وَ مِنْ ءَایَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکمُ مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا وَ جَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً  إِنَّ فىِ ذَالِکَ لاََیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون»و از نشانه‏ هاى او اینکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد در این نشانه‏ هایى است براى گروهى که تفکّر مى ‏کنند!

بخش اخلاق و عرفان اسلامی 

 

آفرینش زن

 

 

این نکته در بیست و یکمین آیه از سوره روم است که می فرماید:

«وَ مِنْ ءَایَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکمُ مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا وَ جَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً  إِنَّ فىِ ذَالِکَ لاََیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون»و از نشانه‏ هاى او اینکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد در این نشانه‏ هایى است براى گروهى که تفکّر مى ‏کنند!

 در این سوره خداوند به نشانه هایی که نشانگر وحدانیت او و تدبیرش در اداره عالم است می پردازد. و از آیه 20تا25 و با تعبیر "مِن آیاته" به چند نمونه اشاره کرده است. از جمله همین آیه مورد نظر است که به رابطه تسکین دهنده زن و شوهر اشاره می کند.

آنچه از این آیه برداشت می شود این است که خلقت ازدواج و قراردادن مودت و مهربانی میان زن و شوهر از آیات و نشانه های خداست. اما در این آیه شریفه، نفرموده است زنان برای آسایش مردان هستند. بلکه:

اولاً: سخن از آرامش است نه آسایش.

ثانیا: عبارت "جعل بینکم" نشان می دهد که این آرامش بین این هریک از زن و مرد بطور مساوی  در جریان است، یعنی زن با مرد احساس آرامش می کند و مرد با زن، و بین آن دو رحمت و مودتی بوجود می آید که زاییده این آرامش است.

  علامة طباطبایی در توضیح این مطلب معتقدند : «هر یک از زن و مرد فی نفسه ناقص و محتاج به طرف دیگر است و از مجموع آن دو، واحدی تام و تمام درست می‌شود و به خاطر همین نقص و احتیاج است که هر یک به سوی دیگری حرکت می کند و چون بدان رسید آرام می‌شود.چون هر ناقصی مشتاق کمال است و هر محتاجی مایل به رفع نیاز و فقر خویش است و این حالت همان شهوتی است که در هر یک از این دو طرف بودیعت نهاده شده است.»

  نتیجه تدبیر الهی در این آیه این گونه تبلور می کند که "میانتان دوستی و رحمت نهاده" یعنی این فرآیند زناشویی به دوستی و محبت و کمک به یکدیگر می انجامد. پس چه در اصل این پیوند و چه در نتیجة حاصل از آن، مرد اصالتی ندارد و زن اسیر و بازیچه قرار داده نشده است. بخشی از توجه اسلام به این موضوع را می توانیم از طریق نگریستن به قانون ازدواج در اسلام مشاهده کنیم، از سویی این وظیفه مرد تعریف شده که عرض حاجت کند و به خواستگاری رود؛ اما در مقابل این زن است که باید ابتدا صیغه را جاری کند و بگوید خود را به ازدواج تو درآوردم و مرد پاسخ دهد: "پذیرفتم". به این ترتیب از ابتدا تا انتها، هر دو اصل هستند و هیچ کدام مفعول مطلق نیست.[1]

  پی نوشت:

1- ترجمه تفسیر المیزان، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسین حوزه علمیه قم، 1374، ج‏16، ص: 249


منبع : افکار نیوز

سه شنبه, 12 ارديبهشت 1396 13:07

شما هلی‌کوپتر فرزندتان نیستید!

 

شما هلی‌کوپتر فرزندتان نیستید!

 

شاید به نظر برسد که بچه بزرگ کردن در این روزگار آسان‌تر از قبل است. این حرف از بعضی لحاظ‌ها درست است، مثلاً دیگر کمتر مادری پیدا می‌شود که مثل قدیم کهنه بچه بشوید یا برای تابستان و زمستان او لباس درست کند. اما در کنار این تسهیلات جدید، پیچیدگی‌هایی هم به جریان پرورش فرزندان اضافه شده است. 

بخش خانواده ایرانی

 

تربیت کودک

 

 

پیچیدگی‌های تربیتی این روزها دلایل زیادی دارند که از مهم‌ترین آن‌ها می‌شود به کاهش تعداد فرزندان و افزایش آگاهی و به دنبال آن افزایش حساسیت والدین نسبت به مسائل بهداشتی و تربیتی و تحصیلی فرزندان اشاره کرد. حساس شدن والدین نسبت به فرزندان به قدری دارد در بین ما جا می‌افتد که ایفای نقش هلی‌کوپتر امداد از سوی والدین، به یک انتظار بدیهی، هم از سوی فرزندان و هم از سوی جامعه تبدیل شده است؛ بدون این‌که به نتایج بلندمدت آن توجه کافی شود.

عشق من، بچه ام!

اتفاقات زیادی در زندگی وجود دارند که می‌توانند حال و هوای زندگی را از بیخ و بن عوض کنند. بی‌تردید یکی از مهم‌ترین این اتفاقات، بچه‌دار شدن است. وقتی برای اولین بار صدای تپش قلب کوچکش را از دستگاه می‌شنوید یا جسم معلقش را با همه ظرافت‌هایش در قاب نمایشگر می‌بینید، حس دوگانه‌ای به سراغتان می‌آید. از یک طرف دلتان از این خوشی بزرگ غنج می‌رود و از طرف دیگر، ته دلتان با لرزش‌هایی شما را به هول و ولای پاسخ به این پرسش می‌اندازد که «آیا من پدر / مادر شایسته‌ای خواهم بود؟»، «آیا از عهده این مسئولیت بزرگ برخواهم آمد؟». و این سؤال برای تمام عمر در سر شما خواهید چرخید. پاسخ به این سؤال که البته در حد متعادلش نشانه مسؤلیت‌پذیری شماست، می‌تواند سرنوشت فرزندتان را تعیین کند.

پدر و مادرهای هلی‌کوپتری

امیدوارم بابت تشبیه کردن بعضی از پدر و مادرها به هلی‌کوپتر به شما بَر نخورده باشد. اما شاید این اصطلاح در مورد پدر و مادرهایی که مدام و در هر جایی و هر زمانی دور فرزندشان می‌چرخند و همه فکر و ذکرشان حل کردن مشکلات اوست، تعبیر نادرستی نباشد. واقعیتی که امروزه در خانواده‌ها می‌بینیم حکایت از این دارند که اکثر والدین، آن‌چنان در نقش یک هلی‌کوپتر امدادگر تمام‌وقت برای فرزندشان فرورفته‌اند که یادشان رفته است قرار بوده با مراقبت از فرزند، موجبات رشد او را فراهم کنند، نه این‌که دست و پای او را برای زندگی کردن ببندند. به چند نمونه از شایع‌ترین این مراقبت‌های افراطی توجه کنید:

ماجراهای من و درس‌هایش. این گروه از والدین از روز اولی که بچه را به مدرسه می‌فرستند، آن‌چنان در زمان انجام تکالیف به او می‌چسبند که انگار این تکالیف در اصل مال آن‌ها بوده است.

حلال تمام مشکلات او نباشید. شما موظف هستید مراقب جسم و روان فرزندتان باشید، اما این به معنای آن نیست که شما باید همه مشکلات ریز و درشت او را حل کنید

بدون سرویس، هرگز. فرقی نمی‌کند که فاصله خانه تا مدرسه بچه، ۲ تا کوچه باشد یا ۲ فرسنگ. موضوع سرویس مدرسه گرفتن که این روزها از نان شب هم برای والدین واجب‌تر شده است، آن‌چنان ریشه دوانده که خیلی از والدین فکر می‌کنند اگر برای بچه‌شان سرویس مدرسه نگیرند، در حق او کم‌کاری کرده‌اند.

