ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
دوشنبه, 03 اسفند 1394 10:56

شعر حماسي انتظار

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 

 

 

شعر حماسي انتظار
 
شعر ، ترجمان فرهنگ و ادب هر قوم ، مليت و تمدن است و شعر انتظار،يكي از مميزات موعود باوري و ويژگي هاي فرهنگ منجي خواهي ومحملي براي مرزباني مهدوي است.
سابقه شعر انتظار به قبل از تولد امام عصر ارواحنا فداه و به سال هاي نخستين اسلام باز مي گردد زيرا نويد ظهور مهدي عدالت گسنر در كلمات پيامبر اكرم و امامان عليهم السلام آمده و نمونه هاي آن را مي توان در اشعار نقل شده از امامان مثلاً حضرات اميرالمومنين (١) و علي بن موسي الرضا (٢)  و عسكريین (٣) عليهم السلام و از شاعران سيد حميري (٤) و دعبل خزاعي (٥) اشاره نمود كه اين انتظار را در شعر خود تجلي داده و سپس به پيروي از آنها شاعران قرون بعد تا زمان ما نيز اين انتظار را در چكامه هاي عربی خويش پوشش داده اند كه نقل آنها خود نيازمند كتابي مستقل است. (٦)
 
اما شاعران پارسي گوي از همان قرون اوليه اين انتظار را به زيبايي در سروده هاي نغز و زيباي خود آورده اند به نوعي كه شعر انتظار را مي توان يك سرفصل موضوعي مهم در شعر فارسي در ادوار مختلف آن نام برد. در اینجا به لحاظ اختصار تنها به نمونه هايي از قرون مختلف اشاره مي كنيم:
 
ابومنصور دقيقي (متوفاي ٣٧٠ه.ق) كه در انگيزه و قالب و موضوع بر فردوسي بزرگ، فضل تقدم دارد،در قرن چهارم به مردم اميد مي‌دهد كه اگر باب نبوت مسدود است، راه مهدي ـ عليه السلام ـ بسته نيست. در اين دلداري مشفقانه، به يادها مي‌آورد كه از اين پس، پيامبري نخواهد آمد؛ اما سكه آخر الزمان را به نام مهدي زده‌اند:
 
از اين پس نباشد پيمبر دگر/ به آخر زمان مهدي آيد به در...
 
عطار نيشابوري متولد ٥٤٠ق مي سرايد:
 
صد هزاران اولیا، روی زمین/ از خدا خواهند مهدی را یقین/
یا الاهی، مهدیم، از غیب آر/ تا جهان عدل گردد آشکار/
مهدی هادیست تاج اتقیا/ بهترین خلق برج اولیا/
ای ولای تو معین آمده/ بر دل و جانها همه روشن شده /
ای تو ختم اولیای این زمان/ وز همه معنی نهانی، جان جان/
ای تو هم پیدا و پنهان آمده/ بنده عطارت ثناخوان آمده...
 
بدرالدين قوامي رازي(متوفي٥٦٠ق)گويد:
 
یکی مانده ز ایشان نهان در جهان /جهانی از او مانده در انتظار /
چو آید: سپر مدت مصلحت/ نشیند ز باران رحمت غبار/
برون آید از کنج، عیّار دین/ جهان را ز عدلش بگردد عَیار/
ز کعبه ندا در دهد جبرئیل/ که باطل نهان گشت و حق آشکار...
 
خواجوي كرماني (متوفي ٧٥٢ق)مي سرايد:
 
به مقدم خلف منتظر امام همام/مسیح خضر قدوم و خلیل کعبه مقام /
شعیب مدین تحقیق حجت القائم / عزیز مصر هُدا مهدی سِپِهر /
غلام خطیب خطه افلاک منهی ملکوت /ادیب مکتب اقطاب محیی اسلام /
شه ممالک دین صاحب الزمان که زمان /به دست رایض طُوعش سپرده است زمام /
به انتظار وصول طلیعتش خورشید/ زند درفش درخشنده صبحدم بر بام
 
ابن يمين فريومدي (متوفي ۷۶۹ق ) در مدح حضرت صاحب الزمان مي گويد:
 
بعد از او صاحب الزمان كز سالهاي ديرباز/ ديده‌ها در انتظار روي آن فرخ لقاست/
چون كند نور حضور او جهان را با صفا/هر كژي كاندر جهان باشد، شود يكباره راست.
 
