ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
سه شنبه, 11 مهر 1396 15:03

اشک‌هایی که دیگر فایده‌ای ندارد

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

اشک‌هایی که دیگر فایده‌ای ندارد

 

بعداز شهادت امام حسین(علیه‌السلام) قیام حسینی پایان نپذیرفت؛ بلکه پرچم قیام را حضرت زینب و امام سجاد علیهماالسلام بر دوش گرفتند. در این یادداشت به بخش‌هایی از فعالیت‌ها و خطبه‌های حضرت زینب پس از شهادت برادر بزرگوارشان می‌پردازی. بخش‌‍هایی که برای ما درسآموز بوده و علت تنها ماندن امام زمانِ کوفیان را بیان می‌سازد.

 

معین شرافتی- کارشناس حوزه/ بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

اشک‌هایی که دیگر فایده‌ای ندارد

 

آخرین وداع

فردای عاشورا عمر سعد کشته‌های لشگر خویش را دفن کرد، کشته‌های کاروان حسینی را در بیابان رها نمود و بازماندگان کاروان حسینی را به بند اسارت کشاند. او فرمان حرکت داد. حرکتی که از کنار بدن‌های مطهر و قطعه قطعه شهدای کربلا می‌گذشت.

حضرت زینب(سلام‌الله‌علیها) وقتی با اشک‌های کوفیان روبرو شدند؛ شروع به بیان خطبه‌ای کرده و فرمودند:«يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ يَا أَهْلَ الْخَتْلِ وَالْغَدْرِ وَالْخَذْلِ أَلَا فَلَا رَقَأَتِ الْعَبْرَةُ وَلَا هَدَأَتِ الزَّفْرَةُ... ای مردم کوفه،‌ای مردمان حیله گر و خیانت کار! گریه می‌کنید؟ اشک چشمانتان خشک نشود و ناله هایتان آرام نگیرد.»


وقتی حضرت زینب(سلام‌الله‌علیها) به بدن بی سر برادر رسید؛ خود را به برادر شهیدش رساند و عرضه داشت:«يَا مُحَمَّدَاهْ صَلَّی اللهُ عَلَیکَ مَلائِکَةُ السَماءِ هَذَا حُسَيْنٌ بِالْعَرَاءِ مُرَمَّلٌ بِالدِّماءِ مُقَطَّعُ الاَعضاءِ يَا مُحَمَّدَاهْ وَ بَنَاتُكَ سَبَايَا وَ ذُرِّيَّتُكَ‏ مَقْتَلَةً تَسْفِي عَلَيْهِمْ رِيحُ الصَّبَا؛ یامحمد، یامحمد، فرشتگان آسمان بر تو صلوات گویند، این حسین است در دشت افتاده، آغشته به خون اعضاء بریده! یا محمد، دخترانت اسیرند، ذریه‌ات کشته شده‌اند که باد بر آنها می‎‌وزد.»(ارشاد شیخ مفید،ج2،ص114) راوی می‌‎‌گوید بعد از بیان این نجواها بود که دوست و دشمن به گریه افتاد. آری این آخرین وداع حضرت زینب با امام حسین بود.

 

اشک‌های بی فایده

حضرت زینب(سلام‌الله‌علیها) وقتی با اشک‌های کوفیان روبرو شدند؛ شروع به بیان خطبه‌ای کرده و فرمودند:«يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ يَا أَهْلَ الْخَتْلِ وَالْغَدْرِ وَالْخَذْلِ أَلَا فَلَا رَقَأَتِ الْعَبْرَةُ وَلَا هَدَأَتِ الزَّفْرَةُ... ای مردم کوفه،‌ای مردمان حیله گر و خیانت کار! گریه می‌کنید؟ اشک چشمانتان خشک نشود و ناله هایتان آرام نگیرد.»
واقعاً این نوع اشک چه فایده‌ای دارد؟ از این رو حضرت زینب در ادامه می‌فرمایند:«أتَبْكُونَ أَخِي؟! أَجَلْ، وَاللَّهِ فَابْكُوا فَإِنَّكُمْ أَحْرَى بِالْبُكَاءِ فَابْكُوا كَثِيراً وَاضْحَكُوا قَلِيلًا فَقَدْ أَبْلَيْتُمْ بِعَارِهَا وَمَنَيْتُمْ بِشَنَارِهَا وَلَنْ تَرْحَضُوهَا أَبَداً وَأَنَّى تَرْحَضُونَ قُتِلَ سَلِيلُ خَاتَمِ النُّبُوَّةِ؛ گریه می‌کنید؟ زار می‌زنید؟ آری به خدا سوگند که باید گریه کنید، پس بسیار بگریید و کمتر بخندید. چرا که دامان خود را به ننگ و عار جنایتی آلوده اید که ننگ و پلیدی آن را از دامان خود تا ابد نتوانید شست.چگونه می‌توانید ننگ حاصل از کشتن فرزند رسول خدا را از گردن خود باز کنید؟» آری این گریه دیگر فایده ندارد.