لقمه‌هایی برای دلبندم. این پدر و مادرها تا لقمه را دهان فرزندشان نگذارند و قورت دادن آن‌ها را به چشم نبینند، خوابشان نمی‌برد.

من زبل‌خانَم. این پدر و مادرها اجازه بروز مشکل برای فرزندشان را نمی‌دهند؛ چون آن‌چنان مراقب او هستند که هر کجا کوچک‌ترین مسأله‌ای برای او پیش بیاید، در اسرع وقت خودشان را می‌رسانند و قائله را ختم می‌کنند.

مصائب بچه‌های لای پر قو

خیلی از پدر و مادرهای این شکلی، با خودشان فکر می‌کنند که دارند پدری و مادری را برای فرزندشان تمام می‌کنند اما واقعیت، خلاف این است و بچه‌هایی که با این سبک و سیاق بزرگ می‌شوند، در آینده شانس زیادی برای موفقیت نخواهند داشت چون:

آن‌ها بار نیامده‌اند. این به معنای آن نیست که آن‌ها خدای‌نکرده ناخلف می‌شوند، اما آن‌قدر که باید و شاید با زندگی واقعی آشنا نشده‌اند که بتوانند از عهده مدیریت خودشان بربیایند.

خودشان را نشناخته‌اند. هویت، یک اصل مهم برای رسیدن به موفقیت‌های بعدی است. پدر و مادرهایی که زیادی از فرزندشان مراقبت و حمایت می‌کنند، در واقع فرصت سبک‌سنگین کردن توانمندی‌ها و ضعف‌ها، و در نتیجه دستیابی به هویت فردی و اجتماعی و شغلی و… را از فرزند خود می‌گیرند.

تعاملات اجتماعی را خوب بلد نیستند. چون پدر و مادر فرصت تعامل با همسالان و مردم را به آن‌ها نداده‌اند، در نتیجه پختگی کافی برای تعاملات اجتماعی پیچیده‌تر در دوران بزرگسالی را ندارند.

قدرت تصمیم‌گیری ندارند. وقتی همیشه پدر و مادر در حل مشکلات او یک قدم از خودش جلوتر بوده‌اند، نمی‌شود توقع داشت که او یک تصمیم‌گیرنده خوب از آب دربیاید.

لطفاً فقط والدین او باشید

همان‌طور که گفتیم ارائه خدمات به فرزند بدون محدودیت زمانی و مکانی، به نفع آینده او نیست؛ چراکه زندگی کردن کار سختی است و اگر شما با مراقبت‌های افراطی‌تان فرصت آموختن مهارت‌های زندگی را از او بگیرید، حتماً در آینده کلاهش پس معرکه خواهد بود. پس لطفاً فقط والدین او باشید، نه هلی‌کوپتر امدادش. برای تسهیل این امر ما هم برای شما چند پیشنهاد داریم:

هویت، یک اصل مهم برای رسیدن به موفقیت‌های بعدی است. پدر و مادرهایی که زیادی از فرزندشان مراقبت و حمایت می‌کنند، در واقع فرصت سبک‌سنگین کردن توانمندی‌ها و ضعف‌ها، و در نتیجه دستیابی به هویت فردی و اجتماعی و شغلی و… را از فرزند خود می‌گیرند

اجازه بدهید زندگی کند. زندگی کردن با مشکل نداشتن جور درنمی‌آید. دور از جان شما تنها جای این دنیا که مشکلات یقه آدم را نمی‌گیرند، سینه قبرستان است. پس این تصور را که با فراهم کردن همه امکانات و ارائه همه جور مراقبت و حمایت، دارید طعم زندگی را به فرزندتان می‌چشانید، کنار بگذارید. وظیفه پدری و مادری شما ایجاب می‌کند که فرزندتان را برای شناسایی، کنار آمدن و حل مشکلات زندگی آماده کنید، نه این‌که با دور نگه‌داشتن افراطی او از مشکلات، مکانیسم دفاعی انکار را در او تقویت کنید.

حلال تمام مشکلات او نباشید. شما موظف هستید مراقب جسم و روان فرزندتان باشید، اما این به معنای آن نیست که شما باید همه مشکلات ریز و درشت او را حل کنید. بایدی که در این مورد برای شما وجود دارد این است که از دور مراقب او باشید، راهنمایش باشید و در برخورد با مشکلاتی که اشتباه کردن در آن‌ها تاوان سنگینی برای فرزندتان ندارد، به او فرصت انتخاب، تصمیم‌گیری و حتی اشتباه کردن بدهید.

کیفیت رابطه‌تان را بالا ببرید. وقت بیشتری را با او بگذرانید. با او حرف بزنید، نظراتش را بپرسید، انتقاداتش را بشنوید و به شیوه‌های مختلف به او بفهمانید که می‌دانید خیلی توانمند است، می‌تواند بهترین انتخاب‌ها را داشته باشد هر چند که ممکن است مثل همه آدم‌ها گاهی هم اشتباه کند، اما می‌تواند به اهدافش برسد.

با مشاور صحبت کنید. خیلی از اوقات، این قبیل والدین به خاطر اضطراب درمان‌نشده خودشان، هم حال خودشان را خراب می‌کنند و هم آینده فرزندشان را. پس اگر شما هم با این مسئله مواجهید، به خاطر خودتان و آینده فرزندتان، با یک مشاور صحبت کنید.

 


منبع: پنجره

سه شنبه, 12 ارديبهشت 1396 13:00

تصور معلمی !

 

تصور کنید یک معلم زن هستید...

تصور کنید  یک معلم زن هستید که  گاهی صدایش بالا می رود. نفسش میگیرد.حنجره اش می سوزد...

هدی پاکنهاد _بخش خانواده تبیان

 

روز معلم

 

 

قند در دلشان آب شده است . برای همچین روزی، روز شماری میکنند.دوست دارند به هر نحوی شده است در این روز قدر دانی کنند. میز و نیمکت های چوبی خالی ،تمیز و مرتب در سکوتی سرشار از هیجان قرار گرفته اند و منتظرند تا این سکوت را بشکنند...

دانش آموزان صف به صف وارد کلاس می شوند. کلاس پر می شود از شادی و نشاط، شلوغی و سر و صدا،شیطنت های کودکی و ...

بچه ها ساکت....  خانم معلم داره میاد...

حالا تمام کلاس سراپا انتظار می ایستد تا تو وارد شوی، به حرمت حضورت همه قیام می کنند،به مهربانی و دانشت درود می گویند...

تو وارد می شوی و از ذره ذره وجودت، نفست، معلوماتت جان میگذاری و پای تخته های چوبی کلاس گچ میخوری تا بذر واژه ها را در ذهن بچه ها بپاشی...

امروز روزیست که نه تنها دانش آموزانت بلکه تمام ملت به حرمت شکوهت قیام می کنند. امروز میخواهم از معلم بگوییم. از کسی که هنوز حضورش را در دل احساس میکنم و نوشتن و خواندن و تمام معلوماتم را مدیون او هستم. امروز میخواهم از آموزگاری بگوییم که رنگ چهره اش گهگاه از فرط خستگی زرد می شد اما خم به ابرو نمی آورد و با وقار می ایستاد و به سوالات بچه ها پاسخ می داد. 

