ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

چهارشنبه, 03 خرداد 1396 11:46

دختران ممنوعه !

ازدواج با این دختران ممنوع!

 

تا به حال فکر کرده اید چرا بعضی افراد این همه طرفدار دارند ومحبوب همه هستند اما بعضی دیگر ... انگار کسی دوست ندارد حتی نزدیکشان بشود؟ خب، دسته اول مهره مار ندارند بلکه خصوصیاتی دارند که باعث محبوبیتشان می شود، یا بهتر بگوییم فاقد خصوصیاتی هستند که آدم ها را از آنها براند اگر به عنوان یک پسر قصد ازدواج دارید به شما توصیه میکنیم که با این دختران ازدواج نکنید...

 

فرآوری: هدی پاک نهاد-بخش کلوپ ازدواج تبیان
ازدواج

 

 

چه خصوصیاتی باعث می شود دیگران از ما فاصله بگیرند؟در مطلب قبل از ممنوعیت ازدواج با مردانی پرداختیم که دارای یکسری خصوصیات اخلاقی منفی بودند در این مقاله سعی داریم به ممنوعیت های ازدواج با چنین دخترانی بپردازیم:

1- دختر خانم های رمانتیک

این نوع دخترها زندگی خود را بر طبق فیلم های عاشقانه و کتاب های رمان سپری می کنند. و در عین حال در انتظار شاهزاده ای هستند که با اسب سفیدش از میان آسمان به زمین فرود آید و او را سوار بر اسب سفیدش کرده ، به جایی ببرد

از دید آقایان زن در هر مقام و منصبی که باشد، باید زنانگی و  ظرافت خود را حفظ کند (مثل طرز لباس پوشیدن و نحوه صحبت کردن) و این تنها چیزی است که مردان را وادار به تحسین خانم‌ها می‌کند

 که هیچ مشکلی وجود نداشته باشد، تا بتوانند به خوبی زندگی کنند. آنها دخترهایی هستند که توسط پدر و مادرها و خانواده هایشان نازپرورده بار آمده اند و چیزی از واقعیات زندگی نمی دانند. او انتظار دارد کسی تمام مدت از او مراقبت و نگهداری کند، تا مبادا او خواب بدی ببیند و بترسد. فرار کنید!

2- دخترانی که به شدت مادی‌گرا هستند

برای بیشتر آقایون اینکه زنی فقط به دنبال خریدن آخرین مدل  لباس یا رفتن به مسافرت‌های تفریحی باشد به هیچ عنوان جذاب نیست. زندگی خیلی فراتر از مادیات صرف است.

3- دخترانی که ظرافت زنانه ندارند

از دید آقایان زن در هر مقام و منصبی که باشد، باید زنانگی و  ظرافت خود را حفظ کند (مثل طرز لباس پوشیدن و نحوه صحبت کردن) و این تنها چیزی است که مردان را وادار به تحسین خانم‌ها می‌کند.

4-دختر های بدگمان

این دختر ها تمام خصوصیات منفی افراد رمانتیک را با خود به همراه دارند. و همیشه جزء "زخم خوردگان" اجتماعند. افراد احساساتی که از ازدواج گذشته خود شکست خورده و به طور ناخودآگاه از ازدواج مجدد واهمه دارند. ارتباط شما با این افراد به جایی راه نمی برد، چرا که آنها در ابتدا علاقه فراوانی از خود نسبت به شما نشان می دهند، اما پس از چندی اثری از آن باقی نخواهد ماند. شما همیشه در رابطه خود با او سردر گم هستید. تنها چیزی که تحویل شما می دهد یک مشت معذرت خواهی بیهوده است. هیچ وقت به اندازه کافی برای شما زمان ندارد؛ پس بهتر است با چنین دختری ازدواج نکنید.

5-دخترانی که ذاتا حسود هستند وچشم و هم چشمی دارند

این نکته در دختران نیز حائز اهمیت میباشد زیرا چشم ودل اینگونه دختران بدلیل حسادت به اطرافیان وداشتن چشم وهم چشمی هرگز نمی گذارند همسرانشان آب خوش از گلویشان پایین رود . زیرا تنها چیزی که هرگز آنان را سیرآب نمی کند مال دنیا و زرق و برق آن است . حس حسادت ،  عدم سازش با خانواده پسران را موجب می شود وهمیشه پسران بین خانواده خود و همسرانشان قرار می گیرند که به ناگزیر برای رهایی از جهنم ساخته شده مجبور می شوند در نهایت یکی را انتخاب کنند یا مادر و پدر و خانواده خویش را یا همسرشان را که غیر از این شود هرگز روی آرامش را از سوی همسران خویش نخواهند دید .

6-دخترهای پول پرست

نیازی به توضیح نیست که اینها چه جور دخترهایی هستند. این دخترها نشانه هایی دارند که طرف مقابلشان خیلی زود آنها را می شناسد: آنها مدام در مورد مسائل مالی حرف می زنند، اولین سوالاتی که می پرسند در موردمیزان درآمد، مدل ماشین، محل زندگی، وضع اقتصادی خانواده و این قبیل است و اگر در چشم انداز آینده یک رابطه احتمال بحران مالی یا احیانا اجبار به قناعت را ببینند بلافاصله محو می شوند! 

قضیه خیلی ساده است، دختری که دنبال جیب طرف مقابلش است در روزهای سخت به درد نمی خورد. رابطه عاطفی با چنین دخترانی بی نهایت شکننده و نامطمئن است وهمسرشان تحت استرس زیادی قرار دارد. اگر چنین دختری هستید متاسفانه طرفداری ندارید؛ پسرها هم می خواهند با کسی ازدواج کنند که آنها را به خاطر خودشان بخواهد، نه جیبشان (آنها هم دل دارند!)، همانطور که شما دوست دارید طرف مقابلتان شما را به خاطر خودتان بخواهد نه ظاهرتان.

7-دخترهای غرغرو

این آخرین مورد است اما بیشتر از تمام مواردی که تا اینجا خواندید آدم ها را از شما فراری می دهد. واقعا چه کسی دلش می خواهد یک نفر مثل رادیوهای قدیمی مدام زیر گوش وزوز کند، آن هم از نوع غرغر؟! 

وقتی مدام غرغر می کنید دیگر کسی به حرف های شما گوش نمی دهد و محتوای حرف هایتان را نمی فهمد؛ اگر هم تا به حال با غرغر توانسته اید به هدفتان دست پیدا کنید و کسی را مجبور به کاری بکنید فقط برای این بوده که از دستتان خلاص شوند و شما را از سر وا کنند، نه هیچ چیز دیگری

از نزدیکترین مردی که دم دستتان است سوال کنید چه چیز بیشتر از همه روی مخش می رود و او به شما خواهد گفت که یک آدم غرغرو. غرغروها انرژی آدم را تحلیل می برند و واقعا روی اعصاب راه می روند و متاسفانه خودشان هم متوجه نمی شوند که چقدر این کارشان بیهوده است. 

وقتی مدام غرغر می کنید دیگر کسی به حرف های شما گوش نمی دهد و محتوای حرف هایتان را نمی فهمد؛ اگر هم تا به حال با غرغر توانسته اید به هدفتان دست پیدا کنید و کسی را مجبور به کاری بکنید فقط برای این بوده که از دستتان خلاص شوند و شما را از سر وا کنند، نه هیچ چیز دیگری. 

البته که شما حق دارید خواسته هایتان را از دیگران بخواهید یا شکایت هایتان را مطرح کنید اما چطور است یک شیوه موثرتر و جذاب تر برای این منظور پیدا کنید؟ شاید هم خواسته هایتان نیاز به بازبینی داشته باشد. مطمئنم اصلا دوست ندارید کسی توی دلش به شما بد و بیراه بگوید.

اگر بعد از مطالعه این مطالب به این نتیجه رسیدید که خواستگارتان یک یا چند مورد از معایب مطرح شده را دارد اما ویژگی های مثبت و قابل تاملی هم دارد، آن موارد را با او در میان بگذارید و به او فرصت بدهید تا خودش را تغییر دهد. همچنین توصیه می شود در صورت داشتن خصوصیات نامناسبی که مطرح شد هرچه زودتر خودتان را اصلاح کنید .


 

منابع : مجله زندگی ایده آل / مردمان / موفقیت / مشاور

چهارشنبه, 03 خرداد 1396 10:58

صفات مدیران موثر

 

 DEN-1102079
اگر می خواهید مدیر موثری باشید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مترجم: سیدحسین علوی لنگرودی

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید 

همه مدیران در تلاشند با مدیریت درست و عملکرد درخشان خود در شرکت یا سازمان تحت رهبری‌شان گامی اساسی در پیشبرد اهداف تعیین شده بردارند و فعالیت‌های کارکنان و همکارانشان در بخش‌های دیگر سازمان را تکمیل کنند. آنها از سبک‌ها و ترفندهای مدیریتی بسیاری برای تحقق این خواسته استفاده می‌کنند که گاهی اوقات باعث موفقیت و کامیابی آنها و گاه موجب زیر سوال رفتن موقعیت و حیثیت کاری آنها می‌شود. در این میان برخی از اقدامات و اصول امتحان شده نیز وجود دارند که به خوبی آزموده شده و نتایج درخشانی را به بار آورده‌اند. در ادامه به 10 مورد از توصیه‌های کاربردی و موثر برای مدیرانی که می‌خواهند تاثیرگذار و تعیین‌کننده باشند اشاره شده است.

 

1) هدف‌های عملی و شفافی را برای خود و دیگران تعریف کنید. هدف‌گذاری درست و شفاف برای خود و کارکنان از اولین گام‌هایی است که هر مدیر موفقی باید آن را انجام دهد. حداکثرسازی سود، به حداقل رساندن ریسک‌ها و مخاطرات و رعایت اصول اخلاقی در کار و توجه به مسوولیت اجتماعی می‌تواند از اهداف بنیادین هر مدیری به حساب آید.

2) اهداف اعلام شده از سوی سازمان را به یکسری ارزش‌های گروهی تبدیل کنید. اهداف نوشته شده از سوی هیات‌مدیره و مدیران عالی‌رتبه سازمان چیزی شبیه به میوه‌ای خام و نرسیده هستند که باید توسط کارکنان به پختگی و کمال برسند و برای این کار باید به شکل یک سری ارزش‌های قابل فهم و ملموس درآیند و این وظیفه مدیر است که اهداف و ارزش‌های سازمانی را برای کارکنان قابل فهم و دوست داشتنی کند.

3) اهداف تعیین شده را به سرعت اجرایی کنید. به محض اینکه اهداف سازمانی توسط سیاست‌گذاران و تصمیم‌گیرندگان سازمان تعیین و ابلاغ شدند باید به سرعت و بدون هیچ مکثی به مرحله اجرا درآیند، چرا که در صورت بروز وقفه بین زمان تعیین اهداف و اجرای آنها احتمال بی اثر شدن یا بی‌خاصیت شدن آنها افزایش می‌یابد. بنابراین یکی از کارکردهای اصلی مدیران عبارت است از ایجاد شوق و انگیزه پیوسته در نیروی انسانی سازمان برای تحقق هر چه سریع‌تر اهداف.