و خواجه محمد حافظ شيرازي (متوفي ٧٩٢ق)كه غزل هاي انتظارش زبانزد خاص و عام است با مطالعي همچون:
 
   (يوسف گمگشته باز آيد به كنعان غم مخور)
و (مژده اي دل كه مسيحا نفسي مي آيد)
و (يارب آن آهوي مشكين به چمن باز رسان)
و (اي غايب از نظر به خدا مي سپارمت)
و همينطور ده ها غزل زيباي ديگر كه قرن هاست بر زبان منتظران جاري است .
 
 حزین لاهیجی(متوفي ١١٨٠ق) نيز در مدح حضرت حجّت سلام الله علیه گوید:
 
تا در چمن این سرو فرازنده چمانست /چیزی که به دل نگذرد، اندوه خزانست/
چشمش نشد از دولت دیدار تو محروم / پیداست که آئینه ز صاحب نظرانست... 
 
شعرای معاصر:
 
خلاصه در همه سالها و قرون شعر انتظار هماره شكوفا بوده است تا برسيم به شعراي معاصر كه در اين زمينه حماسه ها سروده اند و بايد بگوئيم كه هريك زيباتر از ديگريست يا اينكه همه زيبايند:
 
ای انتظار جاری ده قرن تا هنوز/بی تو غروب می شود این روزها هنوز /
اما هنوز چشم جهانی به راه توست/این جمعه آه می رسی از راه یا هنوز...؟ /
با اشتیاق رویت تو رو به آسمان/هر چشم خیره است ولی ابرها هنوز/
باران پاک رحمتی و خاک می کشد/هر لحظه انتظار نزول تو را هنوز/ تو وعده ی خدایی و جاری است یاد تو... (٧)
 
تويي كه در نفست مي‌وزد شميم بهار/بيا به كوچه ما، عطر نرگسانه بيار/
چه عطري از تو در آفاق من پراكنده ست/ كه شعر، مست شده، واژه را نمانده قرار/
چقدر شعر من از واژه "تو" لبريز است/چقدر ذوق من از انتظار تو سرشار/
چقدر بي تو نفس مي‌كشم؛ دريغ از من/چقدر خسته ام از اين هواي تيره و تار/
چه مي‌شود كه بيايي؟، چقدر رويايي است/در اين سياه زمستان، طلوع صبح بهار... (٨)
 
فروغ بخش شب انتظار، آمدنی ست/نگار، آمدنی غمگسار، آمدنی ست/
به خاک کوچه دیدار آب می پاشند/بخوان ترانه شادی که یار آمدنی ست/
ببین چگونه قناری ز شوق می لرزد/مترس از شب یلدا! بهار آمدنی ست
صدای شیهه رخش ظهور می آید/خبر دهید به یاران: سوار آمدنی ست/
بس است هر چه پلنگان به ماه خیره شدند/یگانه فاتح این کوهسار، آمدنی ست... (٩)
 
و شعر انتظار كه شعر ايمان و حماسه و شور و چشم براهي براي آن مولاي عدالت گستر و مهربان مهربانان جهان است تمامي ندارد كه حماسه اي پرخروش است تا آن هنگام كه خورشيد جمالش از ابرها برون زند و جهان را يكپارچه نور كند:
 
من در این غار، خسته و دلتنگ / انتظار تو را ستاره کنم/
در شب وحشت آفرین و سیاه/ لحظه های تو را شماره کنم.. /
آری ای صبح مهربان امید / مشعل دلفروز زیبایی روح شعر ستاره و دریا/
کعبه ی قلب های شیدایی/ آه ای اشتیاق بی پایان /
تو بیا تا که عشق جان گیرد /زیر زنجیر آهنین شکیب /دست لرزان ما توان گیرد/
تو بیا تا ز پرتو رویت / شب تاریک ما سحر گردد /
ورنه ای مهر مهربان مهدی / بی تو هر لحظه تیره تر گردد... (١٠)
 
