نوشته شده توسط rezas مجموعه: اخلاق و احکام جدید
منتشر شده در 27 مرداد 1399 بازدیدها: 669
چاپ

 بازیابی هویّت انسان در عصر موعود(عج)

 

 
nafs

بازگشت انسان به هویّت و اصالت خویش جز از طریق بازگشت به فطرت اصیل انسانی امکان ندارد. گفتیم بحران هویّت و مسخ انسان نتیجه ی  بندگی در برابر غیر خداو عدم تبعیت از هادیان معصوم است. بازسازی این حیثیّت فطری و الهی انسان جز از طریق بریدن از تعلّقات دنیائی و عدم وابستگی به آن ها از هر حیث و بازگشت به اصل فطری و الهی خویش امکان پذیر نمی باشد.

 

                                  

 

 

 

                                  وقتی دوباره پر شده از بت جهانمان

                                   شرک است، ذکر نام خدا بر لبانمان

اهریمنانه باعث شرم خدا شدیم

گم باد از صحیفه ی عالم نشانمان

تیر و کمان به دست گرفتیم تا مباد

غرق پرنده ها بشود آسمانمان

وقت حضور توست مخواه آخرین امید

بی قهرمان تمام شود داستانمان

(بخشی از شعر مسلم محبّی)

**************

 

یکی از ویژگی های عصر غیبت امام زمان(عج) بحران هویّت و خود فراموشی واز خود بیگانگی انسان است.

گرچه بحران هویّت و از خود بیگانگی انسان مسئله ی جدیدی در واقعیّت های زندگی انسان ها در طول تاریخ نیست. امّا در عصر غیبت به خاطر دور ماندن انسان ها از رهبری الهی و معصوم، دچار بحران های شدید تری در حقیقت وجودی خود شده اند.

به تعبیر بسیاری از روانشناسان و جامعه شناسان عصر جدید، انسان ها و جوامع فراوانی گرفتار مسخ روحی و روانی و یا به تعبیری گرفتار الیناسیون و از خود بیگانگی شده اند. و فراموش شدن انسان و بی هویّتی او از ویژگی های امروز بشر است.

گاندی درمقدّمه ی کتاب (این است مذهب من) می نویسد:

"غربی به کارهای بزرگی قادر است که ملل دیگر آن را درقدرت خدا می دانند. لیکن غربی از یک چیز عاجز است. وآن تأمّل درباطن خویش است، تنها این موضوع برای پوچی درخشندگی کاذب تمدّن جدید کافی است...غربی به جای خویشتن جوئی در پی نسیان وبیهودگی خویش است"

اگر امروز گاندی می بود اعتراف می کرد که نه تنها غربی بلکه اکثر انسان ها گرفتار چنین وضعی شده اند.

 

- مقصود از هویّت چیست؟

هویّت: واقعیّت وجودی هر چیزی است که در قالب فرایند و مجموعه ای از ویژگی ها و مشخّصات آن چیز که موجب تمایز آن از دیگر اشیاء و چیز ها شده و آنرا قابل تشخیص و تعریف شدنی می کند. هویّت کامل هر چیز یا هر شیئی دارای اصالتی ثابت شده است و به موجب این اصل است که تمام آفریدگان خلقت و هستی دارای وجود یگانه و مخصوص به نوع خود هستند و تجربه ی زندگی آن ها به دلیل همین ویژگی در آن ها محقّق است. (سایت جوان امروز 19/7/88 - تأمّلی بر مفهوم هویّت)

عده ای از جامعه شناسان هم می گویند: هویّت انسانی مقوله ای اجتماعی است، همه انسان ها به هنگام تولّد فارغ از اینکه درکجای زمین به دنیا می آیند و یا از چه تعلّق قومی و قبیله ای برخوردارند دارای ویژگی های یکسان نوع انسانی در میان موجودات هستند و هیچ گونه تفاوت ظاهری با یکدیگر ندارند. 

گروهی می گویند هویّت اجتماعی انسان از پنج مقوله پیروی می کند:

- عوامل جغرافیائی و اقلیمی  - عوامل سیاسی و تاریخی  - عوامل اقتصادی و معیشتی  - عوامل فرهنگی  - مؤلّفه های تربیتی (سایت تابناک 14/7/1390)

در تعریف دیگری از هویّت انسانی گفته اند:

اگر آدمی برای پرسش های زیر پاسخ های مطمئن و متقاعد کننده ای بیابد، در حقیقت هویّت خویش را باز یافته است:

1 – بداند، جایگاه و منزلت و مرتبت او دقیقاً چیست و چه تعریفی دارد؟ (شاید با فرمایش امام علی ع که می فرماید: خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده، به کجا می رود و در چه جایگاهی است؟ این پرسش قابل تطبیق باشد)

2 – آگاه باشد که چه پیوندها، رشته ها و ارتباط هائی او را به خود و جهان خارج از خود متعلّق می سازد؟(مقوله ی ارتباطات)

3 – درک کند که چه نقش ها و وظائف و مسئولیّت هائی در قبال خود و دیگران برعهده دارد؟ (بحث حق، تکلیف و مسئولیت)

4 – شناخت واقع بینانه ای از توقّعاتش نسبت به دیگران به دست آورد. 