4) با همه کارکنان ارتباط پیوسته و صمیمانه داشته باشید. یکی از واقعیت‌های دنیای مدیریت امروز این است که کارکنان هر شرکت یا سازمانی همیشه و به‌طور فزاینده‌ای سوالاتی در ذهن دارند که به دنبال پاسخ‌های قانع کننده‌ای برای آنها می‌گردند و این وظیفه مدیران است که به این پرسش‌ها و ابهامات پاسخ بگویند. یکی از بزرگ‌ترین تهدیدها برای هر سازمانی این است که سوالات پرشماری در ذهن و زبان کارکنانش وجود داشته باشد که بی‌پاسخ مانده‌اند. وجود ارتباطات فراگیر و دائمی بین پرسنل و مدیران می‌تواند از بسیاری از چالش‌ها و سوءتفاهم‌ها جلوگیری به عمل آورد.

5) با کارکنانتان مانند همسفرانی رفتار کنید که در سفری مهم و رویایی با شما همسفرند. یکی از مشکلات اصلی در شکل‌گیری روابط مطلوب و انسانی بین مدیران و کارکنان در وجود نوعی احساس جدایی و ناهماهنگی بین آنها ریشه دارد به طوری که اغلب کارکنان فکر می‌کنند مدیران مافوق‌شان در دنیای دیگری سیر می‌کنند و اهداف متفاوتی را در سر می‌پرورانند. برای ممانعت از شکل‌گیری چنین احساسی در میان کارکنان باید افراد را به‌طور کامل قانع کرد که آنها نیز در کنار مدیران اهداف مشترکی را دنبال می‌کنند و در راه رسیدن به اهداف سازمان همه با هم همسفر هستند.

6) با تمام مدیران سازمان هماهنگ و در تماس باشید. وجود هماهنگی و همسویی بین مدیر یک بخش و سایر مدیران سازمان از پیش نیازهای اصلی موفقیت مدیران منابع انسانی در عمل به وظایفشان به شمار می‌آید، چرا که هر مدیری از بسیاری جهات به عنوان حلقه اتصال بین کارکنان و مدیران عمل می‌کند که قادر است دستورات و فرامین را به بهترین نحو به مقصد رسانده و بازخوردها را نیز به طرف دیگر منتقل سازد.

7) در شبکه‌های حرفه‌ای مدیران عضو شوید. هر مدیری نیازمند آن است که اطلاعات و دانسته‌های خود را به روز کند و از تجربیات سایر مدیران بهره‌مند شود. به همین منظور لازم است که شبکه‌های حرفه‌ای و بزرگی از مدیران باتجربه و موثر تشکیل شود که در آنها افراد اقدام به سهیم کردن همدیگر در تجربیات و دانسته‌های خود می‌کنند. این اقدام می‌تواند از بروز بسیاری از اشتباهات و اتخاذ تصمیمات نادرست از سوی آنها جلوگیری به عمل آورد.

8) هیچ گاه همه اسرار حساس سازمان را برای کارکنان بازگو نکنید. برخی از مدیران به اشتباه فکر می‌کنند که در میان گذاشتن همه اطلاعات شرکت یا سازمان با کارکنان می‌تواند حس همکاری و دلسوزی آنها با سازمان را تحریک و تقویت کند درحالی‌که این اقدام به شدت نادرست است و در اغلب موارد نتیجه معکوس به بار می‌آورد چرا که اعتماد کارکنان به سازمان را از بین می‌برد و آنها را نسبت به آینده خود و شرکت دچار تردید و نگرانی می‌کند.

9) به قوانینی که خود وضع کرده‌اید پایبند باشید و آنها را در همه حال رعایت کنید. مدیران از بسیاری جهات مهم‌ترین الگو و سر مشق کارکنان سازمان به حساب می‌آیند و ناگفته پیداست که عمل کردن آنها به وظایف و رعایت قوانین و مقررات سازمان می‌تواند سایر کارکنان را نیز به این سمت سوق دهد. عدم پایبندی مدیران به قوانین و ارزش‌های معرفی شده از سوی سازمان نتیجه‌ای غیر از قانون گریزی و زیر سوال رفتن حیثیت سازمان به بار نخواهد آورد.

10) با کارکنانتان رابطه بیش از حد دوستانه و صمیمانه برقرار نکنید. اگر چه در تمام مقالات وکتب مدیریتی بر ایجاد رابطه دوستانه و سازنده با کارکنان تاکید شده است، اما باید دانست که این رابطه دوستانه اگر از حد معمول فراتر رود و حالت افراطی به خود بگیرد می‌تواند به شدت خطرناک شود. هیچ مدیری نمی‌تواند به راحتی و بدون تعارف به دوستان صمیمی‌اش دستور بدهد و معمولا دوستان صمیمی کمتر دستورات و فرامین کاری همدیگر را جدی می‌گیرند که چنین امری در مورد رابطه بین مدیر و زیردستانش یک فاجعه است. بنابراین رعایت فاصله معقول بین مدیران با کارکنان امری ضروری و حیاتی در پیشبرد اهداف سازمان به حساب می‌آید.

منبع: HBR

سه شنبه, 02 خرداد 1396 13:40

ماه عسل دوم !

ماه عسل دوم در زندگی مشترک !

 

زندگی زناشویی بالا و پایین های زیادی دارد و چالش های متعددی در این مسیر از زندگی برای هر زوجینی بوجود می آید.شاید بهترین راه برای بهبود رابطه رفتن به دومین ماه عسل باشد.

 
 
ماه عسل

 

 

رفتن به ماه عسل دوم میتواند یک فرصت عالی باشد تا بتوانید صمیمیت،مهربانی و احساس رابطه اولیه را برگردانید و زندگی تان را ترمیم کنید.

ممکن است به نظرتان برسد در این نقطه از زندگی‌تان رفتن دوباره به ماه‌ عسل ایده‌ی مسخره‌ای باشد. هر دو شما کار می‌کنید، بچه و مسئولیت‌های زیادی دارید که این کار را برایتان غیرممکن می‌کند. اما فقط به این دلیل که ماه‌ عسل دوم به نظرتان دور از دسترس می‌رسد به این معنی نیست که ارزش سرمایه‌گذاری و تلاش کردن را ندارد.

در زیر به ۱۲ دلیلی اشاره می‌کنیم که نشان می‌دهند رفتن به ماه‌ عسل دوم تفاوت شگرفی در ازدواجتان ایجاد خواهد کرد.

۱. عشق را در زندگی‌تان تقویت کنید.

اگر زندگی زناشویی‌تان دچار چالش شده است، رفتن به ماه‌عسل دوم شاید مناسب‌ترین راه چاره باشد. وقتی نیروهای

خیلی وقت‌ها لازم است که از کار، بچه‌ها و برنامه‌ها و مسئولیت‌های بلندبالای روزانه‌تان فرار کنید. ماه‌عسل دوم موقعیتی عالی برای استراحت و تمدید انرژی است

 بیرونی را از زندگی‌تان جدا کنید، خواهید توانست فقط روی رابطه‌تان تمرکز کنید. این یک فرصت برای بازسازی صمیمیت هم احساسی و هم فیزیکی در ازدواجتان است.

۲. بزرگسال باشید.

وقتی فقط به همراه همسرتان به مسافرت می‌روید، خواهید توانست بدون در نظر گرفتن نیازهای مربوط به بچه‌ها دقیقاً کارها و تفریحاتی را انجام دهید که خودتان می‌خواهید و مجبور نباشید بخاطر حضور بچه‌ها از خیلی از آنها صرفنظر کنید.

۳. به همسرتان اولویت بدهید.

خیلی مهم است که همسرتان بداند مهمترین فرد در زندگی شما است. اینکه وقتی را فقط با او به تنهایی کنار بگذارید یعنی برای او و ازدواجتان ارزش قائلید.

۴. روابطتان با دیگران را ارتقا دهید.

یک ماه‌عسل دوم نه تنها برای شما و همسرتان فایده دارد، بلکه دیگران هم از آن سود خواهند برد. درست مثل خطوط هوایی که به مسافران توصیه می‌کنند اول ماسک اکسیژن خودشان را بگذارند تا بتوانند به اطرافیانشان هم کمک کنند، اگر بخواهید رابطه‌ای مثبت با بچه‌ها و سایر اعضای خانواده‌تان داشته باشید، باید اول اطمینان یابید که رابطه اصلی‌تان سالم و درست است.

۵. به خودتان استراحت بدهید.

خیلی وقت‌ها لازم است که از کار، بچه‌ها و برنامه‌ها و مسئولیت‌های بلندبالای روزانه‌تان فرار کنید. ماه‌عسل دوم موقعیتی عالی برای استراحت و تمدید انرژی است.

۶. تنها باشید.

بااینکه فرزندتان یاد گرفته است که در زمان‌هایی مزاحم شما دو نفر نباشد و اگر بخواهد وارد اتاقتان شود حتماً قبلش در می‌زند ولی وقتی بچه‌دار باشید پیدا کردن زمانی که هر دو با هم تنها باشید کمی سخت است. ماه‌ عسل دوم این فرصت را در اختیارتان قرار می‌دهد که از داشتن این حریم شخصی به شدت لذت ببرید.

۷. همدیگر را بشناسید.

شما ازدواج کرده‌اید، پس حتماً همدیگر را می‌شناسید. ولی زمان گذشته است و الان آدم‌های متفاوتی شده‌اید. یک ماه‌ عسل دوم به هر دو شما کمک می‌کند خودهای جدیدتان را بشناسید. اصلاً تصور کنید برای اولین بار با هم ملاقات کرده‌اید و هر سوالی که دوست داشتید از هم بپرسید.

۸. درمورد موضوعات مهم حرف بزنید.

مکالمات روزمره شما احتمالاً پر از مسائلی است که فقط اهمیت کوتاه‌مدت دارند. وقتی خودتان را از فشارهای روزانه زندگی بیرون بکشید، این فرصت را خواهید داشت که مکالماتی ارزشمند و عمیق برای تقویت رابطه‌تان با هم داشته باشید.

۹. جبران ماه‌عسل اول را بکنید.

شاید اولین ماه‌عسلتان تمام انتظاراتتان را برآورده نکرده باشد. شاید بعد از هزینه‌های گزاف مراسم عروسی، پول کافی برای یک مسافرت درست‌حسابی را نداشته‌اید یا شاید در طول سفر دچار مسمومیت غذایی شدید و مجبور شدید بقیه زمان

شما ازدواج کرده‌اید، پس حتماً همدیگر را می‌شناسید. ولی زمان گذشته است و الان آدم‌های متفاوتی شده‌اید. یک ماه‌ عسل دوم به هر دو شما کمک می‌کند خودهای جدیدتان را بشناسید

 مسافرت را فقط استراحت کنید. هر چه که بوده، اگر اولین ماه‌عسلتان چیزی نبود که آرزویش را داشتید، یک شانس دوباره به آن بدهید.