 
________________________________
 
پی نوشت ها
 
١. اميرالمومنين در قصيده شان فرمودند: سقى اللّه قائمنا صاحب الـــ * قيـامـــة والنـــاس في دابها/ هو المدرك الثأر لي يا حسين * بل لك فاصبر لاَتعابها/ لكل دم ألف ألف وما * يقصر في قتل أحزابها / هنالك لا ينفع الظالمين * قول بعذر وأعقابها[ ينابيع المودّة: 438] و نيز در ديوان منسوب به أمير الموَمنين ـ صلوات اللّه عليه آمده است:
بنيَّ إذا ما جاشت الترك فانتظر * ولاية مهدي يقوم فيعدل/ وذلَّ ملوك الاَرض من آل هاشم * وبويع منهم من يلذّ ويهزل/ صبيُّ من الصبيان لا رأي عنده * ولا عنده جدُّ ولا هو يعقل/ فثمَّ يقوم القائم الحقَّ منكم * وبالحقِّ يأتيكم وبالحقِّ يعمل/ سميّ نبيِّ اللّه نفسي فداوَه * فلا تخذلوه يا بنيَّ وعجّلوا[البحار: 51|131ـ 132، اثبات الهداة: 7|267ـ268، الصراط المستقيم: 2|264، أئمتنا: 2|409.]
 
٢. در شعر دعبل خواهد آمد(پاورقی٦)
٣. حضرت عسكري(ع)در پاسخ عيسي بن فتح كه از فرزند او سوال مي كند مي فرمايد:
والله سيكون لي ولد يملأ الأرض قسطاً وعدلاً وأما الآن فلا، ثم أنشد عليه السلام:لعلك يوماً أن تراني كأنـما فإن تميماً قبل أن يلد الحصى/بني حوالي الاسـود اللوابد/ أقام زماناً وهو الناس واحـد
 
٣.در شعر دعبل خواهد آمد(پاورقی٥)
٤. سيد حميري در قصيده اش مي سرايد: 
وكذا روينا عن وصي محمد بأن ولي الأمر يفقـد لا يرى/ ويقسم أموال العقود كأنمــا/ له غيبة لا بد أن سيغيبه ولم يك فيـما قـال بالمكذب/ سـنين كفعل الخائف المـترقب تضمنـه تحت الصفيـح المنصب/ فصلى عليه الله من متغـيب
همچنين در قصيده اي ديگر: في عصبةٍ حول مهدي يسير بهم من بطن مكة ركبانـاً وما شينا/ليـسوا يريدون إلا الله ربـهم نعم المـــراد توخاه المريدونا / حتى يلاقوا بنـي حربٍ بجمعهم فيضربوا الهام منــهم والعـــرانينا
 
٥. دعبل خزاعي در قصيده تائية بسيار مشهورش كه نزد حضرت امام هشتم عليه السلام قرائت نمود اين گونه از قائم آل محمد سلام الله عليه ياد نمود:
فلولا الذي أرجوه في اليوم أو غد تقطـع قلبـئ إثرهم حسراتِ /
خروج إمامٍ لا محالة خـارجٌ يقوم على اسـم الله والبركاتِ/
يَميّز فينا كل حـقًّ وبـاطل يجزي على النعماء والنقماتِ/
فيانفس طيبي ثم يا نفس ابـشري فغير بعيدٍ كلُ ما هو آت/
دعبل مي گويد شعرم كه به اينجا رسيد حضرت رضا عليه السلام فرمودند: آيا من به اين قصيده تو دو بيت نيفزايم؟!عرض كردم :بلي اي فرزند رسول خدا.آن گاه حضرتش اين دو بيت را افزودند:
وقبرٌ بطوسٍ يالها من مصيـبةٍ/ ألحت على الاحشاء بالزفراتِ/ إلى الحشر حتى يبعث الله قائماً/يفّرج عنا الهم والكرباتِ...
٦. ر.ك.المهدي (عج) في أدب العصر العبّاسی  بقلم نرجس سادات شهرستاني- عبدالله نعمة : الأدب في ظِلّ التّشيّع - محمود عبداللهي: سيماي امام مهدي در آيينه شعر عربي - المهدي عليه السلام في شعر أهل البيت عليهم السلام والموالين - غَيبة الامام المهدي في الشعر العربي،غفران الموسوي.
٧.سيدمحمد رضا شرافت
٨.محمد امين زاده
٩.مرتضي اميري اسفندقه
١٠.موسوي گرما رودي
 

 

 

 

خواندن 2636 دفعه آخرین ویرایش در دوشنبه, 03 اسفند 1394 11:12