آری... امروز روز توست... تویی که معلم ریاضی بودی و نظم را به ما آموختی. معلم دینی بودی و انسانیت و گذشت را به ما آموختی... معلم ادبیات بودی و ادب را به ما آموختی...اگر امروز به جایی رسیده ام همه را  مدیون زحمات تو خواهم بود.. آیا می توانم تو را وصف کنم...به راستی که شغل معلی شغل انبیا است.پس چگونه می توانم درباره کرامت و جایگاهت بگویم...

امروز روز کسیست که  حس مسئولیت در شغل او موج می زند . معلم زنی که بار مسئولیت منزل و فرزندانش را بر دوش دارد حالا باید مسئولیت تعداد زیادی از بچه هایی را بر عهده بگیرد که از خانواده های متفاوت و با تربیت های مختلفی وارد جامعه ی کوچکی (مدرسه) شده اند.معلمان زن در انجام وظایف خود بسیار مسئولیت پذیر هستند و گاهی چند نقش را در مدرسه بر عهده می گیرند. گاهی مادری مهربان و دلسوز می شوند برای دانش آموزانی که برای فرار از شرایط سخت خانواده به مدرسه پناه آورده است، گاه معلمی نمونه برای رشد و تربیت دانش آموزان و گاهی مدیری که زمان و زندگی دانش آموزانش را به بهترین نحوه ممکن اداره و مدیریت می کند لذا همین حس مسئولیت یکی از عوامل فرسودگی شغلی به شمار می رود که بهداشت روانی معلم را سخت تحت تاثیر قرار می دهد. 

برای درک سختی این شغل کافی است خود را جای معلم زنی بگذارید که هر روز در حال سرو کله زدن با بچه های بازیگوشی است که باید کلاس را ساکت کند و درس بدهد. ساکت کردن یک بچه هم کار آسانی نیست اینکه دیگر یک کلاس است!. گاهی برخی از مادران حوصله ی نگه داشتن و درس دادن به فرزند خودشان را هم ندارند حال تصور کنید یک معلم زن هستید که  گاهی برای ساکت کردن کلاس صدایش بالا می رود. نفسش میگیرد.حنجره اش می سوزد... شروع به تدریس میکند... امتحان میگیرد و برگه ها را تصحیح میکند... با خستگی تمام به خانه می رود و در همان حال که هنوز صدای سر و صدای بچه ها در گوشش است  به  درست کردن شام خوشمزه و بازی جدید با فرزندش فکر می کند... در همین حال که به خانه می رسد به ساعت نگاه می کند... آخ یک ساعت دیگر فرزندم می آید ... باید زودتر ناهار را درست کنم... با همان لباس های بیرون شروع میکند به غذا درست کردن ...میز ناهار را آماده میکند و یک نگاهی به آینه می اندازد؛ با چهره ی درهم و خسته خود مواجهه می شود... موهایش را شانه می زند و با کمی آرایش چهره ی خسته اش را پنهان می کند تا با نشاط به استقبال فرزند و همسرش رود... این کار هر روز و هر روز تکرار می شود...  به راستی که جایگاه تمام معلمان جامعه علی الخصوص معلمان زن ستودنی است.

تنها می توانم در این روز در برابر مقامت سر تعظیم فرود آورم و از پیشگاه خداوند متعال مسئلت دارم تا سایه ات همچنان بر سر دانش آموزان امروز ، فردا و نسل آینده پایدار باشد و به برکت وجود تو روز به روز شاهد پیشرفت های علمی در جامعه باشیم ...

با آرزوی موفقیت و سربلندی برای تمام معلمان عزیز سرزمینم …

سه شنبه, 12 ارديبهشت 1396 12:47

آفاق فکری برون حوزه ای شهید مطهری

آفاق فکری برون حوزه ای شهید مطهری (قدس سره)

[منبع الکترونیکی]

افزودن به کتابخانه شخصی

شرح پدیدآور :

محمد رضا حکیمی‏

زبان :

فارسی

نوع منبع :

کتاب الکترونیکی

موضوعات :

سرگذشت‌ نامه‌ هاي‌ فردي‌
شاخص‌ ها
توانايي‌ علمي‌
عالمان شيعه
آشنایی با علمای شیعه

منابع دیجیتالی :

 نسخه متنی

پدیدآورندگان :

مطهري ، مرتضي ، 1299 - 1358(توصیفگر)
حكيمي، محمدرضا، 1314-(سرشناسه)

وضعیت نشر الکترونیکی :

قم : موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان ، 1387

 

سی سالگی بازار بزرگ کتاب در ایران

مهم‌ترین فستیوال فرهنگی کشور امروز افتتاح می‌شود

 
سی سالگی بازار بزرگ کتاب در ایران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دنیای اقتصاد- بهنام ناصح: امروز سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با حضور مسوولان بلندپایه کشور افتتاح می‌شود و از فردا سیزدهم اردیبهشت تا بیست و سوم خیل علاقه‌مندان به کتاب و مطالعه می‌توانند با حضور در «شهرآفتاب» به خرید آثار موردعلاقه‌شان اقدام کنند. هر ساله روزهای برپایی این نمایشگاه بهانه‌ای می‌شود تا بحث غلبه وجه فروشگاهی آن به جنبه نمایشگاهی‌اش بحث محافل و رسانه‌های فرهنگی شود تا موافقان و مخالفان بار دیگر یادشان بیاید که این گردهمایی سالانه ناشران و مخاطبان، چه میزان با نمونه‌های خارجی‌اش متفاوت است. در اغلب نمایشگاه‌های معتبر بین‌المللی مانند نمایشگاه کتاب فرانکفورت، بلونیا و لندن عموم بازدیدکنندگان، نویسندگان، ناشران و‌ کارگزاران فرهنگی موسسات نشر هستند که در مکانی واحد به تعامل، دادوستد حق نشر آثار و گفت‌وگو در زمینه‌های کلان فرهنگی می‌پردازند از این‌رو در بیشتر این نمایشگاه‌ها، جز روزهایی خاص عموم مردم به آن راه نمی‌یابند یا اگر هم حضور می‌یابند کتابی برای خریده شدن در غرفه‌ها موجود نیست.

 

در واقع جز ایران فقط چند کشور در حال توسعه را می‌توان یافت که نمایشگاهی نسبتا بزرگ از کتاب برای خرید مستقیم مردم فراهم می‌آورد تا با تخفیف‌های متنوع، حس کتاب‌دوستی آمیخته با تفرج در فضایی فرهنگی را در عموم بیدار کند. هرچند منتقدان این‌ رویکرد با استناد به حقایقی، برپایی بازاری به این وسعت را نه‌تنها دون شأن رویدادی با نام دهان پرکن «نمایشگاه بین‌المللی کتاب» می‌دانند، بلکه حتی از نظر اقتصادی نیز آن را لطمه‌ای به کتابفروشان ارزیابی می‌کنند؛ چراکه با ارتباط مستقیم ناشر و مخاطب و حذف آنها از چرخه نشر فروش سالانه این گروه دستخوش نقصان می‌شود. با این‌همه نباید از یاد ببریم که نمایشگاه کتاب و مشکلات آن را نمی‌توان جدا از مشکلات کلی موضوع کتابخوانی و صنعت نشر دانست و به بیان دیگر، نمایشگاه کتاب نه علل معایب، بلکه خود معلول مسائل کلی فرهنگ جامعه است.