۱۰. خاطرات ماه عسل اول را زنده کنید.

از طرف دیگر، شاید اولین ماه‌عسلتان همه چیزی بوده که آرزویش را داشته‌اید. در این صورت دلیل لازم برای اینکه خاطرات آن را دوباره زنده کنید دارید.

۱۱. ببینید تا کجا با هم پیش آمده‌اید.

ماه عسل دوم فرصتی مفرح است تا بفهمید از ماه‌عسل قبلی تاکنون تا چه اندازه پیش آمده‌اید. الان پیرتر و عاقل‌تر شده‌اید و رابطه‌تان هم پیرتر و عاقلانه‌تر شده است.

۱۲. دوباره عاشق شوید.

از همه مهمتر اینکه، ماه‌عسل دوم فرصتی برای دوباره عاشق شدن است. بعد از اینکه همه این دلایل را برای رفتن دوباره به ماه‌ عسل خواندید، احتمالاً خودتان و همسرتان را که با آرامش کنار هم هستید تجسم می‌کنید. اگر تصور می‌کنید قادر به پرداخت هزینه‌های یک ماه‌ عسل دیگر را ندارید، از سایت‌هایی استفاده کنید که گاهی نرخ‌های ویژه برای مقاصد تفریحی خاص ارائه می‌کنند.


منبع : الو دکتر

سه شنبه, 02 خرداد 1396 13:36

رزق مخصوص خداست !

رزق هم مانند عزت و ملك، مخصوص خداست !

 

آنچه مخلوقات به آن منتفع شده و از خیر آن بهره ‏مند مى ‏شوند، رزق آنان بوده و خداوند هم رازق آن است. این مطلب گذشته از آیاتى كه درباره رزق وارد شده، از آیات دیگرى هم كه خلق و امر و حكم و ملك و مشیت و تدبیر و خیر را مخصوص خداوند دانسته، فهمیده مى‏ شود.

 
بخش قرآن تبیان
رزق و روزی

 

 

«و ترزق من تشاء بغیر حساب» (آل عمران،27)

رزق معناى معروفى دارد و آنچه از موارد استعمال آن به دست مى‏ آید، معناى عطا و بخشش در آن موجود است. رزق در نظر ابتدایى به خوردنى‏ ها اطلاق شده و غیر آن از پوشیدنى‏ ها و امثال آن را شامل نبوده است. سپس در معناى آن توسعه داده شده و شامل تمام چیزهایى گشته كه به آدمى مى‏ رسد و انسان از آن بهره ‏مند مى ‏گردد چون مال جاه، مقام، فامیل، علم و امثال آن.

آنچه از آیه شریفه‏ «إنّ اللّه هو الرّزّاق ذو القوّة المتین» (ذاریات،58) كه در مقام حصر وارد شده استفاده مى‏ شود، چند چیز است:

آنچه آدمى مورد استفاده قرار مى ‏دهد، ولى از نوع حرام است، از نظر معصیت منسوب به خداوند نیست. زیرا خداوند نسبت معصیت را از نظر تشریع از خود نفى كرده است، چنان كه آیه شریفه «قل إنّ اللّه لا یأمر بالفحشاء» بدان دلالت دارد. (المیزان، ج3، ص137) 

اگر چه رزق در ظاهر ممكن است به غیر خداوند نسبتى پیدا كند، چنان كه از امثال «و اللّه خیر الرّازقین» (جمعه،11) كه وجود رازق‏هاى دیگر را تصدیق كرده، خداوند را بهترین آن‏ها معرفى كرده است و همچنین از آیه‏ى «وارزقوهم فیها واكسوهم» (نساء،5) استفاده مى‏ شود، لیكن در حقیقت جز به خداوند متعال منسوب نیست، رزق هم مانند عزت و ملك است كه در حقیقت مخصوص خداست و دیگران به واسطه اعطا و بخشش خداوند از آن نصیبى گرفته ‏اند.

آنچه مخلوقات به آن منتفع شده و از خیر آن بهره ‏مند مى ‏شوند، رزق آنان بوده و خداوند هم رازق آن است. این مطلب گذشته از آیاتى كه درباره رزق وارد شده، از آیات دیگرى هم كه خلق و امر و حكم و ملك و مشیت و تدبیر و خیر را مخصوص خداوند دانسته، فهمیده مى‏ شود.

آنچه آدمى مورد استفاده قرار مى ‏دهد، ولى از نوع حرام است، از نظر معصیت منسوب به خداوند نیست. زیرا خداوند نسبت معصیت را از نظر تشریع از خود نفى كرده است، چنان كه آیه شریفه «قل إنّ اللّه لا یأمر بالفحشاء» بدان دلالت دارد. (المیزان، ج3، ص137)

 

روزی هایی که خودشان دم در خانه می آیند

گاهی روزی را خدا پَر می ‌دهد و می‌آید دم در خانه شما. به در خانه می ‌آیند و می ‌گویند: «شما امسال به حج مشرّف شو یا مثلاً این‌قدر بگیر فلان کار را بکن.» این هم یک نوع روزی است که خدا پَر می ‌دهد.

 
رزق و روزی

دو جور روزی داریم؛ (هر) کسی باید صبح بلند شود و برود هشت ساعت کار کند؛ نتیجه‌ اش جلب روزی است. انسان حقوق می‌ گیرد یا هر روز منفعتی به دست می ‌آورد و زندگی ‌اش تأمین می ‌شود.

امّا گاهی روزی را خدا پَر می ‌دهد و می ‌آید دم در خانه شما. به در خانه می ‌آیند و می ‌گویند: «شما امسال به حج مشرّف شو یا مثلاً این‌قدر بگیر فلان کار را بکن.» این هم یک نوع روزی است که خدا پَر می ‌دهد.

این "مِن غَیر اکتساب" است. از این ‌ها هم هست. خدا به کسانی که به حرف او گوش می‌ دهند و تقوا را مراعات می ‌کنند و گناه نمی ‌کنند وعده داده از این روزی ‌های غَیر مُکتَسَب برایشان پیش آورد. مکّه می ‌روند؛ مشهد می ‌روند؛ خیلی از این چیزها زیاد برایشان پیش می ‌آید.



منبع:

کانال تلگرام حجت الاسلام قرائتی

 

سه شنبه, 02 خرداد 1396 13:23

اهمیت سه روز آخر شعبان !

سه روز آخر شعبان را از دست ندهیم!

 

رفتن به مهمانی همیشه نیازمند یکسری آمادگی‌هاست. هر اندازه که این مهمانی بزرگتر و مهمتر باشد؛ اهمیت این آمادگی هم بیشتر و بیشتر می‌شود. برخی برای تهیه مقدمات شرکت در یک مراسم عروسی، چندین روز وقت صرف می‌کنند؛ از تهیه لباس مناسب گرفته تا آرایش و پیرایش دلخواه.

 

معین شرافتی _ بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

شعبان، ماه شعبان، ماه پیامبر

 

 

درب‌های یکی از بزرگترین مهمانی‌های سالانه به روی ما باز شده، ماه مبارک رمضان؛ مهمانی بی‌نظیری که میزبان آن، خداست و خودش قرار است از ما پذیرایی کند. ما هم نباید بدون آمادگی پا در این ضیافت بزرگ بگذاریم. پس هرچه زودتر باید اقدام کنیم و آماده شرکت در مهمانی خدا شویم.

ظرفیت خود را افزایش دهیم

ماه مبارک رمضان به راستی ماه مهمانی خدا و ضیافت الله است. پیامبر و ائمه(علیهم‌السلام) برای ورود به این ماه یکسری دستورالعمل ذکر کرده‌اند. دستوراتی که قلب و جان انسان را آماده این ماه می‌کند و به او امکان بهره بیشتر از این ماه خدا می‌دهد. ماهی که بهار قرآن است و قرآن در آن نازل شده، ماهی که بر تمام ماه‌ها فضیلت و برتری دارد و ماهی که خداوند در آن ماه افراد زیادی را از آتش جهنم نجات می‌دهد.

بهره‌مندی از نعمت‌های ماه رمضان نیازمند آمادگی و ظرفیت است. هر اندازه که این ظرفیت انسان بالاتر و بیشتر باشد؛ فرد بهره بیشتری را خواهد برد و از سفره الهی بهرمندتر می‌شود. از این روست که دستورات مهمی برای روزهای آخر ماه شعبان ذکر شده، روزهایی که نقش مهمی در بالا رفتن ظرفیت ما دارند و آخرین مهلت ممکن نیز به حساب می‌آیند. به وسیله این بالا رفتن ظرفیت‌هاست که بهره بیشتری از مهمانی خدا نصیب انسان می‌شود و قلب صفای لازم را برای ورود به ماه رمضان پیدا می‌کند.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: هر کس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بدارد و آن را به ماه رمضان وصل کند؛ خداوند برایش ثواب دو ماه روزه‌داری را می‌نویسد.» (من لا یحضره الفقیه، ج2، ص94)

ذکر و دستورالعملی از امام رضا(علیه‌السلام)

آنقدر کسب آمادگی برای ورود به ماه رمضان اهمیت دارد که دستورالعمل‌های خاصی برای روزهای آخر ماه شعبان ذکر شده و ائمه به این موضوع توجه بسیار ویژه‌ای داشته‌اند. اباصلت می‌گوید در آخرین جمعه از ماه شعبان خدمت امام رضا(علیه السلام) رسیدم و حضرت به من فرمود: ای اباصلت بیشتر ماه شعبان گذشته و این آخرین جمعه ماه است. پس در روزهای باقی مانده به جبران کم‌کاری‌هایت بپرداز. به آنچه وظیفه توست عمل کن و از کارهایی که به تو مربوط نیست؛ دوری نما. زیاد اهل دعا، استغفار و قرآن باش و به درگاه الهی از گناهانت توبه کن که ماه خدا به سویت می‌آید. 

در ادامه حضرت خواسته‌اند که اباصلت به ادای امانت‌ها، پاک کردن قلب از کینه‌ها، جدا شدن از گناهان، کسب تقوای الهی و توکل بر او بپردازد. در انتها امام هشتم ذکری را به اباصلت آموزش دادند که جان را از آلایش‌ها پاک کند. حضرت فرمودند: در باقی مانده این ماه، زیاد بگو: اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ‏ لَنَا فِیمَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ- فَاغْفِرْ لَنَا فِیمَا بَقِی‏ مِنْه‏؛ یعنی: خداوندا اگر مرا در روزهای گذشته ماه شعبان نیامرزیده‌ای در این روزهای باقی مانده ببخش.»(وسائل الشیعه، ج10، ص301 )

به هر حال دنیا با همه رنگ‌های فریبنده‌اش، ما را به غفلت انداخته و رنگ و بوی الهی را از ما گرفته است. باید قبل از ورود به مهمانی خدا، آن رنگ الهی را بازیابی کنیم و آمادگی لازم را برای شرکت در این ماه بزرگ به دست آوریم. دلی که مملو از کینه باشد؛ زبانی همراه با غیبت را به دنبال خواهد داشت و فردی که در ماه رمضان به گناه بیفتد و تقوا را رعایت نکند؛ کجا شرط مهمانی را ادا کرده است؟! برای آنکه ما در ماه رمضان تجربه یک ماه صافی و صفا را داشته باشیم باید از روزهایی قبل از شروع این ماه بزرگ، خود را آماده کنیم و این دستورات امام رضا(علیه السلام) برای این موضوع است.