5 – و در نهایت نسبت خود را به گذشته، حال و آینده به درستی بداند. (اندیشه ی قم – حوزه ی علمیه)

به نظر می آید همه ی این هویّت های متنوّع مصادیقی از بخشی از هویّت وجودی انسان باشند. آنچه که واقعیّت دارد این است که اصل حاکم بر طبیعت آدمی و هویّت وجودی او یکی است که او را از سایر موجودات متمایز می کند. به تعبیر دیگر تعریفی که اسلام از انسان به عنوان یک موجود برتر در نظام هستی دارد هویّت فطری آدمی، هویّت خالص اوست. و با همین هویّت است که رشد و بالندگی دارد. (الحیاة محمدرضا حکیمی جلد3 ص 252)

هویّت حقیقی انسان همان عهد و پیمانی است که با خدا بسته است: 

 (اَلَم اَعهَد اَلِیکُم یا بنَی آدَمَ اَن لا تَعبُدُو الشَّیطانَ اِنَّهُ لَکُم عَدُوٌّ مُبینٌ. وَ اَنِ اعبُدُونی هذا صِراطٌ مُستَقیمً)« سوره یس آیات 60 و61»

(ای فرزندان آدم آیا باشما پیمان نبستم که شیطان را نپرستید زیرا او دشمن آشکارشمااست؟ واین که مرابپرستید که راه راست این است.)

انسان با همان عهد و پیمان فطری انسان شده است و با همان هویّت ی خلیفه ی خدا و امانتدار الهی است.

امروز انسان ها در خمول فطرت خویش دچار بحران هویّت شده اند. بحران هویّت به این معنا کامل نیست که مثلاً ایرانی، ایرانی بودن خویش. و فلان نژاد برتری نژاد خود را فراموش کرده باشد، این مسئله در عین حالی که ممکن است تا حدودی مهم باشد، اما مهم تر از همه فراموشی خود انسان و حیثیّت وجودی و فطری اوست، انسان خدا را فراموش کرده و  در نتیجه اصالت وجود خویش را از دست داده، قرآن می فرماید:

(وَ لاتَکُونُوا کَالَّذینَ نَسُوااللّه فَاَنسیهُم اَنفُسَهُم)« حشر 19»

(مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و در نتیجه دچار خود فراموشی شدند.)

خود فراموشی و خود گم کردن نتیجه و بازتاب فراموشی و گم کردن فطرت خدا جوئی انسان است و بحران هویّت انسان امروز چیزی جز گم شدن انسان و فراموشی او و مسخ روحی او نیست. 

و در آیه ی 105 مائده می فرماید:

(ای کسانی که ایمان آورده اید مواظب نفس خود (حقیقت وجودی خود) باشید تا به شما ضرر نرساند هرکسی که گمراه شد در حالی که شما هدایت شده اید باز گشت همه ی شما به سوی خدا است. پس به شما خبر می دهد به آن چه عمل می کنید.)

رسول خدا (ص) در شرح آیه فرمودند:

(ای مردم «مواظب نفس خود باشید تا به شما ضرر نرساند هرکسی که گمراه شد در حالی که شما هدایت شده اید» علی ع نفس من است وبرادر من. از علی اطاعت کنید زیرا او مطهّر و معصوم است «پس نه گمراه می شود و نه شقیّ») (معانی الاخبار 352)

در معنای کلمه ی ضالّ وضالّین – علاوه بر (گمراهی وگمراهان.) مفهوم (گم شدن. وحیرت و سردرگمی و بحران روحی) هم آمده است. و در روایتی از امام صادق ع نقل شده که فرمودند:

(مقصود از ضالّین کسانی هستند که در شک و تردیدند وامام خود را نمی شناسند) (بحار الانوار 82 /23)

پس با این بیان هویّت واقعی انسان هدایت فطری بشر به سوی حقیقت انسان کامل که در وجود امام معصوم متجلّی است. و بحران هویت گم کردن خود واقعی و تحیّر و سردرگمی در شناخت امام زمان ع است. 