 

چه کسانی از نمایشگاه کتاب سود می‌برند؟

با توجه به تنوع ناشران شرکت‌کننده و گوناگونی مخاطبان از نظر خاستگاه فرهنگی و اجتماعی انگیزه‌های مختلفی برای حضور در نمایشگاه وجود دارد. ناشران بزرگ و مطرح خصوصی به‌دلیل اینکه عموما کتابفروشی‌های مستقلی در پایتخت و شهرستان‌ها دارند، کمتر به جنبه مادی حضور در نمایشگاه توجه نشان می‌دهند و اغلب به‌دلیل ارتباط مستقیم با مخاطب و جنبه تبلیغاتی در نمایشگاه شرکت می‌کنند؛ به نحوی که گاه هزینه غرفه‌آرایی آنها با فروش 10روزه برابری می‌کند. ناشران دولتی نیز اغلب بر حسب وظیفه بدون در نظر گرفتن سود و زیان مادی و معنوی، مثل دیگر رویدادهای فرهنگی، شرکت می‌کنند تا فقط شرکت کرده باشند. در این میان می‌ماند ناشران خصوصی کوچک که از امکان عرضه مستقیم کتاب به مخاطب در طول سال بی‌بهره‌اند. این گروه با حذف 40 درصدی که طبق معمول مجبور به پرداخت به شرکت‌های پخش‌کننده کتاب هستند، با توجه به 20 درصد تخفیف نمایشگاه، از‌ 20درصدسود بیشتر بهره‌مند می‌شوند و این‌گونه با توجه به حجم انبوه مخاطبان، تا حدی کم‌وکسری‌های ایجاد شده در طول سال را حل و فصل می‌کنند.

درباره مخاطبان نیز، با توجه به اینکه اغلب کتاب‌های عرضه‌شده در نمایشگاه در دیگر روزهای سال در کتابفروشی‌ها، به‌ویژه کتابفروشی‌های پایتخت به راحتی و راحت‌تر از پیمودن طول و عرض نمایشگاه، در خیابان‌های انقلاب و کریمخان یافت می‌شود، کمتر کتابخوان حرفه‌ای به‌دلیل چندهزار تومان تخفیف با توجه به بودجه محدود اهل فرهنگ، رنج این راه طولانی را برخود هموار می‌کند؛ مگر اینکه به حضور در نشست‌ها و دیدار با نویسندگان مورد علاقه‌ خود از نزدیک تمایل داشته باشد. اغلب این گروه کتاب‌های مورد نظرشان را در طول سال و سرصبر و حوصله انتخاب می‌کنند. با وجود این، هر سال نمایشگاه مملو از جمعیتی است که گویا بیش از خرید کتاب، عقب نماندن از قافله‌ و از دست ندادن رویدادی همگانی برایشان در اولویت است. اتفاقا همین گروه که به نظر می‌‌رسد از سر تفنن و سالی یک‌بار به بهانه کتاب در اجتماعی فشرده به نمایشگاه هجوم می‌برند، مشتری‌های اصلی این بازار بزرگ محسوب می‌شوند؛ گروهی که شاید تخفیف‌ها و بن‌های تخفیف تاثیری اندک در میزان خرید و محتویات پلاستیک‌های کوچک همراهشان داشته باشد؛ ولی بیش از آن نفس حضور در اجتماعی فرهنگی برایشان لذت‌بخش‌ است.

 

ویژگی‌های نمایشگاه امسال

«شهر آفتاب» برای دومین‌بار پس از سال‌ها برپایی نمایشگاه در مکان نمایشگاه بین‌المللی و مصلای امام خمینی میزبان کتاب‌دوستان است. در این دوره 135هزار مترمربع فضای نمایشگاهی در اختیار غرفه‌های داخلی و خارجی قرار گرفته، دو هزار و 260 غرفه در این دوره راه‌اندازی شده است و یک هزار و 607 ناشر در نمایشگاه حضور دارند و در مجموع در بخش ناشران داخلی، 240 هزار عنوان کتاب به نمایش درخواهد آمد. ایتالیا امسال مهمان ویژه نمایشگاه کتاب تهران است و با تیم 40 نفره که 35 نفر آنها نویسندگان هستند در نمایشگاه حضور خواهند یافت. امسال برای نخستین‌بار شهر مهمان نیز حضور می‌یابد. در نخستین دوره این شهر استانبول از ترکیه انتخاب شده است که به نظر می‌رسد این موضوع نیز تجربه خوبی در حوزه ارتباط تمدن‌ها و بهانه‌ای برای بررسی نفوذ زبان فارسی در جهان باشد. در سی‌امین دوره نمایشگاه کتاب تهران، در بخش عربی 94 ناشر و در بخش لاتین 45 ناشر ثبت‌نام کرده‌اند و تعداد عناوین کتاب‌ها در بخش عربی 47 هزار و 234 عنوان و در بخش لاتین 150هزار و 144 عنوان شده است. همچنین امسال 5/ 16 میلیارد تومان یارانه برای نمایشگاه اختصاص یافته است. از دیگر ویژگی‌های این دوره از نمایشگاه غیاب رئیس جمهوری در مراسم افتتاحیه است که احتمالا به دلایل شائبه تبلیغات انتخاباتی این تصمیم گرفته شده است. از این‌رو در سی‌امین دوره نمایشگاه کتاب در کنار وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی حضور دارد.

 

آثار بزرگان ادب و هنر

بسیاری از ناشران، با توجه به تمرکزی که این روزها به بهانه نمایشگاه کتاب بر آثار تازه انتشار یافته وجود دارد، تمام تلاش خود را صرف این می‌کنند که کتاب‌های مهم به‌ویژه آثار نویسندگان و هنرمندان مطرح را برای ایام پرجمعیت حاضر کنند. از آثاری که در سی‌امین نمایشگاه کتاب تهران برای نخستین‌بار از بزرگان این عرصه یا درباره آنها خواهیم خواند می‌توان به کتاب مصاحبه‌های دولت‌آبادی با عنوان «این گفت و سخن‌ها...» از سوی نشر چشمه اشاره کرد. این کتاب مجموعه‌ای‌ است از ۲۴ مصاحبه‌ این نویسنده با روزنامه‌نگاران و نشریات مختلف طی دو دهه‌ گذشته. کتاب «گفت‌وگو با عباس کیارستمی» که به همت مهدی مظفری ساوجی از سوی «کتاب آبان» منتشر شده نیز از آثاری است که در نمایشگاه می‌تواند نظر علاقه‌مندان به آثار سینماگر فقید را به خود جلب کند. همچنین کتاب «دو خاطره: سفرنامه پاریس، عوج‌کلاب» به عنوان اثری چاپ اولی به قلم داریوش مهرجویی از سوی انتشارات به‌نگار در سی‌امین نمایشگاه کتاب تهران عرضه می‌شود. کار ویرایش این رمان را شهرام اقبال‌زاده انجام داده است.آثار بزرگان ادب و هنر که برای نخستین‌بار در نمایشگاه عرضه خواهند شد قطعا بیشتر از این تعداد است که احتمالا در روزهای آینده اخبار بیشتری از آنها خواهیم شنید.

 

راه‌های دستیابی به نمایشگاه کتاب

سی‌امین نمایشگاه کتاب تهران در شهرآفتاب به نشانی اتوبان شهید کاظمی، نرسیده به عوارضی تهران- قم، سمت راست، واقع شده است و می‌توان از راه‌های مختلف به آن دست یافت.

خودروی شخصی: برای رسیدن به نمایشگاه کتاب (شهر آفتاب) باید وارد آزادراه خلیج‌فارس شوید. اتوبان‌های امام علی، چمران و آیت‌الله سعیدی درنهایت به آزادراه خلیج‌فارس می‌رسند. شهر آفتاب درست در ضلع روبه‌روی حرم مطهر قرارگرفته است.