ای اباصلت بیشتر ماه شعبان گذشته و این آخرین جمعه ماه است. پس در روزهای باقی مانده به جبران کم‌کاری‌هایت بپرداز. به آنچه وظیفه توست عمل کن و از کارهایی که به تو مربوط نیست؛ دوری نما. زیاد اهل دعا، استغفار و قرآن باش و به درگاه الهی از گناهانت توبه کن که ماه خدا به سویت می‌آید

دستوری خاص برای سه روز پایانی

در حدیثی دیگر امام صادق(علیه السلام) راهکار الهی بخصوصی را برای کسب آمادگی ورود به ماه رمضان بیان داشتند. راهکاری که برای سه روز پایانی ماه شعبان است و ثواب بسیار زیادی دارد. حضرت فرمودند: «مَنْ صَامَ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ مِنْ آخِرِ شَعْبَانَ‏ وَ وَصَلَهَا بِشَهْرِ رَمَضَانَ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ صَوْمَ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْن‏؛ هر کس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بدارد و آن را به ماه رمضان وصل کند؛ خداوند برایش ثواب دو ماه روزه‌داری را می‌نویسد.» (من لا یحضره الفقیه، ج2، ص94)

در این حدیث امام ششم ما شیعیان، سه روز روزه گرفتن قبل از ماه رمضان را برابر یک ماه ثواب روزه‌داری ذکر کرده‌اند. سه روزی که می‌تواند به نیت قضا باشد یا به نیت روزه مستحب. این روزه‌ها انسان را در حال و هوای ماه مبارک قرار می‌دهد و باعث می‌شود انسان با یک شوق و شعف وارد ماه رمضان شود. از این روست که کلاً برای روزه در ماه شعبان توصیه‌های زیادی شده و سیره پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بوده است.

علاوه بر این ثواب ویژه، روزه‌داری در ماه شعبان راهی برای رسیدن به بهشت الهی و ارتقای درجه شمرده شده است. مثلاً پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «مَنْ‏ صَامَ‏ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ‏ مِنْ‏ شَعْبَانَ‏ رَفَعَ لَهُ سَبْعِینَ دَرَجَةً فِی الْجِنَانِ مِنْ دُرٍّ وَ یَاقُوتٍ؛ کسی که سه روز از روزهای ماه شعبان را روزه بگیرد؛ هفتاد درجه در بهشت از درّ و یاقوت ارتقاء می‌‎یابد.»(ثواب الاعمال، ص62) و امام رضا(علیه‌السلام) نیز درباره آن فرمودند: «مَنْ صَامَ مِنْ شَعْبَانَ یَوْماً وَاحِداً ابْتِغَاءَ ثَوَابِ اللَّهِ دَخَلَ الْجَنَّةَ؛ کسی که یک روز از ماه شعبان را برای رسیدن به پاداش خداوند روزه بگیرد؛ به بهشت وارد می‌شود.»(خصال،ج2، ص582) پس کسی که روزهای پایانی این ماه را روزه بدارد به پاداش ویژه و چندگانه‌ای رسیده است؛ ضمن آنکه آمادگی خوبی برای ورود به ماه خدا پیدا کرده است.

نکته پایانی

حیف است که ماه‌های رمضان یکی پس از دیگری بیایند و ما بهره کمی را از آن لحظات ببریم. گاهی ماه مهمانی خدا به نیمه می‌رسد و ما تازه متوجه ورود و رفتن این ماه بزرگ می‌شویم. ماهی که به سرعت به پایان خود می‌رسد. در این ماه شب قدر وجود دارد که سرگذشت انسان را رقم می‌زند. حیف است که بدون آمادگی و آلوده از گناهان وارد روزها، شب‌ها و سحرهای پرفیض ماه مبارک رمضان شویم.


 

دوشنبه, 01 خرداد 1396 13:39

هدف‌گذاری یا رویاپردازی !؟

مرز هدف‌گذاری با رویاپردازی کجاست؟

 

مولف: دکتر مهرداد یاسایی

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

در بسیاری از کتاب‏های مدیریت یا روان‏شناسی خوانده‏ایم که هدف‌گذاری در شکل‏دهی به زندگی هر فرد چقدر تاثیرگذار است. اهداف به زندگی ما معنی و جهت می‏بخشند. اما آیا تا به حال به این فکر کرده‏ایم که افکاری که در قالب هدف به ذهن ما خطور می‏کنند به چه میزان در فعالیت‏های روزمره ما تاثیر دارند؟ بسیاری از ما در طول زندگی موضوعاتی به ذهنمان خطور می‏کند که گاهی برای آنها فعال می‏شویم و گاهی صرفا از کنار آنها می‏گذریم. اما به احتمال خیلی زیاد همه ما دچار این حالت شده‏ایم که با انرژی فراوان راجع به یک هدف صحبت می‏کنیم و بسیار انگیزه داریم که در راستای تحقق بخشیدن به آن تلاش کنیم؛ اما در بسیاری از مواقع پس از گذشت یک بازه زمانی کوتاه، دیگر خبری از آن انگیزه و انرژی نیست. این موضوع حتما دارای ابعاد روانی است که خارج از بحث این مقاله است. هدف این متن در این است که از منظر علم مدیریت این موضوع را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد.

بد نیست در ابتدا تفاوت بین هدف و رویا را بشناسیم. یکی از مهم‏ترین وجوه تفکیک هدف از رویا، عملیاتی بودن هدف است. در حیطه مدیریت استراتژیک به این نکته اشاره می‏شود که بین آنجایی که هستیم (وضعیت فعلی) و آنجایی که می‏خواهیم باشیم (هدف یا وضعیت مطلوب) باید بتوانیم یک مسیر کاملا عملیاتی ترسیم کنیم. البته این موضوع به این معنی نیست که رویاپردازی کار نامناسبی است؛ بلکه باقی ماندن موضوعات در حد رویا و نبود مسیر عملیاتی برای آن مشکل آفرین است. این روزها در بسیاری از سازمان‏ها، شرکت‌ها و حتی دولت‏ها این موضوع به چشم می‏خورد که افراد با درک نادرست از علم مدیریت استراتژیک، منابع بسیاری را از بین می‏برند و نتیجه‏ای حاصل نمی‏کنند. چقدر از این جملات شنیده‏ایم که ما می‏خواهیم اولین، بزرگ‌ترین، سریع‏ترین، پرسودترین، پیشرفته‏ترین و قدرتمندترین باشیم.کافی است سری بزنیم به بیانیه مأموریت، چشم‌انداز یا اهداف بلندمدت بسیاری از سازمان‏ها، ارگان‏ها، شرکت‌ها و حتی کشورها. آنگاه درمی‏یابیم که بین نقطه‌ فعلی و هدف مدنظر، فرسنگ‏ها فاصله وجود دارد. این موضوع حتی در زندگی شخصی ما نیز بسیار نمود دارد. تا به حال چندین بار برای خودمان برنامه منظم ورزشی یا مطالعاتی طرح‏ریزی کرده‏ایم؟ و چندین بار بیش از چند روز به آن پایبند نبوده‏ایم؟ غیرعملیاتی بودن این اهداف که عمدتا در حد رویا باقی می‏مانند، دلایل مختلفی دارد که به برخی از مهم‏ترین آنها اشاره می‏شود:

 

• درک نامناسب از منابع. رسیدن به هر هدفی نیازمند منابعی است که باید در راستای آن صرف شود. خیلی از اوقات به‌دلیل نبود شناخت کافی از اهداف، میزان منابع مورد نیاز به‏درستی درک نمی‏شود. در این مواقع، عمدتا ذهن ما با رویکردی خوش‌بینانه نسبت به منابع، برای ما دلیل‌تراشی می‏کند. اگر هم شخص دیگری سوالات دقیقی در رابطه با شیوه تامین منابع برای عملیاتی کردن هدف از ما بپرسد، عمدتا با کلی‏ گویی به پاسخ برمی‏آییم. بسیاری از کارآفرینان هنگام راه‏ اندازی یک کسب و کار در این تله می‏افتند. انرژی فوق‏العاده این بزرگواران در خلق، باعث می‏شود که با رویکردی بسیار خوش‌بینانه به برخی از موضوعات بنگرند. موضوعاتی که عمدتا نیازمند صرف منابع (اعم از فکری یا مالی) هستند. این تصورات خوش‌بینانه منجر به بلوکه شدن بسیاری از سرمایه‏ های ملی در قالب طرح‌ها، سوله‏ ها، ماشین‏ آلات و تجهیزات بلااستفاده یا نیمه‌کاره‏ای است که امروز در سراسر کشور شاهد آن هستیم.

• ضعف نگرش سیستمی. تعاریف بسیاری از نگرش سیستمی خوانده و شنیده‏ ایم. اما اگر بخواهیم تعریفی از نگرش سیستمی در زمینه مورد بحث داشته باشیم، می‏توانیم این گونه بگوییم که فردی دارای نگرش سیستمی قوی‏تری است که متغیرهای تاثیرگذار بیشتری را به درستی شناخته و با استفاده از تجزیه و تحلیل علمی و قضاوت شهودی، برهمکنش آنها را در انتخاب‏های گوناگون، بهتر پیش‏بینی کند. در بسیاری از موارد با این موضوع روبه‌رو شده‏ ایم که به‌دلیل ضعف نگرش سیستمی اهداف به درستی تعریف نمی‏شوند و اگر تعریف می‏شوند به‌دلیل نبود دیدگاه قوی سیستمی، تصور درستی از مسیر عملیاتی شدن آن به وجود نمی‏آید. به همین دلیل در بسیاری از مواقع در زمان مشخص شده به اهداف دست نمی‏یابیم.