 

حضرت زینب و معرفی اهل کوفه

در ادامه خطبه حضرت زینب مردم کوفه را مانند آن زنی عنوان کردند که پنبه‌ها را تبدیل به ریسمان و نخ کرده، اما دوباره آن نخ‌ها را به پنبه تبدیل می‌کند. کاری بسیار غلط و مثالی برگرفته از قرآن کریم. کاری که قرآن سفارش به دوری از آن کرده بود!: «وَلَا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكَاثًا[نحل/92 ] و همانند زنى مباشيد كه پشم هايى را كه مى ‏بافت، پس از محكم داشتنش، رشته رشته‌ کرده را دوباره باز می‌کند.» کار خیلی‌ها اینگونه است. تصمیمی درست می‌گیرند یا کاری صحیح را آغاز می‌کنند؛ اما بعد از چندی دوباره به نقطه اولیه بر می‌گردند.
در ادامه حضرت کوفیان را اینگونه معرفی کردند:«هَلْ فِيكُمْ إِلَّا الصَّلَفُ وَالْعُجْبُ وَالشَّنَفُ وَالْكَذِبُ وَمَلَقُ الْإِمَاءِ وَغَمْزُ الْأَعْدَاءِ أَوْ كَمَرْعًى عَلَى دِمْنَةٍ أَوْ كَفِضَّةٍ عَلَى مَلْحُودَةٍ أَلَا بِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ وَفِي الْعَذَابِ أَنْتُمْ خَالِدُونَ؛ آیا در میان شما جز رسوایی، سینه‌های آکنده از کینه، ریاء و تملق و ذلت در برابر دشمنان چیز دیگری نیز یافت می‌شود؟ یا همچون سبزه‌هایی هستید که ریشه در فضولات حیوانی داشته . همچون جنازۀ دفن شده‌ای هستید که روی قبرش را با نقره تزیین نموده باشند؟ چه بد توشه‌ای برای آخرت فرستادید؛ توشه‌ای که همان خشم و غضب خدا است و در عذاب جاویدان خواهید بود.» در این فراز ترس، ذلت در برابر دشمن، حقارت و ریاکاری به همراه تملق گویی از صفات زشت کوفیان شمرده شده؛ صفاتی که نتیجه آن چیزی جز به قتلگاه کشاندن امام زمانشان نشد.

 