مترو: برای رسیدن به شهر آفتاب باید وارد خط یک (خط قرمزرنگ) بشوید. اینجا همان خط مترویی است که ایستگاه کهریزک را به ایستگاه تجریش وصل می‌کند. ایستگاه شهر آفتاب هم یکی از ایستگاه‌های جدید متروی تهران است که در ایام نمایشگاه کتاب مسافرگیری می‌کند.

اتوبوس: اگر می‌خواهید با اتوبوس به نمایشگاه کتاب و شهر آفتاب بروید، باید از میدان تجریش، میدان صنعت، میدان نوبنیاد، پایانه بیهقی، میدان رسالت، پایانه تهران‌پارس، میدان آزادی، میدان راه‌آهن، ترمینال جنوب، پایانه خاوران، پایانه نعمت‌آباد و پایانه شاهد اتوبوس‌های شهر آفتاب - نمایشگاه کتاب را سوار شوید.

تاکسی: برای رسیدن به نمایشگاه کتاب / شهر آفتاب می‌توانید از تاکسی‌ها یا ون‌هایی که در میدان تجریش، میدان نوبنیاد، میدان صنعت، پایانه بیهقی، میدان رسالت، پایانه تهران‌پارس، ترمینال آزادی، ترمینال جنوب، میدان راه‌آهن، پایانه خاوران، پایانه نعمت‌آباد و پایانه شاهد به نمایشگاه کتاب / شهر آفتاب می‌روند، استفاده کنید.

دوشنبه, 11 ارديبهشت 1396 13:11

حق پذیری فقها !

حق پذیری میرزای شیرازی بزرگ صاحب حکم تحریم تنباکو !

درباره عالم بزرگ مرحوم حاج میرزا ابراهیم خوئی نوشته اند: در سال 1248 ق در خوی تولد یافت و در بیست و پنج سالگی به نجف اشرف رفت. 

 

حق پذیری میرزای شیرازی بزرگ صاحب حکم تحریم تنباکو

 

 

ابتدا در محضر شیخ و بعد از او هم نزد سید کوه کمری به تحصیل فقه و اصول پرداخت و از شیخ محمد حسین کاظمی و شیخ مهدی کاشف الغطاء اجازه روایت گرفت.

مقام علمی حاج میرزا ابراهیم چنان بود که با میرزای شیرازی در مسأله ای فقهی مذاکره و در فتوا با ایشان اختلاف نظر پیدا کرد. میرزای شیرازی چون در مدرک مسأله تجدید نظر کرد فتوای خوئی را بر حق دانست و از فتوای خودش عدول کرد و این مطلب را به خوئی هم خبر داد.«1»

این امر هنگامی بود که میرزای بزرگ در اوج نفوذ و شهرت و اقتدار قرار داشت. همان شخصیتی که با یک سطر بساط نقشه استعمار گرانه انگلستان را در ایران برچید.

روزی آخوند خراسانی در مجلس درس استاد خود میرزای شیرازی در سامرا شرکت کرد تا از سخنان وی کسب فیض کند. استاد بالای منبر نشسته بود و برای اثبات نظر خود اقامه دلیل می کرد. آخوند بر نظر استاد ایراد کرد و از خود نظری دیگر بیان داشت. استاد در مقام جواب برآمد و دلایل شاگرد خود را رد کرد و باز برای اثبات نظر خود دلیلهای دیگر آورد و این دو سه بار تکرار شد. سایر طلاّ ب ساکت نشسته بودند و به مباحثه آن دو با دقّت هر چه تمام تر گوش فرا می دادند. چون کار مباحثه و مناظره بالا گرفت آخوند به عنوان احترام نظر استاد را قبول و سکوت اختیار کرد.

فردای آن روز هنگامی که میرزا برای تدریس بر فراز منبر آمد قبل از شروع درس رو به طلاّب و فضلای جلسه درس گفت: «در مسأله دیروز حق با جناب آخوند بود و نظر ایشان درست است.»«2»

1. زندگانی و شخصیّت شیخ انصاری، ص 171.

2. مرگی در نور، ص 71.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه

دوشنبه, 11 ارديبهشت 1396 13:05

فضائل عباسی (سلام الله علیه)

 

ویژگی سراسر درخشان حضرت عباس را  بشناسید !

در روز چهارم شعبان سال 26 هجرى چشمه ی جوشان ادب و فروتنی و کمال و شجاعت در مدینه چشم به جهان گشود .

فرآوری: پاک نهاد - بخش تاریخ و سیره معصومین 

 

ادب حضرت عباس

 

 

حضرت ابوالفضل العباس نخستین فرزند از ازدواج حضرت امیر المؤمنین على(علیه السلام) و ام البنین بود . 

ماجراى ازدواج على(علیه السلام) با ام البنین

قضیه ازدواج مادر مكرمه اش ام البنین با حضرت على(علیه السلام) بدین گونه بود كه پس از شهادت حضرت زهرا(علیها السلام) على(علیه السلام) برادرش عقیل كه در علم نسب شناسى آگاهى كامل داشت و قبایل و خصلت هاى اخلاقى و روحى آنها آشنا بود را به حضور طلبید و از وى خواست كه براى آن حضرت همسرى شایسته و از قبیله اى كه اجدادش از شجاعان و دلیر مردان باشند پیدا كند تا ثمره ازدواجشان فرزندانى شجاع و رشید باشند پس از مدتى عقیل زنى از طایفه بنى كلاب را به حضرت معرفى كرد كه داراى آن ویژگى ها بود نامش فاطمه دختر حزام بن خالد بود و نیاكانش همه از دلیرمردان بودند. حضرت با وى ازدواج نمود و او نیز وظیفه مادرى و سر پرستى براى فرزندان حضرت زهرا(علیها السلام) را به عهده گرفت و آنان را چون فرزندان خود بلكه بیشتر از فرزندانش دوست مى داشت گویند وقتى وى را فاطمه صدا مى زدند وى گفت مرا فاطمه صدا نكنید زیرا فرزندان با شنیدن نام فاطمه به یاد غم هاى مادرشان مى افتند و ناراحت مى شوند بلكه مرا خادم خود بنامید. و حضرت على(علیه السلام) ولى را ام البنین یعنى مادر پسران نامید و به این نام شهرت یافت.

تولد حضرت عباس(علیه السلام )

حضرت ابوالفضل علیه السلام نخستین فرزند از چنین بانوى با معرفت و حق شناسى بود تولد وى، خانه على(علیه السلام) و دل مولا را غرق نور و سرور ساخت وقتى كه به دنیا آمد حضرت على(علیه السلام) در گوش او اذان و اقامه گفت نام خدا و رسول خدا را بر گوش وى خواند و نام او را عباس قرار داد.

با آن كه این نوزاد بسیار خوش منظر و زیبا بود به طورى كه وى را قمر بنى هاشم نامیده اند و به ماه شب چهارده تشبیه نموده اند و حضرت وى را به نام عباس نام نهاد و آن به این علت بود كه عباس هم به معناى شیر شرزه و خشمگین است و هم به معناى عبوس و چهره گرفته زیرا كه ایشان نسبت به ظالمان چهره اى خشمگین داشتند.

در روز هفتم تولدش گوسفندى را به عنوان عقیقه ذبح كردند و گوشت آن را به فقرا صدقه دادند.

حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام بدون اجازه در كنار امام حسین علیه‌السلام نمى نشست، و اگر پس از اجازه مى نشست، مانند عبد خاضع دو زانو در برابر مولایش مى نشست.( معالى السبطین : ج 1، ص 443)

با آن كه هنگام تولد پدر خوشحالى مى كند، حضرت گاهى قنداقه عباس خردسال را در آغوش مى گرفت و آستین دست هاى كوچك او را بالا مى زد و بر بازوان او بوسه مى زد و اشك مى ریخت حضرت در پاسخ ام البنین نسبت به این كار فرمود این دست ها براى كمك و یارى به برادرش حسین قطع خواهد شد.

حضرت عباس  علیه السلام در خانه على(علیه السلام) و در دامان مادر با ایمان وفادارش و در كنار امام حسین علیه السلام رشد كرد و درس هاى بزرگ انسانیت صداقت و اخلاق را فرا گرفت تربیت خاص امام على(علیه السلام) بى شك در شكل دادن به شخصیت فكرى و روحى این نوجوان سهم عمده اى داشت.

ادب و فروتنی حضرت عباس علیه السلام  

یكى از فضایل والاى انسانى و اسلامى، رعایت ادب است. ادب در برابر بزرگان و مقدسات و در همه موارد زندگى، زینت اخلاق بوده و از عوامل و اركان مهم شخصیت معنوى انسان است. امیرمومنان على علیه‌السلام ضمن سفارش به فرزندش امام حسن علیه‌السلام در فراگیرى ادب ، فرمود: یا بنى ! الادب لقاح العقل ، و ذكا القلب و عنوان الفضل

پسرم ادب ، مایه بارور شدن عقل و بیدارى قلب و سرلوحه فضل و بزرگوارى است. نیز فرمود: من اخر عدم ادبه ، لم یقدمه كثافه حسبه كسى كه بى ادبى ، او را عقب انداخت ، عظمت و كثرت فامیل، او را به جلو نخواهد انداخت. همچنین آن حضرت  فرمودند: لا میراث كالادب ، هیچ ارثى ارزشمندتر از ادب نیست.بر همین اساس حضرت على علیه‌السلام فرزندانش را بخوبى تربیت كرد، و آنها از باادبترین افراد جامعه خود بودند. حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام از همین مكتب درخشان، درس ادب آموخته بود، كه از ویژگی‌هاى زندگى سراسر درخشان وى ادب او در همه دوران‌هاى زندگیش از كودكى تا آخر عمر بود. 

روایت شده: حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام بدون اجازه در كنار امام حسین علیه‌السلام نمى نشست، و اگر پس از اجازه مى نشست، مانند عبد خاضع دو زانو در برابر مولایش مى نشست.( معالى السبطین : ج 1، ص 443) 

فضائل حضرت عباس علیه اسلام

حضرت امام سجاد علیه السلام  درباره حضرت عباس  علیه السلام مى فرماید: خداوند عمویم عباس را رحمت كند كه در راه برادرش ایثار و فداكارى كرد و از جان خود گذشت چنان فداكارى كرد كه دو دستش قلم شد خداوند نیز به او همانند جعفر بن ابى طالب در مقابل آن دو دست قطع شده دو بال عطا كرد كه با آنها در بهشت با فرشتگان پرداز مى كند عباس نزد خداوند مقام و منزلتى بسیار بزرگ دارد كه همه شهیدان در قیامت به او غبطه مى خورد.

چنانچه شاعر نیز در این باب مى گوید:

چون اقتدا به جعفر طیار كرده ایم    برد از ماست با پرِ جان در فضاى دوست

در پیروى زخط علمدار كربلاست    دوستى كه داده ایم به راه رضاى درست

امام صادق  علیه اسلام نیز در ستایش از حضرت عباس علیه السلام  مى فرماید:

عموى ما عباس داراى بصیرة نافذ و ایمانى استوار بود همراه امام حسین جهاد كرد و آزمایش خوبى داد و به شهادت رسید.


منابع :

سالروز ولادت حضرت ابوالفضل(علیه السلام) / آیت الله لنکرانی

ادب حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام در دوران كودكی / پرسمان اهل بیت

دوشنبه, 11 ارديبهشت 1396 12:54

مکارم حسینی (سلام الله علیه)

همانند امام حسین علیه السلام حیا کنیم !

 

لو کان الحیاء صوره لکان الحسین: «اگر حیاء به شکل تصویری در بیاید می شود حسین.» این کلام کنایه از نهایت حیای امام حسین عیه السلام دارد. امام حسین علیه السلام در رفتار فردی و اجتماعی، در قبال خدا و بندگان و در برابر خدمت به بندگان حیا داشتند....

هدی سادات پاک نهاد - بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
حیا امام حسین

 

 

گاهی برخی  افراد  و شخصیت ها  الگوهای بزرگی در زندگی مردم قرار میگیرند و گاهی ائمه معصمومین با توجه به فضائل اخلاقی به عنوان انسانهای کاملی سر لوحه زندگی متدینین می شوند در این بین یکی از فضایل اخلاقی که تاثیر به سزایی را در جامعه خواهند داشت  مسئله حیا است . 

حیا یکی از ارزش های اخلاقی است که امام حسین به عنوان یکی از مصادیق واقعی و حقیقی حیا و عفت در بین مردم به شمار می روند . برای نشان دادن اهمیت حیا همین بس که به حدیثی از مولای متقیان امیر المومنین علیه السلام اشاره کنیم که فرمودند: «کسی که دین ندارد، حیا ندارد.» لذا یکی از نشانه های بی دینی، بی حیایی است. بی حیایی یعنی مبادرت به کار قبیح در حضور دیگران ، بدون هیچ گونه نگرانی.

متاسفانه در جامعه امروز شاهد بی حیایی هایی هستیم که حتی برخی از افراد بدون هیچ باکی به ارتکاب عمل زشت و ناپسند می پردازند. اینان افراد بی حیایی هستند که اگر در حال گناه دیده شوند هرگز متاثر نمی شوند و همچنان به کار خود ادامه خواهند داد. پوشش های نامناسب، چشم چرانی ها، ریا در خدمت به مردم و... همه از مصادیق بی حیایی در جامعه ی امروز است. این بی حیایی ها در حالی در جامعه ی امروز اتفاق می افتد که خود را شیعه و ارادتمند به ابا عبدالله الحسین می دانیم اما خوب است همانگونه که در دو ماه تاسوعا و عاشورا به عزادارای برای سید الشهدا و در اعیادی همچون نیمه شعبان به برگزاری مراسم ها و جشن ها مذهبی برای

برای نشان دادن اهمیت حیا همین بس که به حدیثی از مولای متقیان امیر المومنین علیه السلام اشاره کنیم که فرمودند: «کسی که دین ندارد، حیا ندارد.»

 عرض ارادت به آن حضرات معصوم  می پردازیم در عمل هم به الگوهای رفتاری اولیای خدا و در راس ایشان امامان معصوم  توجه کنیم. حیا نزد آن بزرگواران در اوج خود قرار دارد. صفت حیا در وجود نازنین حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام موج می زند و تاریخ زندگانی امام از کودکی تا صحنه کربلا شاهد این مدعاست.

حیا خود عامل عاقبت بخیر است. کسی که حیا نداشته باشد هیچ چیز جلودارش نیست و و هر کاری را که بخواهد انجام می دهد و این نمونه کامل بی ایمانی است . 

لو کان الحیاء صوره لکان الحسین: «اگر حیاء به شکل تصویری در بیاید می شود حسین.»(مئه منقبه من مناقب امیر المومنین و الائمه، ص۱۳۵ ) این کلام کنایه از نهایت حیای امام حسین عیه السلام دارد. امام حسین علیه السلام در رفتار فردی و اجتماعی، در قبال خدا و بندگان و در برابر خدمت به بندگان حیا داشتند. 