• شناخت کم از روش‏ها و مسیرهای اجرایی. در ادبیات مدیریت استراتژیک همواره به این موضوع اشاره می‏شود که راهبری یک گروه در مسیر رسیدن به هدف نیازمند شناخت بالای استراتژیست، از روش‏ها و تکنیک‏های اجرایی است. پاره‏ای اوقات جملات خوب خنثی از سوی افرادی بیان می‏شود که به‌دلیل نداشتن شناخت از مسیر اجرایی، از قالب هدف خارج می‏شوند و شکلی رویا گونه به خود می‏گیرند، چون امکان اجرای واقعی را ندارند. گاهی نیز به نظر می‏رسد که با گفتن جملات خوب خنثی، ذهن اقناع می‏شود و فرد هرگز به حیطه عملیات وارد نمی‏شود. زمانی که با عدم موفقیت روبه‌رو می‏شویم، عمدتا عدم موفقیت‏های خود را در دستیابی به اهداف، به عوامل بیرونی نسبت می‏دهیم. حال آنکه مهم‏ترین شاخص فرد، سازمان، یا کشور موفق در قرن حاضر از دید بسیاری از بزرگان علم، یادگیرندگی است؛ و رویکردی که منجر به یادگیرندگی می‏شود اصل عاملیت است. اصل عاملیت به بیان ساده به معنی حاکم بودن بر سرنوشت است. نه به این معنی که آنچه اتفاق می‏افتد حاصل متغیرهایی است که تحت کنترل نیستند. شاید لازم باشد قدری این مفهوم بیشتر تشریح شود. اصل عاملیت به این معنی نیست که متغیر غیرقابل کنترل وجود ندارد. اما رویکردی است که سعی می‏کند به جای بهانه تراشی، تلاش و کوشش را تقویت کند. همه ما، انسان‏ها، شرکت‌ها و کشورهایی را دیده‏ایم که در شرایط سخت توانسته‏اند با تلاش، کوشش و بهره‏گیری از دانش و بینش، از دیگران پیشی بگیرند. درحالی‌که می‏توانستند تلاش نکنند و عدم موفقیت‏ خود را به عوامل بیرونی نسبت دهند.

عمق این مساله به اندازه‏ای است که گاهی این جملات خوب خنثی در صحبت‏های انتخاباتی نامزدهای ریاست‌جمهوری نیز وجود داشت. شخصی که نامزد احراز بالاترین مقام اجرایی یک کشور است، جملاتی می‏گوید که در عملیاتی بودن آنها شک و تردید بسیار وجود دارد و به راحتی نمی‏توان مسیر عملیاتی کردن آن را ترسیم کرد. بنابراین به نظر می‏رسد برای اینکه کمتر جملات خوب خنثی بشنویم، بهتر است کمتر جملات خوب خنثی بگوییم. با اصل عاملیت به موضوعات، نگاه ژرف کنیم، بیندیشیم و سوال هوشمندانه بپرسیم.

 
چگونه عادات مغزی بر سازگاری با همکاران تاثیر می گذارد؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مترجم: آناهیتا جمشیدنژاد

 

در این مقاله چهار روشی که به وسیله آنها مغز ما مشکلات را حل می‌کند و معنای این چهار روش بر نحوه کار با دیگران ارائه شده است. گرچه مغز ما 4 درصد توده بدن را شامل می‌شود، اما حداقل 20 درصد گلوکز خون بدن را مصرف می‌کند تا بتواند کار دشوار تفکر و راه‌اندازی بدن را انجام دهد. این تحلیل منابع، مغز را به یک سیستم ناکارآ تبدیل می‌کند، بنابراین با مسیریابی پیام‌های عصبی در مسیرهای کارآتر و با مقاومت کمتر، انرژی را حفظ می‌کند.

 

کارن گوردون، مدیر ارشد اجرایی Dynamics 5، که یک شرکت مشاوران کار تیمی است و مشتریان آن لینکدین، IDEO و هاروارد هستند؛ می‌گوید: «این مسیر مشابه مسیرهای در جنگل است؛ شما می‌توانید در یک مسیر تکراری و فرسوده با سرعت بیشتری حرکت کنید؛ مگر اینکه نیاز به ایجاد راهی جدید داشته باشید.»

این حقیقت که مغز ما مسیری را ترجیح می‌دهد که با حداقل مقاومت همراه است، در کار تیمی نیز دارای دلالت‌هایی است. برمبنای تحقیقی که اخیرا انجام شده است، گوردون مدیر این تحقیق، می‌گوید چهار مسیر وجود داد که مردم طی یک فرآیند از آن استفاده می‌کنند:

1-کشف کردن. کسانی که عاشق جلسات دور از محل کار، جلسات توفان فکری (brainstorming) و نگاه به سناریوهای «چه می‌شود اگر» هستند در طبقه «کشف کردن» رتبه بالایی دارند. آنها موقعیت را درک می‌کنند، روابط را می‌بینند و راه‌حل‌های خلاقانه را توسعه می‌دهند.

2- برانگیختن. کسانی که بر یادگیری در مورد افراد، ایجاد ارتباطات و مشارکت در گفت‌وگوها بسیار متمرکز هستند، در این طبقه جایگاه بالایی دارند. آنها انرژی خود را صرف تهییج افراد دیگر در مورد ایده‌شان، گسترش حمایت داخلی و ایجاد یک تیم می‌کنند.

3- آزمون کردن. کسی که عاشق پایگاه‌های داده، تحلیل کار و نگاه به جنبه‌های تاریخی است در این طبقه قرار می‌گیرد. آنها با استفاده از داده‌ها یک برنامه اجرایی را توسعه می‌دهند؛ برنامه زمانی، بودجه‌ها، برنامه ساعات کار، نقش‌های واضح و قوانین ایجاد می‌کنند؛ مشکلات را پیش‌بینی می‌کنند و اشتباهات را می‌یابند.

4- اجرا کردن. کسانی که بر انجام آنچه مهم است، ایجاد لیست بایدها و تایید وظایف متمرکز هستند، در این طبقه رتبه بالایی دارند. آنها به‌طور مصمم، برنامه را اجرا می‌کنند و افراد را پاسخگو نگه می‌دارند و عملکرد را اندازه‌گیری می‌کنند.

گرچه Dynamics 5 دارای یک ارزیابی است که توانایی‌های یک فرد را شناسایی می‌کند، اما شما می‌توانید با تفکر در مورد آنچه از انجام آن لذت می‌‌برید و وظایفی که به شما انرژی مضاعف می‌دهد، ترجیحات را تعیین کنید. گوردون می‌گوید: «کارهایی که انرژی شما را تحلیل می‌برند، در نقاطی وجود دارند که در آنها برتری ندارید.»

چگونه با تمرکز بر توانایی‌ها یک تیم را مدیریت کنید؟

درک نقاط قوت خودتان و دیگران می‌تواند در ارتباط با یک سطح بالاتر به شما کمک کند. زمانی که هر عضو تیم می‌تواند وظایف را تکمیل کند و احساس کند که وظایف خود را انجام داده و به چالش کشیده شده است، آنگاه می‌توانید یک محیط تیمی ایجاد کنید که با اجتناب از آسیب‌ها، موفقیت را پرورش دهد. استفاده از توانایی‌ها می‌تواند اختلافاتی که ممکن است در روابط ایجاد شود را رفع کنند. گرودون می‌گوید «می‌توانید مکان خوبی برای استراحت شناسایی کنید؛ مکانی که یک هم‌تیمی بتواند در فضای آن احساس راحتی کند.» او در ادامه می‌گوید «پیش از آن، ممکن است این احساس در شما ایجاد شود که مانند کسی هستید که حضورش اهمیتی ندارد.»شناسایی نقاط ضعف یک فرد بسیار مفید است. به عنوان مثال، اگر فردی از توفان فکری لذت نمی‌برد، ضرورتی ندارد آنها را از فرآیند جدا کنید. گوردون می‌گوید «صحبت از انرژی است: چه چیزی به شما انرژی می‌دهد یا چه چیزی انرژی شما را می‌گیرد. باید تفاوت‌ها را درک کنید؛ آنچه به شما انرژی می‌دهد ممکن است انرژی فرد دیگری را بگیرد.»

نقاط قوت به پرورش روابط کاری خوب کمک می‌کند. اگر من با کسی برخورد کنم که در طبقه «آزمون کردن» رتبه بالایی داشته باشد و نگران اعداد و آنچه می‌تواند ثابت شود باشد، نمی‌خواهم با ایده‌های «نه‌چندان پخته» وارد دفتر کار او شوم. باید تحقیق کنم و با حقایق و داده‌ها وارد شوم. زمانی که این کار را می‌کنم، به این سبک کار او احترام می‌گذارم و در جایی او را ملاقات می‌کنم که برای او راحت است. به گفته گوردون شناخت نقاط ضعف بخصوص برای تعهد تیم‌ها مهم است. او می‌گوید « اگر من در طبقه «برانگیختن» پایین‌ترین رتبه را داشته باشم، باید اطمینان یابم که عادات روزانه را طوری شکل می‌دهم که با هم‌تیمی‌هایم در تماس باشم و کاری که آنها انجام داده‌اند را تشخیص می‌دهم.» او می‌افزاید: «ارتباط با آنها مهم است و شما باید این اطمینان را ایجاد کنید که آنها را نادیده نمی‌گیرید.»ممکن است بیش از یک نقطه قوت وجود داشته باشد، گوردون در طبقه برانگیختن و اجرا رتبه بالایی قائل است. او می‌گوید «الگوی طبیعی من، رفتن از ایده به اجرا است، اما تعجب می‌کنم که چرا تیم من به من کمک نمی‌کند.» او می‌افزاید: «من دریافتم که پله‌های میانی را نادیده گرفته بودم و همه مراحل بخش مهمی از این فرآیند هستند.»برای چاره جویی، گوردون زمانی را صرف ایجاد یک برنامه ارتباط بهتر می‌کند تا نشان دهد که هر فرد تا چه حد برای این پروژه متناسب است. او می‌گوید «آنگاه می‌توانیم با یکدیگر دست به‌کار شویم چرا که هر فردی برنامه را درک و خود را با آن منطبق می‌کند.» نکته مهم انطباق تیم تان حول نقاط قوت فردی است. گوردون می‌گوید «شما می‌توانید با استفاده از ترجیحات فعال و پرکنش به اهداف دست یابید. همه اینها به سبب آگاهی امکان‌پذیر است.»

منبع: fastcompany

نقش کلیدی IT در تقویت اولویت‌های نیروی کار مدرن و رسیدن به توازن کار/ زندگی

(مدیریت دانش و ابزار و نیروی کار با دورکاری ابری)

 
 
رایانش ابری و مدل تازه ای برای محیط کار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: Beth Stackpole

مترجم: مریم مرادخانی

در گذشته یکی از دغدغه‌های کارکنان، امنیت شغلی بود. هر کارمند سال‌ها در یک شرکت و در یک یا دو سمت فعالیت می‌کرد و از حقوق ثابت، مزایا و افزایش حقوق مستمر بهره‌مند بود، اما آن دوران دیگر به پایان رسیده است؛ چراکه این روزها اگر فرصتی فراهم شود، کارکنان حاضرند به راحتی شغل خود را تغییر دهند یا حتی به‌طور مستقل کار کنند. پیدایش مفهوم «کارمند مستقل» و افزایش تعداد کسانی که کار کردن به این سبک را ترجیح می‌دهند، کسب‌وکارها را به سمت تکنولوژی‌های همراه و رایانش ابری سوق داده است (یعنی امکان ذخیره‌سازی و دسترسی به اطلاعات و سرویس‌ها به صورت آنلاین). کسب‌وکارها از این تکنولوژی‌ها به‌عنوان ابزارهایی برای جلب مشارکت کارکنان، افزایش انعطاف‌پذیری محیط کار و جذب و حفظ استعدادهای برتر استفاده می‌کنند.