 

تنها راه بازیابی هویّت انسان:

بازگشت انسان به هویّت و اصالت خویش جز از طریق بازگشت به فطرت اصیل انسانی امکان ندارد. گفتیم بحران هویّت و مسخ انسان نتیجه ی  بندگی در برابر غیر خداو عدم تبعیت از هادیان معصوم است.

بازسازی این حیثیّت فطری و الهی انسان جز از طریق بریدن از تعلّقات دنیائی و عدم وابستگی به آن ها از هر حیث و بازگشت به اصل فطری و الهی خویش امکان پذیر نمی باشد.

باید از قید بندگی شهوات، قدرت طلبی و  ظلم و استکبار، طغیانگری، لذّت جوئی های مفسده انگیز، ثروت اندوزی، تجاوز، مسائل ضدّ اخلاقی وتبعیّت از طاغوت رها شد تا به هویّت واقعی رسید.

این یافتن کرامت انسانی در شکل کامل خود جز در دوران ظهور و حکومت مهدوی امکان ندارد، و برای رسیدن و دستیابی به این مهم باید هم آماده بود و هم دعا کرد.

قرآن در آیه 55 سوره نور در مورد آن دولت کریمه مهدوی می فرماید:

(خداوند به کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام می دهند وعده داده که آن ها را جانشینان در زمین قرار دهد همچنان که انسان های قبل از آن ها را به خلافت رسانده و برای آن ها تمام امکانات مورد رضای خودشان را فراهم کرد، و ترس آن ها را به امنیّت و آسایش تبدیل کند که مرا عبادت کنند و هیچ چیزی را به جای من نپرستند)

خداوند در این آیه ویژگی های حکومت امام زمان(عج) را ایمان، اعمال شایسته و حیثیّت الهی انسان و عبودیّت حقّ معرّفی می کند که این ها انسان را از قید همه ی بردگی های ذلّت بار نجات می دهد و هویّت واقعی او را جلوه گر می کند.

در آن عصر طلائی، انسان ها بردگان زر و زور و تزویر نیستند. و به تعبیر قرآن در آیه 157 اعراف که می فرماید: 

(پیامبر(ص) آمده است که بار های سنگین بردگی و ظلم و جهل و فساد را از دوش انسان ها بردارد و غل و زنجیرهائی که به دست و پای بشر بسته شده باز کند.).

و این رسالت امروز بردوش آخرین وصیّ همان پیامبراست.

ارزش ها و هویّت  در حکومت جهانی مهدوی، ثروت، قدرت، شهوات، نژاد، و... نیست. بلکه عبودیّت حق و پیوستن به حَبل ولایت الهیّه  است که بالاترین و برترین تفسیر و بیان هویّت واقعی انسان است.

و رسالت جهانی امام مهدی(عج) همان رسالت پیامبر(ص) در بازگرداندن هویّت انسان است.

دردعای افتتاح (ازجانب امام زمان ع) می خوانیم:

(اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَیْکَ فى دَوْلَةٍ کَریمَةٍ، تُعِزُّ بِهَا الاِْسْلامَ وَ اَهْلَهُ، وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَ اَهْلَهُ....)    

« خدایا ما از تو امید و اشتیاق داریم که دو لت با کرامت آن امام زمان را به ظهور آری و اسلام واهلش را با آن عزت بخشی و نفاق و اهل نفاق را ذلیل و خوار گردانی و مارا درآن دولت حقّه اهل دعوت به طاعتت و از پیشوایان راه هدایتت قرار دهی و به واسطه ی آن بزرگوار به ما عزّت و کرامت دنیا و آخرت عطا فر مائی. »

دولت کریمه = به معنای حکومتی که کرامت و حیثیّت و هویّت و عزّت انسان را به او  باز گرداند. و بحران هویّتی را که مستکبران عالم به وجود آورده اند نابود کند، و انسان را به اصل وجود خویش و هویِت واقعی اش آشنا کند. 

 

**************

ای رخ دلربای تو، شعشعه ی ولای من

وای دم با صفای تو، مأذنه ی صلای من

یاد تو اختر دلم، درشب تار بی کسی

ای افق نگاه تو، قبله ی اقتدای من

ای عطش ولای تو، مایه ی افتخار من

وای هدف از رضای تو، رضای کردگار من

************

اَلّلهُمَ عَجِّل لِوَلِیِّکَ الفَرَجَ

حاضرین در سایت

224  مهمان و 0 عضو حاضر هستند

ورود به سایت


طراحی، ترجمه و اصلاح توسط گرافیست آنلاین به سفارش سایت تربیت دینی.