حیاء در برابر مردم 

امام حسین (علیه السلام) هنگام بخشش به سائل دچار شرم و حیا می‌شدند و بر او رقت می‌کردند. حکایت یک عرب بادیه‌نشین که از امام حسین (علیه السلام) ضمن خواندن ابیاتی درخواستی کرد، از آن جمله است. حضرت وارد خانه شدند و چهار هزار درهم در عبایشان پیچیدند و آن را به خاطر شرم و حیا از سائل از شکاف در خانه به او دادند و گفتند: بگیر، من از تو معذرت می‌خواهم که اگر در آینده مال و ثروتی به دست آوردیم، ابر رحمت ما بر تو خواهد بارید؛ اما چه کنم که زمانه متحول است و ما از مال و دنیا اندکی داریم.

نمونه دیگر این‌که امام به سائلی هزار درهم دادند. سائل آن را گرفت و شروع به شمارش آن کرد. خازن آن حضرت به او گفت: «مگرچیزی فروخته‌ای که بهای آن را با دقت می‌شماری؟» گفت: «بله، آبروی خود را داده‌ام.» امام فرمود: «سه هزار به او بدهید. هزار برای اینکه سائل است. هزار درهم برای آبرویش و هزار هم برای اینکه نزد ما آمده.»

نمونه سوم؛ شخصی نامه‌ای به امام داد. امام حسین (علیه السلام)  قبل از خواندن آن فرمودند: «خواسته‌ات برآمده است.» کسی از امام پرسید: «آیا ملاحظه فرمودید در نامه چه نوشته است؟» امام فرمود: «خداوند از انتظار او در نزد من به مقداری که نامه را بخوانم، سؤال خواهد کرد.»

این صفت خاص در امام به حدی بود که حتی وقتی می‌خواست به جاهلی هم مطلبی را بیاموزد، از او شرم می‌کرد. 

حیا در رد دعوت فقرا

از نشانه های حیا رد نکردن درخواست دیگران است. امام حسین (ع) حیا می‌کردند که دعوت کسی مخصوصاً فقرا را، برای غذا خوردن با ایشان رد کنند.

در تفسیر عیاشی از مسعده روایت می‌کند که گفت: امام حسین (ع) به گروهی از فقرا عبور کرد که عبای خود را گسترده بودند و چند پاره‌ای نان روی آن ریخته و مشغول خوردن بودند. آنان به امام حسین (ع) گفتند: «یابن رسول الله! بیا (با ما غذا بخور)» امام (ع) نشست و با ایشان مشغول غذا خوردن شد و این آیه را تلاوت کرد: «إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْتَکبِرِینَ»؛ یعنی خدا افراد متکبر را دوست ندارد. سپس به فقرا فرمود: «من دعوت شما را پذیرفتم، شما هم دعوت مرا اجابت نمایید!» گفتند: «اطاعت می‌کنیم یابن رسول الله.» آنگاه برخاستند و با آن حضرت وارد منزل امام حسین (ع) شدند. آن بزرگوار به کنیزک خود فرمود: «آنچه را که ذخیره نموده‌ای بیاور!» 

حیا در برخورد با سالخوردگان

در داستانی که حسنین (ع) با پیرمردی که وضوی اشتباهی می‌گرفت، ایشان حیا کردند که این مطلب را مستقیماً به او بگویند. بلکه خود مشغول به وضو گرفتن شدند و از آن پیرمرد خواستند تا قضاوت کند که کدام‌یک درست‌تر وضو می‌گیرند.

روی ان الحسن و الحسین مرّا علی شیخ یتوضأ و لا یحسن الوضوء فاظهرا تنازعا یقول کل منهما للآخر أنت لا

از نشانه های حیا رد نکردن درخواست دیگران است. امام حسین (ع) حیا می‌کردند که دعوت کسی مخصوصاً فقرا را، برای غذا خوردن با ایشان رد کنند.

 تحسن الوضوء و قالا أیها الشیخ کن حکما بیننا فتوضأ و قالا أینا یحسن الوضوء فقال الشیخ کلاکما تحسنان الوضوء و لکن هذا الشیخ الجاهل هو الذی لم یحسن و قد تعلم الآن منکما و تاب علی یدیکما ببرکتکما و شفقتکما علی امه جدکما. 

در کتاب عیون المجالس از رؤیانی روایت کرده است:

حسن و حسین (ع) (در دوران کودکی) بر پیرمردی گذر کردند که وضو می‌گرفت، ولی آن را نیک انجام نمی‌داد. با یکدیگر کشمکش (ظاهری) به راه انداختند، هر یک به دیگری می‌گفت: «تو وضو را نیک انجام نمی‌دهی»، (بدین گونه نظر پیرمرد را به خود جلب نموده) و گفتند: «ای پیرمرد ما هر یک وضوی کاملی می‌سازیم، تو میان ما داور باش». هر دو وضو گرفتند، سپس گفتند:

کدام‌یک از ما وضو را نیک انجام دادیم؟»

پیرمرد (متوجه شده) عرض کرد: هر دوی شما نیک وضو ساختید، اما این پیرمرد نادان (تاکنون) درست وضو نمی‌گرفت و اکنون از شما (آن را) آموخت و به برکت شما و دلسوزی شما بر امت جد بزرگوار خودتان، از اشتباه خود توبه کرد. (بحارالانوار، ج1، ص89)

کربلا  ،اوج حیا حسینی

با نگاهی کوتاه به تاریخ کربلا این نکته روشن می‌شود که برخلاف لشگریان دشمن که بی‌حیایی در آنان به وضوح دیده  می‌شد، حیا در لشگریان امام حسین (ع) موج می‌زد و در اوج آن ،شخصیت بی‌نظیر امام حسین (ع) بود که مثال‌زدنی است. در اینجا به یک نمونه تاریخی بسنده می‌شود:

امام (ع) از اهل‌بیت خود خواست جامه‌ای کهنه برای او بیاورند تا کسی به آن رغبت نکند و آن را در زیر جامه‌هایش قرار دهد تا کسی آن را به غارت نبرد، پس پیراهن تنگی برایش آوردند، ولی آن را نپسندید و فرمود: «آن جامه کسی است که به خواری رسیده باشد». آنگاه جامه‌ای را گرفت و آن را شکافت و در زیر جامه‌هایش قرارداد ولی هنگامی که به شهادت رسید، آن را نیز از او به تاراج بردند.

دوشنبه, 11 ارديبهشت 1396 12:42

عاقبت بی توجهی به مادر !

 

نتیجه نافرمانی از دستور والدین چیست؟

امام علی النقی (علیه السلام): نافرمانی از والدین باعث فقر و تنگدستی شده و آدمی را به ذلت و خواری می کشاند.

بخش اخلاق و عرفان اسلامی

 

نافرمانی والدین

 

 

آیت الله مجتهدی تهرانی(ره) در شرح این حدیث می گوید: روایات زیادی است که اهمیت احترام به پدر و مادر را می رساند. مانند: داستان جریح عابد و مادرش. جریح عابدی در بنی اسرائیل بود و در صومعه عبادت می کرد و در میان بنی اسرائیل معروف بود. روزی مادرش به صومعه و عبادتگاه جریح آمد و او را صدا زد. اما جریح جواب نداد. مادرش دید که او در حال نماز خواندن است لذا برگشت و برای بار دوم آمد و اورا صدا زد. اما جریح اعتنایی به گفتار مادرش نکرد و مادرش برای بار دوم دست خالی برگشت. مادر جریح بار سوم آمد و جریح را صدا زد اما او را باز در حال نماز خواندن می بیند. این بار مادر از جریح ناراحت می شود و می گوید: از خداوند می خواهم تو را خوار و ذلیل کند.