مدتی است که قرارداد میان کارمند و کارفرما معنای سابق خود را از دست داده است. همین تغییر گرایش، فرصتی ایجاد کرده تا مدیران فناوری اطلاعات دست به‌کار شوند و محیط کار را به لحاظ دیجیتالی دگرگون کنند. با به‌کارگیری فناوری‌های کلیدی، مثل رایانش ابری، پلت‌فرم‌ها و روش‌های تجزیه و تحلیل همراه، مدیران ارشد فناوری می‌توانند تعهد و ماموریت اصلی خود را به انجام برسانند و این ماموریت چیزی نیست جز دستیابی به بینشی که با کمک آن بتوانند تحولات سازمانی را هدایت کنند و انعطاف‌پذیری، بهره‌وری و مشارکت کارکنان را افزایش دهند.

 

حفظ دانش سازمانی در درون سازمان از اولویت‌ها

دانش سازمانی (Institutional Knowledge) یعنی دانش، مهارت‌ها و قابلیت‌هایی که هر کسب‌وکار برای موفقیت به آن نیاز دارد. بسیاری از سازمان‌ها، زمان و سرمایه‌های هنگفتی را صرف کسب این دانش می‌کنند، اما مشکل اینجا است که در طول زمان، وقتی کارکنان به دلایل مختلفی مثل استعفا، انتقال یا بازنشستگی شرکت را ترک می‌کنند، بخش اعظمی از این دانش را نیز با خود می‌برند و به این ترتیب، شرکت‌ها دانش خود را از دست می‌دهند. البته عوامل دیگری نیز وجود دارند که باعث از دست رفتن دانش سازمانی می‌شوند اما مهم‌ترین آنها از دست دادن نیروی کار با استعداد است. نیروی کار سختکوش و متعهد بر سودآوری سازمان تاثیرات مثبتی دارد، از کاهش نرخ گردش نیروی کار و عدم رضایت شغلی کارکنان گرفته تا کاهش هزینه‌های مربوط به استخدام‌های مکرر. کسب‌وکارها همچنین می‌کوشند تا از طریق ایجاد شبکه‌های رجوع (Referral Networks)، تشویق کارکنان به پذیرش مسوولیت اشتباهاتشان و ترویج نوآوری و ایده‌های جدید، دانش سازمانی را در داخل محدوده سازمان حفظ کنند و اجازه ندهند که این دانش به بیرون درز کند.

در دنیای کسب‌وکار امروز که هیچ چیز قابل پیش‌بینی نیست، این یک مزیت است. ظهور کارکنان مستقل و گرایش افراد به مشاغل مستقل باعث شده شرکت‌ها نسبت به نوسانات چرخه‌های کسب‌وکار انعطاف‌پذیری بیشتری نشان دهند و دایره سرمایه‌های انسانی با استعداد خود را بدون صرف هزینه‌های هنگفت گسترش دهند. کارکنانی که دارای مشاغل ثابت هستند نیز از این مدل جدید استقبال می‌کنند، چرا که از این طریق می‌توانند در تعیین سرنوشت خود نقش بیشتری داشته باشند و میان کار و زندگی توازن ایجاد کنند.

 

تغییر اولویت‌ها

بیبی‌بومرها در آستانه بازنشستگی هستند (بیبی‌بومرها کسانی هستند که حدودا بین سال‌های ۱۹۴۳ تا ۱۹۶۰ متولد شده‌اند). اما تعداد کسانی که استخدام می‌شوند بسیار کمتر از تعداد کسانی است که بازنشسته می‌شوند. به همین علت، دایره استعدادهای سازمان‌ها تنگ‌تر می‌شود و کمبود استعدادها باعث افزایش رقابت بر سر جذب کارکنان، افزایش قدرت مذاکره کارکنان و ایجاد فرصت‌های بیشتر برای آنها می‌شود. وقتی یک سازمان از اقصی نقاط جهان کارمند جذب می‌کند، محیط کار پیچیده‌تر می‌شود. در چنین محیطی، مشارکت ۲۴ ساعته کارکنان یک ضرورت است و محدوده فعالیت آنها فراتر از مرزهای سنتی سازمانی است.

جوانان نسل هزاره، به‌ویژه آنهایی که هنوز وارد بازار کار نشده‌اند در مقایسه با نسل‌های پیش از خود، اولویت‌های متفاوتی دارند. در لیست این اولویت‌ها «وفاداری به سازمان» هیچ جایی ندارد. از این رو این جوانان گرایش بیشتری به تغییر مداوم شغل دارند. طبق نتایج نظرسنجی شرکت «دیلویت»، از هر سه جوان این نسل، دو نفر امید دارند که تا انتهای سال ۲۰۲۰ بتوانند شغل خود را تغییر دهند و فقط ۱۶ درصد آنها احتمال می‌دهند که تا پایان دهه آینده در محیط کار فعلی خود بمانند. این جوانان نسبت به مقوله کار نگرش متفاوتی دارند. این نظرسنجی نشان می‌دهد مهم‌ترین ارزش‌های این افراد برای انتخاب شغل به ترتیب از این قرار است: توازن میان کار و زندگی (۱۷ درصد)، فرصت پیشرفت شغلی و نیل به جایگاه مدیریتی (۱۳ درصد) و انعطاف‌پذیری، امکان دورکاری و ساعات متغیر (۱۱ درصد).

این گرایش‌های اجتماعی، توازن قدرت میان کارمند و کارفرما را بر هم می‌زند و مشارکت کارکنان را به اصلی‌ترین اولویت شرکت‌های بین‌المللی تبدیل می‌کند. طبق رتبه‌بندی وب‌سایت «گلسدور»، تنها نیمی از (۵۴ درصد) کارکنان، محیط کار فعلی خود را به دیگران پیشنهاد می‌کنند. با نگاهی به نتیجه تحقیقات «گالوپ» به عمق این مساله بیشتر پی می‌بریم: «تنها ۱۳ درصد از کارکنان در امور مختلف مشارکت کامل دارند، درحالی‌که ۲۶ درصد آنها خود را در گروه ناراضی‌های گله‌مند طبقه‌بندی می‌کنند». این گروه از افراد نه تنها در انجام امور مشارکت نمی‌کنند، بلکه نارضایتی خود را در رفتار، گفتار و گرایش‌های خود بروز می‌دهند و فضای حاکم بر محیط کار را مسموم می‌کنند.این عدم مشارکت باعث ایجاد تنش در محیط کار می‌شود و سازمان‌ها را وادار می‌کند برای جلب مشارکت و وفاداری کارکنان، فرهنگ و محیط کار خود را اصلاح کنند.

به لطف تکنولوژی‌های همراه و اپلیکیشن‌هایی مثل فیس‌بوک و گوگل مپ، زندگی روزمره ما آسان‌تر و انعطاف‌پذیرتر شده و کارکنان که به این سبک زندگی عادت کرده‌اند، انتظار دارند که در محیط کار و هنگام استفاده از ابزارها نیز این سهولت و انعطاف‌پذیری را تجربه کنند. بسیاری از کارکنان طرفدار مدل «BYOD»  (Bring Your Own Device) هستند که یعنی «دستگاه خودت را بیاور».

کسب‌وکارهای حامی این مدل به کارکنان اجازه می‌دهند که لپ‌تاپ‌ها، تبلت‌ها، یو‌اس‌بی‌ها و سایر دستگاه‌های خود را به شرکت بیاورند و به جای استفاده از دستگاه‌های سازمان، از دستگاه‌های خودشان استفاده کنند، البته فقط برای مقاصد کاری. کارشناسان فناوری اطلاعات که فرآیندها و فرهنگ سازمانی همواره مانعی بر سر راهشان بوده، حالا در تلاشند با این تحولات همسو شوند. در حال حاضر بهترین راه حل آنها برای ایجاد یک محیط کار مشارکتی، تکنولوژی‌های ابری و همراه هستند.

کیت لیستر، مدیر شرکت تحقیقات و خدمات مشاوره Global Workplace Analytics است که در زمینه طراحی استراتژی‌های چابک سازمانی فعالیت می‌کند. او در این باره می‌گوید: «این درست مثل یک توفان تمام عیار است. در این عصر، به‌دلیل نگرش متفاوت جوانان به مقوله کار، مشکلات مالی و پدیده جهانی شدن، کار کردن به صورت مجازی به یک نیاز تبدیل شده است. تکنولوژی در رفع این نیاز نقشی اساسی دارد و ما به قدری به تکنولوژی عادت کرده‌ایم که حذف آن از زندگی تقریبا غیرممکن است.»

 

جلب وفاداری کارکنان

لیستر در ادامه می‌گوید: «تنها جوانان نسل هزاره نیستند که خواهان انعطاف‌پذیری‌اند. تقریبا همه دوست دارند به این روش کار کنند». بیبی‌بومرها به بازنشستگی نزدیک می‌شوند و دلیلی نمی‌بینند که برای جلب نظر رئیس، خودشان را به محیط کار محدود کنند درحالی‌که کارکنان نسل X (متولد شده بین سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰) به دنبال آسایش‌ و راهی هستند که بتوانند طیف وسیعی از مسوولیت‌ها، از بچه‌داری گرفته تا نگهداری از والدین را به انجام برسانند.

تکنولوژی‌های ابری و همراه به مردم این امکان را می‌دهند که از هر کجا که می‌خواهند کار کنند. این روزها «دورکاری» به یکی از انتظارات کارکنان تبدیل شده و سازمان‌ها می‌توانند برای جلب مشارکت و وفاداری کارکنان، امکان کار از راه دور را برای آنها فراهم کنند. لیستر تاکید می‌کند که «مردم دوست دارند به آنها اعتماد کنید. آنها خواهان آزادی و استقلال عمل هستند و دوست دارند از هر کجا که می‌خواهند برای شما کار کنند و هر سه عامل به مشارکت بیشتر کارکنان منجر می‌شود».