با امامِ زمان خود بد کردید

حضرت زینب در ادامه پرده از نتیجه رها گذاشتن امام حسین(علیه‌السلام) برداشته و عاقبت کار آنها را اینگونه بازگو کردند:«أَ تَدْرُونَ وَيْلَكُمْ أَيَّ كَبِدٍ لِمُحَمَّدٍ ص فَرَثْتُمْ وَأَيَّ عَهْدٍ نَكَثْتُمْ وَأَيَّ كَرِيمَةٍ لَهُ أَبْرَزْتُمْ وَأَيَّ حُرْمَةٍ لَهُ هَتَكْتُمْ وَأَيَّ دَمٍ لَهُ سَفَكْتُمْ أَ فَعَجِبْتُمْ أَنْ تُمْطِرَ السَّمَاءُ دَماً وَلَعَذابُ الْآخِرَةِ أَخْزى‏ وَهُمْ لا يُنْصَرُونَ؛ وای بر شما‌ ای مردم کوفه! آیا می‌دانید چه جگری از رسول خدا دریده‌اید؟ چه زنان و دختران با عفت و وقاری را از خاندان او به کوچه و بازار کشانده‌اید؟! چه خونی از آن حضرت بر زمین ریخته‌اید؟! و چه حرمتی از او شکسته‌اید؟! شما این جنایت فجیع را بی‌پرده و آشکار به انجام رسانید؛ جنایتی که سر آغاز جنایات دیگری در تاریخ گشته، سیاه، تاریک و جبران ناپذیر بوده، تمام سطح زمین و وسعت آسمان را پر کرده است. آیا از اینکه آسمان خون باریده تعجب می‌کنید؟ در حالی که عذاب آخرت در مقایسه با این امر، بسیار شدیدتر و خوار کننده‌تر است و در آن روز کسی به یاری شما نخواهد آمد.» آری رها کردن امام زمان چیزی جز عذاب سخت الهی را به دنبال نخواهد داشت. سپس حضرت در قالب شعری خطب را اینگونه ادامه دادند:
مَا ذَا تَقُولُونَ إِذْ قَالَ النَّبِيُّ لَكُمْ مَا ذَا صَنَعْتُمْ وَأَنْتُمْ آخِرُ الْأُمَمِ‏
بِأَهْلِ بَيْتِي وَأَوْلَادِي وَتَكْرِمَتِي مِنْهُمْ أُسَارَى وَمِنْهُمْ ضُرِّجُوا بِدَمٍ‏
مَا كَانَ ذَاكَ جَزَائِي إِذْ نَصَحْتُ لَكُمْ أَنْ تَخْلُفُونِي بِسُوءٍ فِي ذَوِي رَحِمِي‏
إِنِّي لَأَخْشَى عَلَيْكُمْ أَنْ يَحُلَّ بِكُمْ مِثْلُ الْعَذَابِ الَّذِي أَوْدَى عَلَى إِرَمٍ‏

وای بر شما‌ ای مردم کوفه! آیا می‌دانید چه جگری از رسول خدا دریده‌اید؟ چه زنان و دختران با عفت و وقاری را از خاندان او به کوچه و بازار کشانده‌اید؟! چه خونی از آن حضرت بر زمین ریخته‌اید؟! و چه حرمتی از او شکسته‌اید؟! شما این جنایت فجیع را بی‌پرده و آشکار به انجام رسانید؛ جنایتی که سر آغاز جنایات دیگری در تاریخ گشته، سیاه، تاریک و جبران ناپذیر بوده، تمام سطح زمین و وسعت آسمان را پر کرده است. آیا از اینکه آسمان خون باریده تعجب می‌کنید؟ در حالی که عذاب آخرت در مقایسه با این امر، بسیار شدیدتر و خوار کننده‌تر است و در آن روز کسی به یاری شما نخواهد آمد.» آری رها کردن امام زمان چیزی جز عذاب سخت الهی را به دنبال نخواهد داشت.


اگر پيامبر از شما بپرسد، اين چه كارى بود كه كرديد با آنكه شما امت آخر الزمان بوديد؛ چه پاسخ خواهيد داد؟ شما چه كرديد با اهل بيت و فرزندان و عزيزان من؟! جمعى را به اسارت برديد و گروهى را به خون آغشته كرديد. اين پاداش من نبود که شما حق خويشاوندانم اين‌گونه به من جفا كنيد. من مى ترسم همان عذابى كه قوم «اِرَم» را به نابودى كشاند، بر شما نيز فرود آيد.

 

کلام نهایی

در این خطبه حضرت زینب علاوه بر آنکه برخی ظلم‌های صورت گرفته در کربلا را بیان کردند؛ به ریشه یابی تنها گذاشتن امام توسط کوفیان پرداخته و صفات زشت آنها و عاقبت کارشان را یادآوری نمودند.
این خطبه بیش از آنکه برای اهل کوفه مثمر ثمر باشد باید برای ما نتیجه بخش باشد، زیرا آنها از بدی کردار و کارشان با خبر بودند و از ریاکاری‌ها و تملق‌های خویش آگاهی داشتند. مهم این است که دوباره دیگران راه آنها را انتخاب نکند.


منبع:
متن کامل خطبه در: لهوف سید بن طاووس، ص ۱۷۴تا ۱۷۹- مقتل الحسین خوارزمی، ص۴۵ تا۴۷- نفس المهموم شیخ عباس قمی، ص۲۱۵ آمده است.

خواندن 1512 دفعه