مرحوم مجتهدی در ادامه می گوید: فردای آن روز زنی که بدکاره بود طفلی را همراه خود آورده بر در صومعه نشست و ادعا کرد که این طفل از جریح عابد است. مردم آن دیار گفتند: جریح همواره ما را از زنا منع می کرد، حال خودش زنا کرده است.

آیت الله مجتهدی ادامه می دهد:خبر به پادشاه رسید او دستور داد جریح را به خاطر عمل زشتش بر دار بیاویزند. مادر جریح ماجرا را شنید و از ناراحتی به صورت خود می زد و گریه می کرد.

آیت الله مجتهدی در ادامه این داستان می گوید:در این هنگام جریح به مادر گفت : مادرم گریه مکن که این بلا به سبب نفرین تو است. مردم بنی اسرائیل وقتی گفتگوی میان مادر و جریح را شنیدند متوجه این موضوع شدند که جریح بی گناه است. آن طفل را نزد جریح آوردند و جریح به او گفت: پدر تو کیست: طفل نوزاد در پاسخ گفت: فلانی.و بدین وسیله بی گناهی جریح آشکار شد. در همان جا جریح قسم یاد کرد که همواره به مادرش خدمت کند

دوشنبه, 11 ارديبهشت 1396 12:36

درمان چشم چرانی !

 

چگونه چشم چرانی را درمان کنیم؟

درمان چشم‌چرانی مانند دیگر آلودگی‌ها و بیماری‌‌های روحی و روانی، باید از دو راه و در دو مرحله صورت ‌گیرد: یک) از راه فکری و نظری. دو) از طریق عملی...

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

چشم چرانی

 

 

قرآن کریم می فرماید: به مؤمنان بگو چشمان خود را فرو بندند و دامن خود را حفظ کنند، این برای آنها پاکیزه تر است و خدا به آنچه می کنند، آگاه است؛ پس خواست قرآن رعایت عفت عمومی برای زن و مرد است و این کار را وظیفه ضروری و واجب مومنین شمرده شده است.

روش های زیادی برای درمان چشم چرانی ارائه شده است که به شرح زیر است:

نحوه درمان چشم‌چرانی چگونه است توضیح دهید؟

پاسخ اجمالی

درمان چشم‌چرانی مانند دیگر آلودگی‌ها و بیماری‌‌های روحی و روانی، باید از دو راه و در دو مرحله صورت ‌گیرد: یک) از راه فکری و نظری. دو) از طریق عملی؛

انسان را می‌توان به کامپیوتری تشبیه کرد که از نرم افزار و سخت افزار تشکیل شده است، نیروی فکر و اندیشه‌ی انسان

برای درمان چشم‌چرانی و دیگر آلودگی‌های روحی در مرحله‌ی نظری و فکری، راه‌‌ها و مراحل متعددی وجود دارد که به نظر می‌رسد مقدم بر همه آنها تقویت ایمان به خدای سبحان، اعتقاد به قیامت، شناخت نفس و جایگاه انسان در نظام خلقت است

 به ‌‌منزله‌ی نرم افزار و نیروهای عملی و بدن او به‌‌‌منزله‌ی سخت افزار می‌باشد. همان‌گونه که یک کامپیوتر در صورتی به‌درستی عمل می‌کند که از نرم افزار و سخت افزار مناسبی برخوردار باشد؛ انسان نیز زمانی عملکرد مناسبی خواهد داشت که نیروهای فکری و عملی او اصلاح گردد.

برای درمان چشم‌چرانی و دیگر آلودگی‌های روحی در مرحله‌ی نظری و فکری، راه‌‌ها و مراحل متعددی وجود دارد که به نظر می‌رسد مقدم بر همه آنها تقویت ایمان به خدای سبحان، اعتقاد به قیامت، شناخت نفس و جایگاه انسان در نظام خلقت است.

پس از آن توجه به آثار منفی و عواقب خطرناک چشم‌چرانی و آثار مثبت ترک این رفتار‌های زشت است.

در این زمینه روایات چنین می‌فرمایند:

۱) پیامبر(ص) فرمود: نگاه تیری از تیرهای شیطان است و هر کس به‌جهت ترس از خدا، آن‌را ترک کند خداوند شیرینی ایمان را در قلب او قرار می‌دهد.[١]

2) امام علی(ع) می‌فرماید: قلب، کتاب دل است؛[٢] یعنی آنچه دیده بیند در دل می‌نشیند و یا به عبارتی: «هر آنچه دیده بیند، دل کند یاد!»

3) امام صادق(ع) فرمود: چیزی مانند نگاه نکردن به نامحرم و چشم‌پوشی از آن برای انسان پرفایده‌‌تر نیست؛ زیرا کسی چشم از محرمات نمی‌پوشد، مگر آن‌که جلوه عظمت و جلال پروردگار متعال را در قلب خود مشاهده می‌کند.

4) از امام علی(ع) پرسیدند: چگونه می‌توان از چشمان خود محافظت کرده و چشم‌چرانی را ترک کرد؟ فرمود: به وسیله خضوع و اطمینان پیدا کردن به این‌که زیر نظر کسى هستی که بر باطن تو آگاه است. و چشم جاسوس قلب و سفیر عقل

حضرت عیسى(ع) به حواریان خود فرمود: پرهیز کنید از نظر به سوى محذورات و آنچه ممنوع شده است؛ زیرا این چنین نگاه‌هایی بذر شهوت بوده و فرع و شاخه فسق و فجور است

 است، پس چشم خود را بپوشان از آنچه سزاوار دین تو نیست و از آنچه قلب تو آن را مکروه می‌دارد و یا عقل انکار می‌کند.

5) رسول اکرم(ص) فرمود: چشم را از محرمات بپوشانید تا امور عجیب مشاهده کنید.

6) حضرت عیسى(ع) به حواریان خود فرمود: پرهیز کنید از نظر به سوى محذورات و آنچه ممنوع شده است؛ زیرا این چنین نگاه‌هایی بذر شهوت بوده و فرع و شاخه فسق و فجور است.[٣]

اما درمان عملی این نوع آلودگی‌ها تمرین و ممارست، داشتن اراده‌ی جدی، تهیه برنامه منظم و عمل نمودن به آن و محاسبه نفس[۶] بر اساس آن است.

برخی از اساتید اخلاق در این زمینه می‌‌گویند: «نه تنها چشم خود را از نامحرم و معصیت، بلکه از هر چه که تو را از یاد خدا غافل می‌کند بپوشان. و آن‌را در قرائت قرآن و مطالعه احادیث، یا در مشاهده آیات و نشانه‌های الهى و یا در گریستن از خوف خدا صرف کن».[٤]

پی نوشت ها:

١. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، ج ۱۰۱، ص ۳۸، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.

٢.  شریف الرضى، محمد بن حسین، نهج البلاغه، محقق، صبحی صالح، ص ۵۴۸، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.

٢. منسوب به جعفربن محمد علیه السلام، امام ششم ع ، مصباح الشریعه، ص ۹، بیروت، اعلمى، چاپ اول، ۱۴۰۰ق.

٤. نراقی، ملا احمد، تذکره الأحباب، ص ۵۹، قم، بوستان کتاب، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.