کارشناسان فناوری اطلاعات باید پا را از نقش خود فراتر بگذارند، در جایگاه رهبران قرار بگیرند و محیط کار انعطاف‌پذیر را طوری تعریف کنند که با اهداف استراتژیک و فرهنگ سازمان همسو باشد. بعضی از شرکت‌ها ممکن است به یک کسب‌وکار کاملا مجازی تبدیل شوند و از دورکاری حمایت کنند. بعضی دیگر یک رویکرد اعتدالی‌تر اتخاذ می‌کنند و دورکاری را در بعضی از واحدها و فرآیندها به اجرا می‌گذارند. در هر دو صورت، به‌عنوان مدیران فناوری اطلاعات، اگر به دنبال افزایش بهره‌وری و مشارکت کارکنان و گسترش کانال‌های ارتباطی هستید، باید هنگام انتخاب تکنولوژی‌های همراه، اهداف سازمانی را کاملا مد نظر قرار دهید و راه‌حل‌های خود را با این اهداف همسو کنید. ژاکوب مورگان، نویسنده کتاب «آینده کار» و یکی از بنیانگذاران انجمنی به همین نام، می‌گوید: «این طرز فکر که شما یک فضای فیزیکی فراهم کنید و عده‌ای هر روز در آنجا حاضر و مشغول به‌کار شوند، دیگر معنای خود را از دست داده است. تکنولوژی‌های ابری و همراه مثل دستگاه عصبی سازمان هستند و آینده عرصه کار را رقم می‌زنند. به لطف این تکنولوژی‌ها، کار مفهوم سابقش را از دست داده است. در آینده، شما کار خود را با خودتان به هر کجا که بخواهید می‌برید، درحالی‌که در گذشته ناچار بودید برای کار در یک مکان فیزیکی حاضر شوید».

 

پیش به سوی تکنولوژی‌های ابری

مدتی است که کسب‌وکارها به قدرت تکنولوژی‌های ابری در ایجاد یک گرایش کاری جدید پی برده‌اند. نتایج نظرسنجی شرکت IDG Enterprise در سال ۲۰۱۵ نشان می‌دهد ۶۶ درصد تصمیم‌گیرندگان در سازمان‌ها، برای ارسال ایمیل یا پیام‌رسانی از سیستم‌های ابری استفاده می‌کنند. ۶۱ درصد این افراد، اپلیکیشن‌های کنفرانس و مشارکت خود را به سرویس‌های ابری مجهز کرده‌اند. تکنولوژی‌های ابری مفهوم «همیشه متصل» را از یک رویا به یک حقیقت تبدیل کرده‌اند. شرکت‌کنندگان در نظرسنجی می‌گویند این تکنولوژی‌ها ابزار اصلی ایجاد ارتباط میان کارکنان هستند و ۴۸ درصد آنها پیش‌بینی می‌کنند که به لطف دسترسی آسان به داده‌های سازمانی، بهره‌وری به میزان قابل‌توجهی افزایش خواهد یافت. لازمه افزایش مشارکت این است که ابزارهایی را در اختیار کارکنان قرار دهیم که در هر کجا و هر زمانی، بهره‌وری داشته باشند. طبق نظرسنجی IDG، ۴۸ درصد سازمان‌های خدماتی معتقدند که تکنولوژی‌های ابری برای ایجاد توازن میان کار و زندگی ضروری هستند. این تکنولوژی‌ها همچنین فرصت‌های آموزشی و ارتباطات درون سازمانی بیشتری را برای کارکنان ایجاد می‌کنند که باعث افزایش مشارکت میان واحد فناوری و سایر واحدهای کلیدی سازمان می‌شود.

به باور ۴۶ درصد از شرکت‌کنندگان این نظرسنجی، افزایش مشارکت میان واحدها یک مزیت غیرقابل انکار است.

یکی از شرکت‌های مطرح جهان که از این تکنولوژی‌ها استفاده می‌کند، «مارکس اند اسپنسر» است. این شرکت برای گذار به عصر دیجیتال و افزایش مشارکت کارکنان از طیف گسترده‌ای از سرویس‌ها مثل مایکروسافت آفیس ۳۶۵، اسکایپ برای کسب‌وکار، یامر (Yammer) و Sharepoint بهره می‌گیرد. مقامات این شرکت در این رابطه می‌گویند: «یکی از بهترین راه‌ها برای ایجاد توازن میان کار و زندگی این است که کارکنان بتوانند در هر کجا که هستند از طریق تلفن‌های خود به سیستم‌های کلیدی دسترسی پیدا کنند و Sharepoint این امکان را فراهم کرده است». «اسکایپ برای کسب‌وکار» نیز یکی از بهترین ابزارها برای ایجاد مشارکت موثر میان کارکنان است. «ما افراد را تشویق می‌کنیم تا نگرش خود را نسبت به‌کار تغییر دهند. کار، دیگر یک مکان فیزیکی نیست، بلکه یک فعالیت است که می‌تواند در هر کجا به انجام برسد. شما می‌توانید تکنولوژی‌هایی را انتخاب کنید که متناسب با کار شما هستند». «پیتزا هات» نیز از دیگر کسب‌وکارهایی است که به تکنولوژی‌های ابری روی آورده است. از زمان راه‌اندازی سرویس یامر، میزان رضایت مشتریان و فروش این سازمان به میزان قابل‌توجهی افزایش یافته است.

حالا که مشارکت کارکنان در تمامی صنایع به یک ضرورت تبدیل شده، مدیران ارشد فناوری باید گوش به زنگ باشند. پیش‌بینی الگوهای کار در محیط کار مدرن از وظایف اصلی این مدیران است. با طراحی یک برنامه دقیق در رابطه با تکنولوژی‌های همراه و ابری، این مدیران می‌توانند انعطاف‌پذیری و چابکی سازمان را تضمین کنند؛ دو عاملی که برای افزایش مشارکت، بهره‌وری، پیشرفت و وفاداری کارکنان ضروری‌اند.

منبع: Cio.com

روزنامه دنیای اقتصاد - شماره 4050 تاریخ چاپ:1396/02/31 بازدید:914بار 

 

پیروزی بزرگ شبکه‏های اجتماعی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شهرام شریف: با پایان یافتن این دوره از انتخابات شاید کمتر شک و تردیدی برای همه باقی مانده که شبکه‏ های اجتماعی مهم‏ترین رسانه در این رویداد بودند. به جز سه مناظره تلویزیونی که در بهترین زمان ممکن تعداد قابل توجهی از بینندگان را به سمت تلویزیون جلب کرد، در سایر زمان‏ها این شبکه‏ های اجتماعی بودند که نقش اصلی را در انتخابات بازی کردند، اما زمینه‏ساز این نقش فعال شبکه‏ های اجتماعی بستر اینترنت بود که طی چهارسال اخیر سرعت و توسعه قابل توجهی یافته بود. به لطف دسترسی ۴۰ میلیون نفر از شهروندان به تلفن هوشمند و گسترش شبکه از شهرهای بزرگ و کوچک گرفته تا روستاها کمتر خبر یا موضوعی بود که در گستره وسیع ارتباطی از چشم مخاطبان دور بماند. از سوی دیگر افزایش سرعت اینترنت (که وزیر ارتباطات در سال‏های نخست دولت به خاطر آن از مجلس وقت کارت زرد گرفت) نیز مزید بر علت شد تا ابزارک‏های ارتباطی متعددی روی آن تعریف شود.

 

میوه آزادی شبکه‏ های اجتماعی

دولت یازدهم از ابتدای تشکیل به خوبی از نقش و قدرت شبکه ‏های اجتماعی آگاه بود به همین دلیل، بخش قابل توجهی از تمرکز خود را روی محافظت از این شبکه‏ها در برابر فیلترینگ و مسدودسازی‏های مرسوم آن زمان گذاشت. تنها در مورد تلگرام (شبکه اجتماعی که بی‏شک نقش نخست ارتباطات در انتخابات این دوره را ایفا کرد) دولت بارها در برابر فیلترینگ آن از سوی برخی از اعضای کمیته تعیین مصادیق مقاومت کرد. تلگرام که به گفته بنیانگذار آن حدود ۴۰ میلیون کاربر ایرانی دارد به مهم‏ترین ابزار تبلیغاتی و ارتباطی این روزها تبدیل شده بود و تمامی کاندیداها (چه کاندیداهای رقیب دولت در انتخابات ریاست‌جمهوری و چه کاندیداهای شورای شهر) به شکلی وسیع از آن بهره گرفتند.

در این دوره استفاده از برخی شبکه ‏های اجتماعی فیلتر شده مانند توییتر نیز در میان کاندیداهای ریاست جمهوری بسیار فراگیر شد و کاندیداها و طرفدارانشان به وفور از این شبکه‏ ها برای تعامل و بحث و گفت وگو در زمینه مسائل گوناگون استفاده کردند. کانال‏های تلگرام کاندیداهای ریاست جمهوری در این انتخابات جایگزین سایت رسمی آنها شد به‏ طوری که مهم‏ترین اسناد و اطلاعیه‏ های کاندیداها به سرعت از طریق کانال‏های آنها به اطلاع هوادارانشان می‏رسید. در دسترس بودن تلگرام و سادگی استفاده از آن و امکان اشتراک‌گذاری سریع عکس و فیلم عملا بحث‏های اصلی انتخابات را به سمت و سوی آن کشانده بود.

تلگرام همچنین نقش بستری برای پخش مواد تبلیغی تصویری هم بود. در حالی که در دوره‏های قبلی انتخابات، پخش فیلم تبلیغاتی کاندیداها صرفا از طریق صدا‌وسیما امکان‌پذیر بود در این دوره تلویزیون فقط یکی از راه‏های پخش این فیلم‏ها بود. نکته آنکه در حالی که تلویزیون در موارد مختلف با حذف برخی صحنه ‏ها یا حتی کل فیلم یک کاندیدا را کنار گذاشته بود اصل فیلم‌ها به سرعت در کانال‏های تلگرام نامزدها در دسترس مخاطبان قرار می‌گرفت.  تلگرام همچنین به بستری برای دعوتنامه شخصیت‌ها برای شرکت در انتخابات هم تبدیل شد. مانند انتخابات خبرگان پیام‏های مختلف برخی شخصیت‌ها از این طریق میلیون‏ها بار پخش و دیده شد.

 

توییتر، رسمی و تعاملی

در مقابل شبکه اجتماعی توییتر جای اظهارنظرهای قطعی یا واکنش‌های رسمی به سخنان و ادعاها بود. این شبکه تعاملی در حالی در ایران فیلتر است که تقریبا بسیاری از شخصیت‏های دولتی و غیردولتی در آن اکانت دارند.  نکته جالب توجه اینکه بسیاری از کسانی که خود تا پیش از این از جریان فیلترینگ سختگیرانه حمایت کرده بودند یا کسانی مثل رئیس جمهوری قبلی که اساسا به خاطر توسعه فیلترینگ و سخت‏گیری‏های اینترنتی مورد انتقاد قرار گرفته‏ بودند، در این انتخابات با ساختن اکانت توییتر تلاش کردند از این فضا برای خود بهره بگیرند. تقریبا به جز قالیباف همه نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری این دوره اکانت توییتر داشتند که در آن به طور مستقیم با هوادارانشان ارتباط برقرار می‏کردند، از سوی دیگر ستادهای نامزدها نیز دارای اکانت‏های توییتر مستقل بودند. حضور نامزدهای جریان‏های نزدیک به طیف محافظه کار در توییتر که با حضور خیل طرفداران آنها انجام شد نیز نمایانگر توانایی‏های این شبکه برای ایجاد ارتباط و تعامل با مخاطبان بود و با توجه به شعارهای نامزد پیروز (رئیس‏ جمهور روحانی) به نظر می‏رسد تلاش برای بازگشایی این شبکه در دوره جدید در دستور کار قرار گیرد.

 

اینستاگرام

اما اینستاگرام نیز مثل شبکه‏ های اجتماعی ضلع سوم در انتخابات امسال بود. امکان پخش زنده در این شبکه اجتماعی عملا آغازی برای رقابت با شبکه ‏‏های تلویزیونی بود که اساسا (به‌جز تعدادی برنامه رسمی) برنامه‏ های تبلیغاتی یا سخنرانی‏های کاندیداها را پخش نمی‏کردند. اینستاگرام رئیس ‏جمهور روحانی در این میان بیشترین استفاده را از این امکان برد و تمامی سخنرانی‏های او را به‏ طور زنده از طریق این شبکه پخش کرد. همچنین طرفداران نامزدهای دیگر چون رئیسی و قالیباف نیز هم از پخش زنده اینستاگرام (‏هرچند نه‌چندان سازمان یافته) و برخی شبکه‏‏ های مشابه داخلی مثل لحظه‌نگار برای پوشش رویدادهای خود استفاده می‏کردند.

استفاده از سلبریتی‏ها با فالوئرهای میلیونی نیز یکی دیگر از اقدامات برخی نامزدها در اینستاگرام بود. اینستاگرام حتی در هنگام رای‏گیری نیز یکی از مهم‏ترین شبکه‏ ها برای نمایش حال و هوای شعبه‏ های رای‏گیری و هواداران نامزدها بود که با گذاشتن برگه رای خود به مخاطبانشان می‌گفتند که به چه کسی رای داده‏اند.  هرچند امکان پخش زنده اینستاگرام بیشتر به کمک طرفداران روحانی آمد اما در مقابل در کمپین تبلیغاتی رئیسی و قالیباف نیز از تصاویر پهپادی بهره گرفته شد که ویژگی‏های بصری فوق‏ العاده‏ ای داشتند. به پهپادها در حالی فعلا در حالت پرواز ممنوع در کشور قرار دارند که به‌تدریج شاهد واردات و استفاده از آنها در رویدادهای مختلف هستیم و در جریان انتخابات این دوره پهپادها به‌خوبی به‌کار گرفته شدند.

 

بسترهای دیجیتالی

این دوره انتخابات را می‏توان یکی از موفق‏ترین دوره‏ها از نظر ثبات ارتباطات در نظر گرفت. آنچنانکه وزیر ارتباطات قبلا وعده داد بود، اینترنت در جریان فرآیند رای‏گیری به هیچ‌وجه دچار اختلال نشد و تقریبا بدون هیچ مشکل امنیتی در یکی از مهم‏ترین زمان‏ها به خوبی در اختیار مردم قرار داشت.  نتایج انتخابات امسال قدرت فعالانه شبکه‏ های اجتماعی را ثابت کرد. رقبایی که تصور می‏کردند در محیط آفلاین فرصت بهتری برای فعالیت دارند، گستره دیجیتال و نتیجه را واگذار کردند.  در مقابل این بسترهای دیجیتالی هم نامزدهای ریاست‌جمهوری و هم شورای شهر همچنان به شکلی وسیع (هرچند کمتر به نسبت انتخابات گذشته) از تبلیغاتی کاغذی استفاده کردند. پوسترها و تراکت‏های زیادی بر در و دیوار چسبانده شد که هم چهره شهر را زشت کرد و هم به محیط زیست و فضای سبز لطمه وارد کرد در مقابل تبلیغات فضای مجازی حداقل از آلودگی‏های محیط زیستی عاری بود.

 

رای‏ شماری غیر دیجیتالی

تنها نکته‏ ای که شاید درباره انتخابات امسال بتوان موردانتقاد قرار دارد شیوه‏ های سنتی و آفلاین در شمارش آرا بود. به‌خصوص با توجه به حضور گسترده مردم و تنوع نامزدها (در انتخابات شورای شهر) این موضوع باعث صف‏های طولانی و حضور چند ساعته مردم در صفوف رای‏گیری شد. شاید اگر مسوولان انتخابات طی سال‌های اخیر فرآیندهای رای‏گیری را به سمت شیوه‏ های الکترونیکی‏ تر می‏بردند، میزان مشارکت در انتخابات از این هم بیشتر می‏شد ورای بسیاری از افراد که بی‏حوصله از ایستادن در صفوف رای‏گیری آن را ترک کردند را هم شامل می‌شد.

شنبه, 30 ارديبهشت 1396 07:55

کی و کجا یاور امام زمانم !

 

در چه بخشی دستِ یاری برای امام زمان(عج) می گشایید؟!

یادم می‌آد سال‌ها پیش، با چندی از دوستان هنرمند، تصمیم گرفتیم به دل خیابان‌ها بزنیم و گزارشی اجتماعی تهیه کنیم. موضوع مصاحبه هم این بود: 

 «میزانِ آگاهیِ مردم از امام زمان»

 

سید محمد حسن لواسانی- بخش مهدویت تبیان

پنجره، باران، ظهور

 

 

من هم در هیئتِ یک خبرنگار و با گروه هم‌راه، در کوی و بَرازِن (جمعِ معیوبِ برزن!) می‌چرخیدم و راه بسیاری از عابران بی‌چاره را سد می‌کردم که: «می‌دانی نیمه شعبان چه روزی است؟» و سؤال‌هایی از این دست.

پاسخ‌ها هم متفاوت بود. و بماند که خیلی‌ها، جوابِ همین سؤال را هم  نمی‌دانستند!

یکی از پاسخ‌ها که مرا سر جایم خشکاند؛ پاسخ یک مأمور ساده‌دلِ شهرداری بود که با سینه‌ای ستبر، جلوی دوربین ایستاد و گفت: «نیمه شعبان روزیه که امام زمان ظهور کرده!»

این جواب، اگرچه نگران‌کننده بود؛ اما بعد از آن، مرا صد بار به خودش مشغول کرد. که نکند راست گفته باشد. اصلاً نکند او منظوری داشت...

و بعدش بارها و بارها، به لحظه‌ی صفر شدن ساعت‌ها و تقویم‌ها و تاریخ‌ها سفر کردم!

روزی که امام زمان ظهور کرده. واقعاً ظهور کرده...

آقا؟ خانم؟ می‌بخشید مزاحم شدم. حتماً خبر دارید امام زمان ظهور فرموده‌اند.

ـ بله بله. خودِ من، یکی از دل‌سپردگانِ حضرتش هستم.

چه‌قدر خوب! می‌خواستم بپرسم تمایل دارید گوشه‌ای را گرفته، به کمک آن حضرت مشغول شوید؟

ـ بعله. من یک شیدا هستم. همه‌ی زندگی‌م رنگِ امام زمان خورده. نفس می‌کشم براش و جان‌مو میدم به‌پاش. البته در خصوصِ «جان» بعداً میشه بیش‌تر صحبت کرد!

عزیزم شما در زمان غیبت حضرتش، یک کفش جفت نکرده‌اید. یک چای نداده‌اید! یک خطر نکرده‌اید! یک غنم... یک قلم... یک قدم... برای حضرت برنداشته‌اید! آخر چه‌سان انتظار دارید آن یگانه‌ی تاریخ، به شما اعتماد کند؟!

بله! هرطور راحتید... حکماً می‌دانید که بعد از تشریف‌فرمائیِ امام زمان، آن «جنگ» وانفسای بعد از ظهور، شروع شده است! گفتم چون خیلی عاشقانه صحبت کردید بپرسم: «در چه قسمتی می‌خواهید دستِ یاری بگشائید؟ مدیریت جنگ؟ تسلیحات؟ لجستیک؟ پشتیبانی؟»

ـ آقا رها کنید! این شماهائید که اسم مبارک آن حضرت را با تلخیِ جنگ گره زده‌اید! چی می‌شه اگه مراعات ماهائی که سیاسی نیستیم را هم بنمائید؟! مگر امام زمان، امام عشق و دوستی نیست؟! از صلح بگید، صلح!

چشم. چند ماه می‌رویم به جلو... جنگ‌ها تمام شده! و «آشتیِ بزرگ» به وقوع پیوسته است. آشتیِ تمامیِ چشمانِ گرفتار این کره‌ی خاکی، با چشم‌های سحرانگیزِش!

و خوب، طبیعتاً الان دیگر زمانِ «سازندگی» است. می‌خواهیم عالم را بسازیم... می‌خواستم ببینم شما در چه قسمتی می‌توانید فعّال باشید. فرمودید مدیریت فرهنگی؟ فرمودید مسئولیت تشکیلات حضرت؟... بسیار هم عالی! چه اشکال داره؟! فقط سوابق‌تان را بفرمائید تا به حضرت اعلام کنیم و نتیجه را به استحضار حضرت‌عالی برسانیم!

چی فرمودید جنابِ شیدا؟... سابقه‌ای ندارید؟! خب البته همین که شیدائید؛ خودش خیلی خوبه ولی... بله... قبول داریم که... شما اصلاً اجازه نمی‌دید ما حرفی بزنیم...

عزیزم شما در زمان غیبت حضرتش، یک کفش جفت نکرده‌اید. یک چای نداده‌اید! یک خطر نکرده‌اید! یک غنم... یک قلم... یک قدم... برای حضرت برنداشته‌اید! آخر چه‌سان انتظار دارید آن یگانه‌ی تاریخ، به شما اعتماد کند؟!

به طرف گفتند: «چرا شغل نداری؟» گفت: «من فقط پروژه‌های سنگین را قبول می‌کنم!» آخرالأمر هم از غصّه‌ی بی‌شُغلی دِقید!

یا دیگری که تصمیم گرفته بود هرکولِ جهان شود! گفتنش: «اجالتاً جعبه‌ا‌ی میوه بردار و بیاور!» گفت: «اَکّهیی! من فقط وزنه‌ی سی‌صد کیلوئی می‌زنم.» و زد... و مستقیم، در قطعه‌‌ی دویست و خرده‌ی بهشت زهرا نزول اجلال فرمود!

اصلاً همین ویلبر و ارویلِ خودمون (یا خودشون!). می‌دانی قبل از این که تبدیل به بوئینگ و ایرباس بشوند؛ فقط توانستند 18 متر پرواز کنند؟! که همان هم نزدیک بود با ملاج بیایند روی زمین! اما امروز، تنها ارتفاع یک بوئینگ 777، بیش از 18 متر است!

عزیزم فکر نمی‌کنی امروز کمی برای خوب بودن دیر شده است؟ حدّ اقل، برای «تمرینِ خوب بودن»؟

کسی که دیروز به ادب و اطاعت و مسئولیت عادت نکرده؛ امروز چه افساری از این رکاب زرّین به ‌دستش بدهند؟!  برو آقاجان! برو که امروز، روز تقسیمِ مسئولیت‌هاست.

دستِ کم، همین «اکنون» را بچسب تا دیرتر نشده... و الّا «نامه‌نویس» زیاد است. هزار هزار، بل‌که هجده هزار...

راستی...

نکند امام زمان ظهور کرده؟!